زمزم سیاست39

دو تلویزبون عربی و لهجه آمریکائی آقای حداد عادل

۹ آبان ؛سیدمحمدعلی ابطحی:در چند روز پایانی هفته گذشته برای شرکت در جلسه دو سالانه شعر عربی بابطین به کویت رفته بودم. استاد مهدوی دامغانی از آمریکا و آقای حداد عادل و چند نفر از اساتید ایرانی هم بودند. در پایان یکی از این جلسات در یک برنامه تلویزیونی مسئولان خبر شبکه های العربیه و الجزیره با حضور مهمانان گفت وگوی داغی داشتند.

 تلویزیون الجزیره قدیمی تر است ولی معروف به تلویزیون افراطیون اسلام گراست

و العربیه به تلویزیون میانه­روها اشتهار دارد؛ هر دو هم بسیار پربیننده هستند.

العربیه می­گفت به نام خبر نباید از مرگ آفرینان به نام مسلمانان تمجید کرد. بی­آن­که اسم الجزیره را ببرد،

آن­ها جواب دادند که اصلاً در تعریف ما خبر چیزی است که کسی نمی­خواهد منتشر شود. نباید به این بهانه­ها جلو انتشار خبر را گرفت.

بحث شیعه و سنی هم شد. الجزیره­ای­ها متهم شدند که اخیراً سنی­ها را علیه شیعه تحریک می­کنند. آن­ها به عملکرد خوب خود در مورد حزب­الله شیعه در مقایسه با رفتار ضد حزب الله شیعه اشاره کردند. دعوا بالا گرفته بود.

العربیه ای ها شبکه  غیر دولتی هستند و زبانشان باز بود و از الجزیره ای ها انتقاد می کردند که تحت کنترل دولت قطر است.

رئیس خبر الجزیره هم گفت گروگان امیر قطر بودن بهتر از گروگان آمریکا و اسرائیل است.

تلویزیون العربیه البته در دبی برنامه پخش می کند ولی به دولت امارات ربطی ندارد. العربیه گفت خبرنگار ما را از ایران بیرون کردند ولی ما عذرخواهی نکردیم ولی الجزیره ای ها از دولت فعلی ایران و دولت اسرائیل عذرخواهی کردند تا کارشان را ادامه دهند.

آنها هم البته انکار می کردند. در همه  این موارد نه العربیه اسم الجزیره را می آورد و نه الجزیره اسم العربیه را. هر دو می گفتند بعضی از شبکه ها، تا کسی نفهمد و رعایت ادب بشود!

از نکات جالب این بود که همه اذعان داشتند که کشورهای آلمان، روسیه، فرانسه و آمریکا که تلویزین عربی راه اندازی کرده اند، از سوی مردم استقبال نشده و تلویزیون های  بومی و یا عربی منطقه ای مثل الجزیه و العربیه، بیشترین مخاطب را دارد.

رئیس اخبار العربیه قبل از شروع جلسه پیش من و آقای حداد عادل نشسته بود و هر کس که حرف می­زد از لهجه اش می فهمید که اهل کدام کشور عربی است.

آقای حداد هم به نماینده  العربیه گفت که لهجه شما هم آمریکائی است. می خواست به آنها متلکی بگوید.

او هم گفت لابد تلویزیون فاکس نیوز که نماینده  افراطیون آمریکائی است و بعد از اخراج ما به آنها اجازه  باز کردن دفتر دادید لهجه اش مورد پسند شما است! من هم در این وسط بی­تقصیر!

مردم آمریکا خواستند و توانستند

سیدمحمدعلی ابطحی: جامعه سنتی آمریکا که ارزش های آمریکائی برایشان اصل بود، حتی سنتی هایی که با سیاست های آقای بوش مخالف بودند نیز نمی خواستند اوباما رئیس جمهور شود. آنها اعتقاد داشتند که اوباما  - به عنوان یک رنگین تبار – شأن و جایگاه تاریخی ملت آمریکا را خدشه دار می کند؛ اما واقعیت جهانی شدن و ارتباطات تأثیر خود را بر نسل جوان آمریکا بیش از دیگران گذاشته بود. آنها خود را پای بند باورهای سنتی آمریکایی نمی دیدند و بر اساس ارزش های نوین بشری به میدان آمدند و انتخابی جوانانه با شعار تغییر انجام دادند. در حقیقت، مردم در برابر خواست آنهائی که "نمی­خواستند" ایستادند و توانستند. این از خوبی­های دموکراسی است که اتفاق بسیار مهمی برای دنیا بود. اوباما البته برای شعار تغییر در آمریکا با مقاومت مراکز قدرت به هم پیوسته­ای که سنتی­های سیاسی بر آن حکومت می­کنند روبه­روست. اما نگاه جوانان آمریکایی و نیاز جامعه­ی بشری که سرنوشت بسیاری از آنان به سیاست­های آمریکایی مرتبط است از تغییر در سیاست­های آمریکا که شعار اوباما بود استقبال می­کنند؛ زیرا در حقیقت پیروزی اوباما نتیجه­ی خستگی دنیا از خشونت طلبی­ها بود که رهبران جمهوری­خواه آمریکا در رأس هرم سیاست این خشونت طلبی­ها قرار داشتند. در صورت جدی بودن ایده­ی تغییر در اوباما در این سوی جهان هم به جاست اوباما به عنوان صاحب ایده­ی تغییر پذیرفته شود و مجال تغییر را برای آمریکا ممکن سازند و او را در برابر قدرت داران خشونت طلب یاری دهند. تنظیم رابطه­ی ایران و آمریکا هم می­تواند به تخفیف این خشونت جهانی کمک کند. گرچه پیش­بینی می­شود مسئولان ایران این تغییر را جدی تلقی نکنند و در هر صورت ترجیح دهند که دشمنی و مخالفت با آمریکا را هم­چنان ادامه دهد. پایان دادن به دوران خشونت طلبان و انتخاب این رییس جمهور متفاوت را از سوی نسل جدید آمریکا باید به فال نیک گرفت و به مردم آمریکا تبریک گفت.

اعراب خلیج فارس و رابطه ایران و آمریکا

سیدمحمدعلی ابطحی:بعد از موفقیت اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بحث­های داغی در تلویزیون­های عربی خلیج فارس شکل گرفته بود. جوهر همه­ی بحث­ها این بود که آمریکایی­ها قدرت  تجاوز و آسیب زدن دارند. اصرار داشتند که ایران باید هم­چنان دم پر بماند. می­گفتند نباید بگذاریم ایران در هیچ شرایطی رابطه­ی خوبی با آمریکا پیدا کند که عرب­ها تنها بمانند و مجبور باشند به جای ایران هزینه بدهند. در میزگرد تلویزیون الجزیره در هفته­ی پیش یکی از تحلیل­گران می­گفت ما عرب­ها باید همواره آمریکا را از خطر ایران بر حذر داریم تا هوس تصحیح روابط خود با ایران را نداشته باشد؛ به همین شفافی! نظر آنها بود؛ به من چه؟! فقط همین­جوری نظرشان را برای شما نقل کردم!

گفت و گوی ادیان توسط سیاست مداران۲۳ آبان ۱۳۸۷

سیدمحمدعلی ابطحی:جلسه گفت­وگوی ادیان دیروز در سازمان ملل به دعوت پادشاه عربستان سعودی یکی از مهم­ترین  وپر جنجال ترین کارها در حوزه­ی گفت­وگوی ادیان بود. پذیرش گفت­وگوی دینی توسط قدرت­مندان و رؤسای کشورها به عنوان یک واقعیت و ضرورت گام مهمی برای دین­باوری و رسمیت دادن به آن می­تواند تلقی شود؛ اما به این نکات باید توجه کرد:

۱. این مجموعه رهبران سیاسی کشورها بودند. آن­ها قدرت فراوانی در سیاست دارند اما مراجع دین­داران ادیان مختلف دنیا نیستند. تصمیم آن­ها بر دین­مداران تأثیر فراوانی ندارد.

۲. در این اجلاس با حضور رییس جمهور اسراییل تلاش شد تا مشکل سیاسی خاورمیانه به عنوان مشکل دینی بین یهود و اسلام معرفی شود. این در حالی است که مسلمانان و یهودیان در بقیه­ی نقاط دنیا در کنار یکدیگر به خوبی زندگی می­کنند. هر وقت گفت­وگوی ادیان پوششی برای حل مشکلات سیاسی می­شود، تأثیر دینی آن کم می­شود و زمینه­ی قدرت یافتن تندروهای دینی می­گردد.

۳. اطراف گفت­وگو در حوزه­ی دینی باید در میان دین­داران تأثیر مثبت برای همراهی و همکاری ببیشتر بر روی مشترکات بگذارد. گفت­وگو برای تغییر دین نیست ولی قدرت هدایت بشر به سمت همکاری و صلح را دارد. مخالفت سیاسی با رهبران کشورها در بسیاری از موارد که آنان طرف­دار گفت­وگوی دینی شوند منجر به دین­ستیزی می­شود.

با همه­ی این­ها هر گامی در جهت تقویت و گفت­گوی ادیان نیاز امروز است. به خصوص تأثیر آن بر داخل عربستان که سال­هاست تحت تأثیر تفکر سلفی بوده و همین تفکر جوهر افراطی­گری در دنیای اسلام بوده است.

نامه تبریک آقای احمدی نژاد به اوباما استفاده از فرصت تغییر در آمریکا است۱۸ آبان

 

آقای احمدی نژاد در پیامی رسمی به آقای اوباما انتخاب وی را به عنوان رییس جمهور آمریکا تبریک گفته است. این کار برای اولین بار در تاریخ روابط بعد از انقلاب اسلامی در ایران صورت می­گیرد و کاری شجاعانه و مهم در سیاست خارجی ایران تلقی می­شود. این واقعیت غیر قابل انکاری است که انتخاب اوباما در آمریکا یک حادثه­ی مهم و تاریخی بوده است. در کشوری که تا چند دهه قبل ورود سیاه­پوستان به رستوران­ها در کنار سفیدان ممنوع بود، انتخاب یک سیاه­پوست با رأی فراوان مردم به سمت رییس جمهوری آمریکا با شعار تغییر واقعاً از نقاط عطف تاریخ سیاسی معاصر است. شعار تغییر بیشتر به سیاست­های جنگ­طلبانه­ی بوش معطوف بود که در هشت سال گذشته بیشتر نقاط دنیا را درگیر این سیاست­های جنگ­طلبانه کرده بود. چالش ایران و آمریکا به خصوص در مسئله­ی هسته­ای هم یکی از مهم­ترین اتفاقات سیاست­های جهانی بود. در شعاع این سیاست خصومت­آمیز متقابل ایران و آمریکا با رفتن پرونده­ی هسته­ای ایران به شورای امنیت و صدور قعنامه­های زنجیره­ای، اقتصاد ایران که در پرتو نفت گران قیمت این سال­ها می­توانست در اوج باشد، آسیب فراوان دید و اقتصاد ایران به شدت تحت تأثیر چالش سیاسی ایران و آمریکا شد. مواضع تنش­آفرین ایرانی در این سال­ها و سیاست جنگ­طلبانه­ی بوش در آمریکا و سازماندهی اروپا و سایر کشورها علیه ایران، به نفع اقتصاد ایران نبود. اکنون که در آمریکا این تغییر صورت گرفته و اوباما با شعار تغییر رییس جمهور شده است، تبریک آقای احمدی نژاد به این رییس جمهور متفاوت آمریکا گام مثبتی است که می­تواند استفاده­ی خوب از این فرصت جهانی تلقی شود؛ البته در سیاست خارجی اگر برنامه­ی همه جانبه­ای برای ارتباط تنظیم نشده باشد، اقدامات مقطعی بدون برنامه می­تواند ضررهای بیشتری داشته باشد. وقتی در اولین روزهای انتخاب اوباما به ریاست جمهوری آمریکا، اسرائیل به عنوان یک دشمن بزرگ، با دستپاچگی، آمریکای اوبامائی را از گفت­وگو با ایران بر حذر می­دارد می­توان فهمید که دشمنان ایران از انتخاب اوباما و گفت­وگوی ایران و آمریکا چه­قدر ناراحت می­شوند و خود را آسیب دیده می­بینند. وقتی سیاست تغییر در آمریکا رأی می­آورد، دشمنان ایران علاقه­مندند به افکار عمومی دنیا تفهیم کنند که ایران این تغییر را نپذیرفته و هم­چنان باید سیاست خشونت آمیز علیه ایران به کار گرفته شود. اوباما هم شاید در برابر فشار خشونت طلبان جهانی علاقه­مند باشند که ایران این تغییر را درک نکند تا بتوانند ایران را دشمن اصلی معرفی کنند و فشار همه جانبه بر علیه ایران سازماندهی کنند تا بتوانند مشکلاتشان را در سایر نقاط حل کنند؛ و ایران و مردم ایران قربانی حل مشکلات آمریکا شوند.نوشته سیدمحمدعلی ابطحی

زیتون:پول دولتی به حساب دولتی که باعددخاص مثلااولش فلان عدداست ریخته ،سپس تخصیص صادرمیشودوبعدحتماچک کشیده میشودورسیدچک ازمصرف کننده گرفته میشودوبرای ضمانت سفته ازمصرف کننده گرفته میشودوقتی اسنادهزینه مبلغ مذکورراآوردسفته ها به اوبرگردانده میشوداین مسیرهزینه پولهای دولت است اما این مدل جدیدهزینه پول توسط دولت قانون شکن نهم است که هردمبیلی ،دراختیارنمایندگان گذاشته میشودتا هزینه کنندوخبری ازاسنادهزینه مطرح نیست.درشهرداری تهران زمان ریاست رئیس این دولت ، درمجلس هفتم وشورای شهرگفته شد3میلیارد هزینه اسنادبدون وجودداشته است.سیدمحمدعلی ابطحی:منبع این پول­هایی که در آستانه­ی استیضاح به مساجد اختصاص یافته و به طور مستقیم در اختیار نمایندگان قرار گرفته و لابد از طریق بانک و وسایل رسمی نقل و انتقال پول وجود دارد هم نبوده که در مجلس نماینده دولت روی کاغذ پیوست شده به پس گرفتن استیضاح آقای کردان از نمایندگان امضا می­گرفته از کجا بوده است. معنای شفافیتی که دولت در مسائل اقتصادی مدعی آن بود، همین است؟! این­که این پول­ها برای مساجد محلی به نمایندگان چه معنایی می­تواند داشته باشد؟ اولاً اگر دولت بودجه­ای برای مساجد در اختیار دارد چرا آن را به نمایندگان مجلس می­دهند؟ و آیا به همه­ی مساجد ایران می­دهند و به یک اندازه پول در اختیار همه­ی نمایندگان قرار می­گیرد؟ و اگر چنان­که در انتخابات ریاست جمهوری دیدیم متأسفانه بعضی مساجد پایگاه­های تبلیغاتی احمدی نژاد بود، آیا باز هم این پول­ها به واسطه­ی نمایندگان، در آستانه­ی انتخابات ریاست جمهوری از بیت­المال فقط در اختیار مساجدی قرار می­گیرد که از کاندیدای مشخصی حمایت نمایند؟ و از همه­ی این­ها مهم­تر، چرا مسجد مورد استفاده­ی این اغراض سیاسی قرار می­گیرد؟ مسجد معبد است. در آن­جا خدا باید عبادت شود. مقدس­ترین مکان دینی است. کاش به خاطر خدا و دین خدا این­گونه مقدسات مردم مورد سوء­استفاده قرار نمی­گرفت. بدترین اثر آن دین­گریزی دور شدن افراد جامعه از دین و مقدسات است. در گذشته نیز استفاده از احساسات پاک دینی برای استفاده­های جناحی و از بین بردن رقیب بارها صورت گرفته است. این کارها نه تنها به پایه­های اعتقادی مردم آسیب می­رساند، برای سوء­استفاده­کنندگان نیز اثر مطلوب ندارد. اصلی­ترین دلیلی که خیلی از حامیان اعتقادی دیروز دولت دیگر به آن­ها اعتماد و اعتقاد ندارند همین است که فهمیده­اند دین متأسفانه در خیلی از موارد بازیچه­ی اغراض سیاسی آن مجموعه قرارگرفته است.

رئیس جمهور، کردان، و آبروی ملت ایران

سیدمحمدعلی ابطحی:دوستان آقای احمدی نژاد همیشه می­گویند فرق ایشان با آقای خاتمی این است که احمدی نژاد از افراد هم­خط و همراهش حسابی حمایت می­کند. آخرین موردش حمایت همه جانبه­ی ایشان از آقای کردان است؛ معاون قدرتمند سابق آقای لاریجانی و وزیر فعلی کشور. رئیس جمهور که با استعفا و عزل وی مخالف بوده اعلام کرده که تصمیم دارد درجلسه­ی استیضاح ایشان برای دفاع از آقای کردان به مجلس برود تا نگذارند آقای کردان از خدمت به مردم محروم شود. رئیس جمهور قبلاً هم اعلام کرده بود که اساساً مدرک دانشگاهی کاغذ پاره­ای بیش نیست؛ همان مدارک دانشگاهی که خود ایشان هم دارند و دانشجویان و اساتید کشور می­دانند چه­قدر دستیابی به آن سخت است. می­گویند جعل توسط کس دیگری انجام شده و وزیر کشور که در مجلس گفته بود با مترجم برای دفاع از تزش رفته و دفاع کرده، حالا با کمک دادستان دنبال جاعل می­گردند. اگر آقای کردان موفق شود در مجلس، به دلیل هم­پیمانی و هم­خطی اکثریت مجلس با وی و به خاطر دفاع آقای احمدی نژاد دوباره رأی بیاورد، دیگر حتماً معلوم می­شود که رئیس جمهور قدرتمندی داریم و نشان می­دهد دولتی­ها همان جوری که بی­دلیل، شجاعانه و قدرتمندانه به مخالفان خودشان، حتی با دروغ و اتهام حمله می­کنند، به همان شکل بی­دلیل و قدرتمند از همه­ی دوستانشان، حتی از دکتر کردان دفاع می­کنند. بی­خود نیست که دوستان آقای احمدی نژاد به ما بگویند که چرا به احمدی نژاد و قدرت و قوت او ایمان نمی­آوریم. کی آقای خاتمی از این شجاعت­ها داشت؟! متأسفانه خبر این شجاعت رئیس جمهور نیز در دنیا به خبر اول تبدیل می­شود، و چه بخواهیم و چه نخواهیم از سرمایه­ی ملت ایران خرج می­شود. ظاهراً این آبروی ملت ایران است که در افکار عمومی دنیا خیلی ارزان به حراج گذاشته می­شود.

۰۳ آذر ۱۳۸۷

بسیج بیست ملیونی مردم برای دفاع از ایران

هفته­ی جاری به نام هفته­ی بسیج نام گرفته است. برای نسل ما که شاهد دوران جنگ سخت ایران و عراق بودیم و از نزدیک مقاومت بی­نظیر فرزندان ایران در ارتش و سپاه و بسیج را به یاد داریم، بسیج سمبل نیروهای مخلصی است که به شکل خودجوش از زندگی راحت خود چشم می­پوشیدند و بی­آن­که عضو رسمی نیروهای مسلح باشند، به خاطر خدا و دفاع از آب و خاک کشور را وظیفه­ی خود می­دانستند. این بزرگ­ترین ارزش تاریخی ایرانی و اسلامی است. امام خمینی وقتی فرمان تشیکیل بسیج را صادر کردند از آن به عنوان بسیج بیست میلیونی یاد نمودند. مفهوم این عنوان این بود که بسیج یعنی همه­ی مردم ایران در دفاع از آرمان­ها و خاک کشور سهیم هستند. به همین دلیل بسیج بدنه­ی اصلی تعیین کننده در پیروزی بر عراق متجاوز شد. در این نگاه امام بسیج یک گروه جدا از مردم تلقی نمی­شدند. در سال­های بعد از جنگ این مجموعه به عنوان یک مجموعه در کنار مجموعه­های نیروهای مسلح تلقی شدند. شاید هم طبیعی بود. بدترین آفت برای این مجموعه که چنین پرونده­ی درخشانی در دفاع مقدس داشته­اند، این است که گروهی در برابر بخش­های مختلف جامعه تلقی شوند. مسئولان این نهاد باید خیمه­ی بسیج را آن قدر بزرگ تعریف کنند که همه­ی ایرانیانی که برای دفاع از آرمان­های دینی و سرزمینی آماده­اند را در خود جای دهد. تعابیری مثل آن چه که آقای احمدی نژاد در معارفه وزیر کشور، رفتار آقای کردان در مجلس شورای اسلامی را یک رفتار بسیجی نامیدند که قطعاً اکثر بسیجیان فعلی نیز این تعبیر را نمی­پسندند[وکلا شرم آوراست] به این سابقه­ی نورانی ایام جنگ آسیب می­زند. یاد همه­ی بسیجیانی که برای حفاظت این آب و خاک از تجاوز دشمن صدامی به شهادت رسیدند و یا با جانبازی و اسارت زندگی دردناکی را تحمل می­کنند گرامی باد.

زیتون:انجمن حجتیه ایها می کوشندکارهائی انجام دهندکه جمهوری اسلامی رابدنام کنندوبگویندمانگفتیم تشکیل حکومت درعصرغیبت باطل است علی الظاهراحمدی نژادهم تحت تأثیرجریانات تأثیرپذیرازانجمن حجتیه ،دروغگوئی وکارغیرقانونی کردان رابسیجی وارذکرکرده اندتابسیج راازچشم مردم بیندازندناخواسته.

اهمیت وزیر میلیاردری که ثروتش را مخفی نمی کند۲۹ آبان ۱۳۸۷

ازلینک حجة الاسلام والمسلمین سیدمحمدعلی ابطحی:بالاخره مجلس سرنوشت کشور و انتخابات را به مرد میلیاردی رئیس جمهور سپرد. از اقلیت مجلس هم طبق معمول خبری نبود. این اولین بار است که در رده­های بالای حکومتی پول­داری رسماً اعلام پول­داری می­کند. شاید اگر شعارهای حمایت از محرومان، آقای احمدی نژاد را رییس جمهور نکرده بود، می­شد این کار را گامی به پیش دانست که بالاخره کسی پیدا شد که ثروتش را مخفی نمی­کند؛ اما لابد آن قدر انتخابات و وزارت کشور در آستانه­ی انتخابات دور دوم ریاست جمهوری برای ایشان پراهمیت هست که حاضر شده پشتوانه­ی دفاع و حمایت مردم عادی را از دست بدهد و به این انتخاب تن دهد. ثروت آقای محصولی البته به خودش مربوط است. نوش جانش اگر از راه حلال به دست آورده و خوش به حالش که راه­ها را بلد بوده و مثل شهرام جزایری به موانعی برخورد نکرده است؛ ولی حرفی که هست چرا این فرد از سوی رییس جمهوری که همیشه مخالفانش را به حمایت از سرمایه و پول متهم می­کرد، به عنوان وزیر نفت و کشور معرفی شود. می­گویند وی رییس ستاد آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری هم بوده. دیدم دوست خوبم امید محدث، که فرزند شهیدی بانشاط و باانگیزه است، کلی حوصله کرده و نوشته: به گفته­ی خود صادق محصولی دارایی او هم اکنون ۱۶۰ میلیارد تومان است و این سرمایه را در طی ۱۰ سال و بعد از خروج از سپاه به دست آورده است؛ یعنی به عبارتی هر سال ۱۶ میلیارد تومان و تقریباً یک و سه دهم میلیارد تومان در ماه و روزانه بیش از ۴۰ میلیون تومان و در ساعت یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان و در دقیقه ۲۹۲ هزار تومان درآمد داشته است. واقعاً این امید چه حوصله­ای داشته که این جمع و تفریق­ها را کرده است. خود دولتی­ها می­گویند، معمولاً در سفرهای استانی چند میلیون نامه به رییس جمهور ارائه می­شود. یک بار در همین گزارش­ها دیدم نوشته بود خیلی­ها فقط تقاضای یک کولر دست دوم دارند که در هوای گرم خوزستان بتوانند زنده بمانند. مرد ۱۶۰ میلیاردی رییس جمهور تا حالا مشاور بوده؛ گاهی در سفرها و در دفتر رییس جمهور لابد بعضی از این نامه­ها را می­دید. اگر هم نمی­توانست کمک کند، خواندن این نامه­ها مفید بود. حالا هم بد نیست گاهی این نامه­ها را وزیر کشور جدید ببینند. این کارها با دل و ذهن مردمی که به شعارهای حمایت از محرومان دولت امید بسته بودند چه­ها که نمی­کند![زیتون:درمجلس سوم ،مرحوم فخرالدین حجازی گفته بودسرمایه داران غلط می کنندبه محرومین کمک کنندواین ننگ است ]

پدر داماد احمدی‌نژاد هم منتقد شد

دایره منتقدان رئیس دولت نهم از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هم فراتر رفته و به خانواده و اقوام احمدی‌نژاد رسیده است. «احمد خورشیدی» دبیر کل جمعیت خدمتگزاران و از مسوولان ارشد ستادهای احمدی‌نژاد در انتخابات گذشته ریاست جمهوری، نخستین فرد از اقوام رئیس دولت است که به صراحت انتقاد از او را پیشه می‌کند. خورشیدی پدر داماد احمدی‌نژاد است. او دیروز با ناموفق خواندن عملکرد احمدی‌نژاد در دور اول ریاست‌جمهوری گفت: «متاسفانه عملکرد احمدی‌نژاد در دور اول ریاست‌جمهوری خود به‌گونه‌ای ناموفق بود که رقبای وی با ارزیابی شرایط و تحلیل‌های سیاسی خود به این نتیجه رسیده‌اند که وارد عرصه انتخابات شوند و از این دیدگاه از نظر من احمدی‌نژاد هیچ ‌شانسی برای انتخاب دوباره ندارد.» خورشیدی گفت: می‌توان گفت که در انتخابات آتی از هر جبهه ما شاهد دو کاندیدای اصلی و دو کاندیدای فرعی خواهیم بود. چنانچه از دیدگاه من دو کاندیدای فرعی اصولگرایان به‌غیر از قالیباف و احمدی‌نژاد، دانش‌جعفری و مظاهری هستند و با توجه به تحلیل‌های سیاسی احتمال می‌رود که تا آخر انتخابات نیز دو کاندیدای اصلی اصولگرایان در صحنه باقی بمانند و بعید می‌دانم که با رقابت جدی که میان این دو نفر دیده می‌شود هیچ کدام از آنها حاضر به کناره‌گیری به نفع طرف مقابل خود شوند. وی در گفت‌وگو با سایت خبری اصلاحات ادامه داد: بحث عبور از احمدی‌نژاد نیز در راستای همین انتخابات شکل گرفته و توسط کسانی مطرح شد و طبیعی است که با توجه به آزادی‌های فکری که میان احزاب ما به‌وجود آمده است اینگونه بحث‌ها مطرح شود. اما من اعتقاد دارم که باید اسم «عبور از احمدی‌نژاد» را به «حاکم شدن یک فرد انقلابی‌تر و قوی‌تر به جای نیروی ضعیف‌تر» تغییر داد. خورشیدی همچنین با بیان اینکه انتخابات این دوره با انتخابات دوره‌های پیش تفاوت زیادی دارد، افزود: یکی از تفاوت‌های این دوره با دوره‌های پیش این است که با توجه به کاندیداهای درجه اول احتمالی که در انتخابات حضور پیدا می‌کنند، شرایطی به‌وجود آمده است که تا به‌حال در هیچ دوره دوم ریاست‌جمهوری دیده نشده است. آن‌هم اینکه اگر شخصی در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود از اقبال مردمی خوب و پرشوری برخوردار باشد هیچ‌گاه هیچ کاندیدای درجه اولی اعلام حضور نمی‌کنند. کما اینکه در دوره خاتمی و هاشمی نیز شاهد این قضیه بودیم.کارگزاران

آقای دیوید توماس مؤلف کتاب معروف بهبود حافظه

سیدمحمدعلی ابطحی:می گفت CD کتابش را به ایران آورده تا ناشر و مترجمی پیدا کند که کتابش را که به  زبان های مختلف دنیا ترجمه شده به زبان فارسی ترجمه و انتشار دهد. وقتی به ایران آمده یک نفر ترجمه  کتابش را به فارسی که بی اطلاع و اجازه  وی و طبعاً بدون پرداخت کپی رایت انتشار یافته را به وی هدیه کرده است. نقل این ماجرا برای همه  ایرانی ها مایه  خجالت و شرمساری بود. این کار که نه تنها نسبت به خالقان آثار خارجی بلکه در مورد ایرانیان هم عملاً جاری است، نشانه  بی ارزش بودن فکر و اندیشه در کشور است. مسئولان فرهنگی در برابر حفاظت خالقان اندیشه که یک نیاز انسانی است و حفاظت از حرمت ایرانی ها در دیدگاه جهانیان است مسئولند. اینکه به وجود آورنده  یک اثر فکری و یا هنری خود را چنین بی دفاع  می بیند بسیار تأسف و تأثر برانگیز است.

پرونده زندگی 10 جنایتکار‌‌ ‌در "اوین" بسته شد    

وقتی قوه قضائیه دنبال کارتخصصی خودش باشدوسیاسی کاری نکندهمه ازاوراضی هستندبه خبرزیرکه هیچ نوع شائبه سیاسی درآن نیست بنگریم هیچ انسانی نیست که ازمجازات این جنایتکاران ناراضی باشد:

آفتاب یزد7آذر: زندان "اوین" تهران شاهد بسته شدن پرونده زندگی 10 جنایتکار بود‌‌ ‌که به اشد مـجــازات مـحـکــوم شــده بــودنــد.‌بــه گــزارش ایـسـکــانـیــوز، یـوسـف و مـجـتـبـی جـزء

/ 0 نظر / 4 بازدید