زيتون

 

بیانیه دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی خانواده

بیانیه دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی خانواده15 می 2008

 (ازپایگاه روزنه - فخرالسادات محتشمی پور)

 “پدران و خانواده: مسئولیت‌ها و چالش‌ها ”

پیشینه متن

در شهریورماه 1993، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، روز 26 اردیبهشت ماه (15 ماه می) را به عنوان روز جهانی خانواده اعلام کرد.  موضوع امسال با هدف تاکید بر نقش پدر در خانواده و ضرورت مسئولیت پذیری وی و چالش‌های همراه آن تحت عنوان   “پدران و خانواده: مسئولیت‌ها و چالش‌ها ” نامیده شده است.

خانواده ها در سراسر جهان با مسائل یکسانی روبه رو هستند. از جمله این تغییرات می‌توان به کوچک شدن اندازه خانواده‌ها، افزایش مشارکت زنان -مادران- در کسب وکار و افزایش در خواست طلاق و ازدواج مجدد اشاره کرد.

همزمان با  این تغییرات، تولد نوزادان غیرقانونی، خانوارهای با سرپرست زن نیز افزایش یافته است.

مسئولیت‌ها

در این زمانه تغییرات، نقش پدران نیز تغییر یافته است. در بسیاری جوامع، نقش سنتی پدر خانواده به عنوان نان‌آور خانواده، نظم دهنده، مربی اخلاق و الگوی مردانه بوده است. پدران نقش پررنگی در زندگی خانوادگی دارند،  هرچند ضرورتا نقش موثر و مشخصی در تربیت فرزندان ندارند.

در بسیاری خانواده ها و فرهنگ ها،  به مرور زمان نقش و مسئولیت پدر در قبال فرزندان تغییر یافته است. در سیستم خانواده های گسترده، عموما تربیت فرزندان برعهده چند تن از افراد خانواده بود. این مسئولیت به صورت مشترک انجام شده و بچه‌ها توسط افراد زیادی مراقبت می شدند، نقش پدر نیز به صورت اشراکی ایفا می شد. امروزه با  گذر از خانواده‌ی گسترده به خانواده کوچک، والدین نقش مشخص تری در تربیت فرزندان پیدا کرده اند و تاثیر پدران بر فرزندانشان اهمیست بسزایی یافته است.

اهمیت یافتن آنچه در جهان به عنوان برابری زن و مرد مطرح شده و افزایش زنان شاغل از جمله مادران شاغل نیز بر نقش و مسئولیت تاثیر گذاشته است. امروزه  در بسیاری فرهنگ ها، بر نقش پدر به عنوان شریک و همتراز در پرورش فرزندان تاکید می شود. و از آنان انتظار می رود در تمام جوانب زندگی روزمره کودکان چه عاطفی و چه عملی حضور فعالی داشته باشند.

به طور سنتی، در تحقیقاتی که در مورد سلامت خانواده انجام می شد، تمایل به تمرکز بر ارتباط ویژه میان مادر و فرزند ان وجود داشت. هرچند طی دو دهه گذشته، به نقش پدر بیشتر توجه شده است.  بسیاری از تحقیقات جدید، به بررسی نقش پدری با توجه خاص به تاثیر پدران در خانواده و توسعه فرزندان پرداخته می شود.

در تیر ماه گذشته، مرکز سرشماری سازمان ملل متحد، موضوع اصلی روز جهانی جمعیت را به “مردان در کار” اختصاص داد.  در زیر این عنوان اصلی، تحت چهار عنوان فرعی برخی از مسئولیت های اصلی پدران در خانواده را به شرح زیر برشمرد: “حمایت از همسرباردار، نگهداری از نوزاد، به مدرسه فرستادن دختران، حضور هم تراز در تربیت فرزندان”

چالش ها

هرچند انتظار از پدر برای ایفای نقش هم‌تراز در تربیت فرزندان تغییر یافته، کشاکش با پدران در عین حال جامعه و سیاست های اجتماعی همچنان به قوت خود باقی است.برای بسیاری از مردان، پذیرفتن مسئولیت پدری دشوار است و این مساله نتایج منفی بر خانواده واجتماع دارد.

 

یکی از بزرگترین مشکلات فقدان پدر در خانواده است. ممکن است پدران فیزیکی، یا عاطفی یا از هر دو نظر از خانواده دور باشند.  هم چنین ممکن است از لحاظ اقتصادی نقش کم رنگی در خانواده ایفا کنند. اکثر این غیاب ها هنگامی رخ می دهد که پدر به همراه خانواده زندگی نمی کند.

با افزایش نرخ طلاق، به طور خاص در کشورهای توسعه یافته، مردان نسبت به گذشته تمایل بیشتری به زندگی جدا از خانواده شان دارند. و فرزندان بیشتر و بیشتری در خانواده های تک والد (عموما با مادر) بزرگ  می شوند.

تاثیر پرورش یافتن کودکان بدون تجربه حضور پدر در خانواده موضوعی برای تحقیق توسط محققان و  سیاست گذاران است. محققان می کوشند تا ارتباطات ممکن میان فقدان پدر و عواقب اجتماعی آن، چون دسترسی به امکانات تحصیلی یا ورود به جرائم را بررسی کنند.

افزایش مهاجرت کاری، به ویژه از کشورهای در حال توسعه، اغلب به مهاجرت پدر و جدا شدن او از خانواده اش منجر می شود. چالش پدران در این  برهه حفظ اتصال به بهترین نحو خانواده است.  پدرانی که به همراه خانواده  مهاجرت می کنند مفهوم پدری را در کشور میزبان کاملا متفاوت با آنچه در کشور خود شناخته بودند، می یابند و ممکن است احساس کنند با بزرگ شدن فرزندان نقش سنتی آنان به عنوان پدر پس زده خواهدشد.

بحران اچ آی وی / ایدز مسئولیت تعیین کننده پدر و همه مردان را در ارتباطات جنسی آشکار می کند. از طرفی چالشی است برای مردان تا در جامعه و خانواده الگوی پدر را برای کودکان یتیم باشند.

چالش بسیار جدی برای همه وقتی است که مردان منشاء خشونت خانوادگی یا سوء استفاده جنسی در خانواده می شوند و با برجای گذاشتن صدمات فیزیکی و روحی همسر و خانواده خود را ترک می کنند. سیاست های اجتماعی در مورد تحصیلات اعضاء خانواده، مراقبت از سلامت آنان در صورت وجود نشانه های سوء استفاده، فراهم آوردن حمایت های فیزیکی و قانونی از خانواده های آسیب پذیر، پیگیری و درمان ودسترسی به درمانگر جسمی وروحی در این شرایط بسیار اهمیت دارد.

ساختن محیطی حمایتگر برای پدران

پدران نقش مهم و سازنده ای در خانواده دارند. مهم این است که محیط مناسبی برای ایفای نقش پدری در جامعه و خانواده  فراهم شود. و سیاست های “همراه با پدران”  در خانواده و جامعه پیاده شود.

سیاست هایی که از پدران حمایت می کنند، باید موانع مشارکت آنان در حضور فعالانه در تربیت فرزندان را ازمیان بردارد . این برنامه ها می تواند شامل دوره  های آموزشی برای پدران، تسهیل مراقبت از نوزادان شیرخوار و … باشد.  سیاست‌های تسهیل کننده برای پدران ازجمله ساعات کار انعطاف پذیراست.

چنانچه پدران انگیزه کافی داشته باشند، آموزش‌های کافی دیده باشند و برای ایفای نقش پدری در خانواده از طرف محیط کار حمایت شوند، می توانند بهترین هم تراز در نگهداری از فرزندان باشند.  پدران نقش مثبت و سالمی در خانواده میتوانند ایفا کنند اما به حمایت جامعه و سیاست های اجتماعی مناسب برای ایفای این نقش نیازمندند.

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی‌ پورکیست ؟(قسمت هشتم)

چهارصفت  اصلی یک مدیر در روان شناسی مدیریت ؛ هوش ، ابتکار،‌شوخ طبعی وبرونگرائی است که یادگیری آن ازطریق روش شاخص گیری ، هاشب می شود وتشکیلاتی بودن سبب پختگی برای مدیریت های کلان می گردد شجاعت سبب نوآوری وشکوفائی وامنیت جامعه می گرددچون فرد شجاع اعمال مدیریت می‌ نماید درنتیجه متحجرین وافراد دچارافکارسنگواره ونفهم دربرابر فرد شجاع کم می‌آورند فراموشم نمی شود سید محمد موسوی‌ خوئینی که برای تبلیغ نامزدی خاتمی دردورهفتم انتخابات ریاست جمهوری به شیراز رفته بود وافراد متحجر گروهگ انصار اغتشاش می کرده اند درسخنرانی‌ فرموده بود کجای نظام ولایت فقیه آسیب دیده که 20نفر نفهم بخواهند درستش کنند(مضمون کلام) این جمله شجاعانه آنروز متحجرین را زمین گیرکرد [زمانی که بسیجی بودیم به ما میگفتنداگر زیر آتش رگبارتیرباردشمن زمین گیرشوید کشته میشویم وموفقیتی حاصل نمیشود وباید ازجا کند ودرلابلای آتش رفت تا به موفقیت رسید وازموفقیت هم استفاده کرد ومجدد میدان را درنوردید وهدف دیگری را تسخیرکرد و... پدیده های اجتماعی هم همینطور هستند]وبه هرنقطه  ازکشور واستانها که نگاه کنیم سادات عالم شجاعانه میدرخشند ودریک صد ساله اخیر سادات بوده اندکه نهضت ها وانقلابات کشورمارا پیش برده اند وپرچم دارروشنفکری دینی بوده اند یا به تعبیر امام درمورد روح الله خاتمی ، ضمیر روشن داشته اند . وسیده عزیز وخانواده محترمشان چه سببی چه نسبی ازسادات روشن ضمیر وشجاع کشورماهستند درواقع اوهاشب تاس است هم با هوشبهر بالاست هم دارای ابتکارعمل است هم شوخ طبع است هم برونگرا واجتماعی است هم عضویت درحزب وتشکل های اجتماعی دارد وهم برقراری رابط اش با تشکلها وشخصیتها عالی است هم شجاع است وهم سیده است .درمورد رد صلاحیت کنندگان او اگر به نگرش روانکاوان بنگریم ، فروید وروانکاوان پس از او معتقدند شخصیت قبل ازشش سالگی نقش می گیرد که اسلام هم هفت سال قمری یعنی 9ماه 20روزبیشتراز روانکاوان راقید کرده که بچه باید آزاد باشد . اگرورود به تحصیل یک طلبه یا دانشجورا سن تولد شخصیت علمی او فرض کنیم برخی طلاب ودانشجویان درسن تحصیل (کودکی دانش)می مانند همانطورکه یک کودک برای بدست آوردن چیزی سروصدا وقهر وپرخاش و...می کند طلابی که درکودکی طلبگی مانده اند وبه قول برخی خدائی می کنند پیر هم که بشوند درهمین سن می مانند شیخ محمد یزدی که عامل اصلی رد صلاحبت داوطلبان مجلس خبرگان ومجلس است همانطورکه آیت الله سیستانی به فرزند شیخ محمد یزدی فرموده بود که به پدرت بگو وقتی خطبه نمازجمعه میخواند عصبانی نشود وپرخاش نکند وی این مکانیسم را اتخاد کرده که با تندخوئی آنچه را میخواهد ومیپندارد درست است بدست آورد یا دوان دوان آمدن کودک برای چیزی که حکایت سریع آمدن شیخ محمد به قم وتشکیل جلسه جامعه مدرسین درانتخابات هفتم ریاست جمهوری  تا میرحسین موسوی نیایید حکایت ازاین روش دارد، دبیر جامعه آقای امینی بیرون می رود یک احوال پرسی انجام دهد تصمیم را گرفته وجلسه را ختم می کنند وصبر نمی کنند تا بیایید. گاهی یک بچه برای اینکه به چیزی برسد دروغ میگوید که دروغ گفتن سخنگوی شورای شیخین درمورد نوه امام جناب علی اشراقی درانتخابات هشتم مجلس و دروغ گفتن آنها درحین رد صلاحیت ها که افراد رد صلاحیت شده سابقه فساد و..دارند حکایت ازمکانیسم اتخاذ شده برای رسیدن به چیزی توسط شیخ محمد است . سر را پیش انداختن وعوارض تصمیمات راندیدن هم ازکارهای کودکانه است که حکایت دارد شیخ محمد دررد صلاحیت ها فقط خودش را می بیند وباصطلاح پیاژه خودمداراست هنوز به تشخیص درست برای حکومت کردن نرسیده است . حرکات آنها دراداره مدیریت حوزه علمیه قم با حذف مجمع مدرسین همین روش را می رساند که باید به حول قوه الهی درمان شود. تا افرادی مثل شیخ محمد یزدی وشیخ احمد جنتی درکشور هستند دمکراسی بی دمکراسی وتلاش دراین زمینه بدون درمان این دو آب درهاون کوبیدن است .مطمئن باشیم درمان این دو محال است فقط می ماند اینکه عده ای‌ ازسادات عالم وعالمه ، در رأس جنبش ضد تحجر (اصلاح طلبی) قرار گیرند و شب وروز سخن بگویند وبنویسند تا مانند دهه پنجاه که دهه روشنفکری دینی بوده است جوانان روشن شوند چیزی که فخرالسادات گرامی قبل از انتخابات هشتم مجلس نوشت که «وظیفه ما روشنگری‌ است» وباید اجرا شود .

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ارضاء غریزه جنسی پایه سلامتی

این پست ازوبلاگ ازدواج موقت (خواهراندیشمند نسرین ابراهیم زاده) کپی شده است

خانمی با تحصیلات دکتری عنوان می نمود همسرش به بهانه تربیت بهتر فرزندان ادعا کرده اگر می خواهی

 

به زندگی مشترکمان ادامه دهیم باید شغل خانه داری را انتخاب کنی و خانم با توجه به زحمتی که در راه

 

کسب مدارج علمی کشیده بود نمی توانست بپذیرد که یک عمر تلاش و هزینه خود و جامعه را بیهوده هدر 

 

دهد لذا در فکر جدایی بود.

 

 

 

امروزه شاهد حضور فعال زنان در عرصه های علمی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی هستیم و این حضور

 

روز به روز بیشتر و پر رنگ تر می شود. زن امروز نسبت به زنان دیروز تغییر زیادی کرده و این تغییرات

 

مورد پذیرش اکثر مردم قرار گرفته و هر روز بیشتر قابل درک خواهد شد. ولی متاسفانه هنوز کسانی هستند

 

که با توجه به عقاید پیشینیان نتوانسته اند خود را با این تغییرات وفق دهند و مخالف حضور زنان در عرصه

 

های مختلف می باشند. البته ما بحث درستی یا نادرستی اینگونه عقاید را نداریم زیرا عقیده هر شخص برای

 

خودش قابل احترام می باشد ولی توصیه ما این است که روشی داشته باشیم تا از بروز بحران در خانواده

 

جلوگیری شود.

 

زیرا مردان مخالف با حضور زن در جامعه در مواجهه با زنان موافق حضور زن در عرصه های گوناگون 

 

با مشکلاتی روبرو می شوند که ممکن است سبب ایجاد تنش و بحران در خانواده ها شود.

 

بعضی از مردان به طور کل با حضور زن در عرصه های علمی و یا اشتغال مخالفند و و عده ای دیگر برای

 

زنان شرایط محدود کننده ای وضع می کنند . مثلا" حضور در محیط های کاملا" زنانه و یا دور نبودن از

 

خانه و نداشتن هیچ گونه ماموریت و سفر و یا شب کاری  و بسیاری از شرایط محدود کننده دیگر.

 

به این گروه  مردان تاکید می شود قبل از ازدواج موضع خودشان را مشخص نموده و کاملا" صریح و

 

روشن عقاید خود را بروز دهند و مشخص نمایند که در جامعه امروز آیا مشوق و همراه زنان هستند یا

 

مخالف و مانع آنان می باشند؟

 

در مقابل چنین مردانی زنان به چند گروه تقسیم می شوند . عده ای با رضایت خاطر و بدون هیچ مشکلی

 

خواسته مردان را می پذیرند. عده ای دیگر با در نظر گرفتن دلایل و شرایط خاص خودشان با نارضایتی و به

 

اجبار تن به خواسته مردان می دهند. که البته این نارضایتی درونی می تواند مشکلات درونی و روحی خاص

 

خودش را در پی داشته باشد . از قبیل احساس ضعف و سرخوردگی و عدم اعتماد به نفس و غیره. عده ای

 

دیگر از زنان به هیچ عنوان حاضر نیستند به خواسته این گونه مردان توجه کنند و همین امر موجب ایجاد

 

بحران و کشمکش در خانواده می شود و در بعضی موارد زنان مجبور می شوند به خاطر عقاید و خواسته

 

هایشان جدایی از همسران را انتخاب نمایند ولی از اهداف خود چشم پوشی نکنند.

 

اذعان داریم که تغییرات فرهنگی و عقیدتی در کل جامعه نیازمند گذر زمان است ولیکن در چهار چوب زندگی

 

فردی مان می توانیم  بهترین گزینه را انتخاب کنیم.

 

لذا توصیه می شود زنان ابتدا برای شخص خودشان اهداف و آمال و آرزوهایشان را مشخص کنند و میزان

 

انعطاف پذیری خودشان در راه رسیدن به خواسته هایشان را نیز تعیین نمایند .آیا جزء زنانی هستند که

 

حاضرند به خاطر همسر وفرزند و یا شرایط دیگر خانوادگی از اهداف علمی یا شغلی خود چشم پوشی کنند و

 

یا در محدودیت های خاص قرار گیرند و یا به هیچ عنوان ، هیچ شخص و هیچ شرایطی نمی تواند مانعی

 

برای آنها محسوب شود؟ وقتی موضع عقیدتی خود را مشخص کردند قبل از ازدواج واضح و روشن عقاید

 

خود را بیان کنند و حتی اگر لازم می دانند در عقد نامه جزء شرایط ضمن عقد متذکر شوند. و عنوان کنند که

 

در راه کسب علم و یا اشتغال هیچ کس و یا هیچ چیز نباید مانع آنها شود .

 

متاسفانه گاهی افراد قبل از ازدواج از ترس این که به وصال هم نرسند و و فقط برای این که ازدواجی

 

صورت گیرد بسیاری ازشرایط وعقاید خود را بروزنمی دهند زیرامی ترسند ماهیت درونی شان آشکار شده

 

و طرف مقابل منصرف شود. لذا پیش خود متصور می شوند که مهم نیست در آینده یک جوری با همسرم کنار

 

می آیم و یا به نحوی همسرم را مطابق میل خودم قانع می کنم وخلاصه با تصوراین که درآینده مشکلات را

 

به نحوی حل خواهند نمود قبل از ازدواج در مورد مباحث مختلف هیچ گفتگویی نمی کنند. و متاسفانه در

 

بسیاری از موارد بعد از ازدواج تصوراتشان غلط از آب در می آید و نمی توانند به سادگی مشکلات را حل

 

کنند و همین امر موجب تنش و بحران در خانواده می گردد.

 

پس توصیه می شود قبل از ازدواج در مورد همه مسائل حتی پیش پا افتاده ترین موارد نیز با هم به بحث و

 

تبادل نظربپردازیدوشرایط خود را کاملا" واضح وآشکاربیان کنیدومیزان انعطاف پذیری خود راصادقانه

 

متذکر شوید و هرگز به خود وعده ندهید که در آینده مشکلات را حل خواهید کرد سعی کنید قبل از مواجهه با

 

مشکل آن را بررسی کرده و راه حل های مختلف را مورد توجه قرار داده و بعد تصمیم بگیرید. در غیر این

 

صورت در آینده باید تاوان عدم دوراندیشی خود را بپردازید.

زیتون:

نسرین خانم جامع وکامل راهنمائی کردید عالی بود با اجازه من پست میگذارمش

اما حالا که این اتفاق افتاده به نظرم اگربه تفاهم نرسیدند بهتر دست کشیدن ازشغل است چون اساس سلامتی انسان را ارضاءغرائز بخصوص غریزه جنسی شکل میدهد وتا دوباره زن بخواهد ازدواج مجدد انجام دهد انواع واقسام بیماری های ناشی ازدست دادن ارضاء این غریزه بخصوص که فاصله لذت بردنها روی چرخه خودش افتاده زن راازنظرجسمی ومردراازنظرروحی متلاشی میکنه نبایدسلامتی رافدای پول کرد روزی بدست خداست باتوکل ازراهی که تصورش نمیرود میرسد امابااختلاف ماندن هم سبب فقرمیشه آنهم خوب نیست پس ماندن با رضایت فندانسیون وشناژساختمان تندرستی است امام باقرمیفرماید اگرهمه دنیارابه من بدهند یک شب بدون زن نمیخوابم واین منطبق برآیه 21سوره روم است .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

وای بر ما (نوشته ای ازدانشمند گرامی جمیله کدیور)

این روزها گاهی خبری را می خوانی و یا می شنوی که تا عمق جان می لرزی و تو که می بینی و می شنوی هیچ کاری از دستت برنمی آید و آنها که کاری از دست شان برمی آید، یا نمی بینند یا نمی شنوند یا...

فقر چه ها که نمی کند این روزها. از خودکشی دسته جمعی اعضای یک خانواده، از قتل سایر اعضای خانواده، از خودفروشی تا فروش سایر اعضای خانواده تحت هر عنوان،از فروش کلیه یا سایر اعضای قابل فروش، از...

خبری دیدم به نقل از یک کارمند سازمان ملل در مشهد در تشریح حال دختری 19 ساله با 7 شوهر. دختری که توسط پدر معتادش به یک مرد افغانی به 700000 تومان فروخته شده و مرد افغان که خود قادر به تامین همه پول نبوده ، با 6 نفر دیگر در تامین هزینه، شریک شده است و این دختر بخت برگشته هر شب قسمت یک همسر است.

نمی دانم در یک مملکت اسلامی که برای همه دنیا نسخه صادر می کند و از رسیدگی به وضعیت شهروندان خود ناتوان است، در این یک نمونه کوچک چه فرد یا نهاد و ارگانی مسئول است.

وای بر ما اگر ببینیم و بشنویم و سکوت کنیم و بر آنچه در ایران بر هموطنان مان می رود، اعتراض نکنیم.

اصل خبر که خانم کدیور به آن اشاره کرده چنین است که ازکامنتهای آلبالوخانم کپی شد وتوسط سامی مجابی برایش ارسال شده است:

"دست نوشته های یک کارمند سازمان ملل در مشهد":

بعنوان مأمور سازمان ملل در شناخت و تشخیص پناهندگان واقعی تحت کنوانسیون ۱۹۵۱ به مشهد رفته بودم . طبیعی است که اسم "
UN
" و سازمان ملل خیلی دهن پر کن است. خیلی ها فکر می کردند ما آنجا نشسته ایم تا صلح جهانی را تأمین کنیم.

از بیرون، همه فکر می کردند داخل آن ساختمان چه خبر است. این که هزاران افغانی به زحمت از کله سحر می آیند و صف می کشند تا بعد از سه روز بتوانند نوبت بگیرند و به داخل بیایند نیز مضاف بر آن شده بود افغانها فکر می کردند بعد از داخل شدن پذیرایی مفصلی می شوند و از آنها پرسیده می شود چه مشکلی دارند حتما بعدش می آیند و از هزار مشکل خود در ایران صحبت می کنند و بعد از آنها پرسیده می شود که کجای دنیا می خواهند بروند حتما آنها می گویند ژنو .بعد ما دست می زنیم و یک خدمتکار با سینی وارد می شود که داخل سینی یک بلیط لوفت هانزا به مقصد ژنو گذاشته شده است.


همکارها و دوست های وزارت کشور هم آنجا بودند. به ما به چشم خائنین وطن فروش نگاه می کردند که می خواهند کشور را ایران افغانی کنند. طبق قوانین کنوانسیون ۱۹۵۱ کسانی که می خواهند ادعای پناهندگی کنند حتماً باید در کشوری خارج از محل زندگی خود این درخواست را بدهند و بسیار طبیعی است که هیچ ایرانی در داخل خاک ایران نمیتواند به دفتر
UNHCR  مراجعه کند و تقاضای پناهندگی بدهد. یک روز صبح زود که رفته بودم صلح جهانی را تأمین کنم متوجه شدم کسی که به داخل اتاق مصاحبه آمده یک دختر جوان است که با چادر روی خود را سخت گرفته و سر خود را به زیر انداخته است. خیلی از زنان افغانی وقتی به داخل می آمدند، به همین حال می آمدند و می پرسیدند کدام یک از ما مأمور سازمان ملل است. به مأمورین وزارت کشور اعتماد نداشند. از همکارم خواستم بیرون برود .
برایش توضیح دادم که هرگونه اطلاعی که او به ما بدهد کاملاً محفوظ می ماند و در پرونده های سازمان ملل ضبط شده و بدون اجازه او هیچ استفاده ای از آن نمی شود. با متانت و آرامش و با احترام کامل از او خواستم حداقل صورتش را نشانم بدهد. خیلی راحت چادر را از سرش برداشت. روسری سرش بود. خیلی جوان بود ولی دور چشمانش کبودی می زد و رنگ زرد چهره اش را گرفته بود. به امتحانی ها نمی خورد. حدس زدم باید از فارس های کابل باشد. اسمش را پرسیدم. اگر شروع به صحبت می کرد می توانستم بفهمم اهل کجای افغانستان است ولی آرام و شمرده گفت: من کمک می خواهم. فارسی خودمان را خالص صحبت می کرد. پرسیدم شما افغانی هستید؟ گفت: نه. گفتم: ما فقط برای افغانی ها فعالیت می کنیم. بفرمایید که اهل کدام کشور هستید؟ گفت: ایران. مشهد. گفتم: متأسفم. لطفاً تشریف ببرید.

قبلاً هم چنین اتفاقی افتاده بود. ایرانی هایی که فکر می کردند مأمورین سازمان ملل، کبوترهای صلح هستند که هر کدام یک برگ زیتون بر منقار دارند، می آمدند و از حقوق بشر و غیره شکایت می کردند. کلی طول می کشید تا به آنها بفهمانیم سازمان ملل آژانس های مختلف دارد و ما مأمورین کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان هستیم و آنها دست آخر بلند می شدند و با فحش و ناسزا آنجا را ترک می کردند .

با صدایی گرفته گفت : من کمک می خواهم . با خود گفتم باز این سناریو قرار است تکرار شود . به صندلی تکیه دادم و اجازه دادم مشکلش را بگوید . می گفت و من توضیح می دادم و او می رفت . مثل روزهای دیگر . گفت : من می خواهم مرا از دست شوهرم نجات بدهید . با لحن تمسخر آمیز گفتم : خوب به دادگاه خانواده بروید و درخواست کمک کنید . گفت : شوهرم افغانی است . شروع شد . باز هم یک بدبخت دیگر .

دختران ایرانی فقیر و بیچاره ای که در ازای پرداخت پول به افغانی ها فروخته می شدند تا مرد افغانی بتواند کارت اقامت بگیرد . رویه اشتباه وزارت کشور . ازدواج شرعی و غیر رسمی . چون افغانی ها نمی توانند رسمی در ایران ازدواج کنند . شرعی ازدواج می کنند . قیمتش هم بین یکصدهزار تا یک میلیون تومان است . به راحتی به محله های فقیر نشین می روند و دختر می خرند . وزارت کشور هم تبعه خودش را این طور حفظ می کرد که به شوهر اجازه اقامت می داد تا دختر مجبور نشود به افغانستان برود . بدبخت ها نمی دانند با ازدواج با یک افغانی تابعیت ایرانی خود را از دست می دهند . گفتم : کار شما چندان هم سخت نیست . بروید و دادخواست بدهید . دادگاه حکم می دهد و شوهرتان را هم از کشور اخراج می کنند .

گفت : نه می خواهم شما مرا نجات بدهید . گفتم : ما نمی توانیم . بعد با بی حوصلگی گفتم : خوب . بگو مشکل چیست . گفت : پدرم معتاد است . ما هفت تا خواهر و برادریم , من بزرگتر از همه هستم. پدرم از من بدش می آید . می گوید دختر فقط بدبختی به بار می آورد . اگر پسر بودی می توانستی کمک خرج من باشی . منظورش از کمک خرج این است که می توانستم برایش مواد ببرم . لااقل بدوک می شدم و برایش جنس خوب می آوردم . خلاصه خیلی سر کوفت می زد . زیاد داستان جدیدی نبود . نگاهش کردم . مستقیم و خیره به موزاییک جلوی پایش نگاه می کرد . پاهایش را محکم به هم چسبانده بود ولی پاهایش می لرزیدند . دست خود را روی پایش گذاشت تا جلوی لرزش را بگیرد . ولی دستهایش هم لرزیدند .

تا اینکه غلام سخی آمد . من فقط می توانستم کارهای خانه را بکنم . کسی هم خواستگاری من نمی آمد . ما در محله فقیر نشین پشت طلاب زندگی می کنیم . یک خانه خرابه داریم و مادرم در خانه های مردم کار می کند تا بتواند خرج ما و مواد بابام را بدهد . غلام سخی آمد پیش پدرم . پدرم مرا برانداز کرد و گفت : یک میلیون تومان می خواهم . غلام سخی رفت و فردا با یک بسته تریاک آمد . با هم چانه زدند و سر هفتصدهزار تومان توافق کردند . دیگر هرچه تریاک آورد , پدرم کمتر از هفتصدهزار تومان رضایت نداد . غلام سخی مهلت خواست و یک هفته بعد آمد و پول را داد و من نزد صلای محله به عقد غلام در آمدم . گفتم : خوب اینکه چیز تازه‌ای نیست . متاسفانه به دلیل رویه غلط اداره اتباع امور خارجه و جهل مردم این اتفاق زیاد می افتد . ما کاری نمی توانیم بکنیم ولی حداقل دادگستری خوب عمل می کند بروید و دادخواست طلاق بدهید.

لحظه ای چشم در چشم من دوخت و چیزی نگفت در عمق چشمانش خواندم که خود را بسیار دور از من می بیند در حالی که کمتر از ۳ متر با من فاصله دارد. گفت : حداقل گوش کنید . گفتم : ما وقت گوش کردن نداریم . بفرمایید . به چشمانم زل زد و با بغضی فرو خورده گفت : باید گوش کنید . سیگاری آتش زدم و تکیه دادم و با دست اشاره کردم که ادامه دهد . گفت : من فقط هفته ای یک شب غلام سخی را می بینم . گفتم : آخر این هم شد مشکل ؟ حتما می رود دنبال پخش مواد . گفت : شاید هم برود ولی این مشکل من نیست . گفتم : خانم دست بردار . چند سالته ؟ گفت : ۱۹ سال . گفتم : شکر خدا که عقلت کار می کنه ؟ گفت : نمی دانم . بیش از حد آرام بود . عصبی شده بودم . گفتم : خانم جان . دخترم . زندگی قواعد خاص خودش را دارد . شوهر را باید در خانه نگهداشت . اگر هم سر به راه نیست جدا شو . این که مشکلی نیست . گفت : نمی دانم . گفتم : پس مشکلت چیه ؟ گفت : من هفت تا شوهر دارم

...
نمی دانستم چه باید بگویم . خشک شدم . اشک از چشمانش سرازیر شد . لرزش پایش بیشتر شد . سرش را به زیر انداخت و ادامه داد . گفت: اوایل فقط می ترسیدم و گریه می کردم . از خود غلام سخی هم می ترسیدم ولی وقتی شبهای بعد آدمهای دیگر آمدند نمی توانستم هیچ جیز بگویم یا خفه می شدم یا خفه ام می کردند . گفتم : کتکت می زدنند ؟ گفت : اوهوم . گفتم : همه افغانی هستند ؟ شش تای دیگر ؟ گفت : اوهوم. دیگر تحمل نکرد . هنوز هم دلم می لرزد . گریه به این تلخی تا به حال ندیده بودم . فقط گریه کرد و دستانش می لرزیدند . گفت : به غلام سخی گفتم چرا پدر سگ ؟ گفت : من که پول نداشتم . هفت نفر شدیم . نفری صد هزار تومان گذاشتیم وسط . خوب آنها هم حقشان را می خواهند . گفتم : بی رحم بی همه چیز , لااقل به من رحم کن . گفت : رحم که ما را ارضا نمی کند .

حالا آمده ام شما برای من کاری بکنید . تو را به خدا نجاتم بدهید . دوبار رفتم قهر به خانه , قبل از اینکه چیزی بگویم پدرم مرا با کتک انداخت بیرون . می ترسید غلام سخی بیاید و پولش را پس بگیرد . غلام سخی مرا می آورد به خانه و دوباره همان قضایا .
I…I بدبخت شده ام . I… Iفقط یک توده گوشت و استخوان شده ام . تو را به خدا نجاتم بدهید . بلند شدم. دوست وکیلی داشتم که در آنجا وکالت می کرد. با موبایل بهش زنگ زدم و گفتم یک مشکل خاص دارم و تمام حق الوکاله اش را خودم می پردازم . بلند شد . گفتم : اگر نمی تواند راه برود اجازه بدهد آمبولانس خبر کنم . گفت : که می تواند راه برود . با هم آهسته از اتاق بیرون رفتیم . همکارم اداره اتباعم با اخم به من نگاه کرد . پیش خود می گفت که این خائنین کم دردسر دارند . حالا زن افغانی را هم با خود بیرون می برند . به آرامی گفتم که چادرش را بر سرش بیاندازد . وقتی از پله ها می رفتیم از او پرسیدم صبحانه خورده است یا نه ؟ گفت : که فقط روزی یک وعده غذا می خورد . پیشانی اش عرق کرده بود . آهسته گفت : من حامله هستم ...

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(قسمت ششم) درتلوزیون

نکره ترین صدا درتلوزیون صدای گزارشگران فوتبال بود که همانطورکه موادشوینده وبهداشتی درفضای بسته ساختمانها سبب بیماری بدن دردعصبی (فیبرومیالوژی)میشود این صدا که درمنازل توسط نوجوانان استماع میگردد سبب اختلال عصبی میشود .

تلوزیون به جای اینکه این صدای نکره را اصلاح نماید که به تعبیرلقمان درقرآن بدترین صداست «انّ انکرالاصوات لصوت الحمیر/قطعا نامطلوب ترین صدا ، صدای خران است» درسالهای اخیرصدای مجریان مسابقات علمی وادبی واطلاعات عمومی هم مثل صدای گزارشگران فوتبال شده است درواقع یک نوع سنگوارگی وتحجر به جای نوآوری درتلوزیون مشاهده میشود.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

عالیه صبور19ساله استاد دانشگاه

 دختر ایرانی- آمریکایی  در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد 

و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد .

این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. 

بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است.

گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود.

شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور درمصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک میشوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد.

عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک (در نیویورک) اخذ کرد.

با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است.

صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالوژی و مواد به پایان رساند… هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

دوره عقدبستگی

پرید عقدبستگی ازجهاتی قابل بررسی است این دوره که اززمان خواندن صیغه عقد بین عروس وداماد شروع وتا شب زفاف (عروسی) طول می کشد بهترین دوره برای خانم هاست آنها هم آغوشی راکه این دوره مختص آن است بر همبستری که در دوره عروسی رخ میدهد ترجیح میدهند در دوره عروسی زنان برای رسیدن به ارگاسم تقلای زیادی می کنند که خیس عرق میشوند و عین ماهی لغزنده داخل دودست همسرانشون می شوند تا به ارگاسم واوج لذت جنسی برسند ومقاربتشون لذت دارودلپذیرشود ومورد پسند آنها قراربگیرد ، ازطرفی مرد خسته میشود وخوابش می برد وادامه هم آغوشی‌مقدورنیست حتی برخی اوقات براثر نرسیدن به انزال خانم هاخون درلگن آنها جمع شده وسبب کمردرد آنها می شود اما دردوره عقدبستگی این زحمت را ندارند بلکه فارغ البال از نزدیکی اند درنتیجه دریک روزکه باهم هستند ده ها بار زن را بر اثر مکیدن ومالیدن ودرآغوش گرفتن به اوج لذت می رساند وغرق خوشی وطراوت می نماید. درمسیری می رفتم یک جوان را سوارکردم گفت دوست دختری داشتم التماس میکرد اوراببوسم چون نامحرم بود نمی خواستم حالاکه شما گفتید روان شناسی خانم راکه تمایلشان به بوسیده شدن  ودرآغوش کشیده شدن است متوجه شدم.

 درزندگی برخی معصومین این دوره یک ماه ذکرشده  است . اما رابطه تا شب عروسی قید نشده است .  برخی مناطق ایران این دوره را ندارند . برخی مناطق این دوره حدود یک سال ودربرخی بطورمعمول دوسال است اما دربین اقشاردانشجو به بیش از دوسال هم میکشد فامیل دوری داریم که درسن 9سالگی عقد بسته و19سالگی عروسی کرده که ده سال طول کشیده است اما درچند سال اول عقدبستگی دیدارداشته اند اما هم آغوشی نداشته اند. بطورمعمول الان که هزینه های مسکن سرسام آورشده وبه تعبیر خانم ابتکار ازدواج مثل رفتن به فضا شده درحالیکه جوانان به دولت نهم رأی دادند تا امکان ازدواج آنها فراهم شود اما  بالعکس شده است .

ازاینها که بگذریم تبعات منفی دوره عقدبستگی درحامله شدن دختران است که یکی ازدوستان بسیجی جبهه ای اخیرا دخترش دراین دوره حامله شده که صبرکردند بچه به دنیا آمد ودخترش به علت این بی حرمتی طلاق گرفت وبچه را به پدرش داد گاها افراد به علت حامله شدن سریع زمان عروسی را پیش می اندازند عالم محل می گفت این هتک حرمت است که زن درخانه پدرش دراین دوره حامله شود ونباید چنین اتفاقی بیفتد .برخی دراین مدت به تجاربی می‌ رسند وبه علت تفاوتهای خلقی ازهم جدامی شوند طلاق های اینچنینی کم نیست برخی به نتیجه می رسند که شوهرانشون دچار اختلال نعوظ است ونمی تواند مقاربت ونزدیکی داشته باشد طلاق می گیرند برخی درتصادفات شوهرانشان را ازدست میدهند که دچارمشکل حقوقی ارث می گردند هزینه های این دوره گزاف است که برای مردان به بهانه های اعیاد وجشن تولد خود ومامان ها وخواهران وبرادران زیاد است ولی لذت جوئی آن سبب میشود تلخی هزینه ها فراموش گردد.با همه این مسائل وکام جوئی ها هردو طرف دراین دوره کم تجربه هستند وخجالت می کشندکه سوالی درمورد روابط جنسی ازکسی داشته باشند که اینترنت امروزه این معضل را با سرچ کردن سوال مورد نیاز حل کرده است اماهمه به آن دسترسی ندارند ویا نمی دانند چطوراستفاده کنند چه کلماتی را سرچ کنند. زمانی به یک موضوع پی می برند که فرصت به پایان رسیده ودوره عروسی ودلبری آغازشده است وغیرازمعاشقه ولب گرفتن وبوسیدن ولیسیدن ومکیدن لذت دیگری ازهم نبرده اند.بخصوص اینکه دراین دوره که باید فرهنگ روابط جنسی شان را پایه  گذاری کنند تا بعد ازعروسی زندگی لذت بخش ترباشد اما معکوس می شود چون برخی شب عروسی به علت  ناواردی سبب می شوند که همسرشان ازسکس ومقاربت اولیه خاطره خوشی نداشته باشد وهمیشه با اکراه به این مسئله تن دهد . برخی نکات را نویسنده وبلاگ شادابی(لینک است) که تخصصش روان شناسی سکسولوژی است نوشته که قابل استفاده دردوره نامزدی(عقدبستگی) می باشد:*سکس دهانی با زن *«هیچ چیز برای زن شگفت انگیزتر از خوردن اندام جنسی او نیست. این عمل موجب میشود تا او احساس عشق وسکس داشته ودیوانه وار به ارگاسم برسد. بسیاری از خانم ها حتی آنرا به نزدیکی با مرد هم ترجیح میدهند. اگر شما فقط کمی در این باره اشتیاق نشان دهید آنگاه درنظر اویک عاشق افسانه ای بنظر خواهید آمد.

مردها نسبت به ارگان جنسی زن یک احساس عجیب علاقه و تنفر همزمان دارند. بیشتر مردها رغبتی به اینکه سر خویش را مقابل کس همسرشان پایین بیاورند نداشته و حتی ممکن است از آن بیزار باشند! خیلی از زنها این نکته را میدانند و به همین جهت از لذت سکس دهانی محروم هستند. برای یک زن هیچ چیز تحریک کننده تر از آن نیست که مرد طعم کس او را خوشمزه بداند!!

خوشایندترین چیز برای یک زن آن است که مردی با انگشت او را تحریک کند لیس بزند برای اینکه از چشیدن طعم کس بدتان نیاید ابتدا با هم یک دوش بگیرید بدنتان را صابون بزنید و به هم بمالید. بعد فرج و لبهای آنرا باز کرده و کلیتوریس را با ملایمت بشویید. دست صابونی خود را پایین تر برده و باسن او را نوازش کنید تا لذت ببرد. مراقب باشید انگشت صابونی را وارد واژن نکنید. بعد از شستن دست یک یا دو انگشت را [اگرعروسی کرده اید]وارد واژن کرده و دایره وار بچرخانید درست مثل وقتی که داخل یک لیوان را می شویید. آیا لذتبخش نبود؟ حال میتوانید زبانتان را با خیال راحت هرجا که دوست دارید بفرستید.

 

وضعیت های انجام سکس دهانی:

زن به پشت خوابیده بین پاهای او دراز بکشید و پاهایش را روی شانه تان بگذارید. یا اینکه او روی لبه تخت بنشیند و شما مقابل او روی زمین زانو بزنید. یک راه دیگر اینست که او پاهایش را دو طرف سرتان بازکند و تقریبا" روی صورت شما بنشیند. (در این حالت صورتتان خیلی خیس خواهد شد)حالتهای متعدد دیگری برای فشار دادن صورت شما روی کس وجود دارد که میتوانید بسته به سلیقه خود آنهارا امتحان کنید.

 

یکی از بهترین وضعیتها برای سکس دهانی حالت 69 است. وقتی زن به حالت وارونه روی شما قرار بگیرد میتوانید هر دو یکدیگر را تحریک کنید و از زبان و دستتان همراه هم استفاده کنید. گاهی میتوانید در این وضعیت جای خود را با یکدیگر عوض کنید. وضعیت 69 را میتوان بصورت: مرد در بالا زن در بالا یا پهلو به پهلو انجام داد. خیلی از زوجها راحتتر هستند تا سکس دهانی را در حالتی که به پهلو کنار یکدیگر خوابیده اندانجام دهند. بعضی از خانمها علاقه دارند تا در همه این وضعیت ها سکس دهانی داشته و لیسیده شوند. عده ای در حالتی که مرد در بالاباشد احساس خفگی میکنند. هر چند در این حالت زن میتواند به راحتی سرآلت را در بمک گیرد و لذت ببرد!

 

نحوه انجام:

در واقع کلیتوریس مهمترین اندام جنسی زن است. بدون توجه کافی به کلیتوریس زن هیچ لذتی از سکس نمیبرد. خانمها در مورد تحریک کلیتوریس شان احساس و درک متفاوتی دارند. عده ای عاشق آن هستند که کلیتوریس شان به سختی مکیده شود ولی ممکن است این کار برای بعضی دردناک باشد. تحریک با زبان لیسیدن و مکیدن ورودی واژن زن را به اوج آسمان میبرد.

لیسیدن را از واژن شروع و به سمت کلیتوریس بروید. در یک طرف لب بزرگ و کوچک واژن را با دو لبتان بگیرید زبان خود را شل کرده بین آن دو بکشید. سپس زبان را داخل واژن برده و موقع بیرون آوردن به دورادور آن بکشید.

اینک لب خارجی را با دست کشیده و با زبان به آن محکم ضربه بزنید. بعد زبان را کاملا" روی آن کشیده و دوباره به سوی کلیتوریس برگردید. انجام این عمل زن را از خود بیخود کرده و حتی ممکن است به ارگاسم برساند.

حال کلیتوریس را به دهان برده و خیلی کوتاه و سریع بمکید و با زبان به اطراف آن ضربه بزنید. گاهی در همین موقع فرو کردن انگشت در واژن میتواند باعث ارگاسم شدیدی شود. اگر این عمل را در وضعیت 69 انجام دهید لذت زیادی خواهد داشت.

بهترین راه به ارگاسم رساندن زن از طریق سکس دهانی استفاده از ضربات ریتمیک و پشت سر هم زبان به کلیتوریس است.

خیلی از مردها دوست دارند صورت خود را لای پای زن برده و با لیسیدن کس او عشق را ابراز کنند . گاهی انجام این عمل مرد را هم بیشتر تحریک کرده و موجب می شود او در مراحل بعدی سکس لذت بیشتری ببرد.

برای اینکه طعم و بوی دستگاه تناسلی زن برای شما آزار دهنده نباشد، بهتر است ابتدا با هم به حمام رفته و ضمن عشق بازی موهای آنرا تراشیده و یکدیگر را با صابون بشویید. بعضی از زنها ترجیح میدهند قبل از سکس دهانی مورد نوازش و معاشقه قرار بگیرند.

بهتراست برای شروع مقابل هم نشسته و یکدیگر را ببوسید. سپس با نوازش نقاط حساس بدن اورا تحریک کنید. بتدریج دست خود را پایین برده و رانها و بعد از آن ناحیه تناسلی را بمالید. اگر این عمل را خوب انجام دهید همسر شما برای سکس دهانی کاملا" آماده شده و حتی ممکن است با دست خودش سر شما را به سمت پایین ببرد!

روش انجام:

1- زبان خود را دور کلیتوریس بکشید.

2- کلیتوریس را با لبتان بمکید.

3- زبان خودرا به شکل عدد 8 دور کلیتوریس و لبهای واژن بکشید.

4- با زبان خود به آهستگی به کلیتوریس ضربه بزنید.

5- زبان خودرا داخل واژن برده و درون آن بچرخانید.

این مقاله توسط یک زن به نامKoi نوشته شده است. وازوبلاگ شادابی کپی شده است.

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(5)درفراکسیونهای مجلس واحزاب

تحجر(5)درفراکسیونهای مجلس واحزاب

وظیفه نمایندگان مجلس به روز کردن قوانین اداره کشور است تا دچارفرسودگی واختلال عصبی مدیران نشود شهردارتهران درتاریخ 21-2-87درروزنامه کارگزاران گفته است « فرسودگی قوانین ، فعالیت های شهرداری‌را نابود کرده است » معمولا پدیده ها ، تشکیلات یا ابزار یا رابطه هستند که رابطه ثابت وآندو متغییرند وباید مدام به روز شوند شهرداری یک تشکیلات برای اداره شهراست که مدام باید به روزشود وقوانینش کارآمد باشد. یک تشکیلات یک نهاد اجتماعی است وافرادش سرمایه اجتماعی که باید بهینه باشد وحداکثر بهره وری را داشته باشد یعنی هرروز بالاترین خدمات را انجام دهد مثل پروژه نیم کاره نباشد تا نتوان از آن بهره برداری کرد وسرمایه مستهلک افتاده باشد به روز بودن یعنی همان را که داریم قابل بهره وری باشد ، مورد استفاده باشد اگر ماشین داریم که یک ابزاراست همینطور پولمان  و وقتمان را صرف آن نوع تعمیراتش کنیم که ضمن شکیل بودن راه برود اگر راه نرود بهترین تزئینات  را هم که داشته باشد وبالاترین قیمت را هم که داشته باشد یک پول سیاه ارزش وکارآئی ندارد کارآمدی مهم است .ابزارو تشکیلات باید به روز باشند .مرتب قوانینش اصلاح شود تا روزآمدگردد.

همانطورکه حضرت علی درشهر میگشت ومشکلات را مرتفع می نمود احزاب هم باید بگردند وتحقیقات میدانی وپژوهش نمایند نقص قوانین را درآورند ودراختیارفراکسیون خود درمجلس بگذارند تا با ارائه طرح به روزش کنند هم احزاب که یک تشکل هستند به روزمیشوند هم قوانین به روز می شوند هم مجلس اززمان عقب نیست وبه روزاست فرزند زمان خویش است . معمولا احزاب تلاش میکنند با دست یابی به مدیریت شهری به مدیریت سطح بالاتربرسند اگراینجاچنین است درنهاد ریاست جمهوری هم همینطورخواهدبود

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

فرمایشات خاتمی ضمیر خود را یافت

سخنان سید محمد خاتمی درباره صدورانقلاب ازنگرش یا دید امام خمینی سلام الله علیه که طرفداران«اسلام متحجرانه مصباح یزدی» را به واکنش واداشته بود ضمیرخود را یافت، سرتیپ یدالله جوانی که ساده لوحی فاقد شم سیاسی و از مریدان مصباح یزدی است که بدلیل این رابطه مریدی مسولیت دفترسیاسی سپاه را به عهده اش گذاشته اند براساس نقل روزنامه کارگزاران ، درهفته قبل درنشریه صبح صادق ارگان حوزه نمایندگی درسپاه ازنیروهای مقتدی صدردربرابر آیت الله سیستانی وحکیم حمایت کرده وعملکرد دولت مالکی درمبارزه با اغتشاشات وناامنی درداخل عراق راکه مردم عراق را به عذاب آورده بوده است رد کرد نامبرده دراین هفته وقیحانه ازخاتمی خواسته به دلیل تحلیلش درمورد صدورانقلاب اززاویه نگاه امام خمینی ازطرفداران اسلام امام خمینی جداشده وبه اسلام متحجرانه مصباح یزدی‌ بپیوندد همین حمایت مریدان مصباح یزدی ازنیروهای صدر درداخل عراق که سبب ناامنی درآن کشورشده اند کفایت میکند تا بدانیم طرفداران اسلام مصباح خواستارصدورانقلاب با اسلحه هستند ، ترورسعید حجاریان نایب رئیس شورای شهرتهران توسط سعید عسگر ازمریدان مصباح وحمایت خسروحسینیان مشاورامنیت ملی احمدی نژاد از سعید امامی خبیث که اسلحه درکشتی جاسازی کرده بود تا انقلاب را با آن صادرکند وحسینیان هفته گذشته گفته بی گناه بود نشان میدهد خاتمی خوب تو خال زده است.خذلان خداوند برتمام متحجرینی که با دزدی ارزش های‌ انقلاب آن را چنان مصادره به مطلوب میکنند که جوانان ازاسلام امام خمینی وانقلاب برگردند رویشان سیاه وبریده باد دستشان وابترباد راهشان .

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

درمان پارانویا و بدبینی

به بد دیدن مکن هرگز قضــــاوت.../ که دور است از ره لطف و کرامت...*** تمام حرف و فکر و فعل انســــان/ اثر بر خویـــــش دارد در نهایت...***** اعظم شادکام&&&&* منفی نگری ونگرش منفی وبدبینی ‌اساس بیماری هاست واثر مخرب بر رفتار فردی واجتماعی مادارد وطبق دستور قرآن باید ازظن بد پرهیز کنیم که برخی ظن ها گناه محسوب شده است«واجتنبواکثیرا من الظن ان بعض الظن اثم» بدبینی فرایندی بعداز افسردگی است که به آن پارانویا می گویند وبه علت کمبود ویتامین ب دربدن به وجود می‌آید ومنشاء کمبود ویتامین ب افت فشارخون وافت قند خون براثر تنیدگی(استرس) ناشی ازفشارهای‌ زندگی‌صنعتی و خوردن غذاهای اسیدی (سرد) وغذاهای تنیدگی زا مثل کنسروها وسایر غذاهائی که مواد نگهدارنده دارند که فشارخون وقند را می اندازند هست وازطرفی خوردن مواد غذائی‌ استرس زا مثل شکر وهرچه شکر درآن بکار رفته که ویتامین ب را می سوزاند وپوست را دچاربیماری وجوش وزشت می کند درواقع زیبائی صورت وخلق خوش را ازبین می برد وانسان را تند خو وپرخاشگر ومنفی نگر می نماید .

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی‌ پور کیست ؟ (قسمت هفتم)

برای شناخت ریشه ای رد صلاحیت کنندگان او که یک دمکراسی خواه وخواستارتحقق مردم سالاری دینی طبق نظرات امام خمینی‌ است باید شورای مدیریت حوزه علمیه قم را شناخت آنان که او را رد صلاحیت کرده اندودرشورای مدیریت حوزه دست بالائی دارند کانه درقرن گذشته زندگی میکنند واداره امور را همانگونه میخواهند نه دمکرات گونه ، هرچند شیخین با زیر پا گذاشتن فرمایشات رهبری‌ وقانون اثبات کرده اند که تمایل دارند بصورت مشترک شاهنشاه ایران باشند . به اسامی شورای مدیریت حوزه علمیه قم بنگریم که اوائل اردیبهشت درروزنامه کارگزاران درج شده، همه ازیک جناح هستند . کانه چیزی به نام مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه قم وجود ندارد ریشه به جا باد اگربرگ وبری می‌ رود تا اینجا محور دمکراسی نشود تلاش ها سخت نتیجه میدهد .وقتی برای اداره حوزه علمیه قم یک تفکر ، ازهم لباس های آنها حذف می شود نباید درسطح مدیریت کشور انتظار داشت زنان حذف نشوند یا طرفداران اسلام امام خمینی حذف نشوند معلوم نیست مجمع محققین ومدرسین برای چه بوجود آمده اند اگر آنها نتوانند ازحق خود دفاع کنند چگونه پشتوانه فقهی یاران امام خواهند بود . درانتخابات ها که درقم نقشی ندارند . درنظریه پردازی هم که خبری‌ ازآنها نیست ! چرا آنقدر بی حال ؟ اگر مجمع محققین ومدرسین نتواند ازحقوق طرفداران امام دفاع کند همان بهترکه نباشد . چرا نباید زبان آنها دردفاع از اسلام امام خمینی چونان زبان مالک اشترباشد . روزنامه داشته باشند وفعالیت مستمروفریاد طالقانی گونه واستراتژی سید موسی صدری اتخاذ نمایند والا مقالات فاضل میبدی وایازی ومصاحبه های رئیس آن که رئیس خانه احزاب هم هست دردی دوا نمی کند باید حرف بزنند مگر شهید مطهری وشهید شریعتی وشهید چمران بیش از حرف زدن ونوشتن کاری کردند که امروزه گل سرسبد دانشمندان کشورند. از آیت الله صانعی یاد بگیرند به تنهائی کیهانی ها(طرفداران اسلام متحجرانه مصباح یزدی ) را گوربه گورکرده ودرلاک دفاعی ولجن پراکنی واداشته که بیشتر خودشان راخراب میکنند تا اینکه ضربه ای به امام ویارانش بزنند. این چه خوابی است که اعضاء مجمع محققین ومدرسین را فرا گرفته است . لااقل افراد متفکربیشتری را بکارگیرند تا مؤثر باشند وبتوانند درتحقق دمکراسی ونظرات امام کوشا باشند . چرا ما اینطورشده ایم باورکنیم اگر اینها با قدرت فکری برخورد میکردند امروز این وضع نبود وجامعه جوان کشور جذب اینها میشد وشورای شیخین جرأت نمی کرد که خیلی هارا رد صلاحیت کند وسخنگوی آن هزاران بارغلط می کرد که دروغ علنی درباره خانواده امام بگوید . اگر نفس مسیحائی داشته باشند چون امام ازجوانان شهید یعنی بالاترین بر را خواهند ساخت ولی اگر سکوت کنیم وسبب ترویج فکر درجامعه نشویم دختران هم قلیانی وسیگاری ومعتاد خواهندشد وصفحه روزنامه ها مملو ازچیزهای بد بد مثلا دختره مادرش را کشته ومادره دخترش را وپدره هردو را و شوهره زنش را وخانم شوهرش را وبچرخ تا بجرخند دورباطل کشت وکشتارخانوادگی براثر خلاء فکری درجامعه واعتیاد جوانان و... کشتی به گل نشسته نباشیم که اثر نداشته باشیم کشتی نجات باشیم هر صدائی الزاما به گوشی میرسد اما اگرصدانبود ترس همه را دربرمی گیرد ومرگ همه را به کام خود میکشد وازترس مرگ خودکشی خواهند کرد نه کسی به میدان می آید نه کسی درمیدان می ماند نه فریاد رسی پیدا می شود وامربه معروف که آمد برکت می آورد . پس فریاد مجمع محققین دراستیفاء‌ حق خودشان کجاست ! تا جوانان هم دلگرم شوند که کسی هست تا به حقشان برسند. حرکت وحید بهبهانی گونه امام خمینی دربرابر استرآبادی های‌ دمکراسی ستیز زمان خودش که برای تالیف قلوب هواداران آنهاست ورهبری هم نسبت به هواداران ومقلدن خوئی وسید محمد شیرازی همین روش راداشت برای کسی‌تکلیف نمی شودکه دربرابر بی حیائی برخی‌ نیاستند واز اندیشه های امام دفاع نکنند وظیفه مجمع محققین ومدرسین داشتن مرکزی چون حسینیه ارشاد تهران درقم است تا سلسله بحث های مستمر روشنفکری درباره اندیشه های‌ امام داشته باشند ومردم وطلاب جوان از آن استفاده کنند. مدام باید پیرامون پدیده ها اعلام موضع کنند واطلاعیه بدهند . چند اطلاعیه ازمجمع مدرسین ومحققین پیرامون پدیده ها درمطبوعات به ثبت رسیده ؟! پیامبر دراواخرعمرشریفشان هر روز درب منزل فاطمه می رفت ومی گفت السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ! این حرکت تبلیغی اثر گذاراست و اندیشه را نهادینه میکند نه اینکه سالی یکبار موقع انتخابات بیائی‌ یه تیکه بپرانی برای رأی‌ آوری‌ وبروی بخوابی تا انتخابات بعدی . جوانان این را نمی پسندند با حرف کسی ازجا کنده می شوند وهیجان می گیرند که زبانش چون زبان مالک اشترباشد نه اینکه زبان حشیشی داشته باشد وبرای اینکه رد صلاحیت نشود متشبث شود به کل حشیش. چرا باید یک شیخ تندخو جرأت کند این همه آدم را رد صلاحیت کند آب ازآب تکان نخورد چه کسی جلو دهان کسی را گرفته ، حرکت واعتراض فردی هیچ فایده ای ندارد ، یدالله مع الجماعه ، مجمع محققین ومدرسین ومجمع روحانیون اگر به پیغمبر تأسی کرده بودند وبمدت شش ماه برای رد صلاحیت یاران امام بخصوص خانم رجائی وهمسرشهید همت وباکری وخانم کدیوروخانم محتشمی پور ومردان ردصلاحیت شده پیراهن سیاه می پوشیدند وجوانان هم به اینها تأسی میکردند وسیاه می پوشیدند نشاط درجامعه فراوان بود اما وقتی خود را به تغافل وخواب زدیم ونپوشیدیم جوانان خودشان می پوشند اما نه به علت نشاط وجنبش بلکه به علت افسردگی ، طلاق ، خودکشی ، همسرکشی ، خواهرکشی ، برادرکشی ، طرح جلوگیری‌ از خودکشی وافسردگی به مجلس می رود ، پلیس آگاهی می گوید که تجاوز به عنف دردختران باکره زیاد شده ، به تعبیر امام« اگر مواظب نباشید یک مرتبه متوجه می شوید انجمن حجتیه همه چیزتان را ازبین برده است» همه چیز یعنی ناموس، تجاوز به عنف دخترباکره یعنی چه!؟ یعنی همون که امام گفت وما خود را به تغافل زده ایم . اگریک میلیون هندی یک جا باشند یکی ازآنها رنگ لباسش تیره وکدرنیست اما ایران امروز بالعکس است . درود برخانم ابتکارکه با شاهکارپست نیمه پنهانش درنقد بولتنیسم درجامعه شیعه از زبان خواجه نصیرالدین طوسی گفت آنچه باید گفته شود! $$$$$$$$$$$$$$$$$ بدنیست این پست سید عطاالله همسر خانم کدیور را هم ضمیمه این پست مرورکنیم* نگاه سلطان العلما پدر مولوی به زندگی ! « زندگی چیست و دین چه نسبتی با زندگی دارد؟ کدام راه و روش را انتخاب کنیم؟ گویی این پرسش برای سلطان العلما بهاالدین خطیبی، پدر مولوی مطرح بوده است. در فصل نخست کتاب " معارف" در تفسیر اهدنا الصراط المستقیم نوشته است: " گفتم ای الله هر جزو مرا به انعامی به شهر خوشی و راحت برسان و هزار دروازه ی خوشی بر هر جزو من بگشای و راه راست آن باشد که به شهر خوشی برساند و راه کژ آن باشد که به شهر خوشی نرساند" ایمان در نگاه سلطان العلما و پسرش راهی به خوشی ست. در روزگاری زندگی می کنیم که به تعبیر عبید ؛ مذهب مختار و دین دلپسند، دینی است که آمیخته ی با مصیبت باشد. انگار شادمانی گمراهی ست. چنین دین و آئیینی، که با فطرت انسانها ناسازگار ست، جوانان را از دست می دهد. جوان دوست دارد که دین برای او مثل آب برای ماهی باشد. تری و تازگی و حیات ماهی از آب است. گرایش شگفت انگیز ایرانیان و جهانیان به مثنوی، در این روزگاری که صدای گلوله و عزا قطع نمی شود، نشانه ای است که سرشت انسان ها روی به شادمانی و آزادی دارد.»

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تزریق نقدینگی تخدیرکننده اقتصادی - سیاسی

نویسنده : عباس عبدی***** احتمالا‌ تا حالا‌ این سوال برای شما هم پیش آمده که چرا حکومت قادر به جلوگیری از روند رو به افزایش تورم(گرانی) نیست؟ آیا تورم پدیده ناشناخته‌ای است؟ آیا برخلا‌ف اظهارات جاری و رسمی، آنان علا‌قه‌ای به کاهش تورم ندارند؟ یا علت دیگری مطرح است؟به‌نظر می‌رسد که پدیده تورم چنان ناشناخته و پیچیده نیست که متولیان امر در ایران عوامل ایجادکننده آن را نشناسند، زیرا هم ادبیات علمی این پدیده در علم اقتصاد وجود دارد و هم تجربه و موضوعیت داشتن تورم برای جامعه ما کارشناسان را با آن به خوبی آشنا کرده است. افراد باید ضریب هوشی بسیار پایینی داشته باشند که عامل اصلی تورم را نشناسند. البته برخی افراد طرفدار یا مجری سیاست‌های جاری [مثل احمدی نژاد]در تحلیل خود مواردی را می‌گویند که شنونده تصور می‌کند آنان هیچگونه آشنایی با مباحث اقتصادی ندارند، اما به‌نظر من آنها صرفا آگاهانه و از روی عمد سلب حقیقت می‌کنند و خلا‌ف درک خود را می‌گویند تا برخی عوام و ناآگاهان را قانع کنند؛ بنابراین علل و عوامل عمده پدیده گرانی که همان افزایش نقدینگی است موضوعی شناخته شده نزد همه است.پاسخ به سوال دوم هم منفی است. به‌عبارت دیگر تصور می‌کنم که مسوولا‌ن علی‌الظاهر علا‌قه‌مند به کاهش تورم هستند، اما این مساله صرفا در حد علا‌قه است، مثل کسی که علا‌قه‌مند به سلا‌مت خود است و صادقانه هم به این خواست علا‌قه دارد، اما در عین حال حاضر نیست از خوردن زیاد غذاهای چرب، شیرین و بانمک و کشیدن سیگار دست بکشد.خوب طبیعی است که تامین سلا‌متی با این رژیم غذایی جور در نمی‌آید.پس علت چیست؟ چرا علی‌رغم مسلم بودن تاثیر استفاده از منابع صندوق ذخیره ارزی در افزایش تورم، کماکان تمامی مساعی دست‌اندرکاران تسلط بر اختیار مصرف این منابع است؟ چرا برای مقابله با خشکسالی طرح استفاده از دو میلیارد دلا‌ر از این منابع ارائه می‌شود؟ چرا برای حل مشکل بنزین دو میلیارد دلا‌ر اضافه بر سهمیه از این درآمدها واردات می‌شود؟ چرا خارج از بودجه، از دلا‌رهای نفتی وزارت نفت برای طرح‌های عمرانی هزینه می‌شود؟ چرا هیات امنای صندوق ذخیره ارزی منحل و اختیارات آن به کمیسیونی در دولت سپرده می‌شود؟ و خیلی چراهای دیگر... مشکل اصلی این است که سیاست‌های اتخاذشده حکومت، راه بازگشتی را باقی نمی‌گذارد، آنان که می‌گویند از درآمدهای ارزی استفاده نشود، زیرا تورم‌زا است، خود را چندان مقید به بیان راه‌های جایگزین هم نمی‌دانند، راه‌حل‌هایی که پذیرش آن برای جامعه و به‌ویژه حکومت کنونی، بسیار تحمل‌ناپذیرتر است. استفاده از منابع ارزی کشور برای درمان دردهای کشور و یا پر کردن چاله‌چوله‌های اقتصادی موجود، به‌صورت عادت درآمده است، درست مثل مصرف مواد مخدر که موجب کاهش دردها و رنج‌های جسمی و روانی فرد معتاد است، اما همه می‌دانند که پس از قطع اثر این مواد، دردهای قبلی با شدت و فشار بیشتری ظاهر می‌شود و تنها راه برای تسکین آن استفاده بیشتر از مواد مخدر است، با این امید که این دردها درمان شود، میزان استعمال مواد هم بیشتر و بیشتر می‌شود و به جایی می‌رسد که فاصله مصرف باید کمتر و دز آن هم بیشتر شود. راه دیگر تحمل درد و رنج طاقت‌فرسا است تا بدن خود را برای درمان قطعی بیماری آماده کند و انتخاب چنین راهی نیازمند اراده‌ای مستحکم و قوی در فرد است و اگر چنین اراده‌ای را بتوان با سختی در افراد معدودی به‌وجود آورد، ایجاد آن در جامعه بسیار سخت‌تر و مشکل‌تر است و پیش از ایجاد آن، ابتدا باید به ضرورت چنین تفکری رسید، اما وقتی می‌بینیم که گروه اصلی قدرت، نه تنها به چنین ایده‌ای معتقد نیست که خلا‌ف آن را عقیده دارد، بنابراین تا رسیدن به گام اول نیز با دشواری روبه‌رو هستیم، بنابراین دوای درد مشکلا‌ت از نظر آنان کماکان تزریق بیشتر دلا‌رهای نفتی و افزایش نقدینگی و تخصیص غیربهینه منابع کشور و به تاخیرانداختن بحران است. نکته مهم این است که هزینه‌های مصرف منابع ارزی، در آینده و از دید حکومت، احتمالی است، اما منافع مصرف آنها، مقطعی و حتمی است. ذهنیت‌های کوتاه‌مدت در این معادله همیشه منافع مقطعی و حتمی را برخواهد گزید و هرگونه اصرار بر تغییر نگرش آنان نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت. افراد صاحب این ذهنیت‌ها تصور می‌کنند که در پس پیشنهاد عدم مصرف تسکین‌دهنده و تخدیرکننده ارز، نوعی توطئه و دشمنی نهفته است، البته شاید این تصور چندان بیراه هم نباشد، زیرا منتقدان طبعا می‌خواهند با قرار دادن مسوولا‌ن در وضعیت خطیر، شکست آنان را جلو بیندازند، اما مشکل اینجاست که عدم توجه به این هشدارها هم در نهایت‌ به تشدید بحران خواهد انجامید.25/2/87روزنا

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

طاهره صفارزاده مترجم قرآن

طاهره صفارزاده، شاعر، مترجم، محقق و قرآن‌پژوه کشورمان سری به نمایشگاه کتاب زده و دقایقی را در غرفه ناشران آثارش سپری کرده است. در نمایشگاه امسال آثار تازه‌ای از این نویسنده منتشر شده، اما اکثر آثارش که در سال گذشته تجدید چاپ شده‌اند، در نمایشگاه عرضه شدند.او در سال 1315 در سیرجان به دنیا می‌آید و لیسانس خود را در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران می‌گیرد. او برای ادامه تحصیل به انگلستان و سپس به دانشگاه آیووای آمریکا می‌رود و در آنجا موفق به کسب درجه ( MFAدرجه‌ای مستقل که به نویسندگان و هنرمندان که داوطلب تدریس در دانشگاه باشند اعطا می‌شود) شد. در سال 49 به استخدام در دانشگاه ملی (شهید بهشتی) درآمده و پس از انقلا‌ب به ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شد. در پرونده افتخارات این استاد دانشگاه، استاد نمونه در سال 71 و خادم‌القرآن در سال 80 و پس از انتشار ترجمه قرآن حکیم ثبت شده است.مخاطبان شعر در دهه 40 او را با شعر کودک قرن به خاطر می‌آورند و در دهه 50 با کتاب سفر پنجم، شعرهای قدیمی‌اش یادآور سال‌های گلوله و فریاد است. علا‌وه بر شعر، در ترجمه و پژوهش هم، استادی بی‌همتا است.کتاب سفر پنجمش که دربرگیرنده اشعار مقاومت با مضامین دینی است در سال 56 در دو ماه به سه چاپ با شمارگان 30 هزار رسید. از مجموعه شعرهایش می‌توان به رهگذر آفتاب 13411)، ( brelld the Red umسرودهایی به زبان انگلیسی، آیووا 1967م.1347ش)، طنین در دلتا [ و دفتر دوم ] ، سد و بازوان، حرکت و دیروز، بیعت با بیداری، مردان منحنی، دیدار صبح، در پیشواز صلح، گزیده ادبیات معاصر، هفت سفر، روشنگران راه و اندیشه در هدایت شعر، اشاره کرد.صفارزاده فارغ التحصیل رشته نقد تئوری و عملی ادبیات جهان است، و شاعری را از 13 سالگی آغاز کرده است.منبع روزنا/ 25-2-87

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

موضوع نظارت استصوابی چیست؟

در زمان امام خمینی نظارت استصوابی اصلا‌ً نبود. اندیشه شورای نگهبان این بود که آنها اختیاردار انتخابات هستند ولی با توجه به اینکه ما (محتشمی پور)در زمان وزارت کشور در مقابل شورای نگهبان مقاومت می‌کردیم و این اختلا‌ف بالا‌ کشید و شورای نگهبان خواست انتخابات را متوقف کند امام، آقای انصاری را به عنوان نماینده خود تعیین کردند تا این موضوع را بررسی کند. یک کمیته‌ای تشکیل شد؛ دو نفر از وزارت کشور و دو نفر از شورای نگهبان و آقای محمدعلی انصاری هم از طرف امام بررسی کردند و در نهایت حق به وزارت کشور داده شد و شورای نگهبان در آن داستان محکوم شد و نتوانست آن چیزی را که در ذهنش بود- همان نظارت استصوابی را -عمل کند. بعد از دوره سوم در زمان آقای‌ هاشمی‌رفسنجانی و وزارت کشور آقای عبدالله نوری، دیگر آنها سوار کار شدند و عملا‌ً نظارت استصوابی را اعمال کردند. پس نظارت استصوابی در آن زمان اعمال نمی‌شد و وزارت کشور هم در آن موقع در برابر چنین نگرشی مقاومت می‌کرد؟ بله، یک نمونه‌اش را برای شما می‌گویم. کسی به نام آقای اکبرزاده کاندیدای نیشابور و از دانشجویان خط امام بود. شورای نگهبان احساس کرد که اگر این فرد بیاید رأی می‌آورد بعد آمدند و گفتند ایشان نمی‌تواند کاندیدا شود. ما صلا‌حیتش را تایید کرده بودیم، چون کارت معافیت از خدمت نداشت و معافیت دانشجویی داشت و ما صلا‌حیتش را تایید کرده بودیم. یعنی هیات اجرایی صلا‌حیتش را تایید کرده بود. شورای نگهبان مخالفت کرد ظاهراً آن موقع رئیس نظارت هیات مرکزی آقای امام کاشانی بودند. ایشان رسماً نامه‌ای نوشتند که آقای اکبرزاده صلا‌حیت ندارند. حالا‌ عبارت نامه چه بود اطلا‌ع ندارم. ولی یک نامه‌ای نوشته بودند و ایشان را ردصلا‌حیت کرده بودند و برخلا‌ف معمول این نامه را در سطح نیشابور پخش کردند. ما اسم ایشان را اعلا‌م کردیم و در انتخابات مهندس اکبرزاده در نیشابور رأی آورد. شورای نگهبان پافشاری کردند که ایشان رأیش باطل است برای اینکه او را ردصلا‌حیت کردیم. ما گفتیم شما حق نداشتید که ردصلا‌حیت کنید، هیات اجرایی باید تایید کند که کرد. به ما گفتند هیات نظارت باید پرونده ایشان را امضا کند تا ما بفرستیم وزارت کشور، یعنی اعتبارنامه نمایندگی ایشان باید امضای هیات اجرایی باشد. دیدیم اینها امضا نمی‌کنند گفتیم اشکال ندارد این اعتبارنامه را هیات اجرایی امضا و فرماندار امضا کند، بعد بفرستید به وزارت کشور و اینها هم فرستادند وزارت کشور. بنده پرونده آقای اکبرزاده را دستور دادم با همین وضعیت بفرستند مجلس تا خود مجلس تصمیم بگیرد. پرونده بدون تایید شورای نگهبان آمد مجلس، مجلس هم تصویب و تایید کرد و آقای اکبرزاده تا آخر هم نماینده بودند، بدون اینکه شورای نگهبان امضا کرده باشد و شورای نگهبان صلا‌حیت ایشان را رد کرد و ما تایید کردیم و فرستادیم مجلس و مجلس سوم هم تایید کرد و ایشان تا آخر نماینده بودند. بر این اساس ما به شورای نگهبان اجازه ندادیم که برخلا‌ف قانون بیاید به جای مردم بنشیند و تصمیم بگیرد و یک نفر را ردصلا‌حیت کند و یک نفر را تایید صلا‌حیت کند، نه، مردم وقتی تصمیم گرفتند و طبق قانون هم می‌تواند یک نفر کاندیدا شود، پس کاندید هم می‌شود، لذا نماینده هم می‌تواند بدون دخالت شورای نگهبان بشود. #####منبع :روزنا - www.roozna.com – 22-2-86

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

هاشب تاس باید رئیس جمهورشود ؟

#### تقدیم به مادرگرامی خانم جمیله کدیور رئیس دوره ای‌ شورای‌هماهنگی جبهه اصلاحات ##### یعنی کسی که هوش یا تجربه اش زیاد باشد ، ابتکارعمل داشته باشد ، شوخ طبع باشد ، برون گرا واجتماعی یا با دیپلماسی خوب یا لابی با احزاب درون وکشورهای برون باشد ، تشکیلاتی باشد ، اشجع یا شجاع باشد، سید باشد(سید ها غالبا شجاع هستند که نمونه اش سید علی اکبر محتشمی پور است که درپست بعد خواهد آمدکه چگونه دربرابر قانون شکنی وزورگوئی شورای نگهبان البته به برکت حمایت های امام خمینی ایستاده است وقانون را پیش برده است) اینکه محمدرضا عارف گفته می آیم خطاست ! اینکه معین آمد خطا بود ! کارهربز نیست خرمن کوفتن ، گاونرمیخواهد ومرد کهن/ درایران مرد کهن کسی است که اولا آماده شهادت بدست مقدس نمایان احمق باشد هیچ ابائی ازآنها نداشته باشد ثانیا هاشب تاس باشد مردم گرای عزیز میرحسین موسوی خامنه ای با حضرت آیت الله صانعی درهفته گذشته دیداری داشته اند که این فرض را مطرح ساخته که میرحسین نامزد انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری شود. میرحسین ریاست فرهنگستان هنراست که بعد ازجنک تاکنون درمسائل سیاسی موضع گیری نداشته به جزاندکی درمورد توقیف فله ای مطبوعات که این عبارت او درفرهنگ طرفداران اسلام مصباح یزدی وانجمن حجتیه ماسید که کارهاشان اعم ازتوقیف مطبوعات وصدوراحکام قضائی و...فله ای است نه منطبق بر قانون وعدالت وکروبی عزیز هم حکم دادگاه آقاجری را ننگین دانسته بود بدلیل حضور روحانیت درجامعه ایران ، رئیس جمهورشدن افراد مکلا وغیرروحانی جزضررچیزدیگری عاید خودشان وکشورنخواهد کرد که امروزه درمدیریت احمدی نژاد مشهود است وتورم که دردولت قبل داشت تک رقمی میشد مجدد در دوره احمدی نژاد از20% گذشت وکمرشکن شده است وتمام مردم ناراضی هستند علتش هم برخی طلاب ساده لوح درمجلس وغیرمحلس هستندکه مستبدانه از تزریق پول وایجاد نقدینگی که احمدی‌نژاد بوجود آورده حمایت می کنند وتوان رأی منفی به لوایح او را ندارند یا ازطلاب طرفداراو درحوزه می ترسند تا کفن بپوشند وتحصن کنند یا به تعبیر باهنرتفاوت میلیون ومیلیارد را نمیدانند وامروزه خط فقر به 7500000ریال رسیده است وجمعیت تحت پوشش کمیته امداد ازپانصد هزار به چهارمیلیون نفررسیده است . برخی طلاب متحجر مانند اختلالات عصبی دوقطبی عمل میکنند گاه با شیدائی وحمایت بی جای خودشان وخنده هاشان کمرطرف را می شکنند(مثل حمایت ازاحمدی نژاد)و گاه با افسردگی وعقده گشائی کفن می پوشند وانتقادشان را باکفن بیان میکنند. (مثل انتقاد ازخاتمی) با اینکه سید محمد خاتمی ازعلماء بود وپشتوانه قوی درحوزه داشت آنقدر او را اذیت کردند که از خیر مدیریت کردن گذشت. ودردوره میرحسین موسوی‌ درزمان جنگ هم همینطوربود که به برکت وجود امام که توی‌ دهن این دسته ازطلاب طماع میزد ومی فرمود شما که نمیتوانید یک نانوائی را اداره کنید چطورکنارنشسته اید وایراد میگیرید توانست دوره اش را به پایان برساند. این قشر از روحانیت که درک مدیریت ندارد ودرایت هم ندارد ونمی اندیشد وگتره ای چیزی را رد یا طلب یا حمایت میکند ودراقلبت هم هست وبا چشمهای‌ کج ولوچش وچشم غره هایش ارث پدرش را از زمین وزمان میخواهد نخواهد گذاشت غیر روحانی‌ درایران مدیریت صحیح اجرائی کشور را پیش ببرد . احمد‌ی نژاد هم که با فرار ازشر گرانی ها به جلو ، مدیریت وهدایت را به امام زمان نسبت میدهد آنقدر ترسواست که درسفر به قم هم جرأت اینکه به دیدارمراجع معظم تقلید برود را نداشت ودرواقع ازترس گرانی ها فرارکرد وبه دیدارآنها نرفت درصورتیکه اولویت دیداریک مسول اجرائی دیداربا مراجع قم یا هرشهردیگراست . ترجیجا اگر رئیس جمهور روحانی سید باشد بهتراست چون میتواند زبان علماء گرانقدر را درک کندوبا تشریح مسائل نزد علماء (کاری که خاتمی توسط شهید توسلی انجام میداده) کشور را درآرامش نگه دارد.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(قسمت چهارم)درروضه خوانی

ایام فاطمیه است وفصل مرثیه ، بااینکه حساب کردن سن حضرت فاطمه سلام الله علیها ازنظر ریاضی آسان است اما سن او را مدام درمنابر ومداحان 18سال اعلام میکنند درحین شهادت او ، دخترش زینب 5ساله بود که 18منهای 5یازده میشود وسن سکینه وام کلثوم وامام حسین وامام حسن هم اگر یک سال به هم فاصله داشته باشند 18منهای 5منهای 4می شود 7 درحالیکه تاریخ ، زایمان هیچ زن هفت ساله ای را ثبت نکرده است . اما سن 27 درست تر به نظرمی آید چرا که فاصله سنی او با همسرش را شش سال نشان میدهد درحالیکه با سن 18فاصله سنی آنها 15سال میشود که گفته میشود فاصله سنی آنها اینقدرنبوده است.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سید علی‌اکبرمحتشمی پور از تاسیس مجمع روحانیون میگوید

همراهی با امام(ره) در نجف و پاریس و پرچمداری مبارزه با رژیم طاغوت، سال‌ها مبارزه در کشور‌های عربی و اسلا‌می برای آرمان فلسطین، تصدی وزارت کشور در دهه 60، ریاست فراکسیون جبهه دوم خرداد در مجلس ششم از جمله سوابق علی‌اکبر محتشمی‌پور است. آنچه این شیخ‌سادات را از سایرین متفاوت می‌کند، شجاعت و ذکاوت او است. محتشمی‌پور نشان داده که شاگردی خوب برای امام راحل بوده است. سخنرانی او در سومین روز درگذشت مرحوم آیت‌الله توسلی از این نمونه‌ها است. @@@@@@@@@@@@ چرا شما در دهه 60 و دوره مجلس سوم آقای کروبی را در مجمع روحانیون مبارز همراهی کردید و وارد مجمع روحانیون مبارز شدید؟ ولی در دهه 80 وارد حزب اعتماد ملی نشدید؟ با اینکه هم آقای کروبی، هم اعضای موسس حزب ، خیلی علا‌قه داشتند که شما وارد شوید؟ مجمع روحانیون مبارز جریانی بود که در زمان امام(ره) شکل گرفته بود و امام نسبت به مجمع روحانیون خیلی عنایت خاصی داشتند. نه بر این اساس که مجمع یک حزب بود بلکه این مجمع قبلا‌ً توسط تعدادی از اعضای رسمی‌اش که عضو جامعه روحانیت مبارز بودندکه با اندیشه جریان راست و تمایل به موتلفه و قشر سنتی بازار و اینها شکل گرفته بود. بخشی از جامعه این اندیشه‌ها و تفکرات بازاری را بر نمی‌تافتند، به خصوص روشنفکران اسلا‌می و دانشجویان و غیره ، بر این اساس تصمیم گرفته شد برخی از اعضای جامعه روحانیت از جامعه جدا شوند و یک تشکل روحانی دیگر را با رویکرد به اندیشه‌های امام داشته باشند؛ اندیشه‌های امام با رویکرد خودش و قرائت دیگری. جامعه روحانیت هم می‌گفت ما اندیشه‌های امام را داریم منتهی آن قرائت، قرائتی نبود که مورد پسند بسیاری از اقشار مردم باشد. بر این اساس آقای کروبی و موسوی خوئینی‌ها و کسان دیگری که بودند گرد آمدند و بحث تشکیل و تاسیس مجمع روحانیون مبارز را مطرح کردند، با توجه به اینکه احتمال می‌دادند امام با این انشعاب مخالف باشند. خدمت امام رسیدند و عرض کردند چنین فکری را ما داریم و امام هم آن را تایید کردند. دست نوشته امام هم در تایید این انشعاب وجود دارد. این برای من خیلی جالب و جذاب بود. لذا عضو مجمع شدم و بر این اساس چون مجمع را دارای پشتوانه نظر امام می‌دانم جدا شدن از مجمع خیلی برایم سخت است و اگر بخواهد فردی عضو مجمع باشد دیگر نمی‌تواند عضو هیچ حزب و گروه سیاسی دیگر باشد. حتی‌الا‌مکان سعی‌ام بر این است که عضو مجمع باشم و رفتن برای خاطر تایید امام بود و آن اندیشه ناب امام بود که موجب شکل‌گیری این مجمع شد. ######################################################## منبع :روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تشکل های روحانی درکشور(گروه های مرجع)

درکشور ما تشکل های روحانی گروه مرجع هستند یعنی سایر احزاب ودانشجویان ودانشگاهیان وفرهنگیان وکارگران وبازاریان وسایر اقشارآنها را سرمشق خودشان قرارمیدهندکه درحال حاضر 4تشکل عمده روحانی وجود دارد یکی مجمع روحانیون تهران که رئیسش سید محمد خاتمی است که من درانتخابات ریاست جمهوری و...به نامزدهای آن رأی‌ میدهم وخط مشی آنها را به امام خمینی نزدیک میدانم وسخنان خاتمی را هم مرتب پیگیری می‌کنم معمولا سخنان ایشان را روی وبلاگ میگذارم تا با اسلام بیشتر آشنا بشوم . تشکل دیگر مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه قم است که هم خط مجمع روحانیون تهران است ورئیسش آقای‌ سید حسین موسوی تبریزی رئیس خانه احزاب هم هست خانه احزاب مثل خانه هنرمندان است همه اقشار هنرمند آنجا نماینده دارند اینجا هم همه احزاب نماینده دارند. دوتشکل دیگر روحانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم وجامعه روحانیت تهران است که جامعه مدرسین بیشتر ازامام انتقاد میکرده اند وخطشان با خط امام متفاوت است .نحوه شکل گیری مجمع روحانیون مبارزتهران اززبان عضو برجسته آن سید علی اکبرمحتشمی پوردرپست بعد می آید.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ادعای ارتباط با امام زمان خارج از موازین دینی است

آیت‌الله الله ‌بداشتی: ادعای ارتباط با امام زمان خارج از موازین دینی است * روزنامه اعتماد ملی: آیت‌الله ابوالحسن الله ‌بداشتی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم از روحانیون برجسته‌ای است که مطالعات گسترده‌ای در زمینه مساله ظهور و موضوع مهدویت داشته است. وی که در سال‌های اولیه انقلا‌ب از نمایندگان مجلس شورای اسلا‌می بود و اکنون سالهاست در حوزه علمیه قم به مطالعه و تدریس مشغول است، در گفت‌وگویی تفصیلی با آفتاب به تشریح نگاه شیعه به موضوع ظهور حضرت حجت(عج) پرداخت. استاد حوزه علمیه قم، اظهار داشت: <اصل ظهور منجی عالم مخصوص شیعه نیست و همه ادیان به آن اعتقاد دارند و هریک از ادیان این مطلب را به نحوی مطرح کرده‌اند.> وی ضمن انتقاد از نحوه طرح موضوع مهدویت از سوی برخی مسوولا‌ن کشور و نهادها هشدار داد: <طبق روایاتی که به دست ما رسیده، در دوران پیش از ظهور، دجال به معنی انسان‌های بسیار دروغگو ظهور می‌کنند، آنها افراد بسیار دروغگویی هستند که ادعا می‌کنند «باب» امام زمان هستند، که باید نسبت به آنها بسیار هشیار بود.> وی ضمن تاکید بر این نکته که اصل ظهور یک اصل کاملا‌ مشخص است، تصریح کرد: <کسانی که مدعی ارتباط با امام زمان هستند، دروغگویند و باید تکذیب شوند. البته باید توجه داشت که در همه سال‌های غیبت کبری، بوده‌اند بزرگوارانی که با امام عصر در ارتباط بودند ولی هرگز در بازار مکاره به طرح این مسائل نمی‌پرداختند چرا که بدون شک هرکه را اسرار حق آموختند، مهر کردند و لبانش دوختند.> عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: <نکند درست مثل یهودیان زمان پیامبر، با اینکه این همه دم از امام زمان می‌زنیم در زمان ظهور در صف دشمنان ایشان باشیم.> این عالم نواندیش با اشاره به روش و سیره حضرت امام خمینی(ره) در مواجهه با موضوع مهدویت و اصل انتظار گفت: <اساسا حضرت امام به کسی اجازه نمی‌دادند که از این موضوع در مسائل سیاسی و روزمره سوءاستفاده کرده و برای خود جایگاهی قدسی قائل شده و دیگران را شیطانی بدانند.> وی با اشاره به اینکه متاسفانه در سال‌های اخیر از اصل مهدویت در امور سیاسی بهره‌برداری شده، از اظهارنظرهای محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور در این زمینه به شدت انتقاد کرد و گفت: <علما و حوزه‌های علمیه موظفند با اینگونه شیوه‌ها برخوردی جدی داشته و مجلس شورای اسلا‌می نیز باید در مقابل اینگونه اظهارات رئیس‌جمهور بایستد و او را استیضاح کند.> @@@@@زیتون: آیت الله حسن زاده آملی ، گفته اند ظهور امام زمان سرالله است واز اسرار خدامی باشد .هرکس هرچه گفت نپذیرید.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نیمه پنهان [نقد بولتنیسم درجامعه]

روان شناسان و صاحب نظران علوم رفتاری برای دروغ گفتن انسان دلایل مختلفی را مطرح می کنند. اختلالات شخصیتی، کمبود محبت، ترس (فوبیا) و ... هر کدام می تواند دلیل دروغ گفتن باشد. یکی از عواملی که آن را زمینه دروغ گویی می دانند تلاش برای پنهان کردن شخصیت سایه است. یعنی نیمه تاریک و زشت خود که فرد همه تلاشش را برای پوشاندن آن به کار می برد. به کار بردن ماسک های دروغین که هر گاه شرایط ایجاب کند برای همرنگی با جماعت به کار می رود و نقش های دروغین را بر عهده می گیرد می تواند از مصادیق پنهان کردن شخصیت سایه باشد. ادیان مختلف به خصوص ادیان الهی بر راستگویی و مذمت دروغ تاکید دارند. در آموزه های اسلامی حدیث «النجاه فی الصدق- نجات و رهایی در راستی است» را به یاد بیاورید. ولی چرا و چگونه است که در جوامع مختلف حتی در جوامعی که از صفات بارز آنها گرایشات دینی است، دروغ همچنان گستاخانه خود را می نمایاند و گردن می کشد؟ چرا امروزه جوامع با وجود اعتقادات دینی از ناحیه دروغ و دروغ گویی آسیب پذیری بسیاری دارند؟ شاید داستان جالبی که اخیرا از خواجه نصیرالدین خواندم بتواند پرده از این راز بردارد و نیمه پنهان این مسئله را روشن کند: در کتاب اسرار اللطیفه و الکسیله آمده است: "خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه درس بزرگان در همه زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است که در بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی وقتل و هتک حرمت زنان در بلاد مسلمانان بود. روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت:‌ می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان تا این حد گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند؟ بدو گفتم: بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم. خواجه نصیرالدین فرمود: ای شیخ تو کوشش ها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی و همان محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند. از بامداد که مومن از خواب برمی خیزد تا شبانگاه راه بر او شناسانده شده است. اما چه سری است که بسیاری از ایشان بر اخلاق نیستند و آن که اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار اوست. من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دین ها و آیین ها دیده ام. ازغوتمه (بودا) در خاور زمین تا مانی ایرانی در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند. آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آن که خود را بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزییات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد. اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ؟ در این اخلاق هر گاه به تو فرمانی می دهند، آن فرمان اما و اگر دارد. تو را می گویند دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست. غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست. قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست. تعرض مکن ... اما تعرض به نامسلمان را باکی نیست. این اماها مسلمانان را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز ازخود راضی و شادمان می بیند. راز نابخردی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان ... ########پست مذکور به قلم زیبای خانم معصومه ابتکار ودرواقع شاهکاری ازایشان می باشد که بسیار جذاب است .

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

درمان کودکان باتغذیه خرما

چند روز قبل درمسیر یک نفر را سوارکردم بحث ضعف وکم خونی شد گفت فامیلمان نوزادی داشت که همه پزشگان گفتند می میرد اما با دکترخرسند(لینک است) تماس گرفت به مادرش گفت روزی سه عدد خرما بخور به بچه شیر بده چنین کرد نوزاد رشد کرد وخیلی خوب است . پیغبرهم فرموده درخانه ای که خرما نباشد اهل آن گرسنه اند

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

صنعت ایهام 3

خدا رحمت کند دوست بسیجی جوانی که در تصادف جانش را از دست داد وقتی به مسافرت می رفتیم می گفت یه سرگروه میخواهیم که تخمَ خر(تخمه خر) خوبی باشد درتصوراولیه این جمله بی ادبانه ای بود اما وقتی بچه داوطلب می شدند تا او به زحمت نیفتد شیرین می شد به یکی ازخانم های فامیل گفتم چطوری‌؟ تخم خر! گفت وا ! گفتم تخمه های خوبی خریدی . تخمه خری دیگه ! اما ما که طبعمان سرد است تخمه کدو وهندوانه نمیخریم بیشتر تخمه خربزه تهیه می کنیم ویا تخمه آفتابگردان می خریم حاوی باز هستند واسیدشان کم است برای طبع سرد مفیدند تخمه کدو وهندوانه اسیدی (سرد) هستند ودرایجاد اختلالات عصبی نقش دارند ومضرمی باشند . دیشب میهمان عزیزی بودیم که ازکربلا آمده بود جوانی به بغل دستی‌ اش گفت شب ها نمیتوانم بخوابم وکانه با سیم برق گلویم را بسته اند . او به من که درکنارش بودم اشاره کرد وبعد شام صحبت کردیم ابتدا طبعش را پرسیدم گفت اگر هندوانه وشیربخورم همینطورمی شوم چون مردها کم خون نمیشوند وکمبود کلسیم هم نداشت یعنی دست وپایش خواب نمیرفت ونمی گرفت مورمورنمی شد گفتم کمبود ویتامین ب است برخی غذا ها را به اوسفارش کردم منظورهندوانه هم خودش وهم تخمه اش سرد است وبرای کسانی که طبعشان سرد است مضرهستند وعامل اضطراب وافسردگی هستند اما برای‌ طبع گرم خوبند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(3) دردرختکاری

اخیرا یکی ازمحققین درروزنامه کارگزاران نوشته اند درخت های اکالیپتوس وکاج و...که بومی ایران نیستند درسرمای زمستان 1386 خشک شده اند که ما هم درخیابانها واطراف شهرها وپارکها مشاهده میکنیم که خشگ شده اندودرخت بومی ایران توت (که درپاکسازی هوامؤثراست ودرروسیه هم بیشتر توت درخیابان میکارند ومیوه اش هم درپالایش خون به تعبیر سرهنگ نیروهوائی ارتش ، جمشید خدادی که خودش آزمایش کرده معجزه می کند) وچناروسپیدار وصنوبر واقاقیا ونارون وبید وزبان گنجشک است که سرما آنها را خشک نکرده است . اما محقق مذکور گفته اند مجدد امسال شهرداری تهران کاج و...کاشته اند وقتی ما به علم توجه نکنیم وخودمان را به روز ومنطبق با شرایط منطقه ای ومکان وزمانی که درآن زندگی می‌کنیم نکنیم متحجرمحسوب میشوم چون هوش یعنی سازگاری با محیط، حالا یک کامیون مدرک دکترا ، فوق لیسانس ولیسانس داشته باشیم امروزه این مدرک ها هستند که ما حمل میکنیم ولی اثری ازبیشتر آنها درزندگی مردم مشاهده نمیشود که نظام مدرک گرایی عین تحجر محسوب میشود ومثل ما که مدرک حمل می کنیم اما به علمی زندگی کردن توجه نمی‌کنیم مثل خری است که کتاب حمل می کند کمثل الحمار یحمل اسفارا.(سوره جمعه)ممکن است گفته شود تا حالا تجربه نبود اما اکنون که تجربه سرما پیش آمده تکرار اشتباه گذشته ومیلیاردها خرج آبیاری طرح حرم به حرم کردن ومجدد خشکاندن خیانت است . مثل مدرک داران وزارت بازرگانی نباشیم که عوارض گمرکی برنج خارجی را دوبرابرکرده وقیمت آن را دربازارمصرف از 7000ریال به 25000ریال رسانده ویک چیزی هم ازمردم طلبکاراند . چنین مدرک دارانی ازعقل بوئی نبرده اند. البته خدا کند برنج گرانتر شود چون چیزی جز یک نسل بیمار فرزند کش که مدام درصفحه حوادث روزنامه ها میخوانیم برایمان چیزی نگذاشته ، فوجی به دیابت دیالیزی شده ایم ، سیلی ازجمعیت گواتری ، ربعشان چاقی فیزیولوژیک وفشارخون وتنگی نفس وناراحتی قلبی وفوران سکته مغزی وقلبی یا ایست قلبی درجوانان . همین امروز 21-2-87روزنامه کارگزاران نوشته پدری دختر22ساله خود رابه علت اعتیاد زنده به گورکرد که با اطلاع مردم یه پلیس ، دختر را نجات دادند وپدری‌ دختر17ساله خود را درخواب سربرید چرا که شوهرخواهر دختر، او را مورد تعرض قرارداده است . برنج به جای‌نسل محقق نسل مدرک گرا برای ما درست کرده است اولین پدری که سرکودک خردسالش را چند سال قبل 1384برید دکترا داروسازی‌ داشت .

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

واه واه چه چیزا مینویسی !!

واه واه چه چیزا مینویسی !! بعد از انتشار پست صنعت ایهام ، دوستی صمیمی کامنت فوق را گذاشته است اما خودش هم کامنتش را تایید کرده است. این کامنت او از دوجهت روان شناسانه است یکی تکرارشونده است که درکلینیک های روان شناسی اثبات شده اگر ما کلمه ای یا عبارتی را تکرار کنیم ترشح هورمون استرس(کرتیزول) ما کم میشود وآرامش می یابیم وهدف ذکرگفتن دراسلام هم همین است وازجهت دیگراین تعجب او خنده داراست علی رغم اینکه خودش دنبال مطالب اینچنینی وعاشقانه است ازانتشار آن دریک وبلاگ سیاسی که بیشترمطالبش علمی است تعجب کرده است. خنده مرکز نشاط مغز را فعال میکند وسبب ترشح هورمونی میشود که آرامش ما را درپی دارد یک کودک شیرخوار روزی 400مرتبه می خندد ویک بزرگسال بطورمیانگین باید روزی یک ربع بخندد.معمولا پسران وقتی به سن تکلیف می رسند وتغییرات جنسی ثانویه درآنها رخ میدهد عصبانی هستند وکمترمی خندند ودختران هم وقتی به سن ازدواج می رسند غریزه جنسی آنها باید ارضاء‌شود تا نشاط داشته باشند ولی به دلایلی که نتوانسته اند ازدواج کنند کمترمی خندند که هیچ بلکه به تعبیر یک روان شناس کارهائی از روی انتقام گیری می کنند که صورت برادرانشان ازشرم سرخ میشود واینگونه انتقام عدم ارضاء غریزه جنسی خود را می گیرند خدا کند که سنت های خرافی موجود درمراسمات ازدواج وجشن ازدواج ازبین برود وتمام دختران وپسران که به سن قانونی رسیده اند به ساده ترین وآسان ترین روش به عقد هم درآیند وبه هدف اصلی که ارضاء غریزه اشان است وتندرستی وشادابی ونشاط وزیبائی آنها را درپی دارد برسند.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ضمیر ناخوآگاه

این هم از وبلاگ استاد سعید همسر فریبا خانم نویسنده داستان دنباله دار«ترمه» برای دوستداران مباحث روان شناسی که هرد ولینک هستند*********** بسم الله الرحمن الرحیم تعاریفی کوتاه از ضمیر نا خودآگاه: 1_ ضمیر نا خودآگاه هر فرد، منبعی از اطلاعات اوست که از افکار و احساسات هر شخص تامین و تغذیه می گردد و با پردازش خود بخود اطلاعات، باعث شکل گیری باورها می شود و قسمت اعظم پنهان وجود انسانها را تشکیل می دهد. ۲_ ضمیر ناخودآگاه ما کاملا شبیه به یک کامپیوتر عمل می کند که برای کنترل اعمال غیر ارادی، مثل ضربان قلب، تنفس و از همه مهمتر ساخت شخصیت و باورهای آدمی، برنامه ریزی شده است. همانطور که می دانیم، هر کامپیوتر دارای یک خروجی و ورودی است که در واقع پردازش این ورودی و خروجی تبدیل به عملکردی تحت عنوان باور میگردد. 3_ ضمیر ناخودآگاه ما که ورودی های خودش را از طریق حواس پنجگانه و همینطور افکاری که از ذهن ما میگذرد، میگیرد، اثر عینی و چندان واضحی از خود نشان نداده و ما با نشانه های فیزیکی، میتوانیم پی به اثر ببریم. مثلا وقتی از چیزی میترسیم، ضربان قلبمان بالا میرود و رنگ صورتمان تغییر می کند، همین اثرات فیزیکی است که باعث میشود به عملکرد ضمیر ناخودآگاه پی ببریم ولی مسئله ی بسیار مهمتر این است که ضمیر ناخودآگاه باورهای ما را ساخته و قادر به تغییر آنهاست و ما بوسیله ی دادن ورودیهای دلخواه که همان افکار مثبت است، قادر به کنترل ضمیر ناخودآگاه و شکل گیری باورمان خواهیم شد. کلیه ی کارهای شما ( عادی و روزمره یا خاص ) در طول زندگی، درون دفتری به ثبت رسیده و در بایگانی مغز نگهداری خواهد شد که در حالت عادی، دسترسی شما به این بایگانی سخت و تا حدی نا ممکن میباشد. چنانچه مایل به نامگذاری این بایگانی کامل و منحصر بفرد باشیم، میتوانیم از آن تحت عنوان ضمیر نا خودآگاه اسم ببریم. آنچه توسط چشم شما فیلمبرداری شده و توسط گوش شما حتی در ساعات خواب، صدابرداری میشود در آرشیو بایگانی ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و محفوظ می گردد که عکس العملهای مختلف شما در برابر محرکهای متعدد از همین ضمیر ناخودآگاه فرمان گرفته و توسط ضمیر خودآگاه به انجام می رسید. با مسلط شدن شما از طریق علم هیپنوتیزم برضمیر ناخود آگاه، بسیاری از کارهای سخت و تا حدی غیر قابل باور، انجام شدنی است. مثلا هنگامی که شما از طریق هیپنوتیزم ( تمرکز محض) با ضمیر ناخودآگاه خود ارتباط پیدا می کنید، میتوانید در سخت ترین امتحانات کنکور، بهترین رتبه را کسب کرده و موفق شوید چرا که کافیست، چشمان شما در گذشته برای یکبار موضوع طرح شده در سوال کنکور را دیده و در ضمیر ناخود آگاه به ثبت رسانده باشد با دسترسی به آرشیو کامل مغزتان، جواب سوال مورد نظر را یافته و به راحتی پاسخ خواهید داد یا اختلالات روحی روانی که ناشی از مشکلات دوران کودکی است ( حتی اعتیاد به الکل یا مواد مخدر) با دسترسی به بایگانی ضمیر ناخودآگاه و بازبینی فیلم دوران کودکی، به راحتی قابل حل می باشند. پس بیاییم این علم عمیق، وسیع و نا محدود هیپنوتیزم را جدی گرفته و بیشتر و بیشتر از آن در زندگی شخصی خود استفاده نماییم. &&&&&&&&&&&&&& زیتون : ضمبر ناخود آگاه یکی از هفت کلید طلائی موفقیت است که ما معمولا میتوانیم کاری که روزبعد یا اینده میخواهیم انجام دهیم وقتی به بستر میرویم هنوز خوابمان نبرده آن کار را درذهنمان مرور میکنیم تا برای انجام تسهیل شود

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

رمی 77نماینده توسط نوه امام

تیرخدا ازدست نوه امام برسینه 77نماینده ومدیرکیهان نشست وما رمیت اذرمیت ولکن الله رمی ولیبلی المومنین منه بلا حسنا. درپی تعرض 77نماینده ساده لوح مجلس هفتم وحسین خان شریعتمداری به سید محمد خاتمی علی اشراقی نوه امام به دفاع ازخاتمی پرداخت و درمقاله ای که درروزنامه مردم سالاری روز19-2-87نوشت گفته اند مگرچه گفت که اینقدر برآشفته شده اید ؟ وی علت آشفتگی این گروه نمایندگان را ترس ازحضور خاتمی درانتخابات دهم ریاست جمهوری بیان کرده است که الحق والانصاف همینطورهم هست درانتخابات هفتم ریاست جمهوری شیخ محمد یزدی این الم شنگه را دربرابر آمدن احتمالی میرحسین موسوی به پا کرد وماقبلش احمد توکلی وکیهان دردوره ششم . دراین دو دوره اخیریزدی نقش خود را درانتخابات خبرگان ومجلس شورا دررد صلاحیت ها ایفا میکند ودرانتخابات ریاست جمهوری به سواستفاده ازبسیج وسربازان رو آورده اند

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نوشته ای ازشاعر ه گرانقدرسارا صادقی

٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ برای زنی که در مترو دست فروشی می کرد... برای تو ای دست فروش تو که سنگینیه نگاه ها را تحمل می کنی و با قدم های سخت زندگیت را به جلو می رانی ...... او:سلام خانوما ......... او:از این تی شرت ها بخرید جنس خیلی خوبی داره ........(همه کر و کور و لال) او:قیمتش شرکتیه بیشتر بوده چون مدلای جدید اومده کم شده یک نفر:بیا ببینم نخ کشم که هست جنسشم که زیاد خوب نیست قیمتش چقدره؟ او:برای هر کدوم ۱۵۰۰ تومان یک نفر:اوه ه ه چه خبرته؟ماشاالله مردم و خر گیر اوردی می خوای اینا رو بندازی بهشون (فقط به سرتاپای یک نفر نگاهی انداخت و لبخندی زد) شاید تو این فکر بود که پول لوازم ارایشش چقدره؟هر بار که بخواد ارایش کنه باید یه سری لوازم کامل رو مصرف کنه؟!چه فرقی می کنه حالا اگه مارک دار باشه یا نباشه اگه مارک دار باشه که پولش زیاده اگه هم نباشه که داره از زیبایی و جونش می گذره( گور بابای هر چی مارکه و گرونیه) یک نفر:دو تا برمیدارم.حالا با من چقد حساب می کنی؟ او:دل خوش سیری چند؟ یک نفر:چی؟؟؟؟؟!!!!!! حالت خوبه ؟میگم اخرش چند؟ او:...... یک نفر از کیفش ۲۰۰۰ تومانی دراورد و به او داد او:نه...به انان که من را نمی فهمند عشق نمی فروشم (و با کمال ارامش از ایستگاه بعدی پیاده شد) یک نفر:انگار نوبرشو اورده دیوونه بود اصلا از سرو وضعش هم معلوم بود دیگری:(خنده کنان)دیونه که چه عرض کنم دیدی عاشق لباساش بود طبع شعرش هم که گل کرده بود می گه عشق نمی فروشم ....... (نفر دیگری به همراه او از مترو پیاده شد و به دنبالش رفت) نفردیگری:به من هم می فروشی؟ او:چند من خربزه می خواهی؟ نفردیگری:دل خوش سیری چند؟ به منم عشق دهی؟ او:تا چه باشد تقدیر! نفر دیگری:پس به من می فروشی؟ او:بله چند تا می خوای؟ نفر دیگری:چند تا داری؟ و لبخند و لبخند و لبخند بود که به روی لبهای او امد و نفر دیگری یک دنیا عشق خرید ....... چه کسی می دونه؟ شاید منظورش از عشق پولی بود که با زحمت از همین راه درمی اورد و به زخم زندگیش می زد یا شایدم شادی بچه ها و خانوادش..... شاید ارزش کارش از کسی که خودش و می فروشه کمتر باشه درامدش که صددرصد کمتره شاید شغلش بی کلاسه شاید چون شلغش کاذبه به خودمون اجازه می دیم هر چیزی رو بهش بگیم شاید........ و هزار تا شاید دیگه پانوشت: ۱-سلام رو اینجا می کنم که حس و حال اون بالا بهم نریزه ۲-خیلی ازتون التماس دعا دارم هم واسه چند تا از بنده های خدا هم برای خودم سردردام یه ذره مشکوکه رفتم دکتر گفت علایم میگرن رو ول کن یه ذره اونورتره منم از بس بی احساسم نه می ترسم نه به خودم رحم می کنم نه میذارم کسی بهم رحم کنه فکرمو که خیلی مشغول کرده ولی هنوزم هیچ احساس خاصی ندارم شاید وقتی معلوم شه تو این مخ ما چه خبره یه ذره به خودم بنازم که این هفته اگر خدا بخواهد معلوم می شه ۳-دکتر بهم امپول داده(نمی دونم چیه ولی فکر کنم نوعی مسکنه ) مامانم هر روز یاداوری می کنه بریم این امپولتو بزن ولی من هم خودمو می پیچونم هم مامانم و از امپول بدم میاد مخصوصا اگه مسکن باشه که یه ذره می زنه تو نخ مواد مخدر گذاشتمش رو میزم فضای اتاقم و متشنج کرده خواب دیدم که دارم به خودم امپول هوا می زنم اونم بقل انگشت شصتم(خیلی وحشتناکه)******************************************************** زیتون: سردرد دوعلت دارد اگروضعیتی باشد یعنی نشسته ای بلند می شوی گیج می خوری‌این به علت کم خونی‌است اما اگر دستت را روی پیشانی بگذاری قطع شود میگرن است وعلتش کمبود ویتامین ب است . خانمها به علت دوره ماهانه وکودکان تا 22سال به علت رشد کم خون میشوند ونیاز به غذا خون سازدارند که روزانه بخصوص دوره امتحانات بچه ها وازحمام دوره خانم ها به مدت یک هفته اگر گوشت را هرچقدرهم کم درحد 30گرم درروزکباب کنند (آب پزیا سرخ کردن فایده ندارد) هم ویتامین ب بالائی‌دارد وهم خون سازدرجه یک است کشک که کلسیم دارد درخون سازی مفید است وروزانه مقداری بمک – صبح اصلا لبنیات استفاده نکن – پنیرکلسیم دارد وشب حتما با نان سبزی یا گردو استفاده کن. روغن زیتون خام شورتکات یا میان براست ظرف نیم ساعت سردرد را نابود میکند. قند وشکریا هرچه قند وشکر درآن بکاررفته نخورچون ویتامین ب رامی سوزاند ودرفشاربه کبد وناراحتی وکدری‌ پوست مؤثراست نخود ونخوداب وجوانه نخود(24ساعت تعداد 5تا10عدد نخود را درآب خیس بده بعد دستمال نمدارتا 20ساعت که نرم شود) هم بالاترین ویتامین ب را دارد وهم خون سازاست سردی مثل ترشی ،‌ برنج ،‌خیار،‌نارنگی کمتربخوربلکه نارنگی چون کم خونی می‌آورد اصلا نخور سردی‌ کلا فشارخون را می‌ اندازد هندوانه سرد است ملاحظه کن خربزه گرم است انگورهم گرم است وبازدارد تعادل اسید وباز دربدن موجب درمان سردرد میشود ازچیزهائی که کم خونی‌ می آورد بپرهیزمثل موز ،‌ نارنگی‌،‌کنسرو ،‌سوسیس وکالباس وسایرمواد غذائی که مواد نگهدارنده دارند ، غذاهای سرد (اسیدی) غذاهای مانده ، غذاهای شکردار. چای را کمرنگ 30/2بعد ازغذا با خرما یا مویز یا انجیربنوش تا ویتامین ب را زائل نکند کم خونی مادرهمه بیماری‌هاست واستاد امدادگر ما میگفت اگر کم خون باشید هرداروئی استفاده کنید هیچ نتیجه ای نمیگیرید. پست های سیاسی هم مرتبط با روان شناسی اجتماعی است پدیده های اجتماعی وسیاسی بیشتر استرس زاهستند آگاه سازی درمورد آنها خوب است پستت کاملا روان شناسی است تو مسافرکشی هم تجربه کردم همین است خانم آرایش میلیونی کرده اما برای 25تومان سرراننده را میخورد ومردانشون سربالامی اندازند اغلب تاکسی های قم ازرفتن به منطقه میلیادرنشین بلوارامین وسالاریه خودداری‌میکنند زنان آن منطقه اغلب اگر ماشین نداشته باشند سواراتوبوس شرکت واحد میشوند واگرسوارتاکسی شوند آنقدرچونه میزنند تا کرایه را کمترکنند.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(2) درتدریس زبان

روان خوانی زبان انگلیسی را میتوان در ده جلسه مانند روان خوانی قرآن تدریس کرد تا کودکان مانند بزرگان انگلیسی را بخوانند چون حروف ثابت هستند وتنها 5حرف صداداراست که حرکات ازآنها مشتق میشود (cat-car-fase-…)که شکل آ یک جوراست درهمه کلمات ولی صدا درتمام متفاوت ومراجعه به فنوتیک کلمه درآخرکتابها سبب تحقیقی یاد گرفتن ازهمان ابتدا وخودکفاشدن میشود. اما درکشور ما با اینکه اساتید می بینند کودکان بصورت فطری ابتدا حرف زدن را یاد می گیرند بعد ها دستورزبان را ،‌ اما ازهمان ابتدا دستور زبان یاد میدهند وامتحانات بچه ها بیشتر ازگرامر سوال می آید . درگزارشی‌ میخواندم بیشترین افت دانش آموزان از درس زبان انگلیسی است البته انسان دراطرافیان خودش هم متوجه میشود که چنین است حتی بیشتر افت دانشجویان ازانگلیسی است . دردوره دبیرستان خودم هم مشاهده کردم که مشکل بیشتر ازهمین وحتی‌ اززبان فارسی است اکثریت در یک ترم ازفارسی نمره ناپلئونی آورده بودند یک سال به دبیرستانی درمحل مراجعه کردم وگفتم دانش آموزانی که ازنظرنمره زبان افت دارند به روش خودم آنها را تقویت می کنم تا جلوتراز قوی ها بیفتند معاون دبیرستان گفت نمی شود دو روشه میشود وآموزش وپرورش ایراد می‌گیرد. اخیرا محقق اجتماعی برجسته کشور عباس عبدی‌ گفته اند تحقیق دریک مدرسه درایران به اندازه یک پادگان سخت است دقیقا هم درست می‌گوید خودم دردوره دانشجوئی برای‌ تحقیق به مدرسه مراجعه کردم ونامه از حراست میخواست که با مکافات واتلاف وقت زیاد ومراجعه به مرکزتحقیق آموزش وپرورش ودریافت نامه ازآنجا برای حراست موفق شدم ویک مرتبه برای رابطه طلاق وتغذیه به معاون آموزشی دادگستری شهر مراجعه کردم البته بعد ازپشت سرگذاشتن دادگاه خانواده ومشاوره آنجا ومسول آنجا و...گفتند باید کارت دانشجوئی داشته باشی‌ یا ازجائی نامه داشته باشی که ازخیرش گذشتم درحالیکه وظیفه آنهاست تا ازآسیب های اجتماعی واقتصادی جلوگیری نمایند.چرا ما اینقدر درجایمان ماسیده ایم ولقمه را بدور سرمان می چرخانیم وبه کودکان وجوانان فشار می آوریم تا با روش غلط چیزی یاد بگیرند! (درقسمت اول به تحجردردانش مهندسی ساختمان درشهرداری وکشورمان اشاره شد)

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی پورکیست؟ (قسمت ششم)

اگر آرزوی آحاد مردم حزب اللهی را تحقق اسلام امام خمینی (تحقق دمکراسی وعدالت وآزادی وکرامت انسانی) فرض کنیم او چون پیگیر تحقق این اسلام است حبل المتین توده های‌ آرزومنداست. شورای شیخین( جنتی- یزدی) مشهوربه شورای نگهبان که او را رد صلاحیت کردند تصورشان این بود که توده های مردم وسوسه شیخین را متوجه نمی شوند اما دروغگوئی کدخدا زاده سخنگوی شورای شیخین ، درمورد علی اشراقی نوه امام ، سبب شد مردم پی به حقه های حقیرانه وحقارت بار شیخین ببرند وتصوری که سبب شد مجید انصاری درانتخابات خبرگان رد صلاحیت شود وعلتش را خود آقای یزدی اعلام نماید مردم متوجه شوند که اینها بهانه است وعلتش این است که امثال انصاری ها ومحتشمی‌ها به تفکرات امام خمینی نزدیکند یعنی مجید انصاری وخانواده انصاری هاهم ازسنخ خانواده محتشمی ها هستند . اگر بشریت را یک کهکشان فرض کنیم وهر قرنش را یک منظومه بنامیم وسید جمال الدین اسدآبادی را خورشید منظومه قرن چهارده هجری وامام خمینی‌ را خورشیدمنظومه قرن پانزده هجری بدانیم خانواده هائی درجهان اسلام پیدا میشوند که ستاره ای زیبا درآسمان این منظومه اند بدون شک صدرها (سید موسی رهبر شیعیان لبنان، سید محمد باقررهبرشیعیان عراق ) ، خامنه ای‌ها ، بهشتی ها ، طالقانی ها ،‌ دستغیب ها،هاشمی نژادها ومحتشمی ها ازاین ستاره ها هستند که امید توده ها هستند ودرخاورمیانه می درخشند ازخود نور دارند وسبب رشد وشکوفائی جامعه های مستقر درآن هستند . همواره بدخواهان آنان به آنها بدبین بوده اند یادمان نرفته مرحوم احمدخان آذری قمی ، لیدر راست ، شهید بهشتی را درریاست دیوان عالی کشور دفع افسد به فاسد دانسته بود وهم فکران آذری ، شهید بهشتی را تا ده سال ازسخنرانی منع کرده بودند(علت مظلومیت آن شهید) درحالیکه امام پذیرش ریاست دیوان توسط بهشتی را آرامش قلب خود دانسته بود پس فاصله اسلام امام خمینی‌ تا اسلام مصباح یزدی ، از آرامش قلب امام به خاطر مسولیت داشتن یارانش تا فاسد شمردن همان افراد محبوب امام ومردم توسط مخالفین امام است یعنی اگر امثال خانواده محتشمی ها وبهشتی ها ومیرحسین موسوی ها و... دررأس کارباشند قلب امام آرام است ولی اگر همفکران احمد خان آذری ومصباح یزدی دررأس کارباشند قلب امام گرفته است(که خود امام هم درپیشنهادی که سپاه داده تا داماد مصباح برای نمایندگی اش درسپاه باشد اشاره وداماد مصباح را رد میکند) پس شورای‌ شیخین با رد صلاحیت افراد خانواده امام مثل اشراقی ومحتشمی ها وتاج زاده ها وسایر ساداتی که محبوب قلب ایرانیان بوده وهستند قلب امام را مکدرودشمنان امام را شاد میکند وحنای اینها که مجید انصاری مجتهد نیست ودردورقبل اشتباه کردیم یا سواد مجتهد بودن ندارند رنگی ندارد شورای شیخین باید شرم نماید که خانوادهائی را ردکند که نقش مؤثر دراداره صحیح کشور وجهان اسلام دارند آیا اگر سید موسی صدر وسید علی اکبر محتشمی پور نبودند سازمان دهی شیعیان لبنان بوجود می آمد که مقاومت را رقم بزند و امروز پیروزی 33روزه درنبرد با اسرائیل به نفع مصباح وذوالقدر مصادره به مطلوب شود . اگر شما مرد جنگ بودید سابقه جبهه خود را رو میکردید والا با حلوا حلوا دهان کسی شیرین نمی شود باید رد صلاحیت کنندگان را به حول وقوه الهی‌ ادب کنیم که دوباره حادثه کربلا درکشور ما تکرارنشود.انشاءالله بیدارباید بود که خواب سودی ندارد وشرم حاصلی ندارد باید هرکسی را با زبان خودش با او حرف زد . دوستی‌ گرامی کامنت گذاشته که «با این ادبیات تودرمورد انجمن حجتیه سایر مطالبت بی اثرمیشود» من چنین اعتقادی ندارم وبه تعبیرمولوی جاذب هرجنس راهمجنس دان . از لحاظ فکری آنها هیچ سنخیتی با انقلاب ندارند که بخواهند حرف حقی را بپذیرند آنها فقط به غصب حاکمیت بر مردم زوم کرده اند وهیچ نمی فهمند وخود را به تغافل میزنند لذا الزاما باید با زبان خودشان با آنها حرف زد .حرف حساب زدن با حجتیه ای‌ها آب درهاون کوبیدن است دیروز (درکربلا و کوفه وبالای پیکر ابا محمد ) حیا کردیم ونتیجه اش را دیدیم بس است . بس!

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

توصیف رهبری ازشیراز

به گزارش ایسنا رهبر انقلا‌ب اسلا‌می برخورداری شیراز از حرم مطهر حضرت احمد بن موسی‌(ع) (شاهچراغ) و چند امامزاده عالی‌مقام دیگر را امتیازی کم‌نظیر برای استان فارس خواندند و خاطرنشان کردند: شیراز بعد از مشهد و قم، سومین حرم اهل بیت(ع) است. رهبر انقلا‌ب اسلا‌می مردم فارس را برخوردار از فضل و کمال، دارای مفاخر <تاریخی - ادبی>، و پرتحرک برشمردند و افزودند: مردم شیراز و فارس با وجود برخورداری از این ویژگی‌ها، محجوبند و از قال و جنجال و به رخ کشیدن توانایی‌ها و ظرفیت‌های خود پرهیز می‌کنند اما مسوولا‌ن باید با درک این تواناییها، از استعدادها و ظرفیت‌های آنان برای پیشرفت کشور، کمال استفاده را ببرند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ایجاد مرکزی در شیراز را برای تربیت و پرورش استعدادهای هنری کشور و تقویت <هنر متعهد و برخوردار از جهت‌گیری دینی> ضروری دانستند و افزودند: هنر از جلوه‌های زیبای خلقت است و اگر با روح و جوهره دینی همراه شود از برجسته‌ترین پدیده‌های عالم می‌شود. لزوم برنامه‌ریزی برای رونق گردشگری در استان فارس از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلا‌ب اسلا‌می در این دیدار مورد اشاره قرار دادند و یادآور شدند حرم مطهر احمد‌بن موسی(ع)، آثار تاریخی و آرامگاه مفاخر علم و هنر و ادب از جمله حافظ و سعدی، جزو جاذبه‌ها و ظرفیت‌های گسترده گردشگری استان است که می‌توان با تبلیغات صحیح، این ظرفیت‌ها را بسیار فعال کرد. رهبر انقلا‌ب اسلا‌می با اشاره به دو نگاه متفاوت به آثار تاریخی قبل از اسلا‌م از جمله تخت جمشید افزودند: از یک منظر، این آثار متعلق به جباران تاریخ ایران است و نفرت از استبداد و جباریت، اینگونه آثار را در چشم و دل انسان‌ها از جمله متدینین، بی‌جاذبه می‌کند اما از جنبه مثبت، نباید فراموش کرد که این آثار، به هر حال محصول سرپنجه هنرمند، ذهن خلا‌ق، روحیه بلندنظر و <ذوق و ابتکار ایرانی> است و این واقعیات، تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی را در سراسر کشور، مایه افتخار ملت ایران و جزو مفاخر تاریخی این کشور قرار می‌دهد. ایشان با اشاره به تلا‌ش برخی کشورها برای ایجاد مفاخر مصنوعی تاریخی تأکید کردند: مفاخر حقیقی تاریخ ملت ایران، موجب تقویت اعتماد به نفس ملی است و لا‌زم است مورد توجه بیشتر قرار گیرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین اوج‌گیری ذوق و هنر ملت ایران در دوران بعد از اسلا‌م خاطرنشان کردند: ما به مفاخر تاریخی قبل از اسلا‌م نیز به عنوان نشانه‌های هنر ایرانی افتخار می‌کنیم اما واقعیت و تحقیق علمی نشان می‌دهد که تمدن، هنر، فرهنگ و دانشی که ایرانیان در قرون 4 و 5 هجری یعنی بعد از اسلا‌م به آن دست یافتند قبل از اسلا‌م هرگز سابقه نداشته و این اوج‌گیری به برکت اسلا‌م بوده است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین ایجاد مرکزی برای تحقیقات مقابله بلندمدت با خشکسالی را در استان فارس، ضروری دانستند حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلا‌ب اسلا‌می همچنین عصر روز سه‌شنبه در دیدار صدها نفر از نخبگان، فرهیختگان و منتخبان استان فارس، <استعدادهای بسیار ارزنده - همت و انگیزه ملت و نخبگان- گرایش دینی و خدایی و میراث تاریخی> را مجموعه ثروت ملی ایرانیان خواندند و تاکید کردند: با توجه به این عوامل، چشم‌انداز حرکت ملت ایران بسیار روشن است و به فضل پروردگار، این ملت بزرگ، در همین برهه از تاریخ، تمدن اسلا‌می را برای امت اسلا‌م، احیا خواهد کرد. ایشان شعار نوآوری را، شعاری حقیقی و نیاز لحظه به لحظه کشور دانستند و خاطرنشان کردند: نوآوری به معنای زمینه‌سازی برای بروز استعدادها، شکوفا شدن فکرها و استفاده کردن از گذشته برای پیشرفت سریع و بنا کردن آینده‌ای روشن است و این، مسوولیت بزرگ امروز ملت و نخبگان و مسوولا‌ن است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تبدیل <حاکمیت فردی> به <نظام اراده ملی> را تفاوت جوهری نظام جمهوری اسلا‌می با گذشته خواندند و افزودند: به یاری پروردگار، این اراده ملی با جهت‌گیری دینی و با هدایت اسلا‌م در حال پیشروی و تحقق اهداف ملت است و باید این فصل جدید تاریخ ایران را قدر شناخت. ایشان استعداد ملت ایران را گنجینه‌ای پایان‌ناپذیر برشمردند و افزودند: این ملت همیشه پیشرو و زاینده بوده است و امروز هم می‌تواند درد بزرگ عقب‌ماندگی 200 ساله ناشی از حکومت‌های وابسته را با همت و تلا‌ش بیشتر و نوآوری در همه عرصه‌ها و زمینه‌ها، جبران کند و به جایگاه شایسته خود دست یابد. *** توضیح زیتون : رئیس جمهورپیشین ،‌ سید محمد خاتمی ،‌ همواره شعار ملت ایران ظرف 150سال گذشته را استقلال ،‌ آزادی‌ ،‌ پیشرف درپرتو اسلام می دانستند که طرفداران اسلام مصباح یزدی آن را رد میکردند تأکید رهبری مبنی بر نوآوری با اراده ملی وبا جهت گیری دینی خط بطلانی است بر اسلام انجمن حجتیه ومصباح یزدی.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

صنعت ایهام (2)

حدود پنجاه سال قبل شیخ فردو منبرتشریف داشته اند وبارش باران شدید بوده است زنان خیلی سروصدا می کرده اند که شیخ ناراحت می شود ومی گوید اگر به درتون (بیرونتون) کنند که ترمی شوید [معنی دور، درتون ، بازی تناسلی وجنسی‌ است که زنان لزج می شوند] واگربه توتون (داخل تون) کنند که قال مقال(قیل وقال) می کنید [معنی دور، توتان، مقاربت ونزدیکی شدید است که سروصدا دارد] پس پرده وسطتتان را پاره میکنم تا آرام شوید[معنی دور، وسطتتون ، بکارتتون است] که ازآن زمان تاکنون اهالی قدیم وجدید روستا تکرار می کنند که اگر به درتون کنند... این تنها صنعتی است که ازشر وزارت ارشاد درامان مانده ونتوانسته سانسورنماید ومجوز برایش صادرنماید. یه روز زن وشوهری بحث می کرده اند که زن ومرد برابرند وتفاوتی ندارند که زن می گوید چرا تفاوت زنان این است که می خوابند ومی خورند اما مردان می خورند ومی خوابند!!! آتنا که نام دختراست یعنی بده به ما ، روزی دوپسر وقتی به دخترخاله اشان می رسند می گویند چطوری‌ ؟ آتنا. دوست عربشان وقتی می شنوند اینها می گویند آتنا سریع صورتش را ازخجالت می گرداند!!![مفهوم بده به ما بدون قیدمثلا فلان چیز را،‌یعنی بیا با ما سکس انجام بده ]

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نئو حجتیه ومنافقین

محسن رضائی دبیر شورای‌ تشخیص مصلحت نظام هشدارداد ممکن است انجمن حجتیه جدید یا نئو حجتیه شکل بگیرد یا منافقین دیگری شکل بگیرد وی یک عیب منافقین را خود انتقادی نیروهایش بیان کرد وگفت آنها نیروهائی که عضو میشدند را واداربه خود انتقادی می کردند وضعف های خود را برای‌ سازمان بیان می کردند که مسولین [منحرف] سازمان ازضعف ها سواستفاده میکردند و وادار به مطامع خودشان میکردند. وی دراولین نشست گروه منصورون یکی ازهفت گروهی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ‌را تشکیل دادنداین مطالب را بیان کرده اند. [سایت تابناک وابسته به محسن رضائی از دوهفته قبل در انتقاد از مدیرمسول روزنامه کیهان حسین شریعتمداری که ازمصباح دفاع می کرد ازامام دفاع کرد ونوشت امام حکمی برای داماد مصباح صادرنکرده است تا نماینده امام درسپاه باشد] . مرحوم آقای توسلی مسول دفتر امام فرموده اند امام با پیشنهاد برخی کارکنان سپاه که محمدی عراقی نماینده اش درسپاه باشد مخالفت نمودند.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

پاسخ خاتمی

مهدی کوچک‌زاده نماینده مردم تهران در پایان جلسه چهارشنبه مجلس ‌در تذکری آیین‌نامه‌ای نسبت به قرائت نشدن تذکر 77 نماینده به وزیر اطلا‌عات، درمورد سید محمد خاتمی اعتراض کرد.سید محمد حسن ابوترابی رئیس جلسه مجلس گفت نمایندگان مذکوراز تذکر منصرف شده اند. خاتمی درپاسخ طرفداران اسلام مصباح یزدی وحجتبه گفت نمی گذاریم ملاک های انقلاب را بدزدید وچیزهائی که هیچ سنخیتی با امام وانقلاب ندارد به جای آن بگذارید .صدور انقلاب یعنی اینکه کاری کنیم که جایگاه ملت ایران درعرصه بین المللی افزون تر شود. وی که دربنیاد باران (بنیاد آزادی ، رشد وآبادانی ایران) صحبت کرده گفته اند مساله دیگری که می‌خواهم به آن اشاره کنم و چندان مساله مهمی نیست و تنها به خاطر تحریف و سوء‌استفاده‌ای که بیگانه ممکن است از آن بکند و تخریب، جفا و بی‌انصافی‌ای که در درون [ کشور] می‌خواهد صورت گیرد، آن را ذکر می‌کنم تا احیانا اگر شائبه‌ای در ذهن خیرخواهان هست برطرف شود. وی تاکید کرد: من از تخریب هیچ نگرانی‌ای ندارم و می‌دانم، این تخریب‌ها چرا صورت می‌گیرد. خاتمی گفت: آنچه نگران‌کننده است، این که اولا‌ بداخلا‌قی بد است. ثانیا اگر بداخلا‌قی‌ها به اسم اسلا‌م و انقلا‌ب صورت گیرد، بدتر است.خاتمی با اشاره به سخنان قبلی خود ادامه داد: <‌بزرگ‌ترین رسالت ما <الگوسازی> است. اگر ما توانستیم، تحت نام <جمهوری اسلا‌می> نظامی را بسازیم که مردم در آن دارای احترام هستند، از آرای مردم حراست می‌شود، آزادی وجود دارد، نقد قدرت هزینه ندارد، اقتصاد کشور پیشرفته است، عدالت در آن پیاده شده، سیر ارتقای علمی، فنی و صنعتی کشور، سیر صحیحی است (آن‌هم در این دنیایی که همه سریع در حال به پیش رفتن هستند) و جایگاه و شأن ملت ایران در جامعه بین‌المللی افزون‌تر شود، ما بزرگترین خدمت را به انقلا‌ب کرده‌ایم و این یعنی <صدور انقلا‌ب.> اینکه تصور شود، جمهوری اسلا‌می به صورت دیگری نیاز دارد و یا می‌خواهد انقلا‌ب خود را [بصورت فیزکی وبا سلاح ]صادر کند، هم خلا‌ف واقع است و هم جفا به امام(ره) است. خاتمی گفت ممکن است نگذارند حرف ما درجامعه پیاده شود اما با جامعه وتاریخ صحبت می کنیم ونباید بگذاریم این اشتباهات درذهن جامعه جا بیفتد .باید ازاصول انقلاب دفاع کرد ولو قیمت آن این باشد که ما را بیرون کنند!

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

بخورپوست برای زیبائی

بخور پوست با آب درحال جوشیدن سبب باز شدن منافذ پوست ودرنتیجه شفافیت وشادابی پوست می‌گردد. برای بخوردادن آب جوش را درکاسه ریخته ومقداری نعنا یا آویشن درآن می ریزیم وصورت را روی آن می‌گیریم وحوله روی سرمی اندازیم تا بخارآب بصورت برسد. با انگشت بصورت حلقوی صورت را ماساژمی دهیم وپس ازچند دقیقه صورت را با آب خنک می شوریم .

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

احمدی‌ نژاد ازدید هموطن مسیحی سرگه بارسقیان

تعجب نباید کرد که روزی دانشجویان آنتی‌‌روس (مخالفین شوروی) [ازجمله احمدی نژاد]که راه رفته به سمت تسخیر سفارت ایالا‌ت متحده را نشانی غلط می‌دانستند و نقشه تسخیر سفارت شوروی در سرشان بود[اما خمینی جلوشان را گرفت ونگذاشت]؛ در روزگار دولتمردی چنان روسوفیل شوند که سفر ولا‌دیمیر پوتین به تهران را به‌سان پیروزی بزرگ پاس بدارند و دل به محور شرقی ببندند که یک‌سویش چین کمونیستی است و سوی دیگرش روسیه پساکمونیستی. تعجب نباید کرد که اگر حامیان کاندیدایی[احمدی نژاد]، آیت‌الله جوادی‌آملی را به خاطر حمایت از [کاندیداتوری]‌هاشمی‌رفسنجانی از منبر به زیر بکشانند، چندی بعد صدای اعتراض علمای قم و زعمای قوم را بشنوند که دولتی که آمده بود تا مصداق <دولت کریمه اسلا‌می> باشد، درصدد است درهای استادیوم‌ها را به روی زنان بگشاید.تعجب نباید کرد در دوره رئیس‌جمهوری که در بدو انتخاب، آمریکا به غلط پنداشتش از گروگانگیران سفارت آمریکا در تهران است[دربند اول گفته شد احمدی نژاد وانجمن دانشگاه صنعتی مخالف تسخیرلانه جاسوسی آمریکا بوده وعلی رغم اینکه عضو دفتر تحکیم وحدت بوده اند اما درتسخیرشرکت نکرده اند وقصد اشغال سفارت شوروی را داشته اند که امام خمینی نقششان را برآب می کند]، نمایندگان ایران و آمریکا سه بار رودرروی همدیگر در بغداد بنشینند و مذاکره کنند و وزرای خارجه دو کشور در اجلا‌س شرم‌الشیخ درباره بستنی خوردن در سرمای مسکو خوش و بش کنند. تعجب نباید کرد همسر مبتکر ملی شدن صنعت نفت (به قول بسیاری مورخین)[خانم شهید دکترسید حسین فاطمی] به دیدار رئیس دولتی برود که گزارش مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران را صدها برابر مهم‌تر از ملی شدن صنعت نفت بداند و به هر نحوی از انحا بکوشد اثبات کند دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته‌ای چه‌بسا مهم‌تر از ملی شدن نفت است که در آن دوره ثروتی ملی از جیبی به جیب دیگر رفت و امروز هسته‌ای شدن متعلق به همه مردم ایران است.تعجب نباید کرد که روزی مدیون آمریکا که روزنامه محافظه‌کاری برایش تیتر زده بود: <جایزه نوبل، دستمزد غرب به البرادعی> و نمایندگان اصولگرا درباره‌اش گفته بودند خطر رفع شده، چون البرادعی دستمزدش را گرفته است؛ امروز چنان تکریم شود که گویی مردی از مبارزان ضداستکباری مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است و هر گزارشش پیروزی است. تعجب نباید کرد که در زمان دولتی که در بدو کارش این همه از ارتباط با ایرانیان خارج کشور و سفر نخبگان ایرانی به وطن دفاع می‌کرد، چند استاد ایرانی دانشگاه‌های آمریکایی در سفر به تهران دستگیر شوند و پس از پخش فیلم اعترافاتشان از کشور خارج شوند.تعجب نباید کرد برنده جایزه صلح نوبل که چندسالی است نامه‌های تهدیدآمیز دریافت می‌کند و رسانه‌های اصولگرا کم نگذاشتند از عامل آمریکا و صهیونیسم خواندنش و شرح ارتباطاتش با محافل استکباری، روزی دستور رئیس‌جمهور اصولگرا را ببیند که به فوریت خواستار اقدامات لا‌زم برای تامین امنیت و رفع نگرانی‌هایش شده بود. اگر برخی بر این باورند که رئیس‌جمهور و تیم مشاورانش برای کسب رای بیشتر در انتخابات آتی چنین و چنان می‌کنند که تحلیل مستدلی نیست؛ به گفته یکی از تحلیلگران مگر درد چند درصد مردم این است که محمود احمدی‌نژاد با همسر دکترحسین فاطمی دیدار کند و وزیر خارجه مصدق را سرمایه عظیمی بخواند که نسل جوان و نسل‌های آینده باید درباره آنها بدانند؟ مگر چند درصد مردم نشسسته بودند تا ببینند رئیس‌جمهور برای شیرین عبادی و نامه‌های تهدیدآمیزش چه می‌کند که احمدی‌نژاد دست به کار شد؟ مگر با روند اطلا‌ع‌رسانی فعلی چند درصد مردم می‌دانستند خانم وکیلی که از بد یا خوب روزگار برنده جایزه صلح نوبل شد از روزی که جایزه را گرفت نامه‌هایی می‌گیرد که یا خودش را تهدید به مرگ می‌کند یا دخترش را؟ شیرین عبادی نامه‌هایی به فرمانده سابق نیروی انتظامی می‌نوشت و او را در جریان تهدیدها علیه خود می‌گذاشت و خاتمی که روزگاری گفته بود خانم عبادی با انگیزه سیاسی انتخاب شده، خود تاکید کرد که در مقام رئیس دولت ایران، امنیت خانم عبادی را تضمین کرده است. خاتمی نامه ننوشت و دستوری نداد که رسانه‌ها برجسته‌اش کنند؛ آن را در میانه سفر آفریقایی‌اش به سنگال گفت. گرچه اگر هم دستوری صادر می‌کرد بنابر اعتقادش به آزادی حتی مخالفینش و نیز دغدغه شخصی‌اش چندان هم بعید نبود؛ البته قابل پیش‌بینی بود رسانه‌های اصولگرا چه‌ها می‌نوشتند که دیروز ننوشتند. همان کاندیدایی که گفته بود وارد برخی مسائل ژورنالیستی نمی‌شود و آن را به رسانه‌ها می‌سپرد و خود فقط به کار می‌اندیشد (نقل به مضمون) مگر نه اینکه طی این دو سال و اندی هرازگاهی وارد دعواهای ژورنالیستی شد؟[ومدام روزنامه ها وژونالیست ها را متهم به گران کردن اجناس کرد] احمدی‌نژاد چه مرافقتی با دکترفاطمی دارد که فدائیان اسلا‌م ترورش کردند و شاه اعدامش و ایده‌اش درباره ملی شدن نفت هرازگاهی از سوی این دولت کوچک شمرده می‌شود؟ رئیس‌جمهور چرا دستورش برای تامین جانی شیرین عبادی را رسانه‌ای می‌کند که می‌توانست طی دستوری اداری راهی میز کار فرمانده ناجا شود و چنان که در دوره خاتمی تلا‌ش شد در این دوره هم امنیت جانی شیرین عبادی تضمین شود. یک احتمال رفتارهای دولت این است که برخی چهره‌ها را مصادره به مطلوب می‌کند؛ برخی تابوها را چنان می‌شکند که گویی هیچگاه نبوده‌اند و از این راه می‌کوشد رفتاری نمادین را به منصه ظهور برساند تا تلا‌شی مستمر و از سر اعتقاد را. احتمال دیگر هم این است که احمدی‌نژاد پی به این قاعده دموکراتیک برده که رئیس‌جمهور همه ایران است و اگر متعهد به انجام برخی اعمال نشده، امروز موظف به انجام آن است؛ تن به اصولی باید بدهد که با اصولگرایی‌اش در تضاد است. ولی آنچه محتمل‌تر است اینکه دولت بهره‌برداری‌اش را از موقعیت‌های پیش‌آمده می‌کند؛ خواه تبلیغاتی خوانده شود خواه انتخاباتی. فن بهره‌برداری از پیش‌آمدها پیش‌درآمدی است بر سیاست‌ورزی حرفه‌ای. استنباط نتیجه می‌ماند به آینده و ادامه رفتارها. 29/1/87 روزنا

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

علماعامل درمان توهم احمدی نژاد

سید مهدی طباطبائی روان شناس که پنج شنبه ظهرها مباحثش ازتلوزیون پخش می شود ودرمناسبت ها هم مصاحبه با تلوزیون دارد ونماینده دوره هفتم مجلس است درواکنش به ادعاهای احمدی نژاد که از روزی که رئیس جمهورشده مدام مشغول داستان سرائی دربرابر شکست سیاست هایش وفشار اقتصادی برمردم است که یک بار هاله نوردر سازمان ملل دورسرش پیچیده ، یک باردردانشگاه کلمبیا امام زمان جلسه را اداره میکرده ، واین بار درجمع طلاب مشهد گفته «ما داریم می بینیم دست هدایت آقا امام زمان درهمه امور کشورمان نمایان است» گفت : «سخنان احمدی نژاد خیلی بد وغیر قابل دفاع است، اینکه احمدی‌ نژاد می گوید درطول تاریخ همواره به انحای‌مختلف امورات جهانی را امام زمان اداره کرده است یا درجایی می گوید همه شیاطین عالم ازاول تاریخ به دنبال این بودند که چنین پیوندی رخ ندهد گفت درواقع احمدی‌نژاد خود را ازپیوندشدگان امام زمان میداند واینکه احمدی‌ نژاد میگوید حمله آمریکا به عراق برای نفت نیست برای‌ جلوگیری از امام زمان است را رد کرد[رهبری هم درکازرون ازقول یکی از کاندیداهای‌ ریاست جمهوری‌ آمریکا فرمودند حمله آمریکا به خاطر نفت است که درواقع رد جهالت های احمدی نژاد محسوب میشود] . علی عسگری‌ طلبه ونماینده مشهد ، غلامرضا مصباحی مقد م سخنگوی جامعه روحانیت مبارزتهران ومدنی اظهارات احمدی‌ نژاد را رد کردند وگفتند امام زمان مسول گرانی نیست*** اخیرا برنج که غذای اصلی ایرانیان است به مرزهرکیلو 4000تومان براثر سیاست های غلط احمدی‌نژاد رسیده که احتمالا ازمردم ترسیده و خود را مانند شاه که مستحضر وکمربسته امام رضا میدانسته خود را لابد کمربسته امام زمان میداند اما او غافل است که امام زمان فرموده هرکه مدعی پیوند با من شد دروغگواست وردش کرده است واین را ملت ایران خوب متوجه هستند اگر عده ای‌ فرهنگشان شنیداری‌است ونقد اظهارات نابخردانه او را نمی خوانند ولی‌ آنقدر قلبشان پاک هست که مورد لطف امام زمان قراربگیرند وازندانم کاری‌های او سر درآورند . برنج منشأ بسیاری ازبیماری هاست انشاءالله ما ایرانیان به غذای‌اصلی خودمان آبگوشت ونخوداب برگردیم تا آمار اختلالات جنسی ونازائی ودیابت وفشارخون پائین ومیگرن وسردرد ومشاجره وطلاق ومعلول وتوهم زشتی و وسواس واضطراب وافسردگی وآرتروز وسرطان ودیگربیماری ها دربین ما کمترشود.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ساده لوحان

77نماینده ساده لوح طرفدار اسلام مصباح یزدی درمجلس هفتم که بیشتر تحت تأثیر حسین خان شریعتمداری سردمدارتبلیغی حامی مصباح و مدیر روزنامه کیهان که در دریدگی علیه طرفداران اسلام امام خمینی سنگ تمام گذاشته هستند، ضمن مخالفت با اسلام امام خمینی ، از سعید امامی ومهدی هاشمی قهدریجانی که هردو به جهنم واصل شده اند تلویحاحمایت کردند «واز آقای‌ محسنی اژه ای که وزیر اطلاعات است با کمال بی شرمی وبی حیائی خواستندکه به سید محمد خاتمی که فرموده اند منظور امام ازصدور انقلاب صدور اسلحه نبود تذکر دهد» . (سعید امامی که دروزارت اطلاعات کارمی کرد ودرجریان قتل خانم اسکندری وهمسرش داریوش فروهر وچند نفر دیگر که مشهور به قتل های زنجیره ای‌ شد ویک مرتبه برخی روشنفکران را داخل یک اتوبوس کرده تا به دره پرتاب کند دستگیر و درحمام زندان با داروی‌ نظافت( واجبی، نوره ، که سم ارسنیک دارد) خود را به درک واصل کرد .گفته شده است وی مهمات درکشتی جاسازی کرده بود تا وجهه ایران را خراب کند که خارجی ها هم لابد با اطلاع خود وی کشتی را توقیف می کنند. ومهدی هاشمی‌ قهدریجانی هم طرفدار اینگونه غلط ها وترور بود که به دستور امام خمینی تو سط وزارت اطلاعات دستگیر وپس ازاعتراف محاکمه وبه علت انجام ترور به جهنم واصل شد .) معلوم نیست چرا این نمایندگان سرنوشت خود را به آندو پلید وبه تعبیر رهبری آن باند روسیاه گره میزنند. تفکر سلفی درجهان اسلام که مخالف اهل بیت علیهم السلام هستند امروزه طرفدار اسلحه کشی وکشتارمردم درعراق وکشورهای اسلامی است که حرم ائمه را هم این ها خراب کرده اند ونمونه اش منافقین درایران ومهدی نحوی عامل انفجارحرم امام رضا بود. انقلاب امام خمینی سلام الله علیه ، انقلاب کلام بود و منظورامام ازصدورانقلاب بیدارشدن آحاد مردم کشورهای دنیا اعم ازمسلمان ومستضعف به برکت قرآن بود ودرطول انقلاب از15خرداد 1342تا حیات جاویدش به هیچ کس اجازه مبارزه مسلحانه وترور نداده است . چرا تبیین اسلام امام خمینی توسط کسی که او را فرزند فاضل ومتعهد خود نامید چنان به مزاق این نمایندگان ساده لوح یا بهتربگوئیم فتنه گر، گران آمده ، معلوم نیست یک اعتقاد است یا بد اخلاقی سیاسی برای‌ رد صلاحیت خاتمی تا درانتخابات آتی ریا ست جمهوری او را تخریب کنند . چراغی را که ایزد بر فروزد هرآن کس پف کند ریشش بسوزد. وانشاءالله ریشه اش بسوزد مه فشاند نورسگ عو عو کند / هرکسی برطینت خود می طند / بی حیاهای‌ عالم باید بدانند اگردربرابر اسلام امام خمینی ورهبری بایستند ما ازآنها دربرابر جهلشان بی حیاتریم ومثل خود آنها باهاشون حرف خواهیم زد. آنها نباید خودخواهانه خود را معیار اسلام بدانند ولجن پراکنی نمایند.امروز دیروز نیست که تماشا کنیم اینها بریسند ومقدس نمایان احمق وعمرسعد ها وشمرها وابن ملجم ها سو استفاده کنند ومنافقین وسلفی ها قتل انجام دهند. هرکس باید به اندازه گلیم خودش حرف بزند.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تحجر(1) درمهندسی ساختمان

درترکیه ساختمان های یک شهر همه آرپارتمان و طبقات مساوی است مثلا تمام آرپارتمانهای یک محل پنج طبقه است یکی‌ سه طبقه ‌، یکی شش طبقه ،‌یکی چهارطبقه نیست درنتیجه نمای شیک وزیبائی دارد ومنظره شهر را هم زییا کرده است اما درایران بعلت تحجر دردانش شهرسازی وساختمان سازی محلات زشت وطبقات متفاوت است. نمای‌ ساختمانها هم درترکیه سیمان سفید رنگ شده است با رنگهای روشن زرد وآبی وکرم و...که چشم انداز دلنوازی دارد درایران کدراست که توی ذوق میزند تحجر یعنی‌ عقب ماندگی اززمان که دانش مهندسی ما سی سال ازترکیه عقب است.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

رئیس دوره ای شورای‌هماهنگی جبهه اصلاحات

دکتر جمیله کدیور ، رئیس دوره ای شورای‌هماهنگی جبهه اصلاحات(طرفداران اسلام امام خمینی) ورئیس انجمن روزنامه نگاران زن گفت: برنامه ما تبیین راهبرد (استراتژی) مناسب برای شرایط موجود [بعد ازانتخابات دوره هشتم مجلس] است.18/1/87کارگزاران.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تلخ خواری کنیم تا دم مارمورک نخوریم

دم مارمورک تلخ ترین چیزاست که صفحه حوادث روزنامه ها چند سال قبل نوشت مارمورک داخل چرخ گوشت رفته ولای گوشت چرخ شده یک خانواده خورده اند وتمام مرده اند . امروزه دانشمندان از سم دم مارمورک داروی دیابت ساخته اند تا دیابت داران (مرض قند داران) بخورند باید مراقب خودمان باشیم تا مبتلا به دیابت نشویم . به جای قند وشکر وهرچه درآن مواد شیمیائی وشکربه کار رفته نخوریم چون برای سفید شدن شکر به آن مواد شیمیائی می زنند . اینکه درحدیث است نمک زدن به دهان ابتدا وانتهای غذا هفتاد ودو بیماری را پیشگیری می کند را رعایت کنیم وبهترازهمه اینکه تلخ خواری کنیم نه دم مارمورک خواری ،‌الان فصل رویش کاسنی درکنار نهر باغات ودشت هاست چنانچه تلخ است اما بکنیم واین سبزی‌ را با غذا مصرف کنیم که به تعبیر امام رضا درمانگر هزار درد است ، زیتون با غذا مصرف کنیم که اگرچه تلخ است به تعبیر امام رضا سبب تقویت سلول های عصبی است ویشد العصب ، اعصاب را قوی می کند سبزی خوردن وپیاز با غذا بخصوص با برنج بخوریم اگرچه تلخ وتند هستند اما درمانگر بسیاری ازدرد ها هستند وچون باز دارند واسید شان کم است سبب زیبائی ودرمان وسواس وتوهم زشتی وپیشگیری ازجراحی زیبائی وسبب تندرستی ما می شوند انشاءالله

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نازائی

Google : چگونه مرد باید ازسلامتی آب کمر خود برای بچه دار شدن اطمینان حاصل کند ؟ معمولا برای‌ بچه دارشدن فاصله مقاربت نباید از سه روز کمترباشد چون به گفته دکترپاک نژاد درکتاب ازدواجش کیسه منی مردان هرسه روزیک بار تکمیل می شود که بارداری صورت می گیرد. 2- اعتیاد به مواد مخدر اسپرم (آب کمر مرد) را نابود می کند واگر هم فرزندی متولد شود ناقص الخلقه ومعلول خواهد بود . 3- ویتامین ث زیاد درمنی سبب ناباروری می گردد. لذا ازقرص های آن نباید زیاد استفاده کرد . 4- برخی غذا ها مثل سؤیا سبب ناباروری می گردد 5- استرس سبب ناباروری وعقیمی می گردد چه درزن چه درمرد ، غذا های استرس زا مثل برنج ،‌وغذاهای‌سرد وغذاهای‌ حاوی مواد نگهدارنده مثل کنسرو وکمپوت وساندیس وسویس وکالباس وفست فودها کمتر باید مصرف شود. وازموقعیتهای استرس زا هم فاصله گرفته شود مثل بیماری خود و همسر یا اطرافیان نزدیک ، حین تغییرات زندگی مثل خرید خانه ، بیکاری ، فوت بستگان ودوستان نزدیک ، دیدن فیلم های خشن وصحنه های‌ خبری‌ خشن که ازتلوزیون پخش می‌شود که همه استرس زا هستند. 6- بازی های جنسی هم آنطور که کتاب نشاط جنسی بانوان ازقول پزشگان نقل کرده درحاملگی مؤثراست . یا به تعبیر پیغمبر مقاربت نباید مثل گنجشک باشد وزود مرد ارضاء‌ شود وزن به انزال نرسد . 7- فشار خون همسر درباروری وارگاسم مؤثراست چون زنان به علت دوره ماهانه معمولا دچارکم خونی می‌ شوند وباید غذاهای‌ خون ساز استفاده کنند مثل کباب کردن گوشت نر یا شتر ازحمام دوره بمدت یک هفته ، خوردن غذاهای کلسیم دارمثل کشک وانجیر و یا غذاهای حاوی ویتامین ب برای‌ درمان استرس مثل روغن خام زیتون ، پیاز با غذا ، مویز، سبزی خوردن مرتب با غذا. وقدم زدن هم ورقص به علت تحرک وگردش خون دررگ ها درتندرستی وشادابی وباروی ودوری ازبیماری های مختلف بخصوص عصبی مؤثرهستند. 8- درصورت تمام انجام موارد فوق وعدم بارداری به موسسه رؤیان درتهران مراجعه شود.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

فیلسوف عدالت درنمایشگاه کتاب تهران( قسمت چهارم) وصیت شهید شریعتی

گزارشگرهلیا آبادی 17/2/87 روزنا**** یکی از پرسش‌ها ازاستاد محمد رضا حکیمی، وصیت شهیدشریعتی خطاب به ایشان درباره تصحیح کارهایش بود‌. پیش از این محمد مهدی جعفری نیز به این موضوع پرداخته و گفته است: بعد از فوت دکتر شریعتی جلسه‌ای در منزل آقای همایون (موسس حسینیه ارشاد) و به دعوت آقای میناچی تشکیل شد که در آن به غیر از من آقای مهندس بازرگان، دکتر یدالله سحابی، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مطهری، شهید مفتح و استاد محمدرضا حکیمی‌حضور داشتند، البته استاد محمد تقی شریعتی هم بودند. در آنجا آقای میناچی گفت ما شنیدیم دکتر شریعتی وصیتی به آقای حکیمی ‌کرده تا آثار وی را اصلا‌‌ح کند و اکنون اینجا جمع شده‌ایم که از آقای حکیمی‌ بخواهیم اگر چنین وصیتی در اختیار دارند، انجام دهند. استاد حکیمی‌ هم با تایید این حرف گفت این کار را انجام خواهد داد، البته به این شرط که من هم با ایشان همکاری کنم و من نیز با کمال میل پذیرفتم. مرحوم باهنر (که موسس دفتر نشر فرهنگ اسلا‌‌می‌ بود) دو اتاق به همراه وسایل و لوازم مورد نیاز در اختیار ما گذاشت و من و آقای قدسی مشهدی (که شاعر بود و اهل مشهد)، در اختیار آقای حکیمی ‌قرار گرفتیم. آثار دکتر را (چه خطی‌ها و چاپ شده‌ها و یا ماشین شده‌ها) استخراج کردیم و در اختیار آقای حکیمی‌ گذاشتیم. بعد از پنج، شش ماه که آقای حکیمی‌ هیچ اقدامی‌ نکرد و چیزی به ما ارائه نداد، از ایشان پرسیدم که شما در این مدت چه کردید و او هم در پاسخ گفت من چیزی ندیدم تا بخواهم اصلا‌‌ح کنم. این جریان گذشت تا اینکه در سال 79 در دانشگاه مشهد، کنگره‌ای تحت عنوان <بازشناسی ‌اندیشه دکتر شریعتی> تشکیل شد که من(محمد مهدی جعفری) در آنجا عضو کمیته علمی‌کنگره بودم و از من خواسته شد که این وصیتنامه را از آقای حکیمی‌ بگیرم تا منتشر شود. به آقای حکیمی‌ مراجعه کردم و ایشان هم با حسن‌ظنی که نسبت به من داشت، هم کپی وصیتنامه و هم پاکنویس شده آن با دست خط خودش را روی کاغذ دیگری به من داد و تاکید کرد اگر تا به حال این وصیتنامه را به کسی نداده‌ام، تنها به این دلیل بوده که بیش از یک صفحه از کل دو صفحه آن، تعریف دکتر شریعتی از من بوده است و من می‌ترسیدم آن را منتشر کنم و فکر کنند که خواسته‌ام آنچه را دکتر درباره خودم گفته، به اطلا‌‌ع مردم برسد و من از این قضیه به شدت پرهیز داشتم، اما حالا‌‌که شما اصرار می‌کنید و بنا دارید در کنگره‌ای علمی‌ آن را منتشرش نمایید، در اختیارتان می‌گذارم. همانجا بود که گفتم آقای حکیمی‌من همه جا تعریف کرده‌ام که شما بعد از شش ماه گفته‌اید من ایرادی در آثار دکتر شریعتی ندیده‌ام تا بخواهم اصلا‌‌ح کنم. استاد حکیمی‌در پاسخ گفت اگر خواستید در جایی نقل کنید، عینا این جمله را بگویید که: <حکیمی‌گفت من ایرادی که شخصیت‌شکن باشد، در آثار دکتر شریعتی ندیدم.> استاد در این دیدار به نشستی اشاره کرد که فاضلی در آن نشست پیشنهاد می‌کند که آثار شریعتی را بخوانند و هر جایش که مشکل‌دار بود‌، حذف کنند که با مخالفت دکتر بهشتی مواجه می‌شوند. شهید بهشتی می‌گویند که اصلا‌ح با حذف فرق دارد‌، ما باید اصلا‌ح کنیم‌، چه بسا بعدا ببینیم که حق با شریعتی بوده است‌. ما باید بخوانیم و هر جا را مشکل‌دار دیدیم‌، در پاورقی توضیح بدهیم که البته همین هم محقق نمی‌شود و استاد در پاسخ چرایی این ماجرا‌، به وقت هم اشاره می‌کند و به کارهایی که برایشان اولویت داشته است‌.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

فیلسوف عدالت درنمایشگاه کتاب تهران(قسمت سوم)هرمونتیک وتأویل

گزارشگرهلیا آبادی 17/2/87 روزنا****تاویل مشروط/// یکی دیگر از بحث‌هایی که درباره کتاب <الهیات‌الهی و الهیات‌بشری> پیش آمد‌، بحث درباره هرمنوتیک و تاویل بود. نقد فلسفه صدرایی یا آنچه حکمت متعالیه خوانده می‌شود‌، یکی از بحث‌های این کتاب است و یکی از نقدهایی که استاد به ملا‌صدرا دارد‌، تاویل معنای قرآن است‌. کتاب بر ساختن دستگاه معرفتی مستقلی برای فهم قرآن تاکید دارد و مکتب تفکیک را پیشگام معرفت‌شناسی مستقل معرفی می‌کند. استاد از همین جا به بحث تاویل وارد می‌شود و ابتدا از دو نوع تاویل سخن می‌گوید؛ تاویل معنا و معنای تاویلی‌. او به صراحت می‌گوید که تاویل معنا مردود است و اگر چنین چیزی ممکن باشد‌، هر کس برای خودش تاویلی ارائه می‌دهد‌، اما معنای تاویلی را با شرط و شروطی می‌پذیرد. معنای تاویلی از نظر استاد به این معناست که قرآن غیر از معنای ظاهری، معنای دیگری هم داشته باشد‌، اما به نظر استاد شرطش این است که باید معنای تاویلی بین دو طرف روشن باشد‌. دو طرف کیست؟ این را یکی از حاضران می‌پرسد و پاسخ می‌شنود: بین خدا و پیامبر یا بین خدا و ائمه. استاد با این پرسش رو به رو می‌شود که آیا مخاطب و خواننده معمولی هم می‌تواند از این رمز بین دو طرف مطلع شود؟ پاسخ این است که قرآن آیات زیادی دارد که معنای تاویلی دارند و پیامبر و ائمه در احادیثی این آیات را توضیح داده‌اند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

فیلسوف عدالت درنمایشگاه کتاب تهران- (قسمت دوم)مکتب تفکیک

گزارشگرهلیا آبادی 17/2/87 روزنا*** کسی می‌پرسد به نظر شما چگونه می‌شود اسلا‌م ناب را شناخت؟ استاد به قرآن و نهج‌البلا‌غه ارجاعش می‌دهد‌./// در امتداد مکتب تفکیک ، عنوان فرعی کتاب الهیات‌الهی و الهیات بشری‌، <مدخل> است‌. یعنی این کتاب مدخلی است به بحث الهیات‌الهی و الهیات‌بشری‌. این کتاب کتابی است در ادامه کتاب قبلی‌شان <مکتب تفکیک>. استاد در این کتاب کوشیده است به کلا‌م شیعی ناب و مستقل نظر داشته باشد و از معرفت مستقلی در این زمینه سخن بگوید که مبتنی بر عقل و قرآن و حدیث است‌. استاد از همین زاویه به نقد فلسفه صدرایی که قرن‌هاست فلسفه و کلا‌م اسلا‌می ‌را در حوزه شیعی آن تحت‌تاثیر قرار داده است‌، می‌پردازد و آن را آمیزه‌هایی ناهمگون از اندیشه‌های کهن یونانی و هندی و دیگر نحله‌های باستانی متون دینی می‌داند. استاد حکمت متعالیه را حجیت غیرشرعی کشف از سوی بزرگی عرفان مشرب می‌داند که در صورت صحت‌،‌ برای غیرشخص مکاشف‌، حجت نیست و ماده کشفی‌، قابل برگشت به ماده برهانی نیست‌، اگرچه به صورت برهان ادا می‌شود. در این کتاب <مکتب تفکیک> سهم زیادی دارد و استاد این مکتب را پیشگام استقلا‌ل معرفت‌شناسی دینی معرفی می‌کند‌. وی که پیش از این کتابی تحت‌عنوان <مکتب تفکیک> در معرفی یکی از نحله‌های فکری و کلا‌می‌شیعه نوشته و منتشر کرده است‌، در این کتاب آن را ادامه داده و به برخی نقد‌ها و نظرها درباره آن کتاب نیز پاسخ گفته است‌. استاد در فصل‌هایی از کتاب با ارائه حدیث‌هایی با تکیه بر دیدگاه معصومین به دفاع از مکتب تفکیک پرداخته است. بخش‌های دیگر از کتاب، به بررسی عقل در مکاتب گوناگون اختصاص یافته و استاد در چند فصل دیدگاه‌های چهره‌های مختلف فکری جهان اسلا‌م را مورد توجه قرار داده است و در این بخش‌ها به دیدگاه‌های میرزا مهدی اصفهانی‌، شیخ مجتبی قزوینی‌، شیخ محمدباقر ملکی میانجی‌، آقا بزرگ حکیم‌، غزالی‌، ملا‌صدرا،شیخ مفید‌، مهدی حائری یزدی‌، آیت‌الله احمد خوانساری‌، محقق دوانی‌، خواجه‌نصیر طوسی‌، سیدجعفر کاشف الغطا و دیگران پرداخته است. هنوز دوستداران حکیمی ‌فرصت نکرده‌اند‌، این کتاب را بخوانند تا از آن پرسش کنند‌، اما با این همه پرسش‌هایی هم بود و نخستین پرسش از عنوان فرعی کتاب بود‌، از <مدخل> که روی جلد در داخل پرانتز نوشته شده است‌. از پاسخ استاد می‌شد دریافت که در واقع این کتاب ورودی یک مجموعه است؛‌ مجموعه‌ای که سه جلد خواهد بود‌. الهیات‌الهی و الهیات‌بشری به همین یک جلد اکتفا نمی‌شود و جلد دوم و سوم دارد‌. در جلد دوم عنوان فرعی داخل پرانتز <نظرها> است‌. استاد می‌گوید جلد دوم یک کتاب 900 صفحه‌ای است که در آن نظر 42 نفر از بزرگان، از کندی نخستین فیلسوف اسلا‌م گرفته تا علا‌مه طباطبایی و امام خمینی و شهید مطهری در دفاع از مکتب تفکیک نقل شده است‌. استاد همین جا متذکر می‌شود که مکتب تفکیک اسمش جدید است‌، اما رسمش جدید نیست‌. جلد سوم این مجموعه هم یک کتاب 500 صفحه‌ای است که در آن نظر بزرگان دیگری را در این‌باره آورده شده است‌، اما نامش با این دو کتاب فرق می‌کند و عنوانش <یا کمیل> است‌. چرا یا کمیل؟ استاد در پاسخش به ماجرای حضرت علی (ع) و کمیل اشاره می‌کند که کمیل از حضرت می‌خواهد اصل حقیقت را بگوید‌. استاد می‌گوید عمده بحث در این کتاب‌ها این است که صاحبنظران هم گفته‌اند از راه عقل محض نمی‌توان به حقایق رسید. عقل و وحی باید در کنار هم قرار بگیرد‌. این بزرگان همه با عبارت‌های مختلف این را گفته‌اند‌. فلسفه اجتهادی و انتقادی از همین جا بحث کشیده می‌شود به فلسفه و مکتب تفکیک‌. آیا استاد با فلسفه مخالف است؟ این پرسشی است که استاد با آن بسیار روبه‌رو شده و به همین خاطر است که قبل از اینکه کسی بپرسد‌، به این پرسش پاسخ می‌دهد و خود را نه مخالف فلسفه که مخالف فلسفه تقلیدی معرفی می‌کند. استاد می‌گوید هر 20-30 سال یک فلسفه جدید آمده است‌، اما هنوز ما می‌گوییم ارسطو. استاد حتی بحث را به نقد نظام آموزش دانشگاهی فلسفه نیز می‌کشاند و می‌گوید اگر غربی‌ها فلسفه‌شان را در دانشگاه آوردند به این خاطر بود که فلسفه‌شان به روز است‌، درباره علوم تجربی‌شان است‌، نه ذهنیت چند هزار سال قبلشان و از همین جا نتیجه می‌گیرد که آوردن فلسفه به دانشگاه‌ها در کشور ما درست نبوده است‌. استاد حرف مکتب تفکیک را در این زمینه چنین خلا‌صه می‌کند که <مکتب تفکیک نمی‌گوید فلسفه نخوانید‌، می‌گوید <فلسفه اجتهادی و انتقادی بخوانید.>

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

فیلسوف عدالت درنمایشگاه کتاب تهران(قسمت اول) عدالت

گزارشگرهلیا آبادی 17/2/87 روزنا***** استاد محمدرضا حکیمی ‌را با کتاب‌هایی می‌شناسیم؛ با جلد سفید و یک دایره قرمز در گوشه‌اش‌. با نثر خون‌دار و استخوان‌دارش که در کنار نثر دکتر شریعتی که خون تازه‌ای در ادبیات مذهبی بود‌، با رفاقت‌هایش با روشنفکرانی نظیر مهدی اخوان ثالث و سیروس طاهباز و دیگران که در میان روحانیون متعارف نبود و بیش از همه با کوشش خستگی‌ناپذیرش در تالیف کتاب‌هایی متفاوت. حکومت مسانخ استاد لب به سخن که بگشاید‌، از عدالت هم می‌گوید‌. علا‌قه و شیفتگی‌اش به عدالت به حدی است که در بخش بزرگی از آثارش به این موضوع اشاره دارد و او را <فیلسوف عدالت> خوانده‌اند‌. عدالت برای استاد یک مفهوم یا یک واژه نیست، بلکه یک معیار است، معیاری که می‌تواند قضاوتهایش را تغییر بدهد‌. وقتی کسی از یک کتاب قدیمی‌اش گفت و پیشنهاد داد که آن را تجدید چاپ کند‌، او بلا‌فاصله جواب داد که آن را از فهرست تالیفاتش حذف کرده و از ناشر خواسته که آن را منتشر نکند‌. او در همین دیدار خاطره‌ای را به یاد آورد از یک دوست صاحب منصب‌، بدون اشاره به نام و نشانش که وقتی دیده بود خانه‌اش را عوض کرده و خانه‌ای اعیانی برای زندگی گرفته، دیگر پای به خانه او نگذاشته بود و وقتی او به دیدارش آمده بود‌، به خانه راهش نداده بود. بحث‌های استاد درباره عدالت این پرسش را پیش آورد که دولت فعلی هم شعار اصلی‌اش عدالت است‌، آیا تمایزی و تفاوتی بین آن عدالت و عدالتی که شما می‌گویید‌، وجود دارد؟ پاسخ استاد کوتاه و گویا بود: این عدالتی که اینها می‌گویند با <الف> نوشته می‌شود! او همچنین در این دیدار از تفاوت‌های طبقاتی می‌گفت که دیده یا شنیده بود و بعد به حضرت علی (ع) رسید که عدالت با نامش پیوند خورده است و گفت همین که می‌گوییم حضرت علی(ع) این کار را کرد‌، می‌گویند ایشان <علی> بود‌، در حالی که حضرت علی(ع) به عنوان حاکم این کار‌ها را کرده‌اند نه به عنوان معصوم. استاد در توضیح این بحث می‌گوید، اگر حضرت به عنوان معصوم این کار‌ها را کرده بودند که برخی از استاندارنشان را عزل نمی‌کردند‌. سپس به ماجرای ابوالا‌سود دوئلی پرداخت که به حکم حضرت، قاضی بصره بود‌. ابوالا‌سود را مبدع علم نحو گفته‌اند و معاویه درباره‌اش گفته است که من به علی(ع) حسودی می‌کنم که چنین پیروانی دارد‌، اما حضرت او را برکنار کرد‌، چرا؟ چون حضرت یک روز که از آنجا می‌گذشتند دیده بودند که ابوالا‌سود صدایش را روی یکی از مراجعان بلند کرده است‌. ببینید بحث از شکنجه و این چیزها نیست‌ها‌، فقط صدایش را بلند کرده است‌، اما حضرت او را برکنار می‌کند‌. استاد در توضیح این ماجرا می‌گوید که در دادگاه نباید کسی تحقیر شده باشد‌. تحقیر انسان از اکبر گناهان است‌. هیچ بشری جایز‌التحقیر نیست‌. باید حرمت همه حفظ شود. در جامعه اگر کرامت انسان محفوظ نباشد‌، هیچ چیز نمی‌ماند‌. انسان کشیده می‌شود به سمت عقده ‌ناک شدن و اگر کسی عقده‌ ناک شد هر کاری را که به او بسپاریم ضایع می‌کند. از این رو تحقیر انسان‌ها خیانت بزرگی به جامعه است. استاد از این بحث‌ها به مفهوم <حکومت مسانخ> رسید‌، حکومتی که باید از سنخ حکومت امام معصوم باشد‌. از ویژگی‌های حکومت مسانخ پرسیدند‌. استاد گفتند باید این بحث‌ها را به سرانجامی ‌برساند و این خصوصیات را تدوین کند‌، اما نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر عهدنامه این حکومت است‌. استاد در این زمینه به موضوع‌های گوناگونی اشاره می‌کند‌، از جمله به نوشته‌هایشان بعد از سال 1370 که لهجه انتقادی پیدا کرده است و سپس از باب <نصیحه الا‌ئمه‌المسلمین> در اصول کافی گفت. باز هم عدالت/کسانی که به دیدار استاد می‌آیند‌، از طیف‌های گوناگون‌اند و پرسش‌ها هم مختلف می‌شود‌. یکی از پرسش‌ها‌، نظر استاد درباره سخن مارکس درخصوص دین است‌. پاسخ استاد این است که <دینم به دست دینداران هیچ وقت افسون توده‌ها نمی‌شود‌، ولی به دست دینمداران ممکن است.> استاد سپس در ضرورت شناخت اسلا‌م سخن می‌گوید و تاکید می‌کند ما باید اسلا‌م را بشناسیم و می‌گوید ما انتظاری از دیگران نداریم. استاد سپس به بحث انقلا‌ب در اسلا‌م پرداخت و گفت انقلا‌ب در اسلا‌م شروعش با عدالت است و سپس به نقد اولویت‌بندی‌ها در کشورمان پرداخت و خاطره‌ای را به یاد آورد از گفت‌وگویش با شهید مطهری پس از اجباری شدن حجاب و سفرش با ایشان به قم به قصد دیدار امام خمینی‌.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

خانه زندان است(نوشته ای از سیده فخرالسادات محتشمی پور)

6 May 2008، توسط webmaster تصمیم گرفتم مدتی روزنامه نخونم . مگه تلویزیون نمی بینم مشکلی پیش اومده که با نخوندن روزنامه پیش بیاد ؟ چند روز پیش بود که بچه های سرویس اجتماعی روزنامه اعتماد ناله سرداده بودند که به ما می گن از خوبی ها و زیبایی ها بنویسید . ولی اشکال از ما نیست که همه چیز دارد رو به تاریکی می رود . و من که اصولا آدم امیدواری هستم، عهد کردم چشم هامو ببندم و درخلوت خود آنقدر نور و روشنی ببینم که هرگز راهمو گم نکنم . نق نق ها رو نشمیده بگیرم و با حواله دادن ملت به روزهای خوش ایام بگذرانم . اما به قول همسرجان عاقبت گذر پوست به دباغ خانه افتاد و در مراجعه به پلیس به اضافه 10 برای تمدید گذرنامه، دوباره زندانی بودنم را به رخم کشیدند با صدای بلند و چشم هایم را بازکردند تا از دنیای خیالی خود بیرون بیایم و واقعیت هارو ببینم . طفلک این همسرجان که همیشه جوری عمل کرده که این زندانی بودن عرضی ما زیاد به چشممان نیاید و اجازه خروج را بدون آن که بفهمیم داده و امور را به سامان می کردند، ولی این بارکه خود دنبال کارم بودم، باشنیدن این که اجازه رسمی همسر برای تمدید پاسپورت ضروری است، فریادم به آسمان رفت : آخر چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بی شک، این مسئله از مصادیق بارز تبعیض جنسیتی است و یادم هست همیشه مورد سوال و اعتراض زنان بوده ولی متاسفانه هیچ وقت به پاسخ نرسید حتی در دوره اصلاحات و مجلس ششم که فراکسیون زنان گام هایی برای رفع تبعیض برداشت و خیزهایی برای ادامه کار و حیف که زنان مجلس هفتم بنا نداشتند کاری برای هم جنسانشان بکنند و هرگز از تجربه اخلافشان بهره نبردند . منتظریم کمیسیون زنان مجلس درآستانه افتتاح مجلس هشتم به نقد عملکرد هفتمی ها بپردازد تا باز هم سندی بماند در تاریخ برای تشخیص خادم و خاطی اگراغماض کنیم و چیز دیگر نگوییم . بحمدالله بررسی طرح ارث بری زنان هم در مجلس مسکوت ماند تا نگرانی های آقایان برطرف شود و خانم فیاض بخش می خواهند اعتراض کنند شاید دل آقای باهنر نرم شود! و مجددا رای گیری شود وتصویب شود و ما نگوییم هیچ نشد. این عهدی که کردم خیلی محکم نبود انگار. گاهی سرکی کشیدم به روزنامه ای که هر صبح پشت در آپارتمان ما سبز می شود و شامگاه جلوی چشممان باز می شود ناخودآگاه . از خواندن حوادث بیزارم . دلم نمی خواهد هیچ هم وطنی را در کسوت قاتل و کلاهبردار و دزد و قاچاقچی ببینم . ایرانیان با فرهنگ، باهوش، خلاق، با استعداد که هرکجای جهان باشند، می درخشند مثل ستاره و در خاک پاک وطن روز به روز تندتر و فجیع تر تبدیل می شوند به مجرم مجرم مجرم !!! از خواندن صفحات سیاسی تقریبا بی نیازم با دریافت تحلیل های به روز و اخباری که از سایتها دنبال می کنم . از فرهنگ هم که چیزی باقی نگذاشته اند تا پیگیرش باشم البته با ارزان کردن هزینه پیامک های فارسی دارند نقش آفرینی می کنند در حفظ میراث زرینمان ! دیگر بهتر و بالاتر از این؟؟؟ و اما جامعه . انگار همه نقشه کشیده اند که زن ها را از جامعه حذف کنند و همه هم و غمشان همین است . بهترین راه برای بازگرداندن زنان به خانه، به قول دوست شیرین همسرجانمان استفاده از پدیده برتر “هووسن” است . این واژه کاملا جعلی است و در فرهنگستان لغات معادل ندارد ولی ما در جمع های دوستانه خوب می شناسیمش چون دوست شبه قاجاری همسرجان کاملا تشریحش کرده قبل از این که لایحه ای به مجلس برود و انبوه برنامه های تلویزیونی درموردش ساخته شود و اهالی سینما دست به دامانش شوند برای فروش بیشتر و مسئولین عقلشان قد بدهد برای اعمال سلیقه هایشان . او می گفت و می گوید : به محض این که دیدی عیال محترم کمی رویشان زیاد شده این پدیده را به رخ بکشید آنچنان مطیع و رام می شود که متحیر می مانید و ما همه می دانیم او سالاری همسر را پذیرفته در قبال همین اجازه برای شیرین زبانی در ملاء عام . اما مانده ایم این جماعتی که از این پدیده با جرأت و جسارت تمام بهره می برند جواب اندرونی هایشان را چه داده و می دهند . خیلی دلم می خواهد بدانم . خبرها حاکی از آن است که همه سنگرهایی که با رنج و تعب فراوان در دوره اصلاحات توسط زنان فتح شد بود، دارد بازپس گرفته می شود و هیچ حامی در سه قوه وجود ندارد که ندارد . باورکردنی نیست ولی حقیقت دارد !!! آقای هاشمی رفسنجانی اما در کنفرانس وحدت اسلامی از افراط گرایی جهان اسلام انتقاد کرده و گفته اند : “اگر به حقوق زنان توجه نشود، غربی ها آن را برایمان سوغات می آورند” انگار ایشان فراموش کرده اند این سوغات سالهاست به جوامع اسلامی رسیده و خیلی پیش از این ها باید این هشدارها جدی گرفته می شد . امان از زندانی که به اسم شریعت برای زن ساخته اند و امان از وقتی که زندانی بیدار باشد و به حقوقش آگاه. حالا دیگرباید تنها به خدا پناه برد .

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کلاشان

مسافرانی که به کشورهای خارجی می‌ روند معمولا ازآنجا کالای‌ برقی نمی‌خرند دوستانی که چنین کرده اند مغبون شده اند وقتی باز کرده وبه برق زده اند روشن نشده یا دوربین آورد ه اند اسباب بازی بوده است . خرید کالای‌ برقی خدمات پس ازفروش باید داشته باشد ضمانت نامه داشته باشد امروزه وقتی‌اینگونه کالاها را از داخل کشورهم تهیه میکنی وفروشگاهش معتبراست وقتی برای‌ استفاده ازگارانتی می‌ روی‌ می گویند فقط موتورش گارانتی است واین قطعه یا بدنه است که خراب شده نه موتور. یک جارو برقی‌ ال – جی خریده بودیم خرطومی خراب شد 250000ریال هزینه اش بود گفت گارانتی نیست دوستی درب یخچالش که تازه خریده خراب شده نمایندگی اش گفته گارانتی نیست ویخچال نو دربش خراب ، 100000ریال گرفته درست کرده بعد چند روز مجدد خراب شده است . تلوزیون هم فقط تبلیغ میکند فلان کالا با ضمانت نامه گلدیران . درواقع باید گفت گارانتی ها بیشتر اوقات یک کاغذ زباله هستند وارزشی بیش ازآن ندارند با اینکه فروشندگان پول بیشتری بابت گارانتی بودن می گیرند. دنیای‌ صنعتی ، یعنی دنیای استرس ، مدام باید درگیر تعمیرفلان کالابعلت بد ساخته شدن بود آتش گرفتن پژو را که فراموش نمی‌کنیم . ایزوگام اگر قبل از گارانتی خراب شود آیا قبول رفع عیب میکنند هرگز! پس انتظارنقش خود ازگارانتی ها را موقع خرید واقعی‌کنیم تا آرامش روانی ما مخدوش نشود.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زنان

نویسنده: معصومه ابتکار **** این روزها عجب سروصدایی کرده موضوعات زنان. هرجا می روی حرف از آنهاست. از طرح امنیت اجتماعی و عوارض و عواقب آن تا صحبت های امام جمعه محترم مشهد که بد حجابی را از مصادیق جرم دانسته و با نفی برخورد فرهنگی، خواستار ریشه کنی آن شده است. از تجمع در دانشگاه سهند تبریز در اعتراض به برخورد با خانم های دانشجو به خاطر پوشش آنها تا درخواست فیفا برای اجازه حضور خانم در استادیوم ها. از سهمیه بندی جنسیتی برای ورود متقاضیان زن به دانشگاههای دولتی که بدون کمترین اطلاع رسانی و انعکاس خبری صورت گرفت و بسیاری را از ادامه تحصیل در رشته های مورد علاقه مایوس کرد تا صفحات حوادث روزنامه ها که نشانگر افزایش قتل های خانوادگی است با این مشخصه که: همیشه پای یک زن در میان است! همه اینها البته با فرارسیدن گرمای زودرس تابستان امسال اوج می گیرد و شرایط جالبی را فراهم می کند. یادم هست یک نفر می گفت مگر دولت بیکار است که به چند لاخ موی جوانان بند کند؟ حتما شما هم یادتان هست... ولی ... تازه، به اینها باید میزان حضور خانم ها و دخترخانم های جوان را در انتخابات اضافه کرد که نشانگر بی تفاوتی آنها در پرداختن به مباحث جدی سیاسی است. البته این نقش کمرنگ در عرصه سیاسی بازتابی از نوع نگاه فعلی نسبت به آنان و حق تعیین سرنوشتشان است. در این حال نمی دانم چرا دولتی که با شعار حمایت از جوانان به ویژه ازدواج آنها سر کار آمد، اکنون علاوه بر بیکاری و گرانی روزافزون شرایطی را فراهم کرده که امر ازدواج نیازمند شجاعت و عملیات متهورانه و بلکه محیرالعقول شده است. مثلا تهیه مسکن برای زوج های جوان، آدم را یاد تدارک برنامه سفر به فضا با فضاپیمای شاتل می اندازد، نه؟ وضعیت پوشش و عفاف جامعه و میزان دینداری هم که دغدغه جدی طیف مدعی اصولگرایی است از سال های پیش بهتر که نشده، بدتر هم شده و شاهد آن نظرسنجی های مختلفی از جمله آخرین آنهاست که استفاده از مشروبات الکلی برای 25 درصد از پاسخ دهندگان در میان جوانان بلااشکال می نماید. برخی آمارها از داخل مجموعه آموزش و پرورش هم که جای نگرانی های بسیار دارد. نمی دانم چرا صدایی از منتقدین تند دولت قبل شنیده نمی شود؟ آنها که در شرایطی بسیار بهتر از اکنون، داد و فغانشان از فساد و فحشا گوش فلک را کر کرده بود حالا کجا هستند؟ آیا این شجاعت را دارند که اعتراف کنند برخوردهای سلبی و محدود کننده و ارشادات نصیحت گونه نه تنها اثری نداشته بلکه وضعیت دشواری را پیش روی جامعه قرار داده است؟ در این میان البته مواضع مترقی حضرت آیت الله صانعی در مصاحبه اخیر خود مایه امیدواری برای بانوان بوده است. آیت الله صانعی با تاکید بر مساوات بین زن و مرد در اسلام خواستار اصلاح قوانین مرتبط با حقوق زنان شدند. در تعجبم که راز حضور گسترده و موثر زنان در روند پیروزی انقلاب اسلامی اینگونه نادیده گرفته می شود. یعنی برخورد منطقی و احترام آمیز و درک هویت مستقل فردی و اجتماعی زن که در مواضع مترقیانه امام و بعد مقام رهبری وجود داشته و از عوامل مهم پیشرفت های غیرقابل انکار آنان در زمینه های مختلف شد. اما در شرایط کنونی به نظر می رسد دولت و مدعیان اصولگرایی با عقب گرد آشکار دراین زمینه پاسخ روشنی برای مطالبات به حق جوانان و دختران ایرانی ندارند. آیا ادامه این وضعیت به بی تفاوتی و فاصله گرفتن آنها از آرمان های انقلاب نمی انجامد؟ چه کسی مسئولیت آثار و عوارض این بی تفاوتی را برعهده می گیرد؟ آنان که چشمشان را بر روی واقعیت ها بسته اند؟ در هر صورت گفتمان مترقی حقوق زن مسلمان از اجزا لاینفک گفتمان انقلاب اسلامی و اصلاحات است و اگر راه حل، امید و چشم اندازی متصور باشد در همین نگاه مترقی، شجاعانه و آینده نگر است؛ نگاهی که هیچ نسبتی با دیدگاههای متحجرانه و متعصبانه درمورد زن ندارد. کلمات کلیدی: تحجر ،کلمات کلیدی: حقوق زنان ،کلمات کلیدی: گفتمان انقلاب اسلامی ،کلمات کلیدی: آیت الله صانعی *************************************** زیتون : اگر این روزها فساد زیاد شده هیچ سروصدائی از اعتراض نیست باید این کلام امام را مد نظر قراردادکه فرمود: «مواظب باشید یک مرتبه چشمتان را باز نکنید ببینید انجمن حجتیه همه چیزتان را ازبین برده است » چون دولت خاتمی دولت خط امام وطرفداراسلام امام خمینی بود حجتیه ایها از آن دولت عقده داشتند والا خودشان افراد کهتری (عقده حقارت) هستند که نمی فهمند چکارمی کنند وهمه هم وغم شان درآن قضایا جا انداختن انجمن حجتیه بود . برای چه ازگسترش فساد وتباهی ناراحت باشند!حجتیه ای های نفوذی آرزوشان است که فساد جامعه را بگیرد!!! تا اربابانشان ، صهیونیست های پلید ازاینها راضی باشند مگرجزاین است که انجمن حجتیه لایه دوم یا آن روی سکه بهائیت است که دست ساز اینتیلجت سرویس انگلیس است وسرویس جاسوسی اسرائیل ، موساد، برایشان سردست می شکند حجتیه ایهای نفوذی نقشی جزاین برای خود قائل نیستند . خدا هدایت کند این آنان را که تحت تأثیر اینها واقع میشوند ومقدس مآبی می نمایند. خدا هدایت کند ساده اندیشان متدین را که دل به حجتیه خوش کرده اند خدا هدایت کند همه ما را وازشراینها نجات دهد . یادتان است سخنرانی 8/4/60 امام را که فرموده به اینها «لم پایتان را می شکنیم » خدا کمک کار ناطق نوری بود که رأی نیاورد تا اینها بتوانند سواستفاده کنند وخدا رحم کند به دولت فعلی ازشرآنها.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

موضع گیری متحجرین دربرابراسلام امام خمینی سلام الله علیه

طرفداران اسلام مصباح یزدی ، متحجرین بد ریخت وزشت وبدقیافه ، با حماقت ونفهمی خوداین بار با موضع دربرابر اسلام امام خمینی ،به ورود افراد بدون چادر به حرم امام خمینی بهانه بنی اسرائیلی گرفتند .حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم آثارامام ومسول حرم مطهرامام خمینی ، درهمایش اعضاء‌ ستاد بزرگداشت امام خمینی گفت : « یکی‌ازاعتراضات سختی که از ابتدا به من شده این است که چرا اجازه میدهید خانم ها درحرم امام خمینی تنها با حجاب اسلامی وارد شوند ولزوما چادر نداشته باشند من به این افراد پاسخ دادم که این اما م همان امام 19سال پیش است وتفاوتی ندارد درطول ده سالی که درکنارامام بودم می دیدم که قشرهای مختلف با وضعیت های‌ مختلف با چادروبی چادرخدمت ایشان می‌ آمدند وامام با همه آنها به خوبی برخورد می کردند » منبع روزنامه کارگزاران 12/2/87

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

گفت و گوی اختصاصی اعتماد ملی(فهیمه خضر حیدری) با آیت الله العظمی صانعی؛ 7/1/87

 

آیت‌الله العظمی صانعی در طول بیش از نیم قرن مطالعه و تدقیق در فقه اسلا‌می، با فتاوای نوگرایانه‌و قرائت‌های نوینش از فقه اسلا‌می، جایگاه ویژه‌ای را در میان مراجع عظام به خود اختصاص داده و همواره مرجع پرسش‌های منتقدانه در حوزه دین و فقاهت بوده است. ایشان همچنین در باب حقوق زنان نیز یکی از نواندیش‌ترین علمای عظام به شمار می‌رود. خود نیز تاکید می‌کند: <کسانی به ما حمله می‌کنند که شما هر روز یک رای دارید و راست هم می‌گویند چون ما امسال یک رساله چاپ می‌کنیم و سال دیگر چیزهای تازه‌ای به آن اضافه می‌کنیم و این نشانه تحقیق بیشتر است و نه نعوذبالله، نشانه سهونگری.> آیت‌الله العظمی صانعی با چهره گشاده و مطایبه بحث را پیش می‌برد و پرسش‌های ما را که عمدتا در حوزه مسائل زنان طراحی شده‌اند جواب می‌دهد. در برابر فلا‌ش‌های پی در پی دوربین عکاسی صبور است و در قبال حساسیت‌های عکاس می‌گوید: <اگر دشمنی داشتید همان‌طور عکس می‌گرفتید؛ پیامبر هم نمونه واقعی نظم و آراستگی بودند و می‌فرمودند وقتی نزد برادران مسلمانتان می‌روید نباید اشمئزاز ایجاد کنید؛ برخلا‌ف بعضی مسلمانان ناآگاه که می‌گویند باید نامرتب بنمایید تا یک مسلمان واقعی باشید.>!! ‌حضرت آیت‌الله در جریان هستید که اخیرا مباحثی درباره تغییر بعضی قوانین مربوط به زنان مطرح شد و حتی موضوع به مجلس هم رسید. با توجه به نظرات متفاوت جنابعالی به عنوان مرجع تقلید عده کثیری از شیعیان، در باب حقوق زنان، خدمتتان رسیده‌ایم تا مروری بر نظریات شما در این باب داشته باشیم و بحث را با نگاهی اجمالی به مساله نابرابری دیه زنان و مردان آغاز کنیم. ‌ اعوذبالله من الشیطان الرجیم. بسم‌الله الرحمن الرحیم. البته بحث تفصیلی دیه زن و برابری آن با دیه مرد در جزوه‌های فقه و زندگی آمده است. اما به طور اجمال از این قرار است.اولا‌ تفاوت میان دیه زن و مرد بر خلا‌ف اصول و قواعد اسلا‌می است که بر برابری همه انسان‌ها اعم از زن و مرد و سیاه و سفید، عرب و عجم در تمامی حقوق و امتیازات دلا‌لت دارد چرا که در منشأ خلقت و آفرینش یکسان‌اند و همه انسان آفریده شده اند<یاایها الناس انا خلقناکم من ذکر وأنثی> و به عنوان <بنی آدم> گرامی داشته شده‌اند <لقد کرمنا بنی آدم> و زن نیز همانند مرد خلق شده یعنی طینت و سرشت او از همان چیزی است که مرد از اوست. <یا أیها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده وخلق منها زوجها> و این اصول و قواعد چنانکه مشاهده نمودید نص صریح قرآن کریم است که نیازمند تفسیر و توجیه و تأویل نیست و در مقابل آن اسرائیلیاتی است که زن را در منشأ خلقت و سرشت متمایز از مرد می‌داند و معتقد است که زن پس مانده و اضافی است و یا برای خدمت به مرد آفریده شده که بر خلا‌ف قرآن کریم و باطل است که با کمال تأسف گاهی در کلمات بزرگان ما نیز این نگرش و یا آثار آن یافت می‌شود. ‌   ثانیا با پذیرش این اصل محکم و غیرقابل خدشه هر سخن یا قانونی که در تعارض و تقابل با آن قرار گیرد و بر خلا‌ف آن باشد بنا بر فرمایش معصومین (علیهم السلا‌م) مطرود خواهد بود مگر آن که این تفاوت با دلیل قطعی و قابل توجیه ثابت گردد مانند قانون ارث فرزند پسر که به صراحت قرآن مجید که دو برابر ارث دختر است <‌للذکر مثل حظ الا‌نثیین>‌و با اینکه مستند به خود قرآن کریم بوده در عین حال باز می‌بینیم به دلیل اهمیت آن با اعتبارات عرفی از جانب ائمه معصومین(علیهم السلا‌م) توجیه شده است به نحوی که باز با عدالت و اصول مسلمه اسلا‌می موافق گشته است. ‌    علا‌وه بر آنکه آنچه در قرآن کریم در قصاص و دیات مورد توجه قرار گرفته حرمت نفس انسانی و جان اوست <من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد> و یا <من قتل مظلوما> و <و من قتل مؤمنا> و تفاوت و تمایز میان جان زن و جان مرد مخالف این بخش از آیات قرآن کریم نیز هست. ‌   ثالثا روح تربیت و فرهنگ اسلا‌می نیز دلیل دیگری بر برابری زن و مرد در تمام اموری است که به نفس و جان او مربوط است و نوعی احترام و ارزشگذاری بر او محسوب می‌شود. در نتیجه اصل و قاعده و دلیل همه حکایت از برابری دیه زن و مرد دارد و هر سخنی در برابر آن محتاج به اقامه دلا‌یل بسیار محکم است که بتواند در مقابل چنین دلا‌یلی مقاومت کند و بر آن تبصره بزند و اکتفا به چند روایت مخدوش که دارای اشکالات فراوان است که درجای خود ذکر شده و یا تکیه بر بعضی اعتبارات و تحلیل‌ها در مباحث فقهی که جای اقامه و حجت و استنباط از دلایل و اصول است، نمی‌تواند مستمسک و مستند صحیحی برای ما در نسبت دادن این حکم به اسلا‌م و فقه باشد. ‌   توجیهاتی هم در این زمینه وجود دارد که بر نان‌آوربودن مردان و مسوولیت آنها در اداره زندگی تاکید دارند و این موضوع را دلیل نابرابری دیه می‌دانند. البته این حکم کلی در جامعه امروز موارد نقض بی‌شماری دارد و ما زنان زیادی را داریم که سرپرست و اداره‌کننده اصلی خانوار هستند.‌   اوایل انقلا‌ب این بحث دیه زن و مرد مطرح شد. این تحلیل که <زن نان آور نیست> و در مقابل <مرد نان آور است> اول بار از سوی شهید بهشتی (قدس سره) مطرح شد و البته در آن شرایط که ایشان با تمام فضل و به دلیل نبود فرصت، در بحث فقهی آن وارد نشدند و طبق مبنای معروف پاسخ می‌دادند توجیه مناسبی بود. ‌   اما بعد از طرح مسائل جدیدی مانند شطرنج و معادن زیرزمینی توسط امام (سلا‌م‌الله علیه) باب جدیدی در فقه باز شد که اگر ایشان و بزرگانی نظیر شهید مطهری امروز حضور داشتند دیگر خودشان هم چنین تحلیلی را تمام نمی‌دانستند. تحلیلی که موارد نقض بی‌شماری برای آن وجود دارد مثل همین زنان شاغل در کنار مردان بیکار و زمینگیر و یا کودکی که تازه متولد شده. ضمن اینکه بحث دیه ارتباطی با مسأله نان آوری و نان‌خوری ندارد و اثری از این تحلیل را هم در روایات نمی‌یابیم چرا که دیه مربوط به جان آدمی است و جبرانی برای خسارتی است که بر آن وارد گردیده است و همانگونه که گفتم اساسا فقه جای اقامه دلیل و حجت است و با چنین تحلیل‌هایی نمی‌توان حکم شرعی استنباط نمود. ‌   آیا در باب دیه نابرابر زن و مرد چالشی هم در طول تاریخ اسلا‌م وجود داشته ؟ ‌   اتفاقا یکی از مواردی که نظریه ما را تایید می‌کند همین است که چرا هیچ توجیهی در خصوص تفاوت دیه زن و مرد از ائمه وجود ندارد با این که درخصوص تفاوت ارث زن و مرد که در آیات قرآن کریم وارد شده سوالا‌تی از ناحیه دوستان ودشمنان مطرح شده و ائمه (علیهم‌السلا‌م) هم با کمال بردباری پاسخ گفته اند. آیا مسأله دیه این اندازه روشن بوده است؟ و تنها سوال و جواب موجود در روایات مربوط به صورتی است که زنی مردی را کشته که زن را می‌کشند و چیزی به مرد نمی‌دهند و در صورت عکس آن نصف خون‌بها را به مرد می‌دهند که تازه در آنجا هم روایات معارض وجود دارد. با آنکه مسأله دیه و خون بها به دلیل وجود نداشتن آن در قرآن کریم و ارتباط وسیعش با حوزه اجتماع و مسائل اجتماعی بستری به مراتب چالش‌زاتر از مسأله ارث است که در عین حال مورد سوال و جواب در روایات قرار نگرفته است. بنابراین ما باید آنقدر این مساله را تکرار کنیم و در باب آن بحث کنیم که دیه زن برابر دیه مرد است تا ان‌شاءالله به صورت قانون تصویب بشود. ‌   همین مساله نابرابری دیه حتی در مورد جراحات زن و مرد هم وجود دارد و این هم یکی از مواردی است که به نظر می‌رسد باید در آن بازنگری شود.   بله. در باب جراحت‌ها هم این تفاوت وجود دارد. یعنی دیه تا ثلث برابر است و در مازاد بر آن، دیه زن نصف دیه مرد است و بسیار مشکل است که بپذیریم که چشم و گوش زن و مرد با یکدیگر متفاوت است و نسبت دادن چنین قوانین به خداوند با آنکه منشأ آن برداشت ما از کتاب و سنت است که در برابر آن برداشت‌های دیگری نیز وجود دارد اگر به معنی تمسک به حجت شرعی باشد مانعی ندارد همانگونه که فقهای زیادی چنین برداشت کرده‌اند و معذور و مأجور‌ند اما اگر به وسیله‌ای جهت تکفیر دیگران و نظریات دیگر تبدیل شود خطاست چرا که در فقه شیعه آرا و نظرات فقیهان برای فقیه دیگر هیچ اعتباری ندارد و اجماع در شیعه معمولا‌ دلیلی جدلی است که در مقابل اهل سنت و در کتاب‌هایی نظیر خلا‌ف شیخ طوسی به آن تمسک شده است و جالب آنکه ایشان در مساله‌ای مانند قضاوت زن که می‌گوید زن نمی‌تواند قاضی شود و قضاوت مختص مردان است به دلا‌یلی غیر از اجماع تمسک نکرده است. به هر حال باید به گونه‌ای دین و احکام اسلا‌می را بیان کرد که هم قابل فهم باشد و هم قابل پذیرش و باور و ایمان که این از معانی سهولت دین است. چرا که از امتیازات اسلا‌م این است که دین سهولت است یعنی قوانین آن قابل پذیرش است. مردم باید باور کنند که این قانون، قانون خداست. بنابراین اگر ما برداشتی کردیم و عده‌‌ای آن را باور نکردند نمی‌توانیم تکفیرشان کنیم بلکه باید برگردیم و در برداشت خود تجدید نظر کنیم. چرا که دانش به افراد ارتباط ندارد. دانش به دانش ارتباط دارد. به هر حال اسلا‌م دین سهولت است و مردم باید باورشان بیاید به قوانین اسلا‌می. ‌   اگر اسلا‌م دین سهولت است و قوانین باید بتوانند مردم را قانع کنند، پس شما جواب نیمی از جامعه را که بر ضرورت بازنگری در قوانین منبعث از اسلا‌م تاکید دارند و مثلا‌ در بحث ممنوعیت قضاوت زنان یا در باب ازدواج مجدد مردان به اقناع نرسیده‌اند را چطور می‌دهید؟ ‌   ببینید سهولت دین به معنای آسان وقابل پذیرش و عمل بودن آن است وخب اگر قانونی این قابلیت را نداشت نیازمند بازنگری است. پس اگر من که وارد احکام اسلا‌م شدم و قانونگذار شدم حکمی دادم که برای توده مردم قابل پذیرش نیست یا برای آنهایی که ذی‌سهم هستند قابل پذیرش نیست؛ باید در آن بازنگری کنم. نظیر همین لا‌یحه تعدد زوجات[دولت احمدی نژاد] که در آن آمده است که اگر مرد دارای تمکن مالی است و از نظر مالی می‌تواند عدالت را میان همسران خویش رعایت کند می‌تواند بدون رضایت همسر اول، همسری دیگر اختیار نماید که به نظر بنده چنین رفتاری با همسر خلا‌ف معاشرت به معروفی است که در قرآن کریم به آن امر شده است مگر در جایی که رسم و فرهنگ مردم به گونه‌ای است که زن از این عمل اذیت نشده و می‌داند که هوو برایش خواهد آمد؛ اما در جایی که زن این عمل را توهین و تحقیر برای خود می‌داند به گونه‌ای که دست به خودکشی می‌زند چگونه می‌شود چنین حکمی را داد و چنین قانونی را تصویب کرد قانونی که به متلا‌شی‌شدن بنیان خانه و بر هم خوردن آرامش زندگی‌ها و بی‌سرپرست‌شدن کودکان خواهد انجامید و مسوولیت آن هم با همین حکمی است که بنده و جنابعالی داده‌ایم. یا همین مسأله خون‌بها که در دنیای امروز به چالشی عظیم برای قوانین و احکام اسلا‌می تبدیل شده است و دنیا دارد به آن اشکال می‌کند. حالا‌ در مواجهه با این مسائل چه باید کرد و چه راهکاری برای برون رفت از این مسائل باید اندیشید؟ آیا با این پاسخ که <به کسی ربطی ندارد> می‌توان مسأله را حل نمود؟ ما یک چیزی را برداشت کرده‌ایم که قابل پذیرش نیست. نباید اگر کسی به ما اشکال کرد برداشتمان را به خدا نسبت بدهیم. خدا که با کسی قوم و خویش نیست. گفتند یک شخصی رفت مسجد خواست از خودش تعریف کند، گفت من پسر خواهر خدا هستم و مردم هم به او احترام گذاشتند. آخر شب شد گفت من جا ندارم کجا بمانم؟ یک مستمع زرنگی جواب داد: <خوب برو خانه دایی‌ات بخواب> ‌ (خنده جمع)راهکار حضرتعالی برای خروج از این بن‌بست چیست؟ ‌   برای حل این مسائل می‌توانیم با استفاده از روش‌های فقهی و به قول حضرت امام (سلا‌م‌الله علیه) فقه جواهری، اسلا‌م را از این بن بست پیش آمده که حاصل آرا و اندیشه‌های مجتهدان بزرگوار سابق (قدس‌الله اسرارهم) است بیرون بیاوریم و مانند مقدس اردبیلی (رحمه‌الله علیه) از قواعدی نظیر سهولت و نفی حرج و با توجه کامل به کتاب و سنت بهره‌گیری کنیم و قانونی قابل پذیرش به مردم ارائه نماییم...   حضرت آیت‌الله سوال مشخص من این است: جنابعالی قبول دارید که قوانین موجود در حوزه زنان از معیار سهولت برخوردار نیست و گروه بزرگی از زنان نسبت به این قوانین نقد دارند؟  نسبت به کدام قوانین نقد دارند؟ ‌   نسبت به قوانین موجود در زمینه دیه، ارث، طلا‌ق، قضاوت، حضانت و... از آنجا که قوانین ما از فقه اسلا‌می گرفته می‌شود و شما هم می‌فرمایید هرگز در فقه شیعه به بن‌بست نرسیده‌اید، پس چطور است که تا به حال همراهی و یا اجماعی مثلا‌ در میان مراجع عظام برای بازنگری در این قوانین انجام نشده؟ ‌   اینجانب حدود 15 سال پیش به بعضی از بزرگان گفته‌ام در قانون اساسی طبق اصل چهارم که مترقی‌ترین اصل برای اسلا‌می کردن قوانین است بر مسأله موازین و متدهای فقهی تأکید شده که راه اصلی برای خروج از این بن بست‌هاست. به این معنی که اگر فقیهی مانند <ابن جنید> هزار و صد سال قبل می‌گوید زن از همه اموال منقول و غیر منقول شوهر ارث می‌برد و یا فقیه عارفی نظیر <حاج آقا رحیم ارباب> برای زن حق‌الا‌رث از همه اموال شوهر قائل است و نمایندگان مجلس بر این اساس قانونی را تصویب کردند که به‌نفع همه مردم و جمعیت زنان جامعه است فقهای شورای نگهبان نباید آن را به دلیل مخالف با شرع [نظرخودشان] رد کنند چرا که این نظریه بر اساس موازین اسلا‌می صادر شده و فقیهی آن را بر اساس موازین استنباط نموده و به آن فتوا داده است. یا مسأله ازدواج مرد با اجازه همسر اول که بر اساس متد اسلا‌می صادر شده است و یا مسائل دیگری که در خصوص احکام و حقوق زنان مانند قضاوت زن،‌حضانت و... که ما آن را حل کرده‌ایم،‌با این روال نیازی به اجماع فقها در رابطه با مساله قانونگذاری نیست و روشن است که موازین اسلا‌می که در قانون اساسی آمده فراتر از فتواست چرا که در صورت اختلا‌ف فتوا و یا فوت صاحب فتوا و یا تغییر فتوا هیچ خللی در نظام قانونی جامعه پیش نخواهد آمد اما در غیر این صورت با مشکلا‌ت فراوانی روبه رو خواهیم بود. چنانکه الا‌ن هم هستیم. این حرف‌ها را گفته‌ام. خب این سخنان را هم ما بارها گفته‌ایم و بزرگان هم شنیده‌اند به هر حال خودشان صلا‌ح نمیبینند و من هم نمیگویم مقصرند اما راه را برای شما عرض می‌کنم.   شاید من متوجه نمی‌شوم. از یک طرف در مواردی مثل لباس ورزشی زنان و اساسا حضور زنان در مجامع ورزشی جهانی یا درباره ورود زنان به استادیوم‌ها گفته می‌شود که آیات عظام باید نظر نهایی را بدهند و از طرف دیگر حضرتعالی به عنوان یک مرجع مجتهد نظریه‌پرداز می‌فرمایید که علما درباره قوانین منبعث از فقه تنها راهکارها را ارائه می‌دهند؟  ما فقط فتوا می‌دهیم. قانون را که ما نمی‌نویسیم. من نمی‌دانم اطلا‌عات حقوقی شما در چه حدی است؟ البته مقاله‌هایتان را در روزنامه می‌خوانم ‌   شما بفرمایید بنده اگر متوجه نشوم حتما می‌پرسم. ‌   بله این خیلی هم خوب است. ببینید در فقه ما هست که حاکم بر مبنای فقهی خودش حکم می‌کند و از نظر دلیلی شما یا قبول می‌کنید اسلا‌م نظام حکومتی دارد و یا نه. مامی‌گوییم اسلا‌م نظام حکومتی دارد. پس محکمه و قوه مجریه و مقننه می‌خواهیم و این هم یعنی حکومت. پس متد فقهی را باید در نظر گرفت نه فتاوای مختلف را. هم قانون اساسی چنین می‌گوید و هم اگر غیر از این باشد اصلا‌ نمی‌شود مملکت را اداره کرد. ‌   شما می‌فرمایید زن و مرد در دین اسلا‌م برابرند و جایگاه زن در قرآن جایگاه والا‌یی است ولی در عمل، من به عنوان یک زن مدام با تضییع حقوقم در قوانین نوشته شده بر اساس اسلا‌م رو به رو می‌شوم... ‌   شما بفرمایید که در کجا مشکل وجود دارد تا ما حل کنیم. به هر حال این مشکل، مشکل شماست و شما بهتر می‌دانید.   عرض کردم خدمتتان قبلا‌.... ‌   ما در بسیاری از مسائل مانند دیه گفته‌ایم حتی بالا‌تر از آن ما می‌گوییم زن می‌تواند امام جمعه و امام جماعت و ولی فقیه بشود. شما دیگر چه می‌خواهید؟ اما این وظیفه قانونگذار است که بر این اساس قانون وضع کند و اگر قانونگذار دلش نخواست که این قوانین را وضع کند، در آن صورت مقصر ما نیستیم.   پس نقش مراجع عظام درانطباق قوانین با موازین اسلا‌م که شما می‌فرمایید جانبدار زن هستند چیست؟ ‌   لا‌ اله الا‌ الله.... مرجع تقلید فتوا می‌دهد. هر فرد هم در حوزه فردی تا به قانون نرسیده است، فتوای مرجع تقلید خود را عمل می‌کند... ‌   به نظر شما الا‌ن ضرورت تغییر در قوانین وجود دارد یا ندارد؟ ‌   بله وجود دارد. لا‌زمه این تغییر هم در درجه اول آزادی مراجع تقلید (حفظهم الله) در فتوا است که فقه شیعه بر این آزادی استوار است اما میان قانون و فتوا تفاوت وجود دارد چرا که فقیه برداشت خود را از فقه بیان می‌کند و این قانونگذار است که باید با رعایت مصالح بر اساس فتوا قانون بنویسد و آنچه در نظر فقیه مطرح است دلا‌یل اعم از کتاب و سنت و عقل است که بر اساس متدهای فقهی استنباط خود را از آن بیان می‌کند اما قانونگذار باید از میان این فتاوا آنچه را که نفع اجتماع و مردم در آن است به عنوان قانون بنویسد. حالا‌ شما بروید ببینید ازنظر آقایان چه چیزبرای جامعه انفع است. من نمی‌دانم. خودشان می‌دانند.  در ادامه بحث جایگاه والا‌ی زنان در اسلا‌م و قرآن سوال دیگری هم دارم که مربوط به سوره نساء است که گویا توصیه‌ای در این سوره به مردان شده است که زنانتان را بزنید!  (سر تکان می‌دهد) آنچه در این سوره راجع به زدن زنان وجود دارد همان گونه که امام باقر (علیه السلا‌م) فرموده است زدن با چوب مسواک است. شما مکه مشرف شده‌اید؟ ‌   خیر. ‌   خدا قسمت کند. این چوب در مکه وجود دارد. چوبی است کوچکتر از همین خودکاری که در دست من و شما است و این توصیه هم به نظر بیشتر به شوخی و ایجاد الفت شبیه است تا زدن به معنی تازیانه زدن. ‌   یعنی چه ؟ اصلا‌ با هر وسیله‌ای چرا باید زن را بزنیم و بعد هم عده‌ای بیایند تفسیر کنند که مثلا‌ جوری زده شود که جای کبودی نماند و... ‌   حالا‌ من می‌گویم خدمتتان. آخر شما صبر کنید. این قدر عجله نکنید... ببینید اصلا‌ زدن مطرح نیست. گفته شده که بعد از موعظه و پشت کردن به زن، از دری دیگر وارد شوید و زدن در اینجا آنگونه که تصور شده نیست. چرا که باید به گونه‌ای باشد که نه خون بیاید و نه سرخ شود که باید پرسید این اصلا‌ چگونه زدنی است؟  به نظر شما اگر امام خمینی(ره) امروز در قید حیات بودند با تغییر در قوانین مربوط به زنان موافقت می‌کردند؟ ‌   به نظر من اگر امام (سلا‌م‌الله علیه) بود با توجه به هوش سرشار و دانش عمیق و عشق و دلسوزی وافری که نسبت به اسلا‌م داشتند که برای آن از همه چیز گذشتند و حاضر به تبعید و تحمل زندان شدند، بی‌تردید با هر آنچه که در خصوص تغییر قوانین در جهت حل معضل و رفع مشکل مردم و بیشترکردن علا‌قه مردم به اسلا‌م و کارآمد نشان‌دادن احکام اسلا‌می نوشته می‌شد، ولو با نظر فقهی شخص ایشان موافق نبود، مخالفتی نداشت چرا که ایشان اسلا‌م خواه واقعی بود و بارها در زمان خود ایشان اتفاق افتاد که جهت خروج از بن بست و حل مشکل، نظرات فقهی دیگر بزرگان را در تغییر قوانین پذیرا بود و اینجانب هم در برخی مواقع که مشکلا‌تی پیش می‌آمد و به ایشان نامه می‌نوشتم با توجه به عنایت و لطف ویژه‌ای که به بنده داشت می‌پذیرفتند و دستور عمل می‌دادند و این معنی را در تعریف‌هایی که فرموده‌اند می‌توانید ببینید. امام همه چیزش را برای اسلا‌م داد. ایشان به غیراز کسانی هست که اسلام برایشان تماما منفعت بوده است.   نظر حضرتعالی درباره احکامی مثل پرتاب از کوه یا قطع عضو یا سنگسار که اخیرا صادر شده است چیست؟  خارج نشوید از بحث. من نمی‌توانم جواب بدهم.   این فقط یک سوال است در حوزه بازنگری بر قوانین که قبلا‌ نظر مثبت خودتان را درباره آن داده‌اید و می‌فرمایید اگر امام هم بودند نظرشان موافق بود. حالا‌ من در ادامه همین بحث سوال دارم. خارج نیست.  چیزی نگویید که من نتوانم جوابش را بدهم.  من برای نمونه درباره اجرای مجازات سنگسار باید از شما جواب بگیرم. این خارج از بحث نیست. آیا این نوع مجازات‌ها منسوخ نشده؟  خیر منسوخ نشده و همانگونه که بارها گفته‌ام ولی گوش شنوایی وجود ندارد و فریاد ما نیز به جایی نمی‌رسد ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلا‌می ضروری است اما نه به دلیل نسخ، بلکه بر همان مبنایی که میرزای قمی(ره) فرموده که حدود تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم (علیه‌السلا‌م) دارد که از چند و چون آن آگاه است اما در زمان غیبت، تنها راهکار مقابله با جرائم در بخش مجازات‌ها تکیه بر تعزیزات است که در آن مجلس می‌تواند با استفاده از کارشناسان روانشناس و جامعه‌شناس و رعایت تناسب بین جرم و جزا، مجازات‌ها را معین کند. شیوه‌ای که در همه دنیا اعمال می‌شود و در کاهش جرم هم تاثیرگذار است.   حدود را که می‌فرمایید شامل اعدام هم هست؟   بله. در بخش تعزیرات اعدام هم وجود دارد، به‌عنوان مثال کسانی که با وارد کردن مواد مخدر و ترویج آن باعث ایجاد فساد شده و جوانان را از راه به در می‌کنند؛ چنین افرادی به دلیل ایجاد فساد مستحق اعدامند و اینکه اعدام موثر نیست هم سخن صحیحی نیست. ‌   پس پرتاب از کوه یا سنگسار که الا‌ن انجام می‌شود در زمان غیبت امام (ع) مجاز نیست؟ ‌   طبق مبنای میرزای قمی مجاز نیست و از طرف دیگر هم طبق آیین دادرسی اثبات اموری که منجر به اجرای چنین مجازات‌هایی شود بسیار مشکل است چرا که اقامه شهادت توسط افراد متدین و معتدلی که از نگاه به صحنه وقوع چنین جرائمی پرهیز می‌کنند قابل تحقق نیست و تنها راه آن، چهار مرتبه اقرار خود فرد آن هم اقراری که از روی وجدان دینی و متأثر از ایمان به قیامت و فرار از عذاب آخرتی باشد و چنین افرادی بسیار نادرند هرچند در زمان ائمه گاهی اتفاق می‌افتاده و در روایات مذکور است که در آن صورت هم محکمه می‌تواند او را عفو کند. ‌   حتی اگر حکمش سنگسار باشد؟ ‌   هر چه می‌خواهد باشد. در صورت اثبات، به‌وسیله چنین اقراری که از روی وجدان باشد نه دوز و کلک، قابل بخشش است. ‌   خب این هم که چندان قابل تشخیص نیست و لا‌بد به علم قاضی بستگی دارد. ‌   بله نمی‌شود. هنوز فرهنگ بشر آنقدر بالا‌ نرفته که مجرم آزادانه بیاید اقرار کند و برخلا‌ف آنچه که در آیین دادرسی در مورد حجیت علم قاضی آمده است ما علم قاضی را در این بخش از حدود حجت نمی‌دانیم، چگونه حجت باشد و حال آنکه به حسب طبع با اقرار دو مرتبه یا سه مرتبه با شرایط ذکر شده موجب علم می‌شود ولی در عین حال باید اقرار مرتبه چهارم هم باشد تا حد جاری شود، پس معلوم می‌شود که علم قاضی و حاکم در حدود،‌حجت نیست و برای اطمینان زیادتر به این معنی باید به روایتی که در مورد اقرار زنی در نزد امیر مؤمنان در کتب روایی ما وارد شده که شاهد محکمی است بر عدم حجیت علم قاضی در حدود، توجه نمود؛ چرا که در این داستان با آنکه با یک یا دو مرتبه اقرار برای قاضی علم حاصل می‌شود، اما حضرت چهار مرتبه اقرار را لا‌زم دانست و علا‌وه بر آنکه بعد از دستور به تحقیق در مورد عقل زن و سلا‌متی او در هر مرتبه هیچ اقدام تأمینی انجام نداد بلکه بعد از اطلا‌ع از حامله بودن زن به او فرمود برو تا وضع حمل کنی و بعد از وضع حمل که زن دوباره نزد حضرت آمد به او فرمود برو تا بچه‌ات بزرگ شود و راه و چاه را یاد بگیرد و بعد از آنکه از محضر امام خارج شد فردی به دلیل ناآگاهی ـ که متأسفانه عاملی از عوامل بدبختی‌ها است ـ ضمانت کرد که از فرزند زن نگهداری می‌کند زمانی که به محضر حضرت برگشتند با صورت برافروخته و چشمان غضبناک امام روبه‌رو شد؛ چرا که حضرت مقصودش از آن کار این بود که فرد از اجرای حد بر خودش آن هم بعد از ثبوت در محکمه منصرف شود و برود و برنگردد.   حال با توجه به این روایت که عمل حضرت را نشان می‌دهد آیا می‌توان گفت حضرت با سه بار اقرار علم و یقین پیدا نکرده؟ یا اینکه با توجه به یقین به وقوع جرم می‌فرمودند برو که دلیل بر عدم حجت علم قاضی در حدود است و یا با شهادت سه نفر عادل که تردیدی در عدالتشان نیست اجرای حد جایز نیست با آنکه برحسب عادت چنین شهادتی علم آور است بلکه در مقابل برای جلوگیری از تضییع آبروی دیگران سه شاهدی که شاهد چهارمشان به هر دلیل مانند ترافیک و یا تمام شدن سهمیه بنزین تأخیر کرده و یا نیامده است را شلا‌ق می‌زنند. ببینید تفاوت این حکم را با رفتاری که ما انجام می‌دهیم و نوار می‌گذاریم، ضبط می‌کنیم و با شنود تلفنی و هزار بازی دیگر زمینه اجرای حد را فراهم می‌کنیم. ‌   دقیقا برعکس تعجیلی که امروز در اجرای چنین احکامی می‌شود. ‌   البته من این نقد شما را قبول ندارم. چون آنچه که شما می‌گویید جوابش این است که <لیس فی الحدود نظره ساعه.> یعنی بعد از اثبات حدود به آن طریقی که بیان شد معطل‌کردن آن صحیح نیست. پس نمی‌توان با بخشنامه جلوی اجرا را گرفت چنانکه در خصوص مجازات سنگسار گفته شده به قاضی می‌گوییم اجرا نکند اصولا‌ نمی‌توان گفت چنین راهی صحیح است یعنی بعد از قانونی کردن مساله، دیگر معطل‌کردن اجرا جایز نیست بلکه راه ثبوت را می‌توان منحصر کرد. ‌   پس اینکه حکم سنگساری صادر می‌شود و بعد گفته می‌شود که بخشنامه صادر کرده‌اند که حکم اجرا نشود با موازین اسلا‌م سازگاری ندارد؟ ‌   به نظر من این کار با موازین فقهی نمی‌خواند چرا که قانونش وجود دارد و لذا باید مشکل را ریشه‌ای حل کرد و راه چاره این مشکل تغییر در آیین دادرسی و انحصار ادله اثبات در همان دو راه که تحققش مشکل است خواهد بود و یا برحسب نظریه میرزای قمی قانونی وضع شود که حدود مربوط به زمان غیبت نیست و در زمان غیبت باید به تعزیر اکتفا کرد و این راه حل با قانون اساسی که موازین اسلا‌می را مطرح می‌کند سازگار است، نمی‌دانم چرا برخی اصرار دارند گره‌ای را که می‌توان با دست باز نمود با دندان باز کنند این شیوه که با بخشنامه جلوی اجرای قانون گرفته شود علا‌وه بر آنکه خلا‌ف دموکراسی و منطق قانونگذاری در دنیای امروز است، راه حلی اساسی نیست.   در فرمایشاتتان به ضرورت بازنگری در قوانین اشاره کردید. با توجه به اینکه در شرایط حاضر موضوع تعامل با جهان هم برای تمام کشورها بسیار اهمیت پیدا کرده و ما هم به هر حال باید بتوانیم در حوزه حقوق بین‌الملل و با توجه به رویکرد جهان امروز به موضوع حقوق بشر پاسخگو باشیم؛ درباره جایگزینی مجازات‌هایی مثل اعدام که خشن توصیف شده، چه نظری دارید؟ ‌   اعدام خشن است نه قصاص. ‌   موضوع، انجام عمل اعدام است. ‌   خیر. اعدام در همه موارد خشن و زشت نیست برعکس در برخی موارد مانند قصاص هیچ خشونتی نداشته بلکه از زیباترین دستورات و قوانین اسلا‌م است که اگر دو قانون اسلا‌م را زیبا فرض کنیم یکی همین قانون قصاص است و اگر یکی باشد همین قانون است و این را بنده با تمام وجود یافته‌ام و تک تک سلول‌های بدنم به آن گواهی می‌دهد با این توضیح که اگر قتل عمدی صورت گرفت قرآن کریم با آیه <و لکم فی القصاص حیاهِ یا أولی الا‌لباب> سه دسته را در این باب مسوول دانسته است. ‌   یکم: اولیا، دوم: حکومت و سوم: مردم. در این قانون آنچه بر آن تأکید شده حق حیات اجتماع و آزادی آن است که اسلا‌م با وضع این حکم هم حق صاحبان خون را حفظ کرده و هم پای حکومت را در جهت حفظ حقوق مردم به میان کشیده است و تا آنجا که توانسته کمتر در حدود آزادی بشر دخالت نموده و کمتر به سلب آن اقدام کرده که خود امتیازی برای قانون اسلا‌م در مقابل برخی ممالک غربی است؛ به عنوان نمونه، حکم قاتل را قتل یا زندان معین نکرده بلکه به اولیای دم حق انتخاب داده است که یا مقابله به مثل کنند و یا دیه وخسارت بگیرند و یا عفو نمایند و در عین حال حق اذیت و آزار و شکنجه قاتل را به آنها نداده است و حکومت نیز مسوول مراقبت از حقوق قاتل و مقتول و اولیای دم است و آنانکه می‌گویند مجازات قاتل به عنوان قصاص خشونت است باید توجه کنند که عمل فرد قاتل خشونت است که عواطف کسانی که عزیزشان را به قتل رسانده جریحه دار کرده و حق بزرگی از آنان را پایمال نموده است، البته خداوند در کنار این حق برای صاحبان خون و اولیای دم به آنان سفارش نموده و آنان را به عفو و گذشت با قدرت ترغیب نموده است تا حقوق همه حفظ شود. ‌   به نظر شما انجام مجازات اعدام باعث ترویج خشونت نمی‌شود؟ ‌   نخیر. اینکه می‌گویند خشونت دارد باید توجه کنید که اتفاقا کار آن قاتل است که خشونت است. به هر حال ما باید پاسخگوی عاطفه کسی باشیم که عزیزش را کشته‌اند. چون او هم انسان است و حق دارد. شما می‌گویید ترویج خشونت است؟ من می‌گویم بیایید در جامعه کار فرهنگی کنید تا مردم بیشتر تمایل به بخشش داشته باشند. کجای این خشونت است؟ خسته شدیم ما... ‌   حضرت آیت‌الله صانعی من سوالا‌ت دیگری هم دارم و عذر می‌خواهم که خسته شدید ولی به هر حال ما هم تا قم آمده‌ایم که جواب سوالا‌تمان را از شما بگیریم. درباره پوشش زنان و نوع حجاب آنها حتما در جریان هستید که اخیرا سخت‌گیری‌های زیادی شده است. آیا اسلا‌م بر نوع خاصی از پوشش تاکید دارد؟ ‌   در مورد پوشش زن اسلا‌م تنها به بیان برخی قواعد و اصول اکتفا کرده است مانند آنکه زن باید اولا‌: پوششی داشته باشد که او را از نگاه آلوده حفظ نماید و به تعبیر شهید مطهری باعث مصونیت او شود. ‌   ثانیا: اجتماع نیز از فساد و تباهی مصون بماند که به نظر اینجانب برای مرد نیز همین پوشش و به همین دلیل لا‌زم است. ثالثا: شخصیت و کرامت و حرمت زن حفظ شود که اگر دیده باشید افراد متشخص با هر فرهنگ و مذهبی ولو آنکه از لحاظ دینی خود را آزاد می‌دانند اما به دلیل آنکه برای خود شخصیت قائلند با هر پوششی در اجتماع ظاهر نمی‌شوند اما در خصوص نوع و شکل پوشش، افراد آزادند که هر چه می‌خواهند بپوشند و اسلا‌م هیچ دخالتی در این بحث نکرده و به عرف جامعه و تشخیص مردم واگذار کرده است. ‌   علا‌وه بر بحث چادر تغییراتی هم در نوع پوشش زنان و مردان با تغییر فصل ایجاد می‌شود و در زمستان گذشته این موضوع برای زنان دردسرساز شد. مثلا‌ اعلا‌م کردند که به پا کردن <چکمه> برای زنان در حکم <تبرج> است و زنان حق ندارند چکمه بپوشند.   چه مانعی دارد؟ در زمستان چکمه می‌پوشند دیگر. در تابستان هم کلا‌ه‌هایی سرشان می‌گذارند برای اینکه در آفتاب اذیت نشوند. چه اشکال دارد؟ تبرج اصلا‌ این حرف‌ها نیست. تبرج آرایشی است که ممکن است زنی بکند و نعوذبالله بخواهد روسپی‌گری کند که حالا‌ به آن وارد نمی‌شویم. <لا‌ تبرجن تبرج الجاهلیت الا‌ولی> اشاره دارد به خودنمایی‌کردن... ‌   ریشه تبرج به لحاظ لغوی چیست؟ ‌   من وارد این بحث نمی‌شوم. نمی‌توانم. ‌   چرا حاج آقا؟ ‌   برای اینکه امروز بحث حجاب زنان و مفاسد اجتماعی یک بحث سیاسی شده است. فایده‌ای هم ندارد صحبت من. از طرفی ممکن است برداشت مجریان هم از تبرج با برداشت ما متفاوت باشد.   به همین دلیل هم هست که اظهار نظر شما خیلی فایده دارد.  من فقط می‌گویم خودنمایی نباید کرد. چه زن و چه مرد. خودنمایی زن برای جلب توجه مردان حرام و خودنمایی مرد هم برای جلب توجه زنان حرام است. والسلا‌م. ‌   پس بالا‌خره چکمه پوشیدن مصداق خودنمایی هست یا نه؟ ‌   چکمه چه ربطی دارد به این حرف‌ها؟ چکمه تبرج نیست. چکمه را می‌پوشند چون برف می‌بارد. 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی پورکیست ؟ (قسمت پنجم)

 سخن گوی مجمع زنان اصلاح طلب (طرفداران اسلام امام خمینی) ونائب رئیس آن ،عضو تشکل زنان پژوهشگرتاریخ وعضو انجمن علمی تاریخ، این ازآن جهت اهمیت دارد که زنان ، تاریخ را ساخته اند ومردان ازدامان پاک زنان پا به تاریخ گذاشته اند ازوقتی مادرموسی او را درجعبه گذاشت وبه نیل انداخت وآسیه میزبانش شد وسنگ بنای تاریخ به شکل کنونی اش بنا نهاده شد ومادرعیسی تاریخ ساز شد وساره وهاجرهم که بر تارک تاریخ می درخشیدند وفاطمه چنان تاریخ را ساخت که ام ابیها شد وتاریخ به دورش دائم درطواف است وهیچ پی به راز کارش نمی برد ونخواهد برد ودخترش زینب کاکل تاریخ راازآن خود کرد وروسیاهی را به پیشانی مردان کاغذین ننگین تاریخ نهاد تا امروز تاریخ چون طفلی شیرخوار از سینه شیرزنان تغذیه می شده است همانطورکه اگر از روان شناسی پیاژه وفروید وآدلر و...برداری چیزی بنام آن وجود نخواهدداشت اگرزنان را هم ازتاریخ برداری چیزی برای خواندن که ارزش خواندن داشته باشد ندارد . همانطورکه امروزه چیزی ازغاسقان وقب وامویان درتاریخ شام نمانده که ارزش دل انگیزداشته باشد آنچه برتارک شام می درخشد قلب ریش ریش زینب وخانه اوست وام البنین وسکینه وام کلثوم که مانده اند وهدایتگرتاریخند که  با برق نگاری ،الکتروانسفلوگرافی تاریخ تنها این زنان اند که حرکت به تاریخ داده اند وتاریخ ازذکرخاطراتشون چون موجود زنده پاینده است اگرانقلاب خمینی عزیز هم مدیون حرکت زنان نبود که فرمود یاران من دردامان آنها شیرمی خورند ناجوانمردان تاریخ تلاش مردانش را نقش برآ ب می کردند. اما مجمع زنان اصلاح طلب متشکل ازاحزاب دست اول طرفداراسلام امام خمینی که یک بارهم بصورت مجمع نیروی خط امام توسط مردان طرفداراسلام امام خمینی‌ به رهبری سید هادی خامنه ای این حواری بزرگ امام خمینی بعد ازخاتمی‌وسید علی اکبرمحتشمی تجربه شده است بعد ازسالها فعالیت ، برخی ازآنها به حزب اعتماد ملی‌ نقل مکان کرده اند سید حسن الحسینی‌وخسروی، که دوباره بعد ازآن مجمع  ، ستاد ائتلاف اصلاح طلبان شکل گرفته واینها به هم گره خورده اند ویکباربهشت عصرخاتمی ودمکراسی علوی وتشیع علوی را تحقق بخشیده وپیاده کرده اند آنها که مانند همه چیزهای خوب ازدل چیزهای بد بوجود می آیند چون حریرازکرم ابریشم وشیرازبین خون حیض ومشک ازناف آهوی زائو وعسل ازآب دهان زنبورو... ازمتن دمکراسی کدرصفوی وتزویرها‌ی کیهانی ونشرلجن نامه لثاراتی وحقه های ذوالقدری درتصاحب بسیج به عنوان حزبش ونفوذغاصبانه مصباحی به درون نهادهای‌حاکمیتی سربرآوردند  وچون پدرمعنویشان محمد بن عبدالله صل الله علیه وآله که ازبین مردم عصرجاهلیت برگزیده شد اینها هم ازمتن آن دمکراسی کدری(که مصباحیون کدرش کرده بودند) برگزیده شدند !!!مصباحیون که با دفاع بد ازآقای‌ناطق نوری که خود ازلایه دوم طرفداران اسلام امام خمینی است قصد داشتند او را مصادره به مطلوب نمایند خدا چنان فرعون گونه مصباحیون وذوالقدریون  را غرق درمنجلاب خودخواهیشان کرد وهم ناطق نوری وهم اسلام امام خمینی را ازشر آنها نجات داد وخاتمی را چون موسی ازنیل برای یاری رهبری‌ وانقلاب الهی ومردم به ساحل نجات رساند یدالله مع الجماعه انشاءالله که حرکت های جمعی وروند کاری مجمع زنان طرفداراسلام امام خمینی هم موسی پرور خواهد بود. به امید موفقیت تمام موحدان عالم .

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

محل تهیه روغن زیتون خام

   روغن زیتون خام رو معمولا از کجا یایست تهیه کرد؟ هرچی گشتم فقط روغن زیتونهایی دربازار هست که اسید وموادنگهدارنده بهش اضافه شده است. اصلا مغازه دارها نمیدونستند روغن زیتون خام چیه ؟! نویسنده:...روغن زیتون خام روی شیشه اش نوشته شده است. اگر نوشته شده تصفیه شده یا بی بو نباید خرید. این مشکل کشور ما نیست درسوریه وترکیه هم مسافرانی که میروند با همین مشکل مواجه اند کاسب ها نمی شناسند معمولا درمحلی ازشهر که مشهور به بازار عرب ها است این مواد بهترگیر می آید اگر گذرتان به قم افتاد بهترین روغن زیتون ایران مربوط به مزرعه وفروشگاه فدک درکیلومتر 17جاده قم – کاشان  بعد از پل هوائی قطاراست ودرشهر نمایندگی ندارد که ما خودمان هم با مکافات این مسیر را برای خرید می رویم ازساعت 10صبح تا 19شب هستند. اگربه شمال سفرکنیدکه مرکزش آنجاست اما مثل فدک نیستند. اگر گذردوستانتان ازطریق زمینی به ترکیه یا سوریه افتاددربرگشت ازسوریه ، درمقام حضرت ابراهیم ومحل تولدش وبه آتش انداختنش ومنجنیق درترکیه ، اتوبوس ها نگه میدارند وقیمت آن ثلث قیمت ایران وقیمت زیتون سیاه  یک پنجم قیمت ایران است اینجا کیلوئی ده هزارتومان است روغن وآنجا سه هزارتومان وزیتون سیاه که دراینجا کیلو پنج هزارتومان است درآنجا کیلوئی 1200تومان است درحلب های 18کیلوئی 23000تومان وروغن خام درحلب 5کیلوئی 16000تومان.البته چون مسافرت استثنا است باید بقال های محل را با این چیزها آشنا کرد البته دوستان محل هم توجیه باشند ترغیب به خرید شوند به بقال سفارش کنند می آورد.وقتی که چند مشتری داشته باشد کاسب ترغیب میشود. 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه (قسمت هشتم)

    با تشکر ازامین عزیز که این کامنت را درپست سیده فخرالسادات محتشمی پورکیست؟(قسمت چهارم)قرارداده اند: قسمتهایی از بیانات حاج آقادکتر کاکایی ،ازکتاب آیت حق (درموردامام وانقلاب)به این آدرسhttp://www.kakaie.com/fa/node/62:به هر حال این حقیر توصیه می‏کنم که یک‏بار دیگر به همة رهنمودهای امام توجّه دقیق‏تر و عمیق‏تر کنیم و چنان نباشد که این همه سخنان امام و دیدگاه جهانی ایشان را زمین بگذاریم و به مسائل جزئی داخلی بچسبیم و مصداق: «نُؤْمِنُ بِبَعضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعض» بشویم. تداوم، تعمیق و گسترش انقلاب در گرو توجّه همه جانبه به تمامی ابعاد خط امام و آموزش‏های اسلام است. امام قالب پرست نبود جنگ را با آن همه عظمتش و با آن همه حماسه‏های معنویش یک قالب می‏بیند. خداپرستی بالاتر از این است، خداپرست کسی است که بتواند خدا را همه جا ببیند و به وظیفه خود عمل کند. مگر خدا فقط در جبهه جنگ است[سوء‌ استفاده ازبسیح توسط داردسته محمد باقر ذوالقدرعامل مصباح یزدی درسپاه بعنوان حزبشان باعث شده ، برای دکترکاکائی گرامی شبه ایجاد شودکه این جمله را بکارببرد والا بسیجیان امام خمینی تفکرشان عین کاکائی است]. برادر رزمنده من اگر نتوانی خدا را پشت جبهه به همان نحو حسّ کنی که در خط مقدّم، در این صورت ایمانت کامل نیست. اگر معتقد باشیم که همواره بایستی جنگ و جبهه در کار باشد و پیوسته افسوس جبهه را بخوریم و نه معنویت آن را، چنین امری محدود کردن خدای نامحدود است.(همان منبع ص 18) نکتة جالب آنکه امروز می‏بینیم عده‏ای جنگ‏ گریز موقعیت نشناس، قاعدینی که هم از واقع‏بینی خالی بودند و هم از شجاعت تهی، [مثل محمد باقر ذوالقدر ومصباح یزدی وحسین شریعتمداری مدیرکیهانودارودسته اشان که درجنگ حضورنداشتند] آنان که [مثل مصباح یزدی ]غیر از انجمن حجّتیه هیچکس را به رسمیت نمی‏شناختند، آنان که هنوز خاطرة مخالفت‏هایشان با امام و تصمیم‏های او از ذهنمان پاک نشده است، آنان که در اوج عزاداری ملت که امام 15 شعبان را عزا اعلام کرده بودند، جشن و چراغانی خود را داشتند، آنان که نه تنها در زمان امام مبلّغ جنگ و جبهه نبودند بلکه بعضاً[مثل مصباح یزدی]طلّاب خود را از رفتن به جبهه منع می‏کردند و به یک معنا جنگ را تحریم کرده بودند، امروز دم از جنگ و جبهه می‏زنند و از بعضی از تریبون‏های مقدّس[پیش ازخطبه های نمازجمعه تهران] خشونت را تبلیغ می‏کنند آن هم نه علیه صدّام و آمریکا که علیه [یاران امام خمینی سلام الله علیه]خودی‏هایی که با آنان اختلاف سلیقه دارند».___همان منبع ص 18 آری ! تمام درد جامعه ی ما انجمن حجتیه است.راحت طلبان دیروز وفرصت طلبان امروز   پاینده باشید! نویسنده:امین زیتون : مصباح یزدی ومحمد باقر ذوالقدر اعتقادی به امام نداشته اند که نومن ببعض باشند آنها جهت بدست گرفتن قدرت درمراکز حساس نفوذ کرده اند و  عوامل خود را شتشوی مغزی داده و برای موقعیت مناسب که بتوانند قدرت را کامل به دست گیرند گماشته اند اما به تعبیر امام این انقلاب اعجاز الهی است و همانگونه که خدا سنگ ریزه بر سر ابرهه ویارانش ریخت بر سر مصباح یزدی وعواملش خواهد ریخت رسوائی ازاین بالاتردرتاریخ اسلام نیست که یک نفر که مجتهد است خانمش را به ستاد تبلیغاتی کاندیدائی دریک شهر مقدس مثل قم بفرستد وبرایش رأی گدائی کند اما اکثریت دست رد به سینه اش بزنند ورسوایش نمایند. ظرف چند روز گذشته اگر روزنامه کارگزاران را خوانده باشید بحث شدید حسین خان شریعتمداری مدیرکیهان حمایت ازمصباح یزدی دربرابر امام بوده است که امام فرموده حکم برای حتی دامادمصباح یزدی بعنوان نماینده ام درسپاه صادرنمی کنم تا مبادا نظرات پدرخانمش را درآنجا پیاده کند اما لجاجت حسین خان شریعتمداری سبب شده آقای سید محمد علی ابطحی این حرف امام درمورد تقی خان گیوه چی (مصباح یزدی) را ازچند نفر بشنود ونقل نماید . به هرتقدیر ما باید دنبال حق خود باشیم وخدا انقلاب رابه برکت انفاس قدسیه امام حفظ خواهد کرد انشاءالله  امروز روزشهادت شهید مطهری است که درکتاب جاذبه ودافعه علی صلوات الله علیه می فرماید علی دو طبقه را سخت دفع کرده است 1- منافقین زیرک( معاویه ودارودسته اش) 2- زاهدان احمق( خوارج) که امام خمینی استاد این شهید بزرگوار دقیقا مانند جدش این دودسته را دفع کرده است هم منافقین وباند مسعود رجوی خائن را وهم انجمن حجتیه ومصباح یزدی را . درود بی پایان  خداوند براو وشاگردش مطهری وننگ ونفرین بر مصباح یزدی ودارودسته اش الی یوم القیامه   خدا وند به حق حضرت زهرا وحضرت زینب وحضرت سکینه بنت علی وبنت الحسین مصباح یزدی را دراین دنیا خوارتر ودرآن دنیا با اشقی الاشقیا ابن ملجم محشوربگرداند.  

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

روغن های مفید وروغن های مضر

آقا ما که اصلا به حاج خانم دستور حذف روغن نباتی و روغن مایع را دادیم ! چون رفته بودم بیمارستان لقمان الدوله برای سنت پسندیده ی حجامت ! دکتر گفت : " این روغن های موجوددربازار، دررگ ها رسوب میکنه ولی روغن های طبیعی محلی تماما  در رگ هامیسوزه  وبه انرژی تبدیل میشه ! خلاصه ما روغن مصرفی مان شده : " روغن زیتون / روغن کنجد / روغن محلی /روغن کرمانشاهی البته به زور هم میرسانیم (به لحاظ پولی ) ولی مصمیم که خرج بعدهای عمل قلب وغیره وذلک را همین الآن بدهیم روغن مرغوب وطبیعی بخریم تا به آن بدبختیهای انسداد /اتاق عمل و... کشیده نشیم .....نظر شما چیه ؟؟//ضمنا ازخواص ترشی زیتون هم برایمان بنویس      .....باتشکر فراوان نویسنده:امینزیتون خوب است ، اما ترشی خوب نیست ، مثل این است که انسان یک دسته پنج هزارتومانی‌داشته باشد آنها را روی آتش بریزد هم آنها را بسوزاند هم سروصورت خود را بسوزاند وزیبائی خود را تباه کند . ترشی ها وشیرینی های‌ مصنوعی به دلیل فشاربه کبد سبب بیماری می گردند ولی خوردن لیموترش تازه خوب است ولی آبلیمو موجود دربازارخیر. سایر ترشی های طبییعی مثل آلبالو تازه وخشک و مکیدن کشک وآلوچه و...خوبند سرکه سیب بد نیست که پیغمیرهم نان با سرکه میخورده اند قاعده :ترشی اسید است وتعادل اسید وباز بدن را به هم میزند(با افزایش اسید بدن تعادل به هم میخورد که به آن به اصطلاح سرما خوردگی می گویند) وانسان را ابتدا سست وبیحال وبعد بیمارمی کند لذا ترشی های طبیعی هم درحدی‌ بایدمصرف شود که تعادل رابه هم نزند .اما برای جلوگیری ازانسداد رگها وپیشگیری از آنژی گرافی و... روزانه چند مویز باید خورد البته شربت هسته انگورهم خوب است که دربازارنایاب وگران است خود انگور هم به فصلش خوب است با دانه هایش خورده شود .روغن موجود دربازاردقیقا همانطوراست که دکترگفته ، لذا فرشته منزل اگر قبول کند که این روغن ها که شما فرمودید (روغن خام زیتون به دلیل عدم آغشته بودن به مواد شیمیائی برای‌تصفیه وگرفتن طعم وبوی آن- روغن کنجد- روغن دنبه – روغن گاو وگوسفند- ...)با آنها غذا را بپزد غذای‌ منزل شما بهشتی می شود برای‌ صرف جوئی به جای آب روغن درته قابلمه غذا ریختن ، آب بریزید وزرورق را چند سوراخ ریز بدهید وروی‌ آب بگذارید وبرنج یا ماکارونی و...را دم نمائید تا بخار آب ازسوراخ های زرورق به برنج بخورد ونسوزد. کمی چرب کردن روی‌ زرورق ازسوختن وچسبیدن برنج جلوگیری می نماید.قاعده :هرمواد غذائی که مواد شیمیائی درآن به کاررفته باشد برای سلامتی مضر است وخوردن آن حرام ، اما روحانیت ما امروز فقط وفقط برای بیرون بودن موی سر چند دختربچه که غذاها را خورده اند ومریضی اعصاب دارند ومتوجه رفتارخودشان نیستند یعنی ارتباطشان با واقعیت قطع است امربه معروف می کند واصلا این بچه های عزیز حرف این سنخ طلبه ها را متوجه نمی شوند والا هیچ کس دوست ندارد رفتارهای جامعه اش خلاف هنجارهای‌ پذیرفته شده جامعه اش باشد مثلا قند وشکرحاوی مواد شیمیائی است ودراین زمان که عصراسترس نامیده اند خوردن آن صددرصد مضراست ولی همه عادت کرده اندومیخورند یا همین روغن نباتی موادشیمیائی دارد وصددرصد مضراست با می بینیم همه مصرف میکنند وهکذا هرچه مواد شیمیائی درآن به کاررفته بخصوص کنسرو ها وموز و چیپس وپفک که به دلیل مواد شیمیائی کم خون کننده وبرای کودکان وخانم ها به علت خونریزی ماهانه صددرصد مضر هستند اما امربه معروف فقط همان چند موی سراست وبس وطلبه ها ی طرفدار اسلام  گیوه چی (مصباح یزدی) رسالتی غیراین ندارند ولی طلبه های طرفداراسلام امام خمینی که قلیل اند همه جانبه نگرترهستند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی پورکیست (قسمت چهارم)

مشکل رد صلاحیت امثال ایشان به همینجا ختم نمی شود ، دید ونگرش شیوخی که اینها را رد صلاحیت کرده اند مهم است واین نگاه تا ابد ادامه خواهد داشت مگر اینکه با روشنگری بردانائی آحاد مردم افزوده شود وگریبان رد صلاحیت کنندگان را بگیرند واز آنها بازخواست وسوال کنند که چنین چیزی درحال حاضر ممکن نیست ! چراکه شیوخی که اینها را رد صلاحیت کرده اند دربرابر امام و تمام فقهای شیعه وقانون اساسی ایستاده وبه نظر خودشان تکیه دارند نه فتوای سایرفقهاء والا به تعبیر حضرت آیت الله صانعی نباید قانونی که مجلس براساس فتوای یک یا چند فقیه وضع کرده توسط اینها رد شود . اینها همه اش به نگرش  وزاویه دید برمی گردد ولجاجتی که به آن برای به کرسی نشاندن حرف خود اضافه می شود وبیشتر سرسپردگی را نشان میدهدمثل سرسپردگی شیخ احمد جنتی به افکار متحجرانه احمدی نژاد وکاغذ پاره خواندن افکارامام درنمازجمعه قم ولجاجت شیخ محمد یزدی در رد صلاحیت علی اشراقی نوه امام که کدخدازاده سخنگویش هم بیاید به دروغ که گناه کبیره است متوسل شود وبگوید اشراقی مدرک تحصیلی ارائه نکرده که او تکذیب کند وبگوید مسئله دیگری درمیان است و نهایت موضوع سرازتلوزیون درآورد وبحث عدم اعتماد شیخ محمد یزدی به پدر ایشان مطرح شود. اینها مصیبت است ، با اعتمادی که به پدر فرد (که تازه نزدیکترین فرد به امام بوده ومجتهد ونماینده تام الاختیارش بوده )ندارند برای بچه هایش درتمام سطوح استخدامی مشکل ایجاد می کنند کافی است بدانند فلان فرد از صانعی تقلید می کند هرگز درهیچ اداره ای استخدامش نمی کنند چه رسد به نمایندگی مجلس ، خذلان خداوند بر افکارمتحجرانه شیخ محمد یزدی وشیخ احمد جنتی خمینی‌ستیزان این پریود باد ورویشان سیاه باد وحشرشان با استرآبادی اخباری باد . اگر امام ورهبری با وسعت نظر به مخالفین خود  آنها را آنجا جا داده اند دلیل براین نیست که هرکاری خواستند بکنند وهرآتشی بسوزانند . الحق که مردم شهرهای بزرگ آگاهند و وقت خودشان را برای انتخاباتی که اگر هر290نماینده اش ازطرفداران اسلام امام خمینی رأی می آوردند اینها با تحجرشان مصوبات آنها را وتو می کردند وخمینی‌زدائی می نمودند صرف نکردند . هرچند انسان دلش می سوزد که چرا شکر را ه کار امام مبنی برشرکت درانتخابات را توجه نکردندو شرکت ننمودند!هرچند می توان گفت امام فرمود درانتخابات شرکت کنید و نفرمود درانتصابات شرکت کنید حداقل ما درقم توجیه داشتیم اگرتهرانی ها رقابت داشتند وعذرنداشتند. اما همه خوب هوشی دارند که فهمیده اند زحمت بکشند رأی دهند دوتا شیخ  هرچه این 290نفرفرضی مصوب میکردند وتو کنند که چه ؟! چرا به این بن بست رسیده ایم مگر دوتا شیخ چقدربرای کشورارزش دارند که اسلام امام خمینی پامال امیال آنان گردد. البته ازاینکه مخلوق خدا هستند ارزش دارند اما وقتی تکبرمی ورزند و دربرابر قوانین الهی که امام پس ازدوازده فروردین 58که رفراندم انجام شد یعنی جمهوری اسلامی تأیید شد فرمودند« نخستین روز حکومت الله است »و« اسلام دین قانون است » چرا اینها به تعبیرحضرت آیت الله صانعی به مبانی توجه نمی کنند ونظرات خود را ملاک قرارمیدهندوبن بست ایجاد می کنند وبا بستن دست مردم برای انگیزه شرکت درانتخابات ، دشمن را شاد می کنند!آیا نباید آنها را دوشیخ دشمن شادکن نظام دانست ! آیا باید همه ما وفرزندانمان نسل اندرنسل گرفتار نگرش کوته بینانه وسنگواره این دوشیخ ومریدانشان شوند . تا کی باید تماشاگراین صحنه نحس باشیم که دوشیخ آتش بسوزانند وطرفداران اسلام امام خمینی بسوزند وخمینی زدائی‌ شود وکشوردرفقروفلاکت ازهرنظرقرارگیردچرا چشم غره های ما سبب نشده آنها لباس شرم برتن کنند واحساس ننگ ازحضوردربین مردم نمایند آیا ما درخوابیم . البته امربه معروف (مبارزه منفی  وحرکت مدنی وسازمان یافته ومعنی دار)مردم شهرتهران وشهرهای‌ بزرگ درعدم شرکت درانتصابات نشان داد که الیس الصبح بقریب ! دیگر بازیچه دست دوشیخ نمی شوند تا رأی دهند وآنها وتو کنند وتحقیرشان نمایند این دوشیخ باید بدانندوبدانند ودرجهل مرکب ابد الدهرنمانند که زمان رفتارهای مشمئزکننده آنها به پایان رسیده وماندنشان درشورای نگهبان جزننگ برایشان چیزدیگری باقی نخواهد گذاشت هرچند اینها ومریدانشان آنقدربی حیا وپرو هستند که فقط خود را می ببنند وکوته بینی شان اجازه نخواهد داد صدای خدا را از زبان مردمی که درهجوکردنشان توسط شورای نگهبان  داغ ننگ برپیشانی این شیوخ گذاشتند بشنوند چه زیبا فرمود امام که :« خدایا مرگم را برسان که خیانت دوستانم را نبینم » آیا این پاداش امام بود  که این دوشیخ آتشی برپا کنند که مردم احساس حقارت کنند درانتخابات شرکت کنند ؟ البته آنها درجریان استخدام فرزندان خود دراین سالها چشیده اند که بچه های خودشان هم برای استخدام درادارات وحتی ورود به دانشگاه ها با این رد صلاحیت ها یا برخوردها مواجه شده اند بگذاریم وبگذریم کا ش ما هم مانند امام رفته بودم ونبودیم تا رفتارزشت این شیوخ را ببینیم. تازه من هزارتا کار روان درمانی درروزمی کنم مثل قرآن خواندن وصدفه ووضو وپرهیز ازغذاهای تنیدگی زا واسیدی (سرد) وسرخ کردنی و آب یخ وتوسل به ذکر ونظربه سبزه وآب و گردش وتفریح ودید وبازدید وخواندن طنز ونگاه به کاریکاتورو ، مراقبت ویژه درشیک پوشی همسرو پرهیزازمجادله وگذشت و...می کنم  تا مثبت اندیش باشم اینقدربه این دوشیخ ومریدانشان درگزینش ها بدبینم نمی دونم دیگران به تعبیر خانم پریرخ دادستان دراین «دنیای تنیدگی زا» چه کارمی کنند!!! وای که چه زیبا امام فرمود «خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند وبدا به حال ما » نه توان وبرش موثربودن امربه معروف ها مان مانده ، نه رأی هامان مؤثراست .اما بازهم مثبت اندیش وخوش بینیم چرا که خدا با این انقلاب است وشکر اورا که  دست پلید مریدان مصباح یزدی را دراین سه انتخاب خبرگان وشوراها ومجلس شکست ورسوائی شان را هرروز بیشترمی کند همانطورکه درحماقت حسین خان شریعتمداردرطرفداری ازمصباح دیدیم که سایت محسن رضائی چلاند وچیند وچلاقاندش. به تعبیرابوطالب دربرابرسپاه ابرهه که گفت انا رب الابل ، «من صاحب شترها هستم »ما حق خودمان را میخواهیم وخدا حافظ انقلاب است به برکت خون شهدا درسراسرجهان وتلاش انسانهای خدائی ومخلص. انشاءالله  

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سردرگمی اجتماعی - عباس عبدی 4/2/87روزنا

    -------------------------------------------------------------------------------- در هر زبان و جامعه‌ای با مفاهیمی از خوب و بد، حق و باطل، درست و غلط، خطاکار و بی‌گناه، ظالم و مظلوم و... مواجهیم. مردم علا‌قه دارند که معیارها و ابزارهای شناخته‌شده و استانداردی را در اختیار داشته باشند تا با آن بتوانند رفتارها و پدیده‌ها را برحسب دوگانه‌های فوق، شناسایی و تقسیم‌بندی و درباره آنها قضاوت کنند. این امر از چند جهت ضروری است. از یک سو رفتار انسانی صرفاً بر اساس غریزه و از روی ناآگاهی صادر نمی‌شود، بلکه اکثر رفتارهای عمده بشر برمبنای اراده (گرچه زمینه اجتماعی و محیط حدود آن را محدود و محصور می‌کند) شکل می‌گیرد و عنصر جهت‌دهنده به هر فردی در چگونگی اعمال اراده، همین گزاره‌های مذکور است. انسان باید بداند چه چیز خوب است و چه چیز بد، چه چیز درست است و چه چیز غلط و الی آخر...  از سوی دیگر ما برای قضاوت نسبت به دیگران نیازمند آن هستیم که بدانیم در نهایت چگونه و چه کسی درباره رفتارها و پدیده‌ها حکم خواهد کرد؟ مثلا‌ً چه کسی مجرم است و چه کسی بی‌گناه؟ چه کسی مقصر است و چه کسی مبرا؟ چه کسی حق است و چه کسی ناحق؟  اگر این دو هدف در هر جامعه‌ای تأمین شود، با نوعی آرامش اجتماعی و رفتاری مواجه خواهیم بود و کسی سردرگم نخواهد بود. افراد با اطمینان‌خاطر بیشتری رفتار می‌کنند و با اعتماد بیشتری در مورد دیگران قضاوت می‌کنند و با آرامش بیشتری با دیگران رابطه برقرار می‌کنند. در مقابل اگر معلوم نشود که مرز میان خوب و بد یا حق و باطل یا درست و غلط و... چیست و یا شیوه و مرجع پذیرفته شده‌ای درباره تعیین مصداق این گزاره‌ها در جامعه نباشد، مردم در سردرگمی اجتماعی قرار می‌گیرند و در درجه اول اعتماد اجتماعی (اعتماد به خود، به دیگری و به حکومت) مخدوش می‌شود. و در درجه بعد رفتارهای ناهنجار بیشتری بروز می‌کند، زیرا که عامل رفتار، یقین به ناهنجار بودن آن ندارد و نیز رفتارها با تنش و ناراحتی و نگرانی و حتی خشونت بروز خواهند یافت.یکی از مصداق‌های عدم یا وجود سردرگمی اجتماعی، مختومه شدن پرونده‌هایی است که در ذهنیت جامعه باز می‌شود. این کار از خلا‌ل وجود مراجعی شناخته شده و عادل (که در اکثر [و نه لزوماً همه] موارد باید مرجع قضایی مستقل و معتبر باشد) و صدور احکام مستدل و محکم صورت می‌گیرد.با توجه به این نکات اکنون می‌توانیم وضعیت جامعه خود را از حیث این موضوع مرور کنیم. تقریباً اکثر موضوعات مهمی که طی سال‌های گذشته و حال در جامعه مطرح شده است، به حکم و نظر قطعی از منظر جامعه نرسیده و در واقع فصل‌الخطابی در این موارد مشاهده نشده است.شاید حادثه انفجار اخیر شیراز از این زاویه مثال خوبی باشد. دو قضاوت کاملا‌ً متضاد از این رویداد صورت گرفته است. دو قضاوتی که به شکلی رودرروی یکدیگر قرار گرفتند. اما نکته مهم اینجاست که طرف معترض جزو نزدیک‌ترین نیروها به نظام و در واقع معتمد آن است و بیش از هر گروه دیگری به نظام اعتماد و اعتقاد دارد. با این حال در این رویداد به شدت بر قضاوت متضاد خود با قضاوت رسمی پای می‌فشارد. انتخابات اخیر مورد دیگری است که می‌تواند مصداق این سردرگمی باشد. بسیاری می‌دانند که 8 سال پیش و در رقابت میان بوش و ال‌گور بر سر آرای یک ایالت که تعیین‌کننده هم بود اختلا‌ف‌نظر جدی پیش آمد و سرنوشت فرد پیروز به آن بستگی داشت. اما وقتی دیوان عالی آمریکا در این مورد رأی و نظر خود را اعلا‌ن کرد، آبی بر همه آتش‌هایی بود که تا پیش از این حکم، هر روز بیش از پیش با سوخت سیاسی شعله‌ورتر می‌شد و این حکم تمام مجادلا‌ت را تمام کرد. هر جامعه‌ای نیازمند چنین مرجعی است تا فصل‌الخطاب باشد و آسایش و آرامش ذهنی و رفتاری را به جامعه و مردم برگرداند.  البته چنین مراجعی را نمی‌توان دستوری تأسیس کرد. بلکه قواعد منصفانه و عادلا‌نه و نیز رسیدگی شفاف و عادلا‌نه در طول زمان شرط لا‌زم اعتماد به چنین مراجعی است و هر گاه چنین مراجعی استقلا‌ل خود را از دست بدهند یا در جبهه‌گیری سیاسی وارد شوند، بی‌اعتبار می‌گردند، حتی اگر در موردی حکم واقعا عادلا‌نه‌ای هم صادر کنند، به دلیل ذهنیت خراب شده، مقبول طبع جامعه قرار نخواهد گرفت.مورد دیگر هم که بسیار مهم و فراگیر است، تورم حاد فعلی است. دولت، مجلس را مقصر می‌داند، نمایندگان هم دولت را مسوول می‌دانند، بانک‌ها از یک طرف متهم می‌شوند، از سوی دیگر دشمنان خارجی یا... هم پایشان به میان می‌آید. همه خود و هم‌کیسه‌های خود را تبرئه می‌کنند در مقابل دیگران را به تناسب مقصر می‌دانند. بسیاری از افراد به انواع فسادها متهم می‌شوند، (گرچه اسمی از آنها مستقیماً آورده نشود) اما هیچ نوع رسیدگی ای صورت نمی‌گیرد و فصل‌الخطابی را مشاهده نمی‌کنیم. این موارد کم بود که مجادله عتاب آلود رئیس دولت با رئیس مجلس هم به موضوع اضافه شد که به نوعی مورد انکار هم قرار گرفت و انسان متحیر می‌ماند که چگونه بدیهیات از سوی دو طرف تکذیب می‌شود در حالی که حداقل یک طرف قضیه غلط است اگر هر دو طرف غلط نباشد. ‌ نکته جالب اینکه هر چهار مورد فوق (انفجار شیراز، انتخابات، تورم و ایراد اتهام فساد مالی به افراد) از مواردی است که هم شناخت درست و غلط، حق و باطل یا خوب و بد بودن در آن راحت است و هم شیوه و معیارهای چنین تفکیکی شناخته شده و تقریباً قطعی است. اگر یک هواپیما در دریا سقوط کند و جعبه سیاه آن هم پیدا نشود، طبعاً سخت است که حقیقت واقعه را کشف کرد (انفجار یا نقص فنی، یا خطای خلبان یا...) اما چگونه ممکن است که در محلی چون حسینیه انفجاری صورت گیرد، اما نتوان قضاوتی را بیان کرد که فصل‌الخطاب باشد؟ یا تورم باشد، اما نتوان دلیل و در نتیجه مسوولیت آن را بیان کرد؟ به انواع و اقسام افراد اتهام زد، اما دریغ از یک احضاریه و یک رسیدگی قضایی؟  وقتی که جامعه دچار سردرگمی اجتماعی شد، پیش‌بینی رفتاری و مسیر جامعه در آینده سخت خواهد بود، اما در هر حال این آینده هرچه باشد امیدبخش نیست. 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

دولت فامیلی نهم

درپی فامیلی کردن بیشتر دولت نهم احمدی نژاد داود دانش جعفری وزیر اقتصاد را برکنار وصمصامی از فامیل های معاون اولش (خواهرزاده پرویز داوودی) را بعنوان سرپرست وزیر اقتصاد معرفی کرد و محمد رضا رحیمی یکی از افرادی‌ بی عقلی را که قبلا از زبان یک سوریه ای گفته بود اگر خدا می خواست پیغمبری بعد ازحضرت محمد بفرستد احمدی نژاد را می فرستاد جایگزین مصطفی پور محمدی وزیر کشورکرد وبدین صورت رحیمی پاداش بله قربانگوئی اش راگرفت . بی جهت نیست که مجید انصاری از طرفداران اسلام امام خمینی (اسلام عقل واندیشه وکارآمدی) مدتی قبل اشاره کرده بود که « اینها خواهند گفت امام زمان هم باید پشت سرما قرار گیرد؟!»بد نیست فرازهائی ازشعور اقتصادی احمدی‌ نژاد را اززبان وزیر برکنارشده اقتصاد ، دانش جعفری بخوانیم :انتقاد شدید وزیر اقتصاد از دولت و سیاستهایش در روز خداحافظی؛دانش‌جعفری در مراسم تودیع خود با انتقاد از نحوه تصمیم‌گیری‌های دولت، رابطه نقدینگی و تورم، عدم توجه به برنامه چهارم در دولت نهم و تصمیم‌گیری‌های تند و شتاب‌زده را از مهم‌ترین انتقادات خود از دولت نهم(احمدی نژاد) اعلا‌م کرد. مهم‌ترین ویژگی عملکرد من این بود که در دوره‌ای مسوولیت پذیرفتم که ناهمواری‌های بسیاری برای انجام کار وجود داشت و خیلی از مسائل غیرقابل پیش‌بینی بود.اول- نسبت به تجربه گذشته کشور و یا آدم‌هایی که تجارب خوبی داشتند نظر مثبتی وجود نداشت و حداقل این بود که با ابهام به آن نگریسته می‌شد. این درحالی بود که هنوز نقشه راه برای آینده موردنظر نیز آماده نشده بود. بسیاری از مفاهیم پذیرفته شده علم اقتصاد در دنیای امروز از قبیل تاثیر نقدینگی در تورم و یا چگونگی تقسیم کار مطلوب بین دولت و مردم زیر سوال بود. به برنامه چهارم به عنوان سندی لا‌زم‌الا‌تباع نگاه نمی‌شد این درحالی بود که هیچ تلا‌شی برای تغییر آن نیز نمی‌شد.دوم- مسائل جنبی دست چندم کشور که اصولا‌ اهمیت نداشتند در شرایطی، تبدیل به مساله دست اول کشور می‌شدند. مثل تعیین ساعت کار بانک‌ها که ماه‌ها ما را به خود مشغول کرد.  در مسائل جاری و اجرایی دستگاه‌های وابسته نیز ما همواره شاهد فعالیت گروه‌های فشار بودیم که سعی می‌کردند با اطلا‌ع‌رسانی غلط حرکت امور را در جهت مورد نظر خود تغییر دهند. در موارد زیاد پیامک‌های دسته‌جمعی قبل از رسیدن حکم به ما دریافت می‌شد. در حالی که در موارد زیادی به اقتصاد کشور آسیب می‌رساندند.سوم- دولت به دلا‌یل متعدد با حوزه پیرامونی خودش دچار مساله می‌شد و این فضای سنگین بر کار دستگاه‌هایی مثل وزارت امور اقتصادی و دارایی سایه افکنده بود. مسائلی که هنوز هم بسیاری از آنها حل نشده است.- مشکل با مجلس  - مشکل با مجمع تشخیص مصلحت نظام  - مشکل با اشخاص خاص  - مشکل با صدا و سیما  - مشکل با روزنامه‌ها  این مسائل هرکدام به‌تنهایی کافی بودند که حرکت تند و سریع و پرشتاب را از دستگاه‌های اجرایی بگیرند. چهارم- در طول این دوره به نظر می‌رسید مهمترین برنامه دولت مبارزه با برنامه تحریم فزاینده مالی آمریکا علیه ایران باشد و قاعدتا می‌بایستی همه توان خود را حول این محور بسیج می‌کردیم. ..آنچه در این کارزار ابهام‌انگیز است، این است که در این دوره که بیشترین فشار خارجی به نظام مالی کشور وارد می‌آمد به‌ویژه در بخش بانک و بیمه، عده‌ای نیز در داخل با نقد غیرمنصفانه موجبات تضعیف آن را فراهم می‌نمودند.انتقادهایی که [ازسوی طرفداران احمدی نژاد]می‌شد گاهی به اتهام و شبهه ربوی بودن بعضی از عملیات بانکی، گاهی به خاطر بالا‌ بودن سود بانکی، گاهی برای تبدیل بانک‌ها به بانک قرض‌الحسنه، گاهی به دلیل داشتن ارتباط سیاسی بعضی از مدیران با بعضی از اشخاص با نفود، گاهی به خاطر معوق شدن بازپرداخت‌ها، گاهی به خاطر دادن تسهیلا‌ت به اشخاص خاص، گاهی به خاطر ندادن تسهیلا‌ت کافی به طرح‌های مورد نظر دولت، داستان بیمه ایران هم برنامه‌ای بود که در نهایت همه مطلع شدند، اما موجبات تضعیف نظام بیمه‌ای کشور را فراهم نمود.  آتش تهیه این حملا‌ت عموما از طرف کسانی ریخته می‌شد که حتی یک روز هم سابقه فعالیت در نظام بانکی و بیمه‌ای کشور را نداشتند و صرفا با برداشت‌های غیر‌اجرایی خود عملکرد این مجموعه‌ها را نظاره می‌کردند.عده‌ای سعی می‌کردند با اعمال‌نظرهای مختلف در ظاهر تحولی بوجود آورند ولی ما عملا‌ مشاهده کردیم که آنها دارند این مجموعه‌های ارزشمند را از کار می‌اندازند، زیرا که طرحی جایگزین نداشتند و صرفا از وضع موجود ایراد می‌گرفتند.در هر صورت نظام بانکی در این دوره به صورت مستمر تحت فشار قرار داشت. من وقتی نگاه آنها را به نیمه خالی لیوان دیدم، جلوی آنها ایستادم و اجازه ندادم جلوتر بروند زیرا فکر می‌کردم این نوع برنامه‌ها فراتر از وظیفه یک دستگاه است و باید برای انجام آن توافق ملی و حتی قانون وجود داشته باشد. به یاد ایده انحلا‌ل ارتش افتادم که عده‌ای در آن موقع چه‌ها برای آن می‌گفتند ولی امام چگونه مساله را با دوراندیشی هدایت کرد و آنوقت دیدیم که همین ارتش در دوره دفاع مقدس چه خدمات ارزنده‌ای به انقلا‌ب اسلا‌می نمود. صیاد شیرازی‌ها هدیه همین ارتش بودند.در طرح مربوط به انحلا‌ل سازمان برنامه هم دیده بودم که این اقدام حساب شده نبود و جز ایجاد سرخوردگی و یأس برای کارکنان این سازمان عظیم اثر دیگری نداشت.از ویژگی‌های دیگر این دوره هیجانی بود که هر کس به خود اجازه می‌داد در مسائل کلا‌ن اقتصادی کشور دخالت کند. نمی‌دانم چه فایده‌ای از این کار می‌بردند.  یک بار آقای رحیمی [سرپرست فعلی وزارت کشور] در یک مصاحبه داخلی - خارجی اعلا‌م نمود که یکی از قراردادهای نفتی که در دولت قبل منعقد شده، مساله‌دار است و لذا باید این قرارداد را که 20 میلیارد خسارت به کشور می‌زند لغو شود. هم من و هم وزیر نفت جداگانه با ایشان صحبت کردیم و گفتیم این نحوه رفتار شما با قراردادهای بین‌المللی حیثیت ما را زیر سوال می‌برد و دیگر در بستن قراردادهای جدید به ما اعتماد نمی‌کنند. اگر اشکالی وجود دارد باید آن را رفع کرد و نه اینکه با مصاحبه مطبوعاتی هو و جنجال راه بیاندازیم. از طرف دیگر دلیلی وجود ندارد که قبل از اینکه این پرونده رسیدگی شده باشد و حکمی صادر شده باشد این بحث‌ها رسانه‌ای شود.  ایشان خیلی ساده گفت: من از شما دستور نمی‌گیرم، بعد از آن با هیات‌رئیسه مجلس صحبت کردم و خوشبختانه آنها با روش‌های خود، فتیله این بحث را پائین آوردند. به نظرم می‌رسد ریشه این هیجانات برمی‌گردد به یکسری اطلا‌عات کارشناسی نشده یا پردازش نشده که بدون بررسی به مراجع بالا‌تر[احمدی نژاد] می‌رسد. به قرار اطلا‌ع در قسمت بازرسی رئیس‌جمهور افرادی نفوذ کرده بودند که جزء ناراضی‌های دستگاه‌ها بودند. عده‌ای هم بودند که صلا‌حیت پذیرش شغل را نداشتند. به طور مثال معاون اقتصادی بازرسی یک دامپزشک بود. قاعدتا اشراف او به مسائل اقتصادی نمی‌تواند بالا‌ باشد. این افراد با دسترسی محدودی که داشتند، به خود اجازه می‌دادند در مسائل پیچیده گزارش تهیه کنند و با دسترسی آسانی که به مقام بالا‌ داشتند، ذهنیت کارشناسی نشده خود را منتقل کنند. اینها مدیران بالا‌ی دستگاه‌های اجرایی، حتی وزرا را نیز که منتخب مجلس رئیس‌جمهور بودند و از مجلس رای اعتماد گرفته بودند، به‌راحتی زیر سوال می‌بردند و در موارد بسیاری باعث شکل‌گیری مدیریت دوگانه یا موازی در دستگاه.  البته تهیه این نوع گزارشات فقط مختص بازرسی رئیس‌جمهور نبود و از اشخاص درون دستگاه‌ها هم استفاده می‌شد. گاهی با تشویق و گاهی هم با تهدید. ولی ویژگی همه این گزارشات این بود که با رئیس دستگاه مشورت نمی‌شد و به یکباره تصمیم بر علنی شدن گزارش می‌گرفتند: یک بار نامه آورند که کلیه مدیران شعب خارجی بانک‌ها به دلیل اینکه بازنشسته هستند باید برکنار شوند. کی؟ موقعی که تحریم بانکی شروع شده بود! یکبار نامه آوردند که گروهی از مدیران سطح میانی بانک‌ها به دلیل حرف گوش نکردن باید برکنار شوند. از شش ماه قبل فشار برای برکناری بی‌دلیل آقای درخشنده این جانباز فعال که الحق نقش برجسته‌ای در بازسازی بانک سپه شروع شد ولی من همه اینها را علیه منافع ملی می‌دانستم و لذا همکاری نکردم.  فشار بیمه ایران، از ناحیه دیگر اعمال شد. یک گزارش ساده در مورد تخلف مدیران قبلی بیمه ایران که در دوره من هم نبود، به زودی تبدیل به یک مساله ملی شد و بعد جمع کردن موضوع چقدر نیرو برد!در همین سخنرانی اخیر قم نیز که بازتاب وسیعی داشت، ریشه‌های این نوع گزارشات غیرکارشناسی که بدون چک کردن به مراجع بالا‌تر رسیده به راحتی قابل مشاهده است. در جلسه دولت با جناب آقای دکتر[احمدی نژاد] صحبت کردم و گفتم طرح این بحث‌ها به کشور آسیب می‌رساند.  ایشان گفتند منظور من این بوده که مشکلا‌ت نظام‌های مالیاتی، گمرک و بانک را بشکافم و قصد دیگری در کنار نبوده است. با این حال وقتی بعدا به مطلب دقیق شدم، همان نگرانی که داشتم، بیشتر شد. اولا‌ هیچیک از روسای گمرک، مالیات و یا دخانیات از مسائل مطروحه با خبر نبودند و ایرادات اشاره شده جملگی قابل خدشه است.پرسیدند: چه کسی می‌گوید افزایش تولید بد است؟! گفتم: افزایش تولید خوب است ولی باید توجه داشت که تا موقعی که تولید به بهره‌برداری نرسیده باشد، این فعالیت تورم‌زا خواهد بود.  از طرف دیگر سوال اینجاست که وقتی هزاران طرح نیمه تمام داریم، چه ضرورتی دارد که طرح جدیدی را شروع کنیم.  قاعده اقتصادی می‌گوید اگر یک میلیارد تومان پول داشته باشیم و با آن فقط یک طرح را در یک سال می‌توان به پایان برد، وقتی دو طرح را شروع می‌کنیم - البته با قصد خدمت - حتما به‌زودی در خواهیم یافت که هر دو طرح در پایان سال فقط می‌تواند 50درصد پیشرفت فیزیکی نمایند و لذا مردم را برای یک سال از بهره‌برداری از همان یک طرح اولی محروم کرده‌ایم.  در همان گزارش عملکرد 9 ماهه بانک مرکزی می‌گوید در حالی که در سال گذشته نرخ بازدهی اوراق مشارکت 5/15 درصد بوده است؛اما نرخ بازده سهام 0/19 درصد  تغییرات قیمت سکه بهار آزادی 1/7 درصد  تغییر قیمت دلا‌ر 1/1 درصد  در ضمن شاخص قیمت زمین[تورم] در مناطق شهری؛ 2/43 درصد تغییر داشته  و این تغییر در شهر تهران به 58 درصد رسیده است. از طرف دیگر خیلی از بازارهای سنتی ما که مردم کوچه و بازار در آن سرمایه‌گذاری می‌کردند مثل خودرو و تلفن همراه اخیرا جاذبه ندارند.  بنابراین طبیعی است که تقاضاهای سوداگرانه، به بخش مسکن روی آورد زیرا سودآوری آن در مقایسه با بقیه فعالیت‌ها بالا‌ بوده است.  آنچه که در این رابطه مهم است این است که چرا زمینه‌های تحریک‌های اینچنینی در اقتصاد ما وجود دارد؟!  چرا در کشورهای دیگر این اتفاق نمی‌افتد و یا کمتر می‌افتد؟! وقتی قدرت خرید اقتصاد سالیانه با تزریق رشد نقدینگی 35-40 درصد بالا‌ می‌رود، طبیعی است که با پول بیشتر باید کالا‌ی بیشتری خرید، اگر میزان کالا‌ کافی نباشد، همان کالا‌ی موجود قیمت‌اش بالا‌ می‌رود.  اگر می‌خواهیم رشد تورم متوقف شود باید ریشه‌های تحریک کننده آن را بخشکانیم.  یعنی کنترل رشد نقدینگی. این همان مطلبی است که من در مراسم رای اعتماد در مجلس گفتم. ریشه اصلی رشد نقدینگی فزاینده در اقتصاد ما را باید در بودجه دولت، در کسری بودجه‌های آشکار و پنهان و یا در اضافه خرج‌های آشکار و پنهان آن جست‌و‌جو کرد.  آیا می‌شود انتظار داشت که برای انجام تکالیف بودجه 1387 نزدیک به 60 میلیارد دلا‌ر نفتی توسط بانک مرکزی تبدیل به ریال شود، ولی نقدینگی بالا‌ نرود؟! هر کس بلد است بفرماید انجام دهد. یا اگر نقدینگی بالا‌ رفت، کاری کنیم که تورم بالا‌ نرود؟!  هرکس می‌تواند بفرماید انجام دهد.  تورم نتیجه محتوم این سیاست است، و نمی‌شود از واقعیت فرار کرد.  در طول این دوره هر قدر من و بانک مرکزی تلا‌ش کردیم این دوست صمیمی و دوست داشتنی مان جناب آقای جهرمی وزیرکار را که اخیرا از حوزه سیاسی وارد فعالیت‌های اقتصادی شده، متقاعد کنیم که چاپ اسکناس برای ایجاد اشتغال مفید نیست، اماموفق نشدیم. حتی اگر هم بانک‌ها منابع مختصری را برای طرح‌های مورد نظر اختصاص می‌دهند، باید دید طرح‌های زودبازده جدید مهمتر هستند یا تامین سرمایه در گردش طرح‌های تمام شده قبلی؟! آقای جهرمی بارها در دولت می‌گفت: نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی در کشور ما پایین است!  عده ای هم می‌گفتند نباید از افزایش رشد نقدینگی نگران بود، چرا که ما تلا‌ش می‌کنیم آن را به سمت تولید ببریم! تا وقتی چنین دیدگاه‌هایی در کشور غلبه داشته باشد، نبایستی سوال کرد چرا در کشور تورم بالا‌ست؟ به نظرم می‌رسد اگر می‌خواهیم در اقتصاد موفق باشیم باید با قاعده این علم آشنا باشیم و به اصول آن پای بند.  بعضی‌ها فکر می‌کند نابسامانی‌های اقتصادی ما به ویژه در تورم و بخش مسکن ناشی از فعالیت‌های بدخواهانه علیه دولت است.  [پس حرفهای احمدی نژاد در زمینه اینکه می گوید دیگران نمیگذارند کارکنم طبق نظر وزیر، که متخصص است ، کشک است وبرای فرار از مسولیت پاسخ گوئی به مردم است]من اذعان می‌کنم، تجربه‌ای در ارتباط با مبارزه با مافیا ندارم! باید کارشناسان خبره اطلا‌عاتی و امنیتی را وارد این کار کرد. ولی به نظرم می‌رسد حتی برای خنثی کردن فعالیت مافیایی البته اگر وجود خارجی داشته باشد! حتما کنترل رشد نقدینگی نیز مفید است.  [پس حرف احمدی نژاد طبق گفته وزیرمحترم درمورد مافیا حرف مفت وشانه خالی کردن از مسولیت واینکه بلد نیستم کارکنم می باشد که مردم را زیر بار گرانی خرد کرده است]و اما چند نکته نیز در مورد سود بانکی عرض کنم. در سال گذشته در همین دوران بود که شورای‌عالی پول و اعتبار تشکیل جلسه داد. اکثریت اعضای شورا از جمله من و دکتر شیبانی با کاهش نرخ سود بانکی مخالف بودیم. فضای غالب جلسه این بود که چون تورم سال 1385 بالا‌ رفته، باید سود بانکی نیز متناسب با آن افزایش یابد. اما چون محدودیت‌های سیاسی دولت قابل درک بود، لذا شورا به رئیس‌جمهور پیشنهاد نمود درسال 1386 هیچ کاهشی متوجه نرخ سود بانکی نشود. علی‌رغم این همکاری شورا، جناب آقای رئیس‌جمهور این پیشنهاد را قبول ننمودند و تلویحا گفته شد اگر برای بار دوم هم نظر دولت رعایت نشود بازهم نظر شورا تایید نمی‌شود [به این میگن مشورت !یعنی تحمیل نظرخود به شورای‌ متخصص با زیرفشارگرانی قراردادن مردم]و لذا وقتی مجددا این موضوع در شورا بحث شد اکثریت اعضای جلسه با درک خوب از شرایط زمان به آن رای مثبت دادند و لذا تنش خوابید!  اما استدلا‌ل‌هایی که برای جلوگیری از کاهش نرخ سود بانکی در آن مقطع وجود داشت بعدها نشان داد که این پیشنهاد کاملا‌ کارشناسی بوده است زیرا در سال 1386 عملا‌ ما دیدیم که رشد منابع بانکی به ویژه در بانک‌های دولتی در مقایسه با سال قبلی آن کاهش یافت در حالی که رشد نقدینگی کماکان بالا‌ بود. این یعنی که بخشی از این منابع نقدینگی متوجه بازارهای دیگر، مثل مسکن شده است.  وقتی افزایش تقاضا برای فعالیت سوداگرانه و سفته‌بازی در بخش مسکن بوجود می‌آید لزوما" لا‌زم نیست این کار از طریق تسهیلا‌ت بانکی باشد. کافی است آنها از منابع کسانی که پس اندازهای خود را در اختیار بانک‌ها قرار نمی‌دهند استفاده کنند!  داستان تعیین دقیق نرخ سود بانکی در اقتصاد یک فرآیند علمی دارد وسلیقه‌ای نیست. بعضی‌ها متاسفانه آن را با مسائل شرعی مرتبط کردند. آنها می‌گفتند وقتی سود بالا‌ می‌رود، یعنی شبهه ربوی دارد. غافل از اینکه، اگر بازده پول کمتر از نرخ تورم باشد، تقاضا برای کالا‌ی بادوام در جامعه بالا‌ می‌رود و چون این کالا‌ها به اندازه کافی وجود ندارد پس به ناچار تورم بیشتر می‌شود. برای اینکه هر کس فکر می‌کند کالا‌یی را که فردا هم احتیاج دارد همین امروز خریداری کند.  در سال گذشته که این بحث سود بانکی داغ بود یکی از مراجع عظام قم پیامی را از طریق نماینده خود برای من ارسال نمودند.  سوال ایشان این بود که با توجه به شناخت مثبتی که از من وجود دارد، چرا من با کاهش نرخ سود در جلسه شورا مخالفت کرده‌ام؟!  در پاسخ عرض کردم که اصولا‌ من با کاهش سود بانکی مخالف نیستم و یکی از آرزوهای من این است که در این دوره بتوانم به این توفیق دست یابم. همچنین عرض کردم اما برای انجام این کار، یک مقدمه واجب وجود دارد! اگر این مقدمه تامین نشود معلوم نیست به هدف برسیم.  برای ایشان توضیح دادم اگر ما امروز تصمیم بگیریم که به طور مثال در سال 1386 از همین فردا شروع کار بانک‌ها را به ساعت 10 صبح موکول کنیم، مقدمه چندانی لا‌زم نیست ولی اگر می‌خواهیم تولید ناخالص داخلی کشور را امسال بالا‌ ببریم و یا نرخ بیکاری را کاهش دهیم، مثلا‌ به اندازه 3 درصد، در این صورت باید حتما مقدمات آن طی شود وگرنه به هدف نمی‌رسیم. نمی‌توان تصور کرد که بدون سرمایه‌گذاری جدید و یا افزایش بهره‌وری، تولید بالا‌ برود و یا بیکاری پایین بیاید!  در ادامه عرض کردم که مقدمه واجب کاهش نرخ سود بانکی این است که تورم هم پایین بیاید. ایشان پیام را منتقل کردند ولی من احساس می‌کردم استدلا‌ل من افاقه نکرده است. چند روز پیش باز همان نماینده آمدند و از قول معظم‌له به من پیام دادند که برداشت من صحیح بوده و ایشان هم به این نتیجه رسیده‌اند که حرمت تورم بالا‌ مهم‌تر از حرمت بالا‌ بودن سود بانکی است!  روشن است اگر ما می‌توانستیم رشد نقدینگی را به %15 محدود کنیم و برنامه‌های اقتصادی خود را با این فرض انجام می‌دادیم، ما نمی‌بایستی نگران تورم بالا‌ باشیم ولی الا‌ن که رشد نقدینگی 40 - 35 درصد است حتما باید در مورد کاهش نرخ سود بانکی نگران بود.  نتیجه کاهش سود بانکی فقط رانت‌ها نیست بلکه اختلا‌ل در بازار کالا‌ و ایجاد تورم بیشتر از مساله رانت هم مهمتر است.  در مورد عملکرد وزارتخانه هم چند نکته مختصر را ذکر می‌کنم:  - سیستم خزانه در این دوره <برخط یا > on-line شد. با ایجاد این سیستم مکانیزه عملا‌ انضباط بیشتر در هزینه کرد بودجود آمد. در ضمن برای اولین بار در تاریخ این وزارت، پرداخت حقوق و مزایای مستمر کارکنان رسمی و پیمانی دولت به صورت متمرکز به حساب اشخاص واریز شد. 2 - در نظام مالیاتی، طرح عظیم مالیات بر ارزش افزوده با همه فراز و نشیبی که داشت به سرانجام رسید. نسبت در آمد مالیاتی به دریافت‌های دولت که در سال 1384 تنها 2/18 درصد بود در سال 1386 علی‌رغم افزایش دریافت‌ها به میزان 5/30 درصد رسید.  روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

بولتنیسم (قسمت هشتم ) محمد تقی خان مصباح یزدی ازمخالفان امام ورهبری را اززبان ام

 حسین شریعتمداری مدیرروزنامه کیهان ازمروجان بولتنیسم (دروغ گوئی) اخیرا دروغی به امام خمینی مبنی برنصب محمدی عراقی داماد محمد تقی مصباح یزدی بعنوان قائم مقام نماینده خود درسپاه نسبت داد که تکذیب وواکنش طرفداران اسلام امام خمینی را درپی داشته است. آقای ‌موسوی‌ لاری‌ خاطره ای را از آخرین روزهای‌ شهید آیت الله توسلی نقل کرده است که درشناخت خط امام بسیار جالب است . آقای‌ توسلی‌ می فرمایند برادران سپاه بعد ازشهادت شهید محلاتی (نماینده امام درسپاه) با حاج احمد آقا تماس گرفتند وگفتند اگر امام تأیید کند فلانی [محمدی عراقی]را به عنوان جایگزین شهید محلاتی معرفی کنیم .حاج احمد آقا پیام را خدمت امام رساند؛ امام به رسم عادت همیشگی شان که مخالفتشان را با پشت دست نشان می دادند بادستشان به او اشاره کرده وگفتند نخیر وافزودند «من بیایم این آقا را به عنوان نماینده خودم درسپاه بگذارم که برود منویات ونظرات پدرخانمش آقای‌[محمد تقی مصباح یزدی ]را پیاده کند وسپاه را وارد این مسائل نماید؟...»منبع روزنامه کارگزاران 5/1/87ص 3) حاج احمد آقا که لحن ناراحت و نگران امام را دید، به امام عرض کرد: آقا این نظر من نبود. نظر فرماندهان سپاه بود که خدمتتان عرض شد که امام باز با همان لحن فرمودند: نخیر، نمی‌شود. شخص دیگری تعیین ‌شود. موسوی لاری در ادامه سخن خود، حرف تلخی زد که من با شنیدن آن، احساس کردم باید این خاطره را بنویسم. موسوی لاری می‌گفت: اما اکنون وضع به جایی رسیده است که اتوبوس‌های پر از جوان را از اطراف[یعنی‌ ازتهران و شهرستانها] به قم می‌برند تا پای سخنان شخصی که[مصباح یزدی که ] امام در مورد پیاده شدن نظراتش در سپاه، آن همه از خود حساسیت نشان می‌داد و با نمایندگی داماد وی در سپاه مخالفت می‌کرد، بنشینند تا از وی رهنمود بگیرند!(پیام علیرضا که درسخنرانی موسوی لاری حضورداشته است درپست چرا هراس ؟ پایگاه خانم جمیله کدیور) توضیح زیتون : منزل ما نزدیک موسسه آموزشی‌ مصباح یزدی‌ است مکرر اتوبوس ها ومینی بوس ها وماشین های سپاه و...که به دیدارمحمد تقی خان مصباح می آیند درمقابل موسسه بصورت مشهود پارک است .لازم به توضیح است حسین خان شریعتمداری (خان یعنی بی اعتقاد به امام وقانون) مدیر روزنامه کیهان جعل کرده است که امام محمدی عراقی را قائم مقام نماینده خود درسپاه منصوب کرده است که با واکنش سایت تابناک که پژوهش کرده چنین چیزی‌ دروغ [ترویج بولتنیسم] است وحکمی درخصوص نصب محمود محمدی‌عراقی درصیحفه نورنیامده است. (نتیجه پژوهش تابناک درروزنامه کارگزاران واعتماد ملی درج است) .  

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی پورکیست (قسمت سوم)

دردوقسمت قبل نکاتی درباره ایشان وآنها که او را رد صلاحیت کردند یاد آوری شد باید  اینگونه زنان را فرزند زمان خویشتن به تعبیر امام علی صلوة الله علیه دانست که ازفرصت ها هم برای‌ آگاه سازی بهره برداری می نمایند علی‌ رغم اینکه روان شناسی زن، نشان میدهد او موجودی است که روحش دربیت است نه دار، ازدارالخلافه ودارالعماره بیزاراست حتی وقتی‌ چون آسیه درکاخ است ازخدا تقاضای بیت دربهشت می نماید زیرا روحیه او طوری است  که از مشاغل اجرائی سخت وزیان آوروصندلی نشینی وکاخ نشینی بیزاراست بافت بدنش طوری است که بیشترنیازبه معمولی دورهم نشستن دارد و روزی یک ساعت حرف زدن دارد تا کلاسیک نشستن (رجوع شود به کتاب ازدواج شهید پاکنژاد)  دختران امام معصوم علی علیه السلام هریک با توجه به مراتب علمی می توانستند درعصرامامت او مسولیت اجرائی بپذیرند اما به مشاغل علمی وکلاسداری وتفسیرقرآن ومرجعیت حل مسائل علمی بسنده می کنند.وحتی قبرهاشان مرد سازمیشود درحالیکه ازیزدیان دردمشق چیزی نمانده این سلسله کوی‌ دوست به تعبیر سعدی هست که حلقه دام بلاست ، هرکه دراین حلقه نیست فارق ازاین ماجراست» ننگ رد صلاحیت امثال ایشان برپیشانی شیوخ شورای‌ نگهبان که دستی بالا درحوزه دارند سبب شد نکاتی نگاشته شود.

آیا بیت الناس هم کاخ است؟ خانه ملت کاخ نیست مرکزپژوهش وقانون گذاری وایده رابه اندیشه واندیشه را به قانون تبدیل کردن است . به تعبیر خانم ابتکار «نگاه زنانه به قانون گذاری وتصمیمات لازم است» . چرا بازهم زنان اقبال نمی کنند وچندتائی هم که اقبال می کنند توسط روحانیونی که به تعبیر آیت الله موسوی اردبیلی اسلام امام خمینی را درست نمی شناسند « متاسفانه ما (روحانیان) نه اسلا‌م را آنگونه که باید می‌شناسیم و نه دنیا را. حتی به خودمان و نقاط قوت و ضعف خود هم کاملا آشنا نیستیم.» رد صلاحیت می گردند. حتی دیگر مسائل اجرائی هم تخصصی شده وبخشی گردیده که با روحیه زنان متناسب است.کما اینکه موفقیت خانم معصومه ابتکاردرزمینه محیط زیست از او یک شخصیت جهانی وافتخاری برای اسلام امام خمینی ساخته است.

انتظارنقش مردم ازمدیریت حوزه علمیه قم ، جایگاه رفیعی درمسائل ازآنها می طلبد، فقرفرهنگی درحوزه علمیه قم سبب شده طلاب عصبی مزاج که قند خون آنها کم وآهک آن قلیل است درجامعه سر برآورند شب عاشورای دوسال قبل پای یک منبربودیم یک مرتبه منبری بخاطر اندک سروصدای بچه ها بین خانم ها چنان جوش کرد وخروش نمود کانه قلبش میخواست پاره شود وآلودگی صوتی اش همه را لرزاند وترساند.

مدیریت حوزه علمیه قم دکترین واستراتژی یا راهبرد تربیت طلابش مشخص نیست روزنامه هم ندارد تا مردم بدانند چه می کند مثل دانشگاه که میداند تکنسین یا متخصص مخصوص یک کارتربیت می کند ، حوزه فقط طلبه تربیت می کند تا مردم را ارشاد کند اما این طلاب پدیده های جامعه را نمی شناسد ودرمورد پدیده ها تکنسین نیستند موضع صحیحی نسبت به افراد جامعه وپدیده ها ندارند .یک روش خوب در روحانیت مسیحی این است که هرسال فهرست گناهان را منتشر می کند.  اما علماء مدیریت حوزه علمیه از این هنر غافل اند کانـّه هنوز درزمان سابق زندگی می کنند وهیچ احساسی نسبت به فروپاشی اجتماعی جامعه اسلامی ندارند وتصور می کنند همینکه خود را به تغافل بزنند وروش غیرکاربردی خودشان را ادامه دهند کفایت می کند درس برای درس کافی نیست  یا مجلس چند قانون تصویب واجرا کند یا نکند کفایت نمی کند ، سازمان تبلیغات اسلامی ودفترتبلیغات حوزه علمیه  کارائی کافی ندارند ، فقط  مانند سازمانهای اداری محل جذب بودجه شده اند وخروجی آنها معلوم نیست که چیست، اگرتلوزیون جناحی عمل می کند این سیلی زدن به صورت مدیریت حوزه علمیه قم است وقهقه ای ندارد که هیچ بلکه این طبل فردا صدایش درخواهد آمد .مرکزنظرسنجی حوزه علمیه کجاست؟ تا ببیند  مردم ازحوزه چه انتظارنقشی دارند ؟ باید مرکزی باشد که این کارها رابه نظریه تبدیل کند وبه انجام رساند.اگر مراجع تقلید هیئت امنای حوزه علمیه یاهئیت علمی حوزه بودند ومدیرحوزه مدیرعامل یا سخن گوی آنها بود بهترمی شد تا صبح به صبح مواضعش درباره ازدیاد جرائم وگناهان رابگوید وانتظارنقشی که ازدولت پیرامون مسائل شرعی دارد بیان نماید نه اینکه هرطلبه مبتدی‌ که به قولی ادعای‌ خدائی می کند هرچه دلش خواست علیه دولت ونظام بگوید یا حمایت تعصبی نماید. حتی خیلی از طلاب ازبیان مسئله شرعی طبق فتوا ی مراجع تقلید عاجزند درقسمت اول پست سیده فخرالسادات محتشمی پور کیست، خرابکاری وحرکات ضد فرهنگی دوتن ازطلاب درسوریه را شرح کردیم. شاید اگربخواهیم طلاب را بشناسیم باید شناختشان نسبت به احادیث تغذیه  وابزارالات موسیقی و آلات مشترک که سبب روزی شش قتل درسال 85درجامعه بوده ومثل حمل ابزارقتاله ومواد مخدر واثرداروها ودارودرمانی که به تعبیر دکترمرندی درتاریخ 21/1/87 درتلوزیون میگفت «تجویززیاد دارو غیر اخلاقی است » وبه تعبیری ننگ است باید حتی یک طلبه برای افزایش اسید بدنش یا به تعبیرخرافی اش سرماخوردگی اگر دارو مصرف کرده تعهد از او بگیرند وپس از سه بار تکرار خلع لباس واخراجش نمایند اگریک طلبه گلو درد دارد مثل یک معتاد بی لیاقت به او نگاه شود آیااین همه افرایش افت تحصیلی درمدارس ابتدائی  برای مدیریت حوزه علمیه قم اهمیت ندارد؟ چرا تکنیکی به اسلام نگاه نمی کند ؟

نسل طلاب عصبی در راه اند که خودشان را نمی توانند اداره کنند بچه هاشان خشمناکند . خروجی مدیریت حوزه علمیه قم ائمه جمعه ای باید باشد که تا علل یک قتل را درجامعه شیعی شهرشان نیافته وپیشگیری نکرده اند ازپا ننشینند اگر طلاق افرایش یافته همینطور اگر چاقوکشی افزایش داشته اگر به تعبیر رئیس پلیس آگاهی ،تجاوزبه عنف یا زنای دختران باکره  افزایش داشته ، اگرفرار ازخانه ، مصرف دارو ، تصادفات ، منازعات ، رجوع به دادگاه ها ، افت تحصیلی درشهر ، انواع بیماری ها ، بزه ها ، سرقت ها ، برخوردهای ناجورپاسبانها، دخالت باند های نفوذی به درون سپاه درانتخابات افزایش داشته (چون پاسدارها وبیسجی ها برای امام خمینی می میرند ودخالت نمی کنند) هزاران مسئله دیگر اگردرجامعه شیعی افزایش داشته این ازچشم مدیریت حوزه علمیه قم براثر ندانم کاری دیده می شود که همه این افزایش ها به پای روحانیت بخصوص مدیریت حوزه علمیه قم توسط مردم منظورمیگردد نباید به شرکت پیرمردان درنمازجمعه وجماعات دلخوش بود «... ورنه هرگبری به پیری میشود پرهیزگار» اینها ارزش ندارد سخن گفتن برای اینکه ازتلوزیون پخش شود ارزش ندارد سخن باید برای قلب مردم گفته شود ادبیات قرآن باید تقویت شود مدام درنمازجمعه ازآمریکا وجنایتکاران سخن گفتن وجناحی حرف زدن والکی دلخوش بودن تأثیر موقت دارد وروزی مانند سریالهای پلیسی تلوزیون درباره مواد مخدر،حتی زیاد درمورد بدحجابی حرف زدن مضر است باید پوشش های مختلف زنان مانند پوشش لبنانی ها به رسمیت شناخته شود وائمه جمعه ونیرو انتظامی و...درفصل گرمای هرسال معرکه نگیرند چون بیشتر مردم را به آن سمت سوق خواهدداد بی تفاوتی ها را دربین افراد موثر وجوانان جامعه خواهد افزود چند درصد کتاب سیاسی درجامعه تولید میشود چند درصد مطالعه میشود ، میشود ازاداره ارشاد پرسید !

 چه باید کرد ؟ مدیریت حوزه علمیه قم نباید مانند ادارات وسازمانها ماشین امضاء ودرگیرکارهای روزه مره باشد کجاست نوآوری ، کجاست هدایت منابع انسانی ، کجاست تولیدات فرهنگی ، چندتا شعر ومرتب ازاخلاق گفتن بخصوص که اخلاق گو ها همه خودشان ازچشم مردم افتاده اند ، چند جلسه دعا درشب جمعه وقرآن خواندن بعد نمازها ی جماعت که مزاحم متآخرین درشرکت درنماز است ومنبع آلودگی صوتی به خصوص درروستاها دردی‌ دوا نمیکند وهمه این کج اندیشی ها ناشی ازفقر فرهنگی درمدیریت حوزه علمیه قم است. علی الظاهر نسبت به آلودگی صوتی واثرمخرب آن بر اعصاب مردم شناخت وجود ندارد نسبت به زشت شدن پوست شرکت کنندگان پای این بلندگو ها شناخت نیست ، نسبت به توهم زشتی ، آنومی با آن همه اهمیتش درقرآن شناخت نیست نسبت به گرسنگی وآن همه اهمیتش درقرآن ادب وجود ندارد چه باید کرد ؟ باید به مژگان رفت گرد ازطورسینین / باید به سینه رفت زین جا تا اسلام امام خمینی. مدیریت حوزه علمیه قم باید یک جمعیت مشاوربرجسته درزمینه بزه شناسی واجتماعی وتاریخ  شناسی مثل نجفی توانا وعباس عبدی وسید عطاءالله مهاجرانی داشته باشد شجاعت می طلبد نباید ازمتحجرین بترسد حتی المقدر ازنتیجه تحقیقات این بزرگواران دانشمند استفاده کند تا این همه درد را فروکاهد کجایند درد دین داران ؟ کحایند پژوهشگران ؟ کحایند مطهری ها وشریعتی ها  وصیاد شیرازی ها وچمران ها ؟ کجاست امام موسی صدر؟ ای لعنت خدا وملائکة الله ومردم برقذافی وآنان که او ربودند ؟ ای لعنت برآنانکه شهید بهشتی را کشتند ! ای لعنت برآنان که جامعه را غیر سیاسی میخواهند ؟ پول های کلان برای معرفی دانشمندان هزینه کردن هیچ تأثیری بر سرنوشت زنان ومردان جامعه نداشته است ! این پولها باید برای کاربردی کردن طلاب هزینه می شد تا خدا را خشنود ، مردم را به راه امام خمینی رهنمون وبرکت را به جامعه سرازیر می کرد . باید ازقرآن یادگرفت ، درسوره الرحمن که برای مرده ها خوانده میشود درباره ریشه همه پدیده های‌ناجور یعنی درمان کم خونی وکمبود کلسیم وویتامین ب توضیح داده شده است والحب ذوالعصف والریحان هم بالاترین ویتامین ب را دارد هم کلسیم دارد وهم کم خونی وناباروری وطلاق ومشاجره و...را درمان می کند!فبای آلاء ربکما تکذبان.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی پورکیست (قسمت دوم)

 درقسمت اول رفتارهای برخی ازروحانیون که تفکرشان منجربه رد صلاحیت زنان سیاسی وازجمله ایشان بود را گفتیم واینک رفتارروحانیت رد صلاحیت کننده  اینها را اززبان مرجع عالیقدرتقلید سید عبدالکریم موسوی اردبیلی بشنویم : « متاسفانه ما (روحانیان[نوعی]) نه اسلا‌م را آنگونه که باید می‌شناسیم و نه دنیا را. حتی به خودمان و نقاط قوت و ضعف خود هم کاملا آشنا نیستیم. خودبینی در این بین حجاب است. از یک طرف ما با زبانمان و لباسمان در عمل اعلا‌م می‌کنیم که ما مبلغ و کارشناس اسلا‌میم، از طرف دیگر برای سوالا‌ت مربوط به دنیا و آخرت پاسخ قانع‌کننده‌ای ارائه نمی‌کنیم، یا پاسخ‌ها را نمی‌دانیم یا می‌دانیم ولی چنان طلبکارانه برخورد می‌کنیم که باعث رنجش می‌شود.

درست برخلا‌ف سنت انبیا(ع.) مجموع این عوامل باعث شده است روحانیت در این بیست‌ ساله پس از انقلا‌ب، متاسفانه آن جایگاهی را که سابق در میان مردم داشتند دیگر نداشته باشند. من گمان می‌کنم ما به‌عنوان وارث پیغمبر(ص) و ائمه(ع) و کارشناس اسلا‌م باید در خودمان، سوادمان، زندگی‌مان، برخوردهایمان یک تجدیدنظر کلی بکنیم. روحانی و حوزه، صلا‌ح نیست یک طرف را بگیرد، نه صلا‌ح دین است نه صلا‌ح خود انسان است، اسلا‌می هم نیست. امام فرمودند: من نمی‌خواهم روحانیت یک طرف قرار بگیرد و دیگران طرف دیگر. شما روحانیان باید میانه را بگیرید. التیام ببخشید. مردم را به وحدت دعوت کنید نه آنکه خودتان بیایید یک طرف دعوا بشوید و آن طرف را فحش بدهید آنها هم به شما فحش بدهند و این با روحانیت نمی‌سازد. روحانیت امروز وظیفه‌اش این است در وسط باشد، جنبه پدری داشته باشد، این طرف و آن طرف هر دو را نصیحت کند»

  سطور فوق‌بخشی از بیانات حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی است که در روزنامه اطلا‌عات مورخه 24 /12/78 به چاپ رسیده است.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

شعر درباره بولتنیسم (دروغ) کامنت درودنه (مهساومهدی)

 کاش می شد ز دروغ
کاش می شد ز دروغ لب فرو می بستیم
ز چنین عادت زشتی که بود منشاء هر معصیتی
با توجه به خدا می رستیم
کاش می شد همه باور بکنیم که حقیقت زیباست
و هر آنکس که از این گوهر زیبا دور است صورتش نا زیباست.
کاش ای کاش که می فهمیدیم بار کج را ه به منزل نبرد
راه کج عاقبتش ویرانیست
سبب از چیست که انسان به خطا می افتد؟
علتش غفلت و بی ایمانی است نویسنده:mehdi&mahsaخدایا من به تو پناه می برم از هیجان حرص[که آدم به علتش ازبهشت رانده شد] وحسد[ که عامل قتل هابیل شد، ومن شرحاسد اذا حسد][ وکبر، که شیطان به خاطرش رانده ورجیم شد]و طغیان آز و شدت و تندی خشم، و ضعف نیروی صبر، و از قضاوت های بی مورد، و از بدی اخلاق و....از تمام این بدیها، ایمن بدار ای مهربانترین مهربانانخدایا به من توفیق تلاش مقابل شکست، صبر در نومیدی، کار بی‌ پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی‌دنیا ،ایمان بی‌ریا، عشق بی‌هوس و تنهایی در انبوه روزی کن ای محبوب دلها (از لینک مهسا)

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

بولتنیسم (قسمت هشتم)

درپی دروغ پردازی های خبرگزاری‌ فارس ، مجید انصاری‌ ازطرفداران اسلام امام خمینی گفت متأسفانه خبرگزاری فارس به جای اینکه تریبون توسعه اخلاق وصداقت درجامعه باشد تبدیل به تریبون شایعه پراکنی وشبهه افکنی شده است ، دروغ پردازی وفتنه انگیزی جزء گناهان کبیره است . من توصیه می کنم آقایان آخرت خودشان را به دنیای خیالی خودشان نفروشند ونبایدامکانات عمومی مورداستفاد ه جریانی قرارگیرد.(کارگزاران 2//2/87)

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (7)پاسخ به سوال

    [دوشنبه، ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ - ۱٢:۵٧ ب.ظ          انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (6)دوست عزیز جناب هاشم فردوئیمن نمیدانم علت دشمنی و عداوت شما با یک گروه شیعه[خائن به دین وکشور]و دوستدار[دشمنان] امام زمان (ع) به نام انجمن حجتیه چیست . شما مسائل سیاسی و جناح بندیهای داخلی و شکست اصلاح طلبان از آقای احمدی نزاد را با مسئله انجمن قاطی کرده اید .تا آنجا که بنده مطالعه کرده ام گروهی به نام" انجمن خیریه حجتیه مهدویه " تحت اشراف و نظارت شیخ محمود حلبی با کسب اجازه و مشروعیت از تمام مراجع بزرگوار تقلید حتی حضرت امام خمینی(ره)به فعالیت فرهنگی اسلامی و مقابله علمی با فرقه بهائیت مشغول بودند و از شروع تا نتیجه گیری و بعد از انقلاب هم همواره حامی و موید امام خمینی و نظام بوده اند .اسناد و مدارک فراوانی هم در این مورد مشاهده کرده ام . نویسنده:ک      دوشنبه، ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ - ۱٢:۳۸ ب.ظ          انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (قسمت اول)ببخشید با این همه فحش و بد بیراه به انجمن حجتیه به نظر میرسد سوراخ دعا را گم کرده ای و معلوم است اصلا نمیدانی انجمن حجتیه چیست و کیست / نویسنده:اط.دوستان گرامی ، نه من اصلا نمیدونم انجمن حجتیه کیست وچیست؟ اما الگوی‌ من امام خمینی سلام الله علیه هست که مطالبم  علیه انجمن حجتیه را از او نقل کرده ام ویا از یاران او بازگو کرده ام ، کتاب حزب قاعدین(حجتیه) نوشته  عمادالدین باقی روزنامه نگارزندانی را خوانده ام ویقین دارم که استعماربرای حاکمیت خودش برکشورهای مستقل بصورت سلسله مراتب سازمانی لایه می سازد که انجمن حجتیه لایه دوم سازمان استعمار(انگلیس وآمریکا و...)پس ازبهائیت درایران است . آیا آنها عبدالوهاب درعربستان را نساختند ؟ آیا خاطرات مسترهمفر را خوانده اید ؟ آیا آنها بابیت وبهایئت را نساختند؟ من یقین دارم که انجمن حجتیه ای ها ازرضاخان دیکتاتورتروازیزید پلیدتر وبه تعبیرامام خمینی« ازابن ملجم نامردترند » وازاستالین خونخوارتر وازهیتلرجنایتکارتر می باشند.من اصلاح طلب نیستم وازواژه اصلاح طلب هم متنفرم وطرفداراسلام امام خمینی می باشم ، آقای احمدی نژاد هم عضو دفترتحکیم وحدت بوده است وداخل جناح بندیها نیست بلکه دولت او دولت خود بنیاد است که هیچ حزبی طرفدارش نیست. و گروه مرجع من سادات مکرم عالم طرفدار اسلام اماخمینی هستند« سلسله کوی‌ دوست حلقه دام بلاست /هرکه دراین حلقه نیست فارق ازاین ماجراست» جناح بندی سیاسی لازمه نظام های جمهوری است که این هم ازحرف های‌ استعمار ودشمنان حضرت صدیقه طاهره است که می‌گویند جناح بندی ‌بد است وامروز اززبان حجتیه ای ها ترویج می گردد که حزب بد است.  اینها که شما نوشته اید درست است؟! رژیم ستمگرشاه واستعمار اینها را مشغول فعالیت علیه بهائیت نشان داده اند تا کسی به آنها شک نکند وبه موقع بتوانند ازآنها استفاده کنند وبرگ برنده خود را برای‌ بدست گرفتن قدرت روکنند اما به برکت پیروزی انقلاب اسلامی وتأسیس نظام مقدس جمهوری اسلامی پرونده آنها ازساواک ستمگرشاه جنایتکاربیرون آمده ومورد استناد امام خمینی وعلماء قرارگرفته وپس ازآن به خزعلی فرموده اند شما دیگر نماینده من درانجمن حجتیه نیستید. اما مقدس مآبی آقای خزعلی که امروز به دلیل حفظ نهج البلاغه باید سرآمد علمای شیعه باشد او را به جائی رسانده که حتی فرزندش مخالف او باشد وچون حلاج براثرظلمی که ساده لوحان تأثیرپذیر ازانجمن حجتیه به  او کرده اند ورد صلاحیتش کردند خواستارسر ِ دارگردد . شما مطمئن باشید امروز دیروزنیست به حول قوه الهی ما سکوت نخواهیم کرد تا حجتیه های عصرما هم مانند حجتیه ای های عصر حضرت زهرا صلواة الله علیها او را به قتل برسانند وفرزندانش را درکربلا به اسارت برند وآن همه جنایت را مرتکب شوند . آنها را انشاء الله افشا ورسوا خواهیم نمود.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

آزادی

 اکبر اعلمی نماینده تبریزدر آخرین نطق پیش از دستور خود در مجلس هفتم به اقدامات شورای نگهبان در رد صلاحیت خودش وطرفداران اسلام امام خمینی توسط آن شوراانتقاد کرد. وگفت:در جائی خواندم که "آزادی از عدالت زاده و با اندیشه سروده میشود، با دیوان، شعر و با زندان فریاد می شود، با بیگانه باطل و با استبداد تکه ای نان می شود. آزادی اگر حق است گرفتنی است و اگر هزینه دارد پرداختنی است." وی گفت نمی دانم این جمله ازکیست ولی‌ به آن ایمان دارم. 28/1/87

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

شورای نگهبان را وعدالتش را بهتر بشناسیم

برای ثبت در تاریخ – نویسنده : سیدحسن رسولی استاندارسابق خراسان. 26/1/1387  روزنا -   در گرماگرم حساس‌ترین مرحله برگزاری انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلا‌می و در مهلت رسیدگی ه