زيتون

 

معيارانتخاب الگو

تقديم به محسن رضائی عزيز كه هنوز به اندازه زمان جبهه دوستش داريم

 وبا فرار فرزندش  عـــــوارض ناشی از تنيدگی را تجـــــــربه كرده است .

زندگی با پارادايم ها والگوها درمان اضطراب(3)

در ياداشت دوم معيار انتخاب الگو را ذكر كرديم وگفتيم چون هدف ما فقط وفقط تحقق اسلام امام خمينی [اين عبارت راازفرمايشات آقای محمد فاضل لنكرانی كه يكی از الگوهای طبقه دوم می باشد اتخاذ نموده ام ] است و انتخاب بايد معطوف به هدف باشد لذا رعايت  معيار ضروری است تا الگوهای ما انسان وكرامت او و مكتب  را بشناسند(اسلام شناس باشند) وبتوانند مارا به  رهبر وهدف نزديك نمايند واز گرداب مشكلات جامعه صنعتی كه  گريبانگير همه  پسران  ودختران  وپيران جامعه است به آرامش ونفس مطمئنه برسانند  همانطور كه امام خمينی ويارانش رساندند. 

 آيا وجود الگوهای من جز پاره ای از بهشت درجهنم سوزان دنيای مادی است ؟

آيا وجود الگوهای من جز دوری از شيطان است ؟ [ آنچه موجب سلب آرامــــــــــــش ونرسيدن به طمئنينه می گردد وبرای انســـــان ضرردارد / رسول گرامی اسلام  درمورد خرما فرموده اند يخبل الشيطان؛ میکرب رادورمیکندودرمورد انارفرموده اندهركس يك اناربخورد نورالله قلبه و طردعنه شيطان الوسوسه اربعين صباحا// وامام خمينی فرموده اند« خوردن آنچه برای انسان ضرر داردحرام می باشد » وخوراك و رزق دو نوع مادی مثل غذا ومعنوی مثل طاعت وحج  وپذيرفتن مردم سالاری دينی ودمكراسی و شنيدن وانتخـــا ب انديشه های خوب يا تأثير پذيری ازوسوسه های‌ خناس می باشد]  

آری برای رسيدن به آرامش  و طمئنينه  درحين بحران های اجتماعی وفردی ودرمان ورهائی ازگرداب های قرن 21 اعم ازاضطراب جسمی واضطراب سياسی  ودرورزش و... وافسردگی وســـــــوء ظن "بدبينی"(پارانويا) و مگسی بودن ( مردی كه به دليل بدبينی به همسرش  مگس درقندان می كرد تا رفت وآمدهای اوراكنترل نمايد ودر زمستان كه مگس نبود عذاب می كشيد وبا دروديـــوار دعوا داشت وغرغر می كرد وبی جهت بهشت آرامش" ومن اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها...21/روم" خود دركنار همسرش را خزان می كرد/ازدواج پاكنژاد )" و وسواس داشتن وديابت گرفتن وبه گواترو آسم وميگرن ومورمورشدن  و زخم معده وخون ريزی معده وريزش موی سر وهيپاتيت وسرطان وتشديد ضربان قلب ودلشوره وفشارخون وافت فشارخون وتشديد دردهای دوران قاعدگی و سردمزاجی وعقيمی وناباروی ناشی ازتنيدگی (استرس) وحملات قلبی وفراموشی وآلزايمروگرفتاری های تحصيل وافت تحصيلی  وغش كردن ، وسط دانشگاه افتادن ومردن (مثل جوانی كه پائيز85 اينطورشد) و توهم زشتی وتوهم بيماری گرفتن ومردن ( مثل دختری كه مدتی قبل حين جراحی زيبائی ديگر به هوش نيامد وازبين رفت) وبه هزاردرد ديگر مبتلا شدن (به نظرات حسين روازاده  وتحقيقات احمد علی نوربالارجوع شود) وبـــــــرای پشت سر گذاشتن همه نا مردمی ها ودرمان افسردگی ها  بايد الگو داشت . الگو. عجيب است كه دراستان خوش آب وهوای كهكلويه وبويراحمد درصد افسردگی واضطراب بيشتر ازنقاط ديگر است .۹/۳۸٪

نبايد به وسوسه خناسان كه  ياران رهبری را لجن مال می كنند تا بعدها تنها شود وبتوانند ضربه بزنند توجه كرد .

بايد بسيجی بود بسيجی ، چه حزبی جه مستقل چه پسر چه دخترچه زن چه مرد.

بايد  بسيجی خمينی بود  نه بسيجی ذوالقدری!؟ {طرفداران آقای محمد باقر ذوالقدر عضو سازمان سابق مجاهدين انقلاب اسلامی كه وقتی در اول دهه 60 امام خمينی فــــــــرمود اگر می خواهيد حزبی باشيد بايد از سپاه  استعفا دهيد آنها كه صداقت داشتند چنين كردند اما ايشان نرفت ودرزمان جنك درپشت جبهه  ماند و آنطوركه از دوستان زمان جبــــــــــــهه كه در سپاه هستند شنيدم  ايشان دوتن از خويشان نزديك خود را درسازمان حفاظت ، كنترل كننده فرماندهان سپاه( احتمالابه نام حسن ذوالقدرنيا) وسازمان نظارتی – عقيدتی سپاه (احتمالابنام بشردوست) نفــــوذ داده  وبصورت آچا رفرانسه آنجا ها درآورده  تا پول بیت المال را بگیرند بخورند وجلوتخلفات احتمالی یا کودتای احتمالی را بگیرند وتوخود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل وشرح اين هجران واين سوزجگر ايستادن درتل زينبيه است وچشم دوختن به 100متر جلوتر ، مقتل حسين عليه السلام فرزند حيدر و400متربه چپ ، توسل به عباس ابن حيدر وتجسم كردن حضور زينب بنت حيد ر درتل با نگاه او به 100مترجلوتر، مقتل وشنيدن صدای غریب مادر، مادرفاطمه  فرزند پيغمبر وآه كشيدن ازسوزجگرونفرين كردن برقانون شكنان باقسم دادن خدا به زينب ومادر} .

بگذريم ، چه زشت است كه چند تا حجتيه ای بخواهند ازما بسيجی‌ها سواستفاده كنند وحيای ديروز ما دربرابر بزرگان  آنروز را كه  سبب  سواستفاده  مقدس نمايان احمــــق  ودژخيمان بصورت مسلمان  ومقدس نماهای بدتر ازكفارشد ومنجر به شهادت اسوه ها والگوهای مطلق ماگردبد به پای امروزمان ثبت نمايند زشت است زشت .البته ما توكلمان برخداست وخدا با ماست  وازلحظه لحظه اوج گيری انقلاب با ما بوده است ازلحظه ای كه دربرابرشاه برای هرمرجعی يك صلوات می فرستاديم وشاه رامی كوبيديم وازبامداد 10 فروردين 57 كه چهلم شهدای تبريز بودو آن مقدس نمای احمق درحرم آل احمدقصد خاموش كردن نام امام را داشت و هيچ نامی ازامام برده نشد لذا ما امام را شريك صلوات ساختيم وهمواره نام وياد اورا باسه  صلوات بعد ازنامش گرامی داشته ايم . مقدس نمايان احمق بايد بدانند بحول وقوه الهی امروز ديروز نيست . وما بسيجی ذوالقدری نيستيم كه بی  بصيرت باشيم وبه جنگ بگيم ژنگ(مدل افراد سردمزاج وناتوان جنسی )  . ما بسيجی خمينی هستيم انشاءالله ومی دانيم كه  به تعبير آن عزيزسفرکرده  جناب فخرالدين خلعت ازخمينی گرفته  بغداد شما خراب است.

علی رغم اينكه محسن رضائی و سيد يحيی رحيم صفوی مانند خورشيد برای ما بسيجی ها شناخته ورويت شده بودند اما ذوالقدر راهيچ وقت نديديم وچند سال بعد از دفــــــاع مقدس از طريق روزنامه ها  با شعارجنگ جنگ  اوآشنا شديم  .هيهات هيهات ازبسيجی ذوالقدری بودن .

بايد بسيجی بود بسيجی خمينی .

بايد كه الگو داشت الگوهائی كه درب شهر علم خمينی باشند .

بايد كه زينبی بود و دموكراسی خمينی را به بشر تشنه علم نائب پيغمبرمعرفی كرد والا چه بخواهيم چه نخواهيم چون كوفيان مارك يزيدی وتبعيت ازانجمن حجتيه (رجوع شود به پيام سوم اسفند 1367امام خمينی به علماء) برجبين ما خواهد خورد. چون معلمان انقلاب تبیین كرده اند« آنان كه رفتند كاری حسينی كردند وآنان كه مانده اند بايد كاری‌ زينبی كنند والا يزيدی اند .» (علی شريعتی وشهيد بهشتی هم بدين مضمون ) وتحريركرده اند«وقتی كه درصحنه نيستی [اعم ازصحنه انتخابات ] درهركجا كه خواهی باش چه درصف نماز چه درصف شراب » بايد كه درصحنه دفاع ازدموكراسی خمينی بود امروز روز گل انداختن بسيجی خمينی است .

 بايد كه الگو داشت درهر زمينه ای:

 درتحليل جامعه مدنی ومدرن ميرحسين موسوی – عميد زنجانی

دربسيجی بودن سيد رحيم صفوی 

در پاسخ به شبهات تاريخی مذهبی و پاسخ به ترسايان – سيد عطاء الله مهاجرانی

درنشر افكار شهيد بهشتی سيد عليرضا حسينی بهشتی

و...

و برای همه الگوها  دوری ازتحجر ، سنگواره گی معيار مطلق است  وتأثيرقرآن بررفتارآنها وقرآن پژوهی ودريك كلمه ذوب دردموكراسی خمينی ومردم سالاری دينی روح اين معيار است . دموكراسی اسلامی كه دروازه جامعه مدنی نبوی است وقانون گريزی درآن  كار غير انسانی است . و انسان موضوع مردم سالاری دينی و« احكام اسلام برای مصلحت اسلام ومسلمين است/امام ».

وعلت اين معيار اين است كه الگوهای مطلق ما معصومين عليهم السلام همه توسط مقدس نمايان احمق به شهادت رسيده ويا مورد آزار وشكنجه قرارگرفته اند يا اهدافشان بواسطه همين قشر كنار زده شده است . اصلا مظلوم كسی است كه گرفتار اين قشر شده باشد وامام اين واژه را به همين جهت درمورد شهيد بهشتی به كار بردند والا خيلی ها ازمنافقين صدمه خوردند ولی‌به اندازه شهيد بهشتی از مقدس نمايان خير. لـــذا اين مفهوم درمورد آنها به كار نمی رود .

اين است كه الگوهای كلی من كه افتخار بسيجی  بودن دارم از قشر سياسی صرف يا نظامی يا غير ذلك نيست ازقشر غيرسيدهم نيست والا جنابان صدرالمجاهدين "تعبيرازامام " هاشمی رفسنجانی ومهدی كروبی وناطق نوری درصدر بودند واگر مانند سيدها به پيام سوم اسفند 67 امام توجه می كردند وبيم موج می نوشتند امروز  قشر ذوالقدر آن عزیزان رادور نمی زدند.البته نوشته هائی نوشته اند ونكته هائی گفته اند ولی به وقت كاربايد كرد تدبير چه تدبيری چو وقت كارشد دير. الان هم آنها به همان ميزان درقلب ما هستند اما الگوهای من از قشرسادات خمينی شناس ودموكراسی شناس است . وجامعه مدنی ودموكراسی "عدالت مطلق وكرامت بی نهايت" يعنی خمينی«دموكراسی كه ما می گوئيم وقتی قاضی بين نام بردن از شاكی ومتهم كه يهودی است تفاوت می گذارد مورد اعتراض واقع می شود /مضمون كلام» وخمينی يعنی دموكراسی نبوی. (رجوع شود به مقاله ای ازعميد زنجانی ) .

zatun

 

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى