زيتون

 

حسین وارث آدم

شهیددکترعلی شریعتی:«خواهران، برادران

اکنون شهیدان مُرده‌اند، و ما مُرده‌ها زنده هستیم.

شهیدان سخنشان را گفتند، و ما کرها مخاطبشان هستیم،

آنها که گستاخی آن‌ را داشتند که وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند، مرگ را انتخاب کنند. رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال است که مانده‌ایم.

و جا دارد که دنیا بر ما بخندد که ما ـ مظاهر ذلّت و زبونی ‌ـ بر حسین(ع) و زینب(س)  ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم،

و این یک ستم دیگر تاریخ است که ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.

امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی که بشریت آفریده است، حیات بخش‌ترین ماده‌هایی که به تاریخ، حیات و تپش و تکان می‌دهد، و خدایی‌ترین درس‌هایی که به انسان می‌آموزد که می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده است.

ما وارث عزیزترین امانت‌هایی هستیم که با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌های بزرگ انسانی، در تاریخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث این‌ همه هستیم، و ما مسئول آن هستیم که امتی بسازیم از خویش، تا برای بشریت نمونه باشیم.

«و کذالک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا» خطاب به ماست.

ما مسئول این هستیم که با این میراث عزیز شهداء و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ایمانمان و کتابمان، امتی نمونه بسازیم تا برای مردم جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد. رسالتی به این سنگینی، رسالت حیات و زندگی و حرکت بخشیدن به بشریت، بر عهده ماست، که زندگی روزمره‌مان را عاجزیم!

خدایا! این چه حکمت است؟

و ما که در پلیدی و منجلاب زندگی روزمره جانوریمان غرقیم، باید سوگوار و عزادار مردان و زنان و کودکانی باشیم که در کربلا برای همیشه، شهادتشان و حضورشان را در تاریخ و در پیشگاه خدا و در پیشگاه آزادی به ثبت رسانده‌اند.

خدایا این باز چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟

اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین(ع)، و عشق به حسین(ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ او که می‌خواست این داستان به پایان برسد.

اکنون شهیدان کارشان را به پایان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر کدامشان، نقش خویش را خوب بازی کرده‌اند. معلم، مؤذن، پیر، جوان، بزرگ، کوچک، زن، خدمتکار، آقا، اشرافی و کودک....

و اکنون حسین(ع) با همه هستی‌اش آمده است تا در محکمه تاریخ، در کنار فرات شهادت بدهد:

شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاریخ.

شهادت بدهد به نفع محکومان این جلاد حاکم بر تاریخ.

شهادت بدهد که چگونه این جلاد ضحّاک، مغز جوانان را در طول تاریخ می‌خورده است.

با علی اکبر(ع) شهادت بدهد!

و شهادت بدهد که در نظام جنایت‌ و در نظام‌های جنایت چگونه قهرمانان می‌مردند.

با خودش شهادت بدهد!

و شهادت بدهد که در نظام حاکم بر تاریخ چگونه زنان یا اسارت را باید انتخاب می‌کردند و ملعبه حرمسراها می‌بودند یا اگر آزاد باید می‌ماندند باید قافله‌دار اسیران باشند و بازمانده شهیدان، با زینبش!

و شهادت بدهد که در نظام ظلم و جور و جنایت، جلاد جائر بر کودکان شیرخوار تاریخ نیز رحم نمی‌کرده است.

با کودک شیرخوارش!

و حسین(ع) با همه هستی‌اش آمده است تا در محکمه جنایت تاریخ به‌ سود کسانی که هرگز شهادتی به سودشان نبوده است و خاموش و بی‌دفاع می‌مُردند، شهادت بدهد.

اکنون محکمه پایان یافته است و شهادت حسین(ع) و همه عزیزانش و همه هستی‌اش با بهترین امکانی که در اختیار جز خدا هست، رسالت عظیم الهی‌اش را انجام داده است.....

این که حسین(ع) فریاد می‌زند ـ پس از این که همه عزیزانش را در خون می‌بیند و جز دشمن کینه‌توز و غارتگر در برابرش نمی‌بیند ـ فریاد می‌زند که «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟»

مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟

این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.

و این سؤال انتظار حسین(ع) را از عاشقانش بیان می‌کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام می‌نماید.

اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین (ع) را ـ که «شیعه می‌خواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه می‌طلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین (ع) اشک می‌خواهد. ضجه می‌خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مُرده است و عزادار می‌خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و «پیرو»....

«آنها که رفتند، کاری حسینی کردند، و آنها که ماندند، باید کاری زینبی کنند، و گرنه یزیدی‌اند»!...»

 

گزیده‌ای از سخنرانی دکتر علی شریعتی با عنوان شهادت از مجموعه‌ی - حسین وارث آدم-  که در تاریخ 6/12/1350 در حسینیه ارشاد ارائه شده است.

--------------------------------

متن کامل سخنرانی دکتر علی شریعتی با عنوان شهادت از مجموعه آثار - حسین وارث آدم-  دانلود نویسنده : خادمین حضرت خدیجه ; ساعت ۱٠:۴٠ ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧

روضه دکتر شریعتی در روز عاشورا

... شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد...

گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم:

... پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.

در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:

صحرای سوزانی را می نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.

می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهلاست.به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است

 

و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...

می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهل است.

به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است.

ترسان و مرتعش از هیجان، نگاهم را بر روی چکمه ها و دامن ردایش بالا می برم:

اینک دو دست فرو افتاده اش،

دستی بر شمشیری که به نشانه شکست انسان، فرو می افتد، اما پنجه های خشمگینش، با تعصبی بی حاصل می کوشد،تا هنوز هم نگاهش دارد

جای انگشتان خونین بر قبضه شمشیری که دیگر ...

... افتاد!

و دست دیگرش، همچنان بلاتکلیف.

نگاهم را بالاتر میکشانم:

از روزنه های زره خون بیرون می زند و بخار غلیظی که خورشید صحرا میمکد تا هر روز، صبح و شام، به انسان نشان دهد و جهان را خبر کند.

نگاهم را بالاتر میکشانم:

گردنی که، همچون قله حرا، از کوهی روییده و ضربات بی امان همه تاریخ بر آن فرود آمده است. به سختی هولناکی کوفته و مجروح است، اما خم نشده است.

نگاهم را از رشته های خونی که بر آن جاری است باز هم بالاتر می کشانم:

ناگهان چتری از دود و بخار! همچون توده انبوه خاکستری که از یک انفجار در فضا میماند و ...

دیگر هیچ !

پنجه ای قلبم را وحشیانه در مشت میفشرد، دندان هایی به غیظ در جگرم فرو میرود، دود داغ و سوزنده ای از اعماق درونم بر سرم بالا می آید و چشمانم را می سوزاند، شرم و شکنجه سخت آزارم می دهد، که:

«هستم»، که «زندگی می کنم».

این همه «بیچاره بودن» و بار «بودن» این همه سنگین!

اشک امانم نمی دهد؛ نمی توانم ببینم.

پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.

در برابرم، همه چیز در ابهامی از خون و خاکستر می لرزد، اما همچنان با انتظاری از عشق و شرم، خیره می نگرم؛

شبحی را در قلب این ابر و دود باز می یابم، طرح گنگ و نامشخص یک چهره خاموش، چهره پرومته، رب النوعی اساطیری که اکنون حقیقت یافته است.

هیجان و اشتیاق چشمانم را خشک میکند. غبار ابهام تیره ای که در موج اشک من می لرزد، کنارتر میرود . روشن تر می شود و خطوط چهره خواناتر.

هم اکنون سیمای خدایی او را خواهم دید؟

چقدر تحمل ناپذیز است دیدن این همه درد، این همه فاجعه، در یک سیما، سیمایی که تمامی رنج انسان را در سرگذشت زندگی مظلومش حکایت می کند. سیمایی که ...

چه بگویم؟

مفتی اعظم اسلام او را به نام یک «خارجی عاصی بر دین الله و رافض سنت محمد» محکوم کرده و به مرگش فتوی داده است.

و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...

در پیرامونش، جز اجساد گرمی که در خون خویش خفته اند، کسی از او دفاع نمی کند.

همچون تندیس غربت و تنهایی و رنج، از موج خون، در صحرا، قامت کشیده و همچنان، بر رهگذر تاریخ ایستاده است.

نه باز می گردد،

که : به کجا؟

نه پیش می رود،

که : چگونه؟

نه می جنگد،

که : با چه؟

نه سخن می گوید،

که : با که؟

و نه می نشیند، که :

هرگز !

ایستاده است و تمامی جهادش اینکه ... نیفتد

همچون سندانی در زیر ضربه های دشمن و دوست، در زیر چکش تمامی خداوندان سه گانه زمین(خسرو و دهگان و موبد – زور و زر و تزویر – سیاست و اقتصاد و مذهب)، در طول تاریخ، از آدم تا ... خودش!

به سیمای شگفتش دوباره چشم می دوزم، در نگاه این بنده خویش مینگرد، خاموش و آشنا؛ با نگاهی که جز غم نیست. همچنان ساکت میماند.

نمی توانم تحمل کنم؛سنگین است؛

تمامی «بودن»م را در خود می شکند و خرد می کند.

می گریزم.

اما می ترسم تنها بمانم، تنها با خودم، تحمل خویش نیز سخت شرم آور و شکنجه آمیز است.

به کوچه می گریزم، تا در سیاهی جمعیت گم شوم.

در هیاهوی شهر، صدای سرزنش خویش را نشنوم.

خلق بسیاری انبوه شده اند و شهر، آشفته و پرخروش می گرید، عربده ها و ضجه ها و عَلم و عَماری و «صلیب جریده» و تیغ و زنجیری که دیوانه وار بر سر و روی و پشت و پهلوی خود می زنند، و مردانی با رداهای بلند و....... د

عمامه پیغمبر بر سر و....... د

آه ! ... باز همان چهره های تکراری تاریخ! غمگین و سیاه پوش، همه جا پیشاپیش خلایق!

تنها و آواره به هر سو می دوم، گوشه آستین این را می گیرم، دامن ردای او را می چسبم، می پرسم، با تمام نیاز می پرسم؛ غرقه در اشک و درد:

«این مرد کیست»؟

«دردش چیست»؟

این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟

چه کرده است؟

چه کشیده است؟

به من بگویید:

نامش چیست؟

هیچ کس پاسخم را نمی گوید!

پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است

منبع:حسین وارث آدم، دکتر علی شریعتی

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ٩:۱۱ ب.ظ - سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧

webmaster سیده فخرالسادات محتشمی پور

دکتر شریعتی : می بیند که نزدیکترین خویشاوندانش می آیند با گریه و خواهش و التماس میگویند که شما نروید،اینجا بمانید؛ برای چه ؟ برای اینکه خودش در محظور قرار نگیرد که مجبور شود بیاید.(می گویند) من بر شما و خانواده شما لرزانمء ترسانمء… امام حسین را نصیحت میکنند؛هدایتء رهبری!دلسوزی!… مصلحت نیست که شما تشریف ببرید.باشید اینجا همین جا نماز بخوانیدءبچرخیدءقربانی میکنیمء مردم را وعظ میکنیمء بالاخره یک کارهایی میکنیم دیگرءتمتم مراسم دین را شما انجام بدهید.این مراسم اصلا برای او صدمه ندارد.راضی تان میکند، حتی کمکتان هم میکند ،کاری ندارد… :((

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست5۶

تشییع پیکر مرحوم آیت الله جمی در آبادان    

آفتاب یزد: صبح دیروز و در حالی‌که پرچم‌های یاحسین برفراز شهرهای آبادان و خرمشهر در آغاز ماه پیروزی خون بر شمشیر برافراشته شده بود در فضایی حزن‌انگیز، مردم شهیدپرور آبادان، خرمشهر و خوزستان در مصلای امام خمینی (ره) شهرستان آبادان با پیکر مرحوم آیت الله غلامحسین جمی نماد مقاومت روحانیت در هشت سال دفاع مقدس وداع کردند. به گزارش ایسنا، پیشکسوتان جهاد و شهادت و برخی از مسئولان محلی خوزستان نیز در این مراسم حضور داشتند. این مراسم که با عزاداری سرور آزادگان جهان آغاز شده بود با عزاداری پرشور مردم در سوگ مرحوم غلامحسین جمی همراه و سپس نماز بر پیکر آن مرحوم توسط سیدمحمدعلی موسوی جزایری نماینده ولی فقیه و امام جمعه اهواز برگزار شد. سپس در میان فریادهای الله‌اکبر، مردم آبادان پیکر امام جمعه مقاوم خود در دوران دفاع مقدس را تشییع کردند. پیکر آن مرحوم به شهر نجف اشرف برای خاکسپاری در جوار حرم امیرالمومنین (ع) منتقل خواهد شد.

جمی قهرمان ملی بود۰۹ دی ۱۳۸۷

ازلینک سیدمحمدعلی ابطحی:آیت الله جمی درگذشت. پارسال مراسمی برای بزرگداشت وی از سوی دوستانش در تهران برگزار شد. من هم رفتم. کتاب خاطرات ایشان در روزهای غربت اقامت در آبادان در دوران سخت محاصره­شان را همان شب خواندم. مطلبی نوشتم که امیدوارم اینجا آن را دوباره بخوانید. آیت الله جمی امام جمعه آبادان بود. امکان این را داشت که پس از آغاز جنگ از آبادان که در محاصره­ی جدی دشمن بعثی قرار داشت و هر لحظه بمباران می­شد، خارج شود و مقامات عالیه­ی خود را حفظ کند؛ اما آیت الله جمی در آن غربت مقاومت کرد. به رزمندگان روحیه می­داد. به مشکلات مردم بی­پناهی که در شهر مانده بودند رسیدگی می­کرد. روزهای گرم آبادان را با بی­آبی تحمل می­کرد و هر روز در تماس با مسئولان عالی­رتبه و دفتر امام بود تا امور جنگ را سامان دهد. خبر اقامه­ی نماز جمعه­اش در روزهای جمعه در آبادان مثل یک عملیات موفق برای مردم ایران و رزمندگان امیدبخش بود. بارها محل اقامت­های مختلفش بمباران شد و نجات پیدا کرد. عافیت طلبی نکرد. به نمایندگی از مردم ایران که با همه­ی وجودشان در حال دفاع از آب و خاک کشورشان بودند، سخنرانی می­کرد و روحیه می­داد و آنان را تنها نگذاشت. هر وقت در آن غربت فرصت می­کرد، یادداشت­هایش را از آن روزها یادداشت می­کرد که اخیراً با عنوان "نوشتم که بماند" انتشار یافته است. برای همه­ی کسانی که می­خواهند تاریخ مقاومت ایران در برابر دشمن متجاوز را بدانند خواندن آن ضروری است. او واقعاً یک روحانی قابل احترامی بود که بر تاریخ مقاومت ایران حق بزرگی داشت. کمتر در تاریخ چنین شخصیت­هایی بوده­اند. بعد از جنگ هم غرق در جمع آوری غنایم معنوی و مادی جنگ نشد؛ و آرمان­های آزادی­خواهانه و مستقل و مردم­محورش را فراموش نکرد. با این که یک بار نماینده­ی مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان بود، برای بار دوم از او خواستند که باید امتحان بدهد. استنکاف کرد و نتوانست کاندیدای خبرگان شود. همیشه با آرمان­های اسلام­محور و ایران­محورش که در طول تاریخ جنگ تحمیلی آن را به دست آورده بود زندگی کرد. شاید به همین دلایل علی­رغم همه­ی تبلیغاتی که در مورد یادگاران دوران دفاع مقدس رواج داشت، نسل فعلی کمتر نامی از غلام­حسین جمی قهرمان شنیده است. نه خیابانی به نام او نام­گذاری شده و نه سریال و برنامه­ای درمورد فضایل او ساخته شده است؛ اما یاد آیت الله غلام­حسین جمی در تاریخ زرین مقاومت مردم ایران به عنوان یک قهرمان ملی برای همیشه جاوید و ماندگار باقی خواهد ماند. این مصیبت را به رزمندگان و مردم آبادان و خانواده­اش تسلیت می­گویم.

پیام تسلیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مناسبت درگذشت آیت الله جمی 

بسم الله الرحمن الرحیم

افتخار آفرینی های ملت بزرگ ایران در طول هشت سال دفاع مقدس، یادآور نام انسانهایی بزرگ و متعالی است که تاریخ این مرز و بوم، تا ابد به وجود آنان افتخار خواهد کرد. به یقین مرحوم آیت الله جمی، امام جمعه فقید آبادان از جمله این ستاره های تابناک است.

فقیه مجاهد و عالم مردم داری که در سالهای قبل از پیروزی انقلاب از یاران وفادار امام و نهضت بزرگ ملت بود و پس از پیروزی انقلاب نیز همچون پدری مهربان در کنار مردم صبور و مقاوم آبادان، در غم ها و شادی ها و همچنین مقاومت ها و ایثارگری های آنان شریک بود و دوشادوش آنان از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی ایران دفاع کرد.

خاطره برپایی نمازهای جمعه در شهر آبادان که تحت محاصره و زیر آتش مستقیم دشمن قرار داشت، از جمله نمادهای استواری و مقاومت ملت ایران است که به همت این روحانی وارسته و عالی قدر شکل گرفت و در این سالها، "جمی" مایه امید و قوت قلب رزمندگان و مردم بی پناه خوزستان بود.

در سالهای پس از جنگ نیز علی رغم تمامی بی مهری ها و کم اعتنایی های اصحاب قدرت که اصرار و مقاومت "جمی" بر آرمانهای انقلاب و امام راحل، مهمترین دلیل آن بود، وی تا جایی که توان و امکان داشت، در کنار مردم و مدافعان راستین نظام و اهداف انقلاب به تلاش های خود ادامه داد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، ارتحال این عالم مجاهد و افتخار روحانیت وارسته و مردمی را به ملت ایران خصوصاً مردم خوزستان و بوشهر، علی الخصوص اهالی آبادان مقاوم و همچنین خانواده مکرم جمی، خاصه فرزند ارجمند وی، برادر عزیزمان جناب آقای احمد جمی تسلیت عرض نموده علو درجات ایشان را از خداوند متعال مسئلت دارد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران 8/10/87

استقبال آیت‌الله طاهری از شورای فقها

امام‌جمعه سابق اصفهان از ایده تشکیل «شورای فقها» که هفته گذشته از سوی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی مطرح شد، استقبال کرد. آیت‌الله سیدجلال‌الدین طاهری‌اصفهانی در گفت‌‏وگو با ایلنا در پاسخ به سوالی مبنی‌بر اینکه «تشکیل شورای فقها تا چه اندازه می‌‏تواند در حل مسائل فقهی و حکومتی کارساز باشد؟»، گفت: تشکیل شورای فقها را باید به فال نیک گرفت و امیدوارم در سایه حضور رجال قدرتمند و فقهای کرام و باشهامت نسبت به تشخیص مصالح، اجتهاد مسائل و حل معضلات جامعه که از نبود قوانین جامع و مجریان مدبر رنج می‌‏برد، راهگشا و منبع خیر و برکت باشد. امام‌جمعه سابق اصفهان تاکید کرد: جمهوری اسلامی می‌‏تواند در کنار این شورا مسائل لاینحل و شبهات فقهی را سهل‌‏تر از گذشته از اسلام استخراج و باعث تسهیل وظایف مجلس و دولت شود.

پایان سال ۲۰۰۸

سیدمحمدعلی ابطحی: امروز 11دی ،آخرین روز سال ۲۰۰۸ میلادی است. ساعت ۲۴ امشب در هر کشوری سال نو آغاز می­شود. سال قمری نیز دو روز قبل شروع شد. در سال گذشته در مسائل بین المللی در هم ریختگی اقتصادی جهان، انتخابات آقای اوباما به عنوان رییس جمهور آمریکا، برگزاری المپیک و انفجارهای بمبئی توجه بیشتری را به خود جلب کردند؛ هم­چنان­که کشتار مردم غزه هم در آخرین روزهای سال ۲۰۰۸ پایان دردناکی را برای مردم انسان دوست دنیا ترسیم می­کند. امید به تغییر سیاست­های تجاوزکارانه و جنگ­طلبانه آقای بوش نقطه­ی امید سال گذشته برای بسیاری از نقاط دنیا بود؛ و کشتار مردم غزه چشم­انداز تلخ و سیاه همیشگی قلدرمآبی اسرائیل را یادآوری کرد. با همه­ی این احوال، سال گذشته از سال­های پرهیاهو نبود. در ایران نیز اتفاق مهم و فوق­العاده­ای نیفتاد. ملالی نبود جز دوری شما! بر اساس سنت سنواتی اداره شد. شعارها همان شعارها و افراد هم همان افراد! تنها اتفاق مهم و همگانی بحث انتخابات آینده­ی ریاست جمهوری است که امید به تغییر، نشاط تازه­ای در بین مردم ایجاد کرده است. سال نو میلادی را سازمان ملل سال آشتی و مصالحه­ی جهانی نام­گذاری کرده است. چنین آرزویی البته که عیب نیست ولی حیف که دیگر جوان نیستیم تا بتوانیم این آرزوها را در سایه­ی قدرت­های مسلط زر و زور و تزویر جهانی محقق ببینیم. به اکثر مردم دنیا که امروز سالشان نو می­شود و به مسیحیان ایرانی آغاز سال ۲۰۰۹ میلادی را تبریک می­گویم و برای مردم غزه که آغاز سال جدید را در زیر موشک و محاصره­ی اقتصادی به صبح خواهند آورد، آرزوی مقاومت و صبر و پیروزی دارم.

12دی، اسدالله عسگراولادی عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران: بحران اقتصادی جهان گریبان صادرات ما را هم گرفت    

آمارهای تهیه شده از وضعیت صادرات 9ماه گذشته نشان می‌‌دهد که برخلاف روند سال‌‌های پیشین، رشد صادرات متوقف شده و برخلاف جهش‌‌های صادراتی گذشته، در شرایط بحران کنونی جهان، روندی رو به سقوط را نیز در پیش گرفته است. وی افزود: نشانه‌‌های روشنی از منفی شدن روند صادرات مشخص شده و فقط می‌‌توانیم دعا کنیم که خداوند این روند را متوقف کند اما نباید این نکته را پوشیده نگه داشت که بحران اقتصادی، گریبان صادرات کشور را هم گرفته است به‌‌‌‌گونه‌‌ای که بسیاری از صادرکنندگان درگیر عواقب این بحران شده‌‌اند.اسدالله عسگراولادی گفت: بسیاری از صادرکنندگان در فروش کالاها دچار مشکل شده‌‌اند به گونه‌‌ای که حتی کالاهای فروخته شده آنها به دلیل بحران مالی خریداران، تحویل گرفته نمی‌‌شود یا این که درمقابل کالاهای تحویل گرفته شده، پولی پرداخت نشده است. وی افزود: این موضوع، صادرکنندگان ما را با مشکلات زیادی مواجه کرده و پیش‌‌بینی من این است که بهار آینده، بهاری سخت برای صادرات ایران خواهد بود.به گزارش ایلنا، وی گفت: با توجه به شرایط کنونی ایجاد شده، تولید برای صادرات که هدفی بزرگ عنوان شده است دیگر جایگاهی دراقتصاد کشورندارد به این دلیل که تولید کنندگان با مشکلات زیادی مواجه شده‌‌اند و به همین دلیل از روِسای اتاق‌‌های ایران وتهران می‌‌خواهیم برای حل بحران تولید وصادرات، اتاق بحران تشکیل دهند. بدون تعارف درگیر بحران جهانی اقتصاد شده‌‌ایم و سوز شلاق آن را روی شانه‌‌های خود احساس می‌‌کنیم پس تعارف را کنار بگذاریم و به فکر خروج از این بحران باشیم. فضا، فضای ناامید کننده‌‌ای است اما نباید ناامید باشیم و باید تلاش کنیم تا به بهترین شکل، بحران را تبدیل به فرصت کنیم.عسگر اولا‌دی افزود: به جای بزرگ نمایی بحران دیگران به فکر حل بحران خود باشیم وبه این فکر کنیم که عواقب آن را به حداقل ممکن کاهش دهیم.

عملکردضعیف فراکسیون اقلیت مجلس

پس از بـرگـزاری جلـسه استیضاح کردان و همچنین برگزاری جلسه رای اعتماد به محصولی گروهی از اصـلاح طلبان خارج از مجلس به انتقاد از فراکسیون اصلاح‌طلبان در مجلس پرداختند و عملکرد آنان را ضعیف دانستند. آنها معتقدند که فراکسیون اقلیت مجلس دچار انفعال شده و بـایـسـتـی در عـملـکرد خود تجدید نظر کند. داریـوش قـنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس که یکی از چهره های همیشه منتقد مجلس می باشد در گفتگو با آفتاب یزد، به این انتقادات پاسخ گفت . قنبری ضمن اشاره به تـهدیدها و فشارهایی که بر فراکسیون اقلیت وجود دارد، اظهار داشت: واقعا فراکسیون اقلیت در شـرایط خیلی ایده آلی در درون مجلس نیست و بعضی اوقات درگیری های بدی با برخی از طرفداران دولت عمدتا با طیف رایحه خوش خدمت داریم و در مجموع بعضا تهدیداتی هم نسبت به برخی از دوستان همفکر ما در مجلس وجود دارد. و همچنین بعضا از ابزارهای قانون سوء استفاده هایی هم می کند، در مجموع فشارهایی بر روی اقلیت است. ‌داریوش قنبری اظهار داشت: برخی اوقات دوستان ما بحث انفعال اقلیت مجلس را مـطـرح مـی‌کـنـنـد امـا در مـجموع فراکسیون اسـتـراتژی های خاص خود را دارد و بایستی تاکتیک های مرتبط با این استراتژی‌ها را در پیش بگیرد. بعضی وقت‌ها تاکتیک های فراکسیون تـاکتیک های « فرآیند محو» و برخی اوقات تاکتیک فراکسیون «نتیجه محور» است. [عدم تصمیم فراکسیونی درمخالفت بامحصولی نشان داد که فراکسیون اقلیت ، یک فراکسیون مرده  بد بو است وامیدی به خیرآنان نیست ]الفاتحه!آنهابه فکر ردصلاحیت نشدن دردوره بعدهستندکه تصمیم فراکسیونی بهترین روش بود.]

درقضیه رای به محصولی البته پس از صحبت‌های خانم آجرلو یک فرصت 2 دقیقه‌ای باقی ماندکه آقای لاریجانی از من خواستند از این 2 دقیقه برای مخالفت استفاده کنم که اما 2 دقـیـقه‌ فرصتی نبود که بتوان صحبتی کرد ودوستان ما ترجیح دادند در اعتراض به وضعیتی که طرفداران آقای محصولی در پیش گرفته بودند ما صحبتی نداشته باشیم. در واقع ما منفعل عمل نکردیم.[به عمل کاربرآیدبه سخنرانی نیست،روزقلبش بایداطلاعیه میدادندکه به چه دلیل فراکسیونی رای نمیدهند وتنهااظهارات خانم شهیدباکری کافی بود]توجیه مرد،فراکسیون هم مرد!پناه برخداازدست احزابی که اینگونه افراد رابه مجلس میفرستند ویله ورها میکنند درواقع شورای هماهنگی نیروهای اصلاح طلب بایدپاسخگوی کوتاهی های خوددراین زمینه به مردم باشد]

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

اسید= سرد

نافلزات + اکسیژن + آب = اسید ( اکسید نافلزی +  آب = اسید)

طبع سرد= طبع اسیدی

اسید بدن بیشتراز بازاست غلبه بلغم وسودا بر صفرا و خون

بلغم درسیستم لنف (تمام بدن) پخش است مرکزسودا ، طحال – مرکز صفرا درکیسه صفرا - مرکزخون ، کبد

لنف = سرد -  طحال =  سرد -  کیسه صفرا =  گرم    کبد = گرم

برای پیشگیری  کبد ازبیماری بایدچیزسرد خورد مثل پرتقال ، برای پیشگیری لنف ازاختلالات عصبی بایدچیزگرم خوردمثل خرما ومویزوانجیر ونان سبوس دار،...

نافلزات : کربنc -  سیلسیم Si   نیتروژن N -  اکسیژن O -  گوگرد  S-  فلوئورF – کلرCl -  برم Br -  ید I -  فسفر p

عناصراربعه:

آب = سرد

خاک= سرد

هوا= گرم

آتش = گرم

104عنصردرطبیعت

آب دریا93عنصردارد بهترین درمانگراست.

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست ۵۵خاتمی

قیمومیت یک گروه بر مردم،‌انحراف از اصولگرایی است    

آفتاب یزد12دی: سیدمحمد خاتمی در دیدار با اقشار مختلف استان‌های خراسان شمالی، جنوبی و رضوی با بیان این مطلب و با اشاره به فرارسیدن ماه محرم گفت: حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) هدفش از قیام را اصلاح در امت جدش معرفی می‌کند. اصلاحات ما هم این افتخار را دارد که به اباعبدالله(ع) تاسی دارد و در جهتی حرکت می‌کند که صاحب جامعه‌ای شویم که در آن معنویت، اخلاق و عدالت حکومت کند و در آن انسان دارای حرمت باشد. خاتمی با تاکید بر اینکه " امام حسین(ع) در ایجاد انگیزه و تقویت اراده مردم برای رسیدن به هدفی که داشتند موثر بوده است"، اظهار کرد: مقاطع بلند در اصلاحات ما از مشروطیت تا انقلاب اسلامی، در بسیاری از موارد متاثر از عاشورا بوده است.

خاتمی در ادامه با ابراز خشنودی از اینکه " در سرزمینی هستیم که مفتخریم انتساب به اسلام واهل بیت(ع) داریم"، گفت: معتقدیم اصلاحات نگاه به انسان دارد و ایجاد تحول انسانی در جامعه، ریشه محکمی در آموزه‌های دینی و اسلامی ما دارد.

برداشت‌ها و گرایش‌هایی از اسلام وجود دارد؛ گاهی از اسلام ابزاری ساخته شده برای توجیه نوعی زندگی که هیچ مناسبتی با اهداف پیامبران و حرمتی که خدای هستی برای انسان قائل است ندارد و متاسفانه این برداشت‌ها و گرایش‌ها سبب می‌شود از اسلامی که همه توجهآن به اعتلای زندگی انسان و کرامت ذاتی انسان است، بهانه‌ای بسازند برای حمله به اسلام و مسلمانان.

خاتمی با اشاره به اصل 56 قانون اساسی که از آن به عنوان اصل طلایی قانون اساسی یاد کرد، گفت: در این اصل آمده است که حاکمیت مطلق بر همه هستی و عالم از آن خداست و اوست که انسان را بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم گردانیده است.وی همچنین اظهار کرد: اگر می‌گوییم مردم‌سالاری، مصداق مهم و لازمه مردم‌سالاری حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان است. اگر می‌گوییم با استبداد مخالفیم برای این است که بر خلاف اصلی است که در انقلاب ما بوده و اصلاحات هم بر آن تکیه می‌کند و باید در این مسیر حرکت کنیم.

خاتمی به تعریف صحیح از اصولگرایی و تعابیر نادرستی که از اصولگرایی می‌شود اشاره کرد و افزود: اگر اصولگرایی طوری تعریف شود که توام با عقب‌ماندگی و تبعیض و قیمومیت یک گروه و یک سلیقه بر همه مردم باشد، انحراف از اصول و اصولگرایی است. رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: اصول دین مورد توجه همه بوده و هست و باید سعی کرد توحید،معاد و نبوت در جامعه جا بیفتد ولی وقتی می‌گوییم اصول، از انقلابی صحبت می‌کنیم که در عرصه حیات اجتماعی به وجود آمد.وی یادآور شد: این اصول در عرصه حیات اجتماعی میزان بودن رای مردم،حاکمیت عدالت به معنای عام کلمه در عرصه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بر جامعه است، اینجا اصل دفاع کردن از حق مردم است، دفاع از آزادی اندیشه و بیان است، دفاع از این اصل است که حکومت ارباب مردم نیست و خدمتگزار مردم است و باید در مقابل آنها پاسخگو باشد و از اسلامی که امام نماینده آن بود و در انقلاب تجلّی کرد، آن اصول را آموخته‌ایم.خاتمی اظهار کرد: پس ما اصولگراییم، معتقدیم امام‌خمینی(ره) نیز بزرگترین اصولگرا در این زمینه‌ها بود. ما می‌گوییم که در چارچوب همین قانون اساسی و ضوابطی که به تصویب مردم رسیده و مورد تایید امام(ره) نیز بوده است و حد نصاب‌های لازم برای پاسخگویی به خواست تاریخی ملت برای آزادی، استقلال و اخلاق وپیشرفت دارد، اینها اصول ماست. وی سپس با طرح این پرسش‌ها که " آیا ما نباید امروز از ظرفیت‌های ایران برای تامین مصالح خود و اثر گذاری در دنیا استفاده کنیم؟ آیا اصولگرایی این است که کاری کنیم تا بدون داشتن فایده،هزینه‌ها را افزایش دهیم؟"اظهار کرد: چه کسی می‌گوید باید در مقابل دشمن کوتاه آمد؟! صحبت بر سر این است که چگونه می‌توان دشمن را به حالت انفعال درآورد نه اینکه با یک سخن با موضع نسنجیده زمینه‌ای فراهم شود که دشمن فعال شود و فشارش را بیشتر کند. خاتمی افزود: باید اعتبار،حرمت و منزلت مردم را در دنیا زیاد کنیم، ما باید با تعامل با جهان با حفظ منافع و اصول تهدیدها را دفع کنیم، ملت همین‌ها را می‌خواهد و نیاز به نظر سنجی نیست، آن هم نظرسنجی که در تیپ‌های خاص می‌شود و با ذهنیت‌هایی که ایجاد می‌شود تازه نتایج آنها هم نشان داده است که گرایش قابل توجه قشرهای خاص ملت هم به همین مسائل است. رئیس بنیاد باران با هشدار نسبت به اینکه " متاسفانه عده‌ای در سطح جامعه می‌خواهند مردم را از جمهوری اسلامی و اصلاح امور مایوس کنند"، گفت: اگر آنها بیدار شوند و در کنار اکثریت جامعه به صحنه بیایند معلوم است نتیجه چه خواهد شد.وی تاکید کرد: در انتخابات آینده نباید این‌گونه القا شود که مصلحت این است، چه کسی بیاید و چه کسی نیاید. مصلحت این است که مردم تشخیص دهند،مصلحت این است که مردم راهی را انتخاب کنند که این مملکت به لحاظ اقتصادی،سیاسی،علمی و بین‌المللی جایگاه بالاتری داشته باشند. خاتمی اظهار کرد: مردم خیلی خوب می‌توانند وظیفه انقلابی و شرعی خود را تشخیص دهند، فقط باید زمینه را فراهم کنیم.اگر مردم اطمینان داشته باشند از رای آنها صیانت خواهد شد، ببینید چه انتخاباتی خواهد شد؛ درآن صورت هیچ کس نمی‌تواند به نتیجه آن اعتراض کند.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نوشابه گازدار

بسم الله الرحمن الرحیم

ازلحظه ای که بشردربهشت به میوه ممنوعه نزدیک شد وازآن خورد وازبهشت رانده شد وبرای پوشش خود مجبوربه فرهنگ سازی شد تاکنون هزاران سال میگذرد.هرچه پیشترمیرود وازلحاظ صنعت پیشرفته ترمیگردد به فرهنگ مخرب تری میرسد بطوریکه روانکاوان وروان شناسان عصرصنعت را بدلیل سازگارنشدن بشرباآن عصراختلال عضوی مغز(جنون) به همراه مواد شیمیائی نامیده اند(1) یکی ازفرهنگهای غلط بشرتهیه نوشابه گازدار بعنوان چاشنی غذا است. درحالیکه بهترین چاشنی نمک معمولی است که پیغمبراسلام می فرماید «وحی شد به حضرت موسی علیه السلام که شروع کن وپایان برغذایت را با نمک ، قطعا آن از70نوع بیماری پیشگیری می نماید که آسان ترینش درمان اختلال عضوی مغز(جنون" اعم ازآلزایمر،ام اس، وسواس، اضطراب، افسردگی، هراس،هذیان، توهم،صرع،...") وجذام ولک وپیس است ودردگلو،دل درد ودندان درد رامی برد» وبازدرمورد نمک می فرمایند: « مثل اصحاب من مانندنمک است اصلاح نمی شودغذایشان مگرباچشیدن آن ...لایصلح طعامه الا به » ودرفرهنگ فارسی مانیزرایج است که میگویند: هرچه بگنددنمکش میزنند – بشکند دستی که نمک ندارد- نمک به حرام - نمک نشناس- نمک خوردونمکدان راشکست...

ازطرفی نوشیدن مایعات بین غذاطبق فرموده امام هشتم معده راضعیف م‍ی نمایدوبراساس نظرپزشگان نبایدبین غذا وتا2ساعت بعدغذامایعات نوشید.

امروزه تحقیقات روی موادغذائی وسرطان نشان داده که تمام غذاهای حاوی شکرکه بعلت سفیدشدن ماده شیمیائی به آن میزنندوسایرموادشیمیائی بکاررفته درغذاها وداروها،سبب سرطان است.نوشابه گازدارنیزعلاوه برشکر،گازco2داردوهمچنین موادشیمیائی دیگری ازجنس جوهرنمک داردکه براعصاب واندام های مااثرمخر ب دارد:

نوشابه های گازدار، یا به تعبیر دیگر نوشابه های کولادار (Colas)، نوشیدنی های کافئین دار و شیرینی هستند که با استفاده از دی اکسیدکربن گازدار شده اند. طعمهای مختلف آنها به اسانسهای متفاوتی مربوط میشود که در ساختشان مورد استفاده قرار میگیرد: مرکبات (پرتقال، لیمو، لیموترش)، دارچین، جوز و وانیل .

وجه نامگذاری آنها به درخت کولا (Kola) و مغز قهوه سودانی برمیگردد. در نوشابه های کولادار اولیه از این ماده به عنوان منبع تامین کننده کافئین استفاده میشد. هرچند که امروزه انواع فاقد کافئین هم در بازار موجود است. شیرین کننده هایی که در این نوشابه ها استفاده میشود به نسبت نوع محصول و کاربرد آن متفاوت است. شکر، شیره ذرت (حاوی فروکتوز زیاد)، یا شیرین کننده های مصنوعی از پرمصرفترین این مواد به حساب میآیند.

در فرایند تولید نوشابه های گازدار، وقتی دی اکسیدکربن را در آب حل میکنند، سروکله اسید کربنیک پیدا میشود. وقتی میگویند این نوشیدنی ها به شدت اسیدی اند، به همین دلیل است. وقتی ماده ای تا این اندازه اسیدی باشد، طبیعتا اگر در کنار مواد قلیایی قرار بگیرد، واکنشهای شیمیایی شدیدی ایجاد میکند. خیلی از این نوشابه ها مقادیر زیادی اسید فسفریک و اسید سیتریک هم دارند که شدت اسیدی بودن نوشابه را افزایش میدهد. صدای فشفشی (fizzing) که باز کردن این نوشابه ها شنیده میشود، به خاطر خروج دی اکسیدکربن از محلول است.

وقتی که به نوشابه، یخ اضافه میکنیم این صدا تشدید میشود چون یخ هم حاوی مقادیری دی اکسید کربن است.

نوشابه خیلی ضرر دارد: چاق کننده است، بروز دیابت (بیماری قند)را تسریع میکند، استخوانها و دندانها را از بین میبرد، به دستگاه گوارش آسیب میرساند، جلوی جذب مواد را میگیرد ، رشد کودک را دچار وقفه میکند، باعث کاهش تمرکز و افت تحصیلی میشود، تعادل غذایی کودک و نوجوان را به هم میزند و خیلی خیلی چیزهای دیگر. نوشابه خیلی ضرر دارد، اما تعداد هوادارانش هم کم نیست. نوشابه، عصاره تمام بدیهاست که در یک بطری یا قوطی خوش آب و رنگ، با بسته بندی فریبنده، انتظارمان را میکشد، هر جا که برویم: خانه، رستوران، فروشگاه، اداره، مدرسه، دانشگاه و . . .    

احتمالا کلمه کولا (Cola) را شرکت کوکاکولا در میان مردم رایج کرده است. این شرکت اصلیترین سازنده نوشابه های کولادار در جهان است. شرکتهای دیگر نیز تا مدتها از پسوند کولا بر روی نام محصولاتشان استفاده میکردند. مدیران کوکاکولا که از این مسئله ناراضی بودند، شکایت مفصلی تنظیم کردند و حق انحصاری استفاده از پسوند «کولا» و نیز شکل اختصاری آن، «کوک» (Coke) را در اختیار گرفتند. با پیشنهاد وکلای این شرکت، قرار شد عبارت «نوشابه های کولادار» (Cola Drinks) به عنوان نام ژنریک برای این نوع نوشابه ها مورد استفاده قرار بگیرد.

کولاهای معروف در سطح جهان، به جز کوکاکولا، عبارتند از: پپسی، ویرجینکولا و رویالکراون. در آلمان آفریکولا تولید میشود که در میان کولاهای جهان بالاترین میزان کافئین را دارد. تامزاپ نوشابه کولاداری است که در کشور هند تولید میشود. اینکاکولا نیز یکی از کولاهای معروف است که توسط گروه نوشابه سازی کوکاکولا در خیلی از کشورهای جهان ساخته میشود و به خصوص در میان ساکنان کشورهای امریکای جنوبی طرفداران زیادی دارد. توکولا و تروپی کولا در کوبا تولید میشود و درکمال تعجب، کوباکولا محصول کشور سوئد است. در کشور فلسطین، در نوار غزه، کارخانه ای هست که استارکولا تولیدمیکند. از چند سال پیش، کارخانه ای فرانسوی شروع به تولید مکاکولا (کولای مکه) کرده است. در میان کولاها، اوپنکولا هم داریم که فرمول ساخت آن توسط کارخانه سازنده، آشکار (open) شده است. نوشابه های گازدار ایرانی هم که البته نیازی به نامبردن ندارند و تعدادشان هم، با توجه به مصرف فراوان آنها در کشور، روبه افزایش است. نوشابه های ایرانی مدتی است که سر از بازارهای خارجی هم درآوردهاند. خلاصه هیچ جای دنیا خالی از کولا نیست و هرکجا که این نوشابه های گازدار هستند، منتقدانشان هم حاضر و آماده اند. دعوای میان کارشناسان بهداشت و کارخانه های کولاساز تاریخی به قدمت ساخت و تولید اولین نوشابه های اینچنینی دارد.

وقتی یک نوشابه میخورید، چه اتفاقی میافتد؟

10 دقیقه بعد: 10 قاشق چایخوری شکر وارد بدنتان میشود. میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمیشوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی میگیرد و شیرینیا ش را خنثی میکند.

20 دقیقه بعد: قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یکجای انسولین میشود. کبدتان شروع میکند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمکهایتان گشاد میشود، فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها میکند. گیرنده های آدنوزین مغز حالا بلوک میشوند تا از احساس خواب آلودگی جلوگیری کنند.

45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا میکند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد میکنند، تحریک میشوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی میشود.

بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی میچسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا میکند. میزان بالای قند خون و شیرینکنندههای مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث میشوند.

مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل میشود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع میشود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیتها نیز از دست میرود.

مدتی بعدتر: کم کم آن غوغایی که در بدنتان ایجاد شده بود فروکش میکند و نوبت به افت قند میرسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک پذیر میشوید یا خیلی کرخت و بیحال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کردهاید؛ آبی که میشد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین میرود و شما هوس یک نوشابه دیگر میکنید.      

ایرانیان نوشابه خورترین ملت جهان

جامعه ایران به برکت انقلاب اسلامی روبه پیشرفت وصنعتی شدن است که به آن جامعه درحال گذارمیگویندیعنی گذرکردن ازسنتی وصنایع دستی به صنایع بزرگ لذاهنوزبا فرهنگ آن آجین نشده اندلذابی حد مبادرت به خوردن انواع غذاهای صنعتی ازجمله نوشابه می نمایند کانه میخواهنداین ویژگی خاص جامعه درحال گذار رابروزدهندکه انتقام گذشته رامیگیرندکه کمتربه غذاهای صنعتی دسترسی داشته اند.سرانه مصرف نوشابه های گازدار در ایران ۴۲ لیتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده ایم. بد نیست بدانیم.طبق تحقیقات متعدداینگونه غذاهاباسرطان وناراحتی های اعصاب وروان رابطه مستقیم دارند.وسن سرطانی های ایران به زیر50سال سقوط کرده که طبق گفته پزشگان محقق دردنیابی سابقه است یعنی قبلا افرادبالای 50سال سرطان میگرفتندولی امروزه افراد40سال به بالاهم زیادسرطان میگیرند.

1) میانگین مصرف نوشابه های گازدار در دنیا برای هر فرد 10 لیتر است.

2) دربیست سال اخیر، مصرف نوشابه هاى گازدار در ایران، نزدیک به ۱۵درصد رشد داشته است.

3) طبق آمار، ۹۰ درصد کودکان ۲۴ ماهه تا ۱۲ساله کشورمان، روزانه حداقل یک بار پفک و نوشابه مصرف کرده اند.

4) 25 درصد از کودکان ایرانى به نوعی با سوءتغذیه دست به گریبانند.

5) یک سوم از مرگ ومیرهای کشور به علت بیماریهای قلبی عروقی است که یکی از عوامل اصلی بروز آن، تغذیه غلط است.

بیماریهای قلبی عروقی شایعترین عامل مرگ ومیر در ایران و در خیلی دیگر از کشورهای جهان است. چاقی، دیابت، فشارخون، استعمال دخانیات، چربی بالای خون وتنیدگی( استرس )از مهمترین عوامل زمینه ساز بروز این بیماریها و نهایتا سکته قلبی هستند. خیلی از این عوامل خطرساز با الگوی غذایی جامعه ارتباط مستقیم دارند. مصرف نوشابه های گازدار هم، در کنار غذاهای چرب و شور و طبخ شده با روغن نباتی به جای روغن دنبه وکنجدوزیتون، بخشی از این الگوی غذایی نادرست است.

امام رضا می فرماید روغن زیتون اعصاب راقوی می کند

کافئین که ماده اصلی نوشابه به حساب می آید، مادهای است که ایجاد وابستگی میکند. جالب اینکه کافئین موجود در نوشابه های گازدار نسبت به دیگر نوشیدنی های حاوی کافئین مانند قهوه و چای، با سرعت بیشتری جذب بدن میشود. اضطراب، اختلال خواب، افزایش فشارخون، به هم خوردن ریتم طبیعی قلب، بالارفتن کلسترول خون، تشدید درد دربدن زنان ونازائی آنها که سبب شده ازهر4ازدواج یکی منجربه طلاق درکشورایران شود، بعضی از عوارض مصرف زیاد کافئین است. کافئین بسیار وابسته کننده است و قطع ناگهانی مصرف آن منجر به پارهای عوارض جسمانی و روانی موقت میشود. مطالعات نشان داده کودکانی که از سن کم شروع به مصرف نوشابه میکنند، چنان به کافئین آن وابسته میشوند که در بزرگسالی به شکلی ناخواسته یک نوشابهخور حرفهای خواهند شد.

بعضی از مواد نگهدارنده موجود در نوشابه و همچنین اسید بنزوئیک نیز از جمله موادی هستند که میتوانند نوشابه خورهای حرفه ای را به سمت بیماریهای صعب العلاج و سرطان سوق بدهند. رنگهای کارامل که در تهیه نوشابه مورد استفاده قرار میگیرد، برای سمزدایی در کبد تجمع پیدا میکند و این عضو حیاتی بدن برای سمزدایی مواد رنگی مجبور به تحمل فشار زیادی میشود.

با مصرف نوشابه، میزان اسید فسفریک خون بالا میرود و از آنجایی که کلیه ها نمیتوانند آن را سریعا دفع کنند، دچار یک فشار مضاعف میشوند. از طرف دیگر، یونهای کلسیم که به دنبال مصرف نوشابه از استخوانها کنده میشود، داخل خون جریان پیدا میکند و با افزایش یافتن غلظت آن، در کلیه ها رسوب میکند. این امر در بلندمدت باعث تشکیل سنگهای دستگاه ادراری میشود. به دنبال مصرف نوشابه، ماده سخت مینای دندان در این اسید حل میشود و حدود 8 تا 18 درصد آن همراه با ادرار، یعنی از طریق کلیه ها، دفع میشود. باقیمانده آن هم در سیاهرگها و سرخرگها، پوست و سایر اعضای بدن تجمع پیدا میکند و به این ترتیب عملکرد کلیه ها را تحت تاثیر قرار میدهد.

نوشابه محلولی است به شدت اسیدی. در سرتاسر لوله گوارش، تنها معده است که میتواند چنین اسیدیتهای را تحمل کند. اما برای مثال تکلیف دهان، گلو و مری چه میشود؟ مخاط این سه در برابر اسید به شدت حساس و آسیب پذیر است. به علاوه، اسید فسفریک موجود در نوشابه به شکل رقابت با اسید معده وارد تعامل میشود و اثر آن را خنثی میکند. به این ترتیب در عملکرد معده اختلال ایجاد میشود. وقتی معده کارایی خودش را از دست میدهد، غذای مصرفی خوب هضم نمیشود و شخص دچار نفخ، دلدرد و دیگر علایم سوءهاضمه میشود. با مصرف نوشابه، افراد دچار گاستریت یا زخمهای گوارشی این علایم را با شدت دوچندان تجربه میکنند. گازهای موجود در نوشابه معده را به شدت آزار میدهد. از آنجایی که نوشابه بیشتر همراه با وعدههای اصلی غذا مصرف میشود، حجم و فشار درون معده را زیاد میکند و سبب بالارفتن دیافراگم و فشار بر قلب هم میشود. مصرف نوشابههای سرد بعد از غذا تاثیر آنزیمهای گوارشی را کم میکند و در جذب مواد غذایی از روده اختلال ایجاد میکند.

 

 یکی دیگر از معایب مصرف نوشابه های گازدار، بروز کم خونی است. نوشابه ها باعث عدم جذب یُن آهن در بدن میشود و به این ترتیب راه را برای ایجاد کم خونی هموار میکند. این امر به خصوص در گروههای مستعد به کم خونی، مانند کودکان و به خصوص دختران، نمود بیشتری دارند.درحال حاضردرکشورایران بیش ازپنجاه میلیون نفر(000،000،50)نفردچارکم خونی هستندکه به گفته پزشگان مادرهمه بیماری هامی باشد.

زنان شیرده هم جزو گروهی هستند که باید دور نوشابه را خط بکشند

چون نوشابه نه تنها دارای مواد مغذی نیست بلکه باعث از بین رفتن مواد مغذی در شیر مادر هم میشود. به این ترتیب، شیر مادر که میتواند بهترین غذا برای کودک باشد، تبدیل به مادهای میشود با ارزش غذایی کم.

چاقی و افزایش وزن یکی از جدیترین تهدیدهای نوشابه های گازدار است. بخش اصلی این نوشیدنی ها را، همانطور که از نامشان ـ نوشابه ـ هم پیداست، آب تشکیل میدهد. نوشابه اگرچه فاقد ارزش غذایی است، به خاطر شیرین کنندههایی که در ساخت آن به کار میرود، کالری (انرژی غذایی) بالایی دارد. به عبارت ساده تر، نوشابه های گازدار به شدت چاق کننده هستند. قند موجود در یک بطری نوشابه گازدار برابر با دو بسته شکلات است. میزان قند خالص موجود در یک بطری نوشابه گازدار بیش از 300 میلیگرم است و همین یک بطری، 150 کالری انرژی وارد بدن میکند.

با مصرف هر بطری نوشابه گازدار، مقدار زیادی قند وارد بدن می شود که این قند به سلول های لوزالمعده که محل ترشح انسولین است، فشار وارد میکند و به این ترتیب شخص را یک قدم به ابتلا به بیماری دیابت نزدیک میکند. تحقیقات نشان داده افرادی که روزانه حداقل یک بطری نوشابه مصرف میکنند، 83 درصد بیشتر از افرادی که در طول ماه فقط یک بطری نوشابه مصرف میکنند به دیابت مبتلا میشوند. نوشابه خورهای حرفه ای به طور متوسط روزانه 7 قاشق مرباخوری شکر از این طریق وارد بدن خود میکنند.در نوشابه های رژیمی به جای شکر از شیرین کنندههای مصنوعی، عمدتا آسپارتام، استفاده میکنند که خود این ماده، یک ماده اشتهاآور است و میتواند باعث سردرد، سرگیجه و کاهش حافظه شود. مصرف بیش از اندازه آسپارتام خالی از عارضه نیست. تومور مغزی، نقص عضو جنین و بروز حملههای صرع بعضی از این عوارض هستند.

دندانها و استخوانهای از دست رفته

مصرف مداوم نوشابه های گازدار، به علت دارا بودن مقدار بالای اسید فسفریک، باعث پوکی استخوان میشود. برای جذب کلسیم، بدن ما نیاز به برقراری نوعی تعادل میان میزان کلسیم و فسفر دارد. نوشابهها به علت داشتن فسفر زیاد، این بالانس را به هم میزنند و باعث کنده شدن کلسیم از بافت استخوانی میشوند. به علاوه، وقتی نوشابه وارد بدن میشود، بدن برای مقابله با اسیدیته بالای آن، اقدام به کندن کلسیم بیشتری از استخوانها میکند. از این گذشته، نوشابه در جذب کلسیم از دستگاه گوارش هم اختلال ایجاد میکند. همه این مسایل باعث میشود تا تراکم استخوانی کمکم از دست برود. با ادامه یافتن این فرایند، مشتریان هرروزه نوشابه، در سنین میانسالی به بیماری ناتوانکننده و دردسرساز پوکی استخوان مبتلا میشوند. به عبارت دیگر، عادتهای غذایی نادرست (عدم مصرف شیر و لبنیات و مصرف بیش از اندازه نوشابه) در سنین کودکى و نوجوانى زمینه ساز بروز این بیماری خاموش در میانسالی است.

در یک مطالعه، از 55 مرد خواسته شد که روزانه دو و نیم لیتر نوشابه را برای مدت 10 روز مصرف کنند. در مقابل، از 55 مرد دیگر خواسته شد که نخورند بررسیها در پایان آزمایش نشان داد که میزان کلسیم در بدن مردان گروه اول کاهش پیدا کرده و این کاهش به نوبه خود منجر به کاهش شدید بافت استخوانی و افزایش سرعت تخریب استخوانها شده است. اما درگروه دوم، میزان کلسیم و رشد و نمو بافت استخوانی بیشتر شده بود.

--------------------------------------------

1-    تفسیرخواب – زیگموند فروید، پزشگ اتریشی، کاشف ضمیرناخودآگاه وبنیانگذاردانش روانکاوی- صفحه 11مقدمه

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ازدواج اقلیم عشق ،اقیانوس طراوت3

 وزیر رفاه و تامین اجتماعی:باید فرهنگ ازدواج بازنشستگان توسعه یابد    

مصری در آیین‌تجلیل از بازنشستگان حوزه ستادی و سازمان‌های تابعه آموزش و پرورش بـا تـاکـیـد بـر تـوسعه فرهنگ ازدواج برای بـازنـشـسـتـگـان افزود: عده‌ای در برابر این موضوع هجمه‌های عظیمی ‌ایجاد می‌کنند در حالی که بازنشستگان درست در زمانی قرار دارند که نیاز به همراه دارند.

زیتون:نظرجالبی است کثیف ترین پدیده درطول حیات هرفرد بیوه بودن است که درهم ریختن اعصاب را درپی دارد

امیر(کامنتی ازوبلاگ خواهرگرامی نسرین ابراهیم زاده)

سه شنبه 10 دی1387 ساعت: 9:10

دنیای مجازی و واقعی هیچ تفاوتی ندارند.به آمار دنیای واقعی هم نگاه کنیم: بررسی‌ها نشان می‌دهد که یک سوم زنان مطلقه تهرانی 9 ماه پس از جدایی به خاطر موارد اخلاقی در دادگاه ارشاد دارای پرونده اخلاقی می‌شوند.

نتیجه یه پژوهش میدانی است: 56 درصد جوانان ما بر اساس اظهارات خود اعلام کرده‌اند که در طول دوران جوانی با یک دختر در ارتباط [نامشروع]بودند که متاسفانه از این تعداد 26 درصد منجر به رابطه نامشروع جنسی [زنا]شده است. جای تاسف است که 13 درصد روابط نامشروع جنسی در بانوان منجر به حاملگی ناخواسته شده[ولدالزّنا] که این افراد ناچار به سقط جنین [جنایت]شده‌اند.

به هر حال موضوع جالبی را مطرح کردی.(ازکامنتهای لینک نسرین ابراهیم زاده) قسمت دوم پست (آنها که به عهد خود وفا مى کنند برگزیده ترین مردم هستند . حضرت على علیه السلام)

یک سوم زنان مطلقه تهرانی دارای پرونده اخلا‌قی

11دی 87آفتاب یزد: الهیان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در واکنش به اظهار نظر مدیر کل امور بانوان استان تهران مبنی براینکه یک سوم زنان مطلقه تهرانی دارای پرونده اخلا‌قی می شوند،گفت : تغییر نگرش و حمایت از زنان مطلقه جامعه موضوع مهمی است که جنبه فرهنگی آن از بعد حقوقی آن بیشتر اهمیت دارد که باید در این زمینه در رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما کار بیشتری انجام شود. وی در زمینه لایحه حمایت از خانواده اظهار داشت: به کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس پیشنهاد اضافه کردن یک بند به لایحه حمایت از خانواده، مبنی بر تشکیل صندوق دریافت جرایم نقدی موضوع این لایحه (مجازات‌های نقدی در دادگاه خانواده) ارائه شده است. عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پایان خاطرنشان کرد: این صندوق می‌تواندبه حمایت مالی اززنان مطلقه درجهت رفع مواردضروری اختصاص یابد.

زیتون:درآیه 21سوره روم ازقدرت ونشانه های خدا،ومن آیاته ...این ذکرشده که انسان باازدواج وسکس به آرامش می رسد لتسکنواالیها،انسان نیازبه محبت وبزرگواری درحق خود داردکه باازدواج وانجام معاشقه مقدورمیگردد وجعل بینکم موده ورحمه ،مانندتراژدی هاملت مکررنبایدباخودحرف زدوفکرکردچون هیچ زن ومردی رابه سکس نمی رساند تنهاراهش اتخاذروشهای میان بر درانجام ازدواج است ترویج ازدواج غیررسمی .زن وشوهربیوه همانطورکه درمنزل خود جدا ،جدازندگی میکنند به هم محرم شوند هروقت نیازبه محبت وارضاءغریزه داشتند نزدهم بروند گاه به تفریح وگردش بروند زن باید روزی یکساعت حرف بزند بخصوص باجنس مخالف،تااعصابش آرام باشدلذاازدواج غیررسمی یعنی اینکه ازدواج دائمی باشدولی آنهاهروقت خواستندنزدهم بروندمشاهدات میدانی نشان میدهدمردان وزنان بیوه پابه سن گذاشته حریص ترازجوانان بی تجربه برای رسیدن به وصال جنس مخالف خودهستند.وبه درودیوارمیزنندتابه سکس برسند.

جامعه ی گرفتارجنون آلزایمر،دام شیاد کلاهبردار برای دختران [جنون زده] 

 پیشگیری از جنون باچشیدن نمک قبل وبعدازغذامیسّراست: (رجوع شودبه حدیث وحی ازپیغمبردرباره نمک درکشکولهای قبل) 

یادمان رفته که برای ازدواج بایدتحقیق کرد،بچه ها دچارناراحتی های عصبی عصرمدرن هستندوخواسته خود را به پدران ومادران دیکته میکنند ومرغشان یک پا دارد وسنتها را ازحافظه خود پاک میکنند اما والدین چرا؟!آیا نبایدازخواستگاربپرسند ریشه ات کو؟اگرمرده اندعمه ،خاله،خواهر،زن داداش،...که داری همینطوردخترخود را اسیرسراب نکنند،یک نفربامرخصی اززندان ،ازدواج با12دخترباکره ، ظرف مدت 2ماه،الله اکبر،لعنت برشیرپاستوریزه وقندوشکروغذاهای کارخانه ای وتبلیغی وجنون آور:

آفتاب یزد9دی:‌زندانی فراری پس از اغفال 12دختر جوان و کلاهبرداری گسترده از خانواده آنها هنگامی که در منزل یکی از ‌بستگانش مخفی شده بود، دستگیر شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس به نقل از "امین‌جامعه"، چند روز پیش دختر جوانی به همراه والدین ‌خود پس از حضور در شعبه چهارم دادیاری دادسرای جنایی تهران با ارائه شکایتی عنوان کرد، چند ماه پیش ‌جوانی که خود را منوچهر معرفی می‌کرد در مسیرم قرار گرفت و با ابراز علاقه نسبت به من بیان کرد قصد ‌خواستگاری از مرا دارد. ‌شاکی در ادامه گفت: ابتدا به درخواست‌های این جوان بی‌توجه بودم اما سرانجام موضوع را با والدینم در ‌میان گذاشتم و آنها نیز موافقت کردند تا جوان خواستگار با مراجعه به محل سکونتم از من خواستگاری کند. ‌وی افزود: جوان خواستگار پس از حضور در خانه والدینم، خود را مهندس رایانه معرفی کرد و گفت که به اتفاق ‌والدینش در کشور هلند زندگی می‌‌کند. رفتارهای او به نحوی بود که در همان برخورد نخست به این ‌خواستگاری پاسخ مثبت دادیم و قرار شد وی به زودی یک شرکت تاسیس کند و زندگی مشترک خود را ‌آغاز کنیم. ‌دختر جوان ادامه داد: پس از مدتی منوچهر (جوان خواستگار)گوشه‌گیر شده بود و زمانی که علت این رفتار ‌را سوال کردیم وی عنوان کرد با ثبت شرکت قصد وارد کردن لوازم مربوط به شرکت خود از خارج کشور را ‌دارد و به دلیل مشکلات مالی که برای پدرش در کشور هلند به وجود آمده، وی قادر به ارسال پول ‌برای او نیست. ‌شاکی افزود: پس از این اظهارات اعضای خانواده تصمیم گرفتند که مشکل نامزدم را حل کنند و پدرم با ‌فروش قطعه زمینی که در اطراف تهران داشت 60 میلیون تومان به وی پرداخت کرد و سه روز بعد جوان ‌خواستگار به یکباره ناپدید شد و تمام تلاش‌ها برای یافتن او بی‌نتیجه ماند. ‌به دنبال این شکایت، دادیار رضوانفر دستور پیگیری و تحقیق در این زمینه را صادر کرد و ‌هنگامی که تحقیقات در این زمینه ادامه داشت چند فقره شکایت مشابه در دادسرای جنایی مطرح شد.‌ با بررسی این شکایت‌ها مشخص شد جوانی که اقدام به کلاهبرداری از دختران جوان نموده با هویت‌های ‌گوناگون خود را معرفی کرده است. با دستور چهره‌نگاری و دعوت از 12دختر جوان که به فاصله 2ماه شکایت‌های خود را در دادسرای جنایی ‌مطرح کرده بودند، معلوم شد آنها در دام یک شیاد حرفه‌ای گرفتار شده‌اند و جوان خواستگار خود را با ‌هویت‌های جعلی مهندس، دکتر، دانشجو، تاجر و ... معرفی کرده است.با مشخص شدن این موضوع دادیار جنایی دستور پیگیری و تحقیقات تخصصی را به پلیس آگاهی صادر کرد ‌و در نخستین مرحله از تحقیقات هویت این متهم به نام رضا مورد شناسایی قرار گرفت. ‌با بررسی سوابق این متهم معلوم شد وی به اتهام سرقت و زورگیری همراه با ضرب و جرح دستگیر و به ‌تحمل 5 سال زندان محکوم شده است و پس از مدتی که در زندان تحمل کیفر کرده با دریافت مرخصی از ‌زندان متواری شده است.‌با به دست آمدن سوابق متهم مرحله دیگری از تحقیقات برای دستگیری وی آغاز شد. ‌پس از گذشت چند روز از پیگیری موضوع، ماموران مخفیگاه متهم را در منزل یکی از بستگانش در اطراف ‌تهران شناسایی و با صدور دستور قضایی با عزیمت به محل، وی را در خواب دستگیر کردند. ‌گفتنی است متهم در اعترافات خود به 300میلیون تومان کلاهبرداری از 12دختر جوان اقرار کرده است .

احترام  - از وبلاگ محمد رضا شمشیرگر(منقول ازوب نوشت اکرانه- بوترابی)

زیتون:احترام یکی ازاصل های بهداشت روانی بخصوص درزندگی زناشوئی است.هرچه مردسخاوتمندترباشداحترامش نزدهمسرش بیشتراست وهرچه زن بیشتراهل ترغیب شوهرش باشداحترامش نزداوافزونتراست این کلمه ورد زبان روان پزشگان وروان شناسان درصدرروان درمانگری آنهاست.ادامه راازوب نوشت مهدی بوترابی بخوانیم:

احترام به معنای احساس ارزش و اعتبار برای کسی است، و خود فرد آن را به دست می آورد. در تعریف دیگری گفته شده : احترام چیزی است که همه آن را می خواهند اما معدودی به دست می آورند ... چرا که احترام اکتسابی است و آن را به کسی نمی دهند ! اما تا چه حد به خود احترام می گذاریم ؟ تا چه حد به دیگران احترام می گذاریم ؟ اصلا چقدر احترام برای ما مهم است ؟ شاید احترام به خود را بتوان اینگونه تعریف کرد : احترام به خود از قدرتمان ناشی می شود نه از ضعفمان ... و در بسیاری موارد به مسائل اخلاقی باز می گردد. مثلا افرادی که احترامی برای خود قائلند، هر گاه وعده ای می دهند به سبب حفظ این شخصیت و احترام سعی می کنند بدان پایبند باشند ... و نقطه مقابل ؟ افرادی که وعده ای می دهند و سخنی می گویند اما برایشان تحقق آن اهمیتی ندارد ! این افراد در واقع احترامی برای شخصیت خود قائل نیستند.

احترام به دیگران گاهی از روی اعتقاد و شناخت ما ناشی می شود. مانند احترامی که برای دوستان و نزیدکان خود قائلیم ... حتی ممکن است کسی را می شناسیم و بر اساس این شناخت و آگاهی به او احترام می گذاریم، حتی اگر او ما را نشناسد.

گاهی احترام به دیگران از روی ادب است. در واقع ما همواره سعی می کنیم با عموم افرادی که نمی شناسیم بصورت پیش فرض رفتار محترمانه ای داشته باشیم(این مساله بهمان احترام به شخصیت خودباز می گردد)

نوع سوم احترام به دیگران، احترام به مخالفان و دشمنان است، که به نسبت سخت تر به نظر می رسد ! تا چه حد می توانیم با کسانی که روزی با ما دشمنی کرده اند،یاعقایدآنها مخالف عقایدماست بااحترام برخورد کنیم؟

احترام به پدر و مادر نیز در طبقه بندی ها جایگاهی جداگانه دارد. صرف نظر از اینکه افراد پیرو چه دین و آئینی می باشند، احترام به پدر و مادر همواره در فرهنگ های مختلف جز اصول بنیادی بوده است (و در فرهنگ اسلام ارزش بیشتری دارد).

نوع دیگر احترام، احترام به جامعه است. در بسیاری موارد، فرد خاصی طرف حساب ما نیست، اما رفتار ما می تواند به گونه ای باشد که حاکی از احترام یا بی احترامی ما نسبت به جامعه تلقی شود. مانند احترام به عرف ها و هنجارهایی که از نظر عموم مردم جامعه مورد پذیرش قرار گرفته اند اما از نظر ما ممکن است مردود به حساب آیند، اما باز احترام به جامعه سبب می شود تا ما نیز با آن مسائل برخورد مناسبی داشته باشیم، نه برخوردی از روی عقیده شخصی. در واقع در این مورد می توان گفت احترام به جامعه همان رعایت حال دیگران در موارد و مواقع مختلف است. درباره احترام، بزرگان بسیاری سخن گفته اند که به ذکر چند مورد از آن ها اکتفا می کنم :

آدام اسمیت : هر قدر به دیگران احترام بگذاری، برای خودت احترام خریده ای.

ماری کوری : احترام، بزرگی و کوچکی، فقر و ثروت، زشتی و زیبایی نمی‌شناسد.

آندره موروآ: احترام را باید در خانه آموخت. در مدرسه تمرین کرد و در جامعه کامل نمود.

توماس جفرسون: احترام به پدر و مادر در رأس همه احترامات قرار دارد

و در پایان، احترام واقعی را باید از پیامبر (ص) آموخت که حتی به کودکان خردسال نیز سلام می کرد.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

10 اصل صلح

کارگزاران: 8 سال پیش بود که جمعیتی متشکل از مسلمانان و مسیحیان به دعوت مدرسه عالی الهیات سنت گابریل در اتریش دورهم گرد آمدند تا عمده‌ترین اصول برای نزدیک‌تر شدن انسان‌ها به یکدیگر در جهان کنونی به منظور تحقق صلح پایدار را بررسی کنند. محمد مجتهدشبستری از ایران از اعضای ثابت این جلسات بود و این پیشنهاد نخست از سوی خود او مطرح شده بود. این جلسات در طول 8 سال گذشته 7 بار و هر بار به مدت 3 یا 4 روز در شهر وین برگزار گردید. در نوامبر 2008 نشستی در این شهر برگزار شد تا در جریان آن بیانیه این جمعیت به‌عنوان جمع‌بندی نشست‌ها به صورت رسمی منتشر شود. بیانیه به دو زبان انگلیسی و آلمانی منتشر شد و به امضای 10 نفر از اعضای ثابت آن جلسات رسید و هر یک از این 10 نفر متعهد شدند که مفاد این بیانیه یا 10 اصل صلح را در کشور خود معرفی و ترویج کنند. محمد مجتهدشبستری این 10 اصل برای صلح را به عنوان موضوع سخنرانی خود در نشست ماهانه روشنفکران، روزنامه‌نگاران و دانشجویان که هفته ابتدایی هر ماه در منزل عبدالله نوری برگزار می‌شود انتخاب کرده بود. مجتهدشبستری در سخنان خود مقدماتی را ذکر کرد تا به این 10 اصل رسید. او همچنین توضیح داد که چرا باید به فکر صلح در جهان بود و گفت: «محدود شدن تفکر ما به آنچه که در جامعه می‌گذرد یا آنچه که در کشورهای همسایه ما می‌گذرد موجب غفلت ما از آنچه در دنیا می‌گذرد است، بدون اینکه توجه داشته باشیم که اتفاقات دنیا در سرنوشت ما بسیار اثرگذار است.» آنچه در ادامه می‌آید متن ویرایش‌شده سخنان اوست.

10 اصل برای صلح ممکن است مقداری نامأنوس به نظر برسد. منظور ما از صلح، صلح در جهان است، نه صلح در داخل یک کشور یا صلح گروه‌هایی با یکدیگر. امروز در دنیا مسئله مهمی به نام صلح جهانی مطرح است. مدت‌ها است که تفکر ما محدود به کشور خودمان شده است و به‌خصوص در بین اهل فکر کم دیده می‌شود که به مسائلی که در سطح جهان است بپردازند؛ تصور غالب این است که مسائل جهان به ما ربطی ندارد و ما ‌باید به مصالح و منافع جامعه خودمان بیندیشیم. محدود شدن تفکر ما موجب غفلت ما از مسائل مهم جهانی است، بدون اینکه توجه داشته باشیم این مسائل در سرنوشت ما بسیار اثرگذار است. هر وقت در کشور ما مسائلی مانند حقوق بشر، حقوق مساوی زنان و مردان، مسائل اقلیت‌ها، آزادی دین و بیان و دموکراسی مطرح می‌شود، معمولا زاویه دیدمان محدود می‌شود؛ با این مسائل یا برخورد فلسفی می‌کنیم یا برخورد فقهی یا اخلاقی و از این مسئله غافل هستیم که این مسائل ابعادی دارد که اگر مهم‌تر از اینها نباشد، حداقل هم‌سطح‌شان است. امروزه بر اثر جهانی شدن همه انسان‌ها یک خانواده واحد شده‌اند.  یک سری مسائل هم در سطح جهان مطرح است که مقدمات زندگی صلح‌آمیز انسان‌ها در دنیا با یکدیگر محسوب می‌شود. حقوق بشر، مسائل اقلیت‌ها و عدالت اجتماعی مسائلی هستند که اگر به آنها توجه نشود ملت‌ها نمی‌توانند در صلح و مسالمت زندگی کنند. وقتی دنیا نمی‌تواند در صلح و مسالمت زندگی کند ما هم از نزاع‌هایی که در دنیا هست یا بپا خواهد شد بهره منفی خود را خواهیم برد و می‌بریم. گرفتاری در جامعه ایران بیشتر از پاره‌ای از کشورهای اسلامی دیگر است. پاره‌ای از کشورهای اسلامی به دلیل تبادلاتی که در آنها است کمتر این نقص را دارند. وقتی نواندیشان دیگر کشورهای اسلامی درباره این مسائل مطلب می‌نویسند به بعد جهانی این موضوعات نیز توجه دارند. برای اینکه وارد بحث شوم اول یک مقدار درباره صلح صحبت می‌کنم. تاریخ نشان می‌دهد که جنگ‌ها مقدمه فتوحات و گسترش امپراتوری‌ها بوده است. هر قدر که می‌توانستند امپراتوری را گسترش می‌دادند و جایی هم که نمی‌توانستند، صلح می‌کردند.

در برهه‌ای از زمان، به‌خصوص در مسیحیت مفهومی به نام «جنگ عادلانه» مطرح شد. بعدها این مفهوم در میان مسلمانان هم رایج شد، به‌‌گونه‌ای که برای توجیه مسئله جهاد همین واژه‌ها را به کار می‌بردند. اما جنگ عادلانه چه بود و چه تعریفی داشت؟ جنگ عادلانه وسیله‌ای برای رسیدن به یک سری مقاصد سیاسی و ابزار تحقق آنها بود. در قرن نوزدهم ملت‌های اروپایی شکل پیدا می‌کنند و در میان آنها جنگ‌هایی صورت می‌گیرد که در این جنگ‌ها باز هم مفهوم جنگ عادلانه و همین‌طور صلح مطرح می‌شود. معنای صلح در این فرازها این است که یک جنگنده و حاکم با یک جنگنده دیگر صلح می‌کند. در این برهه کسی فکر نمی‌کند که چه علل و عواملی باعث جنگ و صلح می‌شود؛ نه جنگ به عنوان یک ابتلا و شر مطرح است و نه صلح به عنوان یک ضرورت. اما در قرن بیستم و با پیدایش جنگ جهانی اول و دوم آشکار می‌شود که جنگ شر است و زندگی انسانی را تهدید می‌کند، چون در این جنگ‌ها سلاح‌هایی پیدا شد که قابل مقایسه با سلاح‌های قرون گذشته نبود. با این وصف تقسیم جنگ عادلانه و غیرعادلانه معنای خود را از دست داد. صلح هم به این معنا که دو حاکم و فرمانده با هم صلح می‌کنند، معنای خود را از دست داد و سرنوشت همه انسان‌ها با صلح گره خورد.

نکته دیگر این است که پیدایش سلاح‌های اتمی به‌طور کلی قضاوت‌ها درباره جنگ و صلح را عوض کرد. سپس این موضوع مطرح شد که وضعیت بد دنیا نتیجه سلاح‌ها است و باید این سلاح‌ها را نابود کرد. مقداری هم در این وادی پیشرفت حاصل شد اما در نهایت به بن‌بست خورد. بعد این بحث شکل گرفت که ما باید به علل پیدایش سلاح‌ها توجه کنیم، نابود کردن سلاح‌ها کافی نیست. پیدایش سلاح‌های اینچنینی معلول و نشانه یک بیماری و نابسامانی است و تنها با از بین بردن آنها مسئله حل نمی‌شود. متفکران دنیا به این نتیجه رسیدند که این سیاست‌های غلط است که باعث پیدایش این سلاح‌ها می‌شود. بنابراین تاملات بر روی این متمرکز شد که سیاست‌های انسانی و سیاست‌های غیرانسانی چیست. عاقبت به این نتیجه رسیدند که هرقدر همکاری میان ملت‌ها برای انجام وظایف مربوط به حل کردن مسائل و مشکلات زندگی بشر در دنیای امروز بیشتر شود به همان اندازه نیاز به سلاح کمتر می‌شود.

اینجا منظور دیدگاه‌های اخلاقی یا احساسی نیست، بلکه این پرسش مطرح است که چگونه می‌توان با تحلیل‌های عقلانی انسان‌ها را قانع کرد که همکاری بین‌المللی برای تحقق صلح ضرورت دارد و اگر این توافق در عرصه بین‌المللی محقق نشود مطمئنا مسابقه تسلیحاتی و تهدیدهای متقابل ره به جایی نمی‌برد و پندهای اخلاقی هم به جایی نخواهد رسید. 8 سال قبل جمعیتی متشکل از مسلمانان و مسیحیان به دعوت موسسه عالی سنت گابریل در اتریش (وین) دورهم گرد آمدند تا عمده‌ترین اصول برای نزدیک شدن انسان‌ها و کم شدن بغض انسان‌ها نسبت به یکدیگر را گردآوری کنند تا اینکه چند ماه پیش نشستی در اتریش برگزار و آخرین بیانیه این جمعیت به صورت رسمی منتشر شد. در این بیانیه که به امضای 10 نفر رسید، 10 اصل صلح تدوین شد و هر یک از امضاکنندگان متعهد شدند که این 10 اصل را در کشور خود معرفی و ترویج کنند. اما این اصول چیست؟

اصل اول: هیچ صلحی بدون عدالت و هیچ عدالتی بدون صلح قابل تحقق نیست
این اصل ناظر به کسانی است که یا فقط از عدالت در دنیا حرف می‌زنند یا فقط از صلح. در حالی که نمی‌شود خواهان عدالت بدون صلح بود و همین‌طور صلح بدون عدالت. به‌طور مثال، نمی‌توان از فلسطینی‌ها صلح خواست بدون توجه به عدالتی که باید در آنجا رعایت شود و نمی‌توان در جای دیگری از کسانی عدالت خواست بدون اینکه همراه با صلح باشد. عدالت بدون صلح به این معنا است که من می‌خواهم به زور شمشیر عدالت را اجرا کنم. صلح و عدالت از همدیگر غیرقابل انفکاک هستند.
اصل دوم: هیچ صلحی در جهانی که نابرابری‌های اجتماعی و فقر و گرسنگی در آن وجود دارد، محقق نمی‌شود
انسان‌ها زمانی به هم نزدیک می‌شوند که فاصله‌ها از میان آنها برداشته شود، تا فقر و گرسنگی و نابرابری‌های اجتماعی و خودی و ناخودی و رانت است و کسانی می‌توانند همه کار کنند و کسانی نمی‌توانند هیچ کاری بکنند، انسان‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند، چون کسی که در فقر شدید به سر می‌برد نسبت به کسی که در رفاه شدید به سر می‌برد بغض دارد. وقتی کسی مثلا یا ثروتی که در دست دارد سرنوشت دیگران را به دست گرفته و به آنها اعتنا نمی‌کند صلح قابل تحقق نیست. این موضوع ربطی به اتفافات داخلی کشور ندارد و در عرصه بین‌المللی تدوین شده است چرا که در عرصه جهانی نیز اگر کشوری مانند آمریکا بخواهد منویات خود را تحمیل کند صلح اتفاق نمی‌افتد.
اصل سوم: هیچ صلحی بدون رد مطلق خشونت قابل تحقق نیست
معنای خشونت اجرای قانون نیست، بلکه اجرای مقاصد سیاسی با تمسک به زور است. هیچ صلحی بدون رد قاطع و مطلق خشونت در دنیا امکان‌پذیر نیست و با اعمال خشونت انسان‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند، مخصوصا اگر اعمال خشونت به نام دین انجام شود. این اعمال خشونت انسان‌ها را بیشتر از هم دور می‌کند.
اصل چهارم: هیچ صلحی در جهان بدون به رسمیت شناختن حرمت درونی و ذاتی همه اعضای خانواده بشری و بدون وجود یک سیستم حقوقی به عنوان تضمین‌کننده حقوق بشر تحقق پیدا نمی‌کند
در این اصل از نزدیک شدن انسان به انسان سخن می‌رود نه از نزدیک شدن مسلمان به مسلمان و مومن به مومن. این دو مسئله با هم فرق دارد. صلح جهانی به معنای نزدیکی انسان به انسان به ماهو انسان است. پیروان هیچ دینی نمی‌توانند پیروان ادیان دیگر را با زور به دین خود درآورند. باید انسان به‌واسطه انسان بودنش حرمت داشته باشد. حال اگر یک حقوق بشر متافیزیکی درست کنند یا حقوق بشری که مسلمان‌ها بیشتر از آن بهره‌مند هستند، این به صلح منجر نمی‌شود. در یکی از کتاب‌هایم توضیح داده‌ام، حقوق بشری که برخی از آن سخن می‌گویند بین‌المومنین است اما صلحی که در جهان ‌باید رخ دهد بین ابنای بشر است. در این صورت نمی‌توان گفت ما مسلمانان بیشتر حق داریم. وقتی اینگونه می‌گویند، انسان‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند. اگر بپذیریم که این مقدمات درست است نمی‌توان از موازین آن تخلف کرد. اگر مراعات کامل اعلامیه حقوق بشر وسیله تحقق صلح در دنیا است که هست پس باید از آن حمایت کنیم. تحقق صلح نیاز به یک سیستم حقوقی در داخل کشورها دارد، نه پند اخلاقی. پند اخلاقی و تضمین حقوقی با یکدیگر تفاوت دارد. ما معمولا پند اخلاقی می‌دهیم، اما اگر این پندها بی‌فایده باشند، باید یک سیستم حقوقی وجود داشته باشد که این سیستم، حقوق افراد را در هر جامعه‌ای تضمین کند، سیستمی که بر مبنای حقوق بشر تعیین شده باشد.
اصل پنجم: هیچ صلحی در دنیا پایدار نیست، مگر اینکه بنیادهای کثرت‌گرایی اجتماعی به رسمیت شناخته شود
کثرت‌گرایی در تفکر، کثرت‌گرایی در وجدان‌ها و آزادی دینی باید به رسمیت شناخته شود وگرنه، انسان‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند. چارچوب‌های قانون اساسی کشورها باید در درجه اول مردم خود کشورها را به هم نزدیک کند. هر فردی به‌گونه‌ای فکر می‌کند. ممکن است من طرز تفکر دینی کسی را درست ندانم اما باید تفکر و عقیده او را به رسمیت بشناسم. معنی به رسمیت شناختن این است که فرد امکان بیان و انتشار عقیده خود را داشته و مخالفان نیز امکان نقد آن را داشته باشند. برخی در جامعه‌های مسلمان عوامل حکومت‌ها می‌نویسند یا می‌گویند که فردی را مجبور به تغییر دین نمی‌کنیم. در حالی که آزادی دین به این معناست که اگر کسی در دین با تو تقابل داشت در عرصه سیاسی نباید با شما تفاوت داشته باشد. اینکه ما شما را مجبور به تغییر دین نمی‌کنیم، به معنای آزادی دین نیست. آزادی دین به این معناست که دین هیچ‌کس باعث محرومیت او از مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی نشود.
اصل ششم: گفت‌وگو
در اینجا منظورمان از گفت‌وگو اهمیت می‌یابد. گفت‌وگو باید به این منظور اتفاق بیفتد که آگاهی همه طرف‌های گفت‌‌وگو درباره مسوولیت‌هایشان برای حل مشکلات بشریت، عمق پیدا کند، نه اینکه حقیقت مشخص شود. متاسفم از اینکه برخی «گفت‌وگو» را به معنای روشن شدن حقیقت به کار می‌برند. دیالوگی که امروز در دنیا مطرح است، برای حل مشکلات است نه اینکه معلوم شود که تو حقیقت را می‌گویی یا من. گفت‌وگو برای ممکن ساختن نزدیک شدن انسان‌ها به یکدیگر است به منظور احساس مسوولیت بیشتر در حل مشکلات همه بشریت.
اصل هفتم: هیچ صلح پایداری بدون آمادگی برای حل مسالمت‌آمیز نزاع‌ها و جلوگیری از نزاع‌های آتی محقق نمی‌شود
مقصود از حل نزاع این است، کسانی که در کنار هم برای حل مشکلات می‌نشینند آمادگی این را داشته باشند که به صورت صلح‌آمیز و به‌گونه‌ای که نفع همه در آن باشد، مشکل را حل کنند، نه آنکه ببینند زور چه کسی بیشتر است.
اصل هشتم: صلح پایدار به وجود نمی‌آید مگر اینکه تعلیم و تربیت بر اساس ارزش‌های عالی انسانی و دینی شکل گرفته باشد، نه بر اساس تقلید و سنت
پدری و مادری که فرزند خود را تربیت می‌کنند یا حکومتی که برنامه‌های آموزشی می‌نویسد چه نگاهی به مسئله آموزش دارند؟ آنها تلاش می‌کنند که اصول آموزش بر اساس سنت‌های خودشان باشد. حال آنکه چیزی که انسان‌ها را از هم دور می‌کند اصرار بر سنت‌های گذشته است. این مصداق همان آیات قرآن است که در آن می‌گویند، چون پدران ما اینگونه بوده‌اند، ما هم باید از آنان تبعیت کنیم. یک بار که در حسینیه ارشاد درباره «نواندیشی دینی و مسئله زن» سخنرانی کردم، گفتم که فلسفه تربیت در عصر حاضر ساختن برای آینده است، نه تقلید از گذشته. امروز ما باید فرزندان خود را تربیت کنیم برای اینکه در آینده انسانی‌تر و با مشکلات کمتر زندگی کنند. معنای تربیت این نیست که ببینیم پدران ما در گذشته ما را براساس چه سنت‌هایی تربیت می‌کردند و حالا ما هم فرزندان خود را آنگونه تربیت کنیم. ما باید چشمان فرزندان خود را به آینده باز کنیم تا فرزندانمان نگاه مثبت به همه انسان‌های دنیا داشته باشند، نه اینکه بریده از انسان‌های دیگر و فقط در کنار هم‌کیشان خود باشند. متاسفانه ما فرزندان خود را برای زندگی در جهان تربیت نمی‌کنیم، بلکه برای زندگی در کشور خود تربیت می‌کنیم و آن هم در دایره محدودی از فرهنگ‌هایی که در کشور وجود دارد. باید فرزندان خود را به‌گونه‌ای تربیت کنیم که سعه صدر داشته باشند. این‌گونه دل‌های انسان‌ها به هم نزدیک می‌شود. ما باید فرزندان خود را به‌گونه‌ای تربیت کنیم که توانایی این را داشته باشند که در هر شرایطی و در هر جای جهان درست تصمیم بگیرند.
اصل نهم: هیچ صلح پایداری تحقق پیدا نمی‌کند مگر اینکه زنان در همه ساحت‌های زندگی انسانی حقوق مساوی حضور داشته‌ باشند
تا زمانی که در زنان حس محرومیت وجود دارد، صلح پایه محکمی پیدا نخواهد کرد. اگر داخل یک خانواده‌ یک خانم احساس کند که تبعیض وجود دارد، اساس این زندگی خانوادگی نمی‌تواند بر عشق و علاقه باشد. در زندگی اجتماعی و سیاسی هم اگر زنان احساس کنند تبعیض هست و نمی‌توانند با همه توان به مشارکت اجتماعی و سیاسی بپردازند آن جامعه بر اساس صلح استوار نخواهد بود. این کافی نیست که ما فقط محاسبات فقهی داشته‌ باشیم و بگوییم در این محاسبات فقهی بانوان چه مقدار سهم دارند. یک چیز خیلی مهم هم مطرح است. نیمی از انسان‌ها بانوان هستند و در آنها آگاهی‌های زیادی ایجاد شده است. برای حل مشکلات بشریت این دو جنس باید با هم به تعاون و تعامل برسند و این کار با تبعیض میسر نیست. در غیر این ‌صورت صلح در جوامع و جهان تحقق پیدا نمی‌کند. زن امروز به لحاظ خواسته‌ها و توانایی‌ها، غیر از زن 400 سال پیش است. من در حسینیه ارشاد که صحبت می‌کردم یکی از خانم‌ها گفت: «مگر در دوران پیامبر اکرم گفته نمی‌شد که بهتر است زن از خانه بیرون نیاید؟» من گفتم، زن امروز زن آن روز نیست. زن آن روز اگر از خانه بیرون می‌آمد چه کاری می‌توانست بکند؟ آیا پارلمان و وزارتخانه بود؟ مدرسه بود؟ باید دید اینکه گفته شده زنان بیرون نیایند در چه شرایط تاریخی گفته شده است.
اصل دهم: صلح پایدار به وجود نمی‌آید مگر اینکه به صورت مناسب و شایسته حقوق اقلیت‌ها به رسمیت شناخته شود
به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت‌ها به این معناست که اقلیت‌ها بتوانند خود را تکامل ببخشند، یعنی بتوانند شکوفا شوند و فرهنگ خود را شکوفا کنند؛ به آنها نگوییم که اگر فرهنگ خود را شکوفا کنی با فرهنگ من تعارض پیدا می‌کند چون ممکن است منطق تو قوی‌تر باشد و منطق من ضعیف‌تر و در نتیجه من مغلوب شوم.

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول 58اعصاب

ایست قلبی

آفتاب یزد: ایست قلبی در روزهای اوج آلودگی هوا ی تهران به حدود 2 برابر رسید

مدیر عامل سازمان بهشت زهرا گفت: بررسی آمار و ارقام این سازمان نشان می ‌دهد، تعداد متوفیان تهرانی بر اثر عارضه ایست قلبی در روزهای 1 تا 8 دی ماه سال جاری که تهران آلوده ترین ‌روزهای خود را از نظر هوا می گذراند نسبت به سال گذشته نزدیک به دو برابر افزایش داشته است.‌ رضائیان در گفتگو با مهر افزود: آمار متوفیان تهرانی در همین تاریخ در سال گذشته هزار و 104 نفر بوده که این آمار در ‌سال جاری به هزار و 332 نفر افزایش یافته که ایست قلبی در هر دو مورد مهمترین علت فوت شهروندان پایتخت ‌نشین بوده است.‌ بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان بهشت زهرا، در سال گذشته تعداد متوفیان تهرانی که بر اثر عامل ایست قلبی ‌جان خود را از دست داده اند 136 نفر بوده که این رقم در سال جاری به 254 نفر رسیده است و این موضوع گویای ‌آن است که در سال جاری شهروندان تهرانی حدود دو برابر بیشتر از سال گذشته بر اثر ایست قلبی فوت کرده اند.‌ گفتنی است، خبرگزاری مهر در روز ششم دی ماه طبق آمار ارائه شده از سوی سازمان بهشت زهرا، تعداد فوت شهروندان تهرانی بر اثر بیماریهای قلبی و ریوی به دلیل آلودگی هوا را 549 نفر اعلا‌م کرده بود.11دی

یکشنبه,8 دی,1387 - شماره : 2532 

تاثیر داروی مسکن بر مردان سریعتر و بیشتر از زنان است    

پژوهشگران به تازگی دریافته‌اند که چرا تاثیر مسکن‌ها و داروهای کاهش دهنده درد در مردان سریعتر از زنان بروز می‌کند. ‌این محققان می‌گویند علت این تفاوت در بخش‌ میانی مغز مردان است. دانشمندان موسسه علوم اعصاب و مرکز علوم اعصاب رفتاری دانشگاه ایالتی جورجیا برای اولین بار مشخص کرده‌اند که چرا درمان با داروهای مسکن معمولا در زنان کمتر از مردان تاثیرگذار است. پژوهشگران دریافته‌اند که دلیل این تفاوت منطقه‌ای در وسط مغز موسوم به PAG است. محققان می‌گویند: مواد خواب آور افیونی از قبیل مرفین، پرمصرف ترین مواد تجویزی برای تسکین دردهای مداوم هستند، اما به نظر می‌رسد که تاثیر آرام بخش مرفین روی زنان به میزان قابل ملاحظه‌ای کمتر از مردان است. مرفین و مواد مشابه روی گیرنده‌های افیونی در ناحیه PAG تاثیر گذاشته و در نهایت به مغز دستور می‌دهند که واکنش‌دهی با سیگنال‌های درد را به سلول‌های عصبی متوقف کند و در نتیجه احساس درد کاهش پیدا می‌کند. عملکرد این گیرنده‌ها در زنان و مردان متفاوت است و این امر باعث می‌شود که داروهای آرام بخش روی مردان سریعتر و بهتر از زنان تاثیربگذارند.

پیری، خاطرات منفی را از ذهن پاک می‌کند!    

یک تحقیق علمی جدید نشان داده است که پیر شدن می‌تواند خاطرات منفی را از ذهن انسان پاک کند. پژوهشگران کانادایی تاکید کردند: اینکه سالمندان اغلب از تلخی‌های زندگی درسال‌های گذشته شکوه نمی‌کنند و تمایل دارند که گذشته خود را با عینک خوشبینی ببینند، یک علت علمی دارد.آنها خاطر نشان کردند: شواهد علمی نشان می‌دهد با بالا رفتن سن، خاطرات منفی از ذهن پاک می‌شوند. در این پژوهش، محققان دریافته‌اند که در افراد سالمند فعالیت مغز به گونه‌ای است که باعث می‌شود آنها نسبت به جوانان کمتر رویدادها و خاطرات منفی را به یاد بیاورند. در این پژوهش، شرکت کنندگان با استفاده از عکس‌هایی با مضامین احساسی و سیستم‌ تصویربرداری FMRI مورد مطالعه قرار گرفتند.

ضمیر ناخودآگاه به کمک نابینایان می آید    

نابینایانی که بخش مربوط به بینایی خود را در مغز از دست داده اند می توانند تا حدودی ببینند.بر اساس تحقیقات دانشمندان دانشگاه هاروارد، این گونه افراد با تمرین می توانند حسی ابتدایی از دیدن کسب کنند.البته تحقیقات نشان می دهد، این فرآیند شامل نابینایان مادرزاد ‌نمی شود. ‌این پژوهش نشان می دهد، مکانیسم دید در این افراد مانند ‌خفاش ها عمل می کند که با کمک سیگنال‌های مغناطیسی و صوتی جهت یابی کرده، اشیا را شناسایی و راه خود را می ‌یابند.محققان بر این باورند که این نوع دید اگر چه از وضوح کامل ‌برخوردار نیست، اما به افراد مبتلا به جراحات مغزی کمک می کند تا حرکات و رفت و آمد خود را مستقل از دیگران انجام دهند.

دختر 9 ساله هندی، جوان‌ترین مهندس مایکروسافت    

ام لاویناشری، دختر بچه ای 9 ساله از کشور هندوستان است که با ‌پشت سر گذاشتن موفقیت آمیز آزمون تخصصی ‌IT‌ شرکت مایکروسافت، عنوان جوان ترین مهندس IT‌ این ‌شرکت را به خود اختصاص داد. ‌به گزارش مهر، این دختر بچه از اهالی منطقه ای به نام تامیل نادو در هندوستان است که طی هفته اخیر موفق ‌شد آزمون مایکروسافت را پشت سر بگذارد. وی جوان‌ترین شخصی است که تا به حال موفق به پشت سر ‌گذاشتن چنین آزمونی شده است.‌ بر اســاس گــزارش PC world‌، آزمـون گـواهـی حـرفـه ای شـرکـت مایکروسافت، آزمونی است که مخصوص ‌متخصصان ‌IT‌ طراحی شده و آخرین رکورد ثبت شده در کسب این رتبه به کودک 10 ساله ای از ‌پاکستان اختصاص داشت.‌

مغز

کارگزاران:شاید باور کردنی نباشد اما به لطف دستاورد اخیر دانشمندان می‌توان تصاویری که هر فرد مشاهده می‌کند را توسط نرم‌افزار بازسازی کرد. نرم‌افزار شگفت‌انگیزی که برای انجام این کار به هیچ چیز جز اسکن کردن مغزتان نیاز ندارد.

در اوایل سال میلادی جاری بود که جک گالانت (J.Gallant) و همکارانش در دانشگاه برکلی کالیفرنیا به توانایی جالبی دست یافتند. آنها با استفاده از اسکن مغز افراد توانستند تعیین کنند که هر فرد در مواجهه با مجموعه‌ای از تصاویر، دقیقا به کدام عکس نگاه کرده است. محققان دانشگاه برکلی کالیفرنیا برای انجام این کار نرم‌افزاری ساختند که بتواند فعالیت مغز فرد مورد آزمایش به هنگام نگاه کردن به یک تصویر را با فعالیت‌های مغزی او که به هنگام تماشای مجموعه‌ای از تصاویر آموزشی ثبت شده بود، مقایسه کند.

سپس این نرم‌افزار با استفاده از اطلاعات به دست آمده از اسکن مغز فرد از میان مجموعه‌ای از تصاویری که قبلا دیده نشده، شبیه‌ترین تصویر را انتخاب کرد. اما یوکی یاسو کامیتانی (Y.Kamitani)، محقق آزمایشگاه‌های علوم اعصاب محاسباتی ATR در کیوتوی ژاپن، در تحقیقات اخیرش پا را از این هم فراتر گذاشته است: کامیتانی و گروهش در جریان این تحقیقات موفق شدند با استفاده از تصویری که توسط اسکنر MRI کارکردی از فعالیت‌های مغز گرفته شده بود، یک تصویر سیاه و سفید از آنچه فرد دیده بود را از بیخ بازسازی کنند. در واقع این نخستین تکنولوژی «خواندن مغز»، برای ایجاد چنین تصاویری به جای آن که آنها را از میان دریایی از تصاویر ممکن انتخاب و جدا کند، دقیقا عین تصویر را از اعماق مغزتان بیرون می‌کشد. کامیتانی در این‌باره می‌گوید «ما توانستیم تنها با استفاده از تجزیه و تحلیل سیگنال‌های مغز فرد که به هنگام تماشای تصویری تولید می‌شود، آن تصویر را بازسازی کنیم.» سدشکنی اخیر محققان ژاپنی به این معنی است که تکنولوژی خواندن مغز نه تنها دیگر به انتخاب از میان مجموعه‌ای از تصاویر موجود، محدود نیست بلکه بالقوه این توانایی را دارد که بدون آگاهی قبلی، هر آنچه شخص با خود می‌اندیشد را نیز بخواند و به تصویر بکشد.

کامیتانی کارش را با نشان دادن مجموعه‌ای از تصاویر به افراد آغاز کرد، مجموعه‌ای از مربع‌های سیاه و سفید که در جدولی با 10 ستون و 10 ردیف قرا گرفته بودند. در واقع افراد مورد آزمایش به تصویر سیاه سفیدی چشم دوخته بودند که از 100 پیکسل درست شده بود. مغز ناظران در حین تماشای مجموعه تصاویر مورد اسکن قرار گرفت. سپس نرم‌افزار ابداعی محققان ژاپنی الگوهایی را در فعالیت مغز ناظران پیدا کرد که متناظر بود با تعیین سیاه و به اصطلاح خاموش بودن پیکسل‌ها. در گام بعدی نرم‌افزار با استفاده از این اطلاعات توانست الگوی مشخصه فعالیت مغز برای هر پیکسل را بیابد. در مرحله بعد، شخص در دستگاه اسکنر قرار گرفت و به او تصاویر جدیدی نشان داده شد. اطلاعات اسکن مغز ناظر در این مرحله در اختیار نرم‌افزار قرار گرفت و نرم‌افزار توانست با مقایسه آنها با فهرست به دست آمده از اسکن پیشین، 100 پیکسل را به شکل جدولی 10 در 10 باز‌سازی کند. همانطور که می‌بینید کیفیت تصاویر بازسازی شده بسیار پایین و ابتدایی است. اما با این حال کلمه «
neuron» و برخی از اعداد و اشکالی که در واقع به ناظران نشان داده شده بود را می‌توان در تصاویر بازسازی شده مشاهده کرد. کامیتانی معتقد است با بهبود تکنولوژی MRI این امکان وجود دارد که یک تصویر را به پیکسل‌های بیشتری تقسیم کنیم و تصاویر با کیفیت‌تر و حتی رنگی نیز به دست آوریم. مرحله بعدی تحقیقات این است که امکان به تصویر کشیدن افکار فرد مورد بررسی قرار گیرد.

جان دیلن هاینس (
J.D.Haynes)، محقق انستیتو ماکس پلانک در این‌باره می‌گوید «با توجه به سدشکنی اخیر شاید تهیه نوار ویدئویی از خواب‌ها، رویاها و افکار افراد امکانپذیر باشد.» هاینس در ادامه به این مسئله اشاره می‌کند که دستیابی به این توانایی با توجه به امکان سوءاستفاده از آن، بحث‌های اخلاقی بسیار جدی را پیش خواهد کشید. یکی از بحث‌هایی که هاینس از آن حرف می‌زند «بازاریابی عصبی» است. در واقع منظور از بازاریابی عصبی این است که بازاریاب‌ها و شرکت‌های تبلیغاتی روزی بتوانند افکار و ذهنیات عابران را بخوانند و از آنها برای طراحی آگهی‌های‌شان استفاده کنند. هاینس در این‌باره می‌گوید «به‌طور مشخص نتایج تحقیقات اخیر به چنین چیزی منتهی نمی‌شود اما روح کلی حاکم بر ماجرا در راستای دستیابی به توانایی خواندن مغز افراد است و بعید نیست که چنین کاربردهایی نیز در کنار آن به وجود آیند.»

هاینس در ادامه افزود «اگر شما تکنیکی در اختیار دارید که توانایی خواندن افکار مردم را برایتان فراهم می‌کند، ما درباره نحوه و زمان استفاده از این تکنولوژی به راهبردهای اخلاقی شفاف‌تری نیاز خواهیم داشت. البته این ماجرا روی دیگری هم دارد: بسیاری از افراد از جمله آنهایی که دچار مشکلات گفتاری یا دیگر ناتوانی‌های جسمی هستند دل‌شان می‌خواهد که دیگران بتوانند ذهن‌شان را بخوانند. اما نباید از این تکنولوژی برای رسیدن به اهداف تجاری استفاده کرد.» کامیتانی نیز با تایید این نظر می‌گوید «اگر کیفیت تصاویر بازسازی شده بهبود یابد به این معنی است که دیگر هیچ‌کس حریم امنی حتی در اعماق ذهن و افکارش نیز نخواهد داشت. بنابراین چگونگی کاربرد این تکنولوژی باید به بحث گذاشته شود، بحثی که تنها به دانشمندان محدود نخواهد بود.» نتایج تحقیقات کامیتانی و همکارانش در شماره اخیر ژورنال Neuron منتشر شده است.
New Scientist, Dec. 12, 2008

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

مصادره کسای یمانی

از وبلاگ معصومه ابتکارلینک مطلب از وب نوشت مهدی بوترابی مدیرپرشین بلاگ

مدتیست عده ای از جمله سخنگوی بر مشغله دولت سعی در القای این مطلب دارند که مقام رهبری از این دولت حمایت های ویژه داشته اند، در حالی برخوردشان با دولت های دیگر انتقادی بوده، و یا این گونه وانمود می شود  که نوعی ارتباط ویژه میان رهبری و دولت نهم برقرار است. این افراد از طریق نفی دیگران سعی در اثبات خود دارند.

با این شیوه، که از ابتدای دولت نهم به طور مکرر مورد بهره برداری قرار گرفته، گویی اتفاق خاصی - غیر از مشی همیشگی مقام رهبری در تایید دولت های منتخب مردم برای وحدت  و نگاه رفیع ولایی - رخ داده است. هم اکنون این مشی در قالب تفکر و سلیقه ای خاص به شکلی کاملا یک بعدی تفسیر می شود.

از ویژگی های ممتاز و مهم مقام رهبری مشی استوار ایشان در حمایت مشروط از همه دولت های منتخب مردم و کمک برای تحقق سیاست های هر دولت بوده تا مبادا روزی گفته شود که می توانستیم ولی رهبر حمایت نکرد.  اما اصرار طیف حاکم مبنی بر محبوبیت ویژه نزد رهبری، آدم را به یاد اخلاق بعضی کودکان لوس می اندازد که سعی دارند خود را از سایر فرزندان خانواده عزیزتر و محبوب تر یا یک سر و گردن رشید تر نشان دهند. اتفاقا این قبیل بچه ها که معمولا از دیگران عقب تر هستند سخنان بزرگ ترها را به نفع خویش تفسیر کرده و با چسباندن خود به دامن آنها قیافه ای می گیرند که حتما تا حالا بارها دیده اید. شاید برای اینکه درعالم واقع کوچک تر هم هستند یا شاید ضعیف تر، چون معمولا والدین از کودکان ضعیف تر بیشتر حمایت می کنند.  

گروه فعلی هر انتقادی را به خود، انتقاد به رهبری تفسیر می کنند و به دنبال آن هم در بعضی موارد نعوذ بالله انتقاد به مقدسات. البته جای تعجب نیست این خصلت نابالغ بودن و نیز خودشیفتگی است که اتفاقا رهبری بارها این جماعت را از آن برحذر داشته اند. اما آیا کسی در این میان پیدا می شود که محاسبه کند این مدعیان تاکنون چقدر از رهبری برای پیشبرد برنامه های نه چندان موفق خود هزینه کرده اند و اگر واقعا دارای توان و کارآمدی لازم بوده اند، چه نیازی به این همه خرج و بهره برداری از مقام و جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است؟

هیچ طیفی نباید به گونه ای خودش را به مقام رهبری منتسب کند که اگر خدای ناکرده اشتباه کرد یا شکست خورد، این ضایعه متوجه ایشان شود.

گاهی احساس می شود باید با صدایی رسا گفت: ایها الناس، رهبری که ما می شناسیم  کسای یمانی خود را بر سر امت متکثر و خواهران و برادران جوراجور گسترانده و هرگز راضی به رودررویی یک برادر در مقابل برادر دیگر نیست. چه رسد به آنکه این رودررویی به قیمت نفی همه دستاوردهای انقلاب و نظام باشد. زیر سوال بردن صحت عمل و اعتماد فیمابین رهبری و دولت ها اقدام قبیحی است که اگر چه مجال کوتاه مدتی برای بهره برداری را در اختیار مدعیان قرار می دهد ولی در بلند مدت منافعی را برای هیچ فرد یا جریان سیاسی باقی نمی گذارد.

حفظ حرمت و جایگاه رهبر و شان ولایت بر همه  طیف های سیاسی لازم است. بنابراین آقایان و خانم ها، بس کنید.  رهبر در قانون اساسی ما، متعلق به همه و پدر معنوی آحاد ملت است. او را برای مقاصد خاص سیاسی خود مصادره نفرمایید.

نظر واقع بینان را به جملاتی در مورد دولت های گذشته جلب می کنم.

آیت الله خامنه ای در دوم شهریور سال 1376 با قدردانی از خدمات آقای هاشمی رفسنجانی و دولت ایشان، این زحمات را «حسنه جاوید» خواندند که در مجموع موضع گیری های ایشان بی نظیر است.

ایشان همچنین در تاریخ 10 مرداد 1384 در ملاقات با دولت هشتم گفتند:

«... من به سهم خودم- آن مقداری که شاهد تلاشهای شما بودم- از شما تشکر می کنم. در سالهای گذشته من شاهد تلاش پر حجم و جدی جناب آقای خاتمی و شما برادران و خواهران در همه ی زمینه ها بودم؛ این چیزی است که ما باید آن را نعمت بزرگی از نعم الهی بدانیم. شما در این مدت کار سخت و تلاش متراکمی را انجام دادید و بحمدالله به توفیقات زیادی هم رسیدید. امروز، هم در زمینه صنعت، هم در زمینه ی کشاورزی، هم در زمینه ی علم و فناوری، هم در زمینه های گوناگون خدمات، ما پیشرفت های بسیار چشمگیر و زیادی داریم؛ اینها برای این کشور و این ملت خواهد ماند و از حافظه ی این ملت زدوده نخواهد شد. همه ی شما برادران و خواهرانی که در این کارها سهیم یا مؤثر یا مؤسس بودید... لازم است از شخص جناب آقای خاتمی هم صمیمانه تشکر کنم. این را به شما دوستان بگویم، به خود ایشان هم شاید بارها گفته ام؛ در طول هشت سالی که ما با ایشان به طور مستمر و مداوم در ارتباط بودیم، رفاقت و صمیمیت ما با ایشان روز افزون بوده؛ خدا را شکر. الان پیوند عاطفی و محبت آمیزی که بین بنده و آقای خاتمی هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، بمراتب مستحکم تر است، و این ناشی از خصوصیاتی است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندی و نجابت و روحیه نجیب ذاتی ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است. ایشان در این مدت تلاش متراکمی انجام دادند؛ ما شاهد بودیم و می دیدیم. در مقاطع زمانی مختلف، کشور و دولت ومسؤولان با حوادثی مواجه شدند، و ایشان در یکی از حساس ترین مراکز این مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل کردند؛ ان شاءالله خدای متعال اجر این صبر و تحمل را خواهد داد ...»

حافظه تاریخی پدیده مهم و موثریست که نبود آن لطمات بسیاری به ملت ها می زند. واقعا با مرور سخنان بالا چه باید گفت؟ میان حرف های این روزهای مدعیان با مطالب مورد اشاره رهبری چه شباهت و اشتراکاتی وجود دارد؟

در ضمن هر کس با وقایع تاریخی و شخصیت شاه سلطان حسین آشنا باشد می داند یکی از ویژگی های رفتاری او استخاره کردن برای اداره امور حکومت بوده است. آنها که آن گونه می گویند و یا شاه سلطان حسین را در صحبت های اخیر مقام رهبری به آقای خاتمی تعمیم می دهند، متاسفانه دچار توهم و تناقض های بزرگی شده اند.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول 57جنون(اختلال عضوی مغز)3

پیشگیری از جنون باچشیدن نمک قبل وبعدازغذابُوَدمیسّر:  

<تیک> هم مانند اضطراب وصرع و اسکیزوفرنی (جنون)نوعی اختلال عضوی مغز است

جلیلی رئیس انجمن روانپزشکان با بیان اینکه <تیک> نوعی اختلال عضوی در مغز است که در هنگام هیجان شدت می‌یابد، جلیلی با بیان اینکه برخی حرکات ، اجباری در بدن ایجاد می‌شود، گفت: <تیک> هم مانند اضطراب و اسکیزوفرنی نوعی اختلال عضوی مغز است که در موقع هیجان شدت می‌یابد. وی افزود: <تیک> گاهی ممکن است با نوعی از صرع اشتباه گرفته شود که البته این امر شایع نیست. برخی از تیک‌ها با اختلال وسواس و اضطراب همراه است و در برخی دیگر اثر این بیماری کمتر بوده و تنها به صورت <تیک> ظاهر می‌شود. با اشاره به درمان <تیک> گفت: بی‌تردید این بیماری قابل کنترل است؛ اما درمان کامل آن بستگی به نوع بیماری، درمان به کار گرفته شده و همچنین تداوم درمان دارد. <تیک> میان دو نفر به طور یکسان بروز نمی‌کند همچنین پاسخ به درمان هم در افراد مختلف، متفاوت است. آفتاب 10دی

پارانویا، بیماری قرن بیست و یکم ‌    

دانشمندان ثابت کرده‌اند که شهرنشینان دو برابر بیشتر از روستانشینان دچار بیماری توهم (پارانویا) هستند. ‌بیماری توهم یا پارانویا در تعریف عام آن، حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق العاده و خارج از اندازه‌ای که برای سلامت ‌جانی و مالی خود قائل است، خود را شکنجه می‌دهد. این‌گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ‌ماوراء طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده شان را تهدید می‌کند و همه در فکر توطئه چینی بر ضد‌آنها هستند. ‌ امیل کریپلین روانشناس آلمانی، در تلاش اولیه خود برای دسته بندی بیماری‌های روانی، از اصطلاح پارانویای مطلق برای ‌شرح حالت روانی‌ استفاده کرد که توهم جزء اصلی آن باشد اما این توهم هیچ صدمه و زوال آشکاری به سلامت عقل ‌شخص وارد نکند.همچنین دانیل فریمن از سازمان ویلکام تروست به این نتیجه رسیده که روابط اجتماعی شهرنشینان ‌نسبت به روسـتـانـشـیـنـان بـسـیـارمـتـزلـزل ونـاپـایـداراسـت. بـه‌طـورمثال شهروندان انگلیسی نسبت به 50 سال قبل چهار برابر ‌تنهاتر هستند. ‌این تنها دلیلی نیست که انسان‌ها را دچار مشکلات مغزی - روانی می‌کند، بی‌عدالتی‌های اجتماعی، استرس، فشارهای ‌تحصیلی و کاری و به‌دنبال شغل مناسب بودن در به‌وجودآوردن این مشکلات نقش اساسی دارند. ‌

اعدام یک خرافه پرست در قم 

خرافه گرائی یکی ازمصادیق جنون است

آفتاب یزد:برزگر گنجی دادستان عمومی و انقلاب قم، از اعدام پنج نفر در این شهر از جمله یک ‌مدعی امامت خبر داد. ‌به گفته وی، دو نفر از اعدام‌شدگان به اتهام قاچاق مواد مخدر، دو نفر به اتهام تجاوز و یک نفر به اتهام ‌"ادعای امامت" مفسد فی‌الارض شناخته شده و بامداد 28آذر در زندان مرکزی قم حلق‌آویز شدند. ‌علیرضا مدعی امامت که در آبان‌ماه سال 1385 از سوی ماموران اداره کل اطلاعات قم بازداشت شده بود یکی از ‌اعدامیان بوده است. اتهام این اعدامی 41 ساله "خرافه‌پرستی" عنوان و گزارش ‌شده که او مولف یک کتاب 600 صفحه‌ای و متهم به گردآوری 21 مرد و 29 زن در حال ترویج خرافه‌پرستی ‌در قم بوده است.‌وی با شکایت دادستان قم به عنوان مدعی‌العموم از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب قم محاکمه و ‌به اتهام "فساد فی‌الارض" به اعدام محکوم شده بود. ‌قبل از این در 23 آبان سال جاری مصطفی برزگر گنجی در نشستی خبری از درخواست عفو این متهم خبر ‌داده بود. پنج شنبه,5 دی,1387

جنون ،بهانه گیری

11دی ؛ مرد استرالیایی پس از دریافت هدیه تکراری کریسمس از همسرش ، او را‌ ‌تهدید به مرگ کرد.‌‌ به گزارش‌ ایسکانیوز، "کتی" 36 ساله ، شب کریسمس هدیه تزئین شده ای‌‌ ‌تقدیم همسرش کرد و "برایان" با خوشحالی کادو را گشود.این مرد وقتی دید همسرش‌ ‌هدیه تکراری ‌سال گذشته را دوباره به او داده است از شدت خشم به فکر اجرای نقشه شومی‌ ‌افتاد.‌ ‌‌"‌برایان" 40 ساله که وانمود می کرد خوشحال است روز بعد از "کتی" خواست در‌ ‌مسیر کوتاهی ‌همسفرش شود.‌‌ ‌ زن از همه جا بی خبر هم سوار خودرو شوهر شد و با سرعت‌ ‌گرفتن وسیله نقلیه، "برایان" برای کشتن ‌خود و شریک زندگی اش تقلا کرد.در آن بین‌ "‌کتی" که مرگ را بیخ گوش خود می دید به التماس افتاد و ‌فهمید چوب هدیه تکراری‌ ‌کریسمس را می خورد.زن پریشان با هزار زحمت ، همسرش را از جنایت منصرف ‌کرد و ساعتی‌ ‌بعد به سراغ پلیس استرالیا رفت. به دنبال شکایت "کتی‌"،‌ شوهرش بازداشت شده و اگر رضایت ندهد ممکن است تا 15 سال زندانی‌‌ ‌شود.

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

امام خمینی: راه قدس ازکربلامی گذرد»

کارگزاران11دی: دور جدید تجمع و تحصن دانشجویان بسیجی در سه روز گذشته در مقابل دفتر سازمان ملل و دفتر حافظ منافع مصر و سفارت اردن در تهران برای دفاع ازمردم غزه گرچه تاکنون به درگیری‌های شدیدی منجر نشده اما با نامه سرگشاده و تهدید‌آمیز این دانشجویان و حمایت - ساده لوحانه- و آشکار فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از تسخیر سفارتخانه‌ها معلوم نیست چه سرانجامی یابد. وزارت خارجه ایران ماه گذشته و به دنبال برگزاری تجمعات مشابه از نیروی انتظامی خواسته بود از تعرض‌های احتمالی به سفارتخانه‌ها در تهران جلوگیری کند. حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران تاکید کرده بود که نیروی انتظامی باید به صورت جدی‌تری از هرگونه تظاهرات و تجمعات بدون مجوز رسمی و تعرضات احتمالی به سفارتخانه‌ها جلوگیری کند.

سال گذشته نیزفرمانده سپاه ازکارکردحزبی سپاه ودخالت درانتخابات حمایت کرده بودکه سیدحسن خمینی  اقدام ناشایست اوراردکردواوراسرجای خودنشاند اما ساده لوحی اومجددگل کرده است.اگرفرمانده سپاه کلام نورانی امام رادرک نکندچه کسی بایدادراک نماید!؟

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست 54(احزاب)

کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران. بحث دولت وحدت ملی دیدگاه حزب است

به اعتقاد کارگزاران اگر همه نیروهای دلسوز و فعال جمع شوند، می‌‏توان مشکلات را حل و فصل کرد. اگر بحث دولت وحدت ملی به سرانجامی نرسید،‌‏ وحدت اصلاح‌‏طلبان توصیه می‌‏شود و این موضوع در شورای مرکزی کارگزاران به تصویب رسیده است.

دعوت رسمی زنان اصلاح‌طلب از خاتمی

مجمع زنان اصلاح‌‏طلب به صورت رسمی از سیدمحمد خاتمی برای شرکت در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری دعوت کرد. نائب رئیس مجمع زنان اصلاح طلب در گفت‌‏و‌‏گو با ایلنا، با اعلام این خبر اظهار داشت: در پی برگزاری جلسات تحلیل و بررسی انتخابات ریاست جمهوری توسط مجمع زنان اصلاح‌طلب و بر اساس نظرسنجی از اعضا در جلسه روز یک‌شنبه مجمع که به صورت فوق‌العاده برگزار شد،مصوب شد که مجمع رسما از سیدمحمد خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات دهم ریاست جمهوری دعوت به عمل‌‏آورد. فخرالسادات محتشمی‌پور ادامه داد: به همین منظور به زودی اعضای مجمع زنان اصلاح‌طلب سراسر کشور در دیدار با ایشان این خواسته جمعی را اعلام خواهند کرد. به گفته محتشمی‌پور در جلسه فوق‌العاده مجمع زنان اصلاح‌طلب نسبت به برخی لوایح پیشنهادی، اقدامات و اظهارنظرهای واپس‌‏گرایانه نسبت به زنان،در آستانه سی‌امین پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از جمله کاهش ساعت کار زنان در حوزه صنعت، سهمیه‌بندی جنسیتی به نفع داوطلبین پسر در کنکور سراسری و الزام مراجعین مجلس شورای اسلامی در استفاده از چادر اظهار نگرانی شد.

استعفای دکتر نجفی از حزب کارگزاران

کارگزاران درپاسخ به خبرگزاری فارس:استعفای دکتر نجفی به حدود پنج سال قبل بر می‌گردد و خبر آن تازگی ندارد و حتی حدود یک‌سال قبل هم موضوع با تاخیر چند ساله در خبرگزاری‌ها منتشر شد. با این حال، همکاری و تعامل فکری و سیاسی دکتر نجفی با حزب کارگزاران در سال‌های اخیر ادامه داشته و ایشان در جلسات حزبی بنا به فراخور تخصص ایشان، مشارکت داشته است. همچنین، در چند انتخابات اخیر و به‌ویژه انتخابات دوره سوم شوراها، همکاری و تعامل جدی میان دکتر نجفی و حزب کارگزاران برقرار بود و این حزب به‌طور جدی از نامزدی وی حمایت کرد و آماده است ضمن استفاده از نظرات ایشان، در رویدادهای سیاسی آتی هم به همکاری و تعامل کامل با این چهره شاخص سیاسی ادامه دهد.

بررسی پیشنهاد انتخاباتی مجمع نمایندگان ادوار

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات از بررسی پیشنهاد مجمع نمایندگان ادوار مبنی بر ساماندهی سازمان رای اصلاح‌طلبان در این شورا خبر داد. حسین کمالی، رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، با اشاره به جلسه اخیر این شورا گفت: در جلسه روز یک‌شنبه اعضا پیشنهاد مجمع نمایندگان ادوار مجلس در خصوص ساماندهی سازمان رای را مورد بررسی قرار دادند که پس از بحث و تبادل‌نظر ادامه این مباحث به جلسه آینده موکول شد.

دیدار ائتلاف ورزش با کروبی

مهدی کروبی در دیدار با اعضای ستاد ائتلاف بزرگ ورزش ایران گفت: خوشحالم از اینکه جمعی از نیروهای ارزشمند نظام که می‌خواهند فعالیت سیاسی بکنند چنین تشکیلاتی را راه‌اندازی نمودند؛ لذا ضمن برطرف کردن نقاط ضعف؛ منسجم، محکم به کار تشکیلاتی بپردازید. دبیرکل حزب اعتماد ملی درباره نقش ورزش در جامعه نیز گفت: امروز جمعیت ایران بیش از هفتاد میلیون نفر است که اکثریت آن را جوانان تشکیل می‌دهند و جامعه جوانی داریم. امروزه مقوله ورزش نه در ایران بلکه در دنیا حائز اهمیت است. ما که به دنبال تفریحات سالم برای مردم هستیم به دنبال به اهتزاز درآمدن پرچم جمهوری اسلامی ایران در دنیا هستیم باید بیش از گذشته به امر ورزش توجه کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای به آقایان کروبی و روحانی گفته‌اند که نه به کسی خواهند گفت در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده نامزد شود و نه مانع حضور کسی در انتخابات خواهند شد.

سیدمصطفی تاج‌زاده، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی  با اشاره به برخی تفسیرهای صورت گرفته توسط فرقه ضاله مصباحیه ومدیرمسول کیهان،از سخنان اخیر مقام معظم رهبری گفت: به نظر من چنین چیزی به چند دلیل صحیح نیست. اولا چنین اقدامی به این معناست که فرد خاصی از قبل انتخاب شده که مطمئنا نظر مقام رهبری چنین نیست. دوم آنکه مقام رهبری به آقایان کروبی و روحانی گفته‌اند که نه به کسی خواهند گفت در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده نامزد شود و نه مانع حضور کسی در انتخابات خواهند شد. به‌ویژه شخصی که حضور او، باعث افزایش مشارکت مردم در انتخابات می‌شود. وی که با پایگاه خبری یاری گفت‌و‌گو می‌کرد، همچنین درباره گفته مقام معظم رهبری درباره «شاه‌سلطان حسین» و سوءاستفاده رسانه‌های اصولگرا از این اظهارات اصلاح‌طلبان گفت: تجربه بشری نشان می‌دهد که شاه سلطان حسین در یک نظام استبدادی می‌تواند به قدرت برسد، حال آنکه جمهوری اسلامی بنا به تعریف و براساس قانون اساسی نظامی مبتنی بر آرای مردم است. با وجود این، به نظر من باید این بحث را به فال نیک گرفت و این موضوع را شکافت که «شاه سلطان حسینیزم» یعنی چه؟ زمینه‌های به قدرت رسیدن شاه‌سلطان حسین و پیامدهای حکومت چنین اشخاص چیست. وی افزود: نزد ایرانیان شاه‌سلطان حسین سمبل بی‌کفایتی در اداره کشور و بی‌توجهی به خطرات خارجی و در نتیجه بر باد دادن میهن است. پس باید بحث کرد کدام جریان و کدام سیاست‌ها و برنامه‌ها ممکن است خدای ناکرده ایران را بر باد دهند. فراموش نکنیم که شاه‌سلطان حسین نارضایتی عمومی، فساد حکومتی و تهدیدهای خارجی را جدی نگرفت. از طرف دیگر ایرانیان بر این باورند که سلسله حکومت‌ها زمانی سقوط می‌کنند که اشخاص کوچک مسوول کارهای بزرگ می‌شوند و بزرگان به کارهای کوچک گماشته می‌شوند. افزون بر آن حاکمان از مسائل اصلی غفلت می‌کنند و به مسائل جزئی می‌پردازند و به این ترتیب زمینه سقوط خود و حکومت را فراهم می‌کنند. نکته سوم جایگزینی خرافات و طالع‌بینی به جای عقلانیت و برنامه‌ریزی امور لشکری و کشوری در عصر شاه سلطان حسین است. وی با بیان اینکه «با توجه به نکات فوق باید بررسی کرد کدام اشخاص و جریان سیاسی واجد ویژگی‌‌های فوق است»، گفت: امروز دو دیدگاه در برابر هم صف کشیده‌اند.

طبق دیدگاه اول وضعیت کشور در حال حاضر از هر نظر عالی است و در تاریخ ایران چنین وضعیتی بی‌سابقه است. به همین دلیل، طرفداران این نگرش معتقدند هرگونه تغییر در این وضعیت می‌تواند به فاجعه و از بین رفتن دستاوردها منجر شود. البته بسیاری از اصولگرایان چنین اعتقادی ندارند اما بعضا خود را مجبور می‌بینند که از این دیدگاه دفاع کنند ولی بسیاری هم سکوت کرده‌اند. طبق نگرش دوم که ما طرفدار آن هستیم، ایران از جهات مختلف وضعیت نابسامانی دارد و اگر این وضعیت تغییر نکند، به احتمال زیاد شرایط سخت‌تری پیش خواهد آمد. به همین دلیل گفته‌ام انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد ایران را عبرت منطقه می‌کند.

حال آنکه پیروزی چهره‌ای مانند آقای خاتمی می‌تواند امنیت و پیشرفت میهن را تامین و ایران را الگوی منطقه کند. وی همچنین با اشاره به تجربه‌های عراق و افغانستان در سال‌های اخیر گفت: در جهان امروز فقط مدل شاه‌سلطان حسینی باعث سقوط حکومت‌ها نمی‌شود، بلکه چهره‌های ظاهرا شجاعی چون صدام و جریان‌هایی چون طالبان هم سقوط می‌کنند. وی همچنین با رد ادعای کسانی که خاتمی را معادل «شاه‌سلطان حسین» دانسته بودند، یادآور شد که وی در دوره هشت ساله ریاست‌جمهوری دو بار ایران را نجات داد، یعنی عکس کاری که شاه‌سلطان حسین کرد. یکی در دوم خرداد 76 بود که آمریکا درصدد بود به بهانه انفجار الخبر عربستان که ایران را متهم آن می‌خواند،‌ به کشورمان ضربات نظامی محدود وارد کند اما مشارکت گسترده مردم در انتخابات و برگزیدن آقای خاتمی آن حملات را منتفی کرد. دیگری پس از فاجعه تروریستی یازده سپتامبر بود که به نظر من اگر آن زمان آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور بود، آمریکا قبل از عراق به ایران حمله می‌کرد و همان پدیده‌ای که امروز از آن ابراز نگرانی می‌شود، چند سال زودتر اتفاق می‌افتاد. تاج‌زاده در تحلیل دلایل طرح این موضوع گفت: اصولگرایان و به‌ویژه طرفداران آقای احمدی‌نژاد هرگز موافق حضور آقای خاتمی نبوده و نیستند.

آنان نگرانند که با حضور آقای خاتمی در میدان رقابت‌های انتخاباتی، آقای احمدی‌نژاد اولین رئیس‌جمهوری شود که فقط چهار سال دولت را اداره کرد و دوره دوم را باید به رقیب واگذار کند. در سه دهه گذشته دو دوره هشت‌ساله مسوولیت دولت با اصلاح‌طلبان بود خوشبختم که بگویم امروز از نظر عموم مردم مسوولان هر دو دولت در دوران جنگ و اصلاحات (آقایان موسوی و خاتمی) محبوب‌ترین چهره‌های سیاسی هستند و عموم مردم آنها را نجات‌بخش می‌دانند، نه مدیران بی‌کفایت و ایران بر باده ده. این اتهام متوجه اصولگراهاست.

علی مطهری فرزندشهیدمطهری فرمایشان نورانی سیدمصطفی تاجزاده را100%تاییدنمودوبرخی کارهای احمدی نژادراخیانت به مردم نامید

علی مطهری: این تحلیل که رهبری حمایت خود را از احمدی‌نژاد اعلام کرده و بنابراین ما وظیفه تحقیق نداریم، یک خطا و یک الهام شیطانی برای فرار از یک مسوولیت است. حمایت‌های رهبری از دولت فعلی و تمایل احتمالی ایشان برای ادامه کار این دولت، گذشته از روش کلی ایشان مبنی‌بر حمایت از همه دولت‌های قانونی، یکی به خاطر قطع نشدن توفیقات هسته‌ای است و دوم برای پرهیز از روی کار آمدن اصلاح‌طلبانی است که به دنبال تغییر ساختار نظام هستند و الا رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی بیش از همه ما به ضعف‌های این دولت واقف‌اند و اگر اصولگرایان بر فردی قوی‌تر از احمدی‌نژاد اجماع نمایند ایشان مخالفتی نخواهند داشت. نقص‌هایی در دولت احمدی نژادوجود داشته است که کتمان آنها با اصولگرایی سازگار نیست و موجب خشم خدای تعالی خواهد بود. مطهری در ادامه با اشاره به ایرادات وارده بر شخص احمدی‌نژاد تاکید کرد: ایشان از همه ظرفیت‌های مدیریت و مشاوره کشور استفاده نمی‌کند و تمایل به افراد مطیع و تابع دارد. بسیاری از مدیران و مشاوران ارشد ایشان یا در شهرداری همکار وی بوده‌اند یا در دانشگاه علم و صنعت همکلاس یا همکار یا استاد او بوده‌اند و این یک نقص بزرگ است.

اداره کشور سعه صدر و احاطه علمی و معنوی می‌طلبد. ضعف احمدی‌نژاد در قضیه مشایی و کردان قابل مشاهده بود در داستان اظهارات باطل آقای مشایی و در قضیه تخلف آقای کردان، این مسئله بر همگان آشکار شد که احمدی نژاد بر اموری که بطلان آنها بدیهی است آنقدر پافشاری می‌کند که اصل نظام به خطر می‌افتد، خاطیان را تشویق به عدم‌ عذرخواهی و عدم ‌استعفا می‌کند و حاضر است به خاطر یک دستمال قیصریه به آتش کشیده شود. همه انتقادها را سیاسی تلقی می‌کند که عده‌ای برای ساقط کردن دولت برنامه‌ریزی کرده‌اند و گویی امکان ندارد عده‌ای از روی نصح و دلسوزی و فارغ از دسته‌بندی‌های سیاسی انتقاداتی داشته باشند و باید آنها را قانع کرد. مطهری تصریح کرد: یکی دیگر از ایرادات احمدی‌نژاد میل به تک‌روی اوست. میل به دور زدن مجلس و بلکه قائل نبودن به مجلس و مصوبات آن در ایشان احساس می‌شود. خرید بنزین اخیر توسط وزارت نفت با دستور رئیس جمهور از طریق فروش نفت خام برخلاف قانون بودجه 87 یا پرداخت وام به برخی کشورها بدون تصویب مجلس، شواهدی بر این مدعاست. معطل نگاه داشتن طرح جامع حمل‌ونقل تهران و مشروط کردن تصویب آن به گنجاندن طرح منوریل در آن، شاهد دیگری است. خودداری از پرداخت بودجه مصوب مجلس برای شرکت مترو و خرید 9 هزار اتوبوس به شهرداری تهران به بهانه‌های واهی- که اگر این بهانه‌ها جنبه سیاسی داشته و برای خارج کردن رقیب از میدان باشد فاجعه و به معنی خیانت به حقوق مردم است - شاهد دیگری بر این مدعاست.

چرخش راست سنتی به سمت احمدی‌نژاد

زیتون:روزی که امام خطاب به شیوخ شورای نگهبان گفت مواظب باشیدچشمتان بازنکنیدببینیدانجمن حجتیه همه چیزتان راازبین برده هرگزتصورنمی شدآنروزدرعهدانقلابیون باشداما افسوس !عسگراولادی رئیس جناح راستی کانه امام رادرک نکرده ،اوازخاتمی پرسیده است از چه چیزی می‌‏خواهید نجات دهید؟خدالعنت کنداکبرپرورش معاون انجمن حجتیه ای مؤتلفه راکه اینطورکله عسگراولادی امام راشسته است درحالیکه خاله پیرزن های این کشوردراقصی نقاط روستاها می دانندکه بایدکشورراازشرشیاطین انجمن حجتیه ای نجات داداین کهنه کارسیاسی میداندوخودرابه تغافل می زند!

کارگزاران30آذر: چرخش راست سنتی به سمت انجمن حجتیه، دشمن امام خمینی ومردم ایرانبا اظهارات تند حبیب‌الله عسگراولادی علیه سیدمحمد خاتمی آشکار شد. در شرایطی که چهره‌هایی چون علی‌‌اکبر ناطق‌نوری با طرح ایده‌هایی چون دولت وحدت ملی سعی داشتند نیروهای اصیل و باسابقه انقلاب را در مقابل جریان‌های نورسیده و تندرو همراه و همگام کنند و تلاش آنها در ابتدا با استقبال طیف‌هایی از جناح راست سنتی نیز همراه شده بود اما با تحولات شکل گرفته درون جریان اصولگرا، طیف سنتی جناح راست (به جز شخص آقای ناطق‌نوری) عملا از حرکت خود برای عبور از احمدی‌نژاد و به میدان آمدن چهره‌هایی میانه‌روتر دست کشیده و با جدی شدن نامزدی سیدمحمد خاتمی، به حمایت از احمدی‌نژاد و تخریب خاتمی روی آورده‌‌اند. در این زمینه، عسگراولادی روز پنج‌شنبه طی سخنانی خطاب به خاتمی، حامیان او را به «ساختارشکنی» و شخص وی را به «تکرار اظهارات اپوزیسیون» متهم کرد. وی در دیدار با جمعی از جوانان حزب موتلفه اسلامی گفت: بسیاری از افراد اپوزیسیون در خارج از کشور بحث نجات کشور در انتخابات ریاست جمهوری دهم را مطرح می‌‏کنند که آقای خاتمی نیز اخیرا این مطلب که «باید کشور را نجات داد» را گفته‌‏اند؛ که از آقای خاتمی این سوال را دارم که کشور را از چه چیزی می‌‏خواهند نجات دهند؟

هشداریکی از سرکرده های نفوذی فرقه مصباحیه

کارگزاران30آذر:یدالله جوانی رئیس اداره سیاسی سپاه در مقاله‌ای در تازه‌ترین شماره نشریه صبح صادق، به شکلی جدی به اصولگرایان در قبال طرح دولت وحدت ملی که ناطق نوری پیشنهادکرده هشدار داده است وی در مقاله مفصل خود با اشاره به خاستگاه‌های دو شعار «وحدت ملی» و «نجات ملی»، هرگونه اقدام در جهت برآمدن رئیس‌جمهوری جز احمدی‌نژاد را اقدامی در جهت خواست غرب [غرب ازنظر فرقه مصباحیه یعنی مقام معظم رهبری وآحادمردم حزب الله طرفداراسلام امام خمینی ومخالف انجمن حجتیه]معرفی کرده است.

عماد افروغ، از فعالان سیاسی اصولگرا که در ابتدا جزء حامیان احمدی‌نژاد بود و سپس به صف منتقدانش پیوست، خواستار ورود میرحسین موسوی به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری شد. وی در این‌باره به ایلنا گفت: شخصا از میرحسین موسوی برای حضور در انتخابات ریاست‌‏جمهوری دعوت می‌‏کنم و به سهم خود می‌‏کوشم تا زمینه حضور ایشان را فراهم کنم. به گفته وی، حضور میرحسین موسوی می‌تواند فضای انتخابات را نزدیک به گفتمان انقلاب نماید.[میرحسین ازافرادخط امام است که نشان ازرجعت عمادافروغ به سمت خط امام داردیامیخواهد دربرابرخاتمی خودی نشان داده باشدامانشان ازسادگی اودارد.]

محمدرضا باهنردبیرکل حزب جامعه مهندسین:‌اصولگرایان معتدل به دنبال دولت کارآمدتر هستند    8دی87  

همه جای مدیرمسول کیهان ازاحتمال آمدن خاتمی آتش گرفت

مدیرمسول عصبی مزاج کیهان حسین شریعتمداری ازطرفداران فرقه مصباحیه ،که سربه آستان خانم گیل لاپیداس می سایدونام اوراذکرووردخودکرده است مکررنوشته اورا درخیالاتش حمل میکند وتناقضات فرقه مصباحیه بی فکری ودست خالی آنها وعصبانیتشان راوماجراراازروزنامه کارگزاران پی بگیریم  :همیشه پای یک زن در میان است! مهرداد خدیر :اگر دانشگاه استمفورد آمریکا در نیمه اردیبهشت‌ماه سال 1379 همایش یک روزه‌ای با عنوان «ایران در هزاره سوم» برگزار نمی‌کرد و اگر خانم «گیل لاپیداس» استاد دانشگاه برکلی در آن سمینار سخنرانی نمی‌کرد، آنگاه روزنامه ‌محوری اصولگرایان هرچند وقت یک‌بار برای اینکه ثابت کند اصلاح‌طلبان سر و سری با آمریکایی‌ها دارند و سر سازگاری با ارزش‌‌های دینی ندارند به کدام همایش و سخنان چه کسی باید استناد می‌کرد؟!

سال‌هاست که هر بار می‌خواهند در نفی و نقد اصلاحات مقاله‌ای بنویسند، به این شخص استناد می‌کنند و دست‌کم در سال جاری یک‌بار در شهریور ماه، یک‌بار در مهرماه، یک بار در آذرماه و آخرین‌بار پنج‌شنبه گذشته -پنج‌دی- نوشتند که خانم گیل لاپیداس گفته است: «گورباچف هم مثل خاتمی اصلاح‌طلب بود ولی می‌‌خواست هم پاپ باشد و هم لوتر. بنابراین خاتمی نیز باید جای خود را به یلتسین ایرانی بدهد.» جالب اینکه این استناد برای آن صورت می‌پذیرد که خاتمی مجاب شود که نیاید و روزنامه‌ محوری اصولگرایان هر بار که می‌خواهد دلیلی متقن بیاورد که «چرا خاتمی نیاید» به این همایش و سخنان این خانم استناد می‌کند. فارغ از اینکه تا چه اندازه این نقل‌قول صحت دارد و آیا جملات نقل‌شده عین اظهارات اوست یا نه باز هم ربطی به خاتمی ندارد! اول به این خاطر که گوینده آن یک استاد دانشگاه برکلی است و نه یک اصلاح‌طلب ایرانی و اصلاح‌طلبان ایران مسوول اظهارنظرهای دیگران درباره خودشان نیستند. ثانیا اتفاقا او از خاتمی انتقاد کرده و نتیجه گرفته که «گورباچف باید جای خود را به یلتسین بدهد» در حالی که این روزها اصولگرایان نگران بازگشت «گورباچف» هستند و نه «یلتسین»! [البته روشن است که چنین تشبیهی از سوی همه گروه‌ها مردود است]

 

امسال اول بار در مقاله‌ای با عنوان «یک پیشنهاد، یک پیش‌بینی و یک خبر» و در یازدهم شهریورماه 87 به یادداشتی در بیستم اردیبهشت‌ماه 79 استناد شد تا بار دیگر پس از هشت سال قصه خانم «لاپیداس» گفته شود. هنوز اما یک ماه هم نگذشته بود که در 16 مهر 87 نیز در نوشته‌ای با عنوان «چه خاتمی بیاید و چه نیاید» بار دیگر به این نکته استناد شد که گیل لاپیداس گفته است: «خاتمی باید دست از ارزش‌های دینی بردارد در غیر این صورت جای خود را به یلتسین ایرانی بدهد.» باز هم نگفتند که آیا خاتمی دست برداشته و به توصیه آن خانم عمل کرده است؟! یا همچنان از مردمسالاری «دینی» سخن می‌گوید؟ بنابراین اصولگرایان از چه نگران هستند؟ جالب‌تر از همه اینکه در همان یادداشت یازدهم شهریور 87 آمده بود: «مضمون اصلی این پروژه تبلیغی - روانی همان نظریه‌ای بود که خانم گیل لاپیداس پیشنهاد کرده بود. طیف یادشده آقای خاتمی را به ناتوانی در پیشبرد اصلاحات و تساهل و تسامح در برخورد با مخالفان متهم می‌کردند تا آنجا که یکی از روزنامه‌های مدعی اصلاحات با صراحت و بی‌نزاکتی آقای خاتمی را با شاه‌سلطان حسین صفوی مقایسه کرد و نهایتا در یک تجمع به ظاهر دانشجویی که خاتمی برای سخنرانی دعوت شده بود افرادی به تحریک طیف مورد اشاره ایشان را هو کردند.»

در واقع این خانم «گیل لاپیداس» بود که خاتمی را نفی و به جای وی یلتسین ایرانی را توصیه می‌کرد و در داخل نیز منتقدان رادیکال، او را ناتوان می‌خواندند. اگر چنین است چگونه است که همان روزنامه در سی‌ام آذرماه 87 تصریح می‌کند: «اگرچه ما آقای خاتمی را شاه‌سلطان حسین لقب نداده بودیم ولی بارها به کنایه از وجود همان خصوصیت - وادادگی در مقابل دشمنان داخلی و خارجی- در آقای خاتمی خبر داده بودیم.

مدیرمسوول نیز شخصا تیتر «کار مملکت با آمدن شاه‌سلطان حسین‌ها تمام است » را به عنوان تیتر اول برگزید.»

این همه تناقض به خاطر آن است که از هر وسیله‌ای استفاده شود تا خاتمی نیاید. اینکه در یک سال و در چند مقاله به صورت مدام و مکرر به اظهارات یک نفر در یک همایش در کشوری دیگر استناد می‌شود حاکی از نگرانی بزرگ‌تر است: «اینکه خاتمی بیاید!» از یک طرف گفته می‌شود اصلاح‌طلبان، خاتمی را با گورباچف مقایسه کردند و از جانب دیگر اصلاح‌طلبان متهم می‌شوند که می‌خواستند به جای گورباچف سراغ یلتسین بروند! از یک طرف گفته می‌شود خانم گیل لاپیداس معتقد بود خاتمی نمی‌تواند هم از اصلاحات بگوید و هم از ارزش‌ها. حال آنکه خاتمی کماکان هر دو را می‌خواهد. هنر رهبر فقید انقلاب نیز تلفیق جمهوریت و اسلامیت بود که ابتدا قابل جمع نمی‌نمود. خاتمی نیز پروژه مردم‌سالاری به اضافه دین را دنبال می‌کند. حال اینکه خانم لاپیداس نمی‌پسندد، حسن خاتمی است یا عیب او؟

ارجاع مکرر و پیوسته به سخنان یک استاد دانشگاه برکلی - بدون آنکه بدانیم مقدمه و موخره اظهارات او چه بوده و تا چه حد رعایت امانت شده است- اتفاقا حاکی از این است که ادعای «اصلاح‌طلبی آمریکایی» تا چه اندازه قرین به صحت است. در همان مطلب 11 شهریور روزنامه‌ محوری اصولگرایان تصریح شده بود: «روز 21 تیرماه 1379 مقام معظم رهبری طی سخنانی در جمع مسوولان و کارگزاران نظام از این توطئه پرده برداشته و با تاکید بر اینکه نه خاتمی گورباچف است و نه ایران شوروی سابق به این بازی مسخره پایان دادند.» بر این پایه می‌توان پرسید: شما چرا به این بازی مسخره ادامه می‌دهید؟

به سنت حاشیه‌نگاری جای طرح این نکته نیز هست که آیا می‌توان همزمان از فروپاشی اتحاد شوروی خرسند بود و در عین حال گورباچف را شماتت کرد؟ این نیز که اصلاح‌طلبان خاتمی را با گورباچف مقایسه می‌کردند یا در پی یلتسین بودند؟ پاسخ البته روشن است. چند ماه است که به خاتمی می‌گویند «نیاید» اما دچار پریشان‌گویی و پراکنده‌سرایی شده‌اند. پیام اول این بود که این پروژه خانم «گیل لاپیداس» است و از این‌روست که قصه این خانم را دیگر از «بر» شده‌ایم! اما آخر او که از خاتمی دفاع نکرده بود! اتفاقا گفته بود مثل گورباچف باید جای خود را به دیگری بدهد و اگر یلتسین می‌آمد باید نگران می‌بودند! ضمن اینکه خاتمی، سیدمحمد خاتمی است و یک روحانی. با این وصف او به توصیه خانم لاپیداس عمل نکرده است و علی‌القاعده باید نگرانی اصولگرایان رفع شده باشد اما «لاپیداس» بهانه است و از این‌روست که به بهانه او «بازی مسخره» از سر گرفته می‌شود. از سخنان رهبری عالی نظام، تفسیر انتخاباتی صورت می‌پذیرد تا موضوع «شاه‌سلطان حسین» عمده شود حال آنکه پیش از این طیفی از اصلاح‌طلبان متهم می‌شدند که به خاتمی این لقب را داده‌اند چون از پیشبرد اصلاحات ناتوان بوده است. اکنون اتهام آنان تکرار می‌شود با این توجیه که در مقابل دشمنان خارجی و داخلی واداده بود. پس، بهانه لاپیداس تنها یکی از استنادات پیام «نیامدن» است و می‌توان پیام‌های دیگری با این هدف را نیز به یاد آورد:

چه‌گوارا و سیدحسن نصرالله

در این میان نامه «محمدعلی رامین» از چهره‌های نزدیک به محمود احمدی‌‌نژاد از منظری دیگر قابل تامل است. آقای رامین از آقای خاتمی خواسته است در انتخابات ریاست‌‌جمهوری شرکت نکند ولی به جای آن از قابلیت‌های بین‌المللی خود استفاده کند. وی تصریح کرده است: «معتقدم ظرفیت وجودی و موقعیت ممتاز شما از شخصیتی فراملی مانند ارنستو چه‌گوارا اگر بیشتر نباشد حتما کمتر نیست!» مردان دولت نهم آنقدر با دولت‌های آمریکای‌لاتین نزدیک شده‌اند که در مثال‌های خود نیز اسامی شخصیت‌های اسطوره‌ای آنان را می‌آورند. با این حال محمدعلی رامین فراموش نمی‌کند که خاتمی یک روحانی شیعه است و از این‌رو به چه‌گوارای غیرمسلمان بسنده نمی‌کند و مثال دیگر را از لبنان می‌آورد که برای خاتمی آشناتر است از او می‌خواهد به سیدحسن نصرالله تأسی کند و برای لبنان فعالیت کند! با این حال این ابهام باقی می‌ماند که یک نفر چگونه می‌تواند به بی‌عرضگی متهم و به شاه‌سلطان حسین صفوی تشبیه شود و در عین حال نقش دو اسطوره مقاومت در آمریکای لاتین و خاورمیانه را ایفا کند؟ همانگونه که معلوم نشد او چگونه می‌تواند در آن واحد هم گورباچف باشد و هم یلتسین؟!

بخش دیگر نامه ایده‌پرداز «نفی هولوکاست» نیز جالب است و دریغ است که گفته نیاید: «راستی در این چند سال فراغت از ریاست‌جمهوری چقدر رشد کرده و به کدامین ساخت نوین در حیات سیاسی خویش دست یافته‌اید؟ اگر درجا زده‌اید باخته‌اید و اگر عقبگرد کرده‌‌اید نعمت زندگانی خردمندانه را به هلاکت انداخته‌‌‌اید.»

آنچه برای نورسیدگان[ی چون فرقه مصباحیه] عالم سیاست در این مٌلک قابل درک نیست یا فهم آن دشوار است این است که صحبت از اقتضائات دموکراسی است و نیازی به ایفای نقش چه‌گوارا و سیدحسن نصرالله نیست.

هرچند ابتدا باید روشن کنند که سیدمحمد خاتمی حافظ و نگاه‌دارنده نظام و کشور و انقلاب است یا بر باددهنده آن؟ اگر اولی است و نصرالله است که دیگر شاه‌سلطان حسین نمی‌‌تواند باشد و اگر دومی است که چه‌گوارا و نصرالله نمی‌تواند باشد. با این همه هوش چندانی نمی‌خواهد تا احساس کنیم پشت پیشنهادهای قاقالی‌گونه چه نیتی نهفته است: اینکه خاتمی نیاید!

به تکرار باید گفت استراتژی اصولگرایان روشن است اول اینکه خاتمی نیاید. دیگر اینکه بر سر رئیس‌جمهور فعلی اجماع کنند و از این‌روست که ایده دولت وحدت ملی را که متضمن نادیده انگاشتن اوست رد می‌کنند. تا جایی که کیهان با صراحت به محافظه‌کاران هشدار داد: روی یال کوه نایستید. (نقطه‌ای از کوه که از هر دو طرف در دید و تیررس است) اما همه این آرایش‌ها در گرو اعلام وضعیت فردی است که نام او بیش از همه در هر تحلیل انتخاباتی ذکر می‌شود؛ سیدمحمد خاتمی. اسامی مختلف ردیف می‌شود و به آفاق سفر می‌کنند و اسامی مختلف را می‌آورند - از گیل لاپیداس در قرن حاضر تا شاه‌اسماعیل صفوی در 400 سال پیش- از سیدحسن نصرالله که معاصر ماست تا چه‌گوارا که اسطوره نسل قبل بود. همه و همه برای اینکه خاتمی نیاید تا بعدتر اصلاح‌طلبی با محوریت خاتمی را دیگران به پایان «هاملت» شکسپیر تشبیه و در داخل تکرار کنند. [در پایان نمایش «هاملت» کف صحنه از اجساد قربانیان پر شده است. چون قهرمان اندیشمند، مسوولیتی می‌پذیرد اما به جای دست زدن به عمل و اقدام کردن روزها و ماه‌ها را به تامل در عاقبت کار جهان هدر می‌دهد.]

از بداقبالی منتقدان اما این است که تصمیم نهایی با آغاز ماه محرم مقارن شده است. ماهی که در آن امام‌حسین (ع) به تحمیل‌ها تن نداد و تصمیمی گرفت که با هیچ معیاری عافیت‌طلبی و تنزه‌گزینی به حساب نمی‌آمد.

منتظر نوشته و تحلیل تازه می‌توانیم باشیم. چه، خاتمی اعلام حضور کند و چه امتناع خود را به هر دلیل ابراز دارد و اصلاح‌طلبان را به اجماع بر سر نامی دیگر فراخواند آن نوشته می‌تواند با نقل خاطره‌ای از سال 79 آغاز شود: «روزی روزگاری، در دانشگاه استمفورد آمریکا یک خانم شوروی‌شناس به نام گیل لاپیداس پشت تریبون رفت و هنگامی که تعجب حاضران را دید توضیح داد که چرا یک متخصص شوروی در همایشی حاضر شده که موضوع آن، ایران آینده است.» چه بیاید و چه نیاید آن تحلیل با این ماجرا آغاز می‌شود. با این تفاوت که اگر بیاید سرزنش می‌شود و احتمالا نتیجه می‌گیرند که قرار است به توصیه لاپیداس خاتمی خودش نقش یلتسین را بازی کند و اگر نیاید ستایش می‌شود که تحت تاثیر القائات آن خانم قرار نگرفته و مثل یک مرد، مستقل و باشهامت تصمیم خود را گرفته است!

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست 53

فیلم فرزندصبح ،خردسالی وجوانی امام خمینی

 9دی آفتاب یزد:‌"فرزند صبح "امسال هم به جشنواره فیلم فجر نمی‌رسد‌ ‌     

پروژه سینمایی "فرزند صبح" با موضوع زندگی امام خمینی (ره) در حالی وارد پنجمین سال تولید می‌شود که به ‌نظر می‌رسد برخی مشکلات مانع آماده شدن آن تا جشنواره فجر امسال شود.‌‌ به گزارش مهر، در روزهای اخیر دست ‌اندرکاران این فیلم سینمایی به کارگردانی بهروز افخمی پرداخت نشدن ‌مطالبات خود از سوی سازمان‌ها و نهادهای حامی تولید آن و کمبود بودجه را جدی‌ترین دلیل به تعویق افتادن ‌مراحل تولید عنوان کرده‌اند.‌‌غلامحسین کریمی قائم مقام معاون هنری موسسه حفظ و نشر آثار امام(ره) درباره وضعیت پرداخت‌‌های مالی این پروژه سینمایی گفت: فیلم مراحل فیلمبرداری را ‌پشت سر گذاشته و این روزها‌ کارهای فنی آن انجام می‌شود که تا این مرحله موسسه در پرداخت‌های خود تاخیر ‌نداشته است.وی ادامه داد: به هیچ عنوان چنین نیست که "فرزند صبح" به دلیل پرداخت نشدن بودجه از سوی موسسه تنظیم و ‌نشر آثار امام (ره) در مراحل تولید دچار مشکل شده باشد، زیرا ما پرداخت معوقه نداریم.‌‌اما محمدرضا شرف‌الدین تهیه‌کننده فیلم، دلیل آغاز نشدن مرحله دوبله "فرزند صبح" را نداشتن بودجه ذکر کرد. او ‌مردادماه نیز گفته بود این فیلم به دلیل پرداخت نشدن بودجه لازم در مرحله فنی متوقف شده، اما چندی بعد خبر ‌آغاز صداگذاری آن منتشر شد.‌‌افخمی نیز درباره آخرین وضعیت تولید فیلم گفت: متاسفانه منابع مالی برای کارهای لابراتواری خارج کشور ‌تامین و از سوی دیگر دوبله و صداگذاری آن هم آغاز نشده است. در این شرایط ما فقط منتظر تامین بودجه هستیم ‌تا کار را از سر بگیریم.‌‌وی همچنین یکشنبه هفته گذشته در گفتگویی اعلام کرده بود برای آغاز دوبله در انتظار پرداخت بودجه از سوی ‌موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی (ره) هستیم. جالب اینکه "فرزند صبح" بارها در مراحل تولید به دلایل مختلف ‌متوقف شده است.‌‌فیلمبرداری فیلم که از سال 83 آغاز شده بود، 22 آبان ‌ماه سال گذشته به پایان‌‌‌رسید و انتظار می‌رفت یک‌سال پس ‌از پایان فیلمبرداری تدوین و دیگر بخش‌های پروژه به پایان برسد، اما درطول انجام مراحل فنی کار در مقاطع ‌مختلف متوقف شد.‌‌شرف‌الدین 27 مهرماه اعلام کرد که از یک هفته دیگر دوبله آغاز می‌شود و بهرام زند نیز سی‌ام مهرماه گفت ‌نامزدهای نهایی دوبله شخصیت امام (ره) مشخص شده‌اند. با این وجود افخمی اخیرا گفته تاکنون گزینه‌ای برای ‌این کار وجود نداشته است.‌‌‌در این فیلم، آرمان ایرانپور، هادی حیدری و عبدالرضا اکبری به ترتیب نقش خردسالی، جوانی و میانسالی ‌حضرت امام خمینی (ره) را بازی می‌کنند و محمدرضا شریفی‌نیا ایفاگر نقش مرحوم حاج سیداحمد است.‌فرهاد قائمیان، هدیه تهرانی، الیکا عبدالرزاقی و آتیلا پسیانی دیگر بازیگران "فرزند صبح" هستند که کار تدوین آن ‌را سیف‌الله داد بر عهده داشته و آهنگساز آن هنوز مشخص نشده است.‌‌فیلم سینمایی "فرزند صبح" از آغار تولید به واسطه اخباری که در مورد بازیگران نقش‌های مختلف آن انتشار ‌یافت به پروژه‌ای خبرساز تبدیل شد. واکنش برخی نشریات و شخصیت‌ها به انتخاب تعدادی از بازیگران برای ‌حضور در نقش شخصیت‌های مورد احترام ملت ایران، بحث‌ها و حرف و حدیث‌های بسیاری به همراه داشت.‌ در این شرایط، "فرزند صبح" علاوه بر آنکه با توجهبه موضوعش به عنوان فیلمی مهم مطرح بود، عنوان اثری ‌پرحاشیه را هم به خود اختصاص داد و به نظر می‌‌رسد این حواشی تا روزهای پایانی تولید فیلم ادامه داشته باشد. ‌در نتیجه این شرایط، نمایش فیلم زندگی امام راحل (ره) در جشنواره فیلم فجر امسال همزمان با سی‌امین سال ‌انقلاب اسلامی بعید به نظر می‌رسد.‌‌

تفاوت مردمان آمریکا و ایران

کارگزاران: میزگرد تخصصی «مواجهه جنبش‌های ایرانیان در دو سده اخیر» با حضور ریچارد فولتز، عضو هیأت علمی دانشگاه کونکوریای کانادا در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد. در این نشست تخصصی، ایران‌شناس آمریکایی پروفسور فولتز ضمن اشاره به غنای فرهنگ ایرانی گفت: «فرهنگ ایران، مهم‌ترین فرهنگ در دنیا است». وی با استناد به کشف نوشته‌های استخوانی مربوط به 3200 سال پیش در چین اظهار داشت: «این نوشته‌ها که به نظر می‌رسد جزء اولین یادداشت‌ها در تاریخ تمدن چین است، حاوی کلماتی غیرچینی است که با تحقیق بر روی آنها مشخص شده است که این کلمات ایرانی هستند». استاد تاریخ ادیان دانشگاه کونکوریا، ایرانیان را عامل ورود بودا و مسیحیت به کشور چین دانست و گفت: «پیش از اسلام، دین شرق ایران، بودایی بوده است. وجود نیروی منجی در بودای چینی که برخلاف آموزه بودای اصیل است، متأثر از سوشیانس(منجی زرتشت) است». فولتز در ادامه گفت: «دین و تجارت در طول تاریخ همراه هم بوده‌اند و از آنجایی که در زمانه ما همواره سخن از اقتصاد است، بزرگ‌ترین دین، دین تجارت و بازار است و البته این دین نیز دارای اعتقادات خاصی است که عبارت است از کاپیتالیسم. اما ایران با توجه به اعتقادهای قوی شیعی که دارد کمترین تاثیر را در اقتصادی‌شدن دین داشت». نویسنده کتاب «جهان‌بینی‌ها، دین و محیط زیست» به دو بحران در محیط زیست یعنی افزایش جمعیت و مصرف زیاد اشاره کرد و بیان داشت: «این دروغ از آن بازار آزاد است که هرچه می‌خواهی استفاده کن! جامعه آمریکایی برخلاف جامعه ایرانی برای کار علمی اهمیت چندانی قائل نیست و جامعه آمریکا از سرشناس‌ترین فیلسوفان و صاحب‌نظران خود بی‌خبرند. افرادی که هم به تلویزیون دعوت می‌شوند هرچند علی‌الظاهر استاد دانشگاه هستند، اما برای شرکت‌های مالی و تجاری کار می‌کنند». وی ضمن اشاره به فضای بسته آمریکا خاطر نشان کرد: «در آمریکا تصمیم‌گیران اصلی نمی‌خواهند ایران به درستی شناخته شود چون ایران را دشمن خود می‌دانند، ایران‌شناسی در آمریکا مشکل شده است».

چه کسی می‌خواست خوانندگان لس‌آنجلسی را بیاورد؟!    

صفار هرندی وزیر ارشاد در گفتگو با خبرگزاری ایلنا نسبت به اظهارات چندی پیش سعید حجاریان در گفتگو با همین خبرگزاری واکنش نشان داد. حجاریان در آن گفتگو اظهار کرده بود که <اصولگرایان دولت نهم در حال فرار به جلو هستند. روزی می‌خواهند از لس آنجلس مجری تلویزیونی بیاورند و روز دیگر در پی دعوت از فیلمساز خارجی برای ساختن فیلمشان هستند.> صفار هرندی در مقابل این اظهارات خواستار پاسخ روشنی از سوی حجاریان شد و ادامه داد: چه زمانی و کدام خواننده را به ایران آورده‌ایم؟ صفار هرندی افزوده است: افرادی که این مسئله را مطرح کرده‌اند باید بگویند دولت چه کسی را به ایران آورده است. اینها داستان‌هایی دارد. باید روشن کنند چه خوانندگانی را آورده‌ایم. به نظر می‌رسد اظهارات سعید حجاریان که موجب واکنش صفار هرندی شده است مربوط به مصاحبه مهدی کلهر مشاور فرهنگی احمدی نژاد در اوایل تیر ماه سال 84 با شبکه مهاجر )MITV( می‌باشد که در آن کلهر در پاسخ به سوال خبرنگار که پرسیده بود <چه نظری در خصوص موسیقی دارد؟> عنوان کرده بود: <موسیقی پاپ یا حتی راک ما جای پیشرفت زیادی دارد باید فضا را آنقدر آزاد کنیم که همه اجازه کار داشته‌باشند.>وی درادامه در پاسخ به این سوال مجری برنامه که <حتی خوانندگان لس‌آنجلسی؟> اظهار کرده بود: <بله. حتی آن‌طرف آبی‌ها. از نظر آقای دکتر-احمدی نژاد- هیچ محدودیتی برای ایرانیان خارج از کشور نباید بگذاریم. نه تنها در عرصه موسیقی که در هیچ عرصه دیگر.در عرصه هنر به استادانی چون ایرج قادری یا سعید راد جفا شده است. اگر صدای من را می‌شنوند من از همه آنها عذر می‌خواهم. همه تلاش آقای دکتر در این راستا است که همه کدورت‌ها برطرف شود.>کلهر در پاسخ به این سوال هم که پرسیده شد <پرسیده‌اند مثلا‌ً شادمهر عقیلی می‌تواند به ایران برگردد؟> گفت: <چرا که نه. شادمهر یادش هست که وقتی برای آلبوم دهاتی، مجوزش گیر کرده بود من وساطت کردم و کارش حل شد.> وی همچنین در این مصاحبه که واکنش‌های زیادی را در پی داشت گفته بود: <اینها تنها مواضع من نیست. مواضع دکتر احمدی نژاد هم است.>8دی 87آفتاب یزد

آمریکا و ازبین بردن حقوق دینی زنان

شورای روابط اسلامی- آمریکایی از دادستان کل ایالت جورجیای آمریکا خواست مسئله قاضی‌ای را که از ورود زن محجبه مسلمان به دادگاه ممانعت کرده بود، پیگیری و اطمینان حاصل کند که حقوق قضایی و دینی افراد براساس قانون رعایت می‌شود. دفتر شورای روابط اسلامی- آمریکایی گزارش داد، زنی مسلمان و محجبه برسر حق ورود خود به دادگاهی در ایالت جورجیا دستگیر و سپس آزاد شده است و علت اصلی این مناقشه حجاب وی بوده است.در سال‌های گذشته نیز دیگر زنان مسلمان در چنین شرایطی قرار گرفته و از ورود آنها به دادگاه به علت محجبه بودن ممانعت شده بود.این زن مسلمان براساس حکم قاضی کیث رولینز به علت حجاب خود و ورود به دادگاه با حجاب که به نقض قوانین دادگاهی تعبیر شده 10 روز باید زندانی می‌شد اما عصر همان روز از زندان آزاد شد که دلیل آزاد شدن فوری وی مشخص نشده است.9دی

تعریف جدید جبهه؛ازنظریکی ازمقدس نمایان احمق،هرکس هرغلطی خواست بکند

یکی ازمقدس نمایان احمق بنام علیرضاعلوی‌تبار از منافقی بنام اکبرگنجی دفاع کرد . به دنبال اظهارات انتقادآمیز سید بهزاد نبوی علیه مواضع اکبر گنجی، یکی از دوستان نزدیک گنجی نبام علوی تبار به این مواضع واکنش جاهلانه نشان داد. علوی‌تبار با انتشار یادداشتی در سایت امروز با اشاره به اینکه «مباحث  آقای گنجی امکان چاپ در رسانه‌های مکتوب داخلی را نیافته است و حتی پایگاه‌های اینترنتی وابسته به جریان‌های شناخته شده داخلی از انتشار آنها خودداری کرده‌‌اند»، پرسیده: آیا در چنین شرایطی منصفانه و قابل قبول است که ما به انتشار نقدهای وارده شده به آنها بپردازیم؟ گنجی اهل کار جمعی نیست، فردی تصمیم می‌گیرد و فردی هم عمل می‌کند.

زیتون:گنجی یکی ازمنافقین طرفدارابوالقاسم خونی است که پرونده اش به تعبیرامام خمینی ازساواک بیرون آمدوقتی جوانهای ایران بدست شاه درخیابانها کشته میشدندبرای سلامتی شاه انگشتربه فرح داده برای محمدرضا بیاورد»نامه تشکرشاه درکتاب حزب قاعدین نوشته عمادالدین باقی درج است باقی توسط نفوذهای حجتیه دردستگاه قضائی مکرربازداشت شده است.علی الظاهرتمام کسانی که به انجمن حجتیه گرایش دارندتکروهستندبه فرمایشات وانتقادات علی مطهری درزمزم احزاب ازبرخی افرادبنگریم!

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نینوای عشق

نینــــوای عشق

 

در جهان گـل کرد از نو ، شور عاشورای تو

نی ، نوای عشق می خواند زسوز نـــــای تو

از خجالت آب شد وقتی فرات از شــــرم دید

آقیانوسی که می جوشید از لبهــــــــــــــای تو

رمز عاشورائیت تصویر فریــــــــاد خداست

صور اسرافیـــــــــــــــل دارد وسعت آوای تو

خون تو گلواژه ی فرهنگ سرخ عاشقی ست

از شقایق مـــــــــــوج ها دارد دل دریــای تو

خون پاکت رویش صدهــــا بهار تـــازه است

نقش مـــی بندد گلستـــانها زنقش پــــــــــای تو

شام حسرت بود شام و واژگون شد کــاخ ظلم

بـــــا پیام آتشیــــن  زینب کــــــبرای تـــــــــو

چیست بالاتر از این اعجــــاز در تاریخ خاک

می شود سرسبزتر هـــــر سال عـــاشورای تو

هاشمی زاده خورموجی

ازلینک سیدمحمدرضاهاشمی زاده

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست 52خاتمی:

   

‌منظور ما از نجات کشور، نجاتی است کـــه ملـــت ایـــران ظـــرف 150 ســال بــه آن می‌اندیشیده است؛ انقلاب اسلامی هم برای آن تحقق پیدا کرده و اتفاقا نجات در تحقق جمهوری اسلامی است.« ‌ ‌به گزارش ایسنا، سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای هسته مرکزی »پویش دعوت از خاتمی«با بیان این مطلب افزود:» من بیش از آنکه به این فکر کنم که در انتخابات آینده چه خواهد شد، به چگونه حفظ کردن و بسط دادن حرکتی که عده‌ای جوان تحصیلکرده، دلسوز و پرانرژی آمده‌اند و با خردمندی، اعتدال و واقع‌بینی و در عین حال بـا تـکیه بر یکسری آرمان‌هایی که ارزشمند است، فارغ از اینکه برای خاتمی یا کس دیگری است، دور هم جمع شده‌اند و با خلاقیت و جـذابـیـت موجی ایجاد کرده‌اند و سرانجام هزاران نفر به مجمع مجازی آنها دل بسته‌اند، می‌اندیشم.« ‌ ‌وی در ادامه گفت: »هدف ما این است که پایه‌های انقلاب اسلامی مستحکم شوند و اصلاحات هم در واقع به معنای تلاش برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی است؛ چه اصلاحات در ساختار و چه در رفتار.« ‌‌رئیس بنیاد باران گفت: »قانون اساسی، اساس نظم جامعه است و مردم به آن رای داده‌انـد و ما هم به عنوان معتقدان به اندیشه اصلاحی از آن عدول نمی‌کنیم.« ‌ ‌وی تـصریح کرد: »ولی می‌دانیم اولا این میثاق جمعی وحی‌منزل نیست و ثانیا در خود قانون اساسی هم راه‌هایی برای ایجاد تغییر و ترمیم در آن پیش‌بینی شده است.« ‌ ‌خاتمی ابراز عقیده کرد: »من نیز همچون شما معتقدم در حال حاضر بخش اعظم جامعه بر این باور است که روش‌ها و رویه‌های چند سال اخیر درست نیست و باید تغییر کند و چه بهتر که متصدیان امـر خـود پیشگام آن باشند؛ البته انتخابات هم فـرصـتـی اسـت بـرای ملـت که بتواند نظرو خــواســت خـود را اظـهـار و تـأمـیـن کـنـد.« ‌ ‌رئیـس‌جمهـور سـابـق کشورمان تاکید کرد: »اینکه چه شخصی بیاید مهم نیست. بنده به هیچ‌وجه خواستار آمدن در قدرت نیستم ولی اگر لازم باشد از زیر بار مسئولیت شانه خالی نخواهم کرد. حتی اگر حنظل و تلخ هم باشد از آن گریزی ندارم.« ‌ ‌وی تصریح کرد:» منظور ما از نجات کشور، نجاتی است که ملت ایران ظرف 150 سال به آن می‌اندیشیده است. انقلاب اسلامی هم برای آن تحقق پیدا کرده است. اتفاقا نجات در تحقق جمهوری اسلامی است و راه را برای این که ما به اهدافی که داریم بـرسـیم، آسـان می‌کند.«‌خاتمی یادآور شد:»بـنـده مـعـتـقـدم هنوز به آرمان‌های انقلاب نــرسـیــده‌ایـم. اگـر رسـیـده‌ایم دیـگـر "سـنـد چشـم‌انداز 20 ساله" معنا ندارد، ضمن آنکه اهداف چشم‌انداز که ارزشمند است، پایین‌تر از آرمان نهایی است که ما در انقلاب می‌خواستیم و آن الگوشدن در دنیا بود.« ‌ ‌وی در ادامه با طرح این پرسش که »آیا می‌توانیم مدلی را عرضه کنیم که تمام مزایای زندگی امروز از جمله آزادی، حقـوق بشـر، حـرمت انسان، علم و تکنولوژی را داشته باشد، در عین حال اخلاق و معیارهای دینی و معنوی کارساز که به انسان جهت می‌دهد را داشته باشد؟« خاطرنشان کرد: »آرمان ما این است و برای رسیدن به آن نیاز به زمان داریم. بنابراین جنبش به سوی آرمـان وجود دارد و برای رفتن به سوی آن آرمـان‌هـا مـی‌خـواهیـم پـایـه‌هـای جمهـوری اسلامی مستحکم‌تر شود.« ‌ ‌رئیس موسسه بـیـن‌الـمللـی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها گـفـت: »قـدرت سـامـاندهی "موج سوم" در مـاه‌هـای گـذشـتـه نشان داده است که این "پویش" می‌تواند یکی از گروه‌هایی باشد که دست به ساماندهی در این جامعه‌ بزند.« ‌ ‌وی اضافه کرد: »فعالیت‌های مؤثر و متنوع موج سوم در نظر من بسیار ارزشمند است و باید بسط و گسترش یابد.« ‌ ‌رئیس‌جمهور سابق کـشـورمـان تـصـریح کرد:» اما کاش نام این کمپین به نام من گره نخورده بود و این گروه در جهت تبیین و بیان اهداف و ارزش‌ها و هدایت در جامعه فعالیت می‌کرد که البته تحقق این مــهـم مــســتلـزم بـرنـامـه‌ریـزی و هـدف‌سـازی بلـندمدت است، برای این کار باید با تغذیه فکری، سـاز و کـار حضور اجتماعی در جامعه، نقش‌آفرینی در عرصه‌های مختلف و شناسایی نیروهای خلاق از بین اعضا برای آینده کشور استفاده کرد.« ‌ ‌خاتمی در بخش دیگری از این دیدار در پاسخ به این پرسش که »آیا صدای جامعه و خرد جمعی نخبگان به گوش شما رســیــده اســت« گـفـت: »مـن صـدای طـیـف وسیعی از نخبگان را از جمله از طریق موج سوم شنیده‌ام و حتی صدای جامعه و توده‌های مردم نیز در خلال پاره‌ای از فعالیت‌های متنوع که در متن جامعه دارم به من رسیده است. بدانید این دعوت‌ مردم را جدی گرفته‌ام، چه بیایم و چه نیایم.« ‌ ‌خاتمی همچنین هنگامی‌که حاضران از او خواستند تا درباره نامزدی خود خبری به مـخـاطبان سایت آنها و کسانی که تا کنون طومارهای دعوت از او را امضا کرده‌اند بدهد، گـفـت: »آنـچـه مسلم است اینکه به خاطر مصلحت نظام و ایرانیان خواستار تحول و تغییر سبک مدیریتی کنونی هستیم و در این راه هر کاری از دستمان بر بیاید انجام خواهیم داد؛ البته ایـن نـه بـدان معنـی اسـت کـه شخص من بالضروره باید بیایم.« ‌ ‌خاتمی تصریح کرد:»برای انتخابات باید آگاهی جامعه را بالا ببریم و با یک جریان مستمر بتوانیم اثرگذار باشیم نه اینکه فقط به ایجاد موج در جامعه که طبعا معطوف به شخص خاصی و گره خورده به احساسات است اکتفا کنیم، چون اگر در آینده آن فرد بنا به دلایلی نخواهد یا تتواند بیاید کار مشکل خــواهــد شـد.«‌وی در پـایـان خـاطـرنشـان کرد:»جریان اصلاحات نه تنها در ایران بلکه در دنیای اسلام می‌تواند اثرگذار باشد، زیرا آنها تشنه الگویی هستند که هم بر دین تکیه دارد و هم بر پیشرفت و آزادی؛ الگویی که بتواند به آنها فکر بدهد و برایشان منشا حرکت باشد.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

کشکول 56زیبائی

پیشگیری از قطع عضو با کاربرد سلول بنیادی در بیماری انسداد عروق    

رئیس بخش جراحی عروق بیمارستان سینا از درمان 12 بیمار مبتلا به انسداد های عروق پا با استفاده از سلول‌های ‌بنیادی خبر داد و گفت: سه سال پیش به این نتیجه رسیدیم که از سلول های بنیادی برای نجات عضوهایی که خون ‌رسانی به آنها به دلیل بیماری هایی ناشی از انسداد عروق، متوقف شده، استفاده کنیم.‌ ظفر‌قندی افزود: مدل های حیوانی انجام شد و موفقیتآمیز بود و پس از آن به رویان پیشنهاد کردیم که در یک کار مشترک، ‌کار بالینی را در بیمارستان سینا و فرآوری سلول بنیادی را در رویان انجام دادیم.وی گفت: در طول دو سال این کار بر روی 15 بیمار انجام شد و سلول های بنیادی خود افراد را از مغز استخوان ‌آنها گرفتیم و به عضوی که خون رسانی دچار اختلال بود، وارد کردیم. این روش درمانی 75 تا 80 درصد موجب بهبودی ‌وضعیت بیماران شد و آنها را از قطع عضو نجات داد. ظفر قندی اظهار داشت: اگر خون رسانی به عضو آسیب دیده تامین نشود، منجر به قطع عضو می شود و 12 نفر با روش ‌کاربردی آنژیوژنز که همان کاربرد سلول بنیادی در درمان عضو آسیب دیده بود، بهبود یافتند. عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: در برخی بیماری‌های عروقی مانند پای دیابتی و بیماری برگر که ‌وابسته به سیگار است، امکان بازسازی عروق در آنها وجود ندارد، بنابراین از سه سال پیش با مطالعات بسیار، از ‌سلول‌های بنیادی برای بازسازی مویرگ‌ها و عروق در عضوی که خون به آن نمی رسد، استفاده شد. ‌وی خاطرنشان کرد: این کار هنوز در حد تحقیقات است و مانند تمامی کارهای تحقیقاتی باید با ارزیابی بالینی صحیح ‌انجام و بدون امید دهی بیش از اندازه به بیماران پیگیری شود.‌

کشف اولین سیستم بینایی آینه ای در جهان    

 محققان برای اولین بار موفق به کشف گونه ای از مهره داران در نیوزیلند شدند که در چشم ‌آنها آینه جایگزین عدسی شده و وظیفه تمرکز نور را به عهده دارد.‌این جاندار نوعی ماهی به نام <‌Spookfish‌> است که مانند دیگر جانداران دارای دو چشم می‌باشد، اما هر یک از چشم‌های ‌آن به دو قسمت تقسیم شده است که دید یک قسمت رو به بالا و دید قسمت دیگر رو به پایین است.‌محققان با بررسی سیستم بینایی این جاندار دریافتند، قسمتی از چشم که دارای دید رو به پایین است از هزاران بلور ‌آینه شکل تشکیل شده که نسبت به یکدیگر به میزان اندکی تفاوت درجه داشته و نور را به درون شبکیه متمرکز ‌می کنند. این سیستم با سیستم بینایی دیگر انواع ماهی‌ها که از یکتک عدسی برای تشکیل نقطه کانونی در ‌شبکیه استفاده می کنند کاملا متفاوت است. دیگر انواع ماهی ها نیز دارای سیستم بینایی لوله ای هستند که از ‌تکنیک نوری برای مشاهده اطراف و دید پایین استفاده می کنند که این مکانیزم تصاویر شفافی را به جاندار نخواهد داد.‌ به گفته محققان، ماهی های >Spookfish<‌ تا به حال تنها گونه های دریایی بوده اند که سیستم بینایی آنها با استفاده از دو ‌نوع متفاوت دید- دید بالا و پایین در آن واحد- تصاویر واضح و شفافی را تولید می کند. ‌

اختراع عینک منحصر به فرد که خود را با چشم کاربر تنظیم می‌کند    

 یک دانشمند انگلیسی موفق به ابداع عینک جدیدی شده است که مطابق با توان چشمی کاربر تغییر می‌کند. این عینک منحصر به فرد به گونه‌ای طراحی شده است که می‌تواند بدون کمک چشم پزشک، خود را با چشم بیمار تطبیق دهد. در واقع، هم افراد دوربین و هم نزدیک بین می‌توانند از این عینک‌ها استفاده کنند، چون وقتی روی صورت قرار بگیرد، خود را متناسب با وضعیت عدسی چشم کاربر تنظیم می‌کند. نحوه طراحی این عینک استثنایی بدین ترتیب است که کل عینک از جنس پلاستیک ساخته شده و دارای کیسه‌های ظریفی حاوی مایع است. این کیسه‌ها به سرنگ‌هایی وصل هستند که در دسته عینک قرار گرفته‌اند. در هر دسته عینک و در امتداد سرنگ، عقربه کوچکی قرار دارد که کاربر می‌تواند با چرخاندن آن به مایع داخل عدسی عینک اضافه کرده و یا از مقدار آن بکاهد. به این شکل فرد می‌تواند بدون نیاز به چشم پزشک عینک

 اضافه وزن ناچیز هم می تواند به قلب صدمه وارد کند     

‌اضافه وزن در حد دو یا سه کیلوگرم هم می تواند به قلب صدمه بزند و احتمال نارسایی قلبی را افزایش دهد.نتایج آخرین مطالعات انجام شده در آمریکا نشان می دهد افرادی که حتی کمی ‌اضافه وزن دارند احتمال ابتلا به نارسایی قلبی در آنها بیشتر است. دانشمندان دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسیدند که فعالیت ورزشی حتی اگر کم هم باشد می تواند به قلب کمک کند. در این مطالعه که بیش از 21 هزار پزشک را به مدت 20 سال تحت نظر گرفته اند، اثرات اضافه وزن و ورزش را بر نارسایی ‌قلبی بررسی کرده اند. ‌ضریب وزن بدن انسان با تقسیم کردن وزن به کیلوگرم به مجذور قد به متر به دست می آید. اگر این ضریب کمتر از 25 باشد وزن ‌طبیعی محسوب می‌شود، بین 25 تا 30 اضافه وزن و از 30 به بالا بیماری چاقی به شمار می رود. دراین چارچوب به طور نمونه اگر قد فردی یک متر و 64 سانتیمتر و وزن او 66 کیلوگرم باشد او باید 64/ 1 را ضربدر 64/1 کند که ‌نتیجه آن رقمی حدود 68/2 خواهد شد آنگاه رقم وزن خود را تقسیم بر 68/2 می کند که نتیجه آن 62/24 می شود. به این ‌ترتیب چنین فردی دارای وزنی طبیعی است.

زوج سنگین‌وزن در روز عروسی به مرکز لاغری رفتند    

یک زوج سرخپوست در یک اقدام جالب و شگفت‌آور، تصمیم گرفتند در روز عروسی خود به مرکز لاغری رفته و خود را لاغر کنند. به گزارش ایسنا، یک زوج سرخپوست اهل شیکاگوی آمریکا که وزنشان روی هم 320 کیلوگرم می‌شود، تصمیم گرفتند عروسی خود را در یک مرکز لاغری و کاهش وزن جشن بگیرند و با یک تیر دو نشان بزنند. <لوری> و <تاد ریچاردسون> که خودشان را برای جشن عروسی آماده‌ می‌کردند، از 10 ماه پیش به همه مراکز کاهش وزن سر زده و تمامی راه‌حل‌ها را برای کم کردن وزنشان امتحان کرده، اما نتوانسته ‌بودند از وزنشان کم کنند. این زوج در آخر تصمیم گرفتند با رفتن به مرکز پزشکی دانشگاه شیکاگو، هم عروسی خود را جشن گرفته و هم خودشان را لاغر کنند.

این فرازهم ازوب نوشت سوزی جان خانم(آموزیش گریم وزیبائی):

تنها شما نیستید که ریزش مو را تجربه می کنید بلکه اکثر زنان چنین اختلالی را تجربه کرده اند. کم شدن مو در زنان به دلایل متفاوتی اتفاق می افتد ولی بحث جدی در این رابطه -حداقل در مورد زنان - صورت نگرفته است در بسیاری از موارد دلایل ریزش مو قابل تشخیص و درمان است .بنابر این اجازه دهید ابتدا بعضی از فاکتورهای رایج که باعث ریزش مو می شود را بیان کنیم

کمبود آهن : فقر آهن -در صورت داشتن یا نداشتن آن می تواند منجر به ریزش مو شود. ولی بهتر است قبل از اینکه خودسرانه از قرص های آهن مکمل استفاده کنید با پزشک خود در این زمینه مشورت کنید تا از در صورت تشخیص نیاز توسط پزشک از مکمل ها استفاده کنید. زیرا آهن بیش از اندازه در بدن نیز منجر به بروز بعضی مشکلات می شود.

اختلالات غده تیروئید: در هر دو حالت کم کاری یا پرکاری غده تیروئید ریزش مو اتفاق می افتد

کاهش مقدار استروژن: خیلی از زنان ، ریزش مو را در دوران یائسگی و بعد از آن تجربه می کنند . زمانیکه ترشح مقدار استروژن در بدن کاهش می یابد. سایر تغییرات هورمونی- برای مثال تغییر میزان استفاده از داروهای ضد حاملگی - نیز می تواند منجر به ریزش مو شود.

تغییرات هورمونی بعد از حاملگی : مادرانی که تازه کودکان خود را متولد کرده اند از ابتدا تا بعد از 6 ماه نیز ریزش مو را تجربه می کنند و این زمانی است که مقدار استروژن در خون در حال برگشت به مقدار نورمال است. در حقیقت چیزی که به نظر ریزش موی شدید می آید در واقع تنظیم چرخه رشد طبیعی مو است 0( نسبت به زمان حاملگی که در اثر میزان زیاد هورمون ریزش مو از حد نورمال کمتر می شود

telogen efflovium -(تلوژن افلووین): این یک اصطلاح برای بیان ریزش مو به صورت موقت و ناگهانی است که در اثر استرس یا جراحی اتفاق می افتد و به طور عمومی تا دو ماه بعد از بیماری ادامه دارد (این اصطلاح همچنین برای بیان ریزش ناگهانی مو که در نتیجه یکی از علت های ذکر شده اتفاق می افتد مانند تغییرات هورمونی بعد از زایمان نیز صدق می کند.)
 داروها: خیلی از داروها منجر به ریزش مو می شود . بنابر این اگر این مسئله برای شما نگران کننده است بهتر است با پزشک خود در مورد مصرف داروهای جایگزین مشورت کنید.
 مقدر زیاد ویتامین آ یا سلنیوم: در موارد نادر ممکن است از این مکمل استفاده شود زیرا در بسیاری موارد مصرف مولتی ویتامین نیاز را مرتفع می کند.مطالعات متعدد اخیر که در مورد علت ریزش مو در مردان صورت گرفته نشان می دهد که مصرف دخانیات نیز باعث افزایش ریزش مو می شود اما مشخص نیست که در زنان نیز چنین تاثیری داشته باشد . اما به طور کلی مصرف سیگار بنابه دلایل بسیار مضر است . بنابراین فرق نمی کند که آیا ریزش مو نیز در بین این دلایل باشد یا نه.
اما بهترین کار برای کسی که ریزش مو را تجربه کرده این است که دلیل اصلی را شناسایی و درمان کند. و بهترین نقطه برای تشخیص انجام تست خون است تا ازاین طریق میزان آهن، هورمون های تیروئید و وضعیت استروژن خون مشخص شود.
اگر پزشک علت قابل درمان برای ریزش مو تشخیص نداد ممکن است ریزش مو نتیجه فاکتورهای ژنتیکی باشد که غیر قابل اجتناب است اما با این حال داروهایی و جود دار که رشد دوباره مو را تحریک می کند.
روگان(نام تجاری برای داروی ماینوکسیدل): این دارو به صورت موضعی مصرف می شود یعنی به صورت مستقیم روی پوست سر مالیده می شود و با اتساع رگ های خونی پوست سر ، خون رسانی به پوست سر راافزایش می دهد . در نتیجه فولیکول ها ی مو مواد مغذی و اکسیژن بیشتری دریافت می کند و در فولیکول های مو شروع به بزرگتر شدن می کند و بعد از مدتی موها پر پشت تر می شود. البته قابل ذکر است که زنان حامله و شیرده نباید از این دارو استفاده کنند.
پروپسیا(نام تجاری برای داروی فناستراید): این دارو به صورت قرص به فروش می رسد و مانع تبدیل تستسترون به دهیدروتستسترون یا
DHT می شود (دهیدروتستسترون هورمونی است که به تدریج باعث کم شدن فولیکول های مو و درنتیجه کم شدن چرخه رشد مو می شود) البته این دارو برای درمان ریزش مو در مردان تجویز می شود اما ممکن است مانع ریزش مو در زنان نیز شود. البته همان طور که درمورد داروی اول بیان شد زنان حامله یا زنانی که قصد حامله شدن دارند نباید از این دارو استفاده کنند. مطالعات در مورد خاصیت مصرف این دارو در زنان به نتایج ضد و نقیصی رسید ه لذا مصرف این دارو درمورد تمام زنان کارساز نیست.
البته در مورد دو داروی ذکر شده لازم است به این نکته اشاره شود که مادامی که این دارو مصرف می شود ریزش مو قابل درمان و کنترل است ولی اگر درمان کنار گذاشته شود وضعیت به حالت قبل برمیگردد.

زیتون:یکی ازعلل عمده ریزش موکمبودویتامین ب دربدن ومجاورت باموادشیمیائی ویااستفاده ازموادغذائی حاوی موادشیمیائی ذکرشده است که هرچه بیشترغذای حاوی ویتامین ب مصرف کنیم پیشگیری کاملتری ازریزش موصورت می گیرد مثلاپیازخام ویتامین ب داردومورابراق وزیبامی نماید

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

غزّه نامه(کونواللظالم خصماوللمظلوم عونا؛دشمن ظالم ویاورمظلوم باشید)

پیام حضرت آیت الله خامنه‌ای درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه

بسم الله الرحمن الرحیم ‌ ‌. انا لله و انا الیه راجعون ‌ ‌

جنایت هولناک رژیم صهیونیستی در غـزه و قـتل‌عام صدها مرد و زن و کودک مظلوم، بار دیگر چهره‌ خونخوار گرگ‌های صهیونیست را از پشت پرده تزویر سال‌های اخیر بیرون آورد و خطر حضور این کافر حربی را در قلـب سـرزمـیـن‌های امت اسلام، به غافلان و مسامحه‌کاران گوشزد کرد. مصیبت این حادثه هولناک برای هر مسلمان بلکه برای هر انسان با وجدان و با شرف در هر نقطه‌جهان بسی گران و کوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سکوت تشویق‌آمیز برخی دولت‌های عربی و مدعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر که دولت‌های مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت می‌کردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه ‌آفرینی بزرگ معرفی کنند؟ ‌ ‌سران این کـشــورهـا چـه جـوابـی در بـرابـر رسـول‌اللـه صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملت‌های خود که یقینا عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصره‌ طولانی غذایی و دارویی لبالب از خون است. ‌ ‌دولت جنایتکار بوش در واپسین روزهای حکمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریکا را بیش از پیش روسیاه کرد و پرونده جرائم خود را به عنوان جنایتکار جنگی قطورتر ساخت. دولت‌های اروپایی با بی‌تفاوتی و شـایـد همراهی خود در این فاجعه‌بزرگ،‌ یک‌بار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت کردند و شرکت خود در جبهه‌ ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اکنون سوال من از علما و روحانیون جهان عرب و روسای ازهر مصر این است که آیا هنگام آن نرسیده است که برای اسلام و مسلمین احساس خطر کنید؟ آیا هنگام آن نـرسـیـده است که به واجب نهی از منکر و کلمه‌ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل کنید؟ ‌ ‌ آیا عـرصـه‌ دیـگری عریان‌تر از آنچه در غزه و فلـسـطـیـن در جـریان است در همدستی کـفـار حربی با منافقان امّت برای سرکوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تکلیف کنید؟ سوال من از رسانه‌ها و روشنفکران جهان اسلام و به ویژه جهان عرب آن است که تــا چــه هـنگـام بـه مسئـولیـت رسـانـه‌ای و روشنفکـری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سـازمـان‌هـای حـقـوق بـشرِ رسوای غرب و شورای به اصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممکن است رسوا شوند؟ ‌همه مـجاهدان فلسطین و همه ‌مومنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر کس در این دفاع‌ مشروع و مقدس کشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شـهـدای بـدر و اُحـد در مـحـضـر رسـول‌اللـه صلـی‌الله ‌علیه‌وآله‌ محشور شود. ‌سازمان کـنـفـرانـس اسلامـی بـایـد در ایـن شـرایط حساس به وظیفه‌ تاریخی خود عمل کند و جبهه‌ یکپارچه‌ای به دور از ملاحظه‌کاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشکیل دهد. بـایـد رژیم صـهـیـونیستی به وسیله‌ دولت‌های مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ طولانی مـدت، شـخصاً محاکمه و مجازات شوند. ‌ملت‌های مسلمان می‌توانند با عزم راسخ خود ایـن مـطـالـبات را تحقق بخشند و وظیفه‌ سیاستمداران و علما و روشنفکران در این بـرهـه بـسـی سـنـگـیـن‌تـر از دیگران است. ‌اینجانب به مناسبت فاجعه‌ غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام می‌کنم و مسئولان کشور را به ادای وظایف خود در این حادثه‌ غم‌انگیز فرا می‌خوانم. ‌ ‌

وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَی مُنقلبٍ ینقلبون

سید محمدخاتمی اعلام کرد:فاجعه غزه؛ نشانه سقوط اخلاق انسانی     

سکوت مجامع جهانی و وجدان بشری در مقابل جنایت بزرگ صهیونیست‌‌ها، نشانه سقوط اخلاق انسانی در دنیای‌‌کنونی و حذف اخلاق از عرصه روابط بین‌المللی است. به گزارش ایلنا، سید محمد خاتمی با بیان اینکه غزه نخستین نقطه جنایات صهیونیست‌‌ها نیست، اظهار داشت: بلکه ده‌‌ها سال است که ملت مظلوم فلسطین یعنی صاحب خانه تحت فشار و ستم چکمه پوشان تروریستی هستند که با حمایت قدرت‌‌های بزرگ روی‌‌کار آمده‌‌اند و اکنون هم مورد حمایت آنان هستند. صهیونیست‌‌ها میلیون‌‌ها نفر را از خانه خود بیرون کرده‌‌اند و میلیون‌‌ها نفر هم که در خانه مانده‌‌اند در دست آنان اسیر هستند. تاکنون فلسطینی‌‌ها ده‌ها هزار شهید تقدیم کرده‌اند و هر روز شاهد جنایات متعدد صهیونیست‌‌ها هستیم. وی گفت: بارزترین بروز بداخلاقی در دنیای کنونی وجود سیستم هایی است که ستم را مورد حمایت و مظلوم را مورد فشار قرار می‌دهد. اما غزه داستان دیگری دارد و رژیم صهیونیستی کم‌نظیرترین جنایات را در آن مرتکب شده که در گوشه و کنار دنیا دیده نشده است. خاتمی با اشاره به صحنه‌‌های رقت بار جنایات صهیونیست‌ها در غزه گفت: پس از ماه‌‌ها محاصره غزه که می‌‌خواستند ملت فلسطین را دچار مرگ تدریجی کنند، آنان مقاومت کردند آن هم در تنها نقطه‌‌ای از فلسطین اشغالی که دارای حکومت مشروع دموکراتیک است و با آرای مردم روی کار آمده است. با وجود این فشارها متاسفانه بسیاری از قدرت‌های ‌منطقه‌‌ای برای اینکه این محاصره تاثیر بگذارد به نحوی با صهیونیست‌‌ها همکاری کرده‌‌اند، اما بالاخره دل‌‌های آنها آرام نشد و با این جنایت به کشتار مستقیم زنان و کــودکــان دســت زدنــد، امــا دنـیــا واکنشـی نشـان نمـی‌دهـد. خاتمی‌‌گفت: باید ‌این موضوع را با عکس العمل شورای امنیت در موضوعاتی که مغایر با منافع قدرت‌‌های بزرگ است، مقایسه کرد.وی افزود:‌متاسفانه کشورهای عربی اسلامی و منطقه هم در مقابله با این مسائل و به طور کلی با شیوه‌‌های رژیم صهیونیستی معامله‌‌ای کرده و خفت خریده‌‌اند و شرف و آزادگی خود را در معرض خطر قرار داده‌اند.رئیس موسسه باران گفت:‌ اکنون دل‌‌های همه ما به علت آنچه در فلسطین روی می‌دهد مجروح است و به طور کلی برای سرنوشت انسان نگران هستیم. خاتمی تصریح کرد:‌ وجدان‌‌های بیدار دنیا، به ویژه در جهان اسلام باید تحرک بیشتری از خود بروز دهند.رئیس‌جمهور سابق کشورمان گفت:‌ اگر چه خیلی امیدوار نیستیم اما دولت‌‌ها و کشورهای اسلامی اگر بخواهند می‌‌توانند با فشارهای بین‌المللی دشمن صهیونیستی را بر جای خود بنشانند.

سید حسن خمینی:هر گام به سمت اختلاف در امت اسلامی، یک گام به سمت دشمن است    

سیدحسن خمینی با محکوم کردن حملات ضدبشری رژیم صهیونیستی به غزه، تمسک به اسلام، ولایت نبی اکرم(ص) و جهاد مقدس را تنها راه‌حل مشکلات امروز دانست.

به گزارش ایسنا، سیدحسن خمینی در مراسم افتتاح خوابگاه خواهران دانشگاه امام خمینی (ره) پاکستان در کراچی خاطرنشان کرد: در روزگاری که صهیونیزم جهانی با همراهی برخی از حاکمان خودباخته منطقه، ظلمی فاحش در حق مردم فلسطین روا می‌دارد و جان مسلمانان غزه در برابر چشم‌های سران غرب آماج گلوله اسرائیل قرار می‌گیرد، کدامین سلاح به غیر از تمسک به اسلام و ولایت نبی‌اکرم (ص) و جهاد مقدس می‌تواند راهگشای این مشکلات باشد؟ یادگار امام با بیان اینکه " امروز جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگر نیازمند همدلی و وحدت ملت اسلامی است"، اظهار کرد: ملت فلسطین آگاه باشند که دل و جان برادران‌شان در اقصی نقاط جهان اسلام برای آنها و به یاد آنها می‌تپد. وی با اشاره به سخنان اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر وجوب پرهیز از طرح مسائل اختلاف‌برانگیز، خاطرنشان کرد: همه مسلمانان باید این سخن را مدنظر قرار دهند و هر گام به سمت اختلاف در میان امت اسلامی را یک گام به سوی دشمن تلقی کنند. سیدحسن خمینی وحدت شیعه و سنی را یک استراتژی عمیق و بنیادین در اندیشه‌ سیاسی امام خمینی (ره) دانست و افزود: هرکس با هر زبان و قلمی در جهت تحریک قومیت‌ها و مذاهب حرکت کند و یا به تهدید و توهین مقدسات مذاهب اسلامی بپردازد، بی‌شک مرتکب خطایی بزرگ و نابخشودنی شده است. یادگار امام تاکید کرد: شیعیان جهان به خصوص شیعیان پاکستان وظیفه دارند به توصیه صریح رهبری انقلاب اسلامی پایبند باشند و در آستانه ماه محرم کینه خویش از دشمنان اهل بیت(ع) را در مواجهه با اسرائیل جنایتکار جلوه‌گر کنند. سیدحسن خمینی در پایان خاطرنشان کرد: دانشجوی مسلمان باید درس خواندن را وسیله‌ای مقدس بداند و با مجهز شدن به این تدبیر بتواند به درمان درد جامعه‌ اسلامی بپردازد. انسان امروز، همانند گذشته تاریخی خویش و بیش از آن، از کمبود دانش معنوی در رنج است و تنها تلاش آمیخته با معنویت دینی است که می‌تواند درد انسان را التیام بخشد و او را به آینده‌ای بهتر رهنمون سازد.

سید حسن نصرالله:مردم مصر خودشان گذرگاه‌ها با فلسطین را باز کنند    

 دبیرکل جنبش حزب‌الله لبنان در سخنانی که درباره فاجعه غزه ایراد کرد، گفت: هر فرد عربی و ‌ملی‌گرا اکنون باید بداند که آن چیزی که از ما دفاع کرده و حقوق ما را به ما بر می‌گرداند چیزی جز مقاومت، ‌پایمردی و شهادت نیست و باقی گزینه‌ها تنها سراب است.‌‌ ‌به گزارش مهر، سید حسن نصرالله تاکید نمود: آنچه امروز در غزه جریان دارد، نسخه فلسطینی برابر اصل آن چیزی است که در لبنان رخ داد.‌‌‌ما درلبنان می‌توانیم به خوبی درک کنیم که در غزه چه می‌گذرد، چرا که دقیقا چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشتیم. ‌اکنون گزینه‌ها، همان گزینه‌ها هستند و به همان شکل با متجاوز همراهی می‌شود و انشاءالله نتیجه هم همان خواهد ‌شد. اکنون می‌بینیم که مردم در غزه با گرسنگی، تشنگی، آهن و موشک محاصره شده‌اند ولی هنوز مقاومت ‌کرده و ابراز ضعف نمی‌کنند . این همان کربلای واقعی است. هنگامی که انسان با ذلت مخالفت کرده و آتش، تاریکی و مرگ را تحمل می‌کند.‌ ‌نصرالله گفت: برخی از سکوت اعراب در مورد حملا‌ت اسرائیل به غزه سخن می‌گویند که این موضوع ‌صحیح نیست، بلکه مشارکتی عربی در حملا‌ت اسرائیل وجود دارد. بنابراین باید بسیار واضح و روشن بگویم که ما در برابر همراهی و مشارکت برخی اعراب در آنچه که می‌گذرد، ‌هستیم.‌‌وی افزود:‌جنگ تابستان 2006 علیه لبنان با همراهی برخی اعراب و در برخی زمان‌ها با درخواست اعراب رخ داد. برخی ‌از کشورهای عربی از اسرائیل می‌خواستند که حزب‌الله را از بین برده و سر آن را قطع کنند و این همان چیزی ‌است که اکنون در غزه اتفاق می‌افتد. برخی کشورهای عربی از اسرائیل می‌خواهند که حماس و جهاد اسلامی را ‌از بین برده و سر مجاهدان و مقاومان را قطع کند.‌‌‌نصرالله اظهار داشت: دو روز پیش از یک مسئول مصری شنیدیم که مسئولیت حملا‌ت اسرائیل متوجه حماس است، ما قبلا هشدار داده بودیم و آن ‌کسی که به هشدارها گوش نداده بود اکنون باید متوجه مسئولیت خود باشد.‌‌‌ وی تاکید کرد : آیا چنین سخنانی از طرف یک مسئول عربی قابل قبول است؟ این مسئول در زمان محاصره غزه گفته بود اگر ‌کسی از فلسطینیان وارد مصر شود، پای او را خواهیم شکست. هنگامی که این سخنان را می‌شنوم، شخصا یاد ‌سخن امام حسین می‌افتم که گفته بود مرگ را بر زندگی با خیانتکاران ترجیح می‌دهم.‌‌ نصرالله گفت : دولت‌های عربی که بدون تحرک هستند باید از طرف ملت‌های خود وادار به تحرک شوند. ملت‌های عربی هیچ بهانه‌ ای ندارند و نمی‌توانند بگویند که ما در برابر دولت‌های سرکوبگر هستیم. ما باید به خیابان‌ها ریخته و حتی ‌اگر به طرف ما گلوله شلیک کردند اعتراض کنیم. هر کسی که در این راه جان خود را از دست بدهد شهید راه ‌انسانیت، اسلام و قدس است.‌‌ ‌وی تصریح کرد:‌هیچکس از مصر نمی‌خواهد که وارد جنگ ‌شود، بلکه تنها از مصر می‌خواهیم که گذرگاه‌ها را باز کرده و اجازه عبور غذا و مواد پزشکی را بدهد.‌‌ ‌ما در جنگ تابستان 2006 از هیچ کشور عربی نخواستیم که مرزها را باز کند، بلکه با سوریه همکاری نزدیک و ‌برادرانه‌ای داشتیم.‌‌دبیر کل جنبش حزب الله افزود: ملت‌های ما در جهان اسلام و عرب باید از دولت مصر بخواهند که این گذرگاه‌ها را باز کند. تاکنون ما با ادب ‌سخن گفته و خواستار کمک بودیم، ولی با توجه به آنچه رخ داد ما به مسئولان مصری می‌گوییم که اگر گذرگاه‌ها ‌را باز نکنید شریک اسرائیل در محاصره، جنگ و جنایاتی هستید که در غزه در حال رخ دادن است.‌‌ ‌نصرالله گفت : مسئولان مصری باید این سخنان را از تمامی ملت‌های عربی و اسلامی بشنوند و بدانند که اگر از هم‌اکنون دست ‌به موضع گیری انسانی نزنند از طرف تاریخ، ملت‌ها، شهدا و پیامبران سرزنش خواهند شد.‌‌‌ وی افزود : من از ملت مسلمان ، عربی، کریم، مقاوم و شجاع مصر می‌خواهم که به خیابان‌ها بریزند. آیا پلیس مصر ‌می‌تواند میلیون‌ها مصری را از بین ببرد؟ ملت مصر باید در برابر دولتی که گذرگاه رفح را بسته است مقاومت ‌کند.‌ ‌نصر الله گفت: آنچه که ما در مورد نیروهای مسلح مصری می‌شنویم این است که آنها به ریشه‌های عربی خود پایبند هستند. من ‌خواستار کودتا در مصر نیستم و در چنین موقعیتی نیز نیستم، ولی ژنرال‌ها و افسران مصری باید نزد مسئولان ‌سیاسی رفته و بگویند که ما نمی‌توانیم ذبح برادران خود در غزه را تحمل کنیم و ساکت بمانیم.‌ ‌ ‌وی اظهار داشت: اکنون دو احتمال در مورد لبنان وجود دارد. ما باید به مسئولیت‌های خود عمل کنیم و من قصد ندارم کسی را بترسانم.‌‌‌احتمال اول این است که تمام سخنان و اقدامات اسرائیل در مرز با لبنان از ترس اقداماتی از طرف لبنان باشد.‌‌‌احتمال دومی نیز وجود دارد که نباید از نظر دور داشت و آن بدین گونه است که در شرایطی که اعراب ضعیف ‌بوده و با اسرائیل همراهی می‌کنند و جهان نیز درگیر مشکلات مالی بوده و دولت آمریکا نیز در حال انتقال میان ‌جرج بوش و باراک اوباماست احتمال دارد که اسرائیل دست به تجاوزی علیه لبنان زده تا ‌از این فرصت استفاده کند. آنها به این امر در انتخابات و بهبود چهره خود نیاز دارند. این سخن نیز صحیح نیست ‌که اسرائیل در دو جبهه وارد جنگ نمی‌شود چرا که خلاف آن قبلا ثابت شده است.‌‌‌ نصرالله گفت : بدین ترتیب دولت و مقاومت و ملت لبنان باید آماده هر حادثه‌ای باشند. نصرالله در پایان ضمن اشاره به اعلا‌م روز دوشنبه به عنوان عزای عمومی از سوی حضرت آیت الله خامنه‌ای، تصریح کرد: ما نیز با خانواده خود در غزه و شهدای ‌بی‌گناه اعلام همبستگی می‌کنیم.‌ ‌

احمد پورنجاتی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس اصلاحات(ششم) :

غزه!

دخترک معصوم.

سیه‌چشم، میان باریک، گندمگون!

با رقه شرقی نگاهت، در واپسین درنگ انتظار،

میلاد «کلمه» را نوید می‌داد

و لبان بی‌رنگ «مریم باکره» را جلا می‌بخشید!

قهقهه جاری در پس‌کوچه‌های ناصره و نابلس،

پژواک سرمستی کودکان تو بود،

به پیشواز «مسیح»!

اما رمز این حصار وحشی سنگ‌ها را،

آیا کسی هست – حتما باید باشد – که بداند؟!

پس چرا ناگهان، زهدان سترون تاجران ننگ، تراوید؟!

«دروازه‌ها» باز شد، برای عبور «آذوقه‌های مرگ»!

سفره بگشایید!

به هرکس سهمی خواهد رسید، درخور و شایسته:

یک «بمب خوشگل و مامانی» برای تو!

به پاس هدیه تولد مسیح.

یک «جام خون» برای دروازه‌بان!

به پاس گشودن راه عبور.

یک «آروغ بزرگ» برای هرچه کنفرانس، شورای امنیت، سازمان ملل!

یک «ناز شست» برای عمو سام!

که چه شرمنده می‌کند، هر بار در ضیافت صلح!

پس، سهم ما؟!

یک «پاکت پروپیمان»، انواع خاکساری و منت‌پذیری و دعا!

به پاس این همه آیین مرثیه، غوغای تعزیه فریاد انتقام!

آیا کسی از قلم افتاد؟

سری بی‌کلاه ماند؟

آری، وامانده «صلح»!

بازنده هماره بازار «جنگ» و «ننگ».

غزه!

دخترک معصوم!

آیا «عطای» این سفره را به «لقایش» خواهی بخشید؟

این «سفره» نیست که:

کفتار می‌درد؛

کرکس لاشه می‌برد،

جغد ناله و فغان سر می‌دهد!

و «تو»؟

انتقاد آیت‌الله صانعی از دولت‌های عافیت‌طلب به‌دنبال وقایع خونین غزه

مردم مسلمان و مظلوم و بی‌‏گناه غزه پس از چند ماه محاصره اقتصادی چند روزی است که توسط ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل غاصب به خاک و خون کشیده می‌‏شوند و در این میان، سکوت معنادار برخی مدعیان حقوق بشر راه را بر ادامه این جنایت‌‏ها گشوده است. امروز اسرائیلیان در غزه نه‌تنها زنان و کودکان بی‌‏پناه و جوانان بی‌‏سلاح را آماج حملات خود قرار داده‌‏اند، بلکه آنان مترصد آن هستند که با استفاده از غفلت و خوش خیالی برخی دولت‌‏های عافیت‌‏طلب، نقشه استیلا و سیطره صهیونیست را بر دنیای اسلام و حتی مسیحیت تحقق بخشند. اطلاعیه می‌افزاید: اینجانب ضمن ابراز تاسف و تأثر عمیق خویش نسبت به این جنایات وحشیانه از تمام آزادی‌‏خواهان جهان و همه مدافعان راستین حقوق بشر و انسانیت می‌‏خواهم که تمام توان خویش را در جهت متوقف کردن این اقدامات وحشیانه و جنایات این رژیم سفاک به کار بندند چراکه امروز سکوت آزادیخواهان و مدافعان حقوق‌‏ بشر در مقابل این جنایات گناهی است نابخشودنی .

پیام آیت‌الله منتظری درباره حوادث غزه و اختصاص سهم امام

آیت‌الله منتظری در پیامی کشتار مردم غزه به دست صهیونیست‌ها را محکوم کرد. دراین پیام آمده است: ‏قتل‌عام و کشتار مردم مظلوم غزه که این روزها توسط دولت غاصب‏ ‏اسرائیل در جریان است، قلب هر مسلمان بلکه هر انسان آزاده‌اى را به درد‏ ‏مىآورد. مردم بى‌گناه غزه در شرایطى هدف بمباران‌هاى اسرائیل قرار‏ ‏مىگیرند که مدت‌هاست از نظر غذا و دارو و سایر امکانات اولیه در حصر‏ ‏کامل اسرائیل قرار گرفته و تمام راه‌هاى امدادرسانى حتى مع‌الاسف از‏ ‏سوى برخى دولت‌هاى اسلامى به سوى آنها بسته شده است. ‏ایشان با ابراز تاسف نسبت به مواضع کشورهای عربی و اسلامی و تایید ضمنی دولت‌هاى آمریکا‏ ‏و اروپا و سکوت مجامع بین‌المللی و سازمان‌هاى مدافع حقوق بشر، افزود: من نمى‌دانم دولت‌هاى مدعى حقوق بشر و شوراى‏ ‏امنیت چه پاسخى به تاریخ و نسل کنونى و آینده بشر خواهند داد که این‏ ‏همه مظالم و جنایات یک دولت غاصب را عملا تأیید مىکنند و حاضر‏ ‏نیستند یک اقدام جدى و به دور از شعارهاى سیاسى در جهت حل مشکل‏ ‏فلسطینى‌ها که سالیان متمادى است از خانه و کاشانه و سرزمین هاى خود‏ ‏رانده و محروم شده‌اند انجام دهند؟!

موضع ارتجاعی واحمقانه دفتر تحکیم (علامه) در قبال حوادث غزه

تشکل مذکورسوسول منشانه گفته ، جنایات امروز اسرائیل در غزه به شدت محکوم است. اما [اِواخواهر]به همان اندازه پناه گرفتن گروه‌های تروریستی[مردم فلسطین] در کودکستان‌ها و بیمارستان‌ها جهت حمله به طرف مقابل که موجبات بمباران و مرگ بیشتر کودکان و غیرنظامیان را فراهم آورده نیز محکوم و حرکتی ضدبشری است.[غاصبان قدس دراطراف بیمارستانهاچه گُهی میخورندکه به آنهاحمله شود] این تشکل لوس  دانشجویی همچنین از عملکرد ضعیف نهادهای بین‌المللی انتقاد کرده است. واگذاری «درک منطق صلح» به خود مردم منطقه انتظاری است که از برخی حاکمان فرصت‌طلب منطقه می‌رود و برآورده نمی‌شود! حاکمانی که لااقل بخشی از هویت و بقای خود را در تدوام جنگ در منطقه تعریف کرده‌اند و برای این مسئله از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزند.

پیشنهاد هاشمی‌رفسنجانی به کشورهای اسلامی برای همکاری درباره بحران غزه

ایران آمادگی کامل دارد که در دفاع از غزه با همه کشورهای مسلمان همکاری کند. مسوولان کشورهای اسلامی وظیفه سنگینی در دفاع از مردم مظلوم و مسلمان غزه دارند و حتما خداوند در این باره همه را مواخذه می‌‏کند. وی افزود: باید یک تصمیم جدی بگیریم و پشت آن تصمیم بایستیم تا چنین جنایاتی در کشورهای اسلامی تکرار نشوند. وی گفت: مبارزان فلسطینی قهرمانانی هستند که دفاع مظلومانه آنان از فلسطین در تاریخ خواهد ماند. باید جلوی تجاوزات وحشیانه اسرائیل گرفته شود و با توجه به شیوه‌‏های تروریستی صهیونیست‌‏ها، هیچ گونه جنایاتی توسط این رژیم بعید نیست. آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی گفت: رژیم اشغالگر قدس با هدف نامقدس اسرائیل کبیر حتی نمی‌‏تواند ببیند مردم فلسطین در بخش کوچکی از خاک‌‏شان زندگی می‌‏کننداقدام رژیم جنایتکار صهیونیستی در حمله سبوعانه به غزه، نشانه ترس و استیصال آنان است. وی کمک‌‏های مختصر کشورهای اسلامی به مردم غزه را در مقابل کمک‌‏های همه جانبه غرب به اسرائیل بسیار کم دانست و گفت: اگرچه به خاطر فشارهای سیاسی، تعلل می‌‏شود اما مطمئنا روزی جهان اسلام به نفع مردم فلسطین به میدان خواهد آمد.

صدرالمجاهدین مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در پیامی با محکوم کردن تهاجم گسترده رژیم صهیونیستی به نوار غزه، خواستار پایان سکوت مجامع بین المللی درباره این جنایت هولناک و اعمال فشار آنان بر مقامات غاصب قدس برای پایان دادن به این فاجعه دردناک بشری شد.

بیانیه آیت‌الله مکارم شیرازی در محکومیت جنایات غزه:

<فاجعه عظیم و قتل عام بی‌نظیری که در غزه پس از ماه‌ها محاصره جانکاه و کشنده روی داد، تمام وجدان‌های بیدار جهان را سخت ناراحت ساخت و عموم مردم دنیا به استثنای دولت‌های حامی اسرائیل غاصب و مرتبطین آنها همگی آن‌را محکوم کردند. ما نیز آن را به شدت محکوم کرده و لکه ننگی بر پیشانی بشریت می‌دانیم. ما با الهام از آیات قرآن و روایات پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، از همه ملت‌های مسلمان جهان دعوت می‌کنیم که در برابر کسانی که دست‌هایشان تا مرفق در خون مسلمانان بی‌گناه فرو رفته، مسئولیت الهی خود را در نظر بگیرند و سکوت را بشکنند.

دانشگاه اسلامی غزه هدف حملات صهیونیست‌ها قرار گرفت    

تا ظهر 9دی در اثر حملات اسرائیل به نوار غزه بیش از 300 تن به شهادت رسیده‌اند که براساس اعلام وزارت بهداشت دولت حماس 5 درصد از شهدا را کودکان تشکیل می‌دهند. منابع درمانی فلسطینی در غزه اعلام کردند که یک کودک 14 ماهه و 2 زن و یک مرد در اثر حملات اسرائیل به اردوگاه جبالیا در نزدیکی شهر غزه به شهادت رسیدند. همچنین ساختمان وزارت کشور حماس هم هدف حملا‌ت اسرائیل قرار گرفت. زیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل در گفتگو با شبکه خبری ان‌بی‌سی مدعی شد: اسرائیل تنها حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی را هدف قرار داده است. لیونی گفت: متاسفانه گاهی اوقات در جنگ، غیرنظامیان هم قربانی می‌شوند. وی افزود: هدف ما اشغال مجدد نوار غزه نیست. این سخنان لیونی در حالی بیان می‌شود که هزاران تن از نیروهای اسرائیلی به همراه تانک‌های این رژیم در مرز اسرائیل با غزه مستقر شده‌اند. جنگنده‌های اسرائیلی همچنین چندین تونل در مرز نوار غزه با مصر را بمباران کردند. اسرائیل مدعی قاچاق سلاح از طریق این تونل‌ها به غزه شده است. سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شاباک) تصمیم به اتخاذ تدابیر امنیتی شدید‌ برای سه مقام اسرائیلی گرفته است. در همین حال، سایت خبری فلسطین الیوم گزارش داده است: یگان‌های ارتش رژیم صهیونیستی در کرانه‌ باختری در تمامی ورودی‌ها و خروجی‌های این منطقه برای مقابله با هرگونه عملیات شهادت‌طلبانه به حالت آماده باش درآمده‌اند.

در پی تشدید احساسات ملی و افزایش تظاهرات ضد صهیونیستی در کشور اردن، سفیر رژیم صهیونیستی از " امان" گریخت. تظاهر‌کنندگان اردنی پیشتر جنایات اسرائیل در غزه را محکوم کرده و خواستار اخراج سفیر اسرائیل از اردن شده بودند. منابع دیپلماتیک اعلام کردند که با وجود اقدامات شدید امنیتی در سفارت رژیم صهیونیستی در اردن، تل‌آویو از سفیر خود در این کشور خواسته بود که به سرزمین‌های اشغالی بازگردد. همچنین 24 نماینده از مجموع 110 نماینده پارلمان اردن در یک نامه رسمی به دولت اعلام کردند که سیاست ارتکاب جنایت اسرائیل هشداری به اردن و منطقه است. تعدادی از نمایندگان اسلامگرای اردن در پارلمان این کشور نیز پرچم رژیم صهیونیستی را در صحن علنی به آتش کشیدند.

آصف علی زرداری رئیس جمهور پاکستان ضمن محکوم کردن حملا‌ت اسرائیل به غزه ، توقف خشونت‌ها علیه مردم این منطقه را خواستار شد. به گزارش ایلنا،‌زرداری این حملا‌ت را نقض منشورملل متحد خواند.

 همچنین دیوید میلیباند وزیر خارجه انگلیس ضمن هشدار نسبت به وقوع فاجعه انسانی در غزه، توقف حملا‌ت به نوار غزه و اعمال آتش بس را خواستار شد.

سرگئی لا‌وروف وزیر خارجه روسیه نیز در تماس تلفنی با زیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل، درخواست توقف حملا‌ت به نوار غزه و تمدید توافق‌نامه آتش بس بین حماس و اسرائیل را مطرح کرد. وی افزود : روسیه بر تمدید توافق نامه آتش بس که ورود کمک‌های بشر دوستانه و توقف کشتار غیر نظامیان را تضمین کند، تاکید دارد.

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز گفت: ترکیه خود را در غم مردم غزه شریک می‌داند. وی افزود: از سازمان ملل متحد خواسته‌ایم سریعا وارد عمل شود و به این وضع اسف بار پایان دهد.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

رفسنچانی: 14قرن پایمال شدن حق زنان در ارث شوهرانشان

اگر فقه تخصصی را بپذیریم، باید تقلید تخصصی را هم بپذیریم و اینگونه لازم نیست کسی در همه امور از یک نفر تقلید کند / شورای فقهی حداقل برای مسائل عمده مدیریت کشور تشکیل شود و علمای اهل تسنن و تشیع با هم همراهی کنند / نمی‌توان جامعه اسلامی را با برخی روایات اداره کرد که بدون شرایط اجتهاد، توجه به عقل و مصالح و مفاسد نقل شده است آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی خواستار تخصصی شدن اجتهاد و تقلید و همچنین شورایی شدن فقه شد. رئیس مجلس خبرگان رهبری دیروز در همایش «اجتهاد در دوره معاصر» که از سوی دانشگاه مذاهب اسلامی در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد، با تاکید بر لزوم تخصصی‌شدن اجتهاد گفت: یک مجتهد به تنهایی در همه‌ ابواب موردنیاز فقهی مردم نمی‌تواند متخصص باشد. ‌چطور فردی می‌تواند در عمر 40-30 ساله تحصیل خود، همه‌ این حقوق را که هرکدام تخصص بزرگی است، بداند؟ لذا ما باید به سمت فقه تخصصی در یک حکومت اسلامی برویم؛ زیرا دخالت در امور مردم با فقه تخصصی امکان‌پذیر است. وی افزود: اگر فقه تخصصی را بپذیریم، باید تقلید تخصصی را هم بپذیریم و اینگونه لازم نیست کسی در همه امور از یک نفر تقلید کند. اگر این دو را پذیرفتیم باید شورای فقهی را هم بپذیریم. وقتی با سیاست می‌خواهیم همه جامعه را اداره کنیم، شورای نگهبان ناظر مجلس باید همه‌ تخصص‌ها را در خود داشته باشد و نظر تخصصی بدهد. هاشمی‌رفسنجانی اضافه کرد: «اگر توجه به عقل و خواست قرآن در اجتهاد جدی گرفته شود، به تخصص در رشته‌های فقهی بها دهیم، بحث‌های فقه مقارن را جدی بگیریم، تقلید را تخصصی کنیم، شورای فقهی حداقل برای مسائل عمده‌ مدیریت کشور تشکیل شود و علمای اهل تسنن و تشیع در دانشگاه‌ها و اجلاس‌ها با هم همراهی کنند، می‌توان به وحدت جهان اسلام امید داشت و برای اداره جهان به ظرفیت اسلام اتکا کرد.» این برای چندمین بار است که هاشمی‌رفسنجانی از لزوم تاسیس شورای فقهی سخن می‌گوید؛ وی پیش از این در پرسش و پاسخی مکتوب با هفته‌نامه توقیف شده «شهروندامروز» گفته بود: « تحول اساسی در اجتهاد و رسیدن به فقه حکومتی و سیاسی و مدیریتی بدون تخصص‌ها ممکن نیست. همانگونه که فقها در موارد بسیاری نظرشان را متکی به تشخیص عرف در موضوعات و متعلقات احکام شرعی می‌نمایند، در مسائل پیچیده سیاسی، اجتماعی، علمی، حقوقی، مدیریتی و بین‌المللی - کارشناسی بدون داشتن تخصص‌های لازم مقدور نیست و حوزه‌های علوم دینی نمی‌توانند منتظر دریافت کارشناسی مطمئن از بیرون سازمان خود باشند. اگر ضرورت این پیش‌نیاز پذیرفته شود، به ناچار باید در حوزه‌ها هم این رشته‌ها کرسی و استاد و شاگرد داشته باشند و فقهای ما در یک یا چند رشته از اینها متخصص باشند، در این فرض بسیاری از فتواها باید از چند رشته تخصصی بهره بگیرند همانگونه که در قانونگذاری‌های پیشرفته دنیا معمول است و سرانجام به شورای فتوا می‌رسیم و چنین فتاوایی می‌تواند سرمایه یک شورای نگهبان خوب و مناسب قوانین امت اسلامی باشد.»

رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه سخنانش در همایش اجتهاد در دوره معاصر با اشاره به نوآوری‌های حضرت امام خاطرنشان کرد: امام(ره) نوآوری‌های زیادی داشتند که یکی از آنها تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که کاری بزرگ و ریشه‌ای در اداره جامعه است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: نمی‌توان جامعه‌ای را که تحت عنوان اسلام اداره می‌شود، با برخی روایاتی مدیریت کرد که هزار و چند سال پیش در آن شرایط بدون اجتهاد، بدون توجه به عقل و بی‌توجه به مصالح و مفاسد، نقل شده است. در آن دوران موضوع هوا و فضا، اعماق چند هزار متری زمین و مسائل پیچیده‌ امروزی وجود نداشت. مسائل مستحدثه مسائلی هستند که هر لحظه اتفاق می‌افتند و در دوران کنونی، ما باید با عقل و منابعی که در اختیار داریم، آنها را حل کنیم. وی ادامه داد: فقه امروز علما و حوزه‌های ما با دوران‌های قبل قابل مقایسه نیست. درست است که فقه سیاسی در اعماق فقه ما وجود دارد، ولی باید قدری تغییر کند و بزرگ‌تر شود. احکام سیاسی اداره کشور، قانونگذاری و قضا ده‌ها برابر آنچه در گذشته نوشته‌ایم، فروع دارد؛ پس باید درباره‌ این مسائل بحث شود و اینها هم وارد قوانین ما شوند. هاشمی‌رفسنجانی همچنین با اشاره به غلبه‌ حاکمیت جهانی بر حاکمیت ملی در عصر حاضر یادآور شد: جهانی‌شدن یعنی هر روز قدرت دولت‌های محلی به نفع اداره‌ جهانی کم شود. ما در بسیاری مسائل اختیار را به دست سازمان‌های بین‌المللی می‌دهیم. اسلام هم که یک دین جهانی و همیشگی است که به زمان و مکان محدود نیست و حتما برای اینها اصول دارد؛ از این رو حوزه‌ علمیه باید وارد اینگونه اصول نیز بشود.

هاشمی‌رفسنجانی همچنین با اشاره به لزوم تغییر برخی احکام در دوره‌ جدید گفت: یک بار به دلیل مسئله‌ ارث در خانواده خودمان فکر کردم که چرا حکمی وجود دارد که می‌گوید همسران نمی‌توانند از زمین ارث ببرند؟ این مسئله برای من قابل توجیه نبود؛ چراکه قرآن این را نمی‌گوید و تنها بحث یک چهارم از اموال همسر مطرح است. پس از بررسی این مسئله متوجه شدم به دلیل موضوعی که در زمان فوت پیامبر درباره مالکیت زمین از سوی یکی از همسران ایشان وجود داشته، بحثی بر سر این امر بین شیعه و سنی پدید آمده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: این فتوای بسیار معروفی است که اکنون هم به آن عمل می‌شود و زن‌ها نمی‌توانند حق خود را از ارث همسر بگیرند؛ پس از اینکه به قم رفتم و با مراجع دیگر صحبت کردم آنها گفتند با احتیاط و مصالحه در این زمینه عمل شود. صحبتی هم با رهبری در این‌باره داشتم، ایشان دستور دادند علما در جلسه‌ شب‌های پنج‌شنبه در این‌باره بحث کنند. آیت‌الله شاهروی این بحث را آغاز کرد و این فتوا خیلی اصلاح شد. اکنون هم به مجلس رفته است تا به صورت قانون درآید. وی تاکید کرد: توجه کنید 14 قرن است حق زنان در ارث شوهرانشان پایمال می‌شود. موارد بسیار زیاد دیگری هم از این قبیل وجود دارد. خاصیت فقه مقارن، پیداکردن همین حقیقت‌هاست؛ این‌طور جلسات و سمینارها هم بسیار مفید است و دانشگاه فقه مقارن هم می‌تواند در این زمینه بسیار مفید باشد. موضوع مهم این است که فقه مقارن را در حوزه‌ها جزء درس علما قرار دهیم.

پیشنهاد پذیرش مرجعیت اهل بیت از سوی اهل سنت

هاشمی‌رفسنجانی گفت: من پیشنهادی در فقه مقارن دارم که علمای شیعه و سنی می‌توانند بنشینند و در این‌باره بحث کنند؛ اینکه طبق روایت متواتر ثقلین باید مرجعیت اهل بیت را پذیرفت؛ البته نه به شکل انحصاری بلکه به عنوان یک مرجع مطمئن. اگر فقه مقارن وجود داشته باشد و علما و فقهای ما با یکدیگر بنشینند می‌بینند که مرجعیت اهل بیت از مراجع قابل اتکاست. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: زمانی که بسیار جوان بودم و در درس آیت‌الله بروجردی شرکت می‌کردم، ایشان می‌گفتند چرا بر سر خلافت با اهل سنت دعوا می‌کنید که متعلق به زمان گذشته است. باید روی مرجعیت اهل بیت بحث کنید که موضوع روز است. هاشمی‌رفسنجانی همچنین خاطرنشان کرد: امروز دنیای اسلام نسبت به دوره‌های واسط در بعد تفقه و اجتهاد بسیار نزدیک‌تر به صدر اسلام است. اکنون ما حرکتی در جهت اصالت و عمق اجتهاد و نزدیک شدن به اصل تشریع می‌بینیم. در مقابل هم البته دست‌های زیادی در کار است که نگذارد این نتیجه‌ مبارک از آن گرفته شود، اما امیدواریم بتوانیم بر شیطنت‌ها غلبه کنیم. هاشمی در پایان با تشکر از دانشگاه مذاهب اسلامی برای برگزاری همایش اجتهاد در عصر معاصر گفت: این حرکت شریف در جهت تعمیق اجتهاد و نزدیک کردن مذاهب اسلامی به یکدیگر صورت گرفته است و من مطمئن هستم بحث‌ها می‌تواند گامی در جهت وحدت جهان اسلام بردارد.

واکنش روزنامه جمهوری ببه اظهارات احمقانه غلامحسین الهام درباره تفسیرانحرافی ازسخن رفسنجانی

اظهارات اخیر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت وهمسرفاطمه رجبی هرزه نویس، که با انتقاد از طرح شورای فقهی و مرتبط ساختن آن به شورای رهبری در جهت القای تقابل آقای هاشمی‌رفسنجانی با مقام رهبری برآمده بود، با واکنش روزنامه جمهوری اسلامی مواجه شد. این روزنامه با ارائه تحلیلی درباره پیشنهادهای اخیر هاشمی‌رفسنجانی به حوزه‌های علمیه نوشته: آقای هاشمی رفسنجانی در همان سخنرانی همایش اجتهاد در دوران معاصر به شکل‌گیری این شورا در محضر رهبر معظم انقلاب و با حضور آیت‌الله هاشمی شاهرودی اشاره کرد. بنابراین، چنین شورایی ذیل رهبری و دستیار و کمک مشورتی ایشان است نه مقابل. اما آن حقوقدانی که در جمع دانشجویان شورای فقهی را شورای رهبری و در مقابل رهبری معنا می‌کند و به جای «همراه‌سازی» با رهبری برای ایشان «مقابل‌تراشی» می‌کند یا از پیشینه و عمق موضوع که به آنها اشاراتی شد مطلع است یا خیرکه اگر پاسخ مثبت است، ایشان بسیار نامنصف و سیاسی‌کار است که چنین خصوصیتی برای یک فرد حاضر در یک نهاد نظارتی زیان‌آفرین است یا پاسخ منفی است که در این صورت هم چگونه یک فرد حقوقدان دولتمرد چنین بی‌پروا و ناآگاهانه سخن می‌گوید؟

هر چقدر در تخصصی کردن فقه تعلل کنیم ضربه می‌خوریم    

 5دی آفتاب یزد: هاشمی رفسنجانی در همایش شیخ بهایی، با تاکید بر تخصصی‌شدن فقه، اظهار کرد: امت اسلامی اگر در آینده بخواهد حاکم بماند باید به سمت گرایش‌های تخصصی درفقه برود و هر چقدر تعلل کنیم، ضربه می‌خوریم. می‌توانیم در مجموع 50 کتاب فقهی،چندین زیرمجموعه را تعریف کنیم و یک حوزه نیرومند اسلامی برای استمرار انقلاب اسلامی فراهم کنیم. وی با استناد به سخنان شیخ بهایی، یادآور شد: شیخ بهایی با همه‌ علومی که بر آنها مسلط بود، خود می‌گوید هر جا با افراد ذی‌فنون مواجه شدم، بر آنان غلبه کردم، ولی هر جا با فردی که در یک رشته تخصص داشت مواجه شدم شکست خوردم؛ از این رو به حوزه‌ها توصیه می‌کنم به سمت گرایش‌های تخصصی در فقه برونداگر شخصیت‌هایی را در حوزه‌ها تربیت کنیم که در هر رشته‌ای از فقه تخصص داشته باشند، خوب است و نه تنها در حوزه‌ فقه، بلکه باید در علومی که برای اداره کشور لازم است، تخصص داشته باشیم. در همه‌ حوزه‌ها باید یک مجتهد دارای یک تخصص نیز باشد و همین کاری را که در دانشگاه‌ها می‌کنند انجام بدهیم؛ این یک چیز من‌درآوردی نیست. از حرف شیخ بهایی استفاده می‌کنم. بیاییم در حوزه‌ها رشته‌های تخصصی را دنبال کنیم و آن‌گاه شورای فقهی تشکیل بدهیم تا مسائل کشور را حل و فصل کنیم. شناخت زمان، مکان و زادگاه شیخ‌بهایی در شناخت انسان اهمیت بسیاری دارد. زادگاه ایشان که جبل‌ عامل است، امروز تاریخ‌ساز و نقطه داغ سیاست جهانی است که همان جنوب لبنان است. بخش دیگری از زمینه‌های شناخت شیخ‌بهایی مربوط به اصفهان است[منارجنبان وحمام اتمی ازعجایب نه گانه جهان]

رفسنجانی:<هر چند در اسلام جامعه طبقاتی وجود ندارد ولی در قرآن سه عنوان امتیاز ویژه دارد؛ یکی علما و دیگری متقین و سوم نیز جهاد است. البته جهاد به معنای عام آن نه شمشیر زدن و قتل عام کردن.>

فقه و قانون؛ سازگاری یا تعارض

آبان‌ماه سال گذشته یوسف اباذری در نشستی که به مناسبت روز جهانی فلسفه در انجمن حکمت و فلسفه برگزار شد در استقبال از سخنان شاپور اعتماد به انتقاد از روشنفکرانی پرداخت که به «فقه» و مباحث فقهی بی‌توجه‌اند و توانایی فقه را در ارائه نظامی حقوقی نادیده می‌گیرند. مراد او و اعتماد از فقه البته بیشتر «حقوق» بوده و بحث او واکنش به عرفان‌گرایی مفرطی بود که پس از انقلاب در فضای روشنفکری ایران رخنه کرده است. اباذری با اشاره به دو جریان مهم روشنفکری پس از انقلاب، یعنی جریان موسوم به هایدگری‌ها و پوپری‌ها، معتقد بود در نتیجه هر دوی این گرایش‌ها عرفانی‌گرایی افراطی پدید آمده و بدین مناسب برای واکنش به فضای عرفان‌زده فکری حاضر، توجه به فقه و نهایتا حقوق است. این بحث پیشتر، حدود چهار سال قبل، نیز از سوی سیدجواد طباطبایی مطرح و توسط دیگران پیگیری و بعضا تکرار شده بود. همین نکته، انگیزه‌ای بود برای برگزاری نشستی با عنوان «فقه و قانون، سازگاری یا عدم سازگاری» در موسسه معرفت و پژوهش. پنج‌شنبه گذشته حسن یوسفی اشکوری با اشاره به مصاحبه چهار سال پیش سیدجواد طباطبایی با روزنامه همشهری آن را بهانه‌ای دانست برای طرح این موضوع «مدعای آقای طباطبایی در آن مصاحبه این بود که علمای ما در مشروطه می‌خواستند فقه را به قانون تبدیل کنند، اما روشنفکران، به خصوص روشنفکران دینی و سیاسی اجازه چنین کاری را به ایشان ندادند. طباطبایی در آن زمان این موضوع را مطرح کرد و پس از آن نیز، سال گذشته در سمینار مشروطیت از روشنفکران دینی انتقاد کرده و معتقد بود راه‌حل‌های ارائه‌شده توسط روشنفکران دینی همچون مباحث معرفت‌شناسی، هرمنیوتیک، ایدئولوژی دین و ... هیچ‌یک راه به جایی نمی‌برد و تنها راه نجات ما حاکمیت قانون است. در ایران نیز حاکمیت قانون صورت نمی‌پذیرد مگر اینکه از درون فقه، نظام حقوقی جدید به وجود آید. بر اساس این دو مقدمه، تنها از طریق علما و فقها و نهاد فقه و اجتهاد است که امکان تغییر ایران، تحقق آزادی، دموکراسی، عدالت، حقوق بشر و ... حاصل می‌آید. علاوه بر این اشکوری به مصاحبه‌ای از موسی غنی‌نژاد در روزنامه اعتماد (اول آذر) اشاره می‌کند که در آن او نیز چنین ایده‌ای را مطرح می‌کند: «اگر قرار باشد از اندیشه دینی فکر اصیلی بیرون آید ، آن فکر فقط می‌تواند از فقه نشأت گیرد. زیرا فقه با واقعیات ملموس زندگی مسلمان‌ها در طول 1400 سال عجین بوده است... روشنفکران دینی بیشترین چیزی را که در اسلام دست‌کم گرفته‌اند، فقه است و این بزرگ‌ترین اشتباه آنهاست. اگر اسلام در دنیا حرفی برای گفتن دارد، این حرف را فقط باید فقه بزند نه چیز دیگر. لذا اگر شما فقها را دست‌کم بگیرید و به عنوان روشنفکر دینی فقه را نخوانید حرف‌هایتان تبدیل به داستان‌سرایی خواهد شد...»

اشکوری مجموعه چنین مباحثی را که در دو سه سال اخیر مطرح شده، انگیزه عنوان این بحث بیان می‌کند. این سوال که آیا استخراج قانون یا به تعبیر طباطبایی، نظام حقوقی جدید از دل فقه امکانپذیر است؟ و آیا علمای مشروطه قصد تبدیل فقه به قانون را داشتند یا نه؟ اشکوری با توجه به وقت کم جلسه، سوال دوم را به زمان دیگری موکول می‌کند، اما اجمالا معتقد است روایت طباطبایی از عزم علمای مشروطه مبنی بر تبدیل فقه به قانون، روایت نادرستی است. لذا سخنرانی خود را به امکانپذیری تبدیل فقه به قانون، اختصاص می‌دهد و به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که چرا چنین چیزی ممکن نیست. «چنان که در منابع آمده است فقه در لغت به معنای فهم است یا به تعبیری دیگر فقه عبارت است از فهم عمیق. در قرآن و به طور کلی در زبان و ادبیات دینی نخستین ما نیز به همین معنا بوده است. (لیتفقهوا فی‌الدین) اما از سده دوم هجری علم فقه پدید آمد و متخصصان آن را فقیه نامیدند. در این تلقی از فقه و فقاهت، فقه توانایی شناخت احکام شرعی است و لذا به فقه «علم‌الفتاوا» نیز می‌گویند. پس از به وجود آمدن فقه، اجتهاد به معنای امروزی پدید آمد. پس کسی که دارای قدرت استنباط و اجتهاد احکام شرعی است مجتهد نامیده می‌شود. کار مجتهد این است که با تکیه بر ادله شرعی (همچون قرآن، سنت، عقل و اجماع) احکام را استخراج کند. البته اجتهاد در برابر نص نیست، بلکه در اموری است که نصوص قطعی در قرآن و سنت وجود ندارد و لذا مجتهد در مقام اجتهاد حق ندارد هیچ دلیل قطعی و منصوص شرعی را نادیده گرفته یا نقض کند و اما موضوع و محدوده فقه و اجتهاد مربوط است به تعیین احکام خمسه. در این تلقی از فقه و اجتهاد که مربوط است به قرون میانه اسلامی، هیچ امری در زندگی دینداران خارج از محدوده احکام پنجگانه قرار نمی‌گیرد و از این رو فقیه است که به شخص مکلف و مقلد می‌گوید فلان چیز از واجبات است یا مستحبات یا محرمات یا.... در این تلقی شارع یا قانونگذار خداوند است که به وسیله پیامبر تشریع می‌شود و مجتهد فقط در محدوده ادله و نصوص قرآنی و سنت نبوی و عقل و اجماع و قواعد اصولی، حق دارد در امور فرعی شرعی و یا حوادث مستحدثه، فتوا دهد.» اشکوری با این مقدمه به سراغ بحث اصلی خود می‌رود. اما طرح این مقدمه طولانی هم از آن روست که اشکوری نتیجه بگیرد در شریعت اسلام قانونگذار اصالتا و بالذات خداوند است. پس علما و فقها پس از پیامبر و امامان به یک معنا شارح احکام هستند نه شارع. اشکوری بعد از توضیح مفهوم فقه و فقاهت به ارائه تعریف ساده‌ای از قانون می‌رسد.«قانون در لغت به معنی نظم و مقررات است و به لحاظ محدوده و مصادیق بسیار گسترده است. قانونگذار اجمالا کسی است که مقرراتی را وضع می‌کند تا به اجرا درآید و به اهداف معینی برسد... پس قانون اجرایی کردن حقوق است.» اما صرف‌نظر از کلیات، آنچه مورد بحث و نظر اشکوری است حقوق و قانون در قلمرو زندگی جمعی و زیست‌ مدنی آدمیان است و این نکته که این حقوق کدامند و چه نهادی این حقوق و قانون را تعیین یا وضع می‌کند و معیارهای تشخیص و تعیین کدام هستند و چرا باید دیگران از آن قوانین تبعیت کنند؟ اشکوری معتقد است پاسخگویی به این سوالات به لحاظ نظری بسیار مفصل است اما به طور خلاصه برای پرداخت به رابطه فقه و قانون می‌توان گفت دو دیدگاه کلان در مورد منشأ قانون و حقوق وجود دارد: «یکی اینکه منشأ حقوق و قانون، خدا و دین و شریعت اوست. مردم نیز به الزام حکم الهی بایستی از این قوانین پیروی کنند و دیگر اینکه انسان خود حقوق جمعی و فردی خود را بر اساس حقوق طبیعی و ذاتی‌اش معین و مشخص می‌کند و معیار تشخیص نیز عقل، خرد جمعی و علم و تجربه است. هیچ مرجعیتی خارج از انسان وجود ندارد، هیچ قانون از پیش نوشته و الزام‌آوری وجود ندارد. در این دیدگاه (که البته مانعه ‌الجمع با اسلام نواندیشان نیست) قانون، الزام و منطقا و عملا، زمانی مکانی است و لذا قانون جاودانه و ازلی و ابدی در قلمرو تنظیم روابط اجتماعی آدمیان پارادوکسیکال است.»

اشکوری ضمن بیان این دو دیدگاه معتقد است اساسا قانون الهی در منظور دوم حاوی تناقض است، زیرا قانون ذاتا، ماهیتا، موضعا تابع شرایط زمان و مکان است. بنابراین قانون جاودانه فقهی پارادوکسیکال است چراکه قانون همواره متغیر است. قانونی که تغییرپذیر باشد با فقه در تضاد است:«از این رو، این نوع قانون را قوانین موضوعه می‌گویند. یعنی مقرراتی که با توجه به شرایط و ضرورت‌ها و اهداف معین زمانی و مکانی به وسیله خردمندان با پیروی از سیره عقلا و بر وفق مصالح و مفاسد معین و تعریف‌شده وضع می‌شود و به اجرا درمی‌آید و با تغییر شرایط متحول یا به کلی دگرگون می‌شود. اما از نظر دینی و شرعی رایج قانونگذار خداوند است و هیچ‌کس حق ندارد قوانین الهی و شرعی را نادیده بگیرد یا تغییر دهد و هر نوع اجتهاد و تغییری صرفا در همان چارچوب مذکور ممکن و مجاز است منتهی در نهایت تولیت آن نیز با متخصصان فن، یعنی مجتهدان و فقیهان، است.» بنابراین با توجه به این تضاد و تامل در اینکه در گذشته دین و شریعت نقش مهم و یگانه‌ای در تعیین حقوق، محدوده قانون و نظم اجتماعی داشت، اما در دوره مدرن این نقش یا اساسا منتفی است یا به حداقل رسیده،‌ سازگاری فقه و قانون دچار خلل می‌شود. اشکوری پس از ذکر همه این مقدمات به پاسخگویی به پرسش اصلی خود باز می‌گردد:«در یک کلام، فقه اسلامی شیعی رایج و مورد قبول فقیهان و مجتهدان نمی‌تواند تبدیل به حقوق مدرن و قانون جدید شود.»

اما این مدعایی است که اشکوری در طول جلسه برای شرح و بسط آن تلاش می‌کند و برای مدلل کردن مدعای خود، براساس تاریخ ارائه شده از فقه، حقوق، قانون و مبادی و لوازم آن، تفاوت‌ها و تعارض‌های بنیادین دو دستگاه فقهی و عرفی جدید در مقوله قانون را بیان می‌کند. او به پنج تفاوت و تعارض میان این دو دستگاه تضمینی اشاره می‌کند.

تفاوت در منشأ و منبع

از نظر اشکوری در تفکر اسلامی ـ فقهی تنها قانونگذار خداوند است و پیامبر در مواردی آن احکام را تشریع یا تکمیل می‌کند و هر نوع ادعا یا عمل قانونگذاری خارج از محدوده مسلمات شرعی نادرست و نامشروع و حتی شرک است. هر نوع تقنینی بایستی مأذون از جانب شارع باشد. حتی نائینی با همه نوآوری‌هایش معتقد است حاکم یا قانونگذار بایستی از طریق فقیه مأذون باشد. اشکوری متعجب است از اینکه چگونه طباطبایی معتقد است علمای مشروطه خواستار اخذ نظام حقوقی از فقه بوده اند: «آقای طباطبایی که معتقد است هیچ‌کسی تاریخ ایران، مشروطه و تحولات معاصر ایران را نفهمیده و فقط خود او به این مهم نایل آمده، چگونه از بدیهی‌ترین مسائل غفلت می‌کند؟ مگر ایشان کتاب تنبیه‌الامه را نخوانده؟ مگر فتاوای علمای نجف را ندیده است؟» از نظر اشکوری حتی نائینی هم معتقد است حاکم حق دخالت در قوانین و مقررات را بدون اذن فقیه ندارد. زیرا حکومت از آن خدا، رسول، امام معصوم و سپس در زمان غیبت، فقیه است. لذا هیچ چیزی خارج از این محدوده مشروعیت ندارد. اما در تفکر جدید تنها قانونگذار انسان است و حتی اگر برخی مقررات و قواعد شرعی، مفید و ضروری تشخیص داده شوند صرفا از طریق سیستم قانونگذاری عرفی و رسمی تصویب و به اجرا درمی‌آیند. پس دلیل الزام‌آور بودن چنین قوانینی حرف خدا و رسول او نیست بلکه پارلمان و مجلس است.

تعارض در معیار مصالح و مفاسد احکام