زيتون

 

زمزم سیاست32

گشتی درگلستان یاری "دعوت ازخاتمی"- ادامه اززمزم 31

وبشرعبادیستمعون القول ویتبعون احسنه«بشارت باد مردمی، که حرفهارامیشنوند وخوبترینش رابرمی گزینندوعمل می نمایند/قرآن

اندیشمند بزرگ جناب آقای سید محمد خاتمی . با سلام و احترام . من [یک خانم] از مسولان ستاد انتخاباتی شما در یکی از شهرهای ایران در واحد خواهران و در سال 76 بوده ام. خودتان می دانید که ما حتی پوستری به آن معنا از شما نداشتیم تنها چیزی که از شما در دست ما بود زندگی نامه شما بود. ستاد رقیب شماهم در کنار ما بود که با پوسترهای متری و چند متری به تبلیغ می پرداخت. ما یک اتوبوس صلواتی داشتیم و می رفتیم مناطق مختلف شهری و روستایی بدون اینکه رقیب شما را تخریب کنیم شما را به مردم معرفی می کردیم. یادم نمی رود که در مراحل مختلف کار مردم با ما به تندی برخورد می کردند و می گفتند چرا زودترنیامدید وبا شتاب زندگی نامه شما را ازما می گرفتند و عکس شما را می بوسیدند. درآن زمان من در شهر خودم شناخته شده بودم و مردم به ما اعتماد داشتند به همین دلیل به جاهایی که برای سخنرانی دعوت می شدم خیلی استقبال می شد. آن زمان خداوند شیرینی عجیبی از شما در دل مردم انداخته بود و در برهه ای که مردم ناامید شده بودند شما انقلاب را از سقوط حتمی نجات دادید. هم اکنون نیز منتظر کاندیدا شدن شما هستیم و آنچه در توان داریم از شما حمایت خواهیم کرد. در سال 76 بعد از 7 روز تبلیع جبهه رقیب که مردم را متمایل به شما دید کاملا نا شیانه عمل نمود. در هفته دوم تبلیغات سال 76 هر روز جلوی ستادمان چند سرباز پیاده می کردند و تا شب مراقب ما بودند و ما بدون توجه به آنها کارهای قانونی خودمان را انجام میدادیم. درهمان روزها از سوی یکی از نهادها که من مسول یکی از بخش های مهم آن بودم دعوتم کردند و گفتند تا اینجا برای سید محمد خاتمی تبلیع کردید بس است اگر از این به بعد از ایشان دفاع کنید حقوقی که می گیرید بر شما حرام است. البته من حقوقم از یک سازمان دیگری می گرفتم نه آن ارگان. گفتم چه کسی این حرف را زده گفتند فلان ارگان و فلان شورا من گفتم من یک شهروندم و شما حق ندارید انگونه با من رفتار بکنید. بلا فاصله گفتند که تو ضد ولایت فقیه هستی . من هم در جواب گفتم خوشا به حال آن ولایت که من ضد او هستم زیرا من در تمام دوران انقلاب آنگونه که امام خواسته بود به فعالیت پرداختم و در دوران جنگ هم تمام تلاشم را کردم تا مردم ایران راحت زندگی کنند.( توضیح اینکه همسرم در یکی از عملیات های بزرگ در جبهه جنگ به در جه رفیع شهادت نائل آمدند ایشان معلم بودند. روحش شاد.) این بود که روز قبل از انتخابات حکم عزل از آن مقامی که در آن ارگان داشتم را به من دادند و بعد آن حکم دستگیری. که به یاری خدا و با انتخاب شما همه نقشه های شوم آنها نقش برآب شد. جناب آقای خاتمی چند نکته را می خواهم به شما یاد آوری نمایم:

1- همانطوری که می دانید بعد از انتخاب شما در سال 76 عده ای به نام گروه فشار از همه ترفند هایشان استفاده کردند تا شما را در چشم مردم خراب کنند و مردمی هم که رای داده بودند را هم برچسب ضد ولایت فقیه زدند. مطمئن باشید اگر شما انتخاب شوید همان گروه ها دوباره سر در می آورند و ندای وای اسلام از دست رفت را سر خواهند داد و بسا برخی اینبار کفن بپوشند و راه بیافتد. از شما می خواهم هیچ در برابر اینگونه افراد کوتاه نیایید ما پشتیبان شما هستیم و خدا بیشتر. زیرا ما دیگر اجازه نخواهیم داد که این گونه افراد با نام اسلام و امام ، به امام پشت کنند و پای کثیفشان را برروی خون شهیدانمان بگذارند.

2- در دوره ریاست جمهوری شما در کابینه شما هیچ زنی به عنوان وزیر حضور نداشت و این ضعف بسیار بزرگی برای کابینه اندشمند فرهیخته ای مانند شما بوده است. ما از دیگران چنین انتظاری نداشتیم زیرا نگاهشان به زن متحجرانه است. اما شما که به شایسته سالاری معتقد هستید( نه زن و مرد سالاری) بهتر بود لااقل 5 وزیر زن در کابینه حضور پیدا می کردند. تا دولت از تعادل نسبی در برنامه ریزی برخوردار می شد. زنان در مدیریت بسیا رکار آمدند و کم نیستند زنان فرهیخته ای که در ایران تمام نیرویشان به هدر می رود. زنان توانا و فرهیخته ای مانند خانم معصومه ابتکار وزنان دیگر می توانستند در کابینه شما بسیار مفید واقع شوند. این بارانتظار می رود قبل از انتخابات هر چند نفری که می خواهید به کابینه معرفی کنید را به مردم اعلام کنید آنوقت می بینید که جامعه زنان چه استقبالی از شما خواهند کرد.

3- جناب میرحسین موسوی را به عنوان معاون اول خودتان انتخاب کیند زیرا ایشان در امور کشورداری بسیار توانمند و دلسوز هستند. امام همیشه ایشان را تایید می کرد و کسانی که با ایشان مخالفت می کردند را توبیخ.

4- شما از یاران نزدیک شهید بهشتی بوده اید و از خانواده حضرت امام . ازنظر فکری اندیشه شما خیلی به امام نزدیک است. دوست دارم مانند امام ضمن مهربانی با قاطعیت عمل کنید. تا ملت امیدوارتر به زندگی ادامه دهند.

5- من هم می توانم در کابینه به شما و ملت کمک خالصانه بکنم اما نه در حد وزارت بلکه یک درجه پایین تر. این را از جهت می گویم که می خواهم مانند شهیدانمان همواره پا در رکاب به ملت و دینم خدمت کنم. و هیچ در آرزوی گرفتن پُستِ پَستِ مقام دنیوی نیستم بلکه می خواهم خدمت کنم تا زحماتی که امام و شهیدان و جانبازان کشیده اند به هدر نرود.

ــــــــــــــــــــــ

دقیقا نمی دانم چگونه بنویسم تا بتوان به عمق آیه عذابی که امروز گرفتار آن شدیم پی برد. دوستان عزیزم امروز نه تنها دینمان بلکه هویت انسانیمان در تمامی دنیا ، حتی برای خودمان به چالش کشیده شده است . شهردار سابق و رئیس جمهور امروز آنچنان به آسفالت کردن افکار پرداخته که تا جانمان با این آسفالت های داغ امروز همچون خیابان های پایتخت سیاه و فرو رفته شده. اما خاتمی، که او را پدر زببائی ها می دانم تنها منجی این ملت خسته است هر چند که این نگرش ایده آلیستی است چرا که این ویرانه های امروز.................................... بگذریم........اما حضور این پدر دلگرم کننده خواهد بود پدر جان بیا و ما را در سایه عبای روحانیت از این گرمای سوزاننده دروغین نجات بده

ــــــــــــــــــــــ

انچه مارا در ایران رنج میدهد عدم توافق در جهانبینی دینی است ؛ دیدگاه امام خمینی مفسر زیادی دارد که به نظر من نزدیک ترین به آن نظر آقای خاتمی است درخواست من این است که پیشرفت بدون اخلاق یعنی به هدر رفتن زحمات مردم برای انقلاب اسلامی . انچه امروز جامعه را دررنج فروبرده تنها مشکلات اقتصادی و تصمیم گیریها ی بی منطق نیست عدم اخلاق [بولتنیسم]و احترام به انسانیت مردم است

ـــــــــــــــــــــــــ

درود بر حضورت آقا

آن روزهاکه بودی ویا علی مددی می گفتی ندانستیم که بودی ولی حالا که رفته ای چقدر دلمان برای مدد هایت تنگ شده است. نمی خواهم شعار بدهم که آن روزها همه چیز داشتیم . ولی هر چیزی که کم داشتیم هویت داشتیم . بی گمان روزهایی که تو بودی در تمام دنیا شخصیت و هویت واقعی یک ایرانی را داشتیم . یادم است روزی را که دوستم آن روزها که تو بودی رفت پاریس و نمایشگاه گذاشت . با چه غروری و با چه عزت و احترامی در فرودگاه با او برخورد کردند. و ماه ها پیش با چه خفت و خواری ؟ او را و تمام لباس های تنش را کندند و جستندش. کدام آزادی ؟ کدام عزت؟ کدام ایرانی؟؟؟؟ دریغاغ دریغ

ــــــــــــــــــــــ

جناب آقای خاتمی ، همه مردم چه سیاسیون و چه عوام ، چه اصول گرا و چه اصلاحاتی پذیرفته اند که هر کس نمی تواند سکان اداره یک کشور را در دست بگیرد و یا به عبارتی " کار هر کس نیست خرمن ......... " لذا عاجزانه خواستار حضور مقتدرانه شما در عرصه انتخابات ریاست جمهوری هستیم . ان شاء الله

ـــــــــــــــــــــــــ

تا ما خودمونو عوض نکنیم هیچکی نمی تونه ما رو عوض کنه حالا چه خاتمی بیاد یا... هر کس دیگه![ان الله لایغیر مابقوم....]

مملکت ما از پای خرابه ، چون افکار ما قندیل بسته و خوب کار نمی کنه و فقط منتظر معجزه ای هستیم که یکی بیاد و اجراش کنه [ماجامعه درحال گذارهستیم،یکی ازمختصات جامعه درحال گذارهمین است ،دیگرمختصاتش بی تفاوتی است،خیلی هاسرنوشت خودشان رابه دیگران می سپارندودرانتخابات شرکت نمی کنند]

ـــــــــــــــــــ

سلام. آقای خاتمی یادم هست روزی گفتی «من آن قهرمانی که شما فکر می کنید نیستم» من بعدها معنی حرف آن روز تو را فهمیدم. روزی که فهمیدم فقط خودمان هستیم که سرنوشتمان را رقم می زنیم. من از شما نه بعنوان یک قهرمان بلکه به عنوان یک رهبر فکری می خواهم در انتخابات شرکت کنید.

در صورت ورود سید محمد خاتمی به عرصه انتخابات آتی، حزب اعتدال و توسعه از حضور وی در دو قطبی خاتمی- احمدی‌‏نژاد حمایت خواهد کرد

 غلامعلی دهقان سخنگوی حزب اعتدال و توسعه در گفت‌‏وگو با خبرگزاری ایلنا:اتحاد استراتژیک منتقدان دولت، اجماع روی یک گزینه را امکان‌‏پذیر می‌‏کند. با فرض دوقطبی بودن انتخابات بین خاتمی و احمدی نژاد، خاتمی با رای قابل‌‏توجهی پیروز خواهد شد .

درصورت نیامدن خاتمی «همچنان حزب اعتدال و توسعه به حضور حسن روحانی در انتخابات دهم ریاست جمهوری می‌‏اندیشد»

تاکید علی ربیعی بر ضرورت تعریف جدیدی از امنیت ملی در کشور

مسوول سابق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با اشاره به اینکه مفهوم امنیت در جوامع گوناگون متفاوت است، افزود: امنیت در گذشته به معنای تهدید‌‏های خارجی بود و در دوره‌‏هایی مفهوم اقتصادی و سیاسی در امنیت پدیدار شد. در دوره‌‏هایی نیز بحث رفاه اجتماعی مطرح شد و در دوره‌‏هایی دیگر مسئله امنیت از بعد فرهنگی مورد بحث قرار گرفت. علی ربیعی در گفت‌وگو با ایلنا، ادامه داد: «امروزه، میزان آزادی و ثبات در روابط سیاسی، درخصوص مفهوم امنیت مورد توجه قرار می‌‏گیرد.» این استاد دانشگاه ادامه داد: «نبود رابطه منطقی بین شکل‌‏گیری دولت و ملت‌‏ها، نقطه اصلی تفسیر مفاهیم در جهان سوم است که این کشورها از لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شباهت زیادی به یکدیگر دارند.» ربیعی با بیان اینکه مطالعات امنیتی در ایران مهجور باقی مانده است، گفت:‌ «هم روشنفکران کشور از تبیین این مفهوم اجتناب کرده‌‏اند و هم قدرت مرجع، مفهوم امنیت را به خود برمی‌‏گرداند.» ربیعی با بیان اینکه کشورهای جهان سوم عمدتا به دنبال امنیت ملی هستند،‌ گفت: «مهم این است که مرجع امنیت مشخص شد و معلوم شود که در امنیت ملی چه کسی و کجا ذی‌‏نفع است. معمولا در این کشورها قدرت و رژیم مرجع امنیت هستند و دولت امنیت‌‏ساز گروه‌‏های داخلی است. عمدتا سیاست‌‏های امنیتی در جهان سوم، محافظت از امنیت نخبگان سیاسی است.» وی همچنین یکی از مشکلات بحث امنیت را بازگرداندن مرجع امنیت به خود ارزیابی و عنوان کرد: «‌‏مسئله بی‌‏ثباتی، مسئله بزرگ بسیاری از کشورهاست و باید دید چطور می‌‏توانیم حرکت خود را تنظیم کنیم که در عین ثبات، به تحول برسیم و مفهوم دیگری از امنیت را درک کنیم که راه‌‏حل آن نیز وجود نهادهای واسط است.»این استاد دانشگاه یکی از مسائل جهان سوم را امنیتی کردن پدیده‌‏ها دانست و تاکید کرد:‌ «متاسفانه خود نهادهای مدنی هم همه‌چیز را امنیتی می‌‏کنند.» ربیعی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «مشکل دیگر ما دشمن است، ما بدون دشمن نمی‌‏توانیم زندگی کنیم. این تنها دولت‌‏ها نیستند که دشمن را در همه عوامل دخیل می‌‏دانند بلکه ما نیز بدون دشمن نمی‌‏توانیم زندگی کنیم. دشمن از درون ماست. و ما باید خود و تفکرات‌‏مان را اصلاح کنیم.»  لطفا فرم زیر را پر کنید. فیلد های الزامی با ستاره مشخص شده اند.

همه حرفهای احمدی نژاد  درسفرهای استانی اش...

احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی 24 تیر 1387 تاکید کرده بود که قیمت نفت هرگز پایین‌تر از یکصد دلار نخواهد شد و تا 200 دلار نیز جای رشد دارد. اکنون قیمت نفت به زیر 50 دلار سقوط کرده است...

کارخانه داران برای پیش گیری ازورشکستگی وجلوگیری ازکارگرانشان وام درخواست کرده اند نامه به آنهاداده شده وام پانصدهزارتومانی!بگیرند [معادل حقوق یک ماه دوکارگر]تاکارخانه ورشکست نشود...پیش بینی است دیگه...چندپست قبل دولت پیش بینی ها رانشردادیم.

احمدی نژادمجلس رادررأس امورنمی داند  ! معرفی‌نامه محصولی برای وزارت کشور برخلاف رویه دولت‌های قبل که معاون پارلمانی رئیس‌جمهور نامه معرفی وزرا را به هیات‌رئیسه تقدیم می‌کرد، نامه معرفی محصولی به مجلس فکس شد  و پس از آنکه هیات‌رئیسه از اعلام وصول آن به دلیل عدم‌ارائه اصل نامه خودداری کرد، معاون پارلمانی وزارت کشور (و نه معاون پارلمانی احمدی‌نژاد) نامه را به همراه برنامه‌های وزیر پیشنهادی به مجلس می‌برد.

در غیاب رحیمی، رایزنی با نمایندگان برای جلب آرای اعتماد به محصولی به افرادی چون ایرج ندیمی، مشاور معاون پارلمانی احمدی‌نژاد، سپرده شده

عوض حیدرپور، نماینده شهرضا که  پرداخت رشوه به نمایندگان را در مجلس فاش کرد، معتقد است: «در قضیه عباسی ضعیف‌کشی شد و رحیمی باید از مجلس اخراج می‌شد». حیدرپور می‌گوید: «رحیمی حق دارد که به مجلس نیاید چون نگاه او به مجلس نگاه درستی نیست و تا زمانی که در خود اصلاحاتی را انجام ندهد، شایستگی حضور در پارلمان را ندارد».  

ماهی‌ها دموکرات هستند!

آفتاب یزد28آبان 87:محققان با بررسی رفتارهای اجتماعی ماهی‌ها دریافتند که گونه ای خاص از این جانداران در انتخاب رهبر گروه خود ‌بسیار دقیق هستند.‌ به گفته جانورشناسان، این گروه از ماهی ها با نام Stickleback"‌‌" پیروی از ماهی‌های مسن تر و بزرگتر را نسبت به ‌ماهی‌های جوان تر و ریزتر ترجیح می دهند. نکته قابل توجه در مورد این جانوران این است که این برتری ها با گسترش ‌تعداد گروه و ایجاد یک سری واکنش گروهی افزایش می یابد.‌ این تغییرات بر اساس قوانین ساده ای رخ می دهند. برخی از ماهی ها بهترین انتخاب را زودتر از بقیه گروه انجام داده و ‌برخی دیگر با انتخاب اشتباه، راهی اشتباه را دنبال می‌کنند. باقیمانده ماهی‌ها با ارزیابی تعدادی که به مسیر ‌معینی رفته‌اند از تعداد بیشتر پیروی کرده و راه آنها را ادامه می دهند.‌ بر اساس گزارش ساینس دیلی، این پدیده شباهت بسیاری به جمع آوری آرا در اجتماع انسانها ‌دارد. انسانها در هنگام تصمیم گیری بر سر موضوعی خاص، رای اکثریت را مورد تایید قرار داده و حداقل آرا را ردمی‌کنند که ‌مطالعه بر روی این گونه از جانوران خاص نیز رفتار مشابهی را در پیروی از رای اکثریت در انتخاب رهبر گروه نشان می‌دهد.

 ستون نیم‌نگاه (طنزاعتمادملی)- باز هم کفن‌پوشی در کار نیست!

 

ما صبح روز تعطیل هرچه سرمان را در بالش فشردیم تا بلکم کمی خواب ذخیره کنیم به واسطه فریادهای آقابزرگ اصولگرای‌مان میسور نشد. ایشان از خروس‌خوان <تیلیفون> مبارک را به خدمت گرفته و با برادران همسو به درددل و گلا‌یه و اعتراض مشغول بودند. ما امیدوار بودیم که کفن را از صندوقچه خارج فرمایند و به سمت تجمع اعتراض‌آمیز کفن‌پوشانه‌ای در مقابل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری رهسپار شوند و حداقل دست از هوار کشیدن سر صبحی بردارند اما زهی خیال باطل ما. گذشت دوره‌ای که دستمالی دستمایه به آتش کشیدن دولت اصلا‌حات شود! آقابزرگ از آن سوی منزل فریاد کشیدند که: شما بگیر بخواب. ما خودمان حواسمان به همه‌جا هست. گفتیم: بله می‌دانیم که هست. فقط فرقش این است که آن زمان با مشت‌های گره‌کرده و فریاد‌های بلند، کل دولت و مجلس اصلا‌حات را مجازات می‌فرمودید و زمین و زمان را برای متهم کردن اصلا‌ح‌طلبان و اثبات بی‌ایمانی و براندازی‌شان به هم می‌دوختید اما حالا‌ غیرت مبارک از حد همین اتاق فزون‌تر نمی‌جوشد! ‌ آقابزرگ لنگه گیوه‌ای را به سمت ما پرتاب فرموده و فرمودند: هر دوره‌ای مشی و مرام خاص خود را می‌طلبد. آن زمان ایجاب می‌کرد که در صحنه حاضر باشیم و از پایه‌های ایمان مردم دفاع کنیم. حالا‌ خیال‌مان راحت است که دولت اصولگرا بر مسند قدرت است. فقط ما سر از برخی کارها و حرف‌های جناب مشایی درنمی‌آوریم. گفتیم: ایراد ندارد. همین که اتفاقی در حوزه دولت مسبب اعتراض و ناراحتی مراجع بزرگوار تقلید می‌شود ولی مملکت را به هم نمی‌ریزد و رسانه‌های معزز اصولگرا فریاد وااسلا‌ما سر نمی‌دهند و حکم تکفیر این و آن را صادر نمی‌فرمایند، نشانه کلی تحول است. آقابزرگ فرمودند: همین شما روزنامه‌نگاران زنجیره‌ای بس هستید که به فرموده رئیس‌جمهور و با انگیزه سیاسی با هراقدام دولت مخالفت می‌کنید. لجن‌پراکنی و سیاه‌نمایی و کارشکنی شماها سپاه ابرهه را از کار می‌اندازد. یک عده قلم به دست مافیایی برای مخالفت با دولت شبکه بسیار قوی و پیچیده در اختیار دارند و از اتاق‌های فکر مشخصی خط می‌گیرند اما مردم ایران به فرموده رئیس‌جمهور چنان تودهنی‌ای به شماها خواهند زد که راه خانه خود را هم گم کنید. گفتیم: ‌ای بابا، از دست جناب مشایی شاکی هستید چرا به سمت ما موشک شلیک می‌فرمایید؟ رئیس‌جمهور محترم تودهنی را خطاب به استکبار جهانی و رهبران کاخ سفید فرموده‌اند. به ما چه دخلی دارد؟ فرمودند: خب شماها هم اذناب داخلی و دنباله‌های همان حسین اوباما و دار ودسته شکست خورده قطب دوم استکبار هستید؛ وقتی با آنها نسکافه می‌خورید و برای تخریب دولت اصولگرا نقشه می‌کشید، وقتی مدرک جعل می‌کنید و به وزیر دولت نهم قالب می‌کنید، حالا‌ هم در این داستان تازه مشایی و رفقا هیچ بعید نیست که رد پای شماها پیدا شود. خان‌دایی مستقل ما با یک سنگک تازه وارد بحث شدند: آقا دیر نیست که قیمت این نان برابر یک کاغذ پاره آمریکایی شود. مشکل اصلا‌ مشایی و دوستان نیستند. وزیر محترم کار جناب جهرمی فرموده‌اند که مشکل اصلی اقتصاد کشور را باید در مدیریت جست‌وجو کرد. باراک حسین اوباما هم که آمد اما از طرح تحول خبری نیامد. آقابزرگ فرمودند: پناه بر خدا از این دسته‌گل‌های دسته‌جمعی. پناه بر خدا از اقدامات جناب مشایی! گفتیم: اتفاقا ایشان معتقدند که خدا چیست؟ انسان کیست؟ حقیقت کجاست؟

پیوند ثروت و قدرت خطرناک است

شهید رجایی قصد داشت یکی از سرمایه‌داران و بازاریان بزرگ کشور را به عنوان وزارت بازرگانی انتخاب کند و خطاب به وی گفت: گیر من بحث پول و ثروت تو است و این را به دولت ببخش و بعد از آن وزیر شو؛ آن فرد نیز گفت: دولت‌ها تغییر می‌کنند من این پول را به دولت‌ها نمی‌دهم، بلکه به امام (ره) می‌دهم و زمانی که نزد امام رفتند امام (ره) فرمودند: نه لازم نیست با پولت کار کنی، ولی وزیر نشو.

تنها مخالف جدی صادق محصولی در جلسه رأی که قبولی با تک مادهبود، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه نماینده اسلام‌آباد غرب بود. این عضو فراکسیون اصولگرایان با بیان اینکه شاید آقای احمدی‌نژاد آخر دولت است، مصلحت‌گرا شوند اما ما در ابتدای راه هستیم، باید اصولگرایی را ادامه دهیم، گفت: خطرناک بودن پیوند ثروت و قدرت در همه اندیشه‌ها و افکار و تاکیدات مکرر در نظام جمهوری اسلامی مطرح شده است.

هشدار عدالتخواهان درباره حاکم شدن انجمن حجتیه‌ای‌ها

در پی برخورد قضایی با برخی روحانیون و دانشجویان عدالتخواه، جنبش عدالتخواه دانشجویی به دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر نامه نوشت. در بخشی از این نامه با اشاره به جریان‌هایی که در اوج مبارزات امام با رژیم شاه از «مبارزه با بهائیت، کمونیسم و واردات گوشت یخی» سخن می‌گفتند و با انتقاد از برخورد با آمران و ناهیان به مواردی چون برخورد با دانش‌آموزی در مشهد به جرم درخواست مبارزه با مفاسد اقتصادی و برخورد با طلبه عدالتخواه سیرجانی اشاره شده و آمده: نگرانی ما این جاست که با این شیوه برخوردها این واجب شرعی تعطیل شده و زیاد شدن هزینه انجام این وظیفه دینی به تعطیلی این فریضه یا محدود شدن آن به معلول‌ها منجر شود و به تعبیر امام راحل زمانی چشم باز کنید و ببینید که انجمن حجتیه‌ای‌ها امور را قبضه کرده‌اند و دین عافیت‌طلب و خارج از صحنه و اسلام اشرافیت و ابوسفیان که همان اسلام آمریکایی است، اسلام ناب و دین در صحنه را کنار زده باشد و از دین جز پوسته‌ای با هسته‌ای فاسد و پوک جز مشتی احکام عبادی و معنویت منهای آرمانخواهی و عدالتخواهی و عقلانیت چیزی نمانده باشد.

اختلاف مبنایی دو جناح

مسئله اصلی

در میان دو جریان فکری و سیاسی در ایران امروز یعنی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان ( این دو گروه اکنون به طیف‌های گوناگون[رنگین کمان] تقسیم‌ شده‌اند.)؟ شکل و شیوه اداره این کشور است.هر دو گروه قائل به وجود و ضرورت یک «اراده برتر» برای اداره جامعه و کشور هستند

اما اصلاح‌طلبان به این نتیجه رسیده‌اند که اراده برتر چیزی نیست جز برآیند اراده همه یا اکثریت افراد جامعه

 ولی اصولگریان این را فقط منتسب به «یک شخص یا گروه» می‌دانند.

آزادی

اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هم دغدغه توسعه و استقلال کشور را دارند هم پروای آزادی و عدالت را. آزادی را به سختی به دست می‌آورند اما پاسش نمی‌دارند.

اصلاح طلبان آزادی را دریایی از شیر می‌بیند که همه باید از آن بنوشند

 اصولگرایان از نوشیدن آن وحشت دارد. این گروه آزادی را چون توفانی می‌بیند که باید در و پنجره خانه را به رویش بست اما متوجه نیستند که در بستن به روی توفان باعث شده و می‌شود که توفان در و پنجره و خانه را با هم ببرد!

نظم وقانون

 اصلاح‌طلبان برای ایجاد نظم در کشور و توسعه آن بر «باور عقلانی»- که ناشی از تعقل و تامل و تحلیل امور و تجارب بشری است- تاکید می‌کنند و بر این موضوع اصرار دارند که باید طبق «قانون» و در چارچوب نهادهای قانونی، رفتار کرد. اینان مهم‌ترین شاخصه حکومت بر کشور را حاکمیت و تفوق قانون و نهادهای اجرای قانون می‌دانند، قانونی که در باور و روح و فرهنگ اکثریت ملت ریشه داشته باشد.[امام خمینی:حکومت اسلام حکومت قانون است]

اصولگرایان بر «باور ایمانی‌» اصرار دارند... فرمان موجودیت دولت نه از سوی انسان که ازآسمان صادرشده است ...

اصلاح‌طلبان تمام ارکان حکومتی را ناشی از «اراده ملت» می‌داند و می‌گوید که ملت باید حق احراز تمام مناصب را داشته باشد، بر لزوم مسوولیت‌پذیری و پاسخگویی حاکمان و نقش مردم در جلوگیری از انحراف فرمانروایان تاکید می‌کند و بر ضرورت مشارکت همه ایرانیان در شوراها، گروه‌ها، حزب‌ها و امور مدنی، دولتی و دادرسی اصرار دارد.  

اصولگرایان این باورها و حرف‌ها را لفاظی، کلی‌گویی بیجا، نظریه‌پردازی خیال‌انگیز و بلندپروازی‌های بی‌اساس! می‌شمرد که باید از آن خودداری کرد ...

اصولگرایان می‌گویند نیازهایی که مردم ایران دارند جنبه مذهبی و سپس اقتصادی دارد و استدلال می‌کنند که پایه تشکیل گروه و جامعه نیازهای مذهبی و اقتصادی است و مهم‌ترین انگیزه در تداوم و بقای آن هم، انگیزه‌های مادی و اعتقادی است و در این مورد به برداشتی از مفهوم «عدالت» اشاره دارند.

 اصلاح‌طلبان می‌گویند کشور و جامعه، برای انسان است و انسان دارای حیثیتی فرامادی است و جامعه انسانی نمی‌تواند صرفا دارای خصوصیت‌های مادی و اقتصادی باشد و در این مورد بر مفاهیم فرد، حقوق فردی، عقل و اراده و برداشت‌هایی از مفهوم «آزادی» اشاره دارند. اینان دین را بدون آزادی و اختیار، نمی‌پذیرند و می‌خواهند اجازه ندهند که آزادی، اراده، تفکر، انتخاب فردی و در یک کلمه «فردیت مثبت انسان ایرانی» را از آنان بستانند

اصولگرایان، ملت ما و دیگر ملت‌ها و دولت‌های جهان را بر پایه مخالف یا حامی، یار یا رقیب، دوست یا دشمن طبقه‌بندی می‌کنند، ...

در باور اصلاح‌طلبان، غرب و تجدد و تمدن آن واقعیتی است انسانی و در حال گسترش که ریشه در تاریخ دارد و نفی و انکار ما نه غرب را از میان برمی‌دارد و نه مانع نفوذ و تاثیر جلوه‌های آن می‌شود کما اینکه تاکنون نشده است. اینان در مواجهه با غرب (غرب معرفتی و سیاسی) شیوه «شناخت و گفت‌وگو» را در پیش گرفته‌اند.

بنابراین شکاف میان دو دسته نخبگان و دانایان جامعه ما تنها ناشی از اختلاف سیاسی و منفعتی نیست، بلکه با یکدیگر اختلاف فکری یا «اختلاف در مبنا» دارند ... کارگزاران27آبان - حسن سلامی

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى