مالیات چیست ؟

مالیات عبارت است از قسمتی از در آمد یا ثروت افراد که به منظور پرداخت بخشی از هزینه های عمومی و حفظ منافع اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کشور به موجب قانون به وسیله دولت وصول می شود

تاریخچه مالیات

مالیات ها سابقه ای طولانی وشایدبه قدمت دولت ها دارند.ازقدیم الایام دولت ها به اخذمالیات مبادرت می کرده اند.مقدارونوع این مالیاتها با توجه به شرایط واحساس نیازحاکم جامه تعیین می شدند . مالیاتها زمانی باعث رونق اقتصادی وگاهی ازعوامل سقوط یک تمدن بزرگ بوده اند .مثلاً ویل دورانت درمورد وضع تجارت درروم در قرن اول میلادی مینویسد:

(تجارت زیاد تحت فشار نبود صدی یک مالیات فروش و عوارض گمرکی خفیف وگاه باج عبئر اجناس از روی پلها واز وسط شهر ها تنها مضیقه تجارت بود)   

وی درمورد اوضاع همین امپراتوری درقرن چهارم میلادی می نویسد:

«درپایان قرن سوم و بیشتر در قرن چهارم فرار از مالیات در امپراتوری به صورت یک بیماری تقیباً همه گیر درآمد . اشخاص مرفه المال دارائیها یشان را پنهان می کردند اشراف مجّلی خود را جزو طبقه وضیع ومستضعف قلمدادمی کردندتازیربارانتخاب شدن برای مشاغل شهرداری شانه خالی میکردند.صنعت گران ازکارخودمی گریختند،مالکانی که دهقان بودنداموال براثرسنگینی فشارمالیات رهامی کردند وبه مزدوری می رفتند.بسیاری ارروستائی ها وشهرها (ازجمله تیبریاس درفلسطین)به سبب عوارض ومالیات هنگفت خالی ازسکنه شدند. درپایان قرن چهارم هزاران فردبه آن سوی مرزهاگریختندتابه بربرها پناه ببرند»

هدف از وصول مالیات چیست؟

هر دولتی برای اداره جامعه نیازمند امکانات مالی است تا بتواند وظایفی را که از جانب مردم به عهده گرفته به نحو مطلوبی انجام دهد.

عمده ترین این وظایف عبارتند از :

1-حفظ استقلال و تمامیت کشور از طریق تامین وسایل و تجهیزات دفاعی استقرار و اداره نیروهای نظامی و انتظامی.

2-ایجاد و توسعه راه های ارتباطی و وسایل حمل ونقل.

3-تامین بهداشت.آب.برق.مخابرات و سایر وسایل ارتباطی جمعی برای عموم.

4-تامین آموزش در همه سطوح.

5-تامین قوه قضائیه برای حل و فصل دعاوی واستقرار امنیت اجتماعی.

6-تامین مایحتاج عمومی افراد جامعه در یک سطح قابل قبول.

7-تامین زیر ساخت های اقتصادی و صنایع مادر و کلیدی برای ایجاد زمینه های تو لید و اشتغال و تعادل اقتصادی.

8-تقویت روح بررسی تحقیق از طرح تاسیس مراکز پژوهشی و تحقیقاتی و حمایت و تشویق محققان.

9-تامین خود کفایی در علوم و فنون. صنعت و کشاورزی.

10-تامین خدمات و حمایت های مالی درجهت بر خورداری از تامین اجتماعی. باز نشستگی. بیکاری. پیری و از کار افتادگی و تامین خدمات درمانی و بهداشتی به صورت بیمه همگانی و فراهم آوردن موجبات داشتن مسکن متناسب با خانواده ها. 

بنابراین ملاحظه می شود که دولت برای دستیابی به اهداف خود برای پاسخگویی به نیاز های جامعه که به شمعه ای از آن اشاره شد نیازمند منابع مالی است امروز در کلیه کشورها صاحب نظران مسائل اقتصادی بهترین منبع تامین هزینه های دولت را مالیلت می دانند. زیرا علاوه بر آن که اتکا دولت را به منابع خدادادی مثل نفت که یک ثروت ملی و متعلق به نسل های آینده نیز هست ، کم میکند. یک شور واشتیاق ملی برای مشارکت در امور کشور در آحاد افراد جامعه ایجاد میکند.

اثرمالیاتها بر کارآئی

وقتی که مالیاتی وضع می گردد آثاری به دنبال دارد که ممکن است رفتارهای اقتصادی  را تحت الشعاع  قراردهد ودرنتیجه کارائی را ازبین ببرد.آثاری که ازوضع مالیات ممکن است ناشی شود را دو قسمت کرده اند:

1-اثر یابارعادی؛پس ازوضع مالیات بخشی ازمنابع بخش خصوصی به بخش عمومی انتقال می یابدبنابراین قدرت خریدبخش خصوصی کاهش یافته وقدرت خریدبخش عمومی افزایش می یابد.چنین اثری رابارعادی مالیات می گویند.این اثراختلالی درکارائی ایجادنکرده واثرنامطلوبی برآن ندارد.

2- اثریاباراضافی؛اثری است که باعث میشودرفتارهای اقتصادی تغییریافته ودرتخصیص منابع انحراف ایجادشود. دراین صورت وضعیت کارائی ازبین رفته وازمنابع وامکانات بهترین استفاده صورت نمی گیرد بنابراین ضرری متوجه کل جامعه میگرددکه آنرا زیان مرده میگویند.درنتیجه برای اینکه مالیاتی باراضافه نداشته باشدبایدبه گونه ای وضع شودکه باعث تغییردررفتارواحدهای اقتصادی نشود.بمنظوربه حداقل رساندن باراضافی مالیاتها دوقاعده کلی وجوددارد:

الف ؛مالیات برمتغییرها وعواملی تعلق بگیردکه تغییرات وتعدیلهای کوچکی دررفتارهای اقتصادی به دنبال داردبرای مثال مالیات برمصرف کالاهائی که کشش قیمتی وتقاضای ناچیزدارد

ب؛وضع مالیاتهابه گونه ای باشدکه نرخ نهائی آنهادرمقایسه بانرخ متوسط پائین باشد.زیرارفتاراقتصادی بیشترازنرخ نهائی تأثیرمی پذیردیعنی درهنگام تصمصم گیری نرخ نهائی مالیات ملاک قضاوت قرارگیرد.بنابراین درمواردی که نرخ نهائی ازنرخ متوسط مالیات کمترباشدانگیزه کمتری برای تغییررفتاراقتصادی وجودخواهدداشت.ازهمین رومالیاتهابانرخ نزولی نسبت به مالیاتهابانرخ تصاعدی برای حفظ کارائی مناسب دانسته شده است.

عوامل تعیین میزان مالیات

1) مبنای مالیات(پایه‌ی مالیاتی):

مبنای مالیات عامل متغیر یا هر مفهوم دیگری همچون درآمد یا دارایی است که طبق قانون بر آن ، مالیات وضع می‌شود.

۲) نرخ مالیات:

درصدی از مبنای مالیات یا پایه‌ی مالیاتی است که مبنای محاسبات مالیات مورد نظر قرار می‌گیرد، به عبارت دیگر نرخ مالیات در هر مبنا اندازه‌ی اخذ مالیات را با توجه به قوانین و آیین‌نامه‌های مالیاتی دولت‌ها درمبنای مورد نظر نشان می‌دهد. انواع محاسبه نرخ مالیات به شرح ذیل است:

نرخ مالیات تناسبی:

نرخی که بدون توجه به تغییرات مبنای مالیات، همیشه ثابت است.

نرخ مالیات تصاعدی:

برعکس نرخ تناسبی با افزایش مالیات مقدارش افزایش می‌یابد که لزوماً متناسب با افزایش مبنای مالیات نیست

به تعریف دیگر:

برای نیل به عدالت مالیاتی برای وصول مالیلت از در آمد های بالا تر از نرخ های تصاعدی مالیات استفاده می شود و با افزایش سطح در آمد سالانه نرخ مالیاتی نیز افزایش می یابد. در ماده131 قانون مالیات های مستقیم(اصلاحی) مصوب 27 بهمن 1380 ترخ مالیات بر در آمد در منابع مختلف به صورت تصاعدی و به شرح زیر است:

تا30میلیون ریال در آمد مشمول مالیات سالانه به نرخ 15 در صد.

تا100 میلیون ریال در آمد مشمول مالیلت سالانه نسبت به مازاد 30 میلیون ریال به نرخ 20 درصد

تا250میلیون ریال در آمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد یکصد میلیون ریال به نرخ 25در صد

تا یک میلیارد ریال در آمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 250 میلیون ریال به نرخ 30در صد

به مازاد یک میلیارد ریال(00/000./000/1) در آمد مشمول مالیات سالانه به نرخ 35 در صد.

نرخ مالیات تنازلی:

هرچه مبنای مالیات وسیع‌تر می‌شود، ازنرخ مالیات کاسته می‌شود.

۳) مبلغ مالیات:

مبلغی که برمبناهای مختلف تعلق می‌گیرد و از مؤدیان وصول می‌گردد. به‌طورمعمول در هر کشور تعیین میزان مالیات‌ها با توجه به نیازها و هزینه‌های بخش عمومی و فواید حاصل از اجرای برنامه‌های دولت صورت می‌گیرد.

ازعوامل دیگر تعیین میزان و حد مالیات‌ها، مقایسه هزینه‌ی آن با هزینه‌های منابع غیرمالیاتی ازقبیل وام‌ها اعم از داخلی و خارجی است. اغلب کشورهای درحال توسعه با کسری بودجه‌های سالانه و مشکلات مالی در زیر ساخت‌های اقتصادی و اجتماعی مواجهند، افزایش درآمدهای مالیاتی یکی از راه‌های طبیعی و بدیهی مقابله با این مشکل است.

هرگونه افزایش در درآمدهای مالیاتی به یکی از صور زیر قابل حصول است:

افزایش نرخ مالیات‌های موجود و جاری؛

افزایش مبنای مالیات‌های موجود و جاری ازطریق حذف‌ معافیت‌ها و بخشودگی‌ها

برقراری مالیات جدید

قراین مالیاتی چیست؟

قرینه یا پایه مالیاتی عبارتست از عواملی که در هر رشته از مشاغل با توجه به موقعیت شغل برای تشخیص در آمد مشمول مالیات به طریق علی الراس ملاک و ماخذ اعمال ضریب مالیاتی برای محاسبه در آمد مشمول مالیات قرار می گیرد.

این قراین عبارتند از:

1-خرید سالانه

2-فروش سالانه

3-در آمد ناویژه

4-میزان تولید در کارخانجات

5-جمع وجوهی که بابت حق التحریر و حق الزحمه وصول و مصرف تمبر عاید دفاتر اسناد رسمی می شود

6-سایر عوامل به تشخیص کمیسیون تعیین ضرایب

ضرایب مالیاتی چیست؟

ضرایب مالیاتی عبارت است از ارقام مشخص به صورت در صد که حاصل آن ها در قرینه مالیاتی در موارد تشخیص علی الراس در آمد مشمول مالیات که ماخذ اعمال نرخ مالیات قرار می گیرد.

ضریب مالیاتی چگونه تعیین می شود؟

برای تعیین جدول ضرایب هر سال کمیسیونی مرکب از نمایندگان سازمان امور مالیاتی کشور بانک مرکزی ونماینده شورای مرکزی اصناف نماینده نظام پزشکی در مورد مشاغل وابسته به پزشکی و نماینده اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در مورد سایر مشاغل در سازمان امور مالیاتی کشور تشکیل و با توجه به جریان معاملات و اوضاع و احوال اقتصادی ضرایب مربوطه درباره مؤدیان مختلف بر حسب نوع مشاغل و به تفیک تعیین میکند.تصمیمات این کمیسیون از طریق سازمان امور مالیاتی کشور به عنوان جدول ضرایب تهیه و ابلاغ می شود

اشخاص مشمول پرداخت مالیات

1- کلیه مالکین اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی نسبت به اموال یا املاک خود واقع در ایران طبق مقررات باب دوم .

2- هر شخص حقیقی ایرانی مقیم ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که درایران یا خارج از ایران تحصیل می نماید .

3- هر شخص حقیقی ایرانی مقیم خارج از ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که ایران تحصیل می کند .

4- هر شخص حقوقی ایرانی نسبت به کلیه درآمدهایی که درایران یا خارج از ایران تحصیل می نماید .

5- هر شخص غیر ایرانی ( اعم از حقیقی یا حقوقی ) نسبت به درآمدهایی که در ایران تحصیل می کند و همچنین نسبت به درآمدهایی که بابت واگذاری امتیازات یا سایر حقوق خود و یا دادن تعلیمات و کمک های فنی و یا واگذاری فیلم های سینمائی ( که به عنوان بها یا حق نمایش یا هر عنوان دیگر عاید آنها می گردد ) از ایران تحصیل می کند .

اشخاص زیر مشمول پرداخت مالیاتهای موضوع این قانون نیستند :

1- وزارتخانه ها و موسسات دولتی

2- دستگاههایی که بودجه آنها وسیله دولت تامین می شود .

3- شهرداریها

انواع مالیات

معمولاً مالیات‌ها را به دونوع تقسیم می‌کنند: مالیات‌های مستقیم و مالیات‌های غیرمستقیم.

گرچه تعریف جامع و مانعی از مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم دردست نیست، با این وجود می‌توان گفت که مالیات‌های مستقیم باتوجه به اوضاع و احوال شخص (میزان دارائی و درآمد) وضع می‌شود، درحالی‌که مالیات‌های غیرمستقیم اغلب روی قیمت کالاهای مورد مصرف عمومی کشیده می‌شود و درهنگام توزیع یا فروش به روش‌های مختلف وصول می‌گردد. مالیات‌های مستقیم به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند که مهم‌ترین آن‌ها مالیات بر دارایی و مالیات بر درآمد است.

البته امروزه مبنای متداول مالیاتی در جهان بر سه اصل «دارایی»، «هزینه» و «مصرف» استوار است. درآمد عوایدی است که به‌ طور مستمر در فواصل معین عاید شخص می‌گردد در حالی‌که دارایی از اموال منقول و غیرمنقولی تشکیل می‌شود که قبلاً جمع‌آوری شده و دریک زمان ثابت است.

مهم‌ترین مالیات‌های مستقیم و غیر مستقیم معمول در اغلب کشورها

۱) مالیات بر درآمد شخصی           

این مالیات ممکن است برانواع درآمد شخص یا برمجموع درآمد وی وضع شود. درمالیات برانواع درآمد، هریک از منابع متعدد درآمد شخصی (مانند حقوق، بهره پول، درآمد املاک، اجاره‌بهای مستغلات، درآمد حاصل از تصدی مشاغل آزاد مانند درآمد پزشکان، وکلای دادگستری و...) معمولاً به طرق و نرخ‌های مختلف مشمول مالیات قرارمی‌گیرد.

در مالیات بر مجموع درآمد کلیه عواید شخص ازمنابع مختلف درآمد روی هم محاسبه می‌شود و معمولاً پس از کسر بخشودگی‌های مقرر درقانون با «نرخ‌های تصاعدی» مشمول مالیات قرارمی‌گیرد. به‌طورکلی وصول مالیات برانواع درآمد سهل‌تراست ولی مالیات برمجموع درآمد بیشتر منطبق با عدالت مالیاتی است.

ازآن‌ جا که مالیات بردرآمد شخصی به ترتیبی که توضیح داده خواهد شد یک نوع انعطاف‌پذیری دردریافت مالیات بوجود می‌آورد که یکی از عوامل مهم ثبات اقتصادی محسوب می‌شود، امروزه دراغلب کشورها مالیات بردرآمد مهم‌ترین منبع عواید دولتی به حساب می‌آید.

انتقاد وارد بر مالیات بردرآمد شخصی این است که موجب کاهش انگیزه‌ی فعالیت شخصی و سرمایه‌گذاری مولد می‌گردد. اما مالیات بردرآمد دو جنبه دارد که ممکن است اثرات یکدیگر را خنثی کنند. ازیک سو چون دولت قسمتی از درآمد حاصل ازکار و فعالیت افراد را به عنوان مالیات اخذ می‌کند بدین ‌جهت ممکن است افراد فراغت را به کار و فعالیت بیشتر ترجیح دهند و این عمل ازنظر اقتصادی مفید نمی‌باشد. از سوی دیگر چون مالیات بردرآمد شخصی باعث می‌شود که پس از کسر مالیات، درآمد خالص (درآمد قابل تصرف) کمتری باقی بماند، ممکن است این امر موجب شود که افراد برای حفظ سطح زندگی و میزان مصرف خود برساعات کار بیافزایند و با کوشش و فعالیت بیشتر کمبود درآمد را جبران کنند. اما بی‌شک مالیات بردرآمد شخصی باعث کاهش پس‌اندازهای اختیاری افراد می‌شود و این امر ممکن است موجب تقلیل سرمایه‌گذاری خصوصی شود که باید با سرمایه‌گذاری دولتی جبران شود.

۲) مالیات بر درآمد شرکت‌ها

از مجموع عواید شرکت، مخارج و هزینه‌های مختلف کسر می‌گردد و درآمد ویژه باقی می‌ماند که به نرخ‌های تصاعدی مشمول مالیات قرارمی‌گیرد. لیکن محاسبه درآمد ویژه شرکت‌ها و نوع هزینه‌هایی که باید کسر شود به سادگی امکان‌پذیر نیست. از طرف دیگر باید میان مالیات و سرمایه‌ی اولیه‌ی تشکیل شرکت‌ها تناسب معقولی برقرار گردد تا عدالت مالیاتی رعایت شود؛ به گونه‌ای که شرکت‌های با سرمایه‌ی اولیه‌ی کم‌تر مالیات‌ کمتری نسبت به شرکت‌های با سرمایه‌ی اولیه‌ی بیشتر بپردازند. برای حل این مسائل روش‌های مختلف مالی و حسابداری به کار گرفته می‌شود.

شرکت‌های بازرگانی سعی می‌کنند که قیمت و میزان تولید خود را به نحوی تنظیم کنند که منافع آن‌ها حداکثر شود، پس همیشه این امکان وجود دارد که شرکت‌های مذکور از طریق افزایش قیمت کالای خود قسمتی از مالیات متعلقه را به مصرف‌کنندگان انتقال دهند. چنانچه تقاضا برای کالای مزبور درمقابل افزایش قیمت چندان تغییر نکند (مردم مجبور باشند آن کالا را تهیه کنند و کالا ضروری باشد) امکان انتقال مالیات بیشتراست.

مالیات بردرآمد شرکت‌ها از مقدار وجوهی که درسرمایه‌گذاری جدید به کارمی‌افتد می‌کاهد، زیرا این نوع مالیات باعث می‌گردد که از سرمایه‌گذاری مجدد مقدار وجوهی که به عنوان مالیات به دولت پرداخت می‌شود جلوگیری به عمل آید و سود قابل توزیع بین صاحبان سهام نیز کاسته شود. واضح است که کاهش پس‌انداز شرکت و هم‌چنین تنزل پس‌انداز صاحبان سهام به علت تقلیل سود سهام که درنتیجه وضع مالیات حاصل شده است، دربازارپول و سرمایه اثر می‌گذارد و نتیجتاً درکاهش سرمایه‌گذاری مؤثر واقع می‌شود. به همین جهت در بسیاری از کشورها سود توزیع نشده شرکت‌ها از پرداخت مالیات معاف می‌گردد و درتعیین نرخ‌های مالیات بردرآمد شرکت‌ها نیز جانب اعتدال رعایت می‌شود.

 

3) مالیات بر دارایی               

مالیات بر دارایی به انواع مختلفی مانند مالیات بر ارزش اراضی، مالیات بر ارث و نقل و انتقلات بلاعوض و مالیات نقل و انتقالات قطعی تقسیم می‌شود. مالیات بر ارث و نقل و انتقالات بلاعوض در تعدیل توزیع غیرعادلانه ثروت مؤثر است و از نظر اداری نیز تشخیص و وصول آن نسبتاً آسان است. مالیات براراضی ممکن است بر قیمت اراضی و یا افزایش ارزش اراضی وضع شود. درصورتی که مالیات براضافه ارزش اراضی

/ 0 نظر / 75 بازدید