زيتون

 

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (5)

گفت و گویی که تقدیم حضور خوانندگان گرامی می‌شود، همزمان با بررسی صلا‌حیت داوطلبان هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلا‌می و در آخرین روز قبل از اعلا‌م آخرین نتایج کاندیداهای تأیید صلا‌حیت شده انجام گرفت.هشتمین دوره انتخابات مجلس با پدیده‌‌‌ شگفت رد صلا‌حیت گسترده جمعی از یاران حضرت امام (ره) به اتهام عدم التزام عملی به اسلا‌م همراه شد.بسیاری از کارشناسان سیاسی این اقدام را معنا دار و در جهت افزایش نفوذ جریان‌هایی تلقی می‌کنند که زاویه انحراف کاملا‌ً روشنی با آرا و اندیشه‌های سیاسی امام خمینی(ره) در پیشینه خود ثبت کرده‌اند.با[صدرالمجاهدین] آیتالله مهدی کروبی که یکی از نزدیک ترین یاران مورد وثوق حضرت امام (ره) بوده دراین باره گفت و گو کرده‌ایم. او بار دیگر تذکرات پدرانه امام را جدی تلقی می‌کند و از خطرات بزرگی سخن می‌گوید که در برخی از پیام‌ها و نامه‌های امام عزیز با صراحت وتأکید فراوان به آنها اشاره شده بود. ویژگی نظری شاخص گفته های ایشان آن است که او مخالفان امام خمینی را در یک دوقطبی سکولا‌ر- متحجر تعریف می‌کند. آیتالله کروبی معتقد است غفلت از هر یک از این دو قطب عواقب تلخی برای نظام جمهوری اسلا‌می به دنبال خواهد داشت.در این دوره رد صلا‌حیت بسیاری از یاران حضرت امام با تهمت عدم التزام عملی به اسلا‌م صورت گرفت و این موضوع باعث شد که به شدت جنابعالی واکنش نشان دهید.به خاطر داریم هنگامی که یکی از اعضای شورای نگهبان به یکی از نیروهای خط امام تهمت کمونیست بودن زده بودند، حضرت امام به شدت در نامه ای ایشان را مورد عتاب قرار دادند و درست در همین نامه است که هشدار می‌دهند حواستان را جمع کنید نکند که یک‌ مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه همه چیزتان را نابود کرده است. در عین حال می‌دانیم که به گفته امام تفکر قیم مابانه‌ای که معتقد به حضور مردم در انتخابات نیست از تفکر جدایی دین از سیاست خطرناک تر است. حضرت امام موضع‌گیری‌‌های بسیار صریحی دارند که نشان می‌دهد ایشان میان خط تحجر، قیم‌مابی را ناشی از یک توطئه هدایت شده می‌دانستند، در منشور روحانیت هم درباره حجتیه می‌گویند: دیروز مقدس نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‌گویند مسوولین نظام کمونیست شده‌اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا می‌دانستند، امروز از اینکه در گوشه‌ای خلا‌ف شرعی که هرگز خواست مسوولین نیست رخ می‌دهد، فریاد <وا اسلا‌ما> سر می‌دهند! دیروز <حجتیه‌ای> ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلا‌ش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلا‌بی‌تر از انقلا‌بیون شده‌اند< !ولا‌یتی> های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلا‌م و مسلمین را ریخته‌اند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولا‌یت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولا‌یت نموده....با این حال آیا به نظر شما این خطر در دوران کنونی ما رفع شده است و باید رد صلا‌حیت یاران امام را اتفاقی تلقی کرد؟امام ژرف نگر و حکیم بود، توجه به سخنان او برای امروز ما بسیار سرنوشت ساز و تعیین کننده است. تزلزل در میزان و معیار بودن رأی مردم امروز به طور جدی بروز یافته است. حرکت‌های منفی و تحجر رشد می‌کند البته نمی‌توانم بگویم که دقیقاً انجمن حجتیه چگونه عمل می‌کند، اما می‌دانیم این حرکت به تدریج در حال نیرومند شدن و افزایش نفوذ خود است، بنابراین نمی‌توانم حساسیت و تذکر امام درباره انجمن حجتیه و به طور کلی جریان متحجرین را نادیده بگیرم و انتظار دارم که همه دلسوزان انقلا‌ب به طور جدی به این موضوع توجه کنند.اندیشه امام همواره در تعارض با دو جریان قرار داشت، جریانی که به جدایی دین از سیاست اعتقاد دارد و جریانی که سیاست را در انحصار مجتهدین می‌دانست و مخالف حضور دانشجویان و سایر اقشار بود و هر دو رویکرد را توطئه می‌دانست، اگر چه حضرت امام به روشنی هر دو جریان را ناشی از توطئه و دارای عوارضی مخرب برای اسلا‌م و انقلا‌ب اسلا‌می تلقی می‌کرد، اما چرا امام عزیز حاصل عمل گروه دوم را خطرناک‌تر از گروه اول می‌دانست؟برای این که گروه دوم به نام اسلا‌م و با نفوذ در درون نظام ظاهر می‌شد، نمونه روشن این کارکرد مخرب، تأثیری است که اندیشه و اقدامات القاعده در عرصه‌بین ‌الملل برای اسلا‌م و مسلمانان دارد؛ در حالی که امروز بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی مخالف با عملکرد و اندیشه‌های القاعده هستند، اما خواسته یا ناخواسته با تبلیغات رسانه‌های جمعی وابسته به صهیونیسم و بلوک غرب، عملکرد آنها به نام اسلا‌م معرفی می‌شود. به همین ترتیب عملکرد گروهی که مخالف حضور دانشجویان و مردم در انتخابات بودند و نگاهی قیم مابانه به انتخابات و نظام اسلا‌می داشتند، خواسته یا ناخواسته به نام اسلا‌م، نظام جمهوری اسلا‌می و حتی حضرت امام شناخته می‌شود، حال آن‌که این نگاه نقطه مقابل دیدگاه ایشان بود و امام خود همواره در صف اول مخالفان این دیدگاه قرار داشت.اگر چه این دو جریان‌ممکن است به ظاهر با هم مخالف باشند، اما تصور من این است که یک دست نامریی هر دوی آنها را هدایت می‌کند. این دست نامریی آدم های ساده‌اندیش را نیز به راحتی جذب می‌کند و از آنها سوء استفاده می‌‌کند. مخالفان امام بسیار پیچیده عمل می‌کنند، عمیقاً معتقدم که نقشه‌و توطئه‌ای از سوی آنها در کار است. همچنان‌که در دوران قبل از پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می ساواک از هر دو جریان بهایی و حجتیه به عنوان دو جریان ضد مبارزه حمایت می‌کرد، جریان های افراطی در هردو سو همواره مورد سوء استفاده دشمنان ایران و انقلا‌ب قرار گرفته‌اند. بنابراین حتماً لا‌زم نیست همه افراطیون لزوماً توطئه‌گر و گماشته بیگانگان باشند، بلکه تعداد انگشت شماری از نیروهای وابسته می توانند از تفکر سایر نیروها برای از میان بردن راه و اندیشه حضرت امام سوء استفاده کنند. نکته مهم این است که ما باید خطر را در هر دو سو رصد کنیم و متوجه آن باشیم. امام عمیقاً معتقد بود که اسلا‌م ناب محمدی به لحاظ اخلا‌قی و شرعی در تعارض با قیم مابی است. او اسلا‌م ناب محمدی را قطب مقابل تحجر می‌دید. آن چه که من را بیش از هر چیز دیگر در میان این حوادث رنج می‌دهد، این است، افرادی که راه امام را نادیده می‌گیرند و روشی قیم مابانه در برابر مردم و رأی مردم در پیش می‌گیرند، چرا رفتار و اندیشه‌های خود را به امام نسبت می‌دهند، این کذب محض است، آنها خود می‌دانند که در گذشته چه اندازه با امام مخالفت داشتند، امروز در حالی افکار خود را منتسب به امام می‌کنند همان اندیشه‌هایی را که بارها در دوران حیات حضرت امام مورد مخالفت ایشان قرار گرفت ادامه می‌دهند. برخی پس از رحلت حضرت امام می گفتند که دوران امام تمام شد، اما حالا‌ فهمیدند که مهمترین شخصیت برای این جامعه هنوز امام است، به همین دلیل از وجود امام سوء استفاده می‌کنند. من در فضایی که این افراد در سال‌‌های 74-73 خود را غالب می‌دانستند، بعضی جاها می‌گفتند رای چیست؟ گاهی می‌گفتند قانون اساسی و شوراها چیست، حتی قانون اساسی را دارای اشکال می‌دانستند و گاهی جمهوریت را نفی می‌کردند و از حکومت اسلا‌می به جای جمهوری اسلا‌می سخن می‌گفتند در ‌مقابل آ‌نها ایستادم. در اوج دوران اصلا‌حات هم همواره تأکید من براین بود که اصلا‌حات تنها با تکیه بر اندیشه و راه امام (ره) موفق خواهد بود. ما باید با تمام وجود درک کنیم که جامعه‌ما به شدت نیازمند راه و اندیشه‌امام است. این درست نیست که عده‌ای از متحجرین برای دستیابی به اهداف خود از حضرت امام هزینه کنند، در حالی که خود به خوبی می‌دانند، آن چه را که به نام امام معرفی می‌کنند در تعارض با اندیشه ایشان قرار داشت. من به مسوولین و دلسوزان انقلا‌ب اسلا‌می و اسلا‌م عزیز تذکر می‌دهم امروز رسالتی به مراتب سنگین‌تر از دوران حیات حضرت امام بر دوش دارند. آنها که دلسوز امام و انقلا‌بند باید در مقابل تحریف‌ها و بدعت‌هایی که در راه امام و نظام جمهوری اسلا‌می صورت می‌گیرد با تمام وجود ایستادگی کنند و در این راه تمام آبرو و امکانات و ظرفیت های خود راهزینه کنند. به همه یاران می گویم امروز وظیفه‌ای سنگین تر از تمامی مقاطع تاریخ انقلا‌ب بر دوش ماست، چرا که امروز نظام جمهوری از درون در برابر خطر تحریف و نفوذ تفکر متحجرانی قرار گرفته است که آشکارا در دوران حیات حضرت امام با ایشان در ستیز بودند. امروز راه و اندیشه امام امانتی بزرگ در دست یاران حضرت امام و انقلا‌ب اسلا‌می است. این به تنهایی کافی نیست که خود ما درست فکر کنیم، مهم این است که ما باید این امانت را به درستی به نسل بعد منتقل کنیم، اما این امانت در مسیری که باید به دست نسل آینده نظام جمهوری اسلا‌می سپرده شود، در معرض خطر تحریف ها و بدعت‌های بزرگی قرار گرفته است که اگر زوایای انحراف آن برای نسل جدید توضیح داده نشود، خدای ناکرده ممکن است نسل جدید بدعت‌ها و تحریفاتی را که هیچ نسبتی با اندیشه حضرت امام ندارند، به غلط به حساب اندیشه و راه امام و انقلا‌ب اسلا‌می و جمهوری اسلا‌می بگذارند و این درست همان هدفی است که دشمنان نظام و انقلا‌ب اسلا‌می می‌خواهند و البته جریان‌های متحجر افراطی خواسته یا ناخواسته ابزار آنان واقع می‌شوند .امروز هم جریانی که به دنبال سکولا‌ریزه کردن حکومت است و هم جریانی که آشکارا می‌گوید اسلا‌میت باشد، جمهوریت نباشد، هر دو به تحریف دستاورد‌های انقلا‌ب و راه امام دامن می‌زنند. من خود شنیدم که افرادی می‌گفتند <آیا رأی یک عالم فاضل و وارسته با انسان‌های عادی یکی است؟> در حالی که امام هرگز به دنبال نخبه سالا‌ری نبودند، امام معتقد بودند، میزان رأی ملت است. درباره‌این که چرا او این حق را برای عموم ملت قائل بود، توضیحات و استدلا‌ل‌های فراوانی می‌‌توان در اندیشه فقهی او پیدا کرد، اما درد ما این است که افراطیون نمی‌گویند مخالف استدلا‌ل‌های امام هستند، بلکه اندیشه خود را به امام نسبت می‌دهند، حال آن که خود آنها به خوبی می‌دانند که در زمان حیات حضرت امام چه اندازه فاصله میان ‌اندیشه‌آنها و امام زیاد بود و این فاصله زیاد چه چالش‌های فرسایشی را در مسیر پیشرفت اندیشه امام در نظام جمهوری اسلا‌می پدید آورد.باید تأکید کنم که همه تأکید ما بر خطر تحجر نباید موجب غفلت از خطر سکولا‌ریسم شود، به یاد داشته باشیم که این دو همچون دو تیغه قیچی عمل می‌کنند، خطر تحجر با پاسخ‌های جدی مردم در دوم خرداد مواجه شد، اما مبادا ما فراموش کنیم بر پایه اندیشه امام نمی‌توان مرزبندی مشخص و واضحی با سکولا‌ریسم نداشت. خط امام با سکولا‌ریسم مرزبندی قاطعی دارد همچنان که با تحجر مرزبندی روشن و قاطعی دارد.منطق شما برای حضور در این انتخابات و تلا‌ش برای موفقیت در این شرایط چیست؟ حزب اعتماد ملی بر اساس چه منطقی به این نتیجه رسیده است که با وجود رد صلا‌حیت‌های گسترده می توان با مشارکت در انتخابات صدماتی که آرمان‌های فراموش نشدنی انقلا‌ب همچون آزادی و مشارکت مردمی خورده است را‌ جبران کرد؟حزب اعتماد ملی معتقد است ظرفیت‌های بسیار گسترده‌ای در اندیشه و راه امام و قانون اساسی وجود دارد که اگر اصلا‌ح طلبان بتوانند با هوشیاری از آنها استفاده کنند هرگز مخالفان اصلا‌حات نخواهند توانست راه را بر آنها ببندند. تکیه بر آرای امام خمینی می‌تواند بسیاری از اصول از دست رفته را که احیای آنها خود از اهداف بزرگ اصلا‌ح طلبی است بازگرداند.حزب اعتماد ملی عمیقاً به کارکرد مؤثر اصلا‌ح طلبی با تکیه بر اندیشه‌امام خمینی برای توسعه سیاسی این کشور معتقد است و با تمام وجود این راه را ادامه خواهد داد. به جوانان، دانش‌آموزان و دانشجویان کشور عرض می‌کنم، شما خود با شعور و درک بالا‌ی سیاسی‌ای که دارید به خوبی و به درستی می‌دانید که اصلا‌حات راهی بسیار پیچیده، دشوار و طولا‌نی است، ما در برابر سنت‌های متحجرانه‌ای قرار گرفته‌ایم که به شدت در بخشی از فرهنگ این جامعه رسوب کرده‌اند، این رسوبات به قدری مقاوم بوده‌اند که شخصیت پرنفوذ و تأثیرگذار امام و انقلا‌ب اسلا‌می با همه‌عظمت و بزرگی ‌شان نتوانستند آنها را رفع کنند، امام خود می‌گویند: <آن‌قدر که اسلا‌م از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است،از هیچ قشر دیگری نخورده است< ...>خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.> تجربه سال‌های گذشته به ما آموخت عدم مشارکت مردم در انتخابات هرگز نمی‌تواند به پیشرفت جامعه و بهبود وضعیت مدیریت سیاسی و اداری کشور کمک کند. نا امید کردن مردم از مشارکت تنها به نفع دشمنان انقلا‌ب و به معنای به تأخیر انداختن اصلا‌حات است. ما نباید اجازه دهیم تجارب تلخی که مطلوب مخالفان اصلا‌حات و مخالفان آرمان‌های واقعی مردم در انقلا‌ب اسلا‌می است، تکرار شود. دستیابی به این هدف امکان پذیر نیست جز آن که با تمام وجود، از ظرفیت‌های باقی‌مانده برای مشارکت در سرنوشت خود استفاده کنیم. گشودن مسیر مشارکت جز با استفاده حداکثری از ظرفیت های موجود آن امکانپذیر نیست، تجربه به ما آموخته است مهمترین رمز موفقیت مخالفان اصلا‌حات عدم مشارکت مردم است، تمامی سناریوها و تلا‌ش‌های آنها یک هدف واحد را دنبال می‌کند و آن عدم مشارکت است. مقاومت در برابر این هدف تنها با استفاده از ابزاری از جنس خود آن ممکن است و آن ابزار استفاده از ظرفیت‌های موجود برای مشارکت در سرنوشت خود است. مقاومت هرگز با کناره گرفتن شکل نمی‌گیرد. سیاه یا سفید دیدن، تمام یا هیچ خواستن، منطق مخالفان اصلا‌حات است نه اصلا‌ح طلبان، ما نمی‌توانیم با منطق مخالفان اصلا‌حات راه اصلا‌حات را ادامه دهیم. امروز وارد سخت ترین مرحله اصلا‌حات شده‌ایم، مرحله‌‌ای که نیازمند بیشترین ذکاوت و هوشیاری سیاسی است. مرحله‌ای که نیازمند خویشتنداری و تداوم حضور در ازای دستاورد‌هایی اگر چه محدود اما بسیار گرانبها و ماندگاراست. در طول یکصد سال گذشته تجربه انفعال هیچ گاه دستاورد مناسبی برای ما به دنبال نداشته است. همه رجل با تجربه سیاسی و علمای علم سیاست می‌دانند که بنا به تجربه یکصد سال گذشته اصلا‌حات کم هزینه ترین راه برای مشارکت سیاسی است، اما این راه نیازمند صبوری و مقاومت است. ما باید در مقابل تمامی افراطیونی که در مقابل آرمان تحقق واقعی مشارکت مردمی و آزادی این مردم در انقلا‌ب اسلا‌می ایستاده‌اند، بایستیم. اصلا‌حات هنگامی به وقوع می‌پیوندد و نظام سیاسی و اداری این کشور زمانی سامان می‌یابد که مردم با برگزیدن اصلا‌ح طلبان مخالفان اصلا‌حات را رد صلا‌حیت کنند.www.roozna.com 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى