مصادره کسای یمانی

از وبلاگ معصومه ابتکارلینک مطلب از وب نوشت مهدی بوترابی مدیرپرشین بلاگ

مدتیست عده ای از جمله سخنگوی بر مشغله دولت سعی در القای این مطلب دارند که مقام رهبری از این دولت حمایت های ویژه داشته اند، در حالی برخوردشان با دولت های دیگر انتقادی بوده، و یا این گونه وانمود می شود  که نوعی ارتباط ویژه میان رهبری و دولت نهم برقرار است. این افراد از طریق نفی دیگران سعی در اثبات خود دارند.

با این شیوه، که از ابتدای دولت نهم به طور مکرر مورد بهره برداری قرار گرفته، گویی اتفاق خاصی - غیر از مشی همیشگی مقام رهبری در تایید دولت های منتخب مردم برای وحدت  و نگاه رفیع ولایی - رخ داده است. هم اکنون این مشی در قالب تفکر و سلیقه ای خاص به شکلی کاملا یک بعدی تفسیر می شود.

از ویژگی های ممتاز و مهم مقام رهبری مشی استوار ایشان در حمایت مشروط از همه دولت های منتخب مردم و کمک برای تحقق سیاست های هر دولت بوده تا مبادا روزی گفته شود که می توانستیم ولی رهبر حمایت نکرد.  اما اصرار طیف حاکم مبنی بر محبوبیت ویژه نزد رهبری، آدم را به یاد اخلاق بعضی کودکان لوس می اندازد که سعی دارند خود را از سایر فرزندان خانواده عزیزتر و محبوب تر یا یک سر و گردن رشید تر نشان دهند. اتفاقا این قبیل بچه ها که معمولا از دیگران عقب تر هستند سخنان بزرگ ترها را به نفع خویش تفسیر کرده و با چسباندن خود به دامن آنها قیافه ای می گیرند که حتما تا حالا بارها دیده اید. شاید برای اینکه درعالم واقع کوچک تر هم هستند یا شاید ضعیف تر، چون معمولا والدین از کودکان ضعیف تر بیشتر حمایت می کنند.  

گروه فعلی هر انتقادی را به خود، انتقاد به رهبری تفسیر می کنند و به دنبال آن هم در بعضی موارد نعوذ بالله انتقاد به مقدسات. البته جای تعجب نیست این خصلت نابالغ بودن و نیز خودشیفتگی است که اتفاقا رهبری بارها این جماعت را از آن برحذر داشته اند. اما آیا کسی در این میان پیدا می شود که محاسبه کند این مدعیان تاکنون چقدر از رهبری برای پیشبرد برنامه های نه چندان موفق خود هزینه کرده اند و اگر واقعا دارای توان و کارآمدی لازم بوده اند، چه نیازی به این همه خرج و بهره برداری از مقام و جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است؟

هیچ طیفی نباید به گونه ای خودش را به مقام رهبری منتسب کند که اگر خدای ناکرده اشتباه کرد یا شکست خورد، این ضایعه متوجه ایشان شود.

گاهی احساس می شود باید با صدایی رسا گفت: ایها الناس، رهبری که ما می شناسیم  کسای یمانی خود را بر سر امت متکثر و خواهران و برادران جوراجور گسترانده و هرگز راضی به رودررویی یک برادر در مقابل برادر دیگر نیست. چه رسد به آنکه این رودررویی به قیمت نفی همه دستاوردهای انقلاب و نظام باشد. زیر سوال بردن صحت عمل و اعتماد فیمابین رهبری و دولت ها اقدام قبیحی است که اگر چه مجال کوتاه مدتی برای بهره برداری را در اختیار مدعیان قرار می دهد ولی در بلند مدت منافعی را برای هیچ فرد یا جریان سیاسی باقی نمی گذارد.

حفظ حرمت و جایگاه رهبر و شان ولایت بر همه  طیف های سیاسی لازم است. بنابراین آقایان و خانم ها، بس کنید.  رهبر در قانون اساسی ما، متعلق به همه و پدر معنوی آحاد ملت است. او را برای مقاصد خاص سیاسی خود مصادره نفرمایید.

نظر واقع بینان را به جملاتی در مورد دولت های گذشته جلب می کنم.

آیت الله خامنه ای در دوم شهریور سال 1376 با قدردانی از خدمات آقای هاشمی رفسنجانی و دولت ایشان، این زحمات را «حسنه جاوید» خواندند که در مجموع موضع گیری های ایشان بی نظیر است.

ایشان همچنین در تاریخ 10 مرداد 1384 در ملاقات با دولت هشتم گفتند:

«... من به سهم خودم- آن مقداری که شاهد تلاشهای شما بودم- از شما تشکر می کنم. در سالهای گذشته من شاهد تلاش پر حجم و جدی جناب آقای خاتمی و شما برادران و خواهران در همه ی زمینه ها بودم؛ این چیزی است که ما باید آن را نعمت بزرگی از نعم الهی بدانیم. شما در این مدت کار سخت و تلاش متراکمی را انجام دادید و بحمدالله به توفیقات زیادی هم رسیدید. امروز، هم در زمینه صنعت، هم در زمینه ی کشاورزی، هم در زمینه ی علم و فناوری، هم در زمینه های گوناگون خدمات، ما پیشرفت های بسیار چشمگیر و زیادی داریم؛ اینها برای این کشور و این ملت خواهد ماند و از حافظه ی این ملت زدوده نخواهد شد. همه ی شما برادران و خواهرانی که در این کارها سهیم یا مؤثر یا مؤسس بودید... لازم است از شخص جناب آقای خاتمی هم صمیمانه تشکر کنم. این را به شما دوستان بگویم، به خود ایشان هم شاید بارها گفته ام؛ در طول هشت سالی که ما با ایشان به طور مستمر و مداوم در ارتباط بودیم، رفاقت و صمیمیت ما با ایشان روز افزون بوده؛ خدا را شکر. الان پیوند عاطفی و محبت آمیزی که بین بنده و آقای خاتمی هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، بمراتب مستحکم تر است، و این ناشی از خصوصیاتی است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندی و نجابت و روحیه نجیب ذاتی ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است. ایشان در این مدت تلاش متراکمی انجام دادند؛ ما شاهد بودیم و می دیدیم. در مقاطع زمانی مختلف، کشور و دولت ومسؤولان با حوادثی مواجه شدند، و ایشان در یکی از حساس ترین مراکز این مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل کردند؛ ان شاءالله خدای متعال اجر این صبر و تحمل را خواهد داد ...»

حافظه تاریخی پدیده مهم و موثریست که نبود آن لطمات بسیاری به ملت ها می زند. واقعا با مرور سخنان بالا چه باید گفت؟ میان حرف های این روزهای مدعیان با مطالب مورد اشاره رهبری چه شباهت و اشتراکاتی وجود دارد؟

در ضمن هر کس با وقایع تاریخی و شخصیت شاه سلطان حسین آشنا باشد می داند یکی از ویژگی های رفتاری او استخاره کردن برای اداره امور حکومت بوده است. آنها که آن گونه می گویند و یا شاه سلطان حسین را در صحبت های اخیر مقام رهبری به آقای خاتمی تعمیم می دهند، متاسفانه دچار توهم و تناقض های بزرگی شده اند.

/ 0 نظر / 11 بازدید