خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
هاشم فردوئى
آرشیو وبلاگ
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
لینک دوستان
آيت الله صانعی
نهاد رهبری
خانواده درمانی
لغتنامه
ابتکار سبز
عاشق شما
سيد بن روح الله(طاووس خمينی)
سيد عطاء الله
آيکا
روزنا"روزنامه اعتمادملی"(صدرالمجاهدين.مهدی کروبی)
امام امت فعلی(اصل ۵قانون اساسی)
شهيد بهشتی
شهيد مطهری
شهيد چمران
دفاع مقدس
شهيد آوينی
مونا
دو هفته نامه موفقيت
سعيده
سايه
اعظم شادکام
بهداشت روان
بازگشت چکاوک
شهيد شريعتی
پروين
شادابی
غذادرمانی دکتر خرسند
روان پرستاری
مهديجونم
تغذيه سالم (زهره)
گلهای مريم
امام خمينی سلام الله عليه
ايسنا(خبرگزاری دانشجويان ايران)
موسسه اطلاعات (روزنامه)
فاطی کوچولو
دوردونه (مهساومهدی)
فهرست دوستان تعامل کننده
فهرست وب های سياسی
محتشمی خانم
زيبا- داستانهای تخيلی
فهرست وب نوشت ها
روان شناسی عمومی /محسن عزيزی
روان شناسی ومشاوره
آ- ری را- شاعران کهن + قرآن
سيد اميرسعيدی
اميد
فرید پور بزرگ
فریبا
روان شناسی هیپنوتیزم -سعید
مژگان
کیانا دختری ازکهکشان
روزنامه کارگزاران
سیدی
منتظر کوچولو
جوادین
ستاره - یار دلنواز
سارا صادقی - شاهدخت سرزمین ابدیت
سارا - دخترمهربون
ازدواج موفق (خواهراندیشمندنسرین ابراهیم زاده)
سفیر آسمان
پژواک(مسعود موسوی)
سحر
قلب یخی - تیده آ
سمیه
مهدی بوترابی - اکران- مدیرپرشین بلاگ
سهراب
محسن(جامعه شناسی)
مرضيه - دلتنگيهاي آدمي
علی
سیده زینب
مریم مولائی
سیدمحمدعلی ابطحی
نگار
هفته نامه شهروندامروز
زیتون (تکریم)وجمشیدخدادادی
عرفان محتشمی پور
سرهنگ نیروهوائی ارتش جمشیدخدادادی(طب قرآنی یاتغذیه درمانی)
روزنامه آفتاب یزد
حنانه
ریحانه
میثم کربلائی
دخترباباش
مرواریدعرفان - مرضیه
فرشیده
خادمین حضرت خدیجه کبری
به رنگ رویا(نگار)
موسسه گفتگوتمدنها(سیدمحمدخاتمی)
محمدصادقی(بخش فرهنگ وهنر گفتگوتمدنها)
برای درخواست نامزدی سیدمحمدخاتمی درانتخابات دهم ریاست جمهوری اینجاراکلیک کنید
یوسف
عارف
هستي عامري
سیدایمان حیاتی
آلاله
وحيده
هلیا
نگار5552003(نگارسوم)
دخترايرونی
مریم پرنیان
خانم دکترشیرین احمد نیا- جامعه شناس
سيدعليرضاشمس نيا
سحرخانم
آموزش گریم وآرایش - سوزی جون
مریم نیوشا- مشاورپوست
پویش (کمپین)دعوت ازخاتمی برای انتخابات دهم ریاست جمهوری
بنیادآزادی- رشد- آبادانی=باران-خاتمی
روح وريحان
آرزو
نسترن - فقط بخاطرتو
الهه مهردل- شب سرگرمی
رها
سیدمحمدرضاهاشمی زاده - شاعر
معاشقه
آموزش تخصصی معاشقه
الهام کاشونی
سحر(شاپرك)
علی کرمی
ناجی دری
نوروزنیوز(حزب مشارکت)
هانیه(گلادیاتور)
تک بانو
مهسا - زنانه
جزیزه دانش
سلامتیران
مجله الکترونیکی مونامه
فاطمه (علمی - زناشوئی- خانه داری)
نسرین پورچیستا
فرشته والمیرا
فروه خانم - دانشجوروان شناسی
مهکامه خانم
سیدمحمدسلامتی
بیولوژی سلولی ومولکولی
اطلاعات زیست شناختی وبیماریها
قالب وبلاگ
اخبار فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
طراحی وب
فروشگاه اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
لینک داغ
اضطراب عروسی چرا؟!
هرتغییرعمده ای درزندگی ماسبب تنیدگی تامرزبیماری(اختلالات روان تنی)است عروسی نیزیک تغییرعمده است که تا50%به تعبیرخانم پریرخ دادستان تنیدگی ایجادمی نمایددرایام عروسی ضمن اینکه غذای سرد(اسیدی)نبایدخورد اطلاعات ماازموضوع هرچه کاملترباشد مدیریت کردن موقعیت قرین موفقیت باکمترین تنیدگی واضطراب است انشالله .درادامه اطلاعاتی ازعروسی رامرورنمائیم:
Hymen یا همان پرده بکارت غشایی ا ست که تمام یا قسمتی ازدهانه واژن را می پوشاند. Hymen لغتی یونانی ست به معنای پوست یا پرده که از نام الهه ازدواج و عروسی یونانیان God Hymen وام گرفته شده. یونانیان باستان از این لغت برای انواع پرده ها از جمله پرده ای که قلب را احاطه می کند(پریکارد)، استفاده می کردند، اما با گذشت زمان، کاربرد آن به پرده بکارت محدود شد.[الان نیزدراصطلاح پزشگی درعمل قلب کارد یوگرافی بکارمیرود] در طول نخستین مراحل رشد جنینی، به طور کلی هیچ بخش ورودی به واژن وجود ندارد. لایه باریک بافتی که در این مرحله واژن را می پوشاند، قبل از تولد به طور ناقص تقسیم می شود، این لایه بعدها پرده بکارت را به وجود می آورد. در صورتیکه در مرحله قبل از تولد، تقسیم لایه به طور کامل صورت گیرد، موجب می شود بعضی زنان به طور مادرزاد، پرده بکارت نداشته باشند.پرده بکارت، بخش خارجی اندام جنسی است و دقیقا در ورودی دهانه واژن قرار دارد.
انواع رایج پرده بکارت عبارتند از:
حلقوی: در این نوع، پرده به صورت حلقه ای دور ورودی واژن را می پوشاند.
ارتجاعی: پرده ای که به اندازه کافی انعطاف پذیر و قابل ارتجاع ا ست و به هنگام ورود آلت تناسلی مرد، پاره نمی شود یا به طور جزئی پاره می شود و هیچ خونریزی ندارد.
دو سوراخی یا تیغه ای: پرده ای که یک تیغه ممتد در طول ورودی واژن دارد
غربالی (سوراخ سوراخ): این پرده به طور کامل در عرض مهبل کشیده شده اما سطح آن سوراخ سوراخ است.
بعضی ها مادرزاد پرده بکارت ندارند، بعضی دیگر پرده بکارتشان بدون سوراخ است، درحالیکه برخی دیگر پرده های بسیار ضخیمی دارند که ممکن است برای پاره کردن آن، کمک پزشک مورد نیاز باشد تا از بروز درد در هنگام ارتباط جنسی جلوگیری شود، این شیوه را بریدن پرده می نامند.طی اولین دخول، پرده بکارت در چند جا پاره شده و به چند قطعه تقسیم می شود، غالبا تا زمانی که زن، نوزادی به دنیا بیاورد باقیمانده پرده در دهانه واژن وجود خواهد داشت.
پرده بدون سوراخ یا بسته چیست؟ پرده ای که تنها با خروج نوزاد پاره می شود، اما به صورت خطوط نا منظم گوشتی پیرامون ورودی واژن باقی می ماند. در دخترانی که به سن بلوغ می رسند، در صورتیکه دارای پرده بسته باشند، خون قاعدگی پشت آن جمع شده و نمی تواند خارج شود در نتیجه باعث بروز درد می شود، اینگونه افراد باید به دکتر مراجعه کرده تا طی عمل جراحی و ایجاد برشی در سطح پرده، خون قاعدگی از آن خارج شود.
چرا بعضی زنان در اولین ارتباط جنسی خونریزی ندارند و برخی دارند؟
گذشته از فقدان مادرزادی پرده بکارت در بعضی زنان ، در صورتیکه زن در هنگام سکس، آرام و بدون تنش بوده ، زمان کافی برای عشق ورزی داشته باشد، با همسر خود احساس راحتی کند و دهانه واژنش به اندازه کافی مرطوب باشد ، آلت تناسلی مرد به نرمی وارد واژن او می شود و به این ترتیب در اولین ارتباط خونریزی نخواهد داشت. اما اگر زن مضطرب باشد یا بترسد و پاهایش را جمع کند دهانه واژن تنگ خواهد شد و هنگام دخول خونریزی و درد خواهد داشت.
بعضی مردها ادعا می کنند که می توانند در حین سکس تشخیص بدهند زن قبلا سکس داشته یا نه، چنین نیست. تنها چیزی که مردان می توانند حس کنند، مضطرب و نگران بودن زن است که به همین دلیل خودشان را منقبض کرده و دهانه واژن به نظر تنگ تر می آید.
از آنجائیکه در نظر مردم پرده بکارت، پرده ای بسیار سفت و محکم است که تنها با فشار پاره می شود، برخی مردها در هنگام سکس فشار زیادی به دهانه واژن آورده و موجب پارگی دهانه واژن، درد و خونریزی می شوند. در صورتیکه، اگر زن هنگام سکس آمادگی کافی داشته و به دور از احساس اضطراب باشد هیچ نیازی به فشار از جانب مرد نیست.
نکات قابل توجه در مورد پرده بکارت:
رشته های عصبی در پرده کم هستند و به همین دلیل در صورت آرامش جسمی و روانی، پارگی آن معمولا بدون درد است.
عمل دخول و پاره شدن پرده بهتر است در زمانی که بدن آرام است و هیچ اضطراب و خستگی وجود ندارد انجام شود. بنابراین نزدیکی در اولین شب ازدواج و پس از مراسم طولانی عروسی توصیه نمی شود.
زنان بهتر است قبل از نزدیکی، نه به منظور گرفتن گواهی سلامت پرده بکارت بلکه به دلیل آگاهی از نوع پرده به پزشک متخصص زنان مراجعه کرده و توضیحات لازم را درخواست کنند. زیرا در موارد نادری که پرده از نوع ضخیم است، احتیاج به عمل جراحی دارد.
در صورت تنگی دهانه واژن، بهتر است از کرم و ژلهای تسهیل کننده یا اسپری بی حس کننده استفاده کرد. ضمن اینکه تحریک زن وخروج ترشحات از دهانه واژن موجب روان شدن دهانه واژن و سهولت ارتباط جنسی می شود.
گاهی پرده بکارت با یک یا دو بار نزدیکی کاملا پاره نمی شود وهر دفعه قسمتی از آن پاره شده و کمی خونریزی می کند. بدون پارگی پرده، مایع اسپرم ریخته شده بر روی آن می تواند موجب حاملگی شود، زیرا اسپرماتوزوئید موجود در اسپرم می تواند از سوراخ پرده حرکت کرده و به طرف تخمک زن برود و حاملکی ایجاد گردد. در این موارد زن با پرده سالم حامله می شود.
نکته : ورزشهایی مانند سوارکاری، دو، پرش، شنا، رقص، باله، هرگز باعث پاره شدن پرده دختر نمی شوند مگر اینکه وی طی حادثه ای و در هنگام بازی، سقوط کرده و در همان زمان جسمی نوک تیز به پرده اصابت کند و موجب پارگی آن شود.گاهی استفاده ازتامپکس (نوعی نوار بهداشتی)، یا فعالیتهای غیر جنسی (مثل برخی حوادث )پرده را از بین می برد.
--------------------
رجوع شودبه http://www.anna666.blogfa.com/post-7.aspx
وکتاب ازدواج مکتب انسان سازی شهیدسیدرضاپاکنژاد
پيام هاي ديگران () link شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئىلجبازی ما- بددفاع کردن دیگران
نقدکامنت آرش کماندارلجباز؛کماندار،احمدی نژادراچماق کرده وباگرفتارشدن درگردان خطای هاله ای وسیاه وسفیددیدن جهان وانسان همه راباچماق احمدی نژادکوبیده وکافر پنداشته است. نقد زیتون رابارنگ مشکی مرورنمائیم:
http://www.kamandar.blogfa.com/نویسنده؛آرش کماندار:شما چرت و پرت زیادی می نویسید هاشمی رفسنجانی روزی در پیشگاه تاریخ محاکمه خواهد شد او بدعتهای فراوانی در این انقلاب گذاشت[رفسنجانی روشهای اقتصادی اش غلط بودکه لایحه به مجلس برداصلاح کنداما طیف باهنر(حامی احمدی نژاد)بمدت 6ماه ازدستورخارج کردند تابرموج گرانی ها وتجارت شکرو...مانندالان ومجلس هفتم که سوارند،سوارباشند ومانند احمدی نژاد ازفساد چک پنچ میلیون تومانی به نمایندگان بعنوان رشوه برای انصراف ازاستیضاح کردان نداشت واز جرثومه فسادی چون کردان حمایت نکرد و ماننداحمدی نژاد با مجلس باقلدری حرف نزد واحمدتوکلی بااینکه رقیبش درانتخابات ششم ریاست جمهوری بود اما او را مستبد نخواند درصورتیکه توکلی، احمدی نژاد را مستبد نامیده است . هاشمی وزیر میلیاردر و مخالف شهیدباکری مانند محصولی نداشت و وزارت کشور را به گند نکشید هرچنداحمدی نژاد ازمدیران بشارتی وزیرکشورتحمیلی به رفسنجانی ، توسط باند باهنر درمجلس پنجم، بود حتی بحث تحمیل خودباهنربه رفسنجانی نیزبودکه قبول نکرد] او فساد اقتصادی را در این کشور نهادینه کرد او تکبر و خودپرستی را نوعی مدیریت نامید[ولی ماننداحمدی نژاد از روی نخوت وخودپرستی نگفت هاله نوربه دورکله ام پیچیده وباامام زمان ارتباط دارم وعالمانی چون جوادی آملی هم مخالفش نبودندکه مخالف احمدی نژادبه دلیل بی کفایتی سیاسی اش هستند] او و خاندانش مانند فرزندان و مرعشی به مردم به دید رعیت خویش نگاه می کنند باند هاشمی تمام تلاشش را کرد تا با ضربه های اقتصادی به دولت که نتیجه اش گریبانگیر مردم بی گناه کشور شد احمدی نژاد را سرنگونکنند[ماهمانندزمان بنی صدرکه اشتباه کردیم رای به اودادیم درزمان احمدی نژادهم اشتباه بزرگتری کردیم که رای به اودادیم ، نبایدبی لیاقتی های احمدی نژاد درعدم استفاده ازدانشمندان کشور وتزریق نقدینگی ،عامل تورم را ، پای دیگران نوشت ، هاشمی بانفت چنددلاری کشوررا اداره کرد وماننداحمدی نژاد مردم رابه اوج ذلت وفقر وفحشاء نکشاند و بانفت بشکه ای 140دلار وپخش آن برای رای اوردن مجدد استفاده نکرد هاشمی ها مثل آدم ،حزب تشکیل دادند ومانند محمدباقرذوالقدر که نظامی ماندوازبسیج سواستفاده کردوبه امام خیانت کرد،نکردند وازبسیج بعنوان حزب استفاده نکردند واحمدی نژاد را از داخل صندوق درنیاورندند کاش ذوالقدرهم به امام گوش میکرد ومیرفت حزب تشکیل میداد وبه خون شهداخیانت نمی کرد واینگونه خدااورابه خاک مذلت نمی نشاند اینهاتکیه کلامشان مخالفت باحزب است برای سواستفاده ازبسیج ] جاسبی دیوانه و عاشق قدرت دیگریست که او نیز مورد حمایت هاشمیست کرباسچی و هزاران متهم دیگر مورد حمایت هاشمی هستند .[ لابد فقط احمدی نژاد که مریدمصباح یزدی است که اعتصاب چراغانی 15شعبان 1357رادرموسسه درراه حق(باطل) به نفع شاه شکست وبه امام وخون شهداخیانت کرد،طرفدارعدالت است مابقی مردم کوچه وبازارمخالف عدالتند به قول مجیدانصاری امام زمان هم که بیاید این فرقه میگویند باید پیرو ما باشد .آقای آرش کماندار!آقای هاشمی مفسرقرآن است وهرچه باشندپشم خایه اش به تمام اعضاءفرقه مصباحیه وانجمن حجتیه ارزش داردکه شماازآنهاحمایت می کنیدفاطمه زهراوهمسروفرزندانش تاامام معصوم یازدهم به دست فرقه مصباحیه زمان خودشان شهیدشدند امام خمینی می فرماید«درودبرعلی ابن ابیطالب صلواة الله علیه که بادژخیمان بصورت مسلمان ومقدس نماهای بدترازکفارجنگید وازهیچ چیزنهراسید» وشهیدمطهری میفرماید«علی علیه السلام دوطبقه رادفع کرده منافقین زیرک وزاهدان احمق» که دوتیغه یک قیچی هستندهمواره فرزندان رسول الله مانند شهدای سرزمین فخ (سادات) ودیگرشهدای سادات بدست فرقه مصباحیه زمان خودشان کشته شده اند.متأسفم که عده ای چون شماسرنوشت خودرابه دست انجمن حجتیه ای هاسپرده ایدپناه برخداازشرساده لوحان تأثیرپذیرازانجمن حجتیه،پناه!اگراحمدی نژادخط امامی است چرا درمقابل امام ایستاد واز تسخیرلانه جاسوسی حمایت نکرد بلکه برای لوس کردن اشغال الانه جاسوسی میخواستندسفارت شوروی رااشغال نمایندامام جلوآنهاراگرفت و الان هم بخاطر تلاشی که برای رابطه باآمریکا واسرائیل میکند مورد تشویق بوش است وبوش میداند اگرازاحمدی نژاد مستقیم حمایت کند چون طبق نظرروان شناسان بین المللی یک ویژگی ایرانیان لجبازی است با بوش مخالفت خواهند کرد اما بوش بطورعمد ازخط امام حمایت میکند تا براساس نظرجامعه شناسان با بددفاع کردن ، خوب خط خط امام را بکوبد.حاشا وکلابرشما!فرزندان فاطمه زهرا همواره بدست اینگونه فرقه هاکشته شده اند ولی مطمئن باشید ملت ابراهیمی ایران به تبعیت ازپروردگارخمینی وخامنه ای وخاتمی ،این بار نخواهندگذاشت فرقه مصباحیه کربلای دیگری رارقم بزند وانشاالله این آرزو را آن فرقه به گورخواهد برد . یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله،از تو در راه حفظ اسلام امام خمینی از شر فرقه مصباحیه وصهیونیزم بین الملل استعانت میجوئیم و به تو پناه می بریم ما را دریاب واز شر آنها الساعه نجات ده یاارحم الراحمین ویاغایة آمال العارفین ویارب المستضفین ویارب الشهداء والصدیقین.
پيام هاي ديگران () link شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئىکشکول50 جنون(2)
پیغمبر: وحی شدبه موسی علیه السلام غذایت را با نمک شروع کن وبا نمک به پایان بر 70درد را درمان میکند که «اَهوَنُهَاالجنون» آسانترینش جنون است...
آفتاب یزد25آذر87:پدر خانواده، همسرش را کشت و فرزندش را خفه کرد
به دنبال بروز مشاجره و درگیری بین یک زن و شوهر در کاشان، مرد عصبانی همسرش را با وارد آوردن ضربات سنگین به قتل رساند و سپس فرزند 12 سالهاش را با فشار دست خفه کرده و به حالت اغما برد. به گزارش فارس، مرد 37 ساله که پس از دستگیری توسط مأموران پلیس خود را دچار اختلال روانی معرفی میکرد، گفت : 15سال پیش ازدواج کردم و با همسرم مکررا بر سر مسائل مــخــتــلــف درگــیـری داشـتـیم، در روزحادثه نتوانستم خودم را کنترل کنم و با او به بگو مگو پرداختم، ناگهان مشاجره ما به نزاع مبدل شد و به او حمله کردم و ضربات محکمی به سرش وارد ساختم و متعاقباً در همان حالت فرزند 12 سالهام را نیز که به شدت گریه میکرد با دستانم خفه کردم که او نیز بعد از دقایقی جان سپرد. به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت به نقل از دادگستری اصفهان، این فرد ادعا میکند بیمار روانی است . دادستان عمومی و انقلاب کاشان در این زمینه گفت: پرونده متشکله در این زمینه در جریان رسیدگی است و ما نیز در حال تحقیق و کنکاش در این زمینه هستیم. وی تصریح کرد: متهم منکر انجام این جنایات شده است. دادستان کاشان ادامه داد: قرائن و نـظـریـات کـارشـنـاسـان پـزشکی حکایت از مشاجره و درگیری طرفین و بحثهای قبل از قتل دارد و احتمالاً در وقوع آن مؤثر بوده است. این مرد قاتل مدعی است که فردی از بیرون خانه وارد شده و اعضای خانواده وی را به قتل رسانده و گریخته است. تحقیقات در این زمینه ادامه دارد
قتل نوجوان 16 ساله به دست پدرش
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی گفت: پدری در میانه برای تنبیه فرزند خود با پرتاب چاقو او را به قتل رساند.فرامرزی افزود: به دنبال تماس تلفنی از اورژانس بیمارستان امام (ره) شهرستان میانه مبنی بر انتقال فردی مجروح به وسیله چاقو، عوامل کلانتری 11 این شهرستان بلافاصله به محل مورد نظر اعزام شدند. به گزارش فارس ، وی اضافه کرد: پس از بررسی و تحقیقات پلیسی، مشخص شد که فرد مجروح به نام " علیرضا" 16 ساله اهل میانه بعد از انتقال به اورژانس به علت شدت جراحات وارده فوت کرده است. فرامرزی خاطرنشان کرد: به دنبال آن برای روشن شدن دلیل فوت نامبرده، موضوع از طریق عوامل کلانتری، پلیس آگاهی و دادستانی تحت بررسی قرار گرفته و مشخص شد که مقتول توسط پدرش به نام "محرم" 51 ساله به قتل رسیده است. وی اظهار کرد: با تلاش عوامل انتظامی شهرستان، قاتل بلافاصله در کمترین زمان ممکن دستگیر و در تحقیقات به قتل فرزندش اعتراف کرد و گفت: در منزل خود به دنبال تنبیه فرزندم، چاقو را به سمت وی پرتاب کردم که چاقو به سینهاش خورد.26آذر
16آذر،قتل برادر زن در جشن عروسی وبنزین به کودک 5ساله ریختن
یک مرد مست که برادر زنش را در جنوب کشور با ضربههای چاقو کشت و جـشن عروسی را به عزا تبدیل کرد در بازجویی ، لب به اعتراف گشود.به گزارش ایسکانیوز، ماموران انتظامی پاسگاه "احمدی" شهرستان "حاجیآباد" هرمزگان وقتی باخبر شـدنـد دعـوای سـه مـرد جـوان در جـشن عروسی به جنایت کشیده است بازپرس کشیک را در جریان ماجرا قرار دادند. سپس این مقام قضایی و افسران اداره آگاهی به محدوده روستای "بنگوت" رفتند و با دیدن جنازه کاردآجین "محمد" 31 ساله و بدن نیمه جان دوستش "موسی" رسیدگی به پرونده را آغاز کردند. شواهد نشان می داد "امیر" 29 سـالـه در جــشــــن عـــروســـی بـــه دنـبــال اخـتــلاف خانوادگی با همسرش به مشاجره پرداخت کــه بـرادر او (مـحـمـد) پـس از مـداخـلـه و طرفداری از خواهرش، قربانی جنایت مـسـتــانـه شـد. تـجـسـس کـارآگـاهـان بـرای دستگیری جانی ادامه داشت تا اینکه چند ساعت بعد "امیر" ردیابی شد و خود را در حلقه تنگ مجریان قانون دید. او که راه فرار را بسته می دید دختر پنج ساله اش به نام "ملیکا" را گروگان گرفت، به رویش بنزین ریخت، چاقو زیر گلویش گذاشت و تهدید به مرگ کرد. در آن لحظههای دلهره آور ، پلیس با شیوه های روانکاوانه ، مجرم را از محل آلوده به بنزین دور کرد اما "امیر" در یک لحظه ، ملیکا کوچولو را روی موتورسیکلت انداخت و گریخت. بدین ترتیب تعقیب و گریز نفسگیر شـروع شد و مرد عصیانگر پس از طی مسافتی تعادل خود را از دست داد که موتورش چپ شد و به زمین خورد.او که به شدت کلافه شده بود در اقدامی بی رحمانه ، دخـتـرش را بـه زمــیــن کــوبــیـد و سـرانجام بازداشت شد. ماموران بلافاصله "ملیکا" را که بر اثر ضربه مغزی به کما رفته بود به یک بـیـمـارسـتـانـی در بـنـدرعـبـاس بردند و به بازجویی از "امیر" پرداختند. او اعتراف کرد : به خاطر اختلاف خانوادگی با برادر زنم درگیر شدم و من که مست بودم با چاقو به جان "محمد" و "موسی" افـتـــادم امـــا نــمـــی خـــواسـتــم هــیـــچکـــس را بـکـشـم.گـفتنی است، تلاش پزشکان برای نجات "ملیکا" از مرگ ادامه دارد و پدرش با صـــدور قـــرار بـــازداشــت مــوقــت، زنــدانــی شده است.
بهداشت اعصاب وروان
قبلادرپست ماجوانان مجردچه کنیم صیغه کنیم!صیغه شویم برخی اصول بهداشت اعصاب راآوردیم آنرامرورکنیم سپس اصول بهداشت روان ازیک پایگاه رابنگریم:
پیغمبر:تنیدگی(فشارعصبی)ریشه بیماریهاست.
پیغمبر:«محبوبترین شمانزدمن خوش رو[نامساوی عصبی]ترین شماست»
فاطمه زهراسلام الله علیها:«پاداش خوش روئی بهشت است.»
اوج بهداشت روانی،این است که انسان خوشروباشد[بتواندبخندد]
کسی خوش رواست (میتواندبخندد)که 1ابتداوانتهای غذایش نمک(پیغمبر:وحی شدبه موسی علیه السلام) بخورد2هرروزغذای حاوی ویتامین ب وث (امام رضا:روغن زیتون خام اعصاب راقوی میکند/امام صادق:پیازاعصاب راقوی میکند/پیغمبر:مویزاعصاب راقوی میکندویحسن الخلق"وانسان راخوش رومی نماید) بخورد3مطابق طبعش (سردبلغمی غذاهای گرم صفراوی)غذابخورد4براساس نیازبدنش غذا(پروتئین15چربی30هیدروکربات55درصد/پیغمبر:درخانه ای که خرما نیست اهلش گرسنه اند)بخورد5متنوع (امام علی :دومرتبه پشت سرهم یک غذانخورید/امام صادق:یک روزشیر،یک روزگوشت،یک روزغذای دیگرمیل نمائید) غذا بخورد6هرگزصبحانه لبنیات"شیروپنیر"(امام صادق:لبنیات صبح دردبی درمان است)نخورد7هرشب شام (امام صادق:اصل خراب البدن ترک العشاء«علت بیماری بدن شام نخوردن است» بخورد8ازغذاهای دارای موادشیمیائی (مثل قندوشکروهرچه درآن شکربکاررفته ،شبیه نوشابه ومربا،ساندیس،سنیچ،...سوسیس وکالباس وهمبرگر،کنسرو،موز،چیپش،...)نخورد 9غرائزش (گرسنگی،تشنگی،خواب،مادری،جنسی)راارضاءنماید.
بطورکلی کسی خوشرواست که کم خون نباشد،ویتامین ب وکلسیم بدنش کم نباشددرحال حاضرطبق آمارارائه شده وزارت بهداشت 58000000نفرمبتلابه کمبودآنها می باشیم یعنی خوشرونیستیم.
براساس پژوهشهای روان شناسی ؛ شیرین ترین ایام زندگی یک زن دوران بارداری اوست،بی خوابی عامل فشارعصبی است، گرسنگی وتشنگی سبب پرخاشگری است عدم ارضاءغریزه جنسی سبب انفجارعصبی وفروپاشی اجتماعی است
واین هم بهداشت روان لوکس،ازپایگاه زیر:
بهداشت روان
http://www.bpdanesh.ir/detailnews.asp?id=6405
بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ فردی، از هیچ طبقه اقتصادی ـ اجتماعی خاصی، در مقابل آن ها مصونیت نداشته و خطری است که بشر را مرتبا تهدید میکند. خوشبختانه نهضت بهداشت روانی در نیم ..
مقدمه - بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ فردی، از هیچ طبقه اقتصادی ـ اجتماعی خاصی، در مقابل آن ها مصونیت نداشته و خطری است که بشر را مرتبا تهدید میکند. خوشبختانه نهضت بهداشت روانی در نیم قرن اخیر، افکار غلط و خرافات در مورد این بیماری ها را کنار گذاشته و نشان داده که اوّلا بیماری های روانی، قابل پیشگیری بوده و ثانیا در صورتیکه مانند سایر بیماری ها به موقع تشخیص داده و تحت درمان قرار گیرند به همان نسبت از مزمن شدن و عوارض آن ها کاسته خواهد شد. در راستای همین ایده, بهداشت روانی که جزئی از بهداشت عمومی محسوب می شود به پیگیری موارد زیر می پردازد:
افزایش سطح بهداشت روانی از طریق ارتقاء آگاهی های جامعه درمورد بیماری های روانی
شناسایی و تشخیص زودرس اختلالات روانی و درمان آن ها
پیشگیری از عوارض و عود بیماری و توانبخشی بیماران
پیشگیری از بروز بیماری های روانی از طریق پیشگیری و درمان بیماری های جسمی
تاریخچه - در حقیقت بهداشت روان را میتوان یکی از قدیمی ترین موضوعات به شمار آورد. زیرا بیماری های روانی از زمان های قدیم وجود داشته, بطوریکه بقراط در حدود 400 سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماری جسمی باید درمان کرد. تقریبا از سال 1930 یعنی بعد از تشکیل اوّلین کنگره بین المللی بهداشت روان بود که این رشته بصورت جزئی از علوم پزشکی درآمد و سازمان های روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشورهای مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند.
در سال 1930 اوّلین کنگره بین المللی بهداشت روان با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شد و مشکلات روانی کشورها و مسائلی از قبیل تاسیس بیمارستان ها, مراکز درمان سرپائی, مراکز کودکان عقب مانده ذهنی و نظایر آن مورد مطالعه قرار گرفت. ولی در 18 سال بعد یعنی در سال 1948 در سومین کنگره بین المللی بهداشت روان که در لندن تشکیل شد اساس فدراسیون جهانی بهداشت روان بنیان گذاری شد و در همان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو و سازمان بهداشت جهانی درآمد بطوریکه سازمان جهانی بهداشت در ژنو نقش رهبری رسمی فدراسیون جهانی بهداشت روان را به عهده گرفت. از آن تاریخ به بعد هر سال یک جلسه بین المللی و هر چهار سال یکبار کنگره جهانی تشکیل شده و می شود. در نتیجه تلاش و کوشش های پیگیر روز 18 فروردین مطابق با هفتم آوریل روز جهانی بهداشت اعلام گردیده در سراسر جهان مسائل بهداشتی کشورها مورد بررسی قرار میگیرد. از مسئولین بهداشتی کشورهای مختلف خواسته شده تا برنامه های بهداشت روانی را جزء برنامه های بهداشت عمومی قرار دهند.
در کشور ایران نیز علیرغم آنکه از زمان محمدبن زکریای رازی و بعد, ابوعلی سینا به بیماران روانی (دیوانگان آن زمان) توجه داشته و برای آنها از دستورات مختلف داروئی و روش های گوناگونی همچون تلقین استفاده میکردند, ولی بطور رسمی در سال 1336 برنامه های روانشناسی و بهداشت روان از رادیوی ایران آغاز شد و در سال 1338 اداره بهداشت روانی در اداره کلّ بهداشت وزارت بهداری وقت، تشکیل گردید. اگرچه از سال 1319 تدریس بیماری های روانپزشکی دانشگاه تهران آغاز شده بود با قبول استراتژی P.H.C توسط جمهوری اسلامی ایران و ایجاد شبکه های بهداشتی درمانی, در کشور, موضوع بهداشت روان به منزله جزء نهم خدمات اوّلیه بهداشتی پذیرفته شد و در حال حاضر نیز از موضوعات بسیار ضروری در کشور, مورد توجه قرار دارد.
تعریف بهداشت روان - بهداشت روان علمی است برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از اوّلین لحظات حیات جنینی تا مرگ اعم از زندگی داخل رحمی, نوزادی, کودکی تا نوجوانی, بزرگسالی و پیری را در بر میگیرد. بهداشت روان، دانش و هنری است که به افراد کمک میکند تا با ایجاد روش هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری نموده و راه حل های مطلوب تری را برای حل مشکلاتشان انتخاب نمایند.
تعریف سازمان جهانی - بهداشت روان، عبارتست از: قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران, تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی, عادلانه و مناسب. نتیجه آنکه مفهوم بهداشت روانی عبارت خواهد بود از تامین رشد و سلامت روانی فردی و اجتماعی، پیشگیری از ابتلاء به اختلال روانی, درمان مناسب و بازتوانی آن.
ویژگی های افرادی که از نظر روانی سالم هستند
این افرادنسبت به خود آرامش دارندیعنی به طور نسبتا معقولی احساس امنیت و کفایت دارند
توانائی های خود را در حد واقعی خود ارزیابی میکنند, نه بیشتر و نه کمتر
به خود احترام میگذراند (Self- respect) و کمبودهای خود را می پذیرند
به حقوق دیگران احترام می گذارند
میتوانند به دیگران علاقمند شوند و آن ها را دوست بدارند
میتوانند احترام و دوستی دیگران را جلب کنند
میتوانند نیازهای زندگی خود را برآورده سازند و برای دشواری هایی که زندگی آنها پیش می اید راه حلّی پیدا کنند. آنها قادرند خود بیندیشند و تصمیم بگیرند
قادرند مسئولیت های روزمرة خود را با برگزیدن اهداف معقول پیش ببرند
تحت تاثیر عواطف, ترس, خشم, عشق یا گناه خود بطوری قرار نمیگیرند که زندگیشان پریشان شود.
چند نشانه هشدار دهنده برای ضعف روانی
احساس نگرانی دائمی
ناشادی دائمی به علل ناموجّه
از دست دادن آسان تعادل روانی در بیشتر اوقات
بی خوابی مکرر
افسردگی و سرخوشی متناوب بصورت ناتوان کننده
احساس بی علاقگی و تنفّر دائمی نسبت به مردم
آشفتگی زندگی
عدم تحمل دائمی فرزندان
همواره خشمگین و بعد دچار پشیمانی شدن
ترس بی جهت دائمی
دائما حق را به جانب خود دادن و دیگران را ناحق شمردن
احساس درد و شکایت های بی شمار بدنی که علّتی برای آن پیدا نمی شود.
به عقیده دکتر منینگر اگر شخصی وجود یکی از علائم فوق را در خود قطعی بداند باید به او کمک شود.
جمعیت های آسیب پذیر (High Risk) در بهداشت روان
گرچه بهداشت روان به مفهوم گفته شده, خود را در برابر تمام بیماران و همه افراد سالم متعهد میبیند اما گروه ها و جمعیت هایی نیازمندی بیشتری داشته و آسیب پذیری زیادتری از نظر بهداشت روان دارند. این افراد عبارتند از: بیماران و معلولین روانی, عقب ماندگان ذهنی, بیماران صرعی, سالمندان, معتادان, بیکاران, نیازمندان اقتصادی, کودکان و نوجوانان, زنان باردار, جدا شده و داغدیده, افراد بی سرپرست, زندانیان . . . و مهاجران.
اهمیت بهداشت روان
پیشرفت صنعت و تکنولوژی, قدرت و ثروت را افزایش داده ولی امکان زندگی با آرامش و صلح و اطمینان را از انسان سلب کرده و در حقیقت "کیفیت فدای کمیت" شده و اعتدال و تناسب کنار رفته و بیماری های عصبی ـ روانی و روان تنی، جانشین آن شده است. بطوریکه آمار نیز حکایت از افزایش شیوع بیماری های روانی دارد و علل مختلفی را برای این افزایش شیوع بر شمرده اند که به مهمترین آنها اشاره میگردد:
علل افزایش شیوع بیماری های روانی
بیماری های روانی مانند بیماری های جسمی کشنده نیستند و در نتیجه, مبتلایان به این نوع بیماری ها روی هم انباشته می شوند و احتیاج بیشتری جهت درمان سرپائی, بستری شدن و تخت بیمارستانی پیدا میکنند.
عدم درک از نحوه شروع و طولانی مدت بودن بیماری در نتیجه عدم اطلاع از بیماری, درمان به موقع انجام نمیشود که همین امر باعث مزمن شدن بیماری گشته و بیماری غیرقابل علاج میگردد
عدم برنامه صحیح و اطلاع کافی از روش های پیشگیری و درمانی که خود باعث انباشته شدن و ازدیاد این نوع بیماران میگردد
برحسب برآورد سازمان جهانی بهداشت امروزه 25% مردم جهان دچار یکی از انواع اختلالات روانی ـ عصبی ـ رفتاری هستند. (به جز اعتیاد به مواد مخدر, الکل و سایر موارد).
ناتوانی و از کارافتادگی (disability) ناشی از بیماری های روانی، اغلب شدید و طولانی است و بار سنگینی بر بیمار, خانواده و جامعه تحمیل میکند. بطور کلی 6/10% بار کلی بیماری ها (Global Burden of Diseases) مربوط به بیماری های روانی است و با محاسبه سال های تقریبی ناتوانی در طول عمر (Disability Adjusted life years: Daly) این رقم به 28% افزایش مییابد.
لازم به توضیح است که در مطالعه بار جهانی بیماری ها بر روی میزان ناتوانی ایجاد شده توسط بیماری ها تاکید میگردد. مثلا آیا مرگ و میرها ارزش یکسانی دارند, یعنی مرگ یک فرد 80 ساله با مرگ یک فرد 25 ساله فرق نمیکند؟ آیا فشاری که از طریق بیماری ها بر فرد و خانواده وی وارد می اید یکسان است؟ میزان ناتوانی ایجاد شده توسط یک بیماری چقدر است؟
این بررسی نشان داده که در طول دو دهه آینده بیماری های روانی بعنوان اولویت عمده بهداشتی کشورهای جهان خواهد بود. بطوریکه هم اکنون از 10 بیماری عمدهای که سبب ناتوانی میشوند 4 بیماری مربوط به اختلالات روانی است : افسردگی یک قطبی (7/10)، اختلال خلقی دو قطبی (3%), اسکیزوفرنی (6/2%)، وسواس (2/2%) (جدول 1)
جدول 1 ـ ده علت اصلی ناتوانی در سطح جهان
ردیف علت فراوانی (به میلیون) درصد
1 افسردگی یک قطبی 8/50 7/10
2 کم خونی فقر آهن 22 7/4
3 سقوط 22 7/4
4 استفاده از الکل 8/15 3/3
5 C.O.P.D 7/14 1/3
6 افسردگی دو قطبی 1/14 3
7 ناهنجاری مادرزادی 5/13 9/2
8 استئوآرتریت 3/13 8/2
9 اسکیزوفرنی 1/12 6/2
10 Obsessive compulsive Disorders 2/10 2/2
میزان شیوع اختلالات روانی در ایران در مناطق مختلف از 9% تا 36% متغیر است. طبق مطالعات, 3% از بیماران روانی و 6/1% از جمعیت 15 سال به بالا به نحو شدیدی, از لحاظ روانی بیمار بوده و به درمان جدّی روانپزشکی نیاز داشته اند. 3/15% از این گروه سنی بیماری های خفیف روانی و 6/26% مسائل عاطفی مختلف داشته اند.
انواع بیماری های روانی
1 ـ بیماری های عمده یا روان پریشی (Psychosis) :
روان گسیختگی (schizophrenia): شکاف شخصیت و عدم احساس واقعیت
افسردگی ـ سرخوشی (Manic- depressive): افسردگی ژرف و هیجان شدید نوسان دار
سوء ظن شدید و هذیان (paranoia): سوء ظن بی دلیل به همه چیز در چارچوب توهّم
2 ـ بیماری های غیر عمده :
روان نژندی یا نوروز: از دست رفتن توانایی واکنش هنجار در برابر موقعیت های گوناگون زندگی
اختلالات شخصیتی: ناشی از تجربیات اسف انگیز دوران کودکی
علل بیماری های روانی
بیماری های عضوی: آرتریواسکلروز عروق مغزی، سرطان ها، بیماری های متابولیک، برخی بیماری های نرولوژیک، بیماری های غدد درون ریز، بعضی از بیماری های مزمن، صرع و ...
وراثت: در کودکی که پدر و مادرش هر دو روان گسیخته اند, احتمال ابتلاء به روان گسیختگی 40 برابر بیشتر از کودکانیست که پدر و مادر سالم دارند.
عوامل محیطی و اجتماعی: نگرانی ها، تنش های عاطفی، ازدواج های اجباری، گسستگی خانواده، فقر، شهرنشینی، صنعتی شدن جامعه، مهاجرت، عدم امنیت اقتصادی، طرد شدن، از یاد رفتن، ظلم و ...
سایر عوامل محیطی :
ـ سمومی مثل جیوه، دی اکسید کربن، منگنز، قلع، ترکیبات سرب و غیره
ـ داروهایی مثل باربیتورات ها، گریزوفولوین، الکل و غیره
ـ مواد تغذیهای مثل کمبود ویتامین و پیریدوکسین، کمبود یُد و غیره
ـ عفونتهامثل سرخک،سرخجه وعفونت های پیرامون زایمانی که برتکامل مغزی تاثیر دارند
پرتوتابی در هنگام تکامل عصبی
حوادث و تصادفات
نقش مذهب درکاهش آن:
در سال های اخیر مطالعات متعددی در رابطه با مذهب و اهمیّت آن در تامین بهداشت روانی در جای جای دنیا صورت گرفته است. طی مطالعه ای که در منطقه کارولینای شمالی آمریکا در مورد رابطة تعلّق های مذهبی با افسردگی اساسی در گروه های مختلف مذهبی انجام شده، مشخص گردیده است که در گروهی از مسیحیان به نام پنتاکستال ها که ظاهرا رفتارهای انزواگرایانه اجتماعی دارند شیوع افسردگی اساسی بیشتر از دیگر گروه های جامعه است. طی مطالعه دیگری در زنان مسنّ مبتلا به شکستگی لگن مشخص گردید که شیوع و شدت افسردگی و عوارض روانی ناشی از شکستگی لگن در زنانی که دارای اعتقادات مذهبی هستند به مراتب کمتر بوده و وضعیت حرکتی بهتری در این زنان مشاهده می شود. ضمنا در مطالعات غربالگری علایم افسردگی در دانش آموزان دبیرستانی شهرهای مختلف کشور نیز در افراد با درجة بالای عقاید مذهبی و مقیّد به انجام فرایض دینی، میزان افسردگی به صورت معنی داری کمتر بوده که همگی این مطالعات و بسیاری از پژوهش های دیگر، حاکی از تاثیر مثبت و آرامبخش ایمان مذهبی متعادل همراه با نگرش مثبت اجتماعی در تامین سلامت روانی و به همراه آن کاهش افسردگی، می باشد.
اولویّت های بهداشت روانی
پیشگیری و مبارزه با بیماری های افسردگی, اسکیزوفرنی, زوال عقل, عقب ماندگی ذهنی, صرع و همچنین مبارزه با خودکشی از اولویّت های بهداشت روانی است. به همین دلیل به وضعیت این موارد در ایران اشاره میکنیم:
1ـ افسردگی: شیوع افسردگی در ایران حدود 7/7% جمعیت 15 ساله به بالا است و بنابراین در هر مقطعی از زمان حداقل حدود 5 میلیون نفر دچار این بیماری هستند. [طبق پژوهش احمدعلی نوربالاجمعا بالای 25%است ودربرخی استانهامثل چهارمحال وبختیاری تا38%گزارش شده]
2ـ اسکیزوفرنی: وخیم ترین بیماری روانی محسوب می شود. به ویژه این که این بیماری در سنین نوجوانی و جوانی آغاز میگردد و در اکثر موارد سیر مزمن و مادام العمر دارد, شیوع این بیماری حدود 1% است و بنابراین تعداد این بیماران در ایران حدود 5/0 میلیون نفر می باشد.
3 ـ زوال عقل (دمانس): با بالا رفتن سطح بهداشت عمومی و افزایش میانگین سنّی جامعه تعداد موارد زوال عقلی بتدریج بالاتر خواهد رفت. در یکی از بررسی ها شیوع این اختلال در ایران 25/0% ذکر شده است (حدود 150 هزار نفر)
4 ـ عقب ماندگی ذهنی: شیوع آن حداقل 2 درصد و تعداد مبتلایان 000/200/1 نفر است که حداقل 10% آنها دچار عقب ماندگی شدید هستند.
5 ـ صرع: میتوان گفت که شیوع بیماری صرع در جوامع مختلف به طور متوسط حدود 1% است که در جوامع در حال توسعه بیشتر از جوامع توسعه یافته گزارش شده است. در گزارشی از یکی از مناطق ایران شیوع صرع گراندمال 2 % آمده است.
6ـ خودکشی: امروزه خودکشی سوّمین علّت مرگ در سنین 15 تا 30 سالگی را به خود اختصاص داده است. 95% افرادی که اقدام به خودکشی میکنند مبتلا به بیماری های روانی بویژه افسردگی هستند. [روزی 20نفردرایران]
اهداف بهداشت روان
بطور کلی بهداشت روانی دارای چهار هدف اصلی است:
1 ـ خدماتی: ارائه خدماتی است، در جهت تامین سلامت فکر و روان افراد جامعه، پیشگیری از ابتلا به اختلالات روانی، بیماریابی، درمان سریع و پیگیری بیماران مبتلا به اختلالات عصبی روانی به طور سرپائی و یا بستری، کمک های مشاورهای به افرادی که دچار مشکلات روانی، اجتماعی و یا خانوادگی شده اند.
2 ـ آموزشی: عبارت است از آموزش بهداشت روانی به افرادی که با بیماران روانی سرو کار دارند و همچنین آموزش بهداشت روانی همگانی و آشنا ساختن مردم جهت همکاری و استفاده از سرویس های موجود در صورت مواجهه با استرس ها و مشکلات روانی، ارائه مفاهیم و شناخت اختلالات روانی به دست اندرکاران امر بهداشت در سطوح مختلف است.
3 ـ پژوهشی: شامل تحقیق در زمینه پیشگیری و نیز علل، نحوه شروع و درمان اختلالات روانی، عقب ماندگی ذهنی، اعتیاد و انواع انحرافات اجتماعی بوده که جایگاه این پژوهشها میتوان در مدارس، دانشگاه ها، سربازخانه ها، مراکز قضائی و انتظامی، کارخانجات، درمانگاه های عمومی، مراکز بهداشتی درمانی و نظایر آن باشد.
4 ـ طرح و برنامه ریزی بهداشتی: شامل برنامه ریزی درباره ایجاد گسترش مراکز جامع روانپزشکی منطقهای، مراکز بهداشت مادر و کودک و تنظیم خانواده، مراکز کودکان استثنایی، مراکز ارائه خدمات درمان های روانپزشکی و ایجاد هماهنگی بین برنامه های خدماتی، آموزشی و پژوهشی است.
پیشگیری از بیماری های روانی
1-پیشگیری اوّلیه (سطح اوّل)
پیشگیری اوّلیه عبارت است از کلیه اقداماتی که منجر به جلوگیری از بروز بیماری میشود، مثل واکسیناسیون در طب عمومی، پیشگیری اوّلیه در روانپزشکی به دلیل چند عاملی بودن اتیولوژی بیماری ها به سادگی امکان پذیر نیست و لذا هدف اصلی پیشگیری در این سطح، مقاوم نمودن افراد جامعه و بویژه اقشار آسیب پذیر در برابر اختلالات روانی از طریق مهار و کنترل ناهنجاری های ژنتیکی، وراثتی، محیطی و خانوادگی است. در حالیکه کلیّه افراد جامعه گروه هدف را تشکیل می دهند.، اهداف زیر بطور اختصاصی در این مرحله دنبال خواهد شد :
1 ـ تاثیر شرایط محیطی و آلودگی های زیست محیطی، شرایط اجتماعی و اقتصادی بر سلامت روان
2 ـ نقش عوامل ژنتیکی در بروز اختلالات روانی
3 ـ پی آمد های اجتماعی ازدواج های خویشاوندی، زودرس و ازدواج با افراد حامل و ناقل ژن معیوب
4 ـ ارتباط بین وضعیت روانی، در دوران بارداری و سلامت روان کودک پس از تولد
5 ـ نیازهای انسانی در مراحل مختلف رشد ازجمله طفولیت، کودکی، نوباوگی، نوجوانی، میانسالی و سالمندی
6 ـ نقش اولیاء و محیط خانواده در سلامت روان کودکان و نوجوانان
7 ـ نحوه رویارویی با عوامل اضطراب انگیز محیطی و اجتماعی
اهداف فوق از راه های زیر قابل حصول است :
1- انجام تحقیقات سبب شناسی به منظور کشف نقش عوامل ژنتیکی، محیطی و خانوادگی در تخریب سلامت روانی افراد در جامعه
2 ـ همکاری بین تخصصی با متخصصین رشته های مختلف و همکاری بین بخشی با ارگان های ذیربط
3 ـ آموزش همگانی بهداشت روانی کلیه اقشار
4 ـ همکاری مستمر با رهبران مذهبی و سیاسی مردم
5 ـ مشاوره های خانوادگی و فردی و گروهی
6 ـ جلب همکاری و تشویق افراد جامعه در بهره برداری مطلوب از خدمات بهداشت روان
همانگونه که قبلا نیز اشاره شد براساس مطالعات انجام شده در دانش آموزان شهرهای تهران، کرج، یزد و اردکان، مشخص شده است که مذهبی بودن دانش آموزان و خانواده های آنان رابطة معکوس و معنی داری با بروز افسردگی دارد و بنابراین توجّه به عقاید معنوی و باورهای مذهبی و التزام به احکام دینی در فضای فرهنگی جامعه و خانواده ها نقش اساسی در پیشگیری اوّلیه افسردگی و به دنبال آن تامین سلامت روانی دارد و به طور قطع یکی از سازوکارهای این پدیده جملة روح افزای دل آرام گیرد به یاد خدای، مُلهَم از آیه شریفه قرآن “ اَلا بِذِکرِاللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب ”، میباشد.
2ـ پیشگیری ثانویه (سطح دوّم)
هدف اصلی در این مقطع جلوگیری از عوارض اختلالات روانی در افراد جامعه با تشخیص به موقع، درمان مناسب و زودرس و پیگیری منظم میباشد.
انتظار می رود اهداف زیر در این سطح پیشگیری برآورده شود :
1 ـ بیماریابی به منظور تشخیص سریع و به موقع علایم غیرعادی و یا رفتارهای نامتعادل در افراد
2 ـ درمان فوری،زودرس وکامل،جهت رفع علایم سبک اختلالات دربین افراد شناسایی شده
3 ـ درمان نگهدارنده به منظور پیشگیری از بازگشت عوارض اختلالات تا حصول کامل بهبودی در بین افراد آسیب دیده جامعه
4 ـ پیشگیری از بروز علایم شدید در بین افراد مبتلا و ایجاد سازگاری بین آنها و خانواده
5- جلوگیری از بالارفتن میزان عود و دفعات بستری
6- ارائه خدمات مراقبت.
اهداف فوق از طریق زیر قابل حصول می باشد :
1 ـ آموزش چهره به چهره افراد جامعه در خصوص نقش پیگیری به خصوص پیگیری الزامی در موارد سایکوز و صرع
2 ـ شناسایی افراد درمدارس، خانواده ها و محل کار آن ها جهت تشخیص و درمانی به موقع
3 ـ ارائه خدمات درمانی مناسب و به موقع از طریق فراهم آوردن امکانات و شرایط لازم (اورژانی، سرپائی و بستری)
4 ـ همکاری بین تخصص های مختلف بهداشتی درمانی
5 ـ آموزش های لازم در جهت حذف باورهای غلط و تعصبات نادرست مردم و اصلاح نگرش، دانش، و مهارت آنها در خصوص تفسیر و تعبیر اختلالات روانی، انتخاب درمان و نحوه برخورد با بیماران روانی، در خانواده، مدرسه، محل کار و اجتماع.
3 ـ پیشگیری ثالثیه (سطح سوّم)
هدف اصلی، پیشگیری از تداوم اختلالات روانی مزمن در بین مبتلایان و کاهش ناتوانی های فردی، اجتماعی، شغلی و خانوادگی ناشی از آن میباشد. برای دستیابی به این هدف رعایت موارد زیر الزامی است :
1 ـ شناسایی مبتلایان به اختلالات روانی مزمن
2 ـ حمایت از مبتلایان شناخته شده به منظور جلوگیری از عوارض احتمالی ناشی از اختلال، مانند خودکشی، اعتیاد، فرار از منزل، فحشاء و سایر انحرافات اجتماعی، با درگیر ساختن خانواده ها و سایر مراجع ذیربط
3 ـ اقدامات عملی برای بازتوانی مبتلایان از طریق کاریابی، حمایت مالی و اشتغال در مراکز نیمه وقت
4 ـ ارائه خدمات مراقبت
5 ـ تاسیس واحد های نوتوانی در بخش های روانپزشکی
6 ـ آموزش خانواده ها در نحوه برخورد با بیماران خود و مسئولیت پذیری آنها نسبت به بیماران.
برنامه کشوری بهداشت روان
برنامه کشوری بهداشت روان جمهوری اسلامی ایران در سال 1365 توسط کمیتهای متشکل از کارشناسان و صاحبنظران بهداشتی و بهداشت روان کشور و مشاور وقت بهداشت روان منطقهای سازمان جهانی بهداشت تهیّه و تنظیم گردید و در سال 1367 بعد از تصویب شورای معاونین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به مرحله اجرا گذاشته شد. اهداف این برنامه عبارت بودند از : فراهم آوردن خدمات بهداشت روان برای همه مردم با تأکید بر قشرهای آسیب پذیر و محروم، ایجاد الگوی خدمات بهداشت روان سازگار با ساخت فرهنگی و اجتماعی و تشویق مشارکت جامعه در ارائه خدمات، افزایش آگاهی و مهارت های بهداشت روان در مردم، و تنظیم برنامه های مناسب برای آسیب دیدگان جنگ. این برنامه شامل راهبردهای خدماتی، اجرایی، اداری و ارتقاء بهداشت روان بوده، اما راهبرد محوری همان ادغام خدمات بهداشت روان در نظام مراقبت بهداشتی اوّلیه (PHC) و به عبارت دیگر، در شبکه های بهداشتی درمانی کشور با ویژگی های زیر بود:
تمرکز زدایی در فعالیت ها، اولویت دادن به پیشگیری، کاربرد سطوح خدماتی و نظام ارجاع، پیگیری مستمر و تأکید بر مراقبت های سرپائی تا بستری در بیمارستان. بدیهی است که برای این منظور مکانیسم های ذیل در نظر گرفته شد: ساده کردن مفاهیم اساسی بهداشت روان، شناخت نظام شبکه بهداشتی کشور، استفاده صحیح از کارکنان بهداشت عمومی، شناخت تأثیر مثبت اجزای بهداشت عمومی بر بهداشت روان و تقسیم وظایف برنامه در سطوح مختلف ارائه خدمات.
در نظام مراقبت های بهداشتی اوّلیه در مناطق روستایی خانه بهداشت اوّلین واحد ارائه خدمات است که اداره آن را بهورز بر عهده دارد. بهورزان تحت آموزش بهداشت روان قرار میگیرند و وظیفه آموزش، شناسایی بیماران و ارجاع آنان به مرکز بهداشتی درمانی روستایی، پیگیری دستورات داده شده در مورد بیماران ارجاعی و ثبت و گزارش اطلاعات بیماران جدید و قدیم را بعهده دارند. در مراکز بهداشتی درمانی روستایی که بر چند خانه بهداشت سرپرستی و نظارت دارند، یک پزشک عمومی و چند کاردان آموزش دیده فعالیت میکنند. پزشک موارد ارجاعی از خانه های بهداشت را می پذیرد و موارد مشکل را به سطح بالاتر ارجاع میدهد که عبارت است از سطح تخصصی شهرستان. در این مرکز که معمولاٌ در پلی کلینیک بیمارستان عمومی شهرستان واقع است، روانپزشک یا پزشک عمومی دوره دیده و کارشناس بهداشت روان، علاوه بر آموزش و نظارت بر مراکز بهداشتی درمانی روستایی، مورد ارجاعی را میپذیرد و موارد مشکل را به سطح بالاتر، ارجاع میدهد. خدمات سطح تخصصی استان عمدتاً در بیمارستان ها و مراکز روانپزشکی استان و توسط روانپزشکان و روانشناسان، روان پرستاران و مددکاران اجتماعی انجام میگیرد و در عین حال، مرکز بهداشت استان، مسئولیت برنامه ریزی، اجرا، نظارت، ارزشیابی و پایش برنامه های بهداشت روان در کلیّه شهرستان های استان را بر عهده دارد.
اما در مناطق شهری، اوّلین واحد ارائه خدمات، مراکز بهداشتی درمانی شهری هستند که درآن پزشکان عمومی بیماران را می پذیرند و در صورت نیاز آنان را به مراکز بالاتر ارجاع میدهند.
برای فعال نمودن خدمات شهری، تأسیس پایگاه های بهداشتی واستفاده از رابطین داوطلب بهداشتی پیش بینی شده است این رابطین وظیفه آموزش، شناسایی خانواده ها، جلب مشارکت مردم، تشویق و ارجاع خانواده های دارای بیمار به مراکز و پیگیری وضعیت بیماران تحت پوشش را بر عهده دارند.
پزشکان عمومی و مسأله بهداشت روان
در مناطق شهری اهمیّت نقش پزشکان عمومی در شناسائی مسائل روانی مراجعه کنندگان و کم کردن بار بیماری ها، کمتر از نقش پزشکان عمومی مستقر در شبکه نبوده بلکه بیشتر هم میباشد. بررسی های بالینی نشان داده است که شکایات اوّلیه بیش از 80 درصد بیماران روانی، شکایات بدنی است (از قبیل سردرد، تپش قلب، سوء هاضمه، ضعف، بی خوابی و غیره) به هین علت، نخستین مراجعه اکثر بیماران روانی، یعنی نزدیک به 80 درصد آنان به اطبای غیر روانپزشک وترجیحا به پزشکان عمومی است. به علاوه حقیقت این است که اکثریت بیمارانی هم که علائم بارز بیماری آن ها علائم روانشناختی است، مراجعه به اطبای عمومی را به مراجعه مستقیم، به روانپزشک ترجیح می دهند از اینرو، نقش پزشکان عمومی در امر تشخیص زودرس و درمان به موقع و به جای اختلالات روانی و در نتیجه نقش آنان در جلوگیری از اِزمان بیماری و کاهش هزینه های غیرضروری و حذف بستری شدن های بیمورد و مکرر کاملا مشهود است. لذا مشارکت فعال پزشکان عمومی در پیاده کردن برنامه های بهداشت روانی از اهمیّت خاصی برخوردار بوده و در اولویّت قرار دارد.
منابع
1 ـ طرح کشوری بهداشت روانی 1367، اداره کل مبارزه با بیماری ها، وزارت بهداشت، درمان آموزش پزشکی
2 ـ بحثی کوتاه در باره اولویّت های بهداشت روانی در جمهوری اسلامی ایران، فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران، گروه علوم بهداشتی و تغذیه
3 ـ سیمای سلامت روان در جمهوری اسلامی ایران، 1380، دکتر نوربالا و همکاران
4 ـ طرح بهداشت روان مناطق شهری، تهیه شده توسط گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
5 ـ کتاب بهداشت روانی، دکتر بهروز میلانی فر، 1370،نشر قومس، تهران
6 ـ گزارش اوّلین کارگاه برنامه ریزی تجدید نظر برنامه ملّی بهداشت روان، 1378، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها
7 ـ گزارش کارگاه برنامه ریزی پیشگیری اوّلیه در بهداشت روان، 1376، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها
8 ـ گزارش دوّمین کارگاه برنامه ریزی پیشگیری اوّلیه در بهداشت روان، 1378، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها
9) K. park. park's textbook of preventive and social medicine. 19th edition. M/S Banarsidas Bhanot. 2000
10 ـ نوربالا، احمدعلی : افسردگی، در : عزیزی، فریدون؛ حاتمی، حسین ؛ جانقربانی، محسن : اپیدمیولوژی و کنترل بیماری های شایع در ایران، مرکز تحقیقات غدد درون ریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، سال 1379، صفحات 79-265.
--------------------------------------------------------------------------------
نوشته § . دکتر مهدی پاک روان نژاد، دکتر مجید صادقی /گروه آموزشی روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران – تاریخ مطلب : شنبه30/06/87
20 آذر ، جنایت علیه کودک 20 روزه با خوراندن مواد مخدر
در پی مرگ نوزادی 20 روزه بر اثر خوردن مواد مخدر، دستور بازداشت والدین ین کودک صـادر شد و پروندهای در شعبه ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران به جریان افتاد. به گزارش ایسنا، شامگاه یکشنبه 17 آذر سال جاری، ماموران کلانتری ترمینال جنوب در تماس با قاضی روشن بازپرس کشیک قتل پایتخت، وی را در جریان انتقال جسد یک نوزاد پسر 20 روزه به یکی از بیمارستانهای جنوب تهران قرار دادند که بلافاصله بازپرس جنایی با صدور دستورات قضایی لازم، کشف علت حادثه را خواستار شد. در بررسیهای اولیه مشخص شد که والدین این نوزاد به شدت به مواد مخدر اعتیاد داشتهاند و کودک نیز بر اثر مصرف مواد مخدر جان باخته است. به دنبال صدور دستور بازداشت والدین کودک، مادر متوفی صبح دوشنبه در شعبه سوم بازپرسی (ویژه قتل) دادسرای امور جنایی تهران حضور یافت و به قاضی روشن گفت: سوار بر اتوبوس در حال آمدن از یکی از شهرستانهای شرق کشور به تهران بودیم که پسرم شروع به گریه کرد. هر کاری کردیم ساکت نشد تا اینکه برای ساکت کردنش تصمیم گرفتیم به او مواد مخدر بدهیم. کمی مواد در دهانش گذاشتیم و بعد از چند دقیقه متوجه شدیم که صدایش قطع شده و انگار خواب است. وقتی به تهران رسیدیم بیدار نشد، نگران شدیم و او را فورا به بیمارستان رسـانـدیـم امـا پـزشـکـان گـفـتـند که او را دیر رساندهایم و چند ساعت قبل فوت کرده است. در پی اعترافات این زن، پرونده با صدور قرار قانونی برای والدین نوزاد و دستور کالبدشکافی جسد، به پلیس آگاهی تهران و پزشکی قانونی ارجاع شد.
21آذر:اعترافات تکاندهنده کودکآزار مشهدی در بازجویی های پلیسی
مرد جوانی که به اتهام کودکآزاری در مشهد دستگیر شده است، در تحقیقات پلیسی با اعتراف به ضرب و شتم کودک 5/2 ساله گفت: یادم نیست، شاید من دختر بچه را سوزانده باشم.متهم به کودکآزاری گفت: 28سال سن دارم و تا مدتی قبل، در یک شرکت کار میکردم و زندگی خوبی داشتم تا اینکه در اثر رفتوآمد با دوستان ناباب به دام اعتیاد افتادم.همسرم زن خوبی بود و به خاطر 2فرزندمان خیلی سعی داشت اعتیادم را ترک دهد. چند بار هم با کمک او اعتیادم را کنار گذاشتم ولی بیفایده بود چون خیلی زود اشتباهاتم را تکرار میکردم."وحید" افزود: حدود 2ماه قبل همسرم که تاب و تحمل این زندگی را از دست داده بود، تقاضای طلاق داد. او 2پسرم را در خانهام گذاشت و با حالت قهر به منزل پدرش رفت.من هم که میدانستم او دیگر حاضر نیست به این زندگی ادامه دهد،خواهر 16ساله یکی از دوستانم را عقد کردم. پس از یکی، دو هفته خواهر همسر دومم نیز که شوهرش زندانی بود، زنگ زد و گفت: به ما پناه بدهید. او و دختر 5/2 سالهاش به خانه ما آمدند. در این مدت دوستم حمید نیز به منزل ما رفتوآمد داشت و کارهای خواهر همسرم را انجام میداد.وحید ادامه داد: دختر خواهر زنم، بچهای ضعیف و لاغر اندام بود و مدام روی فرشها ادرار میکرد. چند بار مادرش او را کتک زد تا اینکه به من گفت: بچه را بترسان، باید این عادت از سرش بیفتد. من هم چند بار با کمربند دختربچه را کتک زدم. یکبار همین که کمربند را با ضرب به طرف او زدم، با دستان کوچکش آن را گرفت و در حالی که گریه میکرد به طرف مادرش فرار کرد.متهم در پاسخ به این سوال که چرا فاطمه را سوزاندهای؟ جواب داد: من او را کتک زدم و داخل اتاق خوابیدم اما وقتی بیدار شدم، دیدم پشت او به شدت سوخته است.فکر میکنم مادرش یا دوستم حمید این بلا را به سرش آورده باشند. من او را فقط با کمربند کتک میزدم. وحید در برابر این سوال که پس چرا مادر فاطمه از تو شکایت کرده است، گفت: نمیدانم. من قرص خورده بودم. شاید هم من دختر بچه را سوزانده باشم.به گزارش امین جامعه، مهدیزاده کارشناس امور آسیبهای معاونت اجـتـمــاعــی ســازمــان بـهـزیـسـتـی خـراسـان رضـوی درایـنبـاره گفت: با اعلام موضوع کودکآزاری از طریق بیمارستان شهید کامیاب مشهد به سامانه 123، بلافاصله اقدامات کنترلی و پیگیریهای لازم به عمل آمد و مشخص شد این دختر بچه به نام "فاطمه" توسط نزدیکانش مورد ضرب و جرح قرار گرفته است و آثار سوختگی شدید روی بدنش دیده میشود.وی افزود: طبق نظریه کارشناسان پزشکی قانونی، وضعیت عمومیکودک وخیم گزارش شده و آثار صدمات وارده بر جاهای حساس قربانی این جنایت نیز دیده میشود. ضمن اینکه او علاوه بر رنج سوختگی و تحمل درد کتکهایی که خورده بود، از عـفـــونـــت ادراری، ســـوء تــغــذیــه و کــم خــونــی شــدیــد عــذاب میکشید.مهدی زاده خاطرنشان کرد: با پیگیریهای سریع و قاطعانه مراجع قضایی، رای بر نداشتن صلاحیت خانواده فاطمه بر نگهداری و سرپرستی او صادر شد وسازمان بهزیستی به عنوان متولی امر، دختربچه را از خانوادهاش تحویل گرفت تا اقدامات لازم درخصوص درمان او و مراقبتهای ویژه صورت گیرد.
اختلالات روانتنی (سایکوسوماتیک)
پدیدآورنده:محبوبه تلوزاد، خلاصه:
ttp://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=47811
بیماریهای «سایکوسوماتیک» بیماریهای جسمی هستند که عوامل روانی در شروع و تشدید آنها مؤثرند. منظور این نیست که فقط علل روانی در به وجود آوردن این اختلالات دخالت دارند بلکه عوامل دیگر هم دخالت داشته منتهی عوامل روانی به صورت عوامل تسریعکننده یا کاتالیزور عمل میکنند.
در آسم حق تقدم با آلرژی است و در دیابت حق تقدم با عامل ارثی است و در تبخال یک عامل ویروسی، اما در این بیماریها عوامل روانی، کاتالیزور هستند. (منظور از کاتالیزور چیزی است که در فعل و انفعالات شیمیایی مستقیما وارد نمیشوند ولی اثر تشدیدکننده دارند.) کاتالیزورهای مهم در بدن انسان ویتامینها هستند. ویتامینها دسته ششم غذاها میباشند که سوخت و ساز و یا متابولیسم را در بدن به راه میاندازند. اگر به کسی فقط ویتامین داده شود زنده نخواهد ماند اما بدون ویتامین هم انسان قادر به ادامه زندگی نیست. بنابراین همان نقشی را که ویتامینها در بدن ایفا میکنند، علل روانی در ایجاد بیماریهای سایکوسوماتیک دارند.
اختلالات روانتنی به طور ناگهانی به وجود نمیآیند بلکه ابتدا توسط نشانههایی مثل استفراغ، تپش قلب و رنگپریدگی ظاهر شده و استرسها و ضربههای روحی به طور تدریجی روی فرد تأثیر میگذارند و اثر تجمعی آنها سبب بروز بیماریهای سایکوسوماتیک میشوند.
مکانیزمهای ایجادکننده بیماریهای سایکوسوماتیک
1ـ سیستم عصبی مرکزی: این محور در مقابل استرس مقاومت میکند. این نحوه مقاومت را سندرم سازگاری عمومی مینامند. این محور سندرمی ایجاد میکند به نام سندرم تطابق عمومی یا سندرم سلیه. اگر این محور در سیستم عصبی انسان وجود نداشت، انسان با کوچکترین استرس تلف میشد.
2ـ سیستم عصبی خودکار: شامل سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک، ترشح اسید کلریدریک در معده بر اثر استرس شامل این حالت میشود و تحت تأثیر سیستم عصبی اتونومیک است. اگر ترشح بیموقع اسید معده در اثر عامل استرسزا به مدتی زیاد تکرار شود، فرد مبتلا به زخم معده میشود.
فرضیات موجود در رابطه با بیماریهای روانتنی
1ـ فرضیه استرس: طرفداران این فرضیه عامل بروز این بیماریها را استرس میدانند. یک استرس ناگهانی و قوی یا چند استرس پشت سر هم به صورت تکرار شونده میتواند بیماری را بارز کند.
2ـ نظریه اختصاصی بودن: معتقدان به این نظریه میگویند استرس تنها عامل به وجود آورنده نیست بلکه باید روانپویایی خاصی در شخص وجود داشته باشد و آن روانپویایی خاص با آزار و اذیت که برای فرد به طور دائم ایجاد میکند بالاخره بیماری سایکوسوماتیک را در فرد ایجاد خواهد کرد.
3ـ فرضیه آسیبپذیری عضوی: طرفداران این نظریه معتقدند آسیبپذیری عضوی از قبل باید در فرد وجود داشته باشد که تحت تأثیر عوامل مخرب، تشدید شده و باعث بیماری روانتنی شود.
4ـ نظریه التقاطی: که شامل مجموعه سه نظریه فوق است. یعنی هم استرس، هم روانپویایی و هم آسیبپذیری عضوی خاص، هر سه میتواند در ایجاد و بروز بیماری سایکوسوماتیک دخیل باشند.
انواع بیماریهای سایکوسوماتیک (روانتنی)
میگرن، سردردهای تنشی، تهوع و استفراغ، کولیت مزمن (ورم مزمن روده بزرگ)، آسم، جوش و آکنه، واکنشهای آلرژی، کهیر، کاهش قند خون، افزایش ترشح غدد داخلی، دیابت نوع دو، چاقی، فشار خون اساسی، بیماری کروز قلب و افزایش ضربان قلب.
1ـ دستگاه گوارش: زخم معده و اثنیعشر از اختلالات روانتنی هستند. بر طبق نظریه روانپویایی، این افراد حالت تهاجمی داشته و زمانی که مقداری از این تهاجم را بیرون میریزند و مقداری دیگر را کنترل کرده در درون خود نگه میدارند، این انرژی باقی مانده باعث ترشح اسید کلریدریک شده و در نتیجه ایجاد زخم در این ناحیه میکند.
2ـ کولیت مزمن (ورم روده بزرگ): این حالت بیشتر در آدمهای زودرنج و حساس که مقاومت در آنها ایجاد شده دیده میشود. این افراد غالبا درونگرا هستند.
3ـ فشار خون: فشار خونی که علت قلبی و کلیوی و غددی دارند مورد نظر ما نیستند چون این فشار خون ثانوی به بیماریهای دیگرند. فشار خونی که علتی برای آن نداریم و غالبا ارثی است اصلی یا اسانسیل گفته میشود. این افراد معمولاً انعطافناپذیر و کمالطلب هستند و این عدم انعطاف زمینه را برای فشار خون مستعد میکند. البته باید این مسئله را به یاد داشت که عامل اصلی ارثی است اما عوامل روانی و استرس در بروز آن نقش مؤثر دارند.
4ـ بیماریهای تنفسی مثل آسم علاوه بر داشتن زمینه ارثی معمولاً در افرادی دیده میشود که برونگرا، مهاجم و فکور هستند.
5ـ دردهای استخوانی و مفصلی: ورم مفصل یا آرتریت روماتوئید، معمولاً از افراد پرکار، خوشقلب و خوشنیت که در باطن شخصیت متخاصم دارند دیده میشود. ورم مفاصل زمانی بیشتر میشود که خشم فروخوردهای در فرد به وجود آید و وی جایی برای بروز این خشم نیابد.
6ـ دردهای ستون فقرات و کمردردهای روانتنی: ممکن است کمردرد بر اثر دیسک، ساییدگی مهرهها، تومورهای نخاع و ستون فقرات باشد، این بیماریها چون علت عضوی دارند مد نظر نیستند. معمولاً دردهایی که در 3/1 بالای مهرهها باشد مثل مهرههای اول پشتی و گردن بیشتر در افرادی دیده میشود که در انطباق خود با محیط پیرامونی دچار مشکل میشوند و نمیتوانند هیجانهایشان را با محیط تطبیق دهند یا به عبارتی copingهیجانی با محیط ندارند. این افراد دارای خلق پایین به صورت طولانیمدت هستند.
7ـ بیماریهای ناشی از غدد مترشحه داخلی و تغذیه: معمولاً بعد از وارد شدن استرسهای یکنواخت و طولانیمدت به فرد، پرکاری تیروئید دیده میشود. از علل مشکلات تغذیهای هم میتوان به این نکته اشاره کرد که این افراد همیشه حالت تدافعی داشته و تعامل مناسب با محیط کار و خانه ندارند.
اختلالات در تغذیه
اختلالات غذا خوردن گروه وسیعی را در بر میگیرد. از جمله کمخوری، انتخاب غذاهای خاص برای خوردن، پرخوری، مشکلات جویدن و بلعیدن، عادتهای عجیب در خوردن، رفتارهای ناراحتکننده هنگام صرف غذا و ... . برخی از مسائل بالا میتوانند جدا سلامت جسمی فرد را به خطر بیندازند. در اینجا به دو نمونه از اختلالات غذا خوردن اشاره میکنیم که در سطح جامعه شایعتر و بارزتر است.
1ـ بیاشتهایی روانی:
بیاشتهایی روانی به خودداری مداوم از خوردن گفته میشود. به نظر میرسد این وضعیت از تمایل به لاغری بیش از حد یا ترس از افزایش وزن ناشی میشود تا عدم تمایل واقعی به خوردن. این بیماران در عین لاغری خود را چاق تصور میکنند و رژیم لاغری را به خود تحمیل مینمایند. بنابراین یکی از خصوصیات این بیماری کاهش وزن شدید بیمار است. این افراد باید حداقل 15% وزن طبیعی خود را از دست بدهند تا بتوان تشخیص بیاشتهایی را بدهیم. این اختلال بیشتر در سنین بلوغ تا 30 سالگی مشاهده میشود. یعنی از اوایل دوره نوجوانی تا اوایل دوره بزرگسالی. پیشرفت تحصیلی بالاتر از متوسط، کمالطلبی و ترس غیر واقعگرایانه از شکست، از خصوصیات این بیماران است.
علاوه بر کاهش شدید وزن امکان دارد دورههای متناوب گرسنگی شدید پدیدار شود که در پی آن شخص اقدام به سوء استفاده از داروهای لاغری، لامینها و یا استفراغ مینمایند. این گروه معمولاً به جمعآوری دستورالعملهای آشپزی با تنوع غذاهای رژیمی و مراجعه مکرر به متخصصان تغذیه علاقهای خاص دارند. در هنگام غذا خوردن این افراد معمولاً با وسواس اقلام غذایی بشقاب خود را مرتب کرده و سعی در کنترل رفتار خود در مقابل دیگران دارند. به نظر میرسد از هر صد هزار نفر 4/2 ـ 6/1 درصد به این اختلال مبتلا باشند. شانس ابتلای دختران بیش از پسران است و معمولاً از سن 13 سالگی میزان شیوع این اختلال به سرعت افزایش یافته و در 17 یا 18 سالگی به اوج خود میرسد. این افراد معمولاً حساس بیاثر بودن، واکنشهای هراسی، اختلال در داشتن تصویر درست از خود، عدم اعتماد به نفس و خودباوری داشته و از نظر رفتاری امتناع از خوردن شکلی از روگردانی است که شیوهای آموخته شده که به نوعی جلب توجه اطرافیان محسوب شده و توجه اطرافیان را به شخص معطوف میکند.
2ـ پراشتهایی روانی:
پراشتهایی عبارت است از مصرف کنترل نشده و وسواسگونه و سریع مقادیر زیاد غذا در مدتی کوتاه. در پایان این دوره ناراحتیهای جسمی مانند درد شکم یا احساس تهوع به وجود میآید و بیمار در پرخوری خود دچار احساس گناه و افسردگی شده و به روشهای غیر معمول با ایجاد استفراغ در صدد بیرون ریختن خوردههای خود بر میآید. از این طریق در معده و شکم احساس راحتی کرده و میتواند دوباره بدون ترس از چاقی به خوردن ادامه دهد و دوباره دچار افسردگی بعد از پرخوری میشود. پراشتهایی روانی به صورت پیوسته صورت نمیگیرد و معمولاً دورهای است.
اکثر این بیماران وزن طبیعی دارند چرا که همیشه نگران وضع ظاهر و شکل بدن خود میباشند. احداث دو دوره پرخوری در هفته به مدت سه ماه باید در فرد مشاهده شود. پراشتهایی معمولاً در اوایل جوانی شروع میشود و در دخترها شایعتر از پسرهاست. در مدل رفتاری غذا نوعی تقویت است و پراشتهایی رفتاری تقویت یافته که موجب خشنودی فرد میشود. به نظر میرسد نوعی ارتباط میان افسردگی و پراشتهایی روانی وجود دارد.
8ـ بیماریهای زنان، آمنوره یا فقدان دوران قاعدگی: به وقفه یا عدم جریان عادت ماهیانه زنان به غیر از دوران حاملگی و یا یائسگی اطلاق میشود. درد شدید موقع پریود است (البته یک سری از دردها علل عضوی دارند که در اینجا مد نظر نیستند) این حالت بیشتر در دخترانی دیده میشود که به نوعی به زن بودن خود معترض هستند، روحیه پرخاشگری داشته و از موقعیت خود ناراضی هستند و یا در شرایطی به سر میبرند که یک استرس دائمی و یکنواخت به آنها وارد میشود.
9ـ بیماریهای پوستی: از انواع این بیماریها میتوان کهیر و اگزما، آکنه، قرمزی پوست صورت، لیتوگویا که پوست سفید یا شیریرنگ میشود، پلادیا الکسی که موی صورت (در مردان) ابرو و یا موی سر به اندازه یک دایره کوچک میریزد. این افراد معمولاً از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و از موقعیت اجتماعی خود اطمینان کافی ندارند.
10ـ میگرن ـ سردردهای مزمن یا سردردهای تنشی: معمولاً در افرادی دیده میشود که کمالطلب بوده، وظیفهشناس و مهربان هستند اما سرکوب حالتهای خصمانه و خشم فروخورده باعث بروز این گونه سردردها میشود.
11ـ بیماریهای قلبی و عروقی: این دردها معمولاً یک یا دو دقیقه طول میکشد و در سمت چپ بدن به دست و گردن میزند. این افراد معمولاً به علت فشاری که به دستگاه عصبی خود وارد میکنند و دائم در حالت تلاش و کوشش هستند بدون آنکه به خود استراحت بدهند به این درد مبتلا میشوند. این افراد سختکوش، جاهطلب، عجول و رقابتطلب هستند و بیشتر از افراد دیگر در معرض سکتههای قلبی قرار دارند.
راههای کنترل
بسیاری از مطالعات انجام شده وجود رابطه نسبتا قوی بین فشارهای زندگی و مشکلات روانی را نشان میدهند که بر حسب مفاهیم آماری همبستگی آن 3 درصد است. بنابراین افرادی که دچار بیماریهای روانتنی میشوند، فشارهای روانی مهمتر و معنادارتری را نسبت به افراد سالم و بهنجار تجربه کردهاند.
عوامل کنترل کننده به دو دسته تقسیم میشوند:
1ـ واکنش صحیح فرد در مقابل با استرسها مثل: روبهرو شدن با مشکلات و برخورد منطقی با آن، احساس مسئولیت در مورد تصمیماتی که میگیرد، روشهای کاهش استرس را بیاموزد، برای استراحت و فعالیتهای خوشایند وقت بگذارد.
2ـ تغییر عوامل بیرونی و یا محیط زندگی: بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نیز ارتقای کیفی روابط حاکم بر افراد یک جامعه با همدیگر و تناسب هماهنگی مابین مردم و سنتهای حاکم بر جامعه میتواند در توسعه سلامت زندگی و روانی افراد اثربخش باشد.
منابع: ــــــــــــــــــــــــــ
1ـ پژوهشهای روانشناسی دوره سه شمارگان، 1، 2 و 3.
2ـ خلاصه روانپزشکی DSM4، کاپلان، ساروک، ترجمه: دکتر پورافکار.
3ـ استوار (1990) بیماریهای جدید تمدن، ترجمه دادستان (1377).
4ـ منصور، محمود و دادستان، پریرخ، (1369) روانشناسی ژنتیک.
5ـ ریموند کوکرین، ترجمه نجاریان، بهمن، مبانی اجتماعی بیماریهای روانی (1376).
ااااا
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى
زمزم سیاست49 احزاب
احزاب جبهه خط امام خمینی(اصلاح طلب)
جلسه مجمع روحانیون مبارز و بحث در مورد مسائل مختلف
ازلینک سیدمحمدعلی ابطحی 25آذر:جلسهی مجمع روحانیون مبارز بود. هر دو هفته یک بار به طور مرتب این جلسه تشکیل میشود. بحثهای زیادی به مناسبت مسائل سیاسی روز مطرح شد. گزارشی از کشته شدن سربازان ایرانی به دست گروه تروریستی ریگی در پاکستان موضوع داغ جلسه بود. از این که فرزندان ایران از پشتیبانی کامل دستگاههای دولتی و سیاسی برخوردار نبودند و به این سادگی و ارزانی و در عین بیپناهی جان دادند خیلی ابراز تأثر و تأسف شد. دولتمردان هر کشوری باید برای جان اتباع خود ارزش زیادی قائل شوند که متأسفانه در این ماجرا چنین نشد. با خانوادههای آنان که این گونه مظلومانه شاهد قربانی شدن فرزندانشان بودند اعلام همدردی شد. آقای خاتمی هم در جلسه بود. طبعاً بحث ریاست جمهوری هم مطرح بود و دربارهی موضوع طرح دولت ائتلافی و نگرانی اصولگرایان که خود مبتکر آن بودند و به راحتی حرفهای خود را تکذیب کردند بحث و خبر ارائه گردید. این موضوع با خبرهای جالبی که اعضاء از پشت صحنهی این اتفاقات داشتند، بحثانگیزتر شد. خبر شرکت آقای خاتمی در جلسهی امروز دانشگاه هم در حضور خود ایشان مورد توجه قرار گرفت. بحث بعضی رسانهها در آستانهی شرکت ایشان در جلسهی روتین سالانه وی در دانشگاه که گفته بودند آقای خاتمی قرار است اعلام کاندیداتوری کند از سوی دوستان مطرح شد که آقای خاتمی گفت دو روز قبل مصاحبه کرده و گفته که در جلسهی دانشگاه قصد ندارد اعلام کاندیداتوری کند. به خاطر حساسیت ویژهای که نسبت به مسائل جهان اسلام در مجمع وجود دارد تحلیل مفصلی در مورد حوادث غزه ارائه شد و به خصوص به این نکته اشاره شد که ایران علیرغم شعارهای فراوان برای فلسطین، در این ماجرا کار عملی و سریعی انجام نداد و از خیلی کشورهای اسلامی و بعضاً غربی عملاً کار کمتری انجام داد. هلال احمر و صلیب سرخ خیلی از کشورها از روزهای آغازین این ماجرا درگیر کمک رسانی شدند. جالب بود که در عین حال شعار اصلی ایران در این ماجرا عمدتاً طلبکاری از دیگر دولتها و مردم سایر کشورهای اسلامی بود. گزارش مستندی هم از وضعیت دانشجویان ایرانی خارج از کشور و به خصوص دانشجویان ایرانی در حوزهی آسیا و استرالیا به جلسه ارائه شد. مشکلات فرهنگی، اجرائی، و عدم ارتباط صحیح و فعال نمایندگیهای جمهوری اسلامی با دانشجویان ایرانی واقعاً فراوان است و باید مسئولان به فکر حل آنان باشند. دانشجویان ایرانی خارج از کشور سرمایههای علمی و پشتوانهی آیندهی ایران هستند که چه به وطن بازگردند و چه نیایند باعث افتخار و سربلندی این مرز و بوم هستند و همه در قبال حل مشکلات آنان مسئول هستیم. اینکه در جلسات احزاب و به خصوص در جلسهی مجمع روحانیون مبارز که افراد پرسابقهای در آن عضو هستند، مباحث مختلف جامعه مورد توجه قرار میگیرد یک کار مدنی بزرگی است که حتی اگر نمیتوانند آن را حل کنند، لااقل به اصل این مشکلات توجه میکنند.
انجمن زنان مبارز مسلمان با محوریت «مادر انقلاب»
اولین همایش رسمی انجمن زنان مبارز مسلمان (زنان زندانی سیاسی قبل از انقلاب)، در موزه عبرت برگزار و اهداف تشکیل این انجمن تشریح شد. فاطمه جلالوند، عضو هیاترئیسه این انجمن در اینباره گفت: ما فکر کردیم که جای یک تشکل در کشور به عنوان مجمعی برای گردهمایی زنان مبارز انقلاب خالی است لذا با حمایت خانم مرضیه دباغ (که از او با عنوان «مادر انقلاب» یاد کرده)، به این نتیجه رسیدیم که باید چنین انجمنی را تشکیل دهیم تا پیام انقلاب را به گوش همه دنیا برسانیم. این همایش در موزه عبرت برگزار شد که قبل از انقلاب کمیته مشترک ضدخرابکاری در آن قرار داشت و عموم زندانیان سیاسی قبل از انقلاب در آن شکنجه شدند. مرضیه حدیدچی (دباغ) هم که از نزدیکترین افراد به امام بود در تیم ارسال و نامه بنیانگذار جمهوری اسلامی به گورباچف نیز حضور داشت، با اشاره به همین مسئله گفت: امروز در جایی نشستهایم که زمانی شکنجه میشدیم و هماکنون مورد عزت و احترام هستیم و بر همین اساس تکلیف داریم که از انقلاب حفاظت کنیم و این برای ما زنان که به فرموده حضرت امام(ره) مردها از دامن زن به معراج میروند، وظیفهای سنگینتر است.
جمعیت روستای فردو به مصابه یک حزب
جمعیت روستای مذکور،درجنوب قم ونزدیک دامنه بلندترین قله استان(برف انبار)،خنک ترین منطقه استان درتابستان،همواره نقش یک حزب رادرمعادلات سیاسی اجتماعی کشورداشته است. حرکت وبرکت ، مبارزه باستمگران ومنافقین وارتجاع وتحجررا و زایش اسلام امام خمینی رادرروستای مذکوردرپی داشته است بطوریکه برای مسولین کشورنیزشناخته شده می باشد وقتی عباس شکارچی یکی ازفرماندهان نیروزمینی ارتش رابرای ترفیع سرتیپی خدمت فرمانده کل قوامعرفی می نمایند می فرماینداگرازجمعیت مخالف خان ها(ارتشبدغلامعلی خان اویسی،رئیس حکومت نظامی رژیم ستم شاهی)است بلامانع است.حضرت آیت الله خامنه ای درعهدریاست جمهوری اش،میرحسین موسوی در ازمنه نخست وزیری اش برای گشایش اولین دهداری درکشورومیم ازبخش نوفل لوشاتو"کهک ،تبعیدگاه ملاصدرا"بنام فردو،هاشمی رفسنجانی برای سرکشی ازشهرک محققین،...ازآنجا بازدید داشته اند.آنجا ازدیربازپاتوق عالمان بزرگ بوده است سالها آیت الله میرزا ...صادقی پدربزرگ زهره صادقی همسرسیدمحمدخاتمی درآنجامستقرمی شده اند وبه همین واسطه زهره خانم مساعدتهائی را بواسطه او به روستا داشته است.مرحوم آیت الله اراکی،فاضل لنکرانی، سیدمحمدسعیدی امام جمعه موقت قم،...نیزسالهادرتابستان ساکن بوده اند
جمعیت روستای فردو،از15خرداد1342باحرکت جمعی ، با بیل وچوب و پای پیاده بطرف قم جهت پیوستن به نهضت، نقش ایفا نموده است.بطورمداوم باخان ها،درگیربوده اند.درآستانه فراگیرشدن نهضت امام خمینی درسالهای 56و57بطورگسترده شرکت داشته وشهیدداده است دردفاع مقدس،یکی از11روستای نمونه کشورشده و104شهید درمعرکه و2شهیدشیمیائی ازجمله فرماندهان شهیدش جعفرحیدریان که باشگاهی به همین نام درقم بنام اوست،وشهیدمحمداویسی ازفرماندهان سپاه درتهران وفرماندهانی درردهای پائین تر،قربانی انقلاب اسلامی واسلام امام خمینی نموده اند.وتعدادی جانبازقطع نخاعی باتحصیلات تکمیلی دانشگاهی و...وتعدادی جانبازآزاده دارد.سرتیپ براتی ازمعاونان سابق نیروزمینی ارتش ،...ازمدیران روستابوده اند.مرحوم شریفی امام جمعه سابق کرج،ومرحوم مردانه امام جمعه سابق کهک،ازدیگرمدیران بوده اند.مرحوم شیخ عباس ابراهیمی سالها،مسول نهضت سوادآموزی قم بود.آقای رمضانیان،ازمجتهدین واساتید طرازبالای حوزه علمیه قم وازملازمان آیت الله شبیری زنجانی است.دونفرازطلاب روستا بنام عباسی واحمدیان ازمتصدیان فرهنگی وکتابخانه،آستانه مقدسه حضرت معصومه هستند.حدود10نفرازجوانان روستا پزشگ،داروسازودندانپزشگ هستند دکترابوالفضل اویسی،مجتبی ناطقی،محمدصالحی،تقی مردانه(مردانی پور)،محمدرضااحمدیان،زینب محبی وبرادرش،تعدادی نیزمهندس کشاورزی وغیره...
شیخ القراء قم ،عباس رنجبر،ازقاریان برجسته کشوراست که نسل قاریان قم ازشاگردان وی محسوب میشونداستادشهیدی قاری روحانی،استادعلامی،ازآن جمله اند.خودروستانیزقاریان متعددی دارد،استاد قاسم ایمانی،غلام رنگرز،ابولفضل اویسی ،حسین اویسی "حسینِ حسن خلیل"،عبدالمجیدرنجبر ،احمدشاه علی،علی عسگری،محمدرهبری وملارضا"رضاکربلائی حسینعلی"که هرکدام جلسه قرائت جداگانه ای درطول هفته دارند.استاد رنجبر،مرحوم آقای مردانه،...دراولین شورای روستا بعدازانقلاب عضوبوده ونقش داشته اند مرحوم غلامحسین احمدیان، عبدالحسین رنجبر،مرحوم حسن شکارچی،درطول سالهای دفاع مقدس وسازندگی ازاعضاء شورابوده اند مرحوم احمدیان که 8سال درزمان دفاع مقدس وسازندگی،رئیس شورا بوده ودرتاریخ،19/9/87فوت کرده است ؛ نقل است فرماندارجانبازقم حاج حسن خلیلیان فرمانداززمان وزارت محتشمی پوردرقم خاطرات جالبی از،زبان برنده،اودارد.اوسواد مکتبی داشته اما با مدیریتی که داشته سبب لوله کشی اب روستا شده که گفته میشودهمه مردم روستا، خاطره شیرینی ازاو دارند قبل ازآن مردم روستا بخصوص درزمستان برای لباس شستن باید تا قناتها می رفته اند ولباسهاراآنجاآب می کشیده اند که بسیارسخت بوده وآب شرب خود را نیزازقناتها می آورده اند.
یکی ازکارهای فرهنگی روستا،گرفتن مراسم سالگرد برای شهدا دراردیبهشت هرسال با صرف نهاراست که یکی ازمسولین درآن سخنرانی می کندولی ازسال88این مراسم بعدازنمازمغرب وعشادرسالن اجتماعات علی ابن جعفر درقم برگزارمی شود وروزصبح تاسوعا نیزدرخود روستا مراسم گرامی داشتی منعقد می گردد.شورادراین مراسم نقش دارد وبه ستاد یادواره شهدا کمک می کند.
اغلب مردم روستا درشغل نانوائی سنگک شاغل اند ونانوائی های سنگک قدیم تهران وفعلی قم اغلب بامدیریت شاطرهای روستای فردو اداره می شود درمیان آنها نانهای علی برومند مشهوراست ومعروف به نان علی یه پنجه می باشد که درخیابان سمیه است.
تعدادی ازمردم روستا درتولید صنایع دستی فرش نقش دارند ودرکنارآنها تعدادی تاجرفرش معروف دربازارقم وپاساژصفا مشهورند،مرحوم حاج علی نقی شیرازی که ازبانیان بیمارستان خیریه ولی عصرقم است وعلی فرزند او بعدازپدرش به آن استمراربخشیده است وازمتصدیان خیریه است.حاج حسین کوهستانی،حاج رضاشیرازی وفرزندان مرحوم حاج محمدشیرازی ، غلام حاج حسین مشهدی علی آقا،..ازدیگرتجارفرش درقم هستند.برخی ازجوانان روستا درسنگ نما کردن ساختمان نقش دارند که برخی اوقات به کشورهای خلیج فارس مثل کویت وغیره میروند.ازلحاظ نهادهای مدنی وشرکتها،یک شرکت تعاونی تولیدی ثبت شده که چند سال است اعضاء پیگیرموافقت زمین برای کشت هستند وتاکنون موفق نشده اند ، شرکت ساختمان سازی خاتم بامدیریت حاج محمود(محمد)عسگری اداره میشود وی مدتی ازمتصدیان ستاد یادواره شهدا بود که نقش محوری ایفا نمود ومانع ازنفوذ جریانات منحرف گروهک انصاربه روستا شد. اهالی روستای فردوازقدیم الایام طرفداراسلام امام خمینی بوده وافراطیونی،چون گروهک انصاروفرقه مصباحیه و...سالها تلاش کردند ازخون شهداء سواستفاده نمایند اما هیچ موفقیتی نداشته اند وسرشان همواره به سنگ خرده وپوزه آنهاکه کج ولوچ راه میروند ومایه ننگ اسلام هستند به خاک مالیده شده است.ازسخنرانان مراسم شهدای روستا می توان به شهیدصیادشیرازی( همسنگرشهیدجعفرحیدریان درکردستان ومقاومت جانانه جعفروالیاس فضل اللهی و...دربرابرکومله ودمکرات ورزگاری که چند روزدرمحاصره با آب پرازخره حوض زنده مانده بودند)،سیدیحیی رحیم صفوی رانام برد.سال 86 نیزدکتررفیعی استاد روان شناس حوزه علمیه سخنران مراسم بود.
مسجدامیرالمؤمنین،مسجدچهارده معصوم"زنبیل آباد"،مسجدالمهدی،مسجدشهدای زاویه پاتوق فردوئی های مقیم قم می باشد.درنمازچماعتها،مراسم ترحیم ها،جشن ها،اعیادمذهبی،همه رامی توان یافت.چندسال است جشن اعیاد مذهبی باصرف شام درمنزل برخی جوانان که بانی میشوند برگزارمیگردد
ازدیگرنهادهای مدنی روستا،هیئت های مذهبی هستندحدود ده هیئت ازجمله هیئت تعزیه خوانها،فعال هستند،اغلب هئیت هاجلسه هفتگی دارندوزیارت عاشورا،دعای کمیل،دعای توسل،همراه باقرائت قرآن یاروضه خوانی ومولودی خوانی،بااستفاده ازمداح هئیت برگزارمی نماینداستادحسن زاده،حاج حسین فرد،امیرشاعلی،محمدگل،ازمداحان بنام روستاهستندکه جلسات عزاداری دهه محرم رابرگزارمی نمایند.مجالس ترحیم جمعیت روستاازاین جهت خودکفامی باشد وبه احترام مرحومین میخوانند.هیچ حزب وتشکل سیاسی درروستا،دفترنداردکه جایشان جهت آموزش دهی سیاسی واجتماعی خالی است وهیچ فردسرشناسی ازجمعیت روستا عضواحزاب نیست.سابق انجمن اسلامی روستافعال بودکه چندسالی است فقط به محرومین باگذاشتن صندوق خیریه کمک میکند وفعالیت اجتماعی دیگری ندارد.
مردم روستاازقدیم مخارج زندگی خودرابامشقت فراهم میکرده اند عده ای دربهاروتابستان به دروگری وگندم چینی به دشت قم می آمده اند وبرخی محصولات کشاورزی رابا مرکب واسب وقاطروالاغ به قم می رسانده اندکه درشب های زمستان وبرف سنگین همواره بامشقت روبروبوده اند و کاروانسراها جزء فرهنگ آنهاست ، معروف ترین کاروانسرا ، حاج عسگرخان، دربازارقم وخیابان آیت الله طالقانی است که کالاهای خود رابه آنجامی رسانده اند و شب درآن بیتوته می کرده اند.اکنون نیزبیشترجمعیت از راه کشاورزی و تولید گیلاس وکارگری کشاورزی و کارگری درکارخانجات وکارگری امورساختمانی مانند بنائی که آقاعباس وبرادرش آقامحمودازبناهای زبده هستند،سفیدکاری،برق کشی،لوله کشی،...عمده شغل جوانان روستا بعدازنانوائی می باشد.سنگ کارهایش نیزمشهورندحاج غلام سنگ کار،حاج ابوالفضل سنگ کار،رضامحمدی،حاج غلام جهان آرا،عباس شاعلی،اکبرسعادتی،...
ازلحاظ اموراداری ودیوانی تاپیروزی انقلاب روستاخودکفابوده وعلماء آنجا،اسناداملاک،آب (بصورت دانگ،چهاریکه،قفیز،ربعه،ثمنه)،اسنادازدواج وطلاق،امورمرحومین ووراثت، ...راانجام می داده اند
ازلحاظ آسیب های اجتماعی آمارمطابق سایرنقاط کشوراست اعتیادبالاترین آمارراداردکه تعدادی بچه ناقص الخلقه ازاین افرادزاده شده که معمولامرده اند.جائی که معتادباشدبدون سارق نیست وروستاازاین لحاظ ناامن است ،طلاق مشابه سایرنقاط کشوراست وعمده طلاقهاناشی ازاختلالات جنسی سردمزاجی واختلال نعوظ است ،بیماریهای عصبی نیزبه طبع تغذیه صنعتی مردم وسم پاشی به باغات فراگیراست.مردم کوهستان معمولاچای زیادمیخورندوقندوشکرعامل پرخاشگری هستندکه تعدادی خودکشی بافرجام وبی فرجام وجودداشته است.آخرین خودکشی مربوط به جوانی است که به دلیل عصبی بودن همسرش ازاوطلاق گرفته بودوبعداوبدترشد وتحت مراقبت شدیدبوداما تحمل اوسرانجام ازمحیط فراتررفت ورفت.افرادناشی ازاختلالات ژنتیکی نیزقابل توجه اندکه درآسایشگاه هاهستند یادرمنزل هستندوبیرون نمی ایندبخصوص دخترانی که صرعی هستندوکالیوبوده وتوان انجام امورشخصی خودراندارند.
دیدارهای انتخاباتی دانشجویان با سیدهادی خامنهای
عضو شورای مرکزی مجمع نیروهای خط امام از برگزاری نشستهای مشترک فعالان دانشجویی با سیدهادی خامنهای دبیرکل این تشکل خبر داد. سعید الله بداشتی به ایلنا گفت: این جلسات در راستای انتخابات ریاستجمهوری با هدف هدایت جریان اصلاحطلب برای انتخاب کاندیدای واحد و ایجاد شوق و شور عمومی در راستای برگزاری انتخابات پرشکوه بوده است.
دولت نجات ملی
بهزاد نبوی: شعار ما «نجات ملی» است؛ نه «وحدت ملی» بهزاد نبوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، طی سخنانی در جمع فعالان سیاسی اصلاحطلب کهگیلویه و بویراحمد بار دیگر تاکید کرد که ایده «دولت وحدت ملی» ربطی به اصلاحطلبان ندارد. وی با اشاره به اینکه «دولت وحدت ملی برای اولینبار از سوی جناح راست مطرح شده است» تصریح کرد: پس از آن نیز یکی، دو نفر از جریان اصلاحطلب در جلسات خصوصی خود اظهاراتی مبنی بر تشکیل دولت ملی داشتند که تذکر به این افراد سبب شد تا آنان صحبتهای خود را نفی کنند. ما تنها بحث نجات ملی را مطرح میکنیم تا بر وضع موجود غلبه یابیم پس نیازمند کمک هم هستیم؛ چراکه به دلیل نوع مدیریت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، شرایط خوب نیست. نبوی در ادامه با تاکید بر اینکه خاتمی رأیآورترین نامزد در میان مخالفان احمدینژاد است، گفت: اگر ما قدرت را در این دوره از انتخابات به دست بگیریم، تندتر از قبل حرکت نمیکنیم و مردم نیز نباید چنین انتظاری را از ما داشته باشند؛ چراکه ما یک جریان اصلاحطلبیم که علاوه بر دموکراسی مسائل دینی را قبول داریم. ما این دو را مکمل یکدیگر میدانیم؛ پس نباید توقعات را از دولت احتمالی اصلاحات بالا ببریم.
حزب اسلامی کار، مخالفان امام سردمدار دولت وحدت ملی شدهاند
در شرایطی که طرح ایده دولت وحدت ملی با واکنشهای اصولگرایان مواجه شده و آنها با متهم کردن اصلاحطلبان به دوری گزیدن از آرمانهای انقلابی و اسلامی و مسائلی چون «ساختارشکنی» همراه با این جریان سیاسی را رد کردهاند، ابوالقاسم سرحدیزاده، عضو ارشد حزب اسلامی کار و از وزرای دولت میرحسین موسوی، با اشاره به سوابق نیروهای جناح راست در دهه اول انقلاب و نام بردن از آنها به عنوان «جریانهای مرتجع و مخالف با امام» هرگونه همکاری با این طیف در قالب دولت وحدت ملی را رد کرده است. عضو ارشد حزب اسلامی کار گفت: اخباری که در مورد تشکیل دولت وحدت ملی مطرح میشود، در راستای گمراه کردن جامعه است. ابوالقاسم سرحدیزاده در گفتوگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد ضرورت تشکیل دولت وحدت ملی با تاکید بر اینکه تشکیل این دولت آرزوی دیرینه ایرانیان بوده است، اظهار داشت: طبیعی است کسانی که به انقلاب و نظام تعهد دارند، باید دنبال عملیاتی کردن این آرزو باشند اما اوضاع و احوال موجود، چنین شرایطی را نشان نمیدهد تا بتوانیم به وحدت ملی دست پیدا کنیم. وی تصریح کرد: اگر قرار باشدکسانی در دولت وحدت ملی قرار گیرند که هیچگونه سازگاری با دنیا و جهان مدرن نداشته باشند و از سوی دیگر با اسلام ناب محمدی بیگانه باشند، چطور میتوان دولت وحدت ملی تشکیل داد. وی با تاکید بر اینکه «اصلاحطلبان حاضر نیستند با کسانی که در گذشته با امام(ره) و انقلاب ضدیت داشتند، زیر چتر دولت وحدت ملی قرار گیرند»، اظهار داشت: گروهی که امروز طرح دولت وحدت ملی را مطرح میکنند به طرق مختلف در مقابل امام سنگپرانی میکردند و سر راه انقلاب و اهداف انقلاب مانع میتراشیدند. آنها امروز مدعی شدهاند که باید سردمدار انقلاب شوند و چطور میتوان با گروهی از افراد مرتجع، دولت وحدت ملی تشکیل داد. نیروهای اصیل، متعهد و انقلابی هرگز حاضر نیستند با چنین جریانی، دولت وحدت ملی تشکیل دهند و این مسئله غیرممکن است. وی با بیان اینکه امروز کسانی که در تاریکی مطلق به سر میبردند مدعی انقلاب شدهاند، تصریح کرد: نیروهای انقلاب باید تکلیف خود را با کسانی که هم در گذشته و هم در حال حاضر به انقلاب اسلامی ضربه میزنند، روشن کنند. سرحدیزاده در تحلیل خود از سخنان اخیر بوش و حمایت از اصلاحطلبان با تاکید بر اینکه آمریکاییان هر روز بر حسب منافع خود از کسی حمایت میکنند، خاطرنشان کرد: ما حتی آنها را لایق این نمیدانیم که به آنها پاسخ دهیم. وی با تاکید بر اینکه «ما پیروان واقعی امام(ره) هستیم»، تصریح کرد: مواضع پیروان واقعی امام(ره) نسبت به دنیای استکبار و ارتجاع، روشن است و این مواضع هیچ ابهامی ندارد. وی ادامه داد: جورج بوش که سهل است، اگر تمام دنیا بخواهند مانور حمایت از کسی را سر بدهند ما (پیروان واقعی امام) با نیتهای آنها کاملا آشنا هستیم و هیچکس فریب این مانورها را نمیخورد. خدا میداند پشت سر این سخنان چه اهدافی نهفته است.
خبرهای جالب مجمع روحانیون از دولت وحدت ملی
آغاز فعالیت انتخاباتی کروبی
مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی که در جلسه اخیر شورای مرکزی این حزب اعلام کرده بود به نفع هیچ کاندیدایی کنار نخواهد رفت با سفر به قم تحرکات تبلیغاتی خود را آغاز کرد. کروبی که به دعوت انجمن علنی علوم سیاسی دانشگاه آزاد قم به این شهر مذهبی رفته بود، اعلام کرد که مانیفست اقتصادی خود را در حال تدوین دارد. وی در پاسخ به سوالی درباره حزب مشارکت و حزب موتلفه گفت: در رابطه با مصداقها اظهار نظر کردن سخت است ولی همین را بگویم که بسیاری از دوستان قدیمی ما در موتلفه یا عده کثیری از همکاران ما در دورههای گذشته اکنون در احزابی نظیر مشارکت و کارگزاران هستند. وی در پاسخ به پرسش یکی دیگر از دانشجویان درباره عملکرد دولت گفت: اول این نکته را بگویم که ما در انتخابات آینده رقیب هستیم و در گذشته نیز رقیب بودیم و خواب یک ساعته همه چیز را عوض کرد. وی در رابطه با موضوع معاون اولی دولت احتمالیاش و انتخاب کرباسچی به این سمت گفت: از همان ابتدا آقای کرباسچی نسبت به ما محبت داشت و چندین بار ابراز حمایت کرده بود ولی هیچگاه موضوع معاون اولی مطرح نشده بود ضمن آنکه آقای کرباسچی فردی ارزشمند است و اگر انتخاب شوم حتما از حضور ایشان استفاده خواهم کرد.
اولین جلسه دفتر سیاسی جدید جبهه مشارکت
اولین جلسه دفتر سیاسی منتخب شورای مرکزی جبهه مشارکت شنبهشب برگزار شد. در این جلسه پیرامون برنامه کاری دفتر سیاسی در دو سال آینده بحث و بررسی شد و مقرر گردید بر پایه پیشنهادهای اعضا اولویت موضوعات و مسائلی که باید در دستور کار قرار گیرد، به صورت برنامهای تنظیم و پیگیریهای لازم به عمل آید. همچنین قرار شد ارتباط سازمانیافته دفتر سیاسی با کمیتهها، شاخهها و دیگر ارکان جبهه بازنگری و تقویت شود و از آنها خواسته شود بهطور فعال در خصوص مسائل مرتبط با حوزه مسوولان به دفتر سیاسی گزارش دهند.
آغاز به کار فراکسیون متخصصین در مجلس
فراکسیون مجمع متخصصین در مجلس شورای اسلامی شروع به کار کرد. در این زمینه، هیات رئیسه این فراکسیون هم از میان 19 نفر از اعضای شورای مرکزی انتخاب شدند که بر اساس آن، علیاکبر آقایی به عنوان رئیس، سیدکاظم دلخوش به عنوان نایبرئیس اول، اسدالله عباسی نایب رئیس دوم، عسگر جلالیان به عنوان مخبر، مهرداد بائوج لاهوتی به عنوان منشی اول و حسین امیری به عنوان منشی دوم فراکسیون انتخاب شدند. آقایی درباره اهداف این فراکسیون گفت: فراکسیون مجمع متخصصین در مجلس به صورت فراجناحی عمل خواهد کرد و بررسی طرحها و لوایح و استفاده از نقطهنظرات نخبگان کشور در اولویتهای کاری این فراکسیون قرار دارد. وی افزود: تاکنون بیش از 50 نفر از نمایندگان مجلس به صورت رسمی به عضویت فراکسیون پیوستهاند و تا 120 نفر اعلام آمادگی نمودهاند. این فراکسیون تخصصی بوده و از گرایشهای مختلف و همچنین نقطهنظرات نخبگان و متخصصین استفاده خواهد کرد و در نظر دارد پشتوانه تخصصی مناسبی را برای طرحها و لوایح مجلس فراهم آورد. گفتنی است کنگره چهارم مجمع متخصصین ایران اسلامی هم که از گروههای حامی هاشمی رفسنجانی در انتخابات دوره قبل ریاستجمهوری بود، هفته گذشته با پیام رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد
«همایش ملی نفت، توسعه و دمکراسی»
این هم یکی ازابتکارات وتفکرات جبهه خط امام
خانم ابتکار(لینک ابتکارسبز):آقای سید محمد خاتمی بر یافتن راهکارهایی برای کاهش عوارض اقتصاد نفتی بر توسعه و مردمسالاری تاکید کرد و اشاراتی نیز به محیط زیست داشت.
رییس اجلاس نفت، توسعه و دمکراسی که از سوی بنیاد باران برگزار شد و مورد استقبال خوبی قرار گرفت آقای دکتر محمدعلی نجفی همکار خوبمان در شورا بود. او و همکارانش از مدت ها قبل زحمات زیادی را برای برپایی این همایش متحمل شدند و انصافا برنامه امروز نشان دهنده کار پیگیر و با ارزش ایشان بود. اگر چه من تاکید داشتم که محور محیط زیست باید در مباحث اجلاس گنجانده شود، ولی به دلیل تعدد موضوعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بالاخره محیط زیست در زمره عناوین کلیدی همایش نیامد. امیدوارم متن سخنرانی ام که بر محور محیط زیست بود و در کتاب اصلی اجلاس منتشر شد تا حدی به جبران این کمبود کمک کرده باشد. علاوه بر این به عنوان رییس میزگرد اول سعی کردم حسابی تلافی این موضوع را درآورم. در مقدمه میزگرد به بحث همبستگی توسعه پایدار با ارزش های دمکراتیک پرداختم و بر شاخص توسعه پایدار زیست محیطی یا ESI که بیانگر وضعیت پایداری در کشورهای جهان است تاکید کردم. همچنین ضرورت برنامه ریزی برای توسعه پایدار را که در برنامه چهارم توسعه مورد توجه قرار گرفت اما به فراموشی سپرده شد، مورد اشاره قرار دادم.
سخنرانان مطالب بسیار جالبی را در این میزگرد بیان کردند. دکتر مسعود نیلی در مورد ارتباط میان دمکراسی و اقتصاد نفتی صحبت کرد و گفت در حالی که ارتباط مستقیمی بین دمکراسی و توسعه اقتصادی در کشورهای غیرنفتی وجود دارد، در کشورهای صاحب اقتصاد نفتی همگرایی میان بهبود شرایط اقتصادی و بهبود وضعیت دمکراسی مشاهده نمی شود. این مسئله به دلیل رانت دولت و عدم احساس ضرورت پاسخگویی به مردم در اقتصادهای نفتی است.
دکتر حمید رضا جلایی پور هم از شکل گیری دولت پنهان به دلیل وجود رانت دراقتصادهای نفتی گفت و نیز به شکل گیری فضای شورش سرد اشاره داشت که در آن اعتراضات مردم فروخورده می شود و در آسیب های اجتماعی مانند افزایش اعتیاد سر بر می آورد.
دکتر محمدباقرنوبخت ضمن اشاره به تاریخ تحولات نفت یادی از مرحوم دکتر محمد مصدق کرد که من از این بابت از او تشکر کردم و گفتم جا دارد در صدمین سال اکتشاف نفت از این بزرگمرد یاد کنیم. دکتر نوبخت به ارتباط مثبت بین درآمد نفتی و تولید ناخالص ملی اشاره داشت.
دکتر علینقی مشایخی به مدلی موفق برای کشورهای تولید کننده نفت با ایجاد صندوق درآمد نفتی اشاره و تاکید کرد افزایش درآمدهای مالیاتی و کاهش اتکا دولت به منابع حاصل از فروش نفت ضروریست. در پایان سخنان دکتر مشایخی به تلاش دولت های هفتم وهشتم و ایجاد چنین الگویی اشاره کردم و گفتم متاسفانه تغییرات 180 درجه ای سیاسی مانع از تداوم این اقدام مهم شد.
سخنران آخر دکتر عباس آخوندی بود که به علل عدم توسعه بنگاههای بخش خصوصی پرداخت و دو علت «تمرکز قدرت سیاسی» و «اهمیت بیش از حد قائل شدن برای دولت» را در این زمینه تشریح کرد. اینها تنها اشاراتی به مطالب سخنرانان میزگرد بود و هر کدام از آنان به تفصیل سخن گفتند که امیدوارم متن سخنان ایشان طی روزهای آینده منتشر شود و مورد استفاده همگان قرار گیرد.
احزاب جبهه منتقدخط امام خمینی(اصول گرا)
دبیرکل حزب اسلامی رفاه ایران
کارگزاران:یکی از فعالان سیاسی که مدتی قبل با اظهاراتی تند علیه اصولگرایانی که قصد کاندیداتوری در برابر احمدینژاد و عبور از او دارند، موضع گرفته بود؛ خود هم از احمدینژاد عبور کرد. حسن اللهوردینژاد که خود را دبیرکل حزب اسلامی رفاه ایران معرفی کرده، با ارسال نمابری به خبرگزاریها اعلام کرده: «در انتخابات ریاستجمهوری دهم کاندیدا خواهم شد و در صورت پیروزی 90 درصد کابینهام را به جوانان اختصاص خواهم داد.» وی گفته: «اگرچه من ارادت خاصی به آقای احمدینژاد دارم اما این باعث نمیشود وارد میدان نشوم. ضمن اینکه تصمیم دارم به زودی با افرادی چون کروبی، خاتمی و شخص احمدینژاد دیدار کنم.» وی همچنین ادعا کرده که قالیباف، کاندیداتوریاش را منتفی اعلام کرده است.درها بسته شد، عبور کردم. حسن اللهوردینژاد، دبیرکل حزب اسلامی رفاه ایران، که دیروز خبری درباره کاندیداتوریاش در انتخابات ریاستجمهوری آینده در این ستون درج شده بود، در تماسی با کارگزاران دلایل عبور خود از احمدینژاد را توضیح داد. وی گفت: بنده از ابتدا قصد کاندیداتوری نداشتم و طرفدار و حامی جدی نامزدی آقای احمدینژاد بودم و حتی تلاش داشتم که ایشان مورد حمایت همه احزاب قرار گیرد اما آنچه باعث عبور من از احمدینژاد شد، عملی نشدن وعده ایشان مبنی بر «سیاست درهای باز» بود. وی افزود: قرار بود با رویکار آمدن آقای احمدینژاد، درهای وزارتخانهها و ادارات در تهران و شهرستانها به روی مردم باز باشد، ولی الان باید از هفتخوان رستم برای ملاقات با یک مدیر ساده دولتی گذشت. وی در ادامه تاکید کرد: من دیگر حامی احمدینژاد نیستم و دلیل آن هم همین مسئله است و بسیاری از نیروهای ما هم که قبلا حامی آقای احمدینژاد بودند، از این وضع ناراضی هستند و از من خواستند شخصا وارد عرصه انتخابات شوم. وی در پایان یادآور شد که حزب اسلامی رفاه ایران از سال 75 سابقه فعالیت دارد.
دبیرکل نهضت آزادی گفت:
ابراهیم یزدی در جمع خبرنگاران با بیان اینکه ما انتخابات را در دو مرحله حضور و مشارکت میبینیم، گفت: اکنون ما حضور داریم یعنی آگاهیهای لازم را به مردم میدهیم و راجع به مسائل اساسی مانند شرایط عدالت و آزادی انتخابات بحث میکنیم و آن را با مردم در میان میگذاریم.
«دبیر اجرایی جبهه مردمی ایران اسلامی»
یکی از فعالان سیاسی به نام امامیان که خود را «دبیر اجرایی جبهه مردمی ایران اسلامی» معرفی کرده، خبری از اظهاراتش در جمع اعضای این جبهه را منتشر کرده که در آن، کل نیروهای سیاسی کشور به جز احمدینژاد و حامیانش نفی میشوند. وی با طرح این ادعا که «مردم از برنامههای اصلاحطلبان و اصولگراها خستهاند»، گفته: « بعضی از آقایان در مجمع تشخیص مصلحت و بعضا از مسوولان دولتهای گذشته متاسفانه در ماههای اخیر حرفهایی میزنند که اپوزیسیون خارج از کشور درباره نظام و دولت مردم نهم جرأت ندارند اینگونه صحبت کنند.» وی در ادامه با بیان اینکه «آقای احمدینژاد برای عملی کردن خواستهها و مطالبات بحق مردم و اجرای عدالت اصحاب... [انجمن حجتیه ای] میخواهد نه اصحاب ...[طرفداراسلام امام خمینی]»، نسخه خود را برای مقابله با جریانهای رقیب دولت ارائه کرده است.
مخالفت فرقه مصباحیه باهمایش نفت و دموکراسی
همایش مذکورتوسط خط امامی هابرگزارشداما بدلیل کینه کیهان وفرقه مصباحیه نسبت به آن دراین فرازآورده شد
سیدمحمدعلی ابطحی:رفته بودم سمینار نفت و دموکراسی. این جلسه از سوی بنیاد باران به مناسبت صدمین سالگرد اکتشاف نفت ایران در مسجد سلیمان برگزار شده بود. آقای دکتر نجفی رییس شورای علمی و آقای محسن امینزاده مسئول برگزاری آن بودند. خیلیها مقاله داده بودند. کتابچهی خلاصه مقالات را همان دیروز خواندم. خواندنی بود و خیلی بهره بردم. آقای خاتمی سخنران اول جلسه بود؛ که تقارن نهضت مشروطیت و اکتشاف نفت را در ابتدا یادآور شد و به این نکته اشاره کرد که نفت نباید عامل خودکامگی حکومتها و بیتوجهی به خواسته های مردم شود. جمله ی قشنگی بود ولی نمیدانم چرا همان جا یاد شعری افتادم که در ایام جنگ ایران و عراق در رادیو پخش میشد که می گفت: ما نمیخواستیم جنگ را اما هست. بعد از پایان سخنرانی، خبرنگاران مختلفی که آمده بودند از همه سؤال میکردند. با آقای نجفی در حال صحبت بودیم که خبرنگاران آمدند. دکتر نجفی گفت من فقط سؤالات فنی را جواب میدهم . من به سؤالات سیاسی پاسخ دادم. باز هم طبق معمول اولین سؤال این بود که آقای خاتمی چرا اعلام کاندیداتوری نمیکند. گفتم تا به حال تقریبا جز آقای کروبی کسی اعلام کاندیداتوری رسمی نکرده است. حتی آقای احمدیتژاد هم نگفته که کاندیداست. چرا فقط روی آقای خاتمی زوم کردهاید؟ دیر نشده که!
چشمم به بالای پلهها افتاد. دیدم آقای خاتمی هم در محاصرهی خبرنگاران قرار گرفته و باز هم دربارهی انتخابات دارند سؤال پیچش میکنند نه ماجرای نفت. خبرنگار الجزیره رسید و دربارهی طرح وحدت ملی سؤال کرد. من هم خلاصهی مطالب پست دیروز وبلاگم را گفتم. طبعا با این همه سخنرانیهای مهمی که هر شب و روز از تلویزیون و رادیو پخش میشود و این همه سفر استانی و حواشی آن واین همه سمینار دولتی که تقریبا هر روزه برگزار می شود والبته هیچکدامشان در باره ی دموکراسی مموکراسی نیست، فرصت پخش این سمینارها و حتی نقل خبر آن در رسانههای عمومی و ملی که از بودجهی همین نفت تغذیه میکنند وجود نداشته باشد. عصبانیت با مزه کیهان http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=2102از این جلسه که با تیتر درشت سیاه نمایی نفتی پژروژه جدید تخریب خودنمایی کرده، نشانه ی خوبی از موفق بودن این سمینار تلقی می گردد. امیدوارم سخنان و مقالات خوب این سمینار را پیگیری کنند. نفت به تعبیر آقای خاتمی نعمت بزرگی است که اگر در آن به نفع مردم خوب استفاده نشود ولی به نفع حکومتها خوب استفاده شود که معمولاً چنین میشود به نقمت بزرگی تبدیل میشود. تذکر این نکته لازم و ضروری است که در این سمینار اصلاً رابطهی بین نفت و سفرهی مردم که در انتخابات مطرح شد و بعد تکذیب شده وجود نداشت تا سیاه نمایی شود.
دولت وحدت ملی و همایش مجلس و چند نکته قابل توجه
مانندبندقبل مسئله مذکوردراین فرازآورده شد:
سیدمحمدعلی ابطحی :مسأله دولت وحدت ملی و همایش مجلس شورای اسلامی که در آن همه نمایندگان ادوار دعوت شده بودند، جبهه اصولگرایان یک دست سابق را حسابی درهم ریخته است. در این مورد چند نکتهی بامزه وجود دارد:
۱. دوستان آقای احمدی نژاد در رقابت با تیم آقای لاریجانی کلی مصاحبه کردهاند و مطلب نوشته اند که در این جلسه مخالفین نظام و انقلاب شرکت داشته اند و رییس جمهور به این دلیل شرکت نکرده است. خانم رجبی همسر معروف آقای الهام هم طبق رویه و سنت همیشگی فحش نامه ی مفصلی مرقوم فرموده اند و کلی در فضایل این کار معجزهی هزارهی سوم قلم فرسایی فرمودهاند. این در حالی است که بنا به گفتهی منابع موثق در مجلس، آقای احمدینژاد نه تنها قرار بوده در جلسه شرکت کنند بلکه قصد سخنرانی هم داشتهاند. صبح همان روز هم رادیو چند بار اعلام کرد که رییس جمهور در این نشست سخنرانی میکند. بعضیها را هم میشناسم که به همین دلیل شرکت نکردند. ظاهراً مجلس که تصمیم داشته فقط رؤسای مجلس سخنران باشند، با این پیشنهاد مخالفت کرده و به این دلیل رییس جمهور شرکت نکرده است. باید این روایت درستی باشد؛ چون وقتی رییس دفتر مقام معظم رهبری که معمولاً به نمایندگی از ایشان در جلسات شرکت میکند در جلسه بودهاند و اعضای همراه آقای رییس جمهور مثل آقای الهام نیز در جلسه بودهاند دلایل سیاسی که خانم الهام بر شمردهاند درست نیست و بحث شرکت مخالفان دلیل عدم شرکت نبوده است. اگر اجازهی سخنرانی به آقای احمدینژاد میدادند حتماً شرکت میکردند و لابد کلی هم از این کار تعریف میکردند.
۲. وقتی اصلاح طلبان کاندیدا برای ریاست جمهوری دارند و امکان رأیآوری هم بنا به نظرسنجیهای متعدد دارند، طبیعی است که راه حل سوم یعنی رییس جمهوری غیر آقای احمدی نژاد و غیر اصلاحطلب از سوی اصولگرایان برای نیامدن کاندیدای اصلاحطلب مطرح میشود. مبتکر این طرح هم در ابتدا آقای ناطق نوری بودند که حداقل من در جریانم که مستقیماً آن را با آقای خاتمی در میان گذاشتهاند و خبر آن هم به نوعی اعلام شد. این که بعداً از این طرح کنار کشیده اند هم دلایل خاص خودش را دارد. کاش کارگزاران هم در جلسهی حزبی خود این طرح را مورد قبول قرار نمی دادند تا اصولگرایان یا همه یکپارچه پشت سر آقای احمدی نژاد قرار گیرند و یا در برابر افکار عمومی که به نظر میرسد خواستار تغییر در ریاست جمهوری آینده هستند، فرد دیگری را معرفی نمایند که در هر دو صورت شانس اصلاحطلبان را برای پیروزی افزایش میدهد.
ین که همیشه اصول گرایان از وحدت حرف میزدند و یک دست بودن حاکمیت در سطوح اجرایی و قضایی و تقنینی را بزرگ ترین دستاورد خود می دانستند، امروز این طور از هم پاشیده و در برابر یکدیگر قرار گرفته اند، از یک سو نشان میدهد که باید همهی نیروها در کار اداره کشور باشند و از سوی دیگر این که واقعاً بسیاری از اصولگرایان نمیتوانند از عملکرد این دولت حمایت کنند و می خواهند خود اپوزسیون احمدینژادی باشد که همهشان در ابتدا با او همراه بودند. این را جامعه نیز درک میکند و به همین دلیل میشود تأیید کرد که همایش مجلس هم یک کار انتخاباتی اصول گرایان بوده است و اثری در به نفع آنان نخواهد داشت. چه خوب است که صادقانه همهی اصول گرایان در انتخابات آینده پشت سر آقای احمدی نژاد قرار گیرند تا با دو قطبی شدن انتخابات آینده نظر واقعی مردم مشخص شود.
جمشید انصاری دبیر کمیته سیاسی فراکسیون اصلاحطلبان مجلس هشتم
در تحلیل اعتراضات رخ داده بر سر طرح دولت وحدت ملی به کارگزاران گفت که «برخی از چهرههای شاخص اصولگرایان با طرح دولت وحدت ملی به دنبال این بودند که از درون طرح کاندیدایی به غیر از محمود احمدینژاد دربیاورند، اما بعد از آنکه با عکسالعمل شدید حامیان احمدی نژاد مواجه شدند، ترجیح دادند در این مقطع سکوت پیشه کنند اما به غیر از آقای ناطق نوری هیچکدام شهامت ایستادن روی ایدهشان را نداشتند.» پیشنهاد تشکیل دولت وحدت ملی برای انتخابات آینده ریاستجمهوری ایده علیاکبر ناطق نوری، رئیس شورای هماهنگی (اصولگرایان) و عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز تهران بود که در همین رابطه او دیدارهایی را با برخی از چهرههای موثر و شاخص دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا برای معرفی کاندیدای واحد و مورد توافق هر دو گروه در انتخابات ریاستجمهوری مطرح کرد. گرچه در همان ماههای اولیه ناطق نوری گفت که ایدهاش «در نطفه خفه شده»، اما حمایت صریح علی لاریجانی از طرح دولت وحدت ملی و تشکیل همایش سیامین سال قانونگذاری و نظارت که عملا به نمایش وحدت ملی در غیاب محمود احمدینژاد تبدیل شد، تجلی عملیاتی شدن این طرح بود و اعتراضات گستردهای از سوی حامیان دولت نهم را در پی داشت.
دعوت از سران دولت به مناظره نفتی
در پی حملات اخیر رسانههای حامی دولت به همایش «نفت، دموکراسی و توسعه» و زیر سوال برده شدن عملکرد دولت خاتمی در زمینه هزینهکرد درآمدهای نفتی، معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت اصلاحات برای مناظره علمی در اینزمینه با حامیان دولت اعلام آمادگی کرد. سعید شیرکوند در گفتوگو با سایت خبری یاری با «غیرقابل پیشبینی و غیرقابل توجیه» خواندن حملات خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان و سایر رسانههای همسو با دولت به این همایش، اعلام کرد: این آمادگی در همفکران دولت اصلاحات وجود دارد که این بحث را در هر مکانی و در حضور هر فردی که همنظر و همفکر دولت نهم است، مورد بحث و بررسی قرار دهند. تخریب خاتمی بهقیمت اهانت به نظام توسط خبرگزاری فارس در حالیکه دانشجویان منتقد خاتمی از طیفهایی چون دموکراسیخواهان و لیبرالها در آستانه حضور 25آدر وی در دانشگاه تهران، با انتشار نامههایی محترمانه و طرح سوالات انتقادی اما توأم با رعایت آداب و اخلاق سیاسی به تعامل مثبت با اصلاحطلبان دست زده بودند، خبرگزاری فارس با انتشار اطلاعیهای ساختگی به نام «دانشجویان دموکراسیخواه» در اقدامی بیسابقه برای تخریب خاتمی، به نظام جمهوری اسلامی اهانت کرد. فارس که این اقدام را روز یکشنبه انجام داده بود، دیروز و ساعتی پیش از آغاز مراسم سخنرانی خاتمی، ناچار شد متن اصلی نامه دانشجویان را منتشر کند. در خبر جعلی فارس، از خاتمی بهعنوان «عروسک خیمهشب بازی نظام» یاد شده بود. این نوع موضعگیری در قبال خاتمی، اظهارات چهرههایی چون رجوی را به یاد میآورد که از خاتمی بهعنوان «فتنه» و «دستکش حریر نظام جمهوری اسلامی» یاد میکردند.26آدر
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئىجعبه پاندورای «نفت ایران»
کارگزاران ؛ محمدصادق جنانصفت:یکی از افسانههای مشهور یونان، داستان دختری به نام پاندورا و جعبهای است که او داشت. در این افسانه آمده که در جعبه پاندورا همه رنجها، دردها و بدبختیها زندانی شده بودند و اختیار جعبه در دستان پاندورا بود. روزی پاندورا بدون توجه به خواهشها و تمناهای همسایهها، دوستان و خانواده، جعبه را باز کرد و درد و رنج و بدبختی را در عالم پراکند. تلاش گستردهای شد تا این درد و بدبختی و شرور پراکنده شده را بار دیگر در درون جعبه محبوس کند اما بخشی از آن همچنان در جهان ماند و مایه شقاوت و رنج انسان شد. این افسانه را میتوان با کمی تساهل و چشمپوشی درباره داوری برخی نسبت به نفت ایران تعمیم داد. برخی از پژوهشگران، سیاسیون و حتی روشنفکران ایرانی باور دارند که باز شدن چاههای نفت برای ایرانیان جز درد و رنج چیزی به ارمغان نیاورده است و آرزو میکنند کاش چاههای نفت ایران بسته میماند. آیا چنین داوری را باید پذیرفت؟
واقعیت این است که کسب و کار و معیشت و شیوه زندگی شهروندان و نهادهای ایرانی در دهههای گذشته از درآمدهای نفت متاثر شده و شکل و ماهیت ویژهای پیدا کرده که شاید در جای دیگری از جهان – به جز برخی استثناها – نتوان مشابه آن را پیدا کرد. درباره تاثیرات مخرب و منفی درآمدهای حاصل از صادرات نفت صدها کتاب، مقاله و گزارش نوشته و منتشر شده است، اما باید پذیرفت که بدترین پیامد آن نازا و سترون شدن نهال[خانم]دموکراسی و آزادی در این سرزمین است. این تاثیر را میتوان هم در رفتار نهاد دولت و حکومت جستوجو کرد و آن را به خوبی دید و بدتر از آن در رفتار شهروندان ایرانی است که تحت تاثیر درآمدهای نفت، رفتاری عجیب پیدا کردهاند. پرسش این است که چه باید کرد؟ آیا میتوان کاستیها، کژیها و نارساییهایی که مملکتداری نفتی بر ایران حاکم کرده است را از زندگی شهروندان این مرز و بوم دور کرد؟ آیا برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد باید نفت نفروشیم؟ آیا باید چاههای نفت ایران را به دوران قبل از دارسی برگردانیم؟ واقعیت این است که چنین کارهایی را نمیتوان انجام داد و توصیه به این کار منطقی و شدنی نیست.
کار باید از جای دیگر شروع شود و آن دادن اختیار درآمد نفت به شهروندان است. تا وقتی دولت و حکومت خود را مالک مطلق درآمد نفت میداند و آن را در انحصار خویش گرفته است و دموکراسی نیز نهادینه نشده بر رنجها و دردها افزوده خواهد شد. چاره کار این است که در یک برنامه ملی و به دور از جناحبندیهای سیاسی موجود، روز و روزگار را برای شهروندان توضیح داد و در یک فرآیند دموکراتیک و مبتنی بر مقوله شریف آزادی و برنامهای دقیق و مبتنی بر دیدگاههای کارشناسی، ایرانیان را متقاعد کرد که بهتر است، درآمد نفت از چنگ نهاد دولت و حکومت خارج شود. نمونه شاید مناسب برای این کار، رفتار نروژیهاست که رهبران احزاب و سایر نهادهای مدنی و شهروندان نروژی در یک همبستگی ملی تصمیم گرفتند درآمد نفت خارج از اختیار نهاد دولت باشد و در بودجه سالانه از آن استفاده نشود. البته اجرای چنین مدلی در ایران نیاز به فداکاری شمار قابل توجهی از صاحبمنصبان و قدرتمندان دارد. جز این مگر راهی مانده است؟
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئىزمزم سیاست 48خاتمی
متاسفانه بیانات و دیدگاههای راهگشای امام(ره) مورد بی مهری قرار گرفته است
در دومین نشست ویژه بنیاد باران که در جهت تبیین مفاهیم نظری اصلاحات حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به ادامه بحث خود پیرامون این موضوع پرداخت:با اشاره به برخی اشکالات و نگرانی هایی که در خصوص ورود دین به عرصه اجتماعی زندگی انسانها همواره مطرح شده است، اظهار داشت:«دین مورد سوء استفاده قرار گرفته و این سوء استفاده یا از جهل و تعصب و ظاهر بینی و عادت زدگی کسانی بوده است که ادعای متولی گری دین را داشته اند و یا ناشی از خو و روش و منش خودکامگان مستبدی بوده است که از دین برای تحکیم استیلا و سلطه خود سوء استفاده کرده اند. این سوء استفاده ها وجود داشته است، اما من می خواهم بگویم که این مساله هیچ ربطی به حقیقت و جوهر دین ندارد، بلکه از دین سوء استفاده شده است.»
به نظر ما که هم اکنون درباره اصلاحات صحبت می کنیم، دین خواستار به کارگیری خرد در همه عرصه ها است و پاسدار کرامت انسان و حقوق اساسی اوست. دین به تحول پذیری ذهن و زندگی انسان بر بستر تاریخ اذعان دارد و به تاثیر زمان و مکان در درک و تامین نیازهای تحول یابنده انسان اعتراف می کند و همه اینها با نگاه منصفانه نسبت به متن دین قابل استنباط و درک است.
انقلاب اسلامی یکی از فرازهای بلند حرکت یک قرن گذشته است که با پیشنهاد جمهوری اسلامی به جای استبداد وابسته تحقیر کننده والایی خود را نشان داداین پیشنهاد یک اتفاق ساده نیست و برای خوش آمدن این و آن و یا خدای نخواسته فریب افکار عمومی مطرح نشده است، بلکه این پیشنهاد دقیقا پاسخگوی خواست تاریخی جامعه ماست.خواست و آرمان شتاب گیرنده ای که صاحبان این انقلاب، یعنی مردم داشته اند و نشانه تدبیر و درایت رهبری انقلاب است که مانند خود مردم ، جز یک نظام مردمسالار را بر نمی تابید.
«عدالت» و «اخلاق» در دین نقش محوری دارند و مردمسالاری سازگار با دین، از دل این مقولات بیرون می آید، عدالت اقتصادی روشن ترین و بارزترین وجه بی عدالتی و یا عدالت را نمایان می کند.اما بسیار جفاست که عدالت الهی و جوهری دین خدا را در عدالت اقتصادی و آن هم اقتصاد صدقه ای که بعضی از حکومتها به بهانه تامین این عدالت، همه آزادی ها و حق را از مردم می گرفتند و حرمتها را می شکستند، به بهانه اینکه لقمه نانی به مردم بدهند که آن را نیز نمی توانستند بدهند، خلاصه کنیم.عدالت خیلی وسیع تر از عدالت اقتصادی است و حقوقی که انسان دارد و به او باید داده شود تا عدالت تامین شود بسیار بالاتر از حقوق اقتصادی یک انسان است که دارد و باید تامین شود.
اخلاق از محورهای مهم دعوت انبیاست جامعه ای اخلاقی است که منش و روش افرادش ناشی از بصیرت، انتخاب و اراده آزاد آنها باشد. هرجا اجبار و تحکم بود، در آنجا اخلاق نیست. در جامعه ای که جباریت بر او حاکم است، نشانی از اخلاق در آن نمی توان یافت. اخلاق تنها در جامعه ای خواهد بود که رفتار و روش و منش همه افراد – اعم از حاکمان و مردم - ناشی از رضایت باشد و همانطور که گفتم، رضایت از پایه های مهم مردمسالاری است. اصلاحات در مقام عمل و برای تحقق این نگاه که از عدالت و اخلاق مردم سالاری بیرون می آید و عدالت و اخلاق باید در عرصه قوانین و مقررات متجلی باشد هیچ تنگنایی وجود ندارد. اگر ما فقط در این مرحله که می خواهیم ساز و کارها را مشخص کنیم، به بیانات و دیدگاههای راهگشای امام(ره) اکتفا کنیم که متاسفانه مورد بی مهری قرار گرفته است، بسیاری از تنگناهای عملی مرتفع خواهد شد و ما می توانیم صاحب مقرراتی باشیم که بگوییم عادلانه، انسانی و فراگیر است.نظرات امام(ره) در زمینه اجتهاد کارساز اسلامی، تاثیر زمان و مکان در این اجتهاد، لزوم بهره گیری از دستاوردهای تمدن بشری، لزوم توسعه و پیشرفت همه جانبه جامعه، تامین عدالت اقتصادی و اجتماعی، آزادی برای همه، نقش مصلحت در راهبردن نظام ، جایگاهی که خرد، آگاهی و کارشناسی انسان عاقل در تشخیص مصلحت دارد و مسائلی نظیر آنها به حد کافی به ما کمک می کند که برخوردار از نظامی باشیم که مقررات و ضوابط آن عادلانه، اخلاقی، منصفانه و انسانی، آنگونه که درخور شان یک جامعه پیشرفته است، باشد.اصلاحات اگر سخنی دارد این است که آیا ما در این مسیر حرکت می کنیم و یا نمی کنیم؟ و اگر حرکت نمی کنیم، اشکال کار کجاست؟ چگونه می توان این اشکالات را رفع کرد؟ علاوه براین، حضور انبوهی از نیروهای مومن، عالم، آگاه، روشن بین و زمان شناس در حوزه ها و دانشگاهها و بخصوص حوزه های علمیه ما پشتوانه های بسیار مستحکمی برای اصلاحات و عرضه نظرات قوانینی است که در چارچوب آن یک جامعه انسانی عادلانه و برخوردار خواهیم داشت. از رسالتهای اصلاحات زمینه سازی برای بروز این نیرو تاثیرگذاری آن در عرصه حیات اجتماعی است. آنچه که مراد من از مردمسالاری است و معتقدم جنبش اصلاحات بر آن پا می فشارد و باید بفشارد. چند پایه، قوام و مقوم دارد که اگر آنها بودند، مردمسالاری هست و اگر آنها نبودند، مردمسالاری هم نیست؛ یکی اینکه در مردمسالاری قدرت متمرکز که ندارد و محور نظم اجتماعی است اگر مهار نشود، بالاترین فسادهارا به وجود می آورد، برآمده از رای و رضایت مردم و پاسخگو در مقابل آنان است. دوم اینکه مردم به عنوان قدرت منتشر که قدرت متمرکز نمایندگی از آنها را دارد، همواره ناظر بر رفتار و کارکرد قدرت متمرکز اند و از او مسئولیت می خواهند. سوم؛ می توان قدرت را بدون توسل به زور جابجا کرد. می توان مقومات دیگری را هم برای مردمسالاری پیدا کرد با این حال من فکر می کنم، سه محور مهم اینها بود که البته لوازمی هم دارد و بدون تحقق آنها این هدف اصلا محقق نمی شود. لوازم آن عبارتند از: آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی اجتماعات و بخصوص آزادی انتقاد از قدرت متمرکز بدون اینکه هزینه ای داشته باشد. ملت همواره در مدت بیش از یک قرن گذشته در جستجوی استقلال، آزادی و پیشرفت بوده و به هویت فرهنگی و تاریخی خود و عمدتا دین پایبند بوده و بالاتر از آن برای رهایی از درد های تاریخی دستش را بسوی دین دراز کرده است حرکت اصلاحی نماد این جریان تاریخی است و آن را در مطالبی که طی سالهای اخیر مطرح شده است، نباید خلاصه کنیم و اصلاحات در عین حال جهت دهنده این جریان تاریخی است و نیز در طول بیش از این یکصد سال مانند خود مردم مظلوم بوده است. وقتی می گوییم جامعه ما "نیازمند" و "خواستار" مردمسالاری است، یک توصیه کلی و خطابه سرایی نمی کنیم، بلکه بنده معتقدم که مردمسالاری یک تقدیر الهی و فرمان تاریخی برای جامعه ماست که برای ملت در این برهه خاص تاریخ صادر شده است و برآمده از وجدان بیدار و آگاه جامعه است و نیز مقتضای روح زمانه ماست.دین هم وقتی می خواهد در عرصه حیات اجتماعی حضور به هم برساند، به نظر ما منطبق با این تقدیر الهی و نیاز زمانه و خواست وجدانی جامعه ماست و نه تنها مخالف آن نیست که موید و سازگار با آن است .اصلاحات بر مردم سالاری پافشاری می کند و خواستار شناخت و رفع موانع ذهنی و عینی آن در جامعه ما است معتقدم که موفقیت یا ناکامی ملت و انقلاب و جریان اصلاحات را در میزان رسیدن به این هدف و یا دور شدن از آن باید جستجو کرد.
اسلام اجتماعی؛ موید خواسته ها و اقتضائات تاریخی ؛خاتمی با این توضیح که بحث او بیشتر توصیفی است و نمی خواهد وارد مبانی و مباحث تئوریک شود، گفت:«در این بحث می کوشم تا تصویری روشن تر را که از منظر اصلاحات است بدست آورده شود.»اسلامی که ناظر به جنبه اجتماعی زندگی است، نمی تواند در مقابل این خواست و اقتضای تاریخی بایستد، بلکه بالعکس، موید آن است و بر جنبه های مردمسالارانه نظامی تاکید دارد که می خواهد سامان بخش جامعه باشد. به حد وافر و کافی شواهد و دلایل محکم و متقن از سنت و سیرت پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) وجود دارد که نظام مطلوب آنان و نظام مطلوب و کارساز اجتماعی جز با رضایت مردم مستقر نمی شود «رضایت و رای مردم» از پایه های اصلی مردمسالاری است. خاتمی با طرح این پرسش که «دین در این عرصه چه نقشی دارد و چگونه باید آن را دید که با این امر تاریخی، اجتماعی و وجدانی جامعه ما سازگار باشد؟»، گفت:«همه می دانیم که رسالت مهم و غایی دین، پرداختن به نسبتی است که میان جان انسان وجان جهان، یعنی خدای حکیم قادر متعال برقرار می شود و باید بشود که برای درک این رسالت، رویکرد و کارکرد دین، توجه به عرفان مثبت اسلامی و شیعی و حکمت معنوی ما امر بسیار مهمی است و سرمایه سرشاری است که با آن می توانیم هم خودمان جایگاهمان را در هستی بیابیم و هم از آن طریق بتوانیم با تمدنها و فرهنگهای گوناگون گفتگوی موثر داشته باشیم.
اگر ما حتی به آن جنبه اسلام نپردازیم که توجه به حیات اجتماعی انسان دارد و فقط به همین وجهه دین، یعنی رابطه انسان و خدا و دغدغه ای که برای سرنوشت یک فرد انسان در عرصه هستی دارد، بپردازیم، بدون تردید ما می توانیم از همین وجهه دین استنباط کنیم که دین نمی تواند نسبت به جامعه بشری بی تفاوت باشد، بلکه خواستار جامعه ای مطلوب و برخوردار است . در قرآن و سایر کتابهای آسمانی خداوند انسان را با عباراتی چون «ای انسان!»، «ای مردم!» و... خطاب می کند این مساله مهمی است و در واقع بینش دینی و الهی را نسبت به جایگاه انسان در عرصه هستی مشخص می کند؛ یعنی خدای منان، ادیان ابراهیمی و بخصوص اسلام، در این پهنه فوق العاده گسترده و پر ژرفا و شگفت انگیز هستی، از میان همه موجودات انسان را برمی آورد و او را مورد خطاب قرار می دهد. این مساله در انسان شناسی اسلامی بسیار مهم است؛ یعنی انسان مخاطب به خطاب الهی می گردد و جان انسان از یک موجود فرد متفرد به شخص دارای شخصیت بالا که مورد خطاب الهی است، تعالی پیدا می کند. انسان دارای «کرامت ذاتی - الهی» است، در همین دیدگاه اسلامی، صرف نظر از جنبه اجتماعی دین فوری ترین و قطعی ترین نتیجه ای که می گیریم این است که این آئین با این بینش، نمی تواند تحمل کند که انسان-هرکس که باشد- مورد ستم و بدتر از آن، مورد تحقیر قرار گیرد و این آئین انسان را در عرصه اجتماعی عزیز، سربلند و دارای آزادی و اختیار می خواهد.
توجه دین به شئون اجتماعی زندگی بشر ؛«جنبه دین منحصر به این جنبه معنوی متعالی فردی نیست ما معتقدیم، دین به جنبه حیات اجتماعی و شئون جمعی زندگی بشر در همین جهان و طبیعت نیز توجه ویژه دارد. یعنی دستکم دین اسلام، انسان را به خود رها نکرده است که چگونه زندگی اجتماعی خود را شکل دهد، بلکه نسبت به این مساله حساسیت دارد و بی تفاوت نیست.انبوه خطابات، توصیه ها و احکام قرآنی و احکام دینی و توصیه های عقلانی و شرعی و بخصوص اجتماعی نشان دهنده این است که دین و یا دستکم اسلام، نسبت به سرنوشت اجتماعی انسان بی تفاوت نیست؛ یعنی علاوه بر اعتلای جان آدمی که هدف غایی دین است، دین خواستار جامعه مطلوب، انسانی و برخوردار است و نسبت به این مساله موضع دارد و راه ما با توجه به مسائلی که توضیح داده شد، از همین جا از لائیسیته و سکولاریته جدا می شود.» اگر نظامی به نام دین مستقر شد و انسانی در متن آن نظام، با هر گرایش و عقیده ای از حقوق اساسی، حرمت و امنیت محروم شد، مطمئن باشید که آن نظام نسبتی با دین ندارد، ولو اینکه با غلیظ ترین عناوین دینی نیز تعریف و توصیف شود. باید عدالت و اخلاق در قوانین و مقررات تجلی پیدا کند و به یک معنا به آن سخن استاد شهید مطهری برمی گردیم که "در صورتی جامعه عادلانه خواهد بود که عدالت و من می افزایم اخلاق در سلسله علل احکام و مقررات قرار گیرد".
خودکامگی؛ بدیل دموکراسی ؛وقتی ما بر دموکراسی و مردمسالاری پافشاری می کنیم و آن را از اصول اصلاحات و سازگار با معیارهای دینی می دانیم، اصلا به این معنا نیست که دموکراسی عیب و کاستی ندارد در زمینه عیوب آن کتابها نوشته شده، بحثها شده و خود غربی ها و غیر غربی ها مسائلی را گفته اند، اما سخن من این است که اگر مردمسالاری عیب دارد، بدیل یا بدیلهای آن سر تا پا عیب هستند و همچنین با استمداد از دین به همان معنایی که گفتم، می توان بسیاری از عیبهای مردمسالاری های رایج را مرتفع کرد.وی در توضیح «بدیل مردمسالاری» اظهار داشت:«من جز "خود کامگی و جباریت[طاغوت]"، بدیلی نمی شناسم که در آن بجای اینکه نسبت میان حاکم و محکوم رضایت و حرمت باشد، به تعبیر هگل نسبت آنها، نسبت خدایگان و برده است. از سوی دیگر، دموکراسی های نخبه گرا که در دوران قدیم غرب و در یونان وجود داشت هم دارای ظلم کثیر است و بخش قابل توجهی از جامعه از متن نظام دموکراتیک بیرون می ماند و نیز در دموکراسی های لیبرال و جدید که حداکثر سود را برای حداکثر مردم در نظر بگیرند بالاخره اقلیتی هم وجود دارد که سود آن نادیده گرفته می شود و یا ممکن است اینگونه شود.ضمنا این دموکراسی ها دچار بیماری "سود انگاری" شده اند که سود را بیشتر به سود مادی و حوزه این جهانی زندگی خلاصه می کند و بسیاری از نیازهای معنوی و والای انسان در آن نادیده انگاشته می شود و متاسفانه تجربه ای که امروز داریم، یعنی تحقق لیبرال دموکراسی های کنونی همزمان، همراه و مستلزم ایجاد نظام سلطه بین المللی شده است که بزرگترین ظلم ها را بر اکثریت مردم جهان اعمال کرده است. درست در همین جاست که دین می تواند چاره ساز باشد.» اگر ما مدلی از دموکراسی و مردمسالاری را که در آن سهم همگان در عرصه سرنوشت و مشارکت در نظر بگیریم که "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته" است و نیز محور بودن حق، انصاف، عدالت و شفقت در متن آن لحاظ شود، ما می توانیم شاهد پدید آمدن نوعی مردمسالاری اخلاق گرا، انصاف مدار، عدالت محور و انسان دوست باشیم که نه فجایع نظام های جبار، خودکامه و تمامیت خواه را داشته باشد، نه عیوب دموکراسی های نخبه گرا را و نه خشکی، بی اخلاقی و احیانا بداخلاقی مدلهای جدید دموکراسی. وی با بیان اینکه «آنچه می گویم، توهم نیست، بلکه کاملا قابل دسترسی است»، اظهار داشت:«خوشبختانه ما تجربه ارزشمند جمهوری اسلامی را در پیشرو داریم و سند راهبردی آن یعنی قانون اساسی که به نظرم دارای حد نصابهای لازم از معیارهای مردمسالاری متناسب با زمان خواهد بود و همین امر فاصله انقلاب و نهضت اسلامی ما را با حرکتهایی که احیانا به نام دین در دنیا صورت گرفته است و هیچ نسبتی با حقوق انسان، بشر، پیشرفت، آزادی و آبادی ندارد نشان می دهد.»
پایه ها و لوازم مردمسالاری ؛خاتمی در بخش پایانی صحبتهای خود توضیحاتی در خصوص مردمسالاری را ارائه کرد. وی گفت:«مردمسالاری از قدیم مطرح بوده است، اما در گذشته به عنوان یک نظام مطلوب در نظر فیلسوفان بزرگ عالم نبوده است و تنها در دوره جدید است که مردمسالاری که البته تفاوتهایی هم با مردمسالاری قدیم دارد، به عنوان مناسب ترین شیوه زندگی و انسانی ترین راهکار تنظیم امور اجتماعی مطرح شده است که این یکی از دستاوردهای بزرگ و بسیار مبارک تاریخ اجتماعی و فکری انسان است.» رئیس بنیاد باران در نتیجه گیری بحث خود با اشاره به اینکه وقتی که آن مقومات و این لوازم متحقق شد، زمینه رشد همه جانبه جامعه فراهم می آید، اظهار داشت:« البته اگر مردمی با رعایت این امور و بخاطر رعایت اعتقادات، مصالح و شرایط تاریخی گفتند که می خواهیم ملاکهای دینی و ارزشی در جامعه و نظام حاکم باشد، هیچ منافاتی با دموکراسی ندارد، مگر اینکه دموکراسی را مساوی با یک مصداق، یعنی لیبرال دموکراسی بدانیم که در شرایط و تاریخ دیگر تحقق پیدا کرده است و دموکراسی سازگار با دین مصداق دیگری است که مورد توجه اصلاحات بوده و هست.» البته من معتقدم که استقرار دموکراسی در یک جامعه استبداد زده که همه حاکمانش، نخبگانش و مردمش بر روی یک زمین لرزنده حرکت می کنند و در موقعیتی که هر لحظه امکان غلتیدن این سه بخش به ورطه وحشتناک استبدادگری و استبداد پذیری وجود دارد، بسیار دشوار است. هدف اصلاحات یکصد سال گذشته چنین نظامی است و اصلاحات نیز امری تدریجی، مستمر و مقاوم است و باید بتواند که مردم و حاکمان را قانع کند که مناسب ترین، پرفایده ترین و کم هزینه ترین روش برای زندگی، زندگی مردمسالارانه و نظام مردمسالاری است که خوشبختانه از درخواستهای مهم اصلاحات و انقلاب اسلامی بوده است و معتقدم که قانون اساسی ما حد نصابهایی درخوربرای استقرار چنین نظامی را دارد و در جلسه بعد نیز در این خصوص و لزوم و چرایی پایبندی به قانون اساسی خواهم پرداخت.» رعایت اسلام بدین معنا نیست که جمهوری را تبدیل به شیوه های الیگارشی، اریستوکراسی و یا حکومتهای توتالیتر کند/نمی توان با بوالهوسی نسبت به نظام جامعه و انتظام عمومی برخورد کرد.رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه قدرت و حکومت دارای حد و حدود است،تاکید کرد:«نمی توان جامعه را به حال خود رها کرد و با بوالهوسی نسبت به نظام جامعه و انتظام عمومی برخورد کرد و اجازه داد که جامعه در یک آشفتگی و نابسامانی فرو افتد.» سید محمد خاتمی با بیان اینکه همچنین می دانیم که گذشت زمان منشاء تحولات بزرگی در جان و جهان انسان است، اظهار داشت:«جان انسان در همه لحظات یکسان نیست و جهان هم ثابت نمی ماند و مسائل و موضوعاتی که در طول تاریخ پیش می آید متفاوت است و این تحول امری دائمی و همیشگی است.»وی گفت:«انسان اهل آزمون و خطاست و برای تدبیر و پیش برد کارهایش فکر می کند، برنامه ریزی می کند، تجربه می کند و ضمن تجربه متوجه کمی ها و کاستی ها می شود و نکات بهتر و مناسب تری به ذهنش می رسد و یک انسان متعادل، انسانی است که ذهن و زندگی اش دائما در حال تکامل است و دائما هم در تصمیمات و آنچه که انتخاب کرده تجدید نظر می کند.»خاتمی ادامه داد:«خوشبختانه در قانون اساسی ما هم به این مساله توجه شده و اصل ترمیم پذیری قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. البته اکنون فقط به مباحث نظری و ظرفیتهایی که قانون اساسی دارد، اشاره می کنم و کاری به آنچه که رخ داده و یا می دهد، ندارم. بخصوص اگر به گفته حکیمانه امام(ره) در بهشت زهرا(س) توجه داشته باشیم که در باب قانون اساسی مشروطیت گفته اند و آن را تصمیم پدران ما دانسته بودند که برای خودشان تعیین تکلیف نموده اند، ما انسانهای دیگر و در زمان دیگری هستیم و آن نسل حق ما را در تصمیم گیری مجدد از بین نبرده است.»وی در ادامه گفت:«این مساله بسیار مهم و مبتنی بر یک اصل بسیار مهم تر است که انسان بر سرنوشت خویش حاکم است و همه نسل و عصری باید با آگاهی و اراده خودش تصمیم بگیرد.اینها همه نشان دهنده این است که قانون اساسی امری بشری و اصلاح پذیر است و حق همه افراد است که در این زمینه فکر کنند و تصمیم بگیرند. اما این امر به معنای عدم توجه و اهتمام عملی به قانون اساسی نیست.»سید محمد خاتمی گفت:«همه می دانیم که قانون اساسی که «مشروطیت» هم ترجمه آن است و دلالت بر این نکته دارد که حکومت، حکومت مشروط است و نه مطلق. این قانون اساسی یک پدیدار پدیده وجدید و متعلق به دنیای مدرن است؛ مثل بسیاری از امور حقیقی و اعتباری دیگر که تعلق به دنیای جدید دارد و در قدیم وجود نداشته و مورد توجه نبوده است.اما این پدیده از سوی همه عقلای عالم پذیرفته شده است. در عالم اسلام در بیش از یک سده گذشته، این پدیده مورد تائید عالمان و فقهای بزرگ و برجسته که دارای روشن بینی و زمان شناسی هم بودند و همچنین متفکران دیگر، قرار گرفته است و در طرح تحول اجتماعی وجود قانون اساسی مبنای نظر و عمل این بزرگان و نخبگان جوامع اسلامی و غیراسلامی بوده است.خاتمی با بیان این مطلب که به جز حرکتهای متحجر، خشن و عادت زده که بجای ارزشهای الهی و دینی، عادتهای خود را می پرستند و در روابط اجتماعی به هیچ عاملی جز زور و خشونت نمی اندیشند و مصیبتهایی بزرگی را برای ما و از جمله در عالم اسلام بوجود آورده اند، گفت:«همه روی این اصل که مبنای نظم قانون اساسی باشد، تقریبا بصورت اجماعی اتفاق داشته اند و همه عقلای عالم نیز آن را پذیرفته اند.»طبعا اصلاحات هم نمی تواند بر اهمیت قانون اساسی برای انتظام امور و راهبرد جامعه تکیه نداشته باشد. ملت ایران هم افتخار دارد که در مرحله اخیر حیات تاریخی و اجتماعی خود، دو بار تجربه تدوین و مبنا قرار دادن قانون اساسی را داشته است؛ آن هم با اعمال روش های دموکراتیک ، یکی دردوران مشروطیت است و دوم در جریان انقلاب اسلامی که منجر به تاسیس جمهوری اسلامی و تصویب قانون اساسی فعلی ما شد. آنچه در قانون اساسی به معنای جدید آن اهمیت دارد و از شاه بیتهای قانون اساسی به معنای جدید و مورد قبول آن است، اینکه قدرت و حکومت دارای حد و حدود است و فرد انسان و جامعه انسانی دارای حقوق و بخصوص حقوق اساسی است که این مورد دوم نیز در دنیای جدید مطرح شده است.این امر تفاوت بنیادی عالم قدیم را با عالم جدید نشان می دهد. اگر در دنیای قدیم اینگونه ابراز می شد که هرجا قدرت هست، حق هم هست و حق هم مطلق است و مردم در زندگی اجتماعی تکلیفی جز اطاعت ندارند، اما بشریت در دنیای جدید به این نتیجه مبارک رسید که حکومتها باید دارای حد و حدود باشند و مردم هم دارای حق و حقوق هستند. البته با رجوع به متون ادیان الهی و بخصوص اسلام، ما می توانیم این معیارها را پیدا کنیم، ولی در دنیای جدید این مسائل بطور روشن تری بیان شده است.از سوی دیگر، قانون اساسی در دنیای جدید که ما هم در جریان حرکت 150-200 ساله خود، آن را پذیرفته ایم و مورد تائید پیشوایان دینی بزرگ و روشنفکر ما هم قرار گرفته است مبنای یک پدیده جدید دیگر ، یعنی قرارداد اجتماعی است. ما اگر به حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش اعتراف داریم، نظم اجتماعی که باید مستقر باشد، باید مبتنی بر توافق و رضایت یا به تعبیر امروز قرارداد اجتماعی باشد و قانون اساسی همان سندی است که مورد توافق اجتماعی است. به همین دلیل، قانون اساسی مطلوب قانونی است که مورد رضایت و رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم باشد. بطوری که از آن استنباط شودکه این قانون اساسی سند قراردادی است که مورد توافق است و نیز بر اساس آن قانون میان حکومت و جامعه قرار داد منعقد شود که هرکس چه کاری باید انجام دهد.»وی با اشاره به فرآیند تصویب قانون اساسی در جمهوری اسلامی تصریح کرد:«از مزایای انقلاب اسلامی که در مقایسه با سایر انقلابها مزایای زیادی دارد، این بود که خیلی زود صاحب قانون اساسی شد، آن هم به این صورت که مردم خبرگان برجسته خود را انتخاب کردند تا قانون اساسی را تدوین کنند. اگر در همین حد هم بود، معیارهای دموکراتیک رعایت شده بود، زیرا اکثر منتخبان مردم قانون اساسی را تصویب کرده بودند و طبعا مورد رضایت مردم نیزبود؛ اما علاوه براین، بخصوص با اصرار شدید حضرت امام(ره) همین سند که مصوب نمایندگان منتخب مردم بود باز هم به همه پرسی گذاشته شد و یکبار دیگر، مردم مستقیما به آن رای دادند.»خاتمی گفت:«آیا این مساله نشان دهنده این نیست که واقعا میزان رای ملت است؟ و آیا باز هم می توانیم بگوییم که رهبر انقلاب و یا پیشوایان نهضت، برای فریب مردم از رای آنان استفاده کردند؟ یا اینکه خیر، رای مردم و بخصوص رای مستقیم آنها، بالاخص در اموری که به اساس نظم و انتظام جامعه مربوط می شود، اهمیت فوق العاده دارد؟»وی درباره «چرایی اهتمام اصلاحات به قانون اساسی» گفت:«اولا؛ قانون اساسی مبنا و بنیاد نظم اجتماعی است و چیزی که چنین موقعیت و نقشی را دارد، نمی تواند لحظه به لحظه و در دوره های کوتاه دستخوش تغییر و تحول شود. این مساله یعنی، به هم زدن اساس نظم و انضباط جامعه و گرفتار کردن آن به یک ناامنی و عدم آرامش، آشفتگی و نابسامانی . دوم؛ من معتقدم، قانون اساسی ما حد نصابهای لازم را برای تامین خواست تاریخی ملت دارد که اصلاحات نیز بر آن، تاکید بسیار دارد. سوم؛ همین قانون اساسی دارای زوایا و ظرفیتهایی است که یا اصلا مورد غفلت قرار گرفته، یا اهتمام چندانی نسبت به آن نشده و یا حتی در مقام ادعای عمل به آن، به نظر ما رفتار و روش درستی اتخاذ نشده است.»خاتمی تاکید کرد:«این ظرفیتها و زوایا معطل مانده است، یا کامل انجام نگرفته است. وقتی می گوییم، به قانون اساسی پایبند هستیم، به این زوایا هم نگاهی داریم. مگر بعد از 18 سال نبود که اصول مربوط به شوراها که معطل مانده بود، در کشور مورد توجه قرار گرفت؟ و واقعا هم منشاء تحول بزرگی شد.» وی در بیان آخرین مورد چرایی اهتمام اصلاحات به قانون اساسی اظهار داشت:«آنچه در این مرحله بسیار مهم است و اصلاحات هم روی آن تاکید می کند، یافتن راهکارهای مناسب برای مبنای عمل قرار گرفتن قانون اساسی است. اینکه قانون اساسی نوشته شود و دم از آن زده شود و در عمل مورد توجه افراد، نهادها و گروهها واقع نشود و نقض شود و حتی عمل خلافی به نام قانون اساسی انجام شود مشکل را حل نمی کند.»رئیس سابق قوه مجریه تاکید کرد:«ما باید راهکارهایی را پیدا کنیم که اگر به قانون اساسی پایبند هستیم، چگونه توسط همه و بخصوص حاکمان مراعات شود و چارچوب عمل در جمهوری اسلامی قرار گیرد. به عبارت دیگر، ما چکار کنیم که اختیارات و تکالیف حقیقی، منطبق با اختیارات و تکالیف حقوقی باشد؟ یعنی حقوق و تکالیف هر فرد در چارچوب قانون باشد و شاهد این نباشیم که در بعضی جاها، اختیارات و تکالیف خارج از قانون باشد، بلکه همسان باشند.»از جمله اموری که در قانون اساسی ما برجستگی دارد، همان میزان بودن رای ملت است و اینکه هر قدرتی که به رسمیت شناخته شده است، برآمده از رضایت مردم است و در عین حال، در همه جا تحت نظارت مستمر -مستقیم یا غیر مستقیم- ملت قرار دارد و این قدرتها در مقابل مردم پاسخگو هستند و دولت به معنی عام کلمه دارای حدودی مشخص است و مردم نیز دارای حقوق اساسی مشخصی هستندبنده فکر می کنم که با توجه به همه شرایط تاریخی و اجتماعی، همین قانون اساسی ساز و کار تحقق خواست تاریخی ملت، یعنی استقلال، آزادی و پیشرفت و ایجاد و بسط بستر همه آنها یعنی عدالت را فراهم آورده است.رئیس مرکز گفتگوی تمدنها با اشاره به اینکه با توجه به اینکه انقلاب ما، انقلاب اسلامی است و اکثریت مردم مسلمان هستند و غیر مسلمانها نیز به نوعی پذیرفته اند که در چارچوب یک نظام سازگار با اسلام زیست کنند، اظهار داشت:«طبیعی است که در قانون اساسی و باور ما، معیارها و میزانهای دینی و اخلاقی در نظام هم باید رعایت شود و همانطور که قبلا اشاره کردم، با مردمسالاری منافاتی ندارد.»نظام مورد نظر ما که در قانون اساسی هم آمده است، عبارت از «جمهوری اسلامی» است. یعنی در میان همه اشکال و نظام های موجود و یا ممکن، آنچه پیشنهاد و پذیرفته شده است، جمهوری اسلامی است. در آستانه انقلاب وقتی از امام(ره) سوال می شد که مراد شما از جمهوری اسلامی چیست؟ ایشان به صراحت پاسخ می دادند که به همان صورتی که شما غربی ها دارید و در دنیا رایج است. البته به این دلیل که جامعه اسلامی است و ما معتقدیم که اسلام، قادر به اداره زندگی است و منافاتی هم با پیشرفت ندارد و اسلامی که ما می بینیم، حقوق اساسی و شهروندی همه کسانی که در متن آن زندگی می کنند- اعم از مسلمان و غیر مسلمان- رعایت می شود، براین اساس ملت ما خواستار این است که در این جمهوری، به معنایی که در دنیا وجود دارد، موازین اسلامی هم رعایت شود.»مطمئنا مراد از حکومت اسلامی که در انقلاب مطرح شد و در قانون اساسی آمد، نوعی "اریستوکراسی" نیست و بدتر از آن نوعی "الیگارشی" نیست و بدتر از آن دو، "استبدادی که رنگ دین گرفته باشد" نیست.در بیان امام(ره) و پیشوایان جامعه نه تنها مسائلی سازگار با این موارد نیست، بلکه کاملا در مقابل آنهاست. در واقع رعایت اسلام بدین معنا نیست که جمهوری را تبدیل به شیوه های الیگارشی، اریستوکراسی و یا حکومتهای توتالیتر و تمامیت خواه کند و چنین چیزی مورد نظر نبوده و در قانون اساسی هم، چنین نیست.اگر درد مزمن جامعه ما استبداد و استبدادزدگی است، که چنین است، من معتقدم، در قانون اساسی ما به این درد توجه شده و برای درمان آن چاره اندیشی شده است. حکومت از مردم است و در برابر آنان مسئول است، تفکیک قوا پذیرفته شده است، نهادها و تاسیسات مهارکننده و نظارت کننده به نحوی در آن تعبیه شده است- البته شاید گفته شود، بهتر از این هم می توانست باشد، ولی اصل این مساله واقعا رعایت شده است- و ساز و کارهایی در آن رعایت شده که حاوی موانع خواستهای ملت را از سر راه بردارد.مهم این است که روح این قانون در جامعه ما در همه ابعاد جاری و ساری شود و یا اگر نمی شود، چه باید کرد که اتفاقا یکی از بزنگاههای که اصلاحات مورد نظر ما باید به آن توجه کند، این قسمتهاست و نه اینکه از قانون اساسی بوالهوسانه عبور کنیم و مبنای نظم در جامعه را از بین ببریم.سید محمد خاتمی با اشاره به اصل ولایت فقیه گفت:«نکته دیگر که در اذهان مطرح بوده است، اینکه در مجلس خبرگان قانون اساسی نظریه معروف فقهی امام(ره)، یعنی ولایت فقیه طرح و تصویب شد و به عنوان یکی از اصول قانون اساسی ما مورد تائید قرار گرفت و در رفراندوم هم به آن رای داده شد.»ولایت فقیه یک اصل مورد اهتمام و احترام قانون اساسی است و رهبر در این نظام دارای جایگاه بسیار مهمی است و اختیارات فراوانی دارد. البته به همان میزان که این اختیار دارد، شرایط این مقام نیز سخت تر و بیشتر است. اما طبق همین قانون اساسی، آن معیارها و ضابطه هایی که در مورد مردم سالاری لازم است و در قانون اساسی ما هست، این اصل آنها را نقض نمی کند. رهبری مقامی است که فعلیت مقام او و یا به تعبیر امام(ره) نفاذ حکم او، مبتنی بر رای و رضایت مردم است. یعنی رهبر منتخب مردم است، هرچند که در قانون اساسی قبلی یکی از راههای استقرار نهاد رهبری رای مستقیم مردم بود. یعنی اگر مردم بخواهند، رهبری تحقق پیدا می کند که در اصلاح قانون اساسی این محور حذف شد و امر فقط به خبرگان واگذار شد، و به نظر من قانون قبلی با معیارهای دموکراتیک سازگارتر بود. ولی در عین حال حذف این قسمت نقض جنبه دموکراتیک نظام نیست. مجلس خبرگانی که رهبر را تعیین می کند، موجودیت و مشروعیت خود را از رای مردم می گیرد و به نمایندگی از آنها و اعمال کارشناسی دقیق رهبر را تعیین می کند. در اینجا هم به تعبیری از حضرت امام(ره) تمسک می جویم که می فرمایند، چون رهبر مورد انتخاب و قبول خبرگان است و آنها مورد انتخاب مردم، قهرا آنکه مورد نظر خبرگان است، مورد نظر و رضایت مردم هست و علیهذا حکم او نافذ است.»یعنی رهبری چون مورد قبول مردم قرار گرفته، می تواند اعمال رای کند که مساله ای خدشه ناپذیر است و چقدر میان این نظر و آن شبه نظر و توهم که مردم را هیچ کاره می داند، رهبر را فراتر از قانون می داند و مشروعیت حکمرانی رهبر را مشروط به رای و رضایت مردم نمی داند، فاصله وجود دارد. پس یکی از پایه های دموکراسی که رای و نظر مردم است و هیچ مقامی بدون رای مردم مستقر نمی شود، در اینجا محقق است.کار خبرگان با تعیین رهبر به پایان نمی رسد، بلکه این نهاد موظف به نظارت مستمر بر رهبری و نهادهای زیر نظر اوست و در این مورد خبرگان باید به مردم پاسخگو باشد.رهبر فقط در مقابل خدا مسئول نیست، گرچه در هر نظامی که نسبت با خدا دارد، هر انسانی در مقابل خدا مسئول است و هرکس موقعیت بالاتری داشته باشد، این مسئولیتش بیشتر است. اما فقط این نیست، بلکه مستقیما در برابر مردم و بویژه نهاد مردمی خبرگان پاسخگوست. یعنی اختیار بدون مسئولیت، در این نظام پذیرفته شده نیست.مجلس خبرگان هر گاه در بررسی های خود فقدان شرایط و یا تغییر شرایط عقلی، عرفی و شرعی را احراز کند و یا تغییری در روش و منش رهبری بیابد که با معیارهای مورد نظر سازگار نیست، می تواند و بلکه باید او را عزل کند. در اینجا نیز تعبیر امام(ره) تعبیر جالبی است که می فرمایند، اگر رهبر دیکتاتوری، گناه و بی تقوایی کند، بلافاصله و خود به خود عزل است. در شرایط رهبری، تنها علم، عدل و تقوا مطرح نیست. علاوه بر آن، زمان شناسی، درک مصالح اسلام و جامعه، تدبیر و تدبر و نظایر اینها در نظر گرفته شده است. به خاطر همین شرایط هم بود که قید مرجعیت از رهبری حذف شد. این مساله هم که خبرگان رهبر را می توانند عزل کنند، تنها به این ملاک نیست که آیا علم و تقوا کم شده و یا وجود نداشته، بلکه تدبیر و تدبر هم مهم است. البته اینکه در آئین نامه مجلس خبرگان محدود شده است که طیف خاصی می توانند در انتخابات ان شرکت کنند و بسیاری از کارشناسان مومن و کارآمد از نامزدی و عضویت در مجلس خبرگان محرومند؛ به خاطر اشکال در روش قانونی عادی است که از جمله توصیه های اصلاحات، تجدید نظر در این زمینه هاست. بنابراین در همین قانون اساسی، اگر هم عیب و نقصی داشته باشد، هم جنبه های دینی و شرعی رعایت شده است و هم به لحاظ ملاکهای نظری دموکراسی، ناقض معیارهای یک نظام مردمی، قابل پیشرقت، آزاد و آباد که حقوق اساسی مردم در آن رعایت شده، نیست.آنان که دغدغه دینی دارند، می توانند مطمئن باشند که این قانون اساسی با اصول و مبانی دین ناسازگار نیست و آنان که جنبه های دموکراتیک جامعه را مهم می دانند و مردمسالاری را چاره دردهای تاریخی ما می بینند، با توجه به شرایط کنونی و مقتضیات زمان ما، می توانند و لازم است که بر این قانون اساسی پافشاری کنند و آن را مبنای نظم قرار دهند. خاتمی تاکید کرد: آنچه هم که همه و بخصوص در اصلاحات باید به آن توجه کنیم، این است که این قانون مراعات شود.ما یکبار در انقلاب مشروطه قانون اساسی داشتیم و سالها برای حاکمیت آن مبارزه ها شد و هزینه های فراوانی داده شد. متاسفانه خیانت داخلی، توطئه بیگانگان، بی تجربگی و یا احیانا انحراف روشنفکران و نخبگان جامعه- اعم از دیندار و غیر دیندار- و عدم تشخیص اولویت ها سبب شد که از دل مشروطیت ما، یکی از نفس گیرترین دیکتاتوری ها دربیاید که هم دین ستیز بود و هم آزادی سوز، تا اینکه به برکت انقلاب اسلامی و مبارزات طولانی ملت، ما صاحب قانون اساسی دیگری شدیم که این بار عنوان حکومت را از سلطنت مشروطه به جمهوری اسلامی تبدیل کرد. که دستاورد بسیار بزرگی است.نمی توان با توهم زدگی و رویا گرایی این پایه را سست کرد و جامعه را در معرض تخریب و تهدید قرار داد و همه کسانی که دلسوز اسلام، انقلاب و ایران هستند، باید بر این مساله تکیه داشته باشند. اصلاحات نیز با روشن بینی و رعایت همه جوانب باید بکوشد تا جامعه را در برابر نقض قانون اساسی و تضعیف نهادهایی که جامعه را به استقلال، آزادی و پیشرفت می رساند، بایستد. تلاش برای تحقق اهداف و موازین قانون اساسی به نظر من یک عمل مقدس و یکی از مهم ترین رسالتهای اصلاح گری است. اگر چنین شد و ما به این نتیجه رسیدیم که قانون اساسی مبنای نظم و عمل هست و در عمل هم پیاده شد، مجال برای بحث های تئوریک به فراوانی ایجاد خواهد شد.اگراین اصول و معیارهای مورد نظر اصلاحات در جامعه بسط یابد، می تواند کارساز شود و با یک عمل سنجیده می توانیم در مسیر مناسب جامعه حرکت کنیم و البته نیازمند تشکیل کارگروههایی از زبدگان و کارشناسان آگاه هستیم تا از متن این اصول، رویکردهای اساسی و راهبردهای مهم در این شرایط زمانی را استخراج کنیم.این امر اصلا منوط به اینکه فردی یا بخشی از اصلاحات در قدرت باشد، نیست. اصلاحات به یک لحظه تعلق ندارد و متعلق به کل تاریخ و جامعه ماست و اگر باور داریم که این راه، راهی کم هزینه و پرفایده است، باید برای هموار کردن این راه، برداشتن موانع و تبدیل معیارها به روح حرکت بخش در جامعه تلاش کنیم. گرچه معتقدیم که آنها در روح جامعه وجود دارند و باید سعی کنیم تا از متن فطرت و وجدان پاک جامعه به مرحله خودآگاهی آنها برسانیم که اگر این خودآگاهی حاصل شد، خود مردم پاسدار منافع و حقوق خود و پشتیبان اصلاحات خواهند بود.
سید محمد خاتمی در دانشگاه تهران:اگر قاطعتر بودیم نتیجه بهتری میگرفتیم
کارگزاران؛25آذردانشگاه تهران و سیدمحمد خاتمی سالها بود که چنین فضایی را تجربه نکرده بودند؛ روزی که دانشکده فنی دانشگاه تهران پس از مدتها حال و هوایی به خود گرفت که تنها در روزهای منتهی به دومخرداد 76 آن را حس کرده بود. دیروز سیدمحمد خاتمی برای سومینبار پس از پایان دوران ریاستجمهوریاش به جمع دانشجویان دانشگاه تهران و دانشجویان دیگر دانشگاهها که با مشقت فراوان خود را به سالن شهیدچمران وارد کرده بودند، آمد و خاطرات تلخ و شیرین گذشته را با آنها مرور کرد. ازدحام جمعیت و حضور دانشجویان در محل سخنرانی خاتمی تا جایی بود که مسوولان انتظامات دانشگاه تهران برای حفظ امنیت جانی حاضران در سالن شهیدچمران و راهروها و سالنهای جنبی دانشکده فنی که به وسیله مانیتور شاهد مراسم بودند، ناچار به بستن درهای متعدد ورودی به این دانشکده شدند. حضور گسترده دانشجویان در مراسم بزرگداشت روز دانشجو که با 10 روز تاخیر توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علومپزشکی تهران برگزار شد، باعث شد تا گنجایش دو هزار و 500 نفره سالن شهیدچمران، بیش از دو برابر ظرفیت خود، پر شود و این مسئله باعث به وجود آمدن مشکلات متعددی مانند کمبود هوا و گرمای فوقالعاده برای حاضران شد. دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها از ساعت 9 صبح دیروز تا 14، شعارهای مختلفی در حمایت از خاتمی، انتقاد از دولت نهم و برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان و نهاد دانشگاه در سه سال و نیم اخیر سر دادند. این در حالی بود که همزمان با قطعی شدن روز بیستوپنجم آذر برای حضور خاتمی در دانشگاه تهران، رسانههای متعدد جریان حاکم با انتشار اخبار و بیانیههای جعلی و غیرواقعی، تلاش فراوانی را برای رودررو نشان دادن دانشجویان با خاتمی و تبدیل این جلسه به مراسم محاکمه رئیسجمهور سابق انجام دادند که حمایت گسترده و پرشور دانشجویان از خاتمی که بارها باعث قطع شدن سخنان او شد، این پروژه را با شکست مواجه کرد. در چنین فضایی که یادآور روزهای پرخاطره دومخرداد بود، سیدمحمد خاتمی به میان دانشجویان آمد و سخنان خود را آغاز کرد. زخم 18 تیر باقی است
خاتمی حادثه کوی دانشگاه تهران را «تلخ» و «جنایت بزرگ» خواند و گفت: حادثه کوی دانشگاه نشانه مظلومیت دانشگاه و مقاومت ستودنی این دانشگاه بود. 18 تیر جنایت بزرگی بود که زخم مظلومیت آن هنوز دلهای دلسوزان نظام را میسوزاند. در صورتی که این حادثه هیچ ربطی به دانشگاه نداشت و سبب شد که فشار بر دانشگاه بیشتر شود. خاتمی با تاکید مجدد بر اینکه 16 آذر نماد جنبش دانشجویی بود، تصریح کرد: 16 آذر یک حادثه مستمر و دائم است که همیشه باید به یاد آن بود. وی سپس با انتقاد از فشارهای وارده بر دانشجویان و نهاد دانشگاه اظهار داشت: آیا آزادی به معنای واقعی کلمه در جامعه ما نهادینه شده است؟ آیا دانشگاههای ما که باید کانون آزادی باشند آزادی را احساس میکنند؟ آیا اکثریت در دانشگاههای ما با هیاتهای علمی شایسته است؟ آیا در دانشگاههای ما و در جامعه ما نقد قدرت هزینه ندارد؟ اگر ندارد این همه ستارهگذاری و محرومیت برای چیست؟
چرا هنوز در برخی از دستگاهها و نهادها نقد که وظیفه اصلی دانشگاه و روشنفکر جامعه است به عنوان براندازی محسوب میشود و با ناطق به عنوان برانداز برخورد میشود؟ وی تاکید کرد: آیا به قانون اساسی عمل میشود؟ آیا کسانی که باید حافظ قانون اساسی باشند و در پاسداری از رأی مردم بکوشند چنین میکنند. اگر به اهداف رسیدهایم پس سند چشمانداز 20 ساله یعنی چه؟ یعنی نرسیدهایم، یعنی تا رسیدن به این اهداف فاصله داریم. خاتمی در ادامه سوالات صریح خود گفت: آیا ما از عقبماندگی رهایی یافتهایم؟ آیا فقر و فساد و تبعیض از جامعه ما رخت بربسته است، آیا دولت از اینکه کارفرمای بزرگ باشد، برآمده از مردم باشد و مسوول در برابر مردم باشد، آیا به جای اینکه دولت اینچنین باشد و کارفرمای بزرگ نباشد، در جامعه ما تحقق یافته است؟ آیا دولت پشتیبان امنیت و پیشرفت ملت شده است؟ آیا در جامعه ما میزان رأی ملت است یا هنوز به جای حفاظت از قانون و رأی مردم کسانی میخواهند بر مردم قیمومیت اعمال کنند؟ آیا شاهد پیشرفت همهجانبه هستیم؟
کشور را با نفت 8 دلاری اداره کردیم
خاتمی در یادآوری شعاری که در زمینه توسعه سیاسی در دوران مسوولیتش مطرح میکرد، گفت: با وجود آنکه بر فعالیتهای سیاسی تاکید میکردم، اما تحولات اقتصادی قابل تقدیری نیز در دولت اصلاحات شکل گرفت که هنوز هم نان آن را میخورند. خاتمی با اشاره به وضعیت قیمت نفت در دوران اصلاحات که به بشکهای ٩ دلار رسید و دولت اصلاحات توانست بدون آنکه فشار زیادی بر مردم وارد شود کشور را اداره کند، اشاره کرد و آن را دیگر دلیل موفقیت این دولت ارزیابی کرد. وی به «خشکسالی که در دوران اصلاحات در کشور اتفاق افتاد و به واسطه آن مجبور شدیم شش میلیون تن گندم وارد کنیم»، اشاره کرد و گفت: در همان زمان تورم به ۵/١١ درصد رسید. صحبت تکنرخی کردن ارز بود که گفته شد تورم در صورت تکنرخی شدن ارز ٩ تا ١٠ درصد افزایش پیدا میکند. ما این کار را انجام دادیم و کشور را با تورم ٣/١۵ درصدی تحویل دادیم اما امروز با نفت ٩٠ دلاری سوال کنید وضعیت تورم چطور است؟ وی اضافه کرد: مطمئنا به نام اصلاحات حرفهای بیربطی زده شد اما آن را به حساب اصلاحاتی که مردم به آن رأی دادند، نگذارید. رئیس بنیاد باران، تاکید کرد: اگر اصلاحات مجددا رأی بیاورد هر چند حتی اگر من نیایم تجربه هشت سال و تجربه این چهار سال را داریم. خاتمی در پاسخ به این سوال که آیا امیدی به آینده است؟، گفت: این کشور خیلی مهم است و انقلاب شما خیلی بزرگ بود.
امیدهای بزرگ به این کشور است. بنده به هیچوجه معتقد نیستم دولت فعلی میخواهد کارها را خراب کند و مشکل ایجاد کند و مطمئنم قصد خیر دارند. خاتمی در ادامه به تدوین سند چشمانداز ٢٠ ساله نظام در دوران وی که به تایید رهبری و تصویب مجمع تشخیص مصلحت رسید، اشاره کرد و با یادآوری اینکه برنامه چهارم توسعه نیز در راستای تحقق اهداف سند چشمانداز تدوین شد، گفت: اگر این برنامه را در افق چشمانداز اجرا میکردیم وضعیت ما بهتر بود، گفتند درست نیست ولی به جای آنچه گذاشتند. رئیسجمهور سابق کشورمان، در ادامه با ابراز امیدواری نسبت به اینکه ملت انتخابی انجام دهند که در جهت بهبود امور باشد، اظهار داشت: با وضعیت فعلی دیرتر و گرانتر به اهداف انقلاب میرسیم اما اگر وضعیت عوض شود زودتر و ارزانتر این اهداف محقق خواهد شد.
واکنش به تئوری عبور از خاتمی
وی همچنین در ادامه در پاسخ به سوالی درباره نگاهش به کسانی که در مقطعی شعار عبور از خاتمی را مطرح کردند، اظهار داشت: طبعا همه اندیشههایی که به نام اصلاحات بیان شد را قبول ندارم، اما ما در جامعه متکثر زندگی میکنیم. خاتمی کسی نیست، هر کسی هر اندیشهای که دارد باید ابراز کند. رئیس بنیاد باران ادامه داد: مگر حضرت امام(ره) در پاریس نفرمود حتی کسانی که اصل دین و اسلام را قبول ندارند و مارکسیست یا ماتریالیست هستند در جمهوری اسلامی آزادند صحبت کنند و تشکل و تجمع داشته باشند.
خاتمی همچنین هر کس، هر فرد یا گروهی را که در چارچوب اندیشههای امام و انقلاب حرکت کند را مورد تایید قرار داد. در ادامه این جلسه سوال دیگری پرسیده شد مبنی بر اینکه امروز عدهای هستند که با مصادره امام در تلاشند که به مطامع خود دست یابند امامی که شما شناختید، چگونه امامی بود؟ خاتمی در پاسخ به این پرسش با بیان اینکه الان در این مکان مجال و فرصت برای صحبت از امام(ره) نیست، گفت: در آن زمان در آن بینشی که نسبت به اسلام وجود داشت؛ جریانات اسلامی متفکر همچون علامه طباطبایی، شهید مطهری، مهندس بازرگان، آیتالله طالقانی و استاد شریعتی در آن بحرانها و سختیها اندیشههای روشن اسلام را مطرح میکردند. وی افزود: امام(ره) از دو جهت امتیاز داشت یکی از جهت طرح اندیشههای مهم و دیگری از لحاظ اینکه اندیشههای ایشان ناظر به عمل بود. ایشان انسانی اسلامی و متدین بودند که لحظهای در انجام وظایف دینی تردید نمیکردند. ایشان در مقابل خیلیها مسئله جمهوری اسلامی را مطرح کردند. خاتمی در ادامه به بیان خاطرهای از امام(ره) پرداخت و گفت: زمانی که امام در پاریس حضور داشتند و مسئله جمهوری اسلامی را مطرح کردند گروههای اسلامی غیردینی با بنده برای دیدار با امام تماس گرفتند البته این افراد بعد از مدتی ضد جمهوری اسلامی، امام و انقلاب اسلامی شدند، اما آن روز آنها اظهار ارادت و علاقه به امام و جمهوری اسلامی میکردند.
برخی از آنها خواستار دیدار با امام شدند. بنده به همین دلیل به حاج احمدآقا گفتم که اینها قصد دیدار با امام را دارند البته این افراد همان کسانی هستند که از دل آنها القاعده و طالبان درآمد. آنها در آن دیدار به امام اعتراض کردند که جمهوری اسلامی یک بدعت است و در اسلام چیزی به نام جمهوری اسلامی وجود ندارد. بنابراین اگر به نام خلیفه مسلمین در صحنه حاضر شوید با شما بیعت و همه امکانات را در اختیارتان قرار میدهیم. امام در واکنش به این سخنان با عصبانیت فرمودند که بنده هیچ احتیاجی به امکانات شما ندارم. جمهوری اسلامی بدعت نیست و ما روشی جز جمهوری اسلامی را قبول نداریم. در این هنگام یکی از دانشجویان از میان جلسه فریاد زد پس انقلاب فرهنگی چه بود؟، که خاتمی در واکنش گفت: صحبت از اندیشه است. امام(ره) به صراحت فرمودند هر اندیشهای حتی اندیشههای الحادی در جمهوری اسلامی تا وقتی که به توطئه نینجامد و دست به اسلحه نبرد، آزاد است. وی ادامه داد: ممکن است در انقلاب فرهنگی نیز برخی تندرویها انجام شده باشد، اما این را نباید به حساب امام گذاشت. امامی که من میشناختم امامی بود که به رأی مردم، استقلال و آزادی مردم مومن بود و معتقد بود که اسلام با همه اینها سازگاری دارد و اگر انحرافی وجود دارد، اینجاست.
انتقاد از رد صلاحیتهای مجلس هشتم
وی در ادامه در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا استراتژیای برای مبارزه با کارشکنیها در برابر اصلاحطلبان وجود دارد، با تاکید بر اینکه یقینا باید در این زمینه کار شود، توضیح داد: همه چیز دست ما نیست. شما دیدید که در جریان انتخابات گذشته در امر تایید صلاحیتها چه شد و چه نیروهای برجسته انقلابی سابقهداری از صحنه حذف شدند. وی ادامه داد: در جریان انتخابات مجلس هشتم از ٢٩٠ کرسی مجلس، جبهه اصلاحات با همه تسامحی که داشت در ١٠۴ کرسی امکان رقابت داشت. دیدید که در این ١٠۴ کرسی نزدیک به ۶٠ نفر به صحنه آمدند، جو جامعه اینچنین است. آیا اگر در ٢٩٠ کرسی نامزدهای اصلاحطلب حضور داشتند، امروز بالای ۵٠ درصد این مجلس در اختیار اصلاحطلبان نبود؟
رئیسجمهور سابق کشورمان همچنین در واکنش به برخی شعارها با محتوای «مرگ بر...» در سالن گفت: اصلا شعار مرگ ندهید، بحث دوستانه داریم. خاتمی در ادامه سخنانش اظهار کرد: اینکه بگذارند چه کسانی در عرصه بیایند و نیایند، یک مسئله است، گرچه متاسفانه امروز تایید یا ردصلاحیتها اثر مثبت یا منفی در جامعه ندارد و این برای ما باعث تاسف است، بدین معنا که ارزیابی در این زمینه برای جامعه ما چندان مورد توجه نیست. وی افزود: ما از موضع دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی میگوییم باید در جامعه طوری باشد که این طور تلقی شود که هرکس با او برخورد میشود، انسان مجرم خطرناکی است نه اینکه این شائبه ایجاد شود که در برخی مواقع به خاطر انتقاد و آن هم نه اعتراض، برخوردی میشود یا افرادی به دلیل داشتن سلیقه خاص سیاسی ردصلاحیت میشوند، ولو اینکه سابقه آنها در انقلاب و سایر مسائل از برخی کسانی که ردصلاحیت میکنند، بیشتر باشد.
خاتمی تصریح کرد: همه چیز دست ما نیست. ما فقط میتوانیم اعتراض و مسئله را مطرح کنیم، به همین دلیل باید تلاش شود افرادی که به هر حال توان ردصلاحیت آنها نیست یا ردصلاحیت آنها هزینه زیادی دارد بیشتر در صحنه شرکت کنند. وی ادامه داد: اگر این مشکل نبود افراد باصلاحیتی وجود داشتند که میتوانستند در انتخابات شرکت کنند و مورد توجه مردم قرار گیرند و خدمت کنند. خاتمی در ادامه توضیح داد: افرادی که انتخابات را برگزار میکنند رسالت و وظیفه خود را پاسداری از رأی مردم بدانند. وی ادامه داد: اینکه ما میگوییم باید کسانی در جمهوری اسلامی مسوولیت داشته باشند که واقعا به رأی مردم معتقد باشند، واقعا معتقد باشند که امام فرمود میزان رأی ملت است، این اصل راهبردی است. رئیس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد: انتخابات باید طوری باشد که نظارت کامل از سوی ملت و نمایندگانی که ممکن است مورد ستم قرار گیرند، واقع شود؛ اما متاسفانه در انتخابات مجلس نتوانستیم این موضوع را صددرصد اجرا کنیم؛ ولی دوستان سازوکاری را انجام دادند تا بتوانند نظارت را انجام دهند و حتیالامکان چهرههای مطلوبی حضور پیدا کنند و از رأی مردم حمایت شود.
باید قاطعتر میبودم
رئیس دولت اصلاحات در ادامه سخنانش در دانشگاه تهران در پاسخ به این سوال که دستاورد هشت سال دولت شما چه بود؟، گفت: برای رسیدن به آرمانها و اهداف انقلاب نه تنها فرصت هشت ساله کافی نیست؛ بلکه از آنجا که اصلاحات تدریجی است، ٢٨ سال نیز کافی نیست. وی در ادامه با بیان اینکه به هیچوجه معتقد نیستم که ما در این هشت سال عیبی نداشتیم، گفت: معتقدم بعضی جاها فرصتها را از دست دادیم از جمله وقتی برخی کارشکنیها شروع شد و با مصادره ارزشهای انقلاب، در مقابل اصلاحات و حرکت و خواست مردم ایستادند حتما اگر با قاطعیت بیشتر عمل میکردیم امروز وضع و حالمان بهتر میشد. رئیس بنیاد باران ادامه داد: اگر بعضی کارشکنیها نبود دستاوردهای بیشتری داشتیم. قبول میکنم ضعف از ما بود. موانع و کارشکنیها هم بود و در مقابل آن عمل میشد.
آمریکا راضی به مذاکره نیست
رئیس دولت اصلاحات در ادامه با اشاره به مصاحبههای دوره ریاستجمهوری خودش که «در آن به دفاع از همه اصول و ارزشهای انقلاب پرداخت»، گفت: بعد از این مصاحبه برای اولینبار دولت آمریکا مطابق آن شروطی که امام(ره) گذاشته بود (دولت آمریکا عذرخواهی کند و قول دهد دیگر در امور ایران دخالت نکند) رسما از ایران عذرخواهی کرد، اما به جای اینکه زمینهها فراهم شود تا در راستای آن مشکلات رفع و منافع ملی نیز تامین گردد حجمی از تبلیغات علیه اصلاحات در جامعه شکل گرفت. وی که برنامههای دولت اصلاحات را برگرفته از ارزشها، اصول و خواستهای مردم و حقوق ملت میدانست آنچه در دوره اصلاحات در بحث برقراری رابطه با آمریکا پیش آمد را نیز در همین راستا ارزیابی کرد. خاتمی در ادامه با اشاره به وضعیت بحث مذاکره با آمریکا در دوره اصلاحات، اظهار داشت: امروز معتقدم دولت ما انصافا با شجاعت پیشگام مذاکره با آمریکاست و در مذاکره نیز بسته نیست: البته مشکل این است که آمریکاییها به عرصه نمیآیند.
اگر کارشکنی باشد، آمدن فایده ندارد
رئیس دولت اصلاحات در پاسخ به درخواستهای متعدد و شعارهای دانشجویان مبنی بر ضرورت کاندیداتوری او در انتخابات آینده ریاستجمهوری، تصریح کرد که در صورتی میتوان با برنامه به مردم خدمت کرد که نهادهایی که دارای قدرت هستند، از دولت منتخب حمایت کنند یا لااقل در برابر آن کارشکنی نکنند. رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد: باید با تدبیر اندیشید و در مسیر خدمت به مردم و آرمانهای آنها کار کرد، همچنین برای اعتلای کشور، تامین آزادیها در جامعه، مبارزه با فقر، ایجاد تولید و اشتغال و سایر مسائل و همچنین دفع تهدیدها تلاش کرد. در اینجا نباید متوجه فرد باشیم. اگر کسی احساس کند آمدن او با کارشکنی توأم میشود باید به سراغ فردی رفت که تحولخواه باشد و روی او هم حساسیت کمتر باشد تا هم بتواند به مردم خدمت کند و هم نیروها هدر نرود. این سخنان خاتمی، اعتراض گسترده دانشجویان را به دنبال داشت که با سر دادن شعارهایی خواستار نامزدی شخص او در انتخابات شدند. اینگونه بود که خاتمی در پاسخ به این پرسش که در شرایط فعلی، اموری که بر تصمیمگیری شما تاثیر میگذارد، چیست؟ اظهار داشت: ما آزادی، استقلال، پیشرفت و عدالت را میخواهیم، باید واقعبین بود و ایدهآلگرایی نکرد.
معتقدم ایران زمینههای بسیار مساعدی برای پیشرفت دارد. مردم ما شایسته برخورداری از آزادی و استقلال هستند و برای این کار باید برنامه داشت و بر این اساس آسانترین کار داشتن برنامه است؛ بهویژه برای ما که تجربه تدوین دو برنامه سوم و چهارم و اجرای کامل برنامه سوم را داشتیم و به مسائل آشنا هستیم و مطالب را میدانیم. وی افزود: معتقدم در حال حاضر شرایط سختتر شده و نتوانستهایم در مسیر اهدافی که چشمانداز و سایر اهداف بلند دارند، حرکت کنیم، اما انجام تحول در جامعه و پیشرفت که هم مردم از نظر اقتصادی در جایگاه مناسب باشند و هم عدالت اجتماعی حاکم شود و هم تهدیدات نسبت به ایران کم شود و بسیاری از اصولی که ما بر آن پافشاری میکنیم، حفظ شود، کاملا میسر است؛ مهم آن است چه کسانی و چگونه میتوانند کار را انجام دهند. رئیسجمهور سابق کشورمان در ادامه گفت: اگر برنامه خوب هم داشته باشید اما در مقابل با دو مسئله روبهرو باشید که یکی توقع مردم است که انتظار دارند یک شبه مسائل حل شود (این در حالی است که مسائل یکشبه حلشدنی نیست اما میتوان در آن جهت حرکت کرد) و دومین مسئله اینکه با کارشکنی و تخریب مواجه شوید؛ یعنی دستگاههایی که باید کمک کنند فقط مردم را تحریک کنند، {نمیتوان کار کرد}.
انگار همه جا گل و بلبل است
خاتمی ادامه داد: در زمان بنده هم فقر، فساد و گرانی وجود داشت و اشتغال نبود، در رسانه ملی و دستگاههای مختلف و تشکیلات مختلف {این امر مطرح شد}! اما امروز انشاءالله همه جا گل و بلبل شده است. وی افزود: اگر شرایط به این صورت باشد که واقعبینانه بتوان با مردم حرف زد و برنامه ارائه داد و بعد مطمئن بود که این برنامهها در عمل پیاده میشوند، و از طرف ارگانها و نهادها پشتیبانی شود یا حداقل کارشکنی نشود، {میتوان کار کرد}. خاتمی افزود: نمیتوان به مردم قول داد و نتوانست عمل کرد و سپس جریانها و جناحها شروع به حمله کنند. بنده معتقدم باید فردی بیاید که میتواند کار بکند، البته من نمیگویم نه!، دارم بررسی میکنم. این سخنان خاتمی با تشویق دانشجویان حاضر در سالن مواجه شد.
فضای دانشگاهها مساعد نیست
خاتمی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه مگر قرار نبود در جمهوری اسلامی همه و به خصوص در دانشگاهها، آزادی داشته باشند پس تکلیف «دانشجویان غیردینی» که میخواهند در دانشگاهها فعالیت کنند در فضای فعلی چه میشود؟ اظهار کرد: معتقدم فضای دانشگاهها مساعد نیست، این موارد را در شورای انقلاب فرهنگی نیز بیان کردم اما در آنجا تنها یک رأی داشتم. عنوان کردم که چرا فقط باید انجمنهای اسلامی حق حضور داشته باشند و سپس انجمنهای اسلامی که بیشتر پایبند خط امام(ره) هستند تحت فشار باشند؟ باید همه جریانات و گروهها بتوانند فعالیتهای صنفی و فرهنگی کنند. در این هنگام یکی از دانشجویان پرسید در این هشت سال برای تشکلها چه کار کردید؟ خاتمی در واکنش گفت: مقداری کار کردم، مقداری هم نکردم و مقداری هم نگذاشتند انجام دهم. وی ادامه داد: رئیسجمهور که در این چارچوب کار میکند امکانات و اختیارات محدودی دارد. نمیتوان از او توقع انجام همه کارها را داشت والا اگر نظر بنده بود خیلی کارها انجام میشد. خاتمی خاطرنشان کرد: وقتی میگوییم جمهوری اسلامی به این معنا نیست که دیگر ادیان و مذاهب، حقوق اساسی ندارند. رأی ملت یعنی رأی همه آنها و معتبر است.
در جمهوری اسلامی رأی یک مسیحی، یهودی، زرتشتی و مسلمان در موارد حساس و حیاتی مساوی است و همه باید اجازه فعالیت داشته باشند. رئیسجمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد: متاسفانه در جمهوری اسلامی برخی به صراحت گفتند که امام هم «جمهوری اسلامی» را قبول نداشت!؛ با این تفکرات میخواهند بگویند نماینده اسلام هستند؟ این تفکر میتواند در جامعه باشد، ولی هیچکس نباید اجازه دهد که به نام انقلاب و در کانونهایی که قدرت را در دست دارند این تفکرها حضور پیدا کنند. یکی از دغدغههای اساسی اصلاحطلبان با آنها در تحجر، واپسگرایی و ظاهرگرایی است. رئیس بنیاد باران تصریح کرد: ما از آن امام با آن اندیشه دفاع میکنیم. معتقدیم که برخی اندیشههایی که وجود دارد که با امام سازگار نبودند و امروز میکوشند که بگویند که امام تفکر آنها را داشته و باید با همه وجود ایستاد که امام چیز دیگری غیر از این تفکرات موجود است. البته معتقدم این تفکرات میتوانند حضور داشته و ابراز وجود کنند اما حق ندارند بر انقلاب و جامعه ما مسلط شوند.
جنبش دانشجویی در جنبش اجتماعی ریشه داشته باشد
خاتمی در آغاز سخنانش با اشاره به دلیل برگزاری این مراسم که پاسداشت شهدای ١۶ آذر بود و بیان این نکته که از چند منظر باید به ١۶ آذر نگاه کنیم، گفت: یکی از این جهات این است که ١۶ آذر مظهر بیداری دانشگاه و هشیاری آن در دفاع از استقلال، آزادی و پیشرفت کشور است و پیشگامی دانشگاه به پرداخت هزینه به نفع کشور و به اعلام مبارزه نفسگیر نسبت به وضعیتی که ایجاد شده بود باز میگردد. وی با یادآوری فضایی که بعد از کودتای ٢٨ مرداد بر کشور حاکم شد به مرور آنچه بعد از جنگ جهانی دوم در جهان اتفاق افتاد و بر مبنای آن آمریکا در جهت اینکه سایر کشورهای استعمارگر را کنار بزند و آنها را به پیروی از خود وادار کند، اشاره کرد و گفت: در این فضا دانشگاه پیشتاز بود به گونهای که مرحله جدیدی در مبارزه ایجاد شد. رئیس بنیاد باران، با یادآوری فضای رعب و اختناقی که بعد از کودتای ٢٨ مرداد بر کشور حاکم شد و به واسطه آن همه شخصیتهای آزادیخواه و وطنخواه اعم از ملی و مذهبی در زندان بودند، اظهار داشت: فضا، فضای رعب و وحشت بود تا مردم را مایوس کنند اما دانشگاه پیشگام شد برای شکستن این فضای رعب و سه قطره خونی که در ١۶ آذر به زمین ریخت فوران آتشنشانی بود که از دل مردم بپا خواست و در ٢٢ بهمن ۵٧ توانست رژیم را سرنگون کند. خاتمی که ١۶ آذر را روزی دارای جایگاه ممتاز برمیشمرد این روز را شایسته آن دانست که به عنوان روز دانشجو و سمبل جنبش دانشجویی معرفی شود. رئیسجمهور سابق کشورمان، در عین حال به حوادثی که دانشگاه بعد از ١۶ آذر به خود دید خصوصا شهدای دانشجویی که در جریان دفاع از انقلاب و تمامیت ارضی کشور در دوران دفاع مقدس تقدیم کشور کرد آن را نیز از دیگر خدمات دانشجو و جنبش دانشجویی به نظام و کشور دانست که منشأ آن در متن ملت بود.
خاتمی در ادامه به حادثه ١٨ تیر اشاره کرد و از آن به عنوان حادثهای تلخ که نشاندهنده مظلومیت دانشگاه و دانشجو بود یاد کرد و اظهار داشت: در آن جریان دستها و اندیشههای ناپاک سوءاستفاده کردند و آشوب ایجاد کردند که باید با آن برخورد میشد و شد. وی بار دیگر حادثه کوی دانشگاه را حادثهای تلخ که سبب شد فشار بر دانشگاه و دانشجو زیاد شود یاد کرد و این حادثه را حادثهای ارزیابی کرد که هزینه آن را دانشگاه و دانشجو پرداخت. رئیس بنیاد باران افزود: ماهیت حادثه تلخ کوی دانشگاه با ١۶ آذر متفاوت است. ١۶ آذر نماد جنبش دانشجویی محسوب میشود. ١۶ آذر یک حادثه مستمر است که همه روز باید به یاد آن بود بهخصوص برای دانشگاه که مظهر جنبش دانشجویی است. وی در ادامه با طرح این سوال که آیا در ایران جنبش اجتماعی فراگیر وجود دارد؟ به سابقه ١٠٠ ساله آزادی و دموکراسیخواهی در ایران اشاره کرد و اظهار داشت: ملت ایران بیش از ١٠٠ سال است که در جهت نفی استمرار، استقرار جامعه مدنی، پیشرفت، توسعه و عدالت حرکت میکند و انقلاب اسلامی ایران از موجهای این جنبش است که توانست خواستهای یکصد ساله ملت ایران را محقق کند. رئیس دولت اصلاحات در ادامه با طرح این سوال که آیا با پیروزی انقلاب اسلامی به اهداف خود رسیدیم یا هستند اهدافی که هنوز احساس میشود محقق نشدهاند؟ افزود: بیش از یکصد سال است که این ملت در جهت اهداف خود حرکت میکند و انقلاب اسلامی در جهت تحقق این اهداف بود.
جمهوری اسلامی مطرح شد تا ما نشان دهیم میخواهیم بر استبداد و دیکتاتوری خط پایان بکشیم و آزادیهای مدنی براساس خواست ملت را در جامعه پیاده کنیم و از عقبماندگی نجات پیدا کنیم. وی ادامه داد: ما میخواستیم دارای نظامی شویم که به واسطه آن، خود بر سرنوشتمان حاکم باشیم. جامعهای که در آن فقر و تبعیض نباشد، همه اقوام از حقوق خود بهرهمند شوند. اخلاق بر آن حاکم شود. رئیس دولت اصلاحات در ادامه با اشاره به آنچه امروز در غزه شاهد آن هستیم از استقرار جامعهای بر مبنای اخلاقیات که دیگر شاهد حوادثی نظیر ماجرای غزه نباشیم به عنوان دیگر خواست تاریخی ملت ایران یاد کرد. وی با تاکید بر اینکه بیانصافی است که بگوییم بعد از انقلاب تحولی ایجاد نشد، گفت: تحول ایجاد شد اما آیا کاملا به اهداف خود رسیدهایم؟ و آیا فقر، فساد و تبعیض رخت بربسته؟ آیا آزادی واقعی در جامعه نهادینه شده است؟ آیا دانشگاه به عنوان کانون آزادی احساس میکند میتواند بدون پرداخت هزینه به نقد قدرت بپردازد؟ رئیس بنیاد باران، در ادامه اظهاراتش با یادآوری نقش دانشگاه و روشنفکر در نقد از روشی که بر مبنای آن از این وظیفه دانشگاه و دانشجو مفهوم براندازی برداشت میشود و ناقد، برانداز معرفی میشود انتقاد کرد.
خاتمی همچنین با بیان اینکه به تمام اهدافی که انقلاب به دنبال آن بود دست پیدا نکردهایم، اظهار داشت: اگر به اهداف رسیدهایم پس چشمانداز 20 ساله یعنی چه؟ یعنی برای رسیدن به اهداف فاصله داریم و باید تلاش کنیم اهداف تحقق پیدا کند. رئیسجمهور سابق کشورمان، با بیان اینکه امروز تمام اهداف انقلاب محقق نشده که بگوییم به جنبش نیاز نداریم، اظهار داشت: جنبش دانشجویی امروز با جنبش دانشجویی که در قبل انقلاب وجود داشت، فرق دارد. جنبش دانشجویی قبل از انقلاب برای براندازی نظامی فاسد بود، اما امروز جنبش دانشجویی باید در جهت تحقق اهدافی حرکت کند که انقلاب به دنبال آن بود و اگر لازم دانست در بعضی ساختارها اصلاح شود تلاش شود تا اهداف انقلاب تحقق پیدا کند. خاتمی ادامه داد: جنبش دانشجویی زمانی جنبش دانشجویی واقعی است که متوجه مصالح مبتلابه در جامعه باشد و در جهت تغییر در وضع و حال و تطبیق آن با نیازهای جامعه حرکت کند و پیشرفت عدالت و مردمسالاری و اخلاقی شدن جامعه را مدنظر داشته باشد. وی با بیان اینکه جنبش دانشجویی میتواند دارای نقش رهبری باشد، اظهار داشت: همینجا فاصله جنبش دانشجویی با دیگر نهادهای مدنی و احزاب مشخص میشود. جنبش دانشجویی به دنبال کسب قدرت رسمی نیست؛ بلکه در جهت اصلاح امور حرکت میکند.
رئیس بنیاد باران، همچنین جنبش دانشجویی را برخوردار از نقش مرجعیت در جامعهای دانست که دچار بحران مرجعیت است و با اشاره به جایگاه تضعیف شده مرجعیتهای سنتی در جامعه ما، گفت: در حال حاضر مرجعیتهای سنتی تضعیف شده و مرجعیتهای اجتماعی شکل نگرفته و در چنین شرایطی اگر جنبش دانشجویی روشنبین و واقعنگر باشد تا حد زیادی میتواند نقش مرجعیت را داشته باشد. خاتمی همچنین بر درک شرایط زمانی، مکانی، منطقهای و جهانی از سوی جنبش دانشجویی تاکید کرد و گفت: جنبش دانشجویی باید نیازهای واقعی جامعه را درک کند و به سوی استقرار نظم و سامان امور حرکت کند تا در سایه آن دردهای مزمن جامعه درمان شود و خواستهای جامعه مبنی بر توسعه اخلاق و رعایت موازین مورد نیاز جامعه تامین شود و زبان او به زبان جامعه نزدیک گردد.
18سوال عده ای ازفارق التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف ازخاتمی ودعوت اوبرای نامزدی انتخابات دهم ریاست جمهوری:
1. طرح تحول اقتصادی و بحث پرداخت نقدی یارانهها، سوالات بسیاری را در ذهن مردم به وجود آورده است و احتمال پرداخت مبالغی در این قالب به بخشی از مردم تا پیش از انتخابات، (به قیمت حتی بر باد دادن تتمه حساب ذخیره ارزی) کم نیست. سیاست مشخص دولت احتمالی شما در قبال این پرداختها چه خواهد بود؟
2. تاکنون بخشی از مردم در قالب سهام عدالت مبالغی را دریافت نمودهاند و تا زمان انتخابات احتمالا پرداختهای بیشتری در این چارچوب انجام خواهد شد. سیاست و برنامه دولت شما در این زمینه چه خواهد بود؟
3. در این مدت از طرق مختلفی غیر از آنچه ذکر شد (مانند وامهای زودبازده، صندوق مهر رضا، زمینهای 99 ساله و...) به جمعیت قابل توجهی از مردم نقدینگیهایی تزریق شده است و انتظارات مختلفی را به خصوص در روستاها و شهرهای کوچک پدید آورده است. برنامه مشخص شما و تیم اقتصادی همراه، در این خصوص چه خواهد بود؟
4. رویکرد آتی شما در قبال مسائل روزمره اما مهم و گریبانگیر چون بحث سوخت، سهمیهبندی بنزین، تحریم احتمالی صادرات بنزین به ایران و... چه خواهد بود؟
5. هرچند که روند کنونی قیمت نفت، در کوتاه مدت رسیدن به درآمد مازاد را نشان نمیدهد ولی بهطور کلی برنامه مشخص شما در مورد نحوه هزینهکرد مازاد درآمدهای نفتی احتمالی در سالهای آینده چیست؟
6. شواهد و قراین نشان میدهد که در سالهای پیش رو، هر دولتی که بر سر کار آید باید در کوتاهمدت علاوه بر نفت زیر 50 دلار، بحران و رکود تورمی ناشی از بحران جهانی اقتصادی را که به آسیا و کشور ما هم وارد میشود، تحمل کند. راهکار شما در این شرایط برای پشت سرگذاشتن این بحران با حفظ و تقویت بنیه مالی و معیشتی جامعه، که طبیعتا اصلیترین مطالبه و انتظار مردم است، چیست؟
7. در سالهای اخیر به دلیل افزایش بیسابقه نقدینگی و سیاستهای ناکارآمد دولت نهم در کنترل بازار سرمایه و نقدینگی، شوک جدی بر بازار مسکن وارد گردید و نتیجه آن افزایش بیسابقه چند برابری قیمت مسکن در طول سه سال تصدی دولت نهم بوده است؛ برنامه شما و دولت احتمالی آتی برای کنترل قیمت و مدیریت نقدینگی در عین حفظ رونق در بخش مسکن چیست؟
8. برنامه اجرایی شما برای تغییر روند نامناسب خصوصیسازی و واگذاری بسیاری از شرکتها به بخشهای خاص و برخی نهادها تحت عنوان خصوصیسازی چیست؟
9. راهکار شما برای مقابله با مفاسد اقتصادی کشور، کاهش فساد اداری و افزایش سلامت اقتصادی در عین تقویت توان مدیریتی چیست؟
10. برنامههای راهبردی و قابل اجرای دولت احتمالی شما برای تقویت بخش خصوصی و کوچک کردن دولت و کم کردن سهم دولت در اقتصاد، به دور از کلیگوییهایی که سالهاست همه شعار آن را دادهاند و در عمل بر فربگی دولت در اقتصاد افزودند، چیست؟
11. برنامه عملیاتی و روشن شما در جهت تقویت نظام جامع تامین اجتماعی و حمایت از بخشها و دهکهای آسیبپذیر جامعه با توجه به حجم بودجه جاری کشور چیست؟
12. راهکار شما برای کاهش فاصله طبقاتی جامعه و افزایش احساس عدالت در جامعه و تولید و توزیع عادلانه ثروت، چیست؟
13. در طول سال اخیر متاسفانه به دلیل سوءمدیریت و عدمدوراندیشی و برنامهریزی صحیح، بخشهای مختلف کشور علاوه بر سرما یا خشکسالی، با مشکلات جدیدی نظیر کمبود گاز و برق نیز مواجه شدهاند، راهکار تیم اجرایی شما برای عبور از بحرانهای مذکور چیست؟
14. در بخش آموزش و پرورش متاسفانه در طول سالها، ساختار فرسوده این بخش چه در بعد آموزش و چه به لحاظ مسائل فرهنگی و تربیتی، به همراه مشکلات عدیده و حل نشده و نادیده انگاشته شده معلمان، هر روز آینده نابسامانتری را در زیربناییترین بخش پرورش نیروی انسانی کشور ترسیم نموده است؛ طرح تحول دولت شما در این بخش چیست؟
15. متاسفانه آمار و اطلاعات منتشره از رتبه دانشگاههای کشور در میان دانشگاههای معتبر جهانی به خصوص در سالهای اخیر، حکایت از وضعیت نامطلوب آموزش عالی کشور دارد به نحوی که بهترین و معتبرترین دانشگاههای کشور هم به لحاظ رتبه علمی جایگاهی بهتر از رتبههای 500 الی550 در میان دانشگاههای جهان نمییابد. برنامه عملیاتی شما برای تهیه و اجرای نقشه جامع علمی و استفاده از نیروها و نخبگان علمی در مدیریت آن چیست؟
16. برای سازماندهی و بهرهگیری از توان نخبگان، دانشمندان و فرهیختگان جامعه (چه در داخل و چه خارج کشور) به خصوص استفاده از ایشان در تیم اجرایی با تکیه بر توان نیروهای متخصص چه برنامهای دارید؟
17. آیا اینبار برای ایجاد اصلاحات پایدار در بخشهای ممکن و تداوم آن پس از دولت خود اندیشیدهاید تا پس از شما، دولتی چون دولت نهم، دستاوردهای زمان اصلاحات و حداقل زیربناهای توسعه کشور را دچار نابسامانی نگرداند؟
18. تجربه دوران اصلاحات نشان داد که هرگونه اصلاحاتی در کشور بدون ایجاد حداقلی از تفاهم و توافق در ارکان مختلف قدرت و پذیرش جریانات مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، از پایداری و تداوم بهره نخواهد برد. حال سوال جدی قابل طرح این است که راهکار شما برای استفاده از نیروهای تکنوکرات و اجرایی همه جریانات و گروهها به خصوص گروههای میانهروتر جریان مقابل و ایجاد تفاهم و وحدت نسبی برای پیشبرد برنامههایتان در درون حاکمیت بدون چشمپوشی از کلیت برنامهها و مطالبات و حل این تناقض چیست؟
بحث دوستانه
کارگزاران؛ هدایت آقایی:آقای سیدمحمد خاتمی در جلسه روز دوشنبه با حضور دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه تهران در واکنش به شعارهای «مرگ بر بد...» اظهار کردند: «این شعارها را ندهید ما بحث دوستانه داریم.» این جمله کوتاه اساس حرکت اصلاحطلبی است، به نظر میرسد مهمترین وجه ممیزه فعالان اصلاحطلبان با مخالفان نظام و نیز جناح راست در اتخاذ همین خطمشی باشد، بیتردید هر نظام مدیریتی چه در سطح ملی و چه در سطوح خرد به دلیل آنکه حاصل تفکرات، برداشتها و تجربیات انسانها است لذا نمیتوان انتظار داشت تا به طور مطلق آن نظام بیعیب و نقص باشد، چنانکه در ابتدای دهه دوم پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان حیات امام خمینی(ره) نیز قانون اساسی به عنوان تبلور نظام جمهوری اسلامی مورد بازنگری قرار گرفت امروز هم که 30 سال از تولد این نظام سپری میشود، نه تنها تنگناها و کاستیها خود را بیشتر از پیش نشان داده، بلکه توقعات نسل جدید و مطالبات تازه آنها نیز باید مورد توجه قرار گیرد. نگاهی به تحقیقات و بررسیهای اجتماعی، به ویژه در میان جوانان و لایههای مختلف مردم نشان میدهد که اگرچه آنها دنبال عقبگرد از شعارهای اصلی انقلاب نیستند ولی نیازمند به یک گفتمان و ادبیاتی تازهتر و اصلاحاتی در شیوهها، مقررات، قانون و در یک کلام همه عوامل موثر در زندگی روزمره خود دارند. نیاز به این تغییرات از مسیرهای مختلف امکانپذیر است، در جوامعی که حاکمیت گوش شنوایی برای شنیدن صدای مردم ندارند، به ناچار بین مردم و حاکمیت تصادم به وجود میآید که در این صورت یا به انقلاب و یا به جنگ داخلی منجر میشود، اما در جوامعی که مجموعه سیاستمداران و حاکمان دارای خرد و تدبیر حکومتی هستند با میدان دادن به روشنفکران و فعالان اجتماعی از یک طرف، واقعیات و مطالبات مردم را درک میکنند و از طرفی به تخلیه فشارهایی که عامل بحرانهای سیاسی هستند، میپردازند.
با این استدلال، گفته آقای خاتمی را میتوان ترجمان همین راهبرد تلقی کرد و با چنین رویکردی جایی برای منازعه و تهاجم نخواهد ماند. حال باید دید جریاناتی که از هر بهانهای برای تشکیل فضای دشمنی استفاده میکنند، چه منافعی دارند؟ چند روز قبل همایشی تحت عنوان نفت، توسعه و دموکراسی توسط بنیاد باران برگزار شد که با مروری بر مطالب عنوان شده در آن نشست و حضور مدیران باسابقه و نیز بیان مطالب بسیار مفید، ارزنده بودن این اقدام بر کسی پوشیده نیست اما به یکباره تمامی رسانهها و چهرههای یکی از جریانات تند و افراطی از جبهه اصولگرا هجومی گسترده و جنگطلبانه را علیه اقدام یاد شده آغاز کرد که هر ناظر بیطرف اگر بخواهد نسبت به این حرکتها قضاوت کند، چیزی جز حفظ وضع موجود و قدرت فعلی به هر قیمتی برداشت نخواهد کرد.
حاصل کلام آنکه اگر همه اندیشمندان و دلسوزان ملت میپذیرند که در فضای دوستانه، میتوان هر نظر و پیشنهادی را مطرح کرد و نهایتا از مسیر قانونی پیگیر دیدگاههای جدید بود بنابراین ضروری است تا بساط شیوههای خصمانه را با خردمندی جمع نماییم و اگر امروز دستبهکار نشویم فردا خیلی دیر خواهد بود.
تاکید خاتمی بر نقد سنت
برای پیشبرد اندیشه گفتوگوی فرهنگها و تمدنها باید بزرگ فکر کرد و از کوچک آغاز. وی در نشست علمی «شهر و گفتوگو» با بیان اینکه گفتوگو در جهان واقعی از دل اجتماعهای آشنا درمیآید، یادآور شد: امروز سخن بر سر آن نیست که باید برای احیای آن محلهها یا آن سنتها به گذشته بازگشت و در گذشته زیست؛ سخن اصلی این است که آن گونه معماری و شهرسازی پاسخ شایسته و درخور به نیاز زمانه خود بودهاند، اما آیا اکنون تناسبی میان این فضاهای کالبدی و شهری با نیازها و ضرورتهای زمانه وجود دارد. وی اضافه کرد: بازگشت به هر سنتی نه مطلوب است و نه مقدور؛ اما آیا گسیختگی از هویت و فرهنگ و تاریخ هم به مدرن شدن و پاسخگویی به نیازهای انسان و جامعه مدرن منجر میشود؟ رئیس موسسه بینالمللی فرهنگ و تمدنها در ادامه اظهاراتش با یادآوری اینکه «بارها گفتهام نقد سنت و نه نفی آن در کنار نقد مدرنیته و نه نفی آن راهبرد مناسب برای عرصههای مختلف فرهنگی و سیاسی و اجتماعی ماست» افزود: میتوانید این راهبرد را در صورتی دیگر بیان کنید و آن گفتوگوی میان سنت و مدرنیته در حوزههای گوناگون زندگی امروز است.
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئىکشکول ۵٠(تنیدگی"فشارعصبی"- خوشروئی"خندیدن")
جملاتی کوتاه از مردی بزرگ(علامه محمدتقی جعفری که امام خمینی فرموده بوداوبوعلی زمان ماست)ازلینک سمیه:
شخصی که تنها نیروی اندیشه را بهکار ببندد و جز اندیشه، فرصت فعالیّت به هیچیک از قوای درونی ندهد، مانند این است که فقط یک عینک به چشم دارد.
بخندیم، امّا سرمایۀ خندۀ ما، گریۀ دیگران نباشد.
جهان یا انسانِ بدون حرکت، مساوی است با نیستی.
دوای جهالتهای بشری، سؤال است. بیایید آنچه را نمیدانیم، سؤال کنیم و تا بتوانیم، سؤالها را بیجواب نگذاریم.
وجدان تاریخ، همواره قلمی برای کشیدن خطّ سرخ به اباطیل و مزخرفات و اسمای دروغگویان آماده کرده است.
تنها یک لبخند زندگی مرا نجات داد !
سیدمهدی پروانه جلیلیSayedmahdiparvanejalili.persianblog.ir:بله لبخند بدون برنامه ریزی، بدون حسابگری، لبخندی طبیعی، زیباترین پل ارتباطی آدم هاست. ما در حیات خود لایه هایی را برای حفاظت از خود می سازیم، لایه مدارج علمی و مدارک دانشگاهی، لایه موقعیت شغلی و این که دوست داریم ما را آن گونه ببینند که نیستیم. زیر همه این لایه ها (من) حقیقی و ارزشمند نهفته است. من ترسی ندارم از این که آن را روح بنامم، من ایمان دارم که روح های انسان ها است که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و این روح ها با یکدیگر هیچ خصومتی ندارد. متاسفانه روح ما در زیر لایه های ساخته و پرداخته خود ما که در ساخته شدنشان دقت هولناکی هم به خرج می دهیم ما از یکدیگر جدا می سازند و بین ما فاصله هایی را پدید می آورند و سبب تنهایی و انزوای ما می شوند.
داستان اگزوپری داستان لحظه جادویی پیوند دو روح است، آدمی به هنگام عاشق شدن و نگاه کردن به یک نوزاد این پیوند روحانی را احساس می کند. وقتی کودکی را می بینیم چرا لبخند می زنیم؟ چون انسان را پیش روی خود می بینیم که هیچ یک از لایه هایی را که نام بردیم روی (من) طبیعی خود نکشیده است و با هم وجود خود و بی هیچ شائبه ای به ما لبخند می زند و آن روح کودکانه درون ماست که در واقع به لبخند او پاسخ میدهد.
خوشبختی مسری است
آفتاب یزد:بنابر نتایج یک تحقیق که در نشریه بریتیش مدیکال جورنال به چاپ رسید، خوشبختی مسری است و به صورت موجی در جمع دوستان و خانواده منتشر میشود اما در بین همکاران این اتفاق نمی افتد. محققان اعلام کردند گروههای افراد خوشبخت و بدبخت بنا بر معیارهای نزدیکی اجتماعی و جغرافیایی تشکیل میشوند. به عنوان مثال، احتمال اینکه خوشبختی یک فرد به دوست وی که در کمتر از 800 متری او زندگی می کند به او نیز سرایت کند 42 درصد افزایش می یابد. این رقم به 25 درصد کاهش می یابد در صورتی که دوست این فرد خوشبخت در فاصله 5/1 کیلومتری وی زندگی کند و هر چقدر فاصله دورتر باشد به تدریج تاثیر آن از بین می رود. این محققان اظهار داشتند: اگر همسرتان خوشبخت باشد 8 درصد به خوشبختی شما افزوده می شود و اگر یکی از اقوام نزدیک شما در همسایگی تان زندگی کند خوشبختی شما تا 14 درصد افزایش مییابد. اگر یک همسایه خوشرو داشته باشید میزان خوشبختی شما تا 34 درصد افزایش مییابد. این پژوهشگران معتقدند که متغیرها در سطح خوشبختی افراد به صورت موج و از طریق گروههای اجتماعی گسترش می یابد و بدین ترتیب است که گروههای افراد خوشبخت و بدبخت ایجاد می شوندیکشنبه,17 آذر
مدرسه شاد چه ویژیگی هایی دارد ؟ازپایگاه جوان
شادی در مقابل غم وافسرگی یکی از حالات روحی ما انسانها است که برای سلامتی جسم وروح ما ودیگران بسیار موثر ومفید می باشد . انسانهای شاد کمتر دچار بیماری های جسمی می گردند و عموما انسانهای شاد افراد متعاد ل از نظر روحی می باشند .
محیط مدرسه نیز که شامل معلمان وکارکنان و دانش آموزان می باشند نیاز به شادابی و طراوت دارد و مدیر و معلم با نشاط موج شادمانی و شادابی واقعی را در مدرسه ایجاد می کند . چهره های اخمو و خیلی جدی در محیط مدرسه که تعداد زیادی انسانها درآن فعالیت دارند موجی از غم وسردی را در روحیات تزریق می کنند . آنان نه خود زندگی مفیدی دارند واز آن لذت می برند نه به دیگران فرصت عشق و محبت را می دهند . برای یک مدرسه شاداب چه کارهایی می توانیم انجام دهیم ؟
۱- همیشه چهره خندان و تبسم را در نگاه و صورت خود داشته باشیم
۲- در معاشرت با اطرافیان با احساس و شاداب باشیم
۳- رفتارهای مثبت را برجسته و توجه نماییم
۴- از کلمات محبت آمیز و خودمانی در سخنان خود استفاده کنیم
۵- کبرو غروربی جا نداشته باشیم وخود را برتر از دیگران ندانیم
۶- برنامه های شاد در ساعات تفریح در مدرسه داشته باشیم .
۷- از موسیقی در ساعات مناسب به موقع استفاده کنیم
۸- دیگران را دعوت به لبخند و شادی نماییم .
۹- رنگ آمیزی دیوارهای کلاس و راهرو را فراموش نکنیم
۱۰ - ایجاد فضای سبز در حیاط مدرسه و تزیین کلاس وراهرو به گلهای زیبا محیط را شاد می نماید.
رابطه والدین و فرزندان
رابطه محبتآمیز والدین با فرزندان، زمینهساز بروز خلاقیت در آنهاست
"عبدالوهاب فیروزی" متخصص مهندسی ذهن گفت: رابطه محبت آمیز و محترمانه پدر و مادر با یکدیگر و با فرزندان، زمینهساز بروز خلاقیت در آنهاست توجه کردن به جزئیترین حرکات، حرفها و مهارتهای فرزند که معمولا از دید والدین پنهان مانده است نیز در بروز خلاقیت در نوجوان نقش موثری دارد. وی اظهار داشت: تقویت اعتماد به نفس در فرزندان از طریق شنیدن فعال و بازتاب احساس و عقیده وی نیز زمینه بروز خلاقیت در نوجوان را فراهم میکند.
فیروزی، موثرو ماندگارترین تشویق را چهره شاداب و لحن ملایم و مهربان والدین دانست و گفت: تشویقها و تحسینها باید متوجه رفتارها و حرفهای مشخص باشد و به صورت صفتهای کلی بیان نشود. وی افزود: بهترین تشویقها و تحسینها نوع غیر مستقیم آن است که شامل گفتن خوبیهای فرزندان به فامیل و دوستان و ایجاد تصویر مثبت اجتماعی از وی است . والدین حتی در صورت شکست و افت درسی فرزندان خود پس از واگذاری مسئولیتهای شخصی به آنها نباید به سرزنش، تحقیر، انتقاد، مقایسه، منت گذاشتن، نصیحت کردن و تهدید وی بپردازند بلکه باید به توجه عاطفی خود ادامه دهند.در این شرایط والدین باید نکات مثبت فرزندان خود را برجسته کنند و فضایی از مهربانی، صمیمیت، احترام و اعتماد را در محیط خانواده بوجود آورند تا بتدریج شاهد خلاقیتهای بینظیر بچهها در غلبه بر شکستها و رسیدن به استقلال و خودکفایی باشند. وی گفت: تذکر مداوم، سرزنش، نصیحت کردن، پیش بینیهای منفی و گله و شکایت دائمی و انتظارات زیاد و تلاش برای تغییر فرزند بدون ایجاد زمینههای مناسب به هر نیتی که باشد سبب اصلاح رفتار نوجوان نمیشود، زیرا، خواستهها و انتظارات ما زمانی از سوی دیگری پذیرفته میشود که در بخش مثبت ذهن وی جاری شود
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-14/8406062338171526.htm
١٠تا چیز دوس داشتنی =خود روان درمانگری(ازوبلاگ حستی خانم)
١-راه رفتن کنار دریا وقتی که هوا تاریکه تاریکه[پیغمبر:پیاده روی کنید]
٢-سنتور یا سه تارزدن[روان شناسها:نواختن موسیقی سبب درمان اعصاب است]
٣-بیدارموندن در شب و فکر کردن به گذشته و آینده[ازساعت 3تاصبح]
۴-ماشین سواری توی یک خیابون خلوت با سرعت بالا (ترجیحا شمال)[پیغمبر:الرکوب یسر"سوارکاری شادکننده است]
۵-داشتن دوستانی که صداقت توشون بیداد میکنه
۶-فیش موبایلم یک ماه از بقیه خانواده کمتر بیاد
٧-یک شب رو تو کویر گذروندن
٨-خوندن همه کتابهای مورد علاقم
٩-رفتن به کربلا[کربلاقطعه ای ازبهشت است]
١٠-بودن کنار تمام کسانی که دوستشان دارم.[34%به خوشروئی مامی افزاید]
١٠تا چیز دوس نداشتنی:
١-راه رفتن زیر بارون توی یک خیابون شلوغ
٢- صدای بوق ماشین
٣-سال پیش دانشگاهی
۴-سکوت کردن در شرایطی که باید حرف زد اما به ١٠٠دلیل نمیشه
۵-دروغ یا تظاهر به دوستی(دوستی خاله خرسه)
۶- جلب توجه در یک جمع
٧-صبحها با صدای ساختمون سازی کنار اتاق خوابم بیدار شم
٨-فیلمهای درپیت ایرانی رو دیدن
٩-سرکاربودن یا سرکارگذاشتن (قابل توجه نگار خانوم)
١٠-عینک زدن(که البته میزنم)
حضرت علی(ع)فرمودند:
آن کس که در عیب خود بنگرد، از عیب جویی دیگران بازماند،
و کسی که به روزی خدا خشنود باشد بر آن چه که از دست رود اندوهگین نباشد،
و کسی که شمشیر ستم برکشد با آن کشته شود،
و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد،
و هر کس خود را در گرداب های بلا افکند غرق گردد،
و هر کس به جاهای بدنام قدم گذاشت متهم گردید.
و کسی که زیاد سخن می گوید زیاد هم اشتباه دارد،
و هر کس که زیاد اشتباه کرد، شرم و حیای او اندک است،
و آن که شرم او اندک، پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود،
و کسی که پرهیزکاری او اندک است دلش مرده،
و آن که دلش مرده باشد در آتش جهنم سقوط خواهد کرد.
و آن کس که زشتی های مردم را بنگرد، و آن را زشت بشمارد، سپس همان زشتی ها را مرتکب شود، پس او احمق واقعی است.
قناعت، مالی است که پایان نیابد،
و آن کس که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندک چیزی خشنود است،
و هر کس بداند که گفتار او نیز از اعمال او به حساب میآید جز به ضرورت سخن نگوید. (حکمت 349) ازلینک خادمین حضرت خدیجه
چلچراغیها و وبنوشت
نوشتن وبیان وکامنت واس ام اس وتلفنی گفتن احساسات سبب درمان تنیدگی است
ازلینک سیدمحمدعلی ابطحی:آقای عموزادهی خلیلی رئیس مجلهی چلچراغ برای سالگرد وبنوشت مطلبی نوشته. نه برای تعریفی که از وبلاگم کرده، بلکه انتشار سری جدید چلچراغ را بهانه میکنم تا از تلاششان برای راهاندازی مجدد چلچراغ تشکر کرده باشم.
گاهی اتفاقها نرماند، مثل یک جریان آبرفتی آرام در ژرفای یک اقیانوس که میتواند آرام باشد یا نباشد. نمیدانم چرا، اما همیشه خیال کردهام اتفاقهای نرم و بیصدا ماندنیترند از حادثههای پرهیاهو. در عمق موجهایی که در سطح هوهو میکشند و هیاهو میکنند و شتک به ابرها میزنند؛ آن جریان آبرفتی نرم کار خود را میکند. با آرامترین بوسه بر پیکره مرجانها و ماهیها و عروسهای دریایی، رسانههای دنیای جدید هم شاید از این دستاند که برخی پرهیاهویند و پرصدا و کماثر و از یادرفتنی به گذر هفتهای و برخی خاموش، عمیق؛ بیادعا و به یادماندنی تا فراسوی زمان. «وبنوشت» که این روزها سالگشت میلادش است، خیال میکنم از همین دسته است. از این دسته دوم که بیهلهله متولد شدهاند، بیهیاهو پاگرفتهاند و بیادعا در ژرفا با جان مرجانها و ماهیها آمیختهاند. نویسنده وبنوشتها وقتی میگوید در سالهای نخست، رئالیسم آرام و بیریای نوشتهها و عکسهایش برخی از دوستان و غیردوستان را برمیآشفته است، ولی در این روزها، از پس عمری ششساله بسیاری با اشتیاق چشم به آن دارند که در قاب تارنمای ابطحی دیده شوند، نشان از حقیقتی پنهان دارد. این تغییر فهم آرام مرا به یاد دوستی میاندازد که میگفت جلد مجله تایم امروز آنقدر اهمیت دارد که بسیاری از چهرههای مشهور جهان در بیان سوابق خود با افتخار یه یکی دو باری که روی جلد مجله تایم رفتهاند اشاره میکنند. نمیخواهم مقایسه کرده باشم، اما برای من شوقآور است که در مدیوم فضای وب و در اشل ایرانیاش اینجا و آنجا بشنوم وبنوشت به آهستگی، همچون جریانی آبرفتی آرام به یک نرم تبدیل شده است به این نرم که اگر کسی اسم و عکس و خبرش در قاب وبنوشت رفته باشد حق دارد سر ذوق بیاید و خرسند شود از این منزلت خاموش رسانهای که بیمزد و منت یافته است.
باز هم ممنونم از آقای عموزاده و متشکرم که همچنان چلچراغ را منتشر میکنند.
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئىتقسیمبندی تازه عبدالله نوری از اصلاحطلبان
زیتون:انجمن حجتیه ای هاوسادلوحان تأثیرپذیرازآنهاوفرقه مصباحیه،همواره افرادکارآمدراباانگهای مختلف ازجمله تندرو ،افراطی ازمیدان به درکرده تابرموج سوارشوندوخط وسیره امام خمینی راازبین ببرند خودامام نیزدرقضیه انفجارنخست وزیری وتهمت زدن به سیدبهزادنبوی گفته بود«اینهامیخواهندافرادکارآمدراازمیدان به درکنند».اما ومکرواومکرالله والله خیرالماکرین،بنده صالح خداشیرخمینی بلدوزربسیجی،عبدالله نوری که مدتی دراعتکاف سیاسی بود وبارمی حجتیه ای ها وساده لوحان تأثیرپذیرازآنها،درزمانی که نمایندگی امام ورهبری درسپاه وسپس طی دودوره دروزارت کشورراداشت باروشن نگه داشتن مشعل نام امام خمینی درآن مراکز،اینک غریده است وروبه صفتان حجتیه ای ،خوارج ، رارسوانموده است:
کارگزاران، عبدالله نوری، وزیر کشور دولت اول خاتمی در سخنانی ضمن ارائه تحلیلی از شرایط کشور تقسیمبندی تازهای را از جریان اصلاحات ارائه کرده است. عبدالله نوری که تا چند ماه قبل موضع سکوت در قبال شرایط سیاسی کشور را پیشه کرده بود، در سخنان خود با رد تقسیمبندی اصلاحطلبان به دو طیف «معتدل و افراطی» عملا به دفاع از مواضع و عملکرد گروهی موثر و پیشرو از اصلاحطلبان پرداخت که در سالهای اخیر با عناوینی چون «تندرو» توسط رسانههای وابسته به جریان حاکم و حتی بخشهای غیرفعالتر و حاشیهای اصلاحطلبان رد و نفی شدهاند. عبدالله نوری در این سخنان که در دیدار اعضای شعبه گیلان سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) بیان شد، با اشاره به دو دیدگاه در نقد اصلاحات گفت: اکنون تقریبا همه فعالان اصلاحطلب معتقدند که فرصتهایی از دست رفته است. اما این نقد از دو دیدگاه مطرح میشود؛ برخی معتقدند عدمتحقق اهداف اصلاحات ناشی از تندرویها بوده است و در مقابل بعضی دیگر میگویند که فرصتسوزیها نتیجه کندرویها و فراموش کردن شعارها بوده است. مدیر مسوول روزنامه توقیف شده خرداد ادامه داد: ما در زمان اصلاحات با مسئلهای مواجه بودیم که خیلی هوشمندانه طراحی شده بود. از ابتدای اصلاحات، اصلاحطلبان را به دو دسته معتدل و افراطی تقسیم کردند.(شاید هم توسط خود اصلاحطلبان این تقسیمبندی صورت گرفت) ولی در هیچجا من ندیدم بگویند اصلاحطلبها سه دستهاند؛ معتدل، افراطی و تفریطی. بله برای محدود کردن اصلاحات و اصلاحطلبها، هر آدم معتدلی افراطی نامیده شد تا از خواستههای خود عقب برود، اما هیچوقت کسی به تفریطی بودن متهم نشد. نتیجه این روند هم این شد که تفریطیترین افراد، معتدل نامیده شوند و بسیاری از برنامهها و شعارها اجرایی نگردد. این گفتههای عبدالله نوری عملا روند و روالی را مورد نقد قرار میدهد که در سالهای اخیر از سوی رسانههای وابسته به اصولگرایان (و از جمله صدا و سیما) در قبال اصلاحطلبان تعقیب میشد و در آن با متهم ساختن طیفهای اصلی و موثر جریان اصلاحات چون احزاب پیشرو اصلاحطلب، دانشجویان و فعالان حوزههای اجتماعی و حقوق بشر به تندروی، ضمن آنکه بستر برای دودستگی در میان اصلاحطلبان فراهم میشد، عملا کلیت جریان اصلاحات به سوی انفعال و رکود کشانده شد. به نظر میرسد اتخاذ این موضعگیری از سوی عبدالله نوری، واکنشی عملی در برابر این روند فرساینده و یکسویه تبلیغی باشد که خواسته یا ناخواسته همراهی طیفی از اصلاحطلبان را نیز در پی داشته است. نوری با تکیه بر همین تقسیمبندی برخلاف برخی ناظران و فعالان سیاسی که «تندرویها» را عامل پارهای فرصتسوزیهای دوران اصلاحات میدانند، از «کندرویها و فراموش کردن شعارها» انتقاد کرده است.
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ - هاشم فردوئىازدواج؛اقلیم عشق،اقیانوس طراوت(1)
تاکنون،پست های زیادی درزیتون درباره ازدواج ومسائل آن انتشارداده شده است.ازجمله:پست های خواستگاری- ریشه اختلافات همسران،زیبائی باغذا،محبت در(آرشیوفروردین86) ریاضی غذا،درمان سردمزاجی "کاهش کشش جنسی زنان" وناباروری وطلاق وناباروری،نسل نخودخورسالم،نسل برنج خوربیمارومبانی تغذیه ،تناسب اندام (آرشیوخرداد86) تنوع (درلباس ورنگش وآرایش ومووسایه زدنهای چشم،درغذا،درروابط زناشوئی وهمبستری و...)= شادابی – سن عشق(آرشیومهر86)وپست ویتامین ب – شؤن زن(آرشیوآبان 86)- ازدواج اینترنتی- بوسه- نامه امام به همسرش- هوو(آرشیوآذر86)- هنرزن قسمت 15آموزش جنسی ونشاط جنسی،کوئیز،سکس درمانی (آرشیوبهمن 86) معرفی پستهای زناشوئی اسفند86- صنعت ایهام 1،ارضاءغریزه – علت گرایش دختران به جنس مخالف – حقوق زن«ازدیدگاه آیت الله صانعی»- نازائی- بخورپوست برای زیبائی – ارضاء غرائزپایه سلامتی – بیانیه سازمان ملل بمناست روزخانواده (اردیبهشت 87)نفش های شوهرداری ،ویتامین ث – زن منشأانرژی(آرشیوخرداد)87- سدیم – پتاسیم ،محبت "قسمت دوم وسوم "درتیر87-رابطه سکس غذاورابطه خوش اخلاقی با سکس مرداد87- نوازش معجزه ارتباط مهر87- سایرپستها؛ لذت همگونی همسروشوهر- دوره عقدبستگی - دین سهله ورفتاردین داران– خیرخواه هم - وضو(مردان بزرگ ازدامن زنانی که همیشه باوضوبوده اند وبا وضو شیربه آنها داده اند به مقامات معنوی بالا دست پیدا کرده اند...)- آموزش(مردی که با همسرش مثل دوران نامزدی رفتار می کند، کسی است که می تواند تا آخر عمر همسرش را عاشق خودش نگه دارد.شادی و میل و علاقه امری نیست که خود به خود در رابطه ایجاد شود. بلکه باید آنرا بکارید، و برایش زحمت بکشید تا بارور شود.این امر نیازمند مهارت، توانایی و دانش است. برای بهبود و ارتقای چنین مهارت هایی، هر دو طرف باید نسبت به یکدیگر متعهد باشند، از هم یاد بگیرند، و دریابند که از چه طریقی می توانند دیگری را به لذت برسانند.) – پست دمکراسی یا مدیریت مشارکت جویانه درمنزل - تغذیه درمانی- واپس نزدن امیال شوهر(یکی از روش های رسیدن به آرامش سکس درمانی بود توجه اسلام به این روش فوق العاده است. امام معصوم اول علی ابن ابیطالب دردعای صباح می فرماید : واجعل مسائی جنة من کیدالغدی ووقایه من مردیات الهوی ، پروردگارا شامم را سپری قرار ده دربرابر نیرنگ دشمنان یا بیماری ها ونگهدارند دربرابر امیال واپس زده شده»)- دختران برای بوسیده شدن مرگ راانتخاب کردند- بهشت خانواده قسمت اول ودوم( زن در خانه وقتی خود را میآراید نشان بر آن دارد که میل به برقراری نزدیکی دارد و شاید حتی نیاز به شنیدن حرفهای عاشقانه مرد هم نداشته باشد همانکه توجه شوهر را به اطاق خواب معطوف میکنه به مقصود رسیده، حالا زیرکی زنه که چقدر مردش را در اشتیاق نگه داره، طنازی کنه و خود را به اشکال مختلف در معرض دید شوهر قرار بده و آتش بر اشتیاق مرد بزنه ")مهر87 وسلسله پست های کشکول "رابطه تغذیه وبیماریها) که میل جنسی راافزایش میدهندمانندغذاهای حاوی بازوپتاسیم ،درکشورهای عربی قبلها نخودپخته روی گاری میفروختند.کشش جنسی به فشارخون برمیگرددبعلاوه ویتامین ب وکلسیم که طبق نظرمدیرکل تغذیه وزارت بهداشت درسال 85تعدادحدود60میلیون ایرانی کمبودکلسیم وکم خونی دارندچون کلسیم مغزاستخوان راپرمیکندومغزاستخوان خون سازاست اصلا حالت آماده شدن برای سکس یعنی پرخون شدن اندام های تناسلی زن واندام های جنسی مرد.درصورتیکه زن به ارگاسم نرسدابتداخون درلگن اوجمع وسپس مبتلابه دیسک کمریاکمردردعصبی میگردد.حال روانشناختی اش این است که ازمردمتفرمیشودوراه جدائی وطلاق رادرپیش میگیرد.
غذاهای گرم وخشگ(حاوی بازوپتاسیم)معمولاشهوت رازیادمیکنندومیل جنسی زن ومردراافزایش میدهندیعنی اوراگرم وداغ(هات)می نمایندمانندشربت عسل،خرما،نخود،خربزه،انگور،سیب درختی،تخم مرغ وگوشت شتروگوسفندنربصورت کباب شده.
روش غلط تغذیه سبب سردی وافت میل جنسی است صبحانه شیروپنیرخوردن ازخیارونارنگی ،ماست بابرنج وسالادها،عدس پلو....استفاده کردن رمقی نمی ماند تا رغبتی بماند.آنقدرطبع(مزاج)سردمیشودکه پس ازنزدیکی بایک دوش گرفتن یک هفته ازدردکمرودردپاودردسر،دل درد،...می نالند.
واینک آخرین خبرها ونوشته ها:
یکی ازمشکلات سپهرزناشوئی ناباروری،نازائی،منبعث ازاختلالات جنسی است که اغلب درپی درمان سردمزاجی،اختلال نعوظ وروشهای صحیح زناشوئی ومقاربت هستند که درباروری نیزنقش دارد مثلاخبرزیرازآقای دکترافروز: بدون عشق،معاشقه نداشته باشیم چون کودک ماعقب مانده ذهنی میشود.
آفتاب یزد26آبان: افروز روانپزشک و برنده جایزه ویژه2008 سازمان جهانی بهداشت گفت: نتایج تحقیقات حاکیست که شرایط روانشناختی پدر و مادر در زمینه برقراری ارتباط زناشویی قوی[سکس ونزدیکی یامقاربت ناشی ازرضایت زن وشوهر] از عوامل بسیار مهم در پیشگیری از تولد این فرزندان است، زیرا سردمزاجی[بی میلی جنسی زن] و نارضایتی در برقراری ارتباط زناشویی میتواند زمینه ساز اختلالات کروموزومی و تولد کودکان مبتلا به عقب مانده ذهنی شود. بر اساس تحقیقات انجام شده، مادرانی که داروهای مختلف به ویژه ضدبارداری را مصرف کرده و به یکباره آن را قطع میکنند، بیش از سایر افراد مستعد تولد فرزندان مبتلا به عقب مانده ذهنی (سندرم داون) هستند. این تحقیق نشان می دهد احتمال تولد فرزند مبتلا به عقب مانده ذهنی در والدینی که RH هر دو آنها منفی است، وجود دارد.
درکتاب نشاط جنسی بانوان،آمده
«زنی ازخانواده فرمانروایان روسیه باردارنمی شد پزشکشان به آنهاتوصیه کرد قبل ازنزدیکی بصورت دقیق معاشقه وبازی داشته باشندکه چنین روشی رااتخاذکردند و خانواده مذکورصاحب 16فرزندشدند»
تاخیر در ازدواج احتمال ناباروری را افزایش میدهد.
محققان دانشگاه علوم پزشکی قزوین با تحلیل نتایج چندین بررسی اعلام کردند: تاخیر در ازدواج از عوامل ابتلا به ناباروری به شمار می رود. آنها بر اساس بررسی خود اظهار داشتند: افرادی که در سنین میانسالی ازدواج می کنند، به مراتب بیش از دیگران به ناباروری دچار می شوند. بررسی ها همچنین پیشتر ثابت کرده، احتمال ناهنجاری های مـادرزادی در فــرزنـدان افـرادی کــه دیـــر ازدواج می کنند، به مراتب بیش از دیگران است.13آذرآفتاب یزد
دختران شوهرآرمانی خودرادرذهن نگهداری میکنند
هرکاراصولی دارد!از پیام کوتاه تا اخاذی مرد شیاد از دختر خوش خیال؛اوبه من می گفت، "تو را خوشبخت می کنم"، من هم که به خیالم مرد رویاهایم را پیدا کرده بودم همه آینده ام را در حفظ او می دانستم و مطابق میل او رفتار می کردم.
روز یــکــشــنــبـــه دخــتــری ســراســیـمـه و مـضـطـرب خـود را بـه مـقـر پـلـیـس آگـاهـی شهرستان "دلیجان" رساند و با در دست داشتن شکواییهای به ماموران گفت: حدود یکسال پیش با پسری به نام حمید در یکی از خیابان های شهر آشنا شدم و با دادن شماره و زدن پیام کوتاه ارتباط برقرار نمودیم. به گزارش پایگاه اطـلاع رسانی پلیس، دخترک که انگار به گذشته های خود فکر می کرد و متوجه شده بود آینده ای که حمید برایش ترسیم کرده یک سراب بیش نبوده، با کمی جابجایی بر روی صندلی به حرف های خود ادامه داد و گفت: حمید خیلی پـسـرخـوبی بود و به من می گفت، "تو را خوشبخت می کنم"، من هم که به خیالم مرد رویاهایم را پیدا کرده بودم همه آینده ام را در حفظ حمید می دانستم و مطابق میل او رفتار می کردم. روز به روز علاقه من به حمید زیاد می شد تا جایی که اگر یک روز او را نمی دیدم به هم می ریختم. دخترک بیچاره که دنیا را برای خود ناتمام میدید، ادامه داد: این دوستیها به جایی رسید که حمید کاملا اعتماد مرا جلب نمود و در این مدت یکسال که با هم بودیم به وسیله تلفن همراهش چندین عکس از من تهیه نمود. من نیز که کاملا به حمید اعتماد کرده بودم با این کار او مخالفتی نکردم. بعد از مدت یـکـسـال چـند روز پیش حمید با من قرار گذاشت وقتی به دیدنش رفتم، گفت: باید طلا و جواهراتت را به من بدهی و سریعا سه میلیون تومان پول تهیه کنی و به من برسانی وگرنه تمام عکسهایی را که از من گرفته بود برای همه بلوتوث میکند. با اظهارات این دختر، سریعا تیمی از کار آگاهان اداره آگاهی دلیجان مسئول رسیدگی به پرونده مذکور شدند و با راهنمایی شاکی در یک اقدام ضربتی و با هماهنگی مقام قضایی حمید را در خانهاش دستگیر و به اداره آگاهی انتقال دادند. با انجام تحقیقات فنی و پلیسی و بازجویی از حمید در اداره آگاهی، وی معترف شد که قصد اخاذی از این دختر را داشته و از همان ابتدا قصدش فریب و اخاذی از او بوده. با اعتراف حمید، پرونده ای در این زمینه تشکیل و به همراه متهم تحویل مقامات قضایی گردید.12آذر
تماس با دود سیگار مشکلات بارداری را در زنان تشدید میکند
دختران یا زنانی که در معرض دود سیگار قرار مـیگـیـرنـد حـتی زمانی که خودشان سیگاری نباشند، بیشتر بــا مـشـکــلات نــابــاروری مــــــواجــــــه خــــــواهــــنــــــد شـــــد. پژوهشگران هشدار دادند: دود سیگار به توان بارور شدن زنان آسیب وارد میکند. بر اساس این گزارش، تماس با دود سیگار چه در کودکی و چه در بزرگسالی مشکلات قابل توجهی را درسیستم باروری زنان به وجود میآورد و خـطـر سـقـط جـنـیـن نـیـز در آنـها افزایش مییابد. دانشمندان مرکز پزشکی دانشگاه روچستر، برای مطالعه در این زمینه یک تحلیل همهگیر شناسی روی بیش از 4 هزار و800 زن غیر سیگاری انجام دادند. نتایج این تحلیل گسترده نشان داد: وقتی زنان در دوران کودکی یا نوجوانی روزانه شش ساعت یا بیشتر در تماس با دود سیگار باشند، در مقایسه با زنانی که در ایـن قـبـیـل محیطها نبودهاند 68 درصد بیشتر با مشکلات بارداری مواجه میشوند21آذر
پایان دوستی اینترنتی با مرگ دختر جوان
دختر جوانی که از طریق "چت" با پسری آشنا شده و فریب وعده های دروغین او را خورد ، سرانجام به کام مرگ فرو رفت. به گزارش مرکز اطلاع رسانی پلیس استان تهران، "یارندی" معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان تهران با اعلام این خبر گفت : ساعت 2 بامداد پنجشنبه هفته گذشته شهروندی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهرستان کرج تماس گرفت و در حالیکه مضطرب بود از وقوع فوت مشکوک یک دختر جوان در رجائی شهر کرج گزارش داد.یارندی افزود : پس از دریافت این خبر، بلافاصله ماموران کلانتری رجایی شهر و کارآگاهان پلیس در محل مورد نظر حاضر و با جسد دختری در داخل یکی از واحد های ساختمان روبرو شدند که آثار خراشیدگی های سطحی بر روی دست چپ و گلوی وی مشهود بود.وی ادامه داد : با انتقال جسد این دختر جوان به پزشکی قانونی ،ماموران پلیس در تحقیقات از صاحب منزل متوجه شدند که متوفی به نام "لیلا " 25 ساله به همراه فردی به نام "حامد" 26 در منزل حضور داشته است.معاون اجتماعی استان تهران اظهار داشت: جهت روشن شدن موضوع ، ماموران کلانتری از "حامد" بازجویی انجام داده که وی گفت : چندی قبل از طریق اینترنت با "لیلا" که اهل یکی از شهرستانهای شمال غربی کشور است و هیچ نسبت فامیلی با یکدیگر نداشتیم آشنا شدم و بعد از مدتی این ارتباط به تماس های تلفنی تبدیل شد تا اینکه هفته گذشته او به کرج آمد و در منزل ما ساکن شد .یارندی تصریح کرد : بنا به اظهارات "حامد" ، روز حادثه این دو به اتفاق همدیگر به بیرون منزل رفته و بعد از مدتی گشت زنی در شهر ، لیلا با اعلام اینکه قصد دارد یکی از دوستانش را ببیند "حامد" را ترک و از او خواست یک ساعت دیگر ، همدیگر را ملاقات و به منزل بازگردند.معاون اجتماعی پلیس استان تهران اضافه کرد: "حامد" در بازجویی های ماموران پلیس گفته است عصر همان روز با "لیلا" به منزل برگشته و بعد از صرف شام با یکدیگر مشروبات الکلی مصرف کردند و ساعت 2 بامداد حامد متوجه شده که وضعیت جسمی "لیلا" نامناسب است و با اطلاع دادن به پدرش ، قصد انتقال وی را به بیمارستان را داشته که "لیلا" از اعزام به بیمارستان امتناع کرده تا اینکه بعد از مدتی متوجه شدند وی جان باخته است.یارندی در پایان خاطر نشان کرد : برابر نظریه پزشکی قانونی "لیلا" در اثر مصرف بیش از حد مشروبات الکلی فوت شده است و تحقیقات در این خصوص همچنان ادامه دارد.17آذر
دوستی خیابانی به اغفال و تجاوز منتهی شد
رسـیـدگـی به ادعای والدین دختری 23 ســالـه مـبـنـی بـر تـجـاوز بـه فـرزنـدشـان، بـا دستگیری متهم این حادثه در دستور کار دادیار جنایی پایتخت قرار گرفت. به گزارش ایسنا، چند روز قبل والدین دختری 23 ساله به نام <س> با مراجعه به شعبه چهارم دادیاری دادسرای امور جنایی تهران به قاضی رضوانفر گفتند که دخترشان از سوی یک پسر جوان ربوده شده و مورد تجاوز قرار گرفته است. <س> نیز به دادیار جنایی تهران گفت: مدتی قبل با پسری 28 ساله به نام <م> در پارک حوالی منزلمان آشنا شدم و ارتباط ما بیشتر شد تا اینکه از من تقاضای برقراری ارتباط نامشروع کرد. وقتی متوجه شد که با این کار مخالفم، چند روز بعد جلوی در خــــانــــهمــــان مــرا بــا تــهــدیــد چــاقــو ســوار خودروکرد و به منزل مجردیاش برد. سپس اقدام به آزار و اذیت کرد و چند ساعت بعد مقابل خانهمان رهایم کرد. به دنبال اظهارات ایـن دخـتـر و والـدینش، دستور بازداشت <م> صادر شد که این متهم شنبه شب در مخفیگاه خود واقع در شرق تهران شناسایی و بازداشت شد. این متهم صبح دیروز با حضور در دادسـرای امـور جـنـایی تهران به جرم ارتکابی اعتراف و دادیار جنایی علاوه بر صدور قرار قانونی برای وی، دستور بررسی صـحــت ادعـاهـای دخـتـر جـوان از سـوی پزشکی قانونی را صادر کرد. 18آذر
سودمندی ورزش در آب در تسهیل زایمان
پژوهشگران از سودمندی ورزش های هوازی درون آب بـــرای تــســهـیــل زایـمــان خـبــر مــی دهـنـد. پژوهشگران با درج مقاله ای در شماره اخیر نشریه سلامت تولیدمثل اعلام کردند: میزان درد زایمان در مادرانی که در دوره بارداری در برنامه ورزشی هوازی درون آب شرکت می کنند به مراتب کمتر از مادرانی است که در این برنامه ورزشی شرکت نمیکنند. پژوهشگران با مقایسه 34 زن باردار که در این نوع برنامه ورزشی شرکت داشتند با 37 زن باردار دیگر متوجه شدند: میزان نیاز به تسکین درد هنگام زایمان در مادرانی که در طول بارداری دست کم هفته ای 50 دقیقه در یک برنامه ورزشی داخل آب شرکت می کنند، یک دوم دیگر زنان باردار است. پیش از این نیز بررسی ها تاثیر مثبت شرکت کردن در برنامه ورزشی منظم را بر کاهش عوارض دوره بارداری نشان داده بود.
فراموش نکنیم که هنوز زن یعنی ناموس!(ازلینک خانم محتشمی پور)
ارسال شده در مورخ ۲۲ آذر ۸۷ توسط سمیه توحیدلو |موضوعات:گشت وگذاردر جامعه - گزارش آزاده اسدی را می خواندم از سانسور ایدئولوژیک زنان در کتب درسی. خیلی سال گذشته از روزگاری که در مدرسه درس می خواندم. اما به ذهنم فشار می آورم که ببینم تصاویر زنان در کتابهایم چه بوده است. تصویر کوکب خانم زن باسلیقه با نیمرو و ماست سنتی اش به ذهنم می آید. تصویر زن مهربانی که حیوانات را از زیر باران به خانه راه می دهد و برایشان غذا و جای گرم تهیه می کند.بعضی روایات هم بود. اینکه مادر را غذا می دادند، در بستر بیماری. یا مادر از کسی راضی باید می بود. زنانه ترین هایش هم چند شعر پروین اعتصامی بود که قرار نبود اتفاقا زنانه باشد. کودک یتیم و پادشاه یا پیاز و دیگر میوه ها، نهایت زنانگی های شاعر زنمان بود. در کتاب های ما از فروغ و دیگران خبری نبود.آنقدر زنان تحصیلم کمرنگند که بسیار باید فکر می کردم ، تا بخاطر بیاورمشان! هرچه تصویر به یاد می آورم قرار است یادم دهند که باید مادر باشم. تنها زن را حمایت کننده و خدمت رسان مردان می یابم و بس!
کلاس اول همیشه بابا بود که در باران می آمد. همیشه آن مرد بود که اسب داشت. آن مرد بود که داس داشت یا سبد انار در دست داشت. همیشه فداکاران عالم مرد بودند. انگشت پترس سد را محافظ بود. برادران در کنار بالین پدر جمع می شدند و چوبها را تک تک می شکستند و یکجا نه. حسنک وزیر مرد بود. حلاج مرد بود. سنایی و مولوی و حافظ، سهراب و نیما همه مرد بودند . ریزعلی خواجوی، فداکار عرصه کتابهای ما بود. حتی حسنک چوپان بود که دروغگو می شد.
در کتابهایم چه در تصاویر ، چه در داستان ها، چه در تصمیم گیرنده ها برای نوشتن کتاب، حتی در مسایل ریاضی و آزمایش های علوم، هیچوقت و هیچوقت زنان کاره ای نبودند.
در کتاب فارسی اول دبستان، از ۸۹ تصویری که به شکلی با انسان سر و کار دارند، ۵۰ تصویر از مردان و ۲۰ تصویر از زنان است. از ۱۹ تصویر باقیمانده، ۱۵ تصویر از خواهر و برادر و یا اعضای خانواده است. در این کتاب دو تصویر از انقلاب سال ۵۷ به چشم می خورد که در آن هیچ نشانی از زن دیده نمی شود. در تصویر دیگری از خانهٌ کعبه، فقط مردان نمازگزار را می بینیم. در تصاویر درس “مردم میهن ما” تنها عکسهایی از مردان نقاط مختلف کشور دیده می شوند.
در کتاب فارسی دوم دبستان، از مجموعهٌ ۴۲ تصویر، در ۲۵ تصویری که انسان در آن حضور دارد، ۱۵ تصویر از مردان و ۳ تصویر از زنان است. ۷ تصویر باقیمانده، از خانواده، دید و بازدید خانوادگی، محیط مدرسه و صف رأی دادن به جمهوری اسلامی است.
در کتاب فارسی سوم دبستان، از ۳۱ تصویری که انسان در آن حضور دارد، ۲۴ تصویر از مردان و تنها سه تصویر از زنان است. چهار تصویر دیگر که مختلط است، مادر را در حال حمل غذا برای مردان خانواده که در مزرعه هستند، نشان می دهد. و یا مادر را در صف نان.در کتاب فارسی چهارم دبستان، از ۱۸ تصویری که انسان در آن حضور دارد، ۱۵ تصویر از مردان و تنها یک تصویر از زنان است.در کتاب فارسی پنجم دبستان، از ۲۲ تصویری که انسان در آن حضور دارد، ۲۰ تصویر از مردان است. در دو تصویر مختلط، یکی از عروسکهای تئاتر است و آن دیگر زنی است پیر که پسرکی یتیم او را همراهی می کند. در این کتاب هیچ تصویر دیگری از زن وجود ندارد.
(حتما مقاله لینک را خصوصا در بخش کتابهای درسی مطالعه بفرمایید)
ماجرا تنها به حذف مفهومی زنان خلاصه نمی شود. زن در ادبیات و فرهنگ ما نه تاریخ دارد. نه اسطوره های چندانی دارد. زن در ادبیات ما حتی بدن ندارد. تصویری ندارد. بدن زنانه، اندیشه زنانه، تاریخ زنانه همه محذوف ادبیات مردسالار ماست. حتی زمانی که می خواهی خصوصیات اکتسابی جنسیت را توضیح دهی، باید کلی تلاش کنی که ایها الناس این خصوصیاتی که نامشان را زنانه گذاشته اید حاصل تربیت و تفکیکی است که از همان ابتدا جامعه و پدر و مادران بر فرد بار می کنند. تا حرف می زنی اولین سوالی که می کنند این است که یعنی زور مرد و زن یکی است؟ یا تفاوت فیزیولوژیک ندارند؟ جالب اینجاست آنقدر ذهن و زبان ما از حرفهای مردسالانه ای از این دست پر شده، که حتی توانایی فهم این برای ما نیست که استیلای ادبیات مردسالار و تاثیرش بر تفکیک های جنسیتی را نمی فهمند.
... وارد مذهب و دین هم که می شویم، قرار است زنان عرضه کنندگان تنشان و تمامیتشان به مردانی دیگر باشند.[تا آرامش داشته باشند لتسکنواالیها/سوره روم ایه 21،امازندگی بیولوژی مانع زندگی سیاسی نیست معمولامردان وزنانی که زیادبه یک موضوع می چسبند،نشانه افسردگی وجنون آنهاست مانندپسری که چندروزپیش جرایدنوشتندبه علت جنون سرعت وواژگونی آن هم داخل شهرتهران، خودش وسه خواهرش رافدای جنونش کرد]
حتی جامعه شناسانمان که ویژگی های جنسیتی را نشان می دهند. حتی انهایی که به ظاهر خواسته های زنانه را بازگو می کنند. قرار است این باور را تئوریزه کنند که زنان خود جویای خشونتند و به خواست خویش تن می دهند تا با سیاستی امکانی بیشتر برای خود فراهم آورند. لحن بیانشان هم به گونه ایست که یعنی رها کنید این وضعیت را که زنان خود راهشان را احتمالا می شناسند!
نویسنده : عاشق مهدی – (ازلینک مهدیجونم) ق.
الان که دارم اینا رو مینویسم سه روز از اومدنت میگذره... عین یه فرشته خوابیدی. نگاهت که میکنم باورم نمیشه که واقعا اینجایی... وقتی با هم میریم بیرون حس میکنم خواب دارم میبینم. نمیدونی چه حس شیرینی بود منتظر موندن توی فرودگاه. تموم این شش ماه و دو روز یه طرف و این چند ساعت آخر یه طرف. قبل از اینکه بیای گریه هامو کردم... وقتی بالاخره دیدمت تموم تنم داشت میلرزید. گل رو دادم بهت و خجالتو گذاشتم کنار و اومدم جلو. بغلم کردی بوسم کردی و تن من همچنان میلرزید توی ناباوری اومدنت. آخ که چقدر خوب بود. خیلی شیرین بود. خیلی. خیلیه بعد از این همه انتظار آدم عزیزشو ببینه. فردا صبحش با هم رفتیم که من امتحان رانندگی بدم. آماده نبودم و رد شدم ولی برام مهم نبود. چون تو پیشم بودی.
فرداش با هم رفتیم همونجایی که همیشه دلم میخواست وقتی اومدی بریم. همون کلیسایی که خیلی دوسش دارم و ازش خیلی حاجت گرفتم... میدونستم که تو هم خوشت میاد. بعدشم به خرید و گردش گذشت و بعدم خواب راحت توی بغل گل مهربونم.
برای اولین بار با هم رفتیم خونه دیدیم امروز. احساس خوبی بود. تازه دارم حس میکنم که داریم یه زندگی جدیدشو شروع میکنیم. امشبم با یکی از دوستا میریم شام رستوران. از حالا غصه م گرفته که فردا چجوری برم سر کار!! وای چقدر شوق و ذوق داره بعد از یه روز کاری آدم بیاد خونه و عشقشو ببینه.. خیلی احساس خوشبختی میکنم از اینکه دیگه پیشمی. خیلی خوشحالم که اومدی عزیز دلم. با هم یه زندگی خوب میسازیم ایشالا...
بر اساس آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد (داوس) ایران از 130 کشور رتبه 128 را در شاخص برابری جنسیتی به دست آورده است
زهراشجاعی مشاور رئیس جمهور در دولت خاتمی ورئیس مجمع زنان اصلاح طلب: بر اساس آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد (داوس) ایران از 130 کشور رتبه 128 را در شاخص برابری جنسیتی به دست آورده است، یعنی قبل ازکشورهای یمن و عربستان و بر این اساس قرار شد این موضوع مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد و علت پائین آمدن رتبه ایران در این زمینه در سالهای اخیر شناسائی و تحلیل شود .
23آذر:دختر 15 ساله در دام هوسهای سه شیطان صفت افتاد
دادیار جنایی تهران، رسیدگی به پرونده دختری را که پس از آشنایی با یک پسر جوان در پارک، توسط وی و دو نفر دیگر مورد اغفال و ارتـبـاط نـامـشـروع قـرار گـرفـته، در دستور کار قرار داد. به گزارش ایسنا، حدود یک هفته قبل والدین دختری 15 ساله با مراجعه به مرجع انتظامی مدعی شدند که دخترشان ناپدید شده که با شروع تـحـقـیـقـــــــات پــــلــــیـــســــــی، ایــــــن دخـــتــــــر نــــــوجــــــوان سه روز بعد به خانه بازگشت و از اتفاقات تلخ سه روز زندگی خود با سه جوان پرده برداشت. این دختر که دانشآموز است، در تحقیقات اولیه گفت: روز 16 آذر برای تفریح به پارک نزدیک خانهمان رفتم و در آنجا با جوانی 22 ساله آشنا شدم که به من پیشنهاد دوستی داد. از رفتار و ظاهر او خوشم آمد و به همین خاطر پیشنهادش را پذیرفتم. بعد از چند ساعت از من خواست که با او به خــانــهاش بــروم. مــن هــم چــون بــه او اعـتـمـاد کرده بودم درخواستش را قبول کرده و با هم به خــانــهاش رفـتـیــم. در آنـجــا بـا چـرب زبـانـی و خوش صحبتی مرا اغفال کرد تا جایی که به اعمال نامشروع با او تن دادم. این دختر بزهدیده ادامه داد: آن شب به خانه برنگشتم و پیش او ماندم. فردای آن روز یکی از دوستان این شخص به خانهاش آمد و با او هم ارتباط برقرار کردم و نهایتا روز سوم نیز با جوانی دیگر از دوستان آنها آشنا شدم و او هم اقدام به اعمال نامشروع کرد. سپس شخصی که ابتدا با او آشنا شده بودم مرا سوار بر خودرو کرد و نزدیک خانهمان برد و آنجا رهایم کرد. در پی ادعاهای این دختر نوجوان، دو نفر از متهمان که یکی از آنها متاهل است، بازداشت شدند و تلاش ماموران جهت بازداشت متهم سوم ادامه دارد. قاضی دلداری دادیار کشیک جنایی پایتخت با ارجاع این پرونده جهت انجام تحقیقات بیشتر در ایـن زمـیـنـه اظـهار کرد:در حال حاضر، دقیقا مشخص نیست که ارتباط نامشروع به عنف بوده یا با میل طرفین صورت گرفته اما به هر حال صورت کلی پرونده حاکی از آن است که دختر جوان با سادگی هر چـه تـمـامتـر و بـا سـوءاسـتـفاده از آزادیهای بیحدی که خانواده به وی داده، خود را در دام سه متهم انداخته است.
وام ازدواج
وام ازدواج ازپانصدهزارتومان به دومیلیون تومان افزایش یافته است.دوضامن میخواهدیکی کاسب بادسته چک وپروانه کسب ویکی کارمند با دسته چک وحکم کارگزینی بعلاوه کپی شناسنامه وکارت ملی.
پدری خواستگار میانسال دخترش را به دادسرا کشاند
خــواسـتـگار میانسال یک دختر تهرانی،با شکایت پدر وی به دادسرای ناحیه 27 تهران فراخوانده شد و تحت بازجویی قرار گرفت. به گزارش ایسکانیوز ، مرد میانسالی هفته گذشته به اداره آگــــاهــــی مــــرکــــز رفــــت و گـــفــــت : دخـتــر 22 ساله ام به نام "مینا" چند روز پیش خانه را ترک کرد و دیـگـر بـرنـگـشـت. هـر جـا را کـه بـه فکرمان می رسید گشتهایم اما از او خبری نیست.حالا می ترسم مرد 50 ساله ای به نام "بهزاد" که خواستگار دخترم است و ما جواب رد به او داده ایم در این ماجرا نقشی داشته باشد. به دنبال این شکایت ، تجسس پلیس برای شناسایی متهم آغاز شد تا اینکه عصر پنجشنبه بهزاد با تلاش پلیس دستگیر شد. وی در بازجویی ها خود را بی گناه خواند و گفت : من از طریق خواهر مینا با این دختر آشنا شدم. چون ازدواج ناموفقی داشتم تصمیم به شروع یک زندگی جدید گرفتم اما پدر و مادر او به خاطر سنم مخالفت کردند. بهزاد اضافه کرد :اما من و مینا عاشق هم شدیم و او به خاطر من از خانه فرار کرد از این موضوع بی خبر بودم تا اینکه پدر و مادرش با من تماس گرفتند، همه جای تهران را برای پیدا کردنش زیر پا گذاشتم. متهم ادامه داد:تلاش من سرانجام نتیجه داد و مینا را در حالی در ترمینال غرب پیدا کــــــــــردم کــــــــــه رگ دســـــتـــــــــش را زده بـــــــــود. وی اظهار داشت:مینا را به خانه ام بردم و سه شبانه روز از او پرستاری کردم تا حالش خوب شد بعد خانواده اش را در جریان گذاشتم اما پدرش به جای تشکر از اینکه دخترش را نجات دادم مرا به دادسرا کشاند. بر اساس این گزارش، دادیار شعبه چهارم دادیاری دادسرای جنایی تهران با شنیدن دفاع متهم ،تحقیق جامع تر درباره ادعاهای وی را در دستور پلیس اداره آگاهی مرکز قرار داد.
بیکاری وکاهش ازدواج
قبلادرخبری آمدکه بیکاری نیم درصددرسال 86نسبت به 85سبب کاهش ازدواج شده است
آمار بیکاری در کشور 6/3 درصد بیسوادان 20 درصد فارغ التحصیلان دانشگاه بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی طی پنج سال( 85-1380) دو برابر شده و از 3/10 به 7/20 درصد در میان دیگر رده های تحصیلی رسیده است. به گزارش ایرنا، براساس اطلاعات مرکز آمار ایران از روند کار و اشتغال به تفکیک وضعیت تحصیل، بیشترین شاغلان در کشور با 4/31 درصد دارای سواد ابتدایی و کمترین شاغلان با 2/0درصد افرادی می باشند که دارای سواد حوزوی هستند. مقایسه سال های یادشده حاکی از آن است، تعداد شاغلان باسواد ابتدایی بیش از دیگر رده های تحصیلی بوده است به عبارتی ساختار اشتغال کشور هنوز نیاز به بازسازی برای جذب رده های بالای تحصیلی دارد. براساس این گزارش، میزان بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی بالاتر از میزان بیکاری دیگر گروه های تحصیلی در کشور می باشد. نتایج اعلام شده نشان می دهد، 53 درصد بیکاران کشور دارای سواد دیپلم و بالاتر هستند. بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی یکی از معضلات اساسی سال های اخیر محسوب می شود زیرا علیرغم توسعه آموزش عالی در کشور، هنوز بازار کار نتوانسته است زمینه فعالیت آنها را افزایش دهد. براساس گزارش یادشده، 7/20 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی بیکار هستند در حالیکه این میزان برای بیسوادان کشور 6/3 درصد است. 23آذر
دلنوشته هستی عامری
چقدر صمیمانه نگاه پاک مرا خرید و چقدر نامهربانه آسمان آبی عشق را برایم تیره نمود.میگفت با فانوسی از عشق کلبه ی تاریک دلت را روشن خواهم کرد.از یاس های سپید محبت و صمیمیت سخنها داشت ولی اخر مرا در بیستون عشق آواره ساخت.بارها به انگشتانم وعده ی حلقه ی عشق را داد ومن در رویاهای شیرین خود بر روی دریچه ای از صفا بر فراز موجهای پر تلاطم هوس به گفته های پر فریبش دل سپرده بودم.او شخصیت مرا، زندگی مرا، جوانی مرا به بازی گرفت.من ماندم و یک دنیا حسرت.من ماندم و یک دنیا غربت و تنهایی.من ماندم و دنیایی از پشیمانی.
کشتی تایتانیک و ارتقای سلامت
نوشته : دکتر علی افشانی کارشناس روابط عمومی و آموزش بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اورمیه - ویراستار علمی :دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
96 سال پیش در سال 1912 کشتی افسانه ای و غول پیکر تایتانیک که به ملکه اقیانوس شهرت داشت و به نوبه خود شهاکار صنعت زمان خود بود بر اثر برخورد با کوه یخی در اقیانوس اطلس غرق شد و فاجعه عظیم حوادث مسافرتهای دریایی را رقم زد .
دنیای سینما طی سالیان متمادی به گونه های مختلف به موضوع غرق شدن این کشتی پرداخته است تا اینکه در سال 1997 میلادی پرهزینه ترین فیلم تریخ سینما با رقمی بالغ بر 600 میلیون دلار توسط دو شرکت فیلمسازی پارامونت پیکچرزو فاکس قرن بیستم ، اکران گردید و به لیست پر فروش ترین فیلم تاریخ پیوست .
این فیلم را میتوان از دیدگاههای مختلف نگریست . برخی از منظر یک واقعه تاریخی ، برخی از دید مهندسی و کشتیرانی ، بعضی از بعد اجتماعی ،کسانی از نظر فیلمسازی و بنده نیز از دیدگاه ارتقای سلامت .
شاید این سؤال پیش بیاید که چه ارتباطی بین این فیلم و ارتقای سلامت وجود دارد ؟ اجازه بدهید نگاهی کوتاه به وضعیت کشتی تایتانیک و مسافرین آن داشته باشیم . این کشتی با 270 متر طول ، 28 متر پهنا بوده ، 46 تن وزن وارتفاع 32 متر در نوع خود بینظیر و درواقع یک شهر متحرک بود و بسان هر شهری دارای طبقات مرفه و متوسط و پایین بود بطوری که از سه طبقه کشتی ، طبقه فوقانی مربوط به مرفهین ، ثروتمندان ، تجار ، هنرپیشه گان معروف و طبقه زیرین مربوط به مهاجرین ، افراد عادی و باسطح درآمدی پایین تر بود . اگر از نظر سبک زندگی ( life style ) به دو گروه فوق نظری بیافکنیم میبینیم که در طبقه فوقانی ، مواد غذایی پرچرب ، انواع دخانیات ، کمترین تحرک ، مشروبات الکلی سرو می شد یعنی یک شیوه زندگی مخاطره آمیز سلامت .در طبقه پایین موارد فوق کمتر و گاهی اصلا نبود بعبارتی دیگر یک شیوه زندگی سالمتر . منطق می گوید که افراد با شیوه زندگی کم خطر ، طول زندگی بیشتری باید داشته باشند اما اجازه بدهید نگاهی آماری به تلفات این کشتی داشته باشیم :
-از 2220 مسافر کشتی تایتانیک 1513 نفرمتاسفانه غرق شدند.
- 62% مسافرین درجه یک یا طبقه مرفهین ، ثروتمندان ، تجار ، هنر پیشگاهان نجات یافتند.
- 62% مسافرین درجه سه یا طبقه افراد عادی ،مهاجرین ، افراد با سواد پائین غرق شدند.
- 100% کودکان طبقه یک ودونجات یافتند.
- 65% کودکان طبقه درجه سه غرق شدند.
- 67% مردان طبقه درجه یک غرق شدند.
- 3% زنان طبقه درجه یک غرق شدند.
- 84% مردان طبقه درجه سه غرق شدند .
- 54 % زنان طبقه درجه سه غرق شدند.
وقتی علایم غرق شدن کشتی آشکار گردید درهای خروجی طبقه زیرین بسته شد و قایقهای نجات که به تعداد محدودی بود فقط برای نجات مسافرین طبقه فوقانی اختصاص یافت و همانی شد که آمار بالا به آن اشاره می کند . پس برای داشتن زندگی و به تبع آن زندگی سالم ، علاوه بر داشتن شیوه زندگی سالم باید توزیع عادلانه امکانات سلامت برقرار گردیده و برابری دستیابی به این امکانات نیز موجود باشد .
در بخشی از ماده اول اعلامیه جهانی آلماآتا – 1978 آمده است :
سلامتی حالتی از یک رفاه نسبی ، روانی واجتماعی است و تنها نبودن بیماری ، معلولیت یا زمینه گیری نیست و حق اساسی بشر است .
ازلینک سعیده (دانشجو)
دلم برای نگاهت چقدر دل تنگ است...
این دل من هم، چه چیزها که نمیخواهد!
هفته ی قبل، دلش یک آسمان پرستاره میخواست.
چند روز پیش، هوای یک کوه بلند کرده بود، تا از آن بالا، صدای خدا را بهتر بشنود.
دیروز صبح؛ سراغ باران را میگرفت.
و امروز؛
تو را میخواهد...
آهــــــــای همیشه و هنوز ِ قلبم ! تو را ...
بیشتر از دیروزها .... و حتما کمتر از فردا ...
« فکر که می- کنم میبینم : (چیزی ژرف تر از عشق نیست. در قصه های کودکان، شاهدخت ها قورباغه ها را می بوسند تا به شاهزاده تبدیل شوند. در زندگی واقعی، شاهدخت ها شاهزاده ها را می بوسند و شاهزاده ها به قورباغه تبدیل می شوند...!)
راستی بین خودمان باشد، ژرفی ش را حس کرده ای؟؟
من که میخواهم بعد از سالها این "عمق" را در زندگی م درک کنم!
انتظار زیادی که نیست؟ »
تریپ حزب اللهی وارونه زنان(ازلینک میثم کربلائی)
این مطلب از قول خانم زهرا اشراقی نوه امام ودختر مرحوم آیت الله اشراقی وهمسرسیدمحمدرضاخاتمی بیان شده است :روزی از دانشگاه به خانه آمدم و در حالی که سر و وضع مرتبی نداشتم مستقیما به خدمت امام رفتم. هم لباسم سیاه بود وهم کفش هایم خاکی . ایشان همان طور که در حیاط قدم می زدند اخمی کردند و از من پرسیدند : چرا با این قیافه به دانشگاه می روی ؟ من هم به شوخی گفتم :در دانشگاه جمهوری اسلامی تان با وضعیتی بهترازاین نمی توان رفت! ایشان گفتند : تو دو تا گناه کردی . یکی اینکه ریا کاری و می خواهی بگویی که من استطاعت مالی ندارم که یک جفت کفش بخرم و گناه دیگر تو، بی نظمی است که خلاف شرع و قانون اسلام است. من هم گفتم :اگر بخواهم با سر و وضع مرتب تری به دانشگاه بروم شاید از من ایراد بگیرند . امام فرمودند :اگر خواستند ایراد بگیرند ، بگو خمینی گفته است که باید مرتب به دانشگاه بروی .و این در حالی بود که برخی از اعضای انجمن اسلامی تصور می کردند هر چه ظاهرشان ژولیده تر و نا منظم تر باشد حزب الهی ترند .
زایمان (ازلینک مژگان خانم)
... در کل زایمانم سخت نبود... یعنی چون از کمر سر شده بودم دردی احساس نکردم.. روی هم رفته زایمانم 10 دقیقه طول نکشید اینو برای اونایی می گم که از زایمان می ترسن..اما وقتی برای اولین بار عسل دخترم را دیدم. انگار تازه از خواب بیدار شدم..انگار همه زندگیم تا به حال یه خواب بود... دنیام عوض شد... قشنگ