زمزم سیاست 38

حضرت آیت الله خامنه ای:اصلا این آقای [سیدعطاء الله]مهاجرانی را من خودم به آقای خاتمی [برای وزارت ارشاد]معرفی کردم! ایشان [آقای خاتمی]یکی از آقایان علما [سیدعبدالواحدموسوی لاری]را معرفی کرده بودند!"

زیتون: شهید بزرگوارشریعتی می فرمایند برای جنبش اجتماعی امیدمن به طلاب بیشترازدانشجویان است(چون دانشجوبعداخذ مدرک دنبال کاراست)امروزبرای حفظ جنبش اجتماعی وانقلاب که شریعتی انتظارش رامی کشیداینگونه باید فرضیه اورا بازتولید نمود برای حفظ انقلاب ، باید به علمای "سید" امید داشت ولاغیر(یعنی علماء سید را دست پروردگان مکتب امام خمینی دانست ونظرات افراد غیر«سید» را با فرضیه ها ونظرات آنهامحک زدوباحداکثر5%خطاردوقبول نمودهمان کاری که برای اثبات نظریه هادرعلوم اجتماعی انجام میدهند.)به دومطلب زیربنگرم تاتفاوت یک «سید»باغیرسید را ادراک نمائیم.

سیدصادق طباطبائی(برادرسیده فاطمه طباطبائی عروس امام خمینی)ازامام سیدموسی صدر،دائی اش می گوید وسیدعطاءالله مهاجرانی ازشیخ علی اکبرناطق نوری

سیدصادق طباطبایی درهمایش <یوسف زمان در چاه>: پیکر شریعتی هم جا را برای عده‌ای تنگ می‌کند    

همایش بررسی ابعاد شخصیتی امام موسی صدر با عنوان "یوسف زمان در چاه" در دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش آفتاب یزد، در این همایش که از سوی جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شده بود، صادق طباطبایی، خواهرزاده امام موسی صدر گفت: حرکت‌های اجتماعی معمولا تا زمانی حضور دارند که فرد یا افرادی که آنها را ایجاد کرده‌اند هنوز هستند اما وقتی به هر دلیلی آن شخص غایب می‌شود، آن حرکت‌ها کم‌کم فروکش می‌کند اما آنچه که امام موسی صدر تاسیس کرد امروز پس از 30 سال از اختفای ظالمانه ایشان، پررنگ‌تر و به روزتر ادامه حیات می‌دهد.

یکی از ویژگی‌های امام صدر این بود که آرمانش بسیار بلند بود و حدی نداشت و تا مرز خدا بالا می رفت. مبتنی بر این آرمان‌ها برای خود آرزوی‌هایی مشخص کرد. و در بین این آرزوها تعدادی از آن‌ها را برای خود هدف قرار داد.

او استعداد کار جمعی را داشت و معتقد بود برای انجام کار باید فرد اسـتعداد کار جمعی را داشته باشد. اولین ویژگی این کار انعطاف‌پذیری، تساهل و تسامح و نیفتادن در افراط‌گرایی است.طباطبایی در ادامه در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه ارتباط امام صدر با دکتر شریعتی چگونه بود؟ گفت: امام موسی صدر روحیه‌بسیار مدرنی داشت اگر بگوییم به فردا می‌اندیشید، کم گفته‌ایم، ایشان به پس فردا می‌اندیشید. شهید مطهری در پاریس به من گفتند همیشه ما در بحث‌هایی که با امام صدر داشتیم کم می‌آوردیم؛ تفکر ایشان در همه زمینه‌ها پویا بود. دکتر شریعتی نیز به شدت مورد علاقه امام صدر بود. وی در ادامه با اشاره به فعالیت‌های دکتر شریعتی در ایران در دوره‌ اختناق رژیم شاه گفت: وقتی که مقاله‌ای در روزنامه کیهان چاپ شد که در آن در سخنان دکتر شریعتی دست برده شده بود، شریعتی بسیار از این کار ناراحت شد، نقدی نوشت بر این مقاله و روزنامه چاپ نکرد. این کار به اوسخت آمد و پس از مسائل دیگری که رخ داد استخاره کرد تا به اروپا برود. طباطبایی با مرور چگونگی سفر دکتر شریعتی به اروپا گفت:‌ وقتی به امام موسی صدر گفتم که دکتر شریعتی به پاریس آمده است، گفتند برویم ایشان را ببینیم. دیدار بسیار خوبی بود، ایشان ضمن انتقاداتی که به برخی از آرای دکتر شریعتی داشتند، او را بسیار ارزشمند می‌دیدند و بسیار رنجور بودنداز برخوردهایی که برخی با شریعتی داشتند.

 وی گفت: امام صدر به شریعتی پیشنهاد داد حسینیه ارشاد را در پاریس تاسیس کند که دکتر شریعتی گفت: اگر قرار باشد در مورد ابوذر مطلب بنویسیم باید در کویر زندگی کنیم نه در زرق و برق اروپا.

طباطبایی با بازخوانی وقایع منتهی به درگذشت دکتر شریعتی گفت: ساواک می‌خواست با تحویل پیکر شریعتی، تبلیغاتی برای خود و دولت ایران انجام دهد، وقتی برای آوردن پیکر به زینبیه با امام صدر صحبت کردم، چهره‌ غمگین ایشان برایم تصور کردنی بود. امام صدر خیلی به کار تشکیل حسینیه ارشاد در تبعید، امید بسته بود. بلافاصله گفتند راه بیفتید بیایید، ما که از هواپیما پیاده شدیم به سالن تشریفات رفتیم، جوانی نزد امام صدر رفت و چیزی گفت امام صدر با چشم اشاره کردند که من پیش ایشان بروم، بعد به من گفتند پیکر نیست، وقتی قطب‌زاده چهره مرا دید گفت چه شده است؟ گفتم شاهکار کردید چون او مسئول حفظ پیکر شریعتی بود؛ در نهایت چند دقیقه‌ای طول کشید و مشخص شد پیکر در بخش محموله‌های دیپلماتیک بوده است.

سرانجام امام صدر بر پیکر ایشان نماز خواند و در زینبیه به خاک سپرده شد.

دکتر چمران مرثیه‌ بسیار زیبایی که سروده بود را در آنجا قرائت کرد.

 وی ادامه داد: سخنرانی امام صدر در مراسم چهلم شریعتی بسیار زیبا و باشکوه بود و در آنجا راه‌حل مسائل کشورهای جهان سوم را برشمرد

در ادامه یکی از دانشجویان پرسید: چرا مزار دکتر شریعتی در زینبیه محقر است؟، گفت: اگر امروز پیکر دکتر شریعتی هم بیاید، جا برای عده‌ای تنگ می‌شود اما باید گفت پیکر در زینبیه امانت است. خانواده او می‌گویند هربار که می‌خواهیم قدمی در مورد انتقال آن انجام دهیم، با مشکلاتی مواجه می‌شویم و موانعی پیش روست.

 

 

برای ثبت [برقلبها]در تاریخ...

سیدعطاءالله مهاجرانی

خبرگزاری فارس مطلبی را از خاطرات جناب حجه الاسلام و المسلمین ناطق نوری نقل کرده است. این مطلب با شماره ی خبر 312 در روز 6/ آذرماه/1387 منتشر شده است.

در مطلب ایشان در دو مورد به مناسبت چگونگی تاسیس کارگزاران و نیز استیضاح از این جانب یاد شده است. پیش از پرداختن به مطالب ایشان و نکاتی که مطرح کرده اند؛ لازم است از سخن جناب آقای شجونی نکته ای را وام بگیرم. آقای شجونی در گفتگو با فارس گفته اند:( چهار شنبه 6/آذرماه/1387 به شماره 488)" اقای ناطق نوری شخصی متدین است و دروغ نمی گوید."

من هم بنا را بر همین می گذارم که شخص متدین دروغ نمی گوید، اما بدیهی است که محتمل است و یا ممکن است که در داوری آن فرد خطا راه پیدا کند. وقتی امام علی علیه السلام خود را مبرای از خطا تلقی نمی کند و از یاران و دوستان می خواهد که از خطای او چشم نپوشند، با او راحت و روان سخن بگویند.(نهج البلاغه، خطبه 216) حساب دیگران و از جمله جناب آقای ناطق روشن است.
با توجه به این که ایشان در دو سرفصل کارگزاران و استیضاح در باره این جانب صحبت کرده اند، به تفکیک در باره هر کدام توضیح می دهم:

نخست: کارگزاران

فرموده اند:" حد اقل تخریب ان ها این بود که با حجم پول زیاد روزنامه بهمن را راه انداختند، که آقای مهاجرانی- رییس کارگزاران- در ان حرف ها و حملاتی علیه من داشتند. از جمله این که مطلبی را با عنوان :" ارزو می خواهی لیک اندازه خواه" در ارتباط با من نوشته بودند. اصلا پرده دری از آن جا شروع شد. که بیان کردند که جناح راست و بازار یگ جلسه ای را با آقای ناطق گذاشته؛ سرمایه داران را جمع کرده و دو میلیارد تومان پول از این ها گرفته است که همه دروغ بود. در واقع عده ای جمع شده بودند و در آن مجلس 12 میلیون تومان به ما دادند."

و اما توضیحات:

اول: بهمن هفته نامه بود و نه روزنامه. حتما جناب اقای ناطق خوب می دانند که هزینه روزنامه با هفته نامه بسیار متفاوت است.

دوم: کارگزاران هیچ گونه کمکی به بهمن نکردند. من هم چنان تقاضایی نداشتم. مطلقا حجم پول زیادی صرف نشد. به دلیل این که محل نشریه را یکی از دوستان که معلم من بود در اختیار ما گذاشته بود و میز و صندلی و چای را هم ایشان تدارک کرد. نزدیک انتخابات بود؛ تا حدودی آگهی انتخاباتی داشتیم.. وقتی سر و کار بهمن به دادگستری کشیده شد. بهمن متوقف شد .من نزدیک به چهار میلیون تومان قرض داشتم.
سوم: من هیچ گاه رییس کارگزاران نبوده ام ! آغاز کارگزاران به عنوان یک حرکت جمعی شکل گرفت؛ در مراحل بعد بود که شایسته ترین فرد ، جناب آقای کرباسچی به عنوان دبیر کل انتخاب شد.

چهارم:" مقاله" آرزو می خواه لیک اندازه خواه" تخریب نبود، یک مقاله سیاسی موثر بود. اگر آن مقاله تخریب بود سخنرانی جناب آقای ناطق در دانشگاه علوم اراک چه بود؟!

پنجم: مطلبی که به عنوان" گفته می شود" درباره رابطه بازار و حجم کمک ها در بهمن درج شده بود. بدون اطلاع من بود.از آن زمره "گفته می شود "ها هم پیش از بهمن بود و هم تا اکنون نیز ادامه دارد. و این سخن بگذار تا وقت دگر!

ششم: بحث انگیز ترین مقاله در بهمن که نقد جناح سیاسی بود که جناب اقای ناطق بدان گرایش دارند؛ نوشته یوسفعلی میرشکاک بود.که با عنوان:" چشم انداز وحشت" منتشر شد. به گمانم ان مقاله همچنان زنده وتازه است. ایشان نه کارگزارانی بود و نه وابسته به گرایش سیاسی این جانب.

دوم: استیضاح

"مبنای استیضاح آقای مهاجرانی همان تذکرات رهبری بود و توجیهی که نمایندگان برای استیضاح مهاجرانی داشتند، حرف‌های آقا ـ مقام معظم رهبری ـ بود. ایشان چه در شورای انقلاب فرهنگی و چه در دولت ـ تصریح کرده و به خودش خطاب کرده بودند؛‌ هم چنین به رییس دولت نیز گفته بودند. نمایندگان هم بر مبنای فرمایشات رهبری و اشکالات فراوان در حوزه‌های فرهنگی و مدیریتی آقای مهاجرانی‌،‌ استیضاح را امضا و در مجلس مطرح کردند. ...

مهم این بود که چپی‌ها که خودشان را خط امامی و ارزشی می‌دانستند، مخالف استیضاح بودند علی‌القاعده چپ ارزشی باید که به استیضاح مهاجرانی رأی می‌داد؛ چون او اباحه‌گری را ترویج می‌کرد؛ اما در ظاهر سیاسی بودن بر ایدئولوژیک بودن غلبه کرد. بعضی از چپ‌های ارزشی به دفاع از مهاجرانی سخنرانی و حمایت کردند که برای من مایه ی تعجب بود، کسی که خط امامی و ارزشی بود یک دفعه به دفاع از آقای مهاجرانی صحبت کرد. خود آقای مهاجرانی هم خوب صحبت می‌کرد. بالاخره یک عده هم ممتنع رأی دادند و آقای مهاجرانی رأی آورد.

در حمایت از استیضاح،‌ آقای سید علی اکبر حسینی، ‌آقای تقوی و خانم وحید، خیلی خوب صحبت کردند، البته بعضی از دوستان هم ممکن است که بد سخنرانی کرده باشند، پیش‌بینی نمی‌شد که استیضاح رأی نیاورد. هم چنین پیش‌بینی نمی‌شد که آن چپ‌های ارزشی از مهاجرانی دفاع کنند؛ با این که شنیده بودند که مقام معظم رهبری دو سه بار به ایشان تذکر داده، اما می‌گفتند این ملاک نیست. بالاخره طرفداران استیضاح تصمیم گرفتند که به وظیفه و تکلیفشان عمل کنند؛ به قول«مرحوم آیت» ولو برای ثبت در تاریخ باشد تا آیندگان بدانند که این‌ها با این نگاه به مدیریت وزارت ارشاد، موافق نبودند."

توضیح:
نخست- به عنوان معاون حقوقی و امور مجلس رییس جمهور در تدارک سامان دهی برنامه و زندگی نامه وزرای دولت آقای خاتمی بودم. تا معرفی دولت کمتر از یک هفته وقت داشتیم. پنجشنبه بود که نامه ای از آقای مهندس باقریان به دستم رسید که برنامه تان را برای وزارت فرهنگ و ارشاد بدهید. برایم پرسش برانگیز بود. که چرا من؟ چرا این قدر دیر؟ و از سویی چگونه می توان این وزارت خانه را به درستی شناخت و مدیریت کرد؟ تفصیلش را نوشته ام تا در روزگار مناسبی منتشر شود. اما در روز نخست ملاقات هیات دولت جدید با مقام معظم رهبری همه ابهام ها بر طرف شد. ایشان از اقای خاتمی و پدر آقای خاتمی تعریف کردند. و ناگاه فرمودند:" اصلا این آقای مهاجرانی را من خودم به آقای خاتمی معرفی کردم! ایشان یکی از آقایان علما را معرفی کرده بودند!" آقای خاتمی دستپاچه شد و گفت:" ایشان هم از علما هستند!" اقای خامنه ای فرمودند:" نه خیر! شما این آقای موسوی لاری را معرفی کرده بودید!"

من هم مات و سرگشته بودم و به قول سعدی:" دودم به سر برآمد زین آتش نهانی"

کاش آقای خاتمی به من گفته بود. من که مکتوب برای ایشان نوشته بودم به چه دلایلی نمی پذیرم. منش سیاسی و رفتار فرهنگی من هم آشکارا بود. مقاله " مذاکره مستقیم" را نوشته بودم که آن روز ها مثل کفر ابلیس بود. در باره ی آتش زدن " کتابفروشی مرغ آمین" مقاله نوشته بودم.

در هر صورت می دانستم که روزگار دشواری را در پیش خواهم داشت. در بهترین صورت به همان نقطه ای می رسم که آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد رسید.

دوم: آن چه جناب آقای ناطق از آن به عنوان ترویج اباحه گری نامبرده اند. در تاریخ اندیشه در سرزمین ما ریشه ای ژرف و تاریخی دارد. من هم پیش بینی می کردم که با انواع اتهام ها رویارو خواهم شد. خودم را برای استیضاح و یا استعفا از همان روز آول آماده کردم. از همان ماه نخست کارم که جناب آقای حجازی از دفتر رهبری به خانه مان تلفن کردند و گفتند؛ نظر مقام معظم رهبری این است که بورقانی بر کنار شود. گفتم الان که ساعت یازده شب است. روز شنبه با رهبری ملاقات دارم با ایشان صحبت می کنم. صحبت کردم و آقای بورقانی ماندند تا برهه ای دیگر.

پیدا بود به هر دلیل جمعی که از انتخابات دوم خرداد ناخرسند بودند؛ در پی فضا سازی و به تعبیر این روزها سیاه نمایی دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد بر آمده بودند. از همان سنگ بنای کار هم کارشان را شروع کردند. اصلا در همان جلسه ی رای اعتماد، از صحبت آقای باهنر پیدا بود که اکثریت مجلس تصمیم داشتند که به جناب اقای نوری و اینجانب رای اعتماد ندهند. حتی ایشان گفتند، وزرایی که بعدا معرفی خواهند شد با دولت هماهنگی بیشتری داشته باشند!

همه این ها نشانه اختلاف نظر سیاسی بود و نه ترویج اباحه گری. یکی از نمایندگان تهران پیش از رای اعتماد به نزدم آمد و گفت: من فیلم ملاقات دولت( آقای هاشمی؛ آخرین ملاقات) را از تلویزیون دیدم. شما به ولایت اعتقاد کامل ندارید! پرسیدم چرا؟ گفت: برای این که دست آقا را نبوسیدید! گفتم من قرآن را بوسیدم.

 دست نمی بوسم ! ایشان الاهیات خوانده بودند. برایشان برخی روایات باب " تقبیل " اصول کافی را خواندم.

 که پیامبر ما مومنان را از دستبوسی بر حذر داشته است!

به گمانم جناب آقای ناطق اگر به مفهوم اباحه گری آشنایی کامل داشتند، با توجه به تدین و صداقتی که دارند در متهم کردن افراد با تانی و تامل بیشتری عمل می کردند.

سوم : چرا برای دو نفر از نمایندگان درجه اول – جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای انصاری و راد مرد گرامی جناب آقای هادی زاده - که به قول ایشان چپ ارزشی بودند، این حق را قایل نیستند که آن ها هم شاهد بودند که استیضاح در واقع بر سر ارزش ها نیست. بر سر سیاست است. و آن ها هم با انگیزه دفاع از ارزش ها صحبت کردند. نمی توان گفت : هر چه را ما بپسندیم ارزش است و رقیب سراپا ضد ارزش ، هر دوی آن بزرگواران به اندازه کافی طعم ارزش ها را در انتخابات و پس از آن چشیده اند. ببینید جناب آقای ناطق! ارزش ها بهانه است. چنان که استیضاح اقای کردان را دولتی ها تکلیف الاهی و فرهنگ بسیجی تلقی می کنند.. شما جلسه ی استیضاح این جانب را به خوبی اداره کردید. مخالف من هم بودید و به استیضاح هم رای سفید دادید. ببینید این استیضاح ارزشی بود یا استیضاح وزیر فرهنگ. کدام یک بر اعتبار مجلس و نظام افزود. فردای استیضاح، یکی از استیضاح کنندگان که روحانی و پدر شهید هم بود به دفترم آمد. گفت من استیضاح را امضا کردم. اما موقع رای خدا را در نظر گرفتم و رای مخالف به استیضاح دادم..
حتما یادتان است! در استیضاح شما من یادداشتی به رییس مجلس دادم که از تریبون خوانده شد. نوشتم من از توضیح وزیر کشور قانع شدم و به ایشان رای سفید می دهم. ان وقت ملاک رای سفید بود. نگاه من به استیضاح سیاسی نبود. شما تردیدی دارید که استیضاح من سیاسی بود و ارزش ها بهانه؟
اکنون که فراغت بیشتری دارید. یک بار کتاب استیضاح را بخوانید و از همان زاویه دفاع از ارزش ها داوری کنید.
چهارم : داستان استیضاح مساله خوب حرف زدن یا بد حرف زدن نبود. آقای حسینی اخلاق در خانواده و آقای تقوی که منبری های به نامی هستند. بقیه هم در زبان آوری کم و کسری نداشتند. آقای حسینی غیر اخلاق کم شعر خواند و کرشمه ریخت؟ مشکل آنان استدلال و برهان بود و نه آهنگ و آرایش سخن. مجلس هم مجلسی نبود که بخواهد به توانایی در سخن گفتن رای بدهد.

البته با سخن آخر شما بسیار موافقم که و لو برای ثبت در تاریخ دوستان استیضاح کردند. منتها مشکل دوستان این بود که تاریخ را نمی شناختند. البته هنوز هم برای داوری زود است...

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

در همان دوره نخست مجلس درسی را از مرحوم آیه الله مولایی آموختم؛ کوشیدم برای همیشه بدان توجه کنم.

 می گفت: خداوند میگوید اگر می خواهی بمیری هم بینه داشته باش! مرگ و زندگی بینه می خواهد." لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه 42/انفال" وزارت و بالاتر از آن چه اعتباری می تواند داشته باشد؟ اگر مبتنی بر تزویر و دروغ بنیاد شود؟

۰۵ آذر ۱۳۸۷

سفر مهم ولیناکافی میشل سلیمان به ایران

 

سیدمحمدعلی ابطحی ،وب نوشته ها:اولین حضور میشل سلیمان رییس جمهور جدید لبنان در ایران در چارچوب روابط ایران و لبنان بسیار پراهمیت تلقی می­شود. این دیدار بعد از حوادث اخیر لبنان صورت می­گیرد. مجموعه­ی این حوادث باعث شد تا لبنان پس از گذر از درگیری­های داخلی به نقطه­ی توافق داخلی برسد. این توافق اگر چه کینه­ها و نفرت­های درونی جامعه لبنانی را پایان نداده و آفات این نزاع­ها به این زودی پایان نمی­یابد، اما در جامعه­ی لبنان و در میان مردمش راهی جز نزدیک شدن گروه­ها و طوائف مختلف وجود ندارد. ایران در سه دهه­ی اخیر همواره یکی از کشورهای مهم و در بسیاری از موارد تعیین کننده عرصه­ی سیاسی لبنان بوده است. مردم لبنان نیز در بعضی موارد از نقش ایران تقدیر و در بعضی موارد از نقش آن نگران و غضبناک می­شدند. اساساً جغرافیای سیاسی لبنان این گونه است که همه­ی احزاب عقبه­ای در خارج از کشور دارند. آمریکا، فرانسه، عربستان سعودی، سوریه و ایران همیشه کشورهایی بوده­اند که  از صحنه­ی سیاسی لبنان حذف نشدنی بوده­اند و هر یک از این کشورها ابزارهای قدرتی در لبنان داشته­اند. به دلیل این تنوع سیاسی و فرهنگی در لبنان ارتباط سیاسی و رسمی ایران و لبنان برای منطقه و به خصوص برای مردم لبنان بسیار پراهمیت است. هرگاه سیاست خارجی ایران توانسته با همه­ی گروه­های لبنانی ارتباط برقرار کند و خود را از سطح ارتباط با یک حزب و یا یک طائفه بالاتر بکشد، مورد قبول و حمایت مردم لبنان قرار می­گرفته  و نشانه­ی موفقیت دیپلماسی ایران بوده است، سیاست ارتباط و دعوت از مسئولان مختلف لبنانی به ایران به آرامش منطقه و لبنان کمک می­کند. رئیس جمهور در لبنان اگر چه مسیحی است ولی سمبل کل لبنان است. معمولاً هم شخصیت رؤسای جمهور در لبنان فراطائفه­ای بوده است. میشل سلیمان نیز یک رییس جمهور توافقی است. حضورش در ایران که طرف تأثیرگذار در لبنان بوده، در شرایط فعلی که آرامش دوباره به لبنان برگشته، یک اتفاق مهم در چارچوب مسائل منطقه­ای است و کاری مفید اما ناکافی است. دیپلماسی ایران باید تلاش کند که بتواند رهبران لبنانی که در اردوگاه رسمی ایران در حوادث لبنان نیستند، به ایران دعوت کند. جریان ۱۴ آذار و طائفه­ی سنی نباید خود را در برابر ایران ببینند. در ادمه­ی این دیدارها سفر افرادی مثل سعد حریری و یا سنیوره و یا حتی جنبلاط که نماینده­ی مذاهب سنی و دروز هستند به ایران می­تواند مکمل حلقه­ی ارتباط با گروه­های لبنانی باشد و جایگاه دیپلماسی ایران را بالا برد و اطمینان و آرامش به لبنانی­ها می­بخشد؛ به خصوص این که پروژه اختلاف­افکنی بین شیعه و سنی در سطح منطقه بسیار فراگیر شده است و تحریکات فراوانی در این مورد در دنیای اسلام در حال شکل­گیری است. ایران به عنوان تنها کشور رسمی شیعه باید نقش مهم­تری برای خاموش کردن آتش این فتنه ایفا نماید و لبنان مهم­ترین جای این آزمون است.

 

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوزی

´´´´´´´´´´´´´´´´*,´´´´´ ´´´´´´´´´´´´´´´´´)\´´´´´ ´´´´´´´´´´´´´´´´´;*)\´´´´´ ´´´,(”*´´´´´´´´´´´,,***)´´´´´ ´´*,(*´´´´´´´´´,*(;****\).,.´´´´´° ´´**)´´´´´´´,,*”")*****/(,’,,¨.¨´° ´*\*¨(;.´´´,,;;’*)¨¨¨¨.¨”(¨(¨*;*,´´´´º /***¨¨\,,*)’¨¨¨¨¨¨¨¨¨(¨¨(¨¨@¨¨;’,º ¨)\¨

سوزی

´´´´´´´´´´´´´´´´*,´´´´´ ´´´´´´´´´´´´´´´´´)\´´´´´ ´´´´´´´´´´´´´´´´´;*)\´´´´´ ´´´,(”*´´´´´´´´´´´,,***)´´´´´ ´´*,(*´´´´´´´´´,*(;****\).,.´´´´´° ´´**)´´´´´´´,,*”")*****/(,’,,¨.¨´° ´*\*¨(;.´´´,,;;’*)¨¨¨¨.¨”(¨(¨*;*,´´´´º /***¨¨\,,*)’¨¨¨¨¨¨¨¨¨(¨¨(¨¨@¨¨;’,º ¨)\¨

سوزی

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهیارسولی محلاتی

اول کاررفتی سراغ پاچه خواری خامنه ای ! بایدبگویم که 90درصدبیچارگیهای ماازاین آدم است !

مهیارسولی محلاتی

دوما شریعتی درسته ممکنه بگین فلان بود وچنان وآدمه وآدمیزاد عیب داره ماها معصوم نیستیم ولی ازنوشته هاش منیت ونفسانیت می باره ! ومحقق اگرسرش به ثریا برسه ولی منیتی باشه انگارکه پوکه ! ضمناتوجه داشته باشیدکه جنبش روشنفکری ایرانی به جای تولید فکرواندیشه کپی کاربوده ومترجم !

مهیارسولی محلاتی

شمادرپروفایلت نوشتی زن ! بعداسمتو " هاشم فردویی " نوشتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی چی اونوقت ؟

آلاله

سلام بر دوست خوب و قدیمی ام ! احوال شما خوشحالم کردی دوست من ! خیلی جالب بود موفق باشی

نیوشا

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][خداحافظ]

آلاله

سلام ممنون از لطفتون ! موفق باشی [گل] [گل][گل] [گل]

آلاله

سلام ممنون از لطفتون دوست خوبم ! هميشه شاد و سلامت باشي[گل]