خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
هاشم فردوئى
آرشیو وبلاگ
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
لینک دوستان
آيت الله صانعی
نهاد رهبری
خانواده درمانی
لغتنامه
ابتکار سبز
عاشق شما
سيد بن روح الله(طاووس خمينی)
سيد عطاء الله
آيکا
روزنا"روزنامه اعتمادملی"(صدرالمجاهدين.مهدی کروبی)
امام امت فعلی(اصل ۵قانون اساسی)
شهيد بهشتی
شهيد مطهری
شهيد چمران
دفاع مقدس
شهيد آوينی
مونا
دو هفته نامه موفقيت
سعيده
سايه
اعظم شادکام
بهداشت روان
بازگشت چکاوک
شهيد شريعتی
پروين
شادابی
غذادرمانی دکتر خرسند
روان پرستاری
مهديجونم
تغذيه سالم (زهره)
گلهای مريم
امام خمينی سلام الله عليه
ايسنا(خبرگزاری دانشجويان ايران)
موسسه اطلاعات (روزنامه)
فاطی کوچولو
دوردونه (مهساومهدی)
فهرست دوستان تعامل کننده
فهرست وب های سياسی
محتشمی خانم
زيبا- داستانهای تخيلی
فهرست وب نوشت ها
روان شناسی عمومی /محسن عزيزی
روان شناسی ومشاوره
آ- ری را- شاعران کهن + قرآن
سيد اميرسعيدی
اميد
فرید پور بزرگ
فریبا
روان شناسی هیپنوتیزم -سعید
مژگان
کیانا دختری ازکهکشان
روزنامه کارگزاران
سیدی
منتظر کوچولو
جوادین
ستاره - یار دلنواز
سارا صادقی - شاهدخت سرزمین ابدیت
سارا - دخترمهربون
ازدواج موفق (خواهراندیشمندنسرین ابراهیم زاده)
سفیر آسمان
پژواک(مسعود موسوی)
سحر
قلب یخی - تیده آ
سمیه
مهدی بوترابی - اکران- مدیرپرشین بلاگ
سهراب
محسن(جامعه شناسی)
مرضيه - دلتنگيهاي آدمي
علی
سیده زینب
مریم مولائی
سیدمحمدعلی ابطحی
نگار
هفته نامه شهروندامروز
زیتون (تکریم)وجمشیدخدادادی
عرفان محتشمی پور
سرهنگ نیروهوائی ارتش جمشیدخدادادی(طب قرآنی یاتغذیه درمانی)
روزنامه آفتاب یزد
حنانه
ریحانه
میثم کربلائی
دخترباباش
مرواریدعرفان - مرضیه
فرشیده
خادمین حضرت خدیجه کبری
به رنگ رویا(نگار)
موسسه گفتگوتمدنها(سیدمحمدخاتمی)
محمدصادقی(بخش فرهنگ وهنر گفتگوتمدنها)
برای درخواست نامزدی سیدمحمدخاتمی درانتخابات دهم ریاست جمهوری اینجاراکلیک کنید
یوسف
عارف
هستي عامري
سیدایمان حیاتی
آلاله
وحيده
هلیا
نگار5552003(نگارسوم)
دخترايرونی
مریم پرنیان
خانم دکترشیرین احمد نیا- جامعه شناس
سيدعليرضاشمس نيا
سحرخانم
آموزش گریم وآرایش - سوزی جون
مریم نیوشا- مشاورپوست
پویش (کمپین)دعوت ازخاتمی برای انتخابات دهم ریاست جمهوری
بنیادآزادی- رشد- آبادانی=باران-خاتمی
روح وريحان
آرزو
نسترن - فقط بخاطرتو
الهه مهردل- شب سرگرمی
رها
سیدمحمدرضاهاشمی زاده - شاعر
معاشقه
آموزش تخصصی معاشقه
الهام کاشونی
سحر(شاپرك)
علی کرمی
ناجی دری
نوروزنیوز(حزب مشارکت)
هانیه(گلادیاتور)
تک بانو
مهسا - زنانه
جزیزه دانش
سلامتیران
مجله الکترونیکی مونامه
فاطمه (علمی - زناشوئی- خانه داری)
نسرین پورچیستا
فرشته والمیرا
فروه خانم - دانشجوروان شناسی
مهکامه خانم
سیدمحمدسلامتی
بیولوژی سلولی ومولکولی
اطلاعات زیست شناختی وبیماریها
قالب وبلاگ
اخبار فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
طراحی وب
فروشگاه اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
لینک داغ
«خلافگویی» به مثابه یک «متد»!
نویسنده: احمد پورنجاتی
برای یک انسان شریف، هیچ کاری سختتر و ناهموارتر از خلافگویی و دروغ نیست. تفاوت چندانی ندارد، خواه یک شهروند عادی یا یک مقام مسوول حکومتی؛ مهم آن است که رمقی از «شرافت انسانی» در نهاد او باقی باشد. در این صورت اگر به اشتباه ناخواسته، سخن خلاف یا ادعای گزاف از او صادر شود بیکمترین توجیه و لجبازی و ادا اصول آن را میپذیرد و اصلاح میکند و حتی پوزش میخواهد و اگر آگاهانه اما از سر ناچاری و به هر توجیه و دلیل، قصد خلافگویی داشته باشد، همان یک «رمق شرافت» کار دستش میدهد، رنگ رخسارش دگرگون میشود، پیشانیاش را عرق سرد خیس میکند، بزاق دهانش همچون کبریت، خشک میشود و سرانجام: یا از خلافگویی پرهیز میکند یا بهقدری ناشیانه و آشکار دروغ میگوید که حتی باور کودکانهترین ذهنها را نیز برنمیانگیزد. چهبسا در این مرحله، به شرط آنکه زور همان «یک رمق شرافت» بر «سپاه توجیه و لجاجت» بچربد، «دروغگویی آماتور» از شر ناخوشایند تکرار خلافگویی و اعتیاد به آن و سرانجام از تبدیل شدن به یک «دروغگوی حرفهای» رهایی خواهد یافت. پس، باید مراقب نخستین وسوسههای خلافگویی باشیم، که گاه ممکن است در شکل و شمایل بسیار موجه جلوهگر شوند!خلافگویی یک شهروند عادی، خواه از نوع «آماتوری یا حرفهای» میدان اثر محدود و معینی دارد و پیامدهای آن هرچند ناپسند و نفرتانگیز و در عرصه تحکیم روابط اجتماعی زیانبخش است اما به هر حال نقش چندانی در هنجارسازی دروغ ندارد. دروغ یک شخص عادی همواره ناهنجاری تلقی میشود. اما اگر «خلافگویی» به مثابه یک «متد» در مناسبات ردههای گوناگون مدیریت جامعه و متولیان و مسوولان کشور بهگونهای تکرارشونده، بیپروا، با خونسردی تمام و حتی از موضعی حقبهجانب و داعیهدار، رایج گردد. دیرزمانی نخواهد گذشت که هم «دروغگویی» به نوعی «هنجار» اجتماعی تلقی میشود و هم «راستگویی» بهویژه از سوی حاکمان، باورپذیری چندانی نخواهد داشت!تکرار پیاپی خلافگویی یا وارونه ساختن واقعیت و حتی کتمان همه یا بخشی از آن، در حالی که حقیقت مطلب برای شهروندان دستیافتنی و ملموس است، تنها به بیاعتمادی مردم نسبت به مسوولان و متولیان خلاصه نمیشود، تنها به خدشهدار شدن اعتبار کلیت حاکمیت و حتی نظام نمیانجامد. از همه اینها مهمتر و زیانبارتر، به نهادینهشدن «دروغ» یا «حقیقتپوشانی» در اخلاق و رفتار جامعه کمک میکند. اگر «دروغ» و خلافگویی یک شخص عادی، در آموزههای دینی به عنوان «گناه کبیره» معرفی شده و اگر دروغگو را دشمن خداوند شمردهاند و اگر در بیان پیشوایان دین آمده است که «مومن هیچگاه دروغ نمیگوید»، پس تکلیف آن کسی که در موضع مسوولیت اجتماعی مرتکب خلافگویی میشود روشن است. هرچه رده مسوولیت بالاتر، حساسیت افزونتر، پیامدهای زیانبار دروغ، گستردهتر و عمیقتر! به باور این قلم، در برابر ناتوانی و ناکارآمدی و حتی بیتدبیری یک مقام مسوول میتوان به شیوه صبر و مدارا برخورد کرد و به انتظار اصلاح و تقویت و جبران مافات روزگار گذارند اما نسبت به «آفت خلافگویی اعتیادگونه» یک مدیر حکومتی نباید کمترین روا داری و بیاعتنایی را جایز شمرد. بدون آنکه بخواهیم در مورد نظامهای سیاسی مدرن و به اصطلاح لیبرال دموکراسی در غرب، از موضع ارزشی داوری کنم اما باید این ویژگی ستایشبرانگیز در بسیاری از نظامهای یاد شده را به خاطر آوریم که با «دروغ» و خلافگویی مسوولان سیاسی و مدیران و رهبران جامعه، همچون یک شاخص تخطیناپذیر و خط قرمز صلاحیت، برخورد میشود. در ماجرای واترگیت، ریچارد نیکسون، رئیسجمهوری اسبق آمریکا بیش از آنکه به خاطر اصل موضوع مورد سرزنش نظام سیاسی و حقوقی آمریکا قرار گیرد، تاوان خلافگویی خویش را داد و ناگزیر شد دوره ریاستجمهوری خود را ناتمام واگذارد. در ماجرای پرونده اخلاقی کلینتون نیز آنچه غیرقابل گذشت تلقی شده خلافگویی او بود که به پوزشخواهی انجامید. اینک به اوضاع و احوال پیرامون خود بنگیرد. آیا هیچ نمونهای از «خلافگویی» و وارونهسازی واقعیت و پنهانکاری حقیقت، در گفتار متولیان کشور در ردههای گوناگون مشاهده نمیکنید؟
کاش بیدرنگ و قاطع، پاسخ این بود که: «هرگز»! حتی یک مورد. اما وقتی مشاهده میکنیم که هر روز در مورد مهمترین شاخصهای وضعیت اداره کشور از نرخ رشد تورم گرفته تا نرخ بیکاری یا اشتغال و نیز میزان موجودی ذخیره ارزی یا ارقام مربوط به سرمایهگذاری خارجی در سالهای اخیر و بسیاری موارد مهم دیگر، آمار و اعداد خلافواقع که حتی با آنچه دستگاههای رسمی و مسوول ارائه دادهاند مغایرت دارد، با آب و تاب و گاه تعریض نسبت به انتقادکنندگان، ارائه میشود، در مصاحبههای تشریفاتی و رسمی گاه ادعاهایی فاقد هرگونه سند و بیواهمه از پیامدهای ناگوار آن در جامعه [توسط احمدی نژاد وبرخی وزرایش ]مطرح میگردد که هیچ نتیجهای جز بیاعتمادی مردم و حیرت کارشناسان ندارد، آیا باز هم انتظار داریم پاسخ افکار عمومی به آن پرسش منفی باشد؟! سوگمندانه باید اعتراف کنیم که در سالهای اخیر، خلافگویی برخی مسوولان بهویژه در دورههای مهم اداره کشور، گویی به مثابه یک «متد» برای اقناع افکار عمومی و یا برای گریز از چنبره انتقاد کارشناسان و اهل فن، مورد استفاده فراوان قرار گرفته است.
قضیه «مدرک تحصیلی جعلی» وزیر کشور دولت نهم که مدتی است همچون «آینه دق» موجب حیرت و رنجش و پرسش افکار عمومی در داخل و ابزار تبلیغات سیاسی علیه نظام در رسانههای بیرونی شده، با همه اهمیت و بزرگی ابعاد فاجعه، تنها یک نمونه کوچک از این آفت خلافگویی متولیان به شمار میرود. خونسردی و بیپروایی و اعتمادبهنفس برخی خلافگویان دولتی حسرتانگیز است! به باور این قلم، برای صیانت از حیثیت و اعتبار نظام سیاسی کشور و از آن بالاتر برای دفاع از شرافت ایران و ایرانی باید برای مقابله با آفت دامنگستر «خلافگویی» در عرصه مدیریت کشور و جلوگیری از نهادینهشدن عنصر «دروغ» به مثابه یک «متد» برای اقناع افکاری عمومی و با هدف ادامه حضور در قدرت، چارهای کارساز دست و پا کرد. آیا هیچ نهاد فرادست و مستقل به منظور «حقیقتسنجی» اظهارت مسوولان کشور و واکنش قانونی نسبت به خلافگوییهای احتمالی آنان وجود دارد؟ اگر به چنین نهادی به مثابه یک ضرورت فوری نیازمندیم که گمان این قلم همین است. پس چرا معطلیم؟! البته رسانهها بهویژه مطبوعات مستقل، در غیاب یک رسانه ملی بیطرف، مسوولیت خطیری دارند.
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى