زيتون

 

علت گرایش به جنس مخالف دردختران ؟

اینکه از رئیس اداره آگاهی کشوردرپست آسیب های اجتماعی ، نقل شده کمبود محبت پدرسبب جذب دختران به دوست پسرشان شده ، آیا هردختری که دوست پسرداشته باشه یعنی ازکمبود محبت پدررنج می برد یا اختلال  اجتماعی دارد؟ به نظرمن این درست نیست!درخصوص موضوعی که سوال کردید ، تاسن رشد که درهرکس ممکن است متفاوت باشد این احتمال هست که به علت کمبود توجه اطرافیان باشد بخصوص پدرکه دخترعلاقه خاصی به پدردارد وقتی توجه اش وحضورفیزیکی اش و ابراز محبتش کم شد (محبت الزاما باید ابرازشود چه گفتاری چه تصویری مثل مواقعی که حرف نمی زند اما به حرکات فرزند لبخند میزند تشویق میکند تحسین می کند زنی که لباس زیبا میپوشد وآرایش میکند بصورت تصویری محبتش را برای شوهرش ابرازمیکند، یا ابرازعملی مثلا پدر یک چیز بمناسبتی برای فرزندش میخرد که ابرازمحبت عملی است) دختردنبال جایگزین میرود اما پس ازسن رشد که معمولا همان سن قانونی(16)است کشش جنسی بر محبت غلبه دارد وارضاء‌ غریزه جنسی ازراه صحیح هم سبب سلامتی وهم یکی ازعوامل زیبائی وهم همانطورکه قرآن درسوره 21روم گفته دلیل آرامش روانی می گردد. آتش وپنبه است بی شک مردوزن / پنبه را حافظ ازآتش کجاست /یا درآتش کی حفاظ است وتقا است /وقتی مغزفرمان سکس میدهد منطق وعقل کنارمی رود . درحدیث ازپیغمبراست که درحالت مقاربت(سکس) دوسوم عقل ازبین می رود،(مقدمات سکس هم مثل سکس است وقتی دختربه دوستش اجازه میدهد به مواضع لمسش چه سینه ها چه جای دیگربدنش دست بمالد وبه اوج لذت برسد عقلش ازبین میرود) لذا اینگونه دختران که دچارآنگونه بلایا میشوند کشش جنسی آنها خیلی قوی است ودرمواجهه با دوست پسرخود نمی توانند مقاومت کنند وبه بهانه واهی مشغول لذت ازهم میشوند وقتی به اوج رسیدند کنترل بر اوضاع ازدستشان خارج میشود و موقعیت باید مدیریت شود که دراین حالت نمی توانند مدیریت کنند وآن آسیب پیش می‌ آید. دختر درسن رشد نیاز به ارضاء‌ غریزه جنسی دارد وعدم ارضاء‌ آن فشار به اعصابش وارد میکند درحالیکه سایر غرائز مثل گرسنگی وتشنگی بیشتر فشار به جسم وارد میکنند نه اعصاب . اوج لذت بردن در سن رشد است سنین بین 14تا 22سال ، چه بسا بعد آن دیگر انسان تمایل به ازدواج نداشته باشد وفقط برای خلاص شدن اززندگ‍ی یکنواخت و ادامه نسل تن به ازدواج دهد.برخی جامعه شناسان، دختران 13ساله را زن کامل میدانند که حتی توانائی باروری هم دارند وعلت آن را خوردن غذاهای هورمون دار مثل مرغ وتخم مرغ که آمپول هورمون به آن تزریق میکنند تا 50روزه به دست آید وسایرفست فودها که سبب رشد کاریکاتوری انسان میگردند، می دانند معمولا سن عقلی کودکان این دوره پائین ترازکودکان گذشته های دوراست ودرصد افت تحصیلی درکودکان ابتدائی نشان میدهد که به قول گزارشگران فوتبال چه میکند این فست فودومرغ هورمونی که خوردنش عشق کودکان این دوره است !!!؟ درنتیجه محصولش این آسیب های اجتماعی!

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

گریه معلول افسردگی

گریه معلول افسردگی دختری هستم زیربیست سال ، راستی اشکالی داره بعضی وقتها گریه کنم؟ این نشونه بچگیه، نه؟ اما خیلی لذت بخشه ...مخصوصا تو شب های تنهائی وقتی همه دوربرت اند اما انگارهیچ کس کنارت نیست!؟خواهرگرامیم ...گریه به این شکل که گفتی نشونه کمبود ویتامین ب دربدن وافسردگی وکم خونی وکمبود کلسیم بدن است . اگرطبعت سرد است غذاهای سرد (اسیدی) ویتامین ب رامیسوزاند یعنی قند وفشارخون می افتد درنتیجه ویتامین ب جذب بدن نمی شود  ازغذاهای حاوی باز استفاده کن مثلا صبح لبنیات نخورفقط شب استفاده کن ،  پنیر با گردو استفاده کن صبح نان خرما ، ارده عسل ، تخم مرغ ، به فصلش نان انگور، نان خربزه وطالبی ویا هویج یا به رنده کن با یک قاشق عسل استفاده کن همه بازدارند وتوازن اسید وباز دربدن برقرارمیگردد. به هیچ وجه ، به هیچ بهانه ، عدس یا عدس پلو استفاده نکن ، سیب زمینی را با گردو مصرف کن برنج اسید دارد حتما با خورش حاوی باز مثل قیمه بدون سیب زمینی یا فسنجان یا کرفس وامثالهم استفاده کن همواره با غذا سبزی خوردن استفاده کن چون بازدارد. همچنین شکر وهرچه شکر درآن به کاررفته مانع تولید ویتامین ب درروده ها می شود که سبب افسردگی مضاعف می شود به جای قند وشکر ازشربت عسل وخرما وانجیر استفاده کن به خاطر دوره ماهانه (قاعدگی)حتما تا یک هفته پس ازحمام کردن غذاهای خون سازبخوریعنی گوشت را فقط کباب کن آنهم گوشت نرباشد ویتامینش وخونسازی اش بالاست کشک خشک هر روز یک تکه بخور شام نان پنیر وبادام یا گردو بخور پنیروبادام کلسیمش خیلی بالاست یا روزی چند عدد بادام بخور . تا قند خون تنظیم نباشد اینها جذب نمیشود حتما روزی چند عدد خرما بخور یک قاشق عسل هم درآب معمولی حل کن بخور(شربت) یا بیشتر بخصوص که سوخت مغزقند ساکارزاست که درعسل وخرما وانجیرخشک فراوان وجود دارد پیاز – زیتون – ویتامین ب بالا دارند حتما بخور مویز هم اعصاب را قوی میکند ازخوردن غذاهائی که مواد شیمیائی ونگهدارنده دارند که سبب کم خونی میشوند بشدت بپرهیز.مثل موز – کنسرو – سوسیس وکالباس – چیپس – پفک – وقتی طبع سرد باشد خیار- نارنگی – هندوانه - ...وغذاهای سرد سبب کم خونی میشوند وعامل افت قند وفشارمیگردند غذاهای کلسیم دارمغزاستخوان را پر میکند ومغزاستخوان خون سازاست به همین علت زیاد استفاده کن شما که مشغول تحصیل هستی فشاردرس سبب استرس میگردد استرس هم مانند غذاهای‌ اسیدی فشاروقند خون را می اندازد وبه یک شکل عمل میکنند باید با غذا بالانس وریگلاژ بشیم این که برخی اوقات گریه میکنی نه هرروز این نشانه سیکل پریود ماهانه وفشاردرس وازطرفی غذای نامناسب استفاده کردن درآن روزهای خاص است که بدنت ضعیف ترشده وبروزمیدهد البته ارضاء‌ نشدن غریزه جنسی دراین سن می‌تواند عامل افسردگی باشد یکی ازدختران فامیل افسردگی شدید داشت روانپزشگ به والدینش توصیه کرده بود که الزاما باید شوهرکند که پس ازازدواج افسردگی اش برطرف شد وخیلی بانشاط وخوش برخورد است والان بچه هم دارد وهیچ اثری ازافسردگی دراو نیست.علی ایحال با غذاها خودت را تقویت کن نه هزینه مضاعف دارند ونه نیاز به برنامه ریزی سروقت طبق معمول که غذا میخوری یا میان وعده استفاده میکنی میل کن ضمنا شما جوان هستی وبدن برای جذب نیازبه خون بیشتردارد لذا به غذاهای‌خون سازبیشتری نیازداری که اگررعایت شود هیچ وقت انشاء الله ضعیف نمیشوی وبیمارهم نمی شوی و تغذیه سالم سبب زیبائی بیشترمی گردد بخصوص که خانم ها به این سرمایه بیشترنیازدارند مراقب باش آش رشته وماکارونی ونان سفید زیاد استفاده نکنی هم اینها وهم غذاهای سرد به کبد فشارمی آورند وسبب کدرشدن پوست میگردند که جوش صورت وناراحتی های‌ پوستی دراین فرایند به وجود می آید  نان سنگک ونان جو سالمترین نان هستند مابقی نان ها سفید محسوب میشوند وسبب دیابت ،‌ناراحتی های قلبی عروقی وده ها بیماری دیگرمیگردند.اینو صد سال قبل بلژیکی ها امتحان کردند ومتأسفان ما هرچه گیرمان آمد میخوریم به تعبیر پروین اعتصامی همیشه دخترامروز مادرفرداست ، ازامروز به فکر فردا باشیم نازائی ، توهم زشتی و آسیب های پوستی ، انواع واقسام بیماری های عصرماشین ریشه درتغذیه ناسالم که وارد بدن ما شده وبه فرزندانمان منتقل میشود دارد امید که به حول وقوه الهی وبه لطف وکرمش همیشه شاداب وهمواره رقصان ودائم تندرست وبا لبخند باشید واین پست را به عنوان هدیه پذیرا باشید .  

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

در ژنو (پستی ازمعصومه ابتکار)ابتکارسبز

 فردا ساعت 5 صبح ( 25فروردین) برای شرکت در هم اندیشی دین و سیاست عازم ژنو هستم. این نشست توسط موسسه گفت و گوی تمدن ها و موسسه صلح و حقوق بشر اسلو و نیز کلوپ مادرید برگزار می شود و آقای خاتمی پس از پایان سفر دو روزه  اش به اسپانیا در این اجلاس یک روزه شرکت می کند. موضوعات اصلی این نشست چگونگی تعامل دین با سیاست براساس تجربیات غرب و دنیای اسلام، توجه به عوامل تنش زا بین مذاهب و روش های کاهش این تنش ها، مرزهای سیال بین دین و سیاست، میزان همگرایی دین با دموکراسی و استانداردهای دوگانه غرب است. سخنرانان افتتاحیه این اجلاس آقایان خاتمی و بندویک نخست وزیر سابق نروژ هستند. من مسئول اداره میزگرد دوم اجلاس هستم که در آن نخست وزیر سابق فرانسه، یکی از اساتید دانشگاه اسلو و معاون یکی از احزاب مهم ترکیه حضور دارند.  یک شنبه شب جلسه معارفه شرکت کنندگان برگزار شد؛ با حضور نمایندگانی از همه طیف ها؛ از استادان دانشگاه گرفته تا ‏رهبران سیاسی و رهبران مذهبی. ‏ دیروز افتتاحیه اجلاس راس ساعت 9 شروع شد و آن قدر سر ساعت که من با ورودم ساعت نه و چهار دقیقه شرمنده شدم. ‏فقط چهار دقیقه دیرتر رسیدم و دیدم سخنرانی آقای خاتمی شروع شده است. تقصیر یکی از اعضای هیات بود که صحبتش از ‏ایران گل انداخته بود. ‏ خلاصه برنامه ساعت 9 شروع و تا 7 شب ادامه داشت. ‏ علاوه بر نخست وزیر سابق نروژ، نخست وزیران سابق فرانسه، بوسنی، پرتغال و... هم در این اجلاس حضور ‏داشتند. ‏ آقای خاتمی ابتدا از بازگشت دین به عرصه زنده جامعه و عصر مدرنیته – به رغم نفی آن در بسیاری عرصه ها - سخن گفت و بر ضرورت گفت ‏و گو برای یافتن راه حل های موثر برای مقابله با افراط گرایی تاکید کرد.‏ آقای بندویک نخست وزیر سابق نروژ و رییس موسسه صلح و حقوق بشر اسلو نیز با اشاره به اهمیت این تماس ها و جلسات ‏گفت باید بتوانیم مسایل را از زبان دو طرف بشنویم و هر دو دیدگاه را بررسی کنیم. ‏ اداره میزگرد دوم اجلاس بر عهده من(معصومه ابتکار) بود که چهار سخنران داشت و حدود 12 اظهار نظر و سوال. سعی کردم بحث ها دو ‏جانبه باشد. نتیجه میزگرد این بود که نباید سکولاریسم به عنوان پیش درآمد دموکراسی مطرح شود، بلکه مهم تحقق ‏دموکراسی در کشورهاست.  آقای بندویک می گفت بعضی کشورهای اروپا هم سکولار واقعی نیستند زیرا کلیسا در سیاست آنها تاثیر دارد و بنابراین ‏جدایی معنی پیدا نمی کند. ‏جلسه بعد از ظهر « اجلاس دین و سیاست » به موضوع اقلیت های دینی و حقوق آنها درجوامع مختلف اختصاص داشت. یکی از شرکت کنندگان خانم جوان الجزایری بود که در اروپا زندگی می کرد. او سوالاتی را در مورد هویت مسلمانان اروپایی مطرح کرد. ازنحوه طرح سوالاتش به نظر می رسید با گرایش به اینکه مسلمانان اروپایی باید هویت خود را حفظ کنند این پرسش ها بیان می شد و به دنبال راهکارهایی برای موضوع بود.  پیشنهادی را در این جلسه مطرح کردم بر این مبنا که امروز در دنیا دمکراسی دارای دو کاستی است. کاستی اول بحث اخلاقیات و کاستی دوم بحث نگاه زنانه؛ به این مقهوم که نبود عواطف و حس های زنانه در تصمیم گیری ها و مدیریت در سطح دولت ها و جهان سبب خلاء و کاستی جدی شده است. بنابراین باید به این موضوع توجه شود. آقای بندویک نخست وزیر سابق نروژ و رییس مرکز صلح و حقوق بشر اسلو و تعداد دیگری از سیاسیون حاضر از این پیشنهاد استقبال کردند.بخش پایانی اجلاس به تدوین بیانیه آن اختصاص داشت. در این بیانیه به اهمیت دین نه فقط به عنوان عامل تعیین کننده ای در حوزه فردی بلکه به عنوان عاملی برای بهبود کیفیت زندگی در حوزه عمومی اشاره شد. همچنین ضرورت توجه به مردمسالاری برای تحقق بسیاری از آرمان های دینی مانند آزادی و کرامت انسانی مورد تاکید قرار گرفت. در واقع بیانیه مفصلی تهیه شد که اگر به ترجمه رسمی آن دسترسی پیدا کنم برایتان خواهم گفت.  پیشنهادم درباره توجه به نگاه زنانه در بیانیه مورد اشاره قرار گرفت. البته از آنجا که موضوع با تشکیک فمینیست های جلسه روبرو شد، در بیانیه کلمات «کاستی نگاه زنانه» به «کاستی عواطف» مبدل گشت. فکر می کنم اصلا متوجه موضوع نشدند. به همین دلیل قرار شد این موضوع در جلسه ای که قرار است مرتبط با مباحث زنان در ماههای آینده برگزار شود مورد بحث قرار گیرد. اجلاس دین و سیاست که به طور مشترک توسط مرکز گفت و گوی تمدن ها، مرکز صلح و حقوق بشر اسلو و کلوپ مادرید در ژنو برگزار شد، ساعت 7 شب به پایان رسید. از ویژگی های  این اجلاس حداقل تشریفات در برگزاری آن بود. برای شرکت کنندگان و حتی سخنرانان فقط یک دفترچه معمولی و یک خودکار تدارک دیده بودند و بر روی میزها نه از گل خبری بود و نه از تنقلات... فقط چند بطری  آب. البته ناگفته نماند که یک وعده نهار و دو وعده شام را مهمان بودیم. اما آن هم با وجود چهره های سیاسی طراز اول، اصلا  تشریفاتی نبود.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

آمار قتل های 85و 86 و آسیب های اجتماعی

 پیغمبر : ویل لاولاد آخرالزمان من والدیهم ، لایعلمون الفرائض«  وای بر فرزندان آخرالزمان ازدست پدرومادرهاشان که واجبات را یاد آنها نمیدهند»کارگزاران - شماره 465 ، پنجشنبه،22 فروردین1387   اجتماعی - معصومه کریمی: رئیس پلیس آگاهی کشور روز گذشته از افزایش تشکیل پرونده تجاوز به عنف درسال 86 و راه‌اندازی بانک اطلاعات ژنتیک متجاوزان در سال گذشته خبر داد.سردار جعفری رئیس پلیس آگاهی کشورگفت: در گذشته موضوع تجاوز به عنف و تعرض به نوامیس جزء منکرات بود و از سوی پلیس امنیت پیگیری می‌شد، اما در حال حاضر توسط پلیس آگاهی ناجا پیگیری می‌شود.به نظر می‌رسد اقدام 90 درصد از قربانیان به طرح شکایت، کاهش اکراه بزه ‌دیده در اعلام جرم نسبت به گذشته و همچنین مستقر شدن افسران زن برای بررسی پرونده در دفاتر پلیس آگاهی و در نهایت تاکید پلیس آگاهی برای تشکیل پرونده در چنین مواردی از جمله دلایل افزایش تشکیل پرونده در مورد این جرم باشد. رئیس پلیس آگاهی کشور، دوستی‌های پنهان که عمدتا با وعده ازدواج صورت می‌گیرد، را از جمله عوامل اصلی وقوع این جرم عنوان کرد. همچنین دکتر نجفی‌توانا، جرم شناس در این خصوص می‌گوید: مسائل جنسی یک غریزه است مثل گرسنگی و تشنگی و چه بخواهیم و چه نخواهیم از بین نمی‌رود، بنابراین اگر امروز از وقوع جرائم این‌چنینی پیشگیری کنیم بهتر از فرداست. او می‌گوید در گذشته باند کفتار، گروه سیاه، روح سرگردان شب‌پره، کرکس، کرکس‌های سیاه، مارهای زنگی و باغ وحشت از جمله باندهایی بودند که به صورت دسته‌جمعی برای اغفال زنان و دختران فعالیت می‌کردند که تعدادی از قربانیان که همگی دختران و زنان جوان بودند در زمان شکایت اعلام کرده بودند وعده دروغین ازدواج از سوی برخی متهمان آنها را به دام انداخته است. این مدرس جزا و جرم‌شناسی می‌گوید: بسیاری از دختران جوان و نوجوانان به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه از یک تربیت سالم هدفمند و علمی پاسخگو بی‌بهره هستند و بخش عمده‌ای با تاثیرپذیری از الگوهای موجود در کلاس‌ها، محیط خانواده یا دوستان رفتار را تقلیدوار پذیرفته‌اند، از طرفی پدران برخی از این دختران به دلیل اینکه زمان و وقت کافی یا آمادگی علمی و تربیتی را ندارند از نثار محبت پدری خودداری می‌کنند که این رفتار دختران را آسیب‌پذیر می‌کند و نتیجه آن گسترش فرهنگ دوستی با جنس مخالف است که مجموعه این شرایط زمینه را برای سوءاستفاده پسران و مردانی که صیاد چنین افرادی هستند فراهم کرده است. این مدرس جزا و جرم‌شناسی در تشریح بسترهای وقوع این جرایم می‌گوید واقعیت این است که والدین در جامعه ما آنگونه که باید معیارهای تربیتی لازم را به فرزندان خود منتقل نمی‌کنند و به‌ جای ایجاد شناخت و معرفت، واهمه و ترس را در فرزندان خود نهادینه می‌کنند، بدون اینکه از این رابطه تعریفی داشته باشند و اثرات منفی این رابطه را توجیه کنند. همچنین دکتر ناصر قاسمفردا (روان‌شناس) با اشاره به آمار ایسنا که در سال 84 منتشر کرده بود، می‌گوید: براساس این آمار 66 درصد زنان و دختران آسیب‌دیده جنسی زیر 21 سال سن، 32 درصد بین 15 تا 21 سال و دو درصد هم بین 21 تا 26 سال سن دارند. او می‌گوید در دوران بلوغ مسائل جنسی مثل ویروس منتقل می‌شود دختر و پسر در این سن شور و شوق فراوان دارند و به همین دلیل هم با جنس مخالف رابطه برقرار می‌کنند که معمولا ارتباط آنها با یکدیگر از طریق حلقه یکی از دوستان خودشان صورت می‌گیرد. بنابراین چون در برخی خانواده‌ها روابط محکمی وجود ندارد جوانان به گروه دوستان خود جذب می‌شوند. دکتر قاسمفردا درخصوص فعالیت مجرمان می‌گوید، معمولا این افراد کمتر جذب آموزشگاه‌ها شده و تحصیلات بالایی ندارند، حضور آنها در خانه کم‌رنگ است و در محل زندگی به عنوان فردی شرور شناخته می‌شوند همچنین کنترل خانواده هم روی آنها ضعیف است. این افراد بیشتر جذب گروه‌های تبهکار شده و با انتخاب یک نام مستعار برای اغفال زنان و دختران فعالیت می‌کنند. در واقع آنها بیشتر به فکر ارضای نیازشان هستند. زیتون : اختلالات عصبی که سبب ناتوان کردن افراد درقدرت تصمیم گیری عاقلانه می شود وآنها را به سوی عواطف سوق میدهد می تواند ازجمله دلایل به  انحراف کشیده شدن جوانان باشد ازجمله مشکلات جوانان مشکلات شناختی وعاطفی وشخصیتی وکارآمدی‌ است ، که عصبی شدن وقوع این4 نوع مشکل را افزایش داد ه است هرچند کارآمدی به فلجی ونابینائی وناشنوائی تعریف شده اما نا کارآمدی‌ درتصمیم گیری‌ اساس مشکلات جامعه صنعتی وافراد دارای‌ تنیدگی‌ (استرس) است . عدم تشخیص راه های درست زندگی ازجمله دلایل شناختی است ودلسوزی بیمورد واعتماد بی دلیل به افراد غریبه ازجمله عوامل عاطفی می باشد.  تورم افسارگسیخته دردولت طرفدارسرمایه داری دلالی نهم ومجلس هفتم ازعوامل موثردرایجاد موانع ازدواج وانجام بزه می باشد چاقو، تیغ دولبه زندگی ایرانیانرئیس پلیس آگاهی کشور در ادامه با اعلام اینکه تعداد قتل در سال گذشته نسبت به مدت مشابه سال 85 کاهش داشته است، گفت: در سال 85 روزانه شش فقره قتل و در سال 86 روزانه پنج فقره قتل صورت گرفته است، به عبارت دیگر نرخ قتل که در سال 85، 3/3 درصد بوده، در سال 86 به 7/2 درصد کاهش یافته است اما هنوز هم چاقو در صدر ابزار وقوع قتل است و متاسفانه در برخی اماکن ورزشی تکنیک استفاده از چاقوهای نامتعارف آموزش داده می‌شود و حتی در برخی نشریات ورزشی نیز استفاده از آنها آموزش داده می‌شود که ما تاکید داریم هرچه سریع‌تر این آموزش‌ها متوقف شود.  لطفا فرم زیر را پر کنید. فیلد های الزامی با ستاره مشخص شده اند.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

تکرار خطای نسل دوم توسط نسل سوم

یکی ازشعارهای دولت نهم ، این است که « درحال حاضر جامعه به سالهای اول انقلاب بازگشته است »  درآن سالها جوانان(نسل دوم) براثر عدم شناخت کافی ازبنی صدر به او رأی دادند و رئیس جمهورشد درسال 84هم نسلی که درانقلاب متولد شده روی کار آمد (نسل سوم) دچار همان اشتباه شد وبه احمدی نژاد رأی داد ، بنی صدر با خطای سیاسی خود جامعه را به سمت منافقین سوق داد ودست خدا ازآستین امام وهمان ها که به او رأی داده بودند ومجلس درآمد وبه بنی صدرپس گردنی زد این بار نیز احمدی نژاد با خطای سیاسی جامعه را به سمت انجمن حجتیه ومصباح یزدی سوق داد که دست خدا ازآستین همان مردم که به او رأی داده اند درآمد وهر روز پس گردنی به احمدی نژاد می زنند همه اطرافیان ما که به آنها گفتیم به احمدی‌نژاد رأی ندهید چنان مخالف او شده اند که کسی به گرد پایشان نمی رسد درصف گاز خودروها هم (صف گازدرقم یکساعت ونیم طول میکشد) تا ذره ای رانندگان سفره دلشان باز می شود میگویند به او رأی دادیم حالا نیش به ما می زند مجلس هم هر روز با سیاستهای تورم زای او مقابله میکند ورهبری هم همانطورکه درنامه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به محضرش آمده است فرموده اگر اصلاح طلبان در آن دوره روی کارنیامده بودند کشور آسیب میدید(مضمون کلام) .دردورسوم شوراها وانتخابات خبرگان رهبری مردم به حامیان احمدی نژاد رأی ندادند ودرانتخابات مجلس هشتم جبهه فراگیراصول گرایان علیه او شکل گرفت که قبلا حامی او بودند ونزدیک است که لاریجانی را بعنوان نماد مخالفین سیاست های اقتصادی دولت رئیس مجلس کنند. مردم هرروزبیش ازپیش ناامید میشوند والحق که با این همه پول نفت احمدی نژاد باید بیشترین محبوبیت را کسب میکرد اما وقتی به ولی نعمت های خود یعنی به مردم پشت کنی این نعمت ، نقمت خواهد شد وانسان را ازچشم مردم خواهد انداخت. ومی بینیم که هرروز برای اینکه دولتیان حامیان وفامیل خودشان را سرکار بیاورند دردولت تغییرات است وچون می دانند که مجلس هشتم با دولت فامیلی  ومدیران ضعیف مخالف است روند این تغییرات دراین دوماهه شتاب بیشتری گرفته تا مجلس هفتم که اکثریتش فاقد بینش سیاسی مناسب وبیشتر جناحی رأی میدهد به تغییرات رأی دهد ومجلس هشتم درکارانجام شده قرارگیرد.   

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

یاران امام، خمینی زدایی را تحمل نمی‌کنند

به جایی رسیده‌ایم که بیت‌ امام‌(ره) نمی‌تواند از ایشان دفاع کند!؟؟؟

روزنامه کارگزاران - شنبه،24 فروردین - مراسم چهلمین روز درگذشت آیت‌اللـه توسلی (که در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالیکه در حال دفاع از امام (ره) و انتقاد از برخی توهین‌های صورت گرفته[توسط طرفداران مصباح یزدی] به بیت ایشان بود دچار ایست قلبی شد و درگذشت) از سوی مجمع روحانیون مبارز پنج‌شنبه (22اردیبهشت) در محل حسینیه شماره دو جماران ودرحضور سیدحسن خمینی،برگزار شد. سید عبدالواحد موسوی لاری سخنران این مراسم گفت: «جامعه ما به سمتی رفته است که بیت امام (ره) هم نمی‌تواند از خود امام (ره) دفاع کند، یاران امام (ره) هنوز زنده هستند ولی در برخی از سایت‌ها، عده‌ای اندیشه امام (ره) را به‌گونه دیگری تعریف و حتی نسبت به یادگار ایشان پرخاشگری می‌کنند که چرا محکم‌ترین محکمات اندیشه امام (ره) را بازگو کرده است. نتیجه چنین شرایطی هم این شد که آیت‌اللـه توسلی در حین دفاع از امام (ره) و اندیشه ایشان آنگونه جان دادند و من فکر می‌کنم که شایسته امثال مرحوم توسلی هم همین بود که در راه دفاع از امام جان بدهند. توسلی و توسلی‌ها نشان داده‌اند که اگر زاویه‌ای در فکر و اندیشه امام (ره) ایجاد شود و مسیر جامعه به سمتی برود که نام ایشان از آن گرفته شود و «خمینی‌زدایی» در جامعه مطرح شود، یاران امام (ره) نمی‌توانند تحمل کنند و اگر هم نتوانند کاری کنند، لااقل می‌توانند جان بدهند و با جان دادن خود این مسیر را نشان دهند و نشان بدهند که یاران امام (ره) به امام وفادارند. قبل و بعد از پیروزی انقلاب، روحانیون و افراد زیادی بودند که پشت سر امام (ره) ایستادند و در راه دفاع از اندیشه امام (ره) جان دادند ولی مرگ آیت‌اللـه‌توسلی در نوع خود کم‌نظیر است و خود این مرگ سرفصلی برای برهه‌ای از تاریخ شده است.یکی از موضوعاتی که امام (ره) به شدت مورد انتقاد قرار داده است «نگاه متحجرانه به آیین حرکت ‌بخش اسلام» است امام(ره) می‌داند تا زمانی که مقدس‌نماها و متحجران حرف اول را در جامعه می‌زنند امکان این که جامعه بتواند متناسب با شان و زمان، جایگاه خود را پیدا کند، وجود نخواهد داشت. ترکیبی که امام (ره) برای قالب جمهوری اسلامی مطرح کرده‌‌اند، بازتاب همان باوری است که ا یشان داشته‌اند. اگر بخواهیم خلاصه و عصاره‌ای از اندیشه امام‌(ره) را مطرح کنیم باید اینگونه بگوییم که امام(ره) از یک سو با تحجر، مقدس‌نمایی و نان خوردن از دین مقابله و راه را به سمتی هدایت کرد که مردم زلال اندیشه دینی را در عمل ببینند و از سوی دیگر این مسئله را مطرح کرد که همه پیامبران آمده‌اند تا زنجیره‌های اسارت را از پای انسان باز کنند و انسان با آزادی بتواند مسیر خود را طی کند و با تکیه بر خرد و هدایت پیامبران، انسان آزاد آینده‌اش را خود تنظیم کند. وی نتیجه‌گیری کرد: پس آنچه می‌توانیم از امام (ره) به عنوان سرمشق و الگو یاد کنیم؛ یکی این است که عامه مردم در اداره جامعه خود نقش داشته باشند و دوم این که اداره جامعه بر اساس الگوهای قرآنی و اسلامی صورت بگیرد. در این مراسم شخصیت‌هایی از جمله ، سید محمد موسوی بجنوردی، سید بهزاد نبوی، سیدمحمد سلامتی سیدمحمود دعایی، سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور، سید مرتضی مبلغ، مهدی کروبی،عبداللـه نوری، مجید انصاری ، حسن روحانی، غلامحسین کرباسچی و برخی دیگر از شخصیت‌ها حضور داشتند. 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

‌نمی توان سهم شهروندان را از آزادی مصادره کرد

24 /1/87سیدمحمد خاتمی، رئیس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها که به منظور شرکت در سمینار «نقش مذاهب در ایجاد صلح» به اسپانیا سفر کرده است در سخنرانی خود تاکید کرد که عدالت بدون آزادی عدالت نیست و در این صورت تنها توهمی[چیزی که نیست وبراثرناراحتی عصبی می گوئیم هست] از عدالت خواهد بود. نمی‌توان سهم هر یک از شهروندان یک کشور یا جامعه جهانی را از آزادی مصادره کرد، اما ادعای عدالت داشت. عدالت مستلزم سپردن حق اشخاص به ایشان است. فقدان آزادی و غصب آن غیرعادلانه‌ترین امر است که ممکن است پدید آید. اگر ما واقعا از خشونت و درگیری‌های ویرانگر رنج می‌بریم و خواستار صلح واقعی هستیم، از یک سو باید با حکومت‌های[دولت های] مستبدی که آزادی و عدالت را با هم پایمال می‌کنند،مقابله کنیم و از سوی دیگر در سطح بین‌المللی نیز باید با ضوابط و مقررات غیرعادلانه به مبارزه برخیزیم. اگر به نام دین یا ارزش‌های انسانی [توسط متحجرین حجتیه ای وطالبانی درجهان اسلام وقرون وسطائی درمسیحیت]راه خشونت توجیه می‌شود، نباید دچار توهم شویم و تحت تاثیر تبلیغات فزون‌طلبان[آمریکا وانگلیس]، دین را منشاء خشونت بدانیم. در اینجا دین نیز همچون خود انسان محروم و تحقیر شده، مظلوم است. باید دین را همانگونه دید و فهمید که توسط پیامبران بیان شده است هر چند که آنچه در تاریخ تحقق یافته است گاه با اصل دعوت این پیامبران فاصله‌های فراوان دارد. رئیس‌جمهوری پیشین ایران ، ضمن شرکت در مراسم معرفی و رونمایی یکی از کتاب‌های خود با عنوان «از دنیای شهر تا شهر دنیا» از مراکز فرهنگی اسپانیا نیز دیدار خواهد کرد. به گزارش ایسنا سمینار «نقش مذاهب در ایجاد صلح» به ریاست فدریکو مایور رئیس بنیاد صلح و با شرکت جمعی از مقامات سازمان‌های فرهنگی بین‌المللی نظیر یونسکو و آیسیسکو و مقامات کلیسای اسپانیا برگزار شده است. 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

انتخابات درمانی !

آبکا جان گرامی ، درانتخابات مجلس هشتم به عنوان یک روش درمانی ، نه توصیه ، از تو خواستم با هم ، هم رأی باشیم  تو هم پذیرفتی وکام مرا با تصمیم خودت شیرین کردی ، سپاس خدای را که خودش را ازدریچه قلب تو به من نشان میدهد ، میدونی عزیز که نظام اداره هرکشوری با انتخابات ، یک اصل روان شناسی است که امام خمینی با حسن تدبیرش آنرا پذیرفت این نظام مبتنی بر رقابت است که کارآمدی را بالا می برد و طبق نظر روان شناسان اجتماعی کسی که چیزی را انتخاب کرده باشد به سختی ازآن دفاع می کند وروحیه ای شاداب به خاطردخالت درسرنوشت خودش دارد . درتحقیقاتی که درآسایشگاه های سالمندان صورت گرفته وقتی مسولیت به آنها واگذارمی شود وآنها کاری را وظیفه خود می دانند وانجام میدهند روحیه ای بمراتب شادابتر ازوقتی بی تفاوت هستند دارند. یأس وناامیدی وبی تفاوتی مانند خوره روحیه انسان را ازبین می برد وازشادابی ونشاط او می کاهد وده ها بیماری مانند میگرن و ناراحتی گوارشی ومعده وروده وپیوست وامراض پوستی وجوش وکدری پوست وچین وچروک ودرد های‌عضلانی و...ودرنتیجه پیری زودرس به او دست میدهد . تصور می کنم الان روحیه امان بهتر ازقبل است ، عدم شرکت درانتخابات نشانه افسردگی مزمن وبدبینی‌ (پارانویا) است که سرمنشأ آن تغذیه نامناسب و مشکلات جامعه صنعتی است که مردم ما درشهرهای بزرگ هنوز نتوانسته اند خود را با آن مشکلات وفق دهند وراه حل را قهرکردن وعزلت گزینی میدانند درحالیکه درشهرهای کوچک وروستاها که یک تحول  وایجاد تغییر درزندگی یکنواخت مردم است بیشتر ازآن استقبال می شود. استیفاء حق یک کفه ترازوی عدل در هرفردی‌ است که نشان میدهد چه میزا ن جا پای فاطمه زهرا وامام حسین که به دنبال استیفاء حقشان بودند می گذارد وبه تعبیر سید حسن خمینی مانند نماز واجب است یعنی ما با شرکت درهر انتخاباتی به دنبال استیفاء‌ حق خودمان هستیم وبا افرادی‌ که برمی‌ گزینم که با ما همفکرند به گسترش فکر خود اقدام می کنیم آنرا نشر میدهیم وبه نفع ماست وبرکت درکار دسته جمعی است یدالله مع  الجماعه ، دست خدا با حرکت های جمعی است ، ازخانه نشینی و واگذاری حقش به دیگران کسی سودی‌ نمی برد اگر اینچنین بود که با خانه نشینی کار درست می شود نباید فاطمه زهرا راه می‌ افتاد وتو مسجد می رفت  وحقش را طلب می کرد وحسین خانواده اش را به کربلا می برد تا آن همه رنج اسارت را متحمل شوند . خوشحالم که ترا فعال می بینم ، به خودم می بالم که خواهری معنوی چون تو دارم  . هرکس تو این دنیا دنبال این است که یک قهرمان را الگو خودش قراردهد ، نگاه ابن خلدون دانشمند برجسته جهان اسلام ، درپی این الگو به تیمور لنگ خونخوارظالم بود. گاه دانشمندان بزرگ خطاهای عجیب می نمایند چون همیشه نگاهشان به قهرمانان است مانند جوانانی که سال به سال توپ را نمی بینند  اما مدام پای تلوزیون نگاه به قهرمانان دارند یا مردان آهنین را نگاه می کنند اینها از دردهای عصر ماشین است  اما من خرسندم که تو به دنبال این هستی که خودت قهرمان باشی ، تندرست باشی ، شاد باشی‌ ، ازتحجر وخرافه به دورباشی ، زیبا زندگی کنی ، دوستان را با زیبائی معنوی آشناکنی . بازهم سعی می‌کنم با تو تعامل داشته باشم از دریای محبتت  گوهر صید کنم وقلبم را صدف گوهرهای تو نمایم وترجمه زیبای آیات توسط ترا وبرداشت ترا  با چشمم بخوانم وبه قلبم رسانم تو نوری که برما می تابی ، ستاره ای که به فضای وبلاگها زینت بخشیده ای همانطورکه ستاره ها زینت آسمانند .

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ایجاد ناامیدی درمردم استراتژی دشمن

ازنظرامام خمینی وحضرت آیت الله خامنه ای استراتژی اصلی دشمن ناامید کردن ومأیوس کردن مردم ازنظام امت وامامت  (ولایت فقیه)است که تمام تلاشش را معطوف به آن کرده است . کاری که دشمن باید با 20سال تلاش وهزینه زیاد انجام میداد شوای نگهبان یک شب بدون هزینه برایش انجام داد شاید شورای حاج شیخ ها ، تصورنمی کرد وقتی به لوایح دولت خاتمی ومصوبات مجلس خط امامی ششم نه می گویدیا امثال همسرشهید رجائی وباکری وهمت و...را رد صلاحیت می کند چه خدمتی را به دشمنان قرآن می کند نظرسنجی انجام شده از سوی سایت «نوروز» وابسته به جبهه مشارکت نشان می‌دهد 54 درصد پاسخگویان «ناامیدی از تاثیر رای خود در بهبود اوضاع» را دلیل شرکت اندک شهروندان در انتخابات مجلس هشتم می‌دانند. نوروز در این نظرسنجی از کاربران خود پرسیده: «به نظر شما مهمترین عامل کاهش مشارکت شهروندان در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ (کمتر از 30 درصد واجدان شرایط) و نیز علل کاهش مشارکت ایرانیان(23 میلیون نفر از 49 میلیون نفر واجد شرایط، یعنی حدود 46 درصد واجدین شرایط) در انتخابات چیست؟». از دیدگاه 29 درصد پاسخگویان «ردصلاحیت‌های غیرقانونی و در نتیجه غیررقابتی شدن انتخابات» عامل این اتفاق است. 7 درصد پاسخ‌دهندگان به «نارضایتی از عملکرد دولت و مجلس» و 10 درصد به «بی‌اعتمادی به سلامت انتخابات» و در جدی‌ترین گزینه،54درصد پاسخ‌دهندگان «ناامیدی از تاثیر رای خود در بهبود اوضاع» را ریشه ریزش مشارکت واجدان حق رای ذکر کرده‌اند. نکته مهم در این میان آن است که طیف گسترده‌ای از شهروندان که به هر دلیل حاضر به حضور در صحنه انتخابات و مشارکت در پای صندوق‌های رای نمی‌شوند، گرچه اعتراض اصلی‌شان به جریان‌های تندرو و انحصارطلب حاکم است، اما در عمل با خالی گذاشتن میدان، به سود آنها عمل می‌کنند و اجازه می‌دهند تا این جریان با تکیه بر اقلیت کمتر از 15 درصدی حامی خود بتواند نامزدهای طرفداراسلام امام خمینی را شکست دهد و پروژه خود در یکدست‌سازی حاکمیت و تکصدا کردن نهادهای حکومتی را به شکلی آسان‌تر اجرایی کند. البته در این میان، عملکرد مجموعه نهادهای حاکم در دلسرد ساختن شهروندان برای مشارکت در سرنوشت خویش هم بر تشدید روند کاهش مشارکت موثر بوده است. مقایسه‌ای میان انتخابات مجلس هشتم با انتخابات مجلس ششم که در آن، هم امید به بهبود اوضاع در سطح جامعه بیشتر بود و هم اصلاح‌طلبان با ردصلاحیت محدودتر نامزدهای خود مواجه بودند، این مسئله را آشکار می‌سازد. به گونه‌ای که جمع آرای صحیح ماخوذه شهروندان تهران بزرگ در انتخابات اخیر(یک میلیون و هفتصد وپنجاه هزار رای) کمتر از رای آقای دکتر سیدمحمدرضا خاتمی در انتخابات مجلس ششم (حدود یک میلیون و هشتصد هزار رای) بود.روزنامه «جمهوری اسلامی» هفته گذشته در تحلیلی در این باره نوشت:«یکی از این واقعیت‌ها که در انتخابات مجلس هشتم ظاهر شد حضور کم مردم تهران در این انتخابات بود. تعداد واجدان شرایط رای دادن در تهران در انتخابات مجلس هشتم طبق آمار رسمی اعلام شده توسط مدیر کل دفتر سیاسی و انتخابات استان تهران شش میلیون و 573 هزار و 68نفر بود (خبرگزاری فارس12 اسفندماه 86 خبر شماره ٨۶۱۲۱۲۰۲۷۲ ) و تعداد آرای به صندوق انداخته شده در تهران طبق آمار رسمی اعلام شده توسط وزارت کشور یک میلیون و 995 هزار و 562 نفر بود.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

صنعت ایهام

صنعت ایهام برپرده !کیانا [دختری ازکهکشان متحجرین وکج اندیشان که بر همه چیز گیر میدهند حتی کاریکاتور، دست زدن ، ادکلن خریدن ، ...شاید نتوانند بر صنعت ایهام گیردهند .ایهام به واژه ای گفته می شود که دومعنی داشته باشد یک معنی نزدیک ویک معنی دور.درادبیات ومحاورات فارسی این صنعت زیاد بکارمی رود که  امروزه غالبا به آن سوتی هم گفته می شود اما عیدانه امسال ایرانیان سوتی جالبی است که کیانا خانم 17ساله درپرده(قدیم سواد کم بود منظورشان را درپارچه ای نقاشی ودرمراکزعمومی نمایش داده وبرای مردم شرح میکردند اما الان سواد زیاد شده روی وبلاگ می نویسیم وبه نمایش می گذاریم) دختری ازکهکشان نقل کرده که دوستش سرسفره عید به جای اینکه بگوید دراینطرف سفره مرغ اضافه آمده ، می گوید اینطرف سینه ها باد کرده! آقایان ازخودتان پذیرائی کنید! کیانای زبل هم آنرا قاپیده وبه ایرانیان هدیه کرده است . شاید این شیرین ترین صنعت ایهام ونوترین آن درسال نوآوری وشکوفائی باشد. این بدان جهت شیرین است که یک معنی اش سینه دختران وزنان است وبه دوحس چشائی مردان ولمس دختران وزنان برمی گردد که آنها همیشه نگاهشان به برآمدگی ها وکوه ها وقله هاوبرجستگی های جهان هستی است واینها همیشه حسشان به اینکه چطورمورد توجه قرارگیرند وگوی های بلورین سینه های خود را به رخ همسرانشان بکشند ازکشک ساب هائی ! استفاده کنند که آنرا برجسته تروخوشرنگترنماید .شاید درعالم وجود هیچ چیزبرای یک پسر شیرین ترازاینکه سینه یک دختررا بمکد نباشد وهیچ چیز برای یک دختر شیرین تر ازاین که سینه اش مکیده شود نباشد واگر ازاین هنر جهان خلقت دختران ابتدا به ساکن قبل ازتجربه متأهلی خبر داشتند به اولین خواستگار که پاسخ میدادندهیچ بلکه کنترل خود را هم ازدست میدادند ودرخواست ازدواج میکردند بدون شک مردانی که این را تجربه کرده اند حاضر نیستند یک شب بی زن بخوابند وزنانی که تجربه کرده اند حاضر نیستندیک شب بدون شوهر بخوابند یا سینه هاشان خارج ازدهان شوهرانشان باشد وشیرازه چهان هستی واستمرار نسل بشر به همین شیرین ترین نکته که به آن عشق میگویند وابسته است والا هیچ کس آن همه سختی را به جان نمی خرید وازدواجی صورت نمی گرفت ونسل بشر منقرض می شد همه ازسینه دختران افتاده ایم « یخرج من بین الصلب والترائب » چون شهوت زن درسینه های اوست ، خارج که شد با اسپرم مرد قاطی می شود وما می شویم ومهمتر اینکه همه میدانیم با چه کثافتکاری ای پا به وجود گذاشته ایم وبه این شیرینی شده ایم اما به روی مبارک نمی آوریم که هیچ ، ادعای خدائی هم می کنیم وفرعون درون ما مدام برتری جوئی می کند . من برترم ، مرد برتر است ، زن برتراست .نه . ان اکرمکم عندالله اتقکم «هردختروپسر یا زن ومردی که خود را حفظ کند وقوانین کشورش را رعایت کند بهتراست » امام خمینی« دوازده فروردین 58 نخستین روز حکومت الله است»‌ و«حکومت اسلام ، حکومت قانون است»‌ سینه های دختران وچشم های پسران وقتی حفظ شود ورنگ خدائی بگیرد«صبغة الله ومن احسن من الله صبغه» هیچ رنگی بالاتراز رنگ خدائی نیست. طعم خوش سینه دختران هیچ جایگزینی درعالم هستی ندارد اما چرا قدرش دانسته نمیشود ومشاجره وطلاق رخ میدهد به نمک ناشناسی نمک خوردگان برمی گردد که غالبا بیمارند ودختران هم اگر میدانستندکه پوشاندن سینه هایشان درمنزل ازچشم شوهرانشان آنها را ازچشم آنها می اندازد هرگز آنرا به جل نمیکردند وبا آن شوهر خود را دم به دم ولحظه به لحظه شکارمی کردند چون چشم شوهران هیچ مقاومتی دربرابر کشک ! دختران ندارد کشک سابان دررهند کشک سابان می رسند تا به منزل می رسند کشک باید نمایش داده شود وبعد چیزهای دیگروغذاوصحبت و.... یک زن میتواند با هدیه کشک به شوهرش ، خود را به آرامش وهمه چیز رساند هنرکشک سابی هنرمردان خداست !

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سیده فخرالسادات محتشمی پورکیست؟

او حوریه بهشت سیاست ودختر فاطمه سلام الله علیها است که زید بن علی ازسکینه وزینب وآن دو ازپدرشان امام علی واو ازرسول الله نقل می فرمایند که« فاطمه حوریه ای بهشتی است که بصورت انسان خلق شده است/بانوی ناشناخته صفحه 21- sakinah.ir www.» و نه نه فخرالسادات ما روستائیان که تپندگی قلبش چون موج دریاها وخرمی جنگلها ونورانیت مهتاب وزیبائی ستارگان وحرارت خورشید است وباد وپرمحبت وپرتلاش در راه تحقق اسلام امام خمینی ، " دانشمندی سیاستمدار" واژه مغضوب متحجران است آنطورکه جدش ، حسین بن علی علیه السلام، برای اثبات یک حکم فقهی امثال ایشان را معرفی وتعظیم می کند می فرمایند :« برده (خواجه ) را نزد خواهرم سکینه وارد کردند  ایشان موهای سرش را ازدید او پوشاند ، پرسیدند: او که خواجه ای بیش نیست . فرمود: درهرحال اومرد است، هرچند ازشهوتش جلوگیری شده باشد» اما متحجران از طرح نامش درطول تاریخ ابا داشته ودارند متحجرانی که نام شیعه را یدک می کشند همواره ازبیان نام زنان معمولی ، چه رسد به سیاستمدار، درتاریخ ابا داشته اند معمولا آنها را درخانه ها با نام های اجق وجق دیگر صدا می کرده اند ازسواد محرومشان میکرده اند بعد ازمعصومین علیهم السلام این امام خمینی فرزند حسین است که به این شکل گسترده امثال این زنان را حرمت داشت وبه صحنه آورد و به رقص سیاسی درمذهب تشیع واداشت وبرمخالفین آنها تاخت وتارومارشان ساخت که مجدد بعد ازمرگ او سربرآوردند وبه جوفروشی وگندم نمائی پرداختند که نمونه اش ننگ رد صلاحیت ایشان وهمسرشهید رجائی بر پیشانی « شورای حاج شیخ ها» است حاج شیخ محمد یزدی وحاج شیخ احمد جنتی، مشهوربه شورای نگهبان قانون اساسی ایران، اصلا چه معنادارد که چهارتا رهرو درست وحسابی امام خمینی مثل ایشان وخانم شهید رجائی و... وارد مجلس شوند !؟ چه معنی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!ما که مثل خورشید می بینیم که خناسان اعم ازناکثین وقاسطین ومارقین درشام ازمحونام آل علی هیچ طرفی نبسته اندکه هیچ ، بلکه امروز این چراغ گنبد بارگاهای زینب وسکینه وام کلثوم است که فضای شام را روشن ومنورکرده نه کاخ سبزکثیف قاسطین ، چه اصراری داریم که راه طی شده را دوباره با سادگی وفریب خوردگی خود بپیمائیم وهم بر اثر سادگی خود به خود ضربه بزنیم وهم امام زاده ای که متولی آنیم را حرمتش را بشکنیم وشورای‌ نگهبان را به شورای حاج شیخ تقلیل دهیم ونظام مقدس جمهوری اسلامی را نزد جهانیان بی اعتبارکنیم وبا  نادانی خودمان ضربه به نظام امامت زنیم وکارائی ولایت فقیه را کم کنیم وچراغ سبز به حجتیه ای ها نشان دهیم .نقل است کاندیدایی که همسرمصباح یزدی درقم به ستادش رفت وازاو حمایت کرد قصد اعتراض واغتشاش درجلسه جبهه متحد اصول گرایان درقم را داشته که جمشیدی ازمدیران حوزه علمیه قم به او گفته مقام معظم رهبری شش اشکال بر تو گرفته اگر اغتشاش نمائی براساس همان شش ایراد پیگیری می کنیم ترا خلع لباس کنند . الله اعلم! انشاء الله این شایعه صحت نداشته باشد که اگر داشته باشد باید گفت مرحبا به دست پخت شورای حاج شیخ!!!که اینگونه افراد تأیید وهمسران شهیدان رجائی وشهید همت وشهید باکری و...درآن رد صلاحیت میشوند؟!هرچند که ساده لوحان تأثیرپذیر ازانجمن حجتیه ، امروز خواب محو دختران دست پرورده خمینی محبوب قلبها را می بینند اماغیرت ایرانیان نوآور وشکوفائی چرت آنها را پاره خواهد کرد و رمی خواهند نمود وچون پاس داشت دختران امام علی وامام حسین حرمتشان را پاس خواهند داشت وراهشان را ادامه خواهند داد . ارزش شناخت اینگونه زنان به آن است که بدانیم مکتب محمد با خون دختر جوان 27ساله اش بیمه گشت وبا اسارت دخترانش زینب وسکینه وام کلثوم ونوه هایش سکینه وفاطمه ورقیه بنت الحسین استمراریافت وپیامش به جهانیان رسید. «باید ترسید ازظلم برزنانی که جزخدا کسی را ندارند» وعاشقانه چون گیاه عشقه برمکتب خمینی‌ چسبیده اند وراه سکینه  را درعلم وحرکت عاشقانه اش درهمراهی با حسین را می پویند آنگاه که برادرش حسین فرمود وسائل سفر را مهیا کن وایشان فرمود صبرکن تا بعد محرم تا قلبم آرام گیرد.فرمود  من هم سخن جدم که محرم به شهادت می رسم را شنیده ام اما تکلیف پاسخ به ندای کوفیان است .ایشان درلبیک به برادرسرود: الا ان شوقی فی الفؤاد تحکما / ودمعی جری یحکی من الوجد عندما /... وآماده سفرشد وبعد ازشهادت برادرسرود : فویلک یا میمون(نام اسب امام) فارجع بسرعه / وخیرعن سبط الشریف هدی العلا...چطورمیتوان زبان زینب سیاستمداری را که دکترینش را ضمن خطبه عقدش تدوین وهمراهی با برادرش را شرط ضمن عقد قرارمیدهد خاموش کرد که خطبه اش جزء زیارتنامه اواست . زنان مدیحه سرائی که تصورمیکنم مثبت اندیشی افلاک ازآنان به ارث به افلاک رسیده خاموش شدنی نیست . شاید تصور غلط ما ازمردگان ، که دستشان ازدنیا کوتاه شده درحالیکه می بینندومی شنوند وپاسخ میدهند ، سبب شده اینگونه بیندیشیم که رفتند وخیالمان راحت شد غافل که اگر براساس تحقیقات دانشمندان ، آب شعوردارد مولکول های بدن مؤمنین ومثبت اندیشان عالم کمترازشعور آب که نیست بلکه آب مثبت اندیشی را ازچنین مثبت اندیشان خوشنامی به ارث برده است. حاشا وکلا مرحبا بحیائکم !!! اگر بتوانید چنین زنانی را از بین مردم وتاریخ حذف کنید «مرانید که نوحه گرند» حتی مرغان جهان نیزبرایشان میگریند ونخواهند گذاشت نامشان محوشود وحسرت آه آنها بر دلهاتان خواهد ماند .مگر شامیان توانستند نام چنین شیرزنانی را ازقلب مردم درطول تاریخ حذف کنند !مگرنامی ازسکینه درنوشته های تاریخی آمده وبود ! او که کراماتش فقط دهان به دهان به اهل داریا رسیده بود ،امروز زنده ترا زدیروز است .مگر فرعونیان که شکم هاشان را میدریدند تا پسری چون خمینی نزایند توانستند! مگرمردان عصرجاهلیت که زنده به گورشان میکردند تا ازسیاستمداری شان جلوگیری کنند توانستند طرفی ببندند! مگروهابیان که قبرهاشان را صاف کردند تا سیاستمداری نکنند توانستند غلطی بکنند!مگرالقاعده وطالبان که ازتحصیل و رخ نمائی محرومشان کردند تا سیاستمداری‌نکنند توانستند بهره ای ببرند! مگر حجتیه ای ها وساده لوحان تأثیرپذیر ازآنها با گردن کج کردن ومانند برج زهر مار درهم کشیدن سکرمه هاشان توانستند که جلو پیشرفت آنها را بگیرند .یکی ازطلاب برره ای جوان که به برکت دانشگاه عمومی ، تلوزیون ، که ابزارآلات موسیقی را ممنوع التصویرکرده ! فرق گروه کروهمخوان با گروه مطرب را نمیدانسته،  درسفر زیارتی سوریه وارد مجلس جشن میلاد رسول اکرم وامام صادق وامام سجاد توسط زوارلبنانی که ازخانواده حزب الله بوده اند دریکی ازهتل های سوریه شده وگفته اینها فساد است وازایرانیان خواسته فیلم هائی که ازاین جشن گرفته اند پاک کنند وهیچ کس به او توجه نکرده ومجدد با گردنی کج وسکرمه ای درهم کشیده مجلس را ترک کرده است وآنها سپس ازایرانیان خواسته اند که مجلس را ترک کنندکه شیخ را رد کرده اند . در روز میلاد رسول الله درحرم حضرت زینب یک هیئیت ازایرانیان ، شیخشان مصیبت میخوانده واینها عزاداری کرده وسینه میزده اند وزواردیگر کشورها به اینها نگاه عاقل اندرسفیه میکرده اند. این است وضع تبلیغ ساده لوحان تأثیرپذیرازانجمن حجتیه درداخل وخارج ازکشور وتکلیفی جزاین که آبروی‌ اسلام را ببرند برای خود احساس نمیکنند. اینجا رد صلاحیت زنان طرفداراسلام امام خمینی وآنجا برهم زدن مجلس زنان حزب الله لبنان که به کوری چشمشان موفق نمی شوند. درسوریه ولبنان جشن میلاد رسول الله مانند جشن نیمه شعبان درایران با آزین بندی وبمدت طولانی انجام میشود . فرزندان امام موسی صدرویاران سید حسن نصرالله ، افراد شادی هستند که برهرمنزل ومحل گردشی می رسند تنبکشان را چون سلاحشان درآورده وبه دست زدن وشعرخوانی وشادی درایامش می پردازند و برخلاف ایرانی ها که مدام روسری هایشان را پیش می کشند یا رو به یک طرف کرده روسری را درست می کنند درحالیکه بطرفی که رو کرده اند جمعیت مردان بیشترازطرفی است که بودند، زنان لبنانی با پوشش های رنگارنگ بصورتی که یک مویشان هم نمایان نیست چشم ها را به خود میخکوب وامید به گسترش اسلام امام خمینی را نوید می بخشند جمعیت گسترده زنانی که به برکت غذای مدیترانه ای چهره ای  یکدست زیبا دارند ومانند ایرانیان فست فودی چهره ای  کدروجوشی وتوهم زشتی و وسواس وگرگرفتگی ومورمورشدن وسرد مزاجی ودیابت وده ها بیماری احتمالی دیگرندارند واسلام را با دستان خودشان نه کج اندیشی وکج زبانی هاشان تبلیغ میکنند ! خوشا به حال برادران وپدرانشان که با شهادت رفتند وخوشا به حال اینان که ازشرحجتیه ای ها درامانند.  

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

استبداد استصوابی مرگ انقلاب

«مرگ انقلاب!»باقیمانده شهدای محراب آیت الله سید اسدالله مدنی ، سید عبدالحسین دستغیب،‌ اشرفی‌اصفهانی و صدوقی که به اتفاق درزمان رژیم پهلوی علیه شاه اعلامیه میدادند آیت‌الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی: 
آیت‌الله طاهری با اعتراض شدید نسبت به اعمال نظارت استصوابی تصریح کرد: ادامه نظارت استصوابی یعنی مرگ انقلاب و مرگ قانون اساسی و البته کسانی که بر سر سفره آماده انقلاب نشسته‌اند و از مواهب و منافع آن بهره ‌مند شده‌اند نگران از دست رفتن انقلاب نیستند؛ زیرا کسی که گوهری را ارزان به دست آورد، ارزان نیز از دست خواهد داد. آیت‌الله طاهری افزود: من نمی‌دانم چند نفر در این کشور عزم خود را جزم کرد ه‌اند که برخلاف رضایت مردم عمل کنند اما می‌دانم ادامه این رفتار‌ها شکست انقلاب را به دنبال خواهد داشت و امیدوارم من نباشم و چنان روزی را به چشم خود نبینم.... 1386

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

بولتنیسم (ادامه بخش های قبل)

حمید انصاری ، قائم‌مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) طی سخنانی در جمع اعضای این موسسه با تاکید بر اینکه «‌حضرت امام خمینی(ره) شناسنامه انقلاب اسلامی است»، گفت: مبنای حرکت عظیم انقلاب اسلامی از اندیشه حضرت امام و از جهاد بی‌وقفه این بزرگوار آغاز شده، تداوم یافته و تثبیت گشته است و ساختار نظام جمهوری اسلامی و تمامی ساختارهای درونی و ارکان آن اگر مبتنی بر اندیشه حضرت امام تداوم یابد، طبعا تضمین سلامت ادامه نظام خواهد بود. وی افزود: اگر خدای نکرده بر اثر غفلت‌ها، تحریف‌ها و یا نگرش‌های خلاف نگاه و قرائت امام، مشی دیگری اتخاذ شود به تدریج شاید شاهد همان انحراف‌هایی باشیم که در مسیر نهضت‌های اصیل همواره خطرآفرین بوده است.انصاری در ادامه با بیان اینکه «ما مطمئن هستیم صراط مستقیم الهی در عصر حاضر راه امام خمینی (ره) است» گفت: راه امام بسیار روشن و صریح است اگرکسی غرض و مرضی نداشته باشد می‌تواند اندیشه امام را از یکایک متون، گفتار و سیره ایشان استخراج کند. وی افزود: آنچه که برای دوستان و پیروان حضرت امام خمینی موجب نگرانی است این است که گاهی اوقات متاسفانه تفاسیر، تعابیر، برداشت‌ها و حرکت‌هایی می‌شود که به نوعی با اندیشه و راه و منش امام فاصله فراوانی دارد.

 انصاری با اظهار تاسف از برخی تحلیل‌های نادرست تحریف شده از اندیشه امام در برخی بولتن‌ها و کتاب‌ها اظهار داشت: گفته شده، نوشته شده و حتی در بعضی مراکز[که طرفداران مصباح یزدی نفوذ دارند] تدریس می‌شود که انتخابات سوغات غرب بوده و امام عظیم‌الشان آن را اجبارا پذیرفته است و حتی متاسفانه می‌گویند در اندیشه امام حکومت صالحین از بالا به پایین مطرح است و مردم فقط مطیعند. این گفته‌ها با اصول اندیشه امام ناسازگار است. این آغاز آن خطری است که خدای ناکرده نظام مقدس جمهوری اسلامی را به نظام‌های سلطنتی و شبه سلطنتی و امثال آن تبدیل می‌کند که افراد خاص [مثل مصباح یزدی ]و محافل خاص [مثل طیف نفوذی محمد باقرذوالقدروهیئت های نظارت شورای نگهبان] به جای مردم تصمیم بگیرند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

هورا؟!

هورا؟!استعفای دست جمعی شورای‌ حاج شیخ ها مشهور به شورای نگهبان درزمان امام خمینی (سلام الله علیه)مجله چشم اندازامروز- صفحه 10 فروردین 87- سید علی اکبر محتشمی پور:« پس ازانتخابات مجلس سوم که جهت تأیید انتخابات دو نماینده ازسوی شورای نگهبان ودونفر ازسوی وزارت کشور ومحمد علی‌انصاری‌ ازسوی اما م تعیین شدند وصحت انتخابات را تأیید کردند شورای نگهبان دست جمعی نزد امام رفتند استعفاء بدهند . امام دلیل این کار را خواستند وآنها اختلافات خودشان با وزارت کشور را مطرح کردند . امام درجوابشان فرمودند یک مورد ازتخلفات وزارت کشوراز قانون را بگوئید تا من برخورد کنم [دلیلی نداشتند] »قربون برم خدا را یک بام دو هوا را ، اگر نمایندگان مجلس ششم برای استیفاء حقشون جا پای جای‌ امام حسین بگذارند ودرخواست استیفاء حق نمایند  صلاحیت ندارند اما اگر مثل شورای نگهبان به دلیل امیال نفسانیشان استعفاء دسته جمعی بدهند میل دارند هورا برایشان بکشند هورا ، هورا ، هورا ، هورا .قدرت که اومد به میون شیخ وغیرشیخ نمی شناسد استبداد یعنی همین کار شورای‌ نگهبان که چون امیال نفسانی آنها برآورده نشده بی جهت استعفای دست جمعی میدهند آنهم دربرابرامام ، الله اکبر ، ازاین بی حیائی ،  که بعد ازرحلت امام این امیال هم به برکت استبداد استصوابی وخودرأیی آنها برآورده شد واین یعنی مر استبداد.یک کمی دلمون را بگیریم وبه تقوای حاج شیخ ها بخندیم ، چقدر با مزه است اسلام شش شیخ شخیص شورای‌ حاج شیخ ها من هنور اینقدر اینها را بی حیا نمیدونستم که وقیحانه مقابل امام ایستاده باشند تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل ، تا دیگر اینقدر خوشبین نباشیم که برنامه برای تصویب درمجلس بنویسیم .مطمئن باشیم کسانی که اندیشه های امام را کاغذ پاره ای زیر خروارها خاک میخواستند(شیخ احمد جنتی درخطبه نمازجمعه قم) امروز یک قدم ازمصباحیزاسیون کشور ورسیدن به امیال نفسانیشان عقب نخواهند نشست .لذا استراتژی روشنگری اساس کار آزاد مردان وشیرزنان باید قرارگیرد.البته خدا با مردم است یدالله مع الجماعه وبه برکت اندیشه های امام وخون شهدا واعجازالهی خود انقلاب را حفظ خواهد نمود و نفس پرستان بدون توبه ، عاقبت به خیر نخواهند شد وتوبه اشان بازگشت به امام است وحذف استبداد استصوابی وبازگرداندن حق کسانی که ضایع کرده اند پناه برخدا ، پناه برخدا ، ازهوای نفس وخروج برامام واندیشه هایش توسط شیوخ بی تقواومریدان جاهلشان.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

خورشید کهکشان پزشگان

دانش پزشگی عمومی مدرن که درحسرت درمان یک به اصطلاح سرماخوردگی کوچک جان می کند وعنقریب است که به زباله دان تاریخ افکنده شود وپزشگان محترمش چون ذرات ریز یک کهکشان درحرکتند تا با چسبیدن به هم یک کره را تشکیل دهند وسیاره ای را به وجود آورند درمیان خود خورشیدی را دارند بنام پرفسورخرسند که شرح حالش را اززبان خودش می خوانیم :سیما: آقای دکتر اگر خاطرتان است من، درمصاحبه قبلی وعده های مختلفی به خوانندگان داده بودم، و اینک از شما انتقاد دارم که کمی وقت شما دلیل موجه ای برای بد قولی من نمیتواند باشد و لذا از شما درخواست دارم که با مصاحبه های بیشتری موافقت کنید.
دکترخرسند:
اشتباه نشود که تنها گرفتاریهای من نبوده بلکه مسافرتهای شما هم دراین تعلل، دخالت داشته، به هرحال شما سئوال بفرمایید که من در خدمتم .
سیما: آنچه که در بخش «فلسفه ما » جایش بسیار خالی است و مکرر از ناحیه بازدید کنندگان موردسئوال میشوم این است زیر بنای این فلسفه چیست؟ وچگونه شکل گرفته است وبازدید کننده اگر بخواهد فقط به یک قسمت مراجعه کند،وفلسفه شمارا،یکجا بیابد و بخواند، آنرانداریم، و لذا خواهشمندم فلسفه و زیربنای این فکررا بیان بفرمایید.
دکترخرسند: بله چشم
بیان نظریه و فلسفه یک موضوعی، بدون اشاره مختصر به تاریخچه تشکل آن تفکر، ناقص خواهد بود و لذا و بطور گذرا از تاریخچه نحوی پرورش این فکر می گویم وتفصیل کاملتر رایا درکتاب ویا درهمین سایت یادرهر دوبه آینده واگذار میکنم.
. خلاصه: مقدمه : با توجه به تجربه اتفاقی که در سن کودکی (9سالگی)برایم رخ داد(داستان کبوترهاکه در جائی در این سایت آمده است برای کوتاهی مطلب اینجا تکرار نمیکنم
«تجربه تغذیه کبوترها لینک تفسیری اضافه شد» و سپس مشاهده عجز وناتوانی پیر مردها وپیرزنها وفرسودگی آنهاکه به دلیل طول زمان با آن روبرو میشوند ونیز مریضی های مردم درسنین مختلف، همه رابه نحوی با آن تجربه 9سالگی وتغذیه کبوترهاربط میدادم وکم کم یک شک بزرگ در نحوی تغذیه نوع بشر در من جمع میشد
ومرا به مطالعه وتحقیق درآن سمت میکشاند تااینکه (بدبختانه یاشاید هم خوشبختانه)
خودمن مریض شدم وبه بیماری کلیه مبتلا گشتم ابتدا یکی و سپس هردوکلیه بیمارشدند، وبتدریج هردو کلیه من خراب شد(ازسن 14سالگی)
که همه دکترهای خرمشهر، آبادان، تهران، وانگلستان(درسن22سالگی)،
پس از معاینات بسیار و عکس برداریهای فراوان
رای بر فاسد بودن هردو کلیه میدادند که کلیه چپ فوری و کلیه راست در آینده نزدیک فقط چندماهه به حدغیرقابل تحمل میرسد و باید که فوری جراحی شوم و کلیه چپ خارج گردد
عکس، کلیک کنید خوب یادم می آید که درآستانه سفربه تهران، دوستان وفامیل دربدرقه ازمن حلالی میطلبیدندزیراامیدی به دیدارمجددمن نداشتند !
چون اعلان خطر کرده بودند که هر لحظه امکان ازکارافتادن کامل کلیه ها میرودو من خواهم مردو شانس عمل جراحی هم ازدست میرود!
من نیز به همین باوررسیده بودم وقبل از ورود به تهران
به مشهد و به امام رضارفتم
عکس، کلیک کنید ودرتهران دوستانم خبر دادند که پروفسورجهرمی وپروفسوررفعت جراحان کلیه
واستادان معروف کلیه هستند وبویژه دومی درباره یکی ازدوستان نظرداده بود که کلیه هایش فاسداست وباید زودجراحی شودوآن مرحوم پشت گوش انداخت وهفته قبل ازورودمن به تهران فوت کرده بود(جوان24ساله) و همه مارامتاسف ساخته است!
دوست دیگری من رابه میهمانی دعوت کردوبااینکه ازمن پذیرائی مفصلی هم نموده بود، ولی باصرار میخواست که من 15 ریال پول ازاوبگیرم وقتی تعجب بی حدمرادید، گفت که اوموقعیکه چندسال پیش درخرمشهر بوده من این مبلغ پول راباوداده بودم وحالا اونمی خواهدبدهکارمن باشدونیزدوست دیگری که زمانی دربازی فوتبال باهم دعواکرده بودیم ومن اورازده بودم و قاعدتااوبایدازمن دلخور می بودولی درآن وضعیتی که من پیداکرده بودم، وبعنوان خداحافظی، مکررواز ته دل وبی ریا، مرا می بوسیدوبه خودفشار می داد وباگریه ای علنی،(وغیرقابل کنترل)میگفت مبادا از من دلخورباشی(وهمه را هم مثل خودش متاثرکرد)! !!
و کسان دیگر هم بودندکه باحرکات ورفتارشان خبراز مرگ قطعی من میدادند وبارفتارشان مرا پریشانتر میکردند. من بدلائل مختلف، قشرهای گوناگون شهرمان، من را میشناختند وخبرمریضی من وبخصوص طولانی بودنش، همه راباخبر وناراحت کرده بودوهرکسی به فراخورتجربه وفکرخودش به من توصیه هائی میکرد(مثلاسیدعلی باقله فروش که جوان ورزشکاری بود،توصیه رفتن به زورخانه را میکرد). یکی ازهمشهریان قبول کرده بودکه یک کلیه اش رابه من هدیه دهدولی من شخصااصرارداشتم تاراهی برای نجات ودرمان کلیه اصلی خودم پیدا کنم چون فکر می کردم باید راه حلی درجائی برایم باشدکه به تلاش بیشتر نیازداردوبرای همین دکترهای متفاوتی رادیدم ودربیمارستانهای گوناگونی ازجمله« بیمارستان آریامهرتهران نبش بلوارالیزابت سابق تهران»و« بیمارستان دادگستری درخیابان قوام السلطنه تهران» وغیره هم بستری شدم، وچندبارهم موردعمل جراحی بیهوده سنگ کلیه هم قرارگرفتم. خلاصه اینکه تنهاامیدم رفتن به بهترین بیمارستانهای دنیا ولندن شده بود که خود پرفسور رفعت هم، معرفی کرده بودو نامه ای برای یکی از پرفسورهای انگلیسی آنجانوشته وبه من داد.
در لندن هم پس ازآزمایشات بسیار وعکسبرداریها، همان نظر هارا تائیدوتاکید کردند وباید که باعمل جراحی کلیه، چپ فوری خارج شود.
برای من که در بیمارستان معروف لندن بستری بودم راه چاره ای جز قبول عمل جراحی و بیرون آوردن کلیه چپم برایم نمانده بود(دیگرتلاش رابی فایده میدیدم و همین را بالاترین درجه علم درموردخودم دیدم) ولاجرم قبول کردم بشرطی که لااقل به من تضمین دهندکه با این عمل جراحی دراین سن جوانی وباهمه آرزوهای درپیش رو، قبول دردآور نقص عضو، من زنده میمانم،این توقع زیادی نبود!! !!
/عکس/ /عکس/ /عکس/ /عکس/ وحداقل راهی برای نجات کلیه راستم می گردد، وباقبول این نقص،لااقل کلیه راستم را نجات میدهم و توانای انجام وظیفه اش میشود، اما دریغ که این علم، متاسفانه قادربه تضمین دادن به من جوان هم نبود!! تضمینی در این راه نمیدادند و درزنده ماندن من هم تردیدداشتندو با ترحمهای علنی ومخفی که در چهره هاو حرکاتشان بود(عجزعلم را هویدا)و مرگ رابرایم قطعی میدانستند،
تنها یک جراح هندی که زیر دست پرفسورانگلیسی کار میکرد، سعی میکرد مرابه راه و روش خودش دلداری دهدو می گفت انشاالله بعداز جراحی حداقل سه تاششماه کلیه راست می توانددوام آورد،نگران نباش انشاالله(واین کلمه انشاالله را به فارسی میگفت وچندین باراین کلمه را،در یک جمله کوتاه انگلیسی تکرار میکرد ونیز بادست و با حالت عصبی چندین بارومحکم به شانه ام میزدوهمزمان صورتش را از من بر می گرداند تا چهره درهمش رانبینم، وروحیه ام خراب ترنشود، اوهم ناراحت و متاثر بود و چاره ای نمی شناخت !!. !!
(و بعدها متوجه شدم که هیچ دکتر داروئی درهیچ کجای دنیابرای هیچ نوع مریضی به بیماران خود تضمین که نمی دهند وحتی ازمریض بیچاره هم و یاازفامیل مریض پریشان مریض امضای کتبی هم میگیرند که مسئولیت فوت عزیزشانرا خودآنهابه عهده بگیرند وعلم مریض بیچاره ویا فامیل بیخبر او دراین ریسک بزرگ سرنوشت ساز تصمیم گیرنده باشد!!و نه علم و دانش(سمی و شیمیائی)آنها!!، یعنی این علم تضمین ندارد(مثل هندونه وهندونه فروش)وهمه درتاریکی مطلق هستندوفقط تیری در تاریکی رهامیکنندیااین تیر آنها، مریض بیچاره رامیکشد!! و یاخود بدن(سیستم خوددرمانی بدن)مریض،راه حلی برای تعادل پیدامیکند!!)، که اگر مرد عنوان میشود مریض بد شانس بود و اگر بدن راهی برای تعادل پیدا کرد عنوان میشود که دوا و دکتر خوبش کرده !! پزشک متخصص و معروف بیمارستان(که با ماشین بنزآخرین سیستم و شوفر مخصوص به بیمارستانهای لندن وحومه دائمادررفت وآمد بودومرتب وبااحترم!، مریض هارا تیکه وپاره می نمودوکلیه هارا بیرون می کشید!!«جهل راببینید تابچه حدرسیده است!!»)به من فرصت دادکه با توجه به این وضعیت نامطمئن تا48ساعت دیگر جواب خودم رابگویم تا امور (نرسینگ)اداری بیمارستان با توجه به وقت کم وآزاداو، برای آینده وقت اتاق عمل را برایم تعیین کنند.
من با هزاران دلخوشی،وهزینه بسیار به انگلستان امده بودم، ولی اینجا هم متاسفانه خبری نبود، درغم وغصه غرق بودم، سیرتلاشهای گذشته راچون فیلم در جلوی چشمم مجسم میکردم، چهره دوستان و فامیل را درحالات مختلف بیادم می آمد، ودر اوج ناامیدی از خود میپرسیدم، آیا آنهارا بازهم خواهم دید؟ ومکررو با تاسف مثل دیوانه ها باخودحرف میزدم که چرا؟چر؟چرا من در این سن و سال برای این زجر انتخاب شده ام؟ وتاسف شدیدازاینکه راه حلی ندارم، زمستان سرد لندن ، لینک تفسیری اضافه شد») که ناگهان بازفکرم به تجربه تغذیه کبوترهاکشید(چون مشاهده«فاخته ها»،همان موضوعی که آنراتداعی داد،وبدلائلی که درجای دیگر گفته ام وبرای کوتاهی مطلب اینجا تکرار نمیکنم زمستان سرد لندن ، لینک تفسیری اضافه شد») ذهنم به فلسفه ای که درخودم جمع شده بود کشیده شد و 24ساعت نگذشته بود که تصمیم قاطع گرفتم، که نظریه خودم را روی خودم تجربه کنم وبا یک نیرو و اراده غیر طبیعی که پیدا کردم،از بیمارستان معروف لندن
North Holloway Rd Hospital Londan or now "Royal Northern Hospital" in Holloway Rd London N7 6LD
که پرفسورهائی با معروفیت جهانی هم دارد(داشت) !! خودم را مرخص کردم و به روشی که در اثرتفکرات ومطالعات زیاد در من جمع شده بود،روی آوردم با تغییر تغذیه ام وکنترل غذائی شدیدو ظرف کمتر از سه ماه،این هیولای وحشت زای مرگ که چند سال بود من و خانواده ام ودوستانم را پریشان کرده بود،و صدها دکتر وانواع داروها چاره اش نکرده بودند یک مشت خرما و گردو و و و و و نعمتهای فراوان خدا،از تنم خارجش کردند و نجات پیدا کردم

و تااین لحظه که ده ها سال ازآن تاریخ میگذرد، هردو کلیه ام صحیح وسالم و بی درد کار میکنند
«داستان این سیر تکامل واین کشف بزرگ تاریخ درمانی نوع بشر»کشف شگفت انگیز قدرت وسیستم خوددرمانی بدن انسانهادردفع کلیه بیماریها را، مفصلتر درجای دیگر خواهم نوشت.
(یادرمصاحبه بعدی)،ازآن ببعدهرکسی مشکل درمانی داشت، من تجربه خودم را بازگو میکردم وازآنهامیخواستم اینقدربه دواهاوبیمارستانها، متکی نباشند!.
درانگلیس ماندم ودرس خواندم، دردانشگاه کمبریج هم گفتم
/عکس/ /عکس/ /عکس/ /عکس/ /عکس/ در ایران درمحیط های مختلف گفتم، در دانشگاه تهران هم بودم و گفتم،
درتهران همراه با دوستان همعقیده باشگاهی داشتیم سالیان دراز مردم را ارشاد نمودیم هزاران نفر به این طریق سلامتی خودرا بازیافتند،(داستانش مفصل است وشاید لینک تفسیری بگذاریم)
در خارج ازکشوردرمحیط های ایرانی وخارجی گفتم،در تلویزیونهای گوناگون گفتم، مصاحبه هائی در رادیو تلویزیون هاو نشریات مختلف ایالات امریکاداشتم وگفتم، درسیمینارهاایرانی وخارجی دعوت شدم وگفتم، دربلژیک گفتم، درهلندگفتم، نوارهای مصاحبه های ضبط شده من را بارها و بارها تلویزیونها پخش کرده و همچنان پخش میکنند و گفته شده و. . . و . . و . . موسسات تحقیقاتی ازمن استقبال میکنند،دعوت می کنند، بودجه خوبی را هم برای یادگیری ازتجربه وتحقیقات من تصویب میکنند« لینک گذاشته میشود» تا ببینند چطوری از نتیجه گیریهای من متاسفانه میتوانند دوا و دارو تهیه کنند!! تلاش و آگاهی دادن درکاری که به دارو و پول منتهی نمیشود را کار نمیدانند!! به این مرحله که میرسند،دلسردو نوامیدمیگردند
هرسال برتجربه ام افزوده شد و هرسال باتحقیقات بیشتری پی به آناتومی پیچیده بدن مخلوقات وبویژه انسان بردم، فقط بیش از600ساعت فیلم های مستند ازاتاقهای عمل دارم،ازمصاحبه های گوناگون،ازمناطق مختلف وازموجودات متعدد دارم که همه در راستای فلسفه من است که مورد مطالعه دقیق قرارداده ام، تا به کشف بزرگ و انقلابی .«سیستم خوددرمانی بدن» . رسیدم که با قدرت بخشی به .
آن تا به چه حد کارساز میشود که حتی استخوان پیچیده و خم شده را هم راست میکند، و توانائی دفع اکثر بیماریها و ناتوانائی ها را دارد. (پایان مقدمه)
فلسفه و نطریه
فلسفه و نطریه من میگوید که در بدن همه مخلوقات عالم، سیستمی است که شبانه روز درتلاش است تا بدن رادرراستای آنچه که برایش مقدربوده حفظ و نگهدارد
و اگر انحرافی رخ دهدهمه ارگانهابکار می افتند که ازایجاد خرابی آن انحراف، جلوگیری کنند حال این مشکل که همه عامل خارج از بدن دارد،
به چه شکل وارد بدن شده است و به چه ارگانی از بدن در گیر شده است یک ارگان کمتر و دیگری بیشتر تلاش خواهند کرد تا موردانحراف رااول مهار
کنند نحوه مهار هم این است که درخود سلول زندانیش میکنند وامکان حرکت خودسرانه راازآن میگیرندچه بودنش درگردش خون ورسیدنش به مغز،این فرمانده کل بدن، همه بدن رااز کار می اندازد(لیبک توضیحی بیشتری میگذاریم توضیحی بر فیلمی مستنداز برنامه «اپرا و جنون گاوی»)
ولی خود سلول هم از اجرای وظیفه ارگانیک و همیشگیش در ارگان مربوطه خود، باز میماند
(از این رو من اینگونه سلولها را سلولهای تلاشگروفداکار مینامم که تا حد فنا کردن خود،عوامل خارجی و فاسد رادرخودزندانی می کنند ویا مگر اینکه خون شخص تمیز گرددو «سیستم خوددرمانی بدن» تشخیص دهدوصلاح بداند که برخی از سلولهای فداکار، کثافات خود را به منظورخروج (کنترل وهدایت شده)از بدن،و بااحتیاط درخون رها کنندو آن سلولها قبل ازمرگشان، پاک شوندو به فعالیت های ارگانیکی خود باز گردندو البته تمیزی خون در این دوره وزمانه با این همه دکتر و دارو و بیمارستان وانواع بیمه ها،!! بعید به نظرمی آید، هرگز شخص به سمت تمیزخواری کشیده نمیشودو سلولهای تلاشگروزندانبان سموم، تا آخر عمر کوتاهشان زندانبان سموم میمانندوباورود دارو وسمهای جدید، گروه های دیگری از سلولهای آن ارگان هم به همین شغل گمارد میشوندوگاهی مجموعه ای از آنها تبدیل به تمر میگردد ! هیچ ازخودپرسیده ایدکه چرا داروها مرتب عوض میشوند؟ چون درطول زمان، خرابکاریهاش قابل اغماض نمیشوند!!و بقیه داستان راهم خودتان میدانید که با کسی که تمر دارد چه میکنند!!!!)ولی اگر شخص شانس بیاورد ودرروستاباشدودرجائی بدورازدکتروبیمارستان وبیمه ها، یامشکل مالی،اوراازدکتروبیمارستان، دورکرده باشد! و باز تصادفا تمیز خواری کند و خون بطور نسبی پاک شود،ووقت مناسب بدست آید،سلولها، سموم را رها میکنند،(و این وقت مناسب را مجتمعی از ارگانهاوتمیزی خون میدانند که من اسم آنرا «سیستم خوددرمانی بدن » نام گذاشته ام که چون سموم مهار شده و تجزیه شده و کم خطررا به خون میدهند(وخون پاک فدرت کنترل بیشتری دارد که کثافات راازحرکت خودسرانه بازداردو به بیرون بدن اسکورتشان کند) تااز طریق کلیه هابه بیرون دفع کند، لاجرم درطول این مسیر،شخص احساس درد موقت میکند،و بستگی دارد که نوع سم و کثافات چگونه باشد،دردها هم فرق دارند، واین یک حرکت سازنده و مفید و مهم بدن است که بعقیده من هر گز در علم داروئی مورد توجه قرار نگرفته است واز تاریخ شروع این علم داروئی و شیمیائی،
این اصل مهم مدنظر نبوده است هم . لوئی پاستور کاشف میکرب و هم روبرت کخ وسایرین پایه گزاران داروهای سمی وشیمیائی دیدبشررا به انحراف کشانده اندوهمه رابه مبارزه بااین سیستم ناشناخته ولی بسیار مفید کشانده اندکه برای متوقف کردن حرکت های این سیستم انواع داروهاراتجربه میکنند تا ببینند کدام موثر تر است در متوفف کردن فعالیت های سازنده «سیستم خوددرمانی بدن که برای دفع واقعی بیماریهاداشته تلاش میکرده!» وقتی داروئی بتواند این حرکت رااز سلولها وارگانهای تلاشگر بگیرد،که فادربه پاک شدن خود نشود، درد مریض پنهان میشود، اما با چه قیمتی ؟ به قیمت ضایع ومعلول کردن سلولهاو ارگانهای تلاشگر که میخواستند بدن را پاک کنند سموم و کثافات رااز خوددور کنندو سلولها راباز سازی کنند که درد و ناراحتی موقت پدید می آمده و میبایست با تغییر تغذیه به این حرکت مفید و اساسی سرعت وجهت جروج از بدن بدهند (با پاک نگاه داشتن گردش خون وفرصت دادن به سلولهای تلاشگر که سموم خود را در خون نسبتاتمیزتر و بی خطر،رها سازند و خوددرارگان مربوطه به فعالیت تخصصی سازندگی خویش بپردازند،)پس باید با تغییر تغذیه و قطع ورود سموم خارجی، به این سلولهای تلاشگر،نیروهم برسانیم و فرصت بدهیم تا سریعتر سلولهارا تمیز کند و مارا درمان واقعی نماید
، از این روهرکس بادوا و بیمارستان خود را بظاهر خوب کرده است، درمان واقعی نشده است و دورانی را باید در نقاهت بگذراند تا بدن خودش، به نحوی باجانشین سازی کمبودآن سلولهای معدوم شده، بدن شخص را بسازد،
و چون این وضع مکررگردد و مرتب دارو به مبارزه با این سیستم برخیزد، عوارض داروهاظاهرشده و غیر قابل انکار می شود.
روش من،قطع فوری همه داروها است تلاش برای تقویت خون درگردش شخص است که باتصفیه خون از طریق غذاهای زنده که دراثرسالهاتجربه ونیز مطالعه پرسشنامه شخص مریض تعیین میکنم است چون این مطالب، درهیچ دانشگاهی هنور نیامده است.
این فلسفه میگوید بدن، فعالیت مضره ندارد ،یا بدن هرکاری میکند در راستای صلاح ومصلحت شخص است و بنابراین ،همه آنچه که دنیای امروز، آنهارا بیماری نامیده است !! و حرکت بد میدانند !! از دید من حرکت های مثبت و مفید بدن هستند که برای پاکسازی تن، بدان شکل جلوه گیری می کنند مثل سرماخوردگی ها، سردردها، میگرن ها، اسهال ها، استفراغ ها،تمرسر ها، تمرسینه ها یارحم ها، دردهای مختلف وخارشها،ودمل ها، جوش ها، زخمها، جوش صورت ها، معروف به جوشهای غرور جوانی، کم کارشدن غده ها،کلیه ها،ورم کلیه ها،سکسکه ها،عطسه ها،و . و. . و . و. این ها هیچکدام حرکت های منفی بدن نیستند، این حرکات علت نا متعادل شدن بدن شخص نیست بلکه معلول ورود سم و کثافات ودارو به بدن است واین حرکات(که اسم بیماری گرفته است)همه تلاش مفید بدن درجهت پاکسازی تن مااست که جلوه ظاهری آن ناخوشایند می نماید بلکه مجبور شده اند که مقداری کم و بیش از سلولهای خود رازندانبان سموم زیاد بدن شخص کنند،! و تلاشهای «سیستم خوددرمانی بدن» هستند برای درمان واقعی شخص و نباید بر سر راه اینگونه تلاشهای مفید بدن، مانع سازی کردو چون علم امروز متاسفانه ریشه را نمیداند این گونه حرکات مفید را، اشتباها، بیماری می نامد وباآن(نه مخفی بلکه علنا وبا افتخار)به مبارزه می پردازد!! دولت ها و مردم خیر و دلسوز جامعه هم، اشتباها به این موسسات تحقیقاتی پول و سرمایه میدهند تا از دل و قلوه و روده حیوانات مرده وبامخلوط با مورفین و تریاک وانواع مخدر و سمی، دارو درست کنند!! و آزمایش کنند که چه نوع زهری بر چه نوع سلول تلاشگری!!موثرتراست!تا پاسبان بدن راکم کنند و مواد مخدر کننده بتواندبدون حضوراین سلولها، شخص را بی درد کند!!و اگر بدن کسی قوی بود و بازسلولهایش راه مبازه بااین نوع سم را آموخت، داروی ناشناخته دیگری را تجویز میکنند،و مکررودر هرچندساعت باید خورده شود تا امکان بازسازی راازسلولهای تلاشگر بگیرند!!،سرهای مردم بیچاره را میشکافند!!تا مجتمعی ازاین سلولهای تلاشگر ومفید شخص(تمرسر) را که با قدرت تمام سموم وکثافات خون را، در خود زندانی کرده اند تا مغز را از پادر نیاوردوشخص رابکشد، خود!!بیرون می آورندو شخص رادرخطرمرگ واقعی میبرند!!باچاقوهای تیزوعلنی،! سینه ها را می درند!!و زیبائی خانمهارااز آنها میگیرند! تا مجتمعی از سلولهای خوب و تلاشگرش(تمرسینه) را از سینه اش بیرون بکشند!! که با فداکاری سموم شیر را در خود جمع کرده است تا به حلق نوزاد منتقل نشود و نوزادرا مریض ومعلول نسازد!! رحم هارادرمیآورند!!بجرم داشتن سلولهای تلاشگر که کثافات خون رابا فداکاری درخود جمع کرده اند تا به نطفه منتقل نگرددو محوطه پرورش نطفه بچه، تاحدی مصون بماند! دست و پاها را میبرند!!که سلولهای تلاشگر آنجا،خبر ازوجود سم ندهد ودردمنعکس نکند و صاحب تن را به تمیزخواری وزنده خواری وپرهیزازمرده خواری آگاهی ندهد،!! ونیزمحیط تن مریض راآماده دفع سموم نمی کنند بلکه باانواع داروهای بازهم سمی،برکثیفی بدن می افزایندتابلکه درابن نبرد اشتباه!!صدها ساله!، سلولهای تلاشگر رااز کاربندازند! لاجرم درد و ضعف و تب مریضهای قوی بنیاد،طولانی میشودچون دربدن شخص یک نبردابله هانه درافتاده است از یک طرف دارو ها و سموم وغذاهای مرده،از طرف دیگرتلاشهای ارگانهای مختلف شخص در مهار این کثافات به قیمت کم شدن کارهای ارگانیکی غذه ها و ارگانهای بدن تا اینکه یکی بر دیگری مسلط گردد!! و از یک بیماری به یک بیماری دیگر میرسد چون سلولهای بیشتری زندانبانان سموم میشوندو یا به قطع عضو میکشانند و و و ،
همه این اعمال از روی ناآگاهی و کم دانشی صورت میگیرد والا بدنه جامعه درتلاش نوآوری و حقیقت جوئی است وحرف حق ودلسوزانه را پشتیبانی میکند، نباید با داروهای باز هم سمی این حرکات خوب را متوقف کرد.
امروزمن این پیام انسانی رابدینوسیله به جهانیان بازهم تکرارواعلان می کنم.
آنچه که بدن را به این روزدرآورده، عوامل بیرونی هستندو نه درونی و باید از ورود عوامل بیرونی مزاحم،
جلوگیری کرد تا «سیستم خود درمانی بدن »(این کشف نوین )عامل مزاحم(اصل بیماری)را، خود شناسائی کرده و خود،از بدن دفع کند.
و باز این فلسفه میگوید که «میکرب و عملکرد مضر آن » یک نتیجه گیری غلط است که از زمان لوئی پاستور تا کنون بی خودی ذهن بشر را به آن مشغول ساخته است.
فلسفه من میگویدکه این شکل ظاهری وعجیب وغریب(که میکرب و ویروس نام گرفته است)، همه، همان سلولهای فداکاروتلاشگرومتخصص وخوب خود بدن است که در مبارزه با عوامل خارجی (در اثر غذای بد یاورودانواع سم داروها در یدن یا هوای آلوده و فاسد بیرونی وارد قلمروی بدن شده است و اینها آن مفاسد را شکار میکنند ومجبورند که شکل خودرا بنا به اقتضای مبارزه تغییر دهند، سلولهای فداکار هستند و مستحق مواظبت هم میباشند و تغییر شکل ظاهری آن بنا به مصلحت و ماهیت مبارزه با آن مفاسد خارجی بوده است و البته از فعالیت عادی ارگانیکی خود هم باز میمانند تا به یک ماموریت مهمتری برای دفاع از کل بدن بپردازند.
وقتی بدن من کثیف نباشد، بود و نبود اینگونه سلولها که به اشتباه میکرب یا ویروس نامیده شده اند، در بدن من، مهم نخواهد بود و من همچنان سالم هستم چون این ها، پاسبانان بدن من هستند ودر شکارکثافات هستند، چرا بدنبال داروئی بگردم که پاسبانان تن خودم را نابود سازد؟!! چندوقت پیش در مجله علمی ساینز خواندم که پژوهشگرهای دانشگاهی در لس آنجلس، بسیارشگفت شده بودند که دیدند دربدن برخی از شامپازه ها، به حد فراوان ویروس ایدز
hiv است اما آنها مریض نیستند و سیستم دفاعی آنها100% هم فعال است، این دانشمندان عزیز و پژوهشگر بیایند و جوابشان رادراین مقاله هاومصاحبه های من که از ده ها سال است گفته ونوشته ام پیدا کنند ویا در این مقاله و مصاحبه، ببینندو اینقدر بدور خود نگردندو به دنبال داروهای پولساز نباشند بلکه در تلاش حقیقت جوئی باشند.
برای اینکه این قسمت فلسفه رابهتر متوجه بشویدبه یک مثال متوسل میشوم.
بدن انسان رایک کشور فرض کنید، که سلولهای آن، همان مردمان وموجودات زنده آن کشورهستند،
و ارگانهای بدن که مجتمعی ازسلولها هستندکه وظیفه ای معین در بدن دارند هم مثل سازمانها وتشکیلات کشوری هستند
که از کارکنان بسیار برخورداراست و کار معینی راباید انجام دهندتاارگان آن مملکت خوب بگردد
و فرمانده کل وشخص اول وموثرکشورهم، مغزاست که مواظبت ویژه و مهمتری رامی طلبد.
در زمان صلح که هیچ نیروی خارجی آن کشوررا تهدید نمیکند، همه ارگانها به کارهای عادی خود مشغولند، نانواها به کار نان پزی مشغولند
و سازمان آب هم مصرف آب ساکنین کشور را فراهم میکنند،اداره پست و کارکنان آن به امر نامه رسانی میپردازند، دانشگاه ها به کار تعلیم و تربیت مشغولند وسایل حمل و نقل عمومی وخصوصی طبق نظم ومقرراتی در رفت و آمد هستند
ودادگاهها هم طبق قوانینی درایجاد نظم درآن کشود می کوشنددرکشور بدن هم قلب و سلولهای آن به کار عادی خود مشغول است و کلیه و سلولهای آن نیزو همچنین شش ها ودستگاه تنفسی وکبد و روده ها و غیره در آرامش و به کار خود مشغولند.
حال اگر کشوری مورد تهاجم قرار گیرد، بستگی دارد که نوع حمله چطوری بوده و از کجا صورت گرفته باشد،
آن قسمت مملکت دستخوش نا آرامی میشود و در اثر ادامه وضع ، کم کم به همه قسمتها این نا آرامی ها و جنب و جوش برای مقابله بوجود می آید،
ابتدا نیروهای نظامی به مقابله میپردازند و اگر وضع وخیم بود مردم همه برای مقابله مهیا میشوندو دیگردر نانوئیها و سازمان آب واداره پست و سایر ارگانها وضع عادی نخواهد بود و برخی از این افراد برای مقابله بهتر
خودرابه وسایلی مجهز میکنند که اصلا با حرفه خود که نجاری و یا نوائی و یا کارمندی بوده تفاوت دارد تا از یک مهمتری که خود مملکت باشد محافظت کنند.
در کشور تن هم همینطور است وقتی ازدهان(دارو یاغذای بد، بدن را بمب باران میکند) یااز راه پوست(تزریقات و یا در اثر تصادفات )عامل خارجی بد،
تعادل بدن را تهدید میکند ابتدا دستگاه گوارشی یا پوست و غیره با آن به مقابله برمی خیزند
و اگر عامل بیرونی وسیع باشد و حمله ها مکرر باشد (بدغذائی مکرر باشد مصرف دارو مکرر باشد)سلولهای بیشتری به مقابله فرا خوانده میشوندو
نوع تجهیزات هم بنا به ماهیت ونوع تهاجم، ابداع میشود و سلولها بدان مجهز میگردند
و دیگر ازکار کردارگانیکی خود باز می مانندو ان ارگان کم کار موقت میشود
تا سلولهایش کثافات بیرونی(خارجی ) را در خود مهار کنند و کلیه های نازنین من هم به این کار خوب مشغول بودند که تمام دکترهای متخصص و حاذق دنیا، این حرکت سازنده و مفید کلیه هایم را، یک حرکت منفی میپنداشتندو بجای اینکه من را به تغییر تغذیه تشویق کنندو فرصتی به این کلیه های فداکار بدهم تا در محیطی تمیزتر به پاکسازی تن من بپردازند(وبه سیستم خود درمانی بدن فرصت و قدرت بدهند)ابتداباداروهااین امکان راازاو گرفتندو مشکلات یک کلیه به دو کلیه مبدل شد، ووضع رااز آنچه که بودوخیمتر ساختند
(هیچکس دکتر ودارو را مقصرندانست!، همه را به حساب بدشانسی من می گذاشتند!!) تا یک پارچه همه سلولهای کلیه هایم زندانبان سموم دارووغذاهای بدشده بود و به ظاهر کلیه ها فاسد می نمود
چون بافدرت تمام سموم متعفن داروهارازندانی کرده بودندو پرازسم وکثافات بود و حتی اگربا عمل جراحی کلیه ها را بیرون می آوردند ،
باز هم،دکترهای متخصص ! روی عقیده غلط خود می ماندند که این کلیه ها فاسداست چون بظاهر بدبو ومتغفن هم بوده و ورم هم داشته که غیر عادی هم می نمود، این سلولهای تلاشگردر مغز هم به مهار کثافات میپردازند وبشکل تمر مغزی در می آورند و یا در سینه خانمها،کثافات بدن را در خود جمع میکنند و تمر سینه جلوه میکند و یا در رحم خانمها و در جاهای دیگر ، همه اینهارا سلولهای تلاشگر برای مصلحت بدن انجام میدهد و کاری مفید ومثبت است و نباید با عمل جراحی آنجا را ضایع کرد که ملیونها اشتباه جراحی صورت گرفته و ملیونها انسان نازنین بیهوده تلف شده اند!
و بهمین روال صدها سال است علم پزشکی در هیچ قسمتی به یک نتیجه قاطع و ثابت نرسیده است
چون همه در گمراهی به جستجوی میپردازندوحرکت مفید«سیستم خوددرمانی بدن» را نشناخته اند ولاجرم صدها سال از عمر این تحقیقات بیهوده هم میگذرد بدون اینکه به نتیجه قاطعی برسند!!
واگر به همین روال ادامه دهند،صدها سال دیگر هم بی نتیجه و مثل حالا دست خالی خواهند بود
این همه موسسات تحقیقاتی که در همه زمینه هاوهمه بیماریها وجود دارد خود یک اعترافی است که بشر در همه بیماریها احساس عجز و ناتوانی میکند
ولی با این وجود به عنوان درمان همان بیماریهائی که سازمان عریض و طویلی برای تحقیقاتش وشناختش دارند(مثل ایدز وسرطان قندو و . و . و . غیره )اما دارو بدست مردم بیخبر میدهند
شما که ریشه را نمیدانیدچراداروهای سمی بدست مردم میدهید؟فقط درد را نمیکشد بلکه سلولهای فعال و تلاشگر که میخواهند خودرا پاک کنند را هم متلاشی میکند و درد پنهان میشود که دردشان موقتا پنهان شودو بعد همین نوع درد ویا شدیدترازآن
که با قیمت نابود شدن سلولهای فداکار، پنهانش کردند!ودرد مریض آرام شده بود،
هولناکتر ولاعلاجتر در جای دیگر یا همانجا جلوه گری میکند
این است که این فلسفه، همه اعمال جراحی خروج ارگانی از بدن را رد میکند، همه داروها را رد میکند و خیلی مطالب دیگر که زائیده نا دیده گرفتن «سیستم خود درمانی بدن» است و در جامعه پدید آمده است را، رد میکند نابودی مرغهائی که مشهور به بیماری انفلوانزای مرغی هستند را رد میکنم که اخیرا در خبرها می ایداین ییچاره ها را فقط چند ماه از دست دامداران متخصص !، دورشان کنید تا به طمع چاق شدنشان آنها را آمپول نزنند و سمومی را بعنوان غذاهای علمی بخورد آنها ندهید و بگذارند،این مخلوقات خداهمان تغذیه طبیعی خودرا بکنند تا خود «سیستم خود درمانی بدنشان» اشتباهات دانشمندان دامداررااز تن خود بیرون کنند(دراین مورد مقاله جدانه خواهم نوشت)
کود شیمیائی برای محصولات کشاورزی کاری غلط است واین فلسفه آنرا رد میکند و پیوند های درختان میوه غلط است، و نحوه نگهداریهای فعلی میوه ها، وخیلی موضوعات دیگر، را همه رد میکند.
حال این فلسفه با این تحلیل و فرضیه و تجربه و تحقیق،صدها بیمار را شفا داده است
و ده ها نوع بیماری را خوب کرده است که اشاراتی از آن ها در سایت آمده است و سعی کنید
که به تدریج خلاصه بیشتری از پرونده های باز و بسته رادرسایت بیاورید، مثلا تمام پرونده های مریضهای شفایافته راانالیزکنیدوتحلیل و تجزیه کنید،و بدون اسم بردن نام مریض، لیستی از نام فقط داروهائی که این بیچاره هامصرف می کردند،وما همه داروها را متوقف کردیم وفقط باغذا خوبشان کردیم رابصورت طوماردرمعرض چشم جهانیان بیاورید، یا انواع بیماریهائی که این مریضهاازقول دکترهای معالجشان درپرسشنامه های خودذکرکرده اندومریضتروبدحالترشدندوبه ما مراجعه کردندو ما فقط باغذاهمه را خوب کردیم را لیست کنید و طوماردرست کنید تا جهانیان متوجه قدرت غذا بشوند که ما به چه چیزمهمی پی برده ایم وازآن چه معجزه هائی بوجودمی آید که از تشکیلات پرزرق و برق و پرخرج موسسات تحقیقاتی وتولیدات داروئیشان،دراین صدها سال برنیامده است.
سیما:حتماوچشم،و تا عیدنوروز، من این کارمهم راآنلاین میکنم تا هدیه نوروزی ما باشد به جهانیان، سپاسگزارم
وقتتان خوش استادگرانقدر،
من میدانستم که باید شمارا به حرف زدن وادار کنم تا این کلمات گوهربار، ثبت در تاریخ علم شود.
http://www.khorsand.nl/main/archives/2002/01/oeoe_uoeuuoeu_u.html
http://www.khorsand.nl/main/archives/oeuoeuoeuoeu_uoe/index.html
(خوانندگان علاقمند و متفکر را دعوت به اظهار نظر می نمائیم، تا تجربه های تلخ خود و عزیزانشان را در این رابطه برای ما بنویسند)
به امید جامعه ای بانشاط و بی بیماری . . . . .
---------------------------------------------------------
عزیزانیکه مریض نوامیدی را میشناسند،دعوت به خواندن این مقاله کنید،یا با ایمیل به همه بفرستید یا در نشریه و وب لاگ خود منتشر کنیدو اگر کسی از هموطنان عزیز ایرانی ، قادر است که این نوشته را بزبان محلی که اقامت دارد ترجمه کند، حتما اقدام کند و این پیام ایرانی و انسانی را جهانی کنیم،و نسخه ای از ترجمه را برای ما بفرستد، و دست در دست هم دهیم و انقلاب علمی را سریعتر برپا سازیم.لینک های زیر، لینکهای عکسها میباشد که ممکن است برای استفاده در روزنامه یا مجله یا تلویزون یا وب لاگ خود نیاز داشته باشید.
،درضمن هیچ مریضی نباید نگران ویزیت و دستمزد دکتر باشد، همه را می پذیرند،مخصوصا ایرانیان را
دو مقاله مرتبط «
تجربه تغذیه کبوتران» و « زمستان سرد لندن »
 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

سوغات کشور ترکیه

ترکیه کشور زیتون است وقیمت زیتون سیاه درترکیه یک سوم قیمت ایران است وکیلوئی هزارودویست تومان به پول ایران می باشد درمنطفه توریستی زادگاه ابراهیم خلیل ومحل به آتش انداختن او توسط نمرودیان ، اتوبوس های مسیر سوریه دربرگشت برای زیارت آن مکان توقف دارند که بهترین سوغات مسافران خرید زیتون درپیت های 18کلیوئی است به قیمت 23000تومان و5کیلوئی 6000تومان است . زیتون یکی ازمواد غذائی اصلی درتغذیه انسان ها است که جزء برنامه های غذائی مدیترانه ای است که ساکنان اینگونه مناطق سالمتر وزیباترازمردم سایر مناطق هستند یکی از اطفال بستگان مدام بیمار وبدخلق بود که پزشگ گفته دوقاشق روغن زیتون به غذای او اضافه کنند از روزی که این روش را ادامه میدهند او سالم وخوش خلق شده است . زیتون سیستم ایمنی بدن را دربرابر بیماری ها تقویت می کند وازامراض پیشگیری می نماید ازچاق شدن جلوگیری می کند به زیبائی پوست می افزاید وخواص زیادی دارد که خدا بدان قسم خورده است . معمولا وقتی خانم ها یا اطفال به پزشگ مراجعه می کنند شربت یا قرص آهن حاوی ویتامین ب برای آنها تجویز میشود که زیتون وانجیر که درسوره تین آمده این خاصیت را همزمان دارند که با مصرف آنها نیازی به شربت وقرص نیست .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نکاتى درمورد ایجاد وبلاگ

شمس الله ۴:۴۶ ب.ظ  - چهارشنبه، ٢٩ اسفند ۱۳۸۶  میخوام یه وبلاگ بزنم ...ازت راهنمایی میخوام اولا فرق بلاگفا باپرشین بلگ چیه ؟×بعدشم چندی پیش مدیر نمیدونم چی چی بلاگ روگرفته بودند که بودجتون چه جوری تامین میشه واز کجاست×بعد هم از قانون درمورد وبلاگ برام بگوکه آیا هرچیز سیاسی که بنویسیم مواخذه بازداشت بگیر وببند داره یا نه یعنی محیط وبلاگ شخصی محسوب میشه یا سبب شکایت وپیگیرد قانونی میشود ! خلاصه ممنون میشم راهنمایی بفمایید شمس للا ایجاد وبلاگ مجانی است  اولا ایجاد وب نوشت طبق مقررات هرپایگاهی (سایت)که میخواهیم درآن ایجاد نمائیم  می‌ باشد که باید قسمت مربوط را علامت بزنیم . درحال حاضر که کامنت پرشین بلاگ مشابه بلاگفا شده من تغییری بین این دو مشاهده نکردم اینطورکه تبلیغ شده پرشین بلاگ بالاترین آمار وبلاگها را دارد حدود هشتصد هزارتا ، تجربه دیگری ندارم اما کامنت های بلاگ اسکای طولانی است ویک پست کامل را میتوان درکامنت گذاشت .ثانیا نوشته ما معطوف به تحقق هدفی‌ که برایش وب نوشت می‌ زنیم باشد اگر هدف ما گسترش آگاهی در رابطه با یک موضوع خاص است مثلا بهداشت قوانین بهداشت باید رعایت شود وهرچه را هرکس گفت نباید درج کرد مگر اینکه ازلحاظ علم بهداشت وقوانین ومقررات سازمان بهداشت کشور وسازمان بهداشت جهانی مورد پذیرش باشد  اگر وب نوشت ما سیاسی است به ادب خود ما برمی گردد که به کسی توهین نکنیم واستدلالی موضوعی را بحث کنیم یا نقد کنیم یا اعلام نظر کنیم که بهترین روش بحث های موضوعی است ونقد ونظر.رعایت قوانین کشور اولا نشانه ادب وپختگی ماست ودوم سبب محبوبیت ما نزد افراد میگردد درحال حاضر که شورای‌ نگهبان قانون اساسی قوانین کشور را رعایت نمی‌کند بخصوص درخصوص تعیین صلاحیتها درقلب هیچ ایرانی‌ آزادمرد وشیرزنی جاندارند برعکس افراد طرفداراسلام امام خمینی که بی جهت رد صلاحیت شده اند محبوب قلب طرفداران اسلام امام خمینی‌هستند درواقع اینها بر قلبها حکومت میکنند واعضا شورای‌ نگهبان بر کاغذهائی که می نگارند ومن هروقت به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می روم قبر عارف شهیر سید رضابهاءالدینی را می‌بوسم وبرای آقای‌ اراکی درکنارش فاتحه میخوانم ولی قبر یک آقائی‌ درکنار آنها است اصلا فاتحه ام برایش نمیخوانم چون ایشان  را با پارتی بازی درحرم دفن کرده اند[قبلا که آیت الله سلطانی طباطبائی را میخواستند دفن نمایند گفته اند جا نیست حالا چطوربرای این آقا جا شد چون پسرتولیت حرم نسبت سببی با او دارد واومخالف طرفداران اسلام امام خمینی بود ولی سلطانی با آنها بود] پس رعایت قانون ومقررات سبب محبوبیت انسان میگردد ولی قانون شکنی سبب ازچشم افتادن افراد وبرخی اوقات عامل منفورشدن افراد می باشد حتی بعد ازمرگشان. اگر تمام افراد شورای‌ نگهبان یک جا فوت کنند من نخواهم گفت خدا آنها را بیامرزد این تفاوت رعایت قانون وقانون شکنی است که عمدا صورت گرفته باشد ممکن است عدم آگاهی ازقانون هم مشکلی پیش بیاورد که با توکل به خدا حل میشود وخدا کمک می کند انشاءالله اگر تصمیم به مباحث سیاسی دارید ابتدا چند پیام برای ستون ارتباط مردمی روزنامه ها بفرستید اگر چاپ نکردند احتمالا بارحقوقی داشته است مثلا برای آفتاب یزد بفرستید با این کار قلق نوشتن دستتان می آید یا کامنت برای افرادی که تایید میکنند مثل وب نوشت خانم دکتر ابتکار بفرستید اگر تایید کرد مشخص است بلا اشکال حقوقی وفاقد توهین وافترا  بوده و ادب درآن رعایت گردیده است توهین وافترا ودروغ بستن به افراد هم ازلحاظ اخلاقی گناه دارد هم ازنظرقوانین پیگرد قانونی دارد چناچه شکایت صورت گیرد ازطریق تلفن شناسائی وپیگیری میشود .دروغ ، توهین وافترا به افراد روش متحجرین وافرادی که دچار اختلال عصبی خودبزرگ بینی وغرور وکبروحسادت وحرص هستند یا کینه جو می باشند یا تنش وناراحتی های روان تنی مثل توهم وهذیان ،‌خشم دارند می باشد ودرشأن یک فرد موحد نیست لذا دقت دراین زمینه کمک میکند که وبلاگ محبوبی داشته باشیم ضمنا وبلاگهای سیاسی چون اخبارش تکراری است سرچش از طریق گوگل ویاهو و...کم است وبیشتر افرادی که وارد فضای مجازی میشوند دنبال مسائل علمی ، بهداشتی – درمانی ، اطلاعات عمومی ،‌مسائل خانوادگی ومسائلی که رودرو شرم دارند سوال کنندمی باشند یا امکان درج این مسائل در روزنامه ومجله وکتاب نیست ما باید سعی کنیم آنچه دردسترس نیست ومورد نیاز علمی وپختگی جامعه ونیل به استیفاء حقشان میشود را منتشر کنیم گاهی تجربه های‌ یک نفر برای دیگران راهگشا می باشد گاه نکات خانه داری یا تجربه های قانونی یا اجتماعی سبب ورزیده شدن افراد درحل مسائلشان میگردد همانطورکه مغازه های تغذیه فروشی همیشه سود دارد وازرونق نمی افتد چون مورد نیازروزانه مردم است وبلاگهای اینگونه هم مورد نیاز است بالاخره درهم برهم مثل کشکول بنویسیم ،‌علمی بنویسیم ، گره ای از کارهمنوعانمان بگشائیم وزندگی را برای‌ آنها شیرین ترکنیم همراه شو عزیز کین درد مشترک (رسیدن به دانائی‌ چون دانائی سکینه بنت الحسین که عارف زمان خویش بود) هرگز جداجدا درمان نمیشود باید آنقدر بنویسیم تا متحجرین از حرص وحسادت بسوزند وخاکسترشوند وبا نور نوشته ها همه جا را منورکنیم و درنور نوشته ها زندگی کنیم .استفاده ازآیات قرآن سبب پویائی وبلاگ میگردد .نسبت به موضوع آیه مورد نظر را درج کنیم . نوشته مقدس است وخدا درقرآن به آنچه مینویسد مثل قلم وکیبورد قسم خورده «ن والقلم وما یسترون» 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى