زيتون

 

دلیل اصلی ردصلاحیت نمایندگان مجلس ششم

 

یکی ازنشانه های معجزه بودن انقلاب اسلامی این است که افرادی راکه باکارهای سبک سرانه لطمه به عدالت اجتماعی می زنند وخون شهداراپامال میکنند توسط ظالمی ازجنس خودشان افشامیکند شیخ محمدیزدی ازاین قماش افراداست که برحسب شایعاتی که درقم بود ابتدا بیمارستان شهیدبهشتی قم که توسط فاطمه کروبی مجهزبه بهترین دستگاه ها شده بودومیگفتند مجهزترین بیمارستان درخاورمیانه است پس ازمدیریت کروبی به بهانه اختصاصی زنان ازچنگ رحیمیان سرپرست وقت بنیادشهید درآوردند وازهمان موقع مشخص بود این بیمارستان زمین های زیادی دارد که برای هاپلی هپو کردن زمین ها این غلط راکرده اند والابیمارستان مناسب دروسط شهرزیادبودتااختصاصی زنان شود که اینهم کاری متحجرانه بود چون درهمه بیمارستانها بخش اختصاصی زنان داریم.که مجلس ششم این اقدام آقایان رابرگرداند وبیمارستان رادولتی کرداما سالهاست این سرمایه عظیم مخروبه افتاده است.وبه نظرمیرسد علت اصلی ردصلاحیت نمایندگان خط امامی مجلس ششم توسط شیخ محمدیزدی ودوستانش همین باشد وسایرعلتهافرعی است.ازهمان سالها درقم شایع بود کارخانه لاستیک دنامربوط به شیخ محمدیزدی است خسرة الدنیا والاخره به این امثال این آقامی گویند نه خودش میخورد وازآنطرف هم لطمه به عدالت جمهوری اسلامی واقتصادکشورمیزند.هاپلی هپوکردن دنا رااززبان ظالم عباس پالیزدارکه ازوبلاگ دلوسه (لینک سیدامیرسعیدی)کپی شده بخوانیم:

پالیزدار:عرض شود خدمتتان که، یک آقایی (شیخ محمد.یزدی) رفته‌اند اجازه‌اش را گرفته‌اند که برای خواهران ،‏دانشکده علوم قضایی می‌خواهیم بزنیم در قم. چیز خوبی است که خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمی از خواهران [بود] از او بازجویی کنند و از این حرفهای اینطوری. مؤسسین این دانشکده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌های مالی‌اش. [نوشتند:] جناب آقای نعمت‌زاده[وزیروقت صنایع]، محبت فرمایید در جهت ‏حمایت از تأسیس این دانشکده، کارخانه لاستیک دنا را کارشناسی کنید جهت این دانشکده. آوردند کارشناسی رسمی ‏دادگستری را، چون آقایانی که این مؤسسه را تأسیس کرده بودند در دستکاه قضایی هم بودند، آن کارشناسان رسمی ‏دادگستری هم می‌ترسیدند که قیمتی تعیین کنند که به اینها بر بخورد، حتما باید قیمتی می‌گفتد که خوش به حال اینها ‏بشود. زدند ۱۲۶ میلیارد. در صورتی که ما معتقدیم ۶۰۰ میلیارد هم بالاتر بود. تازه، ۱۲۶ میلیارد که ویلاهایش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نیاورده‌اند، زمین‌های شیرازش را در آمار نیاورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نیاورده‌اند، این طوری به ۱۲۶ میلیارد واگذاری کردند. ‏

 

آن آقا نامه نوشتند که آقای نعمت زاده: محبت کنید تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت‌زاده هم نوشتند ۵۰ درصد ‏تخفیف [خنده حضار] از مال بابایش می‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند که محبت کنید تخفیف دیگری منظور ‏بفرمایید. خلاصه پنج بار نامه‌نگاری انجام شده، کارخانه ۱۲۶ میلیاردی به ۱۰ میلیارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند که ما حالا امکان پرداخت این پول را نداریم، ترتیباتی فراهم نمایید تا امکان پرداخت این پول برای ما فراهم ‏شود. نوشتند که ۸۰ درصدش را اقساط بلندمدت و ۲۰ درصد یعنی ۲ میلیاردش را هم نقدی پرداخت کنید. گفتند ما ‏آن ۲ میلیارد را هم نداریم نقدی بدهیم، ما بررسی کرده‌ایم که اموال کارخانه لاستیک دنا به این مقدار می‌رسد، از ‏شما مهلت می‌خواهیم که اینها را بفروشیم تا بتوانیم این پول را بدهیم. گفتند که باشد، سفته‌ای ارائه بدهید به مدت ۹ ‏ماه و ما این را نقد از شما می‌پذیریم. گفتند آقا پول هم نداریم که سفته بخریم! نوشت که آقای محمدتقی بانکی، ‏مدیرعامل سازمان صنایع ملی ایران، ۲۳ میلیون تومان از صندوق سازمان صنایع ملی ایران برداشت کنید و سفته ‏بخرید، بروید آیت‌الله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویلشان بدهید. و بعد از چند وقت دیدیم که کارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد که به آن پشت پرده‌ای‌هایی که اینها را هدایت می‌کنند. اینها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کسانی] مثل آقای گنجی که صاحب ‏کارخانه مهرام است و تمام کارخانه‌های سرایه‌گذاری بانک ملت و سرمایه‌گذاری‌های بانک صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند میلیارد هم زدند به جیب و رفتند. این که عرض کردم لاستیک دنا، مال آقای م.ی ‏بود - آقای م . ی رئیس سابق قوه [قضائیه] - در زمان ریاستش و آقای م. ش نماینده خبرگان استان قم.‏

 

مجددا آقای م.ی برمی‌دارد می نویسد که جناب آقای فروزش، حمید ما بیکار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید که از ‏جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید.ی، پسر آقای شیخ محمدیزدی ، مدیرکل حوزه ریاست قوه [قضائیه] بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند و رفتند. یعنی طوری شده بود ‏که در این پرونده من دیدم که یکسری مردم بیچاره شمال که حق قانونی‌شان بود، و به اندازه هیزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار کرده بودند، یا شاید یک خورده بیشتر مصرف کرده بودند یا حتی برده بودند و فروخته بودند ‏یا انبار کرده بودند یا هرچی، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگیرد و بنند، که خانواده شهدا ریخته ‏بودند جلوی زندان. علت آنکه این پرونده هم ثبت شده بود، این بود که کسی به اینها را گفته بود که آقای حمید .یزدی ‏چطور اینهمه چوب را به تاراج می‌برد و ما که یکی دو تا یا چند تا هیزم و چوب برداشت کرده‌ایم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌اید؟ بعد از آن بود که دیدند دارد مشکل می‌شود، آنها را آزاد کردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و یک موقع دوستان اطلاعات به ما نگویند که آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادی و اینها ‏طبقه‌بندی دارد و چه و چه، اسنادش را هم داریم.‏

 

آقای م.ی از این دست کارها در کارهای قضایی می‌کند، حالا یک وقتی بر اثر فشار مردم [عقب نشینی هایی ‏صورت می گیرد] چطوری است فشار مردم؟ اینطوری [که بالا گفتیم]…‏

 

زیتون:اینهاشایعاتی است که ازقبل درسطح جامعه بوده است واتهاماتی است که باید دردستگاه قضائی توسط قضات شجاع به اثبات برسد تاجرم محسوب شود درهرحال ظلم هائی که شیخ محمدیزدی خذلهم الله درردصلاحیت یاران امام درانتخابات خبرگان ومجلس هشتم کردحقش بود که خدا رسوایش کند ومزدش راکف دستش بگذارد که آنرا هم توسط فردی همجنس خودش افشاکرده که لایقش باشد چون ازافرادحزب اللهی خط امامی اگرمی گفت اورا اذیت میکردند وسزاوارنبودعدل خدایعنی همین.

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى