زيتون

 

معرفی پست های زناشوئی

زیتون ! درمورد آداب نزدیکی کردن [مقاربت یا سکس زن وشوهر] هم اگه توضیح بدی ممنون میشیم ماتازه میریم که بریم قاطی متأهل ها ،  تجربه ای هم دراینموردا نداشته ایم باتشکر نویسنده:    اگر دنبال معیار انتخاب همسر هستی پست خواستگاری وزیبائی درمانی ومحبت درمانی (آرشیوفروردین 86)را بخوان ولی اگر ازدواج کرده ای نخست پست تنوع = شادابی(آرشیومهر) را حتما بخوان بعد پست های هنر زن قسمت دانش جنسی و قسمت نشاط جنسی وسپس پست عروسی یا کوئیز رابخوان ،پست های هوو1و2 رامرورکن وپست های بوسه (درآرشیو 9و10) پست کتاب شناسی زناشوئی (مهر)را ببین ودرنهایت پست سکس درمانی را بنگر. حالا با این موضوعات که آشنا شدی بپر تولینک شادابی ازاولش تا آخرش را بخوان به جدول لینک خانواده درمانی هم برای مشاهده  پوزیشن های آمیزشی رجوع نما جهت تنوع مفیدند

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

روشنگری درمورد دروغ یا بولتنیسم

امام معصوم اول صلواة الله علیه: به رکوع وسجود طولانی افراد ننگرید شاید ازروی عادت باشد ولکن به راستگوئی‌ وامانت داری افراد بنگریدکداخدازاده سخنگوی شورای نگهبان : نوه امام آقای‌علی اشراقی به خاطر ارائه نکردن مدرک تحصیلی رد صلاحیت شد علی‌ اشراقی‌نوه امام :مدرک تحصیلی من کامل بود وتوسط هئیت های تأیید شده بودم مسئله دیگری درکاراست شیخ محمد یزدی‌ عضوشورای‌ نگهبان درمصاحبه با تلوزیون : آیت الله اشراقی‌ نماینده بنی‌ صدر درهئیت سه نفره حل اختلاف بود و ما به او اعتماد نداشتیم حجت الاسلام والمسلمین مرتضی اشراقی نوه امام : پدرم به اصرارحاج سید احمد آقا ی خمینی ، دائی ام ، به عضو هئیت سه نفره درآمده بود (حاج سید احمد آقا : من با مشورت با آقای‌ هاشمی‌ رفسنجانی به آقای‌ اشراقی گفتم نمایندگی بنی‌صدررا بپذیرد تا هیئت ازهم نریزد ، آقای‌اشراقی‌ گفت آبرویم می رود گفتم به خاطر خداقبول کن که پذیرفت) شیخ محمد یزدی چون آقای جنتی نامزد ریاست خبرگان است من نامزد نمی‌شوم .امام معصوم اول صلواة الله علیه: به رکوع وسجود طولانی افراد ننگرید شاید ازروی عادت باشد ولکن به راستگوئی‌ وامانت داری افراد بنگرید.    ایها الناس به نظر شما آیا آقای‌ کدخدازاده سخن گوی شورای‌ نگهبان مصداق سخن امام علی علیه السلام درباره دروغ نیست ؟یا اهل العالم ، آیا به نظر شما شیوه رد صلاحیت نوه امام توسط فتنه شیخ محمد یزدی مصداق بارز خیانت درامانت توسط شورای‌ نگهبان نیست ؟سیده فخرالسادات محتشمی‌ پور رهبر (درسایه) جنبش زنان ضد بولتنیسم یا مخالف دروغ ، وظیفه ما روشنگری‌ است . برای اطلاعات بیشتر به پست های‌ قبل رجوع نمائید.سلسله پست های بولتنیسم وانجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی  

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

برای خواهرم فریبا

برای خواهرم فریبابا اینکه شما اصلا سر نمی زنی ولی فریبا با سوالاتش دوباره ظاهر شد
زیتون جان... الان که به بهار نزدیک میشیم با ایسا از نظر تغذیه ای چکار کنم؟
چیکار کنم تا انقدر زود مریض نشه؟... همچنان شربت عسل رو ادامه بدم؟
با تشکر بسیار بسیار زیاد
سپاس خواهرگرامیم فریبا خانم؛ اززمانیکه کامنت های پرشین بلاگ تغییر کرد خیلی ازوبلاگها باز نمی شود آن دفعه بابیش از 50مرتبه تلاش آمدم واین بار اصلا نشد داستان رامیخوانم اما کامنت بازنمی شود . البته دستگاه هم گفته اند چون سیم تلفن ازکنار کابل برق میگذرد اشکال دارد که خیلی تلا ش کرده ام نتوانسته ام رفع کنم چند مرتبه ویندوز عوض کردیم ومودم و...هیچ فایده نداشت . فریبا خانم عزیز پست های صفحه اول را کم کن یا تصاویر را کم کن تا اوپن بشی فقط با برنامه غذائی مناسب هم برای خودت هم سبا وهم آیسا پیش برو چون حدود شصت میلیون ایرانی کمبود کلسیم دارند و سن پوکی استخوان بین زنان پائین است و حدود  پنجاه میلیون 50000000نفر کمخونی دارند وبیش ازاین تعداد کمبود ویتامین ب دارند که این سه تا ریشه همه ناراحتی ها وبیمای ها ست لذا، اول غذاهای‌ خون ساز (که معمولا مثل نخود و...کلسیم دار هم هستند)وویتامین ب دار درالویت باشد دوم غذاهائی که قندخون را تنظیم میکند مثل عسل وخرما وانجیر که انجیر بدلیل کلسیم بالا خون ساز هم می باشد . فصل بهارگرم وتر (خشک سدیم دار) است پست سدیم پتاسیم رادرآرشیو همین برج بخوان (تروخشگ مواد غذائی) سپس حالات آیسای عزیز راتطبیق بده و تصمیم بگیر - عسل را به خاطر اینکه نیاز مغزاست ادامه بده یا جایگزین آن خرما وانجیر و...استفاده کن خرما را حتما استفاده کن از بیماری های ام /اس وپارکینسون وآلزایمر، برخی سرطانها ونقص ایمنی اکتسابی (ایدز) واختلالات‌ جنسی بخصوص سردمزاجی وآرتروز ودیسک کمر ودیابت وگواتر دربزرگسالی پیش گیری می نماید انشاءالله - صبح به هیچ وجه لبنیات نخورد فقط شب  بخورد - صبح از شکلات صبحانه (عسل با ارده وگرد کاکائو) استفاده کن یا میوه رارنده کن عسل اضافه کن هرمیوه ای‌ دوست دارد برایش رنده کن – ازمواد غذائی مثل مربا وساندیس وشیرینی و تنقلات که شکردارند وقندوشکرخودداری کن انشاء الله مریض نمیشود ازشیر پاستوریزه استفاده نکن ، ماست کنار غذا استفاده نکن .سعی‌کن غذاهای‌ طبع سرد را بشناسی وآنها را ازبرنامه غذائی اش کم کنی برنامه غذائی برای طبع سرد :1-    صبحانه به هیچ وجه پنیر وشیر نخوروکله پاچه نخور(شام بخورشون با ادویه گرم یا پنیروگردو)2-    چون اسید بدنت بالاست وچای هم اسید ش بالاست تامیتوانی کمترو کمرنگتر3-    هیچ وقت با برنج ماست وترشی نخوروسالادکاهو وسالاد خیاروگوجه نخور4-    عدس پلو استفاده نکن واگر مجبورشدی با سبزی یا پیازباشد نه ماست 5-    با ماهی ادویه مناسب استفاده کن تا رفع سردی آن بشه 6-    سیب زمینی سرد است با سبزی یا گردو استفاده کن 7-  تو میوه ها بخصوص دراین فصل خیارونارنگی به هیچ وجه استفاده نکن – سیب عالیه هویج درکنارهمه غذاها خوبه« باز»دارند کلا مرکبات اسید دارند پرتقال وکیوی ولیموشیرین و... درحد ضرورت بدن استفاده کن نه زیاد 8-    خورش های مناسب طبعت ( قیمه – قیمه بادمجان-  قورمه سبزی – فسنجون – کرفس – قیمه به - ..)9-    کشک بادمجان خوب است(کشک سرد وبادمجان گرم است)10-         شام نان پنیروسبزی یا گردو یا بادام و....- شیرو.... کباب سینی – شامی – کوکو – کتلت – 11-    صبحانه نان ارده عسل- شکلات صبحانه (ارده عسل با گرد کاکائو) – به رنده شده – هویج رنده شده باعسل – نان خرما – نان انگور – نان خربزه – طالبی- هرمیوه ای که دوست داشته باشید رنده شده  بعلاوه عسل  این یک برنامه پیشنهادی است انتخاب با خودت برای اینکه هیچ وقت گلو درد نگیری ابتدا وانتهای غذا نمک به دهانت بزن . پیغمبر: و وجع الحلق(نمک گلودرد را می‌ برد ودل درد را هم می‌ برد ودندان درد را می برد ...) 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (7)

تقدیم به سیده فخرالسادات محتشمی‌پورفرزند معنوی خمینی کبیر سلام الله علیه جنبش روشنگری که نه نه فخرالسادات عزیز ما روستائیان قولش را داده بود با گفتگوی سید حسن خمینی با مجله شهروند کلید خورد وبا مرگ توسلی رئیس دفترامام خمینی رنگ خون ورنگ خدائی «صبغةالله» گرفت . مردان امنیتی کشورچون حسن روحانی ، سید علی اکبر محتشمی پور ، خانم عاتقه صدیقی همسرشهید رجائی ، مجید انصاری ، علی ربیعی ، سید مصطفی تاج زاده ، مهدی کروبی و...به میدان آمدند تا طومارتتمه حجتیه ای های نفوذی دروزارت اطلاعات ، هئیت های نظارت شورای‌ نگهبان ، حوزه نمایندگی ولی فقیه درسپاه وسازمان حفاظت اطلاعات سپاه یا ساده لوحان تأثیرپذیرازانجمن حجتیه دراین سازمانها وسایرنهادهائی‌که نفوذی های‌ حجتیه برای ضربه زدن به اسلام امام خمینی جاخوش کرده اند را برملا کنند کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا ، اینها می گویند وزینب بنت حید رکه دیشب ازخیمه ها بیرون آمده وبه برادرمی گوید آیا اینها که مانده اند فردا با ما می مانند واینها با شجاعت ودلیری خود وبا گفتن وهشداربه تصویر می کشند که می مانیم الرجال قوامون علی‌النساء می مانیم تا آرامش روانی را برای‌ دختران وپسران طرفداراسلام ناب محمدی که چشم به این مردان وزنان خاموش دیروز وخروش امروزبسته اند رقم زنیم . تا نگذازیم به تعبیر آن مردک ، سفارش های امام درمورد انجمن حجتیه ، متحجرین ، مقدس نمایان احمق وکسانیکه میگفتند دانشجویان وجوانان درانتخابات شرکت نکنند وفقط فقهاء شرکت کنند زیرخروارها خاک بماند  . به روز بودن ابزاروتشکیلات و استفاده ازروان شناسی رنگ ها درلباس پوشیدن وانتخاب واژه ها درسخنرانی ها و...همه وهمه مؤلفه های جنبش روشنگری است روایاتی در رابطه با این که همشکل کفار نباشید هست وامام صفت مقدس نمایان بدتر از کفار را به کار می برد نتیجه اینکه اگر همشکل کفار نباید بود مثل متحجرین هم نباید بود حتی درروایات انگشتر عقیق نشانه مؤمن ذکر شده به نظرم به دلیل جذابیتی است که رنگ عقیق دارد ومثل چراغ راهنما ی ماشینها ذهن ها را به آن سمت جلب میکند. اگر میزان حال فعلی افراد است چینش واژه ها درسخنرانی‌ وگفتگوهایشان را هم برای جذب شامل میشود اما این برای‌ افراد مثبت است مثلا چون مصباح یزدی یک فرد مخالف نهضت امام بوده اگر توبه ورویش هم کرده باشد چون منفی بوده واطلاعات منفی ازمنابع منفی رد میشه حق تفسیر اسلام امام خمینی را ندارد چون میشود کعب الاحبار اما دکترحسن روحانی که از اول مثبت بوده الان که به روز شده  از کروبی عزیز خیلی‌ جلوتر افتاده است البته درتاریخ 21-10-86ایشان هم انتظاری که ازابشان بود با یک مصاحبه بسیار جذاب وبرهم زننده آرامش ازحجتیه ای های نفوذی درارگانهای‌ حاکمیتی‌ ودولتی برآورده کردند ودرروزنامه اشان گفتگوی عزیزدل همه یعنی خانم شهید رجائی را چاپ کردندکه بدون شک با این دو مصاحبه سنگ تمام گذاشتند ودل امام وشهدا را شاد کردند . سخنرانان حرم امام دماسنج سیاسی خوبی‌ برای‌ به روز شده ها هست که رمضان امسال ناطق نوری وعاشورا روحانی و..بود البته درآن حدی که از آنها انتظارهست. هیچ وقت نگید رنگ لباس چه ربطی به سخنرانی دارد متن وزمینه باید تناسب داشته باشد رنگ زرد درزمینه سیاه مثل نوشته روی‌ کعبه مؤثراست بارها شده که روزنامه عکس بدون آرایش ریش های رهبری را درج کرده اند ناخود آگاه دیدم مطالب دیگر روزنامه را خوانده ام اما هنوز صحبت های ایشان را نخوانده ام ناخودآگاه ، حتی‌ به استانها که میروید رنگ مورد علاقه لباس آنها رابرای لباس خودتان انتخاب کنید . درکرنوبیولوژی زمان بر همه چیز تأثیردارد حتی ساعتی که برای‌ سخنرانی انتخاب میکنید وچون دقت افراد 25دقیقه است دراین 25دقیقه اول باید همه صحبت های اصلی تان مطرح شود درپست هنرزن 31واپس نزدن امیال همسر ازقول امام علی آمد که کیفیت امیال واپس زده درصبح وشام متفاوت است وشب غلظتش بیشتراست . رحلت آیت الله توسلی‌ ازالطاف خفیه الهی بود وقتی ما خدا را یاری کنیم خداهم ما رایاری‌خواهدکرد روشن گری  با مرگ توسلی رنگ خون گرفت« ن والقلم وما یسترون = مدادالعلماء افضل من دماءالشهداء» ازبرکت سخن سید حسن خمینی، دریچه های رحمت روشنگری گشوده شد روشنگری رنگ خدائی گرفت رنگ خون گرفت رنگ ماتم وعزا ونوحه وسینه زنی ، دست های نه نه فخرالسادات آمد پائین برای‌ روشنگری سینه زد ودادزد ، مکتب شد «مکتبی که سینه زن دارد موفق است » اگر امام درملاقات با سفیر شوروی آن تیپ غیر رسمی وشمط روی پا را میزند برای‌ تأثیر گذاری روی افرادی است که ازتلوزیون شوروی‌صحنه را می بینندوهیچ وقت یادشان نخواهد رفت وبا دیگرروحانیون اشتباه نمی گیرند تا فراموش شود یا اگر درزیر درخت سیب نوفل لوشاتو آن تیپ را می‌زند که بعدسی سال هنوزما یادمان است اگر رسمی میشد یادمان نمی ماندوبرای‌معطوف کردن نظرها به سخنانشان است.البته درروان شناسی اثبات شده مردها با چشم به آرامش میرسند برای‌آنها تفاوتها قابل توجه باشد نمیدونم برای زنها که بیشتر به عطروبوی‌معشوقشان ولمس و…توجه دارند اصلا این حرفها اثردارد یا خیر تا بگویم درهرسخنرانی‌ومصاحبه ازشال یا روسری‌رنگ خاصی که غیر تکراری ‌باشد استفاده کنید دریک کلام یاران امام خمینی که برای‌ یک سخنرانی روشنگرانه می روند باید متن وزمینه را رصد کنند و تیپ یادگاری بزنند تا با آن شمایل سخنانشان برای همیشه درذهن مردم بماند .نمی توان توفیق حزب مردم  درپاکستان را ناشی ازتیپ زیبائی که خانم بینظیربوتو می زد ندانست . اگر کفار ازدانش روان شناسی استفاده میکنند وانقلاب های رنگی بوجود می آورند چرا ما برای‌ تحقق اهداف فاطمه زهرا سلام الله علیها وفرزندانش ازاین صنعت وهنر بهره نگیرم ومتناسب با قانون وفرهنگ خود حجتیه ای‌های‌ نفوذی در وزارت اطلاعات ، صداوسیما ، عقیدتی وحفاظت اطلاعات سپاه ، هئیت های نظارت ، مراکز بولتن نویسی و...را افشا نکنیم هیچ موقع حجتیه ایها نمیایند کنارخیابان داد بزنند آنها جائی نفوذ کرده اند که بیشترین تأثیرگذاری را دارند وچه نهادهائی تأثیرگذارتر از اینها که نام برده شدکه مسولین عزیزش باید چون یک راننده مدام به جلوبنگرند ودقت همیشگی داشته باشند .--------------------------------------------------------------------------------------------------------- برای حس اینکه زینب وسکینه وخانواده امام حسین همانطور که آب دعا ی ما را حس میکند این عزیزان هم سخن ما را می شنوند به تحقیقات ایموتو مراجعه شود امام خمینی : ....<از همه شکننده‌تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان- علیه السلا‌م- باطل است و هزاران <ان قلت> دیگر، مشکلا‌ت بزرگ و جانفرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت؛ تنها راه‌حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلا‌م شلیک می‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.سید علی اکبر محتشمی‌ پور :«آقای مصباح یزدی درحضور دو نفر با تشبث به برخی‌ احادیث گفته بود که تشکیل حکومت درعصرغیبت باطل است .» کتاب چند صدائی درجامعه روحانیت نوشته محتشمی پور

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (6)

گفتگوی خانم عاتقه صدیقی‌ همسررئیس جمهورشهید رجائی با روزنامه اعتمادملی 21-12-86 که تفسیر مصاحبه سید حسن خمینی‌ با مجله شهروند امروزمی باشد :باید نکته‌ای را مطرح کنم که بیان و توضیح آن بسیار سخت است. درس بزرگ و ارزشمندی که من از شخصیت عرفانی بزرگ شهید رجایی گرفته‌ام این است که او به درجه‌ای از اخلا‌ص و تقوا رسیده بود که بتواند از مرزهای تحجر و واپسگرایی عبور کند. واقعیت این است که تحجر در بسیاری از موارد ناشی از بی‌تقوایی و هوای نفس است. من از شخصیت شهید رجایی به این درک رسیدم که تقوا خود یکی از مهم‌ترین عوامل فاصله گرفتن از تحجر است. در واقع رابطه‌ای عمیق میان تحجر و نفسانیت وجود دارد. همین‌طور رابطه عمیقی میان استبداد و تحجر وجود دارد. این نکته بسیار مهمی است که آرزو دارم بتوانم از عهده بار سنگین توضیح آن برای ملت عزیز به ویژه جوانان و نسل جدید برآیم. یکی از مهم‌ترین زمینه‌هایی که حق و باطل به هم می‌آمیزند، آنجاست که برخی ظاهرا دغدغه <دین> دارند، اما دین به صفت منیت آلوده شده است؛ گاهی به قدری آنها غرق در غفلت و منیت می‌شوند که خود آنها نیز فکر می‌کنند واقعا دغدغه‌ دین دارند. یکی از مصادیق این نوع غفلت، جایی است که شیطان زشتی‌ها را در نظر انسان زیبا جلوه می‌دهد. می‌توان گفت اینها مصداق آیات استدراج در قرآن هستند.این یک زاویه انحراف اخلا‌قی است که هرچه بیشتر پیش رود انسان را آلوده‌تر می‌کند و به گناهان بزرگتری می‌انجامد. این افراد از دین سخن می‌گویند، از اسلا‌م، از نظام اسلا‌می، اما همچنان که یک شخصیت حزبی در یک فرهنگ لا‌ئیک التهاب و اضطراب موفقیت و عدم موفقیت خویش تمام وجودشان را فرا می‌گیرد و برای دستیابی به موفقیت دست به هر اقدامی می‌زنند آنها‌نیز چنین دغدغه‌ای دارند؛ در این‌جاست که اندیشه هدف وسیله را توجیه می‌کند، بروز می‌یابد و در همین جاست که شیطان زشتی‌ها را زیبا جلوه می‌دهد. ریشه روانشناختی آن این است ‌که عده‌ای معتقدند برای دستیابی به یک هدف مقدس می‌توانند از هر ابزاری استفاده کنند، دقیقا همین صفت منیت است که به اهداف مقدس افزوده می‌شود. ما باید باور کنیم منیت و نفسانیت می‌تواند صفت مقدس‌ترین چیزها واقع شود.انسان‌هایی که با تمام وجود ظاهرا برای دین می‌سوزند، اما دینی که به منیت آلوده است. در زمانه ما برای این دسته از افراد که حاضرند به امام خود خروج کنند، استبداد ورزیدن و نادیده گرفتن حقوق انسان ها که سهل است.آنها خود را منشأ هدایت می‌دانند. هیچگاه این احساس عرفانی افرادی همچون شهیدی رجایی را ندارند که این خداست که هر تغییر و تحولی از او ناشی می‌شود بلکه گاه فکر می‌کنند با نبود آنها دین آسیب می‌بیند، این در حالی است که خود سبب بسیاری از آسیب‌ها و انحراف‌ها هستند. بی‌دلیل نیست که حضرت امام جعفر صادق (ع) می‌فرمایند شرک خفی در بین امت پیغمبر (ص) از راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در شب تاریک پنهان‌تر است.از سوی دیگر هنگامی که منیت بر شخصیت انسان غلبه کرده باشد و دین آنها به صفت منیت آلوده شده باشد، حاضر به هیچ انعطافی نیستند. آنها احساس می‌کنند با کمترین انعطافی منیتشان شکسته می‌شود. حتی اگر این انعطاف منجر به حفظ اهداف عالی دین شود. توجه کنید که مقصود امام هیچگاه انعطاف به معنای انعطاف در برابر خواست‌های نفسانی و دنیاطلبی نیست بلکه انعطافی است که معطوف به تحقق اهداف و مقاصد دین و مصلحت نظام جمهوری اسلا‌می باشد. این نوع عدم انعطاف در شکل تحجر بروز می‌یابد. در ابتدای انقلا‌ب اسلا‌می برخی از قوانین همچون قانون کار، قانون مالیات‌ها و حتی قوانین مربوط به احتکار اراضی شهری، اراضی زراعی، برخی قوانین قضایی با قوانین فقهی در تعارض بود اما از آنجایی که با اجرای این احکام فقهی، عدالت به عنوان یکی از مقاصد دین تحقق نمی‌یافت امام معتقد بودند مادامی که اینگونه مصلحت‌ها برقرار است، باید قوانینی همچون قانون کار و مالیات‌ها اجرا شود و موقتا قواعد فقهی معارض با آنها در این‌باره اجرا نشوند که البته امام برای این رویکرد، توجیه فقهی داشت. باید تذکر دهم ایشان هیچگاه معتقد نبودند باید این دسته از قواعد فقهی را به کلی تعطیل کرد، بلکه معتقد بودند مادامی که مصلحت نظام جمهوری اسلا‌می برقرار است با توجه به عنصر زمان و مکان، برای تحقق اهداف دین و شریعت و مصلحت نظام جمهوری اسلا‌می باید این دسته از قوانین فقهی موقتا اجرا نشوند نه آنکه به کلی تعطیل شوند.حضرت امام معتقد بودند از این منظر باید در مقابل مصلحت نظام اسلا‌می با توجه به عنصر زمان و مکان انعطاف داشت و نباید متحجرانه برخورد کرد.ایشان به روشنی اعلا‌م کردند حتی احکام اولیه همچون حج در صورتی که با مصلحت نظام اسلا‌می و مقاصد فقه و شریعت سازگار نبود، اجرا نکردن آنها لا‌زم است اما به دلیل آنکه دین برخی، به منیت و هوای نفس آلوده است و به جای آنکه آنها به دین تعلق داشته باشند، دین را متعلق به خود می‌دانند و برای خود می‌خواهند، احساس می‌کنند هر نوع انعطافی به شکست آنها می‌انجامد و آنها تعلقات خود را از دست می‌دهند، از این رو حاضر به هیچگونه انعطافی حتی انعطافی که منجر به حفظ مقاصد دین شود نیستند. این دسته از متحجران همواره با دیدگاه فقه پویای حضرت امام مخالف بودند و برخی از آنها کار را به جایی رساندند که می‌گفتند امام حرام خدا را حلا‌ل و حلا‌ل خدا را حرام کرد. در پایان امام صراحتاً اجتهاد مصطلح را مطلقا رد کردند و عنصر زمان و مکان را دو عنصر تعیین‌کننده در اجتهاد دانستند. در واقع این‌گونه بود که جوانی انقلا‌ب و فصل انجام کارها و مسوولیت‌های بزرگ از دست رفت و دیگر آن روزهای طلا‌یی از دست رفته باز نخواهد گشت.نمی‌خواهم بگویم که استبداد رای و تحجر صرفا از منیت ناشی می‌شود و هیچ ریشه فکری یا روانشناختی دیگری ندارد، ممکن است رگه‌هایی از تحجر و استبداد رای ناشی از بیماری‌های فکری و روانشناختی باشد اما هنگامی که این جریان به گناه و ظلم آشکار آلوده می‌شود و هنگامی که عدالت نادیده گرفته می‌شود دیگر تحجر و استبداد رای تنها یک بیماری فکری و روانشناختی نیست بلکه نفسانیت است.  تحجر، نفسانیت و استبداد با هم رابطه‌ای قوی دارند. مقام و شهرت از آخرین مراحل امتحان مومن به شمار می‌آید. وقتی انسان گرفتار مقام‌طلبی باشد، تحمل انتقادپذیری او کاسته می‌شود. از آنجا که خدا مهربان است به بندگان فرصت لا‌زم را برای اصلا‌ح خود می‌دهد، اما اگر عده‌ای نتوانند خود را اصلا‌ح کنند، خدا هم آنها را رها می‌کند و آنگاه هر روز عیب‌ها بر خود او پوشیده‌تر و از دید جامعه آشکارتر می‌شود. رفته رفته امر بر انسان مشتبه می‌شود. او حق و دین را در وجود خودش خلا‌صه می‌بیند. وقتی متوجه می‌شود که همه چیز به پایان رسیده است.هنگامی که به سیره و روش زندگی و مدیریت امام خمینی یا شهید رجایی می‌نگرید نوعی خشوع و تواضع در برابر ملت در رفتار و بیان آنها موج می‌زند. به همین دلیل شهید رجایی مردم و امام را از یکدیگر جدا نمی‌دید. از سوی دیگر اگر شهید رجایی می‌خواست خودش را عزیز کند، خدا او را ذلیل می‌کرد، همانگونه که دیگرانی که این‌گونه عمل کردند و به ذلت کشیده شدند. در طول تاریخ بشریت این‌گونه بوده است، زیرا قانون نظام و سنت الهی این‌گونه حکم می‌کند. او به درجه‌ای از اخلا‌ص و کمالا‌ت انسانی دست یافته بود که روحیه انتقادپذیری پیدا کرده و خود را از عیب و نقص بری نمی‌دید.شهید رجایی با اینکه یکی از با سابقه‌ترین مبارزین بود و بیشترین استقامت را در زیر شکنجه‌های ساواک تحمل کرده بود، نه تنها این روند در او غرور و خود بزرگ‌بینی ایجاد نکرده بود که به تواضع و فروتنی او افزوده بود، زیرا هر آنچه را پشت سر گذاشته بود منت و لطف الهی بر خود می‌دید. لذا هنگامی که در ابتدای پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می به ایشان پیشنهاد مسوولیت‌های سنگین می‌شود، وی دیگران را از خود در این جهت شایسته‌تر می‌داند، این در حالی است که دیگران خوب می‌دانستند که هم در کارهای اجرایی تجربه خوبی دارد و هم سیاستمدار خوبی است. در دوره دولت موقت هنگامی که در آموزش و پرورش ابتدا به عنوان یک نیروی انقلا‌بی، سپس به عنوان کفیل آموزش و پرورش مشغول کار بود کارهای بزرگی به دست ایشان صورت گرفت و این امر خود باعث شد تا پیشنهاد‌دهندگان بر قبول مسوولیت بالا‌تر تاکید کنند. شهید رجایی در حالی که ترجیح می‌دهد تا در آموزش و پرورش که آن را اساس پیشرفت و رشد فرهنگ جامعه می‌داند باقی بماند و نقش خود را در آنجا ایفا کند، اما بر اساس نیاز انقلا‌ب در آن شرایط حساس، مسوولیت خطیر نخست‌وزیری را می‌پذیرد.آ‌ن‌گاه که حضرت امام (ره) در دوران ریاست جمهوری ایشان یادآوری کرده بودند که شما در برابر تک تک رای‌های مردم مسوول هستید و مردم در قیامت از تک تک شما سوال می‌کنند <برای ما چه کردید؟> آنچنان این تذکر، شهید رجایی را منقلب کرده بود که بیشتر از هر زمان مراقب کارها و رفتارهای خود بود و به قیامت و روز جزا بیشتر از هر زمان دیگری فکر می‌کرد. او شب و روزش را برای مبارزه و برای مردم گذاشته بود و تمام تلا‌شش را می‌کرد تا با دردها و رنج‌های مردم زندگی کند.شهید رجایی خیلی به خودش سخت می‌گرفت ولی از خطاهای شخصی دیگران به راحتی می‌گذشت. برای اثبات گفته‌ام شاید کتاب مکاتبات شهید رجایی با بنی‌صدر تالیف کیومرث صابری بهترین نمونه باشد.در حالی که بنی‌صدر در بسیاری از جلسات عمومی و خصوصی علیه او حرف می‌زد، او برای اینکه مردم ناراحت نشوند که میان رئیس‌جمهور و نخست وزیر درگیری است، به بنی‌صدر پاسخ نمی‌داد.شهید رجایی در فکر این نبود تا کارهایی را که در زمان وی انجام می‌شود به نام او در تاریخ ثبت شود، او با قصد خدمت به بندگان خدا جهت جلب رضای خالق هستی به میدان آمده بود، به همین جهت روحیه او در هیچ شرایطی تغییر نکرد جز اینکه به تواضع و فداکاری او افزود.قرائت عرفانی‌‌که شما از تقوای شهید رجایی ارائه دادید و رابطه معکوسی که این تقوا با تحجر و استبداد دارد، یکی از زیباترین تفسیر‌هایی بود که می‌توان از منطق مردم‌سالا‌ری در اخلا‌ق اسلا‌می ارائه داد.  این گفت‌و‌گو در شرایطی انجام می‌شود که چندی قبل پس از آنکه حجت‌‌الا‌سلا‌م و المسلمین سید‌حسن خمینی، نیز با ادبیاتی نزدیک به ادبیات شما به توضیح درباره‌منطق معنوی و اخلا‌قی انقلا‌ب اسلا‌می پرداختند و برخی از بند‌های وصیتنامه حضرت امام را مطرح کردند، ماشاهد هتک حرمت ایشان و بیت حضرت امام بودیم، آیا فکر نمی‌کنید افرادی در به حاشیه راندن این ادبیات و افرادی که قصد احیای آن‌را دارند تلا‌ش می‌کنند؟ اساساً چه کسانی در دوران حیات حضرت امام مواضع امام را نمی‌پسندیدند و اندیشه‌های امام ناراحتشان می‌کرد؟امام به صراحت در وصیتنامه خود می‌گویند وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌هاست به آن عمل نمایند و قوای مسلح مطلقا چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی‌ها سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‌توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلا‌ف‌های درون گروهی مصون باشند و بر فرماندهان لا‌زم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند.و چون انقلا‌ب از آن همه ملت و حفظ آن برهمگان است؛ دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلا‌می وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا‌ و چه طبقات بعد، برخلا‌ف مصالح اسلا‌م و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که - بی‌اشکال به تباهی کشیده می‌شوند- و یا در بازی‌های سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند.و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.حال پرسش من این است چگونه است هنگامی که فردی به طرح اندیشه‌های امام می‌پردازد ترور شخصیت می‌شود. راستی اینان چه نقشه‌ای در سر می‌پرورانند که اینچنین در مقابل طرح یک جمله اساسی و تعیین‌کننده از وصیتنامه حضرت امام این‌گونه برآشفته می‌شوند. در طول روزهای گذشته نه‌تنها حجت‌‌الا‌سلا‌م سید‌حسن خمینی بلکه بزرگانی که به طرح برخی از دیدگاه‌‌های حضرت امام پرداخته بودند، مورد هتک حرمت قرار گرفتند. آیا طرح اندیشه‌های امام به اهداف دراز‌مدت و کوتاه‌مدت این افراد ضربه می‌زند که این‌گونه برآشفته شده‌اند؟ چرا پس از وقوع اتفاق‌های نگران‌کننده برای نظام، آن‌گاه که در جهت دفاع از نظام و پیشگیری از انحراف‌ها و خطرهای پیش روی آن، برخی از نقطه نظرات اصولی حضرت امام برای افکار عمومی طرح می‌شود که موکداً و با صراحت در وصیتنامه و صحیفه‌ امام آمده ‌است، این‌گونه برخی برآشفته می‌شوند؟ در حالی که همین افراد هر گاه لا‌زم ببیند بدون توجه به زمینه‌های طرح سخنان امام در زمان خود، از آنها به نفع خود بهره‌برداری می‌کنند.نکته‌مهم اینجاست که برخی از این افراد در رأس مراکز حساس انقلا‌ب اسلا‌می قرار گرفته‌‌اند، در حالی که امام نگران تحریف تاریخ بودند، من به شدت از این جهت نگرانم.درد دل ما و آنچه دل مرحوم آیت‌الله توسلی را آنچنان سوزاند که دیگر ماندن را تاب نیاورد، تنها ترور شخصیت حجت‌الا‌سلا‌م سید حسن خمینی به عنوان فردی که رابطه‌ای نسبی با حضرت امام و مسوولیت حفظ و نشر آثار ایشان را دارد، نیست. مساله این است هنگامی که فردی درباره انحراف از راه امام سخن می‌گوید، ترور شخصیت می‌شود. مساله اصلا‌ در داستان یک نوشته و یک نویسنده و یک سایت خلا‌صه نمی‌شود. مساله جریانی است که اعتقادی به تفکرات امام ندارد و بلکه از راه و آرمآنهای ایشان کینه به دل دارند.تشخیص حق و باطل در فضای کنونی جامعه ما سخت دشوار شده است. کسانی که در گذشته نه‌تنها اعتقادی به اندیشه حضرت امام نداشتند بلکه او را تخطئه می‌کردند، کسانی که مبارزه را قبول نداشتند، کسانی که هرگاه خطری آنها را تهدید نمی‌کرد به ظاهر با مبارزین همراهی می‌کردند، هرگاه خطری آنها را تهدید می‌کرد کنار می‌کشیدند و آن گاه که امام در چهلم شهدای انقلا‌ب، نیمه شعبان و عید نوروز را عزای عمومی اعلا‌م کردند، آنها همگام با حجتیه نورافشانی کردند، امروز همه اینها به نام امام علیه تفکر امام در تلا‌شند و تمام توان خود را برای حذف اندیشه و راه او به کار گرفته‌اند. من از اختلا‌ف سخن نمی‌گویم، مساله حجتیه با امام خصومت است. باور کنید کسانی که کینه امام را دارند امروز به دلیل غفلت‌ها، نفوذ و مجال یافته‌اند وگرنه قدرتی نیستند. پس از ماست که بر ماست. در واقع این ماییم که میدان را برای تاخت و تاز آنها باز گذاشته‌ایم. من باید به یک انحراف بزرگ اشاره کنم. در طول سال‌های گذشته خطر دین‌زدایی و سکولا‌ریسم به درستی همواره جدی گرفته شد، اما خطر تحجر و حجتیه مورد غفلت قرار گرفت و بلکه سانسور شد و این سانسور امری اتفاقی یا سهوی نبود بلکه حجتیه به قدری موذیانه عمل کرده است که این خطر پنهان نگه داشته شد. امام درباره در بخشی از منشور روحانیت درباره‌خطر مقدس مابان و متحجرین می‌فرماید:...<خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.... یاد گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بشمار می‌رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها، وضع کلیساهای قرون وسطی‌ می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود...>  ....<از همه شکننده‌تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان- علیه السلا‌م- باطل است و هزاران <ان قلت> دیگر، مشکلا‌ت بزرگ و جانفرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت؛ تنها راه‌حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلا‌م شلیک می‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. اولین و مهم‌ترین فصل خونین مبارزه در عاشورای 15 خرداد رقم خورد. در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود؛ که اگر تنها این بود مقابله را آسان‌ می‌نمود. بلکه علا‌وه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس‌مابی و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید. در آن زمان روزی نبود که حادثه‌ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار آمریکا و شاه به شایعه‌ها و تهمت‌ها متوسل شدند حتی نسبت تارک الصلوه و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را به عهده داشتند می‌دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست که چگونه آمریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشه دیانت و اسلا‌م را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس‌نمای ناآگاه یا بازی خورده و عده‌ای وابسته که چهره‌شان بعد از پیروزی روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار می‌نمودند..>  <آنقدر که اسلا‌م از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است...... دیروز مقدس‌نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‌گویند مسوولا‌ن نظام کمونیست شده‌اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا می‌دانستند، امروز از اینکه در گوشه‌ای خلا‌ف شرعی که هرگز خواست مسوولا‌ن نیست رخ می‌دهد، فریاد <وا اسلا‌ما> سر می‌دهند! دیروز <حجتیه‌ای>‌ها [مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلا‌ش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلا‌بی‌تر از انقلا‌بیون شده‌اند< !ولا‌یتی>‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلا‌م و مسلمین را ریخته‌اند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولا‌یت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولا‌یت نموده و حسرت ولا‌یت دوران شاه را می‌خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلا‌ل کردن حرام‌ها و حرام کردن حلا‌ل‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیّت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‌شود؟ از آدم‌های لا‌مذهب یا از مقدس‌نماهای متحجر و بی‌شعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنه‌ها و کنایه‌ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‌هاست و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است.از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیت‌ها و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه‌ای به دست دشمنان کار آسانی نیست...>اینها که دیگر سخن من نیست. سخن امام است. واقعیت این است در حالی که امام در نامه‌ای که به یکی از اعضای شورای نگهبان تذکر داده بودند که مبادا یک مرتبه متوجه شوید همه چیزتان دست انجمن حجتیه‌ای‌ها افتاده است، اما از آن زمان تا‌کنون این پیش‌بینی و نصیحت آگاهانه و دلسوزانه از جانب برخی نادیده گرفته شد.این اندیشه قطعا بر این عقیده است که انقلا‌ب اسلا‌می قیام امام زمان(عج) را به تاخیر انداخت و اکنون هر تلا‌ش مذبوحانه‌ای را برای براندازی نظام جمهوری اسلا‌می خدمتی به امام زمان (عج) و گامی در جهت تعجیل در ظهور امام زمان(عج) تلقی می‌کند. مهم‌ترین راهبرد این گروه حذف جمهوریت است. تفکر مخالفان امام که در واقع نسبت با نظام جمهوری اسلا‌می نقش برانداز را دارند و قصد تهی کردن نظام از قید جمهوریت را دنبال می‌کند، قدرت و نفوذ زیادی یافته است و این موضوعی قابل گذشت نیست.البته مساله تنها حجتیه نیست. حجتیه با جریان‌های مختلف مقدس‌ماب و متحجر در بعضی موارد وجه مشترک فکری دارد. این وجه مشترک داستان 99 نفر را پدید آورد. یادمان نرفته است برخی از کسانی که امروز به نام امام و به نام ولا‌یت از محدود کردن رکن جمهوریت نظام دفاع می‌کنند در زمان امام در جمع 99 نفره منسجمی در اوج بحران جنگ به مخالفت با امام برخاستند. دیدگاه‌های ایشان را به مولوی و ارشادی تقسیم کردند، امروز این افراد به بهانه دفاع از ولا‌یت و از امام برخی از یاران امام را حذف می‌کنند. چگونه ممکن است کسانی که به نصایح امام در زمان حیات ایشان عمل نکردند امروز بخواهند ادامه‌دهنده راه او باشند. در حالی که در اوج جنگ بنا به مصالح زمان حضرت امام از دولت آقای میرحسین موسوی حمایت کردند و بنا به تقاضای جمعی از شخصیت‌ها و نمایندگان رسما نظرشان را در حمایت از دولت اعلا‌م کردند 99 نفر به ایشان رای مخالف دادند.شما که معتقد نیستید مجلس حق تصمیم‌گیری ندارد؟متن سخن امام به هیچ وجه چنین رویکردی ندارد. ایشان به مختار بودن مجلس و رئیس‌جمهور تاکید می‌کنند، اما مهم این است که افرادی مدعی حمایت از امام شده‌اند که در اوج جنگ رهنمودهای ایشان که بنا بر مصالح نظام جمهوری اسلا‌می ارائه می‌شد را نادیده گرفتند.  پاسخ امام به نامه مربوطه چنین بود: <با تشکر از حضرات آقایان، اینجانب چون خود را موظف به اظهارنظر می‌دانم، به آقایانی که نظر خواسته‌اند، عرض کردم آقای مهندس موسوی (نخست وزیر) را شخص متدین و متعهد و در وضع بسیار پیچیده کشور دولت ایشان را موفق می‌دانم؛ و در حال حاضر تغییر آن را صلا‌ح نمی‌دانم.اما حق انتخاب با جناب آقای رئیس‌جمهور و مجلس شورای اسلا‌می محترم است> 5 مهر 65/ صحیفه امام جلد 19 ص 393امام خود در جای دیگری تاکید می‌کنند: <اشکال، بلکه تخطئه یک هدیه الهی است برای رشد انسان‌ها.> صحیفه امام جلد 20 ص 45می‌بینیم که امام خود معتقدند حق انتخاب با آقای رئیس‌جمهور و مجلس شورای اسلا‌می است. امام هیچگاه این 99 نفر را ردصلا‌حیت نکرد بلکه همواره در تلا‌ش بود که با منتقدان خود به گونه‌ای آزادمنشانه رفتار کند. هرگاه برخی در حرکت‌های تندروانه قصد حذف منتقدان امام را داشتند، ایشان منتقدان خود را تحت حمایت قرار می‌داد.مساله این است کسانی که دیروز به امام اعتقادی نداشتند، امروز بدون توجه به راه امام رویه گذشته خود را ادامه می‌دهند، در حالی که مدعی حمایت از امام هستند و این دروغ، ریا و تزویر است.نکته دیگر این است که مردم به امام و نظام جمهوری اسلا‌می او رای دادند. بر این مبنا انقلا‌ب کرده‌اند، نه بر مبنای افکار انجمن حجتیه و مقدس مابان و متحجران. به همین دلیل بود که از امام به یک اشاره از مردم به سر دویدن.یکی از مسوولا‌ن نظارت بر انتخابات مجلس هشتم اخیراً اعلا‌م کرده است در ابتدای انقلا‌ب که ردصلا‌حیت نبود حاصل رای مردم شد سلطان ابوالحسن بنی‌صدر.نکته جالب اینجاست که آقای بنی‌صدر کاندیدای جامعه روحانیت مبارز بود. کاندیدای جناح خط امام و حزب جمهوری اسلا‌می آقای دکتر حبیبی بود. مساله‌ دیگری که باید به آن توجه کرد این است که این ادبیات توهین به مردم است و به روشنی حکایت از نگاهی دارد که مردم را نیازمند قیم می‌داند. از همه مهم‌تر اینکه این ادبیات توهین به امام و آشکارا نشان‌دهنده یک انحراف بزرگ از خط امام است. حضرت امام، سال‌ها بعد بنا به مصالحی لا‌زم شد که اعلا‌م کنند به بنی‌صدر رای نداده‌اند اما هرگز ایشان بنی‌صدر را حذف نکردند. حضرت امام اجازه دادند تا مردم و مجلس منتخب مردم خود به این نتیجه برسد. در اینجا لا‌زم است برخی از جملا‌ت امام را به یاد بیاوریم. ایشان می‌گفتند: < روی آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه بروید، ولو عقیده‌تان این است که این مسیری که ملت رفته خلا‌ف صلا‌حش است. خب، باشد.ملت می‌خواهد اینطور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلا‌ف صلا‌حش را می‌خواهد. ملت رای داده؛ رایی متبع است.>حضرت امام نه تنها بنی‌صدر را حذف نکرد، بلکه به احترام آرای مردم همواره با موضع‌گیری‌های به موقع و ارشاد و نصیحت وی سعی در آرام نگه داشتن جامعه داشتند.ایشان عمیقا معتقد بودند اولین تجربه ریاست جمهوری و مردم‌سالا‌ری در این نظام نباید شکست بخورد. قبلا‌ در مصاحبه مفصلی توضیح داده‌ام که اگر ستون <روزها بر رئیس‌جمهوری چگونه می‌گذرد> در روزنامه <انقلا‌ب اسلا‌می> یا سخنرانی مصاحبه‌های مختلف بنی‌صدر و یا کتاب مکاتبات شهید رجایی با بنی‌صدر تالیف مرحوم کیومرث صابری را بخوانید نوع برخورد شهید رجایی با پدیده‌ بنی‌صدر را درک می‌کنید و متوجه می‌شوید که چگونه توهین‌های رئیس‌جمهور از سوی شهید رجایی بی پاسخ می‌ماند.www.roozna.com

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (5)

گفت و گویی که تقدیم حضور خوانندگان گرامی می‌شود، همزمان با بررسی صلا‌حیت داوطلبان هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلا‌می و در آخرین روز قبل از اعلا‌م آخرین نتایج کاندیداهای تأیید صلا‌حیت شده انجام گرفت.هشتمین دوره انتخابات مجلس با پدیده‌‌‌ شگفت رد صلا‌حیت گسترده جمعی از یاران حضرت امام (ره) به اتهام عدم التزام عملی به اسلا‌م همراه شد.بسیاری از کارشناسان سیاسی این اقدام را معنا دار و در جهت افزایش نفوذ جریان‌هایی تلقی می‌کنند که زاویه انحراف کاملا‌ً روشنی با آرا و اندیشه‌های سیاسی امام خمینی(ره) در پیشینه خود ثبت کرده‌اند.با[صدرالمجاهدین] آیتالله مهدی کروبی که یکی از نزدیک ترین یاران مورد وثوق حضرت امام (ره) بوده دراین باره گفت و گو کرده‌ایم. او بار دیگر تذکرات پدرانه امام را جدی تلقی می‌کند و از خطرات بزرگی سخن می‌گوید که در برخی از پیام‌ها و نامه‌های امام عزیز با صراحت وتأکید فراوان به آنها اشاره شده بود. ویژگی نظری شاخص گفته های ایشان آن است که او مخالفان امام خمینی را در یک دوقطبی سکولا‌ر- متحجر تعریف می‌کند. آیتالله کروبی معتقد است غفلت از هر یک از این دو قطب عواقب تلخی برای نظام جمهوری اسلا‌می به دنبال خواهد داشت.در این دوره رد صلا‌حیت بسیاری از یاران حضرت امام با تهمت عدم التزام عملی به اسلا‌م صورت گرفت و این موضوع باعث شد که به شدت جنابعالی واکنش نشان دهید.به خاطر داریم هنگامی که یکی از اعضای شورای نگهبان به یکی از نیروهای خط امام تهمت کمونیست بودن زده بودند، حضرت امام به شدت در نامه ای ایشان را مورد عتاب قرار دادند و درست در همین نامه است که هشدار می‌دهند حواستان را جمع کنید نکند که یک‌ مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه همه چیزتان را نابود کرده است. در عین حال می‌دانیم که به گفته امام تفکر قیم مابانه‌ای که معتقد به حضور مردم در انتخابات نیست از تفکر جدایی دین از سیاست خطرناک تر است. حضرت امام موضع‌گیری‌‌های بسیار صریحی دارند که نشان می‌دهد ایشان میان خط تحجر، قیم‌مابی را ناشی از یک توطئه هدایت شده می‌دانستند، در منشور روحانیت هم درباره حجتیه می‌گویند: دیروز مقدس نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‌گویند مسوولین نظام کمونیست شده‌اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا می‌دانستند، امروز از اینکه در گوشه‌ای خلا‌ف شرعی که هرگز خواست مسوولین نیست رخ می‌دهد، فریاد <وا اسلا‌ما> سر می‌دهند! دیروز <حجتیه‌ای> ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلا‌ش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلا‌بی‌تر از انقلا‌بیون شده‌اند< !ولا‌یتی> های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلا‌م و مسلمین را ریخته‌اند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولا‌یت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولا‌یت نموده....با این حال آیا به نظر شما این خطر در دوران کنونی ما رفع شده است و باید رد صلا‌حیت یاران امام را اتفاقی تلقی کرد؟امام ژرف نگر و حکیم بود، توجه به سخنان او برای امروز ما بسیار سرنوشت ساز و تعیین کننده است. تزلزل در میزان و معیار بودن رأی مردم امروز به طور جدی بروز یافته است. حرکت‌های منفی و تحجر رشد می‌کند البته نمی‌توانم بگویم که دقیقاً انجمن حجتیه چگونه عمل می‌کند، اما می‌دانیم این حرکت به تدریج در حال نیرومند شدن و افزایش نفوذ خود است، بنابراین نمی‌توانم حساسیت و تذکر امام درباره انجمن حجتیه و به طور کلی جریان متحجرین را نادیده بگیرم و انتظار دارم که همه دلسوزان انقلا‌ب به طور جدی به این موضوع توجه کنند.اندیشه امام همواره در تعارض با دو جریان قرار داشت، جریانی که به جدایی دین از سیاست اعتقاد دارد و جریانی که سیاست را در انحصار مجتهدین می‌دانست و مخالف حضور دانشجویان و سایر اقشار بود و هر دو رویکرد را توطئه می‌دانست، اگر چه حضرت امام به روشنی هر دو جریان را ناشی از توطئه و دارای عوارضی مخرب برای اسلا‌م و انقلا‌ب اسلا‌می تلقی می‌کرد، اما چرا امام عزیز حاصل عمل گروه دوم را خطرناک‌تر از گروه اول می‌دانست؟برای این که گروه دوم به نام اسلا‌م و با نفوذ در درون نظام ظاهر می‌شد، نمونه روشن این کارکرد مخرب، تأثیری است که اندیشه و اقدامات القاعده در عرصه‌بین ‌الملل برای اسلا‌م و مسلمانان دارد؛ در حالی که امروز بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی مخالف با عملکرد و اندیشه‌های القاعده هستند، اما خواسته یا ناخواسته با تبلیغات رسانه‌های جمعی وابسته به صهیونیسم و بلوک غرب، عملکرد آنها به نام اسلا‌م معرفی می‌شود. به همین ترتیب عملکرد گروهی که مخالف حضور دانشجویان و مردم در انتخابات بودند و نگاهی قیم مابانه به انتخابات و نظام اسلا‌می داشتند، خواسته یا ناخواسته به نام اسلا‌م، نظام جمهوری اسلا‌می و حتی حضرت امام شناخته می‌شود، حال آن‌که این نگاه نقطه مقابل دیدگاه ایشان بود و امام خود همواره در صف اول مخالفان این دیدگاه قرار داشت.اگر چه این دو جریان‌ممکن است به ظاهر با هم مخالف باشند، اما تصور من این است که یک دست نامریی هر دوی آنها را هدایت می‌کند. این دست نامریی آدم های ساده‌اندیش را نیز به راحتی جذب می‌کند و از آنها سوء استفاده می‌‌کند. مخالفان امام بسیار پیچیده عمل می‌کنند، عمیقاً معتقدم که نقشه‌و توطئه‌ای از سوی آنها در کار است. همچنان‌که در دوران قبل از پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می ساواک از هر دو جریان بهایی و حجتیه به عنوان دو جریان ضد مبارزه حمایت می‌کرد، جریان های افراطی در هردو سو همواره مورد سوء استفاده دشمنان ایران و انقلا‌ب قرار گرفته‌اند. بنابراین حتماً لا‌زم نیست همه افراطیون لزوماً توطئه‌گر و گماشته بیگانگان باشند، بلکه تعداد انگشت شماری از نیروهای وابسته می توانند از تفکر سایر نیروها برای از میان بردن راه و اندیشه حضرت امام سوء استفاده کنند. نکته مهم این است که ما باید خطر را در هر دو سو رصد کنیم و متوجه آن باشیم. امام عمیقاً معتقد بود که اسلا‌م ناب محمدی به لحاظ اخلا‌قی و شرعی در تعارض با قیم مابی است. او اسلا‌م ناب محمدی را قطب مقابل تحجر می‌دید. آن چه که من را بیش از هر چیز دیگر در میان این حوادث رنج می‌دهد، این است، افرادی که راه امام را نادیده می‌گیرند و روشی قیم مابانه در برابر مردم و رأی مردم در پیش می‌گیرند، چرا رفتار و اندیشه‌های خود را به امام نسبت می‌دهند، این کذب محض است، آنها خود می‌دانند که در گذشته چه اندازه با امام مخالفت داشتند، امروز در حالی افکار خود را منتسب به امام می‌کنند همان اندیشه‌هایی را که بارها در دوران حیات حضرت امام مورد مخالفت ایشان قرار گرفت ادامه می‌دهند. برخی پس از رحلت حضرت امام می گفتند که دوران امام تمام شد، اما حالا‌ فهمیدند که مهمترین شخصیت برای این جامعه هنوز امام است، به همین دلیل از وجود امام سوء استفاده می‌کنند. من در فضایی که این افراد در سال‌‌های 74-73 خود را غالب می‌دانستند، بعضی جاها می‌گفتند رای چیست؟ گاهی می‌گفتند قانون اساسی و شوراها چیست، حتی قانون اساسی را دارای اشکال می‌دانستند و گاهی جمهوریت را نفی می‌کردند و از حکومت اسلا‌می به جای جمهوری اسلا‌می سخن می‌گفتند در ‌مقابل آ‌نها ایستادم. در اوج دوران اصلا‌حات هم همواره تأکید من براین بود که اصلا‌حات تنها با تکیه بر اندیشه و راه امام (ره) موفق خواهد بود. ما باید با تمام وجود درک کنیم که جامعه‌ما به شدت نیازمند راه و اندیشه‌امام است. این درست نیست که عده‌ای از متحجرین برای دستیابی به اهداف خود از حضرت امام هزینه کنند، در حالی که خود به خوبی می‌دانند، آن چه را که به نام امام معرفی می‌کنند در تعارض با اندیشه ایشان قرار داشت. من به مسوولین و دلسوزان انقلا‌ب اسلا‌می و اسلا‌م عزیز تذکر می‌دهم امروز رسالتی به مراتب سنگین‌تر از دوران حیات حضرت امام بر دوش دارند. آنها که دلسوز امام و انقلا‌بند باید در مقابل تحریف‌ها و بدعت‌هایی که در راه امام و نظام جمهوری اسلا‌می صورت می‌گیرد با تمام وجود ایستادگی کنند و در این راه تمام آبرو و امکانات و ظرفیت های خود راهزینه کنند. به همه یاران می گویم امروز وظیفه‌ای سنگین تر از تمامی مقاطع تاریخ انقلا‌ب بر دوش ماست، چرا که امروز نظام جمهوری از درون در برابر خطر تحریف و نفوذ تفکر متحجرانی قرار گرفته است که آشکارا در دوران حیات حضرت امام با ایشان در ستیز بودند. امروز راه و اندیشه امام امانتی بزرگ در دست یاران حضرت امام و انقلا‌ب اسلا‌می است. این به تنهایی کافی نیست که خود ما درست فکر کنیم، مهم این است که ما باید این امانت را به درستی به نسل بعد منتقل کنیم، اما این امانت در مسیری که باید به دست نسل آینده نظام جمهوری اسلا‌می سپرده شود، در معرض خطر تحریف ها و بدعت‌های بزرگی قرار گرفته است که اگر زوایای انحراف آن برای نسل جدید توضیح داده نشود، خدای ناکرده ممکن است نسل جدید بدعت‌ها و تحریفاتی را که هیچ نسبتی با اندیشه حضرت امام ندارند، به غلط به حساب اندیشه و راه امام و انقلا‌ب اسلا‌می و جمهوری اسلا‌می بگذارند و این درست همان هدفی است که دشمنان نظام و انقلا‌ب اسلا‌می می‌خواهند و البته جریان‌های متحجر افراطی خواسته یا ناخواسته ابزار آنان واقع می‌شوند .امروز هم جریانی که به دنبال سکولا‌ریزه کردن حکومت است و هم جریانی که آشکارا می‌گوید اسلا‌میت باشد، جمهوریت نباشد، هر دو به تحریف دستاورد‌های انقلا‌ب و راه امام دامن می‌زنند. من خود شنیدم که افرادی می‌گفتند <آیا رأی یک عالم فاضل و وارسته با انسان‌های عادی یکی است؟> در حالی که امام هرگز به دنبال نخبه سالا‌ری نبودند، امام معتقد بودند، میزان رأی ملت است. درباره‌این که چرا او این حق را برای عموم ملت قائل بود، توضیحات و استدلا‌ل‌های فراوانی می‌‌توان در اندیشه فقهی او پیدا کرد، اما درد ما این است که افراطیون نمی‌گویند مخالف استدلا‌ل‌های امام هستند، بلکه اندیشه خود را به امام نسبت می‌دهند، حال آن که خود آنها به خوبی می‌دانند که در زمان حیات حضرت امام چه اندازه فاصله میان ‌اندیشه‌آنها و امام زیاد بود و این فاصله زیاد چه چالش‌های فرسایشی را در مسیر پیشرفت اندیشه امام در نظام جمهوری اسلا‌می پدید آورد.باید تأکید کنم که همه تأکید ما بر خطر تحجر نباید موجب غفلت از خطر سکولا‌ریسم شود، به یاد داشته باشیم که این دو همچون دو تیغه قیچی عمل می‌کنند، خطر تحجر با پاسخ‌های جدی مردم در دوم خرداد مواجه شد، اما مبادا ما فراموش کنیم بر پایه اندیشه امام نمی‌توان مرزبندی مشخص و واضحی با سکولا‌ریسم نداشت. خط امام با سکولا‌ریسم مرزبندی قاطعی دارد همچنان که با تحجر مرزبندی روشن و قاطعی دارد.منطق شما برای حضور در این انتخابات و تلا‌ش برای موفقیت در این شرایط چیست؟ حزب اعتماد ملی بر اساس چه منطقی به این نتیجه رسیده است که با وجود رد صلا‌حیت‌های گسترده می توان با مشارکت در انتخابات صدماتی که آرمان‌های فراموش نشدنی انقلا‌ب همچون آزادی و مشارکت مردمی خورده است را‌ جبران کرد؟حزب اعتماد ملی معتقد است ظرفیت‌های بسیار گسترده‌ای در اندیشه و راه امام و قانون اساسی وجود دارد که اگر اصلا‌ح طلبان بتوانند با هوشیاری از آنها استفاده کنند هرگز مخالفان اصلا‌حات نخواهند توانست راه را بر آنها ببندند. تکیه بر آرای امام خمینی می‌تواند بسیاری از اصول از دست رفته را که احیای آنها خود از اهداف بزرگ اصلا‌ح طلبی است بازگرداند.حزب اعتماد ملی عمیقاً به کارکرد مؤثر اصلا‌ح طلبی با تکیه بر اندیشه‌امام خمینی برای توسعه سیاسی این کشور معتقد است و با تمام وجود این راه را ادامه خواهد داد. به جوانان، دانش‌آموزان و دانشجویان کشور عرض می‌کنم، شما خود با شعور و درک بالا‌ی سیاسی‌ای که دارید به خوبی و به درستی می‌دانید که اصلا‌حات راهی بسیار پیچیده، دشوار و طولا‌نی است، ما در برابر سنت‌های متحجرانه‌ای قرار گرفته‌ایم که به شدت در بخشی از فرهنگ این جامعه رسوب کرده‌اند، این رسوبات به قدری مقاوم بوده‌اند که شخصیت پرنفوذ و تأثیرگذار امام و انقلا‌ب اسلا‌می با همه‌عظمت و بزرگی ‌شان نتوانستند آنها را رفع کنند، امام خود می‌گویند: <آن‌قدر که اسلا‌م از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است،از هیچ قشر دیگری نخورده است< ...>خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.> تجربه سال‌های گذشته به ما آموخت عدم مشارکت مردم در انتخابات هرگز نمی‌تواند به پیشرفت جامعه و بهبود وضعیت مدیریت سیاسی و اداری کشور کمک کند. نا امید کردن مردم از مشارکت تنها به نفع دشمنان انقلا‌ب و به معنای به تأخیر انداختن اصلا‌حات است. ما نباید اجازه دهیم تجارب تلخی که مطلوب مخالفان اصلا‌حات و مخالفان آرمان‌های واقعی مردم در انقلا‌ب اسلا‌می است، تکرار شود. دستیابی به این هدف امکان پذیر نیست جز آن که با تمام وجود، از ظرفیت‌های باقی‌مانده برای مشارکت در سرنوشت خود استفاده کنیم. گشودن مسیر مشارکت جز با استفاده حداکثری از ظرفیت های موجود آن امکانپذیر نیست، تجربه به ما آموخته است مهمترین رمز موفقیت مخالفان اصلا‌حات عدم مشارکت مردم است، تمامی سناریوها و تلا‌ش‌های آنها یک هدف واحد را دنبال می‌کند و آن عدم مشارکت است. مقاومت در برابر این هدف تنها با استفاده از ابزاری از جنس خود آن ممکن است و آن ابزار استفاده از ظرفیت‌های موجود برای مشارکت در سرنوشت خود است. مقاومت هرگز با کناره گرفتن شکل نمی‌گیرد. سیاه یا سفید دیدن، تمام یا هیچ خواستن، منطق مخالفان اصلا‌حات است نه اصلا‌ح طلبان، ما نمی‌توانیم با منطق مخالفان اصلا‌حات راه اصلا‌حات را ادامه دهیم. امروز وارد سخت ترین مرحله اصلا‌حات شده‌ایم، مرحله‌‌ای که نیازمند بیشترین ذکاوت و هوشیاری سیاسی است. مرحله‌ای که نیازمند خویشتنداری و تداوم حضور در ازای دستاورد‌هایی اگر چه محدود اما بسیار گرانبها و ماندگاراست. در طول یکصد سال گذشته تجربه انفعال هیچ گاه دستاورد مناسبی برای ما به دنبال نداشته است. همه رجل با تجربه سیاسی و علمای علم سیاست می‌دانند که بنا به تجربه یکصد سال گذشته اصلا‌حات کم هزینه ترین راه برای مشارکت سیاسی است، اما این راه نیازمند صبوری و مقاومت است. ما باید در مقابل تمامی افراطیونی که در مقابل آرمان تحقق واقعی مشارکت مردمی و آزادی این مردم در انقلا‌ب اسلا‌می ایستاده‌اند، بایستیم. اصلا‌حات هنگامی به وقوع می‌پیوندد و نظام سیاسی و اداری این کشور زمانی سامان می‌یابد که مردم با برگزیدن اصلا‌ح طلبان مخالفان اصلا‌حات را رد صلا‌حیت کنند.www.roozna.com 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (4)

گروه سیاست روزنامه کارگزاران 19- 12-86: سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق با اشاره به روند بررسی صلا‌حیت‌ها و ردصلا‌حیت برخی طرفداران اسلام امام خمینی گفت: با همه وجود در انتخابات مظلومانه اما با نشاط شرکت می‌کنیم. خیلی‌ها [تحت تأثیرانجمن حجتیه ] نقشه‌های بزرگی کشیده‌اند که با حضور مردم در انتخابات [نقشه های انجمن حجتیه وساده لوحان تأثیرپذیرازآنها]خنثی می‌شود.وی در گردهمایی داوطلبان ردصلا‌حیت‌شده طرفداراسلام امام خمینی  برای انتخابات مجلس هشتم با یادآوری برگزاری 30 انتخابات در عمر 30 ساله نظام جمهوری اسلا‌می آن را در جهت خواست مردم برای حاکمیت بر سرنوشت‌شان ارزیابی و اظهار کرد: چنانچه مجلس واقعا در جایگاه خود قرار گیرد، به خصوص در کشور ما که تاریخ استبداد زده داریم، احتمال بازگشت استبداد به حداقل می‌رسد؛ چراکه مجلس نماینده مردم در حاکمیت است.  وی با تاکید بر اینکه <همیشه باید نگران انحراف بود> تصریح کرد: تضمینی وجود ندارد که انقلا‌بی که این همه برای آن سرمایه‌گذاری شده تا ابد در مسیر خود باقی بماند. این هشدار در مورد اسلا‌م هم وجود داشت. 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

روشنگری درمورد دروغ یا بولتنیسم

امام معصوم اول صلواة الله علیه: به رکوع وسجود طولانی افراد ننگرید شاید ازروی عادت باشد ولکن به راستگوئی‌ وامانت داری افراد بنگریدکداخدازاده سخنگوی شورای نگهبان : نوه امام آقای‌علی اشراقی به خاطر ارائه نکردن مدرک تحصیلی رد صلاحیت شد علی‌ اشراقی‌نوه امام :مدرک تحصیلی من کامل بود وتوسط هئیت های تأیید شده بودم مسئله دیگری درکاراست شیخ محمد یزدی‌ عضوشورای‌ نگهبان درمصاحبه با تلوزیون : آیت الله اشراقی‌ نماینده بنی‌ صدر درهئیت سه نفره حل اختلاف بود و ما به او اعتماد نداشتیم حجت الاسلام والمسلمین مرتضی اشراقی نوه امام : پدرم به اصرارحاج سید احمد آقا ی خمینی ، دائی ام ، به عضو هئیت سه نفره درآمده بود (حاج سید احمد آقا : من با مشورت با آقای‌ هاشمی‌ رفسنجانی به آقای‌ اشراقی گفتم نمایندگی بنی‌صدررا بپذیرد تا هیئت ازهم نریزد ، آقای‌اشراقی‌ گفت آبرویم می رود گفتم به خاطر خداقبول کن که پذیرفت) شیخ محمد یزدی چون آقای جنتی نامزد ریاست خبرگان است من نامزد نمی‌شوم .امام معصوم اول صلواة الله علیه: به رکوع وسجود طولانی افراد ننگرید شاید ازروی عادت باشد ولکن به راستگوئی‌ وامانت داری افراد بنگرید.    ایها الناس به نظر شما آیا آقای‌ کدخدازاده سخن گوی شورای‌ نگهبان مصداق سخن امام علی علیه السلام درباره دروغ نیست ؟یا اهل العالم ، آیا به نظر شما شیوه رد صلاحیت نوه امام توسط فتنه شیخ محمد یزدی مصداق بارز خیانت درامانت توسط شورای‌ نگهبان نیست ؟سیده فخرالسادات محتشمی‌ پور رهبر (درسایه) جنبش زنان ضد بولتنیسم یا مخالف دروغ ، وظیفه ما روشنگری‌ است . برای اطلاعات بیشتر به پست های‌ قبل رجوع نمائید.سلسله پست های بولتنیسم وانجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی  

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (3)

علا‌وه بر ردصلا‌حیت‌هایی که در ابتدا توسط هیأت‌های اجرایی به طور انبوه و در مرحله بعد به طور حساب‌شده صورت گرفت که تقریباً یک طیف اصلی انقلا‌ب را خیلی صریح به کنار گذاشت؛ این اتفاقی است که در حریم‌شکنی رخ داد.بی‌حرمتی‌های این دوره خصوصیات یک جریان سکولا‌ر را تداعی می‌کند. سکولا‌ریسم تنها در حرف و قلم یک نویسنده نیست، بلکه باید آن را در این رفتارها جست. همچون پیشروی کویر در علوم جغرافیایی، بداخلا‌قی هم در سطح اجتماعی پیشروی می‌کند. در جوامع سکولا‌ر اخلا‌ق نوعی قرارداد اجتماعی است، اما در جوامع دینی رعایت اخلا‌ق وظیفه و تکلیف دینی است. نمی‌دانم چرا خیلی‌ها حساسیت نشان نمی‌دهند؟ این چه پدیده‌ای است که افرادی که اصرار می‌کنند مسلمان هستند را به علت عدم التزام به اسلا‌م ردصلا‌حیت می‌کنند؟ اتفاقی که درباره سیدحسن خمینی رخ داد، نشان داد پیشروی بداخلا‌قی حریم نمی‌شناسد و چه‌بسا حریم مراجع را نیز دربر‌گیرد. بداخلا‌قی‌ها تهدید بسیار جدی جامعه‌شناسی انقلا‌ب است.نباید اجازه داد این اتفاق رخ دهد. این پدیده رشد بناپارتیسم اخلا‌قی در انقلا‌ب است. بنابراین تحلیل مشارکت گسترده مردمی اجتناب‌ناپذیر است. تنها گزینه برای ایجاد تغییر این نوع رفتارها، مشارکت است. فارغ از اینکه نتیجه مشارکت چه خواهد بود، میزان مشارکت و گرایش مردم به آن، به تمامی این دغدغه‌ها پاسخ می‌دهد. در هیچ دوره‌ای همانند این دوره ضرورت مشارکت گسترده مردمی حس نمی‌شود. با توجه به شرایط خاص بین‌المللی که ایران با آن مواجه است، نوعی ملی‌گرایی در تفکر مشارکت می‌تواند ایجاد شود که منفعت دوجانبه دارد؛ نفع دفاع از حاکمیت و نفع اصلا‌ح روش‌ها و دیدگاه‌ها..roozna.com

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

اعتراض مرتضی اشراقی نوه امام به سیما

درپی پخش اظهارات شیخ محمد یزدی دربرنامه محرمانه سیما ، که تحت تأثیرانجمن حجیته وبمنظورترورشخصیت خانواده امام که درانتخابات رأی نیاورند مطالبی دروغ را درباره داماد امام آیت الله اشراقی به هم بافته بود مرتضی اشراقی فرزند ارشد وی به عملکرد صدا و سیما اعتراض کرد : حجت‌الاسلام مرتضی اشراقی، نوه حضرت امام در نمابری درباره برخی مطالب مطرح‌شده در برنامه «محرمانه» صدا وسیما درباره مرحوم آیت‌الله اشراقی توضیحاتی ارائه کرد. به گزارش ایسنا در نمابر ارسالی مرتضی اشراقی، فرزند آیت‌الله اشراقی، آمده است: در هفته‌های اخیر از سیمای جمهوری اسلامی در برنامه محرمانه، مصاحبه‌هایی پخش شد که خاطراتی از مرحوم پدرم آیت‌الله اشراقی رحمت‌الله علیه نقل گردید. برای جلوگیری از تحریف تاریخ و تبدل واقعیات و از سویی تنویر افکار عمومی، بر خود که فرزند روحانی آن مرحوم هستم لازم دیدم واقعیت را با نقلی از دایی گرامی‌ام مرحوم یادگار امام جناب حجت‌الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی به قضاوت گذارم. در مجموعه‌ آثار یادگار م ج ا، ص ‌١٣٧ و ‌١٣٨ انتشارات موسسه‌ تنظیم و نشر آثار امام (س) مصاحبه‌ای با ایشان در تاریخ ‌١٩/٢/۶١ به چاپ رسیده که مربوط به جریان هیات سه نفره در رسیدگی به قضیه بنی‌صدر می‌باشد. امید که تذکری باشد برای آقایان الا و یوم الحساب قریب. اما متن سوال و جواب: « سوال: راجع به هیات سه نفره که بعد از اعلامیه امام تشکیل شد و قرار شد به اختلاف طرفین مخاصمه رسیدگی کند نکاتی مهم اگر هست بفرمایید. جواب: [مرحوم حاج احمد آقا]: مثلا یکی از مواردی که با آقای هاشمی رفسنجانی مشورت کردم همین مورد بود. ما خواستیم ترکیب این هیات به صورتی باشد تا به صورت دقیق و واقعی آنچه اتفاق می‌افتد بررسی شود. اگر بنی‌صدر شخصی را انتخاب می‌کرد که جرات نمی‌کرد بگوید بنی‌صدر اشتباه کرد و از حدش تجاوز نموده به محض اینکه آن دو نماینده یعنی نماینده امام و نماینده دوستان مطلبی را به ضرر او می‌گفتند نماینده او استعفا می‌کرد و هیات از هم می‌پاشید. لذا قرار شد شخص نماینده او کسی باشد که به مسائل به همان صورتی که هست بنگرد و استعفا ندهد. من آقای آیت‌الله اشراقی – رحمت الله علیه – را در نظر گرفتم. او می‌گفت در این مسئله آبروی من می‌رود. من می‌گفتم برای خدا قبول کن. حاضر شد ولی تیپ بنی‌صدر حاضر نبودند. لذا دیدید که فردی که او می‌بایست انتخاب کند خیلی دیر انتخاب شد. من شدیدا تلاش کردم تا آنها قبول کردند. خیالمان راحت شد که هیات به هم نمی‌خورد و می‌دانستم که این اوست که دائما به دستور گروه‌ها و سازمان‌ها خطا می‌کند و بالاخره هم دیدید که آقای اشراقی در اعلامیه‌ای گفت: هرچه کردیم تا او بر طبق قانون عمل کند نشد که نشد. لازم دیدم در این‌جا از آیت‌الله اشراقی به عنوان کسی که خودش را حاضر شد در اختیار اسلام بگذارد تقدیر نمایم. البته آقای اشراقی گاهی هم موضع‌هایی می‌گرفت که آنها نگویند تو حتی یک کلمه هم به نفع ما نگفتی. در این قضیه هم با امام مشورت کردم و استدلالم را خدمت ایشان عرض کردم و با آقای هاشمی هم در انتخاب آقای اشراقی مشورت کردم و ایشان هم استدلال مرا پذیرفت. [مجموعه آثار یادگار امام ج1، ص ‌١٣٧ و ‌١٣٨]» خوانندگان گرامی به دقت نظر کنید که مرحوم یادگار امام با هوش مثال‌زدنی خویش گویی این روزها را می‌دید که بر نزدیکان امام تهمت‌هایی ناروا زده می‌شود و آنان را نزدیک به منافقین می‌خوانند در حالی که بر بزرگان نظام پوشیده نیست که موقعیت مرحوم آیت‌الله اشراقی نزد امام تا چه میزان بالا بوده. به گونه‌ای که ایشان در بسیاری از مسائل مثل غائله کودتای نوژه نماینده تام‌الاختیار امام بودند و این در حالی است که مدعیان برای یک دقیقه زیارت امام باید انتظار می‌کشیدند تا نهایتا با وساطت مرحوم پدرم، به محضر امام شرفیاب شوند. والکلام تتمه - والعاقبه للمتقین مرتضی اشراقی 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (2)

         آمریکا واستکبار درتمامی زمینه ها افرادی را برای شکست انقلاب اسلامی درآستین دارند درحوزه ها ودانشگاه ها مقدس نماها را که خطر آنها را بارها وبارها گوشزد کرده ام .اینان با تزویرشان از درون محتوای انقلاب واسلام  را نابود می کنند ، اینها با قیافه های حق به جانب وطرفدار دین وولایت ، همه را بی دین معرفی می کنند باید از شر اینها به خدا پناه ببریم .منبع :------------------------------------------------------------------

لوح فشرده صحیفه امام – جستجو واژه مقدس نما

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

میثاق با فاطمه زهرا سلام الله علیها

نماز پنج رکن دارد وانقلاب خمینی عزیز چهار رکن ؛ استقلال ، آزادی ، جمهوری ،‌اسلامی . اکنون که مصباح های عصرما تصمیم گرفته اند با رکن جمهوریت بجگند ما نیز با فاطمه همسرعلی ومادرحسن وحسین وزینب می مانیم انشاءالله وچون اووخانواده اش با آنها مبارزه میکنیم تا نفوذی های حجتیه ای دردستگاه های دولتی بدانند که امروز؛  دیروز نیست .میثاق با انسیه حورا فاطمه زهرا سلام علیها که تقدیم به دخترش حوریه بهشت سیاست سیده فخرالسادات محتشمی پور می گردد تا بولتنیسم ها ودشمنان زهرای اطهر بدانند که بسیجی یعنی چی انشاءالله:قسم به پروردگارکعبه که وقتی حسین تو حجش را  ناتمام گذاشت وبرای آزادی واصلاح امت جدش وامربه معروف ونهی ازمنکر دست ازآن کشید،  کعبه عاشقانه چون عشقه برگرد حسین پیچید وازدروغی که برحسین بستند که ازدین خارج شده  چنان غمین گشت که تا امروز سیاه گشته (1)قسم به آب که وقتی عباس تو دست از نوشیدن آن کشید به دورحرمش چون گیاه عشقه گشت وپیچید ومعجزه آفرید قسم به خون قسم به ثارالله وخانواده اش قسم به خونسازها ودرمانگرهای اعصاب «والتین والزیتون»قسم به قلم وکیبورد و...« ن والقلم ومایسترون» و(مداد العلماء افضل من دماء الشهداء)قسم به عشق که « لتسکنوا الیها»21روم قسم به شب که « لتسکنوا فیه »قسم به تو ، تو لیله عالم فاطمه بنت الرسول ، تولیلة القدر، به تو لیله وآرامش بخش جهان وجهانیان ، که آرامشت دراستیفاء حقت ازهمسرت تا کربلا و عصرمهدی ات می باشد وهست قسم به زینب وقلب صبور زینب تو قسم به سکینه ودانائی سکینه ی تو  که ای شهیده عالم مادر زینب ، راهت رادرمبارزه با مصباحیون عصرمان چون تو ادامه خواهیم داد انشاءالله هرگز به تعبیر معلم انقلابمان بعد از حسین تو به گرد بولتنیسم ها طواف نخواهیم کرد چون گفت « آنان که بعد ازحسین درسال 61هجری به گرد کعبه طواف کردند مانند آنانند که بردور کاخ سبز معاویه طواف کردند»اگر دخترت نوشت که امروز عصر«حاکمیت دروغ[بولتنیسم، توسط نفوذی های حجتیه درنهادهای دولتی ] است» این را از قدرت بولتنیسم ها نمیدانیم که از حیای بی جای خود میدانیم وپیمان می بندیم که گذشت آن زمانی‌ که آن سان گذشت حیا در برابر دروغ گویان عین بی حیائی استشتر دروغ با دروغ بستن بر فرزندت سید حسن خمینی  ازخواب برخواست ورم کرد ورمی شد نه دیگر لپ لپ خورد ونه دانه دانه سابقه نداشت که فرزندان معنوی مرجعت برگرد فرزند رهروت اینچنین اجماع نمایند وبر عزای غیرمرجعی چون توسلی عزیزاینچنین حضوریابند این انتقام از بولتنیسم ها بود وبس ام ابیها ، ما را بپذیربه عزتت ولله العزة ولرسوله --------------------------------------------------------------------1- درادامه تحقیقات ایموتوبرای اثبات شعورآب ،  یک خانم درایران نارنگی را آزمایش کرد مانند کعبه چنین سیاه شد ولی با نیمه دیگر نارنگی ماند وروی‌شیشه نوشت دوستت دارم هرگز چنین نشد (منبع :نرم افزارتکنیک های موفقیت آقای فرهنگ )وشگفتا که همان دروغی را که برحسین بستند که ازدین خارج شده است امروز به یاران خمینی می بندند که التزام عملی به دین ندارند! شیخ حسین انصاریان روز اربعین میگفت دین نصفش صبراست ونصفش جهاد به نظرم خدا خیلی طرفداران اسلام امام خمینی را دوست دارد که میخواهد صبرشان را محک بزند اما آنانکه عجولانه تصمیم گرفتند ومی گیرند محرزاست ازاین نیمه بی بهره اند

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

گزارش وب نوشت الگوئی برای گسترش دامنه لغات

توسعه دامنه لغات در وب نوشت ، تعداد کم پست ها دریک صفحه ، تصویر کم سبب بازدید بیشتر کاربران اینترنت از وب نوشت میگردد گزارش زیر ازاینکه کاربران اینترنت دنبال چه مطالبی هستند وچه موضوعاتی رابیشتر سرچ میکنند حائز اهمیت است که راهنمای خوبی برای‌ وبلاگ نویسی است جملاتی که احتمال سرچ آن هست در پست ها بیایید یا اگر هدف ما نشر یک موضوع مثلا دوری ازگناه وخداشناسی است از پست های دوستان دروب لابلای آنها استفاده کنیم تا ضمن سرچ آن کلمات از مطلب مورد نظر ما هم بازدید شود تعداد کل بازدیدها:7240میانگین روزانه :20بالاترین ساعات بازدید 9تا 16تعداد سرچ ها :گوگل : 2961- یاهو171- سرچ 42...

سرچ برحسب کشورها: 90.04%     5872 نفر           6518 مرتبه        ایران       

 آمریکا   183 مرتبه -  آلمان117 مرتبه-  کویت 58 مرتبه  - انگلستان  56 مرتبه -  اندونزی 36 مرتبه قزاقستان 32 مرتبه – کانادا 32 مرتبه - امارات متحده عربی 32 مرتبه – عربستان 22 مرتبه بیشترین پایگاه سیاسی لینک داده شده : روزنه 52بیشترین پایگاه  تغذیه لینک داده شده : پرفسور خرسند 32""""""دادستان واجتماعی آلبالوخانم 30+ 24زینو کلمات کلیدی لینک داده شده :

189 جستجو        تغذیه درمانی روازاده

52 جستجو           درمان زودانزالی19 جستجو           سردمزاجی9 جستجو             درمان اضطراب9جستجو              هویج ودیابت

 7 جستجو            پسرزائی

7 جستجو             نزدیکیتغذیه درمانی خرسند - مقاربت وهمخوابی – سکس زن وشوهر– زناشوئی – روش های بوسیدن – آموزش معاشقه – ازدواج – آمارطلاق – استرس واضطراب – درمان برخی بیماریها – دیابت وغذاها – افت تحصیلی – پوکی استخوان – درمان چاقی وتناسب اندام – ویتامین ب – جوانه نخود – زیتون وخواص آن – دیابت وانواع غذاها – انواع واقسام دردها – داروهای عصبی وچاقی – نشاط وافسردگی – علائم بیماری های مختلف – فشار خون – قلب – قاعدگی – کم خونی وآنومی – لب گرفتن – داستانهای سکس ومکیدن ولیسیدن واعضاء تناسلی زن ومرد -  مورمورشدن - گرگرفتگی – غذاهای خون ساز- و از عمده کلمات سرچ شده بوده که برخی روزها ازبازدید های روزانه نمونه گیری شده است .------------------------------------------------------------

18.7%  1225 نفر           1669 مرتبه        بصورت مستقیم   

 34.1% 2235 نفر           2370 مرتبه        بواسطه لینک وبسایت شما در سایتهای دیگر   

 47.2% 3092 نفر           3200 مرتبه        با جستجو در موتورهای جستجوگر   

 ------------------------------

59.3%              4266 مرتبه         root

5.7%                427 مرتبه           /1385_12_ZATUN_archive.html5%                   373 مرتبه           /1386_2_ZATUN_archive.html

4.9 %               354 مرتبه           /1386_3_ZATUN_archive.html

4.5%                330 مرتبه           /1386_10_zatun_archive.html

3.5%                280 مرتبه           /1386_4_ZATUN_archive.html

3.2%                236 مرتبه           /1386_1_ZATUN_archive.html

3%                   213 مرتبه           /posts/

2.6%                193 مرتبه           /1386_8_ZATUN_archive.html

1.8%                142 مرتبه           /1386_7_ZATUN_archive.html

2%                   143 مرتبه           /1386_9_ZATUN_archive.html

1.3%                106 مرتبه           /1386_6_ZATUN_archive.html

0.6%                45 مرتبه             /1386_8_zatun_archive.html

0.4%                27 مرتبه             /search

0.2%                33 مرتبه             /1386_11_ZATUN_archive.html

0.2%                14 مرتبه             /1386_5_ZATUN_archive.html

نمونه سرچ های یک روز وارجاع شده

1-         Google : هویج ودیابت

2-         Google : هویج ودیابت

3-         Google : همیارپلیس 4-        Google : مقاله های اسوه والگو از دیدگاه امام علی 5-        Google : دلیل ازما یش مغز استخوان  6-        Google : اگرپست نبود... 7-        Google : اگرپست نبود... 8-        Google : نمازهای مشکل گشا+نماز پیدا کردن همسر 9-        Google : نشریه سدرالمنتهی  10-      Yahoo : گوگل انزال 11-      Google : چای ولاغری12-       Google : سبزی های طبع سرد13-       Google : قارچ ودیابت14-       Google : قارچ ودیابت15-       Google : قارچ ودیابت16-       http://commenting.blogfa.com/?blogid=neyaesh&postid=59&timezone=1264217-       MSN : آموزش18-       Google : "وسواس ودرمان"19-       Google : فسا روزبه+شعر از همه گر رها شوم از تو رها نمی شوم20-       Google : اطلاعات پزشکی در مورد زود انزالی ودرمان ان21-       Google : عمل قلب باز+ عوارض22-       Google : درمان کک ومک وخال23-       Google : ورودبه حرم24-       Google : نمازهای مستحبی که برای ان دستور خاصی امده است و4 رکعت ان25-       Google : بازسازی زندگی پس ازطلاق

 1-        دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 17:55:34            ایران     

 Google : اضطراب وناخن جویدن

http://zatun.persianblog.ir/1386/3/

2-         دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 17:36:54            ایران     

4-         دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 16:54:35            ایران     

 Google : کم خونی وافسردگی

http://zatun.persianblog.ir/1386_2_ZATUN_archive.html

5-         دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 16:50:07            ایران     

 Google : روابط دوستانه +پسرودختر

http://zatun.persianblog.ir/1386/8/

6-         دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 16:34:09            ایران     

 Search : نزدیکی

http://zatun.persianblog.ir/1386_10_ZATUN_archive.html

9-         دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 16:02:34            ایران     

http://www.maktuob.net/cgi-bin/mt/mt-comments.cgi?entry_id=1013

http://zatun.persianblog.ir/

10-       دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 15:42:15            ایران     

 oogle : تنبیه خانم معلم درمکتب

http://zatun.persianblog.ir/1386/10/

11-دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 15:34:22      ایران     

 Yahoo : ترد میل+فیزیولوژی

http://zatun.persianblog.ir/1386_10_ZATUN_archive.html

12-       دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 15:28:32            ایران     

 Google : آموزش خیاطی مزون لباس شب "بندرعباس"

http://www.zatun.persianblog.ir/1386_10_ZATUN_archive.html

13-       دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 15:16:54            ایران     

 http://www.maktuob.net/cgi-bin/mt/mt-comments.cgi?entry_id=1013

http://zatun.persianblog.ir/

14-       دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 15:16:23            ایران     

 ttp://www.maktuob.net/cgi-bin/mt/mt-comments.cgi?entry_id=1013

http://zatun.persianblog.ir/

15-       دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 15:02:42            آمریکا   

17-دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 12:01:54      ایران     

 Google : neuropsychology+معنی

http://www.zatun.persianblog.ir/1386_10_ZATUN_archive.html

18-       دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 10:52:31            ایران     

دوشنبه، 13 اسفند 1386 - 10:51:35            ایران     

 http://www.maktuob.net/cgi-bin/mt/mt-comments.cgi?entry_id=1013

http://zatun.persianblog.ir/

--------------------------------------------------------------------------------

پست های جستجو شده :

  96.9%            7007 مرتبه         زیتون

 0.3%   21 مرتبه             مقدمه (درمان اضطراب با غذا)

 0.2%   18 مرتبه             مبانی تغذیه 2

 0.2%   18 مرتبه             نسل برنج خور بیمار

 0.2%   16 مرتبه             نخوداب درمان اضطراب

 0.2%   15 مرتبه             مبانی تغذیه 1

 0.2%   12 مرتبه             درمان سردمزاجی /ناباروری/

 0.2%   11 مرتبه             ویتامین ب

 0.2%   11 مرتبه             امام غریب

 0.1%   9 مرتبه  گلستان کامنت ۳

 0.1%   7 مرتبه  نسل نخود خورسالم

 0.1%   7 مرتبه  کمبود ویتامین ب وکم خونی زمینه قتل های خانوادگی و دوستانه و..

 0.1%   6 مرتبه  ۱۴روش درمان اضطراب

 0.1%   6 مرتبه  استراتژی اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

رانت خواران

رانت خواران پس از حمله شیخ محمد یزدی با استفاده از رانت تلوزیون به خانواده امام ، جلیل زاده مسول حوزه نمایندگی ولی فقیه درنیروی مقاومت سپاه تهران  با استفاده از رانت مسولیت خود به سید حسن خمینی حمله کرد وحسین شریعتمداری با استفاده از رانت روزنامه بیت المال کیهان به میر حسین موسوی درنقل جمله امام درتایید سخنان محتشمی حمله کرد . بشنوید این قصه را ای دوستان :گروه سیاسی روزنامه کارگزاران 14-12-86: در حالی که انتقادات از اظهارات اخیر در مورد دخالت نظامیان در دفاع از اصولگرایان تازه فروخفته و فرمانده سپاه این هفته در گفت‌وگویی تاکید کرد که «فعالیت حزبی خط قرمز سپاه است»، دیروزمسول  نمایندگی ولی فقیه در نیروی مقاومت بسیج تهران بزرگ علیه اصلاح‌طلبان پرداخت و اتهامات بی‌سابقه‌ای را متوجه آنان کرد. «جلیل‌زاده» در این سخنرانی که در همایش روسای عقیدتی بسیج نیروی مقاومت ناحیه شهید بهشتی ایراد شد، تاکید کرد که «خانواده بزرگ بسیج باید در قبال انتخابات توجیه شود.» وی در این سخنرانی که از سوی ایسنا منتشر شده، خانواده بزرگ بسیج باید توجیه شود. کسانی که فرمانده‌ سپاه را متهم به دخالت در سیاست می‌کنند هم مریض هستند و هم نمی‌فهمند. بسیجی باید بداند و بشناسد که اصلاح‌طلبان[مخالفان اسلام مصباح یزدی وانجمن حجتیه  وطرفداران اسلام امام خمینی] دروغگو به دنبال انقلاب علیه انقلاب ما هستند. آنها خیال می‌کنند اگر اتهام بزنند ما مرعوب می‌شویم در حالی که این طور نیست. جلیل‌زاده معتقد است: اصلاح‌طلبان تندرو و کندرو ندارند، همه سر و ته یک کرباسند، همان‌طور که اصولگرایان واقعی همه سر و ته یک کرباسند. اتفاقا در میان اصلاح‌طلبان کندروها مقصرتر هستند چون تندرو پیاده نظام و کندرو تحلیل‌گر است اما در این دولت در دو، سه سال گذشته با عزت زندگی کرده‌ایم. انتقاد شدید «کیهان» از میرحسین موسوی «حسین شریعتمداری» نماینده ولی‌فقیه در «کیهان» در شماره دیروز این روزنامه با اشاره به تایید سخنان محتشمی‌پور درباره نظریه امام در مورد نهضت آزادی توسط مهندس «میرحسین موسوی» نوشت: جناب آقای مهندس موسوی اگرچه طی 10 سال گذشته در مقابل انبوه بی‌حرمتی‌های مدعیان اصلاحات به ارزش‌های اسلام[مصباح یزدی]، سکوت غیرقابل توجیهی داشته است ولی گمان نمی‌رفت و نمی‌رود از تحریفی حمایت کنند که به نفع نهضت آزادی -یعنی گروهی که به قول حضرت امام(ره) در خط آمریکاست- صورت گرفته است.  [نقل قول میرحسین را درپست های قبل بخوانید ]زیتون :حسین شریعتمداری یکی از طرفداران اسلام مصباح یزدی است که گاه به خاطر خجالت از رهبری معظم انقلاب به نعل میزند گاه به میخ ، دراهانت سایت انجمن حجتیه ای نوسازی به سید حسن خمینی ابتدا آن را محکوم کرد سپس از آن دفاع کرد وبه توجیه محکوم کردن خود پرداخت .همه طرفداران نفوذی  اسلام مصباح یزدی درادارات  از این که خاتمی باند انجمن حجیته ای سعید امامی را ازوزارت اطلاعات بیرون ریخت وپاکسازی کرد کانه نشادور به آنها زده اند ومی سوزند وبه حول قوه الهی هیچ غلطی نمیتوانند بکنند وانشاءالله اسلام امام خمینی‌ پیروز است و بحول قوه الهی امروز دیگر ما نخواهیم گذاشت آنها سیلی به خانواده امام بزنند ومطمئن باشند دربرابر هر سیلی که میزنند هزاران سیلی خواهند خورد تا از درون لیس بکشند وبسوزند   

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

مسجد اعظم قم وامام خمینی

مسجد اعظم قم محرم اسرار خمینی است همانگونه که دل شب ومسجد کوفه محرم اسرارعلی است مسجد اعظم دهم فروردین 57 دست مقدس نمایان احمق وکاظم خان شریعتمداری را که درمراسم چهلم شهدای عزیز 29بهمن تبریزقصد داشتند نام امام را خاموش کنند ودرطول مراسم هیچ نامی سخنران از امام نبرد رابا سه صلوات کوتاه کرد وافشاکرد ودرمرگ توسلی که به خاطر اهانت به سید حسن خمینی جانش را داد دست متحجرین را ازدامان انقلاب خمینی کوتاه کرد وافشاکرد وبرآنان که دیروزکفن پوشیدند ودرآن علیه خاتمی تحصن کردند سیلی زد وتحمل نامردمی هاشان را نکرد و نقره داغشان کرد مسجد اعظم وارث اصولیون بود وتحمل اخباریون را تاب نیاورد چون خمینی عزیز وارث اصولیون بود مسجد اعظم حضور منفی اندیشان متحجر را در دل خود تاب نیاورد به امام وفادارماند ودامنش را برای یارانش گشود ونامحرمان را پس زد

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

انتقاد نوه امام از پخش سخنان شیخ محمد یزدی از سیما

نتقاد علی اشراقی از صدا و سیما

نواندیش: نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت: با توجه به اینکه ممکن است علت دلایل انصرافم بر کار جریانات مختلفی که در روند انتخابات نقش دارند و همچنین بر نظر مردم اثر‌گذار باشد ترجیح می‌دهم فعلا سکوت کنم. علی اشراقی، نوه امام خمینی درباره علت انصراف از کاندیداتوری انتخابات مجلس هشتم گفت: طی روزهای گذشته از رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی و حتی صدا و سیما با من تماس گرفته شد که علت انصرافم از کاندیداتوری را توضیح بدهم اما با توجه به اینکه ممکن است علت دلایل انصرافم بر کار جریانات مختلفی که در روند انتخابات نقش دارند و همچنین بر نظر مردم اثر‌گذار باشد ترجیح می‌دهم فعلا سکوت کنم. وی افزود: بنابراین چنانچه در روزهای آتی شرایطی پیش آید حتما درباره دلایل انصرافم توضیح خواهم داد. نوه بنیانگذارجمهوری اسلامی اظهار داشت: در این مدت بداخلاقی انتخاباتی راجع به شخص خودم مشاهده نکردم و اگر هم بد اخلاقی باشد ان‌شاءالله زنده‌ام و پاسخگو خواهم بود. وی یاد آور شد: متاسفانه شنیده‌ام در سیمای جمهوری اسلامی جمعه شب در برنامه‌ای مطالبی از سوی فردی علیه مرحوم پدرم پخش شده است که جای تاسف دارد. البته این موضوع از سوی بیت امام‌خمینی و سید حسن آقا در دست پیگیری است. اشراقی خاطرنشان کرد: مرحوم پدرم کاملا مورد اعتماد امام بودند و در قضایای مختلف نمایندگی تام‌الاختیار ایشان را داشتند و با اینکه خود مجتهد مسلم بودند همیشه می‌گفتند که من مقلد امام هستم. وی ادامه داد: مرحوم پدرم تمامی مسوولیت‌ها وکارهایی را که انجام می‌دادند با هماهنگی و اطاعت کامل از امام بود و ایشان در آخرین ماموریتشان که از سوی امام برای قضایای همدان عازم این شهر شده بودند بعد از اینکه در چندین جای مختلف سخنرانی می‌کنند دچار سکته قلبی شده و سپس جان به جان آفرین تسلیم می‌کند.نوه امام در پایان گفت: نظر سیدحسن‌آقا نیز درباره انصراف از کاندیداتوری من مثبت بود.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

نصایح لقمان حکیم به فرزندش

گوشه ای از نصایح لقمان
اگر در کودکی خود را ادب کنی، در بزرگی از آن بهره مند می شوی.
 
از کسالت و تنبلی بپرهیز، بخشی از عمرت را برای آموزش قرار بده و با افراد لجوج، گفتگو و جدل نکن.

 

با دانشمندان مجادله مکن، با فاسقان رفیق مشو، فاسق را به برادری مگیر و با افراد متهم، همنشین مشو.

تنها از خدا بترس و به او امیدوار باش. بیم و امید نسبت به خدا در قلب تو یکسان باشد.

اگر با تو مشورت کردند، دلسوزی خود را خالصانه به آن ها اعلام کن. اگر از تو کمک و قرضی درخواست کردند، مساعدت کن و به سخن کسی که سن او بیشتر از توست، گوش فرا ده.

نمازت را در اول وقت بخوان، نماز را حتی در سخت ترین شرایط به جماعت بخوان.

دو چیز را هرگز فراموش مکن : خدا را و مرگ را.
دو چیز را همیشه فراموش کن : به کسی نیکی کردی ، کسی به تو بدی کرد.

به مجلسی وارد شدی، زبان نگهدار.
به سفره ای وارد شدی، شکم نگه دار.
به خانه ای وارد شدی، چشم نگه دار.
به نماز ایستادی، دل نگه دار.http://tasnimeeshgh.blogfa.com

/نوشته شده در 86/11/19ساعت 3 توسط سیده زهره |

+ نوشته شده در 86/11/19ساعت 3 توسط سیده زهره |

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

انجمن حجتیه دشمن انقلاب اسلامی (قسمت اول)

پرونده : انحراف از مهدویت

منجی‌گرایی التقاطی - رضا خجسته‌رحیمی – مجله شهروند امروز http://www.shahrvandemroz.blogfa.comسه دهه پس از انقلاب اسلامی،‌ امور اجرایی و دیوانی در ایران، به دستان جریانی[بخصوص درهیئت های اجرائی ونظارت بر انتخابات]  درآمده است که اعتقاداتی نوظهور دارند؛ جریانی که از دل راست برآمده است و شعار چپ می‌دهد؛ سابقه مبارزه با چپ‌گرایی در کارنامه دارد [درتسخیر لانه جاسوسی آمریکا شرکت نکرد]و پیشنهاد تسخیر سفارت شوروی را در زمانه‌ای داده است و اکنون اما رفقای خود را در میان بقایای اردوگاه کمونیسم می‌یابد. جریانی که سقف سیاست را نه فقط بر ستون شریعت که[به دروغ ] بر ستون مهدویت بنیاد نهاده است و در اندیشه مهدویت نیز وعده موعود را نزدیک می‌بیند و پیروزی حق بر شمشیر را در آستانه می‌یابد و در حکومتداری خویش نیز جانب انتظار را فراموش نمی‌کند و از انتظار، مکتب اعتراض می‌سازد و نه محافظه‌کارانه که چپ‌گرایانه و معترضانه، نظم موجود جهان را به چالش می‌کشد. چه آنکه رئیس دولت حاضر، آنگاهی که به سازمان ملل می‌رود و با رئیس دول به گفت‌وگو می‌نشیند نیز گاه از پشت پرده جهان پیش‌روی، سخن می‌گوید و پایان حاکمیت غرب بر جهان را وعده می‌دهد و به سبک منذران، از تغییر و تحول در اقطاب عالم خبر می‌دهد. این سیاستمردان و حکمرانان، از انتظار، ایدئولوژی منجی‌گرایانه برساخته‌اند و هدف را نه فقط در حاکمیت حکومتی دینی می‌بینند که علاوه بر آن، حکومت دینی را به صفت منتظر، مطالبه می‌کنند و هدفشان نه فقط تبلیغ و تکثیر دین در جامعه که به صورتی خاص‌تر، ساختن جامعه‌ای منتظر و منجی‌گراست.***این جریان نوظهور در شباهت با اعتقادات انجمن حجتیه، وعده ظهور را نزدیک می‌بیند و تدبیر و فرجام امور را در سایه اعتقاد به ظهور منجی موعود، تفسیر می‌کند که اگر انجمن حجتیه، زمینه‌سازی ظهور را یک‌چندی در مبارزه با بهائیت و زمانی در مواجهه با مارکسیسم تعریف می‌کرد، آنها نیز زمینه‌سازی ظهور را در مبارزه خویش با آمریکا و ملل متحد غربی و سلطه‌جویی و اندیشه عافیت‌جوی غریبان، به نمایش می‌گذارند و در این مبارزه نه از اراده خویش که از جبر تاریخ سخن می‌گویند و همچنان که انجمن حجتیه در سال‌های منتهی به انقلاب ایران، به پشتگرمی اندیشه موعودگرایانه خویش از همراهی با گروه‌‌ها و دسته‌جات انقلابی پرهیز می‌کرد و انقلاب بدون ظهور منجی را بی‌معنی می‌دانست، اینان نیز آنچنان غرقه در اندیشه همراهی خویش با منجی موعودند که راهی به کنار آمدن خویش با منطق متفاوت غربیان نمی‌جویند و جبر تاریخ را در مسیر پیروزی حق بر شمشیر می‌دانند و معتمد به پیروزی خویش در سایه ایدئولوژی منجی‌گرایانه‌اند. این جریان اما اگرچه در مهدویت‌گرایی و رجعت‌اندیشی خویش، نسبی از انجمن حجتیه دارد و تاثیری از اندیشه‌‌های انجمنی گرفته است اما به واقع تئوری‌ای متفاوت از تئوری انجمن دارد. چه آنکه نیروهای انجمنی اگر پس از انقلاب نیز یک چندی پای سیاست را به زمین شریعت گشودند، از سر مصلحت بود و اعتقادی به سیاسی کردن مهدویت نداشتند و کار قیصر را به قیصر وامی‌گذاشتند. آنها پس از انقلاب نیز اگر از نظام اسلامی حاکم حمایت کردند، چه‌بسا حمایت‌شان از همان جنس حمایت از نظام پهلوی بود و نشان از تداوم مشی محافظه‌کارانه‌‌شان داشت. منجی‌گرایان نوظهور در ایران اما اساس اندیشه خویش را بر مهدویت گذاشته‌اند و با این حال، انسان منتظر را یک محافظه‌کار حاشیه‌نشین نمی‌دانند و انتظار را «مکتب اعتراض» می‌دانند و اعتقاد به معترض بودن انسان منتظر دارند و از این‌روی در اندیشه چپ‌گرایانه خویش، اگرچه متفاوت اما به ظاهر شبیه با مرحوم علی شریعتی می‌اندیشند که انتظار را مذهب اعتراض به وضع موجود می‌خواند و انسان منتظر را چنین توصیف می‌کرد: «منتظر، آدم آماده است. منتظر انسان آماده‌ای است که هر لحظه احتمال می‌دهد، شیپور انقلاب نهایی نواخته شود و او خود را مشغول شرکت در این جهاد که براساس قوانین جبری الهی، قطعا آغاز خواهد شد می‌داند و خودبه‌خود، هم آماده است و هم متعهد و هم مجهز.» (م‌آ.19، ص299) منجی‌گرایان نوظهور در ایران، همچون علی شریعتی و براساس تئوری مهدویت اعتقادی جبرگرایانه دارند و همچنانکه شریعتی می‌گفت: «تاریخ به طرف پیروزی جبری عدالت و نجات قطعی انسان‌ها و توده‌‌های ستمدیده و نابودی حتمی ظلم و ظالم می‌رود.» آنها نیز مسیر حرکت تاریخ را چنین می‌بینند، اگرچه در تاثیرپذیری از ایدئولوژی شریعتی، راه خود را از او جدا می‌سازند آنگاهی که شریعتی نقطه پیروزی خیر بر شر را به پایان تاریخ حوالت می‌دهد و آنها اما ظفر را نزدیک می‌یابند و دلبسته پیروزی زودهنگام خویش‌اند و قطعیت خویش را همراه با جزمیت می‌سازند. شریعتی،‌ آنگاهی که از «انتظار» و مهدویت سخن می‌گفت، تئوری خود را مبتنی بر اصول جامعه‌شناسی استوار می‌کرد و انتظار را نه فقط یک «اصل فطری انسانی» که یک «اصل فکری اجتماعی» می‌دانست و به نیرویی می‌اندیشید که یک ایدئولوژی منجی‌گرایانه در خود دارد و دلبسته امکاناتی بود که این ایدئولوژی‌ رهایی‌بخش مهیا می‌کرد. چه آنکه رهرو این ایدئولوژی، به واسطه اعتقاد غایی خویش، رضایت به نظم موجود نمی‌دهد و به دنبال گشودن سقف فلک است و واقعیت را همواره برخلاف حقیقت می‌داند. بدین ترتیب – آنچنانکه شریعتی نیز می‌گوید- «انتظار، سنتز میان دو اصل متناقض با هم است: یکی حقیقت و دیگری واقعیت... این تضاد میان واقعیت باطل حاکم و حقیقت نجات‌بخش محکوم را جز انتظار به پیروزی جبری و قطعی حقیقت نمی‌تواند حل کند.» منجی‌گرایان نوظهور را بر این اساس اگرچه فرزندان مشروع اندیشه شریعتی نمی‌توان خواند اما به هر حال مولود اندیشه او نیز نمی‌توان ندانست. چه آنکه حساب لنین را نیز از مارکس جدا نمی‌توان کرد و اراده‌گرایی عمل‌گرایانه لنین را بی‌ارتباط با قطعیت رهایی‌بخش مارکس نمی‌توان دانست؛ اگرچه حتی لنینیسم را فرزند ناخلف مارکسیسم بخوانیم اما به هر حال اکنون نیز این فرزندان ناخلف علی شریعتی‌اند که سخن او را تکرار می‌کنند و می‌گویند: «دجال، انسانی که یک چشم در وسط پیشانی دارد، به اصطلاح مارکوزه، [همان] انسان یک‌بعدی است. نظام پلید حاکم بر جهان ما، نظام یک‌بعدی است که انسان را با این یک چشم می‌نگرد و انسان مسخ‌شده در این نظام نیز، جهان و حیات را با یک چشم می‌نگرد... دجال، مظهر نظام فرهنگی و روحی و ضدانسانی حاکم بر انسان آخرالزمان است.»***منجی‌گرایان نوظهور در ایران، بدین‌ترتیب نسبتی با انجمن حجتیه دارند و نسبتی با مکتب انتظار و مبارزه شریعتی؛ اگرچه شریعتی معلم انقلاب بود و حجتیه مخالف انقلاب. این اما از طنز روزگار است که دو خط موازی پس از سه دهه به یکدیگر می‌رسند، آنگاهی که اصول‌گرایان، پراگمانتیست می‌شوند و همچنان شعار اصول‌گرایی می‌دهند و راست‌گرایان، مزاج چپ پیدا می‌کنند و همچنان نسب از اردوگاه راست می‌برند؛ ماجرای غریبی است.زیتون : حجتیه ای ها و جریانی که آقای خجسته رحیمی‌ازآن نام برده ذاتا شریعتی را منحرف  میدانند ودرتمام بولتن های‌ خود او را رد می کنند و هرکس نسبتی با اندیشه های او داشته باشد از نظر آنها مردود می باشد . به تعبیر امام خمینی امروز این جریان همان انجمن حجتیه ای ها قبل هستند که رنگ عوض کرده اند و خود را انقلابی می دانند «امام خمینی :« امروز حجتیه ایها انقلابی تر از انقلابیون شده اند[خود را نشان میدهند]» پیام سوم اسفند 67کلا حجتیه ای های‌ نفوذی که آن روی‌ تشکیلات ساخته اینتلیجنت سرویس (سازمان اطلاعات انگلیس) بنام بهائیت هستند لایه ای از دست پروردگان استعمار برای‌ آلترناتیو وجایگزین بهائیت می باشند که نقششان برگرداندن رژیم شاه است منتهی عده ای از ساده لوحان را همراه خود کرده اند که نمونه اش را اخیرا در رفتار سایت نوسازی دیدیم .حجتیه ایها افرادی پررو ، بی حیا  ودروغگو هستند که نمونه آنها درصدراسلام همانها هستند که با خاندان رسول الله برخورد کردند وآن مصائب را رقم زدند . تمام افراد ساده لوح ازآنها برخواهند گشت کما اینکه در اواخر دهه هشتاد خیلی از افراد از انصارحزب الله که تحت تأثیر حجتیه هستند برگشتند .نماد برخورد با این جریان حضور مراجع تقلید درمراسم ختم شهید آیت الله توسلی درمسجد اعظم قم و مدرسه عالی شهید مطهری و تشییع پیکر ایشان است که درتاریخ انقلاب سابقه نداشته این تعداد مرجع تقلید درمراسم ختم یک نفر غیر مرجع شرکت کنند .این جریان فقط با حیای بی جای‌ ما در برخی جاها ، جاخوش کرده است و الا هیچ نیستند وبزدلانی هستند که فقط ازترس داد میزنند مانند دزدی که فرار میکرد ومیگفت دزد را بگیرید .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

دمکراسی ازدیدگاه قرآن پژوه مکرم محسن آرمین

مفهوم دموکراسی ازدیدگاه  محسن آرمین قرآن پژوه وسخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سخنران سمینار «دموکراسی در بستر دین رحمانی» که از طرف انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد: «ایده گوهرین در آنچه دموکراسی یا مردم سالاری خوانده می‌شود، ذی‌حق بودن انسان است. به‌طوری‌که بدون اعتقاد به ذ‌ی‌حق بودن انسان نمی‌توان به دموکراسی معتقد شد.»آرمین ادامه داد: منظور از ذی‌حق بودن مردم حق انتخاب شغل، تحصیل، مسکن، پوشش و ... نیست زیرا چه بسیار حکومت‌های دیکتاتوری که در این امور هیچ‌گونه محدودیتی برای مردم فراهم نکرده‌اند بلکه مقصود از آن حق تعیین سرنوشت و مشارکت در اداره امور خویش است.سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این‌جا به طرح پرسش‌های خود پرداخت: آیا اعتقاد به حق بودن موجب حقانیت برای حکومت کردن می‌شود؟ آیا اعتقاد به ذی‌حق بودن مردم در مشروعیت حکومت نقش دارد؟ اگر رضایت مردم در حکومت تاثیر ندارد پس حق جامعه در اداره امور و تعیین سرنوشت کجا تجلی می‌کند؟ آیا مشروعیت را می‌توان از رضایت یا مقبولیت تفکیک کرد؟ در این صورت آیا حکومت دینی[دولت] بدون رضایت مردم مشروعیت دارد؟ وی بخش دیگر پرسش‌هایش را اینگونه مطرح کرد: چرا حق وتوی آمریکا در سازمان ملل مشروع نیست؟ آیا حکومت دینی در برابر مردم پاسخگوست؟ در حکومت دینی مردم چه ابزار و قدرت بالفعلی دارند تا حکومت را ملزم به پاسخگویی کنند و در صورت پاسخگو نبودن برکنار کنند؟ آیا جز تشکل‌های مدنی،‌ احزاب، انتخابات، مجلس [شورای اسلامی برای رئیس جمهور ووزیران ومجلس خبرگان برای نظارت برکار رهبری وشوراهای شهر وروستا برای نظارت برکارشهردار ودهبان] و قانون ابزار مهمتر دیگری برای پاسخگو کردن حکومت وجود دارد؟ آرمین با طرح این پرسش که «آیا انتقاد از برخی اقدامات به معنای خروج از دین و موجب محرومیت از حقوق اجتماعی است؟‌»؟ اگر صدا و سیما رسالت خود را در تعریف و تبلیغ [باند نفوذی حجتیه ای ها یا متحجرینی که خون به دل امام کردند] یا احزاب طرفدار دولت و نشر شایعه و تحریف علیه احزاب رقیب دید؟ اگر مرجع نظارتی گرایشات سیاسی خود را اعمال کرد؟ اگر مجمع نظارتی  کاندیداها را برای تایید صلاحیت ملزم به عفونامه‌نویسی کرد؟ اگر مرجع نظارتی حاضر به رعایت قانون نبود؟ اگر در حکومتی احزاب رقیب از داشتن رسانه محروم شدند؟ اگر دلایل ردصلاحیت برخلاف قانون و به‌طور مستند به معترضان ارائه نشد؟ اگر انتخاباتی با نتایج از پیش تعیین شده برگزار شد و اگر پیش از انتخابات مشخص شد که سهم احزاب منتقد آن‌هم از کاندیداهایی که[انجمن حجتیه ای های نفوذی درتشکیلات دولتی بمنظور خالی کردن پشت رهبری از افراد خبره وکارآمد به منظورضربه زدن به نظام ] یا حکومت تایید می‌کند نه تشخیص خود احزاب تنها 10 درصد است؟ اگر نتایج آرا به‌طور دقیق و برخلاف قانون اعلام نشد آیا می‌توان به وجود دموکراسی معتقد شد؟سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی افزود: «قانون اساسی چارچوب‌هایی را برای فعالیت سیاسی تدوین کرده که همه ما به آن پایبندیم. از جمله اینکه اشخاصی که اصل فعالیت در نظام را قبول ندارند، نمی‌توانند در انتخابات کاندیدا شوند اما حرف ما این است که همین قانون کنونی هم به صورت کامل و درست اجرا نمی‌شود.» وی اضافه کرد: «وقتی شورای نگهبان، افراد مسلمان و شناخته شده را ردصلاحیت می‌کند، آقای جنتی باید طبق قانون دلایل ردصلاحیت آنها را هم اعلام کند اما دبیر شورای نگهبان از این مسئله استنکاف می‌کند.» آرمین همچنین با اشاره به عضویت صادق لاریجانی عضو شورای نگهبان در هیات مرکزی نظارت، اظهار داشت: «طبق قانون انتخابات، بستگان نسبی و سببی کاندیداها نمی‌توانند عضو هیا‌ت‌های اجرایی و نظارت باشند. پس عضویت آقای صادق لاریجانی در هیات مرکزی نظارت وقتی برادر ایشان یعنی آقای علی لاریجانی کاندیدا هستند، چه توجیهی دارد؟» آرمین گفت: صدا و سیما قرار است بی‌طرف باشد. آیا صدا و سیما می‌تواند آقای ترقی  را در برنامه‌های مختلف ببرد و از شخصیت‌های آن طیف در برنامه‌های مختلف استفاده کند و عملا به نفع یک جریان سیاسی تبلیغ کند و در برنامه 20:30 خبر‌های منفی و علیه یک جناح بدهد؟ آیا دخالت نیرو‌های مسلح در عرصه سیاسی خلاف قانون است؟ مگر این صحبت صریح امام(ره) نبود ؟ آیا این خلاف قانون است یا نه؟ مگر شورای نگهبان ناظر بر اجرای درست قانون نیست؟ آیا وقتی [مسول حوزه نمایندگی ولی فقیه دریکی ازنیرو ی  سپاه  و... ]به صراحت می‌گویند وظیفه الهی بسیج حمایت از یک جریان است و تکلیف شرعی دارد که نگذارد دو قوه از دست آنها خارج شود،شورای نگهبان یک موضع‌گیری در مقابل این حرف کرد؟ مگر مرجع نظارت نیست؟ چرا اعلام موضع نکردند؟ حرف ما این است. هر شب صدا و سیما خبر‌هایی مبنی بر ارائه لیست مشترک از سوی اصولگرایان و اختلاف در جناح اصلاح طلب منتشر می‌کند و به‌رغم اعتراض‌های مکرر ما هیچ تاثیری در آنها صورت نگرفته است. آقای ترقی [عضو حزب مؤتلفه ] شما که مسلمان هستید ... دلایل عدم التزام ما را به اسلام بپرسید تا بی‌اعتقاد به اسلام از دنیا نرفته باشیم. سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی‌ ایران در ادامه گفت:  آقای ترقی شما فعال سیاسی و حزبی هستید. درست است الان دوستان شما حاکم هستند اما رعایت آزادی و رقابت سیاسی سالم در تمام ملاحظات سیاسی دیگر ارجحیت دارد و این باید اصل باشد. امروز وقتی این تهمت‌ها را می‌بینید می‌گویید که اتفاقی نیفتاده است. اگر فکر می‌کنید رانت امروز شما جاودانه است اشتباه می‌کنید. باید از قوانین و قواعد رقابت سیاسی پاسداری کنیم. ترقی پاسخ داد: ما امضا کردیم شما امضا نکردید. آرمین در جواب گفت: دست از کار‌های نمایشی و صوری بردارید. آرمین در ادامه با انتقاد از عملکرد وزارت کشور در انتخابات گفت: آقایان همایش اخلاقی انتخابات برگزار می‌کنند، قانون اساسی در مورد احزاب مشخص است و حقوق آن‌ها به صراحت آمده است.هیات‌های اجرایی سه هزار نفر را در مرحله اول رد صلاحیت کرده‌اند. در مرحله بعد شورای نگهبان 50 درصد تصمیمات هیات اجرایی را باطل اعلام کرد، اگر در اداره‌ای در یک جا ضریب خطا و اشتباه 50 درصد باشد فاجعه است. یک نفر حاضر نشد بگوید که این چه هیات اجرایی است که 50 درصد خطا دارد. بعد وزارت کشور افتخار می‌کند که همه کار‌ها خوب پیش می‌رود . آقای ترقی ما هم به فکر این کشور هستیم و به آمریکا انتقاد داریم که برای خود حق وتو قائل است و چون زور دارد به همه کس زور می‌گوید. آمریکا هم در دنیا زورگویی می‌کند چرا فقط به حق وتوی آمریکا اعتراض می‌کنید و در این موارد اظهار نظر می‌کنید؟ دوستان آقای ترقی اصلا اخلاقا نمی‌توانند با آمریکا مخالفت کنند این اصلاح‌طلبان[طرفداران اسلام امام خمینی] هستند که می‌توانند به آمریکا انتقاد کنند چون به حق وتو و وجود آن در همه جا اعتراض دارند و همواره مخالفت خود را اعلام کرده‌اند.ترقی در پاسخ به دانشجویان که در بین سخنان آرمین او را مورد تشویق قرار داده بودند، گفت: هر تاییدی دلیل بر حقانیت موضوع نیست. ، این درست نیست؟ اعضای شورای نگهبان فقهای بی‌طرف و عادلی هستند. این قسمت سخنان معاون بین‌الملل حزب موتلفه اسلامی با اعتراض شدید دانشجویان دانشگاه تهران همراه شد. ترقی نیز در پاسخ به دانشجویان با بیان اینکه «نظام که مسخره من و شما نیست» گفت: «من نمی‌توانم در جلسه‌ای که در آن علیه نظام [من وحجتیه ای‌های نفوذی دردستگاه ها]تهمت و افترا زده [سخن حق ]گفته میشود، شرکت کنم.» با این حال و با اصرار برخی اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران، معاون بین‌الملل حزب موتلفه در سخنان کوتاهی با تاکید بر اینکه رقابت سالم باید بین احزاب فراهم شود و مجریان انتخابات هم باید این امر را فراهم نمایند تا مردم حضور فعال داشته باشند، گفت: ما نیز انتخابات یک قطبی را قبول نداریم و اگر ما به پایگاه اجتماعی خود قانع باشیم نهایت آنچه که مردم انتخاب می‌کنند را به عنوان نتیجه انتخابات می‌پذیریم و این امر را در رقابت سیاسی مورد توجه قرار می‌دهیم. ترقی در این لحظه به‌رغم اصرار زیاد دانشجویان حاضر در سالن، مسوولان انجمن اسلامی و آرمین، سالن را ترک کرد. پس از خروج ترقی سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ابراز تاسف از عدم‌حضور معاون بین‌الملل حزب موتلفه در ادامه جلسه گفت: «اینکه بسیاری از چهره‌های مسلمان به جرم عدم ‌اعتقاد به اسلام ردصلاحیت می‌شوند، به دلیل استنتاج‌های غلط[نفوذ انجمن حجتیه وتأثیرپذیری ساده اندیشان ازآنها] است.» وی اضافه کرد: «انتقاد بر برخی افراد و نهادها [که تحت تأثیر بولتینسم وحجتیه ای های‌ نفوذی هستند ]به معنای قبول نداشتن اصل نظام نیست.» سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب در عین حال با تقدیر از موقعیت سیاسی حزب موتلفه، این حزب را یکی از احزاب ریشه‌دار و با وجاهت ایران خطاب کرد. منبع : روزنامه کارگزاران ، شماره 446 ، یک شنبه،12 اسفند - زیتون :امام خمینی می فرماید نمونه دمکراسی ما رفتارامیرالمؤمنین است که وقتی قاضی او را با کنیه و متشاکی را که مسولیت ندارد با اسم مورد خطاب میدهد به قاضی اعتراض می کند که چرا چنین کردی ونباید مرا  که رئیس حکومتم با کنیه واو را با اسم صدا می کردی این نمونه دمکراسی ما است (مضمون کلام)متاسفانه روزنامه نخواندن برخی از علماء  واسیر بولتن های دروغ بودن(که نمونه اش  را یادداشت مهدی خزعلی درپستهای قبلی ذکرکردیم) سبب شده که امروز برداشت های آنها از اسلام مخالف برداشت امام خمینی ازاسلام باشد و وجهه جمهوری اسلامی را دردنیا خراب کنند وآبروی نظام را وقوانین اسلام را ببرند ونشان دهند که اسلام توان اداره کشور را ندارد چنانکه درانتخابات مجلس هفتم چنین کردند و با بد عمل کردن مجلس هفتم تورم سرسام آورشد و همه مردم ناراضی از وضع موجود هستند وفقرا فقیرتر ودهک پردرآمد اول پردرآمد ترشده اند.هدف نهائی حجتیه ای های نفوذی در درون دستگاه های‌ حاکمیتی غیر کارآمد نشان دادن جمهوری اسلامی است تا مردم ناراضی شوند واینها رژیم شاه را برگردانند زمانی سعید امامی که سرکرده حجتیه ایها دردرون وزارت اطلاعات بود گفته بود دولت سیدمحمد خاتمی بیشتراز6ماه دوام نخواهد آورد اما به برکت  این سید بزرگوار ریشه سرکرده حجتیه ایها در درون وزارت درآن زمان خشکید اما اینها بازهم نفوذی احتمالا داشته باشند که باید مراقب آنها بود همان زمان خانم شهید رجائی قتل پروانه اسکندری‌ وفروهر شوهرش را وقتل های زنجیره ای را کار حجتیه ایها دانسته بود ومرحوم آیت الله خلخالی چنین نظری داشت که قتل های کارحجتیه ای هاست که من همان زمان در پیامی به روزنامه جهان اسلام ازدیدگاه این دو بزرگوار تشکرکردم وخاتمی عزیز هم گفتند که اینها [حجتیه ای های نفوذی وساده لوحان تأثیرپذیر ازآنها و کسانیکه افکارسنگواره دارند ] درصدد انتقام ازمن به دلیل برخورد با باند سعید امامی هستند وعجیب است و معجزه آسا که امام خمینی هم همین را پیش بینی کرده که برخی به جای انتقام ازمن از نزدیکانم درآینده انتقام خواهند گرفت که وقتی شهید توسلی درشورای‌ تشخیص مصلحت نظام این فراز را ازسخن امام را نقل میکنند از وقوع چنین پیش بینی توسط امام که به سید حسن وعلی اشراقی وخانواده اما توهین شده روح از کالبدشان از غصه می پرد و سبب رسوائی حجتیه ای ها میشود .برماست که نگذاریم انشاءالله دیگر حجتیه ایها پا بگیرند برماست که نسبت به بولتنیسم ها و دروغ گویان و افترا زنندگان و تهمت زنندگان وکسانیکه میگویند ازدین خارج شده اید حساس باشیم که دیروز هم همین تهمت را به نواده رسول الله حسین بن علی ویارانش زدند که ازدین خارج شده وآن مصیبت عظمی را رقم زدند و این جمله امام خمینی که مواظب باشید یک مرتبه چشمتان را باز نکنید ببینید حجتیه ایها همه چیزتان را برباد داده اند ناظر به پیشگیری  ازهمین معنی است اللهم صل علی محمد وآل محمد ، اللهم اخذل مقدسین الاحمق بحرمة محمد وآل محمد وصلی الله علی محمد وآل محمد

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

 

علی اشراقی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با حضور در ستاد انتخابات انصراف خود را از نامزدی مجلس هشتم اعلام کرد.یک منبع نزدیک به «علی اشراقی» در گفت‌وگو با خبرنگار «روزنامه کارگزاران» به تشریح دلایل کناره‌گیری وی از انتخابات مجلس هشتم پرداخت. این منبع آگاه گفت: عمده دلایل انصراف آقای اشراقی به جریان ردصلاحیت و سوالاتی که در جریان تحقیقات محلی درباره ایشان در میان همسایگان و اطرافیان مطرح شد، باز می‌گردد که از نظر ایشان مصداق توهین به خانواده‌ امام بوده است. همچنین، توهین‌هایی که در چند هفته گذشته در فضای عمومی علیه خانواده امام و شخص «سیدحسن خمینی» صورت گرفت، در این زمینه موثر بود. این منبع خبری همچنین با اشاره به درگذشت آیت‌الله توسلی گفت: آقای اشراقی پس از فوت ایشان به شدت متاثر شد و معتقد بود که ما آن‌قدر دنبال قدرت نیستیم که بخواهیم به این مسائل بی‌توجه باشیم. این منبع آگاه تازه‌ترین و آخرین دلیل برای انصراف اشراقی را مصاحبه جمعه ‌شب آیت‌الله یزدی، دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، با برنامه «محرمانه» شبکه سوم سیما ذکر کرد که در آن پدر ایشان تلویحا به ارتباط با ضدانقلاب و منافقین متهم شده است. این منبع نزدیک به علی اشراقی به نقل از وی گفت: «در فضایی که صدا و سیما یک طرفه عمل می‌کند، یک کرسی مجلس ارزش آن را ندارد که حیثیت خود و خانواده امام را بر باد دهم و به همین دلیل، روز شنبه برای استعفا از نامزدی مجلس به ستاد انتخابات وزارت کشور مراجعه کردم.» گفتنی است آیت‌الله یزدی در برنامه «محرمانه» صدا و سیما با اشاره به اختلافات بنی‌صدر و شهید رجایی در اوایل انقلاب که به تشکیل هیات سه نفره‌ای (متشکل از آیت‌الله مهدوی کنی به نمایندگی از امام، شیخ محمد یزدی به نمایندگی از روسای سه‌قوه و مرحوم آیت‌الله اشراقی به نمایندگی از بنی‌صدر) برای حل اختلاف منجر شد، مدعی شده بود: مرحوم اشراقی نوار مذاکرات این هیات را خواسته بود که ما آن را به وی ندادیم و گفتیم که اعتماد نداریم و ممکن است نوار را به بنی‌صدر بدهید. یزدی همچنین با اشاره به دوران حضور امام در قم پس از انقلاب، مدعی شده بود که یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با آیت‌الله اشراقی ارتباط داشته که وی این مطلب را به امام منتقل می‌کند و امام دستور می‌دهد که وی دیگر به دفتر ایشان مراجعه نکند اما رفت و آمد وی ادامه پیدا کرد و در نتیجه، مجددا یزدی این موضوع را به امام منتقل می‌کند و به ادعای وی منجر به عصبانیت امام می‌شود.زیتون : شیخ محمد یزدی درانتخابات هفتم ریاست جمهوری تلاش سختی داشت که میرحسین موسوی رئیس جمهورنشود که میرحسین نیامد وتلاش های یزدی برای رأی نیاوردن خاتمی هم نتیجه نداد ومردم با رأی بالاخاتمی را به ریاست جمهوری انتخاب کردند درنظرسنجی های اخیر علی اشراقی نفراول تهران شده بود که به مزاق شیخ محمد یزدی  و طرفدارانش درتلوزیون خوش نیامده که دربرنامه محرمانه به ترور شخصیت خانواده امام پرداخته اند اما به حول وقوه الهی این بارهم مانند انتخابات سوم مجلس که « به قول خودشان نمیتوانست عقده های ناگشوده اش را کتمان کند و اگر امام به من مسولیت درشورای‌ نگهبان نداده بود شاید به صف ضد انقلاب میپوستم» وهفتم  ریاست جمهوری انشاء الله چنان سیلی محکمی ازمردم حزب الله وطرفداراسلام امام خمینی خواهد خورد که ازدرون لیس بکشد انشاءالله.تنها درانتخابات غاصبانه ودوپینگی بوده که شیخ محمد یزدی وهمفکرانش در شورای‌ نگهبان وصداوسیما به ترور شخصیت طرفداران اسلام امام خمینی پرداخته وتوانسته اند رأی بیاورند والا هیچ موقع عرضه نداشته اند فهرستاهاشان رأی مردم حزب اللهی وطرفدار اسلام امام خمینی را بدست آورد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

 

« مسجد کوفه خداوند نگهدارتوباد» مسجد کوفه سلام برتو وبرناله های علی ازدست دروغ گویان وبولتنیسم ها در دل تو سلام برتو ای مسجد کوفه وسلام برخواهرت مسجد اعظم قم سلام بر لحظه ای که ناله های علی در مسجد اعظم قم جوشید وازگلوی رهروان علی علیه السلام  تبدیل به صلوات شد ودردهم فروردین 57که مقدس نمایان احمق میخواستند صدای فرزندت روح الله وانقلاب ر ا تحریف و خاموش کنند با سه صلوات بعد ازنامش دردل تاریخ ودردل مردم ماند سلام بر لحظه ای که دوباره ناله های علی درگلوی فرزندانش جوشید وازحضور مراجع معظم تقلید درمسجد اعظم قم سربرآورد و سیلی شد وبرمتحجرین وکسانی که فکری چون سنگواره دارند نواخته شد وانتقام دیروزشان را هم که درآن به اعتصاب دربرابر فرزندانت نشسته بودند گرفت مسجد اعظم تو یادگار اصولیون وعقلیونی هستی که بر اخباریون سیلی نواختند تو ازپول اندک مردمی ساخته شدی که جزاخلاص چیزی نداشتند واین عمل صالح ازدرون تو نشان توحید آنها است  . تو پاکی  . مولکول های گرفته ات که از حضور نا آگاهان ومنفی اندیشان دربرابر فرزندان خمینی کریم عبوس شده بود امروز درعزای توسلی عزیزبا حضور مراجع معظم تقلید بشاش شد وزیباگشت تو امروز شادابی وشادابی بخش تو دیروز که میخواستند نام خمینی کبیر را در داخل تو خاموش کنند تحمل نیاوردی وامروز که میخواستند نام سید حسن خمینی را خاموش کنند تو تحمل نیاوردی وبا اعجازت مراجع وحامیان خمینی کبیر را در دل خود پذیرفتی و بولتنیسم ها را در درون خود افشا کردی ورسوا نمودی تو آنان را که به دروغ نام بسیجی برخود نهاده بودند با سایتشان افشا کردی وننگ را با رنگ با صفایت پاک کردی ودوباره به بسیج روح دادی .مسجد اعظم خداوند نگهدارتوباد.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

اربعین وآیکا

سلام بر اربعین ، سلام برآیکا ، آیکا هرروز خدا را تو کامنت های‌ تو می بینم تو یک اعجوبه ای ! خواهرم ، بی دلیل نیست که بعد از قرآن خواندنم خدا کلماتی را به ذهنم می آورد ومی نویسم که خودم هم تصورش را نمیکنم تو فرزند قرآنی ، ازخواهری هیچ کم نداری‌، من افتخارمی کنم به تو ، تو تمام عزتی ، تو را به اندازه آسمانها وزمین دوست دارم . نمیدونم تو چی‌ استی ؟ نمیدونم تو کی هستی ؟ اون موقعی که سکینه قرآن از سربریده پدرش می شنید تو کجا بودی‌ ؟ اون موقع که زینب برگشت و اربعین به مزار شریف برادرش آمد تو کجا بودی ؟ زینب به پلیدان گفت وما رأیت الا جمیلا ، نمی بینم جز زیبائی ! وتو زیبا می نویسی وتو از زیباترین پدیده خلقت ،‌ قرآن ، می نویسی ! تو وابسته به آل محمدی تو شریفه ای تو تمام قصه ای که سرتاسرش پر از غصه است اما شادابی ونشاط می بخشی تو بنده خوب خدائی نوشته های تو آینه ای است که خدا را می نمایاند مباد که رنگ به روی خدا بپاشیم خدا محو نمیشود ما محو میشویم محبت دوستان خدا ازما بریده میشود خواهرم اربعین نزدیک است بیا به استقبال زینب که به زیارت می آید برویم وبه اوتسلیت بگوئیم مواظب باشیم سیلی بصورت او نزنیم . باورکنیم جامعه ای که ادعای پیروی از زینب دارد اما آمار ناهنجاری ها درآن زیاد است مایه ننگ زینب است واین سیلی زدن به صورت زینب است . آیکا، میدونم بپرسم تو کی هستی ! چرا خدا را ازقلب تو میبینم ودرنوشته های تو می جویم ودراحساسات تو می بویم ودرچشمان تو می نگرم ودرسرانگشتان تو حس میکنم . من خدا را ازتو میخواهم هرگزدست ازدامنت برنمیدارم خواهرم طوفان روحم ترا درمینوردد یا مرا به ساحل آرامش رسان یا ترا با خود میبرم اگرخدائی نباشم چه کنم ، ترا به کجا خواهم برد؟ دعای تو چون مادری مستجاب است انشاءالله کشتی احساسات من با دعای تو به ساحل نجات به نزد خدا میرسد والله من ورائم محیط ، وهو اقرب من حبل الورید ، چرا ما به هرکس به ما نزدیکتراست دورتریم آیکای عزیز ترا می بویم تا ابد، عطر« درحضور» تو درمشامم هست برای همیشه . خواهرم پیغمبر سفارش کرد به قرآن وعترت با هم ، آنها ازهم جدا شدنی نیستند تو که با قرآنی بودنت دل همه دوستانت را برده ای و به خدا رسانده ای مطمئن باش وقتی به بچه های فاطمه زهرا نظر داشته باشی او دلت را پیش خودش می برد اگر من وتو خواهرعزیزم تو انتخابات شرکت نکنیم مطمئن باش دشمنان اسلام امام خمینی همانا که به دروغ ادعای پیروی ازانقلاب را دارند آرا را به نفع خود رقم میزنند وفرزندان من وتو باید درآینده جگرشون بسوزد تا آب رفته به جوی را برگردانند حتما به لیستی که اصلاح طلبان وطرفداران اسلام امام خمینی(خاتمی – محتشمی پوریا کروبی ورفسنجانی....) معرفی می کنند رأی بده و درکامنتها دوستان را هم تشویق کن مطمئنم حضرت زینب ومادرش از این کارما راضی می شوند وهیچ کس مثل خاتمی وسید حسن خمینی نمی تواند رهبری را کمک کند وگرد مظلومیت ازچهره مادرش زهرا وزینب بردارد.بیا تا اربعینی باشیم بیا تا به آنها که دیروز گفتند زینب خارجی است و ازخط پیغمبر خارج شده وامروز بر امام و خامنه ای وخاتمی وسید حسن خمینی دروغ میبندند وتهمت می زنند ومی گویند ازخط خمینی‌ عزیز ورسول الله و حسین وزینب خارج شده اند با رأیمان بفهمانیم که درجهل مرکبند آنکس که نداند ونداندکه نداند /درجهل مرکب ابد الدهر بماند آیکا ، خواهرم ، بیا حیا نکنیم ، بیا شرفمان را به پای فرزندان فاطمه وبرادران زینب بریزیم بیا تا غبار از رخ زینب بزداییم ، بیا تا برقلب صبور زینب سلام کنیم .السلام علی قلب صبور زینب . زمان ومکان درسفرمعنوی نیست زینب صدای ما را می شنود و رفتار ما را می نگرد و حرکات دست ما روی کیبورد را می بیند وبرما نظر دارد .بیا تا دل زینب را نشکنیم ، بیا تا دل زینب را نسوزانیم ، بیا چون حبیب ابن مظاهر به زینب بگوئیم ما که به هل من ناصرینصرنی حسین پاسخ گفته ایم تا آخر با شما می‌ مانیم ، بیا تا با رأی ما وماندن ما زینب بگوید خدایا شکر، خدایا شکر ودلش آرام شود واطمینان قلبی چون ابراهیم بت شکن پیدا کند و دعاگوی‌ما باشد خواهرم .

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

بازگشت به خمینی ها ( امام خمینی - سید مصطفی - سید احمد - سید حسن )

بازگشت به خمینی‌ها - محمد قوچانی یادداشت سردبیر موج هجوم به سیدحسن خمینی چه زود آغاز شد و چه زود به پایان رسید: زود آغاز شد؛ پیش از آنکه «یادگار امام خمینی» قدم به حوزه قدرت گذارد و سودای سیاست کند و خیال دولت در سر بپروراند. پیش از آنکه نواده‌ نظریه‌پرداز ولایت فقیه به درخواست همفکران خود پاسخ گوید و قصد حضور در مجلس خبرگان رهبری کند و به نجوا در گوش او ندای بررسی صلاحیت در دهند و در اجتهاد دانش‌آموخته فاضل حوزه علمیه قم شک و شبهه کنند و خط و نشانه نشان دهند. پیش از آنکه زاده خانواده خمینی رازهایش را بازگوید و بگوید که پس از دیدار او با اصلاح‌طلبان چه لحظه‌های تلخی میان زاده امام و برخی مدرسین قوم درگرفت و او گر گرفت. همان‌گونه که سال‌ها پیش بزرگ‌خاندان خمینی دلش از این قوم گرفت و نامه را دشنام‌نامه نام نهاد. پیش از آنکه سیدحسن خمینی افق افکارش را روشن کند تا روشن شود که خمینی بودن متفاوت بودن است نه همرنگ جماعت شدن. همچنان که امام خمینی در اوج سکوت مرد دیگری بود و سکوتش نه نشان رضا که نماد اعتراض بود از 15 خرداد تا 22 بهمن و همان روزها و سال‌ها که همه فکر می‌کردند با افزایش قیمت نفت و رشد طبقه متوسط و نفوذ تجدد و حمایت آمریکا نام خمینی فراموش شده، امام سرگرم عظیم‌ترین پروژه عمر خویش بود و ناگهان خمینی... . اینک سیدحسن فرزند همان خمینی است با همان خلق و خوی؛ سکوتش علامت رضا نیست هرچند که خروشش هم نشانه گسستن نیست. اما چه زود حمله را آغاز کردند که به گمان خود این صدا را در نطفه خاموش کنند. چند دیدار (با سران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب اعتماد ملی و جبهه مشارکت ایران اسلامی) و چند گفتار (با روزنامه هم‌میهن و هفته‌نامه شهروند) کافی بود تا کاسه صبر کسانی که «اصول»‌شان «قدرت» است و اصول‌گرایی را اسم شب اقتدارگرایی ساخته‌اند به سیدحسن خمینی حمله‌ور شوند. علت روشن است: جمهوری اسلامی ایران از آغاز براساس توازنی میان دو جناح سیاسی چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصولگرا و... اداره شده است. جناح چپ/ اصلاح‌طلب از آغاز، مشروعیت خود را از آرا و افکار امام خمینی می‌گرفت و به دلیل همین نزدیکی سیاسی و فکری گاه پیروزی (مجلس سوم) و گاه ناکامی (مجلس چهارم) را تجربه کرده که هر دوی آنها به جز رای مردم (که با مشارکت خود سرنوشت جناح‌های سیاسی را رقم می‌زنند) نسبت مستقیمی با حضور و حیات امام داشت که امکان حضور این جناح سیاسی را در عرصه رقابت فراهم می‌آورد. با حمایت امام خمینی بود که اکثریت چپ‌گرای مجلس سوم مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت حتی اگر حمایت ضمنی ایشان از گفتمان این جناح را عامل اقبال مردم به ایشان ندانیم. به همین علت است که جناح چپ تا مدت‌ها خود را جناح خط امام می‌خواند که طیفی از دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا تا رهبران روحانی مجمع روحانیون مبارز را در بر می‌گرفت. در طیف مقابل جناح راست، اصولگرا (که گاه محافظه‌کار هم خوانده شده‌اند) گرچه رهبری امام خمینی و نظریه ولایت‌فقیه را قبول داشتند اما به نوعی «رهبری جمعی و گروهی» روحانیت اعتقاد داشتند و از سوی دیگر ترجیح می‌دادند در پویایی فقه احتیاط کنند و پیوند خود با فقه سنتی را حفظ کنند. هوشمندی سیاسی آیت‌الله خمینی البته همواره مانع از آن می‌شد که این جناح پیوند خود را با رهبر انقلاب بگسلد. در شرایطی که مرزبندی امام خمینی با سران این جناح روشن بود و با حمایت ایشان دولت، مجلس و دادگستری از دسترس آنان دور بود، امام اقتدار نسبی شورای نگهبان و اعتبار کلی جامعه مدرسین را محترم می‌داشت و حتی برخی از سران راستگرایان را که از راهیابی به پارلمان بی‌نصیب مانده بودند به عضویت در شورای نگهبان منصوب کردند و این همان اصل کثرت در عین وحدت است که سیدحسن خمینی از آن یاد کرده است و نه‌تنها در ایران که در ساختار اکثریت دموکراسی‌های باثبات جهان بخصوص انگلیس و آمریکا مشابه آن وجود دارد. ایجاد نظام دوقطبی نوعی کثرت‌گرایی کنترل شده را ایجاد می‌کند که هم مانع از اقتدارگرایی حکومت می‌شود و هم از هرج و مرج سیاسی جلوگیری می‌کند و در واقع به نوعی آزادی را مهندسی می‌کند. بدیهی است چنین نظمی تا زمانی که ریشه در واقعیت‌های اجتماعی نداشته باشد تنها نوعی بازی سیاسی به حساب می‌‌آید چنان که محمدرضا پهلوی پس از مدتی بازی نظام ظاهرا دوحزبی (مردم/ ایران نوین) آن را در حزبی یگانه (رستاخیز) منحل کرد. اما دوگانه روحانیون/ روحانیت که به تدریج به دوگانه بزرگتر اصلاح‌طلب/محافظه‌کار یا اصولگرا تبدیل شد تنها نوعی بازی سیاسی نبود. این دو جناح اختلاف‌نظرهای جدی نظری، فقهی و تاریخی داشتند و پایگاه متفاوت اجتماعی، طبقاتی و شهری را نمایندگی می‌کردند. با درگذشت امام خمینی این نظم دوقطبی برهم خورد. در آغاز تنها یک حذف سیاسی صورت گرفت: راستگرایان اسلامی مجاری رقابت چپ‌‌گرایان اسلامی را مسدود کردند و منافذ آن را بستند و بر هر سه قوه حاکمه، حاکم شدند. چپ اسلامی (که با پرچم خط امام مبارزه می‌کرد) سعی کرد با یادآوری علاقه امام به خود و براساس «گذشته» مشروعیت حکومتی خود را حفظ کند و در درون قدرت باقی بماند؛ گفتمانی که آشکارا فاقد قدرت اقناع حاکمان و حتی افکار عمومی بود و چه بسا حتی اگر رد صلاحیت گسترده چپ‌گرایان در مجلس چهارم هم نبود کرسی چندانی به دست آنان نمی‌افتاد چراکه راست‌گرایان هم برای مردم حرف‌های تازه‌تری داشتند و هم با توصیف خود به پیروان خط رهبری بر بحران عدم التزام به ولایت فقیه در دهه 60 فائق می‌آمدند و حتی با اعلام این موضع که پیروی از امام در زمان حاضر پیروی از رهبری است خود را پیشروتر از چپ‌گرایان نشان می‌دادند. موضعی که ریشه در آموزه سنتی تقلید از مرجع زنده در فقه شیعه دارد. چپ‌گرایان در دوره حذف اما سعی کردند به‌تدریج منابع تازه‌ای برای مشروعیت خود بجویند. در اینجا تفکیک میان دو نوع مشروعیت ضروری است؛ «مشروعیت مشارکت» و «مشروعیت رقابت». مقصود از «مشروعیت مشارکت» مشروعیتی است که مردم با آرای خود به احزاب سیاسی یا رجال و سران آنان اعطا می‌کنند (و معمولا مشروعیت را مترادف با این معنا می‌گیرند) و «مشروعیت رقابت» آن مشروعیتی است که نخبگان حکومتی یا نهاد بوروکراتیک قدرت برای رجال و احزاب سیاسی به رسمیت می‌شناسد و آنان را مجاز به ورود به عرصه رقابت می‌سازد. گرچه این نوع مشروعیت در دولت‌های کمترتوسعه‌یافته بیشتر و مهمتر از مشروعیت نوع اول خودنمایی می‌کند اما نظام‌های سیاسی توسعه‌یافته و دموکراتیک مانند ایالات متحده آمریکا و دولت‌های متحد اروپا هم به شیوه‌ای پنهان و نهان ملتزم به چنین مشروعیتی هستند. در واقع اگر نهاد شورای نگهبان در ایران تشخیص‌دهنده مشروعیت رقابت احزاب است عقل منفصل احزاب سیاسی در اروپا و آمریکا چنین وظیفه‌ای را برعهده دارد و آن را نه مانند ایران عریان و خشن که نهان و لطیف اعمال می‌کند. همان عقل منفصلی که مانع از تبدیل دو حزب عمده آمریکا به سه یا چند حزب می‌شود یا بصورت آرای الکترال در انتخابات سال 2000 جورج‌بوش را بر ال‌گور برتری می‌دهد. بدیهی است صورت انتصابی و مادام‌العمر ناظران انتخابات در ایران قابل مقایسه با کنوانسیون‌های انتخابی و مقطعی گزینش نامزدهای انتخاباتی در آمریکا و اروپا نیست اما هر نظم سیاسی به میزان پیشرفت و توسعه‌یافتگی خود تنها نهادهای کنترل‌کننده را مترقی‌تر می‌سازد نه اینکه آن را نادیده بگیرد چنان که در دموکراسی‌های جوانی مانند ایتالیای مدرن با چیرگی کثرت‌گرایی بر وحدت‌گرایی عملا مفهوم ثبات سیاسی از دست رفته است و قدرت نهادهای مافیایی فزونی گرفته است. جناح چپ اسلامی که بتدریج بر خود نام اصلاح‌طلب می‌نهاد در دهه 70 و در غیاب رهبری کاریزماتیک آیت‌الله خمینی توجه بیشتری به مشروعیت مشارکت کرد و در مقطعی (نیمه دهه 70 پس از انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاست جمهوری) توانست به مدد مشروعیت ناشی از 20 میلیون رای مردم اجازه ورود تمام‌قد به رقابت‌های مجلس ششم را بیابد. اما سرخوشی ناشی از چند پیروزی پیاپی سبب شد چپ‌گرایان اسلامی/ اصلاح‌طلبان دینی بتدریج از هویت تاریخی خود غافل شوند و یکسره «مشروعیت رقابت» را فراموش کنند. آنان که از مشروعیت کاریزماتیک به مشروعیت قانونی عبور کرده بودند تنها معنای مشروعیت را در مشارکت می‌جستند و از این واقعیت که قواعد رقابت در ایران ملهم از قوانین مشارکت نیست غفلت و شاید تغافل ورزیدند. این در حالی است که در ایران نه‌تنها مشروعیت رقابت از مشروعیت مشارکت نیست بلکه در عمل برای جلب هر نوع مشارکتی باید اجازه رقابت یافت. تجربه نهضت آزادی ایران و دیگر گروه‌های ملی- مذهبی نمونه خوبی برای بررسی این واقعیت است: تا زمانی که این احزاب ولو به صورت حداقلی در قدرت مشارکت می‌کردند و اجازه رقابت می‌یافتند قادر به جذب مشارکت مردم بودند اما سال‌های دوری از قدرت در جامعه‌ای که همه نهادهای عمومی آن دولتی است و افکار عمومی نیز تابع این نهادهای دولتی است سبب شد نامزدهای نهضت آزادی در دوره دوم انتخابات شوراها با واقعیت ناشناختگی افکار عمومی مواجه شوند که بیشترین رای‌ها را به مشهورترین چهره‌های رسانه‌ای یا آرای سازمان‌یافته حاکمیتی می‌دهند. از سوی دیگر احزاب سیاسی ایران به دلیل رشد کردن در شوره‌زار دولت و برآمدن از بسترهای دولت فاقد رابطه اندام‌وار با جامعه هستند که بتوانند در دوره دوری از دولت چنان نهادهای مدنی و بخش خصوصی را در اختیار بگیرند که همچنان امکان (مشروعیت) رقابت را حفظ کنند. ترکیبی از این واقعیت‌ها سبب شده است از زمان شکست اصلاح‌طلبان در سال 1384 به‌طور عام و در سال اخیر به‌طور خاص اصلاح‌طلبان بار دیگر به گذشته تاریخی و هویتی خود مراجعه کنند و با واقع‌گرایی از آرمان‌گرایی فاصله گیرند و همزمان با تلاش برای جلب مشروعیت از طریق مشارکت اجتماعی سعی کنند مشروعیت رقابت سیاسی را نیز از دست ندهند. افزایش مراجعه آنان به سیدحسن خمینی به عنوان یک نماد سیاسی و فکری مهم‌ترین نشانه‌ این راهبرد اصلاح‌طلبانه است و سیدحسن خمینی نیز که همواره نشان داده موقعیتی فراتر از مقام فعلی خود در تولیت حرم امام خمینی دارد ضمن تنبه اصلاح‌طلبان به غفلت چندین ساله خود از میراث امام خمینی سعی کرده است بخشی از ظرفیت‌های به‌غایت اصلاح‌طلبانه خود را نشان دهد. مهم‌ترین این ظرفیت‌ها عبارتند از تاکید او بر این نکته که امام خمینی یک مکتب است که در آن می‌توان اجتهاد کرد و نه الزاما تقلید که تقلید سیاسی از نظر ایشان ناصواب است و تاکیداتی که اخیرا در گفت‌وگو با شهروند امروز به آن اشاره کرده‌اند مانند: مخالفت با نظامی‌گری در عرصه سیاست‌ورزی، کثرت‌گرایی در عین وحدت‌گرایی، مشورت و مشارکت نخبگان در حکومت و پرهیز از عوام‌سالاری و خرافه‌گرایی بخصوص در شریعت و اصالت بخشیدن به عقلانیت. بدین‌ترتیب روشن است که هم اصلاح‌طلبان و هم یادگار امام خمینی به خوبی ضرورت‌های زمان و دیالکتیک سیاست‌ورزی میان خود را پذیرفته‌اند. رجوع به سیدحسن خمینی برای اصلاح‌طلبان بازگشت به هویت است از نگاه چپ‌گرایان سابق و اصلاح‌طلبان امروز، اما رجعت یا ارتجاع نیست. چه سیدحسن خمینی اجتهاداتی کاملا مستقل در شأن یک مجتهد دارد. او حتی خود را تنها مفسر آرای امام نمی‌داند و ترجیح می‌دهد باب تفسیر و اجتهاد در این باب باز باشد و گرچه بی‌گمان نمی‌تواند خویش را از این سیره جدا کند (و نباید هم بکند) اما مقام خود را در مکتب امام خمینی مقام مجتهد می‌بیند نه مقلد که چه‌بسا اگر امام خمینی همچنان در حیات بود خود متفاوت از آن گذشته عمل می‌کرد و متناسب با مقتضیات زمان و مکان اجتهاد می‌کرد. سیدحسن خمینی در این جایگاه حتی از پدرش مرحوم سیداحمد خمینی نیز گامی به پیش رفته است. آن مرحوم در درجه اول مشاور و نماینده امام بود و تفاسیر و تعابیری که در باب حاجب بودن ایشان بر زبان مخالفان جاری می‌شد مانع از آن می‌شد که مرحوم سید احمد خمینی به کار مستقل سیاسی بپردازند و به نوعی مرحوم سیداحمد خود را در مرحوم امام منحل ساخته بود. به روایت هاشمی‌رفسنجانی امام نه‌تنها با نخست‌وزیری سید احمد خمینی مخالفت کردند بلکه با عضویت ایشان در حزب جمهوری اسلامی هم مخالف بودند و پس از تنها یک جلسه شرکت در شورای حزب دستور به خروج فرزند از آن دادند. سیداحمد خمینی حتی به دلیل وضع جسمانی امام و موقعیت سیاسی ایشان به جای قم در تهران مستقر شد و به جای درس منظم حوزوی و طلبگی حیات خود را منحصر در فعالیت سیاسی و حکومتی از نوع مشاوره و نمایندگی امام خمینی کرد و سال‌های زندگی وی پس از امام نیز به همین منوال در دوری از قدرت و حتی آن مشورت‌ها گذشت و عصر سکوت نام گرفت. اما سیدحسن خمینی ضمن اتصاف به عنوان یادگار امام این موقعیت تاریخی را یافته است که در غیاب امام یک حوزوی تمام‌عیار و سیاسی مستقل باشد. چند روزی را در قم و چند روزی را در تهران بگذراند که این دو شهر هر یک نمادی از دو امکان مهم سیاسی و دینی است که در اختیار او قرار گرفته و سیدحسن خمینی به زیرکی و خردمندی از آن بهره می‌برد. از سوی دیگر سیدحسن خمینی در شرایطی نقش تاریخی خود را ایفا می‌کند که اصلاح‌طلبان در بحرانی‌ترین موقعیت سیاسی و حکومتی خود قرار گرفته‌اند. آنان هیچ‌گاه چنین از هسته قدرت دور نبوده‌اند. اگر روزی ناز و غمزه سیاسی آنان چنان خریدار داشت که حکومت از ایشان می‌خواست حتما در رقابت شرکت کنند تا بدان مشروعیت بخشند اکنون حکومت در چنان موقعیتی است یا احساس می‌کند در چنان وضعیتی است که چنین درخواستی را از ایشان نکند. اگر در گذشته گفته می‌شد چنانچه چپ در انتخابات شرکت نکند حکومت خود چپ‌آفرین خواهد شد امروز آن چپ حکومتی آفریده شده و دوقطبی اطمینان‌بخش رقابت برای حکومت شکل گرفته است تا نیازی به چپی که پشت به حکومت کرده، نباشد. رجوع به سیدحسن خمینی به عنوان نماد نامی که یادآور موجودیت نظام جمهوری اسلامی است مهم‌ترین مانع در راه تحقق این پروژه است و شاید از معدود راه‌هایی است که می‌تواند دوقطبی جناح‌های سیاسی را در چارچوب جمهوری اسلامی حفظ کند. نکته جالب توجه اما آنکه برخی می‌کوشند نسبت میان سیدحسن خمینی و امام خمینی را تنها نسبتی خویشاوندی و موروثی بدانند و آن را فاقد اصالت فکری قلمداد کنند و نکته جالب‌تر آن که دو گروه کاملا متضاد به این باور دامن می‌زنند؛ اول اولترااصول‌گرایانی که یک عمر سیدحسن را تنها متولی حرم امام خوانده و چون او را مجتهدی مستقل دریافته‌اند چنین تخفیف‌هایی در حق او روا می‌دارند و دیگر اولترااصلاح‌طلبانی که گمان می‌کنند هرگونه همنامی در عالم سیاست مخالف جمهوریخواهی است که اصل را بر شایستگی فردی انسان‌ها می‌گذارد و نه ویژگی‌های خانوادگی افراد. اینان از یاد برده‌اند که حتی در ایالات متحده آمریکا از خانواده کندی بودن یک امتیاز برای دموکرات‌ها به حساب می‌آید که باراک اوباما به حمایت کندی‌ها از خود افتخار می‌کند و می‌کوشد حاکمیت تکراری «بوش‌ها- کلینتون‌ها» را با کندی سیاه پایان دهد. اینان از یاد برده‌اند که اصلی‌‌ترین حامیان بزرگترین دموکراسی جهان؛ هندوستان، گاندی‌‌ها هستند و اصلی‌ترین حامیان بزرگترین دموکراسی جهان اسلام؛ پاکستان، بوتوها هستند و از یاد برده‌اند که چه بخواهیم و چه نخواهیم هنوز خانواده نهادی مهم در عرصه سیاست است و آقازاده‌ها (بخصوص اگر کندی و گاندی و بوتو باشند) می‌توانند جمهوریخواه باشند نه سلطنت‌طلب آنچنانکه شاهزاده‌ها بودند و تنها به ارث بردن از پدران خود اکتفا می‌کردند و سعی در کسب فضایل سیاسی نمی‌کردند و از این آقازاده‌های اصلاح‌طلب و جمهوریخواه که می‌توانند به دموکراسی‌ها هم مشروعیت مشارکتی دهند و هم مشروعیت رقابتی در میان نسل انقلاب اسلامی اندک نیستند و اگر امروز اصولگرایان علی مطهری را نامزد انتخابات پارلمانی می‌کنند چه ایراد داشت که اصلاح‌طلبان هم به علیرضا بهشتی مراجعه می‌کردند و درمی‌یافتند که هنوز نسل انقلاب چه رویش‌ها که ندارد اگر ریزش‌ها بسیار هم دارد. موج هجوم به سیدحسن خمینی اما زود هم تمام شد. مهاجمان اولیه ناشیانی بودند که به ارائه چهره‌ای مصلح و منتقد از سیدحسن خمینی یاری رساندند. عقلا اما در پس پرده نشسته بودند که این هجوم ناشیانه را اگر هم لازم می‌دانستند اما ادامه آن را مضر می‌شمردند و از این‌رو به سرعت خود را در مقام مدعی نشاندند و بدون اشاره به اینکه آنان خود در زمره آغازگران این راه بودند و با توجه به معذوریت سیدحسن خمینی از بیان رنج‌ها و رازها زیرکانه در صف مدافعان یادگار امام درآمدند تا پیش از آنچه رخ داده سیدحسن خمینی را به سوی یک جناح سیاسی خاص سوق ندهند. فارغ از زیرکی‌های اهل سیاست اما همین اقدام خود گامی به پیش است. اصلاح‌طلبان هرگز نباید یادگار امام خمینی را به نفع یک جناح سیاسی مصادره کنند که البته سیدحسن خمینی هم هوشمندتر از آن است که چنین در ظرف یک گروه سیاسی قرار گیرد. جایگاه او جایگاه داوری است و داوری عادلانه با مبانی سیدحسن خمینی در هر صورت یک اقدام مصلحانه است حتی اگر نام آن را اصلاح‌طلبی نگذاری. احیای نقش تاریخی خمینی‌ها کمترین رهاورد گفتارهای اخیر سیدحسن خمینی بود؛ نقشی که در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران و تقویت گرایش‌های جمهوریخواهانه آن ضروری است. اصلاح‌طلبان زمانی پرچمدار مبارزه با آقازاده‌ها در عرصه ثروت‌اندوزی بودند اکنون اما باید پرچم دیگری در دست گرفت. پرچم دفاع از آقازاده‌هایی که مدافع آزادی و جمهوری هستند. به همان نسبت که حضور آقازاده‌ها در فعالیت‌های اقتصادی مفسده‌آمیز است حضور آنان در فعالیت‌های سیاسی برکت‌آمیز است تنها به شرط آنکه جمهوریخواه باشند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

مصاحبه سید حسن خمینی با مجله شهروند امروز

گفت‌وگوی شهروند امروز با سیدحسن سیدحسن خمینی اگر روحانی نبود قطعا روزنامه‌نگار می‌شد؛ این فقط یک حدس نیست. خودش در حاشیه مصاحبه با شهروندامروز می‌گوید و اصولا بخش عمده‌ای از حاشیه گفت‌وگوی شهروندامروز با حاج سیدحسن‌آقا به موضوعات ژورنالیستی می‌گذرد؛ اینکه چرا کاغذ مجله را عوض کردید؟ چرا سردبیر سرمقاله نمی‌نویسد؟ خودتان می‌رسید این همه صفحه را بخوانید؟ حتی استنادات حاج حسن هم به مطبوعات است: از ستون طنز صفحه آخر روزنامه اعتمادملی تا مقاله جدی یکی از اصلاح‌طلبان در روزنامه هم‌میهن... در مجموع سیدحسن خمینی تنها اهل فقه و اصول و سیاست و شریعت نیست اهل تاریخ و کلام و رسانه و فلسفه هم هست. این دومین گفت‌وگویی است که با شبیه‌ترین عضو خانواده حضرت امام به آن مرحوم انجام می‌دهیم. گفت‌وگوی اول در سالگرد درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران: 14 خردادماه امسال در روزنامه هم‌میهن انجام شد و اینک در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران گفت‌وگوی دوم را می‌خوانید. در آغاز سعی داشتیم با طرح موضوعی نظری به مبانی تئوریک حکومت دینی بپردازیم. اما خود حاج سیدحسن‌آقا باب بحث مهم‌تری را گشود که به نظر می‌رسد دغدغه جدی یادگار امام در زمان حاضر باشد و آن آسیب‌ها و آفت‌هایی است که ممکن است انقلاب اسلامی ایران را تهدید کند. قبول داریم که روال گفت‌وگو چندان جدلی و چالشی نیست چرا که حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی چندان دقیق و خطابه‌وار آفت‌ها و آسیب‌های انقلاب را سرشماری و احصا کرده بود که دلمان نیامد حرف‌های ایشان را قطع کنیم. در واقع تکنیک مصاحبه در اینجا مغلوب محتوای دلپذیر گفت‌وگو شد. هرچه باشد طرف گفت‌وگوی ما خود علاقه‌مند به روزنامه‌نگاری بود. ***** در آستانه سی‌‌سالگی حکومت دینی به سر می‌بریم. از نظر حضرتعالی چه راه‌هایی درست پیموده شده و کدامین روش‌ها و منش‌ها نادرست بوده است؟ آسیب‌شناسی کارنامه حکومت 30 ساله جمهوری اسلامی چگونه است؟ به دو گونه می‌توان به این پرسش پاسخ داد: یکی اینکه چه آسیب‌هایی را برای حکومت دینی می‌توان تصور کرد و دوم اینکه کدام یک از این آسیب‌ها متحقق شده است. اولین و مهمترین آسیبی را که می‌توان بر سیر حکومت 30 ساله اسلامی متصور شد، چیست؟ اولین رکن جمهوری اسلامی اتکال به خداست؛ یعنی پذیرش مبدا قانونگذاری که فعال مایشاء است. این رکن در دل نیروهای انقلاب نور و شوری را ایجاد می‌کند که آنها بیش از «من» به «خدا» می‌اندیشند؛ نماد این مساله، «شهید حسین فهمیده» است که نارنجک به خود می‌بندد و زیر تانک می‌رود. در حالی که در انقلاب‌های دیگر به جای این رکن، ایدئولوژی، حزب، وطن و... قرار می‌گیرد. در این مقطع، «نفسانیت» از بین می‌رود. انهدام نفسانیت، رمز بزرگی در توفیق انقلاب اسلامی بوده است. پس از انقلاب اسلامی، به‌صورت مثال این مساله در وجود «مرحوم آیت‌الله طالقانی» بسیار روشن است. اگر «منیت‌ها» در ایشان قوی بود، به‌ظن قوی می‌توانستند مشکلاتی را برای امام ایجاد کنند؛ البته سدی بر سر راه رهبری انقلاب نمی‌توانستند ایجاد کنند ولی می‌توانستند برای مسیر انقلاب مشکل‌ساز شوند. مرحوم طالقانی با توجه به باور دینی نیرومندی، نفسانیت خود را نمی‌بیند، اگرچه گلایه‌هایی داشت، اما پس از دیدار با امام، سخنرانی معروفی در دفاع از انقلاب و امام انجام می‌دهند. هر آفتی به این نقطه بر‌خورد کند، موتور محرکه انقلاب یا حکومت اسلامی را کند می‌کند. البته این مساله فقط مختص انقلاب ما نیست، بلکه انقلاب‌های دیگر و حتی صدر اسلام هم اینگونه بوده است. نیروهای اولیه انقلاب به دنبال «من» نبوده‌اند آنها به فدا کردن خویش در راه آرمان مقدس می‌اندیشیدند، اما به مرور یا حطام دنیا یا قدرت می‌آید و راهزن می‌شود. آرام‌آرام «من»، زندگی من، رفیق من یا جناح من برای نیروهای انقلابی در جایگاه ارزش‌ها و در جایگاه خدا می‌نشیند. اکنون آیا این اتفاق در بستر جامعه و حکومت محقق شده است؟ بله، در توده جامعه- مختص فقط مسوولان نیست- این حس ندیدن «من» و انهدام «نفسانیت» از بین رفته است. در برخی نظرسنجی‌ها هم می‌توان این مساله را دید که افراد بیشتر به دنبال منافع خود هستند. اگر نگوییم صددرصد، لااقل نسبت به دهه آغازین حکومت جمهوری اسلامی این مساله بسیار کمرنگ‌تر شده است. این نگاه شما در مقابل فردگرایی و مخالفت با منافع تک‌تک افراد جامعه، وجه تمایز آن با نگاه سوسیالیستی چیست؟ در حالی که همواره در فقه بر منافع فرد تاکید شده است و اصولا مخاطب رساله‌های عملیه فردیت مومنان است و از سوی دیگر مقام «فناء فی‌الله» هم در عرفان اسلامی مورد تاکیدش قرار گرفته است. نسبت سخن شما با این نگاه‌ها چیست؟ در نظام لیبرالیستی اصل بر فردیت انسان‌ها است و حتی دولت‌ها باید به سمت کوچکتر شدن حرکت کنند. حتی در لیبرال دموکراسی، دموکراسی در قلمرو محدود نشدن آزادی‌ها و ارزش‌های لیبرالیسم پذیرفته می‌شود. در مقابل سوسیالیست‌‌ها هستند که همه چیز را در مقام جامعه و حزب می‌بینند و حتی هیچ ارزشی ندارد که افراد به ماهو (جزء‌جزء) افراد از بین بروند تا اینکه کل باقی بماند، یعنی تفکر ام‌القرایی در آنجا حاکم می‌شود. مراد بنده نه هنجارهای نظام لیبرالی است و نه ارزش‌های جامعه سوسیالیسی. بحث بنده بیشتر به «نفسانیت» بازمی‌گردد که می‌تواند در مقابل «نفسانیت» فردی قرار گیرد. مرادم از نفسانیت، هر چیز غیر خداست. ممکن است که گاهی یک حزب یا یک جامعه با هر مرام و اندیشه‌ای مساله‌ای را برای غیرخدا بخواهد. از این‌رو، موضوع بحث بنده نیز «اتکال به خداوند» است یا به تعبیر امام(ره) «انگیزه الهی». حال چگونه می‌توان این نفسانیت را ارزیابی کرد؟ نفسانیت معیاری دارد، خط‌کش و ملاک و مناط آن شهودی است. همه با مراجعه به نفس خودشان آن را می‌یابند. فردی ممکن است که سخنانی‌ در تهییج مردم به نفع جمع ایراد کند، اما زاییده نفسانیت‌اش باشد یا این تهییج را به سمت یک فعالیت اقتصادی سوق دهد، ولی در مسیر نفسانیت نباشد. در دهه آغازین انقلاب، آن مساله‌ای که پررنگ است، همین مخالفت با نفسانیت است؛ یعنی در انگیزه نیروهای انقلاب، یک انگیزه الهی به چشم می‌‌خورد، البته گاهی این مساله به صورت صوری درمی‌آید. به عنوان نمونه آغاز هر سخنرانی، ولو درباره یک اپیدمی، با قرائت یک آیه از قرآن همراه می‌شود. اگرچه این مساله از دیدگاه ما، گاهی افراطی شده، اما نفس این حرکت که پدیدآورنده انقلاب بوده، یک انگیزه الهی داشت و اساسا شاید بتوان گفت ایجاد انقلاب، جز با نفی «من» و با فداکاری ممکن نیست. البته این فداکاری در انقلاب اسلامی، برای خداست و در انقلاب سوسیالیستی با مرام تحقق کمونیسم و در انقلاب دیگر با هدف تحقق دیگر. پس غلبه فرد بر جامعه یا جامعه بر فرد نبوده؛ خداوند ملاک است؟ ممکن است برخی سوسیالیستی می‌اندیشیدند و در همان مقطع، گروه‌هایی فردگرا بودند. اما در عین حال در هر دو جریان و یا اگر جریانات دیگری هم بودند، باز عنصر نفسانیت کمرنگ بود. لبته یادمان باشد که فردگرایی در آن مقطع بیشتر از آن کسانی بوده است که اکنون به عنوان «راست سنتی» شناخته می‌شوند و بر فقه سنتی تاکید می‌کردند و همچنین از آن برخی افراد که از آنها به عنوان «لیبرالی» یاد می‌شد. اما در دو طرف، یک حس الهی مشهوده بوده است. به هر حال مهم، فردگرایی لیبرال یا جمع‌گرایی سوسیال نیست، بلکه مهم نفی نفسانیت است. نفسانیت هم با فردگرایی و هم با جمع‌گرایی قابل جمع است. پس «نفسانیت» از چه زمانی در جامعه و حکومت ظهور و بروز کرد؟ پس از دوران دفاع مقدس، یک بازخورد اجتماعی شکل گرفت و عده‌ای خیال کردند، عقب افتاده‌اند، لذا به دنبال ثروت افتادند و از سوی دیگر «قدرت» برای برخی شیرین و به یک «اصل» مبدل شد. یعنی این اتفاق، پس از پایان جنگ شکل گرفته است؟ شاید نمود آن پس از جنگ است. بنده نمی‌خواهم بگویم که علت بروز این مساله جنگ است یا نیست؛ بلکه جنگ پایان یک پارادایم در جامعه ماست که آغاز سازندگی، شاید پارادایم دیگری را می‌طلبید. این پارادایم روح و سنت ده‌ساله را تغییر داد. البته نمی‌گویم که باید آن روند و روال گذشته ادامه می‌یافت، بلکه می‌توانستیم برخی تغییرات را در سرفصل گفتمان پس از جنگ ایجاد کنیم تا بروز «نفسانیت» شکل نگیرد. شاید هم این پارادایم جدید به جنگ مربوط نبود، بلکه عمر انقلاب نیازمند روح جدیدی بود تا دمیده شود. از سوی دیگر، نمی‌توان کاریزمای حضرت امام(ره) و خلأ کاریزمای پیامبرگونه ایشان را نادیده گرفت؛ چرا که برخی در این خلأ به یک دوران جدیدی اندیشیدند. کدام نمونه بارز ظهور نفسانیت و مخالفت امام با آن را می‌توان به یاد آورد و به آن اشاره کرد؟ به نظر بنده، تنبه امام به اینکه نظامی‌ها نباید در سیاست دخالت بکنند، یکی از این دغدغه‌ها و مسائل است. چون که تفاوت عنصر نظامی و سیاسی تنها در این است که نظامی تفنگ دارد. یکی از بزرگترین معیارهایی که می‌توان گفت، جامعه از راه امام خارج شده است یا نه؟! «حضور نظامیان در عرصه سیاست» است. کسانی که مدعی هستند که به امام(ره) وفادارند، باید نسبت به دستور صریح امام(ره) با تمام وجود حساسیت نشان دهند. همانطور، در زمانی که فردی مدعی شود، ولایت از آن فقیه نیست، همه باید بگویند، در اندیشه امام هست و نسبت به این موضع حساسیت نشان ‌دهند، باید در برابر «ورود نظامیان به عرصه سیاست» هم حساسیت داشته باشند. اگر اینگونه نباشد یا دروغ می‌گویند و یا دچار تناقض هستند. لذا به نظر می‌رسد، انگیزه الهی به دنبال طرد نفسانیات است و نفسانیات هم در طرد ثروت‌طلبی و قدرت‌طلبی خلاصه می‌شود. گاهی فردی 6 صبح تا 12 شب کار می‌کند، اما این فعالیت‌ها برای خداوند نیست و همین که این مساله سر زبان‌ها باشد، برایش شیرین است. یا فردی ساده‌زیست است، اما هیچ‌گاه از قدرت دست برندارد و... شاید تاکیدات امام(ره) درباره عدم حضور نظامیان در سیاست برای سال‌های جنگ بود که انرژی آنان فقط در جنگ متمرکز شود، اما حالا که جنگ پایان یافته، دیگر فضا تغییر کرده و این سخنان برای آینده نباشد. این موارد در وصیت‌نامه ایشان آمده و برای آیندگان نوشته شده است. سوال اینجاست که اگر امام حیات داشتند، با این پدیده چگونه رفتار می‌کردند؟ شما با گروهی از نظامیان روبه‌رو هستید که برای جنگ تلاش کردند و از کشور محافظت کردند. آیا اکنون با پایان جنگ فعالیت‌های آنها فقط در پادگان‌ها مختص می‌شود؟ ترک نظامی‌گری کنند و سپس وارد عرصه سیاست شوند. عدم حضور نظامیان در میدان سیاست یک معیار برای بقای جریان و اندیشه سیاسی امام است؛ برای اینکه اولا مشخص شود که چه مقدار به اندیشه‌ امام(ره) وفاداریم و ثانیا اگر عنصر نظامی می‌خواهد وارد عرصه سیاست شود، باید نظامی‌گری را فراموش کند. چراکه حضور تفنگ در عرصه سیاست یعنی پایان گفتمان سیاسی. در بحث اخلاق اجتماعی؛ آیا مردم و جامعه فقط مقصر ظهور «نفسانیت» است؟ خیر، در دوره آغاز این پارادایم جدید، خطبه‌های مفصلی خوانده شد که بازخورد تجمل‌گرایی در جامعه یافت. آن خطبه‌ها به دنبال توجه دادن مردم به خارج شدن از تظاهر به فقر بودند، اما زمانی که سخن شنیده شد، تجمل تفسیر شد. برای آغاز رویکرد اقتصادی، فعالیت بیشتر لازم است و برای فعالیت بیشتر، قطعا منافع فردی انگیزه بسیار زیادی است. به عنوان نمونه در دوره اتحاد جماهیر شوروی، لنین آمد و اجازه داشتن مزرعه‌های کوچک را داد. البته بنده منافاتی میان فعالیت برای زندگی شخصی و دریافت سرمایه و انگیزه الهی نمی‌بینم. اما در این مرحله یک نوع از نفسانیت در جامعه بروز کرد. پس بعد سیاسی نفسانیت را در حضور نظامیان در سیاست و قدرت‌طلبی آنان و بعد اقتصادی آن را در ارزش شدن ثروت‌اندوزی می‌بینید؟ بعد سیاسی آن فقط به نظامی‌ها مختص نمی‌شود، بلکه سیاسی‌ها هم در این عرصه گام برداشته‌اند. ما در زمان امام(ره) ملاحظه می‌کنیم که ایشان فرمودند اگر فردی از شما بهتر است، از سمت خودتان استعفا دهید و فردای آن روز یکی از وزرا استعفا می‌دهد. در حالی که روی سخن امام به شخص ایشان نبوده، بلکه به صورت کلی و عمومی این اظهارات را بیان کرده بودند. این اتفاق در دوره ما رخ نمی‌دهد. حتی در آغاز شکل‌گیری سپاه و شروع جنگ، برخی از سپاهیان حاضر به قبول فرماندهی نبودند؛ مسوولیت‌ها و مشکلات را می‌پذیرفتند، اما از قبول سمت و عنوان استنکاف می‌کردند. دیگر آسیبی که می‌توان در نوع سیاست‌ورزی در انقلاب اسلامی یافت چیست؟ آسیب دوم از دست رفتن «وحدت کلمه» است. البته به نظر بنده، در دوره پیدایش مجمع روحانیون یک کار بزرگ از سوی امام صورت می‌گیرد. در حالی که در انقلاب‌های دیگر نمونه‌های متفاوتی وجود دارد. به‌عنوان مثال در اتحاد جماهیر شوروی، زمانی که چرننکو قصد دارد پس از آندروپوف دبیرکل حزب شود، بعدها نوشته شد که در درون حزب بر سر این مساله به شدت اختلاف بود. نسل جوان با او مخالف بودند و پیرهای حزب حامی او. اما این اختلاف در دفتر سیاسی حزب مطرح می‌شود و وقتی می‌خواهند در مجمع عمومی حزب اعلام کنند، آقای گورباچف که رهبری مخالفان را برعهده داشت، پیشنهاد دبیرکلی را مطرح می‌کند. این در ظاهر داستان امر شیرینی است، اما حدوث چنین مساله‌ای کار را به جایی می‌رساند که اضمحلال شوروی را در پی دارد، یعنی همه چیز فدای حفظ حزب می‌شود و همه می‌گویند حفظ سیستم اقتضاء می‌کند شما سکوت کنید، اما نتیجه آن می‌شود که از درون، سیستم نابود می‌شود. چرا که مدیران سیستم، ضعف‌های خود را با بهانه حفظ سیستم و شاکله حکومت می‌پوشانند در چنین وضعی واقعیت امر، حفظ حکومت نیست، بلکه حقیقت این است که کسی علیه من سخن نگوید. به عبارت دیگر، شعار قشنگ و دل‌فریب حفظ وحدت، وسیله‌ای می‌شود برای اینکه کسی انتقاد از من نکند یا کسی نخواهد من را متهم به اشتباه کند. «پیدایش مجمع روحانیون و پذیرش اینکه ما دو جریان داریم که این دو جریان در برابر جامعه از یکدیگر انتقاد می‌کنند و در مقابل یکدیگر مواضع مستقل و متفاوتی ارائه می‌کنند؛ و این هیچ ایرادی ندارد»، یک راهکار بسیار هوشمندانه از ناحیه امام بود. اما یک مطلب را فراموش نکنند و آن اینکه امام(ره) می‌فرمایند هدف نهایی که حکومت اسلامی است، فراموش نشود. نمونه خارجی این مساله، آمریکایی‌ها هستند که بدترین تهاجم‌ها را احزاب دموکرات و جمهوریخواه نسبت به یکدیگر دارند، اما در مسائل کلان هر دو، پای وحدت منافع ملی خودشان در کنار یکدیگر می‌ایستند. ما هم در برابر ارزش‌هایی همچون حکومت اسلامی، منافع کلان ملی و تمامیت ارضی در مقابل دشمن می‌ایستم ولی در محدوده‌ای بیرون از این، باید از هم انتقاد کنیم و ضعف‌های هم را بگوییم. بنده از چنین سازوکار و رفتار سیاسی به عنوان وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت تعبیر می‌کنم. یادمان باشد که تاسیس و مشروعیت دادن به مجمع روحانیون از سوی امام(ره) در حالی صورت گرفت که برخی از سران کشور به امام گفته بودند، این مساله خطرناک است و ممکن در جبهه‌ها مشکل ایجاد کند و مردم دلسرد شوند، اما امام با توجه به اینکه «پشت سر مصلحت سنگر گرفتن» فسادآور است، بر وجود دو جناح و دو دیدگاه در کشور، تاکید کردند. البته باید این دو جناح یا چند جناح در چارجوب کلی اصل انقلاب و مبانی نظام وفادار بمانند. شما نمونه‌ای را در تایید وجود کثرت در عین وحدت مطرح کردید؛ آیا دیگر نمونه‌ها به‌ویژه از سوی برخی سنتی‌ها و عالمان دینی که به گونه‌ای دیگر از آن استقبال شد و انتقادات آنان ادامه نیافت، نمی‌تواند این باور شما را نقض کند؟ همچنین برخی شکل‌گیری مجمع روحانیون مبارز را به دلیل قرابت فکری آنان با امام و کارگزاری‌اندیشه ایشان می‌دانند، آیا پیدایش این مجموعه را با توجه به این دو مساله، می‌توان دلیلی بر تکثر دانست؟ نظر بنده این است که در درون نیروهای انقلاب باید بپذیریم که دو یا چند جریان وجود دارد و برای حفظ وحدت نیاییم از هر گونه نقد درون‌گروهی جلوگیری کنیم؛ این بدین‌معنا نیست که هر کسی هر کاری انجام دهد، مورد پذیرش است. عرض بنده این است که این مساله از حیث مفهومی پذیرفته شده بود البته در مرحله استقرار نظام. هیچ فردی نمی‌تواند بپذیرد، در زمانی که نظامی هنوز شکل نگرفته، هر فردی بتواند هر حرفی را که مخل و از بین‌رونده اصل نظام است، مطرح کند. وقتی می‌گویم تکثر، مراد کثرت مطلق نیست، بلکه کثرتی است که مقید به وحدت است. آنچه که به عنوان یکی از فروض وحدت کلمه شناخته می‌شود، کثرت در عین وحدت است. شما زمانی می‌توانید انتقاد کنید که مثالی را بیاورید که کثرت عین وحدت نباشد. اگر موردی بود، تازه آن نقض مصداقی است که ربطی به مفهوم مورد نظر بنده ندارد. امام(ره) به مفهوم کثرت عین وحدت مشروعیت بخشیده بودند، ولو اینکه بعضا در آن زمان، توسط گروهی از حاکمان مورد عنایت قرار نگرفته باشد. اثر مستقیم این مشاوره و تصمیم جمعی و کثرت سیاسی در تصمیم‌گیری حکومت چیست؟ اتفاقا می‌خواستم در بحث سوم آسیب‌شناسی انقلاب و حکومت اسلام به آن اشاره کنم. بحث سوم «تشخیص درست موقعیت زمان» است. تشخیص میان اینکه زمان، زمان جنگ است یا صلح، بزنگاه پیروزی است یا نه. ممکن است تمامی عوامل باشند، اما یک لحظه، یک تشخیص اشتباه به بحرانی بینجامد. مثال‌های معروفی در این باره وجود دارد؛ مثلا اگر «قوام» آن اعلامیه معروف «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» نمی‌نوشت، حوادث بعدی اینگونه نمی‌شد. آقای سیدحسن مدرس که یکی از افراد مورد عنایت امام است، یکی از نمونه‌های مسلط به اهرم تشخیص درست موقعیت است، ذکاوت‌هایی دارد که کمتر در دیگران شاهد آن هستیم. گاهی متاسفانه در رفتار متدینین ما «ساده‌اندیشی» جلوه‌گر است. لذا بنده معتقدم که اگر دو چیز در یک جا جمع شوند، دنیا را تکان می‌دهد؛ یکی عقل و دیگری دین. اگر دینداری عاقل بود، منشا تحول بسیار بزرگی خواهد بود. تاریخ ایران پر از انسان‌هایی با ایمان بالا و اقبال‌های مردمی است که تشخیص‌های نادرستی داشته‌اند. این مساله نشان از مشکل عدم شور و مشورت در سیستم‌های حکومتی ماست که امور به تصمیمات فردی می‌انجامد. بدین‌سان؛ می‌توان به تشخیص درست قوام‌السلطنه در سال 1325 که با برگه‌های آمریکایی‌ها بازی کرد و توانست آذربایجان را بازگرداند و یا تشخیص نادرست مصدق، در فاصله 25 تا 28 مرداد 32 و «فاطمی»، در نوشتن آن مقاله تند علیه شاه و راهپیمایی حزب توده با پرچم‌های سرخ و همچنین تشخیص درست امام(ره) در اعلام حضور مردم در 21 بهمن 57 در خیابان‌ها اشاره کرد، اینها می‌تواند نمونه‌هایی از تشخیص‌های درست یا نادرست موقعیت در تاریخ ایران باشد. یعنی به راحتی می‌توان به درستی یا نادرستی تشخیص شخصیت‌های تاریخی اشاره کرد؟ البته تجربه بسیار مهم است: «خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد» حادثه‌های تاریخی را نمی‌توان به عقب بازگرداند، اما باید منصفانه و همه‌جانبه و با توجه به زمان صدور آن حادثه به رویدادهای تاریخی نگریست. به عنوان مثال بنده و شما روی درختی نشسته‌ایم، بادی می‌آید، از نظر قواعد عقلی این درخت با این باد می‌شکند، حال چه باید کرد؟! اگر از درخت بپریم، دست‌مان می‌شکند و اگر درخت بشکند و بالای آن بوده باشیم، می‌میریم. بنده می‌پرم و شما نمی‌پرید، از قضا درخت نمی‌شکند، دست من شکسته می‌شود ولی مشکلی برای شما اتفاق نیفتاده است. از نظر بنده، حتی با این وجود، تصمیم شما اشتباه بوده و حق با بنده است. عمل درست، عملی است که نتیجه درستی بدهد اما عمل مقبول و قابل دفاع عمل کردن به عقل است. در نقد تاریخ، فرق میان رفتار درست و رفتار قابل دفاع وجود دارد. برای رسیدن به تشخیص درست در موقعیت‌های مختلف، چه مساله‌ای باید مدنظر قرار گیرد؟ برای رسیدن به تشخیص درست، باید حلقه مشاوران قوی انتخاب و ایجاد کرد طبقات مشاورین باید شکل گیرد. بگذارید در ایام پیروزی انقلاب به یک رفتار هوشمندانه امام در مدیریت سیاسی اشاره کنم. وجود یک شورایی در آن مقطع در کنار امام (ره)؛ رهبر معظم انقلاب ]آیت‌الله خامنه‌ای[ و آقایان هاشمی، موسوی اردبیلی، میرحسین موسوی و مرحوم پدر بنده ]حاج سیداحمد آقا خمینی[ که هر کدام سرسلسله‌ای از یک جریان بودند، باعث می‌شد که همه نیروهایی که در کشور مشغول فعالیت بودند خود را در قدرت سهیم بدانند چرا که همه آنها می‌توانستند هر عقیده‌ای را حداکثر با یک واسطه به امام و شورای سران منتقل کنند و مطمئن باشند که این نظر در تصمیم‌گیری‌ها لحاظ شده است. و از سوی دیگر به دلیل اینکه آنان در تصمیم‌گیری موثر بودند، مجبور به توجیه بدنه جریان خویش هم بودند؛ ولو رای احدی از افراد مخالف رای سایرین باشد. شورای انقلاب به نوعی همین وظیفه را عهده‌دار بود و بحران را مدیریت می‌کردند؛ اگرچه این شورا پیش از انقلاب در عدم حضور امام در ایران شکل گرفت، اما پس از ورود امام نیز ایشان به ادامه فعالیت‌های این شورا مصّر بودند البته تا شکل‌گیری دولت موقت این شورا به فعالیت خود ادامه داد. پس از این مقطع نیز در قالب شورای 5نفره سران، مشورت‌ها ادامه یافت. شما تشکیل و نقش شورای مشورتی را مقدم بر نبوغ فردی می‌دانید؟ یک نبوغ فردی باعث به وجود آمدن چنین جریانی در کنار خود می‌شود. کسی که مجموعه نیروهایش را همراه دارد، نبوغ فردی‌اش حکم می‌کند مشاوره کند، ولو اینکه نظرش را بخواهد حاکم کند، مشاوران باید در کنار تصمیم‌گیری‌اش حاضر باشند و سخنان آنان را بشنود. نکته دیگری که در آن شورا شکل می‌گیرد، یادگیری تجربه مدیریت از رهبری است. ارجاعاتی که امام به این شورای 5 نفره دادند، حدود دو، سه جلد کتاب می‌شود؛ از سال 63-62 تا پایان حیات امام. این شورا، ساختار اولیه مجمع تشخیص نبوده است؟ خیر، علیرغم وجود این شورا، مجمع تشخیص مصلحت هم شکل گرفت. این شورا، اساس شورای مشورتی رهبری بود که در کنار امام(ره) به مشورت در اساس و امور نظام می‌پرداخت. فقط در مقام مشورت بود؟ نه فقط مشورت، این شورا در مقام تصمیم‌گیری عمل می‌کرد. امام نیز نظر این شورا را وتو نمی‌کردند. این شورا، نمادی از مجموعه حاکمیت بود و براساس مصداق کثرت در عین وحدت می‌توان آن را تفسیر کرد. وجود این شورا، باعث می‌شده که انتقادات هم تند و تیز نشود و نهاد کاریزمای نظام حفظ شود. برای تشخیص درست موقعیت، فقط این راه را می‌توان مدنظر قرار داد؟ البته این مورد از جمله راه‌هاست. الزاما این تنها راه نیست، بلکه ممکن است، راه‌های دیگری هم تعبیه کرد. این راه‌ آزمون شده و مجرّب است، باعث شد افراد یاد بگیرند که بتوانند برای تمام جامعه تصمیم بگیرند. البته ممکن است که آن فرد، برخی اوقات تصمیم خود را بر تصمیم مجمع مشورتی مقدم بدارد. در کنار بحث «تشخیص موقعیت» و شکل‌گیری «حلقه مشاوران» می‌توان به چه مساله‌ای اشاره کرد؟ حضور مردم؛ حضور مردم هر کجا که شکل گرفته، رمز توفیق انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بوده است. اگر روزی حرکتی، تصمیمی و یا عملکردی حضور مردم را کمرنگ کند؛ چه با توجیه دینداری و چه با بهانه دیگری، این حرکت آفت انقلاب و نظام خواهد بود. هر رفتاری طیفی از جامعه را نسبت به اصل حکومت بی‌تفاوت بکند، آن رفتار مطمئنا آفت انقلاب است. مراد شما از حضور مردم چیست؟ آیا حضور فقط در انتخابات مدنظر شماست؟ حضور مردم یعنی اینکه آنها احساس کنند، حاکمیت متعلق به آنهاست. از منظر «حضور مردم» باید همه آحاد ملت احساس کنند که در راس هرم قدرت دخالت دارند. جریان انتخاب آقای احمدی‌‌نژاد؛ چه گروهی بپسندند و چه نپسندند، این تاثیر را داشته است که مردم احساس کردند رای آنها در امور کشور دخالت دارد. لذا از این حیث رای آوردن او و همچنین تمایل مردم در دوره پیشین به آقای خاتمی یک ارزش است؛ اینکه جامعه احساس کند که کسی نمی‌تواند برای او تصمیم بگیرد، از این حیث، فرقی نمی‌کند که بگوییم تاثیرگذاری نهادهای مدنی و احزاب مهم است و یا تاثیر توده مردم – پوپولیسم – آنچه مهم است آن است که جامعه باید استنباط کند که در آوردن و بردن حاکمان دخالت دارد. در مقاله‌ای خواندم که اول انقلاب، ضعف دولت مرکزی باعث شده بود که برخی طمع کنند تا با تمسک به قومیت‌گرایی، بخشی از ایران را جدا کنند. نکته قابل‌توجه مقاله این بود نویسنده نوشته بود که طمع‌کنندگان متوجه نبودند، انقلاب به واسطه اینکه مردم، دولت را از آن خودشان می‌دانستند، هر کسی در هر نقطه‌ای از کشور، خود را سرباز حاکمیت می‌پنداشت، لذا جدایی مقابله با دولت‌مرکزی نبود، بلکه با تک‌تک مردم جامعه بود. این احساس باید همچنان وجود داشته باشد که تک‌تک افراد حس کنند، حاکمیت از آن‌شان است و برای این حاکمیت، ولو اینکه جان خود را بدهند، با مخالفان حاکمیت مقابله می‌کنند. چه چیزی «حضور مردم» را تضعیف می‌کند؟ هر آنچه که این حضور را تضعیف بکند، آفت نظام و انقلاب است. هر رفتاری که این احساس (ولو در بخش کوچکی از جامعه) را از بین ببرد که آنها سهیم در قدرت و پیدایش و برداشت از این حکومت هستند، آفت است. در سال‌های اخیر به موضوع خرافات و ادعاهای خاص بسیار پرداخته شده است. این موضوع را به عنوان یکی از آفات انقلاب چگونه ارزیابی می‌کنید؟ خرافه در کوتاه‌مدت ممکن است، اثر خودش را به صورت اعتقادات ظاهری دینی بجا بگذارد، اما بستر غیرمناسبی است. انقلاب ما زمانی شکل گرفت که اندیشه دینی مترقی حاکم بوده است؛ چه آقای مطهری و چه آقای شریعتی، و این اندیشه مترقی تا جایی پیش رفت که امام در برابر جنبه‌های افراطی این اندیشه فرمودند: عزاداری به نحو سنتی باشد. و یا اینکه می‌فرمودند محرم و صفر اسلام را نگه داشته، در برابر آن اندیشه‌ای بود که از آن سوی بام در حال افتادن بود. جریان‌هایی همچون استخاره، خواب و خواب‌نمایی‌ها به آن صورت وجود نداشت. در آستانه انقلاب یک دین عقل‌گرا، به روز و به دور از خرافه وجود داشت که باعث حرکت و جریان می‌شد ودر مقابل رکود و خمود بود، از این دین اندیشه جهانی به وجود آمد در حالی که آرام‌آرام به سوی دین خرافه‌گرا رفتیم. امام هیچ‌گاه در رفتارهای شخصی خودشان استخاره نمی‌کردند یا به خواب ترتیب اثر نمی‌دادند. نمی‌‌گویم این مسائل درست نیست که بسیاری از آنها غلط است ولی زمینه‌هایی است که اگر به آن توجه کنید، معلوم نیست، از آن چه محصولی به وجود آید. بستری فراهم می‌شود که انتهای آن در اختیار ما نیست، بلکه جریان دیگری شکل می‌گیرد. لذا خرافه، یکی از آفات حکومت دینی است. البته باید مرادمان از خرافه مشخص شود و تعریفی از آن ارائه کنیم لذا می‌توان گفت هر اندیشه‌ای که دلیل عقلی یا نقلی محکم برایش وجود نداشته باشد، آن خرافه است. اینکه ترتیب اثر به فلان خواب بدهیم، دلیلی برایش وجود ندارد و حجت شرعی برایش نیست. البته باید مراقب باشیم از آن سو هم نیفتیم؛ توسل و دعا از امور مسلم است. پس یکی از آفات انقلاب خرافه و تحجر است. البته روی دیگر این سکه «آفت دین‌گریزی» است، به معنای اینکه اساسا عقلانیت محض دین‌ستیز یا غیردینی را بر رفتارمان حاکم کنیم و تمسک به منابع دینی نداشته باشیم. این هم نکته مهمی است که کمتر از آفت خرافه نیست. خلاصه کلام آنکه ما در رفتارهای اجتماعی و حتی در رفتارهای شخصی خویش باید تابع عقل فردی و جمعی و نقل مسلم باشیم. نقل مسلم یعنی حکمی که دلیل مسلم بودن آن در متون دینی وجود دارد. حتی باید توجه کرد که ممکن است بگوییم احکام مستحبی که از دلیل «من‌بلغ» استفاده می‌شود، قابلیت طرح اجتماعی ندارد. چرا که برای اینکه مساله‌ای تبدیل به «هنجار» شود باید حتما دلیل محکم داشته باشد. البته این خود جای بحث مفصلی دارد که باید بحثی فقهی درباره آن کرد.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

منیره گرجی وتوسلی

یاد داشت زیر ازلینک خواهرعالیقدر معصومه ابتکار با عنایت به تناسبش با زیتون بدلیل خانوادگی‌ بودن ، قرآنی بودن ، و مبارزه با تحجر تقدیم دوستان می گردد: آن زن آشنا (منیره گرجی) چهره های آشنا فراوان بودند ولی آن چهره آشنا – به خاطر آن که سال هاست در محافل عمومی کمتر دیده می شود – توجهم را جلب کرد. با یک عصا برای خداحافظی از جا بلند شده بود که برای ادای احترام نزدش رفتم. نزد کسی که در سال های انقلاب تفسیر قرآنش دریچه ای جدید را بر روی هزاران جوان گشود و آنها را با مفاهیم اسلام مترقی و انقلابی آشنا کرد. برداشت های او از آیات الهی بسیار جسورانه و الهام بخش بود، انگار او در پس کلمات و آیات، معانی و مفاهیمی را می دید که دیگران نمی دیدند و طریقی را مشخص می کرد که مفسران دیگر چندان قادر به دست یافتن آنها نبودند. ولی اکنون مدتی است به دلایل ناملایمات روزگار و برخوردهای نامناسبی که در سطح جامعه می بیند گوشه عزلت گزیده و به قول خودش جزو اصحاب کهف شده است. هر بار دیدمش نگرانی اش را از هجمه متحجران و واپسگرایان به ارزش ها و باورهای دینی ابراز کرده و نگران است از روزی که این هجمه جز پوسته ای شکننده و ظاهری از دین باقی نگذارد. منظورم خانم منیره گرجی است که دیروز در مراسم ختم مرحوم آیت الله توسلی در مسجد مدرسه شهید مطهری دیدمش. هم نسلی هایم می دانند که منیره گرجی چه شخصیتی است و چه نقش مهمی را در انقلاب به ویژه درروشنگری و ایجاد تحول میان بانوان و دختران تحصیل کرده داشت. او تنها نماینده زن در مجلس خبرگان قانون اساسی بود که محکم پای لحاظ حقوق زنان در این قانون ایستاد و تا آنجا که می توانست تلاش کرد. استفاده از کلمه رجال به جای کلمه مردان برای واجدین شرایط ریاست جمهوری در قانون اساسی نتیجه یکی از پیگیری های او بود. در سال یکی دوبار به نحوی برنامه ریزی می کنم که بتوانم دیداری با او تازه کنم و پای سخنان غنی و دلنشینش بنشینم. ولی تعجبم از دیدنش در مراسم ختم به این دلیل بود که از سال 83 در مراسم اعطای نشان های دولتی برای دریافت نشان از آقای خاتمی– که البته بنا بر گفته خودش نه برای نشان، که برای اخلاق و بزرگ منشی خاتمی شرکت کرده بود - او را در محفلی عمومی ندیده بودم. هر بار او را ببینی حتی اگر برای لحظه ای باشد کلامی از قرآن می گوید. یک بار در سال های مسئولیتم در دیداری، اشاره ای بسیار زیبا به داستان حضرت یوسف در سوره یوسف داشت که آن پیامبر می گوید مرا بر منابع زمین بگمار که من حفیظ و امین هستم. این اشاره برایم بسیار الهام بخش بود به نحوی که به دفعات از آن در مجامع مختلف و حتی مجامع بین المللی بهره بردم و با استناد به آن تاکید کردم که مدیریت بر ذخایر و منابع طبیعی باید به دست افرادی دانا باشد که با نگاه حفاظتی بدان می نگرند و از این منظر اقتصاد را رونق می بخشند. دیروز هم در آن چند لحظه سری تکان داد و با یادآوری امام و عظمتش، آیه ای از سوره شعرا در مورد حضرت موسی و ساحران فرعون خواند. فکر می کنم به آیه 39 و 40 این سوره مبارک اشاره داشت که عده ای در هر جامعه ای خواهان حضور ناآگاهانه مردم هستند و آنها را به تبعیت از ساحران دعوت می کنند. دیدن استاد گرجی گشوده شدن دریچه های شگفت انگیزمعارف قرآنی است. هر بار بعد از دیدارش به این فکر فرو می روم که دنیا و عالم ظاهر با این همه هیاهو و غوغا عجب در مقابل حقیقت هستی کوچک است و چه عالم ژرف و پهناوری در ورای این جسم مادی و محدود در زنجیرهای زمان و مکان نهفته است... چه غافلند آنان که فکر و فعل خود را کنشگر همه صحنه ها می دانند و از آن ‹بازیگر اصلی› غافلند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

محتشمی درمراسم شهید توسلی

انتقاد صریح و کم‌سابقه سید علی اکبر محتشمی پوراز شورای‌نگهبان در بزرگداشت آیت‌الله توسلی مراسم بزرگداشت آیت‌الله محمدرضا توسلی عضو برجسته دفتر حضرت امام خمینی(ره) و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی بیت آن مرحوم روز دوشنبه در حسینیه شماره دو جماران و با حضور جمع کثیری از چهره‌های سیاسی و انقلابی و مقامات لشکری و کشوری و دوستداران امام عظیم‌الشان برگزار شد. به گزارش ایسنا حجت‌الاسلام و المسلمین علی‌اکبر محتشمی‌پور عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز طی سخنانی در این مراسم با اشاره به حضور پرشور مردم در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله توسلی اظهار کرد: این حضور، علاقه‌ مردم به آن شخصیت بزرگوار و ایمان و اعتقاد مردم به امام(ره) و راه و اندیشه‌ ایشان است. وی " هجرت مثبت" را یک حرکت رو به جلو و " هجرت منفی " را فرار از مسوولیت و گوشه‌ عزلت نشستن دانست و گفت: آن‌چه در قرآن به عنوان یک حرکت زیبای انسانی معرفی شده است، هجرت رو به جلو و حرکت برای رسیدن به اهداف و رسالت‌های آسمانی است. وی افزود: اسلام در سایه هجرت توانسته است به اهداف بلند خود برسد و تعالیم قرآن را در سراسر جهان گسترش دهد. محتشمی‌پور در ادامه به بیان داستان هجرت گروهی از مسلمانان به حبشه پرداخت و گفت: نکته‌ مهم در این داستان این است که جعفرابن ابی‌طالب با صراحت لهجه از آرمان‌ها و اندیشه‌های اسلام و پیامبر(ص) حمایت و دفاع کرد و خداوند موفقیت مسلمانان را در همین صراحت و صداقت او قرار داده بود. وی تصریح کرد: ما مسلمانان و اتباع دین پیامبر اکرم(ص) مفتخریم که اسلام و تعالیم رهایی‌بخشی را داریم که در پرتو آن انسان‌های آزاده، شریف و شجاعی تربیت می‌شوند که در برابر خلیفه پیامبر(ص) یعنی خلیفه دوم می‌ایستند و در حالی که یک انسان عادی در مقابل قدرت حاکم این‌گونه با صراحت سخن می‌گوید هیچ‌کس او را متهم به عدم التزام عملی به اسلام نمی‌کند. این عضو مجمع روحانیون مبارز هم‌چنین به داستان منازعه و اختلاف بین حضرت علی(ع) و یک یهودی اشاره کرد و گفت: ما مفتخریم که فردی مانند علی ابن ابی‌طالب(ع) را داریم که وقتی حاکم شد، در یک منازعه و اختلاف شخصی بین او و یک یهودی بر سر یک زره، امام تصمیم‌گیری درباره این امر را به نزد قاضی برد و چون امیرالمومنین هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای مبنی بر مالکیت بر زره نداشت، قاضی حکم را برخلاف علی(ع) صادر کرد و ایشان هم حکم را پذیرفت. وی خاطرنشان کرد: در آن شرایط هیچ‌کس نه قاضی و نه یهودی را متهم و دستگیر نکرد و آن‌ها را از تمام منافع و مصالح محروم نکرد. وی با بیان این‌که " ما مفتخریم که علی(ع) به عنوان حاکم مسلمانان و مقتدا و امام ماست" افزود: خوارج نهروان تا آخرین روز حیات امام علی(ع) در کوفه زندگی می‌کردند و از بیت‌المال مسلمین حقوق می‌گرفتند و در مسجد کوفه به صراحت علیه امام علی(ع) سخن می‌گفتند. ولی امام آن‌ها را نه از حقوق‌شان محروم می‌کرد و نه اجازه می‌داد که کسی به آن‌ها تعرض کند و یا به آن‌ها بگوید که شما التزام عملی به اسلام ندارید و می‌بینیم که بعدها سفارش همین افراد را به فرزندان خود می‌کند. http://delevese.blogfa.com/ ------------------------------------------------------------------------------------------------------ میرحسین موسوی سخنان محتشمی‌پور را تایید کرد در حالی‌که اظهارات اخیر «علی اکبر محتشمی‌پور» وزیر سابق کشور که به نقل از امام خمینی اعلام کرده بود ایشان اعضای نهضت آزادی را مخالف جمهوری اسلامی نمی‌دانست، با واکنش رسانه‌های مخالف اصلاح‌طلبان مواجه شده و آنان، محتشمی‌پور را به تحریف مواضع امام متهم کرده‌اند. دیروز خبر رسید که مهندس میرحسین موسوی، نخست‌وزیر ایران در دهه 60، نیز این مطلب را تایید کرده است. «علی‌محمد حاضری» دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با اشاره به دیدار اعضای شورای مرکزی این تشکل با مهندس موسوی گفته: «در بخشی از این جلسه، درباره مقاله اخیر یکی از روزنامه‌ها در ارتباط با سخنان اخیر آقای محتشمی‌پور گفت‌وگو شد و آقای مهندس موسوی تصریح کردند که گفته‌های آقای محتشمی‌پور درباره نظریه امام(ره) پیرامون نهضت آزادی درست است و تاکید کردند بر اینکه ایشان نیز در این جلسه که امام نظر خود را در مورد نهضت آزادی مطرح کردند، حضور داشته‌اند و شاهدی بر سخنرانی اخیر آقای محتشمی‌پور آوردند و صحت آن را تایید کردند.»کارگزاران http://www.kargozaaran.com ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تاجزاده: می‌خواهند «جمهوری اسلامی» را به «حکومت اسلامی» تبدیل کنند معاون سیاسی وزارت کشور در دوره اصلاحات در گفت‌وگو با خبرنگار نوروز دربارة گزارش سایت الف از جلسه انتخاباتی شورای مرکزی جبهه مشارکت گفت: اگرفرض را بر صحت این گزارش بگذاریم آقای توکلی باید توضیح دهد چگونه به این گزارش دست یافته و چرا آن را منتشر کرده است. در واقع او یا از طریق افراد نفوذی در شورای مرکزی جبهه و یا با شنود به آن دست یافته است که اعمال هر دو روش برای احزاب رقیب غیراخلاقی و غیرقانونی است. تاج‌زاده افزود: نکته قابل توجه دیگر این است که به فرض دسترسی آقای توکلی به شنود، چرا سایت وی این گزارش را منتشر کرده تا غیرمستقیم اعلام ‌کند که ما جلسات مشارکت را شنود می‌کنیم یا افراد نفوذی در آن داریم. به گفته تاج‌زاده این روش ما را به یاد شیوه‌های سعید امامی می‌اندازد و بیانگر آن است که اصولگراها دنبال کسب قدرت به هر قیمت حتی با بهره‌برداری از روش‌های غیرقانونی و غیراخلاقی هستند و ادامه داد: اگر هم گزارش دروغ باشد اتهامات بیشتری متوجه آقای توکلی می‌شود که باید پاسخگو باشد. عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با اظهار تاسف از عملکرد اصولگراها در نازل کردن شیوه‌های رقابت‌های سیاسی در ایران گفت: با وجود چنین روش‌هایی آقایان منشور اخلاقی تهیه می‌کنند که باید به آنان گفت منشور اخلاقی پیشکش. رسماً‌ اعلام نکنید جلسات حزب رقیب خود را شنود می‌کنید. وی افزود: در آمریکا که آن را نظامی غیراخلاقی می‌خوانند و اترگیت منجر به استعفای نیکسون از ریاست جمهوری شد. و لی در ایران رفتار مشابه نشانه قدرت جریانی تلقی می‌شود که خود را اصولگرا و طرفدار مردم‌سالاری دینی می‌خواند. در حالی که این روش‌ها «ماکیاولیسم اسلامی» است نه اصولگرایی. به همین علت هیچ یک از اصولگراها به اقدام مذکور انتقاد نکرد. سرپرست وزارت کشور در دولت خاتمی[سید مصطفی تاج زاده] با اشاره به اظهارات اخیر سخنگوی شورای نگهبان منبی بر اینکه تحصن نمایندگان مجلس ششم دلیل رد صلاحیت آنان بوده است، گفت این نخستین بار است که آقای کدخدایی رسماً اعلام می‌کند که شرکت در تحصن چهار سال پیش علیه رد صلاحیت فله‌ای داوطلبان انتخابات مجلس هفتم دلیل نقض حقوق شهروندی و محروم شدن متحصنین از شرکت در انتخابات است و به این ترتیب غیرمستقیم اقرار ‌کرد که مشکل عزیزان رد صلاحیت شده کنونی عدم اعتقاد و عدم التزام به اسلام، ‌انقلاب اسلامی، ‌نظام جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی نبوده و نیست بلکه اعتراض آنان به اقدام غیرقانونی و ساختارشکن آقای جنتی و دوستانش که [تحت تأثیرانجمن حجتیه ای ها وبولتنیسم ها ]می‌خواهند «جمهوری اسلامی» را به «حکومت اسلامی» تبدیل کنند،‌ دلیل اصلی رد صلاحیت شدن داوطلبان است.---------- زیتون : به جعده گفتند امام حسن را بکش ترا به ازدواج یزید درمی آوریم وقتی کشت گفتند تو که بهترین انسان را کشتی به یزید رحم نخواهی کرد برو دنبال کارت . سیدعزیز مگر منافقین حجتیه ای میگذارند حکومت اسلامی تشکیل شود یکسره رژیم شاهی را برخواهند گرداند مگردرنامه سوم اسفند 67 امام نیامده که حجتیه ای ها سربرآستان دربار می سائیدند ومی گفتند شاه شیعه است . باورکنیم که حجتیه ای ها ستون پنجم بولتنیسم بین المللی یا صهیونیزم بین الملل اند که برخی ساده لوحان ومقدس نمایان احمق مروج وآلت دست آنها شده اند وامثال ما وآقای‌ جنتی گرامی درخواب خوش ایام تشریف داریم والا هیچ دلیلی نداشت امام دم به دم ، دم ازخطر حجتیه بزند ، چه درسخنرانی هشتم تیر شصت چه درنامه به شورای نگهبان چه درنامه سوم اسفند شصت وهفت وغیره .

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

شهیدتوسلی فرزند امام خمینی

برخی بزرگان نظام، شخصیت‌های سیاسی و انقلا‌بی و گروه بزرگی از دوستداران امام راحل روز در مدرسه عالی شهیدمطهری گردهم آمدند تا در مراسم پاسداشت و بزرگداشت مرحوم آیت‌الله توسلی رئیس دفتر امام که درحال افشاء کردن نقشه های شوم انجمن حجیته ومقدس نمایان احمق درشورای تشخیص مصلحت نظام «م» جانش را به جانان داد تا جان ماند انقلاب برمدار خودبگردد شرکت کنند. در این مراسم که چهره‌های سرشناسی همچون هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، غلا‌معلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلا‌می، آیت‌الله مهدوی‌کنی، آیت‌الله امینی، قالیباف، عسگراولا‌دی، لا‌ریجانی، فتاح وزیر نیرو، آیت‌الله موحدی‌کرمانی، آیت‌الله امامی‌کاشانی، آیت‌الله محمدی‌گلپایگانی، حجت‌الا‌سلا‌م ‌والمسلمین پورمحمدی وزیر کشور، سیدیحیی رحیم‌صفوی، محسن رضایی، کمال خرازی، حجت‌الا‌سلا‌م ‌والمسلمین محتشمی‌پور ، حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه، حجت‌الا‌سلا‌م‌والمسلمین سیدمحمود دعایی، مسجدجامعی، حجت‌الا‌سلا‌م‌والمسلمین امام‌جمارانی و... حضور داشتند، حجت‌الا‌سلا‌م حسن روحانی، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به این نکته که <امام(ره) برای ما عزت و استقلا‌ل به ارمغان آورد و خودباوری را به ما آموخت و درخت آبادی را در این سرزمین کاشت و یاد داد که اسلا‌م در کنج مساجد و حوزه‌ها و مدارس نباید در عزلت بماند>، گفت: حفاظت از دیدگاه امام(ره)، اطاعت و حرکت در مسیر ایشان تنها با شعار به نتیجه نمی‌رسد. مگر می‌توان گفت امام به عنوان یک راهبر بزرگ در جمع ما حضور دارد اما از اندیشه و راه ایشان و منطق امام(ره) خبری نباشد؟ مگر می‌شود از درختی یاد کرد و میوه‌های آن را ضایع و نابود کرد؟ امام(ره) یعنی مبنای فکری و استراتژی و اصول و راه امام یعنی اینکه امام چگونه توانست انقلا‌ب را به پیروزی برساند و در برابر انواع توطئه‌ها نظام و کشور را حفاظت کند. آنچه مردم را عاشق راه امام(ره) کرد، مبنای امام و اسلا‌م امام بود؛ اسلا‌می که در آن هیچ قلمرویی در دین منهای سیاست و هیچ قلمرویی در سیاست نیز منهای دین نیست. آمیختگی دین و سیاست مبنای تفکر سیاسی امام(ره) بود. امام(ره) دینی را برای مردم تبیین کرد که قادر است جهانی را اداره کند و فرمود مبادا در پیچ و خم‌های مسائل اقتصادی و سیاسی و نظامی و اجتماعی به گونه‌ای عمل کنید که اسلا‌م متهم شود که قدرت اداره‌جهان را ندارد. این مبنای فکر دینی امام(ره) است. به گزارش ایسنا، روحانی خاطرنشان کرد: امام(ره) اسلا‌می را برای مردم تبیین کرد که می‌تواند جهانی را اداره کند. ایشان فقه حکومتی را روشن کرد و فرمود خود را درگیر ظواهر نکنید. نمی‌توان با یک روایت جنگل‌ها و انفال و محیط زیست را از بین برد و نمی‌توان گفت که چون زمینی در مالکیت یک فرد است اگر از آن چاه نفتی پیدا شود، آن فرد مالک آن نیز هست. نظر امام(ره) این بود که حکومت اسلا‌می باید برای اداره جامعه مقرراتی وضع کند و این سخن در برابر کسانی بود که می‌گفتند مالیات مبنای شرعی ندارد و مبارزه با احتکار صرفا در چند موضوع تصریح شده در روایت است و دولت حق ندارد برای ارز قیمت تعیین کند. امام(ره) احکام حکومتی را برای مردم تبیین کردند و اصل زمان و مکان را برای مردم توضیح دادند. خط امام(ره) یعنی فکر و مبنای فکری امام و فقه امام که همان فقه پویای جواهری بود. خط امام(ره) یعنی استراتژی امام در تمام مراحل که تکیه بر مردم و جامعه بود. رئیس مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: آن روز که بحث نهضت اسلا‌می بود، امام(ره) راه را آگاهی مردم و تثبیت انقلا‌ب را در حضور مردم می‌دانست و در آن روز هم که جنگ تحمیلی علیه کشور ما به راه افتاد باز هم امام(ره) دفاع را از چشم مردم و نیروهای بسیجی می‌دانست. امام(ره) می‌گفت مبنا رای مردم است و این سخن یک سخن تشریفاتی نبود. امام(ره) به این سخن معتقد و در پاریس هم حکومت آینده‌ایران را جمهوری اسلا‌می عنوان کرده بود به شرط آنکه مردم به این نظام رای دهند. استراتژی امام(ره) حضور مردم در صحنه بود؛ این استراتژی نباید فراموش شود. عامه مردم اشتباه نمی‌کند. وجدان عمومی مردم اشتباه نمی‌کند. هرگونه هم که خبر بسازیم وجدان عمومی مردم آگاه و بیدار است. روحانی افزود: امام(ره) یعنی اصول امام. ایشان فرمود در برابر استکبار بایستید و مقاومت کنید. امام فرمود دشمن شما آمریکاست و باید از حقوق مستضعفان دفاع کنید و بر آزادی قدس تاکید داشت و می‌گفت خودتان را باور کنید و روی پای خود بایستید و بر وحدت کلمه تاکید داشت و آن را تکرار می‌کرد. امام بر وحدت شیعه و سنی تاکید داشت. امام بر اصل ولا‌یت فقیه به عنوان ستون خیمه نظام تاکید داشت و این سبک و راه امام(ره) است که باید بر نظام جمهوری اسلا‌می حاکم باشد. این همان خط اسلا‌م، وحی، قرآن، پیامبر(ص)، معصومین، منطق و خرد است. وی خاطرنشان کرد: امام(ره) می‌گفت از خرافه بپرهیزید. یکی از نگرانی‌های لحظات آخر آیت‌الله توسلی بحث خرافه بود. گفته می‌شود آیت‌الله توسلی در حال دفاع از امام جان باخت. من می‌خواهم یک جمله دیگر اضافه کنم و آن اینکه آیت‌الله توسلی در حال دفاع از امام زمان(عج) بود که قلبش از حرکت ایستاد و اینکه عده‌ای دکان باز کرده‌اند و در مسیر فریب مردم هستند. ایشان ناراحت بود و آنجا عصبانی شد و بیان کرد که امام در مواجهه با مدعیان ملا‌قات با امام زمان(عج) با ناراحتی گفته بود که شیادها این بازی را کنار بگذارید، در حال دفاع از امام(ره) و بیت امام و دفاع از اسلا‌م و امام زمان(عج) جان به جان آفرین تسلیم کرد. روحانی ادامه داد: این چه بازی است که ما اینقدر مردم را عوام فرض کرده‌ایم؟ می‌ترسم که فردا مهر امام زمان را هم درست کنند و به مردم نشان دهند. اگر لا‌زم باشد همه جزئیات را برای مردم خواهیم گفت. عده‌ای وقتی نماز می‌خوانند، جلوی خود یک جانماز خالی پهن می‌کنند و می‌گویند این را برای امام زمان گذاشته‌اند یا سر سفره یک بشقاب غذا برای امام زمان می‌گذارند یا شنیده‌ام که می‌گویند فلا‌ن جلسه مهم را روز جمعه بیندازید تا با حضور آقا تصمیم بگیریم. این چه بازی و چه خرافاتی است که راه افتاده است؟ آیت‌الله توسلی برای این مسائل سوخت و جان باخت. برای این خرافه‌ها و این بازی درآوردن‌ها و شیادی‌ها. امام زمان(عج) در آخرین متنی که از ولی عصر در کتب تاریخی ما آمده فرموده است؛ هر کس ادعا کند که مرا دیده دروغگو و افترا زننده است. دو، سه سال پیش بازی راه افتاد که در آن می‌گفتند در تهران برای امام زمان تریبون درست کنیم. یا کسی دیگر می‌گفت که امام زمان دو سال دیگر ظهور می‌کند، و امروز چند سال از آن سخنان گذشته است و معلوم شد که آن فرد دروغ می‌گفت. رئیس مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: اسلا‌م امام(ره) اسلا‌م منطق، وحی و قرآن بود و ما باید از مبنای امام و راه و اصول امام حفاظت کنیم. دست‌هایی در گوشه و کنار حرکت‌هایی را آغاز کرده است و این حرکت‌ها در مسیری است که منطق امام را کم کم از صحنه خارج کند و استراتژی امام را تغییر دهند و اصول امام را کنار بزنند. این حرکت شروع شده است البته خطرناک نیست. ما باید هشیار باشیم. وی ادامه داد: علت خطرناک نبودن این حرکت آن است که ما سه امید داریم؛ امید اول حضور مقام معظم رهبری است. مقام معظم رهبری یعنی شاگرد برومند امام(ره) و شخصیتی که از لحظه اول نهضت اسلا‌می در کنار ایشان و جزو سرداران نهضت بود و در تمام مراحل به امام عشق می‌ورزید. رهبری مانند ایشان مگر می‌گذارد یک مشت فریب‌خورده بخواهند مسیر انقلا‌ب را منحرف کنند. بیان و سخن ایشان مانع این مساله خواهد بود. مقام معظم رهبری برخی بیانیه‌های‌شان اگر مهر و امضایش را برداریم شبیه به سخنان امام(ره) است. امید دوم مردمند که عاشق امامند. وی افزود: علت اینکه به خاطر توهین به یادگار امام سراسر جامعه‌ما متاثر شد عشق به امام(ره) بود. اهانت‌های اخیر اهانت به نوه امام نیست که حتی اگر آن هم بود، باید در برابر آن می‌ایستادیم. بلکه اهانت به خود امام(ره) و خط امام بود. مگر حضرت حجت‌الا‌سلا‌م‌والمسلمین حاج حسن آقا چه گفته بود؟ مگر بیانی از خود داشت؟ ایشان وصیتنامه امام را تبیین کرده بود و برخی ناراحتند که چرا سخنان امام تبیین می‌شود. توهین به حجت‌الا‌سلا‌م‌والمسلمین سیدحسن آقا به عنوان عالم و مدرس حوزه‌علمیه‌قم و نوه امام(ره) که اخلا‌ق، هوش و سیاست را از جد خود ارث برده است، قابل تحمل نیست. اما اینها به امام توهین کرده‌اند. ایشان در سخنان خود گفته بود که نیروهای مسلح در احزاب و جریان‌های سیاسی دخالت نکنند. مگر این سخن، سخن خودش است؟ این وصیتنامه امام است که نیروهای مسلح از بازی‌های سیاسی کنار بکشند تا عظمت آنها محفوظ بماند. روحانی ادامه داد: شنیده‌ام که برخی می‌گویند اگر به امام(ره) توهین شد، مگر باید انسان جان دهد. این چه صحبتی است. حضرت امیر(ع) در برابر حادثه‌ای که در آن از یک زن یهودی تحت ذمه اسلا‌م طلا‌یش را ببرند فرمود، اگر مسلمانی جان بدهد به او خرده نباید گرفت، حال چگونه است که اگر به امام(ره) توهین شد و کسی از ناراحتی جان داد او را مورد سوال قرار دهیم. عجب وضعی شده است و ما در چه دنیایی زندگی می‌کنیم. برخی رسانه‌ها نمی‌گویند که آیت‌الله توسلی در حالی که از امام(ره) در مجمع تشخیص مصلحت نظام دفاع می‌کرد جان داد. باید این واقعیت‌ها را گفت. این مردم اجازه نمی‌دهند چهار تا بچه بخواهند جلوی بیت امام بایستند. در سرلوحه‌این مردم سپاه و بسیج قرار دارد که عاشق امامند و چنین اجازه‌ای نمی‌دهند. وی افزود: امید سوم ما یاران امام(ره) هستند؛ آنهایی که در کنار ایشان بودند و من آنها را حواریون امام(ره) می‌دانم؛ کسانی مانند آیت‌الله توسلی که وقتی به امام توهین شد، جان باخت. آیت‌الله توسلی در 16 سالی که در مجمع با ایشان بودم و در 8 سالی که در خبرگان سوم در کنارشان بودم مردی منظم و دقیق بود و خیلی هم کم صحبت می‌کرد. آقای توسلی یکبار هم در برابر اهانتی که به هاشمی شده بود، در مجمع سخنرانی کرد و گفت وقتی هاشمی به سفر می‌رفت امام برای سلا‌متی او قربانی می‌کرد و ابراز تاسف کرد که چرا به یاران امام توهین می‌شود و آن سخن امام(ره) را گفت که در جایی، در سال 61 فرموده بودند بعد از من به یاران و نزدیکان من تهمت‌های فراوانی خواهند زد. روحانی در پایان سخنانش آیت‌الله توسلی را فقیهی والا‌مقام توصیف کرد که همیشه در کنار امام(ره) بود و فقدان وی را به بیت معظم ایشان تسلیت گفت. روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

اهل بیت امام خمنیی اهل بیت انقلاب

بیت امام اهل بیت انقلا‌بند - [نویسنده :ابوالفضل فاتح مدیرعامل سابق ایسنا ] وقتی در دی‌ماه 1356 روزنامه اطلا‌عات اقدام به انتشار مقاله موهن به حضرت امام خمینی کرد، آمران، ناشر و نویسنده مقاله، امام را شخصیتی فراموش‌شده در جامعه ایران تلقی می‌کردند و تصور می‌کردند که با انتشار آن مطلب، تیر خلا‌ص به آخرین امیدهای باقی‌مانده به امام در کشور می‌زنند. غافل از آنکه بعد مسافت موجب فراموشی امام از سوی مردم نشده بود و همان مقاله به رغم نویسنده و ناشرش، نقطه عطفی در تاریخ انقلا‌ب شد و چنان موجی از خشم در میان مردم دامن زد که سال‌ها پیروزی انقلا‌ب را نزدیک‌تر ساخت. در نخستین سال‌های دهه 60، شهید مظلوم بهشتی آماج اهانت‌ها و اتهامات ناجوانمردانه بنی صدر و منافقین قرار گرفت. تصور باطلشان آن بود که تبلیغات زهر‌آگین، کارگر افتاده است و دیگر بهشتی در قلوب ملت ایران جایگاهی ندارد. اما به شهادت تاریخ، مظلومیت و خون پاک بهشتی طومار منافقین و بنی صدر را در هم پیچید و بار دیگر ارزیابی نادرست از واکنش‌های ملت ایران را به تصویر کشید. وقتی در بهمن 57، امام عظیم‌‌الشأن انقلا‌ب اسلا‌می، قدوم مبارک خود را به وطن گذاشتند، استقبال بی‌نظیر از ایشان برای تحلیلگران چندان غیرمنتظره نبود. اما هنگامی که 10 سال بعد به رغم فشارهای همه‌جانبه قدرت‌های خارجی به ملت از جمله سال‌ها جنگ تحمیلی، با رحلت امام بزرگ‌ترین بدرقه تاریخ ایران از ایشان صورت گرفت، بسیاری از تحلیلگران مجددا در تحلیل واکنش‌های ملت ایران عاجز ماندند. آری، ایرانیان همان ملتی هستند که به رغم بسیاری از ملل اسلا‌می و به رغم فضای مسلط دوران صدر اسلا‌م، تشیع را برگزیدند و بی‌آنکه مفتخر به حضور پیامبر(ص) در میان خود شده باشند، در هسته پایبندترین پیروان به اهل بیت (علیهم‌السلا‌م) قرار گرفتند. این روزها کسانی می‌پرسند آیا انقلا‌ب اسلا‌می به رسم بسیاری از انقلا‌ب‌ها، فرزندان خود را خواهد بلعید؟ و آیا به رسم وقایع پس از رحلت پیامبر(ص) دچار انحراف خواهد شد؟ شاید اگر این انقلا‌ب در میان ملت، سرزمین و مذهب دیگری روی می‌داد، پاسخ، ‌نگران‌کننده بود. اما تاریخ گواهی می‌دهد ایرانیان انقلا‌بشان به رسم خاستگاه شیعی و ایرانی‌اش دچار چنان سرنوشتی نمی‌شود، انشاءالله. ایرانیان همواره بهترین پیروان اسلا‌م و وفادارترین ملت‌ها بوده‌اند که رسم کوفی در میانشان راهی نداشته است. بیداری دینی و ملی در ماجرای غم‌انگیز اخیر اهانت به بیت شریف حضرت امام و شخصیت والا‌ و ذخیره انقلا‌ب حضرت حجت‌الا‌سلا‌م‌والمسلمین حاج سید حسن‌آقا نیز از همین قاعده تبعیت می‌کند. کسانی که چنین خبط و جفای نابخشودنی را مرتکب شدند درک درستی از این ملت شریف، مسوولا‌ن و دلبستگی‌های حقیقی‌شان نداشتند و نمی‌دانستند زمانه از ملت ایران، ملتی فراموشکار نساخته است. آنان قادر به فهم این نکته بودند که خاندان خمینی، اهل بیت انقلا‌بند و مردم ایران مردمی قدرشناس و وفادار. آنان نمی‌دانستند که با نوشته خود بازگشت به خمینی و عشق به خمینی را شعله‌ورتر می‌سازند. آنان تاریخ را نخوانده بودند و نمی‌دانستند که کربلا‌ محصول سقیفه بود و انقلا‌ب ما به لطف خدا سقیفه نداشته است تا نظاره‌گر تعدی به حریم اهل بیتش باشد. و البته در این میان کسانی که زمینه‌های این فضای مسموم را پدید آوردند و بازار حرمت‌شکنی پیشکسوتان انقلا‌ب و نظام را گرم کردند، کسانی که جز خود همه را به کیش ناحق راندند، کسانی که می‌خواستند از سیستانی تا صانعی را به راه راست هدایت کنند، لا‌بد به محصول عمل خود اندیشه می‌کنند. کسانی که تصور کرده‌اند دشمن و نفاق فقط در جبهه دیگران نفوذ می‌کنند آیا هرگز اندیشیده‌اند دشمنی با انقلا‌ب در جبهه آنان چگونه خواهد بود. قطعا ترویج اندیشه جدایی دین از سیاست و تضعیف رکن ولا‌یت فقیه و رهبری در تقابل آشکار با ارزش‌های بنیادی و راه روشن امام است. اما آیا تعدی به حریم بزرگان، ارائه تفسیرهای بدعت‌آلود و متحجرانه از اسلا‌م و انقلا‌ب و نادیده گرفتن مردم مخالف با انقلا‌ب نیست؟ آیا فراموش کرده‌ایم که امام همواره دو خطر را یادآور می‌شدند؛ سکولا‌ریسم و واگرایی و تحجر و تنگ‌نظری. یکی در این سو و یکی در آن سو. باور نمی‌کنم دغدغه‌های پیوسته جمع کثیری از یاران و نزدیکان حضرت امام، دغدغه‌هایی از سر تفنن یا دلبستگی شخصی بوده باشد که آماج توهین و تخریب قرار گیرد. پس چرا در اصلا‌ح امور چاره نکنیم. خدا رحمت کند آیت‌الله توسلی را که این روزها تا آخرین لحظه، خطر بدعت‌ها، انحرافات و اهانت‌ها را به ما یادآور شدند و چه‌بسا جان خود بر سر این مهم گذاشتند. امثال ایشان مورد وثوق و اعتماد امام بودند. جا دارد اندیشه کنیم. روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

اقدام قانونی دستگاه قضائی با انجمن حجتیه

امام علی صلواة الله علیه : به سجود ورکوع طولانی افراد ننگرید شاید از روی عادت باشد ولکن به راستگوئی وامانت داری آنها بنگرید. حسین نوبختیان [از ساده لوحان تأثیرپذیرازانجمن حجتیه ] و مدیرمسئول سایت نوسازی که دوهفته قبل بمنظورترورشخصیت سید حسن خمینی دروغ هائی را به هم بافته بود وبا مخالفت شداد وغلاظ با امام خمینی ازدخالت برخی نظامیان نفوذی انجمن حجیته درسپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمایت کرده بود(چون هیچ نظامی درایران نیست که حرف امام خمینی را زیرپا بگذارد جزانجمن حجتیه ای‌های نفوذی وبرخی‌ ساده لوحان تأثیرپذیراز انجمن حجتیه) وسخنان فرمانده معزز سپاه راهم به نفع خود مصادره به مطلوب نموده بود صبح 7/12/86بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.این اولین برخورد قانونی بعد از سالها خون به جگر مردم ایران کردن توسط حجتیه ای ها است که با اقدام قانونی ومبارک قوه قضائیه صورت می گیرد اگر مثل دادگاه سعید عسگر برخی احمق ها دردادگاه هورا برای وی نکشند . اولا قوه قضائیه باید مراقب باشد که کسانی را راه ندهد که هورا بکشند ودستگاه قضائی را هجو کنند ثانیا به هیچ وجه نباید چنین محاکمه ای ازتلوزیون به نمایش درآید که اثر سوئی بدتراز برخی اجراء احکام درملا عام دارد وسبب جریحه دارشدن احساسات ملت شریف ایران میگردد . به گزارش فارس، حسین نوبختیان مدیرمسئول سایت نوسازی بازداشت شد حسین نوبختیان مدیرمسئول سایت نوسازی صبح 7/12/86 بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.سایت نوسازی صبح امروز با شکایت مدعی العموم و برگزاری جلسه بازپرسی در شعبه 12 دادسرای عمومی تهران و با حکم قاضی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. نوبختیان همچنین خواستار برگزاری علنی دادگاه خود شد. -------------------------------------------------------------------------- سایت اصلی منسوب به دولت دراقدامی عجیب با حمایت از سایت نوسازی حسین نوبختیان وبا انتقاد شدید از برخورد با سایت مذکور از بازداشت مدیرمسئول سایت اینترنتی نوسازی با شکایت مدعی العموم انتقاد کرد گفتنی است پس از طرح انتساب سایت نوسازی به دولت، این انتساب به شدت توسط دولت تکذیب شد. اما امروز این دم خروسی است که درآمد . شایان ذکر است اولین سایتی که مقالات خانم فاطمه رجبی [از ساده لوحان بی حیا وتأثیرپذیر ازانجمن حجتیه ] وهمسر سخنگوی دولت را به صورت اختصاصی منتشر می‌کرد، سایت نوسازی بود. فاطمه رجبی بارها خواستار خلع لباس روحانیت طرفداراسلام امام خمینی شده است که ازبی وقاحتی وی سرچشمه میگرید بطوریکه پدرش وی را طی نامه ای‌ رمی کرد وبرادرش محمد حسن رجبی ازوی اعلام برائت کرده است ونوشته های‌ شیطانی وی را مردود اعلام کرده اند واگر یادداشت راز عقده های ناگشوده محمدعلی انصاری قسمت چهارم پست بولتنیسم را بخوانیم به ماجراجوئی های وی پی خواهیم برد . شجاعت ، ساده زیستی وجهالت سه خصلت انجمن حجتیه ای ها می باشد که مشابه خوارج عمل میکنند وازکلمه حق اراد ه باطل می نمایند

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

پیام خاتمی برای شهادت توسلی

امروز فضیلت و اخلاق داغدار این مصیبت است حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ،رییس جمهور سابق کشورمان درپیامی درگذشت آیت الله توسلی را تسلیت گفت. به گزارش روابط عمومی بنیاد باران؛متن کامل این پیام این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم عالم پارسا،فقیه عالیمقدار،مجاهد راه حق و بنده خوب خدا "حضرت آیت الله توسلی" رضوان الله تعالی علیه با روانی به روشنی آفتاب،سبکبال به دیدار پروردگار شتافت و دل همه آنان که ایمان،راستی و پاکی را پاس می دارند تاب دار کرد. یار با وفای حضرت امام خمینی (ره) و مدافع حق و حرمت انسان و دلداده پیامبر اکرم و خاندان پاک او(ع)،اینک در میان ما نیست و ماییم و حسرت بهره گیری از کوثر دانایی و صداقت انسان بزرگواری که سرافرازی را در تواضع و اخلاق نیکو جستجو می کرد؛امروز نه تنها همه دوستداران فراوان آن بزرگ ، که فضیلت و اخلاق داغدار این مصیبت است. راه امام که راه عزت اسلام و سربلندی مسلمانان و سر افرازی ایران بود،در فقدان یکی از رهروان با صلابت و صادق خود عزادار است. این ماتم برای همه ما بخصوص خاندان مکرم آن بزرگ که هنوز آتش سه دفع سوزان را برسینه دارند و بر فرزندان جلیل القدرش بالاخص به همسر فداکار و وفاداری که در همه این مراحل پا به پای این عزیز، راه های دشوار را پیموده است و پشتیبان و پشتوانه او در همه مراحل بوده است سنگین تر است. از خداوند بخشاینده و مهربان می خواهم که روان پاک او را با اولیا مکرمش محشور و به بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامت عنایت فرماید. سید محمد خاتمی 27/11/86

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

نطق ناتمام

متن کامل نطق ناتمام آیت‌الله توسلی در مجمع تشخیص مصلحت نظام (به نقل ازوبلاگ سید امیرسعیدی «دلوسه» http://delevese.blogfa.com/) عشق یعنی زائر بیت الحرام / دل بریدن ها وحج ناتمام [آیت‌الله توسلی در حالی جان به جان آفرین تسلیم کرد که در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال دفاع ازاسلام امام خمینی وافشاء اسلام بولتنیسم ها وحجتیه ای های خبیث بود حجتیه ای هائی که دیروز به خاندان محمد رسول خدا ظلم کردند وقصه ازفدک تا کربلا رارقم زدند وامروزدروغ می بافند ودرپی تسخیرفضا برای بازگرداندان رژیم ستم شاهی هستند اما باید بدانند که توسلی ها تنها به روی مرگ نخندیدند که یاران خمینی همه چنین خواهند کرد باید بدانند که گذشت آن زمانی که آنسان گذشت انشاءالله وامروز دیروز نیست چنانچه درمراسم سوگ توسلی اجماع مراجع وبزرگان را دیدیم که پا روی بولتنیسم ها گذاشتند وعطراسلام امام خمینی رابه جامعه افشاندند مرحبا برآنان که درپی اهانت های سایت نوسازی جوشیدند ویک بار دیگر چون حبیب به زینب گفتند که می مانیم وآرامش روانی را برای خاندان امام ایجاد کردند ،کاش بعد امام زنده نمیشدیم کاش با شهیدان رفته بودیم کاش زنده نبودیم ، عشق یعنی زائر بیت الحرام / دل بریدن ها وحج ناتمام ، هرواجبی که ناتمام ماند آن حج ناتمام است وتوسلی درحال امربه معروف بود که ناتمام ماند گوئیا بعد زمان ومکان درسفرنور نیست همین الان است که گفت یا حسین من با تو برای امربه معروف واصلاح امت جدت می آیم ومثل تو جان به جان آفرین تسلیم می کنم وبه تعبیرآیکای عزیز «م» جانم را میدهم تا جان ماند وبس.] به گزارش ایسنا، متن این نطق ناتمام که در مراسم تشییع آیت‌الله توسلی در اختیار خبرنگاران قرار گرفت، به این شرح است: توسلی: امام (ره) این ملت را شناخت. با عرض تسلیت به پیشگاه مقام معظم رهبری و ملت عزیز لبنان و حزب الله در رابطه با شهادت عماد مغنیه و با تاسف از این که در ایام دهه فجر که (از روز ورود حضرت امام (ره) تا 22 بهمن روز خوشحالی ملت ایران است و همه به یاد امام (ره) بودند ) جای تاسف است که در چنین ایامی به بیت رفیع حضرت امام (ره) آن طور اهانت‌ها و تهمت‌ها و دروغ پردازی‌هایی شد که حتی رادیوهای بیگانه هم کلمات این سایت را نقل کرده‌اند، همانطور که حضرت عالی ( هاشمی رفسنجانی)فرمودید ما نمی‌دانیم که چه کسی هست اما متوجه می‌شویم که یک دستی در کار است که بیت امام (ره) و شخصیت‌های مبارز اسلام را که به انقلاب دلبستگی داشتند ،آنها را از صحنه خارج کنند. آقای حاج حسن آقا خمینی دو تا مطلب ذکر کرد که حالا از منشأ آن هم من یک خوابی که ایشان دیده بودند را بگویم. حدود دو ماه قبل، بعضی از بزرگان اطلاع دارند، ایشان گفتند که من خواب دیدم امام (ره) به من فرمودند که: «حسن من را دارند از این خانه بیرون می‌کنند». گفتم: آقا چه کسی شما را از این خانه بیرون می‌کند؟ باز خواب دیدم دوباره که امام (ره) فرمودند: «حسن من را دارند از این خانه بیرون می‌کنند» تا سه مرتبه من این خواب را دیدم. البته من نمی‌گویم که خواب حجت است، اما گاهی خواب‌هایی است که انسان از آنها چیزهایی را متوجه می‌شود. من در کلمات حضرت امام (ره) مطالعه می‌کردم و دیدم که این پیش‌بینی را خود امام (ره) در تاریخ 23 آبان 61کرده است: «اینجانب هیچ گاه میل نداشتم و ندارم که درباره نزدیکان خود سخنی بگویم یا دفاع کنم. لیکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدس حق (جل وعلی) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعال است امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است و نزد مسلمانان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور، تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم؛ اما در پیش گروه‌هایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم (از نظر این گروه‌ها) و احتمال قوی می‌دهم که پس از من برای انتقامجویی از من به بعضی از نزدیکان و دوستانم تهمت‌ها که من آنها را ناروا می‌دانم، بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند.» این نامه‌ای است مفصل از امام (ره). هاشمی: این نامه کجا است؟ آیا این نامه چاپ شده؟ توسلی: بله، عین این نامه هست. البته این نامه مفصل است و من قسمتی از آن را خواندم. هاشمی: این در صحیفه نور و اینها هم است؟ توسلی: در صحیفه امام(ره) هست، این نامه در وعده دیدار امام (ره) هست. حسن صانعی: در دو سه جا هست..... توسلی: این نامه در دو سه جا هست. شما ببینید آقای حاج حسن آقا یک مسئولیت دارد. نگهداری...، موسسه تنظیم و نشر امام (ره) مربوط به ایشان است و اگر او نخواهد امام (ره) را حفظ کند و کلمات امام (ره) را نگهداری کند خوب چه کسی باید بکند؟ حاج حسن آقا یک کسی است که هم تولیت آستانه حرم امام را دارد و هم مسوول موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) است. خوب، وقتی که نگاه می‌کند و می‌بیند که کلمات امام (ره) دارد طور دیگری معنا می‌شود. این وصیتنامه امام (ره) است. در بند ل وصیتنامه: «وصیت برادرانه من در این آخرین قدم‌های آخر عمر بر قوای مسلح به طور عموم آن است که ‌ای عزیزان که به اسلام عشق می‌ورزید بیدار باشید و هوشیار.» وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که از مقررات نظام، عدم دخول در احزاب و گروه‌ها و جبهه ‌هاست. به آن عمل نمایید و قوای مسلح چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیره اینها در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی‌های سیاسی دور نگه دارند، در این صورت می‌توانند، قدرت نظامی خود را حفظ کنند. امام(ره) در آنجا می‌فرماید: به عنوان دفاع از من. ارزش‌های انقلاب، امام (ره) فقط به روضه‌خوانی و سینه‌زنی نیست و اینها نیست ... ارزش‌های انقلاب امام (ره) به آن چیزهایی است که امام (ره) از آنها خون دل می‌خورد، شما ببیند منشور روحانیت امام در سال 67 است. می‌فرماید که در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر اینها بود مقابله را آسان می‌نمود، بلکه علاوه بر آن گلوله حیله مقدس نمایی و تحجر بود. گلوله زخم زبان و نفاق و درویی که هزار بار بیشتر از باروت و سرب جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید.عده‌ای مقدس نما واپس گرا همه چیز را حرام می‌دانستند خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است؛ هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است. امام (ره) آمد ارزش‌های انقلاب را که بگوید که تهمت نزنید، دروغ نگویید، ریا نکنید. من یک روز داشتم می‌رفتم در اتاق دیدم که مرحوم حاج احمد آقا با یکی از دوستان دارند صحبت می‌کنند و به ایشان می‌گویند که امروز خدمت امام (ره) نروید(ایشان هرروز خدمت امام (ره) می‌رفتند) ایشان گفتند که برای چه؟ حاج احمد آقا فرمودند: آیا شما درجایی صحبت کردید؟ ایشان گفت: بله، فرمودند که امام (ره) صحبت‌های شما را گوش کرده. شما در صحبت هایتان ظاهرا یک چیزهایی گفتید که مثلا گفتید امام (ره) خدمت امام زمان می‌رسد. فریاد امام (ره) بلند شد که این نسبت‌ها چه هست که به من می‌دهند . من هم یک فرد عادی هستم . چرا این حرف‌ها را به من نسبت می‌دهند؟ این حرف‌ها چه است که نسبت به من می‌زنند؟ شما خودتان در خاطرتان است. هاشمی: این مساله چه بود آیا مساله سری است؟ توسلی: حالا نام ایشان را من چرا ببرم اگر خواستید من به طور خصوصی به شما می‌گویم. هاشمی: حالا در مجمع که در حضور آقایان ایرادی ندارد؟ توسلی: عرض شود که آن چیزی که شما خودتان می‌دانید. آن سه نفری که آمدند و می‌خواستند بگویند که ما خدمت امام زمان (عج) می‌رسیم. شما واسطه بودید ، دو نفر مرد بودند و یک خانم. هاشمی: نه یک زن و شوهر بودند. توسلی: به هر حال یک کتاب خطی هم آوردند و بردند و خدمت امام (ره) رسیدند و گفتند که ما خدمت امام زمان (عج) می‌رسیم، امام فرمود که من سه تا سوال دارم؟ اول این‌ها را از آقا سوال کنید و برای من بیاورید من با شما صحبت می‌کنم. 1-حادثه ربط حادث به قدیم برای من لاینحل مانده است؟ 2-آن چیزی که من به آن خیلی علاقه دارم چه هست؟ 3- و یک چیزی هم گم کرده‌ام که آن چه است؟ مقصود امام (ره) از آن گمشده است ... هاشمی: ایشان به یک عکسی علاقه‌مند بودند. توسلی: بنا شد که بروند و خبر بیاورند، دو روز آمدند و سر سه‌راه به مرحوم حاج احمد آقا فرمودند که «برو ببین که چه می‌گویند». من متوجه نشدم که چه چیزی گفتند به مرحوم حاج احمد آقا. که وقتی برگشت امام (ره) فرمود و به ایشان گفت: «شیادها دست از این حرف‌هایتان بردارید و دنبال این شیادی‌ها نروید» برنامه امام (ره) این بود. نمی‌خواستند مردم را با این حرف‌ها سرگرم کنند و حرف امام (ره) این بود.....[نطق ناتمام]

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

سدیم - پتاسیم

مایعات بین سلولی بدن سدیم وپتاسیم باید متوازن باشند سدیم یعنی تر وپتاسیم یعنی خشک. علائم اضافه بودن سدیم دربدن (هایپوناترمی): توهم (چیزی که نیست بگوئیم هست) – هذیان (چیزی که هست بزرگتراز آنچه هست بپنداریم) – ضعف – بی قراری – تشنگی – خشگی زبان ودهان – پوست برافروخته . می توان گفت اینها علائم اضطراب هم هستند. علائم کاهش سدیم دربدن(هیپوناترمی) : خواب آلودگی – گیجی – تشنج – درحالت ایستاده کم خون شدن که معمولا می افتیم – تهوع – خشگی مخاط – کاهش ترشح بزاق اما درافزایش پتاسیم (هایپوکالمی) :کولیت روده – اسها ل- فلج عضلانی وتنفسی – تهوع – فلج دست وپا و ضعف عضلانی علائم کاهش پتاسیم (هایپو کالمی) : خستگی – بی اشتهائی – تشنگی – گرفتگی وخواب رفتن پا – ضعف عضلانی – اختلالات حسی – تهوع واستفراغ غذاهای حاوی سدیم : لوبیا ها – خربزه – طالبی – شلغم – هویج – کلم قمری – کدوحلوائی – گلابی – انگور- قیسی- زیتون رسیده – موز- آناناس – خربزه درختی(پاپایا)- انبه – گوشت گوسفند ومرغ وبوقلمون – برنج – باقلا- نخود فرنگی – تخمه کدو – سیب زمینی – قارچ – کاهو – لوبیا سبز- بامیه – هندوانه – گرمک – گوجه فرنگی – کدوخورشتی – مرکبات – انار- آلبالو- هلو – آلوبخارا وسیاه – شلیل – گوشت گاو وگوساله وگوسفند ماده – ماهی – میگو – کله پاچه – لبنیات (شیر – ماست - کره – دوغ – خامه – شور– روغن – لچ – لور- قرا ) سیرابی – جو – اسفناج – توت فرنگی – شاتوت – کیوی - ... غذاهای حاوی پتاسیم : پنیر- کشک – ذرت – ماش- نارنگی – لیمو عمانی – سنجد – زیتون کال – الوزرد – گوجه سبز- سماق- نخود ولپه – نخودچی – بادام ها – گردو – پسته – فندق – نارگیل- سبزی خوردن – پیاز- سیر – موسیر- کلم برگ وبروکلی – جعفری – پونه – شوید – کرفس – توت خشک – فلفل دلمه – بادمجان – سیب درختی – خرما – گوشت شتر... سرد وگرم غذاهای مذکورنیز باید مد نظر قرارگیرد. ازلوبیا تا بوقلمون گرم وازبرنج تا سماق سرد هستند وبقیه گرم Phیعنی غلظت یون هیدروژن درمایع خارج سلولی منفی یعنی کمتراز4/7باشد 4/7= طبیعی 3/7 = اسیدوز 5/7= آلکالوز اسید یعنی مولکول یایونی ، یک هیدروژن به محلول خارج سلولی اضافه کند تعادل یعنی تنظیم بودن هیدروژن درمایعات بدن اسیدوز= تضعیف سیستم عصبی مرکزی منبع غذاها : نرم افزار تغذیه شناسی جمشید خدادادی

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

مرگ سبز

آیت الله شهید محمد رضا توسلی رئیس دفترامام خمینی سلام الله علیه رحلت مرحوم آیت‌الله توسلی در نوع خود بی‌نظیر و تاریخی است. اهمیت این‌گونه وداع با زندگی برای همه و با هر گرایش سیاسی و عقیدتی‌‌ای آموزنده است.هر کس می‌تواند با آرا و عقاید آن مرحوم موافق یا مخالف باشد، ولی نمی‌تواند نسبت به ابراز حساسیت ایشان در برابر عقیده‌اش بی‌تفاوت باشد و از کنار آن رد شود یا حتی سر تعظیم و تکریم فرود نیاورد. گرچه طبیعی است گروه‌های سیاسی به ‌ویژه در ایام انتخابات از بروز هر واقعه‌ای به نفع جریان خود سود جویند و در این کار اشکالی نیست، اما این ترس وجود دارد که اهمیت رویداد مرگ بزرگ آیت‌الله توسلی در این میان مورد غفلت واقع شود. اما اصل ماجرا چیست؟ برخی فکر می‌کنند که نوشتن مطلبی موهن علیه نوه محترم مرحوم امام موجب بروز این وضعیت برای مرحوم توسلی شده است اما به نظر بنده چنین نیست. اولا‌ً‌؛ وقتی که مرحوم امام شخصا درباره توهین به خودشان و حتی پاره کردن عکس خود و یا حتی وقتی که علیه فرزندشان مرحوم احمد‌‌آقا در گذشته چنان موضعی ابراز داشت، طبیعی است که اتخاذ موضع علیه حسن‌آقا هم نباید موجب این فشار بر جسم و جان طرفدارانش از جمله مرحوم توسلی شود و تصور نمی‌کنم که حسن‌آقای خمینی نیز چنین منش و رویکردی داشته باشد که برای نوشته یک سایت به لحاظ شخصی حساب مهمی باز کند.نکته‌ای که به ذهن می‌رسد بیش از هر چیزی موجب این فشار بر آن مرحوم شد، مواجهه با پیش‌بینی درست مرحوم امام است، هنگامی که آقای توسلی بخشی از نامه ایشان را در سال 1361( 25 سال پیش و چهار سال پس از انقلا‌ب) می‌خواند که نوشته‌اند:«اینجانب هیچ‌گاه میل نداشته و ندارم که درباره نزدیکان خود سخنی بگویم یا دفاعی کنم. لکن علا‌وه بر آنکه در پیشگاه مقدس حق-جل و علی - مقصر و مجرمم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه‌ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است و در نزد مسلمانان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور و تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم، در پیش گروه‌هایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم و احتمال قوی می‌دهم که پس از من برای انتقام‌جویی از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمت‌ها که من آنها را ناروا می‌دانم بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند و اکنون در حیات من گفت‌وگوها و زمزمه‌هایی به گوش می‌خورد که احتمال فوق را قوی‌تر می‌کند. لهذا من احساس وظیفه شرعیه نمودم برای رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملت عزیز اظهارکنم که از قبَل من در این خصوص تقصیری نباشد. یکی از آنان که بیش از همه احتمال انتقام‌جویی از من درباره او می‌رود احمد خمینی فرزند اینجانب است...»(مطالب نوشته شده بیش از مقداری است که مرحوم توسلی خواند و از صحیفه امام اضافه شده است) ملا‌حظه می‌شود که ایشان تأکید می‌کند که هیچ میلی برای دفاع یا سخن گفتن درباره نزدیکانشان را ندارند، اما جوانمردی مشهود در ایشان این دغدغه را ایجاد کرده بود که مبادا به واسطه «گناهان نابخشودنی» که نزد «گروه‌ها و اشخاص» داشته‌اند، که چون آتش آنان نمی‌تواند یا جرأت ندارد که مستقیماً آن مرحوم را نشانه رود، دامن خانواده‌اش را بگیرد. کسی که از نزدیک با امام بوده، در درجه اول فتوت و جوانمردی را در این پیش‌بینی می‌بیند که افراد ناظر و بیرونی کمتر متوجه آن می‌شوند. و در مرحله بعد، عمق تحلیل و درایت. مرحوم امام برای آیت‌الله توسلی که مسوول دفترشان بوده، عینیت و معنایی متفاوت از من و شمای خواننده دارد. با این دو نکته خود را جای ایشان باید گذاشت و مواجهه آن مرحوم را با واقعه اخیر فهم نمود. ایشان هنگامی که خود را ناتوان در مواجهه با چنین وضعی می‌بیند، منطقاً حیات برایش به پایان رسیده است. کسی که یک عمر را با آرمان و عقیده‌ای زیسته، اکنون در برابر وضعیتی مخاطره‌آمیز قرار می‌گیرد و فشار ناشی از این وضعیت موجب تهی شدن کالبدش از روح می‌شود و جان به جان آفرین تسلیم می‌کند. حمله به حسن‌آقا مطلقاً از منظر شخصی نبود، زیرا وی از منظر مسوولیت میراث‌داری و تولی وصیتنامه مرحوم پدر بزرگش سخنی را گفته بود که طبعاً مخالفت با این اظهارات باید متوجه مرحوم امام می‌شد و نه متوجه دیگران و اگر چنین بود، مشکلی پیش نمی‌آمد، همچنان که در این سال‌ها حمله یا انتقاد به مرحوم امام از سوی افراد متعددی صورت گرفته است، ولی فرق این حمله این است که در ذیل دفاع از امام، انتقام از ایشان را از خانواده‌اش گرفته‌اند. فراموش نشود، اتفاقاً آن مرحوم هم در سخنان خود در مجمع تشخیص به تفکیک نقش حقیقی و حقوقی حسن‌آقا اشاره می‌کند و حمله را متوجه شخصیت حقوقی ایشان می‌داند. منظور بنده از انتقام‌گیرندگان نویسنده آن مطلب نیست، زیرا یک جوان تازه‌کار و چه بسا علا‌قه‌مند به امام(ره) که هنوز متوجه تبعات چنین رفتاری نیست، خود نیز قربانی بساط پهن‌شده از جانب کسانی است که سال‌هاست درپی انتقام‌گیری هستند. مصداق این انتقام‌گیران از نظر مرحوم توسلی در جریان همان سخنرانی از خلا‌ل بحث آن زوج شیاد که مدعی ارتباط با امام زمان بودند و موضع مرحوم امام در این زمینه، کاملا‌ مشخص می‌شود. این داستان را گرچه در همان زمان هم بسیاری از افراد شنیده بودند، اما تکرار آن در زمان حاضر همراه با حرکاتی که برخی می‌کنند و سجاده برای امام زمان پهن می‌کنند یا یک وعده غذا هم کنار سفره برای ایشان می‌گذارند! کاملا‌ً معنادار است. برخی فکر می‌کنند اینها خرافات است، اما نقل قول مرحوم توسلی از امام که آن را شیادی توصیف کرده بودند، به واقعیت نزدیک‌تر است و اتفاقاً وقتی که به این فراز از جمله امام می‌رسند که «دنبال این شیادها نروید» و ادامه می‌دهند که: «برنامه امام‌(ره) این بود، نمی‌خواستند مردم را با این حرف‌ها سرگرم کنند و حرف امام‌(ره) این بود...» سپس فوت می‌کنند، اگر کسی سال‌ها در خدمت امام بوده و به او عشق می‌ورزیده و اکنون با این وضع علیه میراث‌دار وی مواجه شده و آن پیش‌بینی را با تمام وجود حس کرده و اکنون هم خود را قادر به تغییر روند نبیند. دیگر چه جای زندگی؟ ظاهراً مرحوم توسلی سخن شفاهی دیگری هم برای بیان نداشته است و ادامه سخن را با مرگ خود تکمیل کرده. کسی که برای دفاع از آرمان و عقیده خود قالب تهی کند، انسانی باارزش و ماندگار است. عباس عبدی - روزنا www.roozna.com

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى

تعبیر خواب سید حسن خمینی

تعبیر خواب امام - محمد قوچانی سرمقاله شهروند امروز shahrvandemroz.blogfa.com چه کسانی قصد دارند امام خمینی را از خانه‌اش بیرون کنند؟ «من یک روز داشتم می‌رفتم در اتاق (امام)؛ دیدم که مرحوم حاج‌احمد آقا با یکی از دوستان دارند صحبت می‌کنند و به ایشان می‌گویند که امروز خدمت امام نروید. ایشان (فرد مذکور) هر روز خدمت امام می‌رفتند. ایشان گفتند که برای چه؟ حاج‌احمد آقا فرمودند: آیا شما در جایی صحبتی کردید؟ ایشان گفت: بله. فرمودند که امام صحبت‌های شما را گوش کرده؛ شما در صحبت‌هایتان ظاهرا یک چیزهایی گفتید که مثلا امام خدمت امام زمان(عج) می‌رسد. فریاد امام بلند شد که: این نسبت‌ها چیست که به من می‌دهند. من هم خودم یک فرد عادی هستم چرا این حرف‌ها را به من نسبت می‌دهند؟... سه نفر آمدند و می‌خواستند بگویند که ما خدمت امام زمان(عج) می‌رسیم... یک کتاب خطی هم آوردند و بردند خدمت امام و گفتند که ما خدمت امام زمان می‌رسیم. امام خمینی فرمودند که من سه تا سوال دارم. اول اینها را از آقا سوال کنید و برای من بیاورید آنگاه من با شما صحبت می‌کنم: اول – حادثه بی‌ربط حادث به قدیم برای من لاینحل مانده است، دوم – آن چیزی که من به آن خیلی علاقه دارم چیست؟ و سوم – یک چیزی هم گم کرده‌ام، آن چیست؟... بنا شد که بروند و خبر بیاورند. دو روز آمدند و سر سه‌راه به مرحوم حاج‌احمد آقا فرمودند که برو ببینم که چه می‌گویند؟... امام فرمودند... شیادها دست از این حرف‌هایتان بردارید و دنبال این شیادی‌ها نروید. برنامه امام این بود نمی‌خواستند مردم را با این حرف‌ها سرگرم کنند. حرف امام این بود.» و این واپسین جمله و کلمه و خاطره مرحوم آیت‌الله توسلی - محرم اسرار آیت‌الله خمینی– بود که چون نطق در کام ناکام مانده و چون شمشیر از نیام نیمه برکشیده و چون بغض در گلو فرو خفته، خفته ماند و در غلاف رفت و ناتمام ماند. اما چه شده که آن پیر – که چشم و چراغ راه و صندوقچه راز و اسرار بود – سکوت را شکست و چه شده که امام خمینی به خواب سیدحسن خمینی آمده و نجوا کرده که «مرا دارند از این خانه بیرون می‌کنند» و چون از آن مرحوم می‌پرسند که «آقا چه کسی شما را از این خانه بیرون می‌کند» از عالم خواب، جواب نمی‌شنوند. چاره کار اما تعبیر خواب نیست چرا که به قول و فعل همان امام: «خواب حجت نیست اما گاه خواب‌هایی است که انسان را بیدار می‌کند» و خواب سیدحسن از این جمله است که تنها با رجوع به تاریخ تعبیر می‌شود: باید به دو قرن پیش بازگشت. به عصر سقوط صفویه که نه‌تنها شیرازه دولت ملی ایران فروپاشید که مذهب ملی ایران نیز دوپاره شد: گروهی اخباری شدند و گروهی اصولی. اخباریون اهل ظاهر بودند و تحجر و جمود و تعطیل عقل و تکیه بر نقل و ترجیح چشم بر مغز و دیده را بر اندیشه برتری می‌دادند و اصولیون در مقابل پیرو مذهب عقل و اهل اجتهاد. سرانجام در نبردی فکری و تاریخی علمای اصولی بر فقهای اخباری پیروز شدند و اصولیه مذهب غالب در فقه شیعه شدند که به رهبری علامه وحید بهبهانی به تدریج حوزه‌های علمیه شیعه به خصوص در نجف و کربلا را زیر نفوذ کلام خود گرفتند. اخباریه اما به شکل پیچیده‌تری درآمد. اگر اهل سنت مغلوب نهضت اخباری شدند و مذهب وهابی بر عربستان سعودی و شبه‌جزیره هندوستان چیره شد؛ در مذهب اهل بیت به تدریج از خاکستر و هیزم اخباری‌گری شیخیه و بابیه برآمد. شیخیه نام خود را از شیخ احمد احسایی وام گرفته که مشرب اخباری داشت اما در این مذهب نماند و چون ذوق فلسفی داشت و این ذوق با آن مذهب مخالفت داشت، راه تجدیدنظر و تاویل و باطنی‌گری پیش گرفت که یک بار پیش از این در شیعه به صورت مذهب اسماعیلیه آزموده شده بود و از درون آن دروزی‌های امروز لبنان سر برآوردند که در مرز کفر و ایمان زندگی می‌کنند. باری، شیخ احمد احسایی هم در نهایت راهی چنین پیمود. اول عالم شیعه که شیخ شیخیه را تکفیر کرد، عموی قره‌العین رهبر زنان بابیه بود که در قزوین از شیخ احمد احسایی پرسید که مذهب شما در معاد چیست؟ و شیخ نظریه هور قلیایی را طرح کرد که خلاف نظر غالب شیعه بود که معاد را جسمانی می‌داند. شیخ می‌گفت هور قلیایی چون شیشه در سنگ است یعنی انسان در آخرت نه به صورت این بدن که به شکل هور قلیایی زنده می‌شود و این هور قلیایی می‌تواند در هر انسان دیگری حلول کند به شرط آنکه او شیعی کامل یا رکن رابع باشد. شیخ معتقد بود در عصر غیبت لازم است کسی از میان برجستگان شیعی واسطه فیض میان امام و امت باشد و آن شیعی کامل یا رکن رابع است. شهید ثالث (حاج ملامحمدتقی قزوینی عموی قره‌العین) این نظریه را که شنید حکم به تکفیر شیخ احمد احسایی داد و او از آن پس هرچه کوشید که نظریه‌اش را ثابت و ایمانش را اثبات کند نتوانست و در مقام بدعت‌گذار ماند. پس از او سیدکاظم رشتی رئیس شیخیه شد و خود را شیعه کامل و رکن رابع خواند که از پس خدا و نبی و امام می‌آمد و ضلع چهارم پیشوایی دینی را مدعی بود. از بدایع سیدکاظم رشتی یکی این بود که می‌گفت ظهور امام زمان نزدیک است: «و چنان در این پیشگویی پافشاری می‌کرد که شاگردانش می‌پنداشتند شاید امام غایب خود او باشد زیرا که می‌گفت او اکنون در میان شماست.» سیدکاظم رشتی حتی برای خود جانشین انتخاب نکرد زیرا می‌گفت چون ظهور امام غایب بسیار نزدیک است احتیاج به تعیین جانشین نیست و همین مقدمه‌ای بر ظهور باب شد؛ دیوانه‌مردی که از ادعای بابیت (امام زمان) و رکن رابع شروع کرد و به مهدویت و نوبت و الوهیت رسید. قصه باب و بها را بسیار گفته‌اند اما اینکه چگونه جامعه ایران مهیای این بدعت شد را کمتر کسی شکافته است. در یک ارزیابی اجمالی می‌توان در سه سرفصل ریشه‌های ظهور بابیه را چنین برشمرد: اول – از نظر اجتماعی و اقتصادی جامعه ایران در عهد قاجار در وضعیت فلاکت‌باری قرار داشت. جمعیت ایران نسبت به ادوار گذشته تاریخ آن نه‌تنها افزوده نشده بود که کاسته شده بود. فقر و بیماری و فساد بیداد می‌کرد. امنیتی برقرار نبود و عدالت بی‌معنا بود. ایرانیان هویت ملی خویش را گم کرده بودند و چه‌بسا که هرگز ترک‌ها، فارس‌ها را و فارس‌ها، کردها را و کردها، لرها و اقوام، اقوام را نمی‌دیدند که سفر از گوشه شمالی ایران به گوشه جنوبی و شرقی به غربی و دیگر جهات جغرافیایی نه ممکن بود و نه میسر. راهی برای تجارت وجود نداشت و طبقه متوسط مفقود بود. اقتصاد ایران معیشتی بود و نیمی از جامعه ایران یعنی زنان در خانه بسر می‌بردند. ثروتی تولید نمی‌شد و قدرتی برای دولت ایجاد نمی‌کرد. دوم – از نظر سیاسی و امنیتی دولت ایران در عصر قاجار دولتی بی‌ثبات بود. در جنگ‌ها و نبردهای خارجی شکست خورده و سرافکنده بود. روس‌ها هر پاره خاک ایران را به توبره‌ای می‌بردند و انگلیسی‌ها ذره‌ذره این سرزمین را تجزیه می‌کردند. شاهان، مردان نالایق و وزیران حکمرانان، جوانمرگ شده‌ای بیش نبودند. ارتش وجود خارجی نداشت و نظمیه نبود. مالیات وجود نداشت و دولت ورشکسته بود. سوم – از نظر فرهنگی و فکری نظام آموزشی و حقوقی صفوی فروپاشیده بود. دیگر میان علما و شاهان اتحاد و دوستی برقرار نبود. مکتبخانه‌ها درس روز نمی‌دادند و حوزه علمیه پویایی در ایران نبود. مرجعیت به نجف رفته بود و تهران مانند اصفهان از مدرسه و حوزه بهره‌مند نبود. در چنین وضعیتی مذهب شیعه صورتی آرمانی از آینده پیش روی ملت قرار می‌داد و جوهر این آرمان مهدویت بود. در جامعه‌ای که قهرمانان آن دژخیمان بودند، در جامعه‌ای که دو شاه بزرگش شاه‌عباس و نادرشاه، پسرکش بودند و آینده‌کش، در جامعه‌ای که آغامحمدخان قاجار، آن خواجه سفاک نسل کریم‌خان زند و لطفعلی خان زند آن سرداران دلیر را از زمین برکند، مهدی صاحب‌زمان آرمانی شریف است غافل از آنکه همواره شیادانی وجود دارند که این آرمان شریف را به نام خود مصادره کنند. اینگونه بود که شیخ احمد احسایی و سیدکاظم رشتی زمینه‌ساز شیادانی چون سیدعلی محمد باب و بهاء شدند و از ماهیت آرمانشهرگرایانه مذهب شیعه به سود خود بهره جستند. آرمانشهرگرایی نهضتی است که در همه جای تاریخ و جغرافیای جهان به فساد و انحطاط منتهی شده است و این به دور از عقلانیت و واقعیت‌گرایی است که فقهای شیعه همواره از آن دفاع کرده‌اند. اگر رساله اتوپیای توماس مور در انگلستان و سپس آمریکا مقدمه‌ای بر ظهور نهضت پاکدینی یا پیوریتانیسم شد در ایران نیز سیدکاظم رشتی بر اساس حدیث معروف نبوی: «انا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد ان یدخل المدینه فلید خل من بابها: من شهر علمم و علی دروازه آن است و هرکس بخواهد بدین شهر وارد شود باید از دروازه‌اش به درون آید» اتوپیایی شیخی نوشت. در این اتوپیا شهری در آسمان قرار دارد که 22 محله دارد و در ناحیه‌ای از آن 360 کوچه و آنگاه یک به یک این کوچه‌ها را برمی‌شمارد: کوچه زخبیا که صاحبش مردی است با خنجر، کوچه ارهوطا که مردی است به صورت گوسفند، کوچه طرطیروش که زنی است نشسته بر تختی و... سیدکاظم رشتی امامان شیعه را ساکنان این شهر می‌داند و گفته‌اند که او درباره غلو در حق امامان شیعه از شیخ احمد احسایی هم بی‌باک‌تر بود. این آرمانشهرگرایی دروغین اما با نظریه‌های دیگری در مذهب شیخیه تکمیل می‌شد؛ نظریه‌هایی که زمینه‌ساز ظهور باب شد. نظریه اول فرضیه شیعه خالص یا رکن رابع بود. ناب‌گرایی در معنای عام خود نهضتی است که در مسیحیت به شکل‌گیری پیوریتانیسم در اهل سنت به تکوین وهابیت و در اهل بیت به شکل‌گیری شیخیه / بابیه انجامیده است. اگر در فقه شیعه مسلمانی صرفا به بیان است و سپس پرهیز از نواهی و عمل به شریعت و اگر در بیان قرآن میان اسلام و ایمان مرزی روشن وجود دارد و مسلمانی سهل و آسان است، در شیخیه مسلمانی سخت است و صعب و افزون بر شریعت بدعت‌های بسیاری وارد دیانت شده که آن را از حقیقت تهی ساخته و به صورت مذهبی انحرافی درآورده است چنان که برخی مورخان و محققان نوشته‌اند: «شیخ احمد احسایی ... بعضی مطالب روحی از عبارات اخباریان می‌فهمید که به نظر او حق و لازمه اعتقاد می‌آمد پس آنها را زینت داده به زبان جدیدی اظهار کرد و مریدانش را دعوت به اعتقاد می‌نمود و از مخالفت آنان را بیم می‌داد. این مطالب را کم‌کم جمع کرده و رسمیت داد و جزء مذهب شیعه کرد و هرکس که آنها را پذیرفت از سایر شیعیان جدا شده و متخصص به آنها شد و آنها را مذهب شیخ احمد نامید و خود را شیخی دانست. فخر می‌کرد و می‌گفت شیعه خالص منم و دیگران گمراهند.» بدین‌ترتیب اگرچه کار شیخیه با تکفیر آن شروع شد اما خود ایشان اهل تکفیر بودند و اهل ترور چنانکه قره‌العین سرانجام عمویش حاج‌ملامحمد تقی را به سبب تکفیر شیخیه، تکفیر کرد و سرانجام به دستور برادرزاده عمو را ترور کردند و این فرجامی است که در انتظار همه ناب‌گرایان از مسیحیان پیوریتن (همان نومحافظه‌کارانه امروزی) و وهابیان اهل سنت(همان القاعده و طالبان) است. براساس نظریه ناب‌گرایی همواره گروهی وجود دارند که ناب و خالص‌‌اند و در اقلیتند و گروه‌های دیگر هم آشفته و آغشته و التقاطی ولو در اکثریتند و این‌گونه است که ترور و تکفیر و بدعت همزاد می‌شوند. نظریه دوم گمانه هور قلیایی است: «می‌گفت انسان با جسم هور قلیایی (در آخرت) زنده می‌شود و می‌گفت چون حقیقت انسان همان روح اوست معاد هم روحانی خواهد بود. او این روح را نوعی جسم بسیار لطیف به‌ ‌نام هور قلیایی می‌‌خوانده است...» شیخ خود در این‌باره می‌نویسد: «جسد دوم انسان جسدی است جاویدان و باقی و فناناپذیر و از عناصر هور قلیایی می‌باشد که در جسد ظاهری و محسوس او پنهان است. این جسد هور قلیایی مرکب روح و از سنخ اوست و پس از مرگ در قبر مرده باقی می‌ماند در حالی که زمین جسد عنصری او را خواهد خورد. روح انسان در قیامت با همین جسد هور قلیایی بازخواهد گشت و حساب پس خواهد داد و داخل بهشت یا دوزخ خواهد شد.» نظریه هور قلیایی تا اینجای کار تنها نظریه‌ای کلامی است اما فساد کار در جایی آشکار می‌شود که نظریه سوم متولد می‌شود. آن تئوری حجت است. اینکه «بعد از غیبت امام دوازدهم خداوند عالم را مهمل نگذارد که عالم از وجود حجت خالی باشد» (حاج محمد کریم‌خان‌کرمانی) براساس فرضیه حجت میان دو مفهوم رکن رابع و شیعه خالص از سویی و هور قلیایی و معاد روحانی از سوی دیگر پیوند ایجاد می‌شود: «امام غایب در جسم و قالب هور قلیایی است و زندگی روحانی دارد و آزادی او مانند ما زندگان نیست بلکه به اراده خداست و زندگی او نوعی زندگی برزخی در قالب مثالی یعنی در جسم هور قلیایی است بنابراین او در هنگام ظهورش در قالب خود ممکن است نباشد بلکه روح و جسم هور قلیایی او در قالب شخص دیگری ظاهر شود.» این‌گونه است که هور قلیایی برای بحران شیخیه در تبیین این واقعیت که امام مهدی فرزند امام حسن عسگری است به کار می‌آید چه اگر امام زمان همان امام مهدی باشد تنها در قالب حجت بن‌الحسن العسگری باید فهمیده شود اما اگر امام زمان هور قلیایی باشد هر شیادی مانند علی‌محمد باب می‌تواند مدعی این مقام باشد و بگوید و به دروغ ادعا کند که: «من همان امام غایب هستم یعنی حقیقت و یا روح او (هور قلیایی) در من درآمده و من حجاب یا صورت او هستم.» اما ببینیم که شرایط روحی و روانی جامعه شیعه ایران چگونه بود که این نظریه‌های کلامی در آن به وجود آمد. چه فلسفه و کلام کار عوام نیست و آنان بیشتر با ظاهر و صورت امور سروکار دارند و سران بدعت (شیخیه و بابیه) نیز اهل ظاهر بودند. سه کردار اینان بیش از دیگر رفتارها در ترویج بدعت موثر بود: اول ادعای زهد و تهجد: گفته‌اند «سید باب در 31 سال عمر دارای زندگی و رفتاری غیرعادی بوده است. در جوانی از لذات زندگی خود را محروم می‌کرد و مانند مرتاضان هندی سختی‌ها و محرومیت‌های زیادی را متحمل می‌شد... همیشه تنها بسر می‌برد و تمایل سختی به پارسایی و عبادت آمیخته به ریاضت داشت و بیشتر شب‌ها و روزهای فراغت را به خواندن دعاها و ختومات می‌گذراند و در این امور بسیار پافشاری و افراط می‌کرد و کارها و حرکاتی از خود نشان می‌داد که باعث شگفتی اقوامش می‌شد.» دوم خرافه‌گرایی و خرافه‌پرستی: نوشته‌اند «پس از آنکه رساله فروع باب منتشر شد و در آن رساله باب نظر آل‌الله را یکی از مطهرات (به کسرهاء) دانسته بود قره‌العین از روی ضلالت و گمراهی به اصحاب خود گفت از آنجا که من مظهر حضرت فاطمه هستم آنچه در بازار می‌خرید بیاورید تا نظر کنم و هر چه من نظر نمایم طاهر شود.» سوم، غلو و اغراق در نقش و تعریف ائمه معصومین و سعی در برجسته کردن نقش آن بزرگان حتی در برابر انبیا. چنان که گفته‌اند: «در نظر باب مقام قائمیت و مهدویت بالاتر از درجه نبوت بوده است... منشاء چنین عقیده سید باب این بوده است یکی اینکه در اخبار شیعیان در مورد ظهور امام غایب آمده است که چون آن امام آشکار شود کتاب و شریعتی جدید آورد. بدین معنی که آن قائم در آخرالزمان چنان اقدامات و اصلاحاتی عمیق در دین اسلام به عمل می‌آورد که مسلمانان می‌پندارند اقدامات و اصلاحات او دین و شریعت تازه است. بابیه برای ترویج خود آئین‌هایی هم داشت. سیدکاظم رشتی نیای شیخی بابیه «به شاگردانش و پیروانش تاکید می‌کرد که بر یکایک شما لازم است که شهرها را بگردد و ندای امام غائب را اجابت کند... بعضی از خواص شیخیان برای تعجیل در ظهور امام به مسجدها می‌رفتند و دست به دعای ظهور امام غایب مورد نظر شیخیان بلند می‌کردند و از خدا می‌‌خواستند که هر چه زودتر نور طلعت امام غائب مورد نظر شیخیان را به آنها بنماید.» *** شیخیه و بابیه و کلیه مذاهب انحرافی همواره در شیعه دشمنانی راسخ داشته‌اند که در یک کلام می‌توان آنها را متشرعه نامید. متشرعه که در کتب به نام اصولیه هم شناخته شده است نهضتی است عقلی و حقوقی. عقلی است چون که عقل را ابزار شناخت شرع حتی نقل می‌داند و هرگز حکم به امور غیرعقلی نمی‌دهد و اگرچه در طول زمان در حصار برخی جمودها و تحجرها مانده اما هرگز ملاک خود را از دست نداده است. با همین ملاک است که معاد جسمانی براساس آموزه‌های فلسفی و صدرایی در اکثریت فقهای اصولیه پذیرفته می‌شود و از نتایج معاد روحانی پرهیز می‌شود. در واقع مکتب و مذهب اصولیه سلسله جلیله‌ای است که در عصر ما علامه وحید بهبهانی احیاگر آن است و سپس شیخ انصاری، میرزای شیرازی، آخوند خراسانی،‌ علامه نائینی، آیت‌الله بروجردی و امام خمینی پرچمدار آن می‌شوند. این مذهب فقهی فکری از یک سو ریشه در آرای فلسفی ملاصدرا دارد و از سوی دیگر آرای اصولی علامه بهبهانی را الگوی خود ساخته است. گرچه به اندیشه مهدویت باوری عمیق دارد اما آرمانشهرگرا نیست. سعی می‌کند با فقهی عقلانی درباره الگوهای زندگی امروز و اکنون قانون و قاعده صادر کند. انحراف از مهدویت راستین در فرقه بابیه و شیخیه چنان زنهاری در جان فقهای اصولیه نهاده است که سبب شده بارها در عصر ما هرگونه ادعای ارتباط با امام زمان از سوی فقهای شیعه رد و طرد شود. اصولیه که هم انحراف اسماعیله را دیده، هم با صوفیه جنگیده و هم شیخیه و بابیه را دیده ترجیح می‌دهد به وجود امام زمان همچون وعده‌ای الهی بنگرد نه ادعایی بشری. در فقه شیعه نه زهدگرایی افراطی وجود دارد و نه خرافه‌پرستی. بدیهی است فقه شیعه سال‌هاست که در سنت‌های قدیم خود مانده و از این رو نیازمند اجتهادی پویاست اما هیچ‌کس نمی‌تواند برای اموری مانند عصمت غیرمعصومین، شفاعت غیرائمه و انبیا، نظرکردگی، خواب دیدن و... ریشه فقهی بجوید. در 27 سال پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری روحانیت شیعه نیز بنا به همین سنت فقهی نشانی از این آرمانگرایی افراطی دیده نمی‌شد و اگر هم وجود داشت با آن برخورد می‌شد. هرگز این موج از آرمانگرایی از سوی نهادهای رسمی و دولتی ترویج نمی‌شد. اما اکنون روزگاری است که نه‌تنها سیدحسن خمینی و شیخ علی‌اکبر ناطق نوری که امام خمینی به خواب فرزندانش می‌آید و هشدار می‌دهد که مبادا افراط در مقدس‌مآبی، زهدگرایی و غلو در حق ائمه معصومین به بدعتی جدید منجر شود. شاید شیخ احمد احسایی و سیدکاظم رشتی هم گمان نمی‌کردند که از خمیرمایه و هیزمی که آنان گرد می‌آورند چنین آتش باب و بها روشن شود. اما در همان زمان نیز علما و فقهایی وجود داشتند که خطر این هیمه را به یاد آورند همان گونه که امام خمینی به خواب سیدحسن خمینی آمد و نجوا کرد: «مرا دارند از این خانه بیرون می‌کنند». توضیح: ایده اصلی این مقاله از آن یکی از بزرگان نظام است که در گفت‌وگویی اشاره‌ای روشن به این مضمون کرد و آن را از دغدغه‌های امام برای آسیب‌شناسی انقلاب دانست و اینک که در پی درگذشت آیت‌الله توسلی هشدار رهبری انقلاب اسلامی متوجه این انحرافات شده است ضروری بود که این نطق ناتمام ادامه یابد. اشارات تاریخی این مقاله به دو کتاب ذیل و برگرفته از ایشان است. 1- شیخی‌گری، بابی‌گری و بهایی‌گری، تالیف دکتر یوسف فضایی، آشیانه کتاب، چاپ اول: 1351 2- فتنه باب، به کوشش و قلم دکتر عبدالحسین نوایی، نشر علم، ج اول: 1377

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٦ - هاشم فردوئى