زيتون

 

حسین وارث آدم

شهیددکترعلی شریعتی:«خواهران، برادران

اکنون شهیدان مُرده‌اند، و ما مُرده‌ها زنده هستیم.

شهیدان سخنشان را گفتند، و ما کرها مخاطبشان هستیم،

آنها که گستاخی آن‌ را داشتند که وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند، مرگ را انتخاب کنند. رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال است که مانده‌ایم.

و جا دارد که دنیا بر ما بخندد که ما ـ مظاهر ذلّت و زبونی ‌ـ بر حسین(ع) و زینب(س)  ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم،

و این یک ستم دیگر تاریخ است که ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.

امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی که بشریت آفریده است، حیات بخش‌ترین ماده‌هایی که به تاریخ، حیات و تپش و تکان می‌دهد، و خدایی‌ترین درس‌هایی که به انسان می‌آموزد که می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده است.

ما وارث عزیزترین امانت‌هایی هستیم که با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌های بزرگ انسانی، در تاریخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث این‌ همه هستیم، و ما مسئول آن هستیم که امتی بسازیم از خویش، تا برای بشریت نمونه باشیم.

«و کذالک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا» خطاب به ماست.

ما مسئول این هستیم که با این میراث عزیز شهداء و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ایمانمان و کتابمان، امتی نمونه بسازیم تا برای مردم جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد. رسالتی به این سنگینی، رسالت حیات و زندگی و حرکت بخشیدن به بشریت، بر عهده ماست، که زندگی روزمره‌مان را عاجزیم!

خدایا! این چه حکمت است؟

و ما که در پلیدی و منجلاب زندگی روزمره جانوریمان غرقیم، باید سوگوار و عزادار مردان و زنان و کودکانی باشیم که در کربلا برای همیشه، شهادتشان و حضورشان را در تاریخ و در پیشگاه خدا و در پیشگاه آزادی به ثبت رسانده‌اند.

خدایا این باز چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟

اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین(ع)، و عشق به حسین(ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ او که می‌خواست این داستان به پایان برسد.

اکنون شهیدان کارشان را به پایان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر کدامشان، نقش خویش را خوب بازی کرده‌اند. معلم، مؤذن، پیر، جوان، بزرگ، کوچک، زن، خدمتکار، آقا، اشرافی و کودک....

و اکنون حسین(ع) با همه هستی‌اش آمده است تا در محکمه تاریخ، در کنار فرات شهادت بدهد:

شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاریخ.

شهادت بدهد به نفع محکومان این جلاد حاکم بر تاریخ.

شهادت بدهد که چگونه این جلاد ضحّاک، مغز جوانان را در طول تاریخ می‌خورده است.

با علی اکبر(ع) شهادت بدهد!

و شهادت بدهد که در نظام جنایت‌ و در نظام‌های جنایت چگونه قهرمانان می‌مردند.

با خودش شهادت بدهد!

و شهادت بدهد که در نظام حاکم بر تاریخ چگونه زنان یا اسارت را باید انتخاب می‌کردند و ملعبه حرمسراها می‌بودند یا اگر آزاد باید می‌ماندند باید قافله‌دار اسیران باشند و بازمانده شهیدان، با زینبش!

و شهادت بدهد که در نظام ظلم و جور و جنایت، جلاد جائر بر کودکان شیرخوار تاریخ نیز رحم نمی‌کرده است.

با کودک شیرخوارش!

و حسین(ع) با همه هستی‌اش آمده است تا در محکمه جنایت تاریخ به‌ سود کسانی که هرگز شهادتی به سودشان نبوده است و خاموش و بی‌دفاع می‌مُردند، شهادت بدهد.

اکنون محکمه پایان یافته است و شهادت حسین(ع) و همه عزیزانش و همه هستی‌اش با بهترین امکانی که در اختیار جز خدا هست، رسالت عظیم الهی‌اش را انجام داده است.....

این که حسین(ع) فریاد می‌زند ـ پس از این که همه عزیزانش را در خون می‌بیند و جز دشمن کینه‌توز و غارتگر در برابرش نمی‌بیند ـ فریاد می‌زند که «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟»

مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟

این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.

و این سؤال انتظار حسین(ع) را از عاشقانش بیان می‌کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام می‌نماید.

اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین (ع) را ـ که «شیعه می‌خواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه می‌طلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین (ع) اشک می‌خواهد. ضجه می‌خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مُرده است و عزادار می‌خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و «پیرو»....

«آنها که رفتند، کاری حسینی کردند، و آنها که ماندند، باید کاری زینبی کنند، و گرنه یزیدی‌اند»!...»

 

گزیده‌ای از سخنرانی دکتر علی شریعتی با عنوان شهادت از مجموعه‌ی - حسین وارث آدم-  که در تاریخ 6/12/1350 در حسینیه ارشاد ارائه شده است.

--------------------------------

متن کامل سخنرانی دکتر علی شریعتی با عنوان شهادت از مجموعه آثار - حسین وارث آدم-  دانلود نویسنده : خادمین حضرت خدیجه ; ساعت ۱٠:۴٠ ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧

روضه دکتر شریعتی در روز عاشورا

... شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد...

گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم:

... پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.

در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:

صحرای سوزانی را می نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.

می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهلاست.به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است

 

و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...

می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهل است.

به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است.

ترسان و مرتعش از هیجان، نگاهم را بر روی چکمه ها و دامن ردایش بالا می برم:

اینک دو دست فرو افتاده اش،

دستی بر شمشیری که به نشانه شکست انسان، فرو می افتد، اما پنجه های خشمگینش، با تعصبی بی حاصل می کوشد،تا هنوز هم نگاهش دارد

جای انگشتان خونین بر قبضه شمشیری که دیگر ...

... افتاد!

و دست دیگرش، همچنان بلاتکلیف.

نگاهم را بالاتر میکشانم:

از روزنه های زره خون بیرون می زند و بخار غلیظی که خورشید صحرا میمکد تا هر روز، صبح و شام، به انسان نشان دهد و جهان را خبر کند.

نگاهم را بالاتر میکشانم:

گردنی که، همچون قله حرا، از کوهی روییده و ضربات بی امان همه تاریخ بر آن فرود آمده است. به سختی هولناکی کوفته و مجروح است، اما خم نشده است.

نگاهم را از رشته های خونی که بر آن جاری است باز هم بالاتر می کشانم:

ناگهان چتری از دود و بخار! همچون توده انبوه خاکستری که از یک انفجار در فضا میماند و ...

دیگر هیچ !

پنجه ای قلبم را وحشیانه در مشت میفشرد، دندان هایی به غیظ در جگرم فرو میرود، دود داغ و سوزنده ای از اعماق درونم بر سرم بالا می آید و چشمانم را می سوزاند، شرم و شکنجه سخت آزارم می دهد، که:

«هستم»، که «زندگی می کنم».

این همه «بیچاره بودن» و بار «بودن» این همه سنگین!

اشک امانم نمی دهد؛ نمی توانم ببینم.

پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.

در برابرم، همه چیز در ابهامی از خون و خاکستر می لرزد، اما همچنان با انتظاری از عشق و شرم، خیره می نگرم؛

شبحی را در قلب این ابر و دود باز می یابم، طرح گنگ و نامشخص یک چهره خاموش، چهره پرومته، رب النوعی اساطیری که اکنون حقیقت یافته است.

هیجان و اشتیاق چشمانم را خشک میکند. غبار ابهام تیره ای که در موج اشک من می لرزد، کنارتر میرود . روشن تر می شود و خطوط چهره خواناتر.

هم اکنون سیمای خدایی او را خواهم دید؟

چقدر تحمل ناپذیز است دیدن این همه درد، این همه فاجعه، در یک سیما، سیمایی که تمامی رنج انسان را در سرگذشت زندگی مظلومش حکایت می کند. سیمایی که ...

چه بگویم؟

مفتی اعظم اسلام او را به نام یک «خارجی عاصی بر دین الله و رافض سنت محمد» محکوم کرده و به مرگش فتوی داده است.

و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...

در پیرامونش، جز اجساد گرمی که در خون خویش خفته اند، کسی از او دفاع نمی کند.

همچون تندیس غربت و تنهایی و رنج، از موج خون، در صحرا، قامت کشیده و همچنان، بر رهگذر تاریخ ایستاده است.

نه باز می گردد،

که : به کجا؟

نه پیش می رود،

که : چگونه؟

نه می جنگد،

که : با چه؟

نه سخن می گوید،

که : با که؟

و نه می نشیند، که :

هرگز !

ایستاده است و تمامی جهادش اینکه ... نیفتد

همچون سندانی در زیر ضربه های دشمن و دوست، در زیر چکش تمامی خداوندان سه گانه زمین(خسرو و دهگان و موبد – زور و زر و تزویر – سیاست و اقتصاد و مذهب)، در طول تاریخ، از آدم تا ... خودش!

به سیمای شگفتش دوباره چشم می دوزم، در نگاه این بنده خویش مینگرد، خاموش و آشنا؛ با نگاهی که جز غم نیست. همچنان ساکت میماند.

نمی توانم تحمل کنم؛سنگین است؛

تمامی «بودن»م را در خود می شکند و خرد می کند.

می گریزم.

اما می ترسم تنها بمانم، تنها با خودم، تحمل خویش نیز سخت شرم آور و شکنجه آمیز است.

به کوچه می گریزم، تا در سیاهی جمعیت گم شوم.

در هیاهوی شهر، صدای سرزنش خویش را نشنوم.

خلق بسیاری انبوه شده اند و شهر، آشفته و پرخروش می گرید، عربده ها و ضجه ها و عَلم و عَماری و «صلیب جریده» و تیغ و زنجیری که دیوانه وار بر سر و روی و پشت و پهلوی خود می زنند، و مردانی با رداهای بلند و....... د

عمامه پیغمبر بر سر و....... د

آه ! ... باز همان چهره های تکراری تاریخ! غمگین و سیاه پوش، همه جا پیشاپیش خلایق!

تنها و آواره به هر سو می دوم، گوشه آستین این را می گیرم، دامن ردای او را می چسبم، می پرسم، با تمام نیاز می پرسم؛ غرقه در اشک و درد:

«این مرد کیست»؟

«دردش چیست»؟

این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟

چه کرده است؟

چه کشیده است؟

به من بگویید:

نامش چیست؟

هیچ کس پاسخم را نمی گوید!

پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است

منبع:حسین وارث آدم، دکتر علی شریعتی

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ٩:۱۱ ب.ظ - سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧

webmaster سیده فخرالسادات محتشمی پور

دکتر شریعتی : می بیند که نزدیکترین خویشاوندانش می آیند با گریه و خواهش و التماس میگویند که شما نروید،اینجا بمانید؛ برای چه ؟ برای اینکه خودش در محظور قرار نگیرد که مجبور شود بیاید.(می گویند) من بر شما و خانواده شما لرزانمء ترسانمء… امام حسین را نصیحت میکنند؛هدایتء رهبری!دلسوزی!… مصلحت نیست که شما تشریف ببرید.باشید اینجا همین جا نماز بخوانیدءبچرخیدءقربانی میکنیمء مردم را وعظ میکنیمء بالاخره یک کارهایی میکنیم دیگرءتمتم مراسم دین را شما انجام بدهید.این مراسم اصلا برای او صدمه ندارد.راضی تان میکند، حتی کمکتان هم میکند ،کاری ندارد… :((

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست5۶

تشییع پیکر مرحوم آیت الله جمی در آبادان    

آفتاب یزد: صبح دیروز و در حالی‌که پرچم‌های یاحسین برفراز شهرهای آبادان و خرمشهر در آغاز ماه پیروزی خون بر شمشیر برافراشته شده بود در فضایی حزن‌انگیز، مردم شهیدپرور آبادان، خرمشهر و خوزستان در مصلای امام خمینی (ره) شهرستان آبادان با پیکر مرحوم آیت الله غلامحسین جمی نماد مقاومت روحانیت در هشت سال دفاع مقدس وداع کردند. به گزارش ایسنا، پیشکسوتان جهاد و شهادت و برخی از مسئولان محلی خوزستان نیز در این مراسم حضور داشتند. این مراسم که با عزاداری سرور آزادگان جهان آغاز شده بود با عزاداری پرشور مردم در سوگ مرحوم غلامحسین جمی همراه و سپس نماز بر پیکر آن مرحوم توسط سیدمحمدعلی موسوی جزایری نماینده ولی فقیه و امام جمعه اهواز برگزار شد. سپس در میان فریادهای الله‌اکبر، مردم آبادان پیکر امام جمعه مقاوم خود در دوران دفاع مقدس را تشییع کردند. پیکر آن مرحوم به شهر نجف اشرف برای خاکسپاری در جوار حرم امیرالمومنین (ع) منتقل خواهد شد.

جمی قهرمان ملی بود۰۹ دی ۱۳۸۷

ازلینک سیدمحمدعلی ابطحی:آیت الله جمی درگذشت. پارسال مراسمی برای بزرگداشت وی از سوی دوستانش در تهران برگزار شد. من هم رفتم. کتاب خاطرات ایشان در روزهای غربت اقامت در آبادان در دوران سخت محاصره­شان را همان شب خواندم. مطلبی نوشتم که امیدوارم اینجا آن را دوباره بخوانید. آیت الله جمی امام جمعه آبادان بود. امکان این را داشت که پس از آغاز جنگ از آبادان که در محاصره­ی جدی دشمن بعثی قرار داشت و هر لحظه بمباران می­شد، خارج شود و مقامات عالیه­ی خود را حفظ کند؛ اما آیت الله جمی در آن غربت مقاومت کرد. به رزمندگان روحیه می­داد. به مشکلات مردم بی­پناهی که در شهر مانده بودند رسیدگی می­کرد. روزهای گرم آبادان را با بی­آبی تحمل می­کرد و هر روز در تماس با مسئولان عالی­رتبه و دفتر امام بود تا امور جنگ را سامان دهد. خبر اقامه­ی نماز جمعه­اش در روزهای جمعه در آبادان مثل یک عملیات موفق برای مردم ایران و رزمندگان امیدبخش بود. بارها محل اقامت­های مختلفش بمباران شد و نجات پیدا کرد. عافیت طلبی نکرد. به نمایندگی از مردم ایران که با همه­ی وجودشان در حال دفاع از آب و خاک کشورشان بودند، سخنرانی می­کرد و روحیه می­داد و آنان را تنها نگذاشت. هر وقت در آن غربت فرصت می­کرد، یادداشت­هایش را از آن روزها یادداشت می­کرد که اخیراً با عنوان "نوشتم که بماند" انتشار یافته است. برای همه­ی کسانی که می­خواهند تاریخ مقاومت ایران در برابر دشمن متجاوز را بدانند خواندن آن ضروری است. او واقعاً یک روحانی قابل احترامی بود که بر تاریخ مقاومت ایران حق بزرگی داشت. کمتر در تاریخ چنین شخصیت­هایی بوده­اند. بعد از جنگ هم غرق در جمع آوری غنایم معنوی و مادی جنگ نشد؛ و آرمان­های آزادی­خواهانه و مستقل و مردم­محورش را فراموش نکرد. با این که یک بار نماینده­ی مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان بود، برای بار دوم از او خواستند که باید امتحان بدهد. استنکاف کرد و نتوانست کاندیدای خبرگان شود. همیشه با آرمان­های اسلام­محور و ایران­محورش که در طول تاریخ جنگ تحمیلی آن را به دست آورده بود زندگی کرد. شاید به همین دلایل علی­رغم همه­ی تبلیغاتی که در مورد یادگاران دوران دفاع مقدس رواج داشت، نسل فعلی کمتر نامی از غلام­حسین جمی قهرمان شنیده است. نه خیابانی به نام او نام­گذاری شده و نه سریال و برنامه­ای درمورد فضایل او ساخته شده است؛ اما یاد آیت الله غلام­حسین جمی در تاریخ زرین مقاومت مردم ایران به عنوان یک قهرمان ملی برای همیشه جاوید و ماندگار باقی خواهد ماند. این مصیبت را به رزمندگان و مردم آبادان و خانواده­اش تسلیت می­گویم.

پیام تسلیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مناسبت درگذشت آیت الله جمی 

بسم الله الرحمن الرحیم

افتخار آفرینی های ملت بزرگ ایران در طول هشت سال دفاع مقدس، یادآور نام انسانهایی بزرگ و متعالی است که تاریخ این مرز و بوم، تا ابد به وجود آنان افتخار خواهد کرد. به یقین مرحوم آیت الله جمی، امام جمعه فقید آبادان از جمله این ستاره های تابناک است.

فقیه مجاهد و عالم مردم داری که در سالهای قبل از پیروزی انقلاب از یاران وفادار امام و نهضت بزرگ ملت بود و پس از پیروزی انقلاب نیز همچون پدری مهربان در کنار مردم صبور و مقاوم آبادان، در غم ها و شادی ها و همچنین مقاومت ها و ایثارگری های آنان شریک بود و دوشادوش آنان از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی ایران دفاع کرد.

خاطره برپایی نمازهای جمعه در شهر آبادان که تحت محاصره و زیر آتش مستقیم دشمن قرار داشت، از جمله نمادهای استواری و مقاومت ملت ایران است که به همت این روحانی وارسته و عالی قدر شکل گرفت و در این سالها، "جمی" مایه امید و قوت قلب رزمندگان و مردم بی پناه خوزستان بود.

در سالهای پس از جنگ نیز علی رغم تمامی بی مهری ها و کم اعتنایی های اصحاب قدرت که اصرار و مقاومت "جمی" بر آرمانهای انقلاب و امام راحل، مهمترین دلیل آن بود، وی تا جایی که توان و امکان داشت، در کنار مردم و مدافعان راستین نظام و اهداف انقلاب به تلاش های خود ادامه داد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، ارتحال این عالم مجاهد و افتخار روحانیت وارسته و مردمی را به ملت ایران خصوصاً مردم خوزستان و بوشهر، علی الخصوص اهالی آبادان مقاوم و همچنین خانواده مکرم جمی، خاصه فرزند ارجمند وی، برادر عزیزمان جناب آقای احمد جمی تسلیت عرض نموده علو درجات ایشان را از خداوند متعال مسئلت دارد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران 8/10/87

استقبال آیت‌الله طاهری از شورای فقها

امام‌جمعه سابق اصفهان از ایده تشکیل «شورای فقها» که هفته گذشته از سوی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی مطرح شد، استقبال کرد. آیت‌الله سیدجلال‌الدین طاهری‌اصفهانی در گفت‌‏وگو با ایلنا در پاسخ به سوالی مبنی‌بر اینکه «تشکیل شورای فقها تا چه اندازه می‌‏تواند در حل مسائل فقهی و حکومتی کارساز باشد؟»، گفت: تشکیل شورای فقها را باید به فال نیک گرفت و امیدوارم در سایه حضور رجال قدرتمند و فقهای کرام و باشهامت نسبت به تشخیص مصالح، اجتهاد مسائل و حل معضلات جامعه که از نبود قوانین جامع و مجریان مدبر رنج می‌‏برد، راهگشا و منبع خیر و برکت باشد. امام‌جمعه سابق اصفهان تاکید کرد: جمهوری اسلامی می‌‏تواند در کنار این شورا مسائل لاینحل و شبهات فقهی را سهل‌‏تر از گذشته از اسلام استخراج و باعث تسهیل وظایف مجلس و دولت شود.

پایان سال ۲۰۰۸

سیدمحمدعلی ابطحی: امروز 11دی ،آخرین روز سال ۲۰۰۸ میلادی است. ساعت ۲۴ امشب در هر کشوری سال نو آغاز می­شود. سال قمری نیز دو روز قبل شروع شد. در سال گذشته در مسائل بین المللی در هم ریختگی اقتصادی جهان، انتخابات آقای اوباما به عنوان رییس جمهور آمریکا، برگزاری المپیک و انفجارهای بمبئی توجه بیشتری را به خود جلب کردند؛ هم­چنان­که کشتار مردم غزه هم در آخرین روزهای سال ۲۰۰۸ پایان دردناکی را برای مردم انسان دوست دنیا ترسیم می­کند. امید به تغییر سیاست­های تجاوزکارانه و جنگ­طلبانه آقای بوش نقطه­ی امید سال گذشته برای بسیاری از نقاط دنیا بود؛ و کشتار مردم غزه چشم­انداز تلخ و سیاه همیشگی قلدرمآبی اسرائیل را یادآوری کرد. با همه­ی این احوال، سال گذشته از سال­های پرهیاهو نبود. در ایران نیز اتفاق مهم و فوق­العاده­ای نیفتاد. ملالی نبود جز دوری شما! بر اساس سنت سنواتی اداره شد. شعارها همان شعارها و افراد هم همان افراد! تنها اتفاق مهم و همگانی بحث انتخابات آینده­ی ریاست جمهوری است که امید به تغییر، نشاط تازه­ای در بین مردم ایجاد کرده است. سال نو میلادی را سازمان ملل سال آشتی و مصالحه­ی جهانی نام­گذاری کرده است. چنین آرزویی البته که عیب نیست ولی حیف که دیگر جوان نیستیم تا بتوانیم این آرزوها را در سایه­ی قدرت­های مسلط زر و زور و تزویر جهانی محقق ببینیم. به اکثر مردم دنیا که امروز سالشان نو می­شود و به مسیحیان ایرانی آغاز سال ۲۰۰۹ میلادی را تبریک می­گویم و برای مردم غزه که آغاز سال جدید را در زیر موشک و محاصره­ی اقتصادی به صبح خواهند آورد، آرزوی مقاومت و صبر و پیروزی دارم.

12دی، اسدالله عسگراولادی عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران: بحران اقتصادی جهان گریبان صادرات ما را هم گرفت    

آمارهای تهیه شده از وضعیت صادرات 9ماه گذشته نشان می‌‌دهد که برخلاف روند سال‌‌های پیشین، رشد صادرات متوقف شده و برخلاف جهش‌‌های صادراتی گذشته، در شرایط بحران کنونی جهان، روندی رو به سقوط را نیز در پیش گرفته است. وی افزود: نشانه‌‌های روشنی از منفی شدن روند صادرات مشخص شده و فقط می‌‌توانیم دعا کنیم که خداوند این روند را متوقف کند اما نباید این نکته را پوشیده نگه داشت که بحران اقتصادی، گریبان صادرات کشور را هم گرفته است به‌‌‌‌گونه‌‌ای که بسیاری از صادرکنندگان درگیر عواقب این بحران شده‌‌اند.اسدالله عسگراولادی گفت: بسیاری از صادرکنندگان در فروش کالاها دچار مشکل شده‌‌اند به گونه‌‌ای که حتی کالاهای فروخته شده آنها به دلیل بحران مالی خریداران، تحویل گرفته نمی‌‌شود یا این که درمقابل کالاهای تحویل گرفته شده، پولی پرداخت نشده است. وی افزود: این موضوع، صادرکنندگان ما را با مشکلات زیادی مواجه کرده و پیش‌‌بینی من این است که بهار آینده، بهاری سخت برای صادرات ایران خواهد بود.به گزارش ایلنا، وی گفت: با توجه به شرایط کنونی ایجاد شده، تولید برای صادرات که هدفی بزرگ عنوان شده است دیگر جایگاهی دراقتصاد کشورندارد به این دلیل که تولید کنندگان با مشکلات زیادی مواجه شده‌‌اند و به همین دلیل از روِسای اتاق‌‌های ایران وتهران می‌‌خواهیم برای حل بحران تولید وصادرات، اتاق بحران تشکیل دهند. بدون تعارف درگیر بحران جهانی اقتصاد شده‌‌ایم و سوز شلاق آن را روی شانه‌‌های خود احساس می‌‌کنیم پس تعارف را کنار بگذاریم و به فکر خروج از این بحران باشیم. فضا، فضای ناامید کننده‌‌ای است اما نباید ناامید باشیم و باید تلاش کنیم تا به بهترین شکل، بحران را تبدیل به فرصت کنیم.عسگر اولا‌دی افزود: به جای بزرگ نمایی بحران دیگران به فکر حل بحران خود باشیم وبه این فکر کنیم که عواقب آن را به حداقل ممکن کاهش دهیم.

عملکردضعیف فراکسیون اقلیت مجلس

پس از بـرگـزاری جلـسه استیضاح کردان و همچنین برگزاری جلسه رای اعتماد به محصولی گروهی از اصـلاح طلبان خارج از مجلس به انتقاد از فراکسیون اصلاح‌طلبان در مجلس پرداختند و عملکرد آنان را ضعیف دانستند. آنها معتقدند که فراکسیون اقلیت مجلس دچار انفعال شده و بـایـسـتـی در عـملـکرد خود تجدید نظر کند. داریـوش قـنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس که یکی از چهره های همیشه منتقد مجلس می باشد در گفتگو با آفتاب یزد، به این انتقادات پاسخ گفت . قنبری ضمن اشاره به تـهدیدها و فشارهایی که بر فراکسیون اقلیت وجود دارد، اظهار داشت: واقعا فراکسیون اقلیت در شـرایط خیلی ایده آلی در درون مجلس نیست و بعضی اوقات درگیری های بدی با برخی از طرفداران دولت عمدتا با طیف رایحه خوش خدمت داریم و در مجموع بعضا تهدیداتی هم نسبت به برخی از دوستان همفکر ما در مجلس وجود دارد. و همچنین بعضا از ابزارهای قانون سوء استفاده هایی هم می کند، در مجموع فشارهایی بر روی اقلیت است. ‌داریوش قنبری اظهار داشت: برخی اوقات دوستان ما بحث انفعال اقلیت مجلس را مـطـرح مـی‌کـنـنـد امـا در مـجموع فراکسیون اسـتـراتژی های خاص خود را دارد و بایستی تاکتیک های مرتبط با این استراتژی‌ها را در پیش بگیرد. بعضی وقت‌ها تاکتیک های فراکسیون تـاکتیک های « فرآیند محو» و برخی اوقات تاکتیک فراکسیون «نتیجه محور» است. [عدم تصمیم فراکسیونی درمخالفت بامحصولی نشان داد که فراکسیون اقلیت ، یک فراکسیون مرده  بد بو است وامیدی به خیرآنان نیست ]الفاتحه!آنهابه فکر ردصلاحیت نشدن دردوره بعدهستندکه تصمیم فراکسیونی بهترین روش بود.]

درقضیه رای به محصولی البته پس از صحبت‌های خانم آجرلو یک فرصت 2 دقیقه‌ای باقی ماندکه آقای لاریجانی از من خواستند از این 2 دقیقه برای مخالفت استفاده کنم که اما 2 دقـیـقه‌ فرصتی نبود که بتوان صحبتی کرد ودوستان ما ترجیح دادند در اعتراض به وضعیتی که طرفداران آقای محصولی در پیش گرفته بودند ما صحبتی نداشته باشیم. در واقع ما منفعل عمل نکردیم.[به عمل کاربرآیدبه سخنرانی نیست،روزقلبش بایداطلاعیه میدادندکه به چه دلیل فراکسیونی رای نمیدهند وتنهااظهارات خانم شهیدباکری کافی بود]توجیه مرد،فراکسیون هم مرد!پناه برخداازدست احزابی که اینگونه افراد رابه مجلس میفرستند ویله ورها میکنند درواقع شورای هماهنگی نیروهای اصلاح طلب بایدپاسخگوی کوتاهی های خوددراین زمینه به مردم باشد]

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

اسید= سرد

نافلزات + اکسیژن + آب = اسید ( اکسید نافلزی +  آب = اسید)

طبع سرد= طبع اسیدی

اسید بدن بیشتراز بازاست غلبه بلغم وسودا بر صفرا و خون

بلغم درسیستم لنف (تمام بدن) پخش است مرکزسودا ، طحال – مرکز صفرا درکیسه صفرا - مرکزخون ، کبد

لنف = سرد -  طحال =  سرد -  کیسه صفرا =  گرم    کبد = گرم

برای پیشگیری  کبد ازبیماری بایدچیزسرد خورد مثل پرتقال ، برای پیشگیری لنف ازاختلالات عصبی بایدچیزگرم خوردمثل خرما ومویزوانجیر ونان سبوس دار،...

نافلزات : کربنc -  سیلسیم Si   نیتروژن N -  اکسیژن O -  گوگرد  S-  فلوئورF – کلرCl -  برم Br -  ید I -  فسفر p

عناصراربعه:

آب = سرد

خاک= سرد

هوا= گرم

آتش = گرم

104عنصردرطبیعت

آب دریا93عنصردارد بهترین درمانگراست.

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

زمزم سیاست ۵۵خاتمی

قیمومیت یک گروه بر مردم،‌انحراف از اصولگرایی است    

آفتاب یزد12دی: سیدمحمد خاتمی در دیدار با اقشار مختلف استان‌های خراسان شمالی، جنوبی و رضوی با بیان این مطلب و با اشاره به فرارسیدن ماه محرم گفت: حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) هدفش از قیام را اصلاح در امت جدش معرفی می‌کند. اصلاحات ما هم این افتخار را دارد که به اباعبدالله(ع) تاسی دارد و در جهتی حرکت می‌کند که صاحب جامعه‌ای شویم که در آن معنویت، اخلاق و عدالت حکومت کند و در آن انسان دارای حرمت باشد. خاتمی با تاکید بر اینکه " امام حسین(ع) در ایجاد انگیزه و تقویت اراده مردم برای رسیدن به هدفی که داشتند موثر بوده است"، اظهار کرد: مقاطع بلند در اصلاحات ما از مشروطیت تا انقلاب اسلامی، در بسیاری از موارد متاثر از عاشورا بوده است.

خاتمی در ادامه با ابراز خشنودی از اینکه " در سرزمینی هستیم که مفتخریم انتساب به اسلام واهل بیت(ع) داریم"، گفت: معتقدیم اصلاحات نگاه به انسان دارد و ایجاد تحول انسانی در جامعه، ریشه محکمی در آموزه‌های دینی و اسلامی ما دارد.

برداشت‌ها و گرایش‌هایی از اسلام وجود دارد؛ گاهی از اسلام ابزاری ساخته شده برای توجیه نوعی زندگی که هیچ مناسبتی با اهداف پیامبران و حرمتی که خدای هستی برای انسان قائل است ندارد و متاسفانه این برداشت‌ها و گرایش‌ها سبب می‌شود از اسلامی که همه توجهآن به اعتلای زندگی انسان و کرامت ذاتی انسان است، بهانه‌ای بسازند برای حمله به اسلام و مسلمانان.

خاتمی با اشاره به اصل 56 قانون اساسی که از آن به عنوان اصل طلایی قانون اساسی یاد کرد، گفت: در این اصل آمده است که حاکمیت مطلق بر همه هستی و عالم از آن خداست و اوست که انسان را بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم گردانیده است.وی همچنین اظهار کرد: اگر می‌گوییم مردم‌سالاری، مصداق مهم و لازمه مردم‌سالاری حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان است. اگر می‌گوییم با استبداد مخالفیم برای این است که بر خلاف اصلی است که در انقلاب ما بوده و اصلاحات هم بر آن تکیه می‌کند و باید در این مسیر حرکت کنیم.

خاتمی به تعریف صحیح از اصولگرایی و تعابیر نادرستی که از اصولگرایی می‌شود اشاره کرد و افزود: اگر اصولگرایی طوری تعریف شود که توام با عقب‌ماندگی و تبعیض و قیمومیت یک گروه و یک سلیقه بر همه مردم باشد، انحراف از اصول و اصولگرایی است. رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: اصول دین مورد توجه همه بوده و هست و باید سعی کرد توحید،معاد و نبوت در جامعه جا بیفتد ولی وقتی می‌گوییم اصول، از انقلابی صحبت می‌کنیم که در عرصه حیات اجتماعی به وجود آمد.وی یادآور شد: این اصول در عرصه حیات اجتماعی میزان بودن رای مردم،حاکمیت عدالت به معنای عام کلمه در عرصه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بر جامعه است، اینجا اصل دفاع کردن از حق مردم است، دفاع از آزادی اندیشه و بیان است، دفاع از این اصل است که حکومت ارباب مردم نیست و خدمتگزار مردم است و باید در مقابل آنها پاسخگو باشد و از اسلامی که امام نماینده آن بود و در انقلاب تجلّی کرد، آن اصول را آموخته‌ایم.خاتمی اظهار کرد: پس ما اصولگراییم، معتقدیم امام‌خمینی(ره) نیز بزرگترین اصولگرا در این زمینه‌ها بود. ما می‌گوییم که در چارچوب همین قانون اساسی و ضوابطی که به تصویب مردم رسیده و مورد تایید امام(ره) نیز بوده است و حد نصاب‌های لازم برای پاسخگویی به خواست تاریخی ملت برای آزادی، استقلال و اخلاق وپیشرفت دارد، اینها اصول ماست. وی سپس با طرح این پرسش‌ها که " آیا ما نباید امروز از ظرفیت‌های ایران برای تامین مصالح خود و اثر گذاری در دنیا استفاده کنیم؟ آیا اصولگرایی این است که کاری کنیم تا بدون داشتن فایده،هزینه‌ها را افزایش دهیم؟"اظهار کرد: چه کسی می‌گوید باید در مقابل دشمن کوتاه آمد؟! صحبت بر سر این است که چگونه می‌توان دشمن را به حالت انفعال درآورد نه اینکه با یک سخن با موضع نسنجیده زمینه‌ای فراهم شود که دشمن فعال شود و فشارش را بیشتر کند. خاتمی افزود: باید اعتبار،حرمت و منزلت مردم را در دنیا زیاد کنیم، ما باید با تعامل با جهان با حفظ منافع و اصول تهدیدها را دفع کنیم، ملت همین‌ها را می‌خواهد و نیاز به نظر سنجی نیست، آن هم نظرسنجی که در تیپ‌های خاص می‌شود و با ذهنیت‌هایی که ایجاد می‌شود تازه نتایج آنها هم نشان داده است که گرایش قابل توجه قشرهای خاص ملت هم به همین مسائل است. رئیس بنیاد باران با هشدار نسبت به اینکه " متاسفانه عده‌ای در سطح جامعه می‌خواهند مردم را از جمهوری اسلامی و اصلاح امور مایوس کنند"، گفت: اگر آنها بیدار شوند و در کنار اکثریت جامعه به صحنه بیایند معلوم است نتیجه چه خواهد شد.وی تاکید کرد: در انتخابات آینده نباید این‌گونه القا شود که مصلحت این است، چه کسی بیاید و چه کسی نیاید. مصلحت این است که مردم تشخیص دهند،مصلحت این است که مردم راهی را انتخاب کنند که این مملکت به لحاظ اقتصادی،سیاسی،علمی و بین‌المللی جایگاه بالاتری داشته باشند. خاتمی اظهار کرد: مردم خیلی خوب می‌توانند وظیفه انقلابی و شرعی خود را تشخیص دهند، فقط باید زمینه را فراهم کنیم.اگر مردم اطمینان داشته باشند از رای آنها صیانت خواهد شد، ببینید چه انتخاباتی خواهد شد؛ درآن صورت هیچ کس نمی‌تواند به نتیجه آن اعتراض کند.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

نوشابه گازدار

بسم الله الرحمن الرحیم

ازلحظه ای که بشردربهشت به میوه ممنوعه نزدیک شد وازآن خورد وازبهشت رانده شد وبرای پوشش خود مجبوربه فرهنگ سازی شد تاکنون هزاران سال میگذرد.هرچه پیشترمیرود وازلحاظ صنعت پیشرفته ترمیگردد به فرهنگ مخرب تری میرسد بطوریکه روانکاوان وروان شناسان عصرصنعت را بدلیل سازگارنشدن بشرباآن عصراختلال عضوی مغز(جنون) به همراه مواد شیمیائی نامیده اند(1) یکی ازفرهنگهای غلط بشرتهیه نوشابه گازدار بعنوان چاشنی غذا است. درحالیکه بهترین چاشنی نمک معمولی است که پیغمبراسلام می فرماید «وحی شد به حضرت موسی علیه السلام که شروع کن وپایان برغذایت را با نمک ، قطعا آن از70نوع بیماری پیشگیری می نماید که آسان ترینش درمان اختلال عضوی مغز(جنون" اعم ازآلزایمر،ام اس، وسواس، اضطراب، افسردگی، هراس،هذیان، توهم،صرع،...") وجذام ولک وپیس است ودردگلو،دل درد ودندان درد رامی برد» وبازدرمورد نمک می فرمایند: « مثل اصحاب من مانندنمک است اصلاح نمی شودغذایشان مگرباچشیدن آن ...لایصلح طعامه الا به » ودرفرهنگ فارسی مانیزرایج است که میگویند: هرچه بگنددنمکش میزنند – بشکند دستی که نمک ندارد- نمک به حرام - نمک نشناس- نمک خوردونمکدان راشکست...

ازطرفی نوشیدن مایعات بین غذاطبق فرموده امام هشتم معده راضعیف م‍ی نمایدوبراساس نظرپزشگان نبایدبین غذا وتا2ساعت بعدغذامایعات نوشید.

امروزه تحقیقات روی موادغذائی وسرطان نشان داده که تمام غذاهای حاوی شکرکه بعلت سفیدشدن ماده شیمیائی به آن میزنندوسایرموادشیمیائی بکاررفته درغذاها وداروها،سبب سرطان است.نوشابه گازدارنیزعلاوه برشکر،گازco2داردوهمچنین موادشیمیائی دیگری ازجنس جوهرنمک داردکه براعصاب واندام های مااثرمخر ب دارد:

نوشابه های گازدار، یا به تعبیر دیگر نوشابه های کولادار (Colas)، نوشیدنی های کافئین دار و شیرینی هستند که با استفاده از دی اکسیدکربن گازدار شده اند. طعمهای مختلف آنها به اسانسهای متفاوتی مربوط میشود که در ساختشان مورد استفاده قرار میگیرد: مرکبات (پرتقال، لیمو، لیموترش)، دارچین، جوز و وانیل .

وجه نامگذاری آنها به درخت کولا (Kola) و مغز قهوه سودانی برمیگردد. در نوشابه های کولادار اولیه از این ماده به عنوان منبع تامین کننده کافئین استفاده میشد. هرچند که امروزه انواع فاقد کافئین هم در بازار موجود است. شیرین کننده هایی که در این نوشابه ها استفاده میشود به نسبت نوع محصول و کاربرد آن متفاوت است. شکر، شیره ذرت (حاوی فروکتوز زیاد)، یا شیرین کننده های مصنوعی از پرمصرفترین این مواد به حساب میآیند.

در فرایند تولید نوشابه های گازدار، وقتی دی اکسیدکربن را در آب حل میکنند، سروکله اسید کربنیک پیدا میشود. وقتی میگویند این نوشیدنی ها به شدت اسیدی اند، به همین دلیل است. وقتی ماده ای تا این اندازه اسیدی باشد، طبیعتا اگر در کنار مواد قلیایی قرار بگیرد، واکنشهای شیمیایی شدیدی ایجاد میکند. خیلی از این نوشابه ها مقادیر زیادی اسید فسفریک و اسید سیتریک هم دارند که شدت اسیدی بودن نوشابه را افزایش میدهد. صدای فشفشی (fizzing) که باز کردن این نوشابه ها شنیده میشود، به خاطر خروج دی اکسیدکربن از محلول است.

وقتی که به نوشابه، یخ اضافه میکنیم این صدا تشدید میشود چون یخ هم حاوی مقادیری دی اکسید کربن است.

نوشابه خیلی ضرر دارد: چاق کننده است، بروز دیابت (بیماری قند)را تسریع میکند، استخوانها و دندانها را از بین میبرد، به دستگاه گوارش آسیب میرساند، جلوی جذب مواد را میگیرد ، رشد کودک را دچار وقفه میکند، باعث کاهش تمرکز و افت تحصیلی میشود، تعادل غذایی کودک و نوجوان را به هم میزند و خیلی خیلی چیزهای دیگر. نوشابه خیلی ضرر دارد، اما تعداد هوادارانش هم کم نیست. نوشابه، عصاره تمام بدیهاست که در یک بطری یا قوطی خوش آب و رنگ، با بسته بندی فریبنده، انتظارمان را میکشد، هر جا که برویم: خانه، رستوران، فروشگاه، اداره، مدرسه، دانشگاه و . . .    

احتمالا کلمه کولا (Cola) را شرکت کوکاکولا در میان مردم رایج کرده است. این شرکت اصلیترین سازنده نوشابه های کولادار در جهان است. شرکتهای دیگر نیز تا مدتها از پسوند کولا بر روی نام محصولاتشان استفاده میکردند. مدیران کوکاکولا که از این مسئله ناراضی بودند، شکایت مفصلی تنظیم کردند و حق انحصاری استفاده از پسوند «کولا» و نیز شکل اختصاری آن، «کوک» (Coke) را در اختیار گرفتند. با پیشنهاد وکلای این شرکت، قرار شد عبارت «نوشابه های کولادار» (Cola Drinks) به عنوان نام ژنریک برای این نوع نوشابه ها مورد استفاده قرار بگیرد.

کولاهای معروف در سطح جهان، به جز کوکاکولا، عبارتند از: پپسی، ویرجینکولا و رویالکراون. در آلمان آفریکولا تولید میشود که در میان کولاهای جهان بالاترین میزان کافئین را دارد. تامزاپ نوشابه کولاداری است که در کشور هند تولید میشود. اینکاکولا نیز یکی از کولاهای معروف است که توسط گروه نوشابه سازی کوکاکولا در خیلی از کشورهای جهان ساخته میشود و به خصوص در میان ساکنان کشورهای امریکای جنوبی طرفداران زیادی دارد. توکولا و تروپی کولا در کوبا تولید میشود و درکمال تعجب، کوباکولا محصول کشور سوئد است. در کشور فلسطین، در نوار غزه، کارخانه ای هست که استارکولا تولیدمیکند. از چند سال پیش، کارخانه ای فرانسوی شروع به تولید مکاکولا (کولای مکه) کرده است. در میان کولاها، اوپنکولا هم داریم که فرمول ساخت آن توسط کارخانه سازنده، آشکار (open) شده است. نوشابه های گازدار ایرانی هم که البته نیازی به نامبردن ندارند و تعدادشان هم، با توجه به مصرف فراوان آنها در کشور، روبه افزایش است. نوشابه های ایرانی مدتی است که سر از بازارهای خارجی هم درآوردهاند. خلاصه هیچ جای دنیا خالی از کولا نیست و هرکجا که این نوشابه های گازدار هستند، منتقدانشان هم حاضر و آماده اند. دعوای میان کارشناسان بهداشت و کارخانه های کولاساز تاریخی به قدمت ساخت و تولید اولین نوشابه های اینچنینی دارد.

وقتی یک نوشابه میخورید، چه اتفاقی میافتد؟

10 دقیقه بعد: 10 قاشق چایخوری شکر وارد بدنتان میشود. میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمیشوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی میگیرد و شیرینیا ش را خنثی میکند.

20 دقیقه بعد: قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یکجای انسولین میشود. کبدتان شروع میکند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمکهایتان گشاد میشود، فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها میکند. گیرنده های آدنوزین مغز حالا بلوک میشوند تا از احساس خواب آلودگی جلوگیری کنند.

45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا میکند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد میکنند، تحریک میشوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی میشود.

بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی میچسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا میکند. میزان بالای قند خون و شیرینکنندههای مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث میشوند.

مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل میشود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع میشود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیتها نیز از دست میرود.

مدتی بعدتر: کم کم آن غوغایی که در بدنتان ایجاد شده بود فروکش میکند و نوبت به افت قند میرسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک پذیر میشوید یا خیلی کرخت و بیحال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کردهاید؛ آبی که میشد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین میرود و شما هوس یک نوشابه دیگر میکنید.      

ایرانیان نوشابه خورترین ملت جهان

جامعه ایران به برکت انقلاب اسلامی روبه پیشرفت وصنعتی شدن است که به آن جامعه درحال گذارمیگویندیعنی گذرکردن ازسنتی وصنایع دستی به صنایع بزرگ لذاهنوزبا فرهنگ آن آجین نشده اندلذابی حد مبادرت به خوردن انواع غذاهای صنعتی ازجمله نوشابه می نمایند کانه میخواهنداین ویژگی خاص جامعه درحال گذار رابروزدهندکه انتقام گذشته رامیگیرندکه کمتربه غذاهای صنعتی دسترسی داشته اند.سرانه مصرف نوشابه های گازدار در ایران ۴۲ لیتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده ایم. بد نیست بدانیم.طبق تحقیقات متعدداینگونه غذاهاباسرطان وناراحتی های اعصاب وروان رابطه مستقیم دارند.وسن سرطانی های ایران به زیر50سال سقوط کرده که طبق گفته پزشگان محقق دردنیابی سابقه است یعنی قبلا افرادبالای 50سال سرطان میگرفتندولی امروزه افراد40سال به بالاهم زیادسرطان میگیرند.

1) میانگین مصرف نوشابه های گازدار در دنیا برای هر فرد 10 لیتر است.

2) دربیست سال اخیر، مصرف نوشابه هاى گازدار در ایران، نزدیک به ۱۵درصد رشد داشته است.

3) طبق آمار، ۹۰ درصد کودکان ۲۴ ماهه تا ۱۲ساله کشورمان، روزانه حداقل یک بار پفک و نوشابه مصرف کرده اند.

4) 25 درصد از کودکان ایرانى به نوعی با سوءتغذیه دست به گریبانند.

5) یک سوم از مرگ ومیرهای کشور به علت بیماریهای قلبی عروقی است که یکی از عوامل اصلی بروز آن، تغذیه غلط است.

بیماریهای قلبی عروقی شایعترین عامل مرگ ومیر در ایران و در خیلی دیگر از کشورهای جهان است. چاقی، دیابت، فشارخون، استعمال دخانیات، چربی بالای خون وتنیدگی( استرس )از مهمترین عوامل زمینه ساز بروز این بیماریها و نهایتا سکته قلبی هستند. خیلی از این عوامل خطرساز با الگوی غذایی جامعه ارتباط مستقیم دارند. مصرف نوشابه های گازدار هم، در کنار غذاهای چرب و شور و طبخ شده با روغن نباتی به جای روغن دنبه وکنجدوزیتون، بخشی از این الگوی غذایی نادرست است.

امام رضا می فرماید روغن زیتون اعصاب راقوی می کند

کافئین که ماده اصلی نوشابه به حساب می آید، مادهای است که ایجاد وابستگی میکند. جالب اینکه کافئین موجود در نوشابه های گازدار نسبت به دیگر نوشیدنی های حاوی کافئین مانند قهوه و چای، با سرعت بیشتری جذب بدن میشود. اضطراب، اختلال خواب، افزایش فشارخون، به هم خوردن ریتم طبیعی قلب، بالارفتن کلسترول خون، تشدید درد دربدن زنان ونازائی آنها که سبب شده ازهر4ازدواج یکی منجربه طلاق درکشورایران شود، بعضی از عوارض مصرف زیاد کافئین است. کافئین بسیار وابسته کننده است و قطع ناگهانی مصرف آن منجر به پارهای عوارض جسمانی و روانی موقت میشود. مطالعات نشان داده کودکانی که از سن کم شروع به مصرف نوشابه میکنند، چنان به کافئین آن وابسته میشوند که در بزرگسالی به شکلی ناخواسته یک نوشابهخور حرفهای خواهند شد.

بعضی از مواد نگهدارنده موجود در نوشابه و همچنین اسید بنزوئیک نیز از جمله موادی هستند که میتوانند نوشابه خورهای حرفه ای را به سمت بیماریهای صعب العلاج و سرطان سوق بدهند. رنگهای کارامل که در تهیه نوشابه مورد استفاده قرار میگیرد، برای سمزدایی در کبد تجمع پیدا میکند و این عضو حیاتی بدن برای سمزدایی مواد رنگی مجبور به تحمل فشار زیادی میشود.

با مصرف نوشابه، میزان اسید فسفریک خون بالا میرود و از آنجایی که کلیه ها نمیتوانند آن را سریعا دفع کنند، دچار یک فشار مضاعف میشوند. از طرف دیگر، یونهای کلسیم که به دنبال مصرف نوشابه از استخوانها کنده میشود، داخل خون جریان پیدا میکند و با افزایش یافتن غلظت آن، در کلیه ها رسوب میکند. این امر در بلندمدت باعث تشکیل سنگهای دستگاه ادراری میشود. به دنبال مصرف نوشابه، ماده سخت مینای دندان در این اسید حل میشود و حدود 8 تا 18 درصد آن همراه با ادرار، یعنی از طریق کلیه ها، دفع میشود. باقیمانده آن هم در سیاهرگها و سرخرگها، پوست و سایر اعضای بدن تجمع پیدا میکند و به این ترتیب عملکرد کلیه ها را تحت تاثیر قرار میدهد.

نوشابه محلولی است به شدت اسیدی. در سرتاسر لوله گوارش، تنها معده است که میتواند چنین اسیدیتهای را تحمل کند. اما برای مثال تکلیف دهان، گلو و مری چه میشود؟ مخاط این سه در برابر اسید به شدت حساس و آسیب پذیر است. به علاوه، اسید فسفریک موجود در نوشابه به شکل رقابت با اسید معده وارد تعامل میشود و اثر آن را خنثی میکند. به این ترتیب در عملکرد معده اختلال ایجاد میشود. وقتی معده کارایی خودش را از دست میدهد، غذای مصرفی خوب هضم نمیشود و شخص دچار نفخ، دلدرد و دیگر علایم سوءهاضمه میشود. با مصرف نوشابه، افراد دچار گاستریت یا زخمهای گوارشی این علایم را با شدت دوچندان تجربه میکنند. گازهای موجود در نوشابه معده را به شدت آزار میدهد. از آنجایی که نوشابه بیشتر همراه با وعدههای اصلی غذا مصرف میشود، حجم و فشار درون معده را زیاد میکند و سبب بالارفتن دیافراگم و فشار بر قلب هم میشود. مصرف نوشابههای سرد بعد از غذا تاثیر آنزیمهای گوارشی را کم میکند و در جذب مواد غذایی از روده اختلال ایجاد میکند.

 

 یکی دیگر از معایب مصرف نوشابه های گازدار، بروز کم خونی است. نوشابه ها باعث عدم جذب یُن آهن در بدن میشود و به این ترتیب راه را برای ایجاد کم خونی هموار میکند. این امر به خصوص در گروههای مستعد به کم خونی، مانند کودکان و به خصوص دختران، نمود بیشتری دارند.درحال حاضردرکشورایران بیش ازپنجاه میلیون نفر(000،000،50)نفردچارکم خونی هستندکه به گفته پزشگان مادرهمه بیماری هامی باشد.

زنان شیرده هم جزو گروهی هستند که باید دور نوشابه را خط بکشند

چون نوشابه نه تنها دارای مواد مغذی نیست بلکه باعث از بین رفتن مواد مغذی در شیر مادر هم میشود. به این ترتیب، شیر مادر که میتواند بهترین غذا برای کودک باشد، تبدیل به مادهای میشود با ارزش غذایی کم.

چاقی و افزایش وزن یکی از جدیترین تهدیدهای نوشابه های گازدار است. بخش اصلی این نوشیدنی ها را، همانطور که از نامشان ـ نوشابه ـ هم پیداست، آب تشکیل میدهد. نوشابه اگرچه فاقد ارزش غذایی است، به خاطر شیرین کنندههایی که در ساخت آن به کار میرود، کالری (انرژی غذایی) بالایی دارد. به عبارت ساده تر، نوشابه های گازدار به شدت چاق کننده هستند. قند موجود در یک بطری نوشابه گازدار برابر با دو بسته شکلات است. میزان قند خالص موجود در یک بطری نوشابه گازدار بیش از 300 میلیگرم است و همین یک بطری، 150 کالری انرژی وارد بدن میکند.

با مصرف هر بطری نوشابه گازدار، مقدار زیادی قند وارد بدن می شود که این قند به سلول های لوزالمعده که محل ترشح انسولین است، فشار وارد میکند و به این ترتیب شخص را یک قدم به ابتلا به بیماری دیابت نزدیک میکند. تحقیقات نشان داده افرادی که روزانه حداقل یک بطری نوشابه مصرف میکنند، 83 درصد بیشتر از افرادی که در طول ماه فقط یک بطری نوشابه مصرف میکنند به دیابت مبتلا میشوند. نوشابه خورهای حرفه ای به طور متوسط روزانه 7 قاشق مرباخوری شکر از این طریق وارد بدن خود میکنند.در نوشابه های رژیمی به جای شکر از شیرین کنندههای مصنوعی، عمدتا آسپارتام، استفاده میکنند که خود این ماده، یک ماده اشتهاآور است و میتواند باعث سردرد، سرگیجه و کاهش حافظه شود. مصرف بیش از اندازه آسپارتام خالی از عارضه نیست. تومور مغزی، نقص عضو جنین و بروز حملههای صرع بعضی از این عوارض هستند.

دندانها و استخوانهای از دست رفته

مصرف مداوم نوشابه های گازدار، به علت دارا بودن مقدار بالای اسید فسفریک، باعث پوکی استخوان میشود. برای جذب کلسیم، بدن ما نیاز به برقراری نوعی تعادل میان میزان کلسیم و فسفر دارد. نوشابهها به علت داشتن فسفر زیاد، این بالانس را به هم میزنند و باعث کنده شدن کلسیم از بافت استخوانی میشوند. به علاوه، وقتی نوشابه وارد بدن میشود، بدن برای مقابله با اسیدیته بالای آن، اقدام به کندن کلسیم بیشتری از استخوانها میکند. از این گذشته، نوشابه در جذب کلسیم از دستگاه گوارش هم اختلال ایجاد میکند. همه این مسایل باعث میشود تا تراکم استخوانی کمکم از دست برود. با ادامه یافتن این فرایند، مشتریان هرروزه نوشابه، در سنین میانسالی به بیماری ناتوانکننده و دردسرساز پوکی استخوان مبتلا میشوند. به عبارت دیگر، عادتهای غذایی نادرست (عدم مصرف شیر و لبنیات و مصرف بیش از اندازه نوشابه) در سنین کودکى و نوجوانى زمینه ساز بروز این بیماری خاموش در میانسالی است.

در یک مطالعه، از 55 مرد خواسته شد که روزانه دو و نیم لیتر نوشابه را برای مدت 10 روز مصرف کنند. در مقابل، از 55 مرد دیگر خواسته شد که نخورند بررسیها در پایان آزمایش نشان داد که میزان کلسیم در بدن مردان گروه اول کاهش پیدا کرده و این کاهش به نوبه خود منجر به کاهش شدید بافت استخوانی و افزایش سرعت تخریب استخوانها شده است. اما درگروه دوم، میزان کلسیم و رشد و نمو بافت استخوانی بیشتر شده بود.

--------------------------------------------

1-    تفسیرخواب – زیگموند فروید، پزشگ اتریشی، کاشف ضمیرناخودآگاه وبنیانگذاردانش روانکاوی- صفحه 11مقدمه

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

ازدواج اقلیم عشق ،اقیانوس طراوت3

 وزیر رفاه و تامین اجتماعی:باید فرهنگ ازدواج بازنشستگان توسعه یابد    

مصری در آیین‌تجلیل از بازنشستگان حوزه ستادی و سازمان‌های تابعه آموزش و پرورش بـا تـاکـیـد بـر تـوسعه فرهنگ ازدواج برای بـازنـشـسـتـگـان افزود: عده‌ای در برابر این موضوع هجمه‌های عظیمی ‌ایجاد می‌کنند در حالی که بازنشستگان درست در زمانی قرار دارند که نیاز به همراه دارند.

زیتون:نظرجالبی است کثیف ترین پدیده درطول حیات هرفرد بیوه بودن است که درهم ریختن اعصاب را درپی دارد

امیر(کامنتی ازوبلاگ خواهرگرامی نسرین ابراهیم زاده)

سه شنبه 10 دی1387 ساعت: 9:10

دنیای مجازی و واقعی هیچ تفاوتی ندارند.به آمار دنیای واقعی هم نگاه کنیم: بررسی‌ها نشان می‌دهد که یک سوم زنان مطلقه تهرانی 9 ماه پس از جدایی به خاطر موارد اخلاقی در دادگاه ارشاد دارای پرونده اخلاقی می‌شوند.

نتیجه یه پژوهش میدانی است: 56 درصد جوانان ما بر اساس اظهارات خود اعلام کرده‌اند که در طول دوران جوانی با یک دختر در ارتباط [نامشروع]بودند که متاسفانه از این تعداد 26 درصد منجر به رابطه نامشروع جنسی [زنا]شده است. جای تاسف است که 13 درصد روابط نامشروع جنسی در بانوان منجر به حاملگی ناخواسته شده[ولدالزّنا] که این افراد ناچار به سقط جنین [جنایت]شده‌اند.

به هر حال موضوع جالبی را مطرح کردی.(ازکامنتهای لینک نسرین ابراهیم زاده) قسمت دوم پست (آنها که به عهد خود وفا مى کنند برگزیده ترین مردم هستند . حضرت على علیه السلام)

یک سوم زنان مطلقه تهرانی دارای پرونده اخلا‌قی

11دی 87آفتاب یزد: الهیان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در واکنش به اظهار نظر مدیر کل امور بانوان استان تهران مبنی براینکه یک سوم زنان مطلقه تهرانی دارای پرونده اخلا‌قی می شوند،گفت : تغییر نگرش و حمایت از زنان مطلقه جامعه موضوع مهمی است که جنبه فرهنگی آن از بعد حقوقی آن بیشتر اهمیت دارد که باید در این زمینه در رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما کار بیشتری انجام شود. وی در زمینه لایحه حمایت از خانواده اظهار داشت: به کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس پیشنهاد اضافه کردن یک بند به لایحه حمایت از خانواده، مبنی بر تشکیل صندوق دریافت جرایم نقدی موضوع این لایحه (مجازات‌های نقدی در دادگاه خانواده) ارائه شده است. عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پایان خاطرنشان کرد: این صندوق می‌تواندبه حمایت مالی اززنان مطلقه درجهت رفع مواردضروری اختصاص یابد.

زیتون:درآیه 21سوره روم ازقدرت ونشانه های خدا،ومن آیاته ...این ذکرشده که انسان باازدواج وسکس به آرامش می رسد لتسکنواالیها،انسان نیازبه محبت وبزرگواری درحق خود داردکه باازدواج وانجام معاشقه مقدورمیگردد وجعل بینکم موده ورحمه ،مانندتراژدی هاملت مکررنبایدباخودحرف زدوفکرکردچون هیچ زن ومردی رابه سکس نمی رساند تنهاراهش اتخاذروشهای میان بر درانجام ازدواج است ترویج ازدواج غیررسمی .زن وشوهربیوه همانطورکه درمنزل خود جدا ،جدازندگی میکنند به هم محرم شوند هروقت نیازبه محبت وارضاءغریزه داشتند نزدهم بروند گاه به تفریح وگردش بروند زن باید روزی یکساعت حرف بزند بخصوص باجنس مخالف،تااعصابش آرام باشدلذاازدواج غیررسمی یعنی اینکه ازدواج دائمی باشدولی آنهاهروقت خواستندنزدهم بروندمشاهدات میدانی نشان میدهدمردان وزنان بیوه پابه سن گذاشته حریص ترازجوانان بی تجربه برای رسیدن به وصال جنس مخالف خودهستند.وبه درودیوارمیزنندتابه سکس برسند.

جامعه ی گرفتارجنون آلزایمر،دام شیاد کلاهبردار برای دختران [جنون زده] 

 پیشگیری از جنون باچشیدن نمک قبل وبعدازغذامیسّراست: (رجوع شودبه حدیث وحی ازپیغمبردرباره نمک درکشکولهای قبل) 

یادمان رفته که برای ازدواج بایدتحقیق کرد،بچه ها دچارناراحتی های عصبی عصرمدرن هستندوخواسته خود را به پدران ومادران دیکته میکنند ومرغشان یک پا دارد وسنتها را ازحافظه خود پاک میکنند اما والدین چرا؟!آیا نبایدازخواستگاربپرسند ریشه ات کو؟اگرمرده اندعمه ،خاله،خواهر،زن داداش،...که داری همینطوردخترخود را اسیرسراب نکنند،یک نفربامرخصی اززندان ،ازدواج با12دخترباکره ، ظرف مدت 2ماه،الله اکبر،لعنت برشیرپاستوریزه وقندوشکروغذاهای کارخانه ای وتبلیغی وجنون آور:

آفتاب یزد9دی:‌زندانی فراری پس از اغفال 12دختر جوان و کلاهبرداری گسترده از خانواده آنها هنگامی که در منزل یکی از ‌بستگانش مخفی شده بود، دستگیر شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس به نقل از "امین‌جامعه"، چند روز پیش دختر جوانی به همراه والدین ‌خود پس از حضور در شعبه چهارم دادیاری دادسرای جنایی تهران با ارائه شکایتی عنوان کرد، چند ماه پیش ‌جوانی که خود را منوچهر معرفی می‌کرد در مسیرم قرار گرفت و با ابراز علاقه نسبت به من بیان کرد قصد ‌خواستگاری از مرا دارد. ‌شاکی در ادامه گفت: ابتدا به درخواست‌های این جوان بی‌توجه بودم اما سرانجام موضوع را با والدینم در ‌میان گذاشتم و آنها نیز موافقت کردند تا جوان خواستگار با مراجعه به محل سکونتم از من خواستگاری کند. ‌وی افزود: جوان خواستگار پس از حضور در خانه والدینم، خود را مهندس رایانه معرفی کرد و گفت که به اتفاق ‌والدینش در کشور هلند زندگی می‌‌کند. رفتارهای او به نحوی بود که در همان برخورد نخست به این ‌خواستگاری پاسخ مثبت دادیم و قرار شد وی به زودی یک شرکت تاسیس کند و زندگی مشترک خود را ‌آغاز کنیم. ‌دختر جوان ادامه داد: پس از مدتی منوچهر (جوان خواستگار)گوشه‌گیر شده بود و زمانی که علت این رفتار ‌را سوال کردیم وی عنوان کرد با ثبت شرکت قصد وارد کردن لوازم مربوط به شرکت خود از خارج کشور را ‌دارد و به دلیل مشکلات مالی که برای پدرش در کشور هلند به وجود آمده، وی قادر به ارسال پول ‌برای او نیست. ‌شاکی افزود: پس از این اظهارات اعضای خانواده تصمیم گرفتند که مشکل نامزدم را حل کنند و پدرم با ‌فروش قطعه زمینی که در اطراف تهران داشت 60 میلیون تومان به وی پرداخت کرد و سه روز بعد جوان ‌خواستگار به یکباره ناپدید شد و تمام تلاش‌ها برای یافتن او بی‌نتیجه ماند. ‌به دنبال این شکایت، دادیار رضوانفر دستور پیگیری و تحقیق در این زمینه را صادر کرد و ‌هنگامی که تحقیقات در این زمینه ادامه داشت چند فقره شکایت مشابه در دادسرای جنایی مطرح شد.‌ با بررسی این شکایت‌ها مشخص شد جوانی که اقدام به کلاهبرداری از دختران جوان نموده با هویت‌های ‌گوناگون خود را معرفی کرده است. با دستور چهره‌نگاری و دعوت از 12دختر جوان که به فاصله 2ماه شکایت‌های خود را در دادسرای جنایی ‌مطرح کرده بودند، معلوم شد آنها در دام یک شیاد حرفه‌ای گرفتار شده‌اند و جوان خواستگار خود را با ‌هویت‌های جعلی مهندس، دکتر، دانشجو، تاجر و ... معرفی کرده است.با مشخص شدن این موضوع دادیار جنایی دستور پیگیری و تحقیقات تخصصی را به پلیس آگاهی صادر کرد ‌و در نخستین مرحله از تحقیقات هویت این متهم به نام رضا مورد شناسایی قرار گرفت. ‌با بررسی سوابق این متهم معلوم شد وی به اتهام سرقت و زورگیری همراه با ضرب و جرح دستگیر و به ‌تحمل 5 سال زندان محکوم شده است و پس از مدتی که در زندان تحمل کیفر کرده با دریافت مرخصی از ‌زندان متواری شده است.‌با به دست آمدن سوابق متهم مرحله دیگری از تحقیقات برای دستگیری وی آغاز شد. ‌پس از گذشت چند روز از پیگیری موضوع، ماموران مخفیگاه متهم را در منزل یکی از بستگانش در اطراف ‌تهران شناسایی و با صدور دستور قضایی با عزیمت به محل، وی را در خواب دستگیر کردند. ‌گفتنی است متهم در اعترافات خود به 300میلیون تومان کلاهبرداری از 12دختر جوان اقرار کرده است .

احترام  - از وبلاگ محمد رضا شمشیرگر(منقول ازوب نوشت اکرانه- بوترابی)

زیتون:احترام یکی ازاصل های بهداشت روانی بخصوص درزندگی زناشوئی است.هرچه مردسخاوتمندترباشداحترامش نزدهمسرش بیشتراست وهرچه زن بیشتراهل ترغیب شوهرش باشداحترامش نزداوافزونتراست این کلمه ورد زبان روان پزشگان وروان شناسان درصدرروان درمانگری آنهاست.ادامه راازوب نوشت مهدی بوترابی بخوانیم:

احترام به معنای احساس ارزش و اعتبار برای کسی است، و خود فرد آن را به دست می آورد. در تعریف دیگری گفته شده : احترام چیزی است که همه آن را می خواهند اما معدودی به دست می آورند ... چرا که احترام اکتسابی است و آن را به کسی نمی دهند ! اما تا چه حد به خود احترام می گذاریم ؟ تا چه حد به دیگران احترام می گذاریم ؟ اصلا چقدر احترام برای ما مهم است ؟ شاید احترام به خود را بتوان اینگونه تعریف کرد : احترام به خود از قدرتمان ناشی می شود نه از ضعفمان ... و در بسیاری موارد به مسائل اخلاقی باز می گردد. مثلا افرادی که احترامی برای خود قائلند، هر گاه وعده ای می دهند به سبب حفظ این شخصیت و احترام سعی می کنند بدان پایبند باشند ... و نقطه مقابل ؟ افرادی که وعده ای می دهند و سخنی می گویند اما برایشان تحقق آن اهمیتی ندارد ! این افراد در واقع احترامی برای شخصیت خود قائل نیستند.

احترام به دیگران گاهی از روی اعتقاد و شناخت ما ناشی می شود. مانند احترامی که برای دوستان و نزیدکان خود قائلیم ... حتی ممکن است کسی را می شناسیم و بر اساس این شناخت و آگاهی به او احترام می گذاریم، حتی اگر او ما را نشناسد.

گاهی احترام به دیگران از روی ادب است. در واقع ما همواره سعی می کنیم با عموم افرادی که نمی شناسیم بصورت پیش فرض رفتار محترمانه ای داشته باشیم(این مساله بهمان احترام به شخصیت خودباز می گردد)

نوع سوم احترام به دیگران، احترام به مخالفان و دشمنان است، که به نسبت سخت تر به نظر می رسد ! تا چه حد می توانیم با کسانی که روزی با ما دشمنی کرده اند،یاعقایدآنها مخالف عقایدماست بااحترام برخورد کنیم؟

احترام به پدر و مادر نیز در طبقه بندی ها جایگاهی جداگانه دارد. صرف نظر از اینکه افراد پیرو چه دین و آئینی می باشند، احترام به پدر و مادر همواره در فرهنگ های مختلف جز اصول بنیادی بوده است (و در فرهنگ اسلام ارزش بیشتری دارد).

نوع دیگر احترام، احترام به جامعه است. در بسیاری موارد، فرد خاصی طرف حساب ما نیست، اما رفتار ما می تواند به گونه ای باشد که حاکی از احترام یا بی احترامی ما نسبت به جامعه تلقی شود. مانند احترام به عرف ها و هنجارهایی که از نظر عموم مردم جامعه مورد پذیرش قرار گرفته اند اما از نظر ما ممکن است مردود به حساب آیند، اما باز احترام به جامعه سبب می شود تا ما نیز با آن مسائل برخورد مناسبی داشته باشیم، نه برخوردی از روی عقیده شخصی. در واقع در این مورد می توان گفت احترام به جامعه همان رعایت حال دیگران در موارد و مواقع مختلف است. درباره احترام، بزرگان بسیاری سخن گفته اند که به ذکر چند مورد از آن ها اکتفا می کنم :

آدام اسمیت : هر قدر به دیگران احترام بگذاری، برای خودت احترام خریده ای.

ماری کوری : احترام، بزرگی و کوچکی، فقر و ثروت، زشتی و زیبایی نمی‌شناسد.

آندره موروآ: احترام را باید در خانه آموخت. در مدرسه تمرین کرد و در جامعه کامل نمود.

توماس جفرسون: احترام به پدر و مادر در رأس همه احترامات قرار دارد

و در پایان، احترام واقعی را باید از پیامبر (ص) آموخت که حتی به کودکان خردسال نیز سلام می کرد.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى

10 اصل صلح

کارگزاران: 8 سال پیش بود که جمعیتی متشکل از مسلمانان و مسیحیان به دعوت مدرسه عالی الهیات سنت گابریل در اتریش دورهم گرد آمدند تا عمده‌ترین اصول برای نزدیک‌تر شدن انسان‌ها به یکدیگر در جهان کنونی به منظور تحقق صلح پایدار را بررسی کنند. محمد مجتهدشبستری از ایران از اعضای ثابت این جلسات بود و این پیشنهاد نخست از سوی خود او مطرح شده بود. این جلسات در طول 8 سال گذشته 7 بار و هر بار به مدت 3 یا 4 روز در شهر وین برگزار گردید. در نوامبر 2008 نشستی در این شهر برگزار شد تا در جریان آن بیانیه این جمعیت به‌عنوان جمع‌بندی نشست‌ها به صورت رسمی منتشر شود. بیانیه به دو زبان انگلیسی و آلمانی منتشر شد و به امضای 10 نفر از اعضای ثابت آن جلسات رسید و هر یک از این 10 نفر متعهد شدند که مفاد این بیانیه یا 10 اصل صلح را در کشور خود معرفی و ترویج کنند. محمد مجتهدشبستری این 10 اصل برای صلح را به عنوان موضوع سخنرانی خود در نشست ماهانه روشنفکران، روزنامه‌نگاران و دانشجویان که هفته ابتدایی هر ماه در منزل عبدالله نوری برگزار می‌شود انتخاب کرده بود. مجتهدشبستری در سخنان خود مقدماتی را ذکر کرد تا به این 10 اصل رسید. او همچنین توضیح داد که چرا باید به فکر صلح در جهان بود و گفت: «محدود شدن تفکر ما به آنچه که در جامعه می‌گذرد یا آنچه که در کشورهای همسایه ما می‌گذرد موجب غفلت ما از آنچه در دنیا می‌گذرد است، بدون اینکه توجه داشته باشیم که اتفاقات دنیا در سرنوشت ما بسیار اثرگذار است.» آنچه در ادامه می‌آید متن ویرایش‌شده سخنان اوست.

10 اصل برای صلح ممکن است مقداری نامأنوس به نظر برسد. منظور ما از صلح، صلح در جهان است، نه صلح در داخل یک کشور یا صلح گروه‌هایی با یکدیگر. امروز در دنیا مسئله مهمی به نام صلح جهانی مطرح است. مدت‌ها است که تفکر ما محدود به کشور خودمان شده است و به‌خصوص در بین اهل فکر کم دیده می‌شود که به مسائلی که در سطح جهان است بپردازند؛ تصور غالب این است که مسائل جهان به ما ربطی ندارد و ما ‌باید به مصالح و منافع جامعه خودمان بیندیشیم. محدود شدن تفکر ما موجب غفلت ما از مسائل مهم جهانی است، بدون اینکه توجه داشته باشیم این مسائل در سرنوشت ما بسیار اثرگذار است. هر وقت در کشور ما مسائلی مانند حقوق بشر، حقوق مساوی زنان و مردان، مسائل اقلیت‌ها، آزادی دین و بیان و دموکراسی مطرح می‌شود، معمولا زاویه دیدمان محدود می‌شود؛ با این مسائل یا برخورد فلسفی می‌کنیم یا برخورد فقهی یا اخلاقی و از این مسئله غافل هستیم که این مسائل ابعادی دارد که اگر مهم‌تر از اینها نباشد، حداقل هم‌سطح‌شان است. امروزه بر اثر جهانی شدن همه انسان‌ها یک خانواده واحد شده‌اند.  یک سری مسائل هم در سطح جهان مطرح است که مقدمات زندگی صلح‌آمیز انسان‌ها در دنیا با یکدیگر محسوب می‌شود. حقوق بشر، مسائل اقلیت‌ها و عدالت اجتماعی مسائلی هستند که اگر به آنها توجه نشود ملت‌ها نمی‌توانند در صلح و مسالمت زندگی کنند. وقتی دنیا نمی‌تواند در صلح و مسالمت زندگی کند ما هم از نزاع‌هایی که در دنیا هست یا بپا خواهد شد بهره منفی خود را خواهیم برد و می‌بریم. گرفتاری در جامعه ایران بیشتر از پاره‌ای از کشورهای اسلامی دیگر است. پاره‌ای از کشورهای اسلامی به دلیل تبادلاتی که در آنها است کمتر این نقص را دارند. وقتی نواندیشان دیگر کشورهای اسلامی درباره این مسائل مطلب می‌نویسند به بعد جهانی این موضوعات نیز توجه دارند. برای اینکه وارد بحث شوم اول یک مقدار درباره صلح صحبت می‌کنم. تاریخ نشان می‌دهد که جنگ‌ها مقدمه فتوحات و گسترش امپراتوری‌ها بوده است. هر قدر که می‌توانستند امپراتوری را گسترش می‌دادند و جایی هم که نمی‌توانستند، صلح می‌کردند.

در برهه‌ای از زمان، به‌خصوص در مسیحیت مفهومی به نام «جنگ عادلانه» مطرح شد. بعدها این مفهوم در میان مسلمانان هم رایج شد، به‌‌گونه‌ای که برای توجیه مسئله جهاد همین واژه‌ها را به کار می‌بردند. اما جنگ عادلانه چه بود و چه تعریفی داشت؟ جنگ عادلانه وسیله‌ای برای رسیدن به یک سری مقاصد سیاسی و ابزار تحقق آنها بود. در قرن نوزدهم ملت‌های اروپایی شکل پیدا می‌کنند و در میان آنها جنگ‌هایی صورت می‌گیرد که در این جنگ‌ها باز هم مفهوم جنگ عادلانه و همین‌طور صلح مطرح می‌شود. معنای صلح در این فرازها این است که یک جنگنده و حاکم با یک جنگنده دیگر صلح می‌کند. در این برهه کسی فکر نمی‌کند که چه علل و عواملی باعث جنگ و صلح می‌شود؛ نه جنگ به عنوان یک ابتلا و شر مطرح است و نه صلح به عنوان یک ضرورت. اما در قرن بیستم و با پیدایش جنگ جهانی اول و دوم آشکار می‌شود که جنگ شر است و زندگی انسانی را تهدید می‌کند، چون در این جنگ‌ها سلاح‌هایی پیدا شد که قابل مقایسه با سلاح‌های قرون گذشته نبود. با این وصف تقسیم جنگ عادلانه و غیرعادلانه معنای خود را از دست داد. صلح هم به این معنا که دو حاکم و فرمانده با هم صلح می‌کنند، معنای خود را از دست داد و سرنوشت همه انسان‌ها با صلح گره خورد.

نکته دیگر این است که پیدایش سلاح‌های اتمی به‌طور کلی قضاوت‌ها درباره جنگ و صلح را عوض کرد. سپس این موضوع مطرح شد که وضعیت بد دنیا نتیجه سلاح‌ها است و باید این سلاح‌ها را نابود کرد. مقداری هم در این وادی پیشرفت حاصل شد اما در نهایت به بن‌بست خورد. بعد این بحث شکل گرفت که ما باید به علل پیدایش سلاح‌ها توجه کنیم، نابود کردن سلاح‌ها کافی نیست. پیدایش سلاح‌های اینچنینی معلول و نشانه یک بیماری و نابسامانی است و تنها با از بین بردن آنها مسئله حل نمی‌شود. متفکران دنیا به این نتیجه رسیدند که این سیاست‌های غلط است که باعث پیدایش این سلاح‌ها می‌شود. بنابراین تاملات بر روی این متمرکز شد که سیاست‌های انسانی و سیاست‌های غیرانسانی چیست. عاقبت به این نتیجه رسیدند که هرقدر همکاری میان ملت‌ها برای انجام وظایف مربوط به حل کردن مسائل و مشکلات زندگی بشر در دنیای امروز بیشتر شود به همان اندازه نیاز به سلاح کمتر می‌شود.

اینجا منظور دیدگاه‌های اخلاقی یا احساسی نیست، بلکه این پرسش مطرح است که چگونه می‌توان با تحلیل‌های عقلانی انسان‌ها را قانع کرد که همکاری بین‌المللی برای تحقق صلح ضرورت دارد و اگر این توافق در عرصه بین‌المللی محقق نشود مطمئنا مسابقه تسلیحاتی و تهدیدهای متقابل ره به جایی نمی‌برد و پندهای اخلاقی هم به جایی نخواهد رسید. 8 سال قبل جمعیتی متشکل از مسلمانان و مسیحیان به دعوت موسسه عالی سنت گابریل در اتریش (وین) دورهم گرد آمدند تا عمده‌ترین اصول برای نزدیک شدن انسان‌ها و کم شدن بغض انسان‌ها نسبت به یکدیگر را گردآوری کنند تا اینکه چند ماه پیش نشستی در اتریش برگزار و آخرین بیانیه این جمعیت به صورت رسمی منتشر شد. در این بیانیه که به امضای 10 نفر رسید، 10 اصل صلح تدوین شد و هر یک از امضاکنندگان متعهد شدند که این 10 اصل را در کشور خود معرفی و ترویج کنند. اما این اصول چیست؟

اصل اول: هیچ صلحی بدون عدالت و هیچ عدالتی بدون صلح قابل تحقق نیست
این اصل ناظر به کسانی است که یا فقط از عدالت در دنیا حرف می‌زنند یا فقط از صلح. در حالی که نمی‌شود خواهان عدالت بدون صلح بود و همین‌طور صلح بدون عدالت. به‌طور مثال، نمی‌توان از فلسطینی‌ها صلح خواست بدون توجه به عدالتی که باید در آنجا رعایت شود و نمی‌توان در جای دیگری از کسانی عدالت خواست بدون اینکه همراه با صلح باشد. عدالت بدون صلح به این معنا است که من می‌خواهم به زور شمشیر عدالت را اجرا کنم. صلح و عدالت از همدیگر غیرقابل انفکاک هستند.
اصل دوم: هیچ صلحی در جهانی که نابرابری‌های اجتماعی و فقر و گرسنگی در آن وجود دارد، محقق نمی‌شود
انسان‌ها زمانی به هم نزدیک می‌شوند که فاصله‌ها از میان آنها برداشته شود، تا فقر و گرسنگی و نابرابری‌های اجتماعی و خودی و ناخودی و رانت است و کسانی می‌توانند همه کار کنند و کسانی نمی‌توانند هیچ کاری بکنند، انسان‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند، چون کسی که در فقر شدید به سر می‌برد نسبت به کسی که در رفاه شدید به سر می‌برد بغض دارد. وقتی کسی مثلا یا ثروتی که در دست دارد سرنوشت دیگران را به دست گرفته و به آنها اعتنا نمی‌کند صلح قابل تحقق نیست. این موضوع ربطی به اتفافات داخلی کشور ندارد و در عرصه بین‌المللی تدوین شده است چرا که در عرصه جهانی نیز اگر کشوری مانند آمریکا بخواهد منویات خود را تحمیل کند صلح اتفاق نمی‌افتد.
اصل سوم: هیچ صلحی بدون رد مطلق خشونت قابل تحقق نیست
معنای خشونت اجرای قانون نیست، بلکه اجرای مقاصد سیاسی با تمسک به زور است. هیچ صلحی بدون رد قاطع و مطلق خشونت در دنیا امکان‌پذیر نیست و با اعمال خشونت انسان‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند، مخصوصا اگر اعمال خشونت به نام دین انجام شود. این اعمال خشونت انسان‌ها را بیشتر از هم دور می‌کند.
اصل چهارم: هیچ صلحی در جهان بدون به رسمیت شناختن حرمت درونی و ذاتی همه اعضای خانواده بشری و بدون وجود یک سیستم حقوقی به عنوان تضمین‌کننده حقوق بشر تحقق پیدا نمی‌کند
در این اصل از نزدیک شدن انسان به انسان سخن می‌رود نه از نزدیک شدن مسلمان به مسلمان و مومن به مومن. این دو مسئله با هم فرق دارد. صلح جهانی به معنای نزدیکی انسان به انسان به ماهو انسان است. پیروان هیچ دینی نمی‌توانند پیروان ادیان دیگر را با زور به دین خود درآورند. باید انسان به‌واسطه انسان بودنش حرمت داشته باشد. حال اگر یک حقوق بشر متافیزیکی درست کنند یا حقوق بشری که مسلمان‌ها بیشتر از آن بهره‌مند هستند، این به صلح منجر نمی‌شود. در یکی از کتاب‌هایم توضیح داده‌ام، حقوق بشری که برخی از آن سخن می‌گویند بین‌المومنین است اما صلحی که در جهان ‌باید رخ دهد بین ابنای بشر است. در این صورت نمی‌توان گفت ما مسلمانان بیشتر حق داریم. وقتی اینگونه می‌گویند، انسان‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند. اگر بپذیریم که این مقدمات درست است نمی‌توان از موازین آن تخلف کرد. اگر مراعات کامل اعلامیه حقوق بشر وسیله تحقق صلح در دنیا است که هست پس باید از آن حمایت کنیم. تحقق صلح نیاز به یک سیستم حقوقی در داخل کشورها دارد، نه پند اخلاقی. پند اخلاقی و تضمین حقوقی با یکدیگر تفاوت دارد. ما معمولا پند اخلاقی می‌دهیم، اما اگر این پندها بی‌فایده باشند، باید یک سیستم حقوقی وجود داشته باشد که این سیستم، حقوق افراد را در هر جامعه‌ای تضمین کند، سیستمی که بر مبنای حقوق بشر تعیین شده باشد.
اصل پنجم: هیچ صلحی در دنیا پایدار نیست، مگر اینکه بنیادهای کثرت‌گرایی اجتماعی به رسمیت شناخته شود
کثرت‌گرایی در تفکر، کثرت‌گرایی در وجدان‌ها و آزادی دینی باید به رسمیت شناخته شود وگرنه، انسان‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند. چارچوب‌های قانون اساسی کشورها باید در درجه اول مردم خود کشورها را به هم نزدیک کند. هر فردی به‌گونه‌ای فکر می‌کند. ممکن است من طرز تفکر دینی کسی را درست ندانم اما باید تفکر و عقیده او را به رسمیت بشناسم. معنی به رسمیت شناختن این است که فرد امکان بیان و انتشار عقیده خود را داشته و مخالفان نیز امکان نقد آن را داشته باشند. برخی در جامعه‌های مسلمان عوامل حکومت‌ها می‌نویسند یا می‌گویند که فردی را مجبور به تغییر دین نمی‌کنیم. در حالی که آزادی دین به این معناست که اگر کسی در دین با تو تقابل داشت در عرصه سیاسی نباید با شما تفاوت داشته باشد. اینکه ما شما را مجبور به تغییر دین نمی‌کنیم، به معنای آزادی دین نیست. آزادی دین به این معناست که دین هیچ‌کس باعث محرومیت او از مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی نشود.
اصل ششم: گفت‌وگو
در اینجا منظورمان از گفت‌وگو اهمیت می‌یابد. گفت‌وگو باید به این منظور اتفاق بیفتد که آگاهی همه طرف‌های گفت‌‌وگو درباره مسوولیت‌هایشان برای حل مشکلات بشریت، عمق پیدا کند، نه اینکه حقیقت مشخص شود. متاسفم از اینکه برخی «گفت‌وگو» را به معنای روشن شدن حقیقت به کار می‌برند. دیالوگی که امروز در دنیا مطرح است، برای حل مشکلات است نه اینکه معلوم شود که تو حقیقت را می‌گویی یا من. گفت‌وگو برای ممکن ساختن نزدیک شدن انسان‌ها به یکدیگر است به منظور احساس مسوولیت بیشتر در حل مشکلات همه بشریت.
اصل هفتم: هیچ صلح پایداری بدون آمادگی برای حل مسالمت‌آمیز نزاع‌ها و جلوگیری از نزاع‌های آتی محقق نمی‌شود
مقصود از حل نزاع این است، کسانی که در کنار هم برای حل مشکلات می‌نشینند آمادگی این را داشته باشند که به صورت صلح‌آمیز و به‌گونه‌ای که نفع همه در آن باشد، مشکل را حل کنند، نه آنکه ببینند زور چه کسی بیشتر است.
اصل هشتم: صلح پایدار به وجود نمی‌آید مگر اینکه تعلیم و تربیت بر اساس ارزش‌های عالی انسانی و دینی شکل گرفته باشد، نه بر اساس تقلید و سنت
پدری و مادری که فرزند خود را تربیت می‌کنند یا حکومتی که برنامه‌های آموزشی می‌نویسد چه نگاهی به مسئله آموزش دارند؟ آنها تلاش می‌کنند که اصول آموزش بر اساس سنت‌های خودشان باشد. حال آنکه چیزی که انسان‌ها را از هم دور می‌کند اصرار بر سنت‌های گذشته است. این مصداق همان آیات قرآن است که در آن می‌گویند، چون پدران ما اینگونه بوده‌اند، ما هم باید از آنان تبعیت کنیم. یک بار که در حسینیه ارشاد درباره «نواندیشی دینی و مسئله زن» سخنرانی کردم، گفتم که فلسفه تربیت در عصر حاضر ساختن برای آینده است، نه تقلید از گذشته. امروز ما باید فرزندان خود را تربیت کنیم برای اینکه در آینده انسانی‌تر و با مشکلات کمتر زندگی کنند. معنای تربیت این نیست که ببینیم پدران ما در گذشته ما را براساس چه سنت‌هایی تربیت می‌کردند و حالا ما هم فرزندان خود را آنگونه تربیت کنیم. ما باید چشمان فرزندان خود را به آینده باز کنیم تا فرزندانمان نگاه مثبت به همه انسان‌های دنیا داشته باشند، نه اینکه بریده از انسان‌های دیگر و فقط در کنار هم‌کیشان خود باشند. متاسفانه ما فرزندان خود را برای زندگی در جهان تربیت نمی‌کنیم، بلکه برای زندگی در کشور خود تربیت می‌کنیم و آن هم در دایره محدودی از فرهنگ‌هایی که در کشور وجود دارد. باید فرزندان خود را به‌گونه‌ای تربیت کنیم که سعه صدر داشته باشند. این‌گونه دل‌های انسان‌ها به هم نزدیک می‌شود. ما باید فرزندان خود را به‌گونه‌ای تربیت کنیم که توانایی این را داشته باشند که در هر شرایطی و در هر جای جهان درست تصمیم بگیرند.
اصل نهم: هیچ صلح پایداری تحقق پیدا نمی‌کند مگر اینکه زنان در همه ساحت‌های زندگی انسانی حقوق مساوی حضور داشته‌ باشند
تا زمانی که در زنان حس محرومیت وجود دارد، صلح پایه محکمی پیدا نخواهد کرد. اگر داخل یک خانواده‌ یک خانم احساس کند که تبعیض وجود دارد، اساس این زندگی خانوادگی نمی‌تواند بر عشق و علاقه باشد. در زندگی اجتماعی و سیاسی هم اگر زنان احساس کنند تبعیض هست و نمی‌توانند با همه توان به مشارکت اجتماعی و سیاسی بپردازند آن جامعه بر اساس صلح استوار نخواهد بود. این کافی نیست که ما فقط محاسبات فقهی داشته‌ باشیم و بگوییم در این محاسبات فقهی بانوان چه مقدار سهم دارند. یک چیز خیلی مهم هم مطرح است. نیمی از انسان‌ها بانوان هستند و در آنها آگاهی‌های زیادی ایجاد شده است. برای حل مشکلات بشریت این دو جنس باید با هم به تعاون و تعامل برسند و این کار با تبعیض میسر نیست. در غیر این ‌صورت صلح در جوامع و جهان تحقق پیدا نمی‌کند. زن امروز به لحاظ خواسته‌ها و توانایی‌ها، غیر از زن 400 سال پیش است. من در حسینیه ارشاد که صحبت می‌کردم یکی از خانم‌ها گفت: «مگر در دوران پیامبر اکرم گفته نمی‌شد که بهتر است زن از خانه بیرون نیاید؟» من گفتم، زن امروز زن آن روز نیست. زن آن روز اگر از خانه بیرون می‌آمد چه کاری می‌توانست بکند؟ آیا پارلمان و وزارتخانه بود؟ مدرسه بود؟ باید دید اینکه گفته شده زنان بیرون نیایند در چه شرایط تاریخی گفته شده است.
اصل دهم: صلح پایدار به وجود نمی‌آید مگر اینکه به صورت مناسب و شایسته حقوق اقلیت‌ها به رسمیت شناخته شود
به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت‌ها به این معناست که اقلیت‌ها بتوانند خود را تکامل ببخشند، یعنی بتوانند شکوفا شوند و فرهنگ خود را شکوفا کنند؛ به آنها نگوییم که اگر فرهنگ خود را شکوفا کنی با فرهنگ من تعارض پیدا می‌کند چون ممکن است منطق تو قوی‌تر باشد و منطق من ضعیف‌تر و در نتیجه من مغلوب شوم.

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ - هاشم فردوئى