زيتون

 

تنوع = شادابی

تنوع = شادابی

 

 

  پيغمبر: خدا هيچ نعمتی را بين مردم تقسيم نكرده كه ارزشش بيشتر ازعقل باشد.

عقل زنان دركجاست؟ 

اميرالمؤمنين ، حيدر:

عقول النساء فی جمالهن(عقل زنان درزيبائی آنهاست)

وزيبائی مردها دركجاست؟ جمال الرجال فی عقولهم. زيبائی مردهادرعقلشان است.

آری مردها بايد با بكارگيری فكرشان طبع خانواده اشان را بشناسند ومواد غذائی كه می خرند مديريت نمايند. چون مديريت كردن غذا اساس زيبائی و فكر است . زنان به علت دوره ماهانه وكودكان وجوانان به علت رشد دچاركم خونی می شوند وعصبی می گردند وبا افت فشار وقند خون ويتامين ب دربدن آنها جذب نمی گردد كه قوزبالاقوز می شود چناچه مرد عقلش را به كارنگيرد ومطابق طبع وبراساس نيازمندی بدن مواد غذائی تهيه نكند آن خانواده عصبی هستند دريك كلام مرد بايد عقل معيشت داشته باشد .

وزن بايد هرروزش متفاوت از روز قبلش باشد متنوع باشد . خودش ، غذاهايش، رقصش ، لباس داخل منزلش ولباس خوابش ، كلامهای عاشقانه اش ، لبخندش وهمه چيزش! واين زمانی‌ مقدوراست كه فشارخون (12)وقند خونش(115-90) تنظيم باشد 

يكی از روش های سرزندگی در زندگی زناشوئی در رفتارشناسی ، تنوع در رفتار است چون رفتارهای تكراری ويك شكل موجب خستگی وكسلی وباعث ايرادگيری بيهوده زن وشوهرازهم می گردد تنوع باعث شادابی وسلامتی می شود.

گردش درشهرها وروستاها و تفريح در بوستانها يكی از راه های تنوع است اما بدليل فرصت گيری وهزينه بری امكان مداوم اين دو روش حتی المقدوراست ونتيجه آن قليل می باشد.

اما تنوع در غذا ولباس داخل منزل بخصوص برای خانم ها وتماس ها وديدوبازديدهای روزانه وپوزيشن های آميزشی هركدام سبب نشاط روزانه وسرزندگی وشادابی می گردد.

برای غذا بايد برنامه سه روزه داشت وهرسه روز يكبار يك غذا را تكرار كرد مثلا شنبه نهار چلوخورشت قيمه وسه شنبه نهارتكرار آن وهكذا.در حديث ازامام معصوم اول است كه دو وعده غذا يكسان نباشد واز امام معصوم ششم است كه يك روز گوشت ، يك روز شير ويك روزغذای ديگر استفاده شود.

تنوع درلباس داخل منزل خانم ها ازهمين چرخه بهره می گيرد برنامه هفتگی لباس درهفت روز هفت رنگ دامن وهفت رنگ زيرپوش يا تاب يا ...از خوش رنگ ترين رنگها مثل زيرپوش سفيد با دامن بنفش كه تناسب داشته باشند يارنگهای زرد – نارنجی – سبز – آبی – صورتی – ارغوانی – وساير رنگهای روشن ديگر كه چشم شوهر راخسته نكند.خانم هائی كه درمنزل مجبور به استفاده از شلواربه جای دامن هستند به همين نحو هفت رنگ شلوار، زيرا مكانيسم به آرامش رسيدن مردها چشم آنها است كه پوشيدن لباس زيبا وخوش رنگ خستگی آنها را برطرف می نمايد.

تنوع در معاشقه ولذت جوئی وآميزش نيز چنين است سبب نشاط وسرزنده بودن همسران می گردد، پوزيشن های آميزشی ازقسمت دوم كتاب ازدواج شهيد دكترسيد رضا پاك نژاد ووب نوشت خانواده درماني چنين است:

خوابيده – نشته – ايستاده كه هريك برای به ارگاسم رسيدن زن يا مرد مورد استفاده قرار می گيرد مثلا خانم ها در پوزيش های مرد به پشت وزن بالا بهتر به ارگاسم می رسند كه امروزه مشكل بيش از 50% خانم ها مشكل نرسيدن به ارگاسم ودرنتيجه تجمع خون درلگن وكمردرد عصبی است.

1- زن به پشت خوابيده مرد بالا وسط پايش يا پاهای مرد به دوطرف بيرون پايش وپاها به هم قفل يا پاهای زن روی سينه خودش ياپاها توبغل مرد يا به كمرمرد يا مرد روی پاهای اونشسته.

 2-     مرد به پشت خوابيده زن بالانشته

 3-     هردوبه پهلو روبرو ضربدری يا مرد به پهلو وزن به پشت ضربدری

 4-     هردو به پهلو پشت زن به مرد ضربدری

 5-     زن نيم سجده مرد دوزانو

 6-     مرد نشته زن بالانشته روبرو هم يا پشت زن به مرد چه روی زمين چه صندلی ولم دادن به عقب وتماس بدن آنها به هم

 7-     مرد به پشت خوابيده زن بالا نشته ،پشت به مرد يا به پشت روی مردخوابيده

 8-     مرد دوزانو ، زن نشته روبرومرد پا به كمر مرد

 9-     زن ايستاده با خم 90درجه

 10- مرد ايستاده زن دربغل او پا به كمرش

 11- زن به پهلو،  مرد روی يك پای اونشته ويك پايش در بغل مرد

 12-  مرد به پشت خوابيده زن بالا نيم رخ به مرد

 13- مردبه پشت خوابيده زن بالا نشته دستها به زمين تكيه داده شده

 14- مرد نشته زن به شكم روی پايش می خوابد

 15-  زن به شكم خوابيده متكی زير شكمش

 16- زن به پشت خوابيده مرد روبرويش نشته پاهای زن به شانه های مرد

 17- زن به پشت خوابيده متكی زيرسر وباسنش وپاها بالا

 18- زن به پشت خوابيده ومرد روبرو نشته پاها وباسن زن بالابه شانه های مرد

 19- مرد وزن ايستاه يك پای زن بالا ودرحال ايستاده يا زن روی تخت چهاردست وپا ومرد ايستاده ويا زن روی لب تخت ومرد  ايستاده.[به جدول وب نوشت خانواده درمانی‌ رجوع شود]

 ضمنا محل سكس (مقاربت) می تواند متفاوت باشد وهردفعه دريك محل مثلا اتاق خواب ، بهارخواب در هوای مساعد ، درنقاط مختلف منزل درصورت امكان صورت گيرد

 تمام نكات وريزه كاری های مذكور در تغيير روحيه ورفع كسلی وبدست آوردن شادابی وعلاقه بيشترزن وشوهر به هم مؤثر است

 عرضه تن زن به شوهرش (تمكين) = شكار قلب شوهرش 

غذاهائی كه سبب ازدياد ميل جنسی می گردد:

پيغمبر :

گوشت با تخم مرغ – خرما – پياز – حنابستن – عطرطبيعی زدن.

امام معصوم ششم:

پنير (البته شام باگردونه صبحانه كه مضراست) – سبزی كاسنی (برگ سبزآن)  - گوشت وشير (شيرمحلی سالم گاو علفخوار) – بادمجان درفصل خرماپزان - هويج – خربزه  - پياز– نمك بامرزه – پوشيدن كفش زرد نه سياه كه ازكشش جنسی می كاهد.

 امام معصوم هفتم :

 هويج

امام معصوم هشتم:

انار – تخم مرغ (محلی ) با پياز – بـــــــــــــــــــه .

مواد غذائی مذكور حاوی باز وهمچنين ويتامين ب وث وآ هستند.

روش های معاشقه وآماده سازی وآموزش لب گرفتن :

درآغوش هم بودن

بوسيدن

بازی تناسلی زن با شوهر وشوهر بازن كه هر دوطرف را آماده سكس باهم می نمايد.

ماساژ بدن هم

نوازش موهای زن 

معاشقه علمی(دانش سكسلوژی) كپی از اينترنت وويرايش شده

حدود ساعت 9:30 بود كه زنگ خونه به صدا در اومد خود نامزدعقد بسته ام بود هنوز درو نبسته پريد تو بغلم محكم همو بوسيديم

همينطور كه تو بغلم بود بردمش تو اتاقم و خوابوندمش رو تختم و لباشو مكيدم. لبای خيلی نرمو نازی داشت خيلی هم خوشمزه بود .

ايستادم ، كمی پريد توبغلم وپاهاشو به كمرم قفل كرد وسپس  تو آغوشم روی فرش دراز كشيديم آروم لباشو گذاشت رو لبام و با زبونش سرتاسر لبامو خيس كرد بوی خوبی می داد رفتم لبشو بخورم با خنده گفت چته لبامو می خوای مثل آلوسياه كنی؟

 از حالتش فهميدم كه می خواد آموزش لب گرفتن ، يادم بده. لباشو آروم به لبام مماس كرد و بوسه های ريز می كرد! حدود ده دقيقه لبامو بوسيد بوسه هاش محكم تر شده بود لبامو خيلی نرم و دوست داشتنی می خورد زبونشو كرد تو دهانم به زبون و دندونام می كشيد خيلی خوشم می اومد، منم تا يك فرصت بهم می داد براش همين كارو می كردم لبامونو غنچه ميكرديم وبا نوك زبان داخل وخارج ميكرديم .من درحديث از امام معصوم خوانده بودم كه «دوشيزه رحمی جمع ودهانی خوش طعم دارد»امام تجربه نكرده بودم.چه لذتی داشت! حسابی زبونشومكيدم و اون حسابی با آلتم بازی می كرد ولذت می برد تا خسته شديم آمديم داخل پذيرائی همديگر را درآغوش كشيديم وبه هم پيچيديم واز اينور تا آنورش باهم می غلطيديم خدای من چه شهدی داشت شيرين تر ازعسل!غرق عرق شده بوديم ،عرقی كه ميگن ميل جنسی زنو تحريك ميكنه . علائم حياتی بدنمون خيلی بالا رفته بود ونبضو وتعداد تنفسو وفشار خونو ودمای بدنمون به شدت بالا رفته بود.

 من واون هميشه با وضو هستيم ودرذهنمون بود كه با وضو وارد معاشقه بشيم ، همينطور كه مشغول بوديم دست راستمو گذاشتم رو سينش و آروم آروم ماليدم نفسش تند شده بود گرمای بدنشو حس مي كردم. تازه يادم افتاد روسري زرد براقشو هنوز بر نداشتم گفتم چرا روسريتو بر نداشتي با صدای لرزون كه معلوم بود از حشري شدنه گفت مگه تو امان دادي!! گره روسريشو باز كردم موهاي مشكي بلند خيلي دلنشين بود يك كم با موهاش  بازي كردم بعد همينجور كه مشغول لب گرفتن بودم دگمه هاشو باز كردم و پيراهن شو در آوردم يك زيرپوش ركابی بنفش با يك دامن كوتاه به رنگ يشمی با گلهای زيبا كه تا بالاي زانوهاش بود پوشيده بود يك سوتين شيري رنگ بسته بود سوتينشو باز كردم باورم نميشد بدنشم مثل صورتش نازو سفيد بود خيلي خوشگل تر از اونی كه تصورش رو می كردم شروع به ليسيدن گردنش كردم گرمای لطيفی داشت و لذتو تو نگاش مي ديدم زبونمو محكم با نفساش تو دهانش مي كشيد نفس هر دومون تند شده بود فكر نمی كردم لب گرفتن تا اين حد موثر باشه ، لبامو نزديك سينه هاش بردم چشاشو بسته بود و نفس نفس مي زد ولباموروی نوک سينش كه سيخ شده بود گذاشتم وبازبون بازی ميکردم نوك سينشوابتدا كمی ليس زدم وبعد تا وسط سينشوليس زدم بدنش مثل کوره داغ بودوقلبش مثل قلب گنجشک وهمونطورليس زدم اومدم پايين تا به نافش زبونموتوی نافش می چرخوندم بعد محكم سينشومكيدم بش گفتم دوست دارم عزيزم! وقربان صدقه اش رفتم وقتی من حرف ميزدم او چشاشو می بست ونفساش تبديل به ناله شد !

 گفتم دردت مي ياد؟

 گفت نمي دوني چه لذتي داره انگار آدم تو ابرا راه ميره ! انگار تو قلبت هستم.خيلی آهنگ اوف اوفهاش وناله هاش برام مست كننده بود خيلی دلپذيربود خيلی برفعاليتم افزوده بود .  

دستمو گذاشتم روي پاهاش ومالوندم و نازش نوازش كردم پاهاشوجمع كرد نگاش كردم خجالت كشيده بود تا چشامو ديد يك خنده شيطنت آميز كرد و پاهاشو كاملا باز كرد شروع به ماليدن ران هاش كردم يك لحظه احساس كردم خدا چيزی نرم ولطيف تراز اونها خلق نكرده ودستمو بصورت مواج وآرام وآرامتربر  بروترهای عضلانی دوطرف مهبل كه به سطح استخوانها می چسبد به لرزه درآوردم نفسش ديگه بالا نمي اومد يك كم صبر كردم يك شرت زرد باخالهای مشكی پا كرده بود شرتش خيس خيس شده بود بوي خوبي مي داد يك نگاش كردم چشاش بسته بود فهميدم مشكلي نيست دستمو كردم تو شرتش خيس بود  شرتشو در آوردم چوچولشو پيدا نمي كردم خودش با دست كمكم كرد تا زبونمو روش گذاشتم صداي آه و نالش در اومد بعد چوچولشو ماليدم ديگه نزديك بود فرياد بزنه ديدم نشست گفت ديگه نوبت منه يك لب گرفت و خوابوندم رو تخت همه لباسامو در آورد و شرتمو كشيد پايين  با آلتم بازی كرد بهش گفتم اينا رو هم تو دانشگاه يادتون دادند گفت نخير اگر اينا رو حسابي ياد نگيری ديگه زنت باهات ارضا نميشه! گفت دراينترنت خوانده ام كه هيچ معاشقه ای به اندازه ماليدن آلت همسر زن را به ارگاسم نزديك نمی كند (به وب نوشت شادابی«لينك است» رجوع شود)

بعدگفت بخورم ؟ گفتم اگه دوست داري !

گفت نمی دونم دوست دارم يا نه ولی چون خودتو دوست دارم امتحان مي كنم .اول شكل اونو ببينم ، ديد ومثل نديد بديدها تومشتش گرفت وبه آن خيره شد كانه درحال اوج گرفتن تو آسمونا بود ، يك دفعه همه آلتمو گذاشت تو دهنش گفت تا حالا چيز به اين خوشمزگي نچشيده بودم من ديگه تو حال خودم نبودم شروع به ميك زدن كرد كاملا همشو با آب دهنش خيس كرده بود و با دست زيرشو می كشيد وزبان زير سرآن می كشيد با كنجكاوی بهش نگاه ميكرد وحشفه را می كرد داخل دهانشو وبيرون می آورد و لذت مي برد حدود نيم ساعتی بود كه مشغول بوديم ولی نمي خواستم به اين زودی تموم بشه همينجور كه مشغول بود خوابوندمش رو تخت پاهاشو تا ميشد باز كردم چوچولش يك كم بالا اومده بود سوراخ تنگي داشت آدم لذت ميبرد فقط نگاش كنه زبونمو بردم جلو شروع به ليسيدنش كردم رونای پاش می ارزيد زبونمو به همه جاش كشيدم و تا می تونستم فشار می دادم ، دستشو آورد جلو گذاشت روش و يك كم مالوند .

گفت ديگه جون تو بدنم باقی نمونده براي بار دوم حسابي خيس شده بود آب ازش مي چكيد ديگه طاقت خودمم تموم شده بود نشست و شروع به خوردن آلتم كرد هنوز چند دقيقه نشده بود كه ديگه منيم داشت گفت صبركن خوابيد به پشت ومن از رو لای پاش گذاشتم محكم پاهاشو جمع كرد وبا لبه های مهبلش آلتمو فشار داد وبا دست های نرم وگرمو ولطيفش دستشو گذاشت روی مهره های كمرم وماساژداد حالت انزال كه داشتم برگشت وحدود 20 دقيقه لای پاش ميكردمو ودرمی آوردم تا اينكه آبم داشت  خارج ميشد بهش گفتم كجا بريزم گفت روي سينه هام ديگه نفس هر دومون تند شده بود

خوابيد يكدفعه همه منيمو ريختم رو سينه هاش كاملا بي حس شده بود با دست شروع به ماليدن مني ها رو سينش كرد بعدم ازم خواست كه همينجوري روش بخوابم حدود يك ربع همينطور روي هم خوابيديم بعد او برعكس روی سينه من دراز كشيد من چوچوله او را ليس می زدم واو آلت مرا می ليسيد ومی مكيد(به وبلاگ خانواده درمانی رجوع شود * لينك است) ساعت حدوداي 12 ظهر بود گفت از ضعف بدنم دارد مورمورو گزگزميشم .

كمكش كردم تا لباسشو پوشيد يك لب ديگه ازش گرفتم و رفت. خيلي لذت بخش بود فكر نمي كردم اينقدر كيف داشته باشه.

احساس ضعف ميكردم يك غذاي حسابي خوردم و بعدم غسل كردم و شروع به درس خوندن كردم خيلي تو روحيه ام تاثير گذاشته بود از يك مسافرت يك ماه هم لذت بخش تر بود دفعه بعد من درمنزل آنها بودم تودوره ماهانه بود پس از آنكه آماده معاشقه شديم ويك اورال سكس كامل داشتيم، دهانی ، روی سينه اش نشستم وبا آلتم بازی می كرد وزبان زيرسرآن می كشيدوازليسيدن لذت می برد ومی مكيد من هم لاله گوششو ولبها وگردن وسينه هاوسطح زيربازوها يش را ليس وميك می زدم ومی مالوندم پشت گردنشو تا جون داشتم مالوندم پشت پاهاشوبه همين صورت وكف پاشو غلغلك ميدادم .حسابی همديگروماساژ داديم ، تمام نقاط تحريك پذيرشو مالوندم خيلی حشری شده بود از پشت چهار دست و پا روي تخت نشست و از من خواست از پشت نزديكی كنيم ويك  آنال سكس داشته باشيم چون مرجعی كه ازاوتقليد میكنيم اين كار را در زمانی كه زن در دوره است وممكن است اگر مرد خودش را تخليه نكند به گناه بيفتد به خاطرترس از گناه حرام ندانسته اينكار را بطوريكه به او آسيبی نرسد انجام داديم ومثل دفعه قبل خيلی خوش بمون گذشت الان 6ماه ازعقد ما ميگذرد به تمام روشهای لذت بردن عادت كرده ايم وتجربه هامون فراوان شده درزمان سندرم ماقبل قاعدگی دست زدن به سينهاش برامون جهنم است گاهی دست زدن به بظرش براش لذت ندارد اما وقتی با آلت نعوظ يافته محكم به اون ميمالم به اوج لذت ميرسد اگر اونو به اوج لذت نرسونم به دليل خون كه به دليل نعوظ در اعضاء تناسلی اش جمع شده دچاركمردرد ميشود ونعوظ همين تجمع خون درآلت تناسلی مرد ولبه های مهبل وبظرزن است . وقتی باهم هستيم آنقدر غرق لذت ميشويم كه ازحال می رويم وقتی خوابمان ميگيرد اون نونوهايش را دردهان من ميگذارد وبا اينكار با هم درابرها پرواز ميكنيم . اگر دخترا بدونند كه اين كار چقدرلذت داره ، يك ساعتم معاشقه را  به بالاترين مدرك تحصيلی ترجيح نميدن ،چون عقد بستن ومعاشقه مانع دريافت مدرك نيست. خانمی ميگه كاش اون روزيكه 16سالم بودم اومده بودي عشقم ميشدي .افسوس كه اين چند سالو بدون لذت بردن ازدست دادم . خيلي چيزا متوجه شديم كه ای كاش زودتر ... الان روش تحريك نقطه جي راميدونيم . پوزيشن ها يا وضعيت های نزديكی وتمام مسائل زناشوئي وسكسلوژی را با مطالعه وب نوشت شادابي وخانواده درمانی دراينترنت آموزش ديده ايم كه خيلي به ما خوش ميگذرد.مدتی ديگر شب زفاف ماست. كتاب ازدواج مكتب انسان سازی شهيد سيد رضا پاكنژاد قسمت دومش خيلي دراين زمينه به ما كمك كرد.دراينترنت خيلي دنبال آموزشهاي تصويري گشتيم اما تمام اينگونه پايگاه ها و وب نوشتها فيلتر شده اند فقط خيلي وقت تلف كرديم ونتيجه نگرفتيم حتی آنهائی كه آموزش بوسه وبوسيدن وآموزش لب گرفتن هم داشته اند فيلتر شده اند. چون امروزه دردنيا بيماري زودانزالي آقايون وبيماري سردمزاجي خانم هارتبه اول بيماری هاست ورتبه دوم ديابت است آموزش های زناشوئي ونزديكی ومقاربت وتقويت قوه باه خيلی موثراست .اااااا

معاشقه 2برگرفته ازوب نوشت پروين وباسازی شده 

شب بود

و هوا هم خيلي خوب بود! تو چله تابستون،‌ باد خنک شبانه کوهستان گونه هاشو نوازش ميکرد

موهاي آشفتشو با دستهاش آروم کرد و شيشه اتومبيلش رو بالا کشيد که به عشق بازي باد و موهاي همسفرش خاتمه بده

براي اولين بار بود که با هم همسفر شده بودن

پسرک نيم نگاهي به نامزد عقد بسته اش که کنارش رو صندلي کمک راننده نشسته بود انداخت

چشماي قشنگشو بسته بود و تابش مهتاب روي صورت لطيفش اونو شبيه پري شهر قصه ها کرده بود

لبخند زيبايي روي لبهاي خوش ترکيبش نشسته بود که حاکي از رضايت و آرامش اون بود

به سختي چشماي بي قرارش رو از صورت معشوقش گرفت و به جاده دوخت

حالا ديگه تقريبا به مقصد رسيده بودند

با ايستادن ماشين دخترک چشم عسلي هم چشماشو باز کرد و متوجه پايان عمر کوتاه سفر شد

ـ پاشو! پاشو عروسک قشنگ من

ـ پاشو دلبرکم که امشبي را که در آنيم غنيمت شمريم!

دخترک لبخندي زد و از ماشين پياده شد و با هم وارد ويلا شدن

امشب اولين شب با هم بودنشون بود

اولين شبي که تا صبح با هم بودن و اين هميشه بزرگترين آرزوي اونا بود

چند وقتي بود که براي با هم بودن با خانوادهاشون مي جنگيدن و بعد از کلي جار و جنجال به نتيجه رسيده بودند

دخترک مانتو و روسريشو در مياره و ميره کنار پنجره! با اون هيکل ظريف و لوندي که داره کنار پنجره اي رو به کوهاي بلند که مهتاب سعي در داخل آمدن داره چقدر هوس انگيز به نظر مي رسه

و پسرک از پشت، تمام اندام عشقش رو بادقت بررسي ميکنه و قند توي دلش آب ميشه که بالاخره به مرادش رسيده

آروم نزديک دخترک ميشه و دستاشو دور کمرش حلقه ميکنه و در گوشش ميگه

تو منو ديوونه خودت کردي فرشته ناجي من! عروسک من!‌ ماه من!‌ عشق من! همه زندگي من

به اندازه تمام ستارهايي که امشب تو آسمونه دوستت دارم عزيزم

و گونه هاي دخترک را مي بوسد ولب می گيره وچشاشو می بوسد وگردنشو ليس می زنه وموهاشو نوازش می كنه

دخترک هم بر مي گرده ومی ره توبغلش و دستهاشو به گردن پسرک آويز مي کنه وپاهاشو به كمرش می زنه و مجنون روياهاشو کاملا در آغوش مي گيره و ميگه: منم همينطور! خيلي دوستت دارم

و آروم آروم ميرن رو تخت خواب و آماده ميشن تا به دور از هر حصار و مانعي سلولهاي بدن همديگه رو لمس و عطر تنشون رو با تمام وجود حس کنن

ناگهان دخترک انگار که چيزي به يادش امده باشه از رختخواب بلند ميشه و دوباره ميره کنار پنجره

دستي به موهاي خرمايي بلندش که روي سينه هاشو پوشونده ميکشه و با کمي اضطراب ميگه

من ميترسم عزيزم! دلم شور ميزنه اگر حامله بشم توفرهنگ ما توهينه

پسرک که انتظار همچين حرکتي رو از دخترک نداشت بلند ميشه با همون لحن آروم ميگه

نترس خوشگلکم! برگرد به رختخواب! معجزه عشق همه چيزو درست ميکنه و من و تو تبديل به ما شديم

امشب دريچه اي جديد به رومون باز ميشه

نور مهتاب زيبايي خاصي به چشمان پسرک داده! چند ثانيه اي به چشمان هم خيره مي مونن و بعد از چند ثانيه سکوت، دخترک که انگار چشمان پسرک جادوش کرده دوباره برميگرده به رختخواب و اينبار خودشو در آغوش پسرک رها ميکنه و چشماشو ميبنده تا به اوج لذت و آرامش برسه و خودشو اينبار در نه درکنار عشقش! بلکه در وجودش ببينه و ما شدن رو تجربه کنند

داستانهای مذكور جنبه آموزشی دارند ودرحاليكه بيماری های جنسی اعم ازناتوانی وسردمزاجی و... در جهان صنعتی امروز بيداد می كند وآمار طلاقها واختلافات زناشوئی بالاست ومراجعه به دادگاه های خانواده زياد وامسال هم امار طلاق در روستاها بيشتر افزايش داشته است كه اينها تبعات اجتماعی زيادی درپی دارند اعم از قتل های خانوادگی كه صفحه حوادث روزنامه ها مملو از آن است بعلاوه بدبختی فرزندان طلاق وگرسنگی كشيدن آنها و...

وجدان اجتماعی می طلبد كه آموزش هائی كه باعث كاهش طلاق وآسيب های اجتماعی می گردد افزايش يابد .در جامعه ای كه شيعه است يك طلاق در سال هم زياد است چه رسد كه 25%ازدواج های سه سال اول زندگی(ازهرچهارتا يكی) منتهی به طلاق شود وازبقيه هم 85%ازهمديگر ناراضی باشند . يك فرزند محروم شدن از مهر پدريا مادر وحشتناك است برای مطالعه برخی قتل های خانوادگی به آرشيو اسفند 85 اين وب نوشت،  نامه به سيد بن روح الله رجوع شود.  

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى