زمزم سیاست 54(احزاب)

کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران. بحث دولت وحدت ملی دیدگاه حزب است

به اعتقاد کارگزاران اگر همه نیروهای دلسوز و فعال جمع شوند، می‌‏توان مشکلات را حل و فصل کرد. اگر بحث دولت وحدت ملی به سرانجامی نرسید،‌‏ وحدت اصلاح‌‏طلبان توصیه می‌‏شود و این موضوع در شورای مرکزی کارگزاران به تصویب رسیده است.

دعوت رسمی زنان اصلاح‌طلب از خاتمی

مجمع زنان اصلاح‌‏طلب به صورت رسمی از سیدمحمد خاتمی برای شرکت در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری دعوت کرد. نائب رئیس مجمع زنان اصلاح طلب در گفت‌‏و‌‏گو با ایلنا، با اعلام این خبر اظهار داشت: در پی برگزاری جلسات تحلیل و بررسی انتخابات ریاست جمهوری توسط مجمع زنان اصلاح‌طلب و بر اساس نظرسنجی از اعضا در جلسه روز یک‌شنبه مجمع که به صورت فوق‌العاده برگزار شد،مصوب شد که مجمع رسما از سیدمحمد خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات دهم ریاست جمهوری دعوت به عمل‌‏آورد. فخرالسادات محتشمی‌پور ادامه داد: به همین منظور به زودی اعضای مجمع زنان اصلاح‌طلب سراسر کشور در دیدار با ایشان این خواسته جمعی را اعلام خواهند کرد. به گفته محتشمی‌پور در جلسه فوق‌العاده مجمع زنان اصلاح‌طلب نسبت به برخی لوایح پیشنهادی، اقدامات و اظهارنظرهای واپس‌‏گرایانه نسبت به زنان،در آستانه سی‌امین پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از جمله کاهش ساعت کار زنان در حوزه صنعت، سهمیه‌بندی جنسیتی به نفع داوطلبین پسر در کنکور سراسری و الزام مراجعین مجلس شورای اسلامی در استفاده از چادر اظهار نگرانی شد.

استعفای دکتر نجفی از حزب کارگزاران

کارگزاران درپاسخ به خبرگزاری فارس:استعفای دکتر نجفی به حدود پنج سال قبل بر می‌گردد و خبر آن تازگی ندارد و حتی حدود یک‌سال قبل هم موضوع با تاخیر چند ساله در خبرگزاری‌ها منتشر شد. با این حال، همکاری و تعامل فکری و سیاسی دکتر نجفی با حزب کارگزاران در سال‌های اخیر ادامه داشته و ایشان در جلسات حزبی بنا به فراخور تخصص ایشان، مشارکت داشته است. همچنین، در چند انتخابات اخیر و به‌ویژه انتخابات دوره سوم شوراها، همکاری و تعامل جدی میان دکتر نجفی و حزب کارگزاران برقرار بود و این حزب به‌طور جدی از نامزدی وی حمایت کرد و آماده است ضمن استفاده از نظرات ایشان، در رویدادهای سیاسی آتی هم به همکاری و تعامل کامل با این چهره شاخص سیاسی ادامه دهد.

بررسی پیشنهاد انتخاباتی مجمع نمایندگان ادوار

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات از بررسی پیشنهاد مجمع نمایندگان ادوار مبنی بر ساماندهی سازمان رای اصلاح‌طلبان در این شورا خبر داد. حسین کمالی، رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، با اشاره به جلسه اخیر این شورا گفت: در جلسه روز یک‌شنبه اعضا پیشنهاد مجمع نمایندگان ادوار مجلس در خصوص ساماندهی سازمان رای را مورد بررسی قرار دادند که پس از بحث و تبادل‌نظر ادامه این مباحث به جلسه آینده موکول شد.

دیدار ائتلاف ورزش با کروبی

مهدی کروبی در دیدار با اعضای ستاد ائتلاف بزرگ ورزش ایران گفت: خوشحالم از اینکه جمعی از نیروهای ارزشمند نظام که می‌خواهند فعالیت سیاسی بکنند چنین تشکیلاتی را راه‌اندازی نمودند؛ لذا ضمن برطرف کردن نقاط ضعف؛ منسجم، محکم به کار تشکیلاتی بپردازید. دبیرکل حزب اعتماد ملی درباره نقش ورزش در جامعه نیز گفت: امروز جمعیت ایران بیش از هفتاد میلیون نفر است که اکثریت آن را جوانان تشکیل می‌دهند و جامعه جوانی داریم. امروزه مقوله ورزش نه در ایران بلکه در دنیا حائز اهمیت است. ما که به دنبال تفریحات سالم برای مردم هستیم به دنبال به اهتزاز درآمدن پرچم جمهوری اسلامی ایران در دنیا هستیم باید بیش از گذشته به امر ورزش توجه کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای به آقایان کروبی و روحانی گفته‌اند که نه به کسی خواهند گفت در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده نامزد شود و نه مانع حضور کسی در انتخابات خواهند شد.

سیدمصطفی تاج‌زاده، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی  با اشاره به برخی تفسیرهای صورت گرفته توسط فرقه ضاله مصباحیه ومدیرمسول کیهان،از سخنان اخیر مقام معظم رهبری گفت: به نظر من چنین چیزی به چند دلیل صحیح نیست. اولا چنین اقدامی به این معناست که فرد خاصی از قبل انتخاب شده که مطمئنا نظر مقام رهبری چنین نیست. دوم آنکه مقام رهبری به آقایان کروبی و روحانی گفته‌اند که نه به کسی خواهند گفت در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده نامزد شود و نه مانع حضور کسی در انتخابات خواهند شد. به‌ویژه شخصی که حضور او، باعث افزایش مشارکت مردم در انتخابات می‌شود. وی که با پایگاه خبری یاری گفت‌و‌گو می‌کرد، همچنین درباره گفته مقام معظم رهبری درباره «شاه‌سلطان حسین» و سوءاستفاده رسانه‌های اصولگرا از این اظهارات اصلاح‌طلبان گفت: تجربه بشری نشان می‌دهد که شاه سلطان حسین در یک نظام استبدادی می‌تواند به قدرت برسد، حال آنکه جمهوری اسلامی بنا به تعریف و براساس قانون اساسی نظامی مبتنی بر آرای مردم است. با وجود این، به نظر من باید این بحث را به فال نیک گرفت و این موضوع را شکافت که «شاه سلطان حسینیزم» یعنی چه؟ زمینه‌های به قدرت رسیدن شاه‌سلطان حسین و پیامدهای حکومت چنین اشخاص چیست. وی افزود: نزد ایرانیان شاه‌سلطان حسین سمبل بی‌کفایتی در اداره کشور و بی‌توجهی به خطرات خارجی و در نتیجه بر باد دادن میهن است. پس باید بحث کرد کدام جریان و کدام سیاست‌ها و برنامه‌ها ممکن است خدای ناکرده ایران را بر باد دهند. فراموش نکنیم که شاه‌سلطان حسین نارضایتی عمومی، فساد حکومتی و تهدیدهای خارجی را جدی نگرفت. از طرف دیگر ایرانیان بر این باورند که سلسله حکومت‌ها زمانی سقوط می‌کنند که اشخاص کوچک مسوول کارهای بزرگ می‌شوند و بزرگان به کارهای کوچک گماشته می‌شوند. افزون بر آن حاکمان از مسائل اصلی غفلت می‌کنند و به مسائل جزئی می‌پردازند و به این ترتیب زمینه سقوط خود و حکومت را فراهم می‌کنند. نکته سوم جایگزینی خرافات و طالع‌بینی به جای عقلانیت و برنامه‌ریزی امور لشکری و کشوری در عصر شاه سلطان حسین است. وی با بیان اینکه «با توجه به نکات فوق باید بررسی کرد کدام اشخاص و جریان سیاسی واجد ویژگی‌‌های فوق است»، گفت: امروز دو دیدگاه در برابر هم صف کشیده‌اند.

طبق دیدگاه اول وضعیت کشور در حال حاضر از هر نظر عالی است و در تاریخ ایران چنین وضعیتی بی‌سابقه است. به همین دلیل، طرفداران این نگرش معتقدند هرگونه تغییر در این وضعیت می‌تواند به فاجعه و از بین رفتن دستاوردها منجر شود. البته بسیاری از اصولگرایان چنین اعتقادی ندارند اما بعضا خود را مجبور می‌بینند که از این دیدگاه دفاع کنند ولی بسیاری هم سکوت کرده‌اند. طبق نگرش دوم که ما طرفدار آن هستیم، ایران از جهات مختلف وضعیت نابسامانی دارد و اگر این وضعیت تغییر نکند، به احتمال زیاد شرایط سخت‌تری پیش خواهد آمد. به همین دلیل گفته‌ام انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد ایران را عبرت منطقه می‌کند.

حال آنکه پیروزی چهره‌ای مانند آقای خاتمی می‌تواند امنیت و پیشرفت میهن را تامین و ایران را الگوی منطقه کند. وی همچنین با اشاره به تجربه‌های عراق و افغانستان در سال‌های اخیر گفت: در جهان امروز فقط مدل شاه‌سلطان حسینی باعث سقوط حکومت‌ها نمی‌شود، بلکه چهره‌های ظاهرا شجاعی چون صدام و جریان‌هایی چون طالبان هم سقوط می‌کنند. وی همچنین با رد ادعای کسانی که خاتمی را معادل «شاه‌سلطان حسین» دانسته بودند، یادآور شد که وی در دوره هشت ساله ریاست‌جمهوری دو بار ایران را نجات داد، یعنی عکس کاری که شاه‌سلطان حسین کرد. یکی در دوم خرداد 76 بود که آمریکا درصدد بود به بهانه انفجار الخبر عربستان که ایران را متهم آن می‌خواند،‌ به کشورمان ضربات نظامی محدود وارد کند اما مشارکت گسترده مردم در انتخابات و برگزیدن آقای خاتمی آن حملات را منتفی کرد. دیگری پس از فاجعه تروریستی یازده سپتامبر بود که به نظر من اگر آن زمان آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور بود، آمریکا قبل از عراق به ایران حمله می‌کرد و همان پدیده‌ای که امروز از آن ابراز نگرانی می‌شود، چند سال زودتر اتفاق می‌افتاد. تاج‌زاده در تحلیل دلایل طرح این موضوع گفت: اصولگرایان و به‌ویژه طرفداران آقای احمدی‌نژاد هرگز موافق حضور آقای خاتمی نبوده و نیستند.

آنان نگرانند که با حضور آقای خاتمی در میدان رقابت‌های انتخاباتی، آقای احمدی‌نژاد اولین رئیس‌جمهوری شود که فقط چهار سال دولت را اداره کرد و دوره دوم را باید به رقیب واگذار کند. در سه دهه گذشته دو دوره هشت‌ساله مسوولیت دولت با اصلاح‌طلبان بود خوشبختم که بگویم امروز از نظر عموم مردم مسوولان هر دو دولت در دوران جنگ و اصلاحات (آقایان موسوی و خاتمی) محبوب‌ترین چهره‌های سیاسی هستند و عموم مردم آنها را نجات‌بخش می‌دانند، نه مدیران بی‌کفایت و ایران بر باده ده. این اتهام متوجه اصولگراهاست.

علی مطهری فرزندشهیدمطهری فرمایشان نورانی سیدمصطفی تاجزاده را100%تاییدنمودوبرخی کارهای احمدی نژادراخیانت به مردم نامید

علی مطهری: این تحلیل که رهبری حمایت خود را از احمدی‌نژاد اعلام کرده و بنابراین ما وظیفه تحقیق نداریم، یک خطا و یک الهام شیطانی برای فرار از یک مسوولیت است. حمایت‌های رهبری از دولت فعلی و تمایل احتمالی ایشان برای ادامه کار این دولت، گذشته از روش کلی ایشان مبنی‌بر حمایت از همه دولت‌های قانونی، یکی به خاطر قطع نشدن توفیقات هسته‌ای است و دوم برای پرهیز از روی کار آمدن اصلاح‌طلبانی است که به دنبال تغییر ساختار نظام هستند و الا رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی بیش از همه ما به ضعف‌های این دولت واقف‌اند و اگر اصولگرایان بر فردی قوی‌تر از احمدی‌نژاد اجماع نمایند ایشان مخالفتی نخواهند داشت. نقص‌هایی در دولت احمدی نژادوجود داشته است که کتمان آنها با اصولگرایی سازگار نیست و موجب خشم خدای تعالی خواهد بود. مطهری در ادامه با اشاره به ایرادات وارده بر شخص احمدی‌نژاد تاکید کرد: ایشان از همه ظرفیت‌های مدیریت و مشاوره کشور استفاده نمی‌کند و تمایل به افراد مطیع و تابع دارد. بسیاری از مدیران و مشاوران ارشد ایشان یا در شهرداری همکار وی بوده‌اند یا در دانشگاه علم و صنعت همکلاس یا همکار یا استاد او بوده‌اند و این یک نقص بزرگ است.

اداره کشور سعه صدر و احاطه علمی و معنوی می‌طلبد. ضعف احمدی‌نژاد در قضیه مشایی و کردان قابل مشاهده بود در داستان اظهارات باطل آقای مشایی و در قضیه تخلف آقای کردان، این مسئله بر همگان آشکار شد که احمدی نژاد بر اموری که بطلان آنها بدیهی است آنقدر پافشاری می‌کند که اصل نظام به خطر می‌افتد، خاطیان را تشویق به عدم‌ عذرخواهی و عدم ‌استعفا می‌کند و حاضر است به خاطر یک دستمال قیصریه به آتش کشیده شود. همه انتقادها را سیاسی تلقی می‌کند که عده‌ای برای ساقط کردن دولت برنامه‌ریزی کرده‌اند و گویی امکان ندارد عده‌ای از روی نصح و دلسوزی و فارغ از دسته‌بندی‌های سیاسی انتقاداتی داشته باشند و باید آنها را قانع کرد. مطهری تصریح کرد: یکی دیگر از ایرادات احمدی‌نژاد میل به تک‌روی اوست. میل به دور زدن مجلس و بلکه قائل نبودن به مجلس و مصوبات آن در ایشان احساس می‌شود. خرید بنزین اخیر توسط وزارت نفت با دستور رئیس جمهور از طریق فروش نفت خام برخلاف قانون بودجه 87 یا پرداخت وام به برخی کشورها بدون تصویب مجلس، شواهدی بر این مدعاست. معطل نگاه داشتن طرح جامع حمل‌ونقل تهران و مشروط کردن تصویب آن به گنجاندن طرح منوریل در آن، شاهد دیگری است. خودداری از پرداخت بودجه مصوب مجلس برای شرکت مترو و خرید 9 هزار اتوبوس به شهرداری تهران به بهانه‌های واهی- که اگر این بهانه‌ها جنبه سیاسی داشته و برای خارج کردن رقیب از میدان باشد فاجعه و به معنی خیانت به حقوق مردم است - شاهد دیگری بر این مدعاست.

چرخش راست سنتی به سمت احمدی‌نژاد

زیتون:روزی که امام خطاب به شیوخ شورای نگهبان گفت مواظب باشیدچشمتان بازنکنیدببینیدانجمن حجتیه همه چیزتان راازبین برده هرگزتصورنمی شدآنروزدرعهدانقلابیون باشداما افسوس !عسگراولادی رئیس جناح راستی کانه امام رادرک نکرده ،اوازخاتمی پرسیده است از چه چیزی می‌‏خواهید نجات دهید؟خدالعنت کنداکبرپرورش معاون انجمن حجتیه ای مؤتلفه راکه اینطورکله عسگراولادی امام راشسته است درحالیکه خاله پیرزن های این کشوردراقصی نقاط روستاها می دانندکه بایدکشورراازشرشیاطین انجمن حجتیه ای نجات داداین کهنه کارسیاسی میداندوخودرابه تغافل می زند!

کارگزاران30آذر: چرخش راست سنتی به سمت انجمن حجتیه، دشمن امام خمینی ومردم ایرانبا اظهارات تند حبیب‌الله عسگراولادی علیه سیدمحمد خاتمی آشکار شد. در شرایطی که چهره‌هایی چون علی‌‌اکبر ناطق‌نوری با طرح ایده‌هایی چون دولت وحدت ملی سعی داشتند نیروهای اصیل و باسابقه انقلاب را در مقابل جریان‌های نورسیده و تندرو همراه و همگام کنند و تلاش آنها در ابتدا با استقبال طیف‌هایی از جناح راست سنتی نیز همراه شده بود اما با تحولات شکل گرفته درون جریان اصولگرا، طیف سنتی جناح راست (به جز شخص آقای ناطق‌نوری) عملا از حرکت خود برای عبور از احمدی‌نژاد و به میدان آمدن چهره‌هایی میانه‌روتر دست کشیده و با جدی شدن نامزدی سیدمحمد خاتمی، به حمایت از احمدی‌نژاد و تخریب خاتمی روی آورده‌‌اند. در این زمینه، عسگراولادی روز پنج‌شنبه طی سخنانی خطاب به خاتمی، حامیان او را به «ساختارشکنی» و شخص وی را به «تکرار اظهارات اپوزیسیون» متهم کرد. وی در دیدار با جمعی از جوانان حزب موتلفه اسلامی گفت: بسیاری از افراد اپوزیسیون در خارج از کشور بحث نجات کشور در انتخابات ریاست جمهوری دهم را مطرح می‌‏کنند که آقای خاتمی نیز اخیرا این مطلب که «باید کشور را نجات داد» را گفته‌‏اند؛ که از آقای خاتمی این سوال را دارم که کشور را از چه چیزی می‌‏خواهند نجات دهند؟

هشداریکی از سرکرده های نفوذی فرقه مصباحیه

کارگزاران30آذر:یدالله جوانی رئیس اداره سیاسی سپاه در مقاله‌ای در تازه‌ترین شماره نشریه صبح صادق، به شکلی جدی به اصولگرایان در قبال طرح دولت وحدت ملی که ناطق نوری پیشنهادکرده هشدار داده است وی در مقاله مفصل خود با اشاره به خاستگاه‌های دو شعار «وحدت ملی» و «نجات ملی»، هرگونه اقدام در جهت برآمدن رئیس‌جمهوری جز احمدی‌نژاد را اقدامی در جهت خواست غرب [غرب ازنظر فرقه مصباحیه یعنی مقام معظم رهبری وآحادمردم حزب الله طرفداراسلام امام خمینی ومخالف انجمن حجتیه]معرفی کرده است.

عماد افروغ، از فعالان سیاسی اصولگرا که در ابتدا جزء حامیان احمدی‌نژاد بود و سپس به صف منتقدانش پیوست، خواستار ورود میرحسین موسوی به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری شد. وی در این‌باره به ایلنا گفت: شخصا از میرحسین موسوی برای حضور در انتخابات ریاست‌‏جمهوری دعوت می‌‏کنم و به سهم خود می‌‏کوشم تا زمینه حضور ایشان را فراهم کنم. به گفته وی، حضور میرحسین موسوی می‌تواند فضای انتخابات را نزدیک به گفتمان انقلاب نماید.[میرحسین ازافرادخط امام است که نشان ازرجعت عمادافروغ به سمت خط امام داردیامیخواهد دربرابرخاتمی خودی نشان داده باشدامانشان ازسادگی اودارد.]

محمدرضا باهنردبیرکل حزب جامعه مهندسین:‌اصولگرایان معتدل به دنبال دولت کارآمدتر هستند    8دی87  

همه جای مدیرمسول کیهان ازاحتمال آمدن خاتمی آتش گرفت

مدیرمسول عصبی مزاج کیهان حسین شریعتمداری ازطرفداران فرقه مصباحیه ،که سربه آستان خانم گیل لاپیداس می سایدونام اوراذکرووردخودکرده است مکررنوشته اورا درخیالاتش حمل میکند وتناقضات فرقه مصباحیه بی فکری ودست خالی آنها وعصبانیتشان راوماجراراازروزنامه کارگزاران پی بگیریم  :همیشه پای یک زن در میان است! مهرداد خدیر :اگر دانشگاه استمفورد آمریکا در نیمه اردیبهشت‌ماه سال 1379 همایش یک روزه‌ای با عنوان «ایران در هزاره سوم» برگزار نمی‌کرد و اگر خانم «گیل لاپیداس» استاد دانشگاه برکلی در آن سمینار سخنرانی نمی‌کرد، آنگاه روزنامه ‌محوری اصولگرایان هرچند وقت یک‌بار برای اینکه ثابت کند اصلاح‌طلبان سر و سری با آمریکایی‌ها دارند و سر سازگاری با ارزش‌‌های دینی ندارند به کدام همایش و سخنان چه کسی باید استناد می‌کرد؟!

سال‌هاست که هر بار می‌خواهند در نفی و نقد اصلاحات مقاله‌ای بنویسند، به این شخص استناد می‌کنند و دست‌کم در سال جاری یک‌بار در شهریور ماه، یک‌بار در مهرماه، یک بار در آذرماه و آخرین‌بار پنج‌شنبه گذشته -پنج‌دی- نوشتند که خانم گیل لاپیداس گفته است: «گورباچف هم مثل خاتمی اصلاح‌طلب بود ولی می‌‌خواست هم پاپ باشد و هم لوتر. بنابراین خاتمی نیز باید جای خود را به یلتسین ایرانی بدهد.» جالب اینکه این استناد برای آن صورت می‌پذیرد که خاتمی مجاب شود که نیاید و روزنامه‌ محوری اصولگرایان هر بار که می‌خواهد دلیلی متقن بیاورد که «چرا خاتمی نیاید» به این همایش و سخنان این خانم استناد می‌کند. فارغ از اینکه تا چه اندازه این نقل‌قول صحت دارد و آیا جملات نقل‌شده عین اظهارات اوست یا نه باز هم ربطی به خاتمی ندارد! اول به این خاطر که گوینده آن یک استاد دانشگاه برکلی است و نه یک اصلاح‌طلب ایرانی و اصلاح‌طلبان ایران مسوول اظهارنظرهای دیگران درباره خودشان نیستند. ثانیا اتفاقا او از خاتمی انتقاد کرده و نتیجه گرفته که «گورباچف باید جای خود را به یلتسین بدهد» در حالی که این روزها اصولگرایان نگران بازگشت «گورباچف» هستند و نه «یلتسین»! [البته روشن است که چنین تشبیهی از سوی همه گروه‌ها مردود است]

 

امسال اول بار در مقاله‌ای با عنوان «یک پیشنهاد، یک پیش‌بینی و یک خبر» و در یازدهم شهریورماه 87 به یادداشتی در بیستم اردیبهشت‌ماه 79 استناد شد تا بار دیگر پس از هشت سال قصه خانم «لاپیداس» گفته شود. هنوز اما یک ماه هم نگذشته بود که در 16 مهر 87 نیز در نوشته‌ای با عنوان «چه خاتمی بیاید و چه نیاید» بار دیگر به این نکته استناد شد که گیل لاپیداس گفته است: «خاتمی باید دست از ارزش‌های دینی بردارد در غیر این صورت جای خود را به یلتسین ایرانی بدهد.» باز هم نگفتند که آیا خاتمی دست برداشته و به توصیه آن خانم عمل کرده است؟! یا همچنان از مردمسالاری «دینی» سخن می‌گوید؟ بنابراین اصولگرایان از چه نگران هستند؟ جالب‌تر از همه اینکه در همان یادداشت یازدهم شهریور 87 آمده بود: «مضمون اصلی این پروژه تبلیغی - روانی همان نظریه‌ای بود که خانم گیل لاپیداس پیشنهاد کرده بود. طیف یادشده آقای خاتمی را به ناتوانی در پیشبرد اصلاحات و تساهل و تسامح در برخورد با مخالفان متهم می‌کردند تا آنجا که یکی از روزنامه‌های مدعی اصلاحات با صراحت و بی‌نزاکتی آقای خاتمی را با شاه‌سلطان حسین صفوی مقایسه کرد و نهایتا در یک تجمع به ظاهر دانشجویی که خاتمی برای سخنرانی دعوت شده بود افرادی به تحریک طیف مورد اشاره ایشان را هو کردند.»

در واقع این خانم «گیل لاپیداس» بود که خاتمی را نفی و به جای وی یلتسین ایرانی را توصیه می‌کرد و در داخل نیز منتقدان رادیکال، او را ناتوان می‌خواندند. اگر چنین است چگونه است که همان روزنامه در سی‌ام آذرماه 87 تصریح می‌کند: «اگرچه ما آقای خاتمی را شاه‌سلطان حسین لقب نداده بودیم ولی بارها به کنایه از وجود همان خصوصیت - وادادگی در مقابل دشمنان داخلی و خارجی- در آقای خاتمی خبر داده بودیم.

مدیرمسوول نیز شخصا تیتر «کار مملکت با آمدن شاه‌سلطان حسین‌ها تمام است » را به عنوان تیتر اول برگزید.»

این همه تناقض به خاطر آن است که از هر وسیله‌ای استفاده شود تا خاتمی نیاید. اینکه در یک سال و در چند مقاله به صورت مدام و مکرر به اظهارات یک نفر در یک همایش در کشوری دیگر استناد می‌شود حاکی از نگرانی بزرگ‌تر است: «اینکه خاتمی بیاید!» از یک طرف گفته می‌شود اصلاح‌طلبان، خاتمی را با گورباچف مقایسه کردند و از جانب دیگر اصلاح‌طلبان متهم می‌شوند که می‌خواستند به جای گورباچف سراغ یلتسین بروند! از یک طرف گفته می‌شود خانم گیل لاپیداس معتقد بود خاتمی نمی‌تواند هم از اصلاحات بگوید و هم از ارزش‌ها. حال آنکه خاتمی کماکان هر دو را می‌خواهد. هنر رهبر فقید انقلاب نیز تلفیق جمهوریت و اسلامیت بود که ابتدا قابل جمع نمی‌نمود. خاتمی نیز پروژه مردم‌سالاری به اضافه دین را دنبال می‌کند. حال اینکه خانم لاپیداس نمی‌پسندد، حسن خاتمی است یا عیب او؟

ارجاع مکرر و پیوسته به سخنان یک استاد دانشگاه برکلی - بدون آنکه بدانیم مقدمه و موخره اظهارات او چه بوده و تا چه حد رعایت امانت شده است- اتفاقا حاکی از این است که ادعای «اصلاح‌طلبی آمریکایی» تا چه اندازه قرین به صحت است. در همان مطلب 11 شهریور روزنامه‌ محوری اصولگرایان تصریح شده بود: «روز 21 تیرماه 1379 مقام معظم رهبری طی سخنانی در جمع مسوولان و کارگزاران نظام از این توطئه پرده برداشته و با تاکید بر اینکه نه خاتمی گورباچف است و نه ایران شوروی سابق به این بازی مسخره پایان دادند.» بر این پایه می‌توان پرسید: شما چرا به این بازی مسخره ادامه می‌دهید؟

به سنت حاشیه‌نگاری جای طرح این نکته نیز هست که آیا می‌توان همزمان از فروپاشی اتحاد شوروی خرسند بود و در عین حال گورباچف را شماتت کرد؟ این نیز که اصلاح‌طلبان خاتمی را با گورباچف مقایسه می‌کردند یا در پی یلتسین بودند؟ پاسخ البته روشن است. چند ماه است که به خاتمی می‌گویند «نیاید» اما دچار پریشان‌گویی و پراکنده‌سرایی شده‌اند. پیام اول این بود که این پروژه خانم «گیل لاپیداس» است و از این‌روست که قصه این خانم را دیگر از «بر» شده‌ایم! اما آخر او که از خاتمی دفاع نکرده بود! اتفاقا گفته بود مثل گورباچف باید جای خود را به دیگری بدهد و اگر یلتسین می‌آمد باید نگران می‌بودند! ضمن اینکه خاتمی، سیدمحمد خاتمی است و یک روحانی. با این وصف او به توصیه خانم لاپیداس عمل نکرده است و علی‌القاعده باید نگرانی اصولگرایان رفع شده باشد اما «لاپیداس» بهانه است و از این‌روست که به بهانه او «بازی مسخره» از سر گرفته می‌شود. از سخنان رهبری عالی نظام، تفسیر انتخاباتی صورت می‌پذیرد تا موضوع «شاه‌سلطان حسین» عمده شود حال آنکه پیش از این طیفی از اصلاح‌طلبان متهم می‌شدند که به خاتمی این لقب را داده‌اند چون از پیشبرد اصلاحات ناتوان بوده است. اکنون اتهام آنان تکرار می‌شود با این توجیه که در مقابل دشمنان خارجی و داخلی واداده بود. پس، بهانه لاپیداس تنها یکی از استنادات پیام «نیامدن» است و می‌توان پیام‌های دیگری با این هدف را نیز به یاد آورد:

چه‌گوارا و سیدحسن نصرالله

در این میان نامه «محمدعلی رامین» از چهره‌های نزدیک به محمود احمدی‌‌نژاد از منظری دیگر قابل تامل است. آقای رامین از آقای خاتمی خواسته است در انتخابات ریاست‌‌جمهوری شرکت نکند ولی به جای آن از قابلیت‌های بین‌المللی خود استفاده کند. وی تصریح کرده است: «معتقدم ظرفیت وجودی و موقعیت ممتاز شما از شخصیتی فراملی مانند ارنستو چه‌گوارا اگر بیشتر نباشد حتما کمتر نیست!» مردان دولت نهم آنقدر با دولت‌های آمریکای‌لاتین نزدیک شده‌اند که در مثال‌های خود نیز اسامی شخصیت‌های اسطوره‌ای آنان را می‌آورند. با این حال محمدعلی رامین فراموش نمی‌کند که خاتمی یک روحانی شیعه است و از این‌رو به چه‌گوارای غیرمسلمان بسنده نمی‌کند و مثال دیگر را از لبنان می‌آورد که برای خاتمی آشناتر است از او می‌خواهد به سیدحسن نصرالله تأسی کند و برای لبنان فعالیت کند! با این حال این ابهام باقی می‌ماند که یک نفر چگونه می‌تواند به بی‌عرضگی متهم و به شاه‌سلطان حسین صفوی تشبیه شود و در عین حال نقش دو اسطوره مقاومت در آمریکای لاتین و خاورمیانه را ایفا کند؟ همانگونه که معلوم نشد او چگونه می‌تواند در آن واحد هم گورباچف باشد و هم یلتسین؟!

/ 1 نظر / 6 بازدید
آرزو

سلام با اینکه مطالبتان طولانی است آنقدر جذاب است که تا آخرش را خواندم. در پناه رحمت یزدان پاک[گل]