زيتون

 

پیام به روزنه

سلام . تسلیت میگم به تصمیم نرسیدن فراکسیون اقلیت مجلس درباره محصولی رابه محرومین ونه نه فخرالسادات گرانقدر،کاش ماحزب درکشورنداشتیم تاخیالمان راحت بود که کسی را به مجلس نمی فرستند یله ورها باشند وبرای مسئله پیش پاافتاده به تصمیم نرسند.

خدا رحم کند به خاتمی که میخواهد بیاید باچنین احزاب وافرادی کارکند(ورنرتون براون،برای تولید راکت 65121مرتبه شکست خورد!شصت پنج هزارویکصدوبیست ویک،  تا بالاخره موفق شد.) فرقه مصباحیه باید بدانند «بایک دوقدم فضاپریدن؛ نتوان ملک خدای دیدن- دیدارخدا بود میسربا دیده دل نه دیده سر»آنها تصوراینکه روحیه فرزندان خمینی کسل میشود را باید ازسربیرون نمایند.

دوعامل ذوق وآموزش ویژه سبب موفقیت های بزرگ بزرگان است.

روشنگری خانم امیرانی درموردحلقه ارومیه ازفرقه مصباحیه وروشنگری خانم عاتقه صدیقی(همسرشهیدرجائی) ازفرقه مصباحیه درانتخابات نهم ریاست جمهوری،روشن ساخت روشنگری های دقیقه 90موفقیت سازنیست هرچندمؤثراست.نه نه فخرالسادات گرامی هم که ان- ال- پی(برنامه ریزی عصبی،کلامی)یعنی ارتباط گیری مؤثراش خوب است وباخال هندویش(روزنه) میتواند دل هردختروپسری و...را ببرد«تن و دست و سر و پا را به خاک گور می بخشند - نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را » چراچنین آن ترک شیرازی(شیرازسیاسی)غرق درگرفتاری روزمره اش است.چراجوانان سمرقند(عقل)وبخارا(دل)رابدونمی بخشند چرادست وسروپارا،تمام روح واجزارابدونمی بخشند!وچون روزنامه سلام پاسخ ویژه به سوالات سیاسی ندارد.چراازهمسرجانشان نیزکمک نمی گیرد.مگرخال هندوی ژاپنی ها (روزنامه یومیوری) چکارمیکندکه روزی بیش از20میلیون خواننده وجذب کننده دارد ولی ...

امام خمینی مجددالقرن بود؛انتظارایفاءهرنقشی برای ایشان، ازخودمان وبرادران وخواهرانمان داشتیم وهرنغمه ای چون پرندگان ازخودمان سرمیدادیم وبه هرشکل تسبیح خدامی گفتیم وکشوررابربال ملائکة الله می نشاندیم،نقش به جا وزیبائی بوداماحالاکه نمی توانیم چنین انتظارنقشی ازخودمان ودیگران داشته باشیم حداقل نبایدروزبه روزسست تروماتم زده ترشویم فرهنگی که مداحان برای ماساخته اندروزعیدراهم مصیبت میخواننددرجسم وروح آل خمینی(س)نبایدرسوخ نمایدبایدحماسی بودبایددرایت داشت بایدخدائی بود ان الله مع الصابرین29-8-87

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول41

"جوابیه صائب به حافظ و جوابیه شهریار به صائب " وجوابیه امام خمینی به مولانا(ازلینک جوادین تاشهریار)

حــافظ:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صـائب:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تن و دست و سر و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهـــریار:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنکس چیز می بخشد به سان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد تن و دست و سر و پا را

تن و دست و سر و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

ــــــــــــــــــــــ

مولانا:

بشنوازنی چون حکایت می کند

ازجدائی ها شکایت می کند

ــــــــــــــــــــــــ

امام خمینی:

نشنوازنی ،نی نوای بینواست

بشنوازدل ،دل حریم کبریاست

نی چوسوزد تل خاکسترشود

دل چو سوزد محفل دلبرشود.

اولین باغ های دنیا در ایران بنا شده

نکات جالب در این جلسه (کمبته محیط زیست شورای شهرتهران)زیاد بود؛ از جمله اینکه دکتر قصریانی عضو کمیته محیط زیست که مسئول کارگروه باغات و فضای سبز است اشاره کرد: مرحوم دکتر جوانشیر اعتقاد داشت اولین باغ های دنیا در ایران بنا شده و از همین رو باغ های ایرانی شهرتی جهانی دارند و هنوز در دنیا این باغ ها در الگوهای شهرسازی مورد نظر هستند. ولی متاسفانه باغات بسیاری ازشهرهای ما دچارآسیب های فراوان شده و می شود.مهندس چمران با ابراز نگرانی از آلودگی های صوتی و با اشاره به آلودگی صوتی موتورسیکلت ها گفت: جایزه می دهم هر کس در محل های پر رفت و آمد موتورسیکلت ها بتواند بیش از نیم ساعت بایستد و صدای آن ها را تحمل کند.(ازلینک ابتکارسبز)

چراشب بایدازلبنیات استفاده کردولی صبح خیر؟

 آفتاب 28آبان:‌مسلما اگر بدانید که چه غذاهایی موجب خواب راحت تر شماست، از آنها صرف نظر نمی کنید. در واقع تغذیه مناسب ‌و صحیح می تواند باعث فراهم شدن خوابی راحت تر شود.‌ این غذاها عبارتند از:

1- منابع غذایی حاوی تریپتوفان: همه ما از خاصیت جادویی شیر گرم برای رفتن به سرزمین خواب و رویا مطلع هستیم. ‌ بد نیست بدانید که مواد لبنی حاوی مقدار قابل توجهی از تریپتوفان است که نقش موثری در افزایش خواب دارد. سایر منابع ‌حاوی تریپتوفان عبارتند از: عسل، موز، ماکیان و جو.‌ 2- غذاهای غنی از کربوهیدرات به عنوان مکمل غذاهای لبنی باعث افزایش مقدار تریپتوفان خون می شود. بنابر این ‌مقدار کمی از این غذاها - نان و پنیر، ماست و نان خشک، شیر و....[ب‍ی جهت نیست امام صادق فرموده مصرف لبنیات درصبح دردبی درمان ومضراست یک علت همین خواب آوربودنش است که صبح برای کارومطالعه ویادگیری نیازبه انرژی بیشترهستیم لذانمی رسانیم سردردمی گیریم] - کمی قبل از خواب ، باعث داشتن خواب راحت تر می‌شود. اما توصیه می گردد که از خوردن غذاهای بسیار شیرین و کربوهیدراته اجتناب کنید، زیرا خواب شما را بر هم می ‌زند. ‌3-‌غذاهای سبک: اگر دچار بی خوابی شده اید، خوردن مقدار بسیار جزئی از غذا باعث خواب ‌بهتر می شود، اما توجه کنید که این غذاهای سبک ، آغازی برای وعده های سنگین غذا آن هم در آخر شب نشود. 4-‌ خوردن غذای سرخ کرده و همبرگر را ترک کنید. صرف نظر کردن از غذاهای چرب، باعث خواب ‌راحت می‌شود. محققان معتقدند که هرچه قدر در طول روز غذای چرب مصرف کنید، شب هنگام کمتر موفق به خوابیدن می‌شوید. ‌5- هشدار در مورد غذاهای کافئین دار: خوردن یک فنجان قهوه در بعد از ظهر کافی است تا خواب شب را برهم زند. ‌حتی مقدار جزئی کافئین نیز خواب را از بین می برد. بنابر این مراقب سایر غذاهای حاوی کافئین مثل شکلات، ‌چای، کولا و....‌ باشید.6- هشدار در مورد مواد غذایی سنگین و چاشنی دار: دراز کشیدن با شکم پر ناراحت کننده است، زیرا در هنگام ‌خواب دستگاه گوارش کندتر عمل می کند. غذاهای چاشنی دار و سنگین باعث سوزش معده می شود. بنابر این سعی کنید‌، حداقل 4 ساعت قبل از خواب ، خوردن غذاهای سنگین را ترک کنید. ‌7- هشدار در مورد غذاهای پروتئینه: خوردن پروتئین برای سلامت و ساختار بدن لازم است. اما خوردن این مواد به ‌عنوان غذای سبک قبل از خواب، انتخاب درستی نیست. زیرا مواد غذایی سرشار از پروتئین، هضم سخت تری دارد.

مصرف خودسرانه آنتی بیوتیک احتمال سرطان را افزایش می دهد     

آفتاب 28آبان:گرچه مصرف آنتی بیوتیک با تجویز پزشک می تواند جان افراد را نجات دهد، اما مصرف مکرر و زیاد آن بسیار خطرناک ‌است.‌مطالعات طولانی مدت نشان می دهد افرادی که به مدت طولانی و ‌زیاد از آنتی بیوتیکها استفاده می کنند، نه تنها باکتریها را به اینگونه داروها مقاوم می سازند بلکه بیشتر در معرض ابتلا ‌به انواع سرطانها قرار می گیرند. ‌ بررسی‌های انجام شده از سال 1998 تا 2004 بر روی بیش از 3 میلیون نفر بین 30 تا 79 سال که هیچگونه سابقه ای ‌از سرطان در خانواده نداشته اند در مناطق گوناگون جهان موید این امر است. ‌در این مدت تعداد 134 هزار نفر از این افراد که به میزان مکرر و زیاد از آنتی‌بیوتیک‌ها استفاده می‌کردند دچار انواع سرطان شدند. در میان سرطانها نیز سرطان ریه، سینه، پروستات و روده بزرگ و نهایتا غدد لنفاوی مشاهده شده است. متخصصان ‌توصیه می کنند که افراد در فصل سرما با مشاهده هر گونه علائم سرماخوردگی یا آنفلوانزا به طور خودسرانه از آنتی ‌بیوتیک‌ها استفاده نکنند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست32

گشتی درگلستان یاری "دعوت ازخاتمی"- ادامه اززمزم 31

وبشرعبادیستمعون القول ویتبعون احسنه«بشارت باد مردمی، که حرفهارامیشنوند وخوبترینش رابرمی گزینندوعمل می نمایند/قرآن

اندیشمند بزرگ جناب آقای سید محمد خاتمی . با سلام و احترام . من [یک خانم] از مسولان ستاد انتخاباتی شما در یکی از شهرهای ایران در واحد خواهران و در سال 76 بوده ام. خودتان می دانید که ما حتی پوستری به آن معنا از شما نداشتیم تنها چیزی که از شما در دست ما بود زندگی نامه شما بود. ستاد رقیب شماهم در کنار ما بود که با پوسترهای متری و چند متری به تبلیغ می پرداخت. ما یک اتوبوس صلواتی داشتیم و می رفتیم مناطق مختلف شهری و روستایی بدون اینکه رقیب شما را تخریب کنیم شما را به مردم معرفی می کردیم. یادم نمی رود که در مراحل مختلف کار مردم با ما به تندی برخورد می کردند و می گفتند چرا زودترنیامدید وبا شتاب زندگی نامه شما را ازما می گرفتند و عکس شما را می بوسیدند. درآن زمان من در شهر خودم شناخته شده بودم و مردم به ما اعتماد داشتند به همین دلیل به جاهایی که برای سخنرانی دعوت می شدم خیلی استقبال می شد. آن زمان خداوند شیرینی عجیبی از شما در دل مردم انداخته بود و در برهه ای که مردم ناامید شده بودند شما انقلاب را از سقوط حتمی نجات دادید. هم اکنون نیز منتظر کاندیدا شدن شما هستیم و آنچه در توان داریم از شما حمایت خواهیم کرد. در سال 76 بعد از 7 روز تبلیع جبهه رقیب که مردم را متمایل به شما دید کاملا نا شیانه عمل نمود. در هفته دوم تبلیغات سال 76 هر روز جلوی ستادمان چند سرباز پیاده می کردند و تا شب مراقب ما بودند و ما بدون توجه به آنها کارهای قانونی خودمان را انجام میدادیم. درهمان روزها از سوی یکی از نهادها که من مسول یکی از بخش های مهم آن بودم دعوتم کردند و گفتند تا اینجا برای سید محمد خاتمی تبلیع کردید بس است اگر از این به بعد از ایشان دفاع کنید حقوقی که می گیرید بر شما حرام است. البته من حقوقم از یک سازمان دیگری می گرفتم نه آن ارگان. گفتم چه کسی این حرف را زده گفتند فلان ارگان و فلان شورا من گفتم من یک شهروندم و شما حق ندارید انگونه با من رفتار بکنید. بلا فاصله گفتند که تو ضد ولایت فقیه هستی . من هم در جواب گفتم خوشا به حال آن ولایت که من ضد او هستم زیرا من در تمام دوران انقلاب آنگونه که امام خواسته بود به فعالیت پرداختم و در دوران جنگ هم تمام تلاشم را کردم تا مردم ایران راحت زندگی کنند.( توضیح اینکه همسرم در یکی از عملیات های بزرگ در جبهه جنگ به در جه رفیع شهادت نائل آمدند ایشان معلم بودند. روحش شاد.) این بود که روز قبل از انتخابات حکم عزل از آن مقامی که در آن ارگان داشتم را به من دادند و بعد آن حکم دستگیری. که به یاری خدا و با انتخاب شما همه نقشه های شوم آنها نقش برآب شد. جناب آقای خاتمی چند نکته را می خواهم به شما یاد آوری نمایم:

1- همانطوری که می دانید بعد از انتخاب شما در سال 76 عده ای به نام گروه فشار از همه ترفند هایشان استفاده کردند تا شما را در چشم مردم خراب کنند و مردمی هم که رای داده بودند را هم برچسب ضد ولایت فقیه زدند. مطمئن باشید اگر شما انتخاب شوید همان گروه ها دوباره سر در می آورند و ندای وای اسلام از دست رفت را سر خواهند داد و بسا برخی اینبار کفن بپوشند و راه بیافتد. از شما می خواهم هیچ در برابر اینگونه افراد کوتاه نیایید ما پشتیبان شما هستیم و خدا بیشتر. زیرا ما دیگر اجازه نخواهیم داد که این گونه افراد با نام اسلام و امام ، به امام پشت کنند و پای کثیفشان را برروی خون شهیدانمان بگذارند.

2- در دوره ریاست جمهوری شما در کابینه شما هیچ زنی به عنوان وزیر حضور نداشت و این ضعف بسیار بزرگی برای کابینه اندشمند فرهیخته ای مانند شما بوده است. ما از دیگران چنین انتظاری نداشتیم زیرا نگاهشان به زن متحجرانه است. اما شما که به شایسته سالاری معتقد هستید( نه زن و مرد سالاری) بهتر بود لااقل 5 وزیر زن در کابینه حضور پیدا می کردند. تا دولت از تعادل نسبی در برنامه ریزی برخوردار می شد. زنان در مدیریت بسیا رکار آمدند و کم نیستند زنان فرهیخته ای که در ایران تمام نیرویشان به هدر می رود. زنان توانا و فرهیخته ای مانند خانم معصومه ابتکار وزنان دیگر می توانستند در کابینه شما بسیار مفید واقع شوند. این بارانتظار می رود قبل از انتخابات هر چند نفری که می خواهید به کابینه معرفی کنید را به مردم اعلام کنید آنوقت می بینید که جامعه زنان چه استقبالی از شما خواهند کرد.

3- جناب میرحسین موسوی را به عنوان معاون اول خودتان انتخاب کیند زیرا ایشان در امور کشورداری بسیار توانمند و دلسوز هستند. امام همیشه ایشان را تایید می کرد و کسانی که با ایشان مخالفت می کردند را توبیخ.

4- شما از یاران نزدیک شهید بهشتی بوده اید و از خانواده حضرت امام . ازنظر فکری اندیشه شما خیلی به امام نزدیک است. دوست دارم مانند امام ضمن مهربانی با قاطعیت عمل کنید. تا ملت امیدوارتر به زندگی ادامه دهند.

5- من هم می توانم در کابینه به شما و ملت کمک خالصانه بکنم اما نه در حد وزارت بلکه یک درجه پایین تر. این را از جهت می گویم که می خواهم مانند شهیدانمان همواره پا در رکاب به ملت و دینم خدمت کنم. و هیچ در آرزوی گرفتن پُستِ پَستِ مقام دنیوی نیستم بلکه می خواهم خدمت کنم تا زحماتی که امام و شهیدان و جانبازان کشیده اند به هدر نرود.

ــــــــــــــــــــــ

دقیقا نمی دانم چگونه بنویسم تا بتوان به عمق آیه عذابی که امروز گرفتار آن شدیم پی برد. دوستان عزیزم امروز نه تنها دینمان بلکه هویت انسانیمان در تمامی دنیا ، حتی برای خودمان به چالش کشیده شده است . شهردار سابق و رئیس جمهور امروز آنچنان به آسفالت کردن افکار پرداخته که تا جانمان با این آسفالت های داغ امروز همچون خیابان های پایتخت سیاه و فرو رفته شده. اما خاتمی، که او را پدر زببائی ها می دانم تنها منجی این ملت خسته است هر چند که این نگرش ایده آلیستی است چرا که این ویرانه های امروز.................................... بگذریم........اما حضور این پدر دلگرم کننده خواهد بود پدر جان بیا و ما را در سایه عبای روحانیت از این گرمای سوزاننده دروغین نجات بده

ــــــــــــــــــــــ

انچه مارا در ایران رنج میدهد عدم توافق در جهانبینی دینی است ؛ دیدگاه امام خمینی مفسر زیادی دارد که به نظر من نزدیک ترین به آن نظر آقای خاتمی است درخواست من این است که پیشرفت بدون اخلاق یعنی به هدر رفتن زحمات مردم برای انقلاب اسلامی . انچه امروز جامعه را دررنج فروبرده تنها مشکلات اقتصادی و تصمیم گیریها ی بی منطق نیست عدم اخلاق [بولتنیسم]و احترام به انسانیت مردم است

ـــــــــــــــــــــــــ

درود بر حضورت آقا

آن روزهاکه بودی ویا علی مددی می گفتی ندانستیم که بودی ولی حالا که رفته ای چقدر دلمان برای مدد هایت تنگ شده است. نمی خواهم شعار بدهم که آن روزها همه چیز داشتیم . ولی هر چیزی که کم داشتیم هویت داشتیم . بی گمان روزهایی که تو بودی در تمام دنیا شخصیت و هویت واقعی یک ایرانی را داشتیم . یادم است روزی را که دوستم آن روزها که تو بودی رفت پاریس و نمایشگاه گذاشت . با چه غروری و با چه عزت و احترامی در فرودگاه با او برخورد کردند. و ماه ها پیش با چه خفت و خواری ؟ او را و تمام لباس های تنش را کندند و جستندش. کدام آزادی ؟ کدام عزت؟ کدام ایرانی؟؟؟؟ دریغاغ دریغ

ــــــــــــــــــــــ

جناب آقای خاتمی ، همه مردم چه سیاسیون و چه عوام ، چه اصول گرا و چه اصلاحاتی پذیرفته اند که هر کس نمی تواند سکان اداره یک کشور را در دست بگیرد و یا به عبارتی " کار هر کس نیست خرمن ......... " لذا عاجزانه خواستار حضور مقتدرانه شما در عرصه انتخابات ریاست جمهوری هستیم . ان شاء الله

ـــــــــــــــــــــــــ

تا ما خودمونو عوض نکنیم هیچکی نمی تونه ما رو عوض کنه حالا چه خاتمی بیاد یا... هر کس دیگه![ان الله لایغیر مابقوم....]

مملکت ما از پای خرابه ، چون افکار ما قندیل بسته و خوب کار نمی کنه و فقط منتظر معجزه ای هستیم که یکی بیاد و اجراش کنه [ماجامعه درحال گذارهستیم،یکی ازمختصات جامعه درحال گذارهمین است ،دیگرمختصاتش بی تفاوتی است،خیلی هاسرنوشت خودشان رابه دیگران می سپارندودرانتخابات شرکت نمی کنند]

ـــــــــــــــــــ

سلام. آقای خاتمی یادم هست روزی گفتی «من آن قهرمانی که شما فکر می کنید نیستم» من بعدها معنی حرف آن روز تو را فهمیدم. روزی که فهمیدم فقط خودمان هستیم که سرنوشتمان را رقم می زنیم. من از شما نه بعنوان یک قهرمان بلکه به عنوان یک رهبر فکری می خواهم در انتخابات شرکت کنید.

در صورت ورود سید محمد خاتمی به عرصه انتخابات آتی، حزب اعتدال و توسعه از حضور وی در دو قطبی خاتمی- احمدی‌‏نژاد حمایت خواهد کرد

 غلامعلی دهقان سخنگوی حزب اعتدال و توسعه در گفت‌‏وگو با خبرگزاری ایلنا:اتحاد استراتژیک منتقدان دولت، اجماع روی یک گزینه را امکان‌‏پذیر می‌‏کند. با فرض دوقطبی بودن انتخابات بین خاتمی و احمدی نژاد، خاتمی با رای قابل‌‏توجهی پیروز خواهد شد .

درصورت نیامدن خاتمی «همچنان حزب اعتدال و توسعه به حضور حسن روحانی در انتخابات دهم ریاست جمهوری می‌‏اندیشد»

تاکید علی ربیعی بر ضرورت تعریف جدیدی از امنیت ملی در کشور

مسوول سابق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با اشاره به اینکه مفهوم امنیت در جوامع گوناگون متفاوت است، افزود: امنیت در گذشته به معنای تهدید‌‏های خارجی بود و در دوره‌‏هایی مفهوم اقتصادی و سیاسی در امنیت پدیدار شد. در دوره‌‏هایی نیز بحث رفاه اجتماعی مطرح شد و در دوره‌‏هایی دیگر مسئله امنیت از بعد فرهنگی مورد بحث قرار گرفت. علی ربیعی در گفت‌وگو با ایلنا، ادامه داد: «امروزه، میزان آزادی و ثبات در روابط سیاسی، درخصوص مفهوم امنیت مورد توجه قرار می‌‏گیرد.» این استاد دانشگاه ادامه داد: «نبود رابطه منطقی بین شکل‌‏گیری دولت و ملت‌‏ها، نقطه اصلی تفسیر مفاهیم در جهان سوم است که این کشورها از لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شباهت زیادی به یکدیگر دارند.» ربیعی با بیان اینکه مطالعات امنیتی در ایران مهجور باقی مانده است، گفت:‌ «هم روشنفکران کشور از تبیین این مفهوم اجتناب کرده‌‏اند و هم قدرت مرجع، مفهوم امنیت را به خود برمی‌‏گرداند.» ربیعی با بیان اینکه کشورهای جهان سوم عمدتا به دنبال امنیت ملی هستند،‌ گفت: «مهم این است که مرجع امنیت مشخص شد و معلوم شود که در امنیت ملی چه کسی و کجا ذی‌‏نفع است. معمولا در این کشورها قدرت و رژیم مرجع امنیت هستند و دولت امنیت‌‏ساز گروه‌‏های داخلی است. عمدتا سیاست‌‏های امنیتی در جهان سوم، محافظت از امنیت نخبگان سیاسی است.» وی همچنین یکی از مشکلات بحث امنیت را بازگرداندن مرجع امنیت به خود ارزیابی و عنوان کرد: «‌‏مسئله بی‌‏ثباتی، مسئله بزرگ بسیاری از کشورهاست و باید دید چطور می‌‏توانیم حرکت خود را تنظیم کنیم که در عین ثبات، به تحول برسیم و مفهوم دیگری از امنیت را درک کنیم که راه‌‏حل آن نیز وجود نهادهای واسط است.»این استاد دانشگاه یکی از مسائل جهان سوم را امنیتی کردن پدیده‌‏ها دانست و تاکید کرد:‌ «متاسفانه خود نهادهای مدنی هم همه‌چیز را امنیتی می‌‏کنند.» ربیعی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «مشکل دیگر ما دشمن است، ما بدون دشمن نمی‌‏توانیم زندگی کنیم. این تنها دولت‌‏ها نیستند که دشمن را در همه عوامل دخیل می‌‏دانند بلکه ما نیز بدون دشمن نمی‌‏توانیم زندگی کنیم. دشمن از درون ماست. و ما باید خود و تفکرات‌‏مان را اصلاح کنیم.»  لطفا فرم زیر را پر کنید. فیلد های الزامی با ستاره مشخص شده اند.

همه حرفهای احمدی نژاد  درسفرهای استانی اش...

احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی 24 تیر 1387 تاکید کرده بود که قیمت نفت هرگز پایین‌تر از یکصد دلار نخواهد شد و تا 200 دلار نیز جای رشد دارد. اکنون قیمت نفت به زیر 50 دلار سقوط کرده است...

کارخانه داران برای پیش گیری ازورشکستگی وجلوگیری ازکارگرانشان وام درخواست کرده اند نامه به آنهاداده شده وام پانصدهزارتومانی!بگیرند [معادل حقوق یک ماه دوکارگر]تاکارخانه ورشکست نشود...پیش بینی است دیگه...چندپست قبل دولت پیش بینی ها رانشردادیم.

احمدی نژادمجلس رادررأس امورنمی داند  ! معرفی‌نامه محصولی برای وزارت کشور برخلاف رویه دولت‌های قبل که معاون پارلمانی رئیس‌جمهور نامه معرفی وزرا را به هیات‌رئیسه تقدیم می‌کرد، نامه معرفی محصولی به مجلس فکس شد  و پس از آنکه هیات‌رئیسه از اعلام وصول آن به دلیل عدم‌ارائه اصل نامه خودداری کرد، معاون پارلمانی وزارت کشور (و نه معاون پارلمانی احمدی‌نژاد) نامه را به همراه برنامه‌های وزیر پیشنهادی به مجلس می‌برد.

در غیاب رحیمی، رایزنی با نمایندگان برای جلب آرای اعتماد به محصولی به افرادی چون ایرج ندیمی، مشاور معاون پارلمانی احمدی‌نژاد، سپرده شده

عوض حیدرپور، نماینده شهرضا که  پرداخت رشوه به نمایندگان را در مجلس فاش کرد، معتقد است: «در قضیه عباسی ضعیف‌کشی شد و رحیمی باید از مجلس اخراج می‌شد». حیدرپور می‌گوید: «رحیمی حق دارد که به مجلس نیاید چون نگاه او به مجلس نگاه درستی نیست و تا زمانی که در خود اصلاحاتی را انجام ندهد، شایستگی حضور در پارلمان را ندارد».  

ماهی‌ها دموکرات هستند!

آفتاب یزد28آبان 87:محققان با بررسی رفتارهای اجتماعی ماهی‌ها دریافتند که گونه ای خاص از این جانداران در انتخاب رهبر گروه خود ‌بسیار دقیق هستند.‌ به گفته جانورشناسان، این گروه از ماهی ها با نام Stickleback"‌‌" پیروی از ماهی‌های مسن تر و بزرگتر را نسبت به ‌ماهی‌های جوان تر و ریزتر ترجیح می دهند. نکته قابل توجه در مورد این جانوران این است که این برتری ها با گسترش ‌تعداد گروه و ایجاد یک سری واکنش گروهی افزایش می یابد.‌ این تغییرات بر اساس قوانین ساده ای رخ می دهند. برخی از ماهی ها بهترین انتخاب را زودتر از بقیه گروه انجام داده و ‌برخی دیگر با انتخاب اشتباه، راهی اشتباه را دنبال می‌کنند. باقیمانده ماهی‌ها با ارزیابی تعدادی که به مسیر ‌معینی رفته‌اند از تعداد بیشتر پیروی کرده و راه آنها را ادامه می دهند.‌ بر اساس گزارش ساینس دیلی، این پدیده شباهت بسیاری به جمع آوری آرا در اجتماع انسانها ‌دارد. انسانها در هنگام تصمیم گیری بر سر موضوعی خاص، رای اکثریت را مورد تایید قرار داده و حداقل آرا را ردمی‌کنند که ‌مطالعه بر روی این گونه از جانوران خاص نیز رفتار مشابهی را در پیروی از رای اکثریت در انتخاب رهبر گروه نشان می‌دهد.

 ستون نیم‌نگاه (طنزاعتمادملی)- باز هم کفن‌پوشی در کار نیست!

 

ما صبح روز تعطیل هرچه سرمان را در بالش فشردیم تا بلکم کمی خواب ذخیره کنیم به واسطه فریادهای آقابزرگ اصولگرای‌مان میسور نشد. ایشان از خروس‌خوان <تیلیفون> مبارک را به خدمت گرفته و با برادران همسو به درددل و گلا‌یه و اعتراض مشغول بودند. ما امیدوار بودیم که کفن را از صندوقچه خارج فرمایند و به سمت تجمع اعتراض‌آمیز کفن‌پوشانه‌ای در مقابل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری رهسپار شوند و حداقل دست از هوار کشیدن سر صبحی بردارند اما زهی خیال باطل ما. گذشت دوره‌ای که دستمالی دستمایه به آتش کشیدن دولت اصلا‌حات شود! آقابزرگ از آن سوی منزل فریاد کشیدند که: شما بگیر بخواب. ما خودمان حواسمان به همه‌جا هست. گفتیم: بله می‌دانیم که هست. فقط فرقش این است که آن زمان با مشت‌های گره‌کرده و فریاد‌های بلند، کل دولت و مجلس اصلا‌حات را مجازات می‌فرمودید و زمین و زمان را برای متهم کردن اصلا‌ح‌طلبان و اثبات بی‌ایمانی و براندازی‌شان به هم می‌دوختید اما حالا‌ غیرت مبارک از حد همین اتاق فزون‌تر نمی‌جوشد! ‌ آقابزرگ لنگه گیوه‌ای را به سمت ما پرتاب فرموده و فرمودند: هر دوره‌ای مشی و مرام خاص خود را می‌طلبد. آن زمان ایجاب می‌کرد که در صحنه حاضر باشیم و از پایه‌های ایمان مردم دفاع کنیم. حالا‌ خیال‌مان راحت است که دولت اصولگرا بر مسند قدرت است. فقط ما سر از برخی کارها و حرف‌های جناب مشایی درنمی‌آوریم. گفتیم: ایراد ندارد. همین که اتفاقی در حوزه دولت مسبب اعتراض و ناراحتی مراجع بزرگوار تقلید می‌شود ولی مملکت را به هم نمی‌ریزد و رسانه‌های معزز اصولگرا فریاد وااسلا‌ما سر نمی‌دهند و حکم تکفیر این و آن را صادر نمی‌فرمایند، نشانه کلی تحول است. آقابزرگ فرمودند: همین شما روزنامه‌نگاران زنجیره‌ای بس هستید که به فرموده رئیس‌جمهور و با انگیزه سیاسی با هراقدام دولت مخالفت می‌کنید. لجن‌پراکنی و سیاه‌نمایی و کارشکنی شماها سپاه ابرهه را از کار می‌اندازد. یک عده قلم به دست مافیایی برای مخالفت با دولت شبکه بسیار قوی و پیچیده در اختیار دارند و از اتاق‌های فکر مشخصی خط می‌گیرند اما مردم ایران به فرموده رئیس‌جمهور چنان تودهنی‌ای به شماها خواهند زد که راه خانه خود را هم گم کنید. گفتیم: ‌ای بابا، از دست جناب مشایی شاکی هستید چرا به سمت ما موشک شلیک می‌فرمایید؟ رئیس‌جمهور محترم تودهنی را خطاب به استکبار جهانی و رهبران کاخ سفید فرموده‌اند. به ما چه دخلی دارد؟ فرمودند: خب شماها هم اذناب داخلی و دنباله‌های همان حسین اوباما و دار ودسته شکست خورده قطب دوم استکبار هستید؛ وقتی با آنها نسکافه می‌خورید و برای تخریب دولت اصولگرا نقشه می‌کشید، وقتی مدرک جعل می‌کنید و به وزیر دولت نهم قالب می‌کنید، حالا‌ هم در این داستان تازه مشایی و رفقا هیچ بعید نیست که رد پای شماها پیدا شود. خان‌دایی مستقل ما با یک سنگک تازه وارد بحث شدند: آقا دیر نیست که قیمت این نان برابر یک کاغذ پاره آمریکایی شود. مشکل اصلا‌ مشایی و دوستان نیستند. وزیر محترم کار جناب جهرمی فرموده‌اند که مشکل اصلی اقتصاد کشور را باید در مدیریت جست‌وجو کرد. باراک حسین اوباما هم که آمد اما از طرح تحول خبری نیامد. آقابزرگ فرمودند: پناه بر خدا از این دسته‌گل‌های دسته‌جمعی. پناه بر خدا از اقدامات جناب مشایی! گفتیم: اتفاقا ایشان معتقدند که خدا چیست؟ انسان کیست؟ حقیقت کجاست؟

پیوند ثروت و قدرت خطرناک است

شهید رجایی قصد داشت یکی از سرمایه‌داران و بازاریان بزرگ کشور را به عنوان وزارت بازرگانی انتخاب کند و خطاب به وی گفت: گیر من بحث پول و ثروت تو است و این را به دولت ببخش و بعد از آن وزیر شو؛ آن فرد نیز گفت: دولت‌ها تغییر می‌کنند من این پول را به دولت‌ها نمی‌دهم، بلکه به امام (ره) می‌دهم و زمانی که نزد امام رفتند امام (ره) فرمودند: نه لازم نیست با پولت کار کنی، ولی وزیر نشو.

تنها مخالف جدی صادق محصولی در جلسه رأی که قبولی با تک مادهبود، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه نماینده اسلام‌آباد غرب بود. این عضو فراکسیون اصولگرایان با بیان اینکه شاید آقای احمدی‌نژاد آخر دولت است، مصلحت‌گرا شوند اما ما در ابتدای راه هستیم، باید اصولگرایی را ادامه دهیم، گفت: خطرناک بودن پیوند ثروت و قدرت در همه اندیشه‌ها و افکار و تاکیدات مکرر در نظام جمهوری اسلامی مطرح شده است.

هشدار عدالتخواهان درباره حاکم شدن انجمن حجتیه‌ای‌ها

در پی برخورد قضایی با برخی روحانیون و دانشجویان عدالتخواه، جنبش عدالتخواه دانشجویی به دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر نامه نوشت. در بخشی از این نامه با اشاره به جریان‌هایی که در اوج مبارزات امام با رژیم شاه از «مبارزه با بهائیت، کمونیسم و واردات گوشت یخی» سخن می‌گفتند و با انتقاد از برخورد با آمران و ناهیان به مواردی چون برخورد با دانش‌آموزی در مشهد به جرم درخواست مبارزه با مفاسد اقتصادی و برخورد با طلبه عدالتخواه سیرجانی اشاره شده و آمده: نگرانی ما این جاست که با این شیوه برخوردها این واجب شرعی تعطیل شده و زیاد شدن هزینه انجام این وظیفه دینی به تعطیلی این فریضه یا محدود شدن آن به معلول‌ها منجر شود و به تعبیر امام راحل زمانی چشم باز کنید و ببینید که انجمن حجتیه‌ای‌ها امور را قبضه کرده‌اند و دین عافیت‌طلب و خارج از صحنه و اسلام اشرافیت و ابوسفیان که همان اسلام آمریکایی است، اسلام ناب و دین در صحنه را کنار زده باشد و از دین جز پوسته‌ای با هسته‌ای فاسد و پوک جز مشتی احکام عبادی و معنویت منهای آرمانخواهی و عدالتخواهی و عقلانیت چیزی نمانده باشد.

اختلاف مبنایی دو جناح

مسئله اصلی

در میان دو جریان فکری و سیاسی در ایران امروز یعنی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان ( این دو گروه اکنون به طیف‌های گوناگون[رنگین کمان] تقسیم‌ شده‌اند.)؟ شکل و شیوه اداره این کشور است.هر دو گروه قائل به وجود و ضرورت یک «اراده برتر» برای اداره جامعه و کشور هستند

اما اصلاح‌طلبان به این نتیجه رسیده‌اند که اراده برتر چیزی نیست جز برآیند اراده همه یا اکثریت افراد جامعه

 ولی اصولگریان این را فقط منتسب به «یک شخص یا گروه» می‌دانند.

آزادی

اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هم دغدغه توسعه و استقلال کشور را دارند هم پروای آزادی و عدالت را. آزادی را به سختی به دست می‌آورند اما پاسش نمی‌دارند.

اصلاح طلبان آزادی را دریایی از شیر می‌بیند که همه باید از آن بنوشند

 اصولگرایان از نوشیدن آن وحشت دارد. این گروه آزادی را چون توفانی می‌بیند که باید در و پنجره خانه را به رویش بست اما متوجه نیستند که در بستن به روی توفان باعث شده و می‌شود که توفان در و پنجره و خانه را با هم ببرد!

نظم وقانون

 اصلاح‌طلبان برای ایجاد نظم در کشور و توسعه آن بر «باور عقلانی»- که ناشی از تعقل و تامل و تحلیل امور و تجارب بشری است- تاکید می‌کنند و بر این موضوع اصرار دارند که باید طبق «قانون» و در چارچوب نهادهای قانونی، رفتار کرد. اینان مهم‌ترین شاخصه حکومت بر کشور را حاکمیت و تفوق قانون و نهادهای اجرای قانون می‌دانند، قانونی که در باور و روح و فرهنگ اکثریت ملت ریشه داشته باشد.[امام خمینی:حکومت اسلام حکومت قانون است]

اصولگرایان بر «باور ایمانی‌» اصرار دارند... فرمان موجودیت دولت نه از سوی انسان که ازآسمان صادرشده است ...

اصلاح‌طلبان تمام ارکان حکومتی را ناشی از «اراده ملت» می‌داند و می‌گوید که ملت باید حق احراز تمام مناصب را داشته باشد، بر لزوم مسوولیت‌پذیری و پاسخگویی حاکمان و نقش مردم در جلوگیری از انحراف فرمانروایان تاکید می‌کند و بر ضرورت مشارکت همه ایرانیان در شوراها، گروه‌ها، حزب‌ها و امور مدنی، دولتی و دادرسی اصرار دارد.  

اصولگرایان این باورها و حرف‌ها را لفاظی، کلی‌گویی بیجا، نظریه‌پردازی خیال‌انگیز و بلندپروازی‌های بی‌اساس! می‌شمرد که باید از آن خودداری کرد ...

اصولگرایان می‌گویند نیازهایی که مردم ایران دارند جنبه مذهبی و سپس اقتصادی دارد و استدلال می‌کنند که پایه تشکیل گروه و جامعه نیازهای مذهبی و اقتصادی است و مهم‌ترین انگیزه در تداوم و بقای آن هم، انگیزه‌های مادی و اعتقادی است و در این مورد به برداشتی از مفهوم «عدالت» اشاره دارند.

 اصلاح‌طلبان می‌گویند کشور و جامعه، برای انسان است و انسان دارای حیثیتی فرامادی است و جامعه انسانی نمی‌تواند صرفا دارای خصوصیت‌های مادی و اقتصادی باشد و در این مورد بر مفاهیم فرد، حقوق فردی، عقل و اراده و برداشت‌هایی از مفهوم «آزادی» اشاره دارند. اینان دین را بدون آزادی و اختیار، نمی‌پذیرند و می‌خواهند اجازه ندهند که آزادی، اراده، تفکر، انتخاب فردی و در یک کلمه «فردیت مثبت انسان ایرانی» را از آنان بستانند

اصولگرایان، ملت ما و دیگر ملت‌ها و دولت‌های جهان را بر پایه مخالف یا حامی، یار یا رقیب، دوست یا دشمن طبقه‌بندی می‌کنند، ...

در باور اصلاح‌طلبان، غرب و تجدد و تمدن آن واقعیتی است انسانی و در حال گسترش که ریشه در تاریخ دارد و نفی و انکار ما نه غرب را از میان برمی‌دارد و نه مانع نفوذ و تاثیر جلوه‌های آن می‌شود کما اینکه تاکنون نشده است. اینان در مواجهه با غرب (غرب معرفتی و سیاسی) شیوه «شناخت و گفت‌وگو» را در پیش گرفته‌اند.

بنابراین شکاف میان دو دسته نخبگان و دانایان جامعه ما تنها ناشی از اختلاف سیاسی و منفعتی نیست، بلکه با یکدیگر اختلاف فکری یا «اختلاف در مبنا» دارند ... کارگزاران27آبان - حسن سلامی

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

صحبتهای خانم امیرانی همسرشهید حمیدباکری ازانحرافات محصولی و حلقه ارومیه

کارگزاران28آبان 87:پیشنهاد دوباره صادق محصولی به مجلس برای پست وزارت کشور، اگرچه بحث ثروت میلیاردی این یار نزدیک احمدی‌نژاد را در کانون توجه نمایندگان قرارداد، اما این بار علاوه بر ثروت میلیاردی محصولی، بحث مدیریتی وی در زمان فرماندهی سپاه ارومیه و اعتراض شدید فاطمه امیرانی همسر شهید حمید باکری از فرماندهان‌ شهید جنگ توجه نمایندگان مجلس را به آنچه تاکنون درباره وی مطرح بود، جلب کرد. اخبار رسیده از جلسات محصولی در مجلس حکایت از مباحث مختلف بر سر اعتراض فاطمه امیرانی دارد. برای آگاهی از جزئیات عملکرد صادق محصولی در منطقه 5 سپاه؛ فاطمه امیرانی همسر شهید حمید باکری به پرسش‌های کارگزاران پاسخ گفت که با هم می‌خوانیم.

خانم امیرانی! زمانی که مجلس در حال بررسی مجدد صلاحیت آقای صادق محصولی برای پست وزارت کشور بود، ذهن نمایندگان روی میزان دارایی‌های ایشان متمرکز شد. اما با ورود شما به این ماجرا اکنون نمایندگان به دنبال سوابق مدیریتی آقای محصولی هستند. پیش از آنکه وارد جزئیات عملکرد مدیریتی آقای محصولی در ارومیه بشویم، مایلم از سابقه آشنایی‌تان با وزیر پیشنهادی کشور بدانم؟
برای به خاطر آوردن رویدادها باید به 26 سال پیش برگردیم؛ سال 59، آن سال گروهی وارد ارومیه شدند و مناصب مختلف را به دست گرفتند. اکنون که به کابینه آقای احمدی‌نژاد نگاه می‌کنم، برخی از همان‌ها را می‌بینم. می‌توانید اسم ببرید؟
اجازه بدهید اسم نبرم فقط به این نکته اشاره کنم که این تیم پس از ورود به ارومیه، گزارش‌هایی برای تهران رد می‌کردند.
به چه منظوری گزارش می‌دادند؟
که بچه‌های سپاه ارومیه را تصفیه کنند. جالب است این اتفاق در سپاه تبریز هم افتاد. در سپاه ارومیه فعلا بحثی درباره بقیه ندارم اما «حمید» فرمانده عملیات بود. یعنی همه می‌دانند که در تمام درگیری‌های کردستان حمید حضور داشت. حتی شهید صیادشیرازی یک بار به خود من گفتند کسی که بیشتر از همه در این منطقه به ما کمک می‌کرد باکری‌ها بودند. چون اول حمید بود بعد هم آقای مهدی برای پاکسازی کردستان به آنجا رفت. جنگ که شروع شد، مهدی شهردار بود اما با شروع جنگ رفت جبهه. آبان‌ماه سال 59 رفت آبادان. وقتی او می‌خواست ازدواج کند، حمید باکری رفت جای ایشان. چون مسوول تشکیل بسیج و بعد هم مسوول بسیج شد. از اینجا به بعد فشارها بر این دو افزایش پیدا کرد.
این فشارها چه بود؟
مرتبا تبلیغ می‌کردند، سخنرانی می‌کردند که اینها (باکری‌ها) منحرفند .
علت شروع فشارها چه بود؟
یکی از کسانی که وسط ماجرا از دو طرف به خوبی اطلاع داشت به من گفت، علت این فشارها حس حسادت به دو برادر است. حمید چون در سوریه دوره دیده و دانشجوی خارج از کشور بود اساسا یک توانمندی خاص داشت. در شهر مشهور بود و مردم به باکری‌ها احترام زیادی می‌گذاشتند. دو برادر بچه‌های فوق‌العاده با تقوایی بودند. کسی از این دو برادر بد ندیده بود که بد بگوید. این تیمی که مرتب به تهران گزارش می‌داد، هدفشان حذف باکری‌ها بود که همین کار را هم کردند. این تیم مرتب تبلیغ می‌کردند که اینها منحرف هستند. حالا خیلی‌ها هم زنده‌اند؛ حی و حاضر. می‌توانند بروند بپرسند و بررسی کنند که به چه اتهامات واهی این دو برادر متهم می‌شدند.
اتهاماتی که وارد می‌کردند چه بود؟
مثلاعلی برادر بزرگ برادران باکری از بنیانگذارن سازمان مجاهدین خلق بود. که قبل از انقلاب و در سال 50 توسط ساواک شهید شد اینها بعد از انقلاب تبلیغ می‌کردند که مهدی و حمید هم به سازمان گرایش دارند.
آقای محصولی اینجا چکاره بود؟
دقیقا یادم نیست. فکر کنم آقای محصولی سال بعد فرماندار ارومیه شدند.
فقط اتهام گرایش به سازمان را وارد می‌کردند؟
یکی دیگر از مسائلی که برای تبلیغ علیه باکری‌ها می‌گفتند، ضد ولایت فقیه بود. می‌گفتند باکری‌ها ضد ولایت فقیه هستند. یک خاطره از مراحل ازدواجمان بگویم. هر زوجی معمولا درباره آینده و برنامه‌هاشان با هم حرف می‌زنند. حمید دو ساعت تمام برای من از روحانیت مبارز حرف زد که روحانیت در تاریخ ایران چه نقشی دارد یا حمید در فضای دانشگاه آنقدر «آقا، آقا» می‌گفت. بچه‌ها به او می‌گفتند «آقازاده». آن موقع لفظ امام برای امام خمینی رایج نشده بود و همه از لفظ «آقا» استفاده می‌کردند. یعنی به فردی مثل اینها(باکری‌ها) تهمت زدند. این فشارها موجب شد سال 59 حمید از سپاه پاسداران استعفا دهد. یک عده هم از بچه‌های سپاه همراه حمید استعفا دادند و آمدند بیرون. این دو برادر کارشان شده بود برگزاری جلسه برای سپاهیان که آنها را قانع کنند به سپاه برگردند. استدلال‌شان هم این بود که سپاه را تضعیف نکنید.
حمید بعد از استعفا کجا رفت؟
هرجا که می‌رفتند، بیرونشان می‌کردند. مدتی در شهرداری و مدتی هم در جهاد بود. از سال 60 به بعد آقای مهدی برای همیشه رفت جبهه‌های جنوب پیش شهید احمد کاظمی. در عملیات فتح‌المبین آقا مهدی با حمید تماس گرفت که برود جنوب که با هم رفتیم. در آن عملیات بچه‌ها موفق شدند و ما برگشتیم ارومیه، تا اینکه عملیات بیت‌المقدس می‌خواست آغاز شود که باز آقای مهدی تماس گرفت و گفت حمید بیا. این بار که حمید رفت، فرمانده گردان بود؛ گردانی که وارد خرمشهر شد. به خاطر همین عملیات به دوتا برادر مدال دادند. هرچه توانمندی آنها را نشان ندهد، اعطای این مدال‌ها نشان می‌دهد آنها توانمندی داشتند و کارشان را در جنگ بلد بودند. می‌خواهم بگویم، وقتی تیپی مثل کاظمی درباره باکری‌ها آن تعاریف را مطرح می‌کند و اینها را به کار می‌گیرد، نشان می‌دهد که اینها کارشان را بلد بودند.
تبلیغ می‌کردند که اینها کار بلد نیستند؟
بله، من تمام ناراحتی‌ام این است که افراد ماهر و خبره‌کار را که به درد انقلاب و نظام می‌خورند و می‌توانند جمهوری اسلامی را ترقی بدهند، از روند امور حذف می‌کنند. اگر می‌بینید حالا دارم اعتراض می‌کنم به خاطر همین است. آن موقع روزها و سال‌های اول انقلاب باکری‌ها را با همه توانمندی‌شان حذف کردند. الان هم دارد همین اتفاق می‌افتد و ممکن است افراد کارا و توانمند حذف شوند. بعد از فتح خرمشهر، قرار شد آقای مهدی از طرف آقای محسن رضایی، فرمانده تیپ تازه تاسیس عاشورا بشود. حمید باز برگشته بود ارومیه. برای عملیات رمضان، حمید را دوباره صدا کردند که بیاید. ما رفتیم آنجا. اما آقای محصولی که فرمانده سپاه منطقه شده بود، اعلام کرده بود هر کسی که سپاهی نیست، نمی‌تواند مسوولیتی در سپاه بگیرد.
مگر قبل از این مسوولیت نداشت؟
شهید احمد کاظمی بنابر اختیارات خودش به حمید مسوولیت داده و فرمانده گردان کرده بود. اما وقتی این‌ طرف آمد یعنی آقای محصولی نگذاشت حمید باکری مسوولیت بگیرد و حمید را راه ندادند. در آن عملیات رمضان ما موفق نشدیم. بلافاصله همین افراد در تیپ شایع کردند که مهدی آدم ضعیفی است، بچه‌ها را به کشتن داده. اختلاف‌افکنی بین رزمنده‌ها به جایی رسید که طرفداران و مخالفان آقا مهدی به طرف هم اسلحه می‌گرفتند. آقا مهدی فرمانده تیپ ماند و به حمید هم سفارش کرد برود تبریز مشکل‌اش را حل کند. باورتان نمی‌شود، این مرد (شهید حمید باکری) را آنچنان تحقیر کردند که صدای اعتراض من بلند شد. در پاسخ به من گفت: فاطمه! امام فرموده از در بیرونتان می‌کنند از پنجره داخل شوید. بعد از پنج ماه بالاخره پذیرش حمید را در سپاه قبول کردند. حمید که سپاهی شد به عنوان فرمانده عملیات برگشت جبهه، برای عملیات مسلم‌بن عقیل و از آن زمان به بعد باز تبلیغات اوج گرفت. نمونه‌اش هم در نامه گروهی از فرماندهان وقت سپاه به نمایندگان آمده است. به‌رغم اینکه آقای محسن رضایی آقا مهدی را به عنوان فرمانده تیپ عاشورا در اواخر خردادماه سال 61 منصوب کرد، آقای محصولی در تاریخ 21 آذرماه 61 شهید مرتضی یاغچیان را به فرمانده لشگر عاشورا منصوب می‌کند. در نامه فرماندهان لشگر عاشورا به نمایندگان مجلس هم آمده هدف از این تغییرات دامن زدن به اختلافات و چنددستگی‌ها بود که ذکاوت شهید یاغچیان و باکری و دیگر بچه‌ها نگذاشت این اختلافات شکل بگیرد.
استدلال آقای محصولی برای این تغییرات چه بود؟
می‌گفت آقای مهدی باکری لیاقت ندارد که انجام وظیفه کند که این ربطی به توانمندی هم ندارد و فقط مسئله شخصی بود.
آقای محصولی سال 59 می‌آید ارومیه، سال 60 فرماندار می‌شود و سال 61 فرمانده منطقه 5 سپاه شده است. این مراحل رشد را چگونه سپری کرد؟
این سوال من است. شما به تاریخ‌ها دقت کنید. این سیر رشد چگونه اتفاق می‌افتد. یک نکته دیگر هم بگویم. حمید اسفند سال 62 به شهادت رسید اما جنازه‌اش را نتوانستند عقب بکشند. آقا مهدی آقای طریقت را از ارومیه می‌خواهد که برود جنازه حمید را پیدا کنند. در شهر شایعه پخش شده بود که حمید باکری اسیر شده است. آقای طریقت تعریف می‌کند من همه شهرها را گشتم و از همه لشگرها پرسیدم، اما جنازه حمید را پیدا نکردم. ایشان برمی‌گردد ارومیه. می‌گویند ما نمی‌توانیم حمید را به عنوان شهید قبول کنیم. آقای طریقت اضافه می‌کند که من برگشتم پیش آقای مهدی گفتم اینها می‌گویند نمی‌توانیم حمید را به عنوان شهید قبول کنیم. خود آقا مهدی در یک حالت نارحتی که بر پاهایش می‌زند، خودش نامه می‌نویسد که من به عنوان فرمانده لشگر اعلام می‌کنم، حمید باکری به شهادت رسیده است.
در ارومیه چه کسانی نمی‌گذاشتند حمید به عنوان شهید معرفی شود؟
همه کسانی که در ارومیه همه‌کاره بودند. آنها تا این مرحله حمید و خانواده‌اش را اذیت کردند. حالا به نظر شما جای سوال نیست وقتی من از اسلام‌آباد غرب برگشتم ارومیه، آقای محسن رضایی، شمخانی، رحیم‌صفوی و همه بچه‌های سپاه به دیدن خانواده ما آمدند اما محصولی نیامد. چرا از سپاه ارومیه کسی به دیدن خانواده باکری نیامد. چرا آقای فتاح نیامد. چرا آقای محصولی نیامد؟ به نظر شما چه دلیلی دارد؟ آقای حسنی یک بار آمد دیدن خانواده باکری اما از سپاه ارومیه هیچ‌کس نیامد. همان موقع درگوشی می‌گفتند ان‌شاءالله حمید توبه کرده وقتی شهید شده است. فکر می‌کنید در این شرایط من آمدم وسط و اینقدر آتش گرفته‌ام برای چیست؟ آن موقع در سطح یک استان فعالیت می‌کردند الان در کشور دارند عمل می‌کنند. این اتفاقات، این آدم‌ها آشنا نیست؟ اینها فرق کرده‌اند؟ خب وظیفه شرعی من چیست؟
آقای محصولی پیش از وزارت کشور برای وزارت نفت مطرح شد؛ چرا آن موقع وارد میدان نشدید و اعتراض نکردید؟
تا پایان جنگ هیچ‌کدام از ما حرف نمی‌زدیم. به هر حال هر کدام از ماها خط قرمزهایی داریم. ما حتی زندگی بچه‌هایمان را هم از قبل فدای انقلاب کرده‌ایم. هیچ انتظاری هم نداریم. (با اشک) من هیچ خواسته‌ دنیایی بالاتر از زندگی با حمید باکری نداشتم و ندارم، چون حمید باکری دنیا را از چشم من انداخت. یقین بدانید نه می‌خواهم نماینده شوم و نه می‌خواهم مدیر بشوم.
شما از تکرار حذف باکری‌ها می‌ترسید؟
دقیقا! شما می‌پرسید، چرا تا به حال حرفی نزده‌ام. چون اینها کاره‌ای نبودند، من هم کاری نداشتم. اینها برای خودشان زندگی می‌کردند. تا اینکه آقای احمدی‌نژاد، آقای محصولی را برای وزارت نفت معرفی کرد. به چند تا از نمایندگان مجلس تلفن کردم.
با چه کسانی صحبت کردید؟
آقای شافعی و آقای جبارزاده که نماینده تبریز بود. به آنها گفتم شما باید کاری کنید و الا فردای قیامت باید پاسخگو باشید، اما خیلی محکم نیامدم.
چرا؟
پیش خودم گفتم مبادا بعد از 20 سال عوض شده‌اند. گفتم پیش‌داوری نکرده باشم چون حمید تاکید کرد درباره آدم‌ها زود قضاوت نکن، ممکن است خوب بد بشود و بد خوب بشود. درباره همان لحظه آدم‌ها نظر بده. تا اینکه دوباره‌ ایشان مطرح شد. آقای نوباوه مصاحبه کرده بود که آقای محصولی انسان باتقوایی است. این حرف باعث شد شب تا صبح نخوابم. با آقای نوباوه تماس گرفتم و گفتم من بعد از 30 سال به حمید باکری مشکوک شدم. نمی‌شود این دو نفر هر دوشان باتقوا باشند. آیا حمید منحرف بوده است. چون به من ثابت شده است این افراد رفتارشان عوض نشده است. اصطلاحی بین بچه‌های سپاه است برای مشخص شدن کسانی که خط مقدم بودند با کسانی که پشت خط بوده‌اند. بین بچه‌های سپاه این افراد به «بچه‌های ستادی» مشهورند؛ یعنی به خودشان سخت نمی‌گرفتند. یک‌بار هم به آقای رضایی گفتم شما به خداوند شک نکرده‌اید که همه منحرفان شهید شده‌اند و همه باتقواها در کمال سلامت وزیر و وکیل شده‌اند. یا آقای محصولی گفته‌اند من باکری را فرستادم جبهه. پیش خودم گفتم عجب!
شما به رفتارهای حلقه ارومیه با برادران باکری اشاره کردید، طبیعتا برادران باکری دوستان و نزدیکانی داشته‌اند. آیا در این مدت با آنها هم همدرد شده‌اید. آیا شما فقط از طرف خاندان باکری سخن می‌گویید و اعتراض می‌کنید یا فرماندهان و رزمندگان لشگر عاشورا هم با شما هم‌عقیده‌اند؟
بعد از این جریان و بعد از چند سال با آنها تماس گرفتم. مثلا با آقای طریقت.
آقای طریقت چکاره بود؟
الان بیکار است، اما آن موقع مدیرکل جمعیت هلال‌احمر بود. وقتی اینها کارشکنی می‌کردند و کمک نمی‌فرستادند، آقای طریقت به بچه‌های هلال‌احمر ماموریت می‌داد که به کمک آقای مهدی بروند. با آقای ایرانزاد که مسوول سازماندهی کادر لشگر بودند تماس گرفتم. همچنین با آقای مولوی که جانشین آقا مهدی و مسوول عملیات تشکیلات لشگر بوده و از روز اول تاسیس لشگر عاشورا هم حضور داشته است. تماس گرفتم. اینها حرف آنها هم هست. مضافا اینکه سردار مولوی مورد علاقه خاص حمید و مهدی بود. حمید همیشه تعریف می‌کرد که ما در لشگر بدون آقا مصطفی نمی‌توانیم کاری بکنم. یک بار وقتی زخمی شده بود،حمید مانند یک پرستاراز آقای مولوی پرستاری می‌کرد.
اگر نمایندگان به محصولی رای بدهند. . .
من به وظیفه‌ام عمل کرده‌ام. آنها هم باید به وظیفه‌شان عمل کنند و یقینا همه آنها باید در قیامت و در فردای تاریخ ایران پاسخ بدهند.
چقدر از این اعتراض شما به خاطر رنجش‌های شخصی است؟
من پاسخ شما را اینگونه می‌دهم که در قضیه کردان بر سر آبروی انقلاب چه آمد؟ باکری‌ها رفته‌اند برای این انقلاب. من ادعا نمی‌کنم زینب هستم، اما از وظیفه شرعی‌ام غافل نمی‌شوم.

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول40

 یک چارُم یک چلُم شد، یک چارم یک چلم شد

یکی ازدست اندرکاران صنعت فرش دستی ، درتاریخ 24آبان 87درشبکه قم سیما می گفت: درسال 1374یک چهارم صادرات غیرنفتی،فرش دست باف بود ولی این صادرات درسال 1384به یک چهلم کاهش یافت.

این یعنی ما ، جامعه درحال گذارازسنتی به صنعتی هستیم . صادرات مابیشترکالاهای صنعتی (پتروشیمی) شده است.پس بایدقبول کنیم که جامعه درحال گذارویژگی مخصوص به خود رادارد خودمان وبچه ها رابرای این جامعه تربیت کنیم .ویژگی این جامعه رابدانیم

بدون عشق،معاشقه وسکس نداشته باشیم چون کودک ماعقب مانده ذهنی میشود.

‌آفتاب یزد26آبان: افروز روانپزشک و برنده جایزه ویژه2008 سازمان جهانی بهداشت گفت: نتایج تحقیقات حاکیست که شرایط روانشناختی پدر و مادر در زمینه برقراری ارتباط زناشویی ‌قوی[سکس ناشی ازرضایت زن وشوهر] از عوامل بسیار مهم در پیشگیری از تولد این فرزندان است، زیرا سردمزاجی[بی میلی جنسی زن] و نارضایتی در برقراری ارتباط زناشویی می‌تواند زمینه ساز اختلالات کروموزومی و تولد کودکان مبتلا به عقب مانده ذهنی شود. بر اساس تحقیقات انجام شده، مادرانی که داروهای مختلف ‌به ویژه ضدبارداری را مصرف کرده و به یکباره آن را قطع می‌کنند، بیش از سایر افراد مستعد تولد فرزندان مبتلا به عقب مانده ‌ذهنی (سندرم داون) هستند. این تحقیق نشان می دهد احتمال ‌تولد فرزند مبتلا به عقب مانده ذهنی در والدینی که RH هر دو آنها منفی است، وجود دارد.

امام رضا:طوری باهمسرت واردمعاشقه شو،که آنچه توازاومیخواهی ایشان ازتوبخواهد.

چاقی در کودکان باعث پیری زودرس می‌شود    

آفتاب یزد26آبان:پزشکان بااستفاده ازآزمایشات فراصوتی دریافتند وضعیت سرخرگها درکودکان چاق 10ساله مانند افراد 45ساله است وخطربروزبیماری‌های قلبی راتشدید می‌کند

دکتر گیتا راقوویر از بیمارستان اطفال شهر کنزاس که سرپرستی تحقیقات را برعهده داشته، اظهار داشت: پزشکان از قدیم گفته‌اند سن شما را وضعیت رگهایتان تعیین می‌کند و این یک زنگ خطر جدی است. یک مطالعه جداگانه نیز نشان داده است که چاقی در دوران کودکی می‌تواند باعث بزرگ شدن بطن چپ شود. این عارضه به عنوان فاکتور خطرزای بروز بیماری‌های قلبی، سکته و مشکل درضربان قلب شناخته شده است. چاقی سرعت پیرشدن رگهای خونی را افزایش می‌دهد.

زیتون:اساس چاقی طبع سرد(بلغمی یاسوداوی)داشتن وغذاهای سردخوردن است.مثلاصبح شیریاپنیربخوریم یازیادخیاروهندوانه وبرنج بدون سبزی بخوریم یاعدس پلوبخوریم یابابرنج ماست استفاده کنیم و...

امام صادق:اصل خرابی بدن شام نخوردن است.[رگهاآسیب می بیندوهرشب چندرگ فاسدمیشودکه بصورت پیری زودرس خود رانشان میدهد]

طوطی سخنگو، جان کودک دوساله را نجات داد    

یک طوطی سخنگو با دادوفریاد خود توانست از سقوط یک دختر بچه دو ساله از بالکن و مرگ وی جلوگیری کند. به گزارش ایسنا، ویلی یک طوطی سخنگوست که پرستار بچه را به موقع از خطر سقوط این کودک مطلع کرد و جان این دختر بچه را نجات داد. پرستار این کودک گفت: من در حمام بودم که شنیدم ویلی، طوطی سخنگو شروع به داد و فریاد کرد، سریعا بیرون آمده و متوجه شدم کودک در حال سقوط از بالکن طبقه سوم است. سریعا به طرف او رفته و بغلش کرده و از سقوط او جلوگیری کردم. وی افزود: اگر ویلی، من را آگاه نکرده بود و با گفتن <مامان، بچه>مرا از حمام بیرون نکشیده بود، کودک سقوط کرده بود. 23آبان

آلو موجب کاهش سرگیجه [کاهش عفونت وبلغم] می‌شود    

نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد، افرادی که به حالت تهوع و سرگیجه [که علتش کم خونی است]دچار می‌شوند بهتر است روزانه چند عدد آلو مصرف کـنند. تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد، آلو سرشار از ویتامین‌های C ، A، کربوهیدرات، آهن و کلسیم می‌باشد و مصرف آن به صورت پخته برای افراد مسن توصیه می‌شود. براساس این تحقیقات، طبیعی‌ترین و بی‌خطرترین راه معالجه یبوست و بواسیر، استفاده از اشکال مختلف آلو و آلوی خشک است که می‌توان آن را به شکل پخته و خیس مصرف کرد. گفتنی است، آلو حاوی مقدار زیادی فسفر است و در افزایش قدرت فعالیت‌های ذهنی و حفظ سلامتی کبد تاثیرگذار بوده و باعث سم زدایی سیستم گوارشی نیز می‌شود.

مصرف غلات باعث کاهش فشار‌ ‌خون بالا می‌شود    

روزنامه آفتاب:بر اساس مطالعات جدید، زنانی که به مقدار‌ ‌کافی و فراوان در رژیم غذایی خود از ‌غلات مصرف می کنند خطر فشار خون بالا را در خود‌ ‌کاهش می دهند. محققان به این‌ ‌نتیجه رسیده‌اند که زنان میانسال و مسن که بیشتر از غلات مصرف ‌کرده‌اند، پس از ده‌ ‌سال 11 درصد کمتر نشانه های افزایش فشار خون را در خود ‌مشاهده می کنند. ‌فیبر و دیگر مواد غذایی موجود در غلات به‌ ‌پایین آمدن کلسترول، قند و انسولین ‌خون کمک می کنند و این در حالیست که عملکرد‌ ‌رگهای خونی را بهتر کرده و ‌عفونت در سیستم خونی بدن را کاهش می دهند.  غذای تصفیه شده و خالص از فیبر، سبوس غنی‌ ‌و جوانه خود جدا می شوند و ‌برای همین است که مصرف غلات کامل و دست نخورده با کاهش‌ ‌فشار خون ‌ارتباط بیشتری دارد.

زیتون:روزانه نیم استکان گندم را24ساعت درآب خیس داده سپس داخل دستمال نمداربریزم بعدازنرم شدن (حدود30ساعت داخل دستمال بماند)باشربت عسل بخوریم.نان سنگک وجونیزسبوس کافی دارندازآنهااستفاده کنیم وازسایرنانهابپرهیزیم.

مصرف زیاد قرص‌های کلسیم عوارض قلبی دارد    

محققان انگلیسی به همراه محققان دانشگاه اوکلند و زلاندنو دریافتند، افرادی که در سنین ‌میانسالی اقدام به مصرف خودسرانه و زیاد قرص‌های کلسیم می کنند بیشتر در معرض حملات قلبی و حتی مرگهای ‌ناگهانی قرار می‌گیرند.  به همین دلیل به افراد بالای 55 سال توصیه می شود کلسیم را از منابع طبیعی تامین کنند و در صورت تمایل به ‌استفاده از مکمل های کلسیم، حتما مقدار مصرف روزانه آن را زیر نظر متخصص تنظیم نمایند تا کمتر دچار عوارض ‌ناخواسته شوند. بسیاری از افراد به خصوص خانم ها در دوران یائسگی به تصور جلوگیری ‌از پوکی استخوان و شکستگی های لگن به مقدار زیاد از قرص‌های کلسیم استفاده می کنند در حالی که این کار برای ‌قلب مضر است

زیتون:بادام،کشک،نخود،باقلا،کنجد و...سرشارازکلسیم هستند.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست 31

محمدمهدی عبدخدائی دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام

خوشحالم که فاطمی به دست من کشته نشد تا با عزت بمیرد(کلیک کنید)

کارگزاران آقای عبدخدائی شما  :اخیرا اعلام کرده‌اید که در صورت نامزدی آقای خاتمی در انتخابات از ایشان حمایت و به او رای می‌دهید. این مسئله با توجه به انتساب شما به اردوگاه اصولگرایان، جلب توجه کرد. دلیل اتخاذ این تصمیم توسط شما چه بود؟

پدر آقای خاتمی یعنی آیت‌الله روح‌الله خاتمی از دوستان صمیمی پدر من بودند. آقای خاتمی برای من تعریف کردند که یکبار همراه با پدرشان به مشهد آمدند و تمام ماه رمضان را پشت سر پدر من نماز خواندند و پای سخن او نشستند. من خاتمی را فردی خانواده‌دار، اصیل، فاضل و آزاده می‌دانم. هیچ سیاستمداری نیست که اشتباه نکند، من هم در زمان آقای خاتمی به برخی سیاست‌های ایشان نقد داشتم. مثلا به تعلیق غنی‌سازی در دوران آقای خاتمی معترض بودم. اما یکبار به خود آقای خاتمی گفتم شما یک حسن و یک عیب دارید؛ حسن‌تان این است که انسان آزاده‌ای هستید، عیب‌تان هم این است که خیلی آزاده هستید! گاهی آزادگی به جایی می‌رسد که حقوق دیگران ضایع می‌شود. من آقای خاتمی را در مجموع انسان خوبی می‌دانم، حالا چکار کنم؟ به او رای ندهم؟

واکنش اصولگرایان به این مسئله چه بود؟

طبیعتا گلایه‌ها و نقدهای زیادی به من وارد شد و برخی هم عصبانی شدند اما من کاری به این حرف‌ها ندارم. من 72 سالم است و نه پست دولتی دارم و نه قرار است داشته باشم. من چند وقت دیگر بیشتر زنده نیستم، اجازه بدهید پشت سر من بگویند بالاخره یک آدم پیدا شد که درون خودش را بدون رودربایستی به مردم گفت.

یاری :باید اول: صیانت از دیانت، باید دوم: حفظ عزت ملت، باید سوم: دفاع از جمهوریت، باید چهارم: پاسداشت اخلاق و سیاست، باید پنجم: اصلاح وضع معیشت، باید ششم: حراست از حریت و عدالت، باید هفتم: عقلانیت و مدیریت

_____

تراژدی هاملت، تراژدی تردید بود که هم زندگی خود و هم زندگی دیگران را به باد داد. خاتمی باید از این همه تردید و دودلی دست بردارد. قاطعانه تصمیم بگیرد که به صحنه بیاید، قاطعانه به حمایت و پشتیبانی توده های عظیمی مردمی باور داشته باشد، و قاطعانه به پشتوانه ی همین حمایت های مردمی و نیروی عظیم آن، این بار در مقابل زورگویان و انحصارطلبان بایستد و از ایران و ایرانی دفاع نماید. آلنده تا آخر ایستاد و نام خود را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد. خاتمی عزیر، تردید بس است. بیائید همدیگر را باور داشته باشیم و باور کنیم که می توانیم جهان را دگرگون کنیم. هیچ اهرمی(که ارشمیدس دنبال آن بود) بالا تراهرم پشتوانه ی  مردمی نیست.

ـــــــــــــــــــ

سخنان زیبایت قبل و بعد از خرداد 76 امید را در دلها زنده کرد، آمدنت جامعه را با نوای آزادی نواخت و ندای نشاط سر داد. در وجاهت مردم سالاری، قانون مداری، نظم پذیری، ایجاد روحیه نقد و مشارکت اجتماعی و نیز حفظ حقوق شهروندی که اهم برنامه هایت بود صدها مقاله نگاشته شد و جه خوب بود که به برکت همین حرکت ، آرامش در فضای درونی و عزت و اعتبار در عرصه بیرونی نصیب ایران شد اکنون در گذر ایام هر آنکه اهل دل است دل در گرو تو دارد و آنکه اهل خرد تو را از جنس خود پنداردباید اول: صیانت از دیانت، باید دوم: حفظ عزت ملت، باید سوم: دفاع از جمهوریت، باید چهارم: پاسداشت اخلاق و سیاست، باید پنجم: اصلاح وضع معیشت، باید ششم: حراست از حریت و عدالت، باید هفتم: عقلانیت و مدیریت

_____

از برآیند فکری جامعه برآمدی و بر دلها نشستی. حرفهایت دلنشین است اگرچه باب دل برخی نیست. نگرشت حکیمانه و مبتنی بر ارزش اخلاق محوری دین است اگرچه عده ای قلیل تعبیر دیگری از آن دارند.

ــــــــــــ

اعتماد دوجانبه دولت ملت در دو دوره ریاست جمهوری شما ، از یکطرف نگرش اخلاقی شما را از حوزه سیاست و از سوی دیگر وجود دو عنصر عشق و خرد را بعنوان خواستگاه طبیعی ملت، بیش از پیش نمایان ساخت.(منبع :ازپیام های مردم به یاری)

خاتمی:«من بیشتر اوقات پیام‌های مردم در یاری www.yaari.ir))را می‌خوانم چراکه این پیام‌ها می‌تواند در تصمیم نهایی من تاثیر بگذارد و اینکه محلی باشد که مخالفان و موافقان آمدن من نظرات خود را بگویند، بسیار مثبت است»، «درست است که پیش‌بینی می‌کنم بتوان طی دو- سه سال این مشکلات را حل کرد، اما مشکل اصلی اینجاست که مردم هم باید این بازه زمانی را بپذیرند و از ماه ششم صبر آنها در برابر گرانی و تورم ایجاد شده به پایان نرسد»

47هزار پیام مردم که بیش از هزار صفحه شده بود در ابتدا به خاتمی تحویل داده شد باید «نقشه راه» داشته باشیم.برنامه چهارم توسعه و سندچشم‌انداز بیست ساله بخش عمده‌ای از این نقشه راه هستند که مسیر درست حرکت را نشان داده و ترسیم می‌کنند. ‌‌

سید محمد خاتمی در دیدار جمعی - که خود را گروه یاری نامیده‌اند و هدف دعوت از خاتمی را پیگیری می‌کنند - با بیان مطلب بالا درباره " مردم سالاری و دین، اخلاق و عدالت و شریعت و اخلاق و فقه" با استناد به سخنانی از شهید مطهری و آیات قرآنی و با اشاره به دوستان فاضلی که در قم دارد و معتقد است به کمک آنها می‌توان این مباحث را بیش از پیش بررسی و سپس نتایج به دست آمده از این بررسی‌ها را عملیاتی کرد، افزود:تصویری که اکنون در ذهن بسیاری از مردم قم نقش بسته است تصویری کامل نیست؛ چراکه ظرفیت‌های بالفعل بزرگی در شهر قم و بین علما و متفکران دینی به وجود آمده که فضای دینی را در آینده‌ای نزدیک پربارتر می‌کند و در آن صورت «مردم‌سالاری سازگار با دین» به معنای واقعی کلمه معنا پیدا می‌کند.

وی سپس به فعالیت‌های خودجوش سه‌گانه آغاز شده برای کاندیداتوری‌اش شامل یاری، پویش دعوت از خاتمی و ستاد88 اشاره کرد و گفت: اینکه من مخالفتی با راه‌اندازی این گروه‌ها و ستادها نکرده‌ام نه از این باب که می‌خواهم بیایم که از این باب است که معتقدم این فعالیت‌های خودجوش نشان‌دهنده این است که چهره غالب ایران آن نیست که الان نشان داده می‌شود و در واقع این فعالیت‌ها موجب دامن زدن به فضای چندصدایی و مطرح شدن حرف‌های مردم در خصوص عملکردهاست.

خاتمی تاکید کرد: نکند این جریان ایجاد شده مقطعی باشد و وابسته به تصمیم یک فرد و فردای انتخابات هرکس روی کار می‌آید کاملا فروکش کند، نکند که این فعالیت‌ها همچون حبابی باشد که روز به روز بزرگ‌تر می‌شود و ناگهان می‌ترکد و دیگر هیچ. ‌‌وی بر ماندن مردم در صحنه از فردای انتخابات نیز به عنوان یکی از دغدغه‌های خود به شدت تاکید کرد.

«عقلای راست اینک به فکر گزینه‌ای دیگر هستند و اگر این دو قطبی هم ایجاد شود با دوقطبی 76 تفاوت‌هایی عمیق و اساسی خواهد داشت» او همچنین گفت که اگر نیاید «این دوقطبی ظاهری هم شکل نخواهد گرفت و حتی اگر اصلاح‌طلبان هیچ کاندیدایی هم نداشته باشند مشخص نیست که دوره ریاست جمهوری فعلی هشت ساله شود.» هنگامی که بحث به نتایج نظرسنجی‌ها رسید؛ خاتمی ضمن مهم ارزیابی کردن نتایج پاره‌ای از نظرسنجی‌ها؛ مهم‌ترین دغدغه را برگزاری انتخابات سالم و آزاد ذکر کرد و گفت:«اگر انتخابات سالم و آزاد برگزار شود و اگر تصمیم به کاندیداتوری بگیرم نگرانی از بابت نتیجه ندارم و خواست مردم مبنی بر آری یا خیر به من، هر چه باشد را با خیال آسوده می‌پذیرم.»

رئیس موسسه گفت‌وگوی تمدن‌ها همچنین بر همبستگی با تمام مراکز داخلی و خارجی که در جهت صلح و دوستی فعالیت می‌کنند تاکید کرد و از فعالیت‌هایی که در برخی مدارس پایتخت درخصوص تعلیم صلح و گفت‌وگو به دانش‌آموزان و نیز پرورش اساتیدی که گفت‌وگو و صلح‌طلبی گفتمان غالب آنها باشد خبر داد و بر گسترش آنها در کشور و منطقه تاکید کرد.

البته رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد که تاکنون حدود 30درصد از مردم سوای 20درصدی که در انتخابات شرکت نخواهند کرد، برای حضور یا عدم‌حضور در انتخابات مردد هستند و نتیجه نهایی را هم همان 30درصد مشخص می‌کنند که اصلاح‌طلبان نباید از اقناع آنها غافل شوند. بحث به تخریب‌ها که رسید از سیدمحمد خاتمی خواستیم تا خود مقایسه‌ای از تخریب‌های 76 و امروز انجام دهد که خاتمی گفت درست است که تخریب‌های امروز کمتر از تخریب‌های قبلی است؛ اما نباید از آن غافل شد، به‌طور مثال رسانه‌های مخالف در حالی تلاش می‌کنند اظهارات نادرست برخی از افراد در خصوص دین و نظام را به من و به اصلاحات منتسب کنند که اینها ابتدا از من و اصلاحات عبور کردند و در مرحله بعدی از دین و قانون اساسی و نظام.یکی از اعضای گروه یاری که رئیس دولت نهم را در برخی از سفرهای استانی همراهی کرده بود از نحوه ارتباط او با مردم و شیوه تبلیغاتی دولت نهم سخن گفت و خاتمی به نوعی جدید از گفت‌وگو بین حاکمان و مردم که در دوره دولت اصلاحات در فضای مطبوعاتی، در فضای عمومی و حتی صداوسیما و مجلس و... ایجاد شد اشاره کرد و گفت که این گفت‌وگوها در دولت جدید با تمام شعارهای مردم‌گرایانه‌اش نه تنها حاصل نشد که از این نوع ارتباط هم دور شد. بحث‌های دیگری نیز در این دیدار شد و خاتمی وعده داد که به سوالات مردم که در یاری ثبت شده است پاسخ دهد و ارتباط ایجاد شده بین مردم و خاتمی را دوطرفه کند، چه بیاید و چه نیاید.

رئیس موسسه گفت‌وگوی تمدن‌ها همچنین بر همبستگی با تمام مراکز داخلی و خارجی که در جهت صلح و دوستی فعالیت می‌کنند تاکید کرد و از فعالیت‌هایی که در برخی مدارس پایتخت درخصوص تعلیم صلح و گفت‌وگو به دانش‌آموزان و نیز پرورش اساتیدی که گفت‌وگو و صلح‌طلبی گفتمان غالب آنها باشد خبر داد و بر گسترش آنها در کشور و منطقه تاکید کرد. www.yaarinews.com)

خاتمی: در موقعیتی قرار گرفته‌ام که فوق‌العاده سخت است     

 آفتاب 20آبان:خاتمی گفت بنده با همه نقایصی که دارم برای خود دیدگاه، اولویت و برنامه‌‌هایی دارم و در حال تامل نسبت به آینده هستم. البته‌‌ در موقعیت فوق العاده سختی قرار دارم . خدا می‌‌داند هیچگاه ذره‌‌ای به این موضوع فکر نکرده‌‌ام که اگر اقدامی انجام دهم، این آبرو از بین می‌‌رود یا زیاد می‌‌شود. اگر آبرویی دارم از مردم دارم وچه کسی مناسب‌‌تر از مردم که این آبرو حتی جان تقدیمشان شود ولی در صورتی‌‌که فایده‌‌ای داشته باشد و نتیجه‌‌ای حاصل شود.

وی در دیدار با شورای نمایندگان حوزه‌های دانشگاهی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها گفت:جمع شما کارعلمی، آموزشی، تحقیقاتی را با عشق و علاقه برای کمک به نظام پذیرفته و همواره از اندیشه امام و اسلامیت‌‌ نظام دفاع کرده است،پس اگر امروز نسبت به کشور، انقلاب و آرمان‌‌های امام خمینی (ره)احساس نگرانی می‌‌کنید، باید دلیل‌‌آن را جستجو کرد.

برخی مطبوعات[کیهان] که خود را سخنگوی منحصر به فرد انقلاب و اسلام می‌‌دانند به نام افشاگری، آبروی افراد را می‌‌برند و توهین و تحقیر می‌‌کنند و هیچ کس با آنها کاری ندارد.

نباید در دانشگاه‌‌ها فضایی ایجاد کرد که افرادی بیایند و از دین و انقلاب استفاده ابزاری کنند و بداخلاقی‌‌ها را به نام اسلام و ارزش‌‌ها انجام دهند ،ضمن آنکه در برخی اطلاعیه‌‌ها و بیانیه‌‌ها به نام بعضی نهادهایی[مثل بسیج دانشجوئی] که مورد احترام ما هستند و ما به آنها عشق ورزیده و آنها را پایه‌‌های انقلاب می‌‌دانیم به کسانی که ارادتمند امام و انقلاب هستند با دروغ،تهمت و نسبت‌‌های ناروا و ناجوانمردانه حمله کنند.

متاسفانه امروز گاهی به نام اسلام ، انقلاب ، ارزش‌‌ها و اسلامی بودن مشکل ایجاد می‌‌شود و عملکرد بد، خوب معرفی می‌‌شود و هر کس نسبت به آن اعتراض و انتقادی کند، می‌‌گویند از ارزش‌‌ها و اسلام و انقلاب جدا شده است و علیه آنان جوسازی می‌‌شود!

بنده سعی می‌‌کنم واقع گرا باشم اما پراگماتیست به معنای مدرن جدید نیستم که با هر واقعیتی بتوانم بسازم. وی عنوان کرد: شکی نیست باید در وضعیت موجود تحولی ایجاد کنیم

معصومه ابتکار :انبارهای مخالفان خاتمی پر از مواد تخریبی است    

اگر خاتمی در صحنه حاضر شود، حتما هزینه‌های سنگینی خواهد داشت و حتما جریانات تخریب، تهدید و مسائل دیگر به وجود می‌آید و مخالفان در انبارهای خود موادی را بـرای تـخـریـب و تهدید آماده دارند. وی همچنین درباره فضای سیاسی جامعه اظهار کرد: اعتقاد دارم نوع نگاه دو قطبی که در جامعه پیش آمده باعث بی‌اعتمادی بین طیف‌های سیاسی و تـخـریـب شـده اسـت و فـضای سالمی برای رقابت‌های سیاسی وجود ندارد و عاری از گفتمان بین گروه‌های سیاسی کشور است. گروه‌های رقیب حاضر نیستند که کنار هم بنشینند و پیرامون موضوعاتی که مسائل ملی را دربرمی‌گیرد به یک اجماع برسند و روی آن کار کنند. ابتکار افزود: به اعتقاد من باید نگاه را به سمتی ببریم که جریانات سیاسی فقط نقاط افتراق را نبینند و به نقاط همگرایی هم توجه و روی نـقـاط مـشـتـرکـشان کار کنند که باعث می‌شود تا یک فضای سیاسی خوب به وجود آورد21آبان آفتاب یزد

پورمحمدی رئیس بازرسی کل کشور:

نحوه اجرای قانون در دستگاه‌ها و در بین مردم در شان مردم نیست، انضباط اجتماعی کم است، کیفیت کارها پایین است و مردم که به ادارات می‌روند با امروز و فردا مواجه می‌شوند. پورمحمدی با بیان ایـنـکـه اخـلاق دیـوانی و اداری مشتری‌مدار نیست، افزود: رضایت مراجعه‌کننده اصل است و مشتری بدون اینکه رضایتش به دست آید نباید از اداره بیرون رود. این ضعفی است که باید صادقانه به آن اذعان کنیم و همه برای رفع آن همت کنیم.

جوابیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به خبرسازی خبرگزاری بولتنیسمی (خبرنویسی دروغ)فارس

کارگزاران26آبان 87:به دنبال حملات ایدئولوژیک فارس به سازمان مجاهدین انقلاب که خبری درباره آن در شماره دیروز این ستون منتشر شد، سازمان مجاهدین انقلاب با صدور جوابیه‌ای به فارس اعلام کرد:

1- دستاویز اصلی تولید اخبار منتشر شده آن خبرگزاری در خصوص این سازمان، ادعای جعلی و نادرست «حذف ولایت و امامت از مرامنامه سازمان» است که معلوم نیست مصاحبه‌کنندگان به چه استنادی آن را مورد استفاده قرار داده‌اند. هر چند اصل ایجاد تغییر در مرامنامه گروه‌های سیاسی لزوما امر قبیح و غیرقابل دفاعی نیست، اما لازم به ذکر است مرامنامه سازمان که در سال 70 به تصویب کمیسیون ماده 10 قانون احزاب رسیده است، تاکنون بعد از گذشت 17 سال دستخوش هیچ‌گونه تغییری نشده است.

2- سوالی که در اینجا وجود دارد آن است که فارس و مصاحبه‌شوندگان محترم درباره این موضوع که خبر مجعول و نادرست فوق‌الذکر را پیش فرض گرفته‌اند، چرا هیچ‌یک به خود زحمت بررسی صحت و سقم این موضوع را از روابط عمومی سازمان یا دبیرخانه کمیسیون ماده 10 به خود نداده‌اند؟ خاصه آنکه آقای زاکانی به عنوان یکی از مصاحبه‌شوندگان، تا چند ماه قبل، خود مدتی عضو آن کمیسیون نیز بوده است.

3- از آنجا که پیشینه و عملکرد کنونی سازمان در پیشگاه حق تعالی و ملت آگاه ایران قرار دارد، در اینجا لزومی به پاسخگویی به اتهامات و اهانت‌های صورت گرفته در خبرسازی‌های مذکور احساس نمی‌کنیم.

4- این شیوه غیرقابل دفاع و به دور از اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ای فارس در تولید و انتشار اخبار جعلی و جهت‌دار علیه سازمان، دارای سابقه زیادی است و در مقاطع خاصی همچون برگزاری کنگره‌های سازمان یا انتخابات مختلف تشدید می‌شود. اکنون نیز در آستانه انتخابات حساس ریاست‌جمهوری دهم، خصوصا در شرایطی که اقتدارگرایان فرجام خود را در این انتخابات کاملا غیرمساعد می‌بینند، اتخاذ رویه‌هایی این چنین، قابل فهم و درک است.

5- این سازمان هرچند هیچ‌گونه تمایلی نسبت به پیگیری‌های حقوقی و قضایی در قبال رسانه‌ها نداشته و در شرایط کنونی، امید چندانی نیز نسبت به برخورد جدی و موثر با آن ندارد، از آنجا که آن خبرگزاری بر اعمال روش خود اصرار دارد، حق پیگیری قضایی را برای خود محفوظ می‌داند.

اعلام مواضع انتخاباتی حزب مردم‌سالاری

دبیرکل حزب مردم‌سالاری با تاکید بر ضرورت حضور فعالانه و چشمگیر آحاد مردم در دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در مورد موضع حزب در انتخابات گفت: موضع این حزب تاکنون هیچ تغییر نکرده است. کواکبیان در نشست شاخه جوانان حزب مردم‌سالاری افزود: ما از ابتدا گفته‌ایم و همچنان هم تاکید داریم سه گزینه میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی و مهدی‌ کروبی به ترتیب اولویت کاندیدای حزب مردم‌سالاری هستند

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

بازار »آهنگر«ها بازار »پنبه به گوش «ها!

 بازار »آهنگر«ها بازار »پنبه به گوش «ها!   

سرمقاله 26آبان آفتاب یزد: همین رویه در چند انتخاب بعد هم تکرار شد و البته مردم نشانه‌هایی از خود بروز دادند تا ثابت کنند با گذشت زمان، نه تنها بر میزان آرای اصولگرایان افزوده نمی‌شود بلکه آنان حتی از حفظ آرای پیشین خود نیز عاجز هستند، اما چه غم! مهم آن بود که مناصب حکومتی در دست اصلاح طلبان نباشد و اصولگرایان بتوانند کماکان تسلط خود بر قوای گوناگون کشور را حفظ کنند.- اغلب سیاستمداران ایرانی عادت کرده‌اند که در تریبون‌ها، مردم ایران را بسیار هوشمند و آگاه بدانند اما آنگاه که پای عمل به میان می‌آید بسیاری از آنها نمره قبولی کسب نمی‌کنند. عده‌ای در لباس روشنفکری با عبارات پیچیده به مردم رهنمود می‌دهند تا ثابت کنند مردم ایران آگاه هستند اما نه به اندازه آنها. گروه دیگری هم که تصور می‌کنند آگاهی‌های مردم برای «فلاح اخروی» آنها کافی نیست خود را موظف می‌دانند حتی با استفاده از زور، مردم را از مسیر جهنم خارج و در جاده بهشت قرار دهند. برای گروه دوم، فرقی هم نمی‌کند که مردم به خاطر رای به کاندیدای نامطلوب در مسیر جهنم قرار گیرند یا به خاطر ضعف در شناخت و قدرشناسی از بعضی سیاستمداران! این مدعیان بر خود فرض می‌دانند که همراه با تجلیل از «مردم آگاه و همیشه در صحنه» محدودیت‌هایی رسمی و غیررسمی یا تبلیغاتی و روانی برای انتخاب مردم ایجاد کنند تا مبادا از مسیر انحصاری که انتهای آن بهشت موردنظر عده‌ای از مدعیان اصولگرایی است خارج شوند. درخصوص رفتار نهادهای قانونی، بایستی حقوقدانان و متولیان دفاع از حقوق مردم به اظهارنظر بپردازند و این یادداشت تنها تناقض رفتار و گفتار برخی رسانه‌ها و تریبون‌های مدعی اصولگرایی را مورد بررسی قرار می‌دهد. در دوره‌ای که اصلاح‌طلبان، با آرای خیره‌کننده مردم بر مناصب انتخابی تـسلط پیدا کردند این گروه از رسانه‌ها، به جای تحلیل انتخاب مردم و چرایی آن، دست بر نقاط ضعف دولت می‌گذاشتند و با مخفی ساختن موانع بیرونی و کارشکنی‌های آشکار و پنهان، به دنبال اثبات این نکته بودند که منتخبان ملت، موکلان خود را فراموش کرده‌اند. تداوم این تلاش به مدت 7 سال، اگرچه نتوانست بر محبوبیت مردمی اصولگرایان بیفزاید اما هر روز بر تعداد مردم ناامید از اصلاح‌طلبان افزود به طوری که بسیاری از رای‌دهندگان به این نتیجه رسیدند که موانع رسمی و غیررسمی، اصلاح طلبان را از انجام وظایف خود محروم خواهد ساخت. این نتیجه‌گیری برای گروه رقیب کافی بود. زیرا آنها به همین امر راضی بودند که با آرای سنتی خویش، بار دیگر بر مناصب انتخابی تکیه بزنند. اهمیتی هم نداشت که میزان رای اولین منتخب آنها در مجلس هفتم، تنها اندکی بیش از رای آخرین نفر لیست منتخبان اصلاح‌طلب در مجلس ششم "در پایتخت"باشد.- همین رویه در چند انتخاب بعد هم تکرار شد و البته مردم نشانه‌هایی از خود بروز دادند تا ثابت کنند با گذشت زمان، نه تنها بر میزان آرای اصولگرایان افزوده نمی‌شود بلکه آنان حتی از حفظ آرای پیشین خود نیز عاجز هستند، اما چه غم! مهم آن بود که مناصب حکومتی در دست اصلاح طلبان نباشد و اصولگرایان بتوانند کماکان تسلط خود بر قوای گوناگون کشور را حفظ کنند. پس از تکمیل این تسلط، دیگر رقیبی وجود نداشت که نابسامانی‌ها را به او منتسب نمایند. پس بایستی روی دیگر سکه را به نمایش می‌گذاشتند. تبلیغات گسترده و گاه غیرواقعی در مورد موفقیت‌های اصولگرایان تا جایی پیش رفت که حتی اعتراض برخی صاحبان انصاف در این جناح را برانگیخت و همین امر مقدمه‌ای برای انشعاب‌های اجتناب‌ناپذیر در میان اصولگرایان شد. آنچه که در این مدت درخصوص حاکمیت اصولگرایان و دستاوردهای بی‌نظیر آن مطرح می‌شد آن قدر با واقعیات جامعه فاصله داشت که سناریونویسان آن جناح ناچار شدند تدبیر دیگری بیندیشند. آنها که مطمئن بودند به خاطر بسیاری از تبلیغاتشان «خنده آید خلق را» تصمیم گرفتند روش‌های سیاه‌نمایی سابق خود علیه اصلاح طلبان را باز تولید کنند و مردم را از احتمال حاکمیت مجدد رقیب، به وحشت بیندازند. برای پرده جدید از بازی تبلیغاتی و انتخاباتی مدعیان اصولگرایی، بهترین نام همان است که اخیرا یک روزنامه آن طیف برای رفتار اصلاح‌طلبان برگزید. در واقع اگر کسی به ادعای آن روزنامه، به دنبال «بازار آهنگرها» باشد دقیق‌ترین آدرس آن در بخشی از اردوگاه مدعیان اصولگرایی است که مدتی با سر و صدای فراوان، آهن‌های قراضه خود را طلانمایی می‌کردند و اکنون با سر و صداهای مخصوص ِچنان بازاری، به دنبال منحرف کردن مردم از ناکامی‌های فراوان دوران حاکمیت جناح خویش هستند. البته سر و صدای ایجاد شده توسط این مدعیان، آن قدر گوش خراش است که خود آنها نیز طاقت شنیدن آن را ندارند. این پرادعایان کم‌تحمل، برای فرار از سر و صداهای پرحجم و کم‌مشتری، بازار خود را به « بازارپنبه به گوشها »تبدیل کرده‌اند و لذا اکنون بلندترین فریادهای به حق را نیز نمی‌شنوند.- در بازار پنبه به گوش‌ها، به قول عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم[محمدقمی] - که برادر سه شهید می‌باشد- دیگر کسی صدای خرد شدن استخوان‌های مردم در زیر بار گرانی‌ها را نمی‌شنود؛همان طور که نه صدای عضو روحانی فراکسیون اکثریت آن مجلس [سیدمهدی طباطبائی که درتلوزیون برنامه روان شناسی  دارد]در گوش‌ها می‌رود که برای اعتراض ‌‌ شدید بـه بی‌برنامگی‌های اقتصادی دولت و گرانی‌های ناشی از آن، از مسئولان دولتی می‌خواهد «زیپ دهان خود را ببندند و در مورد گرانی‌ها اظهارنظر نکنند« و نه سخن روحانی دیگر اصولگرا به گوش می‌رسد که »اگر ادعاهای دولتمردان را کسی شنید و نخندید، ما هم حرف آنها را می‌پذیریم.« در بازاری که آهن قراضه‌فروشان، گوش‌های خود را با پنبه پر کرده‌اند فریاد اعتراض متدینان، علما و مراجع تقلید درخصوص اظهارات سخیف معاون رئیس‌جمهور، تحرک خاصی ایجاد نمی‌کند. در این بازار، نه صدای دفاع غیرمنطقی بعضی از مقامات دولتی از وزیر سابق کشور کسی را آزار می‌دهد و نه اتهام افکنی‌های گوش خراش و بی‌سابقه علیه اکثریت اصولگرای مجلس به جرم استیضاح وزیر، موجب تحریک کسی می‌شود. در بازاری که پنبه به گوش کردن، اپیدمی شده است نه فریادهای مکرر مردم، نمایندگان مجلس و علما درخصوص گرانی‌ها به گوش کسی می‌رود و نه صدای واکنش همراه با طلب‌کاری بعضی از مسئولان دولتی! - البته بستن گوش‌ها ، گاه برای نشنیدن سخنان نسنجیده خودی‌ها نیز کاربرد دارد. آنها که هر روز برحجم پنبه‌در گوش‌ها می‌افزایند، دیگر نه صداهای برآمده از تریبون‌های رسمی و دولتی را می‌شنوند که در آن به صراحت، مجلس و قوه قضائیه به همراهی با رانت‌خواران و تاثیرپذیری از آنها متهم می‌شوند و نه از شنیدن برخی فریادها آزرده می‌شوند که بازتاب «توقع راه آمدن یک طرفه همه قوای کشور با دولت» و فرو کاستن «تعامل قوا» به »پیروی سایر دستگاه‌ها از خواسته‌ها و مطالبات دولت» است! این پنبه‌ها همچنین مانع از آن می‌شود که نهیب هوشمندانه رهبری درخصوص پرهیز از آغاز زودرس فعالیت‌های انتخاباتی به گوش بعضی از «مدعیان ذوب در ولایت[حسین خان شریعتمداری] » برود. البته گوش‌هایی به خاطر افراط در پنبه‌گذاری،حتی فریاد صریح مرجع تقلید را نمی‌شنوند که «مملکت دارد به کجا می‌رود؟» و لذا این فریادها کوچکترین تغییری در گفتار و رفتار آنها ایجاد نمی‌کند. چنین گوش‌هایی قاعدتا هیچ‌گاه قادر نخواهند بود اعتراض‌های دوستانه و آرام درون جناحی را بشنوند که در مورد مسائلی از قبیل: علت حمایت رئیس‌جمهور از مشایی، سوال درخصوص حضور در جلسه شورای همکاری خلیج فارس، اعتراض به هتک حرمت مراجع تقلید به جرم انتقاد از یک سخن یـا اقـدام رئیس‌جمهور، هدف اصلی از ارسال پیام تبریک برای رئیس‌جمهور آمریکا و ... بیان می‌شود. طُرفه آنکه با همه این مسائل عده‌ای به دنبال آن هستند که دوره اخیر را بهترین دوره از لحاظ مدیریت کشور و نیز حرمت‌گذاری به ارزش‌ها معرفی کنند. البته باید اذعان کرد که «طلانمایی»و «آهن قراضه‌فروشی» اختصاص به یک جناح خاص ندارد و افرادی در جناح‌های گوناگون بارها به این طریق دچار «غش در معامله» شده‌اند و مردم نیز به خوبی این مسئله را درک کرده‌اند. اما خطر بزرگ در آنجاست که عده‌ای با ادعای اصولگرایی، برای طلانمایی متاع خویش، مقدس‌ترین ارزش‌های مردم را به خدمت می‌گیرند درحالی که به هنگام عرضه واقعی متاع، حتی از تقدیم آهن قراضه به مردم نیز عاجزند. متاسفانه هنگامی هم که عده‌ای به آنها هشدار می‌دهند «برای پیشبرد اهداف کوچک جناحی، ناب‌ترین سرمایه‌های مردم را به بازی نگیرید» این مدعیان، پنبه در گوش می‌گذارند که بازار آهنگرهای آنها، بازار پنبه‌در گوش‌ها هم باشد! اکنون می‌توان این سوال را مطرح کرد: »اگر آنگونه که مدعیان اصولگرایی می‌گویند مردم تکلیف خود با دو جناح کشور را روشن کرده‌اند، نگرانی‌ها از چه بابت است؟« کسانی که انتخاب سوم تیرماه 84 را هوشمندانه‌ترین ‌انتخاب مردم می‌دانند و ادعاهایی درخصوص موفقیت‌های بی‌نظیر دولت نهم مطرح می‌کنند قاعدتا باید از تکرار پیروزی‌ها مطمئن باشند. مدعیان اصولگرایی که به دنبال یافتن آدرس اصلاح‌طلبان در بازار آهنگرها هستند نباید با زبان‌های مختلف نگرانی خود از رفتار انتخاباتی اصلاح‌طلبان را تکرار کنند؛ مگر آنکه خود بدانند آنچه تاکنون به مردم عرضه کرده‌اند آهن ا~لات کم‌ارزشی بوده که اکنون عیار آن بر مردم آشکار شده است. در این شرایط، شاید ظاهراً برای آنها بهتر باشد در «بازار پنبه به گوشان» باقی بمانند تا در ماه‌های باقیمانده به انتخابات، نه فریاد اعتراض‌ها را بشنوند و نه ناقوس زودهنگام شکست را! - البته راه بهتری هم وجود دارد. این راه، درآوردن پنبه‌ها و گوش سپردن به اعتراضات به‌حقی است که بیش از اردوگاه رقیب، از کمپ خودی‌ها به گوش می‌رسد. اگرچه انجام این کار، کمی دیرهنگام است و تاثیرگذاری آن مورد تردید. اما حداقل خاصیت آن، کمک به مردم برای انتخابی آگاهانه‌تر است. در غیر این صورت، این نگرانی وجود دارد که عده‌ای از مردم، بار دیگر با هدف خلاصی از مدعیان یک جناح، تن به انتخاب فرد یا افرادی بدهند که هنوز ابهاماتی در مورد فرصت‌سوزی‌های قبلی آنها وجود دارد و برای آینده نیز برنامه مشخصی به مردم ارائه نکرده‌اند!

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول 39

فرمول زیبائی:

امام معصوم اول میفرمایندجهادزن تلاش برای زیبائی خودش است.سوزی جون خانم ، دروب نوشت آموزش گریم که لینک است برای زیبائی ازروی پوست، جهاد می نماید،مریم خانم نیوشا نیزکه وصله است برای زیبائی پوست اززیر جهدوکوشش می کند وزیتون تلاش می کند ازدرون مولکولها باغذاهای قرآنی وبازوپتاسیم داروحاوی ویتامین ب وث وتابش امواج قرآن به مولکولها بشاش وزیباشویم وآیکا خانم نیزکه لینک است خرامان،خرامان،زیبائی روح راموردنظردارد واعظم خانم شادکام باشعرهای لطیف ، ذهنمان رازیبا وشاداب وباطراوت می نماید؛ هر5وب رارؤیت ومطالبش رابرای روزمبادا ،کپی ویاذخیره نمائید.فرضیه وقانون زیتون این است که باکاستن ازغذاهای استرس زامثل قندوشکرسایرشیرینی جات مایع وجامدمثل نوشابه وساندیس وآب میوه صنعتی وبیسکوبیت و...پرهیرنمائیم یعنی قاعده نباشدهمچنین ازغذاهای سرد"اسیدی"همانگونه که دراخبارکشکول 38آمده بودکه شیرکه سردوتر(اسیدی سدیم دار)است وباعث جوش صورت میشود فراررا برقرارترجیح دهیم بطورکلی غذاهایی که سدیم دارهستند سبب فشاربه کبدوتولیدهیستامین وکاهش تولید ویتامین ب دربدن میشوند وسبب کدری پوست ،جوش زدن،عفونت گلووبدن وخلط وامثالهم می گردند پس ازخوردن لوبیا- شیر- خیار- نارنگی- سوپ برنج- برنج وپلوبدون سبزی بخصوص درفصل زمستان بپرهیزیم وچون آهوی گریزپا،پابه فرارنهیم.بعداز15روزآثارزیبائی ونرمی پوست نمایان وبمرورزمان پوست درخشان وبراق میشود بعلاوه امراضی چون جنون(جنون عروقی، گاوی، مرغی، پارکینسون، آلزایمر، ام اس،سوءظن وهمسروفرزندکشی و...) افسردگی ،اضطراب، سرطانها، دیابت، افت تحصیلی،ناباروری ونازائی واختلالات هورمونی وجنسی،پرخاش،هراس ،وسواس،مثل جن که ازبسم الله فرارمیکند ازما دورمیشوند.دراخبارغذاها درپستهای کشکول ومشکول،بنگریم  شنگول ومنگول ، شاد وشیرین وشاداب وباطراوت  .انشاالله.چیزهای جالبی درانطباق بااین فرضیه دستگیرخودمان،جنین،نوزادمان،کودکمان،جوانمان،دختروپسرمان، نوه ونوشره امان که تاچهارنسل ازافسردگی احتمالی مارنج وراث می برند میشود

اختلال جنسیت

درکشکولهای قبل درموردتغییرجنسیت نکاتی منتشرشد.

ژن کنترل کننده نوع جنسیت،تی – دی – اف TDF، پروتئینی است که روی کرومزومYقرارمیگیرد ژن را فعال نموده ازرشداندام های تناسلی زنانه برای تبدیل به نرشدن جلوگیری می نماید.مأموریت دوم تی دی اف،یک گروه ازسلولهاراکه هورمون تستوسترون(جنسی مردانه)می سازند «برای تشکیل اندام تناسلی نر»فعال میکند.

درآزمایشات تعیین جنسیت؛چندسلول ازداخل دهان زن یامرد،برداشته میشودرنگ مخصوص زده میشود،زیرمیکرسکوپ اگرسلولها دوکرومزوم داشتند(نمایش بصورت خط سیاه)= زن،ولی اگرکرومزوم ها  XوYبود= مرد.یعنی اگریک زن،درمسابقات ورزشی المپیک شرکت کند  این آزمایش رامی گیرندواجازه ورودمیدهندکه برخی اوقات زنان باکرومزوم ایکس وایگرگ،هستند مانع آنهادرمسابقات میشوند که یک نوع اختلال جنسیت است.ممکن است اندام تناسلی مردانه این چنین زنانی بطورناقص زیرپوست باشد.ولی ازنظرروحی مانندمردان سخت،سرد،رقابت منش وعدم تمایل به مطالعه مطالب سکس و رابطه جنسی هستند وخصال واقعی زنان مانند؛نرمخوئی، بطورفطری میل زیادبه حرف زدن ،عواطف لطیف،پرورش دهندگی،نگران رابطه عاطفی ونگهداری ذهنی شوهرآرمانی درذهن، رانداشته باشند.چون زنان بیشتردرتستهای روانشناسی،انتخابشان شوهرپول داروبطورمتوسط حداقل 3سال بزرگترویک سروگردن بلندترازخودشان تادرآغوش اوجای گیرند درهر6قاره و5جزیزه و37فرهنگ متفاوت دنیا یکسان است . زن قدرت مردرامیخواهد که نماد بارزش پول است واودرپی شکارسخاوت مرداست ومنزلت وپرستیژ،پایگاه اجتماعی اوبرای زن مهم است.یعنی اینهارابیش ازمردان اهمیت میدهند ومردان بیشتربدنبال شکارمحبت زن هستند. بعد باروری دختر که سمبولش زیبائی دختراست وسپس سینه بزرگ که نمادشیردهی به فرزنداست وباسن بزرگ دختران که حافظ جنین می پندارند مؤثراست(حتی ماهی های ماده،ماهی های قرمزنری که کمتراز40%بدنشان قرمزاست به معاشقه وجمع خودشان نمی پذیرند) پس ظاهرزیبا وپوست سالم که نشانه عدم بیماری کبداست برای انتخاب مردان نقش دارد.

زنان دچاراختلال جنسیت عدم حساسیت به آندروژن دارند(سندرم آندروژن اینسنسیوتی)

برخی اوقات سینه اینگونه خانم هاکوچک بوده با استروژن تراپی آنرا بزرگ کرده اند امانتیجه نداشته وبعد برداشته اند.منبع:نقش ژن ها درشکل گیری شخصیت- دین هامر،پیترکوپلند(ترجمه علی متولی زاده اردکانی)نشرچهر

چرا درهر37فرهنگ دنیا ، دختران بطورفطری پسران مسن ترازخود ودرآمد دار را می پسندند ولی پسران ، دختران زیبا و جوانتر ازخود را؟!  

رازش غریزه فطری ادامه نسل درمردان وسیرکردن شکم فرزندتوسط زنان است.مادرمدام دلشوره سیرکردن عزیزش رادارد.بیولوژی نروماده ،دختروپسر،زن ومرد را به آغوش هم پرتاب می کند.ژنهای متفاوت زن ومرد، اینکار را انجام میدهد.

ازجهت دیگر،زیبائی مظهرنو بودن است،اینکه دراسلام گفته اند دو روزتان مثل هم نباشد وزن آرایش کرده ومعطروزیبا باشد وازنظرمعنوی وعلمی وطنزگوئی ورشد پیشرفت داشته باشید،برای حس نوگرائی بشرسالم است جذابیت،تخیل،رفتارنو،شناسائی خود!

حتی درحیوانات اجتماعی مثل گوزن،اگرماده با ده نرآمیزش داشته ،نوکه اومد به بازار، با ولع معاشقه ،باجدید را می پذیرد ومبادرت به آمیزش می کند.نوبرایش مهم است.مهم!مهم!مهم!!!

نوگرایی یعنی لذت بردن ازتجربیات جدید،گوناگون،شدید.مرد هرروزباید سخاوت جدید نشان دهد تا زن ابرازمحبت تازه نماید،هرروزیک رنگ لباس ،یک آرایش جدید،یک نوع غذای متفاوت،تماس با اقوام وهمسایه ها ی دیگروتخلیه هیجانات آنروزش،یک دیدارنو یا صله رحم تازه داشته باشد تا درپس آن بتوانند امیال همدیگرراپس نزنند وپاسخ مثبت دهند وپناه برخدا ازامیال واپس زده شد.میل های نوپاسخ های نومی طلبند جهاد یعنی تلاش مستمربرای ابرازسخاوت نوآقایان وابرازمحبت جدید حاجی خانم ها!چون نوگراهاکه خود را نوومتفاوت میکنند!!!خانواده های سالم معمولاهفته ای دوشب سکس داشته اند جوانترها بیشتر.

چراباید به جای پروزاک وفلوکسیتین (دارواعصاب) وداروشیمیائی وموادغذائی شیمیائی مثل شکروغیره عسل وروغن زیتون خام بخوریم!

خوردن پروزاک وفلوکسیتین سبب ازدست دادن کشش(میل)جنسی وافسرده شدن وتنفرازهمسرولذت نبردن اززندگی میشود!اینها رابرای چی مصرف میکنیم شادی.آرامش.

سکس داشتن خودش آرامش بخش است.لتسکنوافیه(آیه 21سوره روم)ماراازتشویش ونگرانی ودلشوره خارج می کند.

پروزاک برپروتئین منتقل کننده سروتونین اثرمی گذارد.معمولاما ژن منتقل کننده سروتونین(پروزاک طبیعی) راداریم که مانند داروپروزاک عمل میکندوآرام بخش است یعنی لتسکنوالیها.آمیزش وسکس بیشتر= آرامش بیشتر.

ظاهرهم نشان میدهد زنانی که بیشتراعصابشان ناراحت است وتند صحبت می کنند وقدرت تصمیم گیری برای انجام وپیش قدمی سکس راندارنددرصورتیکه شوهران اینها بابرنامه مبادرت به سکس نماید آرام میشوند.بالعکس نیزچنین است مردی که غرمی زند اگرهمسرش خود راعریان وآماده سکس نشان دهد آرام میشود.یکی ازهمسایه ها تعریف کرده هروقت شوهرم مشاجره میکند سریع لباسم را درمی آورم هیچ موقع بگومگونداشته ایم هنرروان درمانی داشتن برای همدیگرمهم است.باید«بین بد وبدتروخوب وخوبتر،بدوخوب تر،راانتخاب کرد والاعقل تمیزبد ازخوب را سگ ها نیزدارند/امام صادق علیه السلام» ژنها مواد شیمیائی هستندکه دستورترکیب بسیای ازموادشیمیائی دیگررامیدهند(مانندسوئیچ برای خنده،گریه،شادی،غم،...نیستند). اجزای ساختمانی ساده ای بنام"بازها"- ماده شیمیائی دی اکسی ریبو نوکلئیک اسیدDNA دی ان آ- راتشکیل میدهند.چهارنوع آن T-C-G-Aهستند. بازهابصورت رشته بلندبه هم متصلندوهرمولکول دی ان آ – ازدورشته این بازهاتشکیل میشود.مثلا- تی باآ- یاجی باسی- اطلاعات زیستی راردیف مشخص بازهادرخودذخیره میکنداطلاعات ذخیره شده به پروتئین که ازاسیدهای آمینه تشکیل شده تبدیل میشود پروتئین بعنوان آنزیم عمل می کند وباعث تغییرشیمیائی یک مولکول به مولکول دیگرمیشود.

آنزیم= اسیدآمینه تیروزین= دوپ آمین(دوپامین)= ماده شیمیائی درمغز= هیجان وفعال بودن ونشاط وشادابی داشتن.(هیجان= نشئه شدن بازندگی)= نوگرایی (نوگرائی بالا= اضطراب وافراط ورفیق باز،ول خرج وسرمایه کشوررابین کشورها ومردم برای شمل بازی وبی درایتی تقسیم کن ،نوگرائی متوسط = تفکروبادرایت ومتعادل ،حسابگرواصفهانی منش،هندسه محور،برنامه ریزونظم وزیبائی وشیک پوش وحرف نوپرمغز. ) "ازدواج دختران نوگرای بالا،باپسران بانوگرائی پائین یابالعکس= اختلاف درزندگی .بهتراست پرهیزشود."

آنزیم دیگر= دوپ آمین= مولکول کوچکتر= آرامش وسستی وتنبلی وبی میلی

دوپ آمین،ماده شیمیائی است که موقع خوردن چیزخوش مزه وسکس و...درمغزرها میشود وسبب تحریک رفتارمی گردد انرژی زا است سبب احساس رضایت میشود.هسته اَکومینس نقطه جی مغزاست«مرکزلذت»"مانندنقطه جی اندام تناسلی زن" که تحریکش مرکزواوج لذت جنسی زن است هسته مذکورغنی ازنرونهای(سلول عصبی) تولیدکننده دوپ آمین است سبب احساس لذت میشود. یک گروه ازاین سلولهاآکسون های(سلول فرستنده عصبی)خودرابه درون سیستم لیمبیک یعنی مرکزاحساسات می فرستندویک گروه به قشرپیش آهیانه ای مغزکه مرکزاستدلال وتفکراست.دوپ آمین برای احساس رضایت ماکلیدی است که قفل (گیرنده = پروتئین بزرگ که روی غشاء سلولی نرون ها درمغزقرارگرفته وکارش شناسائی دوپ آمین است این گیرنده فقط کارش همین است وبس)رابازمیکند.دوپ آمین مانندزن وشوهری که همبستراندروی گیرنده قرارمیگیردویک رشته ازفعل وانفعالات شیمیائی درون این گیرنده(اتاق خواب)انجام میگیرد.

جنون پارکینسون،بعلت ازبین رفتن سلولهای عصبی که درقسمت سابستانتیانیاگرا قراردارد رخ میدهد مسول تولید دوپ آمین است ،براثراختلال تولید  نشد وکم شد محدودیت درحرکت ولرزش دست"پارکینسون"رخ میدهد.سبب تغییرفیزیکی وتغییرشخصیت و افسردگی  وجنون میشود. بطورمیانگین 58%تفاوتهای فردی ماناشی ازژن ها و42%ناشی ازمحیط  می باشد . (اقتباس ازهمان منبع)

دانش آموزان خجالتی بیشتر دچار افت تحصیلی می شوند    

قبلاگفتیم فردی که دراوج بهداشت روانی است موقع صحبت چشم درچشم مخاطبش می دوزد. درحالیکه افرادکم روسرشان پائین یاکج است . کم روئی یکی ازعلائم اضطراب ومشکل دانش آموزان است،منشأاضطراب کم خونی وکمبودکلسیم وکسری ویتامین ب دربدن است باتوضحیاتی که درموردانجیروکمبودویتامین هادرکشکول 38داده شدمیتوان تاحدزیادی ،دلشوره حضوردرجمع "خجالتی بودن"رادرمان کرد وباتمرین حضوردرجامعه واجتماعات وجمع خاص ازآن بیشترخلاصی یافت ،همه بچه هامدرسه میرونددرجمع عام حضوردارنداگربنابودبه صرف حضوردرجمع درمان شود. چه جائی بهترازمدرسه!:

آفتاب یزد22آبان: بررسی ها نشان داده عدم توانایی در برقراری ارتباطات اجتماعی، بر توانایی درک مطالب و یادگیری دانش آموزان تاثیر ‌منفی دارد.‌این گونه دانش آموزان بهتر است قبل از ورود به دبستان از نظر اجتماعی ‌تقویت شوند.‌شرکت در بازی‌های دسته جمعی و گروهی مناسب، زمینه را برای تقویت مهارت‌های اجتماعی و یادگیری کودکان فراهم ‌می آورد. ‌ کارشناسان به والدین توصیه می کنند که کودکان را بیش از حد محدود نکرده و با امر و نهی های مکرر آنها را از برقراری ‌ارتباط با دیگران دور نکنند زیرا این گونه کودکان به تدریج منزوی شده و دچار مشکلاتی خواهند شد. ‌ در عین حال چنانچه کودکان قبل از ورود به محیط های اجتماعی بزرگتر مانند دبستان، مهارت‌های اجتماعی را نیاموخته ‌باشند ممکن است در دبستان هم به دلیل افزایش ارتباطات و هم به دلیل مسائل گوناگون یادگیری دچار اضطراب بیش ‌از حد و افت تحصیلی شوند. ‌ چنانچه والدین از دوران کودکی امکان ابراز وجود فرزندان را از طریق بازی و حضور در جمع فراهم آورند در آینده فرزندانی ‌موفق تر خواهند داشت. ‌

درخت شادابی چطورتغذیه میشه

 اگرزمین (بدن)به اندازه کافی بخصوص خون،کلسیم،ویتامین ب وسایراملاح راداشته باشدتاجذب ریشه (نطفه وجنین ونوزادوکودک تاسن رشد)شود درنتیجه ساقه (سیستم دفاعی بدن) دچارتنیدگی"استرس"نمی گردد.وقتی ساقه به اندازه کافی آب وآفتاب واملاح جذب کرد وتقویت شد شاخه ها ضعیف نیست تاخشک شود واختلالات روان تنی رخ دهد. تنیدگی پشت سکه شادابی است :

 ریشه = کمبوداملاح بخصوص خون،کلسیم،ویتامین ب است

ساقه = تنیدگی

شاخه ها ی اصلی = اضطراب وافسردگی

شاخه های فرعی = جنون ها ،سرطانها ،دیابت ،سرماخوردگی،عفونت،آرتروزوکمردردوسردردو...

داورخوردن (مسیر فارماکولوژیست  راپیمودن) نهایت برگ شاخه هارادرمان نمایدریشه به جایست اگربرگ وبری میرود.

باهنران رابگوغذای خون دار،کلسیم دار،حاوی ویتامین ب بیشترمصرف کنیم

آنگاه درخت شادابی  اگربرگ وبرش هم بسوزد ریشه اش سرجایش هست سریع ترمیم ودوباره چون عروس قله ها زیبا میشه.ما وقتی دراوج بهداشت روانی قرارمیگیریم که غرائزمان ارضاء بشه وموادلازم به بدن ما برسد ومواد زائد به موقع دفع شود.شکرریشه درخت شادابی رامی سوزاند نباید خورد وازچیزهای غیرشیمیائی وطبیعی بایداستفاده کرد.

«ماشین زیبائی» که‌ ‌چهره را جذاب ‌نمایش می‌دهد ساخته شد

دانشمندان موفق به‌ ‌ابداع یک "ماشین زیبایی" شده‌اند که می‌تواند تصویر عادی ‌شما را تنها با فشار یک‌ ‌دکمه به یک تصویر ایده‌آل تبدیل کند.‌ ‌دانشمندان دانشکده علوم رایانه‌ای‌ ‌بلاواتنیک که دستاورد جدید خود را روی ‌داوطلبان آلمانی آزمایش کرده‌اند، می‌گویند:‌ ‌هر چند خروجی این ماشین در حال ‌حاضر فقط محدود به تصاویر دیجیتالی است، اما جراحان‌ ‌پلاستیک می‌توانند از این ‌دستگاه به عنوان راهنمایی برای انجام جراحی‌های زیبایی روی‌ ‌چهره افراد، بهره ‌بگیرند.‌ این دستگاه کاربردهای دیگری نیز دارد،‌ ‌برای مثال سردبیران مجلات می‌توانند از آن ‌برای پوشش دهی بهتر عکسها استفاده کنند و‌ ‌یا می‌توان به طور کلی این ‌سیستم را روی تمام دوربین‌های دیجیتال تعبیه کرد تا‌ ‌کارآیی و کیفیت این دوربین‌ها ‌ارتقا پیدا کند.‌‌ ‌این پژوهشگران تاکید کردند: با کمک‌ ‌رایانه‌ها از این پس جذابیت و زیبایی می‌تواند ‌نتیجه عملکرد فواصل یا نسبت‌های‌ ‌ریاضیاتی باشد که این عملکرد اساس ساخت ‌‌"ماشین زیبایی" بوده است.‌ ‌

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

خاتمی بایدبیاید،خاتمی بایدبیاید(ارسال به یاری www.yaari.ir

1-  چون جدشان فرموده اند:قسمتی از واپسین پندهای امیرالمؤمنین خطاب به فرزندان‌شان:«اگر نسبت به امور بی‌تفاوت شدید و صحنه را خالی کردید، بدانید از فرصت استفاده می‌کنند و والی [رئیس جمهور]شما خواهند شد و بر شما حکومت خواهند کرد. آنگاه حتی دعاهای شما هم دیگر مستجاب نخواهد شد.»

2-  چون اوفرزندامام خمینی وسلمان انقلاب وبرادرکروبی است . امام درپیام بمناسب درگذشت پدربزرگوارشان لفظ «محمدمان»رابکاربردند مترادف منا درحدیث«السلمان منااهل البیت.» ازلحاظ روان شناسی نوگرای متوازن است که برنامه ریزومدیروحسابگر،حزب گرا ودارای روابط اجتماعی ودیپلماسی خوب است ولی ریسک (خطرپذیری)کروبی بیشترونوگرای متوسط بالاست یعنی تحمل خاتمی ازصدرالمجاهدین بیشترودرنتیجه تدبیرش زیادتراست.

3-  چون ازسنخ معلمان انقلاب شهیدان بهشتی،شریعتی،مطهری،امام موسی صدروآیت الله طالقانی وشهیدچمران ...است.وسیداحمدخمینی بعدازرحلت طالقانی گفته بوداگرسیدمحمددرتهران بماندجای خاتمی راپرمیکندودرپاسخ به مشورت زهرااشراقی اظهارنموده بودخانواده خاتمی هم سنخ خانواده ماهستند.البته داماد لبنانیین ،وفرزندسلطانی بزرگ که مزارشریفش درجوارقبرنورانی امام است هم که خطاب شده است.

4-   چون برادرشان شهیدشریعتی «همانکه خاتمی فرمود:زبان روشنفکران دینی رابامردم یکسان کرد» گفته اند:«وقتی درصحنه نیستی درهرجا میخواهی باش ،چه درصف شراب چه درصف نماز»!البته زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خودخواندوازصحنه رودصحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارندبه یاد: یونسی وزیرسابق اطلاعات :از هر ده نفر هفت نفر حسرت دوره خاتمی‌را می‌خورند  14آبان87 (بدون درقدرت بودن هم درصحنه است اما چیزیکه قلب مردم راآرامش میده «ولکن لیطمئن قلبی»دیدن یاردررأس است.)

5-  خاتمی بایدبیایدچون اوحزب گراست: هشدار تکان دهنده حدادعادل درموردنبودن احزاب قوی درکشور!عده‌ای از راه می‌رسند، دور هم می‌نشینند می‌شود مجلس، اما این مجلس نمی‌شود.اینکه هرکس ازراه می‌رسد ازاودعوت کنیم ورئیس فلان وزارتخانه شود درست نیست نمی‌شوداینطورکشوررااداره کرد.آبان 87

6-     چون خداانتقام ظلم به اوتوسط فرقه مصباحیه را می گیرد: خدااینطورانتقام ظلم به دمکراسی را می گیرد

محمدرضا رحیمی وقتی برای استانداری درزمان  وزیر کشوری بشارتی ازمجلس استعفا داد ...ادامه نقطه چین جلوی هربند را درپستهای زمزم سیاست پیگیری نمائید

(مدیرپرشین بلاگ مهدی بوترابی): نام کردان را نخستین بار در ماجرای فیلم کارناوال شادی شهرک غرب در عصر عاشورای خرداد1376 [که علیه خاتمی بود] شنیدم. بعدها در جریان تحقیق و تفحص مجلس ششم، نام کردان در باره تخلف مالی صدا و سیما بارها تکرار شد.

زیتون:قبلا عذاب هائی را درمورد کسانی که روزعاشورا شادی کرده اند شنیده بودم، امااینطور عذاب کشیدن...

خاتمی بایدبیاید چون مادرش درکوچه های کوفه منتظراست تافرزندانش ،سادات ایران زمین انتقام خانواده راازفرقه مصباحیه زمان بگیرند.وبامکتب بولتنیسم(دروغ،خبرنامه دروغ نوشتن ،خبردروغ توسط خبرگزاری بصورت سازماندهی شده وجنگ روانی ارسال کردن،اغوانمودن،اغفال نمودن،آماردروغ دادن وشایعه پراکنی کردن...)چون وحیدبهبانی که بااخباریین مبارزه کردمبارزه کند.

مبانی مکتب بولتنیسم(دروغ)

الف:دروغ گوئی

ب : بی حیائی

درمورد دسیسه های ک گ ب شوروی سابق گفته اند  رئیس جمهوریکی ازکشورهای تأثیرگذارجنبش غیرمتعهدهاواردشوروی شده ابتدا اورا دراتاقی که دوربین گذاری شده ،پذیرائی میکنند یک خانم راباوی همخواب وازمعاشقه آنها فیلم برداری میکنند بعدازموفقیت درفیلم برداری به اومیگویندیابرای شوروی جاسوسی می کنی یافیلمت رادربین مردم کشورت پخش می کنیم.رئیس جمهورمذکورمیگویدفیلم رابدهیدخودم می برم درسینماهای کشورم نمایش میدهم اما برای شما جاسوسی نمیکنم !باهمین جمله آنهاراخلع یدمی نماید.حالا این قصه [مبانی]مش حسین آقای شریعتمداری ازفرقه مصباحیه است هرازچندوقت یکبارطرفداران اسلام امام خمینی اعم ازچپ وراست رامیترساندکه اگرفلان نکنیدبهمان میشود.ولی اومردم ایران رانشناخته ،تصورکرده با 4تانیمه پنهان نوشتن ودیدن پای فیل درشب وگفتن اینکه ستون،تن آن پشت بوم است (داستان مولوی)مردم زال وریزمیشوندوبرای مش حسین آقاجهجه میزنند....

‌‌فرقه مصباحیه آنقدربه مادروغ گفتندکه

خلخالی ال است وبل است که ماتک تک احزاب ایران زمین(زبان حال) باورمان شد!!!دهان خودرادراعتراض به بی حیائی های فرقه مصباحیه بستیم.اما امروزمی بینیم معتادان دختران خودرابه آتش میکشند وازسرشب تاصبح کابل بربدن همسرخودمیزنند.....

سونامی استرس

7-  چراخاتمی بایدبیاید؟زیرااوآشنای به زمان است من عرف بزمانه…خاتمی چندسال قبل فرمودجامعه مادرحال فروپاشی اجتماعی است !خائنین خندیدند!!!وجاداردکه امروزبگریند!! آفتاب یزد2آبان78:<صابر34 > ساله،معتاد گفت:همسرم <مهدیه> را ساعت حدودا 12شب قبل از حادثه، به خـانه‌ مادرم که خالی بود، بردم و با مشت و لگد به جانش افتادم. سپس از ساعت 12 تا صبح او را مورد اصابت ضربات کابل قرار دادم و تمام بدنش را با سیگار سوزاندم. وقتی احساس کردم بیهوش شده است، ترسیدم و او را برداشتم تا به بیمارستان ببرم اما در بین راه وقتی به میدان هفت تیر رسیدم، احساس کردم دیگر نفس نمی‌کشد، به همین خاطر او را در کنار خیابان رها کردم قاضی شهریاری در این زمینه گفت:هنگام کشف جسد وحضوردرصحنه،هیچ جای سالمی روی بدن مقتول دیده نمی‌شدومشخص بودکه به طرزفجیعی موردشکنجه قرارگرفته است.دختر11ساله توسط پدرمعتادش 20آبان 87به آتش کشیده شد:این متهم به قتل در تشریح جنایت اظهار کرد: وقتی به خانه رسیدیم یک گالن چهار لیتری نفت از پشت‌بام خانه برداشتم و شروع به ریختن نفت در راه‌پله‌ها و خانه کردم. بعد به داخل واحد مسکونی آمدم و باقیمانده‌ نفت را روی سر و بدن <سارا> ریختم. سپس بخاری دیواری اتاق را روشن کردم و <سارا> را به بخاری چسباندم. مقاومت زیادی نکرد تا اینکه متوجه شدم بوی دود بلند شد. آنقدر او را کنار بخاری نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله کشید و من در حالی که قسمتی از موهایم سوخته بود، فرار کردم اما تا به خودم بیایم متوجه شدم کل خانه آتش گرفته و همسایه‌ها آتش‌نشانی را خبر کردند روایت توقف نشر «پرتو سخن[ترجمان"ارگان" مکتب بولتنیسم روان بخش یکی ازسران فرقه مصباحیه است درپست موج سوم ،به اعتقاداوبه نظریه الحق من غلب ودروغ اشاره شدواین هم آفتاب آمددلیل آفتاب:

نویسنده سیدعطاءالله مهاجرانی:...اما حقیقت متفاوت از روایت آقای روانبخش است. نشریه پرتو سخن با چاپ مطلب و کاریکاتور به آیت‌الله منتظری اهانت کرده بود. موضوع در جلسه هیات نظارت مطرح شد و به اتفاق آرا تصمیم گرفته شد که مسئله برای بررسی به دستگاه قضایی ارجاع شود.

بولتنیسم [مکتب دروغ]آشکارمیشود درخواست رسیدگی به تخلفات پنهان

کارگزاران:محمود هاشمی‌شاهرودی در دیدار اعضای هیات‌های رسیدگی به تخلفات اداری خواستار توجه دستگاه‌های مرتبط و مسوول به تخلفات پنهان شد و گفت: ارائه برخی آمارهای غیرواقعی و صادق نبودن با مردم را یکی از تخلفات پنهان برشمرد که باید از سوی دستگاه‌های مرتبط بررسی و عوامل و دلایل آن شناسایی شود

نامه آرمین وقوچانی درشهروندهفته گذشته ده  آبان سنگین بود!به ذهنم خطورکردفرقه ضاله مصباحیه دردهه اول بانفوذبه درون نهادها،دردهه دوم باتثبیت وگسترش نفوذخود ودردهه سوم انقلاب،باهجوم به یاران وطرفداران اسلام امام خمینی ضربه خود را واردکرده وباتفرقه بین طرفداران اسلام امام خمینی به مقصودشوم خودنزدیک شده اند طرفداران امام بایدبا درس گرفتن ازآن به بندکشیده شدن ها توسط نفوذی های فرقه مذکوروساده لوحان تاثیرپذیرازآنهابیشارمتحدباشند.

انتقادمجیدانصاری ازتحریم یاران امام خمینی درصداوسیماتوسط فرقه نفوذی مصباحیه...

شاخص های اسلام جمودوخمودفرقه مصباحیه

 مجیدانصاری با بیان اینکه جوانان 20 ساله ناآشنا با عرصه جهاد می‌‏خواهند درس جهاد دهند، اظهار داشت: در فضای کنونی معلم اخلاق[ازنظرفرقه مصباحیه] کسی است که کج راه رود و یک روز هم با امام نبوده باشد و هنگامی که مردم مبارزه می‌‏کردند در کنج رفاه بوده باشد. وی افزود:‌ امروز چه اخلاقی بر جامعه ترویج می‌‏شود، جز اخلاق صوفیانه در حالی که امام(ره) اخلاق علوی را ترویج می‌‏داد. وی نسبت به ترویج خرافات و اخلاق صوفیانه در جامعه هشدار داد و با انتقاد از برخی سیاست‌‏های دولت نهم اظهار داشت: آنها آن‌‏قدر مهرورز شده‌‏اند که از دوستی با مردم اسرائیل صحبت می‌‏کنند و حتی علاوه بر اصلاح‌‏طلبان اکنون اصولگرایان نیز در تیغ آقایان قرار دارند.

خاتمی:کسانی[فرقه مصباحیه]که فقط از مردم توقع اطاعت دارندنبایدمحورقرار گیرند  برای همه ما مرور تاریخ 150 سال گذشته ایران لازم و ضروری است تا بدانیم کجا بودیم، کجا آمدیم و چه هزینه‌هایی پرداختیم و چه کامروایی‌ها و ناکامی‌هایی داشته‌ایم؟

فلان مقام ایرانی 25 بار تماس گرفته وخواسته اورادعوت کنم بیاید به کشورم

مدتی قبل سیدمحمدعلی ابطحی نوشته بوددولت پول زیادی خرج میکندتافلان متصدی خارجی به ایران بیایدیاایرانی به آن کشوربروداماانگارقضیه جدی ترازاین حرفهاست .محمدرضافاکررئیس کمیسیون اصل 90که مسول پیگیری تخلفات مسولین است 12آبان گفته:گاهی می‌شنویم که در جریان سفر فلان مقام خارجی به فلان کشور تقریبا ملحد خلیج فارس، می‌گوید که فلان مقام ایرانی تاکنون 25 بار با من تماس گرفته و خواسته که او را دعوت کنم بیاید اینجا و من پس از این همه تماس و تقاضا خجالت کشیدم! ...

8- خاتمی بایدبیایدبایدبیاییدبایدبیایدبایدبیایدبایدبیاید...چون آنان که امام درنامه 12اسفند67خطرشان راگوشزدکرده بودشروع به لولیدن کردن اندوبعدازفتنه دین ازسیاست جدااست وفتنه فقط فقهاءبایددرسیاست دخالت کنندکه امام فرموداین دسیسه بدترازدسیسه دین ازسیاست جداست میباسدامروزدوباره خواستارعدم دخالت مراجع تقلیددرسیاست شده اند ومانندآنانکه در1347تهمت زدندکه اینهامیخواهندریشه دین حنیف رابرکنندقدم جای پای آنهاگذاشته اند:

پاسخ سایت حامیان خاتمی به کیهان وفرقه مصباحیه

انالله واناالیه راجعون

درسال 1347 (به تعبیرامام درنامه سوم اسفند67معظم له)« عده ای ازروحانی نماهاکه قبلاسربه آستان دربارپهلوی می سائیدندیکمرتبه متدین شده وبه روحانیت انقلابی وزندان رفته وزجرکشیده تهمت وهابیت وبدترازوهابیت زدند»یعنی به کسانیکه درحسینیه ارشادتهران فعالیت میکردندازجمله مقام معظم رهبری،شهیدمطهری وشهیدبهشتی و...(رجوع شودبه هفته نامه پیام هاجرنوشته مهدی غنی)مصباح یزدی که ازمخالفان افراطی حسینیه بوده امروزعواملش درکیهان همان راه راپیش گرفته وتهمت وهابیت زده اند . وروزنامه کیهان که ازسران فرقه مصباحیه خط میگیردآنهادرصدداختلاف افکنی بین شیعه وسنی هستندسال قبل درزیتون نوشتیم فرهنگ گیوچی به کردستان نرفت ولی رقص کردی به قم آمدوزنان قمی به سبک کردی کمرهمدیگررامی گیرندومی رقصند.دروغ سازی کیهان رادرخبرزیربخوانیم:...

چه خوش بی‌ گر محبت هر دو سر بی

احمدی نژادکه در13آبان 58عضودفترتحکیم وحدت ولی ازمخالفان تسخیرلانه جاسوسی آمریکابوده بعدازتصاحب پست اداری ریاست جمهوری خیلی به سبک دانشجویان ایران عهداحمدقاجاردرآلمان ضدآمریکائی شده وبه جای سرودملی سرودعموسبزفروش راکه ازبله آن ایرلندی هاهم به وجدآمده بودندسرمیدهدوتصورمیکندباپاکوبیدن به زمین وبله گفتن ولی بازیرپاگذاشتن مواضع ضدبولتنیسمی مقام معظم رهبری وملت شریف ایران تلاش همه جانبه برای رابطه باآمریکامی نمایند بطوریکه :اعتراض احمدتوکلی نماینده مجلس به احمدی نژاد،درپی پیام اوبه اوباما:...

داستانی که در زیر نقل میشود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران «احمد قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل   کرد : ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل میکردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. بلدنبودیم دیدیم فارسی نمیدانند ،هممه شعر را نمیدانستیم. با توافق همدیگر، «سرود ملی» به این صورت تدوین شد : عمو سبزی فروش! . . . بله [باکوبیدن پابه زمین]. سبزی کمفروش! . . . . بله . سبزی خوب داری؟ . .  بله . خیلی خوب داری؟ . . . بله . عمو سبزی فروش! . . . بله . سیب کالک داری؟ . . . بله . زالزالک داری؟ . . . . .  بله . سبزیت باریکه؟ . . . . . بله .شبهات تاریکه؟ . . . . . بله . عمو سبزی فروش! . . . بله . صدای بله چنان میدان رابه وجدآورده بودایرلندی هاپشت سرمارژه میرفتندبله راتکرارمیکردند.

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

توهم یک اختلال روان تنی است ، چیزی که نیست می گوئیم هست !!!؟

سرمقاله 23آبان روزنامه آفتاب یزد:دولت پیش‌بینی‌- پیش‌بینی‌های دولت!     

 محمود احمدی‌نژاد سه روز قبل در جشنواره فرهنگی امام رضا (ع) در خراسان رضوی اظهار داشت: «‌پیش از این به سران دنیا، در آستانه اضمحلال بودن حکومت ظالمان را هشدار داده بودم. آن زمان آنها با حالت تعجب به من نگاه می‌کردند و حتی وقتی دلایل خود را گفتم متوجه نشدند... اما اکنون با تعجب به من می‌گویند تو از کجا فهمیدی که چنین حادثه‌ای در پیش است؟»[ههههههههههههههههههههه!،دست بگیریدرودلتون روده ها آسیب نبینه!!!ای امان ازپیش بینی های این آقارجب!]

وی به صراحت معلوم نکرد چه چیزی را پیش‌بینی نموده که سران «کُندذهن» دنیا قادر به درک آن نبوده‌اند و هم‌اکنون با وقوع آن، موجبات تعجب آنها فراهم شده است. اما در ماههای اخیر دو اتفاق در عرصه بین المللی به وقوع پیوسته که حیرت جهانیان را به دنبال داشته است. ‌ ‌

نخستین اتفاق، راهیابی یک رنگین پوست به کاخ سفید است. قاعدتا این حادثه نمی‌تواند سوژه موردنظر رئیس‌جمهور ایران باشد. زیرا این اتفاق، دقیقا در تضاد با »پیش‌بینی« احمدی‌نژاد است که 8 ماه قبل از انتخابات آمریکا در گفتگو با مجله اسپانیایی اظهار داشته بود: «بعید می‌دانم اجازه دهند اوباما بیاید و رئیس‌جمهور شود. مناسبات قدرت در آمریکا مشخص است. آنها در قدرت بسیار خشن عمل می‌کنند.»‌ ‌

اما حادثه مهم‌تری که شاید بتوان آن را بر اظهارات اخیر احمدی‌نژاد تطبیق داد ‌ ‌ بحران اقتصادی است که اخیرا سراسر جهان را فرا گرفته و همه سران و سیاستمداران دنیا به فکر چاره‌جویی برای آن هستند که در این میان، کشور ایران یک استثنا است!*

آنچه که می‌تواند گمانه‌زنی‌ها در خصوص ارتباط اظهارات اخیر احمدی‌نژاد با بحران اقتصادی جهان را تقویت کند، سخنان مشاور ارشد اوست که چندی قبل ادعا کرد: »احمدی‌نژاد چندسال پیش بحران اقتصادی فعلی را پیش‌بینی کرده بود.« البته یک اظهارنظر و یک اقدام رئیس‌جمهور، تردیدهایی نسبت به این موضوع به وجود می‌آورد. احمدی‌نژاد در جمع مردم خرم آباد سخنانی درخصوص چاپ دلارهای قلابی توسط آمریکا و توزیع آن در سراسر جهان بیان کرد. وی همچنین یکی از عوامل بحران اقتصادی جهان را طمع‌ورزی و ثروت‌اندوزی سرمایه‌داران فاسد و جنایتکار آمریکا دانست که به قیمت خالی کردن جیب ضعیف‌ترین ملت‌ها ،بر دارایی‌های خود می‌افزایند. پذیرش این اظهارات به معنای آن است که زیان بحران اقتصادی فعلی، نصیب ملت‌ها و دولت‌های ضعیف ‌است و سود آن برای همان قدرت‌هایی است که اکنون سخن از اضمحلال آنها گفته می‌شود! نامه‌نگاری اخیر رئیس‌جمهور با علمای دانشگاه و حوزه و استمداد از آنها برای چاره‌جویی نسبت به بحران اقتصادی جهان نیز نشانه‌ای است که قدیمی بودن پیش‌بینی احمدی‌نژاد در مورد بحران فعلی را زیرسوال می‌برد. زیرا اگر احمدی‌نژاد چند سال قبل، این وضعیت را پیش‌بینی کرده بود بایستی به محض استقرار در جایگاه ریاست جمهوری، موضوع را با علمای اقتصاد– در حوزه و دانشگاه– در میان می‌گذاشت. در واقع او باید سه سال قبل‌ ‌همان کاری را می‌کرد که پس از علنی‌شدن بحران و سایه افکندن آن بر سر همه ملت‌ها– اعم از ضعیف و قوی– انجام داد.

پس شاید بهتر باشد که هم برای ثبت در تاریخ و هم برای روشن شدن اذهان ایرانیان، توضیح بیشتری در خصوص پیش‌بینی‌های بین‌المللی رئیس‌جمهور در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. ارائه این توضیحات، هوشمندی تیم مشاوران رئیس‌جمهور و خود او در پیش‌بینی تحولات جهانی را آشکار خواهد ساخت و می‌تواند مردم را نسبت به عبور همراه با سلامت کشورمان از بحران‌های آتی جهان، مطمئن سازد. البته افشای مقصود رئیس‌جمهور و اثبات صحت پیش‌بینی او، پایان ماجرا نخواهد بود، بلکه سوالات فراوانی را در خصوص برخی اقدامات، اظهارات و پیش‌بینی‌های دیگر رئیس‌جمهور و همکاران او ایجاد می‌کند که به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود:

1- قیمت نفت، یکی از عواملی است که هم در ایجاد بحران اقتصادی تاثیرگذار بود و هم از آن تاثیر پذیرفت. بالارفتن قیمت نفت، موجب افزایش تورم جهانی گردید که یکی از عوامل تشدید بحران اخیر بود و تشدید بحران نیز موجب کاهش مصرف انرژیدر جهان شد و نتیجتا قیمت نفت را به سطحی رساند که از رقم متوسط آن قبل از علنی شدن بحران اقتصادی جهانی، بسیار پایین‌تراست. کسانی که بحران جهانی را پیش‌بینی می‌کردند حتما می‌دانستند که افزایش بادکنکی قیمت نفت، نهایتا به زیان کشورهایی خواهد بود که ناچار هستند بسیاری از نیازمندی‌های خود را از سایر کشورها تامین نمایند. اما ظاهرا سیاستمداران ایرانی که بحران جهانی راپیش‌بینی می‌کردند، ایده دقیقی از پیامدهای افزایش ناگهانی قیمت نفت نداشتند. پیش‌بینی غلط این گروه از سیاستمداران ایرانی نسبت به افزایش قیمت نفت و پیامدهای آن، باعث شد که در آغاز مرحله اخیر صعود قیمت نفت، از آن ابراز خوشحالی کنند. آنها همچنین، آن‌قدر از افزایش منابع مالی کشور احساس اطمینان می‌نمودند که به فکر تاسیس صندوقی برای جمع‌آوری درآمدهای مازاد نفتی با هدف کمک به کشورهای فقیر افتاده بودند! اما در فاصله کوتاهی از این ذوق‌زدگی و خیرخواهی، ناچار شدند افزایش قیمت نفت در سطح بین المللی را یک عامل مشکل ساز معرفی کنند که بخشی از گرانی‌های بی‌سابقه داخلی، ناشی از آن بوده است.

2‌-اگر مسئولان دولت نهم، بحران اقتصادی را پیش‌بینی می‌کردند قاعدتا از کاهش ناگهانی قیمت نفت نیز بی‌خبر نبوده‌اند. پس چرا به جای به حداقل رساندن مصارف ارزی کشور، به تعبیر تعدادی از نمایندگان اصولگرای مجلس، اجازه دادند پول نفت برای واردات انواع میوه آفریقایی، آسیایی، اروپایی و آمریکایی هزینه شود که مصرف کننده آن، تنها قشر محدودی از جامعه هستند؟ راستی آیا دولت در تنظیم بودجه سال 87، محدودیت‌های ناشی از بحران اقتصادی جهان را لحاظ کرده بود

3‌-برای دولتی که به ادعای اعضای آن قادر است تحولات مرتبط با سایر کشورها را پیش‌بینی کند، آیا پیش‌بینی اینکه »بعضی از زنبیل به دستان خارجی تنها به کمک‌های ایران چشم دارند و نمی‌توان به آرای آنها به نفع ایران در مجامع بین‌المللی دل بست« خیلی سخت بود؟ اگر مسئولان ایرانی قادر به ‌ ‌پیش‌بینی این مسئله بدیهی نبوده‌اند توانایی آنها برای پیش‌بینی یک بحران پیچیده جهانی ، به شدت زیر سوال است. اگر هم با پیش‌بینی این وضعیت، نام ایران را در لیست کاندیداهای عضویت در شورای امنیت قرار دادند، بایستی به فکر تجدیدنظر اساسی در بعضی راهبردها و راهکارها بود. همین سوال درخصوص حضور در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس و پیش‌بینی تکرار ادعاهای مضحک - پیرامون جزایر سه‌گانه ایرانی - در بیانیه پایانی اجلاس، قابل طرح می‌باشد. پاسخ به این دو سوال و روشن ساختن علت عدم پیش‌بینی صحیح نسبت به دو تحول مهم مرتبط با ایران، مردم را قانع خواهد ساخت که پیش‌بینی‌های سیاستمداران ایرانی، براساس محاسبه است. شاید هم آنها را به این نتیجه برساند که عدم پیش‌بینی‌ها و پیش‌بینی‌های غلط دولتمردان، به خاطر بی‌توجهی به بعضی امور بدیهی می‌باشد. فرض سوم نیز آن است که سرگرم شدن به پیش‌بینی تحولات بین المللی، گاه مسئولان ایرانی را از بررسی دقیق‌ تحولات مرتبط با ایران غافل می‌سازد.

در کنار سوال‌های فوق، یک نکته اساسی نیز وجود دارد که بسیار ابهام‌برانگیز است. بنابرادعای مطرح شده توسط رئیس‌جمهور و مشاور ارشد او، برخی مسائل جهانی،چند سال قبل توسط آنها پیش‌بینی شده بود. قاعدتا این پیش‌بینی، بدون دسترسی به اطلاعات دقیق از تحولات درونی بعضی کشورها و تنها براساس تحلیل حوادث، صورت گرفته است. پس چگونه است که در داخل کشور ،علی‌رغم دسترسی به اطلاعات و آمار دقیق و هشدارهای مکرر حامیان و منتقدان، مسئولان نتوانستند پیامدهای مشکل آفرین برخی تصمیمات اقتصادی را پیش‌بینی کنند و از تحمیل مشکلات بزرگ اقتصادی بر مردم جلوگیری‌ نمایند؟

سوالات مشابهی در سایر عرصه‌ها نیز قابل طرح است. مثلا آیا هشدار اقشار مختلفاز جبهه اصولگرایان و اعتراض مکرر علما و مراجع تقلید نسبت به اظهارات رئیس سازمان گردشگری و نیز تاکیدات مکرر امام و رهبری در خصوص اسرائیل، این امکان را برای رئیس‌دولت فراهم نمی‌کرد که پیش‌بینی صحیح نسبت به موضع رسمی کشور در این خصوص داشته باشد و به شدت از اظهارات مشایی حمایت نکند؟ ‌ ‌

به هر حال سوال‌های دیگری نیز قابل طرح است و می‌تواند ضعف پیش‌بینی در بدیهی‌ترین امور را به نمایش بگذارد که البته پذیرش این ضعف، برای دولتی که مشاوران آن ادعاهایی درخصوص پیش‌بینی زودهنگام تحولات بزرگ جهانی مطرح می‌کنند بسیار سخت است!‌

*ایران تقریباً تنها کشوری است که دولت آن، به رغم هشدار کارشناسان و برخی نهادهای حکومتی ، از بحران فعلی اقتصادی احساس نگرانی نمی‌کند.

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول38

خوردن انجیر باعث از بین‌ ‌رفتن بوی بد دهان ‌می‌شود

یکی ازبیماری های فراگیر،کم خونی (آنومی)است واختلال ام اس(بیماری مغز) نیزشیوع زیاد ونفوذبیشتری درافرادسن کم از9به بالاپیداکرده است رازسوگند خوردن خدا به انجیرخاصیت درمانی آنرا میرساند انجیرپتاسیم داردموادغذائی پتاسیم دارمثل نخود،مغزها،لپه نخود،سبزی ،ادویه(یعنی زعفران،آویشن،پونه،دارچین،زردچوبه ،زنجبیل،زنیان،زیره،فلفل،سماق،کاکائو،هل،وانیل،سیاه دانه،...)که گرم "باز"وخشک"پتاسیم"هستندبرای پیشگیری ازکمخونی مفیدهستند.وبه علت اینکه کم خونی ریشه ومادرهمه بیماریهاست باخوردن انجیروموادغذائی گرم وخشگ ومیوه هائی مثل سیب درختی ازهمه امراض وبیماریها واختلالات عصبی وجنسی پیشگیری میشود:

آفتاب یزد22آبان: نتایج تحقیقات نشان می دهد: انجیر میوه‌ای‌ ‌مقوی و شیرین است که موجب از ‌بین رفتن بوی بد دهان می‌شود.‌ ‌ ‌ انجیر با داشتن پتاسیم، تامین کننده سلامت‌ ‌کودکان ضعیف، کم خون و کم اشتها ‌بوده و موجب افزایش وزن آنها می‌شود.‌ ‌ همچنین انجیر ضد سرطان است و اگر با عسل‌ ‌مخلوط شود مصرف آن در تسکین ‌زخم معده بسیار مفید خواهد بود.‌ درخت انجیر از سال چهارم شروع به میوه دادن کرده و ‌تا بیست‌ ‌سالگی نیز میوه می‌دهد.‌

کمبود ویتامین‌ها موجب آسیب پذیری گوشها می شود

ویتامین ها،غذای اصلی نیستند،اما مایعات بین سلولی راتنظیم میکنند،ازاین جهت مهم هستندودرواقع برق بدن راتنظیم می کنند.وقتی اینهابه بدن نرسندگیرنده هاوفرستنده های عصبی دچاراختلال شده برکم شنوائی،کم بینائی،ازبین رفتن حس بویائی،وضعف لامسه وحس چشائی اثردارند بخصوص ویتامین های گروه ب که دربدن ذخیره نمیشوندوهرروزبایدمصرف شوندخیلی موثرنداین هم یک پژوهش جدیدتوسط محققان دانشگاه میشیگان :

آفتاب یزد22آبان: بررسی‌ها نشان داده افرادی که دچار کمبود ویتامین هـسـتـنـد زودتر از دیگران در معرض اختلالات شنوایی قرار می‌گیرند و ‌مصرف کافی ویتامین‌ها در تمام سنین موجب تقویت سلولها و اعصاب شنوایی شده و از بروز صدمات شـنـوایـی جـلوگیری ‌می‌کند.‌ مـحـقـقـان دانـشگاه میشیگان اعلام کرده اند مصرف انواع ویتامین‌های محلول در آب و چــربـی بـه ‌دلـیـل دارا بـودن مقادیر فراوان آنتی اکسیدان، بـه سلامت سلول‌های بدن به ویــژه سـلــول‌هــای شـنــوایــی کـمـک می‌کند. ‌بنابرهمین گزارش، محققان دریافتند افرادی که از انواع ویتامین‌ها به اندازه کافی استفاده می کنند در هنگام قرار گرفتن ‌در معرض صداهای بلند، از سلامت شنوایی بیشتری برخوردارند. با توجه به اینکه زندگی در شهرهای بزرگ و صنعتی و کارکردن در بسیاری از محیط‌های شغلی همراه با صداهای بلند ‌است، مصرف کافی و مناسب از ویتامین‌ها می تواند مفید باشد. ‌

تاثیر سیر و پیاز در پیشگیری از سرطان    

امام معصوم ششم:پیازاعصاب راقوی میکند...

روده مرکزتولیدویتامین ب است پیازخورهاهم به سرطان روده کمترمبتلامیشوند

پژوهشگران با تحلیل نتایج 8 تحقیق جداگانه در ایتالیا و سوئیس ، دریافتند: آفتاب یزد22آبان : مصرف سیر و پیاز در برنامه غذایی روزانه ، خطر ابتلا به انواع سرطان را کاهش می دهد. افرادی که در برنامه غذایی ‌خود سیر و پیاز فراوان مصرف می کنند ، کمتر از دیگران در خطر ابتلا به انواع سرطان قرار دارند. ‌این پژوهش نشان می دهد ، مردان و زنانی که در هفته بیش از 7 وعده پیاز می‌خورند ، 50 درصد کمتر از کسانی که پیاز ‌نمی‌خورند، به سرطان روده بزرگ مبتلا می شوند. همچنین مصرف کنندگان سیر 25 درصد کمتر از افرادی که رژیم غذایی بدون سیر دارند ، به این نوع سرطان مبتلا ‌می‌شوند.‌

هسته‌ انگور قادر به کنترل آلزایمر است    

 متخصصان دانشگاه فلیندر در استرالیا، با آزمایش بر روی موشها دریافتند موشهایی که به مدت 6 ماه از هسته انگور ‌تغذیه کرده اند، نسبت به موشهایی که از غذاهای عادی خود استفاده می کنند، دارای عملکرد شناختی بهتری ‌هستند. به همین دلیل محققان بر این باورند که این دانه ها می‌توانند به عنوان درمانی ارزان قیمت برای کنترل ‌بیماری‌هایی نظیر آلزایمر مورد استفاده قرار گیرند.‌ همچنین آزمایش‌ها نشان می دهد که عصاره این دانه ها در کاهش 50 درصد از تاثیر بیماری جنون بر ‌سلول های مغز نقش موثری دارد.‌

محققان با آزمایش بر روی موشها دریافتند که مواد درون هسته انگور از ته نشین شدن پروتئین عامل آلزایمر جلوگیری ‌کرده و می تواند در درمان و کنترل این بیماری نقشی موثر را ایفا کند.‌بر اساس مطالعات جدید، هسته میوه انگور سرشار از ترکیباتی است که قادر به کاهش ‌میزان فرسایش مغزی در دوران پیری خواهد شد.‌

زیتون:قبلاهم درموردشربت هسته انگورودرمان ناراحتی های قلب درپست مویزنکاتی ذکرشد.

قابل توجه جوانان اعم ازدختران وپسران بخصوص نوعروسان وآقا دامادها!

پیغمبر:یاعلی تاهفت روزپس ازعروسی شیرو...نخورید

آفتاب یزد23آبان:مصرف شیر و غذاهای آماده موجب بروز جوش بر روی پوست می شود    

یک متخصص تغذیه و رژیم درمانی گفت: مصرف شیر، غذاهای آماده، ماهی و جلبک های خوراکی به دلیل آلرژی زا بودن ، در ‌بروز جوش بر روی بخش های مختلف پوست بدن موثر است. ‌‌ ‌وی افزود: تغییرات هورمونی همراه با سایر عوامل همچون حساسیت های غذایی، مصرف ‌داروهای ضد بارداری و ید موجود در نمک های یددار از دیگر علل بروز جوش بر روی پوست بدن است. براساس تحقیقات انجام شده، کاهش میزان عنصر "روی" در بدن نیز سبب افزایش پیدایش جوش بر روی ‌پوست می‌شود. ‌وی با بیان اینکه جوش بر اثر اختلال در غدد چربی پوست در نواحی صورت، بازوان، سینه، شانه و پشت کمر بروز می کند، ‌افزود: از علل مهم بروز جوش، تغییرات هورمون های جنسی در سنین بلوغ است که سبب افزایش ترشح ماده ای به نام ‌‌"سبوم" می شود. ‌این متخصص تغذیه با اشاره به مواد غذایی موثر در کاهش جوش روی پوست، گفت: مصرف کدو، کرفس، کاهو، هویج، ‌اسفناج، میوه جات تازه، نخود، برنج کامل سبوس دار، گردو، تخم مرغ، گوشت ماکیان و صدف های خوراکی در درمان ‌جوش و پیشگیری از بروز آن موثر است.

زیتون:هیچ غذائی بهترازروغن زیتون خام وشربت عسل برای پیشگیری ازجوش صورت نیست البته بایدازخوردن شکروموادغذائی که شکردرآن بکاررفته نیزپرهیزکردوبه جای آن عسل وخرما وانجیرومویزومغزهاوامثالهم استفاده کرد

تامین نیاز آهن روزانه با مصرف شکلات صبحانه    

یک متخصص تغذیه و رژیم درمانی گفت: امروز شکلات‌های صبحانه یکی از مواد غذایی مصرفی در وعده صبحانه است که 100 گرم آن حدود 650 تا 800 کیلو ‌کالری انرژی دارد و حدود 25 گرم پروتئین، 50 گرم چربی اشباع، ویتامین e‌ و‌140‌ میلی گرم کلسیم، آهن ‌و روی دارد.‌وی با اشاره به اینکه آهن موجود در شکلات صبحانه می تواند آهن روزانه یک فرد سالم را تامین کند، ‌گفت: آهن موجود در شکلات صبحانه به صورت فولات حدود 72 میکروگرم است و می تواند تا حد زیادی ‌آهن مورد نیاز زنان را تامین کند، وجود اسیدهای چرب غیر اشباع هم می تواند تا حد زیادی از آسیب به عروق ‌قلب جلوگیری نماید و احتمال بروز سکته مغزی و قلبی را کاهش دهد.‌ این متخصص تغذیه بیان کرد: این ماده غذایی سرشار از مواد مغذی و مقوی است و باید در حد اعتدال ‌آن را مصرف کرد و توصیه می شود که دو تا سه بار در هفته در وعده صبحانه صرف شود.

زیتون:بهترین شکلات صبحانه مخلوط کردن عسل باارده وپودرکاکائواست.سالم ومطمئن.چون بادست خوددرست می کنیم.

میوه‌های درمان گر    

انواع میوه ها می تواند آرایشی از انواع ویتامین ها، مواد معدنی و آنتی اکسیدان‌های مقابله کننده با بیماری ها را برای انسان فراهم کند. در حقیقت گسترش افق دید نسبت به میوه ‌ها می تواند به طور قابل ملاحظه ای سبب بهبود سلامت فرد شود. به بعضی از این میوه ها و تاثیر شگفت انگیز آنها بر سلامتی اشاره می کنیم.

فشار خون نرمال با انجیر تازه‌

6‌ عدد انجیر تازه حاوی 891 میلی گرم پتاسیم، کاهش دهنده فشار خون است. یعنی 20% از نیاز روزانه به این ماده با خوردن ‌انجیر تامین می شود. مقدار پتاسیم موجود در این تعداد انجیر برابر با مقدار موجود در یک موز بزرگ است.انجیر یکی از منابع سرشار از کلسیم است ‌که کلسیم موجود در آن(6 عدد) معادل نصف فنجان شیر پر چرب است. ‌

زیتون:علت قسم خوردن خدابه انجیرشایدهمین کلسیم داشتن آن باشدکلسیم مغزاستخوان راپرمیکندومغزاستخوان خون سازاست(گوشت که میخریم مغزاستخوان رانگاه کنیم قرمزاست)

پوست زیبا با پرتغال

پرتغال حاوی ویتامین ‌c‌ می باشد. زنانی که از منابع ویتامین ‌c‌ غنی ‌استفاده می کنند، کمتر از دیگران دچار چروک های پوستی می شوند.

زیتون:ویتامین ث محلول درآب است یعنی دربدن ذخیره نمیشودهرروزبایدمصرف شود.به پست ویتامین ث رجوع نمائید

کاهش کلسترول با سیب

افرادی که از منابع فیبردار استفاده می کنند کلسترول بد خون ‌آنها پایین تر از بقیه افراد است. این میوه همچنین مانع از افزایش وزن تصاعدی می شود. ‌

مقابله با سرطان با هندوانه و بهتر از آن پاپایا (خربزه درختی)

این دو نوع میوه از منابع غنی بتاکریپ اکسانتین است که مانع از بروز سرطان ریه می شود. هندوانه سرشار از ‌لیکوپن است که مانع از انواع سرطان ها مثل معده ، پروستات و ....می شود. همچنین این نوع میوه باعث افزایش قدرت ترمیم ‌بدن می شود. نوعی آنزیم به نام پاپین ‌در این میوه ها وجود دارد که به هضم کمک می کند. پاپین آنزیمی است که به شکستن آمینو اسیدها کمک می کند. ‌

زیتون:افرادی که طبع سرددارندنبایدزیادهندوانه استفاده کنندیعنی زودبه زودسرماباصطلاح سرمامیخورند.

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

آمریکای دیگر؟

| نویسنده: سیدعطاءالله مهاجرانی  | ازلینک سیدعطاءالله

 

آیا با انتخاب اوباما با امریکای دیگری رویارو خواهیم بود؟ تغییر که ستون اصلی تبلیغات ستاد اوباما بودچه ژرفا و گستره ای  
دارد؟کشورهای اسلامی به ویژه افغانستان و عراق و فلسطین و ایران با چه استراتژی تازه ای روبرو خواهند   شد؟
تردیدی نیست که این تغییر در عرصه داخلی آمریکا اتفاق افتاده است. شور و شوقی که در میان نسل نو آمریکا موج می زد، احساس خرسندی و افتخار آمریکایی- افریقایی ها نشانه های این شوق بود. وقتی اوباما سخنرانی پیروزی اش را در شیکاگو ایراد می کرد، جیسی جکسون مثل کودکی از شوق می گریست. در چشمان سفیدپوستان هم اشک حلقه زده بود. پیدا بود در درون دیگ جوشان جامعه چهل تکه آمریکا اتفاق بزرگی افتاده است. 64 در صد مردم در انتخابات شرکت کردند. این نصاب از سال 1908 تا به امروز به دست نیامده بود! برای نخستین بار پس از انتخاب کارتر در سال 1976 بود که کاندیدای حزب دموکرات بیش از 50 در صد آراء را کسب کرد. ( رای اوباما 52.3%) آراء الکترال اوباما نیز بی سابقه بود،349 رای در برابر162 رای مک‌کین.
پرسش‌های متعددی سر بر می کشد. انتخاب اوباما از زوایای گوناگونی شایسته بررسی ست. در یک کلام اوباما بیش از هر فرد دیگری نشانه ی امریکاست! نشانه جهانی بودن یک کشور که ملت های تمام دنیا در آنجا برای خود خانه ای و سازمانی دارند. به عنوان نمونه میلیون ها ایرانی و ده ها میلیون مسلمان بخشی از جامعه آمریکا هستند. سخن پاول وزیر خارجه سابق بوش را به یاد بیاورید. او از اوباما حمایت کرد و در برابر این پرسش که پدر اوباما مسلمان بوده است گفت:" چه اشکالی دارد اگر خود اوباما هم مسلمان بود مگر اشکالی داشت یک مسلمان مگر نمی تواند رئیس جمهور آمریکا بشود!"

خوب به این عبارت بیندیشید! این سخن همان جوهر آرمانی جامعه امریکاست که در دهه اخیر توسط بوش و محافظه کاران جدید ویران شده است. کار کارستان اوباما بی شباهت به لایروبی اصطبل های آژیاس نبود. اصطبل ها تا سقف انباشته از سرگین بود. هرکول را مامور کردند تا اصطبل را یک‌روزه پاکسازی کند. هرکول جریان دو رودخانه بزرگ الفه و پنه را تغییر داد. جریان نیرومند رودخانه ها تمامی سرگین ها را شست و با خود برد.
بیهوده نیست که توماس فریدمن هوشمندانه مقاله خود در باره ی پیروزی اوباما را با این نکته شروع کرد: "پس از ساعت 10 بعد از ظهر روز 4 نوامبر جنگ های داخلی امریکا پایان یافت!"
این هم از همان زمره نکته ها و نوشته هایی ست که دنیایی از مفاهیم در آن موج می زند. فریدمن همان چشمان لبریز از اشک جسی جکسون را تصویر ی تاریخی کرده است. پیروزی اوباما پیروزی لینکلن و لوتر کینگ هم بود.

این سخن را بسیار شنیده ایم که برای مبارزه با تاریکی شمعی بیفروزیم. این شمعی بود که در آمریکا افروخته شد و تاریکی های ناشی از نزدیک به یک دهه غرور نئوکان ها زدوده شد...
اما این پیروزی درخشان برای دموکرات ها و اوباما و آمریکایی- افریقایی ها بسیار بعید ست که برای دیگران نشانه های امیدی در بر داشته باشد. تفاوت اوباما و بوش این است که اوباما اهداف آمریکا را سنجیده تر و برنامه‌ریزی شده تر پیگیری می کند. او در واقغ منتقد کارهای ناتمام و محاسبه نشده بوش بود. به عنوان نمونه باور دارد می بایست کار در افغانستان به سرانجام و سامان می رسید تا بعد نوبت عراق برسد!

در قضیه فلسطین هم اوباما به صراحت اعلام کرد که بیت المقدس- به زبان او و اسراییلی ها اورشلیم- پایتخت ابدی و تفکیک ناپذیر اسراییل است. بی سبب نبود که مارتین ایندیک سفیر سابق آمریکا در اسراییل که از نظریه‌پردازان حزب دموکرات است، در همان بحبوحه انتخابات روز 4 نوامبر گفت: "اسراییلی ها نباید نگران باشند اوباما از بوش به آن ها نزدیکتر است."
می خواهم بگویم در سازمان حکومت امریکا یک نما یا دکوراسیون وجود دارد و یک بنیاد یا فونداسیون. آمدن اوباما تنها تغییر چشم گیری در نمای حکومت است ونه در بنیاد های آن.

جهاد خازن در ستون معروفش در روزنامه الحیات- روز سه شنبه 4 نوامبر- نوشت اگر مک کین رئیس حمهور شود ما با تداوم همین مصیبت‌های دوران بوش روبرو خواهیم بود و اگر اوباما رییس جمهور شود چه بسا که دشواری های ما بیشتر شود. او از هر سفیدی سفید تر است! او بسیار هوشمند است و اشتباهات بوش پسر را که هیچ‌گاه بزرگ نشده است؛ تکرار نمی کند!"
نکته آخری هم که به نظرم می رسد در باره پیام رئیس جمهور ایران به اوباماست. امیدوارم قبلا با آمریکایی ها مشورتی صورت گرفته باشد که این پیام تبریک هم مثل نامه‌ها بی پاسخ نماند

(دیپلوماسی ایرانی)

مهاجرانی :باراک حسین اوباما و <رَم اسرائیل> و شهریار ماکیاول...     

آفتاب یزد:باراک اوباما یک نام میانه دارد-حسین- که از آن استفاده نمی کند. دلیلش ‌هم روشن است؛ آن نام ریشه و سابقه مسلمانی او را به یاد می آورد. ‌رم امانوئل که توسط اوباما به عنوان رئیس اداره کاخ سفید انتخاب ‌شده است، او نیز یک نام میانه دارد: اسرائیل!‌هر چه اوباما می کوشد نام میانه اش را پنهان کند، نام میانه رم مثل شتر ‌بر بالای مناره آشکار است.‌چرا اوباما در نخستین انتخاب چنین نشانه ای را به آمریکا و اسرائیل و ‌مسلمانان و همه جهان نـشـان داد؟ چه ضرورتی داشت که او موقعیت ‌کلـیـدی مـدیـریـت کـاخ سفید را به یک یهودی صهیونیست واگذار کند؟‌‌‌پدر رم در بیت المقدس متولد شده است. او از اعضای گروه تروریستی " ‌ایرگون" بوده است. نام" رم اسرائیل" به خوبی نشانه گرایش و آرمان ‌اوست. نکته قابل توجه این بود؛ پس از انتصاب رم( که دوستانش او را به ‌دلیل تندی وتیزی اش رمبو می نامند) پدرش در مصاحبه با روزنـامـه ‌اسـرائـیلـی مـعـاریـو گـفـت:" او مـی‌تواند بر رئیس جمهور تاثیر بگذارد و ‌رئیس جمهور از اسرائیل حمایت کند. او که عرب نیست! به کاخ ‌سفید بـرای تمیـز کـردن کـف زمیـن کـه نرفته است!"‌‌‌می بینید چه تحقیر و کینه ای در همین عبارت موج می زند.‌بی سبب نبود که روزنامه " ها آرتص" تیتر زد کـه:" آدم مـا در کاخ سفید!"‌انتخاب رم اسرائیل امانوئل کاملا با محاسبه و سنجیده صورت گرفته ‌است. در 20 سپتامبر سال 2005 نشست معنا داری در واشنگتن برگزار شد. نشست در مورد کمک به بیمارانی بود که صرع دارند. قرار بود ‌افراد به این منظور جمع شوند و کمک کنند. از سوی دیگر این نشست در باره رم امانوئل هم بود تا به اصطلاح او را وسط بگذارند و با نکته و طنز ‌مسخره اش کنند. آمریکایی ها از اصطلاح" سرخ کردن" در این مورد ‌استفاده می‌کنند. نکاتی که هیلاری کلینتون و اوباما در باره رم در آن ‌جلسه گفتند، گرچه به زبان طنز و تمسخر بود اما حقایقی را در بر داشت. ‌هیلاری اشـاره کـرد کـه رم در کـاخ سفید دوست داشت به کلینتون زبان ‌عبری یاد بدهد! و برای آموختن استفاده از سلاح یوزی به اسرائیل می ‌رفت.‌نکته های اوبــامــا فــراتــر بــود. الــبـته همان صحبت اوباما به تـنـهـایـی گواه است ‌که ما با چه هوش سرشار و پر جرقه‌ای روبرو هستیم. نکته محوری سخن ‌اوباما این بود:‌‌" شاید بسیاری ندانند، رم سال ها تمرین کرده تا رقص باله ‌بیاموزد. او به خوبی یاد گرفته که شهریار ماکیاول را با باله ‌برقصد! بجهد، چرخ بزند و با سرانگشت پاها جوری حرکت کند که ‌کسی سر در نمی آورد می خواهد به چپ برود یا به راست!‌ببینید اصلا می شد تصور کرد که یک نفر با یک اسم عوضی مثل ‌او- رم امانوئل- نماینده کنگره بشود!"‌او نه تنها به ده فرمان تورات باور دارد، بلکه با آنها زندگی می ‌کند. تورات می گوید:" کسی را به قتل مرسان" رم خودش یک ‌هدف است. تورات می گوید:" طمع نداشته باش" حقیقتا این ‌دستور برای رم ضرورت دارد."‌‌پس از آن اوباما دقیقا به خانواده رم و پدرش اشاره می کند. پیداست آنها را از نزدیک و به دقت مـی شناسد. به عبارت دیگر می خواهم بگویم ‌انتخاب رم به عنوان یک یهودی صهیونیست کاملا سنجیده صورت گرفته ‌است. اوباما یکی از مواضع مهمش در نقد بوش، انتقاد از اشغال عراق ‌بوده است. رم از اشغال عراق حمایت کرد.‌حتی فراتر از آن، زمانی که کلینتون بر دولت اسرائیل فشار می آورد تا ‌حقوق فلسطینی ها را آن هم اندکی بپذیرند، مـاجـرای مـونیکـا لـوینسکـی ‌پیش آمد. یکی از کارگردانان پشت صحنه آن ماجرا، رم امانوئل بود. در آغاز ‌لوینسکی را به عنوان همکار افتخاری و بدون پرداخت حقوق به کاخ سفید ‌آوردند و مدتی بعد کارمند کاخ سفید شد. سخن بر سر این بود که ‌اســـرائـیـــل مکـالمـات تلفنـی کلینتـون را شنـودمی کرد...‌‌‌هنوز هم برخی باور دارند که رم برای موساد کار می کند. با توجه به ‌تمامی این نکات و البته بسیاری از نکته ها و اطلاعاتی که در اخـتـیـار مـا ‌نیست، چرا اوباما در نخستین انــتــخــاب هــمــکـار درجه اول خود، رم را برگزیده ‌است؟پاسخ روشن است. اسرائیل آنچنان در مغز استخوان دولت و حکومت ‌آمریکا نفوذ کرده است کـه وقـتی جمهوری خواهان و نئـوکان ها حاکم شـدنـد، ‌شـاهـد حـضـور بـسـیـار پــررنــگ یهـودیـان صهیـونیست در دولت بوش بودیم. اوباما ‌هم که با شـعار تغییر آمده است، در نخستین انتصاب رَم امانوئل را برگزیده است.‌‌‌آن نکته ای که اوباما در باره رابطه رقص باله و سیاست و شهریار ماکیاول ‌گفت، بیش از این که در مورد رم امانوئل صادق باشد، در باره خود ‌اوباما مصداق دارد.‌بینننده سرشار از شگفتی از رقص بالرینی ا ست که نمی داند می خواهد ‌به کدام سو برود. به قول فـردوسـی: »چـپ آوازه افکنـد و از راسـت شـد«!‌‌‌رم امانوئل در باره رابطه آمریکا و اسرائیل تعبیر مهمی دارد. نمی گوید ‌رابطه استراتژیک است و یا آمریکا و اسرائیل متحدند. می گوید رابطه ‌آمریکا و اسرائیل" رابطه حیاتی" است. مثل مغز و قلب انسان که با هم ‌رابطه حیاتی دارند و دوام هر یک بدون دیگری در بدن یک انسان متصور ‌نیست. مگر زندگی نـبـاتـی.‌پـیـداسـت در دولـت اوبـامـا، مـا با قرائت تازه ای از شهریار ماکیاول روبرو ‌هستیم. این بار اداره اوباما در یک رقص باله، شهریار را نمایش می دهد.‌منبع: دیپلماسی ایران ‌|

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

رحیمی گیت(قسمت6)

افشاگری بادامچیان و موضع‌گیری باهنر علیه احمدی‌نژاد در ماجرای کردان

کارگزاران21آبان؛ این‌سو و آن‌سو ؛ دو نفرازآن 45نفرمخالف استیضاح کردان، از فعالان شاخص جناح راست سنتی که در جریان استیضاح کردان از حامیان وی بودند، در دو مطلب جداگانه از مواضع احمدی‌نژاد در این ماجرا انتقاد کردند. در اولین مورد، اسدالله بادامچیان عضو شورای مرکزی موتلفه اسلامی در یادداشتی که در هفته‌نامه «شما» ارگان این حزب منتشر کرده، از ممانعت احمدی‌نژاد از استعفای کردان خبر داد و نوشت: «این بهترین راه‌حل بود و در نهایت آقای کردان تا اندازه زیادی موافقت کرده بود ولی عدم‌رضایت رئیس‌جمهوری وی را بازداشت».

محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس و دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین، هم با انتشار سرمقاله‌ای در آخرین شماره هفته‌نامه جام (ارگان جامعه اسلامی مهندسین) از رویکرد رئیس‌جمهور در قبال استیضاح علی کردان انتقاد کرد. باهنر در این مقاله که با عنوان «درددل قانونی» منتشر شده، نوشته است مدت‌ها بود که می‌خواستم با شما درددل کنم؛ درددل از بابت هر آنچه که از آن تصور داشتم در دولت اصولگرا باید بشود و نشد و درددل از آنچه که نباید انجام می‌شد و شد. زمانی این درددل عقده گلو شد که از کلام شما شنیدم حرف‌های جناب اسفندیار رحیم‌مشایی [مادوست مردم اسرائیل هستیم]حرف‌های دولت اصولگراست و دیگر هیچ نگفتم. ولی اکنون می‌خواهم با شما درددل قانونی داشته باشم بر مبنای تاکید چندساله مقام معظم رهبری بر ضرورت رعایت قانون. شنیدم که شما در ارتباط با دلیل تصمیم خود مبنی بر حضور نیافتن در مجلس برای دفاع از وزیر خود فرمودید: «استیضاح وزرا باید نسبت به عملکرد آنها صورت بگیرد ولی در طرح استیضاح چنین چیزی وجود ندارد و من در جلسه استیضاح ایشان شرکت نمی‌کنم... به عقیده من چیز جدیدی در استیضاح آقای کردان مطرح نشده که نیاز داشته باشد رئیس‌جمهور در آن شرکت کرده و پاسخ دهد... ما مجلس را یار خود می‌دانیم اما این استیضاح را قبول نداریم». و در جای دیگر فرمودید: «عده‌ای می‌خواهند از این طریق دولت را از اکثریت بیندازند و کلیت آن را با مشکل روبه‌رو کنند». باهنر در ادامه این مقاله، عینا اصل 89 قانون اساسی درباره استیضاح وزرا را تکرار کرده و در پایان نوشته است: «درددل من متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود که شاید حداقل چارچوب قانون بتواند درددل ما را به شما برساند».

فراکسیون باهنر در مجلس تشکیل می‌شود (کلیک کنید)

محمدرضا باهنر ، راه خود را از فراکسیون اصولگرایان جدا کرد برکناری علی کردان با استیضاح توسط مجلس به‌رغم مخالفت‌های جدی‌ای که باهنر با این موضوع داشت سبب تشکیل فراکسیون باهنرشده است.

گردنه کردان
گرچه اختلافات میان اعضای فراکسیون اصولگرایان از ابتدای تشکیل مجلس هشتم وجود داشت اما آنچه باهنر را به نتیجه قطعی برای انشعاب از فراکسیون اصولگرایان رساند، مباحث مربوط به پیگیری طرح استیضاح کردان و برکناری او بود.

 

روایت توقف نشر «پرتو سخن[ترجمان"ارگان" مکتب بولتنیسم (دروغگوئی)]»

روان بخش یکی ازسران فرقه مصباحیه است درپست موج سوم ،به اعتقاداوبه نظریه الحق من غلب ودروغ اشاره شدواین هم آفتاب آمددلیل آفتاب:

نویسنده سیدعطاءالله مهاجرانی:آقای روانبخش عضو رایحه خوش‌خدمت[سمپاتها ، حامیان، احمدی نژاد] و سردبیر نشریه پرتو سخن مدت‌هاست که در هر جا و به هر بهانه‌ای یادی از من می‌کند. نمونه آخرش مناظره‌ای است که ایشان با آقای تاج‌زاده (پست موج سوم خاتمی بایدبیاید)داشته‌اند، گفته‌اند: «روانبخش: آقای تاج‌زاده می‌فرمایند ما روزنامه نداریم. من می‌گویم چه کسی جرأت دارد به شما روزنامه ندهد؟ آقای مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات به تنهایی و بدون تشکیل جلسه نشریه پرتو سخن را لغو امتیاز کرد و این تریبون ما را به اتهام درج مقاله‌ای در مورد آقای منتظری و یک طرحی که در آن روزنامه چاپ شده بود و این طرح هم از ماهنامه صبح گرفته شده بود که هیچ ربطی به این مقاله هم نداشت، توقیف کرد. آقایان در زمان شعار جامعه چندصدایی و زنده‌باد مخالف من، این تنها نشریه اصولگرا را بستند. شش ماه تلاش کردیم تا اینکه اثبات کردیم این نشریه تقصیری نداشته است. شما می‌گویید نشریه‌تان را بستند. شما هم این نشریه 20 هزار تیراژی را که در مقابل نشریات آن‌روز شما چیزی نبود، شش ماه تعطیل کردید. ما همان موقع هم که نشریه‌مان را بستند، جنجال راه نینداختیم. گفتیم اشکال ندارد چراکه ملتزم به قانون هستیم. دیوان عدالت اداری بررسی کرد و دید این حکم آقای وزیر خلاف قانون بوده است».(روزنامه کارگزاران 20/آبان/1387 شماره 635) اما حقیقت متفاوت از روایت آقای روانبخش است. نشریه پرتو سخن با چاپ مطلب و کاریکاتور به آیت‌الله منتظری اهانت کرده بود. موضوع در جلسه هیات نظارت مطرح شد و به اتفاق آرا تصمیم گرفته شد که مسئله برای بررسی به دستگاه قضایی ارجاع شود. جناب آقای حجت‌الاسلام و المسلمین نیری به عنوان نماینده دستگاه قضایی در جلسه حضور داشتند. ایشان از شیوه عمل نشریه پرتو سخن به عنوان برافروحتن فتنه یاد کردند. دیگر اعضای هیات نظارت نیز می‌توانند درباره ادعای کذب آقای روانبخش گواهی دهند. صورت جلسه هیات نظارت بایست در آرشیو هیات وجود داشته باشد. مطابق قانون، وزیر نمی‌تواند به تنهایی تصمیم بگیرد و نشریه‌ای را متوقف کند. چه رسد به لغو امتیاز! پیداست این آقای روانبخش تمام شهریه و حقوقی که از حوزه گرفته حرام کرده؛ دست‌کم لازم بود یک بار قانون مطبوعات را می‌خواند و می‌دید که در آن زمان نشریه صرفا برای بررسی به دادگاه ارجاع می‌شد و سخنی از لغو امتیاز مطلقا مطرح نبود. چطور آقای روانبخش چنین موضوع بدیهی را نمی‌دانسته‌اند و در برابر یک تصمیم وزیر به قول خودشان تمکین کرده‌اند؟ شاید آیت‌الله مصباح و شاگرد و نشریه ایشان گمان نمی‌کردند؛ در روزگاری که نسبت به آیت‌الله منتظری [آن شرایط حاکم] بود، هیات نظارت چنان اقدامی را در دفاع از شأن مرجعیت انجام دهد.

 مبانی مکتب بولتنیسم(دروغ)

1-     دروغ گوئی

2-     بی حیائی

درمورد دسیسه های ک گ ب شوروی سابق گفته اند  رئیس جمهوریکی ازکشورهای تأثیرگذارجنبش غیرمتعهدهاواردشوروی شده ابتدا اورا دراتاقی که دوربین گذاری شده ،پذیرائی میکنند یک خانم راباوی همخواب وازمعاشقه آنها فیلم برداری میکنند بعدازموفقیت درفیلم برداری به اومیگویندیابرای شوروی جاسوسی می کنی یافیلمت رادربین مردم کشورت پخش می کنیم.رئیس جمهورمذکورمیگویدفیلم رابدهیدخودم می برم درسینماهای کشورم نمایش میدهم اما برای شما جاسوسی نمیکنم !باهمین جمله آنهاراخلع یدمی نماید.حالا این قصه [مبانی]مش حسین آقای شریعتمداری ازفرقه مصباحیه است هرازچندوقت یکبارطرفداران اسلام امام خمینی اعم ازچپ وراست رامیترساندکه اگرفلان نکنیدبهمان میشود.ولی اومردم ایران رانشناخته ،تصورکرده با 4تانیمه پنهان نوشتن ودیدن پای فیل درشب وگفتن اینکه ستون،تن آن پشت بوم است (داستان مولوی)مردم زال وریزمیشوندوبرای مش حسین آقاجهجه میزنند.

کاش سران احزاب کشورمادربرابرشریعتمداری ها چون آن رئیس جمهورمذکورالبته به سبک خودشان ، میشدند چون شریعتمداری میدانداسلام چنین اجازه نمیدهد لذا سواستفاده میکند وفشار وارد میکند.خیلی مردم ایران مظلوم هستندبایدراهی دربرابراینگونه متحجرین یافت وبانیش به نوششان نیشترزدوزهرشان رابه خودشان برگرداند.البته خداینگونه ناحق گویان رابه بلای کردان مبتلاخواهدکرد . مدیرمسوول  مارگزیدهروزنامه کیهان در سرمقاله 20آبان، بدون اشاره به انتقادات گسترده طیف‌ها و شخصیت‌های مختلف اصولگرا[ومردم] از اقدامات دولت نهم و رئیس آن، مخالفان و منتقدان این سیاست‌ها را «تمام دشمنان تابلودار و بیرونی نظام» نظیر «آمریکا، اروپا، اسرائیل[همونکه مشائی گفته دوستش هستیم واحمدی نژادگفته حرف دولت رازده]، گروهک‌های تروریستی ضدانقلاب، مفسدان اقتصادی، حرام‌‌خواران و برخی از احزاب داخلی که پرونده سیاهی از حمله به ارزش‌های اسلامی و انقلابی[موردنظرفرقه مصباحیه] و همخوانی با قدرت‌های بیرونی دارند» عنوان کرد.

اغفال (دروغ گفتن به)دختران به بهانه استخدام در شرکت وتجاوزبه آنها

آفتاب 21آبان: ماه گذشته دختری با مراجعه به دادسرای 4 رسالت از فردی که در یک ‌شرکت تولیدی کار می کرد به اتهام تجاوز و اخاذی شکایت کرد. دختر جوان در شکایت خود مدعی شد، ماه ‌گذشته با دیدن آگهی استخدام، در این شرکت استخدام شدم.

بعد از مدتی که در این شرکت کار می کردم با زنی به نام سوسن که منشی شرکت بود آشنا شدم." وی که منشی شرکت بود ، پس از مدتی با وعده‌های فریبنده ازجمله ازدواج با یکی از افراد شرکت ‌و سفر به خارج از کشور، مرا اغفال کرد. بعد از این آشنایی و جلب ‌اعتماد، آن نامردمرا مورد تعرض قرار داد و از آن تصاویر غیر اخلاقی تهیه کرد و با تهدید اینکه تصاویر را در سطح شهر ‌پخش خواهد کرد توانست از من پنج میلیون تومان اخاذی کند.

‌سهرابی دادیار شعبه 13 دادسرای رسالت با توجه به حساس بودن موضوع، بلافاصله دستور دستگیری ‌مرد متجاوز را صادر کرد. ‌ماموران در یک عملیات پلیسی موفق شدند، جعفر را در شرکت دستگیر کنند. پس از انتقال ‌متهم به دادسرای ناحیه 4 رسالت، وی به جرم خود اعتراف کرد. ‌‌"جعفر " در بازجویی‌های پلیسی اعتراف کرد که چندین سابقه کیفری دارد و پس از آزادی از زندان نحوه ‌فعالیت خود را تغییر داده و این بار در قالب شرکت‌های صوری در نقاط مختلف تهران و با درج آگهی در ‌روزنامه به اغفال و فریب دختران جوان به بهانه استخدام در شرکت به آزار و اذیت و اخاذی از آنها می ‌پرداخت. ‌گفتنی است، "جعفر" با دستور بازپرس سهرابی روانه زندان شد و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد

فرقه مصباحیه آنقدربه مادروغ گفتندکه خلخالی ال است وبل است که ماتک تک احزاب ایران زمین باورمان شد!!!دهان خودرادراعتراض به بی حیائی های فرقه مصباحیه بستیم.اما امروزمی بینیم معتادان دختران خودرابه آتش میکشند وازسرشب تاصبح کابل بربدن همسرخودمیزنندمااحزاب مانندآن دختر11ساله که بدنش توسط پدرش به بخاری داغ چسبیده وجیک نمی زندجیک نمیزنیم .چه کسی بایدجنبش به راه اندازدتاقضاب به تصمیم درست برسندوبه قضات زنگ بزننداگرمعتادمزاحم شدبعنوان مفسدفی الارض بااوبرخوردکننداگرآمدبچه راببرداطرافیان سریع به 110زنگ بزنندودرصورت تکراربعنوان مفسدفی الارض بااوبرخوردنمایند.اگر110کوتاهی کردیاماننداورژانس یک دقیقه هم تاخیرداشت مؤاخذه نمایندووجدانش رابیدارنمایند.به کشکول 36و37فرازدختران بامعتادان ازدواج نکنندرجوع شود.

آفتاب یزد2آبان78:<صابر34 > ساله،معتاد گفت:همسرم <مهدیه> را ساعت حدودا 12 شب قبل از حادثه، به خـانه‌ مادرم که خالی بود، بردم و با مشت و لگد به جانش افتادم. سپس از ساعت 12 تا صبح او را مورد اصابت ضربات کابل قرار دادم و تمام بدنش را با سیگار سوزاندم. وقتی احساس کردم بیهوش شده است، ترسیدم و او را برداشتم تا به بیمارستان ببرم اما در بین راه وقتی به میدان هفت تیر رسیدم، احساس کردم دیگر نفس نمی‌کشد، به همین خاطر او را در کنار خیابان رها کردم

قاضی شهریاری در این زمینه گفت:هنگام کشف جسد وحضوردرصحنه،هیچ جای سالمی روی بدن مقتول دیده نمی‌شدومشخص بودکه به طرزفجیعی موردشکنجه قرارگرفته است.

دختر11ساله توسط پدرمعتادش 20آبان 87به آتش کشیده شد:

این متهم به قتل در تشریح جنایت اظهار کرد: وقتی به خانه رسیدیم یک گالن چهار لیتری نفت از پشت‌بام خانه برداشتم و شروع به ریختن نفت در راه‌پله‌ها و خانه کردم. بعد به داخل واحد مسکونی آمدم و باقیمانده‌ نفت را روی سر و بدن <سارا> ریختم. سپس بخاری دیواری اتاق را روشن کردم و <سارا> را به بخاری چسباندم. مقاومت زیادی نکرد تا اینکه متوجه شدم بوی دود بلند شد. آنقدر او را کنار بخاری نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله کشید و من در حالی که قسمتی از موهایم سوخته بود، فرار کردم اما تا به خودم بیایم متوجه شدم کل خانه آتش گرفته و همسایه‌ها آتش‌نشانی را خبر کرده‌اند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول37

که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود . 
به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که
برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است . دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"

وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید

 ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید.

او بردبار و آمرزنده است ".

زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .

          براون شهادتین را گفت و مسلمان شد.

ادای امانت : برگرفته از صدای پر میکاییل

 

درکشکول قبل تیترشددختران بامعتادان ازدواج نکنندچون!

اگرهم  همسررامانند مهدیه به قتل نرسانند باعث طلاق اومیگردند و فرزندشان توسط شوهرمعتاداینگونه به قتل میرسد

دختر 11 ساله به دست پدرمعتادش به آتش کشیده شد    

آفتاب یزد22آبان:در پی به آتش کشیدن دختری 11 ساله به دست پدرش، پرونده‌ای در شعبه‌ ویژه‌ قتل دادسرای امور جنایی تهران به جریان افتاد. به گزارش ایسنا، ساعت 18:45 دوشنبه شب 20آبان زنگ تلفن همراه قاضی شهریاری بازپرس کشیک قتل پایتخت به صدا درآمد و ماموران کلانتری 108 نواب، وی را در جریان یک فقره تحریق عمدی منتهی به قتل در تقاطع شادمان قرار دادند. با حضور بازپرس ویژه‌ قتل در راس اکیپی تخصصی از عوامل بررسی صحنه‌ جرم در محل جنایت، مشخص شد دختر 11 ساله‌ای به نام <سارا> توسط پدر 45 ساله‌ خود به نام <رضا> به آتش کشیده شده است. به دنبال صدور دستورات قضایی لازم و تحویل متهم به کلانتری، این متهم صبح دیروز در شعبه‌ هفتم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران حضور یافت و در مقابل قاضی شهریاری به تشریح جنایت پرداخت. <رضا> به بازپرس ویژه‌ قتل تهران گفت: مدتی قبل از همسرم جدا شدم و <سارا> پس از فوت او پیش مادربزرگش زندگی می‌کرد. بارها برسر نگهداری <سارا> با همسر سابقم دچار اختلاف بودم تا اینکه نهایتا به او سپرده شد و پس از مرگ او، مادر همسرم از <سارا> نگهداری می‌کرد. وی ادامه داد: چند ماه قبل در بین وسایل دخترم چند سی‌دی مشاهده کردم که پس از دیدن آنها متوجه شدم دخترم در مجالس مختلف رقصیده است. یک‌بار تصمیم گرفتم با تفنگ شکاری که تهیه کرده بودم او را به قتل برسانم اما موفق نشدم تا اینکه روز حادثه تصمیم به این کار گرفتم و به همین خاطر از بانک محل کار خود مرخصی گرفتم، سپس حدود ساعت 2 به منزل مادر همسرم رفتم و به خاله‌ <سارا> که در خانه بود گفتم آمده‌ام <سارا> را ببرم. او کمی مقاومت کرد اما نهایتا <سارا> آماده شد و با من به منزلم آمد. این متهم به قتل در تشریح جنایت اظهار کرد: وقتی به خانه رسیدیم یک گالن چهار لیتری نفت از پشت‌بام خانه برداشتم و شروع به ریختن نفت در راه‌پله‌ها و خانه کردم. بعد به داخل واحد مسکونی آمدم و باقیمانده‌ نفت را روی سر و بدن <سارا> ریختم. سپس بخاری دیواری اتاق را روشن کردم و <سارا> را به بخاری چسباندم. مقاومت زیادی نکرد تا اینکه متوجه شدم بوی دود بلند شد. آنقدر او را کنار بخاری نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله کشید و من در حالی که قسمتی از موهایم سوخته بود، فرار کردم اما تا به خودم بیایم متوجه شدم کل خانه آتش گرفته و همسایه‌ها آتش‌نشانی را خبر کرده‌اند. قاضی شهریاری، در مورد این حادثه اظهار کرد: پس از اطلاع یافتن از وقوع این حادثه بلافاصله به محل رفتم و این در حالی بود که لحظاتی قبل از رسیدن من به محل، ماموران ایستگاه هشتم آتش‌نشانی (میمنت) رسیده و کار اطفای حریق را آغاز کرده بودند. وی افزود: خاله‌ مقتول مدعی است لحظاتی قبل از حادثه، <سارا> به وی سه پیامک داده و او را از حادثه‌ای که در پیش است باخبر کرده اما تا او خود را برساند آتش‌سوزی شروع شده بود. بازپرس شعبه‌ هفتم بازپرسی (ویژه‌قتل) دادسرای امور جنایی تهران ادامه داد: این حادثه را می‌توان یکی از فجیع‌ترین جنایت‌های امسال قلمداد کرد؛ زیرا فضای بسیار رقت‌باری بر صحنه وقوع جرم حاکم بود. از تابلوهای به‌جای مانده در خانه متوجه شدم <سارا> دختری درس‌خوان و همیشه شاگرد اول مدرسه‌شان بوده است. ضمن اینکه روحیات لطیفی داشته و یکی از شواهد تاثربرانگیز موجود در صحنه، عروسک سوخته‌ او بود. وی گفت: در بررسی‌های به عمل آمده مشخص شد که متهم به مواد روانگردان اعتیاد داشته و توهمات ناشی از مصرف روانگردان را می‌توان عامل وقوع این حادثه دانست. گفتنی است، بازپرس ویژه قتل تهران همچنین طی نامه‌ای به جعفرزاده معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای امور جنایی با ذکر موارد متعدد فرزندکشی در سال‌جاری، خواهان انعکاس موضوع به رئیس قوه‌قضائیه جهت اصلاح قانون و اخذ تصمیمات قضایی لازم برای پیشگیری از وقوع این قبیل حوادث شد.

زندگی در ساحل طول عمر را بیشتر می‌کند     

آفتاب 20آبان:محققان اعلام کرده‌اند، افرادی که در نزدیکی دریاها و اقیانوسها زندگی می‌کنند عموما از طول عمر بیشتری ‌برخوردارند.‌از جمله این نواحی می توان به ایتالیا، ژاپن، کاستاریکا و مناطقی از ‌کالیفرنیا اشاره کرد. ‌تیمی از محققان که مسئول بررسی عمر مردم در این گونه مناطق دریایی بوده‌اند اعلام کرده‌اند، این نواحی بیشترین ‌افراد بالای صد سال را به خود اختصاص داده اند. ‌بر اساس یافته های محققان، زندگی در نزدیکی دریا علاوه بر طول عمر موجب می شود افراد دارای سلامت عمومی و ‌حافظه بهتری نیز باشند. ‌بررسی‌ها نشان می‌دهد، استفاده از هوای پاکیزه، رژیم غذایی کم چرب و دریایی و پیاده روی مردم این مناطق کمک ‌شایانی به افزایش طول عمر و سلامت آنها می‌کند. ‌ در مقابل مردمی که در شهرهای بزرگ و شلوغ زندگی می کنند به دلیل استفاده از هوای آلوده و مشغله زیاد و ‌استفاده از غذاهای آماده و پر چرب و محیط استرس زا، از طول عمر کمتری برخوردارند. ‌

حقایقی در مورد غرور جوانی ‌    

آکنه می‌تواند اعتماد به نفس را تحت تاثیر قرار داده و نقش مداخله ای در زندگی داشته ‌باشد. آکنه رایج ترین مشکل پوستی است که اغلب افراد در برهه‌ای از زندگی ، آن را تجربه می‌کنند. برای ‌کسانی که آکنه را تنها در نوجوانی و بلوغ تجربه می کنند و بعدها برطرف می شود، دردناک و استرس آور است به خصوص ‌به خاطر تاثیری که بر زیبایی می‌گذارد. اما در افرادی که برای سالها از این وضعیت رنج می برند، تاثیرات مخرب فیزیکی و روحی ‌عمیقی خواهد داشت. ‌فارغ از تمام بحث های پزشکی، درمانی، روانشناسی و تبلیغات دارویی که برای درمان آکنه وجود دارد، لازم است بعضی از ‌حقایق راجع به این اختلال روشن شود . ‌ -1‌هیچ درمان خاصی برای آکنه وجود ندارد. یعنی تنها زمان و تغییر مواد شیمیایی بدن می تواند به این واقعه خاتمه دهد. ‌2‌- بروزآکنه فقط مربوط به خوراک نیست. به این معنا که خوردن شکلات یا غذاهای چاشنی دار و چرب تنها عامل بروز آکنه نیست. ‌ 3‌- شست و شوی زیاد ممکن است وضع را بدتر کند . شست و شوی بیش از اندازه باعث خشک شدن ‌پوست و افزایش احتمال بسته شدن روزنه ها می گردد. ‌

از روغن‌های گیاهی متنوع استفاده کنیم!     

رئیس انجمن تغذیه ایران با اشاره به تغییر شکل زندگی افراد و استفاده زیاد از فست فودها گفت: برنامه غذایی افراد جامعه نیازمند بازنگری است؛ چرا که رژیم تغذیه سنتی ما به دلیل مشکلات شیوه پخت مانند سرخ کردن و استفاده از روغن‌های جامد، کارآیی خود را تا حدودی از دست داده است.

این کـارشناس تغذیه در خصوص نوع روغن مناسب برای مصرف، گفت: روغن مصرفی باید مایع باشد. بهتر است از یک روغن مشخص استفاده نشود و تنوعی از روغن‌هایی که مفید و ارزشمند هستند مانند روغن زیتون، کنجد، سویا و ذرت مورد استفاده قرار گیرند تا افراد، اسیدهای چرب مختلف را که هر کدام دارای خاصیتی هستند به نسبت مناسب مصرف کنند.

مرغی که امروز ما میل می‌کنیم، بومی نیست، آمریکایی است. روزی که آمریکایی‌ها این نوع مرغ را به ایران آوردند، یک بیماری در آن بود به نام «نیوکاسل»

کارگزاران،محمدمهدی عبدخدائی:شیوه استعمار پس از جنگ‌جهانی دوم عوض شد. قبلااشغال سرزمین بود؛امروز 80 درصد صنایع ژاپن و انگلستان به آمریکا وابسته است. این شیوه جدید استعمار در ایران خود را در قامت اصل چهار ترومن به نمایش گذارد. مثلا این مرغی که امروز شما میل می‌کنید، بومی نیست، آمریکایی است. روزی که آمریکایی‌ها این نوع مرغ را به ایران آوردند، یک بیماری در آن بود به نام «نیوکاسل» که داروی آن تنها در خود ‌آمریکا یافت می‌شد. اینگونه بود که استعمار جدید؛ اقتصاد کشورها را به خود وابسته می‌کرد. بالتبع استعمار جدید، شیوه مبارزاتی جدید هم می‌طلبید.

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول36

اگریک پارچه زردرادوتکه کنیم ونیمی ازآن رادرزمینه مشکی قراردهیم ونیم دیگررادرزمینه سفیدیا...هردویک پارچه بوده اند اما آنکه درزمینه مشگی قرارگرفته درخشان تراست اگراخبارحوادث رادرزمینه صفحه حوادث خوانده ایم یکباردیگرآنهارادرزمینه روان شناسی بخوانیم تامکان(زمینه)دربرداشت ما مدخلیت یابد ودرتصمیم قاطع ترباشیم و...:

شتراسترس خرامان خرامان درب خانه های مردم جامعه درحال گذارمیخوابد

دختران؛بامعتادان ازدواج نکنند چون ...

<صابر34 > ساله،معتاد گفت:همسرم <مهدیه> را ساعت حدودا 12 شب قبل از حادثه، به خـانه‌ مادرم که خالی بود، بردم و با مشت و لگد به جانش افتادم. سپس از ساعت 12 تا صبح او را مورد اصابت ضربات کابل قرار دادم و تمام بدنش را با سیگار سوزاندم. وقتی احساس کردم بیهوش شده است، ترسیدم و او را برداشتم تا به بیمارستان ببرم اما در بین راه وقتی به میدان هفت تیر رسیدم، احساس کردم دیگر نفس نمی‌کشد، به همین خاطر او را در کنار خیابان رها کردم

قاضی شهریاری در این زمینه گفت:هنگام کشف جسد وحضوردرصحنه،هیچ جای سالمی روی بدن مقتول دیده نمی‌شدومشخص بودکه به طرزفجیعی موردشکنجه قرارگرفته است.

ساعت 1:30 بامداد شنبه 26مهر ماموران کلانتری 107 فلسطین از طریق گزارش ماموران شهرداری در جریان کشف جسد زنی حدودا 27 ساله در کنار جوی خیابان مفتح جنوبی، پایین‌تر از میدان هفت تیر قرار گرفتند و بلافاصله موضوع را به قاضی محمد شهریاری بازپرس کشیک قتل پایتخت اطلاع دادند. با آغاز تحقیقات پلیسی به دستور بازپرس و درج خبر کشف جسد در جراید، مشخص شد مقتول <مهدیه> نام داشته و فقدان او 24 ساعت پیش از کشف جسد از سوی خانواده‌اش به پایگاه نهم آگاهی اعلام شده بود.به دنبال اظهارات پدر و مادر <مهدیه> مشخص شد که وی با همسر خود به نام <صابر34 > ساله، از ابتدای ازدواج، اختلافات زیادی داشته و احتمالا او در جنایت نقش دارد. با دستور بازپرس ویژه‌ قتل تهران، همسر مقتول در مخفیگاه خود بازداشت و در مقابل بازپرس مورد بازجویی قرار گرفت. <صابر> که پیش از این اعتیاد شدید به ماده مخدر از نوع شیشه داشته و پس از ترک نیز دچار توهمات زیادی بوده است، به قتل فجیع همسر خود اعتراف کرد و گفت: من همسرم را سال 84 با اختیار خودم انتخاب کردم و به او علاقه‌ زیادی داشتم اما اختلافات ما حدود یکسال پس از ازدواج شروع شد تا جایی که سال 86 از هم جدا شدیم اما حدود دو - سه ماه قبل بار دیگر رجوع کردیم و با هم بودیم. من همیشه به همسرم مشکوک بودم و در ابتدا تصور می‌کردم به خاطر مصرف مواد این حالت را دارم اما پس از ترک مواد نیز تفکرات موهوم دست از سرم برنمی‌داشت تا اینکه... و چون احتمال می‌دادم هنوز جان داشته باشد، با اورژانس تماس گرفتم.آفتاب 2آبان

روان شناسی مادر

درچشم های مادرصدرنگ آفتابی- صدکوهسارپربرف- صدآسمان آبی – درچشم های مادرخوبی ومهربانی- درچشم های مادرآوازبادوباران،شادابی هزاران- گلزاردربهاران-درچشم های مادرامیدوشادمانی .

پزشکی قانونی اعلام کرد: مادر متهم به قتل فرزند 17 ماهه اش مجنون بوده است  

زیتون:همانطورکه درجامعه چندنوع خودرومثل پیکان ،پراید،پژو،...داریم ازلحاظ روانی چندنوع جنون داریم مثل اسکیزوفرنیاپارانویا(جنون سوءظن)جنون عروقی،جنون آلزایمروجنون مرغی وگاوی وجنون پارکینسون،ام اس و...که اینها مدل روحی مردمان جامعه درحال گذاراست

نحوه کشته شدن مهدیه رادربنداول خواندیم اینهم مادردختر11ساله ودختر17ماهه:

در پی اعلام نظر پزشکی قانونی مبنی بر مجنون بودن یک مادر هنگام به قتل رساندن فرزند 17 ماهه‌اش، برای این فرد قرار موقوفی تعقیب صادر شد. روز 22 تیرماه سال جاری قاضی حسین روشن بازپرس کشیک قتل پایتخت از طریق گزارش ماموران کلانتری 113 بازار در جریان فوت دختری 17 ماهه بر اثر سقوط از پشت‌بام منزلی مسکونی قرار گرفت و بلافاصله دستور انجام تحقیقات را صادر کرد. در بررسی‌های اولیه مشخص شد متوفی توسط مادرش از پشت‌بام منزل به پایین پرتاب شده و سپس خود مادر نیز خود را از پشت‌بام به پایین پرتاب کرده و مصدوم شده است. در پی تحقیقات بعدی، دختر 11 ساله‌ این خانواده گفت: صبح مادرم مرا از خواب بیدار کرد و به همراه خواهر کوچکم به پشت‌بام برد. بعد گفت می‌خواهیم هر سه به پایین بپریم. من ترسیدم و فرار کردم اما زمانی که به حیاط رسیدم مادر و خواهرم را دیدم که کف حیاط افتاده‌اند. با استعلام بازپرس ویژه قتل از پزشکی قانونی در مورد صحت روانی متهم، پزشکی قانونی اعلام کرد که متهم در زمان ارتکاب قتل دارای جنون بوده اما در حال حاضر حالت خطرناک ندارد. به همین دلیل باید تحت نظر روانپزشک قرار گیرد. با توجه به نظر پزشکی قانونی در مورد متهم این پرونده، بازپرس جنایی تهران برای وی قرار موقوفی تعقیب صادر کرد.

اعتیاد چهارمین معضل کشور است     

آفتاب 20آبان: نفریه معاون پیشگیری سازمان بهزیستی گفت: اعتیاد بعد از بیکاری، فقر و مسائل فرهنگی چهارمین معضل کشور است اما بر اساس نظرسنجی از مردم اولین و مهمترین آسیب اجتماعی کشور محسوب می‌شود. بر اساس استراتژی ستاد مبارزه با مواد مخدر که امسال را سال پیشگیری از اعتیاد نامیده، برنامه‌های آموزشی و پیشگیرانه سازمان بهزیستی گسترش یافته است. در این برنامه حدود یک میلیون و 500 هزار دانش آموز در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان تحت پوشش آموزش مهارت‌های زندگی قرار می‌گیرند، علاوه بر آن گروه‌های مردمی در محلات و مناطق کوچک با رویکرد کنترل آسیب‌های اجتماعی به خصوص اعتیادفعال می‌شوند. گر چه ممکن است پدیده اعتیاد در محلات مختلف مشابه هم باشد اما علل بروز آن متفاوت است، در یک محله ممکن است نبود امکانات لازم برای پر کردن اوقات فراغت جوانان عامل اصلی باشد، در جای دیگر بیکاری و در جای دیگر ممکن است وجود یک قاچاقچی مواد مخدر عامل گسترش اعتیاد باشد. کنترل اعتیاد در محلات در واقع از طریق خود مردم انجام می‌شود وسازمان بهزیستی فقط تسهیل‌گر است.

با قلب شکسته چه کنیم؟!     

گاهی هنگام شنیدن یک خبر بد مانند از دست دادن یک عزیز، ناگهان احساس دردی در قفسه سینه می‌کنیم. این نوع عکس العمل- درد در قفسه سینه و یا چیزی شبیه حمله قلبی هنگام شنیدن خبر بد- پدیده ای است که پزشکان آن را سندرم <قلب شکسته> می‌نامند. محققان کلینیک مایو در آمریکا می گویند: این پدیده اولین بار در سال 1991 توسط پزشکان ژاپنی شناسایی و به عنوان < تاکوتسوکاردیومیوپاتی> نامیده شد. تاکوتسو ظرفی است که ژاپنی‌ها در آن ماهی می‌ریزند. عکس‌هایی از قلب افرادی که تجربه ابتلا به این سندرم داشته‌اند نشان می‌دهد قلب هنگام شنیدن خبر بد مانند ظرف تاکوتسو می‌شود. در موارد بسیار نادر، این سندرم باعث مرگ فرد می‌شود. با این وجود، بسیاری از افرادی که تجربه این سندرم را دارند به سرعت بهبود می‌یابند و اثرات طولانی مدت مضر برایشان ندارد. علائم آن مشابه علائم حمله قلبی است. با شروع درد در قفسه سینه و تنفس کوتاه، درد ممتد و مزمن در قفسه سینه ممکن است مربوط به حمله قلبی باشد که در این صورت سریعاً باید [خوابیدوتکان نخوردتااورژانس راخبرنمایندمنتقل شویم وبه پزشک مراجعه کنیم.20آبان

دراین حالت آب قندبه بیماردادن ،چون قنداسترس زامی باشدخطرراچندبرابرمیکندبهتراست شربت عسل به بیمارداداگرآب طلب میکند.پیغمبر:العسل یسر.

رسم عروسی در شهرکرد (ازرهاhttp://www.changemyview.blogfa.com/post- 34.aspx)

خواهر داماد اومد با یک دست لباس کامل لری.حالا یک ساعت تشریفات داشت این لباسا رو به من پوشوندند ولی خیلی بهم اومد. حدودساعت ۳ بود که با ساز و دهل رفتند خونه عروس و یک ساعت دور حیاط لری رقصیدند و بعد هم عروسو برداشتند که ببرند . مادر عروس هم که از ظهر رفته بود تو یه اتاق و گریه می کرد. حالا این گریه کردن یه رسمه که یعنی مادر و پدر عروس خیلی ناراحتند که دخترشون رو دارند می برند ، پدر عروس هم نباید زیاد آفتابی بشه و خوشحال باشه چون به هر حال یه جور آبروریزی قراره اتفاق بیفته.

حالا فرض کن عروس بیچاره رو آوردند از ساعت ۴ عصر تا ۱۲ شب کردنش تو یه اتاق به اسم حجله با تزئینات فراوون بعد مردها رفتند رقص چوب و زنها هم به کار خودشون مشغول شدند تا موقع شام بعد از شام هم دوباره یه یک ساعتی زدند و رقصیدند و پول جمع کردند برای داماد و همه رفتند. خوب دیگه عروسی تموم شد.

مرد همسرکش پس از ‌۵/١ سال به چنگ قانون افتاد

رئیس اداره اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی استان همدان از دستگیری قاتلی که پس از کشتن همسرش و مجروح کردن برادر همسرش متواری شده بود، خبر داد. خردادماه سال گذشته، «عزیز»، همسر 26ساله خود «مهین» را به ضرب گلوله کشت و «مسعود»، برادر همسرش را مجروح کرد. این اتفاق در روستای هلور علیا از توابع شهرستان اسدآباد رخ داد و اقوام قاتل در این مدت به مخفی شدن وی کمک می‌کردند. اقبالیان اظهار کرد: پس از شناسایی محل اختفای قاتل، سرانجام «عزیز» خود را تسلیم کرد و یک قبضه اسلحه کلاشینکف قنداق تاشو به همراه یک خشاب خالی خود را به پلیس آگاهی شهرستان اسدآباد تحویل داد و به قتل همسر و مجروح کردن برادر همسرش اعتراف کرد.12آبان کارگزاران.

پسری پدرش را زیر چرخ‌های خودر و لِه کرد     

به دنبال مرگ فردی میانسال زیر چرخ‌ های خودرواش، دو پسر وی به عنوان متهم بازداشت شدند و پرونده‌ای در شعبه ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران به جریان افتاد. ساعت 15:30 ظهر شنبه، ماموران گشت انتظامی لواسانات حین گشت زنی در حوزه استحفاظی خود با دو جوان روبروشدند که در حال رها کردن جسد پدر خود در کنار خیابان بودند. در بررسی‌های اولیه مشخص شد که دو جوان به علت مصرف قرص روانگردان حالت عادی ندارند و تحقیق از آنها با مشکل مواجه است. طی هماهنگی‌های لازم با قاضی محمدحسین شاملو بازپرس کشیک قتل پایتخت، دو پسر جوان بازداشت شدند‌ و تحقیقات از آنها آغاز شد. یکی از پسرها به نام مسعود صبح دیروز با حضور در دادسرای جنایی تهران به بازپرس ویژه قتل گفت: روز شنبه پدرم من را صدا کرد تا او را با اتومبیل به زمین هایی که در اطراف لواسانات داریم ببرم. پدرم پشت اتومبیل بیرون از پارکینگ ایستاده بود و به من فرمان می‌داد تا اتومبیل بلیزر به دیوار نخورد، همین طور که به سمت عقب می‌آمدم، ناگهان صدای داد و فریاد پدرم را شنیدم و فورا به سمت جلو حرکت کردم و بعد از لحظاتی متوجه شدم که صدای پدرم نمی‌آید. وقتی از ماشین پیاده شدم دیدم که متاسفانه دو بار از روی پدرم رد شدم و حواسم نبوده است. پسر دیگر متوفی نیز در جریان تحقیقات اظهار کرد: مشغول خوردن ناهار بودم که از پنجره دیدم پدرم زیر ماشین رفت و جان داد. فورا خودم را به مسعود رساندم و از ترس اینکه مبادا تصور کنند پدر را به قتل رسانده‌ایم جسد او را برداشتیم تا در جایی رها کنیم. قاضی شاملو با بیان اینکه بررسی‌های جسد حاکی از وجود یک شکاف در سر متوفی است، گفت: فرضیه قتل و مرگ متوفی با نقشه قبلی دراین حادثه وجود دارد اما اظهارنظر نهایی منوط به انجام تحقیقات بیشتر است. دوشنبه,6 آبان,1387

درس های زیبا ازماجراهای.رهاخانمpx

هنوز چند متری از ترمینال بیرون نیومده بودم که دو تا اتوبوس جلوم حرکت می کردند کشیدم سمت راست که ار لاین سبقت برم یه لحظه یه پسر از جلو اتوبوس برگشت عقب .خدای من داشتم می زدم بهش دیدم پشت سرش جا هست فرمونو دادم چپ که از پشت پسره رد کنم و نهایتش اگر رد نشد خودم بخورم به جدول که یه دفعه پسره پرید طرف جدول یعنی همونطرفیکه من فرمونو کج کرده بودم.پسره خورد به ماشین .اومدم پائین فکر کردم کشتمش دیگه چون با صورت رو زمین بود. بعد که پاشد نشست گفت چیزیم نیست خوبم. از من اصرار که بریم بیمارستان از اون که نه خوبم  به زور شماره موبایلشو گرفتم . سوار تاکسی شد و رفت.

یک ساعت بعد بهش زنگ زدم گفت صورتم درد می کنه دارم می رم بیمارستان .آدرس گرفتم و رفتم . مچ دستش مو برداشته بود که گچ گرفتتند . از صورتش که عکس گرفت گفت گونش شکسته........

خدای من ، از عذاب وجدان داشتم می مردم جراحی می خواست و عمل زیبائی. باور نمی کردم به همین سادگی بچه مردمو باید بفرستم زیر تیغ جراحی.

قرار شد فکراشو بکنه بهم خبر بده . آخرش هم گفت من عمل نمی کنم فقط یک کم اون گونم پائین تره که واسم مهم نیست. دکتر ه گفت عمل نکنه موردی واسش پیش نمی یاد.هر چی بهش اصرار کردمکه آخه اینطوری که نمی شه گفت نه.

سه تا چیز بالاخره رفت تو این مغزم:

۱- در مورد هر اتفاقی می تونه اتفاق بدتری هم بیفته: کاسه کنار چشم پسرک هم ترک خورده بود. یک سانت بالاتر شقیقش بود....

۲. اینقدر تو رانندگی ویراژ ندم و مثل آدم رانندگی کنم.

۳-وقتی می خواستم برم سراغ مادر پسرک از عکس العملشون ترس داشتم.فکر می کنی چی دیدم. یه زن محجبه اراوم.حتی یک نگاه بد هم بهم نکرد توطول این یکهفته.انگار دختر خودش .این خیلی بیشتر ازارم می داد.وقتی دکتر گفت گونش شکسته من هق هق گریه می کردم ولی مادرش حتی خم به ابرو نیاورد.احترامی که بهم می گذاشتند.نوع برخوردشون. سالها بود که دیگه چنین رفتاری رو از کسی ندیده بود. هنوز برام باور کردنی نیست دو چیزو فهمیدم که هنوزم آدم خوب هست دوم اینکه رفتار خوب و بااحترام به دیگرون حتی دشمنت لذتش خیلی بیشتره تا اون رفتاری که من با دیگرون دارم.(یه جورائی می خوام همه رواز زیر تیغ گیوتین بگذرونم.)

دست پدر به خون پسر‌آلوده شد    

آفتاب یزد:مرد فرزندکش در حالی در جنوب کشورمان بازداشت شد که پایتخت ایران نیز‌ ‌از آغاز پاییز تا کنون، شاهد پرپر شدن گل زندگی سه دختر و پسر به دست پدران بی رحم‌ ‌بوده است. چندی پیش زن جوانی که به کشتن نوزادش متهم است ‌در بجنورد دستگیر و بار‌ ‌دیگر زنگ هشدار برای مبارزه همه جانبه با پدیده شوم فرزندکشی شنیده شد.بازپرس‌ ‌امانی (کشیک جنایی بندرعباس) وقتی از پیدا شدن جنازه مثله شده ای در چند کیسه باخبر‌ ‌شد ‌همراه با افسران کلانتری 14 و پلیس آگاهی به شهرک "نبوت" رفت.‌کارآگاهان با‌ ‌دیدن تکه های جنازه، رازگشایی معما را در دستور کار خود قرار دادند و تلاش برای‌ ‌شناسایی ‌قربانی آغاز شد.در آن میان ، مرد 47 ساله ای به نام "محمد" به کلانتری‌ ‌رفت و ادعا کرد پسر 22 ‌ساله‌اش "غلامرضا" ناپدید شده است. ‌وی اظهار داشت:  "‌غلامرضا" دانشجو می‌باشد و برای رفتن به دانشگاه از خانه بیرون رفت اما دیگر برنگشت و‌ ‌تلاش ما برای یافتن پسرم بی نتیجه مانده است. ‌ماموران دایره تشخیص هویت اداره آگاهی‌ ‌نیز با طرح فرضیه ای از این شهروند خواستند به پزشکی قانونی ‌برود و جنازه مثله را‌ ‌ببیند.بدین ترتیب حدس پلیس به یقین رسید و قربانی که همان "غلامرضا" بود از ‌سوی‌ ‌خانواده اش شناسایی شد. ‌تلاش برای دستگیری عامل یا عاملان جنایت هولناک ادامه‌ ‌داشت تا اینکه برملا شدن اختلاف‌های کهنه ‌این پدر و پسر ، نخستین سرنخ را به‌ ‌کارآگاهان داد."‌محمد" تلاش می کرد در بازجویی ها خود را بی گناه و غمگین نشان‌ ‌دهد، اما سرانجام با دیدن مدرک‌‌های دادگاه پسند ، قفل سکوتش را گشود و به فرزندکشی‌ ‌اعتراف کرد و گفت:"بیشتر وقت‌ها با پسرم دعوا داشتم ‌و کینه او در قلبم سنگینی می کرد. من‌ ‌تمام تلاشم را کردم که خودم را کنترل کنم، اما نشد." وی ادامه داد : صبح آن روز‌ ‌به جز من و "غلامرضا" که خوابیده بود کسی در خانه نبود.بقیه بچه ها به ‌مدرسه رفته‌ ‌بودند و زنم هم برای خرید نان از خانه خارج شد.فرصت مناسبی بود.سکوت ، همه جا را‌ فراگرفته بود که عقلم را به شیطان دادم و با پیک نیک بر سر پسرم کوبیدم.اختیارم‌ ‌را از دست داده بودم و ماندم که جنازه را چه کار کنم.در یک لحظه به ذهنم رسید جسد‌ ‌را مثله کنم تا بتوانم به راحتی از ‌خانه به بیرون ببرم. ‌متهم ادامه داد:  ‌پیکر فرزندم را داخل حمام بردم و قطعه قطعه کردم،سپس هر قسمت را در کیسه‌ای ‌انداختم‌ ‌و شبانه داخل یک خرابه‌ رها کردم.گفتنی است، جانی پشیمان به دستور‌ ‌بازپرس ‌کشیک جنایی بندرعباس با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. 16 آبان

معمای پیچیده در قتل مردی به دست همسر و پدرزنش    

 زن جوانی که همراه با پدر سالخورده اش در تهران به اتهام جنایت‌ ‌خانوادگی ‌بازداشت شده است دیروز در تازه ترین بازجویی ها اعتراف های تازه ای به‌ ‌زبان آورد. رسیدگی به این پرونده از ظهر 25 تیر 1384 پس از آن‌ ‌آغاز شد که به بازپرس کشیک جنایی پایتخت خبر رسید مرد 35 ساله ای به نام "صفر" قربانی ‌جنایت شده است. ‌این مقام قضایی به همراه پلیس دایره 10 آگاهی تهران‌ ‌به خیابان "هجرت" در نزدیکی میدان امام حسین (ع) رفت و به بررسی جنازه ای پرداخت که‌ ‌داخل کمد بود. ‌در آن میان "جبار" پدرزن قربانی و دخترش "آزیتا" که به ترتیب 60 و32  ‌ساله اند وقتی در همانجا پرسه ‌می‌زدند به اتهام جنایت خانوادگی بازداشت‌ ‌شدند. ‌این مرد که ابتدا خود را بی گناه می خواند با دیدن مدرک های دادگاه پسند،‌ ‌به ناچار لب به بیان حقیقت ‌گشود و گفت: "آزیتا با شوهرش اختلاف داشت و میانجیگری های من هم‌ ‌کارساز نبود." "‌جبار" اضافه کرد: آن روز به خانه دامادم رفتم و با "صفر" که به‌ ‌دخترم توهین می کرد درگیر شدم.از شدت ‌ناراحتی ، کنترلم را از دست داده بودم و با‌ ‌میله آهنی به سرش کوبیدم.بعد روی جنازه ، پلاستیک کشیدم ‌وبا طناب بستم تا خون پخش‌ ‌نشود. دست آخر جنازه را با کمک دخترم در کمد گذاشتم، سوار وانت کردم و ‌به سمت‌ ‌افسریه بردم. وی ادامه داد : بین راه ، قسمتی از کمد شکست، پاهای "صفر" بیرون‌ ‌ماند و با هوشیاری پلیس، رسوا ‌شدیم. ما می خواستیم جنازه را آتش بزنیم که‌ ‌نشد. بـه دنـبـال اعـتـراف هـای جـانـی سالخورده و بازسازی صحنه جرم ، کیفرخواست از سوی‌ "‌صفر خاکی" دادیار ‌شعبه اظهار نظر دادسرای ناحیه 27 صادر و به دادگاه کیفری تهران‌ ‌فرستاده شد. ‌با وجود ضد و نقیض گویی‌های این پدر و دختر، ‌هیئت قضایی پرونده را بار دیگر به منظور ‌تـکـمـیــل تـحـقـیــق و هـمـچـنـیــن‌ ‌بــازجـویـی از خویشاوندان زن جوان به شعبه هفتم دادسرای نـاحـیـه 27 ‌بـرگـردانـد.بـدیـن تـرتـیـب‌ ‌بازپرس "شهریاری" برادر "آزیتا" به نام "ساسان" را که گفته مـی شـود درسـت ‌هـنـگـام‌ ‌جنایت از سوی همسایگان دیده شده بود به بازجویی فرا خواند. ‌ساسان 35 ساله نیز مدعی شد که زمان مرگ دامـادشـان در شـهـرسـتان "خوی" بوده و‌ ‌در آدمکشی ‌هیچ نقشی نداشته است. ‌افشای زوایای پنهان ماجرا در حالی ادامه دارد که‌ ‌پزشکی قانونی ، زمان مرگ "صفر" را هشت ساعت ‌پیش از ادعای "جبار" و "آزیتا" تشخیص‌ ‌داد. ‌دیروز این زن در تازه ترین بازجویی ها گفت که هنگام درگیری، دو ضربه به شوهرش‌ ‌زده و "ساسان" بی‌گناه است. بنا بر این قرار بازداشت "آزیتا" تجدید شد و رسیدگی‌ ‌به پرونده به مرحله جدیدی ‌رسید.19آبان

زن همسرکش قبل از فرار به دام افتاد

زنی که حدود دو ماه قبل همسرش را به طرز فجیعی در شهرستان آمل به قتل رسانده و متواری شده بود با تلاش کارآگاهان جنایی این شهرستان در حالی که از ترمینال اتوبوسرانی قائمشهر قصد فرار به تهران را داشت شناسایی و دستگیر شد.

کشف جسد در خانه پدری

به گزارش اختصاصی خبرنگار ما،‌30 شهریور‌ماه سال‌جاری زنی با ماموران پلیس آگاهی آمل تماس گرفت و آنها را در جریان به قتل رسیدن پسر 26 ساله‌ای قرار داد که مازیار نام داشت. بدین‌ترتیب کارآگاهان جنایی آمل همراه با اکیپ بررسی صحنه جرم وارد قتلگاه که در خیابان هراز قرار داشت، شدند.

ردپای یک آشنا در قتل مازیار

پس از انتقال جسد مازیار به پزشکی قانونی، تحقیقات فنی کارآگاهان از خانواده این جوان 26 ساله آغاز شد. یکی از اقوام مقتول درخصوص این حادثه فجیع گفت: مازیار از اول راهنمایی همراه با خانواده‌اش برای تحصیل و ادامه زندگی به کشور هلند رفت، پس از مدتی او به ادبیات ایران علاقه‌مند شد و پس از گذشت حدود 20 سال به‌رغم میل باطنی خانواده‌اش به ایران و به شهر محل تولدش (آمل) بازگشت. او پس از حضور در آمل در خانه پدری‌اش و جایی که در آن به دنیا آمده بود زندگی‌اش را از سر گرفت. اما با گذشت حدود شش‌ماه از علاقه‌اش به دختری به نام خاطره صحبت کرد و قرار شد خانواده مازیار اردیبهشت‌ماه ‌سال‌جاری برای خواستگاری از خاطره به ایران بیایند. اما متاسفانه ما متوجه شدیم قبل از مراجعه خانواده مازیار او خاطره را عقد کرده است. مدتی از زندگی آنان گذشت تا اینکه ما متوجه شدیم خاطره، مازیار را ترک کرده و به خانه پدری‌اش در قائمشهر رفته و تقاضای دریافت مهریه کرده است. به همین دلیل مازیار بارها با همسرش تماس گرفت و از او خواست به زندگی مشترکش ادامه دهد. بدین‌ترتیب قرار شد تا شهریورماه خاطره به آمل بیاید و همراه با مازیار به قائمشهر باز گردند. اما یکباره همه‌چیز تغییر کرد، جمعه‌شب بود که خانواده خاطره با ما تماس گرفتند و گفتند که خاطره و مازیار به قائمشهر نرفته‌اند. به همین دلیل ما هم نگران آنها شدیم و صبح شنبه به خانه مازیار رفتیم اما با جسد او روبه‌رو شدیم، این در حالی بود که اثری از خاطره نبود. پس از اظهارات این زن، کارآگاهان با بررسی شواهد و مدارک، خاطره را که 20 سال سن دارد به عنوان تنها مظنون پرونده شناختند. بنابراین بررسی‌های فنی کارآگاهان برای دستگیری این دختر 20ساله آغاز شد. در جریان بررسی‌ها مشخص شد خاطره قبل از ازدواج چندمرتبه از خانه پدری فرار کرده و با افراد زیادی در ارتباط بوده است.

بررسی و تحقیقات ویژه پلیسی ادامه داشت تا اینکه سرانجام پس از گذشت نزدیک به دو ماه روز پنج‌شنبه خاطره در ترمینال اتوبوسرانی شهرستان قائمشهر شناسایی و دستگیر شد. این دختر 20 ساله پس از انتقال به پلیس آگاهی شهرستان آمل، در جریان بازجویی اتهام قتل همسرش را پذیرفت و درخصوص انگیزه‌اش گفت: به‌خاطر اینکه مازیار وضع مالی خوبی داشت با او ازدواج کردم پس از گذشت مدتی از ازدواجمان، او متوجه شده بود که من با مردان دیگری هم رابطه دارم. به‌همین دلیل به او گفتم که می‌خواهم از او جدا شوم، اما مازیار راضی به طلاق نبود روز حادثه زمانی که به خانه بازگشتم با مازیار بر سر دریافت مهریه‌ام درگیر شدم، کشتن مازیار تنها راهی بود که می‌توانستم به مهریه‌ام دست پیدا کنم. بنابراین ابتدا او را با قرص و داروهای بیهوشی از پا در آورده و سپس او را به قتل رساندم. پس از آن هم متواری شدم.

در حال حاضر هم قصد داشتم از طریق ترمینال اتوبوسرانی به تهران بروم تا آب‌ها از آسیاب بیفتدولی دستگیر شدم.کارگزارن11

آلزایمر از نوع جدید(ازرهاخانم)

دیروز نوبت دکتر داشتم ساعت ۶ ماشینو پارک کردمو با عجله دویدم سمت مطب دکتر . اومدم نگاه کنم ساعت چنده دیدم ساعتم نیست.

آخه مطمئن بودم که دستم کردم. مجبور شدم برگردم و همه راهو٬ تو ماشینو٬ خیابونو بگردم. به همسرم هم زنگ زدم گفتم از درب خونه تا تو پارکینگ رو بگرده . نبود که نبود. دیگه بیخیال شدم گفتم حتمن ماشین از روش رد شده پرت شده جائی. رفتم مطب دکتر چون دیر شده بود باید می نشستم تو نوبت. حالا ساعت حدود 30/7 دست راستمو کشیدم رو دست چپم تو دلم گفتم اخی چه جای ساعتم خالیه. یادش به خیر اونموقع ها که جوون بودم ساعتو می بستم رو دست راستم در عین حال دست چپمو کشیدم رو دست راستم.ساعت رو دست راستم بود. حالا من طی این دو ساعت حداقل ۱۰ تا شماره با موبایل گرفتم٬ پول به منشی دکتر دادم. درب آسانسور رو باز و بسته کردم......به نظر شما به این حالت می گن چی؟

فقط اینقدر خنده ام گرفته بود که بلند بلند می خندیدم[خلق بالا،مانیک] . بقیه مریضها هم فکر کردن این حتما باید می رفته روانکاوی اشتباهی اومده اینجا

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

موج سوم : خاتمی باید بیاید

درپست زمزم سیاست 30فرازهمایشی برای دعوت از خاتمی ، به میزبانی «پویش (کمپین) دعوت از خاتمی» که مجید انصاری گفته بود: خاتمی تنها روحانی است که می‌تواند راه امام را ادامه دهد وگزارش سایرسخنرانی ها انتشارداده شداینک حاشیه های همایش مذکوررابه قلم سیده فخرالسادات محتشمی پورمی خوانیم:

همسرجان از دیشب با حالت سرماخوردگی شدید افتاده[یعنی تعادل اسیدوبازبدنش به علت هوای سرد که سدیم آن زیاداست وخوردن غذاهای اسیدی "سرد" که سبب تب (عفونت)بدن است، به هم خورده وبایدبیشترازغذاهای حاوی بازمثل عسل وخرما وسیب درختی وهویج وامثالهم استفاده کندوقندوشکروغذاهای حاوی شکرنخورد تا توازن اسید وبازبدنش برقراربشه] ولی من ناگزیرم خودمو برسونم به دفتر انجمن تاریخ برای کارگاه آموزشی سندشناسی . می دونم که رفقا همیشه بر سر پیمان خود نیستند و اگه منم نرم این رشته ممکنه از هم گسسته بشه و زحمات چندین ساله هدر بره . ما همچنان چشم انتظار توسعه یافتگی نهادهای مدنی هستیم و افزایش مسئولیت پذیری ها. وسط کلاس آقای امین زاده زنگ می زنه و سراغ همسرجان رو می گیره می گم که حالشون خوش نبوده و دلم شور میفته که اگه جلسه نرفته لابد قضیه خیلی جدیه . یه اس ام اس و انتظار بیهوده برای دریافت پاسخ . زنگ می زنم می گن جلسه هستم و بعداز ظهر میام مسجد امیرالمومنین . خیالم راحت می شه و کارای عقب مونده رو که راست و ریس می کنم راه میفتم به سمت بزرگراه اشرفی اصفهانی و وقتی می رسم به مسجد، جلایی پور پسر مشغول ارائه گزارش هست . بعدش دعوت از سخنران هایی که قراره در عرض سه کلمه حرف دلشونو بزنن با خاتمی و دعوتش کنن به حضور در فاصله صحبت ها یکی دوتا کلیپ و نیز گفتارهای صادقیان مجری چیره دستی  که معمولا تو هربرنامه ای که اسم خاتمی هست می شه ردشو گرفت . خودشو نگرششو و صدای گرمشو دوست دارم.

بچه ها کولاک کردن با راه انداختن موج سوم!!!

حتما خودشون بهتر از هرکس و هرجای دیگه گزارش برنامه همایش رو می دن در سایت موج دات آی آرو من ترجیح می دم بپردازم به حواشی :

سرمو مثل بچه های خوب می ندازم زیر و میرم به سمت انتهای راهرو تا از درب پشتی وارد بشم . بچه نمی ذارن می گن از اینجا . از اینجا باید بری می گم من جامو بلدم . می گن ته سالن پره . اینه دیگه برنامه ها که به درد بخور باشه ردیفای جلو دیرتر از عقب پر می شه . می رم می شینم پیش آقای عموزاده خلیلی و بهش می گم این شکوه دوباره نشون می ده که دوره بازنشستگی ما رسیده دیگه الحمدالله .

نشستم و دارم غبطه می خورم به همسرجان که حتما موفق شده مقاومت کنه در برابر اصرار بچه ها  رفته اون ته ها نشسته و یه عالمه حاشیه از نظرش دور نمی مونه !

کی می گه روحانیون معظم عشق تریبونن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تقریبا هیچکس نتونست سه دقیقه رو رعایت کنه جز دوسه نفر که یکیشون ابطحی بود که احسنت گفتیم به ایشون . اینم یه امتیاز مثبت برای همکار وبلاگ نویس ضد زنمون!!!(کار داریم باهاش حالاحالاها چاره چیه )

همسر شهید موسوی رو که صدا می زنن بالا یادشون می ره که او صدیقه زمانی فرهنگی با سابقه و خوش نام و مدیرعامل موسسه بهار خرمشهره با یک عالمه قابلیت و هنر و توان. بازم زن  می ره زیر سایه کاراکتر فرمانده سپاه خرمشهر خوب آخه به همین مناسبت دعوت شده به نمایندگی از ایثارگران و او هم با جدیت و خیلی محکم می گه خاتمی باید بیاد برای حفظ  دستاوردهای انقلاب و باید بیاد تا قرائت درست از اسلام مهجور نمونه .

جانباز اصلاحات حرفاش شنیدنشه خصوصا اگه در مورد خاتمی و ضرورت حضورش باشه چون خیلی ها سعی دارن حرفاشون و مکنونات قلبی شونو از زبان او بزنن این روزها . خودش که رفته برای درمان پس سعید شریعتی می خونه مقاله کوتاهش رو .

من ضمن احترام به همه سخنران های حاضر و غائب هی منتظر شنیدن نام یک زن هستم . که از طرف خودش و جامعه زنان حرف بزنه و دارم می رم به سمت رسیدن به این نتیجه که این پویش جوان هم مبتلا به کورجنسیتیه که لیلا حاتمی رو به پشت تریبون می خونن . لیلا محجوب و مهربان میاد بالا و واژه ها به سختی از دهنش بیرون میان برای رسالت بزرگ خواندن مردی بزرگ به صحنه . این هنرمند مردمی بچه ها رو واسطه می کنه برای رساندن خاتمی به یقینی قطعی و خودش قبل از خاتمی بغضش می ترکه و جماعت نیز .

علی مصفا هم پشت سروده پدر سنگر می گیره تا ترکش های حضورش تو این برنامه کمتر بشه . آیا واقعا پسران در جرأت ورزی از پدران کم می آورند این روزها؟

طنز آهنگین دهقان جوان فضارو عوض می کنه .به عموزاده می گم این یک روایت تاریخی محضه .می گه تو چندشماره پیش چلچراغ چاپ شده . پیداش نکردم متأسفانه . ریحانه می گه شما اصلا چلچراغ می خونین ؟ می گم قبلا هم که می خوندم دنبال ردپایی بودم که نیافتمش . فکر کنم محبوبه هم قافیه رو باخت در این بازی مردانه ؟؟؟؟؟؟؟؟

کلیپها جالبن واولیش گزیده ای از آنچه در دیدار با سران اصلاح طلبی توسط آنها بیان شده و فیلمبردار احتمالا یادش رفته یه دوتصویری هم از خانومهای حاضر بگیره و یا گرفته و مونتاژگر عزیز قیچی کرده سهواً . آه که این کودک درون ما با این وسوسه های بچه گانه ش نمی ذاره ما این کار قشنگ رو بی و عیب و نقص ببینیم !!!

فیلم تبلیغاتی درویش رو برای دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی بارها و بارها دیده ام و هربار متأثر شده ام اما این بار اشک امان نمی دهد وقتی بغض شکوهمند خاتمی به سکوتش وامی دارد و خصوصا با آن موسیقی تأثیرگذار و سروده هایی که در قالب ترانه با صدایی آهنگین بر گوش دل می نشیند: ایران ای سرای امید  بربامت سپیده دمید و خاتمی تنها سرمایه اش آبرویش را می گذارد وسط در این قمار سنگین .

مدام به ساعتم نگاه می کنم و نگران دیر رسیدن به برنامه خانوادگی هستم که گفتن سر ساعت 5 شروع می شه . دلم نمیاد پاشم و برنامه رو نیمه کاره ترک کنم . از طرفی دلم نمی خواد تبدیل بشم به یک غایب فراموش شده از جمع های خانوادگی . ساعت پنج و ربع ... خودمو از صندلی می کنم و خداحافظی با دوروبری ها و می رم بیرون . خبرنگار سایت موج میاد جلو می گه خانم … می گم دیرم شده بعدا می گه فقط یه جمله بگین چرا باید خاتمی بیاید ؟ می گم چرا نیاد؟ می تونه نیاد؟ باید بیاد به هزار دلیل یکیش ادامه طرح های ناتمام من با توجه به تخصص و علائق خودم می گم برگشت به همون مسیر رشد برای زنان و … می زنم بیرون یکی دیگه میاد جلو می گه و این تردیدها… می پرم وسط حرفش و می گم تردیدی نیست دیگه همین امروز تموم می شه شاید تموم شده باشه و می پرسم شما؟ می گه از باشگاه خبرنگاران جوان و خودش زودی ادامه می ده من آخر اصلاح طلبیم به خدا خوب چیکار کنیم کار نیست !

این هم مناظره جوانمردانه همسرجانشان ،چون اگرجوانمردنبودبا اینگونه افرادکه بدنبال حق نیستندبلکه درپی به کرسی نشان حرف زورخودشان وتابع نظریه الحق لمن غلب (حق باکسی است که زر،زور،تزویزدارد)هستندگفتگونمی کرد:

متن کامل مناظره سیدمصطفی تاج‌زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و قاسم روانبخش [ازسران فرقه مصباحیه]، سردبیر نشریه «پرتو سخن» وابسته به موسسه مصباح یزدی که دوازدهم آبان‌ماه در دانشگاه کاشان انجام شد.

تاج‌زاده: مقدمتا عرض می‌کنم خدمت دوستان که گفت‌وگو به هر شکل خوب است و برای جامعه ما که جامعه‌ای متنوع هستیم ضروری می‌باشد. ما دیدگاه‌های گوناگونی داریم و هیچ کدام هم توان حذف هیچ کدام از این دیدگاه‌ها را نداریم. نهایتا می‌توانیم دیگران را برای مدتی از حقوقشان محروم کنیم ولی باز در سطح جامعه هستند. اجازه بدهید من همین جا گلایه کنم از اصولگرایان به علت فضای نابرابری که در جامعه از جمله برای اصلاح‌طلبان ایجاد کرده‌اند و امکان گفت‌وگو را در سطح ملی از ما گرفته‌اند. چقدر خوب بود که این نوع جلسات می‌توانست در صدا و سیما برگزار شود و دیدگاه‌های مختلف چه در سیاست خارجی و چه در مسائل دینی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بیان شود. همین‌طور هر حزب قانونی رسانه خاص خودش را داشته باشد و دیدگاه‌هایش را آنجا بیان کند و این حق را به جامعه می‌دادیم که بر اساس این دیدگاه‌ها قضاوت کند. این نابرابری کنونی شعار و خواست امام نبوده، خواست مردم نبوده و در عصر کنونی هم پاسخگو نیست. ممکن است کسب قدرت ما را مغرور کند و فکر کنیم که می‌توانیم این نابرابری را ادامه دهیم. همین جا از جناب آقای روانبخش به عنوان اولین سوال می‌پرسم که با کدام معیار دینی و قانونی ایشان حق دارد نامزد نمایندگی مجلس شود و بنده این حق را ندارم، چون با افکار آقای مصباح یا آقای جنتی یا دوستانی از این قبیل مخالف هستم؟ کدام نکته منفی در پرونده بنده است که این حق را از من می‌گیرد که اجازه انتشار روزنامه نداشته باشم؟ هرگونه نقطه ضعف اخلاقی سیاسی و مالی و... که دارم، چون این دوستان خوشبختانه به نیمه‌های پنهان ما نیز کاملا دسترسی دارند، در حضور جمع اعلام کنند که چرا ما باید از این حقوق محروم شویم؟ آفتی که به جمهوری اسلامی زده شده آفت محروم کردن مردم از حقوق خودشان است. به همین علت یکی از مهم‌ترین وجوه اصلاح‌طلبی را مقابله با این آفت و دفاع از حقوق ملت چه فردی چه جمعی و چه ملی می‌دانیم. فکر می‌کنیم آنچه نیاز امروز جامعه ما است یک عدالت همه‌جانبه است نه فقط عدالت توزیعی، یعنی عدالت قضایی، عدالت سیاسی، عدالت اجتماعی، عدالت آموزشی، عدالت جنسیتی و حتی عدالت قومی. به باور اصلاح‌طلبان در این جامعه شهروندان می‌توانند از یک زندگی شرافتمندانه بهره‌مند شوند و هم کشور در سطح منطقه و بین همسایگانش در وضعیتی نباشد که موجب شرمندگی مردم ایران شود.

روانبخش: من بنا نداشتم به مسائل حاشیه‌ای بپردازم ولی فقط دو نکته عرض می‌کنم و بعد به سراغ بحث اصلی می‌روم. پیشنهاد آقای تاج‌زاده در مورد مناظره در صدا و سیما از مسائلی است که ما هم به دنبال آن بوده‌ایم. از جمله جناب آیت‌الله مصباح با جناب دکتر سروش در شبکه یک که متاسفانه این مناظره برگزار نشد. البته آقای سروش استقبال نکرد. اگر شما نیز بتوانید این زمینه را فراهم کنید صدا و سیما این مناظره را در سطح عالی برگزار خواهد کرد ولی در سطح ما و آقای تاج‌زاده، ما آمادگی داریم. نکته دیگر مناظره مکتوب است که برای این مطلب هم آماده‌ایم. متاسفانه چنین چیزی هم در روزنامه‌های مدعی اصلاح‌طلبی آمادگی آن را ندارند. من کتابی نوشتم با عنوان جامعه چندصدایی و مقالات چاپ نشده در دوره هشت ساله اصلاحات که مقالاتی بود که نوشته بودم و جوابی نگرفته بودم از جمله یک یا دو مقاله در مورد نشریه عصر ما ارگان سازمان مجاهدین انقلاب که آقای تاج‌زاده عضو شورای مرکزی آن هستند که قرار بوده چاپ بشود. پیگیری کردیم ولی گفتند چاپ نمی‌کنیم. مقاله‌ای است در روزنامه بیان که آقای محتشمی‌پور به آقای مصباح عنوان خوارج را نسبت داد، پاسخ داده شد. هرچه پیگیری کردیم گفتند چاپ نمی‌کنیم. بعد به مناسبت صدمین شماره بیان آن مقاله را آقای محتشمی‌پور دوباره چاپ کرد. اکنون هم آقای تاج‌زاده اگر شما مایل باشید در مطبوعات اصلاح‌طلب که در دولت نهم بر تعداد آنها افزوده شده، ستونی باز کنیم و مناظره مکتوب داشته باشیم. بنده در نشریه پرتو ستونی باز می‌کنم برای مناظره مکتوب.

تاج‌زاده: در مورد مناظره که اعلام کردند بنده همین جا اعلام می‌کنم از جناب آقای مصباح تا هرکدام از آقایان اصولگرا، چه در دانشگاه چه در صدا و سیما و چه در هر کجا که اعلام کنند شرکت می‌کنم و فکر می‌کنم این مناظره‌ها به نفع همه است. البته تاکید می‌کنم این بخشی از حقیقت است و آقای روانبخش سعی می‌کند که از کنار قضیه رد شود. جناب آقای روانبخش ما یک حزب قانونی هستیم. روزنامه نداریم. باز می‌گویید روزنامه‌های اصلاح‌طلب این گونه کار می‌کنند. جبهه مشارکت یک حزب قانونی است و قانونی فعالیت می‌کند اما دولت آقای احمدی‌نژاد به صورت غیرقانونی به آن روزنامه نمی‌دهد. این را مشاهده کنید با شعار «زنده باد مخالف من» آقای خاتمی. آقای روانبخش! شما هرگز در دوره اصلاحات نه از انتشار روزنامه محروم شدید و نه مراسمتان را به هم زدند و نه در انتخابات رد صلاحیت شدید. در حقیقت از هیچ یک از حقوق‌تان محروم نشدید. اتفاقا در آن دوره تیراژتان بیشتر از امروز بود چرا که امید و نشاط بود، مردم هم مشتاقانه نشریات همه جریان‌های سیاسی را مطالعه و مقایسه می‌کردند. آقای روانبخش خیلی صادقانه با هم صحبت کنیم. در این کشور ما جرأت داریم جوابیه شما را چاپ نکنیم و راست راست در خیابان راه برویم؟ در حالی که برعکس است. آقای شریعتمداری نماینده محترم ولی فقیه در کیهان رسما دروغ علیه ما می‌نویسد و ما که جواب می‌دهیم چاپ نمی‌کند. بعد هم می‌گوید برو شکایت کن. چون می‌داند مثل شکایت از آقای جنتی بایگانی می‌شود. چرا این مظلوم‌نمایی‌های غیرواقعی را می‌کنید؟ این کار‌ها دیگر به شما نمی‌آید، دست‌بردارید!

روانبخش: من دوست داشتم آقای تاج‌زاده در مورد این بحث صحبت می‌کردند ولی با کنایه از کنار این چارچوب گذشتند. ایشان می‌فرمایند ما روزنامه نداریم. من می‌گویم چه کسی جرأت دارد به شما روزنامه ندهد؟ آقای مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات به تنهایی و بدون تشکیل جلسه نشریه پرتو سخن را لغو امتیاز کرد و این تریبون ما را به اتهام درج مقاله‌ای در مورد آقای منتظری و یک طرحی که در آن روزنامه چاپ شده بود و این طرح هم از ماهنامه صبح گرفته شده بود که هیچ ربطی به این مقاله هم نداشت، توقیف کرد. آقایان در زمان شعار جامعه چندصدایی و زنده‌باد مخالف من، این تنها نشریه اصولگرا را بستند. شش ماه تلاش کردیم تا اینکه اثبات کردیم این نشریه تقصیری نداشته است. شما می‌گویید نشریه‌تان را بستند. شما هم این نشریه بیست هزار تیراژی را که در مقابل نشریات آن‌روز شما چیزی نبود، شش ماه تعطیل کردید. ما همان موقع هم که نشریه‌مان را بستند، جنجال راه نینداختیم. گفتیم اشکال ندارد چرا که ملتزم به قانون هستیم. دیوان عدالت اداری بررسی کرد و دید این حکم آقای وزیر خلاف قانون بوده است. روزنامه شما هم که عصر ما است که روزنامه نبود بلکه اول دوهفته‌نامه بود و شما نشریه داشتید ولی به دلیل تخلف موارد زیادی از قانون مطبوعات بسته شد. شما هم بروید در دیوان عدالت اداری اعلام کنید، مثل شرق که بسته شد، ولی دوباره باز شد. یکی از موارد تخلف نشریه عصر ما همان مقاله آقای آقاجری بود که عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب بود که گفت مارکس نیمی از حقیقت را گفته که دین افیون ملت‌هاست و نیم دیگر حقیقت را من می‌گویم که دین افیون دولت‌ها هم است. با نوشتن این حرف‌های سخیف در نشریه، معلوم است کسی که مسوولیت دارد طبق قانون برخورد خواهد کرد. امروز هم که بحمدلله نشریات مختلفی دارید مثل اعتماد و شهروند امروز. درست است که مال شما نیست ولی آقای عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب مشارکت است که دارد شهروند امروز را در می‌آورد و اعتماد هم همین‌طور.

تاج‌زاده: دو نکته را توضیح دهم تا برگردم به بحث نسبت مردم با حکومت. جناب آقای روانبخش در دوره اصلاحات اصولگرایان در مجموع حق همه نوع فعالیت در نقد اصلاح‌طلبان را داشتند. اصلا بحث درباره نشریه پرتو سخن با 20 هزار تیراژ نیست. در این کشور یک دولت آمده بود با بیست میلیون رأی. آن‌وقت صدا و سیما تمام رسالتش این بود که آن را تخریب کند. آن‌زمانی که جناب آقای کردان معاون آقای لاریجانی در صدا و سیما بودند. یعنی ما دولت بودیم، رادیو و تلویزیون این کشور رسما علیه حکومت کار می‌کرد. با وجود این امروز ادعا می‌کنید که ما آن دوره رسانه نداشتیم و ما را بستید! بعد که توضیح می‌دهید معلوم می‌شود اصلاح‌طلبان یک هفته‌نامه بیست هزارتایی را در 11 سال گذشته به مدت شش ماه توقیف کرده‌اند. حالا روزنامه مشارکت هفت سال است توقیف موقت است. آقای عطریانفر هم عضو شورای مرکزی کارگزاران است که روزنامه دارد و به جبهه مشارکت ربطی ندارد. از دوستان ماست ولی ما می‌گوییم جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان دو حزب قانونی روزنامه نداریم. وضعیت رادیو و تلویزیون را که خود دوستان می‌دانند. سوال روشن این است که جناب آقای روانبخش! آیا شما حق ما می‌دانید که ما روزنامه داشته باشیم یا نه؟ چرا در پرتو سخن شماره بعدی تیتر نمی‌زنید که وزارت ارشاد چرا به مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی اجازه انتشار روزنامه نمی‌دهد؟ کاری هم ندارم که وزارت ارشاد قبول می‌کند یا نه. اگر این جمع دیدند که در شماره بعدی یالثارات نوشتید چرا به این احزاب قانونی اجازه انتشار روزنامه نمی‌دهید بقیه صحبت‌های شما را هم تلقی به قبول می‌کنند اما اگر از حق ما دفاع نکردید معلوم می‌شود خود شما جزء کسانی هستید که معتقدید که ما را باید سرکوب کرد. ما منتظر می‌مانیم که ببینیم شما از حقوق ما دفاع می‌کنید یا دفاع نمی‌کنید؟

روانبخش: روزنامه قانونی‌ای که رعایت قانون را بکند دفاع می‌کنیم.

تاج‌زاده: عیبی ندارد از همین دفاع کنید. ما گردنمان در مقابل قانون از مو باریک‌تر است. ببینید دو تا شکایت با 24 ساعت فاصله تسلیم قوه قضائیه شد یکی شکایت رئیس ستاد انتخابات کشور از رئیس هیات نظارت بود و دیگری شکایت رئیس هیات نظارت از رئیس ستاد انتخابات کشور. به شکایت اول رسیدگی شد. دادگاهش تشکیل شد و ما محکوم شدیم. بعد از آن سخنگوی آقای جنتی از من یک شکایت دیگر کرد که چرا در دادگاه جواب سلام ما را ندادید و چرا به ما توهین کردید و گفتید ما تقلب کردیم. آن دادگاه هم برگزار شد و من را محکوم کردند. اما شکایت دوم، چی؟ به آن رسیدگی نشد. زمانی گفتم شأن آیت‌الله جنتی اجل از این است که تشریف ببرند دادگاه. پیشنهاد کردم که دادگاه را ببرند منزل ایشان. زشت است که در جمهوری اسلامی یک شهروند، نه رئیس ستاد انتخابات و نه سرپرست وزارت کشور، از یک نفر شکایت کرده است. دست‌کم فرمالیته بگویید دادگاه تشکیل دادیم ایشان تبرئه شد. بیخود گفته بود تاج‌زاده. ظاهر قضیه را رعایت کنید. آن وقت می‌گویید عملکرد شما را دیدند! خب بله عملکرد ما و عملکرد آن طرف را دیدند. انگار یک طرف[اصولگراها] حکومت معصوم تشکیل داده است و یک طرف[اصلاح‌طلبان] حکومت کسانی بود که تا توانستند حقوق ملت را ضایع کردند. جناب آقای روانبخش! آیا در این حکومت کسی می‌تواند بگوید که مارکس گفته دین افیون توده‌هاست و نصف دیگر آن را هم من می‌گویم که دین افیون دولت‌هاست. آن‌وقت در دانشگاه تربیت مدرس تدریس کند؟ چنین چیزی ممکن است؟ چرا مخاطب را همیشه نادان فرض می‌کنید؟

روانبخش: فرمودند شأن آقای جنتی بالا است که به دادگاه نمی‌روند و دادگاه را ببرید به خانه‌شان. خب آقای خاتمی هم همین‌طور است. الان همین مردم کاشان جمعی شکایت کردند. طلاب حوزه علمیه قم جمعی شکایت کرده‌اند. طلاب حوزه علمیه مشهد جمعی شکایت کردند به دلیل دست دادن ایشان به زن نامحرم. چرا دادگاه تشکیل نمی‌شود؟ همان دادگاه ویژه روحانیت که آقای جنتی را به دادگاه نمی‌خواند، این همه شکایت را نادیده می‌گیرد. بحث بعدی که بحث دین را مطرح کردید. بله بحث ما هم همین است. می‌فرمایید کی جرات می‌کند این حرف را زده باشد. می‌گوییم آقای آقاجری جرات کرده و زده است.

تاج‌زاده: در مورد دادگاه شکایتی که ما داریم از کسی است که در رای مردم دست برده است و باید در این جامعه پاسخگو باشد و گذشت زمان آن را از بین نمی‌برد. یکی از آنها همین آقای محمدزاده استاندار فعلی خراسان است. ایشان آن‌وقت استاندار لرستان بودند. ما ناگهان دیدیم که در استان لرستان در بعضی شهر‌ها صدو هشتاد درصد واجدین شرایط رای دادند که صدو سی درصد به رقیب آقای خاتمی رای دادند. وقتی از او پرسیدند که این چه کاری بود که انجام دادی، گفت بقیه نامردی کردند! در دولت جدید ترقی مقام پیدا کرد و شد استاندار خراسان. حالا این می‌خواهد امانتدار رای مردم شود. گل بود به سبزه هم آراسته شد. در مورد آقای جنتی در انتخابات مجلس ششم که ایشان در نتیجه انتخابات تهران دست بردند باید بگویم تا قبل از تعطیلات عید همه چیز درست پیش می‌رفت. ایشان تشریف بردند مکه و چهل روز عربستان تشریف داشتند. بعد برگشتند و ادعا کردند انتخابات تهران باید باطل شود! شکایت من این بود که ایشان هفتصد هزار رای مردم تهران را غیرقانونی باطل کرده و نتیجه انتخابات را تغییر داده است. این مسئله باید رسیدگی بشود یا نشود؟ آقای دکتر علیرضارجایی از رفتن به مجلس باز ماند و به جای آن آقای دکتر حداد عادل وارد مجلس شد. آقای روانبخش این مسئله باید رسیدگی بشود یا خیر؟ شما تیتر بزنید که دادگاه آیت‌الله جنتی تشکیل شود که این هفتصد هزار رای را قانونی باطل کرده یا نکرده است؟

روانبخش: نکته‌ای که آقای تاج‌زاده فرمودند راجع به بحث انتخابات که در امانت مردم نباید دست برده شود، بسیار مطلب درستی است و نظام جمهوری اسلامی رای مردم را امانت می‌داند و این تاکید حضرت امام و مقام معظم رهبری همواره به همین امر هست و بوده و اگر مواردی کسانی تخلف کرده باشند قانون با آنها برخورد می‌کند، مثل خود آقای تاج‌زاده در انتخابات مجلس ششم. علت اینکه ایشان را از کار برکنار کردند و در حکم دادگاه به انفصال از خدمت محکوم شدند همین دست بردن در آرای مردم بود که در تهران این مسئله اتفاق افتاد. از آنجا هم این مسئله لو رفت که آقای حدادعادل آمد لیست صندوق‌ها را از وزارت کشور گرفت و گفت بنده که رای نیاورده‌ام لیست صندوق‌ها را بدهید. چون ایشان از نفر سی‌ام چند نفر آن طرف‌تر بود. نمی‌دانم سی‌وچهارم بود سی و ششم بود نمی‌دانم. ایشان گفت حق من است که لیست صندوق‌ها را داشته باشم. لیست صندوق‌ها را که به او دادند نگاه کرد و دید صندوقی که خودش و خانواده‌اش در آن جا رای داده‌اند رای او صفر اعلام شده. گفت شاید زن و بچه‌ام به من خیانت کرده باشند رای نداده باشند اما من می‌دانم که خودم به خودم رای دادم. این حرف مدرس است که گفت رای خود من کو؟ این ماجرا در دوران اصلاحات تکرار شد. گفت رای خودم را بدهید. رای من در این صندوق بود آن را می‌خواهم و خواهان بازشماری این صندوق شد. آمدند بازشماری کردند. حداد در آن صندوق 400 رای داشت. 400 رای حدادعادل را برای فرد دیگری خوانده بودند. خب! نتیجه انتخابات این شد که آقای هاشمی که در 29 و 30 در نوسان بود و آقای محتشمی و حدادعادل هم بعد از سی‌ام بودند. اینها خواهان این شدند که اگر در این صندوق تخلف شده، نشان می‌دهد در صندوق‌های دیگر هم تخلف شده و نشان می‌دهد حق ما ضایع شده. پس حق ماست که خواهان بازشماری صندوق‌ها باشیم.

ممکن است باز هم بگویید شورای نگهبان جناحی برخورد کرد شما دوتایی (تاج‌زاده و جنتی) یک مشکل خاصی با هم دارید. هر جمله‌ای که می‌گویید اسم آقای جنتی در آن است. ولی خب! شورای نگهبان جناحی برخورد کرد. مجلس اصلاحات چرا بر عملکرد شورای نگهبان صحه گذاشت؟ مگر همان حدادعادل و محتشمی‌پور که وارد مجلس ششم شدند، همین مجلس ششم که اکثریت در اختیار حزب مشارکت بود اعتبارنامه این دو نفر را تایید و تصویب کرد. تایید مجلس ششم به این دو نماینده تهران یعنی مهر تایید به آن تقلبی که جنابعالی مدیر انتخاباتش بودید در تهران. شما که می‌گویید استاندار لرستان در دوم خرداد تقلب کرده و بنده خدا اینجا نیست که از خودش دفاع کند، سندی ندارید. همین طور می‌فرمایید. سند کو؟ اما من سند دارم جلوی جمعیت ارائه می‌کنم. همه مردم هم اخبارش را شنیدید و اسنادش وجود دارد. خود شما در آرای مردم به عنوان مدیر انتخابات کشور دست بردید و محکوم هم شدید.

تاج‌زاده: در مورد انتخابات آقای روانبخش به اطلاعات نادرستی اشاره کردند که من سریع از آن می‌گذرم. بنده به اتهام تقلب محکوم نشدم. بلکه به اتهام دخالت در کار فرمانداری محکوم شدم. منتها شکایت من از آقای جنتی به عنوان تقلب در انتخابات بود که به آن رسیدگی نشد. صندوقی که رای آقای حداد در آن صفر بود صندوق شورای نگهبان بود نه وزارت کشور. 1500 صندوق هم بازشماری شد (نه 500 صندوق) و آرای آقای حداد اندکی کاهش یافت. امضاهای اعضای هیات مرکزی نظارت از جمله آقای جنتی هم موجود است. اینها تاریخش هم وجود دارد. من خیلی نمی‌خواهم به این مسائل بپردازم.

روانبخش: جلسه مستقلی می‌خواهد. اسناد می‌خواهد.

تاج‌زاده: اسنادش را من منتشر کرده‌ام. به آقای جنتی پیشنهاد دادم مشترکا اسناد را منتشر کنیم، حاضر نشد. من خودم این کار را کردم.

روانبخش: اولین مطلبی که فرمودند این بود که به آقای حداد اجازه بازشماری صندوق‌ها داده شد. البته به خودش که اجازه ندادند. تقاضای ایشان را پذیرفتند. رسما و قانونی نشستند باز کردند و بررسی کردند و روشن شد. البته کسی که تقاضای بازشماری صندوق را می‌کند باید دلیل قانع‌کننده‌ای هم داشته باشد. آقای حداد می‌گوید در این صندوق من به خودم رای دادم. این دلیل است. بازشماری کردند 400 تا رای بود. این آقا می‌تواند ادعا کند که من می‌خواهم چند تا صندوق دیگر هم بازشماری کنید. اما اگر کسی همین‌طوری بگوید که صندوق‌ها را بدهید ما ببریم بشماریم. در چنین صورتی هیچ وقت انتخابات فرآیندش تمام نمی‌شود. من در خود قم هم وقتی رای نیاوردم دلیلی برای تقلب ندیدم فلذا شکایت نکردم. آیا آقای مهاجرانی که مقام معظم رهبری شخصا فرمودند من از عملکرد این وزارت ارشاد راضی نیستم و مشروعیت یک دولت و نظام در جمهوری اسلامی به نظر ولی فقیه است. خب اگر ایشان گفت من رضایت ندارم و اکثر کارهایی که ایشان کرده خلاف شرع و دین است. آقای خاتمی در برابر مهاجرانی چه کار کردند؟ یک سال مقاومت کردند. حتی هر وقت مهاجرانی می‌خواست استعفا بدهد، خاتمی نمی‌گذاشت و می‌گفت استعفای مهاجرانی با استعفای من برابر و همراه است. مراجع تقلید مثل آیت‌الله نوری‌همدانی و آیت‌الله جوادی‌آملی آمدند در تحصن سه روزه مسجد اعظم قم نشستند. فریاد ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما گفتند. نهایت چه شد؟ آقای مهاجرانی ماند سر پست خودش. بعد از تحصن پرتو ما را بستند. رئیس مرکز گفت‌وگوی تمدن‌ها شد.

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

رحیمی گیت (قسمت پنجم)

 

روایت دانشجویان کردان از دوران دانشجویی ایشان در دانشگاه آکسفورد

 

 در حالی که ماجرای طنزگونه وزارت دکتر کردان به یکی از بزرگترین شوخیها و سرگرمیهای مردم در بعد از انقلاب تبدیل شده است، این روزها حمایت رئیس جمهور از آقایان دکتر کردان و رحیمی و نیز ماجراهای مشمئز کننده ای مانند افتضاح 5 میلیونی به یکی از تلخ ترین حوادث دولت نهم تبدیل شده است.
 در همین رابطه برخی نمایندگان مجلس هشتم در گفتگو با جهان یکی از علتهای اصلی استیضاح کردان را دروغ گفتنهای پیاپی وزیر کشور دانستند و افزودند، در بسیاری از کشورهایی که ادعای حکومت دینی هم ندارند در مواجهه با چنین افرادی برخوردهای شدید صورت می گیرد و به برکناری هم بسنده نمی شود و فرد خاطی به علت دروغ گویی حتما محاکمه می شود.
 یکی از  نمایندگان عنوان کرد: تعدادی از دانشجویان آقای کردان با مراجعه به مجلس اظهار کردند که آقای کردان در کلاسهای درس بارها از خاطراتش در دانشگاه آکسفورد سخن گفته و با لحن تمسخر آمیزی به دانشجویان اعلام می کرده است: شما که دانشجو نیستید و ما در آکسفورد اینچنین می کردیم و آنچنان ....
 این نماینده ادامه داد: نکته قابل توجه اینجاست که چگونه فردی که به راحتی قادر است مطالب غیر واقع را در دوران وزارت و غیر آن بیان کند و حتی کتاب تخصصی حقوق با نام دکتر علی کردان منتشر نماید می تواند امنیت کشور و سلامت انتخابات مهمی چون ریاست جمهوری را تضمین نماید.
 یک نماینده دیگر نیز با اشاره به سخنان دیشب رئیس جمهور گفت: به نظر می رسد اینگونه سخن گفتن چالش جدیدی در روابط بین دولت و مجلس ایجاد کند و بهتر بود رئیس جمهور، کردان را که احتمال برکناریش تقریباً قطعی است خود عزل می کرد.منبع وب نوشت دلوسه (لینک سیدامیرسعیدی)

حاشیه مهمتر از متن

داستان امانت و صداقت و مدرک دکترای آکسفورد کردان، هر چه بود، تمام شد. اما آقای کردان نکته ای را در بحث خود مطرح کرد که از همه ی دستاوردها و کارکرد های ایشان شگفت انگیز تر بود. به نظرم برای اولین بار چنین اتفاقی در تاریخ سیاسی دنیا افتاده است. وزیر کشور نزد رییس ستاد نیرو های مسلح سرلشگر فیروزآبادی رفته و پنهانی مذاکرات سه ساعته با ایشان را با موبایل ضبط کرده و همین ماجرا را از تریبون مجلس اعلام می کند! چنین کسی اگر به درستی هم ثابت می کرد که از آکسفورد فوق دکترای حقوق دارد، شایسته ی وزارت کشور بود؟
ایشان که اعلام کردند سابقه پنج سال کار قضایی دارند، نمی دانستند که شنود مذاکره سه ساعته با عالیترین مقام نظامی کشور جرم است و اعلام آن در مجلس و از تریبون باز مجلس اقرار به جرم؟
45 نماینده ای که با استیضاح آقای کردان مخالف بودند و رای مخالف به استیضاح دادند، به قانون اساسی در پیشگاه خداوند و ملت و قرآن سوگند یاد کرده اند که از حقوق ملت پاسداری کنند، آنها با کدام بینه به ابقای فردی رای دادند که مذاکره خصوصی با مقامات را شنود می کند و بعد به آن هم به عنوان مدرک استناد می کند؟ آشفتگی در اداره امورکشور بیشتر از این؟
اگر این اتفاق در دولت قبل رخ داده بود، تردید نکنید که تا بر کناری رییس جمهور پیش می رفتند، وزیر کشور را در پارلمان بازداشت می کردند و لشکر کفن پوشان با طبل و تبر به حرکت می آمدند.
به نظرم این حاشیه از متن جدی تر بود.
نویسنده :جمیله کدیور (لینک سیدعطاءالله)

انتقاد از ورود احمدی‌نژاد به دایره اختیارات رهبری
روزنامه جمهوری اسلامی در شماره دیروز خود با انتقاد از پیام تبریک بی‌سابقه احمدی‌نژاد به اوباما، این اقدام را «دل بستن به سراب»، «خارج از وظایف رئیس‌جمهور و جزء اختیارات رهبری» و «تحمیل هزینه‌های غیرضروری و غیرقابل پیش‌بینی به نظام» دانسته است. این روزنامه تاکید کرده: تصمیم برای تجدید رابطه با آمریکا از سیاست‌های کلان نظام است که طبق قانون اساسی در قلمرو اختیارات رهبری می‌باشد و رئیس‌جمهور نمی‌تواند وارد این عرصه شود. دوم آنکه حتی اگر رهبری به چنین تصمیمی برسند که در شرایط خاصی می‌توان برای تجدید رابطه با آمریکا اقدام کرد برای عملی ساختن این تصمیم باید مقدماتی فراهم شود تا وزانت نظام جمهوری اسلامی حفظ شود و آنچه مورد نظر رهبری است به بهترین شکل و با حفظ همه جوانب عملیاتی گردد.کارگزاران20آبان

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول35

مشکلات جامعه درحال گذار،درحال ازپرده برون افتادن است:پرونده اخراج دانش آموز معلول روی میز معاون وزیر آموزش و پرورش    

آفتاب 19آبان: کشاورز معاون وزیر آموزش و پرورش استثنایی گفت: در حال پیگیری و بررسی چگونگی اخراج دانشآموز معلول از مدرسه ‌هستیم تا اگر تعمدی در کار بوده با آن برخورد کنیم.‌ وی در پاسخ به این سوال که آیا جایز است دانش آموز معلول جسمی به دلایل ‌واهی مدیر مدرسه و منطقه به مدرسه استثنایی فرستاده شود، افزود: وقتی من این خبر را شنیدم بلافاصله موضوع را برای پیگیری به کارشناسی ارزیابی و نظارت ارجاع دادم. مدیر یا معلم ‌مدرسه در جایگاه تعیین سلامت ذهنی دانش آموز خود قرار ندارند و این موضوع تنها از طریق کارشناسان سنجش سلامت قابل بررسی است.‌به گفته معاون وزیر آموزش و پرورش استثنایی، وضعیت این دانش آموز و تمامی اتفاقات رخ داده در پرونده وی هم اکنون در معاونت آموزش و ‌پرورش استثنایی وزارت آموزش و پرورش در دست بررسی است.‌

زیتون:باتوجه به توزیع شیرپاستوریزه بین دانش آموزان ورابطه داشتن آن باجنون ام – اس تعدادبیشتری ازدانش آموزان به این امراض مبتلاشوند.

بایدباورکنیم کشوردرحال گذارهستیم وتبعاتش رابپذیریم:مصرف 300 میلیارد تومان آنتی‌بیوتیک توسط ایرانیان در سال گذشته    

آفتاب 19آبان: دیناروند معاون غذا و داروی وزارت بهداشت گفت: ایرانیان سال گذشته معادل 300 میلیارد تومان آنتی‌بیوتیک مصرف کردند که علامت جهان سومی[ناکارآمدی وزارت بهداشت ودانش عمومی پزشگی] است

از طرفی از نظر عددی داروهای مغز و اعصاب پرمصرف‌ترین داروهای کشور‌ند

 که علامت کشورهای پیشرفته است. متاسفانه طبق معمول از نظر عددی پرمصرف‌ترین داروی مصرفی ایرانیان استامینوفن است [کم خون کننده است وکم خونی مادرهمه بیماریهاست]که سال گذشته میزان مصرف نوع معمولی و کدئین آن از یک میلیارد عدد گذشت و امسال هم همین اتفاق در حال تکرار است. وی گفت: علامت این است که مصرف و تجویز دارو در ایران غیرمنطقی است[وزارت بهداشت باید با آموزش پزشگان رامنطقی کند که دانش آنرا ندارد البته اگرازامثال پرفسورخرسند وبابک کاویان منش کمک بگیرند میتوانند موفق شوند اما آنها ایرانی هستند واگرخارجی بودندشایدهرروزتو بوق تلوزیون بودند