زمزم سیاست 37

۰۴ آبان ۱۳۸۷

خبر [ساختگی] بامزهدستمزد سه میلیاردی کوفی عنان[توسط بولتنیست ها]

 ببخشید دست خودم نبود. تصادفی با دختر خانمی از خبرگزاری فارس روبه­رو شدم. پرسید آیا شما خبر سه میلیارد پولی که آقای کوفی عنان برای آمدن به تهران را گرفته، تکذیب می­کنید؟ گفتم نه. گفت پس گرفته؟ گفتم نه. گفت پس چرا تکذیب نمی­کنید؟ گفتم قرار نیست ستاد­های بی­اخلاق و دروغ­گو هر روز خبر جعل کنند و ما هی تکذیب کنیم. آقای خاتمی هم چند روز پیش این خبر را از قول هفته نامه­ی صبح صادق در روزنامه­ی کارگزاران خوانده بود و کلی از این همه جعل خبر و دروغ صریح ناراحت بود. من معتقد بودم نباید پاسخ داد. آقای خاتمی می­گفت جعل این خبر دروغ در نشریه­ی رسمی سپاه صورت گرفته. لابد آقای خاتمی فکر می­کرد که وقتی مجله­ای به یک نهاد رسمی مربوط باشد نمی­تواند خبر جعل کند. گفتم این­ها وقتی برای یک رئیس کشور دست چندم دنیا کلی کمک­های بلاعوض و باعوض از بودجه­ی بیت­المال صرف می­کنند تا قبول کند که به ایران بیاید، حق دارند که فکر کنند حتماً این همه آدم مهم در این شرایط بدون گرفتن پول به ایران نیایند. قیمت را هم دولتی حساب کرده­اند. این حرف­ها را به آقای خاتمی زدم ولی واقعاً هرچه فکر کردم نفهمیدم چگونه این دروغ صریح در مجله­ای که به نام نهاد رسمی سپاه پاسداران منتشر می­شود، جعل می­شود؟! به آن خانمه از خبرگزاری فارس هم گفتم اگر خبرگزاری فارس حداقل تعهد خبری دارد، از کسانی که این خبر را دروغ را نوشته­اند، پی­گیری کنند که چرا این دروغ را گفته­اند و در خبرگزاری نتیجه را اعلام کنند. تازه اگر دلیل و مدرکی دارند، فارس آن را منتشر کند کلی آقای خاتمی در ذهن مردم خراب می­شود. مشوق خوبیه. مگه نه؟ واقعاً در برابر جعل خبر باید تکذیب کرد و این مسابقه هر روز ادامه یابد؟ البته این خوبی در این دوران بر عکس دوران اصلاحات هست که دیگر از مجله صبح صادق که به هر حال یک مجله است، دادستان به عنوان مدعی­العموم شکایت نمی­کند. این قسمت مطلب مجله­ی صبح "صادق" خیلی بامزه است، حیفم آمد که شما نخوانید: "برگزارکنندگان این همایش که اصرار داشتند بگویند حضور چهره­های مطرح بین­المللی در تهران به جهت شخصیت مصالحه­جوی خاتمی است آیا به این پرسش پاسخ می­دهند اگر مبلغی برای میهمانان در نظر گرفته نمی­شد و یا مبلغ پرداختی کمتر از مطالبه آن چهره­های بین­المللی بود، آیا باز هم این شخصیت­ها به تهران سفر می­کردند؟"

یادتون هست که در ضرب­المثل­های فارسی می­گویند بعضی­ها همه را به کیش خود می­پندارند.

 ازوب نوشته ها؛سیدمحمدعلی ابطحی

کمپین مدنی دعوت از آقای خاتمی

چند ماهی است که جمعی از جوانان پرانگیزه و علاقمند به سرنوشت کشور تصمیم گرفته اند که در یک کار خود جوش مدنی از راه های گوناگون کمپین دعوت ازآقای خاتمی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری راه اندازی کنند. اولین کار علنی این مجموعه، نامه ی آقای محمدرضا جلائی پوربود که در آن ۴۰دلیل برای آمدن آقای خاتمی شمرده بود. مصاحبه های مهمی مثل گفتگو با آیه الله موسوی خوئینی و دکتر ملکیان نتیجه ی دیدار این افراد با شخصیت های سیاسی کشور بود. راه اندازی سایت حامیان آقای خاتمی با آدرس موج سوم هم تلاش مجازی این مجموعه است. سایتیاری نیوز هم کار مشابهی دارد. توصیه می کنم هر روز به آنها سر بزنید. دیروز هم همایشی برگزار کردند که در آن افراد نامدار سیاسی  و فرهنگی هنری مختلفی شرکت داشتند. اسامی سخنرانان دیروز که من هم جزءشان بودم اینجاست.  به هرکدام سه دقیقه وقت می دادند. قرار است حرف های سخنرانان را، این گروه به اطاع آقای خاتمی برسانند. شعر طنز نیما دهقانیو سخنرانی نیمه کاره همراه با بغض لیلا حاتمی و حرف های عالمانه استاد ملکیان کاملا متفاوت بود. این مجموعه درکارهایشان نه با آقای خاتمی هماهنگی می کنند ونه حتی نه به وی اطلاع می دهند تا کاملا یک جرکت مدنی باشند. به یک اعتقادی رسیده اند ومی خواهند از ایده ی خود که آن را برای سرنوشت کشورشان مهم می دانند، تبلیغ کنند. خودشان هم بهتر می دانند که اگر آقای خاتمی پیروز شود به دلایل گوناگون در این بافت قدرت هیچ پست ومنافعی به شخص آنان نمی رسد.  این حس مسئولیت پذیری مرز آنان را با کسانی که فقط غر می زنند و یا کسانی که در انتظار سقوط رژیم نشسته اند ویا بیشترین تلاششان تحریم است ویا افرادی که توقعات غیرعملی را تبلیغ می کنند و یا کسانی که ریسک پذیرش خطرسیاسی بودن را نمی خواهند تجربه کنند و یا کسانی که به اردوگاه قدرت سیاسی دولتی پیوسته اند و لذت می برند جدا می کند. این نوع کارها ارزشهای نهفته ی ملی ایرانی است که در این بازار مکاره ی ریا و فریب می خواهند ایران آینده از راه هایی که عملی خواهد بود آباد و آزاد باشد. به همین دلیل است که من در بخشی از سخنرانی ام گفتم به اعتقاد من آقای خاتمی انسان محور دیگر نمی تواند کاندیدا نشود. 

۲۲ آبان ۱۳۸۷

فضاسازی رسانهای اصولگرایان برای آقای خاتمی و رابطه آن با نظرسنجی ها

 

در آستانه­ی انتخابات ریاست جمهوری، راه­اندازی روزنامه توسط خود دولت و یا هواداران دولتی دولت که البته بعید است همه­ی آنان مثل کاندیدای وزارت کشور پیشنهادی آقای رییس جمهور، شخصاً میلیاردر باشند سرعت گرفته است. کار اصلی آن­ها هم عمدتاً به جای تبلیغ دستاوردهای دولت، راه­اندازی جنگ روانی علیه رقبا و به خصوص آقای خاتمی شده است. نمونه­اش تلاش روزنامه­ی جدیدالاحداث آقای بذرپاش، رئیس جوان مرکز مهم کارآفرین و پول­آفرین سایپا است که از وقتی راه­اندازی شده هر روز این به نوعی این رسالت را بر عهده گرفته است. این روزنامه در مطلب امروزش هم مثلاً خواسته جوری برای کاندیداتوری آقای خاتمی خبرسازی کند که باعث دستپاچگی شود و به نوعی کاندیداتوری ایشان از سوی خود آقای خاتمی و یا دوستانش یا اعلام و یا تکذیب شود. ظاهراً این احتمال کاندیداتوری خاتمی بدجوری برای عده­ای کابوس شده است. دوست خوبم محسن امین زاده جواب قشنگی داده؛ اینجا بخوانید. البته این نوع کارهای هواداران وصل به بیت المال دولت فعلی شاید قابل درک باشد. وقتی با وجود رادیو و تلویزیون که مرتب به بهانه­های سفرهای خارجی و داخلی رییس جمهور برای ایشان کلیپ تبلیغاتی می­سازد، و خبرگزاری­های رسمی و دولتی و رسانه­های بزرگی مثل روزنامه­ی ایران و کیهان که باز از بودجه­ی عمومی کشور استفاده می­کنند به ویژه نامه­های تخریب اصلاح طلبان و به خصوص آقای خاتمی به عنوان رقیب اصلی احتمالی آقای احمدی نژاد در یک کار انتخاباتی زودرس تبدیل شده، باز هم از هر جا و توسط هر سازمان و نهادی که از نقاط مختلف کشور نظرسنجی می­کنند، رأی آقای خاتمی فاصله­ی زیادی با آقای احمدی نژاد دارد، می­توان درک کرد چرا این قدر همه­شان به تکاپو افتاده­اند.

۳۰ آبان ۱۳۸۷

عصر اول آذر ۱۰سال پیش و خبر کشته شدن فروهر و همسرش

 

ده سال پیش، عصر اول آذر تلفن موبایلم زنگ زد. آقای دری نجف آبادی، وزیر اطلاعات وقت بود. من هم رئیس دفتر رئیس جمهور بودم. گفت الان خبر دادند که به منزل داریوش فروهر حمله کرده­اند و او و همسرش را کشته­اند. خیلی خبر تلخی بود. به آقای خاتمی هم من خبر دادم. حرف­هایی که بین من و آقای خاتمی در آن لحظه­ی تلخ رد و بدل شد هیچ­وقت فراموش نمی­کنم. فروهر انسان آزاده و بزرگی بود. جنس کار، نشان از فاجعه­ی بزرگی داشت. همین جور هم شد. پرونده­ی قتل­های زنجیره­ای از آن روز آغاز شد. در چنین مواردی در همه جای دنیا وقتی معلوم می­شود که سیستم حکومتی در قتل مخالفی دست داشته، همه­ی حکومتی­ها تلاش می­کنند که آن را لاپوشانی کنند. تنها در این مورد بود که رئیس جمهور خاتمی آن قدر پی­گیری کرد که بالاخره اعلام رسمی شد که این قتل توسط عناصری از وزارت اطلاعات بوده است. اصل این کار مهم­ترین کاری بود که بر مبنای انسان محوری، در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی اتفاق افتاد. البته بعدها به دلایل مختلفی مثل خیلی از پرونده­های دیگر، نتیجه­ی پی­گیری­ها دارای ابهام غلیظی شد. گزارش­های زیادی تهیه شد. پرونده دست به دست شد ولی هم­چنان نتیجه­ی پی­گیری­ها معلوم نشد. آن روزها البته اصطلاح چاقوی زنجان باب نشده بود ولی در هر حال فروهر به شکل مظلومانه­ای کشته شده بود. یاد او و همسرش و دیگر قربانیان قتل­های زنجیره­ای گرامی بادازلینک سیدمحمدعلی ابطحی

خانم ابتکاردرنمایشگاه مطبوعات: در آن میان از هر 10 نفری هم که می دیدم، 9 نفر می پرسیدند: آقای خاتمی می آید یا نه؟ واقعا که در بعضی شرایط ذهن آدمی چه پیچ و تابی می خورد.(ازلینک ابتکارسبز)

سیدمحمدعلی ابطحی : درنمایشکاه مطبوعات اکثرا ازافراد چپ وراست می پرسیدند خاتمی می آید یا نه!

اولین نشست روزنامه‌نگاران حامی خاتمی برگزار می‌شود

روزنامه نگاران و خبرنگاران حامی خاتمی اولین نشست تخصصی خود را برگزار می‌‏کنند. به دنبال تشکیل گروه 88 روزنامه‌نگار و خبرنگاران حامی کاندیداتوری محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آینده اولین نشست تخصصی این گروه با حضور محسن امین‌زاده و مصطفی تاج‌زاده  برگزار می‌‏شود.

/ 1 نظر / 10 بازدید
سمیه

با سلام ما هم میپرسیم بالاخره جناب اقای خاتمی میاد یا نه[سوال]