زيتون

 

چرا آقای رئیس‌جمهور خبر ربایش خود را در جمع روحانیون اعلام کرد؟ - محمدعلی ابطحی

با گذشت چند روز از اینکه آقای رئیس‌جمهور در قم اعلام کردند که در عراق قصد ربایش ایشان وجود داشته و خنثی شده است و پس از آن که عراقی‌ها و آمریکایی‌ها و شورای امنیت کشورمان و کمیسیون امنیت مجلس اعلام بی‌اطلاعی از این پروژه خطرناک کردند، طبعا پرداختن به اصل خبر نمی‌تواند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد. اما این اتفاق نادر که رئیس‌جمهور کشور ربایش خود را اعلام کند و هیچ‌یک از دستگاه‌های امنیتی و نظامی ‌آن را تایید نکنند و عکس‌العملی نشان ندهند مسائل جانبی مهمی ‌دارد که باید به آنان برای آینده توجه کرد.

اول: این مسائل در جمع روحانیون عالیرتبه کشور ایراد شده است. قبلا نیز بحث مدیریت کشور توسط امام زمان(عج) که جنجال فراوانی ایجاد کرد در جمع بخشی از روحانیون مشهد ابراز شده بود. اینکه رئیس‌جمهور ترجیح می‌دهد این مسائل را در بین عالمان دینی مطرح کند حکایت از این برداشت دارد که گویا روحانیون بنا به این نظریه آماده شنیدن این مباحث هستند و در ذهن مردم خطور می‌کند که آنان یا به دلیل کم اطلاعی از اوضاع جهان از این خبرهای هیجان‌انگیز خوشحال می‌شوند و بدون اینکه به واقعیت آن توجه کنند باعث حمایت از رئیس‌جمهور می‌شود. یا اینکه روحانیون به خاطر باورهای دینی از این خبرها راضی می‌شوند. این برداشت، قبل از هر چیز اهانت مستقیمی‌به علما و روحانیون است.

کسانی که از وضعیت حوزه‌ها و منش عالمان دینی خبر دارند می‌دانند که بر عکس این برداشت، اساسا این نوع ادبیات سخن گفتن با عالمان دینی و بزرگان حوزه نتیجه منفی فراوانتری دارد. کسان زیادی از افراد حاضر در جلسه سخنرانی رئیس‌جمهور وقتی می‌بینند خبر بسیار مهم ربایش رئیس‌جمهور مورد تایید قرار نمی‌گیرد و عکس‌العمل اندکی هم در داخل و خارج نسبت به آن به وجود نمی‌آید، حتما احساس خوبی از اعلام این خبر در جمع خودشان نخواهند داشت. شاید خیلی از بزرگان حوزه نخواسته باشند در حوادث سیاسی روزمره ابراز نظر کنند اما آن قدر هوشمند هستند که مفهوم نقل این نوع اخبار در جمعشان را درک کنند. چند سال پیش، پس از سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل، فرزند یکی ازمراجع بزرگ و مهذب را دیدم. ایشان نقل می‌کرد که رئیس‌جمهور برای آن مرجع بزرگ پیغام داده است که به ایشان بگوئید در جلسه سازمان ملل چند بار اسم امام زمان وچند بار اسم حضرت زهرا را بردم.

وقتی این پیام به آن مرجع بزرگ داده شده بود ایشان فرموده بودند اینها خوب است اما در میان آن جمع که این حرف‌ها اثری ندارد کاش بیشتر رئیس‌جمهور کشور به حل و فصل مسائل کشور در آن جمع می‌پرداختند. یا در فیلم معروف‌هاله نور وقتی رئیس‌جمهور آن مسائل را نقل کرد، آیت‌الله جوادی‌آملی با هوشمندی درباره دروغ گفتن مطالبی را اعلام کردند. از این شکل عکس‌العمل‌ها در مجالس خصوصی از قول مراجع تقلید و علمای بزرگ نسبت به این نوع خبرها و اظهارنظرها زیاد نقل می‌شود. این نمونه‌ها نشانه آن است که عالمان دینی با این نوع خبرها به ابتهاج نمی‌رسند و می‌فهمند که این حرف‌ها در جمع آنان یا از سر بی‌سلیقگی است یا خواسته و ناخواسته اهانت مستقیم به آنان تلقی می‌شود. اگر مشاوران روحانی رئیس‌جمهور خود حوزه‌ها را خوب بشناسند، حتما به ایشان مشورت می‌دهند که این حرف‌ها را در جمع حوزویان نزنند.

دوم: فرض کنید که خدای ناکرده این اتفاق صورت می‌گرفت. قطعا این اتفاق یکی از بزرگترین حوادث تاریخ سیاسی جهان می‌شد. ایران می‌بایست تا مرز درگیری با عاملان این مسئله پیش می‌رفت. سازمان ملل و همه دنیا در این ماجرا درگیر می‌شدند. روند سیاسی و اقتصادی و تاریخی ایران تغییر می‌کرد. اگر نمی‌شد رئیس‌جمهور سریعا بازپس گرفته شود، غرور و شخصیت انقلاب اسلامی ‌به چالش گرفته می‌شد... صدها اتفاق کوچک و بزرگ در دنیا صورت می‌گرفت. خوشبختانه این اتفاق صورت نگرفت. اما برای این خبر سوءقصد ربایش ناکام رئیس‌جمهور نه‌تنها به سازمان ملل شکایت برده نشد و اولتیماتومی ‌به آمریکا داده نشد و سفیر سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا احضار نشد و مقابله سیاسی و دیپلماتیک و نظامی‌صورت نگرفت، بلکه همه دستگاه‌های داخلی که باید پشتیبان رئیس‌جمهور باشند، ابراز بی‌خبری از این خبر مهم کردند.

این سکوت و بی‌تفاوتی مسوولان داخلی حداقل حکایت از آن دارد که سخنان رئیس‌جمهور دقیق نبوده است. بعد از گذشت سه سال از حضور آقای احمدی‌نژاد در مسند ریاست‌جمهوری وقت آن رسیده که ایشان باور کنند که رئیس‌جمهور هستند و رئیس‌جمهور نمی‌تواند از قول محافظ یا افراد غیرمسوول خبر بشنود و بعد هم بی‌تحقیق آن را اعلام کنند. حرف رئیس‌جمهور هم در این دنیای ارتباطات نمی‌تواند فقط برای شرکت‌کنندگان بماند.حرف رئیس‌جمهور باید آخرین حرف و نه اولین حرف باشد. والبته همه این نوع اظهارنظرها ناشی از این است که ایشان اول حرف می‌زنند و نه آخر.

سوم: گمان من بر این است که نه‌تنها منتقدان، بلکه هواخواهان ایشان هم از این نوع نظرات خوشحال نمی‌شوند؛ زیرا نتیجه آن آسیب دیدن ملت بزرگی است که بنا به تاریخ و عظمت‌اش حق دارد سربلند و محترم بماند. هر کس رئیس‌جمهور این کشور شود باید بیش از دیگران به فکر اعتلای نام ایران که با نام اسلام پیوند خورده، باشد.

بارگذاری‌شده در دوشنبه 10 تیر1387 ساعت 14:20 شهروندامروز

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى