زيتون

 

رحیمی گیت(قسمت6)

افشاگری بادامچیان و موضع‌گیری باهنر علیه احمدی‌نژاد در ماجرای کردان

کارگزاران21آبان؛ این‌سو و آن‌سو ؛ دو نفرازآن 45نفرمخالف استیضاح کردان، از فعالان شاخص جناح راست سنتی که در جریان استیضاح کردان از حامیان وی بودند، در دو مطلب جداگانه از مواضع احمدی‌نژاد در این ماجرا انتقاد کردند. در اولین مورد، اسدالله بادامچیان عضو شورای مرکزی موتلفه اسلامی در یادداشتی که در هفته‌نامه «شما» ارگان این حزب منتشر کرده، از ممانعت احمدی‌نژاد از استعفای کردان خبر داد و نوشت: «این بهترین راه‌حل بود و در نهایت آقای کردان تا اندازه زیادی موافقت کرده بود ولی عدم‌رضایت رئیس‌جمهوری وی را بازداشت».

محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس و دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین، هم با انتشار سرمقاله‌ای در آخرین شماره هفته‌نامه جام (ارگان جامعه اسلامی مهندسین) از رویکرد رئیس‌جمهور در قبال استیضاح علی کردان انتقاد کرد. باهنر در این مقاله که با عنوان «درددل قانونی» منتشر شده، نوشته است مدت‌ها بود که می‌خواستم با شما درددل کنم؛ درددل از بابت هر آنچه که از آن تصور داشتم در دولت اصولگرا باید بشود و نشد و درددل از آنچه که نباید انجام می‌شد و شد. زمانی این درددل عقده گلو شد که از کلام شما شنیدم حرف‌های جناب اسفندیار رحیم‌مشایی [مادوست مردم اسرائیل هستیم]حرف‌های دولت اصولگراست و دیگر هیچ نگفتم. ولی اکنون می‌خواهم با شما درددل قانونی داشته باشم بر مبنای تاکید چندساله مقام معظم رهبری بر ضرورت رعایت قانون. شنیدم که شما در ارتباط با دلیل تصمیم خود مبنی بر حضور نیافتن در مجلس برای دفاع از وزیر خود فرمودید: «استیضاح وزرا باید نسبت به عملکرد آنها صورت بگیرد ولی در طرح استیضاح چنین چیزی وجود ندارد و من در جلسه استیضاح ایشان شرکت نمی‌کنم... به عقیده من چیز جدیدی در استیضاح آقای کردان مطرح نشده که نیاز داشته باشد رئیس‌جمهور در آن شرکت کرده و پاسخ دهد... ما مجلس را یار خود می‌دانیم اما این استیضاح را قبول نداریم». و در جای دیگر فرمودید: «عده‌ای می‌خواهند از این طریق دولت را از اکثریت بیندازند و کلیت آن را با مشکل روبه‌رو کنند». باهنر در ادامه این مقاله، عینا اصل 89 قانون اساسی درباره استیضاح وزرا را تکرار کرده و در پایان نوشته است: «درددل من متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود که شاید حداقل چارچوب قانون بتواند درددل ما را به شما برساند».

فراکسیون باهنر در مجلس تشکیل می‌شود (کلیک کنید)

محمدرضا باهنر ، راه خود را از فراکسیون اصولگرایان جدا کرد برکناری علی کردان با استیضاح توسط مجلس به‌رغم مخالفت‌های جدی‌ای که باهنر با این موضوع داشت سبب تشکیل فراکسیون باهنرشده است.

گردنه کردان
گرچه اختلافات میان اعضای فراکسیون اصولگرایان از ابتدای تشکیل مجلس هشتم وجود داشت اما آنچه باهنر را به نتیجه قطعی برای انشعاب از فراکسیون اصولگرایان رساند، مباحث مربوط به پیگیری طرح استیضاح کردان و برکناری او بود.

 

روایت توقف نشر «پرتو سخن[ترجمان"ارگان" مکتب بولتنیسم (دروغگوئی)]»

روان بخش یکی ازسران فرقه مصباحیه است درپست موج سوم ،به اعتقاداوبه نظریه الحق من غلب ودروغ اشاره شدواین هم آفتاب آمددلیل آفتاب:

نویسنده سیدعطاءالله مهاجرانی:آقای روانبخش عضو رایحه خوش‌خدمت[سمپاتها ، حامیان، احمدی نژاد] و سردبیر نشریه پرتو سخن مدت‌هاست که در هر جا و به هر بهانه‌ای یادی از من می‌کند. نمونه آخرش مناظره‌ای است که ایشان با آقای تاج‌زاده (پست موج سوم خاتمی بایدبیاید)داشته‌اند، گفته‌اند: «روانبخش: آقای تاج‌زاده می‌فرمایند ما روزنامه نداریم. من می‌گویم چه کسی جرأت دارد به شما روزنامه ندهد؟ آقای مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات به تنهایی و بدون تشکیل جلسه نشریه پرتو سخن را لغو امتیاز کرد و این تریبون ما را به اتهام درج مقاله‌ای در مورد آقای منتظری و یک طرحی که در آن روزنامه چاپ شده بود و این طرح هم از ماهنامه صبح گرفته شده بود که هیچ ربطی به این مقاله هم نداشت، توقیف کرد. آقایان در زمان شعار جامعه چندصدایی و زنده‌باد مخالف من، این تنها نشریه اصولگرا را بستند. شش ماه تلاش کردیم تا اینکه اثبات کردیم این نشریه تقصیری نداشته است. شما می‌گویید نشریه‌تان را بستند. شما هم این نشریه 20 هزار تیراژی را که در مقابل نشریات آن‌روز شما چیزی نبود، شش ماه تعطیل کردید. ما همان موقع هم که نشریه‌مان را بستند، جنجال راه نینداختیم. گفتیم اشکال ندارد چراکه ملتزم به قانون هستیم. دیوان عدالت اداری بررسی کرد و دید این حکم آقای وزیر خلاف قانون بوده است».(روزنامه کارگزاران 20/آبان/1387 شماره 635) اما حقیقت متفاوت از روایت آقای روانبخش است. نشریه پرتو سخن با چاپ مطلب و کاریکاتور به آیت‌الله منتظری اهانت کرده بود. موضوع در جلسه هیات نظارت مطرح شد و به اتفاق آرا تصمیم گرفته شد که مسئله برای بررسی به دستگاه قضایی ارجاع شود. جناب آقای حجت‌الاسلام و المسلمین نیری به عنوان نماینده دستگاه قضایی در جلسه حضور داشتند. ایشان از شیوه عمل نشریه پرتو سخن به عنوان برافروحتن فتنه یاد کردند. دیگر اعضای هیات نظارت نیز می‌توانند درباره ادعای کذب آقای روانبخش گواهی دهند. صورت جلسه هیات نظارت بایست در آرشیو هیات وجود داشته باشد. مطابق قانون، وزیر نمی‌تواند به تنهایی تصمیم بگیرد و نشریه‌ای را متوقف کند. چه رسد به لغو امتیاز! پیداست این آقای روانبخش تمام شهریه و حقوقی که از حوزه گرفته حرام کرده؛ دست‌کم لازم بود یک بار قانون مطبوعات را می‌خواند و می‌دید که در آن زمان نشریه صرفا برای بررسی به دادگاه ارجاع می‌شد و سخنی از لغو امتیاز مطلقا مطرح نبود. چطور آقای روانبخش چنین موضوع بدیهی را نمی‌دانسته‌اند و در برابر یک تصمیم وزیر به قول خودشان تمکین کرده‌اند؟ شاید آیت‌الله مصباح و شاگرد و نشریه ایشان گمان نمی‌کردند؛ در روزگاری که نسبت به آیت‌الله منتظری [آن شرایط حاکم] بود، هیات نظارت چنان اقدامی را در دفاع از شأن مرجعیت انجام دهد.

 مبانی مکتب بولتنیسم(دروغ)

1-     دروغ گوئی

2-     بی حیائی

درمورد دسیسه های ک گ ب شوروی سابق گفته اند  رئیس جمهوریکی ازکشورهای تأثیرگذارجنبش غیرمتعهدهاواردشوروی شده ابتدا اورا دراتاقی که دوربین گذاری شده ،پذیرائی میکنند یک خانم راباوی همخواب وازمعاشقه آنها فیلم برداری میکنند بعدازموفقیت درفیلم برداری به اومیگویندیابرای شوروی جاسوسی می کنی یافیلمت رادربین مردم کشورت پخش می کنیم.رئیس جمهورمذکورمیگویدفیلم رابدهیدخودم می برم درسینماهای کشورم نمایش میدهم اما برای شما جاسوسی نمیکنم !باهمین جمله آنهاراخلع یدمی نماید.حالا این قصه [مبانی]مش حسین آقای شریعتمداری ازفرقه مصباحیه است هرازچندوقت یکبارطرفداران اسلام امام خمینی اعم ازچپ وراست رامیترساندکه اگرفلان نکنیدبهمان میشود.ولی اومردم ایران رانشناخته ،تصورکرده با 4تانیمه پنهان نوشتن ودیدن پای فیل درشب وگفتن اینکه ستون،تن آن پشت بوم است (داستان مولوی)مردم زال وریزمیشوندوبرای مش حسین آقاجهجه میزنند.

کاش سران احزاب کشورمادربرابرشریعتمداری ها چون آن رئیس جمهورمذکورالبته به سبک خودشان ، میشدند چون شریعتمداری میدانداسلام چنین اجازه نمیدهد لذا سواستفاده میکند وفشار وارد میکند.خیلی مردم ایران مظلوم هستندبایدراهی دربرابراینگونه متحجرین یافت وبانیش به نوششان نیشترزدوزهرشان رابه خودشان برگرداند.البته خداینگونه ناحق گویان رابه بلای کردان مبتلاخواهدکرد . مدیرمسوول  مارگزیدهروزنامه کیهان در سرمقاله 20آبان، بدون اشاره به انتقادات گسترده طیف‌ها و شخصیت‌های مختلف اصولگرا[ومردم] از اقدامات دولت نهم و رئیس آن، مخالفان و منتقدان این سیاست‌ها را «تمام دشمنان تابلودار و بیرونی نظام» نظیر «آمریکا، اروپا، اسرائیل[همونکه مشائی گفته دوستش هستیم واحمدی نژادگفته حرف دولت رازده]، گروهک‌های تروریستی ضدانقلاب، مفسدان اقتصادی، حرام‌‌خواران و برخی از احزاب داخلی که پرونده سیاهی از حمله به ارزش‌های اسلامی و انقلابی[موردنظرفرقه مصباحیه] و همخوانی با قدرت‌های بیرونی دارند» عنوان کرد.

اغفال (دروغ گفتن به)دختران به بهانه استخدام در شرکت وتجاوزبه آنها

آفتاب 21آبان: ماه گذشته دختری با مراجعه به دادسرای 4 رسالت از فردی که در یک ‌شرکت تولیدی کار می کرد به اتهام تجاوز و اخاذی شکایت کرد. دختر جوان در شکایت خود مدعی شد، ماه ‌گذشته با دیدن آگهی استخدام، در این شرکت استخدام شدم.

بعد از مدتی که در این شرکت کار می کردم با زنی به نام سوسن که منشی شرکت بود آشنا شدم." وی که منشی شرکت بود ، پس از مدتی با وعده‌های فریبنده ازجمله ازدواج با یکی از افراد شرکت ‌و سفر به خارج از کشور، مرا اغفال کرد. بعد از این آشنایی و جلب ‌اعتماد، آن نامردمرا مورد تعرض قرار داد و از آن تصاویر غیر اخلاقی تهیه کرد و با تهدید اینکه تصاویر را در سطح شهر ‌پخش خواهد کرد توانست از من پنج میلیون تومان اخاذی کند.

‌سهرابی دادیار شعبه 13 دادسرای رسالت با توجه به حساس بودن موضوع، بلافاصله دستور دستگیری ‌مرد متجاوز را صادر کرد. ‌ماموران در یک عملیات پلیسی موفق شدند، جعفر را در شرکت دستگیر کنند. پس از انتقال ‌متهم به دادسرای ناحیه 4 رسالت، وی به جرم خود اعتراف کرد. ‌‌"جعفر " در بازجویی‌های پلیسی اعتراف کرد که چندین سابقه کیفری دارد و پس از آزادی از زندان نحوه ‌فعالیت خود را تغییر داده و این بار در قالب شرکت‌های صوری در نقاط مختلف تهران و با درج آگهی در ‌روزنامه به اغفال و فریب دختران جوان به بهانه استخدام در شرکت به آزار و اذیت و اخاذی از آنها می ‌پرداخت. ‌گفتنی است، "جعفر" با دستور بازپرس سهرابی روانه زندان شد و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد

فرقه مصباحیه آنقدربه مادروغ گفتندکه خلخالی ال است وبل است که ماتک تک احزاب ایران زمین باورمان شد!!!دهان خودرادراعتراض به بی حیائی های فرقه مصباحیه بستیم.اما امروزمی بینیم معتادان دختران خودرابه آتش میکشند وازسرشب تاصبح کابل بربدن همسرخودمیزنندمااحزاب مانندآن دختر11ساله که بدنش توسط پدرش به بخاری داغ چسبیده وجیک نمی زندجیک نمیزنیم .چه کسی بایدجنبش به راه اندازدتاقضاب به تصمیم درست برسندوبه قضات زنگ بزننداگرمعتادمزاحم شدبعنوان مفسدفی الارض بااوبرخوردکننداگرآمدبچه راببرداطرافیان سریع به 110زنگ بزنندودرصورت تکراربعنوان مفسدفی الارض بااوبرخوردنمایند.اگر110کوتاهی کردیاماننداورژانس یک دقیقه هم تاخیرداشت مؤاخذه نمایندووجدانش رابیدارنمایند.به کشکول 36و37فرازدختران بامعتادان ازدواج نکنندرجوع شود.

آفتاب یزد2آبان78:<صابر34 > ساله،معتاد گفت:همسرم <مهدیه> را ساعت حدودا 12 شب قبل از حادثه، به خـانه‌ مادرم که خالی بود، بردم و با مشت و لگد به جانش افتادم. سپس از ساعت 12 تا صبح او را مورد اصابت ضربات کابل قرار دادم و تمام بدنش را با سیگار سوزاندم. وقتی احساس کردم بیهوش شده است، ترسیدم و او را برداشتم تا به بیمارستان ببرم اما در بین راه وقتی به میدان هفت تیر رسیدم، احساس کردم دیگر نفس نمی‌کشد، به همین خاطر او را در کنار خیابان رها کردم

قاضی شهریاری در این زمینه گفت:هنگام کشف جسد وحضوردرصحنه،هیچ جای سالمی روی بدن مقتول دیده نمی‌شدومشخص بودکه به طرزفجیعی موردشکنجه قرارگرفته است.

دختر11ساله توسط پدرمعتادش 20آبان 87به آتش کشیده شد:

این متهم به قتل در تشریح جنایت اظهار کرد: وقتی به خانه رسیدیم یک گالن چهار لیتری نفت از پشت‌بام خانه برداشتم و شروع به ریختن نفت در راه‌پله‌ها و خانه کردم. بعد به داخل واحد مسکونی آمدم و باقیمانده‌ نفت را روی سر و بدن <سارا> ریختم. سپس بخاری دیواری اتاق را روشن کردم و <سارا> را به بخاری چسباندم. مقاومت زیادی نکرد تا اینکه متوجه شدم بوی دود بلند شد. آنقدر او را کنار بخاری نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله کشید و من در حالی که قسمتی از موهایم سوخته بود، فرار کردم اما تا به خودم بیایم متوجه شدم کل خانه آتش گرفته و همسایه‌ها آتش‌نشانی را خبر کرده‌اند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى