زيتون

 

گره کور تبعیض - عباس عبدی

تبعیض یکی از عوامل مهم در تخریب فضا و روابط اجتماعی است. تبعیض‌هایی که در سطح خانواده یا در محیط اجتماعی و... دیده می‌شود، ریشه کدورت و کینه میان فرد یا گروه مورد تبعیض با طرف‌های مقابل است. تبعیض جنسیتی در خانواده و جامعه، تبعیض نژادی، مذهبی، قومی و زبانی در جامعه تماماً منشاء کینه و کدورتی می‌شوند که در پی یافتن فرصتی برای ظهور و بروز هستند. انسان و گروه مورد تبعیض احساس می‌کند که شخصیت او مورد هجوم قرار گرفته و تحقیر شده است. ‌

در بسیاری از موارد، تبعیض آگاهانه و تعمدی است که تبعیض نژادی، بدترین و خشن‌ترین نوع آن بوده که تاکنون بشر با آن مواجه بوده است. اما بعضاً هم پیش می‌آید که تبعیض چندان آگاهانه و عریان نیست، اما به واسطه آنکه در ضمیر فرد تبعیض‌گر این  تفاوتها و تبعیض‌ها وجود دارد، در عمل خود را نشان می‌دهد و چه بسا ممکن است به تبعیض‌آمیز بودن رفتار خود توجهی نداشته و آن را امری عادلا‌نه و مطابق انصاف بداند. ‌

تبعیض وقتی آثار منفی و مخرب بیشتری دارد که از نهاد یا مرجعی سر بزند که برحسب وظیفه‌اش باید مظهر بی‌طرفی باشد و همه را به یک چشم نگاه کند. مثلا‌ً اگر یک نفر به واسطه رنگ پوست یا نژادش از سوی فرد دیگری تحقیر یا با تبعیض مواجه شود، دردناک است اما ممکن است آن را تحمل کرد، ولی اگر این تبعیض از سوی پلیس یا حکومت باشد بسیار دردناک‌تر است، زیرا تبعیض از سوی آنان از یک سو به منزله به رسمیت شناختن تبعیض است و از سوی دیگر چون قرار است که این نهادها در مقابل مردم بی‌طرف باشند و عمل جانبدارانه‌ای له یا علیه کسی نداشته باشند، اکنون با این کار خود جایگاه ویژه خویش را نیز مخدوش کرده‌اند و این دردی مضاعف است که بر ما وارد می‌شود. اگر فردی عادی یک رنگین پوست را تحقیر کند و علیه او تبعیض قائل شود، فرد مورد تبعیض امید دارد که به دولت مراجعه کند، اما اگر یک دولت چنین رفتاری را داشته باشد، به کجا باید پناه برد؟

با این مقدمه می‌خواهیم بررسی کنیم که چقدر از رفتارهای رسمی در جامعه ما تبعیض‌آمیز است؟ در این یادداشت به تبعیض‌های آگاهانه در عرصه سیاست و دین و حتی جنسیت پرداخته نمی‌شود بلکه صرفاً تبعیض‌هایی مدنظر قرار می‌گیرند که چه بسا در ابتدای امر چندان مورد توجه کسی واقع نمی‌شوند و حتی فاعلا‌ن رفتار هم توجهی به این وجه عمل خود ندارند، اما بی‌تردید آثار خود را بر ذهنیت اجتماعی به جا می‌گذارند. ‌

چندین رویداد را با هم مرور می‌کنیم. مجروحان و شهدای ناشی از انفجار مین در مناطق غربی و جنوبی کشور، آتش‌سوزی مسجد ارک، آتش‌سوزی یک دبستان روستایی در دو سال پیش، توفان گونو در بلوچستان، انفجار حسینیه شیراز، آتش‌سوزی کارخانجات در شازند اراک، سقوط هواپیمای ‌ 130C- ارتش، رسیدگی به پرونده دکتر زهرا بنی‌یعقوب، رسیدگی به پرونده پالیزدار و... ‌

مثال‌های متعددی را برحسب زمینه‌های گوناگون آوردم تا صرفاً بر تبعیض‌های سیاسی تأکید نشده باشد. البته رسیدگی‌های مثبت و سریع برای حل اموری چون مسجد ارک نه‌تنها مورد انتقاد نیست، که بسیار هم مطلوب است، اما مسأله اینجاست که چرا در موارد دیگر چنین همتی به خرج داده نمی‌شود؟ سرعت بازسازی مسجد ارک و رسیدگی به موقع همراه با پرداخت هزینه درمان مجروحان و پرداخت غرامت فوت را در آتش‌سوزی مسجد ارک مقایسه کنید با نحوه برخورد با آتش گرفتن مدرسه‌ای در روستا که تعداد زیادی کودک سوخته و کشته شدند یا با اتفاقی که در کارخانجات اراک رخ داد. نحوه عمل و تبلیغات انجام شده و اعلا‌ن پرداخت‌های مالی و... در حسینیه شیراز را مقایسه کنید با مجروحان و شهدای گمنام ناشی از انفجار مین. فراموش نکنیم که این مین‌ها ادامه جنگ است و کشته‌ها و مجروحان مین‌ها ادامه شهدا و مجروحان جنگ هستند. پرونده‌های مختلف را هم می‌توان با یکدیگر مقایسه کرد، که عموماً این مقایسه‌ها معرف نوعی دوگانگی رفتاری است. این دوگانگی، ضمن آنکه تخم عداوت و کینه و نفرت را در دل‌ها می‌کارد، اعتبار و درستی تصمیم‌های دیگر مراجع مذکور را هم با سوال و ابهام مواجه می‌کند. فرد یا گروهی که احساس تبعیض کند، همدلی خود را با جامعه از دست می‌دهد و بیش از آنکه در صدد تعاون و همکاری با جامعه باشد یا خود را برای ایثار و از خود گذشتگی آماده کند، درصدد انتقام‌گیری است و تنها درپی فرصتی است تا این هدف را محقق کند و حتی در صدد است تا خسارت‌های ناشی از سال‌ها تبعیض را یکجا جبران کند. خسارت‌های ناشی از وجود تبعیض به مراتب سهمگین‌تر از فقر و نداری است. فقر را می‌توان تحمل کرد و یا حتی با آن کنار آمد، اما با تبعیض نمی‌توان. مردمان ترجیح می‌دهند که حتی اگر مورد ظلم هم واقع می‌شوند، بالسویه باشد، چرا که ظلم بالسویه، عدل است. حتی در ظلم هم بهتر است تبعیضی قائل نشد و این نشان از تاثیر بدتر تبعیض بر روح و روان فرد و جامعه است. ‌

روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سالروز شهادت شریعتی گرامی باد

 

دلهای بزرگ واحساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند. عشق هایی که جان دادن در کنارش آرزویی شور انگیز است. اما کدام معشوقی مخاطب راستین چنین عشقی تواند بود؟ این عشق ها همواره در فضای مهگون و جادویی اسطوره و افسانه سر گردان اند و در دل کلمات شعر و در حلقوم ناله های موسیقی و در روح ناپیدای هنرها و یا در خلوت دردمند سکوت و حسرت و خیال و تنهایی چشم به راه آمدن کسی که می دانند نمی آید! راستی چرا عشق ها راست اند و معشوق ها دروغ؟ وانگهی مگر عشق نه بی تابی شورانگیز دل ها است در جستجوی گم کرده ی خویش.

پیداست که من از عشق های  "بزرگ"  سخن میگویم نه عشق های "شدید"، از نیازی که زاده ی  "بی اویی" است نه احتیاجی که، فقر  "بی کسی!"   هراس "مجهول ماندن"، نه درد "محروم بودن". عشقی که "خبر میدهد"  و روح را از اشتغالهای کور روزمره ی آب و نان و نام و ننگهای حقیری که تنها ارزششان آن است که همه ارج مینهند و فهمیدن را تنگ و تاریک میکنند به در می کشد و از لذت های رنگارنگ نشخواری و تلاش های مورچه وار تکراری - که زندگی کردن و به سر بردن را میسازند-  معاف میکند و به "بودن" که در جستجوی مائده های گونه گونه ای که بر خاک ریخته تکه تکه گشته است"وحدت" می بخشد و در میان این گله ی انبوهی که رام و آرام می چرخند و با نظم یکنواخت و ابدی بر پشت زمین روانند، نا گهان همچون صاعقه بر جان یکی میزند و نگهش میدارد و بر سرش فریاد میزند که:

(تو! جهان! .... عمر!)

عصیان میکند و ((همچون ژنده پیل تناور، بر گونه ی نیلوفر، که چون دلش هوای خلوتی در گوشه جنگل می کند از گله کناره میگیرد))، از (( راهی که روندگان آن بسیارند)) باز میگردد، گله را رها میکند و به راهی ((بی نشانه))، که ((همچون راه مرغان آسمان یافتنش دشوار است))، روی میکند و نا گهان، در پستوی تنگ و تاریک درونش- که جز حفره امعاء احشاء نبود -   جهانی پر آفتاب پدیدار میشود و در آن خداوند را می نگرد تکیه زده بر بالای بلند عرش کبریائیش که نگاهش همچون آذرخش میدرخشد و بر لبانش لبخند پیروزی، همچون نخستین سپیده دم خلقت می شکفد و سرود نرم و معطر ((سفر آفرینش)) تورات را با خویش زمزمه میکند و طنین آن، همچون نغمه ارگ -که سرود زیبای گریگواری را می نوازد-  در زیر رواق بلند و بلورین معبد دل دور می زند و هوای روح را نوازش میکند...

و آدمی تماشاگر مبهوت و حیرت زده ی "خویشتن" میشود.

" از کتاب هبوط"

 نوشته شده درسی ام خرداد 1387ساعت 2:11  توسط علیرضا beeganeh.blogfa.com

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

بهترین مردم

بهترین مردم؟

بهترین مردم (خیرالنّاس) درقرآن صاعد"بالارونده"یعنی سخنان چهارده معصوم کسی است که[بهترین مردم کسی است که (خیرالناس مَنْ) درابتدای تمام کدها تکرارشود] [کد 1پیغمبر،امام علی2وامام صادق8]:

1- بهترین مردم کسی است که  مردم بوسیله اوبهره مندتر شوند(خیرالنّاس من انتفع به الناس)

1- مردم به خیرش امیدواروازشرش درامان باشند(خیرالنّاس من یُرجی خیره ویومن شره)

1- دیگران رااطعام نماید(من اطعم الطعام)

1- دارای قلب پاک وزبانی راستگوباشد(ذوقلب المحموم ولسان الصادق)

2- بارزندگی راازدوش مردم بردارد"آسایش مردم رافراهم سازد"(من تحمل مؤنةالناس)

2- اگرکسی به اوبخششی نمایدشکرکند،هنگامی که به اوبلائی رسدصبرکند واگربه اوظلم شود گذشت نماید(من اذا اعطی شکرواذاابتلی صبرواذاظُلم غفر)

2- هنگام رفاه بخشنده وشکرگزاراست وهنگام فقرمؤثروبردباراست(من کان فی یسره سخیاشکورا وفی عسره موثراوصبورا)

8- مفیدباشد پیوند نماید وکمک کند(من نفع ووصل واعان)

1- زیبا داوری نماید(احسنهم قضاء) [نسبت به مردم بدبین نباشد ومنفی نگری ننماید وتند وبی جهت نظرندهد]

8- به حق قضاوت کنند(قضاة الحق)[نه اینکه مثل دادگاه ویژه روحانیت برای روحانیون مخالف امام مثل مصباح یزدی وطرفدارانش آپارتاید درست کنند،اگرمصباح یزدی بگوید زمان امام تا خاتمی ازعصرشاهان بدتراست آزاد است اما اگردیگران بگویند قانون باید رعایت شود موردآزارواذیت قرارمیگیرند]

1- قرآن رابیاموزد وبه دیگران تعلیم دهد(من تعلم القرآن وعلمه)

1- بیشترقرآن بخواند وبیشترخودرابرای خداحفظ نمایدوامربه معروف ونهی ازمنکرنماید وصله رحم کند(اقرؤهم واتقاهم الله وامرهم بالمعروف وانهاهم عن المنکر واوصلهم لرحمه)

1- معلم ها هستند که هرگاه فرهنگ اصیل کهنه شود (مانندامام خمینی وشهیدشریعتی) آنرانوسازی کنند به آنهاببخشید وآنهارااجیرخودنکنید(المعلمون کلّماخُلق الذکرجُددوه واعطوهم ولاتستأجروهم)

1- دردین خدا داناترباشد وبه خویشاوندان خودبیشتررسیدگی نماید.(افقههم فی دین الله واوصلهم لرحمه)

1- خلق نیکوداشته باشد(احسنهم خلقا)

1- درراه خدا بامال وجانش کوشش نماید(رجل یجاهدفی سبیل الله بماله ونفسه)

1- عمرطولانی داشته باشد وآنرادرکارنیک صرف کن(من طال عمره وحسن عمله)

1- واجبات راانجام دهد پس نزدخدادعایش مستجاب است(من ادی فریضه فله عندالله دعوة مستجابه)

1- نیازمندی که تمام تلاشش رابه کارگیرد(مومن فقیریعطی جُهده)

1- نفس سرکشش رادرراه خدا به بندکشد بادشمنان خدا مبارزه کند وخواستارشهادت درراه خداباشد(رجل حبس نفسه فی سبیل الله یجاهداعدائه ویلمتمس الموت االقتل فی مصافه)

2- زشتی رابازیبائی جواب دهد(من کان فی علی القبیح بالجمیل)

2- اوراآزمایش نکرده قبول داشته باشی(من لم تُجرّبْه)

2- خیرش به خودش بهتربرسد وبدترین مردم کسی است که شرش بیشتربه خودش برسد(خیرهم لنفسه وشرالناس شرهم لنفسه)

2- پاک کند خودرااززیاده خواهی های نفسش(من طهّرمِن الشهوات نفسه)

2- اگربه خشم آید بردباری کند اگربه اوظلم شود درگذرد واگربه اوبدی شوبانیکی پاسخ دهد(من ان غضب حلم وان ظلم غفروان اُسیء الیه احسن)

2- پرهیزکارترین"قانون مدارترین"وبدترین مردم فاجرترین"قانون شکن ترین" آنهاست(اورعهم وشرهم افجرهم)

2- حرص زدن راازقلبش بیرون کند وودراطاعت پروردگاربا هوس هایش مقابله نماید(من اخرج الحرص من قلبه وعصی هواه فی طاعه ربه)

2- ازنظرحالت، میانه روهاهستند(حالا النّمط الاوسط)

8- بهترین مردم بعدازچهارده معصوم کسی است که ، یادآوری کند مردم رابه دستورات آنها وبخواند مردم رابه سوی سخن آنها(خیرالناس من بعدنا ذاکربامرنا ودعاالی ذکرنا)

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نفاق طلاب دست پرورده مصباح یزدی

دانشجویان دانشگاه زنجان از معاونت دانشجویی این دانشگاه در حالی که قصد داشت یکی از دختران دانشجو را وادار به رابطه جنسی کند، فیلم برداری کردند.(منبع:کمیسیون زنان تحکیم)[درنتیجه این مسول درتاریخ 27/3/87بازداشت شد/کارگزاران]

ماجرا از آنجا آغاز شد که یکی از دختران دانشجو به یک اتهام اخلاقی به کمیته انظباطی دانشگاه احضار شد کمی بعد معاونت دانشجویی این دانشگاه ، با تهدید این دانشجو به اخراج ، سعی کرد وی را وادار به برقراری رابطه جنسی کند اما دختر دانشجو در برابر این تهدیدها تسلیم نشد. پس از آنکه تهدیدها ادامه پیدا کرد، دختر نقشه ای برای افشای اعمال غیر اخلاقی معاون دانشجویی طرح کرد.او ساعت پنج بعد از ظهر با معاون دانشجویی در دفترش قرار گذاشت. در حالی که یک ضبط صوت با خود به همراه برده بود و دوستانش مخفیانه در حال فیلم برداری از پیشنهاد وقیحانه این مسئول دانشگاه بودند. پس از این که معاون دانشجویی پیشنهادش را تکرار کرد، دانشجویان که پشت در انتظار می کشیدند ، به دفتر او ریختند و به سوء استفاده وی از منصبش اعتراض کردند.

این تلاش برای برقراری رابطه اجباری در حالی در دانشگاه زنجان افشا شد ، که دانشگاه سهند تبریز اردیبشهت ماه را در اعتراض به برخوردهای این چنینی مسئولینش ،در تحصن و اعتصاب غذا به سر برده بود و سال گذشته نیز رابطه اجباری مسئول حراست دانشگاه کرمانشاه با یک دختر دانشجو اعتراضات دانشجویان این دانشگاه و تشکل های دانشجویی را در پی داشت.28/3/87کانون زنان ایرانی

زیتون: این دوسه نمونه ازرفتارهای مدیران فرقه مصباحیه است که حاکم بردانشگاه هاهستند. بنازم ادب طلاب دست پرورده مصباح یزدی را که زمان دولت خاتمی به خاطر اینکه دانشجویان دانشگاه ها یک روزقبل ازشهادت امام سجاد پای یک سخنرانی کف زده بودند کفن پوشیدند وبرعلیه دولت کفن پوش راهپیمائی غیرقانونی کردند که چرایک روزقبل ازشهادت دانشجویان دست زده اند. الان که خودشان بردولت حاکم شده اند به دختران تجاوزمیکنند خدا اینگونه ،افرادی راکه صداقت ندارند رسوامیکند تاانتقام بندگانش که جزخداکسی رانداشتند بگیرد.امام خمینی فرمود «چه بساکسی توحیدراخوب درس بدهد وکتاب اخلاق بنویسدلکن منافق باشد»حکایت امروزطلاب خفقان گرفته دست پرورده مصباح یزدی است که دربرابراین تجاوزات سکوت کرده اند.

دیروز بسیجیان خمینی وطلاب طرفداراسلام امام خمینی درجبهه می رزمیدند طلاب طرفدارمصباح یزدی سواستفاده کردند ودرنهادهای حاکمیتی نفوذکردند امروزبه راه افتادند وبه پشتوانه آن نفوذی ها قیل وقال کردند وبرای کف زدن کفن پوشیدند غافل که جوانان معطربه عطرمعنویت خمینی بیدارند وبحول قوه الهی پوزه آنهارابه خاک می مالند.اگرقراربودکسی ازنفوذی های مصباح دراداره جات بترسد ساواک شاه قدارتراز نفوذی های مصباح بودند والان باید آنها سرجای خودشان باشند.

بهتراست فرقه مصباحیه ماننداربابانشان آمریکا خودرابه تغافل ودردسردرست کردن نزنند ودریک کلام نسل خمینی راهمین امروزبشناسند که فردا فرصت ازدست رفته وبسیاردیراست .بهتراست خودشان خواستارخلع لباس مصباح یزدی شوند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

وای برما(قسمت دوم)قسمت اول بانضمام نامه کارمند سازمان ملل بود

درپی انتشارپست وای برما درلینک سیدعطاالله توسط خانم کدیور، برخی کامنتهای آن بعدعلمی داردکه انتشارداده میشود:

محمد شوری‌  [ ۸۷/۳/۲ در ساعت ۰۱:۳۰  ] نویسنده‌وروزنامه‌نگار. تهران/‌27/2/1387http:/www/assize.blogfa.com

اعتیادفقر!

همانطورکه ‌طمع،حرص‌‌وآز، ولع‌ثروتمندان‌است.احتیاج‌،گیجی‌وهرزرفتن‌‌،افیون‌فقراست! این‌نظریه ‌براساس‌‌رواشناسی‌‌تاریخی‌‌‌به‌قدمت‌‌‌‌عمربشرتثبیت‌شده؛البته ‌‌یک ‌فرمول‌صددرصدعلمی‌-مثل‌به‌جوش‌آمدن‌آب‌در100درجه‌حرارت!-‌نیست‌؛[فرمول ‌ جوش‌آمدن‌آب‌در100درجه‌حرارت!هم ردشده است درکلاس روان شناسی بحث شد استادگفت اخیراردشده است]زیرا‌‌در‌علم‌جامعه‌شناسی،چنین‌‌چیزی‌‌به ‌دلیل«‌‌‌تحول‌‌‌وسیروریت‌دائمی‌‌‌آدم‌ها‌»یعنی‌نظریه‌«تکامل‌بشری‌‌‌»امکان‌پذیر‌نیست.

بنا براین ‌‌دربین ‌مجموعۀ ثروتمندان ‌‌وفقراهمواره«‌‌‌استثناء» ‌و«‌نادر»‌هم‌ هست!در‌اندیشۀ ‌سیاسی‌‌اسلام،همانطورکه ‌ازپیامبر(ص) نقل ‌شده«کسی‌که ‌‌‌معیشت‌ اقتصادی‌‌‌‌‌اش ‌‌‌‌میزان ‌نباشد، دین ‌‌وایمانش نیزنامیزان‌خواهد بود:« من لامعاش ‌له‌،لامعاد له» [(پاورقی)درتعمیم‌‌‌اندیشۀ‌ سیاسی‌اسلام‌  وعوارض‌«اعتیادفقر»‌هم‌ چنین ‌می‌توان‌گفت:بدست‌آوردن‌ودراختیارداشتن ‌‌‌«قدرت»‌توسط‌‌افراد‌‌خُرد(کوچک‌‌وسبک‌‌مغز)وکوچک ‌‌و‌خانه‌نشین‌شدن ‌ومغفول‌‌ماندن‌انسانهای‌بزرگ‌‌‌واندیشمند ‌وهنرمنداست:«ان‌الملوک ‌‌اذا دخلواقریة‌افسدواهاوجعلوااعزه‌اهلهااذله/نمل‌34»وخداوندچون‌عادل‌است،عدالت نیز‌‌‌مقصدنهائی‌ واصلی‌‌است وبالطبع‌‌هرجامعه‌که‌ دولتمندانش‌(که‌ازسوی‌شهروندان‌خوداستخدام‌می شوند)جهت ‌‌وحرکتشان‌‌به‌سمت‌عدالت‌ وایجاد تعادل‌اجتماعی‌‌باشد دوام‌ وبقایشان‌طولانی‌ترخواهدبود؛ولوآنکه ‌برکفرباشند؛چون:«الملک‌یبقی‌ مع‌الکفرولایبقی‌ مع‌الظلم»‌]

این‌اندیشه ‌‌‌‌چون‌‌ دایره‌اش ‌‌‌اخلاق‌ وانسان‌است برای‌هر‌‌‌آدمی‌-  باهرنژاد،مکتب ‌‌ورنگی صدق می‌کند بنابراین‌بین‌‌حوزه‌«اقتصاد»‌، «اخلاق»‌و«سیاست‌»‌،دراصطلاح‌منطقی‌‌آن،یک‌حالت‌ «تساوی‌»برقراراست.هرجایکی‌ازآنهاباشد،آن‌دودیگری‌نیزهست!یعنی‌‌‌اینکه‌‌:دردایرۀ‌ سیاست‌(که‌کارش ‌تدبیرمُدن‌‌وهمان‌اداره‌شهروجامعه‌است)‌اقتصاد(که‌‌مقصدش‌‌‌‌برآوردگی‌نیازهای‌مادی‌‌است)حرف‌اول ‌رامی‌زند وحضورهمیشگی ‌‌دارد یعنی‌ اینکه‌:هرجاسیاست‌‌‌‌ وکارسیاسی‌‌‌هست‌ درهمانجا‌نیزاقتصادهم‌هست؛وازآنجاکه ‌شیرازه ‌یابنیان ‌واساس‌‌‌جامعه ‌‌باتناسب ‌وتوازن ‌‌‌ایندوگره‌ می‌خورد ‌(عرضه‌وتقاضای‌سیاست‌واقتصاد)اخلاقیات‌ (که‌رُکن‌وزیر‌ساخت‌‌‌‌اجتماع‌‌شهروندان‌‌رامی‌سازد)به‌همان‌تناسب ‌‌نیز‌‌آسیب‌دیده ‌و‌یامتحول‌و‌اخلاقی‌ترمی‌شود!(تورم‌‌اخلاقی!که ‌تورم‌ اقتصادی‌نیزدردرونش‌است) این روند«مرغ‌وتخم‌ مرغی‌»‌ بودن‌«اقتصاد،سیاست واخلاق»نظام‌های‌‌ سیاسی،یاهمان‌ حاکمیت ‌‌‌‌‌‌ودولت‌ها‌راهم‌ شکل ‌می‌دهد‌.

دمکراسی‌(که‌همان‌تعادل‌اجتماعی‌‌‌ بوده ‌‌‌وخاستگاه‌‌‌وخواسته‌‌اش‌‌عدالت‌است)‌درهمین‌‌ فرازونشیب یا«فرازوفرود»‌سیاست ‌واقتصاد واخلاقیات‌،‌‌درجه ‌بندی‌ می‌شود. یعنی‌ اینکه‌:ضعف‌‌وبالندگی‌‌ دمکراسی ‌باهمین ‌‌روند برآورد خواهد شد. ازاین ‌‌روهرجامعه ‌‌یاهرنظام‌سیاسی‌که‌‌‌‌ دمکراسی‌اش‌‌ به ‌تعادل‌ نزدیک‌ترباشد،به ‌مقصدومقصود،که‌همان‌عدالت ‌‌باشد ‌نزدیکترمی‌شود وهمین‌ امرثبات ‌را(به‌ معنای ‌‌پیشرفت‌‌‌ وروبه‌جلورفتن)‌‌‌به ‌‌دنبال‌‌دارد.‌‌آن‌نظام‌‌سیاسی‌‌که ‌توانسته ‌‌باشد‌‌‌‌‌اقتصادیات ‌‌شهروندی رادرحد معقول ‌ثابت ویاروبه ‌جلوببرد،‌وهمراه ‌باآن‌،‌حقوق‌‌اجتماعی‌ شهروندان‌،یعنی‌ مخدوش‌نکردن‌حق‌‌حقیقی‌-که‌همان‌اخلاقیات‌‌وبرآورده‌کردن ‌نیازهای‌فرهنگی ‌‌‌‌‌بومی ‌و‌هم‌چنین‌‌حق«‌آزادزیستن»‌،«آزاد‌بودن»‌و«‌حق‌آزادی‌درآزادبودن»‌(که ‌بالذات ‌‌‌‌‌‌درنهاد‌انسان‌است) راتامین‌کند،‌چنین‌‌حاکمیتی‌‌علاوه‌ برآنکه‌‌‌‌‌ مطلوب ‌‌ومقصد انسان ‌است،محبوب‌ترهم‌ هست!

‌درهمین‌راستاهم‌هست‌که ‌مبارزات ‌‌‌وانقلاب،‌‌یاشورش‌های‌اجتماعی‌برای‌‌بدست ‌آوردن‌ ‌همان‌حق‌ حقیقی‌ وحقوقی‌،‌برپاشده ‌ومی‌شود؛چون‌آزادی‌برای‌انسان«‌بالذات»‌است ‌نه‌«بالعرض»یعنی«آزادی»برای‌آدمی‌ همانند روشنایی‌‌لامپ‌است؛چون‌درذات‌لامپ روشنایی‌هست، ازجای ‌دیگرنیاورده‌،یعنی ‌براوعرضه ‌نشده‌است!لذا‌چنانچه ‌دریک‌ حاکمیت ‌سیاسی‌،کفّۀ‌ ترازوبه ‌یک‌ سو‌سنگینی‌‌کند،آن‌رُکن‌رکین‌‌وزیرساخت ‌جامعه‌(اخلاقیات)مُتغیّرشده وآسیب‌ می‌بیند.بطورمثال‌‌‌ شهروندان ‌دوره‌‌«سلطنت‌پهلوی»‌‌‌‌درتوانایی‌ معیشتی‌‌(همان‌اقتصادیات)،قشری ‌متوسط‌‌‌ محسوب‌ می‌شدند.درهمان‌دورۀ ‌‌‌‌رژیم ‌پهلوی،شهروندان‌کشور«کُره‌جنوبی»‌به‌عنوان‌انسان ‌درجه‌3و4برای‌انجام‌ کارهای‌ دون،‌‌پست‌‌وپائین ‌‌و‌بخاطردرآمد بیشتر،به‌ایران‌‌می‌آمدند؛امااین‌کشورتوانست ‌‌‌درکمترازنیم ‌قرن،علاوه‌ بریک‌ ثبات ‌سیاسی‌(دردمکراسی) تعادلی‌ نسبی(دراقتصاد)راهم‌‌ ایجادکند. بنابراین‌‌‌ بطورماهیتی،‌فقرعامل‌‌انقلاب ‌نبود!علت ‌‌‌غالب،‌‌«‌انسدادسیاسی‌»‌‌یا«بستن ‌‌و دوختن‌»دهان‌هابود.‌یعنی‌ حبس‌‌«آزادی»که‌بالذات‌انسان‌است.

امامثلادر«جمهوری‌پاکستان»،هرچندفقر (که‌‌‌‌بالفعل‌‌‌‌عدم‌کنترل‌‌وازدیادجمعیت‌‌را‌‌درذات‌خود‌دارد)‌‌چشمگیرتراست،اما شهروندپاکستانی ‌می‌تواند(ولودریک‌آنارشیسم‌سیاسی)  حرفش‌ را‌صریح‌بزند؛هیچ‌‌ خط ‌قرمزسیاسی ‌‌وجود ندارد!یعنی‌بطورنسبی‌ ومعقول‌‌آزادی (که‌بالذات‌‌‌انسان‌است‌‌)هست‌،اماکَفّۀ‌ دیگرآن،‌یعنی«‌‌‌‌‌فقر»،کَفّه‌اش‌‌پائین‌وسنگین‌‌است!‌ بااین ‌‌وجود ودرعین‌اینکه ‌‌اخلاقیات‌‌‌ دچارآسیب‌ فراوان‌ شده‌است،اما درک ‌‌‌ورعایت‌ حق‌حقیقی‌ ‌شهروندی‌ توسط ‌حاکمیت،ازآن‌بطورنسبی ‌یک‌کشور‌مقتدردرحوزه‌جغرافیایی‌‌‌ساخته‌است.

حال‌ چنانچه ‌‌دوکفه‌ ترازوخالی‌باشد محتوانیزنیست. یعنی‌اینکه:هم‌‌‌فقروجودداشته‌باشد وهم‌ حق‌‌‌حقیقی‌ وحقوقی ‌شهروندی‌پایمال‌شود. ‌چنانچه‌جامعه‌‌ای‌دراین‌‌مسیرقرارگرفت‌تندی‌شیب‌آن‌‌،سبب‌افول‌،نزول‌،فروپاشی‌و‌نابودی‌ یک‌تمدن‌خواهدشد‌‌. اضافه ‌برآن،این‌نکتۀ ‌بدیهی‌ رانباید‌فراموش‌کردکه ‌در‌تجزیه ‌وتحلیل‌‌ راندمان‌‌وضعیت‌‌‌اخلاقی، یافقر اجتماعی‌،مقایسه‌‌‌‌‌یک‌ کشور،با‌دیگرکشورها،بدون‌ درنظرگرفتن‌‌‌ ساختارهای ‌فرهنگی ‌وسنن‌بومی‌‌،بعلاوۀ‌‌ شمارگا‌ن‌جمعیت،یک قیاس ‌مع‌الفارق ‌است.یعنی‌مقایسه‌آمار جُرم‌وجنایت‌ وفقر‌‌‌درآمریکا‌با آمارجُرم‌ وجنایت‌ وفقر‌درایران،یکنوع‌ سفسطه‌ ومغلطه‌گرایی ‌است!

تمامی‌این‌مقدمه‌چنینی(یابقول‌منطقیون‌کبری-صغری‌چیدن‌)‌برای‌این‌‌است‌که‌ بگوئیم‌: همانطورکه‌انباشت‌ثروت ‌درنزدقشریاطبقه‌‌ای‌خاص،‌موجب‌فساداست‌(که ‌فسادسیاسی‌در‌حاکمیت‌،جلب‌توجه‌‌کننده‌تر‌‌است)،بالارفتن ‌‌آمارجمعیت‌‌«خط ‌فقر»‌نیز یک ‌نوع«اعتیاد»است! ‌یعنی‌اینکه:‌فرد‌فقیر،‌معتاداست ‌وهرچه‌این‌ دایره(دایرۀفقراقتصادی)فراخ‌ترشود،جامعه‌افیونی‌‌ترخواهدشد؛یک‌ جامعه‌افیونی‌‌‌‌‌هم‌حکم‌غریقی‌را‌داردکه‌‌برای‌نجات‌ خودبه‌هرحشیشی‌تَشبُّث‌می‌کند:«الغریق‌یتشبث‌بالحشیش»!یعنی‌اینکه:انسان‌معتادوقتی‌افیون‌خودرابدست ‌نیاورد،حاضراست‌‌هرکاری‌بکند. فقراقتصادی‌‌همین ‌‌مسیررامی‌پیماید ‌وهمین‌نتیجه ‌‌رادارد‌!یعنی ‌اینکه:‌‌‌‌‌مناسبات‌ اخلاقی‌بشدت‌متزلزل‌‌خواهدشد‌. یعنی‌اینکه:کثرت ‌‌طلاق،هرزگی‌ جنسی،دزدی،کلاه‌گذاری(برداشتن‌وگذاشتن)، آدم‌کشی‌،فسق ‌وفجورهمه‌از‌‌‌‌معارض«‌اعتیادفقر»است. درکشورهایی‌که‌کفّۀ‌ ترازوبه‌‌تعادل‌ نزدیکترباشد،حاکمیت‌‌ یاهمان‌ دولت‌(که‌نمایندگان‌منتخب‌شهروندان‌هستند) نوکرمردم‌محسوب‌می‌شوند؛‌آنهااستخدام‌‌می‌شوندتانیازهای‌اخلاقی‌-اقتصادی‌‌‌مردم‌ رابرطرف‌کنند.درهمین‌راستانیزمبارزۀ ‌یا‌جَنگ‌ِ«‌‌احزاب»‌‌برای‌‌بدست‌آورده‌کُرسی‌‌قدرت‌‌سیاسی ‌معنی‌‌ و‌مفهوم‌ واقعی‌خودراپیدامی‌کندونتیجه‌می‌دهد! مثلاچنانچه ‌یک«‌پُل»‌‌خراب ‌شود،فوراوزیریا مسئول‌ذی‌ربط،استعفاداده ‌وجای‌خودرابه ‌فرددیگری ‌می‌دهد ویارسماپوزش ‌می‌خواهد!ومقصردرمَحکمۀ‌‌علنی‌محاکمه‌ و‌بطورآزادوآزادنه ‌به‌آن‌‌پوشش‌خبری‌داده‌ خواهدشد؛واطلاع‌رسانی‌‌ شفاف‌‌،آشکاروبدون‌بهره‌بهری‌ازرانت‌است! اماحاکمیتی‌‌که‌(یعنی‌دولتی‌که)نخواهدبراساس‌‌نیازبالذات‌انسان(آزادی)قدم‌بردارد،سعی‌می‌کند‌اولابتوانددرشیوه‌های‌‌متفاوت‌،بیشترحکومت‌کند وثانیا بافقیرساختن‌ مجموعه ‌افرادجامعه‌،«اعتیاد فقر»راقُوّت‌ بخشد.دراین‌‌ نوع‌حاکمیت‌،مردم‌ نوکردولت‌ می‌شوند؛ودولت ‌یاحاکمیت ‌‌‌وقدرت‌ سیاسی‌چنانچه ‌کاری‌برای‌مردم‌انجام‌دهد،‌وفقیرنوازی‌هم ‌بکند!ازنوع‌دادن‌‌«‌صدقه»‌است؛ دراین‌نوع‌حاکمیت‌‌سعی‌می‌شودمردم‌رابه«‌مرگ‌بگیرندتابه‌تب‌راضی‌‌شوند‌»وحقی‌که‌(حق‌حقیقی‌ وحقوقی ‌شهروندی) بالذات‌است‌،توسط‌حاکمیت،بصورت‌‌‌قطره‌چکانی‌‌عرضه‌می‌شود؛واین‌‌ یعنی‌ همان‌‌‌ تولید‌«فقراقتصادی» و‌نتیجه‌‌اش‌‌:«اعتیاد فقر»!اعتیاد فقرهمچون ‌اعتیاد به ‌افیون،‌سبب‌گیجی،هرزرفتن‌‌نیروی‌بالقوه‌‌‌اندیشه‌ها،وباعث ‌احتیاج‌مبرم‌ وشدید برای‌بدست‌آوردن‌‌«نان»‌بیشتر‌و«چرب»ترخواهد شد  وچنین‌‌ دوروتسلسل‌ تکراری،تمامی‌شیرازۀ ‌اخلاقیات‌ جامعه‌را‌‌بشدت ‌‌آسیب‌می‌رساند. یعنی ‌اینکه:تملق،ریاکاری(نفاق‌ودورویی) دروغ،خیانت‌درامانت،اهانت‌،بدگفتمانی‌‌‌ازجملۀ‌وعوارض‌«اعتیادفقر»است.

ازآن ‌سو‌چنانچه ‌‌فرد«شکم‌سیری»ازدهانش‌‌‌«کلمة‌الحقی»هم‌برزبان‌آید،به‌دل‌نمی‌نشیند. یعنی‌‌اینکه:همۀ‌‌‌‌‌‌آن ‌روشنفکرانی‌‌که‌به‌ماهیت‌‌علت‌خَلق ‌‌وحادث‌شدن‌‌این‌وضعیت،یعنی«اعتیادفقر»آگاه‌باشند،اما«رنج ‌فقررایانچشیده‌ ویاازیادشان‌رفته‌‌باشد‌»وسخنانی‌نیز‌‌‌‌درمحاوره‌های‌گفتمانی‌،یانوشتاری‌‌‌خودبرزبان‌وقلم‌بیاورند وتحریرکنند،همچون‌‌‌حرفی‌است‌که‌:«چون‌ازدل ‌بیرون ‌نمی‌آید،لاجرم ‌به ‌دل‌هم ‌نمی‌نشید‌» وبی‌نتیجه! یعنی ‌اینکه‌:اعتیادفقر،خواستۀ‌قلبی‌همه‌‌مُستبدین‌است؛چون‌بااین‌اعتیاد،فرصت ‌‌«اندیشیدن»گرفته‌خواهدشد.و«فکر»در«دالان»تنگ«نان»«خُشک‌وکَپک‌زده»خواهدشد!‌‌‌یعنی‌اینکه‌:«آنچه‌شیران‌راکُندرُوبَه‌مزاج‌،احتیاج‌است‌احتیاج‌است‌احتیاج»!

محسن کریمی  [ ۸۷/۳/۸ در ساعت ۰۳:۰۱  ]

بسم الله الرحمن الرحیم

من مطمئن هستم که می توان از منظری نو به مشکلات نگاه کرد. مثبت اندیشی معنوی راهکار خوبی است. از دیدگاه من هر مشکلی دو راه حل دارد . راه حل معنوی و راه حل مادی.راه حل معنوی چیست؟ به نظر من استعانت از خداست آیه قرآن است استعینوا بالله . و باز تاکید می کند که فقط از خدا کمک بگیرید . ایاک نستعین. اما چگونه ؟ باز قرآن می گوید : استعینوا بالصبر و الصلوه اولویت اول صبر است. اما چگونه در مقابل مشکلات اجتماعی صبر کنیم صبر زبانی این است که در برابر مشکلات فردی و اجتماعی بگوییم : انا لله و انا الیه راجعون چرا که قرآن می گوید: الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون . یعنی چه ؟ یعنی ما متعلق به دنیا و نعمت ها نیستم و هویت ما جسم ما خانه ما و آرامش و پول و .... ما نیست بلکه هویت ما از خداست و این ها عاریتی و امانت است و جزو ذات ما نیستند یعنی بلاها و مشکلات و ... امری طبیعی است و فی نفسه بد نیستند. لذا اولین و بزرگترین خطا این است که حوادث طبیعی و مصیبت ها را مشکل ببینیم و تفسیر بد بکنیم.

لذا صبر یعنی جواب آری به مشکلات دادن و تسلیم بودن است.

اما صلوه چیست؟ نماز در قرآن و اقامه ی آن تنها نماز پنجگانه نیست بلکه این نماز خواندن است اقامه حکایت از استمرار دارد و لذا قرآن از نماز دائمی سخن می گوید و نماز در لغت یعنی دعا . و حقیقت نماز و حقیقت رسالت پیامبران و حقیقت عبادت دعا است نه دعای زبانی بلکه دعای قلبی .یعنی راه حل معنوی دو بخش دارد ابتدا صبر و دید مثبت به بلایا داشتن و دوم دعا و نماز است یعنی بخواهیم که بلایا برطرف شود و این بزرگترین درس قرآن است یعنی هم بلا و هم دفع بلا هر دو خوب است . (الذی احسن کل شی خلقه ) و مومن در جنگ با مشکلات یا پیروز می شود و یا شکست می خورد و هر دو مثبت است و به تعبیر قرآن در مبارزه ی یک فرد مومن شکست به تعبیر منفی وجود ندارد بلکه هر دو خوبی است و یکی از آن دو نصیب ما می شود. (احدی الحسنیین)

این راه حل معنوی برای همه مشکلات بود . اما راه حل مادی چیست؟

برای هر مشکلی راه حلهای زیادی وجود دارد و بهترین راه حل تنها از راه مشورت و بارش افکار و مدیریت باصطلاح علمی ممکن است. به شرط اینکه افکار قفل نشده باشند و محدودیت های مذهبی و اخلاقی به حداقل برسد.

مشکل فقر را چگونه حل کنیم ؟

فقر بوده و هست و خواهد بود و به نظر من هر چند علی الظاهر فقر زشت است و دردآور اما زشت تر و دردآورتر از آن ثروت اندوزی است. من باور ندارم که در محله های فقیر نشین شادی و شور کمتر از محله های ثروت دار باشد. رنج و مشکلات یک فرد لاغر خیلی کمتر از یک فرد چاق است . به نظر من بیشتر دل مان برای پولدارهای ثروت اندوز و رباخوار باید بسوزد و باید به دیده ترحم بدانها نگاه کرد.اگر قرآن می گوید که زراندوزان ، آتش و فلز مذاب می خورند و احشاء آنها می سوزد در حقیقت حکایت باطن آنهاست و پو ل هویت آنهاشده و جدا شدن از پول مانند قطع کردن یک اندام آنها ست. لذا قرآن می گوید: انتم الفقراء یعنی اگر مومن ترین افراد هم احساس غنی و پولداری داشته باشند قارون می شوند و زمین آنها را خواهد بلعید مگر اینکه مانند سلیمان نبی قلبا احساس یک گدا را داشته باشند و بدانند که همه کارمندان بانک خدا هستیم و مالک و ملِک کس دیگری است.

لذا باید به جای تکیه بر تغییرات بیرونی به تغییرات درونی توجه خاص و عمده داشته بشیم. یادبگیریم که پولدار باشیم مانند سلیمان اما مانند قارون پول پرست نباشیم. یاد بگیریم که فقیر هم باشیم و حتما مزه ی فقر را هم بچشیم تا ثروت هم لذت بخش باشد (بهترین غذا برای یک فرد سیر بی مزه خواهد بود و بدترین غذا برای یک فرد شدیدا گرسنه بهترین مزه را خواهد داشت) و به فقر هم به دیده مثبت نگاه کنیم چرا که هر کس که مزه ی فقر را نچشد ثروت هم برای او بی معنا خواهد بود و به بچه پولدارها توصیه کنیم که ثروت بدون فقر ناقص و پوچ است و اگر بی پولی را تجربه نکنند از پولداری هم لذتی نخواهند برد و عجیب نخواهد بود اگر یک بچه پولدار احساس پوچی کند و دست به خودکشی بزند و یا قرص اعصاب بخورد و یا معتاد شود. یا برعکس یک فقیر نادان هم باز بواسطه ی فقر خود را بکشد و یا بحران روحی داشته باشد.

محسن کریمی  [ ۸۷/۳/۱۰ در ساعت ۱۲:۴۷  ]

بسم لله الرحمن الرحیم

فقر و فحشاء

راه حل چیست؟ فقر و فحشاء جزو برنامه جهان است و حتی در کتاب خدا هم به رسمیت شناخته شده است. هیچ کس نمی تواند فقر و فحشاء را محو کند بلکه آن را باید جمع کرد و از پخش شدن آن جلوگیری کرد. به گفته جبران خلیل جبران باید حد خود را بشناسیم و بدانیم آنچه قابل تغییر و آنچه غیرقابل تغییر است . فقر و فحشاء را باید مدیریت کرد و بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کنیم. این جهاد بسیار بزرگی است چرا که انتخاب بد در دید مقدس مابان ، گناه جلوه می کند. من در حدیثی دیدم که امام باقر فرمودند عاقل کسی نیست که بین بد و خوب ، خوب را انتخاب کند و چنین عقلی در سگ هم وجود دارد اما عاقل کسی است که بتواند بین بد و بدتر ، بد را و بین خوب و خوب تر ، خوب تر را انتخاب کند .

چرا در نظام جمهوری اسلامی این همه هرج ومرج و فقر و فحشاء وجود دارد؟

یک علت آن این است که حاضر نیستند به هیچ قیمتی فحشاء و فقر را به رسمیت بشناسند و همچنین اعتیاد را 30 سال نفی کردند اما چی شد؟ هر معتاد در طول عمر حداقل 10 نفر را معتاد می کند اما مسئولین موفق نیستند و جدیدا تسلیم معتادان شده اند و قصد ترک آن ها را ندارند و کلینیک MMT درست کرده اند که در آن معتادان مواد مخدر ارزان و در مراکز دولتی تقریبا رایگان دریافت می کنند و حتی تا آخر عمر می توانند مواد بگیرند. لذا ترک اعتیاد تقریبا منتفی است و به جای آن درمان نگهدارنده آمده است که سالها طول می کشد و حتی در بسیاری از موارد تا آخر عمر باید شربت و قرص متادون و یا جدیدا شربت تریاک استفاده کنند. متادون مخدری است بالاتر از تریاک و شیره و قدرت آن در دوزهای بالا از کریستال و هروئین بیشتر است . این یعنی پیروزی معتادان !!!!!و در مراکز دیگر حتی سرنگ مجانی و جا به آنها می دهند چرا که خطر ایدز در کمین است و بنیان جمهوری اسلامی در خطر است . همانگونه که در برابر اعتیاد تسلیم شدند باید در برابر فقر و فحشاء هم تسلیم و آن را قانونمند کنند .زنا و ازدواج یک عمل هستند اما یکی غیر قانونی و دیگری قانونی. ما از حکومت پیامبر و قرآن که بالاتر نیستیم در آن زمان برده داری و روبط جنسی خارج از محدوده ی ازدواج به رسمیت شناخته شده بود .و در باره ی نمازگزاران و مومنون آمده که آنها (الذینهم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم او ماملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین ...)یعنی دو راه روابط جنسی قانونی وجود دارد راه ازدواج ها و راه استفاده از برده ها (غیر ازدواج معمول.)

و جالب است که قرآن می گوید که آنها را سرزنش و ملامت نکنید . گویی ظاهر قضیه خیلی زشت است حتی ظاهرا حکومت های آمریکایی و اروپایی هم روابط خارج از ازدواج را رسمی نمی شناسند اما آیا توانسته اند و یا توانسته ایم آن را ریشه کن کنیم؟؟؟؟

در اداراه ی ما بیش از هفتاد در صد همکاران خانم هستند و تعدادی سن آنها بالا رفته و همسر هم کفو هم نمی توانند پیدا کنند و از طرف دیگر نیاز جنسی هم دارند و پول هم دارند و از طرف دیگر بسیار جوانان بیکار و بی پول داریم که سن آنها کمتر از این دخترهاست و از فرط فشار جنسی روبه اعتیاد و خشونت می آورند و قادر به ازدواج با دختر مورد علاقه ی خود نیستند و یا برعکس .

به نظر من باید روابط جنسی را خارج از ازدواج دائم هم قانونی کرد . ازدواج سریع مانند مانند غذای آماده و سریع (fast food) . در جهان امروز همه چیز سریع اتفاق می افتد و سریع هم تغییر می کند و روابط به طور طبیعی در بسیاری از موارد ناپایدار است. چه اشکال دارد در مقابل ازدواج های معمولی که پروسه ی طولانی و مقدمات زیاد نیاز دارد و طلاق آنها هم باز اینگونه است ، ازدواج آماده و سریع (fast marriage )

هم ترویج کنیم که در آن به سرعت می توان ازدواج و به سرعت می توان طلاق گرفت. ازدواج سریع ، بسیاری از دردها را تسکین می دهد و بسیاری از خشونت ها را مهار و بسیاری از بیماریهای مقاربتی و غیر مقاربتی را درمان می کند . (عدو سبب خیر شود اگر خدا خواهد) خداوند از درون کود و خاک متعفن ، گل خوشبو بیرون می آورد لذا نباید به دیده ی بد به فحشاء قانونی [ازدواج موقت]نگاه کنیم .

کز ضرورت هست مرداری مباح/بس فسادی کز ضرورت شد صلاح/مولانا

لذا به وسیله ی فساد قانونی فردی ، ممکن است بسیاری از مفاسد اجتماعی را کنترول کرد. به گفته ی مولانا ادرار را نمی شود خورد اما نمی توان آن را هم از بین برد و اساسا کلیه ها ادرار تولید می کنند و اگر از کار بیافتند فساد در کل بدن پخش می شود و انسان می میرد. آدم های ایده آلیست و حکومت های اخلاق گرای مقدس ماب ، خود و جامعه را با نفی فساد ، فاسد می کنند. و موجب تقویت آن می شوند می خواهند بهشت خیالی درست کنند اما محصول آنها جهنم خواهد بود. فساد در جامعه پخش است اما نمود ندارد لدا اقدامی نمی کنیم و دل ما خوش است که نظام اسلامی داریم و اگر این فساد را در مراکزی جمع کنیم آنگاه بقیه ی جامعه پاک می شود اما چون این مراکز نمود خوبی در دید برخی عوام مقدس ماب ندارند ، لذا اقدامی نمی کنیم. و روزی که نظام از هم پاشید آن روز شاید دیگر دیر شده باشد و سرطان وار تمام بخش های جامعه را فساد و سقوط خواهد گرفت.

زیتون:قبلاپست پارادوکس شرعی انتشاریافت روابط پسرودخترکه طبق گفته رئیس پلیس آگاهی تجاوزبه عنف دختران باکره زیادشده است این خارج ازحیطه مقامات اجرائی است نیازبه فتوای مراجع وایجاد قانون توسط مجلس دارد تاهم اذن پدران برای ازدواج دختران یک سن مشخص به بالاحذف شود هم به منظورتأمین غریزه جنسی آنها بخصوص غریزه جنسی دختران که براساس نظربرخی روان شناسان ابتلاآنها به اختلالات عصبی ناشی ازفشارجنسی وخودکشی بیشتراست. پست های هووی 1و2 پست های قتلهای خانوادگی هم گویای برخی نکات است که نیازبه قانون ونظرمراجع رالازم می سازد.

هرچندباترکیب فعلی فقهای شورای نگهبان آنهادربرابرقانونی که براساس فتوای مراجع صادرشده باشدمقاومت میکنند وحاضرند نظام ازبین برود ولی نظراعضاء شورا بماسد.

پدرام  [ ۸۷/۳/۹ در ساعت ۱۰:۳۳  ]

سلام خانم کدیور

من قبل از اومدن به وب شما سری هم به وب همسر محترمتون زدم البته خوشحالم که شما هم به جمع منتقدین پیوستید ولی بگذارید مطلبی را که در وبسایت همسرتون هم گذاشتم خدمت شما هم عرض کنم ،...

بله خانم محترم کدیور من درک میکنم چرا شماها مخالف شدید ، من درک میکنم چرا منتقد شدید، واقعا درک میکنم!!!!

امیدوارم که نظرم تائید بشه و در وبلاگتون درج بشه ،شاید باور کنم که شما و همسر محترمتون دوستدار مردمید نه خواهان قدرت دوباره.

کدیور:  سلام دوست عزیز اگر نوشته های من و همسرم را از رمانی که مینویسیم دنبال کرده باشید متوجه می شوید که رویکردحمایتی یا انتقادی ما به حضور یا عدم حضورمان در قدرت ربطی ندارد . مشکل اینست که دوستانی از وسط راه به ما ملحق شده اند وبدون مطالعه مقالات یا نظرات قبلی، ظن و گمان خود را با دیدن و خواندن چند مطلب جدید،قلمی می کنند.

freedom is our certain right  [ ۸۷/۳/۶ در ساعت ۱۳:۵۸  ]

مشکل تصمیم گیری در جمهوری اسلامی ایران:الوین تافلر در کتاب موج سوم از مساله ای به نام بار تصمیم گیری (decision load)سخن می گویید.او می گوید که در عصر حاضر دموکراسی یک ضرورت اجتماعی است نه صرفا آرمان انسان های ازادی خواه.به این دلیل که با افزایش جمعیت و رشد علم و تکنولوژی زندگی بشر به مراتب پیچیده تر از پیش از انقلاب صنعتی شده است به اضافه اینکه مسایل پیچیده اقتصادی ،اجتماعی بشر امروز حجم زیادی دارد که بروی افراد تصمیم گیرنده جامعه وارد می شود و اصطلاحا "بار تصمیم گیری"نامیده می شود.حال اگر این حجم گسترده بر دوش گروه محدودی وارد شود فشار ناشی از ان، اختلالات زیادی بر سیستم سیاسی مورد نظر وارد می کند و تنها راهی که می توان فشار را کاهش داد پخش کردن ان بین "خرد جمعی"و بهره گیری از تمام نیرو ها و افکار جامعه می باشد که نتیجه همان "دموکراسی"خواهد بود.در جمهوری اسلامی طی 30 سال گذشته گروهی نزدیک به 200 نفر مدیران راس هرم قدرت بوده اند و این حلقه بسته مدیریت اگر هم باز شده افرادی با تفکرات خاص ارمان گرا مثل احمدی نژاد وارد ان شده اند.بنا بر این ما با یک هرج و مرج در تصمیم گیری مواجه هستیم.

زیتون: این هرج ومرج راشورای نگهبان بوجودآورده است همیشه مقابل نظرات امام ورهبری ومجلس ودولت خاتمی وازظرفی شیدائی وخودباختگی به دولت احمدی نژاد بوجودآورده است هرچند شورای تشخیص مصلحت برخی گره هاراگشوده اما تبصره اند اصل (شورای نگهبان)باید ازبین بدوبدتر،بد راانتخاب کند وسرمایه های اجتماعی رابه هرزندهد وتمشیت امورراصحیح پیش ببرد.

علی اصفهان  [ ۸۷/۲/۳۰ در ساعت ۱۸:۲۲  ]

سرکار خانم کدیور،اعتراض شما فقط همین نوشته ها بود! مردم از تورم افسار گسیخته که نتیجه بی تدبیری مدیران که در راس آنها همان شخصی که به نامه 50 اقتصاد دان (که چنین روزی را پیشبینی میکردند ) خندید است. بیایید چاره ای کنیم بخدا مردم ایران محترمند .حق آنها این نیست .

شهید گمنام  [ ۸۷/۲/۳۰ در ساعت ۱۰:۰۰  ]

با سلام.خانم کدیور این مطلب که فقر در کشور ما وجود دارد و از اینگونه تراژدیهای غمبار نیز به دنبالش پدید می آید انکار ناپذیر است

ولی اگر شخص معتادی در جهت رفع نیاز خود به مواد مخدر ناموسش را بفروشد این چه ارتباطی به دولت و حکام دارد نکند شما توقع دارید که حکومت برای معتادان سهمیه معلوم کند تا مجبور به ناموس فروشی نشوند

اگر انصاف دارید نظر منو در معرض دید قرار دهید تا مردم خودشان قضاوت کنند

زیتون: حکومت طبق نظرمحسن کریمی درکامنت قبل برای معتادان به خاطرجلوگیری ازایدزسهمیه تعیین کرده است اما معضل حل نشده است.وتلوزیون که مردم رانفهم می پندارد اندازه طول اخبارفقط سخنگودولت را مستقیم نشان میداد که تورم مسکن30% کسرشده است.البته درست است امابراثررکود تورمی که دولت به خاطررأی آوردن دراین سال وام دادن راممنوع کرده است وخیلی ها براثراین رکودبه خاک سیاه نشسته اند وخریدهایشان بارکودبازاربه فروش نرفت تانقدینگی داشته باشند کاری که اگرطبق نظر50اقتصادان تدریجی انجام میشد این بلاراپیش نمی آورد.

سید حسینی  [ ۸۷/۲/۲۷ در ساعت ۱۰:۵۱  ]

اینگونه خبرها به قول اصحاب مطبوعات ، " عجیب ولی واقعی !" است . اگر خیلی ضد علم نباشیم و بر گفته های پست مدرنها ، قدری چشم ببندیم باید بگوییم اینگونه مسایل و نابهنجاریها در عرصه ی علم پاسخهای مشخصی دارد که می توان به ترتیب و پشت سر هم ردیف شان کرد. اما مشکل اینحاست که آنها که دستی در امور دارند[دولت نهم]، اصولا ـ در عمل ـ اعتقادی به شیوه ها و روشهای علمی ندارند...

آری، اکثر این مشکلات و نابهنجاریها را می توان با معیارهای عقلی و علمی تبیین و بررسی و به احتمال قوی حل کرد و به جوابهای مشخص و کم و بیش موثری رسید همانگونه که بسیاری از کشورهای پیشرو رسیده اند . اما وقتی، شعار برخی سیاستگران این است که " ترمز قطار را باید کند و به بیرون انداخت ! و یا با خشونت هرچه تمامتر به پاک کردن و نه حل مسایل، روی آور شد، می ¬بینیم که هر وقت اینگونه آمارها و خبرها مطرح می شود، آنها در پاسخ می گویند : " اینها حرفهای ضد انقلاب و تبلیغات دشمنان است و اصلا در جامعه ی ما چنین خبرهایی نیست! شما مزدور و قلم به مزد استکبار و غرب هستید." بعد هم مطبوعه ی شما به جرم تشویش اذهان عمومی و تبلیغ فرهنگ غربی توقیف می شود و جناب عالی هم باید در گوشه ی زندان آب خنک نوش جان بفرمایید و از جامعه طرد شوید!

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ناجا وکارنابجا؟!!!

شهروند امروز  [ ۸۷/۲/۲۸ در ساعت ۰۲:۳۹  ] ازکامنت های پست وای برما،پایگاه خانم جمیله کدیور

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه خانم کدیور.عنوان مطلب زیر عبارت است از- تبدیل فضای جامعه به فضای پلیسی.

چند وقت پیش یک شب به همراه چند تن از فامیل به بیمارستان فارابی مشهد رفته بودیم.در ورودی داخل بیمارستان در سالن یک مامور درجه دار پلیس نشسته بود.ما در سالن نشسته بودیم و در انتظار معالجه مریض خود بودیم که ناگهان پلیس مذکور با صدای بلند و لحن زننده ای به دختر خانم جوانی پرخاش می کرد درصورتی که حجاب او به نظر من اصلا مشکلی نداشت فقط کمی روسری او شل بود و کمی گردن او دیده می شد و تنها مچ پای او دیده می شد.پلیس مذکور به دختر گفت که حق ورود به بیمارستان را ندارد ولی دختر که ظاهرا همراه مریض بود می خواست داخل شود پلیس با لحن بی ادبانه گفت که در صورت عدم ترک بیمارستان با پلیس 110 تماس می گیرد که با مقاومت دختر مواجه شد و بالاخره با پلیس تماس گرفت و البته دخترخانم بیمارستان را ترک کرد و مامور به دنبال او رفت. به نظر دختر خانم بیمارستان را ترک گفت و خلاصه مساله فیصله پیدا کرد.اما چند نکته قابل بررسی است 1- وقتی فردی به عنوان همراه مریض در ساعت 11 شب به اورژانس بیمارستان مراجعه می کند تبعا نگران مریض خود است و حال اگر کمی روسری او عقب است نباید با او پرخاشگرانه و توهین امیز سخن گفت 2-ازماموری که در بیمارستان قرار دارد انتظار می رود با ماموری که در چاله میدان کار می کند فرق کند و تحمل بیشتری داشته باشد 3-من پس از این ماجرا به یاد مقاله ای از صادق زیبا کلام در مورد کوی دانشگاه افتادم که گفته بود "سوال مهم این نیست که چه کسی دستور حمله در کوی را صادر کرد بلکه سوال مهم اینست که به مامورین درون کوی اعم از انتظامی و لباس شخصی چگونه تعلیم داده بودند که آن گونه خشن وغیر انسانی رفتار کردند؟(نقل به مضمون)" 4-همچنین به یاد سخن اقای خامنه ای افتادم که دنیا را به سلطه گر و سلطه پذیر و برخی که زیر بار سلطه نمی روند یعنی نه سلطه گر نه سلطه پذیر(یعنی جمهوری اسلامی)تقسیم کردند. به نظر می رسد برخی در حال سلطه گری بر مردم ایران هستند مثل پلیس مذکور که رفتار او در ایرانی بودن و مسلمان بودن او تردید ایجاد می کند ایا امثال این پلیس ایرانی و مسلمانند یا از سرزمین دیگری امده اند؟ ایا در نظر پلیسهای نوعی همانند این پلیس ایران یک پادگان بزرگ نیست؟ من به عنوان یک شهروند رفتار عاقلانه تری را از پلیس انتظار دارم.

زیتون: نفود طرفداران اسلام مصباح یزدی به درون نهادهای حاکمیتی سبب آموزش خشن به افراد اینگونه دستگاه هاست.اینکه آقای محتشمی پورمیگوید فرقه مصباحیه مثل خوارج هستند یاآقای شاهرودی میگوید مثل اینکه تروریست گرفته اند باخشونت باافرادبرخوردمیکنند زائیده آموزش های متحجرانه مصباح یزدی است که توسط شاگردان ومریدانش که دردرون اینگونه نهادها منافقانه نفوذکرده اند می باشد فرقه مصباحیه ازشاه خشن ترند وچون ادعای اسلامیت دارند وتوسط امام خمینی پس زده شده اند عین مارزخم خورده می مانند.لذاعقده های فروخورده خودرابه مأموران ساده منتقل میکنند.والا مأموران عاقل می دانند ودرکتاب خاطرات ارتشبد فردوست رئیس دفترویژه رژیم خونخوارپهلوی خوانده اند ساواک آموزش دیده اسرائیلی شاه احساسات مردم را ومخالفانش رادراینگونه مواقع مثل مجالس ترحیم ومراجعه به بیمارستان مراعات میکردتامشکلی برای خودش پیش نیاید.

ازطرفی نفوذ حجتیه ای ها وطرفداران مصباح درشهرهای مذهبی مثل قم ومشهد وامثال اصفهان زیاداست علی رغم اینکه آنقدرهم نیست که ازمردم تودهنی نخورد.مثلا طبق تأییدحجة الاسلام محمدرضاپروازی گروهک انصارنتوانست درقم پابگیرد.بااین همه نمود رفتارهاشان مشاهده میشود.

قبلانوشته ام درمسیرم یک روحانی مسن که موهای جوگندمی داشت سوارکردم گفت درتهران همسایه ما بی حجاب است اما ادب ومعرفتش از افرادمذهبی قمی بیشتراست،زمان زیادی است اینجاایستاده ام برخوردهاخاص است!

نکته دیگراینکه حتی پلیس راهوارباید قانون رااخلاقی (تعبیرعبدالله جوادآملی) مراعات کند کسی که بستگان درجه یکش دچارفوت یاسانحه شده وازشهرستان خانواده یافرزندانش برای حضورمیروند ودچارغم واسترس درهم کوبنده هستند اگرناخودآگاه جزئی سرعت بیشترداشتند آنها راجریمه نکند وهمدردی نماید اعتمادبه مردم مثل خوداظهاری مالیات دارای بایدسرمشق نیروانتظامی باشد.چطوروقتی ترافیک میشود اخذعوارض دربزرگراه رامتوقف میکند که نشانه درایت وعقل اوست چون شایدکودکی یابیماری دراین فرصت تلف شود درهمه مواردبخصوص مراکزی مثل بیمارستانها و...که باعواطف وهیجانات مردم ارتباط دارد افرادخبره درکاررابگمارد.شاید همه خدماتی که درکشف جرائم مشهود ناجا انجام میدهد ارزشش به اندازه نجات جان یک کودک درترافیک یابیماردربیمارستان نباشد.

امام به نوه اش می فرماید اجرهمه عبادات رامیدهم ارزش 2ساعت بچه داری ات رابه من بده.

به صرف هرطورشد کارراانجام دهیم ملاک خدانیست.

نقل است مرده ای راکه 70مرتبه به مشهدرفته بودخواب دیدند گفت سلامی راکه درمسجدمحل به امام رضاداده بودم قبول شده مابقی پذیرفته نشده اند.انگیزه وصورت هردوبایددرست باشد.

طبق فرموده امام «هرتخلفی که رخ میدهدخواست مسولین نیست ونباید فریاد وااسلاما سرداد» که روش انجمن حجتیه ایهاست.اما باید امربه معروف کردتاعذاب برماواقع نشود وناجاهم بداندکجا رااصلاح نماید ورفتارش راتصحیح کند تاخسرة الدنیاوالاخره واولئک حبطت اعمالهم نشود

عاقبت تندروی

تندروی سرتیپ زارعی فرمانده نیروانتظامی تهران را مانند ماشینی که به گل نشسته باشد وبکس باد نماید ومجبوربه عقب رفتن باشد یک درجه به عقب برد وسرهنگ نمود. وی که سال گذشته بابرخوردهای تند با دختران وزنان با پوشش خاص وحتی چکمه ای که خانم ها می پوشیدند بگیروببند می کرد خودش بدلیل سواستفاده اخلاقی اززنان وارتشاء به بندافتاد وپس از5ماه زندان باقراروثیقه تاروزدادگاه مرخص وبایک درجه تنزل بازنشسته اجباری وازمشاغل دولتی برکنار شد/کارگزاران26/3/87

چنین است رسم سرای نخست گهی پشت به زین گهی زین به پشت.کسی که ازقانون پافراترنهد عاقبتش همین میشود که دراین دنیا زین به پشتش میگذارند ودرآن دنیا هم به حسابش میرسند.

خوشا به حال آن مسولینی که طوری کارمیکنند که اگرلازم شد برای مردم بگویند باافتخارمیگویند نه اینکه دربند بیفتند.«عجب آن است که تودربند غزال افتی نه اینکه غزال درکمند توافتد!/سعدی»

این دومین فرمانده تهران است که سقوط کرد چندسال قبل هم سردارفرهادنظری دانشگاه ودانشجویان راباجبهه صدامیان اشتباه گرفت ومانندعملیات جبهه ها که شبانه انجام میشد شب به دانشگاه حمله شد وچشم یکی ازافرادرتبه های نخست کنکوررانابیناکردند.

هنوزکه هنوزفرهادنظری به جای عذرخواهی ازملت وتوکل برخدا، به طرفداران مصباح یزدی درکمیسیون اصل 90مجلس چسبید تامرادش رابدهند وبه جای اینکه نظری ازمردم عذرخواهی کند نمایندگان رانتی مجلس هفتم که بارانت شورای شیخین مشهوربه نگهبان واردمجلس شده بودند حیثیت خودراپامال کردند وازنظری عذرخواهی کردند.

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ترکیب مجلس هشتم(قسمت دوم)

اولین جلسه مجلس هشتم ، بررسی لایحه دولت نهم که طرفدارسرمایه داری دلالی است مبنی بربرداشت ازصندوق ذخیره ارزی بود که قید دوفوریت داشت یعنی باید ظرف 24ساعت تصویب می شد.

اما نمایندگان بافوریت آن مخالفت کردند.محمدرضاباهنر(حزب جامعه اسلامی مهندسین)که ازطرفداران اقتصاد دلالی هستند موافق طرح مذکوربودند که شکست این طیف درمجلس محسوب میشود.وعدم تصویب لایحه مذکورنشان دهنده عقل گرایی اکثریت نمایندگان مجلس ومخالفت بانقدینگی تورم زا می باشد.مگربادلایل موجه دیگربعدازتصویب یک فوریتش توجیه اقتصادی مثل واردات گندم وبرنج بعلت خشکسالی داشته باشد.

طرفداران اقتصاددلالی فقط به سود بازارمی اندیشند درمجلس چهارم هم وقتی رفسنجانی لایحه جلوگیری ازگرانی هارابه مجلس برد اینها به بهانه کارکارشناسی 6ماه مهلت تعیین کردند درحالیکه بعلت گرانی فشاربرمردم زیاد بود رفسنجانی آن زمان ازطریق شورای تشخیص گرانیها رامحارکرد وارزحدود1000تومانی را300تومان کرد.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ویتامین ث

ویتامین ث

ویتامین ث مانند ویتامین ب محلول درآب است ودربدن ذخیره نمی شود درنتیجه هرروزباید مصرف کرد.

·   ویتامین های مختلفی که داروخانه ها می فروشند مثل غذای مانده است خاصیت چندانی ندارد بعلاوه اینکه موادشیمیائی افزوده دارد وعوارض جانبی دارد.

·        همه روزه مقداری ویتامین ث ازطریق اداردفع میشود.

·        ویتامین ث ازطریق موادغذائی واردبدن میشود.

·   «برای جذب وهضم هرغذائی مقداری ویتامین ث ازبدن برداشته میشود الابرای جذب خرما(اسلام پزشک بی دارو- ص215)»

·   ویتامین ث به همراه فسفرکه درپنیراست [درصورتیکه پنیرشب مصرف شودنه صبح ، جذب بدن میشود ]وایندوباهم برای جذب مواد قندی مثل خرما وانجیر وعسل وتوت وسایرمیوه ها ونشاسته ها، درروده لازم هستند.سایرمواد قندی مثل قندوشکر وهرچه درآن شکربه کاررفته مثل کود شیمیائی هستندکه پای درخت میریزند ومیوه را ازحالت طبیعی وارگانیک می اندازد مضرهستند وویتامین های گروه ب رامی سوزانند نباید مصرف کرد.

·        پرفسوربوشار:بدون فسفرهیچ سلولی نمی تواند رشدکند.

·        فسفربرای مغزوانرژی عضلات وضدبیماری های عصبی وروانی است.

·   اگردرصد ویتامین ث درمنی(اسپرم)مرد زیاد شود باروری وحاملگی ناممکن میشود(ازدواج پاکنژاد/ج1ص168) باتوجه به آمار10درصدی زوج های نابارور درکشوردقت درمصرف آن لازم است.

·   ویتامین ث سبب فعالیت بیششتربدن برای ساخت کلاژن می شودکه لطافت پوست رادرپی دارد وسبب کاهش چین خوردگی صورت وخشکی پوست می گردد(اخبارعلمی/1/8/84)

·        ویتامین ث ازلثه ودندانها محافظت میکند.

·        ویتامین ث برای تشکیل ماده استخوان وهمچنین نوعی پروتئین که پیونددهنده بافتهااست لازم است.

·        ویتامین ث درعملیات جذب آهن دربدن نقش مهمی دارد.

·        ویتامین ث به نرم ماندن دیواره رگها کمک میکند.

·        ویتامین ث بدن رادربرابرعفونتها محافظت میکند.

·        هرنوع اسهالی موجب کاهش ویتامین معده میشود بایددرآن هنگام مضاعف مصرف کرد.

·        علت خون ریزی لثه،بیماری اسکوربورت یعنی رقیقی خون،بعلت کمبود ویتامین ث دربدن است.

·   ضعیف شدن دیواره رگها، خون ریزی زیرپوست، تنگ شدن عروق ولخته شدن خون دررگها ازعوارض کمبودویتامین ث دربدن است.

·        «کمخونی مفرط ازعلل کمبودویتامین ث دربدن است.(داروخانه سنتی –لطیف راشدی)»

·        اختلال درپیشرفت نمودندانها،""""""".

·        دیرخوب شدن زخم ها"""""""""""".

·        استخوانی شدن غضروفها"""""""".

·        تغییرات مشخص دراستخوانها ،حالت شکنندگی دندانها"""""".

·        پشقاب غذای دختران باید قرمزوسبز(رفع کم خونی)وپشقاب غذای پسران بایدسفیدوسبز(رفع کمبودکلسیم)باشد.

·   سرما خوردگی خودش خرافات است وچنین چیزی وجودندارد افزایش اسیدبدن صحیح است که باید غذای حاوی بازمصرف کردتاتعادل(سلامتی)برقرارشود.وخوردن قرص ویتامین ث یالیموشیرین،شیرپاستوریزه وسوپ برای درمان آن هم خرافات است.«نظریه لینوس پائولینک برنده جایزه نوبل شیمی درموردویتامین ث وسرماخوردگی بی اثرو رد است.(مجله سلامت شماره42)شاید نظرلینوس راهم بتوان اینگونه توجیه کرد. درست است که غذاهائی که ویتامین ث دارد اسیدبدن راکاهش میدهد وحساسیت ازبین میرود وسردرد وبدن دردرادرمان میکنند آن به خاطربازاینگونه موادغذائی است نه ویتامین ث آنها.گفتیم افزایش اسیدبدن سبب آبریزش مغزوبدن درداست. باید غذای حاوی بازخوردتاسلامتی برگردد.معجزه هم این است که تمام منابع ویتامین ث بازدارند وخون سازهستند

·   امّا، امّا،امّا،امّا،امّا،امّا منابع ویتامین ث:خرما(التّمر)- پیاز(البصل)- گلابی(کمثّری)- انگور(العنب) – سیب درختی(التّفاح)- انار(الرّمان)چغندر(البسلق)- شلغم- سبزی خوردن و کاسنی(الهندباء)خربزه- فلفل دلمهزیتونآناناس- میوه های ترش مثل مرکبات به جزنارنگی ولیموشیرین که نارنگی کمخون کننده است.سبزیجات ریشه ای مثل هویج،کلم قمری،بادمجان وکدو

·   منابع ویتامین ث باید تازه باشد وچاقوخورده نباشد مثلا پیاز، لیموترش که راحترین منبع ویتامین ث است وباریختن آب یک عدد آن داخل شربت عسل همه روزه میتوان مصرف کرد، نباید بعدازچاقوخوردن بمانند بایدهمان لحظه مصرف شوند.

·   رب گوجه فرنگی ،پیازسرخ کرده وآب لیموموجوددربازاریا آب لیموئی که میگیریم میگذاریم فاقد خاصیت وخالی ازویتامین ث هستند فقط مانند سیگاری هاوقندوشکرخوارها پولمان را به زباله تبدیل میکنیم.

·   3/59%ویتامین ث بدن مردم ژاپن ازطریق سبزی تأمین میشود.همچنین 18%کلسیم و19%آهن بدنشان ازسبزی تأمین میشود.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

بالاتربودن مقام زن ازمرد(قسمت دوم)

سعیده  ۸:٠۳ ب.ظ  - جمعه، ٢۴ خرداد ۱۳۸٧ 

همه ی اینا رو گفتی ولی من آقای مصباح رو قبول دارم. شخصا می شناسمش و حاضرم روی اسمش قسم بخورم...  

خب سعیده جان،بگوببینم توکه گیوه چی(مصباح یزدی)رامی شناسی چرادرسال 56و7هیچ حمایتی ازانقلاب اسلامی نکرده واین اطلاعیه هاراکه درپست قبل علماءمیدادند امضانکرده است (منبع اصلی کتاب چندصدائی درجامعه روحانیت است)؟امام خمینی دریکی ازسخنرانی هایش درپاسخ مصباح که به احادیث متشبث شده، می فرماید «اگر200تاازاین احادیث آمده باشد چون مخالف قرآن است ماآن احادیث رابه دیوارمی کوبیم»یعنی جعلی هستند. ودرنامه سوم اسفند67خود به مراجع وحوزه ها پس ازسفارش به مراقبت ازوسوسه های این مارهای خوش خط وخال وخون دلی که ازمقدس نماها وحجتیه ای هاخورده است می فرمایند «شکننده ترازآن [همه خون دل خوردن ها] اینکه میگفتند تشکیل حکومت درعصرغیبت باطل است» چه کسی جزمصباح یزدی ازعلمای مشهوراین حرف رازده است؟ پس خطاب امام خمینی به مصباح یزدی بوده است.

سعیده  ۱٢:۴٠ ق.ظ  - یکشنبه، ٢۶ خرداد ۱۳۸٧ 

1. مدارکی که زیادی مستنده، همیشه دهان کوبند اما شاید کمترازیک درصد افرادآنها رابااصل منبع چک کنند.

2. عمیقا تکرار می کنم به اعتماد، اعتماد نکن.

3. ازتوی نخ دختر ها و زن ها بیا بیرون. ما زن ها وکیل و وصی نمی خواهیم آن هم با چنین دفاعیات مشمئز کننده ای.

اولا، سندی که من درکامنت به آن استنادکردم کتاب چندصدائی درجامعه روحانیت بود البته میدانم طرفداران آقای مصباح آنقدرخشک هستند که به تعبیرحجة الاسلام مجیدانصاری ، برادرحمیدانصاری قائم مقام موسسه نشرآثارامام خمینی ، میگویند امام زمان (عج)هم باید پشت سرما حرکت کند!چه رسد که بخواهند استدلال بپذیرند

ثانیا، منظورت اگرپست مقام زن بالاترازمرداست اون طنزاست .یکی ازدلایل خشکه مقدس بودن افراد فرقه مصباحیه، همین است که کاریکاتور رابهانه میکنند ودرمسجداعظم قم تحصن میکنند یعنی دچاراختلال روانی توهم هستند توهم یعنی چیزی که نیست ما آن را هست فرض میکنیم وقشقره به پا می کنیم آنهانه ازکاریکاتورسردرمی آورند نه ازطنزونه ازصنعت ایهام.یکی ازاشکالاتی که خوارج برامام معصوم اول میگرفتند شوخ طبعی اوبودکه امروزه روان شناسان برجسته دنیا شوخ طبعی رایکی ازچهارصفت برجسته مدیران بعدازهوش وابتکارواجتماعی بودن میدانندکه به گفته خاتمی اجتماعی بودن پادزهرفساداست.

اینها مدام لبخندهای افراد راباسوء ظن "ان بعض الظن اثم/قرآن" منفی تعبیرمیکنند.

اگریک دخترخانم براثرافت فشاروقند خون دچاراسترس مزمن شده باشد و (کمااینکه یک دخترسال گذشته درتهران همینطورشد وافتاد که توسط مردم به بیمارستان رسید وحتی یک پسردانشجووسط کلاس درتهران افتاد وفوت کرد) درحالت غش قرارگیرد وروسری اش کج شود  فریاد وااسلاما سرمیدهند اما اگرشیخ محمدیزدی ازطرفداران مصباح تجهیزات بیمارستان شهیدبهشتی قم وابسته به مدرسه عالی قضائی را فروخته باشد وبیمارستانی که درخاورمیانه نمونه بوده توسط دست اندرکاران مدرسه مذکوربه مخروبه تبدیل شده باشد بطوریکه حتی مجلس پس ازبرگرداندن به دولت نتواند آن را راه اندازی کندهیچ اشکالی نمی بینند.

قوزبالاقوز

درحالیکه خود شیخ محمدیزدی به دلیل ازکارانداختن بیمارستان شهیدبهشتی قم ورانت خواری ونامه نگاری برای پسرش مبنی بربرداشت چوب ازجنگلهای شمال متهم است ودرقضیه کارخانه لاستیک دنا باید پاسخگوی مردم باشد به گزارش هفته نامه پیام قم طلاب تندخوان مدرسه مصباح دراعتراض به سخنان سیدعلی اکبرمحتشمی درباره فرقه مصباحیه بدون مجوزقانونی خودخواهانه دست به تظاهرات زده ومقابل دفترجامعه مدرسین قم تجمع نموده وخیابان معلم را سد معبرکرده و صد راه خدا «وصدوا عن سبیل الله»کرده اند وراه مردم راخودسرانه بسته اند.

وباخوشمزگی ازشیخ محمدیزدی رئیس جامعه مدرسین که خودش گرفتاراتهاماتش نزدمردم است خواسته اند ازعضوخود،مصباح یزدی حمایت کند .قطعا گرفتاری های امروزبرخی افرادجامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم ازبی ادبی ها وانتقادهای غیرصادقانه است که دیروز ازامام کردند وخداظلم راوانمی گذارد.

یکی ازافکارنورانی امام خمینی این است که طوری کارکنید که اگرلازم شد چنددقیقه دیگربه مردم گزارش دهید بتوانید

آیا شیخ محمدیزدی وشیخ محمدتقی گیوه چی میتوانندچنین کنندبسم الله.

قطعا آنها نمیتوانند وبه خذعبلات متشبث میشوند کمااینکه طلبه ای به نام مجتبی ذوالنورکه نظامی میباشد وجانشین ستاد نمایندگی ولی فقیه درسپاه قیدشده گفته درجمع طلاب تندخوان مدرسه معصومیه مصباح گفته مصباح زمان انقلاب نامه رمزی ناخوانا که با موادخوانا میکنند مینوشته تا ساواک متوجه نشود مردم بخوانند(کارگزاران26/3/87) آیا این خنده دارنیست این همه عالم حوزه مشترک باهم اطلاعیه میداده اند فقط مصباح رمزی برای خاله اش یابه تعبیرحسن رحیم پورازغدی "سخنران تلوزیون" که گفته بود «اصول گراها بچه عمه هاشون رادردایره اصولگرائی میدانند» برای عمه اش مینوشته والامردم که ندیده اند.

محسن (لینک محسن،جامعه شناسی) ٩:۳۸ ق.ظ  - شنبه، ٢۵ خرداد ۱۳۸٧ 

سلام ، جالب بود خصوصا مطلب سیاسی درباره آقای مصباح استفاده کردم ممنون     

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

مقام زن بالاترازمقام مرد

چرا؟خدا مقام زن رابالاترازمقام مرد (مثلادربین مردان پیغمبربالاترین مقام رادارد اما دخترش فاطمه ام ابیها(مادرپدرش) است اگرفردی مشغول نمازباشد مادرش اوراصداکند باید نمازرابشکند وجواب مادرش رابدهد)قرارداد؟

چون خدا ازمتحجرین وزاهدان احمق ودژخیمان بصورت مسلمان ومقدس نماهای بدترازکفارکه اغلب مردهستند بشدت متنفربود به زن مقام عالی ترازمرد بخشید ودستورداد هرروزدرنمازازاوبخواهیم ما را پیرواین مغضوبین قرارندهد بلکه درمسیردرست(صراط المستقیم،راه انبیاء وشهدا وصدیقین"راستگویان")قراردهد .

خدا ازشدت تنفرازمقدس نمایان احمق، چنان آتشی به جان آنهاوزیروپرشان انداخت که تاابدهمه جاشان بسوزد وبال بال بزنند وهلاک شوند،چون خدا چنان مقامی به زن داده تا این دژخیمان نتوانند اوراخلع لباس نمایند اما مردهاازاین مقام عاری هستند مثلا فاطمه رجبی ازحجتیه ای های خبیث وهمسردریده وبی حیای سخنگوی دولت نهم هرروزصبح که ازخواب بیدارمیشود خواستار خلع لباس یکی ازیاران دین خدا می گردد اما اوهرگزنمیتواند خواستارخلع لباس زنان شود. چون همه متوجه میشوند اوکه ازفرقه ضاله مصباحیه(محمدتقی مصباح یزدی) میباشد یک شیطان است ازقضا قیافه اوکه درروی جلدمجله شهروند چاپ شده عین قیافه ابن ملجم تلوزیون باقیافه کج ولوچ است که فریب ابن ملجم آن زمان رادادتا علی رابه شهادت رساند. اگرباورنمی کنید که آنها نمی توانند خواستارخلع لباس زنان شوند این پست پایگاه روزنه (محتشمی پور) رابخوانید: خلع لباس - 11 June 2008، توسط webmaster

«یکی هراسان زنگ زد وپرسید : خلع لباس می شوی ؟ ولی چگونه ! :d خندیدم و گفتم : هنوز نوبت زنان نرسیده!»

***** یکی ازهنرهای آفرینش سوارکاری زنان است!!

یادمه زمان جنگ دوتا ازدوستان بسیجی برای هم چیستان میگفتند! یکی گفت این چه مقامی است که بلااستثناء همه مردان دنیا مقابلش زانومی زنند؟دوستش نتوانست جواب دهد.خودش گفت :مقام زن!

وقتی همسرش بخواهد بااوسکس داشته باشد باید مقابلش زانوبزند.حتی اگرزن بخواهدبه پزیشن شکم بخوابد وبالش زیرتنش بگذارد تامقاربت برای همسرش جذابترشود بایدزانوبزند ودرحالت نیمه سجده برای نزدیکی هم مردبایدزانوبزند.مردبه هیچ فلاکتی نمیتواند ازاین احترام به زن خلاصی یابد درحالیکه زن دروضعیت روی مردکه قرارمیگیرد حسابی سوارکاری میکند وشادمی شود.

این مطلب ازروزنامه اعتمادملی هم جالب است:

سرمایه‌ها را به تاراج ندهیم - علی عبدالله زاده

هیچگونه تردیدی نیست که سرمایه‌های اجتماعی از گرانبهاترین دارایی‌های یک کشور است که نباید آنها را به همین سادگی از دست داد. چنانکه تردیدی وجود ندارد که مبارزان مسلمان پیش از انقلا‌ب و مدافعان عاشق مرزهای میهن اسلا‌می در دوران دفاع هشت ساله همه و همه از سرمایه‌های اجتماعی کشورمان هستند که به این سادگی نمی‌توان برای آنها جایگزین پیدا کرد. متاسفانه برخی از اشخاص، روزنامه‌ها و سایت‌ها در این اواخر حرکات و اظهارات شگفت‌انگیزی را از خود بروز داده‌اند که موجب به تاراج رفتن بخشی از سرمایه‌های اجتماعی جمهوری اسلا‌می ایران است.

حجت‌الا‌سلا‌م والمسلمین سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور اخیرا در اصفهان نقدهایی را بر مواضع سیاسی و اجتماعی و اندیشه‌های  محمدتقی مصباح‌یزدی وارد نمودند که بازتاب مطبوعاتی گسترده‌ای داشت، با این همه موضعگیری برخی از جراید و چهره‌های وابسته به جناح راست و به اصطلا‌ح اصولگرا در برابر این نقد چنان گستاخانه و خارج از نزاکت بود که ما را بر آن داشت تا این سطور را قلمی کنیم و نکته‌هایی را یادآوری نماییم و با توجه به اینکه عمده این مطالب در روزنامه کیهان توسط مدیرمسوول آن روزنامه و نیز به اسم دیگران در آن روزنامه منتشر گردیده است، خطاب ما نیز به طور عمده به گردانندگان آن روزنامه است.

1- در صفحه 14 روزنامه کیهان از قول دانشجویانی که نام‌شان نیامده و معلوم نیست که کدام دانشجویان هستند، آقای محتشمی‌پور <روحانی‌نما> و آقای مصباح‌یزدی <عالم مجاهد و...> نامیده شده است.

شگفت‌انگیز است که چه زود بعد از امام راحل(ره) نزدیک‌ترین و وفادارترین یاران آن بزرگ فرزانه مورد هتک حرمت قرار گرفته و با هزینه پول مردم و بیت‌المال (که کیهان با آن چاپ می‌شود) با واژگان ناروا مخاطب قرار می‌گیرند. آقای محتشمی‌پور که یک جانباز 80 درصد است و یک دست خود را به طور کامل و دست دیگرش را در حد 90 درصد و بخشی از شنوایی‌اش را به خاطر انقلا‌ب و مبارزه و مجاهده از دست داده و از روزی که خود را شناخته در رکاب امام(ره) در تبعیدگاه عراق به سر برده و وجودش آکنده از عشق به امام، اسلا‌م و جهاد است و اصولا‌ مجاهد فی‌سبیل‌الله است <روحانی‌نما> نامیده می‌شود و آقای مصباح که نه خود و نه یکی از اعضای درجه یک خانواده‌اش کوچکترین شکنجه و آسیبی در انقلا‌ب و دفاع مقدس ندیده و فقط از بودجه‌های کلا‌ن نظام جمهوری اسلا‌می به اسم موسسه‌شان در قم بهره‌مند گردیده‌اند، <عالم مجاهد> نامیده شده‌اند. شما چگونه قضاوت می‌کنید؟!

در کتاب صحیفه نور بیش از 17 بار نام آقای محتشمی‌پور در ارتباط با حضرت امام(ره) و وظایفی که به ایشان محول شده، تکرار شده و همه آنها نیز با رویکرد مثبت است، اما هیچ نشانه‌ای که در این مجموعه حاکی از ارتباط امام و آقای مصباح باشد نمی‌بینیم؛ با اینکه آقای مصباح کهنسال‌تر از محتشمی‌پور هستند. کدامیک از اینها مجاهد راه خدا و مرتبط با رهبر انقلا‌ب اسلا‌می بوده‌اند؟

2- آقای مصباح‌ ، نباید نظرات شخصی خودشان را به امام نسبت دهند و یا بخواهند به نظام جمهوری اسلا‌می تحمیل نمایند و به جای <جمهوری اسلا‌می> مبلغ <حکومت اسلا‌می> باشند که خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس نماد بارز آن هستند. همچنین هیچکس منکر این نیست که جناب آقای مصباح نیز در اوایل انقلا‌ب در قم و قبل از قیام 15 خرداد 1342 با مبارزه و امام خمینی(ره) چند وقتی همراه بوده ولی بعد از سرکوب شدن قیام 15 خرداد که شرایط مبارزه دشوارتر گردید دیگر نشانی از وی در کنار امام و مبارزین حوزه علمیه قم نمی‌بینیم و حتی هیچیک از اعلا‌میه‌های مهمی را که فضلا‌ی حوزه امضا کرده‌اند، ایشان امضا نکرده است.

از جمله موارد ذیل را می‌توان یاد کرد که مخصوصا اعلا‌میه‌های مربوط به سال‌های 1356 و 1357 (یعنی روزهای اوج مبارزه) از امضای ایشان خالی است: ‌

1- اعلا‌میه تسلیت علما و اساتید قم درباره شهادت آیت‌الله حاج آقا مصطفی را امضا نکرده است.

2- اعلا‌میه فاجعه و کشتار 19 دی قم را امضا نکرده است. (تاریخ 22/10/56)

3- اعلا‌میه 29 بهمن (حادثه کشتار تبریز) را امضا نکرده‌ است.

4- اعلا‌میه 16/1/57 (حادثه کشتار یزد) را امضا نکرده است.

5- اعلا‌میه 25/1/57 (راجع به اوضاع عمومی ایران) را امضا نکرده است.

6- علما و اساتید قم از تاریخ 25/1/57 تا تاریخ 18/9/57 جمعا 12 اعلا‌میه داده‌اند که آقای مصباح هیچیک از آنها را امضا نکرده است.

 

7- در تاریخ 18/9/57 دو اعلا‌میه همزمان صادر شده است، یکی تشکر از ژیسکاردستن رئیس‌جمهور فرانسه برای حضور امام در فرانسه که آقای مصباح این نامه را امضا کرده است؛ اعلا‌میه دوم درباره دعوت مردم برای راهپیمایی روز تاسوعاست که آقای مصباح از امضای آن خودداری کرده است.

از بررسی این سابقه برمی‌آید که جناب مصباح با نهضت و انقلا‌ب و قیام ملت و امام نظر موافق نداشته و همراه نبوده است.

آقای مصباح‌یزدی بعد از سرکوب خونین قیام 15 خرداد توسط رژیم شاه، به شدت از جریان مبارزه و نهضت اسلا‌می سرخورده و مخالف آن شده و ابایی از طرح مخالفت خویش نداشت. به عنوان مثال در سال 1352 در جلسه‌ای که دو نفر از بزرگان امروز نظام جمهوری اسلا‌می و مبارزان زمان شاه، در قم و در منزل آقای مصباح با ایشان به گفت‌وگو نشستند، وی در مقام مخالفت با نهضت و مبارزه در زمان غیبت امام زمان (عج) به پاره‌ای از روایات استدلا‌ل می‌کنند که هر قیامی از سوی مسلمانان، قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) باطل و محکوم به شکست است. بعد از پیروزی انقلا‌ب و در کوران جنگ تحمیلی و عملیات کور گروهک‌های مسلح و توطئه‌های دشمنان برای به زانو درآوردن انقلا‌ب در زمان حیات حضرت امام، هیچگونه ردپایی در دفاع از اسلا‌م و مقدسات انقلا‌ب و نظام جمهوری اسلا‌می از ایشان مشاهده نشده است. اکنون جای این سوال از جناب آقای مصباح‌یزدی باقی است که بعد از رحلت حضرت امام چه شده است که ایشان در چهره به اصطلا‌ح یک ایدئولوگ نظام و انقلا‌ب اسلا‌می به صحنه آمده است و مردم را به اسلا‌م خشونت دعوت می‌کند؟

3- اگر به راستی آقای مصباح مواضع و اندیشه‌های امام خمینی(ره) را قبول دارند بیایند و رسما از فرمایشات قبلی‌شان مبنی <تزئینی> و مطابق <مقتضای روز> بودن رای مردم عدول کرده و به گونه‌ای شفاف اعلا‌م نمایند <رای مردم> و بعد <جمهوریت> نظام اسلا‌می را بدون قید و شرط قبول دارند. در غیر این صورت باید پذیرفت که تلا‌ش برای حذف قید جمهوریت از نظام اسلا‌می یک نوع تحریف آرای امام(ره) و حتی قدمی به سوی کودتای خزنده است.

4- اما مطلبی که به نقل از جناب حجت‌الا‌سلا‌م رحیمیان نقل شده که امام یک وقتی از وجوهات به موسسه آقای مصباح‌یزدی و یا خود ایشان کمک کرده‌اند، باید توجه داشته باشیم که حساب وجوهات شرعی و جنبه‌های آخوندی آن کاملا‌ جدا از مسائل سیاسی است. امام(ره) به عده زیادی از روحانیون سنتی که حتی مبارزه را نیز قبول نداشتند گاهی از وجوهات شرعی کمک کرده است در موارد خاص مصرف شود و موارد آن اندک نیست و اهل نظر و آگاهان کاملا‌ بدان واقفند.

5- نکته پنجم خطاب به آقای شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه کیهان است که در یادداشت روز دوشنبه آن روزنامه متن بلندبالا‌یی را به درست یا نادرست جمع‌آوری کرده و به نام اصلا‌ح‌طلبان به چاپ رسانده‌اند که در آن از تحقیر مذهب گرفته تا توهین به برخی مقدسات و ارزش‌ها آمده است و با این مقدمه‌چینی ناصواب (و شاید العیاذبالله مغرضانه؟)! به هتک و اتهام آقای محتشمی‌پور و همه اصلا‌ح‌طلبان و حتی مجمع روحانیون مبارز (این تشکل یادگاری امام) پرداخته و از آنان خواسته است که خجالت نکشند و از گناه ناکرده خود <توبه> نمایند. ما نمی‌دانیم که اگر فرضا یک فرد ضدانقلا‌بی در جایی حرفی زده چه ربطی به محتشمی‌پور و اصلا‌ح‌طلبان دارد؟!

گنه کرد در بلخ آهنگری ‌/به شوشتر زدند گردن مسگری

در مقابل از دوستان کیهانی درخواست نمی‌کنیم که از این همه خطا توبه نمایند، چون نمی‌توانند توبه خود را حفظ کنند، فقط می‌خواهیم به خاطر منافع خودشان هم که شده سرمایه‌های انقلا‌ب و نظام اسلا‌می را که محتشمی‌پور یکی از مصادیق بارز آن است به تاراج ندهند!

روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

 

بی‌نهایت قطره مُرکّب - عباس عبدی -روزنا


اگر به آب زلا‌ل و شفاف یک استخر روزانه یک قاشق مرکب سیاه اضافه کنیم، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ بدون تردید کیفیت و رنگ آب استخر پس از اضافه شدن چند قطره مرکب تغییر می‌کند، اما این تغییرات آنقدر کوچک است که هیچ چشم غیرمسلحی قادر به درک تغییرات مذکور نیست. و اگر نمونه‌ای از آب را قبل از اضافه شدن قاشق مرکب سیاه با نمونه بعد آن به آزمایشگاه دهید، احتمالا‌ و فقط در آزمایشگاه‌های بسیار مجهز ممکن است میان این دو نمونه تفاوتی شناسایی شود.

اما اگر این کار برای چند سال و حتی سه دهه ادامه یابد، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ برای کسی که کنار یا درون استخر نشسته هیچگاه تفاوت مشهود نخواهد بود، او به مرور زمان همان رنگ و کیفیتی را می‌بیند که روز گذشته هم دیده بود، اما برای کسی که پس از سی سال به چنین استخری نگاه می‌کند، واضح است که آب آن فاقد شفافیت و کیفیت لا‌زم و به کلی متفاوت با آب معمولی است و بیش از آنکه بتوان آن را آب نامید، باید مرکب رقیق شده‌اش نامید.

اگر هر قاشق مرکب را در برابر استخر به منزله صفر (یا اپسیلن) بگیریم، در منطق ریاضی، بی‌نهایت صفر لزوما مساوی با صفر نیست، بلکه باید از آن رفع ابهام نمود، و چه‌بسا پس از رفع ابهام رقم بزرگی به دست آید.

این مقدمه را گفتم تا به مساله فساد پرداخته شود. مساله‌ای که این روزها با انتشار یک سخنرانی در دانشگاه همدان ابعاد عمومی‌تری یافته است. مصادیقی که در این سخنرانی عنوان شده است، عموما در ابتدای وقوع آن با هدف و انگیزه‌هایی ظاهرا و حتی باطنا خیرخواهانه صورت گرفته است، و البته مصادیق مذکور در سخنرانی بخش بسیار اندکی از این نوع اقدامات انجام شده است که حتی در ابتدای کار چندان هم نامطلوب نمی‌نمود. گرفتن امکانات دولتی برای تاسیس بنیادهای خیریه و خدمات‌رسانی به مردم نیازمند و خارج کردن این خدمات از چنبره نظام بوروکراتیک و اداری دولت و نیز مشارکت دادن مردم به انجام امور خیریه با همراهی و کمک دولت، ظاهرا اتفاق پسندیده‌ای است که به طور رسمی و غیررسمی از آن حمایت هم می‌شد. اما این مساله دقیقا مشابه همان استخری است که هر روز یک قاشق مرکب سیاه به آن اضافه می‌شود و افراد داخل این امور هیچ تفاوتی میان فعالیت هر روزشان با روز قبل نمی‌بینند، اما پس از مدتی ماهیت این فعالیت‌ها به کلی متفاوت از قبل می‌شود. ‌

چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟ دلیل اصلی آن ناشی از تفاوت ساختار حاکم بر فعالیت‌های اقتصادی و امور خیریه است. اصل حاکم بر فعالیت‌های اقتصادی کسب سود مادی است، در حالی که در عمل خیریه نه تنها کسب سود مادی منظور نظر نیست که عکس آن رخ می‌دهد. هنگامی که این دو عنصر در کنار یکدیگر و در یک نهاد یا موسسه جمع شوند، به ناچار عمل و هدف خیریه به مرور زمان قربانی فعالیت اقتصادی می‌شود. البته فعالیت اقتصادی نه‌تنها اشکال ندارد که خوب و مفید هم هست، اما مشروط بر اینکه برای انجام آن راه‌های عادی کسب ثروت طی شود نه آنکه در پس فعالیت‌های خیریه خود را پنهان کند.

تقریبا اکثر قریب به اتفاق نهادهای خیریه‌ای که از طرف نزدیکان به قدرت تاسیس شد و منبع ارتزاق خود را به درآمدهای عمومی و دولتی وصل کرد و سپس برای تداوم این منابع درآمدی، اقدام به فعالیت‌های اقتصادی نمود، جز ضرر برای اقتصاد کشور و از آن مهم‌تر ضربه زدن به فعالیت‌های خیریه‌ای و زایل نمودن اعتماد عمومی به این کارها، نتیجه دیگری در برنداشته است. زیرا ماهیت این دو کار (اقتصادی و خیریه‌ای) نه‌تنها با یکدیگر انطباق ندارد بلکه در تعارض هم هستند و به قول معروف قرار دادن آنها در کنار هم مثل قرار دادن پنبه و آتش در یک محل است.

تفاوت مهم دیگری هم در ساختار عمل خیریه و معنوی با عمل اقتصادی و مادی وجود دارد. در انجام عمل خیریه و معنوی، افرادی پیش‌قدم می‌شوند که نه‌تنها چشمداشت مادی ندارند، بلکه از منافع مادی خود نیز می‌گذرند، در حالی که در عمل اقتصادی قضیه کاملا‌ فرق می‌کند. اگر موسسه‌ای خیریه باشد، طبعا باید افراد خیر و دگرخواه جذب آن شوند و کسی که دنبال مال و منال است از کنار آن می‌گذرد. اما در موسسه اقتصادی قضیه کاملا‌ فرق می‌کند. بنیان روابط و حتی تشکیلا‌ت در این دو نوع موسسه با هم فرق می‌کند. معنای اعتماد و ضمانت اجرای تعهدات در آنها نیز کاملا‌ متفاوت است. لذا هنگامی که این دو نهاد و موسسه ترکیب شدند، به لحاظ اجرایی و نیروی انسانی قابلیت ترکیب با هم را ندارند و به مرور افرادی که واقعا داوطلب انجام عمل خیریه هستند، حذف یا استحاله در عمل اقتصادی می‌شوند و از این زاویه است که پس از مدتی معلوم می‌شود موسسه خیریه مذکور که حتی با هدف و انگیزه انسانی تشکیل شده بود، تبدیل به موسسه‌ای اقتصادی رانتی و حتی از نوع بدترینش می‌شود و از نگاه بیرونی چیزی جز یک نهاد فاسد نیست. در حالی که ناظران درونی کمتر متوجه این تغییر ماهیت و مشی می‌شوند.

یکی دیگر از دلا‌یل فاسد شدن این نوع موسسات، رانتی بودن آنهاست. در کشورهای قانون‌مدار نیز دولت‌ها به موسسات خیریه کمک می‌کنند تا هم باری را از دوش دولت‌ها بردارند و هم مشارکت عمومی را تقویت کنند، اما این حمایت‌ها مختص یک قشر و گروه یا افراد نزدیک به قدرت نیست بلکه هر کس که ضوابط معینی را رعایت کند، مشمول این کمک‌ها می‌شود. اما در ایران این نوع کمک‌ها مرتبط با نزدیکی و دوری کمک‌گیرنده به ساخت قدرت است و طبعا در ورای هر کمکی که از این طریق صورت می‌گیرد نوعی مبادله وجود دارد که کمک‌گیرنده هم به نوبه خود، کمک‌دهنده را محروم از خدمات خود نمی‌کند. از همین روست که ما هنوز داستان امام علی(ع) و برادر نابینایش عقیل را بارها و بارها تکرار می‌کنیم، اما در عمل چنان رفتار می‌کنیم که دست رقبای امام علی(ع) را هم از پشت بسته‌ایم.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

دلیل اصلی ردصلاحیت نمایندگان مجلس ششم

 

یکی ازنشانه های معجزه بودن انقلاب اسلامی این است که افرادی راکه باکارهای سبک سرانه لطمه به عدالت اجتماعی می زنند وخون شهداراپامال میکنند توسط ظالمی ازجنس خودشان افشامیکند شیخ محمدیزدی ازاین قماش افراداست که برحسب شایعاتی که درقم بود ابتدا بیمارستان شهیدبهشتی قم که توسط فاطمه کروبی مجهزبه بهترین دستگاه ها شده بودومیگفتند مجهزترین بیمارستان درخاورمیانه است پس ازمدیریت کروبی به بهانه اختصاصی زنان ازچنگ رحیمیان سرپرست وقت بنیادشهید درآوردند وازهمان موقع مشخص بود این بیمارستان زمین های زیادی دارد که برای هاپلی هپو کردن زمین ها این غلط راکرده اند والابیمارستان مناسب دروسط شهرزیادبودتااختصاصی زنان شود که اینهم کاری متحجرانه بود چون درهمه بیمارستانها بخش اختصاصی زنان داریم.که مجلس ششم این اقدام آقایان رابرگرداند وبیمارستان رادولتی کرداما سالهاست این سرمایه عظیم مخروبه افتاده است.وبه نظرمیرسد علت اصلی ردصلاحیت نمایندگان خط امامی مجلس ششم توسط شیخ محمدیزدی ودوستانش همین باشد وسایرعلتهافرعی است.ازهمان سالها درقم شایع بود کارخانه لاستیک دنامربوط به شیخ محمدیزدی است خسرة الدنیا والاخره به این امثال این آقامی گویند نه خودش میخورد وازآنطرف هم لطمه به عدالت جمهوری اسلامی واقتصادکشورمیزند.هاپلی هپوکردن دنا رااززبان ظالم عباس پالیزدارکه ازوبلاگ دلوسه (لینک سیدامیرسعیدی)کپی شده بخوانیم:

پالیزدار:عرض شود خدمتتان که، یک آقایی (شیخ محمد.یزدی) رفته‌اند اجازه‌اش را گرفته‌اند که برای خواهران ،‏دانشکده علوم قضایی می‌خواهیم بزنیم در قم. چیز خوبی است که خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمی از خواهران [بود] از او بازجویی کنند و از این حرفهای اینطوری. مؤسسین این دانشکده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌های مالی‌اش. [نوشتند:] جناب آقای نعمت‌زاده[وزیروقت صنایع]، محبت فرمایید در جهت ‏حمایت از تأسیس این دانشکده، کارخانه لاستیک دنا را کارشناسی کنید جهت این دانشکده. آوردند کارشناسی رسمی ‏دادگستری را، چون آقایانی که این مؤسسه را تأسیس کرده بودند در دستکاه قضایی هم بودند، آن کارشناسان رسمی ‏دادگستری هم می‌ترسیدند که قیمتی تعیین کنند که به اینها بر بخورد، حتما باید قیمتی می‌گفتد که خوش به حال اینها ‏بشود. زدند ۱۲۶ میلیارد. در صورتی که ما معتقدیم ۶۰۰ میلیارد هم بالاتر بود. تازه، ۱۲۶ میلیارد که ویلاهایش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نیاورده‌اند، زمین‌های شیرازش را در آمار نیاورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نیاورده‌اند، این طوری به ۱۲۶ میلیارد واگذاری کردند. ‏

 

آن آقا نامه نوشتند که آقای نعمت زاده: محبت کنید تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت‌زاده هم نوشتند ۵۰ درصد ‏تخفیف [خنده حضار] از مال بابایش می‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند که محبت کنید تخفیف دیگری منظور ‏بفرمایید. خلاصه پنج بار نامه‌نگاری انجام شده، کارخانه ۱۲۶ میلیاردی به ۱۰ میلیارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند که ما حالا امکان پرداخت این پول را نداریم، ترتیباتی فراهم نمایید تا امکان پرداخت این پول برای ما فراهم ‏شود. نوشتند که ۸۰ درصدش را اقساط بلندمدت و ۲۰ درصد یعنی ۲ میلیاردش را هم نقدی پرداخت کنید. گفتند ما ‏آن ۲ میلیارد را هم نداریم نقدی بدهیم، ما بررسی کرده‌ایم که اموال کارخانه لاستیک دنا به این مقدار می‌رسد، از ‏شما مهلت می‌خواهیم که اینها را بفروشیم تا بتوانیم این پول را بدهیم. گفتند که باشد، سفته‌ای ارائه بدهید به مدت ۹ ‏ماه و ما این را نقد از شما می‌پذیریم. گفتند آقا پول هم نداریم که سفته بخریم! نوشت که آقای محمدتقی بانکی، ‏مدیرعامل سازمان صنایع ملی ایران، ۲۳ میلیون تومان از صندوق سازمان صنایع ملی ایران برداشت کنید و سفته ‏بخرید، بروید آیت‌الله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویلشان بدهید. و بعد از چند وقت دیدیم که کارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد که به آن پشت پرده‌ای‌هایی که اینها را هدایت می‌کنند. اینها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کسانی] مثل آقای گنجی که صاحب ‏کارخانه مهرام است و تمام کارخانه‌های سرایه‌گذاری بانک ملت و سرمایه‌گذاری‌های بانک صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند میلیارد هم زدند به جیب و رفتند. این که عرض کردم لاستیک دنا، مال آقای م.ی ‏بود - آقای م . ی رئیس سابق قوه [قضائیه] - در زمان ریاستش و آقای م. ش نماینده خبرگان استان قم.‏

 

مجددا آقای م.ی برمی‌دارد می نویسد که جناب آقای فروزش، حمید ما بیکار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید که از ‏جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید.ی، پسر آقای شیخ محمدیزدی ، مدیرکل حوزه ریاست قوه [قضائیه] بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند و رفتند. یعنی طوری شده بود ‏که در این پرونده من دیدم که یکسری مردم بیچاره شمال که حق قانونی‌شان بود، و به اندازه هیزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار کرده بودند، یا شاید یک خورده بیشتر مصرف کرده بودند یا حتی برده بودند و فروخته بودند ‏یا انبار کرده بودند یا هرچی، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگیرد و بنند، که خانواده شهدا ریخته ‏بودند جلوی زندان. علت آنکه این پرونده هم ثبت شده بود، این بود که کسی به اینها را گفته بود که آقای حمید .یزدی ‏چطور اینهمه چوب را به تاراج می‌برد و ما که یکی دو تا یا چند تا هیزم و چوب برداشت کرده‌ایم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌اید؟ بعد از آن بود که دیدند دارد مشکل می‌شود، آنها را آزاد کردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و یک موقع دوستان اطلاعات به ما نگویند که آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادی و اینها ‏طبقه‌بندی دارد و چه و چه، اسنادش را هم داریم.‏

 

آقای م.ی از این دست کارها در کارهای قضایی می‌کند، حالا یک وقتی بر اثر فشار مردم [عقب نشینی هایی ‏صورت می گیرد] چطوری است فشار مردم؟ اینطوری [که بالا گفتیم]…‏

 

زیتون:اینهاشایعاتی است که ازقبل درسطح جامعه بوده است واتهاماتی است که باید دردستگاه قضائی توسط قضات شجاع به اثبات برسد تاجرم محسوب شود درهرحال ظلم هائی که شیخ محمدیزدی خذلهم الله درردصلاحیت یاران امام درانتخابات خبرگان ومجلس هشتم کردحقش بود که خدا رسوایش کند ومزدش راکف دستش بگذارد که آنرا هم توسط فردی همجنس خودش افشاکرده که لایقش باشد چون ازافرادحزب اللهی خط امامی اگرمی گفت اورا اذیت میکردند وسزاوارنبودعدل خدایعنی همین.

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

قلب دختر(دلتنگیهای آدمی - مرضیه)

قلب دختر از عشق بود ، پاهایش از استواری و دست هایش از دعا ،

 

اما شیطان از عشق  و استواری و دعا متنفر بود.

 

پس کیسه ی شرارتش را گشود و محکم ترین ریسمانش را به در کشید .

 

ریسمان ناامیدی را؛

 

نا امیدی را دور زندگی دختر پیچید، دور قلب و استواری و دعاهایش؛

 

نا امیدی پیله ای شد و دختر ، کرم کوچک ناتوانی.

 

خدا فرشته های امید را فرستاد تا کلاف نا امیدی را باز کنند، اما دختر به

 

فرشته ها کمک نمی کرد.

 

دختر پیله ی گره در گره اش را چسبیده بود و می گفت: نه باز نمی شود،

 

هیچ وقت باز نمی شود.

 

شیطان می خندید ودور کلاف نا امیدی می چرخید.

 

شیطان بود که می گفت: نه باز نمی شود، هیچ وقت باز نمی شود.

 

خدا پروانه ای را فرستاد تا پیامی را به دختر برساند.

 

پروانه بر شاخه های رنجور دختر نشست و دختر به یاد آورد که

 

این پروانه نیز زمانی کرم کوچکی بود گرفتار در پیله ای.

 

اما اگر کرمی می تواند از پیله اش به در آید ، پس انسان نیز می تواند.

 

خدا گفت : نخستین گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های دیگر را؛

 

دختر نخستین گره را باز کرد........

 

و دیری نگذشت که دیگر نه گره ای بود و نه پیله ای و نه کلافی.

 

هنگامی که دختر از پیله ی نا امیدی به در آمد ، شیطان مدت ها بود که گریخته بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط مرضیه | 

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

فرقه مصباحیه

سیدعلی اکبرمحتشمی پورعضومجمع روحانیون مبارزتهران بمناسبت سالگردامام باعنوان فرقه مصباحیه (محمدتقی مصباح یزدی)ازمخالفین امام که درزمان جنک منافقانه قدم به جبهه نگذاشت وشاگردان وهوادارانش رابه درون دادگاه ها وحفاظت اطلاعات سپاه وحوزه نمایندگی درسپاه برای تسخیراین نیروی مسلح نفوذداد گفت:افرادی [مثل مصباح]که امروزدرمیان پایگاه های نظامی حضورم‍ی یابند وافکارخودرابه نام افکارامام به جوانان[که تازه واردسپاه شده اند وامام راندیده اند]القامیکنند یک ذره به تفکرامام ایمان نداشته ،ندارند ونخواهند داشت.

وی گفت امام جوانان راسرمایه های انقلاب وکشورمیدانست درحالیکه شما[مصباح]آنهاراافرادی منحرف ،بی دین، وهرزه معرفی می کنید.

محتشمی پورگفته:امروزافرادی [که لعنت خداوملائکةالله ومردم برروح خبیث پدران وسینه کثیف مادرانشان باد]مطرح میکنند که باید بساط جماران(سیره امام)برچیده شود.یعنی بساط کسانی که یاران امام بودند وهروقت اشکالی می بینند وفضای جامعه را به زمان امام می برند.

توضیح:

این روش برچیدن سیره امام  بیشترتوسط  شیوخ شورای نگهبان بخصوص شیخ محمدیزدی درردصلاحیت یاران امام مثل ردصلاحیت مجید انصاری درمجلس خبرگان وامثالهم ونوه های امام صورت می گیرد. اخیراعلاوه برروحانیون اصیل طرفداراسلام امام خمینی برخی روحانیون جناح اصول گرانیزموردتهاجم راست افراطی (رایحه خوش خدمت)توسط عباس پالیزدارنامزدرایحه خوش خدمت درانتخابات سوم شوراها قرارگرفته اند پالیزدار23/3/87توسط قوه قضائیه به اتهام فساد مالی وتهمت به روحانیان دستگیرشده است .

زیتون: انشاالله ماهم مثل فاطمه زهراوحضرت علی وامام حسن وامام حسین ویارانش که بدست فرقه هائی چون فرقه مصباحیه زمان خودشان شهید شدندشهیدشویم.

حسن روحانی نماینده آیت الله خامنه ای درشورای امنیت ملی نیزگفت:عده ای بی ریشه یاران امام خمینی راآماج تهمت قرارمیدهندوادعامیکنندصبحانه باامام زمان خورده اند!!!؟این برای خارج کردن علماء ازصحنه است.امام باعوام فریبی وخرافات وبازیگری وادعای دروغین ارتباط باامام زمان مخالف بود. کارگزاران19/3/87

سازمان سادات مکرم مجاهدین انقلاب اسلامی ازسخنان محتشمی پورحمایت کرد :قرآن پژوه گرامی محسن آرمین سخنگوی این سازمان گفت روزنامه های رسالت ،ایران،کیهان که سازمان یافته علیه محتشمی پورنوشته اند حرف منطقی نداشته وفحاشی کرده اند.وی گفت افرادی که به یاران امام مشهورند هروقت افکارامام را بیان کرده اند موردتهمت قرارگرفته اندمثل رفسنجانی وقتی نامه امام رادرموردپایان جنگ یابیان امام درباره پایان شعارمرگ برآمریکا رابیان کرد[توسط کیهان و...]موردتهمت قرارگرفت یاصانعی وقتی سخنان امام رابیان نمودیاسیدحسن خمینی نیزوقتی به بیان امام درموردعدم دخالت سپاه درانتخابات رابیان کردچگونه حرمت بیت امام رافرونهادندوآنچه لایق فرقه مصباحیه بودعلیه ایشان نوشتند.وی گفت:فرقه مصباحیه واهمه دارند نسل جوان متوجه شود افکارامام غیرازآن است که درتبلیغات رسمی گفته میشود»

واکنش فرقه مصباحیه به اظهارات محتشمی پور:

سایت اصلی حامیان دولت (رجانیوز)مدیرمسول روزنامه کیهان حسین خان شریعتمداری که مانند اعضاء سازمان اطلاعات رژیم اشغال گرقدس"اسرائیل"دروغ به هم می بافد تایاران امام راترورشخصیت نماید.روزنامه دولتی ایران که زیرنظروزارت ارشاداست وروزنامه حامیان دولت بنام رسالت وسایت الف (احمدتوکلی)فاطمه رجبی همسرسخنگوی دولت ،ازفرقه مصباحیه حمایت کرده وزبان به ماتحت مصباح کشیدند.

مصباح یزدی ازمنافقینی است که زمان امام مخالف تشکیل حکومت درعصرغیبت بوده وزمان امام باراهنمائی اربابانش آمریکا وتفاله های آنها بصورت خزنده سعی کرد هوادرانش رادرنهادهای حاکمیتی نفوذدهد وباکنارزدن یاران امام پس ازرحلت اواستالین انقلاب شود.

این فرقه بعدازخوارج درتاریخ اسلام که شکم زن حامله رابرای امربه معروف میدریدند بی حیاترین فرقه ضاله می باشد اگرکتاب های نوشته شده توسط موساد سازمان جاسوسی اسرائیل رابخوانیم دقیقامتوجه میشویم راه آنهارادرتهمت زدن به کشورها وافرادمؤثرکشورها می روند ودروغ می بافند تابه اهداف خودبرسند که نمونه اش همین اظهارات حسین شریعتمداردرمتهم کردن یاران امام وپالیزداردرمتهم کردن 40نفرازسران جناح اصولگرامی باشد.رویشان سیاه وخذلان خدابرآنان باد اللهم اخذل الکفاروالمنافقین .اللهم خذل مقدسین الاحمق بحرمة محمدوآل محمد.

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیدحسن خمینی:

درصورتی صادقانه به امام می توانیم بگوئیم پیرواوهستیم که پای بند به وجه دین داری اوباشیم.

وی گفت:جای دین داران درپستوها نیست. نماد دین داری ائمه معصومین وفاطمه زهراهستندودررأس آنهارسول الله.علی عارف به رسول خداوعرصه جهادبودنه عارف بیغوله ها.(سالگردامام14خرداد)

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

اشرف بروجردی نوه امام:

برخی [دولتمردان نهم وطرفدارانش]فقط عنوان تدین راحمل میکنند.(آفتاب یزد15/6/86)

وی شجاعت دربیان گفته ها رایکی ازویژگی های نماینده مجلس بیان داشته اند.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

دختران برای بوسیده شدن مرگ راانتخاب کردند!(2)

درقسمت اول،به نظرقاضی دادگاه اشاره شدکه گفته بود دختری که توسط دوست پسرش که پول داربودکشته شد بارهابه اوکتک زده بوداوبه خاطرپول رابطه اش راقطع نکرده بودکه گفتیم خیر!

ودرذیل زن دراشعارفردوسی گفتیم دختران برای بوسیده شدن می میرند:

22/2/87 مرد53ساله دراصفهان ، دختر17ساله اش راکشت وی گفت دامادم که دختردیگرم راطلاق داده بوداین دخترراربوده وپس ازچندروزآزادکرد ولی مجددمزاحم اومی شد می دانم دخترم فریب حرفهای اوراخرده بود. به دخترکتک زدم . گفت من چه کارکنم؟!حرفمان به دهان مردم افتاده بود دیگرنمی توانستم برای نمازجماعت به مسجدبروم. درنتیجه به دخترم گفتم یکی ازمابایدبمیریم .دخترم داوطلب مرگ شد وشب درحضوراعضاء خانواده برای حفظ آبرویم اوراخفه کردم/کارگزاران

این حرف پدراوکه خودش داوطلب مرگ شد دردادگاه برای دفاع ازخودش است وقابل اعتبارنیست.والاشب درخواب اورانمی کشت.پس دختران برای بوسیده شدن می میرند.

*** ازطرفی ازبعدموقعیت پدرمی توان گفت استرس یعنی این!!!

به جای اینکه مزاحم راپای میزمحکمه بکشد دخترش رادریک فشارعصبی قربانی بی تحملی خودش میکند.

خودکشی ودیگرکشی یعنی فراتررفتن محیط ازتحمل فرد.یعنی ازدست دادن کنترل خودروی موقعیت،یعنی نتوانستن موقعیت رامدیریت کردن وتصمیم قانونی وعاقلانه گرفتن.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

فتنه اهل جمود

منتظرکوچولوی عزیز،فرازی ازسخنان شهیدمظلوم دکترشریعتی راآورده که علی صلواة الله علیه دوگونه درد داشت:
«یک درد ، دردیست که از زخم شمشیر ابن ملجم بر فرق سرش احساس می کند،
و دیگر دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است . ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند.
اما درد علی این نیست. دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده، تنهایی است که ما آنرا نمی شناسیم
که علی درد شمشیر را احساس نمیکند ، و ما
درد علی را»

آری ، این درد را اهل جمود یابه تعبییرشهیدمطهری «زاهدان احمق» ویابه تعبیرامام «دژخیمان بصورت مسلمان ومقدس نماهای بدترازکفار» به جان علی چشانده بودند.امروزهم ازهمان سنخ افراد پیدامی شوند که دل فرزندان علی ، چون سیدمحمد خاتمی ومعصومه ابتکاروسایرفرزندان خمینی کبیررا اینگونه به درد آورند.یا امثال علی اشراقی نوه امام را ردصلاحیت کنند.بشنویم این قصه را ای دوستان ازلینک ابتکارسبز(خانم ابتکار):

به حق چیزهای ندیده ونشنیده. چه حرف ها که آدم نمی شنود و چه چیزها که نمی بیند. البته ما نسل بچه های انقلاب شاید خیلی بیشتر از سایر نسل ها پدیده های عجیب و غریب دیده باشیم که اتفاقا با گذشت سال ها تمامی هم ندارد.

 

مثلا این سلسله تخریب هایی که توسط آدم های مختلف و مدعیان ارزش گرایی صورت می گیرد تا دیگران را از میدان به در برد، هر روز رنگ و بوی تازه  تری پیدا می کند. این روزها یک آدمی پیدا شده و حتما درباره او شنیده اید که در جمعی دانشجویی در موضعی به طرفداری از دولت خیلی ها را قلع وقمع کرده. این بنده خدا حتما هم نظر سویی که نداشته، بلکه با مقاصد بشردوستانه! و از سر تکلیف! این همه تهمت و افترا زده ... اجرش با خدا ...

جالب اینست که حرف های او چگونه خوراک رسانه های بیگانه شده و بهانه خوبی به دست آنها داده تا از حرف هایی که صحت و سقمشان معلوم نیست چماقی بر سر انقلاب درست کنند. شنیدم VOA  خیلی با آب و تاب افشاگری های او را به عنوان یک طرفدار دولت پخش کرده  و خلاصه ماجرایی درست شده که می بینید و می شنوید. 

اگر چه، یک سری اتفاقات طبیعی است. یعنی وقتی که مدت هاست صدای خرد شدن اعتبار و آبروی شخصیت ها و مومنین را کسی نمی شنود، ظهور این  پدیده های خارق العاده  هر روز بیشتر و بیشتر شود و دامن همه را بگیرد. مثل همین پدیده جدید – نمی دانم پالیزبان، پالیزدار، پالیز چی-  که تمام نزدیکان به دولت را به صرافت انداخته تا از وی  برائت جویند. یعنی آش اینقدر شور شده است که دیگر معلوم نیست کی طرفدار کیست.

البته این عوارض اوضاعی است که در آن اگر یک عده ای بخواهند حرفی بزنند یک دفعه با شاکیان حرفه ای  روبرو می شوند تا زبانشان را جمع کنند و در مقابل یک عده دیگر برای هر گونه قضاوت و تخریبی آزادند. در این اوضاع،  کم کم همین طوری می شود دیگر. جای تعجب ندارد. 

راستی یادم نرود. یک پدیده دیگر هم این روزها پیدا شده که آقای ابطحی کشفش کرده (ببینید: www.webneveshteha.com   ).

یکی از پژوهشگران تازه به دوران رسیده روزنامه کیهان که معلوم نیست تا حالا کجا بوده، در یک مدرسه علمیه در قم که می گویند منتسب به طیف آقای مصباح است، آسمان و ریسمان را به هم تابانده تا اثبات کند که طرح گفت و گوی تمدن های آقای خاتمی ریشه در جلسه فراماسون های مشهور به بیلدربرگ دارد.

این جلسه  در سال 1999 از سوم تا ششم ژوئن در پرتغال برگزار شده و این عنصر کیهانی مدعی شده که من هم دراین اجلاس همراه آقای خاتمی بوده ام. سفر هم محرمانه بوده و هیچکس در دنیا، نه داخل و نه در سطح بین الملل (البته به غیر از این مدعی نابغه) از سفری که توسط یک رییس جمهور و یک معاون رییس جمهور صورت گرفته مطلع نشده است. عجب مهارتی ما در مخفی کاری داشتیم که خودمان هم تا حالا نمی دانستیم.

اما راستش، من هر چه در ذهنم گشتم به یاد نیاوردم که برای یک بار هم شده پایم به پرتغال رسیده باشد. حتی اسم بیلدربرگ هم برایم خیلی آشنا نبود. شنیده ام که آقای خاتمی هم تا حالا به پرتغال نرفته اند. در تمام دوران مسئولیتم فقط یک بار در یک سفر خارجی، آن هم به افغانستان (پس از شکست طالبان) با ایشان همراه بوده ام. تازه، روزهای سوم تا ششم ژوئن ایام روز جهانی محیط زیست است که من همیشه در تهران مشغول آن بوده ام.

باز هم گفتم سری به سایت بیلدربرگ بزنم. دیدم نه، مثل اینکه این بنده خدا نه تسلط کافی به صحت و سقم منابع خبری داشته و نه تسلط به زبان انگلیسی. چون در آن سایت هم مطالب مستندی وجود ندارد. فکر کنم این آقا از قدرت تخیلی بسیار قوی برخوردار است.

به هر حال وقتی کسی نیست که از حیثیت یک شخصیت بارز چون خاتمی که حداقل 8 سال دراین نظام مسئولیت ریاست جمهوری را داشته دفاع کند، یک آدم مجهول الهویه هم می تواند چنین ادعاهایی داشته باشد. اگر چه این جور پدیده ها باید قویا این احتمال را در نظر داشته باشند که در محاکم قضایی می توان نسبت به اتهام زنندگان، تظلم خواهی کرد و کذب بودن ادعا را هم به راحتی ثابت نمود.

تازه یک نکته دیگر را هم کشف کردم. شرکت در اجلاس بیلدربرگ به قبل از انتشار کتاب تسخیر باز می گردد. نکند نگارش خاطرات ماجرای 13 آبان و چاپ آن در کانادا و روشن کردن ابعاد دخالت های امریکا در ایران هم به زعم این پدیده نابغه – آقای افضلی نژاد را می گویم - حاصل توصیه فراماسونرها در آن اجلاس کذایی به اینجانب بوده ... عجب کشفی کردم. خودم هم نمی دانستم.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

صنعت ایهام(4)

انداختن

این هفته کارگریکی بودیم ، بالای درخت میوه می چیدیم، یکی اومد گفت یکی می چینید یکی می خورید!فی البداهه گفتم یکی هم می اندازیم(نه اینکه سکس انجام می دهیم چون خانم هامون هم بودند.اون به جای خودش همه که می رفتند عجب صفائی داشت سکس درفضای بازباغ، بی جهت نیست شاعرگفته خداهفت آسمان بازراآفریدش، ولی مردم قفس راآفریدند تنوع عجب چیزی است مقاربت ونزدیکی درفضای آپارتمان که مثل قفس است باسکس درفضای بازلذتش متفاوت است کاش همسران جوان میتوانستند وسیله نقلیه داشته باشند وهفته ای یک مرتبه درفضای بیرون ازمنزل باهم سکس داشته باشند تا زندگی به کامشان شیرین ترشود.)منظورمان این بود که میوه ازدستمان می افتد گاه شاخه های خشک رامی بریدیم ومی انداختیم گاه ظرف میوه بندش پاره میشد ومی افتاد گاه اره راپس ازاتمام کارازبالا می انداختیم خلاصه بندازبندازبود.

بالاتنه وپائین تنه

یکی ازجوانان مجردکه با یک متأهل میوه یک درخت رامی چیدند ودربالابود به متأهل گفت گَلُ پرش(پائین تنه)اش مال تو بالاش (بالاتنه اش)مال من.دوباره شیطونی ماگل کرد به متأهل گفتیم درست میگه .اونهم تکرارکردوخندید.ولی مجرد دوریالی اش نیفتاد.وای که چه لذت داره برخی اوقات یه 69انجام دادن(زن برعکس روی همسرش،سرزن به طرف پاهاولیس زدن)

تقوی

خیلی مراقبت میکردیم میوه های سالم واردجعبه هاشود وبرگ درخت ومیوه خراب واردنشود

بلبل

یک کودک دوره ابتدائی بود.مکررهفل هشتا(7ضربدر8)پنجاولشتا،رابرایمان میخواند.تازه ضرب یادگرفته بودبرایش جذاب بود.

تراکتور

یک کودک چهارساله بودمکررصدامیکردوموقع آرامی اش هم نان خشکی وجیغ وشادی و...راداشت ازبس صداکرده بود مجردها هم اعتراض کردند وقرارشد روزبعد اورانیاورد.

اعصاب سنج:

سروصدای بچه ها

میزان تحمل مادربرابرسروصدای اضافی آنها نشانده میزان سلامتی عصبی ماست برخی زود ازکوره درمی روند وبچه ها راناراحت میکنند.

خودرو

برخی افراد یه کم که راننده تند می راند سفارش میکنند یواش!مراقب باش. اینها خرابترین اعصاب را دارند ومعمولا اگرآنها رانشناسیم میتوانیم حدس بزنیم ازاون قرص های بد اعصاب مثل فولوکسیتین مصرف میکنند یاباید مصرف کنند البته غذای جایگزین آن عسل است که پیغمبرفرمود :نشاط می بخشد(العسل یسر)

بدبینی بچه

برخی بچه ها ازسن سه الی چهارسالگی بدبین هستند اگرمامانشان ازلیوان آب نوشیده باشد اینها میگویند باید لیوان رابشوئی یا ازلیوان دیگرآب به مابدهی اینگونه بچه ها کم خون هستند که معمولا هم اعصابشان ناراحت است ودرسنین جوانی به دیابت ، وسواس ودیگراختلالات روان تنی مبتلامی شوند.

شیرآب

اگرشیرآب ظرفشوئی چکه داشت وما ازصدای چکه آب احساس کردیم کسی داخل سرما می زند این دلیل برکمبود ویتامین ب بدن وخرابی اعصاب است که باید بیشترنخود ، تخم مرغ رسمی(مرغ علف خوار)وزیتون ...استفاده کنیم.

درمان کمردرد

صبح یک روزکه بالای درخت کارمیکردم تاچاشت کمرم خیلی درد می کرد.چاشتی نان پنیربود من نخوردم نان پیازخوردم.بعدازچاشت کمردردم خوب شد احساس کردم اثرپیازبوده بدلیل باز.

پیغمبرمی فرماید «پیازموی سررابراق میکند.خستگی را می برد وسیاهی رنگ چهره رامی زداید».آب کمرمردراافزایش میدهد.اسید آن کم وبازش بیشتراست.

سه شاکی

درقیامت سه گروه ازانسان شکایت می کنند ؛«مساجدی که درهمسایگی انسان باشد ولی درآن نمازنخوانیم،قرآنی که درمنزل باشد ولی آن رامطالعه نکنیم، عالمی که ازعلمش استفاده نشود»

عالم واقعی پیغمبروامامان معصوم وفاطمه زهرامی باشند که شاهدبراعمال ماهم هستند.آیا ما ازعلم آنها استفاده میکنیم؟ آیابه جای نمک زدن به دهان قبل وبعدغذابرای پیشگیری ازگلودرد ودل درد ودندان درد به سخن پیغمبرعمل میکنیم ؟!یا بعدازگلودرد اسکپستورانت را با حرص وولع میل می کنیم؟ آیا برای زیبا شدن چهره پیازخام استفاده می کنیم یا سبزی با غذا میخوریم یا ازکرم ها وجراحی زیبائی استفاده می کنیم ؟ آیا برای زیبا شدن چهره خودمان روغن زیتون میخوریم؟؟؟ که باید بخوریم یانه بیشترقندوشکر وشیرینی که فشارآورنده به کبدهستند ورنگ چهره راکدرمیکنند استفاده می کنیم؟

آیا معصومین ازما شکایت نخواهند کرد!!!؟ پناه برخدا ازدست رفتارهای غیرعلمی خودمان.

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

چرامردم قفس راآفریدند!

چرا مردم قفس را آفریدند؟

چرا مردم قفس را آفریدند؟

چرا پروانه را از شاخه چیندند

چرا پروازها را پر شکستند؟

چرا آوازها را سر بریدند؟

 

پس از کشف قفس ، پرواز پژمرد

سرودن بر لب بلبل گره خورد

کلاف لاله سر در گم فروماند

شکفتن در گلوی گل گره خورد

 

چرا نیلوفر آواز بلبل

به پای میله های سرد پیچید ؟

چرا آواز غمگین قناری

درون سینه اش از درد پیچید؟

 

چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت؟

چه شد آن آرزوهای بهاری

چرا در پشت میله خط خطی شد

صدای صاف آواز قناری؟

 

چرا لای کتابی ، خشک کردند

برای یادگاری پیچکی را ؟

به دفترهای خود سنجاق کردند

پر پروانه و سنجاقکی را ؟

 

خدا پر داد تا پرواز باشد

گلویی داد تا آواز باشد

خدا می خواست باغ آسمانها

به روی ما همیشه باز باشد

 

خدا بال و پر و پروازشان داد

ولی مردم درون خود خزیدند

خدا هفت آسمان باز را ساخت

ولی مردم قفس را آفریدند

http://www.deltangihayeadami.blogfa.com/ مرضیه

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٧ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

مدینه

مدینه! دلم برای لحظه لحظه های با تو بودن تنگ است ...

 

 

مدینه! شهر عزادارِ مرد اقیانوس! دقیقه های غم انگیز و سرد بی فانوس!

کجاست مرقد گل‏های پرپرت ای شهر؟ ! بگو چه آمده از غصه بر سرت ای شهر؟ !

بهار پشت درت را کجا کنم پیدا؟ مدینه! زمزمه کن سوگنامه هایت را

کجاست رهگذر کوچه‏های هاشمی‏ات؟ ! بگو چه می گذرد بر عزیز فاطمی‏ات؟ !

مدینه! پنجره هایت چقدر غمبارند چقدر آینه‏هایت گرفته و تارند

به صحن آینه بندت چقدر نزدیکم به آسمان بلندت چقدر نزدیکم

هوای پنجره هایت هنوز بارانی است‏بهشت گمشده‏ات رو به روی دریا نیست؟ !

شب است و آمده ام تا ستاره‏ات باشم کنار روشنی ماه پاره‏ات باشم

به لحظه های غریبت چقدر محتاجم به عطر روشن سیبت چقدر محتاجم

بگو که این همه عاشق مگر چه می‏خواهند؟ غریب و مویه کنان پشت‏در چه می خواهند؟

مدینه! تا گل خورشید چند فرسنگ است؟ ! برایم از غم زهرا بگو! دلم تنگ است!

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٧ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

السلام علیکِ ایتهاالفاطمة الشهیده

وقتی نمازمان تمام می شود روبه مدینه ونجف وکربلا می گوئیم السلام علیکَ یارسول الله، السلام علیک یاامیرالمؤمنین السلام علیکِ یافاطمه ....السلام علیک یابقیة الله وعلی آبائه ورحمة الله وبرکاته.

وقتی واردقبرستان می شویم می گوئیم السلام علی اهل لااله الاالله بخصوص اگرازبستگان مادرآنجاباشند آنراباسوزقلب میگوئیم.

آیا ما دیوانه ایم که به مردگانمان بازسوزقلب سلام میدهیم یامتحجریم!!!

خیر!

اگردیروزباوربه اینکه آنها سلام وکلام مارامی شنوند ورفتاروخیرات مارامی بینند سخت بود،حتی باشنیدن واقعیاتی ازتجربه بزرگانی چون صاحب تفسیرالمیزان علامه طباطبائی که می فرماید وقتی با همسرم به حرم حضرت معصومه میرفتیم سلام میدادیم پاسخ راهردوباهم می شنیدم.

اما

امروزه باتحقیقات دانشمند بودائی ، ایموتودرژاپن بااستفاده ازعلم امواج واثبات شعورآب، وتعمیم آن به سایرعناصراربعه مثل خاک و...پذیرش این موضوع آسان است.ماسمیع ایم وبصیریم وهوشیم باشما نامحرمان ماخاموشیم.

وقتی باپخش تلاوت قرآن برای آب چهره مولکولی آن بشاش وزیباترازهرچیزمی شود(تحقیقات خانم حمیده بیطرف) قطعا مولکولهای بدن پدربزرگان ومادربزرگان ما که مثبت اندیش ترازآب بوده بهترآنراادراک می نماید وارواح معصومین اولی ترازهمه چیزسلام مارا می شنوند ودربعدمعنوی فاصله مکانی وزمانی فاقدمعنی است.

پس وقتی به قبرستان می رویم زیبا برای مردگانمان قرآن بخوانیم باتلاوت خود ودیگران.

همه روزه هرآیه ای که میخوانیم به روح آنهاهدیه کنیم.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(قسمت پانزدهم)درمعاونت آموزش وزارت بهداشت

پدر، مادر،مامتهمیم!!!

ادعای مسلمانی داریم 14قرن ازروزی که محمد رسول خدا فرموداسترس ریشه همه بیماری هاست عقب هستیم برای دخترش فاطمه به حق می گریم انشاالله توفیق داشته باشیم همیشه بگرییم.اما!

ازهرکس می پرسی استرس چیست؟ می گوید فشاری است که سبب راندمان بیشترکاری ما می شود این تحجراست این تا25%قابل قبول است.اما... این قصه رابامن بخوان باقی فسانه ست:

آماربیمارهای روانی وروان تنی مثل دیابت ، اختلالات جنسی وطلاق وناراحتی قلبی، گواتر، ایدز، هیپاتیت، میزان مصرف داروسرماخوردگی ، ...چه می گوید!مگررسول الله نفرمودمنشأ بیماری هااسترس است!!!

ازبیماری ها که بگذاریم قتل های خانوادگی چه می گوید؟ مگردانش پزشگی نمی گوید کم خونی مادرهمه بیماری هاست!!!مگرمعاونت تغذیه همان وزارت درسال85نگفته 46000000کم خون درکشورداریم باگرانی های فعلی بخوانیم60میلیون.مگرنگفته 52000000نفرکمبودویتامین ب دارند و58000000کمبودکلسیم؟؟؟ پس چرامردم استرس رااینگونه تعریف میکنند!!!!!

استرس سرنوشت این دختر است مراقب فرزندان خودباشیم هرکوفتی دم دستمان آمد نخریم!

دختر20ساله ای که دراصفهان به کمک مادرش ، پدرخود رادرخواب بامیله کشته بود حکم قصاصشان صادرشد.دخترگفت «پدرم سبب ازدواج اجباری من شد جداشدم مرتب به من کتک میزد ومجددازدواج کردم ناموفق بودم اوسبب بدبختی من شد اوراکشتم»27-11-86روزنامه اعتمادملی.

شرایط 100%استرسی دختروهمسروشوهر+ کم خونی دخترودرنتیجه سردمزاجی (کاهش میل جنسی) اوکه جدائی درپی داشته و...

مگرمادری 2سال قبل فرزند5روزه خودرامثله نکرد؟

مگراولین فرزندکشی خردسال ازیک پزشگ داروسازدررشت نبود؟

مردی 28/11/86دراسلامشهرتهران پس از4سال طلاق دختر8ساله اش راازچنگ همسرش درآورد به مجلس عروسی بردودربین مجلس خارج شد ودرحمام منزل دخترراخفه کرد پس ازدستگیری گفت دچارناراحتی اعصاب شده بودم.نمیخواستم مثل مابدبخت شود.

مگربرخی روان شناسان نمیگویند اعتقادبه بخت وشانس درحدشرک است؟آیامدیریت حوزه علمیه قم به حرف های رسول الله یومن ببعض و یکفرببعض است یا اخلاق پزشگی فقط تفکیک جنسیتی بیمارستانهاست؟

18/11/86زن21ساله دراصفهان به دلیل اختلاف باشوهرش اورادرحضورفرزند چهارساله اش باکارد به قتل رساند.

17/11/86زن روانی قتل شوهرش راکه درحادثه واژگونی موتورسیکلت فوت کرده بودبعهده گرفت و3سال ونیم درزندان بود که قاضی پس ازتحقیقات آزادش کرد.

15/11/86زن 46ساله درتهران به دلیل اختلاف باشوهرش که پسرعمویش هم بودباکارداوراکشت همسرش مدام ایرادمیگرفته ازجمله درآن روزبه شستن ظرفها که سروصدایش مزاحم خوابش بوده ایرادگرفته.

21مردفیلم نامه نویس 60ساله درتهران به علت اختلالات عصبی برادر55ساله اش راکه هیپاتیت داشت حینی که میهمان خواهرشان بودند وازآنهامراقبت میشده درفرصت پیش آمده کشت.

20/11/86زن 21ساله درشیرازبه علت ناراحتی اعصاب دخترسه ساله خودراکشت وپسر8ساله اش رامجروح کردکه بااطلاع به موقع به پدرش وورودپلیس پسرازمرگ نجات یافت.

20/11/86زن 36ساله ای که درکرج شوهرش راباگوشت کوب کشته بودباگذشت پسر20ساله خودازقصاص نجات یافت.

حکم قصاص مردی که درکرج شوهرهمسرمطلقه اش راکشته بودصادرشد.

پرونده همسردوم فوتبالیست محمدخانی ،به اتهام قتل همسراولش مجددرسیدگی میشود 27قاضی آنراخوانده 20قاضی اوراقاتل دانسته و7قاضی فرددیگری راقاتل اصلی دانسته اند.

25/11/86مردی درژاپن مادر85یاله خودوهمسر49ساله خودراکشت دستان پسرش راقطعه قطعه کردوخودکشی نمود.

28/11/86جنازه آجین شده زنی که احتمالابه دلیل ناموسی کشته شده درتهران کشف شد.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

رفتارها عادت میشوند

امام علی :

مواظب رفتارت باش به عادت تبدیل می شود.

فراموش نمی کنم درکودکی مادرم نکته ای فرمود که مراقب باش این رفتارت عادت میشود که همیشه درذهنم هست.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ارزش صداقت نزدایرانیان وپاداش آن

غلامعلی رجائی نویسنده زندگی نامه 6جلدی امام خمینی:

یک خبرنگارخارجی گفت «هم درحین ورودامام به ایران که بااستقبال 5میلیونی بود درایران بودم وهم موقع رحلت امام که با بدرقه 10میلیون نفری بود.این محبوبیت فقط به خاطرصداقت(یکرنگی واخلاص) امام بود»

پاداش صداقت؟

امام می فرماید: فدای تک تک مردم ایران بشوم.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

صدورانقلاب

درپی تفسیرصدورانقلاب توسط خاتمی ، رهبری نیزدر14خرداد درحرم مطهرامام برمواضع خاتمی مهرتأیید زد ویک باردیگر مهرابطال براندیشه های کیهان و77نماینده مجلس هفتم زد درنتیجه صدورانقلاب مبنی برالگوسازی مهرتأییدخورد .

امام خمینی:

«جمهوری اسلامی برای همیشه حامی وپناهگاه مسلمانان آزاده جهان است ...وآنان رابه مبانی عقیدتی وتربیتی اسلام وهمچنین اصول وروشهای مبارزه علیه نظامهای کفروشرک آشنا می سازد»(ج21ص91صیحفه امام)

روش امام درمبارزه استفاده ازکلام بوده واجازه حمل اسحله وتروربه هیچکس نداده اند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

هدایت

اهدناالصراط المستقیم/قرآن

امام علی:

مشورت ورایزنی بادیگران عین هدایت است.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ذوق

سیاست خوب است (تدبیروبکارگیری عقل است)سیاست زدگی بداست(عاطفی بودن وغیرعقلانی بودن است)

ذوق خوب است ذوق زدگی بداست.

روزی که احمدی نژاد رئیس جمهورشد حدادعادل ذوق زده باسخنانی نابجا ازاواستقبال کرد بطوریکه هم فراکسیونی اومیرمحمدی گفت شما حق داشتی ازاوحمایت کنی اما حق نداشتی به رفسنجانی جسارت نمائی.

ذوق زدگی آنروزسبب شد وظیفه اش رابعنوان نماینده درست انجام ندهد وغم زدگی امروزش که برای ریاست مجلس به اورأی ندادند درپی داشته باشد وروزافتتاح مجلس غم زده روی صندلی به تصویرش کشیدند.

فاعتبروایااولی الالباب.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ارزش سیرکردن گرسنه

ارزش سیرکردن گرسنه برابردین داربودن است.

ارأیت الذی یکذب بالدین...ولایحض علی طعام المسکین/قرآن

امام خمینی: «ماباید درارتباط بامردم جهان ورسیدگی به مشکلات ومسائل مسلمانان وحمایت ازمبارزان وگرسنگان ومحرمان با تمام وجودتلاش کنیم»

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

بخشی ازگزارش خانم ابتکارازجلسه دانشجویان درجماران:

سخنران آخری از جمع دانشجویان، آقای اوحدی بود. مهم ترین فراز صحبت او این بود که امام ایران را از شبه طالبانیسم و تحجر نجات داد. البته اکثر سخنرانان به موضوع تحجر و خرافه اشاره داشتند.

در میانه برنامه  علی  آقای خمینی  هم  از  راه  رسید. همان  علی  آقایی که  عکس های دوران  کودکی  اش با  امام بسیار  معروف  است. او  حالا  روحانی جوانی است  که این روزها خبر دامادی اش شنیده می شود.

نوبت به حسن آقا که رسید ابتدا درخواست فاتحه ای برای امام و شهدا کرد و سپس درخواستی برای کنار کذاشتن دوربین های موبایل و گفت آخر جلسه با هم عکس می گیریم. او گفت می خواهم این جمله را تکمیل کنم که نه تنها امام ایران را از شبه طالبانیسم نجات داد بلکه چون نتیجه طالبانیسم گسترش بی دینی و ارائه یک چهره غیرعقلانی از دین است می توانیم بگوییم امام کشور را از بی دینی نجات داد.

حسن آقا به تشریح مفهوم تحجر پرداخت و توضیح داد آن چیزی که با عقل و شریعت همخوانی نداشته باشد و با سنت های پذیرفته شده جامعه نیز مغایر باشد، تحجر است.

او ضمن تشریح این مباحث و تاکید بر نگرانی امام از غلبه متحجرین به دو نکته جالب اشاره کرد. یکی اینکه امام برخلاف برخی رفتارهای به اصطلاح دینی، اصول تربیتی را مراعات می کردند. مثلا هیچگاه بچه ها را به زور برای نماز صبح بیدار نمی کردند. جلال آل احمد یک جایی گفته بود پس گردنی هایی که پدرم برای نماز صبح به من می زد باعث دین زدگی من شد.

نکته دیگر از قول مسئولینی بود که ارتباط نزدیک با امام داشتند و از ایشان نقل می کرد که شما مسئولین ببینید هر کاری می کنید اگر لازم بشود چند دقیقه بعد آن کار را با مردم در میان بگذارید، آیا می توانید به آن کار ادامه دهید. 

اینجا بود که یاد 3 میلیارد بودجه شهر تهران افتادم  و ...

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

آینه جمال

فاطمه سلطانی طباطبائی عروس امام درمقدمه کتاب آینه جمال(نامه های عرفانی امام)آثارامام راکلمات طیبه ای توصیف کرده که درهرزمانی ازنوبه بارمی نشینندوثمرمیدهد

ایشان فرموده محورها وویژگی های عرفان امام راچنین بیان کرده اند(فهرست):

فطرت گرایی(فطرت الله التی فطرالناس علیها)

تفکیک ناپذیری عرفان وقرآن وسنت الهی

شریعت گرایی(انجام واجبات وترک حرام)

جامعه نگری(پرهیزازگوشه گیری واهتمام به امورمسلمین ، من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم)

خانواده گرایی(تشکیل خانواده وانجام وظایف واحسان به والدین وذی القربی،احترام به مادربیش ازپدر،تربیت معنوی فرزندان «قواانفسکم واهلیکم نارا»

اصالت وتقدم مبارزه باانانیت (خودخواهی) حب الدنیا رأس کل خطیئه

اصالت وتقدم رعایت اخلاق براموردیگر(اخلاص داشتن وپرهیزازعجب وریا)

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(قسمت چهاردهم) تعریف تحجر

حضرت حجة الاسلام حاج سیدحسن خمینی شنبه شب درجماران درجمع جوانان فرمود:هرچیزی که دلیل عقلی یاشرعی مسلمی برآن نداریم راباید تحجربنامیم .

هرچیزی که عقل مسلم برآن نداریم یا به تعبیری نقل قطعی وحجتی برآن نداریم به عنوان تعریف پایه تحجربپذیریم.

وی فرمود: اگرکسی به امام نمی گفت مرا برای نمازصبح بیدارکن ، او را برای نمازبیدارنمی کرد وعنوان می نمود نه دلیل عقلی مسلم ونه دلیل شرعی داریم عالم خواب تکلیف ندارد.

وی بااشاره به دفاع برخی ازخزینه دربرابردوش حمام افزود: مقابله با این مطلب به اسم دین نیست وکسانی که سنت رادوست دارند حق دارند ازآن دفاع کنند. دفاع ازسنت یک حق طبیعی است والحمدلله فیلسوف بزرگی هم دارند!واخیرادفاع ازسنت مدشده .

ایشان فرموده اند: بسیاری ازسنت ها هست که ما به آن پای بندهستیم مثل نوروزکه سنت ایرانی است.دفاع ازسنت ها باید باادبیات خاص خودش ومسیرخودش وتیغ وکلام وبرهان خودش باشد...بسیاری ازآداب دینی با سنت ومدرنیسم سازگاری دارد وبسیاری ازآداب دینی نیزمی تواندباسنت به ستیزه برخیزد کمااینکه بابسیاری ازآداب دنیای مدرن نیزمی تواندبه ستیزه برخیزد. اگرماازسنت ها بدین جهت دفاع کنیم که دینی هستنداین ظلم است واجحاف درحق دین است.

وی دین اسلام را دینی توانمند اعلام کرد که همه اقوام وفرهنگ های مختلف باتمسک به آن سنت های خودراحفظ کرده اند.

منبع کارگزاران13/3/87

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(قسمت سیزدهم)

تحجر(قسمت سیزدهم)مخالفت با به روزشدن ابزاروتشکیلات ورابطه باگروه های متحجر

حجر؟ یعنی سنگ(چیزی که خیلی سفت است وهیچ انعطافی ندارد ونرم نیست)

تحجر؟ یعنی سنگواره ،کسی که افکارش چون سنگ سفت است سختگیرمی باشد وبی جهت به همه چیز وهمه کس گیرمیدهد وبهانه بنی اسرائیلی وغیرقانونی میگیرد.

پدیده ها سه نوع هستند ابزار – تشکیلات – رابطه

رابطه باخدا، اعتقادات

رابطه بامردم، احکام

رابطه باخود، اخلاق

اگرجامعه ای با استفاده ازابزارنوبرای رفاه وآسایش استفاده کند مترقی محسوب می شودامااگرازابزارسنتی استفاده کند مثل استفاده نکردن ازدوش ومخالفت کردن باآن وحمایت ازخزینه، متحجرمحسوب میشود

همچنین اگرجامعه ای با تشکیلات مدرن مثل حزب که سبب رقابت وافزایش راندمان کاری وافزایش تولید و...درروان شناسی اجتماعی محسوب میشوند مخالفت کند  ومخالف تشکیل حکومت درعصرغیبت درجامعه شیعی است متحجرمحسوب میشود وامروزه معمولاطرفداران اسلام مصباح یزدی درکشورما باحزب مخالف هستند.

درمورد رابطه اگرجامعه ای غیرتوحیدی باشد وبت بپرستد وبه خرافات ومانند اهل جمل به پشکل شتر یا مثل برخی درمبارکه به موی سرلای قرآن بچسبد متحجراست.

اگرفردی دراین جوامع باگروه های اجتماعی متحجررابطه داشته باشد یاآنها راتغذیه فکری نماید متحجرمحسوب میشود مثل رابطه با گروه سعید عسگریا انجمن حجتیه یا اخباریون یا افرادی مثل کاظمینی وامثالهم.

دربعد رابطه باخودوازنظراخلاقی کسی که ازاجتماع بریده ، به همه چیزوهمه کس بدبین است یا رفتارهایی دارد که عقل نمی پسنددمتحجربه حساب می آید.

اگردربعدعلم ، اخلاق وصنعت جامعه پیشرفته باشد جامعه ای مترقی ومتمدن است چنین جامعه ای نه عقب مانده وواپسگرا می باشدونه متحجراست.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ترکیب مجلس هشتم

1- طرفداران اقتصاد دلالی وگرانی با نماد محمدرضاباهنربعنوان نائب رئیس دوم 126رأی که حدود30%نسبت به مجلس هفتم کمتراست.

زمانی که آقای حدادعادل رئیس مجلس هفتم شد درمسیرم یک فرد دانشگاهی راسوارکردم گفت خوب شد اورئیس شد فرهنگی ودانشگاهی است گفتم بله ازباهنربهتراست اما اینهاطرفداراقتصاددلالی هستند که تورم به 20الی 30درصدخواهدرسید روزی که حدادرأی برای ریاست درمجلس هشتم درفراکسیون نیاوردباهنردرجامعه مهندسین گفته تورم 22%است.با30درصد سقوط آراء طرفداران اقتصاد دلالی درمجلس هشتم تورم به 15% درسال 87خواهیدرسید.

2- طرفداران اقتصاد صنعتی واقتصاداخلاقی جمعا 106رأی بانمادامیدواررضائی بعنوان نامزد نائب رئیسی که حائزاکثریت نشد.

3- طرفداران اقتصاد اخلاقی وعدالت اجتماعی باتاکید برتامین اجتماعی(فراکسیون خط امام)با نمادمحمدرضاتابش بعنوان کارپردازی 88رأی که حائزآراء لازم نشد.

4- طرفداران هرج ومرج اقتصادی وبه خاک سیاه نشاندن مردم طی چهارسال گذشته وتورم پانصد500درصدی دربرخی بخش ها بخصوص مسکن باتزریق نقدینگی بانمادمخالفت با ابوترابی فرد نائب رئیس اول وحمایت ازدولت احمدی نژاد حدود 80رأی.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

شعری ازخواهرگرامی اعظم شادکام

 

شادم که به عمـــــــرم پی تزویر نبودم...

هرگز به تنـــــــــی در پی تحقیر نبودم...

 

شادم که به ویرانکدهء کهــــــــنهء دنیا

جز سقف صفا را پی تعـــــــمیر نبودم...

 

شادم که جهان را به کلامی مگر از صدق

الّا به تعالی پی تغیــــــــــــــیر نبودم...

 

شادم که به جز اسلــــحهء گرم محبت

 قلبی پی بگرفتن و تسخیر نبودم...

 

شادم که در این محکمهء کوچک وجدان

محکومِ به کوتاهی و تقصــــــــیر نبودم...

 

شادم که به رای غلط و باور مــــــــنفی

حرف و سخنی را پی تفســـــیر نبودم...

 

شادم که ز احوال کسان گوشهء ذهنم

جز نقش نکو در پی تصــــــویر نبودم...

 

شادم که نیفتــــــــــاده ز پا از بد دوران

 مقهور قدَر ســـــــــــازی تقدیر نبودم...

 

شادم که به دریای سخن جز به دم عشق

در جزر و مد و جوشـــش و تبخیر نبودم...

 

اعظم شادکام

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

درمان درد پا

آرتروز، یکی ازاختلالات عصب تنی است که نشان میدهد ما عصبی هستیم ریشه آن کمبودکلسیم وکمبودویتامین ب ودرخانم ها بعلاوه این دوکم خونی است مشکل ویتامین ب این است که دربدن ذخیره نمیشه وباید هرروزمصرف شود. شاید کم خونی مؤثرترازآندواست که خانم ها بیشترازآقایان به این عارضه مبتلامیشوند. طبع سرد داشتن وغذای سردخوردن چون فشارخون رامی اندازد این ناراحتی عصبی را دوچندان میکند وانسان را ازپا می اندازد. ناراحتی دیگری که همزاد این است چاقی فیزیولوژیک(عصبی)است یعنی اضافه وزن اگرقد ما160سانتی متراست وزن ماباید60کیلوباشد قد منهای100مساوی وزن بهنجاراست.

خواهرخانمم پادرد شدید داشت به اوگفتم شما بیمارنیستی نیازبه پزشگ هم نداری وبه فرض هم که مراجعه ودارودرمانی کنی هیچ نتیجه ای نمیگیری کمااینکه خیلی ازاطرافیان مااین کارراکرده اند وهیچ نتیجه ای نگرفته اند.فقط غذاهای سرد را ازبرنامه غذائی حذف یا تعدیل نمائید.

خانم خودم پادرد داشت که به فوق تخصص دردهای مزمن مراجعه کردند به ایشان گفتند غذای سردنخور.

وقتی به خواهرش گفت دکترفوق تخصص دردهای مزمن تجویزکردسردی نخورم خواهرش به اوگفت« این راکه شوهرت هم میگفت [ این همه راه ازشهرستان به تهران رفتن نیازنداشت]»

البته ازنظرروان شناسی تجویزدکترتلقین محسوب می شودکه تشویقش کردم برود.

سال گذشته به خانمی ازبستگان گفتم اولادورهم 5-4نفری جمع شوید ثانیا باقابلمه بزنید وبرقصیدشادباشید اما افراد عصبی خیلی سخت میتوانند تصمیم بگیرند اوبه روان پزشگ مراجعه کرد و«همین نکته رابه اویادآورشده بود » اصلامیتوان یک نوارازمجالس عروسی که مجازمیخوانندپرکردودرمنزل جلوآینه گذاشت ورقصید یاباتشویق همسررقصید لزومی به این همه دارودرمانی وازاین مطب به آن مطب رفتن ودرزمانه تورم سرسام آورهزینه بیجهت کردن نیست زمانه ای که رقص قیمتها(گرانی) شیداترین فردموجه به انجمن حجتیه واحمدی نژاد مثل آیت الله خزعلی رابه هیجان آورده ودرتاریخ 9خردادگفته است« بااین تورم نمی توان زندگی کرد»

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی پورکیست؟(قسمت 10)

 «ما نباید اجازه دهیم به دام دشمن بیفتیم/رفسنجانی-خطبه 10-3-87بدانیم راه انسانیت ازسیره خمینی مظلوم میگذرد.سکوتی که ازپای مردم دراعتراض به ردصلاحیت امثال اینها درانتخابات هشتم مجلس»

نسلی که سیده متعلق به آن است نسلی است که برای خمینی به دنیا آمده ، برای خمینی زندگی میکند وبرای خمینی می میرد چنانچه خودفرمود«نسل من درگهواره اند» واین پدیده ای است که نه دشمن درک کرده ونه متحجرین فهمیده اند.دشمن درباره مهدویت مطالعه میکند ومتحجرین سوء مدیریت خودرابا برداشت انحرافی ازمهدویت توجیه می کنند. همانطورکه امام فرمود« راه قدس ازکربلامیگذرد» وعلی ربیعی مشاوراجتماعی خاتمی نوشت «راه امنیت ازدمکراسی میگذرد» همه باید بدانیم راه انسانیت ازسیره خمینی مظلوم میگذرد.سکوتی که ازنیامدن صدای پای مردم دراعتراض به ردصلاحیت امثال اینها درانتخابات هشتم مجلس احساس شد وامروزرفسنجانی رابه رقص سیاسی وشادابی اعتراض واداشته، اثبات استمرارمظلومیت فاطمه زهرابود که نشان داد به حق قبرایشان مخفی نگاه داشته شده است چون آن یک جلوه ای ازذات حق تعالی است که هرگز(لن ترانی)کسی به آن دست نخواهدیافت مگراینکه معصوم ومعصومه باشد.

دوقلوهائی که بعنوان رئیس ونائب رئیس ، مجلس اول را اداره می کردند این جمعه«مثنی» به صدادرآمدند(ان تقوموا لله مثنی وفردی) خوئینی گفت:امام پس ازصحبتهای مشکینی رئیس مجلس خبرگان اول فرمود:«قلبم نسبت به آینده روشن وپرازامیداست اگرشمادوره رضاخان رامیدید اینگونه اظهاریأس نمیکردید» خوئینی به اعضاء انجمن اسلامی دانشگاه تهران گفته است: اطمینان ازدرستی راه به معنی قرارگرفتن عده زیادی درآن مسیردرآغازراه نیست . حتی ممکن است خودتان باشید خدابه پیامبرفرموده ازخودت وخانواده ات شروع کن...درابتدای راه امام سخت بود به مردم قبولاند هدف امام [دمکراسی خواهی]درشأن مرجعیت است» رفسنجانی نیزدرخطبه های نمازجمعه تهران بااشاره به فتنه های شیخین محمدیزدی واحمدجنتی درردصلاحیت یاران وفرزندان امام خمینی به مسولان هشدارداد« به گونه ای به مردم خدمت کنند که آنها درصحنه بمانند اگرروزی صندوق های رأی به اندازه کافی شاهدحضورمردم نبودومردم ازآنچه برسرشان می می گذرد راضی نبودند این خطرفاصله مردم بانظام بیشترمی شود درحالیکه مانباید اجازه دهیم به دام دشمن بیفتیم» گریبان شیخین راگرفتن توسط رفسنجانی ازآن جهت مهم است که قبلا درقسمت چهارم نوشتیم: ...وبا بستن دست مردم برای انگیزه شرکت درانتخابات ، دشمن را شاد می کنند!آیا نباید آنها را دوشیخ دشمن شادکن نظام دانست !

مشکل رد صلاحیت امثال ایشان به همینجا ختم نمی شود ، دید ونگرش شیوخی که اینها را رد صلاحیت کرده اند مهم است واین نگاه تا ابد ادامه خواهد داشت مگر اینکه با روشنگری بردانائی آحاد مردم افزوده شود وگریبان رد صلاحیت کنندگان را بگیرند واز آنها بازخواست وسوال کنند که چنین چیزی درحال حاضر ممکن نیست ! چراکه شیوخی که اینها را رد صلاحیت کرده اند دربرابر امام و تمام فقهای شیعه وقانون اساسی ایستاده وبه نظر خودشان تکیه دارند نه فتوای سایرفقهاء . والاّ به تعبیر حضرت آیت الله صانعی نباید قانونی که مجلس براساس فتوای یک یا چند فقیه وضع کرده توسط اینها رد شود . اینها همه اش به نگرش  وزاویه دید برمی گردد ولجاجتی که به آن برای به کرسی نشاندن حرف خود اضافه می شود وبیشتر سرسپردگی را نشان میدهدمثل سرسپردگی شیخ احمد جنتی به افکار متحجرانه احمدی نژاد وکاغذ پاره خواندن افکارامام درنمازجمعه قم ولجاجت شیخ محمد یزدی در رد صلاحیت علی اشراقی نوه امام که کدخدازاده سخنگویش هم بیاید به دروغ که گناه کبیره است متوسل شود وبگوید اشراقی مدرک تحصیلی ارائه نکرده که او تکذیب کند وبگوید مسئله دیگری درمیان است و نهایت موضوع سرازتلوزیون درآورد وبحث عدم اعتماد شیخ محمد یزدی به پدر ایشان مطرح شود.

اینها مصیبت است ، با اعتمادی که به پدر فرد (که تازه نزدیکترین فرد به امام بوده ومجتهد ونماینده تام الاختیارش بوده )ندارند برای بچه هایش درتمام سطوح استخدامی مشکل ایجاد می کنند کافی است بدانند فلان فرد از صانعی تقلید می کند هرگز درهیچ اداره ای استخدامش نمی کنند چه رسد به نمایندگی مجلس ، خذلان خداوند بر افکارمتحجرانه شیخ محمد یزدی وشیخ احمد جنتی خمینی‌ستیزان این پریود باد ورویشان سیاه باد وحشرشان با استرآبادی اخباری باد . اگر امام ورهبری با وسعت نظر به مخالفین خود  آنها را آنجا جا داده اند دلیل براین نیست که هرکاری خواستند بکنند وهرآتشی بسوزانند . الحق که مردم شهرهای بزرگ آگاهند و وقت خودشان را برای انتخاباتی که اگر هر290نماینده اش ازطرفداران اسلام امام خمینی رأی می آوردند اینها با تحجرشان مصوبات آنها را وتو می کردند وخمینی‌زدائی می نمودند صرف نکردند . هرچند انسان دلش می سوزد که چرا شکر را ه کار امام مبنی برشرکت درانتخابات را توجه نکردندو شرکت ننمودند!

هرچند می توان گفت امام فرمود درانتخابات شرکت کنید و نفرمود درانتصابات شرکت کنید حداقل ما درقم توجیه داشتیم اگرتهرانی ها رقابت داشتند وعذرنداشتند. اما همه خوب هوشی دارند که فهمیده اند زحمت بکشند رأی دهند دوتا شیخ  هرچه این 290نفرفرضی مصوب میکردند وتو کنند که چه ؟! چرا به این بن بست رسیده ایم مگر دوتا شیخ چقدربرای کشورارزش دارند که اسلام امام خمینی پامال امیال آنان گردد. البته ازاینکه مخلوق خدا هستند ارزش دارند اما وقتی تکبرمی ورزند و دربرابر قوانین الهی که امام پس ازدوازده فروردین 58که رفراندم انجام شد یعنی جمهوری اسلامی تأیید شد فرمودند« نخستین روز حکومت الله است »و« اسلام دین قانون است » چرا اینها به تعبیرحضرت آیت الله صانعی به مبانی توجه نمی کنند ونظرات خود را ملاک قرارمیدهندوبن بست ایجاد می کنند وبا بستن دست مردم برای انگیزه شرکت درانتخابات ، دشمن را شاد می کنند!

آیا نباید آنها را دوشیخ دشمن شادکن نظام دانست !...

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

روان شناسی خواب

روان شناسان ساعت اصلی خواب راکه به تعبیرقرآن انسان درآن آرامش می یابد(لتسکنوافیه)ازساعت 23تا3بامداد بوقت رسمی میدانند که ساعت خواب امام خمینی هم همین بوده است وبعدازآن به نیایش می پرداخته اند.

دوهفته قبل شب ازساعت 3تا6درداخل باغی آبیاری میکردم انواع واقسام پرندگان از3تاصبح یکسره نغمه سردمیدادند وخیلی دلنشین بود ولی این هفته ازساعت 23تا 2بادمداد درهمان باغ آبیاری میکردم محیط خیلی آرام بود وصدای هیچ پرنده ای شنیده نمیشد ساعت سه که به منزل آمدیم تنها صدای هدهدآغازشده بود.این پدیده شاید یک سنت الهی غریزی درپرندگان باشد که تطابق بانظرروان شناسان درمورد خواب انسان دارد وشایدیکی ازجلوه های جمعی یسبح لله مافی السموات والارض باشد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ازدواج های سیاسی(2)

سیدعلی خمینی باجناق موسوی اردبیلی شد

مشهورترین عکس امام خمینی تصویری است که سیدعلی کوچولو درحال بوسیدن امام است اواکنون 22ساله است که پنج شنبه گذشته بادخترآقای شهرستانی داماد آیت الله سیستانی ازدواج کرده است دخترشهرستانی باهمسرسیدحسن هم دانشگاهی بوده که احتمالا اواین جاری را به برادرشوهرش معرفی کرده است.با این ازدواج مکتب فقهی قم به مکتب فقهی نجف پیوند خورد. خانواده امام خمینی وموسوی اردبیلی وسیستانی این سه مرجع معظم تقلید شیعه که مبارزهستند فامیل شدند.مرجع معظم موسوی اردبیلی ازبهترین حواریون امام خمینی است که سنخیت باخانواده امام دارد وباجناقی فرزندش ایده آل سیدعلی خمینی است

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحزب(آزادی احزاب)

آقای محتشمی شما در دوره 4 ساله منتهی به سال 1368 تارحلت امام وزیرکشور دولت آقای میرحسین موسوی بودید و مراودات زیادی هم با امام داشتید. نظر شما در رابطه با تحزب و آزادی احزاب چیست؟

بر اساس برنامه‌ای که به مجلس ارائه کردم رأی‌گیری شد و من بعنوان وزیرکشوررأی آوردم. آن شب تصمیم گرفتیم که با آقای ناطق‌نوری [وزیرقبل]ملا‌قاتی داشته باشیم. صبح رفتم منزل ایشان سوار ماشین آقای ناطق‌نوری شدیم و در مسیر آقای ناطق‌نوری سلسله موضوعاتی را راجع به وزارت کشور بیان کردند از جمله یکی بحث احزاب بود، قانون احزاب که معطل مانده و ایشان اظهار می‌کردند مجلس هم خیلی سوال می‌کند که چرا قانون احزاب اجرا نمی‌شود و یکی هم بحث شوراها بود. لذا من در همان مرحله اول احساس کردم که این دو تا موضوع از موضوعات مهم وزارت کشور است که معلق مانده است.. ما در وزارت کشور یکی از مسائلی را که پیگیری کردیم همین مساله احزاب بود. بنده در یکی از جلسات استانداران این موضوع را مطرح کردم که هم برگزاری انتخابات شوراها و هم اجرای قانون احزاب در دستور کار قرار گیرد... موضوع احزاب هم تقریباً همین جور بود، که اگر احزاب شکل بگیرد، ممکن است مشکلا‌تی پیش بیاید و در نهایت چون بنا نبود که برخورد استبدادی داشته باشیم صرفاً در چارچوب قانون پیش می‌رفتیم. به استانداران و مدیران وزارت کشور ابلا‌غ کردم که قانون را ما باید اجرا کنیم، وزارت کشور باید اجرا کند یا اینکه شرایط خاص و ویژه‌ای وجود داشته باشد که رهبر کبیر انقلا‌ب حضرت امام(ره) بیایند بگویند که این قانون مثلا‌ً به صلا‌ح نیست که الا‌ن اجرا شود و بر این اساس اینها آمدند یک نامه‌ای نوشتند برای امام استدلا‌ل کردند که در شرایط جنگ هم اجرای قانون شوراها به مصلحت نیست. الا‌ن که 5 تا استان ما تحت اشغال رژیم بعث عراق هست و جابه‌جایی جمعیت‌ها از این استان‌ها به استان‌های دیگر، در شرایط موشک‌باران و اینها اقتضا می‌کند که فضای سیاسی کشور باید آرام باشد. بحث شوراها و احزاب این پیامدها را دارد. من یک نامه نوشتم روی این نامه استانداران خدمت امام که ما طبق قانون باید مجری باشیم و این دو قانون را اجرا کنیم و هم انتخابات شوراها را برگزار کنیم و هم قانون احزاب پیاده شود. احزابی که الا‌ن شناسنامه ندارند و مجوز فعالیت ندارند ولی عملا‌ً دارند فعالیت می‌کنند اینها باید مجوز بگیرند و دولت هم باید امکانات بدهد که به قانون عمل شود و استانداران این نظرات را دارند که نامه پیوست است. شما بفرمایید راهنمایی کنید. نامه خدمت امام رفت و امام پیغام دادند که این موضوع توی جلسه سران 3 قوه مطرح شود، ما جلسه سران 3 قوه را در مجلس گذاشتیم که در آن جلسه آیت‌الله موسوی‌اردبیلی، آیت‌الله خامنه‌ای، آقای‌ هاشمی، مرحوم حاج احمد خمینی، مهندس موسوی و بنده حضور داشتیم. در آن جلسه بحث مطرح شد بعد از گفت‌وگو‌های مفصل، مصوبه آن جلسه این شد که بعد از پایان جنگ این دو قانون اجرا شود. الا‌ن شرایط جنگ اقتضا می‌کند که کشور آرام باشد، به هر حال روی نظر استانداران صحه گذاشتند. جنگ که تمام شد من با آقای مهندس موسوی صحبت کردم که الا‌ن ما مشکلی نداریم قانون را باید اجرا کنیم. گرایش من و مهندس موسوی هر دو بر این بود که بهترین کار در دولت آقای مهندس موسوی این است که یکی از ما قانون احزاب را اجرا کند و یکی دیگر قانون شوراها. آقای مهندس هم اعلا‌م آمادگی کردند و ما هم اعلا‌م کردیم، کمیسیون ماده 10 را تشکیل دادیم و اعلا‌م کردیم احزاب بیایند و پروانه بگیرند در آن مدتی که من در وزارت کشور بودم بعد از جنگ که حدود یک سال می‌شد ما توانستیم به 17 حزب و سازمان در قالب احزاب و گروه‌ها پروانه فعالیت بدهیم.[درحال حاضربیش از140حزب داریم] یکی از آنها مجمع روحانیون بود که درخواست پروانه کرد و پروانه برایش صادر شد. 

شما خودتان نیز آن موقع عضو مجمع بودید؟‌

ما دوره سوم عضو مجمع شدیم.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کباب یا شوکران؟

یکی ازکارهائی که خانم ها بخصوص دختران شاغل به تحصیل جهت رفع کم خونی  وسلامتی خودبخصوس برای پیشگیری ازانواع واقسام بیماری ها ، باید خوب درآن متبحرباشند پختن کباب است .کباب کردن گوشت شتریاگوسفندنربالاترین ویتامین ب(اعصاب)راداردوازدرمان کم خونی هم می باشد دوره ماهانه، تنیدگی،غذاهای اسیدی مثل برنج، عدس، آش ، سیب زمینی وگوجه فرنگی ورب وهندوانه وخیارونارنگی...وهمچنین موادغذائی که موادنگهدارنده وشیمیائی دارند مثل موز- کنسرو- سوسیس وکالباس ...عامل کم خونی خانم هاوکودکان ونوجوانان وجوانان هستند. کباب لازمه تغذیه دختران وپسران جوان است .مهم خوردن کباب است نه زیادخوردن آن حتی روزی 20گرم گوشت بخصوص بعدازدوره ماهانه سبب پیشگیری ازده هابیماری دربدن انسان میگردد.

شاید به همین جهت است که این طنزشیرین برای آنها ساخته شده است که فرق خانم هاباکباب این است که اول آنها رامی پزند ولی کباب رااول به سیخ میکنند بعد می پزند. نحوه کباب پختن را توسط دکتر غلامرضا آجرلو بیاموزیم:

« آیا تا به حال به دود فراوانی که از دودکش کباب‌پزی‌ها خارج می‌شود دقت کرده‌اید؟ آیا می‌دانید منشأ این دود چیست؟ آیا می‌دانید این دود چه اثرات مضری بر روی سلامتی انسان دارد؟ آیا می‌دانید به چه روشی می‌توان از آلوده شدن گوشت با دود جلوگیری کرد؟

در روش رایج کباب کردن گوشت منبع حرارت مستقیماً در پایین گوشت قرار دارد. این امر باعث می‌شود در حین کباب کردن گوشت، روغن و آب گوشت بر روی منبع حرات ریخته و در اثر برخورد شعله مستقیم به گوشت و همچنین سوختن روغن آن ترکیبات هیدروکربنی چند حلقه‌ای معطر(PAHs) تولید می‌شود که به‌صورت دود بر روی گوشت رسوب کرده و به مصرف می‌رسد.

ترکیبات هیدروکربنی چند حلقه‌ای معطر گروهی مرکب از بیش از ۱۰۰ نوع ماده شیمیایی مختلف است که در اثر سوختن ناکامل ذغال، روغن، گاز و سایر مواد آلی نظیر تنباکو و یا در گوشت کباب شده بر روی ذغال و در غذاهای فرآوری شده به‌وجود می‌آید.

مطالعات بر روی حیوانات آزمایشگاهی نشان داده است که اغلب این ترکیبات سرطان‌زا نیستند ولی تعدادی از این ترکیبات اثرات مخربی روی پوست، مایعات بدن و سیستم ایمنی بدن داشته و باعث بروز سرطان در پوست و ریه می‌شوند.

بنزوپیرن یکی از شایع‌ترین و خطرناک‌ترین مواد شیمیایی در بین ترکیبات هیدروکربنی چند حلقه‌ای معطرمی‌باشد. دود ذغال و کباب دودی حاوی ppb ۱ و روغن‌های نباتی خام میزان بیشتری ماده بنزوپیرن می‌باشند. روغن‌های تصفیه شده میزان کمتری از این ماده را دارند. سوسیس کباب شده بر روی حرارت مستقیم حاوی بیش از ppb ۲۰۰ بنزوپیرن می‌باشد.

با توجه به این‌که بیشتر این مواد در اثر برخورد شعله مستقیم به گوشت و همچنین رسوب دود حاصل از سوختن روغن گوشت در طی کباب کردن به‌وجود می‌آیند با اعمال تغییرات جزیی در شیوه کباب کردن می‌توان میزان این مواد را در داخل گوشت کم کرد.

با جلوگیری از برخورد شعله مستقیم گاز به گوشت (ایجاد حرارت غیرمستقیم) و قرار دادن منبع حرارت در کنار و یا بالای آن و در نتیجه حذف دود می‌توان بهترین نوع کباب را تهیه کرد.

بنا براین به تمامی دست‌اندرکاران تهیه کباب هم توصیه می شود که با ایجاد تغییر بسیار کوچک در دستگاه‌های کباب‌پزی می‌توان تولید ترکیبات هیدروکربنی چند حلقه‌ای معطر (PAHs) و از جمله بنزوپیرن که یک ماده سرطان‌زا است را کم کرد.

این کار کاملاً غیرمنطقی است که ما بهترین ماده غذایی (گوشت) را با دست خود آلوده به مواد سرطان‌زا کرده و بعد بخوریم و این در حالی است که با کمی حوصله و با صرف هزینه بسیار کم می‌توانیم این مواد خطرناک را تا حد بسیار زیادی از مواد غذایی کم کنیم.»

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کارگاه دمکراسی

 

امام موسی صدر:«اگرکشوری به نام لبنان نبود [تادمکراسی درآن آموخته شود]مابایدچنین مکانی را می آفریدیم تاجائی برای گفتگووهمزیستی تمدنها وفرهنگها باشد.» لبنان با مذاهب وادیان مختلف وزندگی مسالمت آمیزدرکنارهم یکی ازمصادیق جامعه مدنی است. چون جامعه مدنی نبوی که تمام پیروان ادیان به تعبیرعمیدزنجانی درمجله حضوردرکنارهم براساس قراردادهای اجتماعی والهی زندگی میکردند. درجریان درگیری های اخیردرلبنان این نظریه امام موسی صدریک باردیگربه اثبات رسیدآنهاسریع باگفتگواختلافات خودراحل کردند.امادرایران وقتی سیدمحمدخاتمی دامادخواهرامام موسی صدربحث جامعه مدنی وگفتگورامطرح کرد استبدادطلبان کله خودرازیربرف کردند وباراه اندازی گروهائی چون انصاروسعیدعسگربه جای گفتگوازتفنگ وهرج ومرج ومثل شیخین درشورای نگهبان کله به زیر انداختن افکارمتحجرانه خودراپیش بردند وازجامعه خمینی زدائی وبهشتی زدائی کردند.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

شهین قربانی

دکترا افتخاری یونسکو برای جوان ترین دانشمند ایرانی شهین قربانی17ساله درسال 2006 که دانشجورشته پزشکی می باشد.وی دارای4مدال پزشکی ازسوئیس 3مدال بیوتکنولوژی ازمالزی  کاپ بزرگ نابغه های‌جهان وکاپ پزشکی المپیاد اروپاست  دودوره پژوهشگربرترایران و دکتری افتخاری علوم روسیه وعلوم هوافضا می باشد0(اعتمادملی30/11/85)

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نقش های شوهرداری.

بدون اینکه کسی آموزشی به من داده باشه به یک نتیجه رسیدم که زن باید چندین نقش را درست و به جا انجام بده:

1 – دوست همسرش باشه و هم راه و هم راز او

2 – در خارج ار خانه خانم باشه(کنارهمسرش درخودرو دامن به تن داشته باشه نه اینکه پروپایش پوشیده باشد چون مرد معمولایک دستش راروی پایش میگذارد)

3 – در داخل خانه کدبانو باشه

4 – در رختخواب چون پاره ماه ( ببخشید از این واژه استفاده کردم منظورم همان حیایی بود که گفتیدپیغمبرفرموده همانطورکه زن لباسش رادرمی آورد ازحیاعریان شود )

5 – همیشه هر کس وارد منزل شد فکر کند خانم خانه عازم بیرون است

آراسته و آرایش کرده چنان که خود از مشاهده خود لذت ببرد

....

این روش ها درزندگی ما چنان موثر افتاد که از خانه به زور باید بیرونش کنم

و شاید بیش از20 بار خداحافظی می کند و نمی تواند خارج شود و......

نویسنده:

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

گسترش خرافه

 این پست ازوبلاگ برادرگرامی مهدی بوترابی کپی شده است

 گسترش خرافه در میان مردم و حکومت از آفات مهم زندگی سالم است. شاید یکی از مهمترین موانع دین در تاسیس جامعه سالم، باورهای غیرعلمی و خرافی در میان مردم یا حکومتیان است.
خرافه در دولت و حکومت به عدم تعادل  و سلب عقلانیت و آزادی و  نهایتا وابستگی به بیگانه منجر میشود و در ملت نیز به همین دلیل به از خودبیگانگی  و پیروی از ظلم و ظالم منجر میشود.
در تاریخ به دفعات نقش و کاربرد ترویج خرافه در میان مردم برای تثبیت حکومتها را دیده ایم.
خرافه با دروغ های عادی تفاوت دارد. گرچه خرافه نیز از جنس دروغ است ولی روی این جنس ناپاک را رنگی پاک میزنند تا در قلب و دل مخاطب نفوذ کند.
تشخیص تمام خرافه هایی که ما در زندگی روزمره با آن مواجهیم دشوار است و تنها با بصیرت دینی میتوان خرافه را به درستی تشخیص داد. به همین جهت طبیعی است که خرافه در تمامی شئونات زندگی اجتماعی ما و از آن جمله اینترنت و جامعه مجازی ظاهر شود.
شاید تصور شود که خرافه به اینترنت راه نیافته است ولی چنین نیست. شما بارها شاهد آن بوده اید که افرادی پی ام هایی میفرستند و با بکار گرفتن ناسالم علائق مذهبی و دینی مردم مدعی میشوند که اگر فلان متن مورد نظر آنها را فلان بار ارسال نکنید به فلان سرنوشت بد محکوم میشود.  مثلا اگر برای سلامتی یا رفع بیماری فلان و بهمان صلوات نفرستی، مدیون و مغضوب و غیره خواهی بود.
شناخت و معرفی اشکال خرافه در اینترنت حوزه ی علمی مناسبی برای طلاب فعال در جامعه مجازی است.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

فتق

فتق بیرون زن احشاء ازجای خود است.

علت فتق ضعیف شدن عضلات کشاله ران وشکم وناف و...ازجای خود است

سیگارکه منجربه سرفه زیادمیشود یکی ازمسبب های فتق است که درمردها بیشترازخانم هارخ میدهد.

فتق ناف یابرآمدگی ناف کودکان که درد ندارد تاچهارسالگی خودبخودخوب میشود ونیازبه جراحی ندارد.(دکترظفرقندی)

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ازاسلام امام خمینی تا اسلام مصباح یزدی

سالی که سیدمحمد خاتمی رئیس جمهورشد وحاکمیت اسلام امام خمینی استمراریافت مهندس میثمی درمجله چشم اندازایران نوشت : صداقت نهادینه شد.

اما سالی که احمدی نژاد رأی آورد واسلام مصباح یزدی ازمخالفین امام حاکم شد قالیباف شهردارتهران متوجه شد صداقت وجود ندارد ودرتاریخ 5-3-87درجمع بسیج دانشجوئی دانشگاه فردوسی مشهدگفت: کثیف ترازعالم سیاست جائی وجودندارد وصداقت به آن راه ندارد» سرمقاله کارگزاران 7/3/87

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(12)دربی عدالتی رسانه ای

درحالیکه ما دوجناح روحانیون وروحانیت رادرکشورداریم اما مرکزرسیدگی به امورمساجددراختیارجناح روحانیت است که باید به تناسب ازهردوجناح امام جماعت مساجد باشند اما جناح روحانیت بازیرپاگذاشتن عدالت که به تعبیرشهیدمطهری« ازعلل احکام است یعنی هرچه راعدل است اسلام میگوید نه بالعکس» غالب مساجد راخودشان تصاحب کرده اند.زیرپاگذاشتن عدالت ازمصادیق تحجرورفتاری ظالمانه است که خیروبرکت راازجامعه می برد.

مجیدانصاری ازجناح روحانیون دراین باره میگوید از1600مسجدتهران ما 50مسجدهم دراختیارنداریم[درحالیکه باید800مسجددراختیارداشته باشیم]8/3/87کارگزاران

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(قسمت11)درکارغیرقانونی نماینده مجلس

خانم ابتکاردرروز7خرداد ، افتتاح مجلس هشتم، ازحاشیه ها گزارش نوشته که « یک گوسفند آوردند وگفتند حاج آقا گفته بیاورقربانی کنم که نگهبان ها نگذاشتند» این کارغیرقانونی نماینده که باید علاوه بررعایت قانون نظارت هم داشته باشد قانون اجراشود آن هم ازحاج آقاکه احتمالاطلبه بوده خیلی دورازشأن یک نماینده است فعل این نماینده رابا کارامام درنوفل لوشاتوپاریس فرانسه مقایسه کنیم که می فرماید «چون گوسفند رابرخلاف قوانین فرانسه درغیرکشتارگاه ذبح کرده اید من ازآن نمی خورم» یا کلی یک مسیرراطولانی ترطی می نمایند تا پا روی سبزه هائی که شهرداری کاشته نگذارند.درجمهوری اسلامی هرکاروترک کاری که درقانون آمده ازآن تخطی شودمگردرمواقع عسروحرج علاوه برجنبه پیگیری قانونی کاری متحجرانه است.هم به فرهنگ کشورلطمه می زند وهم ماراعقب مانده نزدجهانیان نشان میدهد. درواقع ذبح غیربهداشتی گوسفند درمعابر وجلومسافروجاهازعروس وسرساختمانها وخریدماشین وجلومقامات سیاسی وهیئت های عزاداری و...کاری متحجرانه وخلاف قانون است.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(10)دردارودرمانی وتغذیه ناسازگارباطبع

اگرمعیار،عمل به قرآن وفرهنگ قرآنی منطبق برسیره نبوی وعلوی رامصداق روشنفکری دینی بدانیم انحراف ازاین معیارتحجرمحسوب میشود.

قرآن میفرماید درعسل شفا برای مردم است وازعسل بعنوان نوشیدنی یادمیکند وامام معصوم هشتم میفرماید اگرمیخواهید سرما نخورید روزی دوسه لقمه عسل باموم بخورید.امروزه تجربه شده اگرعسل رابصورت شربت (یک قاشق دریک لیوان آب معمولی تاحل شود)استفاده کنیم یاموم داردوسه لقمه استفاده کنیم اسید وبازبدن ما متوازن وقندوفشارخونمان تنظیم میگرددکه به فرموده پیغمبرسبب نشاط ما میگردد.ازاسترس خارج میشوم وازافسردگی وبدبینی ووسواس درماپیشگیری شده یابهبودمی یابیم.

 درنتیجه پزشگانی که ازاین قانون تخطی کرده وازمرزروشنفکری خارج میشوند وداروبرای سرماخوردگی تجویزمیکنند متحجرمحسوب میشوند یا افرادی که برای درمان سرماخوردگی آش وسوپ وشیرمصرف میکنند تحجرزده اند ودرواقع زندگی ما متحجرانه است.بعلاوه اینکه هزینه های گزافی هم بیهوده خرج میکنیم یادولت برای مواداولیه داروبه خارج میدهد.وازهمه بدتردرطول تاریخ دارودرمانی سرماخوردگی هنوزهیچ کس بهبودی نیافته است وباخوردن آش وشیربدترشده ایم درحالیکه باخوردن شربت عسل اسیدوبازبدن مامتوازن میشود واصلاسرما نمیخوریم.درکشورهای صنعتی مثل انگلیس تجویزداروهای عصبی که ازجذب مجددسروتونین پیشگیری میکنندبه علت عوارض جانبی وافزایش تمایل به خودکشی ممنوع شده است ودرقرآن انجیروزیتون وخرماونخود وعسل ومیوه ها وسبزیجات که حاوی ویتامین ب هستند وازاختلالات عصبی پیشگیری میکنند یاد شده است (والتین والزیتون- والارض وضعها للانام، فیها فاکهة والنخل ذات الاکمام، والحب ذوالعصف والریحان- ...) لذا روان پزشگان ومتخصصان مغزواعصاب ومتخصصان اعصاب وروان که بیش ازقرص ویتامین ب داروتجویزمیکنند متحجرمحسوب میشوند. امروزه روان شناسان مدام درموردرابطه تغذیه وسلامتی عصبی تأکید میکنند اما اگرطبع فرددرنظرگرفته نشود وغذائی توصیه شودکاری متحجرانه است درتاریخ 5/3/87دربرنامه خانواده شبکه 3سیما ، پیرامون استرس وتغذیه صحبت میشد وپزشگ بسیارعالی رابطه غذاها واسترس راروی سلولهای عصبی توضیح میداد اما میگفت صبحانه اگرگوجه فرنگی باپنیرخوردید خوب است درصورتیکه این کارمتحجرانه وازفکربسته وسنگوارگی است چون به علت اسیدزیادآنها فشارخون می افتد وغش رخ میدهد دوستی میگفت درصبحگاه سربازان که باید نیم ساعت روی پا بایستند واینگونه صبحانه خورده اند روی زمین می افتند طبع سردوغذای سردخوردن یعنی غش ، بی حالی ، سردرد وسرگیجه و... وانتهایش یعنی دیابت ، سکته ، سرطان ، ایدزوهیپاتیت وهزاران درد وسندرم دیگر.

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

چرافرهنگ مکتوب بهترازفرهنگ شنیداری است؟

 

چگونه انجمن زنان پژوهشگرتاریخ فردوسی زمان باشند!بانوشتن یک کتاب درباره اسلام امام خمینی مانند فردوسی که یک کتاب نوشت وزبان فارسی راحفظ کرد!اینها هم بنویسند تا اسلام امام خمینی راحفظ کنند.

بهترین چیزها ازمیان بدترین چیزها بوجود می آیند مثل شیرکه ازبین خون حیض بوجودمی آید امروزهم اگرتلوزیون وروزنامه های مختلف هربدی راپوشش میدهند جزشاخصه های اسلام امام خمینی می توان بایک کتاب ، این همه بدی راپس زد.

چرافرهنگ مکتوب بهترازفرهنگ شنیداری است؟یاچراکتاب بهترازتلوزیون ، مسجدداری وسخنرانی، اینترنت، سینما وسینماخانواده(ویدئو)است؟!  

به همان دلیل که نامه باستان حکیم طوس زبان فارسی راحفظ کرد. البته درانقلاب اسلامی هم تجربه شده که جناح راست تلوزیون ، منابر،...داشت اما روزنامه سلام که پاسخ ویژه به پیام های مردم میداد توانست حرکت دوم خرداد رابه وجودآورد وحفظ اسلام امام خمینی رادرپی داشته باشد.

فرهاد  [ ۸۷/۳/۵ در ساعت ۱۳:۲۶  ] ازکامنت های پست فردوسی مکتوب سید مهاجرانی

سر اینکه کی اول غذاشو بذاره تو مایکرو ویو واسه گرم کردن نهار شروع کردم به تعارف کردن که "نه شما بفرمایید" دیدم داره هاج و واج نگاهم میکنه. فهمیدم طرف ایرانی نیست. خلاصه مصری از آب در اومد و با هم گپ زدیم از این در و اوندر. دل پری داشت از حمله به مصر و نابودی فرهنگ و خط و زبانشان. داستان فردوسی رو براش تعریف کردم که چطوری هزار سال پیش در زمانی که نه چاپخانه بود و نه روزنامه و صدا و سیما ! یک نفر یک تنه و تنها با یک کتاب (نه شمشیری در کار بود و نه لشکرکشی[نه گروهک انصار]) زبان نابود شده ای رو زنده کرد! باورش نمیشد! میگفت به افسانه بیشتر شباهت داره تا واقعیت. وقتی گفتم همون خط رو بعد از هزار سال هنوز میشه خوند و فهمید داشت شاخ در میاورد! گفت: " به این کتاب میگن معجزه :) "

آری پس انجمن زنان پژوهشگرتاریخ می تواند چون فردوسی با یک کتاب اسلام امام خمینی راحفظ کند.

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ازدواج های سیاسی

ازدواج دختران آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با پسران آیت‌الله لاهوتی بود.

هاشمی رفسنجانی و حسن لاهوتی هر دو از مبارزان سیاسی با رژیم پهلوی بودند. همین سوابق و مناسبات سبب شد دو پسر آیت‌الله لاهوتی یعنی حمید و سعید با دو دختر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ترتیب فائزه و فاطمه هاشمی ازدواج کنند. فرزندان آیت‌الله لاهوتی از موقعیت سیاسی خود برای ورود به حکومت استفاده نکردند اما فائزه هاشمی در سال 1375 نماینده دوم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی شد و به عضویت حزب کارگزاران سازندگی درآمد و همواره به عنوان نماد گرایش لیبرالی پدرش شناخته شد و فاطمه هاشمی نیز به عضویت حزب اعتدال و توسعه درآمد که گرایشی میانه‌رو در میان محافظه‌کاران ایران را نمایندگی می‌کند.

داماد لبنان

 سیداحمد خمینی فرزند امام روح‌الله خمینی و سیدمحمد خاتمی فرزند آیت‌الله روح‌الله خاتمی با دو دخترخاله(خواهران امام موسی صدر)ازدواج کردند که سیدمحمد صدر پسرخاله آنهاست. بدین‌ ترتیب خانواده بزرگی شکل می‌گیرد که پیوند میان خمینی‌ها، خاتمی‌ها و صدرها را برقرار می‌کند. اینگونه است که سیدمحمد خاتمی به دلیل نسبتی که از طریق همسرش با امام موسی صدر می‌یابد به داماد لبنان مشهور است همچنان که آیت‌الله سلطانی طباطبایی پدر خانم فاطمه طباطبایی همسر مرحوم سیداحمد خمینی از جمله علمایی بود که از نامزدی خاتمی برای ریاست‌جمهوری ایران در سال 1376 حمایت کرد.

اما این تنها پیوند خاتمی‌ها و خمینی‌ها نیست. در نیمه دهه 60 سیدمحمدرضا خاتمی دیگر فرزند آیت‌الله روح‌الله خاتمی با زهرا اشراقی نوه آیت‌الله روح‌الله خمینی ازدواج کرد. زهرا اشراقی در عین حال دختر آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی داماد امام خمینی است که در سال‌های تبعید امام خمینی دفتر ایشان را هم اداره می‌کرد و به هنگام نزاع سران حزب جمهوری اسلامی با ابوالحسن بنی‌صدر اولین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران از سوی امام خمینی به عضویت هیات حکمیت برای حل اختلاف درآمد. آیت‌الله اشراقی روحانی سنت‌گرا و در عین حال آزادیخواهی شناخته می‌شد که نسبت به گرایش‌های حاکم عصر خود از استقلال رای و نظر برخوردار بود. شهاب‌الدین اشراقی روز جمعه 20 شهریور 1360 به علت سکته درگذشت. در سال 1386 شورای [شیخین]نگهبان صلاحیت پسر آیت‌الله علی اشراقی – که نامزد اصلاح‌طلبان برای مجلس هشتم بود – را رد کرد اما با واکنش صریح بیت امام خمینی در مرحله تجدیدنظر صلاحیت او تایید شد.

پس از شهادت استاد مرتضی مطهری، دختر ایشان با علی لاریجانی رئیس فعلی مجلس ازدواج کرد.

مشهورترین ازدواج نسل دوم ازدواج مجتبی خامنه‌ای فرزند مقام معظم رهبری با دختر دکتر غلامعلی حدادعادل است؛ پیش از آنکه به ریاست مجلس هفتم شورای اسلامی و حتی نمایندگی مجلس ششم برسد. مسعود خامنه‌ای با دختر آیت‌الله خرازی از مدرسین حوزه علمیه قم و خواهر صادق خرازی معاون وزیر امور خارجه در دولت خاتمی و مشاور کنونی سیدمحمد خاتمی ازدواج کرده است در عین حال که کمال خرازی وزیر خارجه خاتمی و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی عموی عروس به حساب می‌آید. مصطفی خامنه‌ای دیگر فرزند مقام معظم رهبری نیز با دختر آیت‌الله خوشوقت از روحانیان تهران  ازدواج کرده است. با وجود این فرزند آیت‌الله خوشوقت مدیرکل مطبوعات خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره سیدمحمد خاتمی بود و در پرونده زهرا کاظمی اظهارنظری متفاوت از اظهارنظرهای رسمی کرد. دختر مقام معظم رهبری با فرزند حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبر انقلاب اسلامی ازدواج کرده است. بدین ترتیب با مروری بر ازدواج‌های فرزندان مقام معظم رهبری می‌توان گفت هیچ یک از این ازدواج‌ها نمی‌تواند واجد معنای جناحی یا سیاسی خاصی باشد. به جز آنکه همگی آنها در محدوده خانواده‌های مذهبی و سیاسی انقلاب اسلامی رخ داده است.

ازدواج سیده فاطمه خاتمی بافرزند سیدصادق خرازی برادرخانم مسعودخامنه ای.

خانم اشراقی: ارتباط ما با خانواده آقای خرازی به سیاست ربطی ندارد. ایشان دوست چندین ساله ما هستند و بچه های ما با هم بزرگ شده اند.من می توانم به جرأت بگویم پسرآقای خرازی خیلی عاشق فاطمه بود .منتهی من دوست نداشتم دخترم در سن پایین ازدواج کند و می گفتم باید درسش تمام شود. اصلاُ هم دوست نداشتم که دخترم بگوید این پسرتحصیلاتش خوب است،از لحاظ مالی وضعیت مناسبی دارد و به همین خاطر قبول می کنم.دوست داشتم دخترم با عشق ازدواج کند، چون خیلی به این موضوع علاقه دارم.

 

این اتفاق افتاد و دخترم با عشق وعلاقه ازدواج کرد و گرنه من محال بود اجاره بدهم سرسفره عقد بنشیند.

 

دکترخاتمی: فاطمه خواستگارهای زیادی داشت از جمله فرزندان کسانی که از لحاظ موقعیت سیاسی واجتماعی و مالی،درمقامهای خیلی بالاتر از آقای خرازی بودند.از لحظه ای که ایشان ابراز علاقه کردند،تا برپایی مراسم چهارسال طول کشید و دراین مدت برای بچه ها فرصتی فراهم شدکه همدیگر را بیشتر بشناسند و با روحیات،اخلاق وخانواده های هم آشناتر شوند.

ازدواج فرزندان مرحوم سیداحمد خمینی و نوادگان امام خمینی نیز جالب توجه است: سیدحسن خمینی نوه ارشد امام خمینی با دختر آیت‌الله موسوی بجنوردی عضو سابق شورای عالی قضائی و عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز ازدواج کرده است.

برادر او یعنی سید یاسر خمینی نیز با دختر سیدمحمد صدر نامزد ائتلاف اصلاح‌طلبان برای مجلس هشتم ازدواج کرده است. یعنی در واقع فرزند سیداحمد خمینی با دختر پسرخاله مادرش خانم فاطمه طباطبایی ازدواج کرده که پسرخاله همسر سیدمحمد خاتمی نیز محسوب می‌شود و از خانواده بزرگ «صدر» به حساب می‌آید. خانواده امام خمینی البته دامادهای مشهور دیگری نیز دارد: نوه خانم زهرا مصطفوی دختر امام خمینی با پسر محسن رضایی ازدواج کرده و دختر دیگر آیت‌الله اشراقی (که نوه امام خمینی به حساب می‌آید) با پسر آیت‌الله طاهری امام جمعه سابق اصفهان ازدواج کرده است تا خانواده‌ای بزرگ شکل گیرد.

یکی از جالب‌ترین ازدواج‌های درون حکومت جمهوری اسلامی ازدواج پسر رئیس اسبق قوه قضائیه با دختر رئیس کنونی این قوه است: پسر آیت‌الله موسوی اردبیلی از مراجع تقلید شیعه با دختر آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی ازدواج کرده است. پسران دیگر آیت‌الله موسوی اردبیلی هر یک با دختر یکی از بزرگان مذهبی ازدواج کرده‌اند: دختر آیت‌الله جوادی آملی از مدرسین حوزه علمیه قم و آیت‌الله شهرستانی از فقهای قم و نماینده آیت‌الله سیستانی در ایران که چندی یکی از بستگانش وزیر نفت عراق بود. از نسل دوم این خانواده نوه آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله جوادی آملی با پسر محمد هاشمی برادر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رئیس اسبق سازمان صداوسیما ازدواج کرده‌اند.

از میان اعضای دفتر امام خمینی و دفتر آیت‌الله خامنه‌ای فرد مشترکی وجود دارد که دو داماد بنام دارد: حجت‌الاسلام رسولی محلاتی دختران خود را به عقد آقایان ناطق نوری رئیس مجلس چهارم و پنجم و عباس آخوندی وزیر اسبق مسکن درآورده است. حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری هم‌اکنون مسوولیت بازرسی دفتر مقام معظم رهبری را بر عهده دارد و یکی از سران جناح اصولگرا در ایران شناخته می‌شود.

***

گسترش روابط خانوادگی در میان حاکمیت جمهوری اسلامی طی دو نسل سبب شده است به تدریج خانواده بزرگی شکل گیرد که در آن نام‌های آشنایی از خمینی‌ها، خامنه‌ای‌ها، خاتمی‌ها، هاشمی‌ها، صدرها و... به چشم می‌خورد. خانواده‌ای که به تدریج چنان در نسل‌های آینده به هم آمیخته می‌شوند که می‌توانند به حکم شرع محرم یکدیگر شناخته شوند.

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

هفت

هفته

هفت سین(سبزه – سرکه – سمنو- سیب – سیر- سماق – سنجد- سپند)

هفت طبقه آسمان

هفت گناه اصلی

هفت بارطواف کعبه

هفت قاری مشهور(عاصم درشیعه)

هفت عضوبرزمین درسجده

هفت ستاره:زهره،مشتری،عطارد،زحل،مریخ،زمین،خورشید.

هفت آیه سوره حمد

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سن عقلی دختران

دخترسه تاشش سال زودترازسن تقویمی به سن عقلی(رشد)می رسد.دختر16ساله عاقلانه ترازپسر16ساله عواطف وهیجانات خودرا مدیریت میکند.لذادوهمسن نمیتواند پاسخگوی نیازهای عاطفی هم باشند استدلال همدیگرراقبول ندارند وجنجال به پا میکنندمگردرموارداستثناء ازدواج دوهم سن ازدواج نکنند همسنی  یکی ازدلایل طلاق است.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(قسمت نهم) درپرده کشی

با ورود هوارسازها بعنوان تأسیسات ساختمان ، پرده های آن ثابت وبایالان شد اما اینگونه پرده ها برای منازلی که کولرآبی یا گازی دارند مناسب نیست ومنزل راشبیه طویله گاوها درزمستان می نماید که پرده میکشند گاوسرما نخورد که خیلی دم می نماید.این پرده ها چشم اندازمنزل به بیرون را که مردها می پسندند کورمیکند وسبب غرزدن زن وشوهربه هم بصورت ناخودآگاه میشود مانند گاوها که وقتی درب طویله را بازمیکنند رم می نماید انسان های اینگونه نیزازمنزل بیزارهستند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ضمیرناخودآگاه درکلام امام معصوم اول:

فکرکردن به کارخیر ، آدمی رابه انجام آن می کشاند

(درقسمت اول گفتیم وقتی برای خواب به بسترمی رویم به کاری که فردامیخواهیم انجام دهیم می اندیشیم انجامش سهل میشود که یکی از7کلیدطلائی موفقیت است)

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نورامام خمینی نورزنان

 

درادبیات فردوسی ماه وخورشیدکه مصداق نورهستند دروصف زنان که خودنورند زیادبکاررفته است درنظراهالی سیاست هم نوردروصف امام خمینی وانقلاب اسلامی بکاررفته است. ودرقرآن خدانورآسمان هاوزمین توصیف شده الله نورالسموات والارض/آیت الکرسی/پس مردان وزنان مؤمن وانقلاب اسلامی که امام فرمود«انفجارنوربود» وباانقلابش ومسولیت دادن به زنان ،آنهارانورنظام جمهوری اسلامی کردونظام را ازوجودآنان نورباران کرد،ازجنس خداهستند.اما واپس گرایانی که زنان را ازمصادرامورپس میزنند ازجنس شیطان هستند وسردرآخوراسلام آمریکائی دارند.

 رئیس مسیحی دانشگاه آرژانتین: طلوع نورامام خمینی،  ظلمت عصرکنونی راشکست.

خانم صافی نازکاظم نویسنده مصری:اعضای جنبش های اسلامی درجهان سربازان واقعی ومدافعان واقعی جمهوری اسلامی هستند.

فیدل کاسترورهبرکوبا:نه تنها مردم کوبا بلکه تمام انقلابیون جهان روزپیروزی انقلاب امام خمینی راجشن میگیرند.

علی عقله عرسان رئیس کل اتحادیه نویسندگان وروزنامه نگاران کشورهای عرب:انقلاب اسلامی پرتوی ازنورالهی است که راه رستگاری وسعادت را به ملتهای تحت ستم نشان میدهد.

احمد هوبررونامه نگارسوئیسی: امام خمینی به ما مسلمانان اروپائی شخصیت تازه ای بخشید ومسلمانان راسیاسی کردیعنی اندیشه سیاسی رامیان مسلمانان ایجاد کردوتوسعه داد.

منبع روزنامه جمهوری اسلامی 21بهمن86

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

مقام زن درشعرپروین اعتصامی :



  
که من پروین فروغ شهر ایرانم ..

    
نه پوراندخت، نه آذردخت، نه آتوسا، نه پانته آ

   
بلکه آرتمیس سپهسالار ایران در نبرد پارس و یونانم

   
مرا گر در مقام همسری بینی نه یک همخواب و همبستر

             
که یک همراه و یک یار وفادارم

  
نه یک برده مکن اینگونه پندارم که جوشد خون آزادی به شریانم

        بدون زن کجا میداشت تاریخ تو؟