جعبه پاندورای «نفت ایران»

کارگزاران ؛ محمدصادق جنان‌صفت:یکی از افسانه‌های مشهور یونان، داستان دختری به نام پاندورا و جعبه‌ای است که او داشت. در این افسانه آمده که در جعبه پاندورا همه رنج‌ها، دردها و بدبختی‌ها زندانی شده بودند و اختیار جعبه در دستان پاندورا بود. روزی پاندورا بدون توجه به خواهش‌ها و تمناهای همسایه‌ها، دوستان و خانواده، جعبه را باز کرد و درد و رنج و بدبختی را در عالم پراکند. تلاش گسترده‌ای شد تا این درد و بدبختی و شرور پراکنده شده را بار دیگر در درون جعبه محبوس کند اما بخشی از آن همچنان در جهان ماند و مایه شقاوت و رنج انسان شد. این افسانه را می‌توان با کمی تساهل و چشم‌پوشی درباره داوری برخی نسبت به نفت ایران تعمیم داد. برخی از پژوهشگران، سیاسیون و حتی روشنفکران ایرانی باور دارند که باز شدن چاه‌های نفت برای ایرانیان جز درد و رنج چیزی به ارمغان نیاورده است و آرزو می‌کنند کاش چاه‌های نفت ایران بسته می‌ماند. آیا چنین داوری را باید پذیرفت؟

واقعیت این است که کسب و کار و معیشت و شیوه زندگی شهروندان و نهادهای ایرانی در دهه‌های گذشته از درآمدهای نفت متاثر شده و شکل و ماهیت ویژه‌ای پیدا کرده که شاید در جای دیگری از جهان – به جز برخی استثناها – نتوان مشابه آن را پیدا کرد. درباره تاثیرات مخرب و منفی درآمدهای حاصل از صادرات نفت صدها کتاب، مقاله و گزارش نوشته و منتشر شده است، اما باید پذیرفت که بدترین پیامد آن نازا و سترون شدن نهال[خانم]دموکراسی و آزادی در این سرزمین است. این تاثیر را می‌توان هم در رفتار نهاد دولت و حکومت جست‌وجو کرد و آن را به خوبی دید و بدتر از آن در رفتار شهروندان ایرانی است که تحت تاثیر درآمدهای نفت، رفتاری عجیب پیدا کرده‌اند. پرسش این است که چه باید کرد؟ آیا می‌توان کاستی‌ها، کژی‌ها و نارسایی‌هایی که مملکت‌داری نفتی بر ایران حاکم کرده است را از زندگی شهروندان این مرز و بوم دور کرد؟ آیا برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد باید نفت نفروشیم؟ آیا باید چاه‌های نفت ایران را به دوران قبل از دارسی برگردانیم؟ واقعیت این است که چنین کارهایی را نمی‌توان انجام داد و توصیه به این کار منطقی و شدنی نیست.

کار باید از جای دیگر شروع شود و آن دادن اختیار درآمد نفت به شهروندان است. تا وقتی دولت و حکومت خود را مالک مطلق درآمد نفت می‌داند و آن را در انحصار خویش گرفته است و دموکراسی نیز نهادینه نشده بر رنج‌ها و دردها افزوده خواهد شد. چاره کار این است که در یک برنامه ملی و به دور از جناح‌بندی‌های سیاسی موجود، روز و روزگار را برای شهروندان توضیح داد و در یک فرآیند دموکراتیک و مبتنی بر مقوله شریف آزادی و برنامه‌ای دقیق و مبتنی بر دیدگاه‌های کارشناسی، ایرانیان را متقاعد کرد که بهتر است، درآمد نفت از چنگ نهاد دولت و حکومت خارج شود. نمونه شاید مناسب برای این کار، رفتار نروژی‌هاست که رهبران احزاب و سایر نهادهای مدنی و شهروندان نروژی در یک همبستگی ملی تصمیم گرفتند درآمد نفت خارج از اختیار نهاد دولت باشد و در بودجه سالانه از آن استفاده نشود. البته اجرای چنین مدلی در ایران نیاز به فداکاری شمار قابل توجهی از صاحب‌منصبان و قدرتمندان دارد. جز این مگر راهی مانده است؟

/ 0 نظر / 5 بازدید